جلسه 010 - پیام‌های عاشورا
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - پیام‌های عاشورا

پیام های عاشورا؛ جلسه 10 سلام محضر مبارک همه شما سوگواران و عزاداران امام حسین علیه‌السلام و ارادتمندان معصومین ع عزاداری ها تون قبول باشد .با برنامه امروز روشنا در خدمتتان هستیم به امید همدلی و همراهی شما ،در خدمت کارشناس برنامه هستیم و ادامه مبحث عرفان عاشورا . بنده هم سلام عرض می‌کنم خدمت همه بینندگان عزیز ان‌شاءالله همه عزاداری ها مقبول درگاه خداوند باشد و اجرش هم ان‌شاءالله ذخیره آخرت همگی مان باشد . بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم الحمدالله رب‌العالمین وصل الله علی محمد و آله طیبین و طاهرین . خوب یک آیه‌ای که به عنوان پایه انسان‌شناسی و عرفان اسلامی خیلی اهمیت دارد، آیه بیست و چهار سوره مبارکه توبه ،خب ترجمه آیه خیلی مهم است، گفتیم که آیه با قل شروع شده است یعنی شاه کلید است، برای همه زندگی انسان. این آیه کمک می کند که ما در طول زمان همیشه خودمان را بشناسیم چون شاخص داریم شاخص این است که ما به کمال مطلق برسیم به الله برسیم اسماء و صفات حق تعالی در ما روزبه‌روز بیشتر ظهور پیدا بکند .آن اسم هایی که ما تقریباً حدود هزار اسم در جوشن کبیر می‌خوانیم ببینیم در طول زندگی ما چه قدر اسم گیری کرده‌ایم کمال گیری کرده‌ایم و به حق تعالی نزدیک شده‌ایم یک مقیاس بسیار مهم برای تشخیص عرفان‌ های حقیقی از عرفان‌های کاذب، یعنی عرفان حقیقی در واقع و عرفان ناب از عرفان کاذب هم همین آیه هست . چون ببینید در کشورهای دیگر و کشور خودمان هم البته تحت تاثیر این تهاجم‌ها وناتو فرهنگی ،عرفانهای کاذب رسوخ کرده،در کشورهای دیگر چون اساسا مکاتب ،مکاتب طبیعت گرایی بوده ومردم خیلی سال هست که به بن بست رسیده اند،برای جلو گیری از اینکه مبادا مردم به سمت عرفان های حقیقی،اسلام ناب بروند،مکاتب عرفانی زیادی را تولید میکنند،ودر مقابل مردم قرار میدهند، حتی موسیقی های عرفانی یا چیزهای دیگر، تا مردم بتوانند با یک سلسله امور ماورایی مشغول باشند ،وآن طبیعت گرایی آزار دهنده وتکراری آنها را از زندگی طبیعت گرایانه نبرد. بنابراین دائما دارند تولید عرفان میکنند و عرفان فروشی میکنند ، آدمهایی را شاخص میکنند، مکاتبی را شاخص میکنند تا نگذارند که مردم به سمت عرفان ناب راه پیدا بکنند. مکاتبی مثل عرفان های سرخ پوستی ،پائولو کوئیلو،کریستامورتی ، اوشو ومسائلی از این قبیل ،که حالا خود شبکه هم من خبر دارم در رابطه با این عرفان های کاذب بحث هایی را داشته است. این آیه وبحث لا اله الا الله که دیروز کردیم مبنای اصلی برای تشخیص اسلام ناب ،عرفان ناب، از عرفانهای کاذب و اسلام های کاذب هست ،اسلام های دروغین. آیه می‌گوید که علامت این‌که یک نفر سلامت باشد و حرکتش به سمت خداوند تضمین شده است دل او و عشق او است ببینید بدن وقتی‌که مریض باشد عکس‌العمل از خودش نشان می دهند روح هم اگر مریض باشد از خودش عکس العمل نشان می دهد،علامت دارد .درواقع ما داریم یک طب عرفانی را با این آیه کار میکنیم ،یک طب روحانی را با این آیه کار می‌کنیم . می‌فرماید اگر ما بخواهیم تشخیص بدهیم که خودمان چقدر انسانیم چقدر رشد انسانی داشته‌ایم و حتی دیگران را بتوانیم بشناسیم چون به این شناخت ما نیاز داریم انسان دچار توهمات زیادی از خودش می شود گاهی وقت‌ها فکر می‌کند که خیلی آدم خوبی است خیلی آدم بامعرفتی است خیلی آدم معنوی است ولی وقتی توی شاخص که می‌گذاریم معلوم می شود که نه این‌جوری نیست مثل وضعیت جسمانی است که انسان در ابتدا فکر می‌کند که وضعش خیلی خوب است از نظر جسمانی ولی وقتی که آزمایش می دهد می‌بیند که خب چند تا چیز خطرناک توی خونش هست یا توی بدنش هست که ممکن است برایش دردسرساز بشود این آیه در واقع یک شاخصه بسیار مهم است که ما هر لحظه می‌توانیم خودمان را تست بکنیم مثل یک سونوگرافی است که می‌توانیم توی خودمان را ببینیم، ببینیم که این روح ما الان از نظر انسانی و از نظر عرفانی در چه موقعیتی قرار دارد . ۸تا چیز را این آیه معرفی میکند در مقابل سه تا چیز ،وبعد میگوید که اگر عشق شما به این هشت چیز بیشتر از سه چیز هست دچار انحراف هستید ، یعنی مسیرتان به سمت کمال انسانی نیست به سمت جهنم است، قطعا به سمت جهنم است. ولی اگر آن سه چیز را بیشتر از این هشت چیز دوست دارید ، نه جریان شما یک جریان سالم ورو به بهشت و رو به معرفت هست . اول اون هشت چیز را معرفی میکند وبعد اون سه چیز اصلی را که ماباید به آن دل بدهیم .پس ملاک در عرفان دل دادگی وعشق به حق تعالی است.مبنا برای اینکه یک آدم چقدر قیمت دارد این هست که چی را دوست دارد ،کی را دوست دارد،عالی ترین معشوق های دلش ، محبوبترین هایش چه کسانی هستند. در بحث های انسان شناسی ما اینها را مفصل توضیح داده ایم که هر کس میخواهد بداند چقدر قیمت دارد ببیند هوس چه چیزی را میکند،آرزوی چی را دارد در تنهایی در خلوت ،موقع خواب عقربه دلش ،عقربه ذهنش سراغ چه معشوقی میرود ،قیمتش

هم همان هست ،آدم کامل میتواند بفهمد که چقدر قیمت دارد ، بالاترین ارزشها ی وجودیش از چه سنخیتی است ، از سنخ کمالات جمادی است یا کمالات نباتی ،ویا کمالات حیوانی ،یا کمالات عقلی ، اگر اینها باشد انسان هنوز به آن رشد انسانی نرسیده است ولی اگر به کمالات فوق عقلانی ، کمالات الهی و انسانس ،انسان کشیده شود،خوب معلم است که روندش ،روند سالمی هست. آن هشت چیز چی هستند: پدرانتان که مادران را هم دربرمی‌گیرد پسرانتان که دختران را هم دربر می گیرد همسرانتان برادرانتان که خواهران را هم دربر می‌گیرددرواقع کلاً اعضای خانواده قوم و قبیله و عشیره تان مباحثی مثل ملی گرایی ناسیونالیسم و سه چیز دیگر که انسان خیلی برای این‌ها تلاش می کند اموالی که جمع کرده‌اید شغل و تجارت کسب و کار دنیایی و همچنین خانه‌هایتان خانه‌هایی که دوستشان دارد در این مسکن‌ها راضی هستید خداوند در این آیه هشت تا از مهم‌ترین دل‌دادگی های دنیایی را آورده است. دل‌دادگی های خانوادگی قومی و قبیله‌ای و مادی کمالات جمادی کمالات حیوانی و کمالات دیگر را هم را در این آیه آورده است مهم‌ترین مصادیق دل‌دادگی دنیایی را در این آیه آورده است . خداوند می‌فرماید اگر این هشت چیز محبوب تر هستند در نزد شما از سه چیز آن سه چیز چیست خدا یعنی کمال مطلق رسول خدا یعنی مظهر خدا و تنها وسیله‌ای که ما را به خدا می‌رساند و جهاد در راه خدا یعنی تلاش برای رسیدن به الله اگر آن هشت چیز از این سه چیز برای شما عزیزتر هستند منتظر دردسر باشید منتظر عذاب و بدبختی باشید خداوند آدم‌های منحرف را هدایت نمی‌کند چرا کلمه فاسق را به کار می‌برد این خیلی مهم است یعنی می‌گوید کسی فاسق است فسق یعنی خروج از اعتدال از حالت طبیعی وقتی یک موجودی از حالت طبیعی خارج می شود اصطلاحاً درمورد او کلمه فسق را به کار می‌برد مثلاً گربه بیاید علف خور شود گوسفند بیاید گوشت‌خوار شود مثلاً ما از بوی عطر خوش‌مان نیاید از بوی گلاب خوش‌مان نیاید از بوی مطبوع غذا خوش‌مان نیاید اصطلاحاً می‌گویند ذائقه شخص دچار فسق و انحراف شده است جزء حالت‌هایی که ما در سرماخوردگی و زکام داریم شخص تا یک مدتی از بوی گل و غذا بدش می آید این را به آن، فسخ می‌گویند قرآن می‌گوید اگر کسی به دنبال کمال مطلق نباشد و کمال محدود را به کمال مطلق ترجیح دهد فاسق است چرا چون هیچ عقل و شعوری به ما نمی‌گوید که ما محدود را بچسبیم و بی‌نهایت را رها کنیم . مثل این‌که یک کسی مثلاً فرض کنید یک میلیون تومن پول را ترجیح بدهد به یک میلیارد تومن پول خب این معلوم است که عقل ندارد این معلوم است که حالت طبیعی ندارد یا یک کسی بگوید من پنجم ابتدایی را به سیکل ترجیح می دهم یا سیکل را به دیپلم ترجیح می دهم یا دیپلم را به دکترا ترجیح می دهند معلوم است که این حالت حالت طبیعی نیست چرا چون ذات انسان کمال خواه است ذات انسان بی‌نهایت طلب است می‌خواهد خودش را به بی‌نهایت برساند . لذا قرآن می‌فرماید اگر آن هشت چیز برای شما محبوب‌تر از این سه تا هستند مسیر روحی شما دچار انحراف است شما فاسق هستی ،فاسق هستی یعنی چه ؟یعنی از اعتدال خارج شده ای .اگر این سه تا محبوب‌تر نباشند در نزد شما به آن هشت چیز برتری داشته باشند شما فاسق هستی و دیگر طبیعی نیستی تمام آرزوها و آمال ات و هوس‌هایت و انتخاب هایت و ارتباط هایت و دغدغه‌ها و خواب‌ها و خیال‌هایی که می‌بینی در این هشت چیز است همیشه هیچ‌وقت به آن سه چیز کار نداری نه با الله کارداری که کمال مطلق است نه با پیامبر و اهل‌بیت کارداری که الگوهای اصلی و پدران آسمانی و خانواده آسمانی تو هستند تو درواقع از خانواده آسمانی‌ات می‌بری وقتی که با اهل‌بیت کار نداری ،جهاد یعنی تلاش برای رسیدن به خدا مثل سیدالشهدا ،یک درس عرفانی که امام حسین می دهد یعنی همین یعنی ما حاضریم برای رسیدن به حق تعالی برای رسیدن به خدا همه چیزمان را فدا بکنیم . خب ما آیه را ترجمه کردیم و توضیح مختصری هم در مورد آن دادیم دقت باید کرد که خداوند تبارک و تعالی که خالق همه چیز هست به همه اندازه‌ها دست اوست و در قرآن هم تاکید دارد که هر چیزی در نزد ما اندازه و مقدار و عدد و رقم دارد قیمت ها را خدا مشخص می‌کند به اندازه ها را خدا مشخص می‌کند خدا وقتی که به انسان می‌رسد و انسان‌ها را قیمت‌گذاری می‌کند بعضی‌ها را معادل سنگ می‌داند بعضی می گوید این‌ها زندگی‌شان بیشتر از یک سنگ نمی‌ارزد بعضی‌ها را کمتر از سنگ می‌داند بعضی‌ها را مثل یک گیاه می‌داند بعضی‌ها را مثل یک حیوان بعضی‌ها را پایین‌تر از حیوان و بعضی‌ها را به‌عنوان انسان معرفی می کند یعنی این‌ها میوه شده‌اند این‌ها کسانی هستند که توانستند به قیمت انسانی راه پیدا بکنند خوب قاعده‌اش هم همینی بود که خدمتتان عرض کردیم اگر یک انسانی که روح بی‌نهایت طلب را از خدا امانت گرفته بیا ردش در این دنیا و ضایعش بکند و خرابش بکند به جایی این‌که کمالات بی‌نهایت و الله را

دریافت بکند اسم‌های خدا را دریافت بکند رفت سراغ جمادات عمر داد بی‌نهایت داد محدود گرفت ، روح بی‌نهایت طلب خودش را محدود کرد . حتی اگر از روی نا آگاهی باشد؟ بله دیگر به هر حال رشد طبیعی نکرده است ،حالا اینکه چون نا آگاه هست در آنطرف با او چه برخوردی میشود، آن فرق دارد ، آگاه با نا آگاه قطعا یکی نیستند.ولی اگر یک کسی اینکار را کرد طبیعی زندگی نکرده یعنی این آفریده شده برای این‌که تا قرب الی‌الله بالاتر از بهشت برود و خودش را ضایع کرده و در جهنم نگه داشته است روح بی‌نهایت طلب را صرف کمالات جمادی نباتی و حیوانی کرده است تمام عمرش فقط همین بوده است محصول عمر این شخص تمام صرف شده است و شده‌است دوتا ویلا شده است چند تا ماشین شده است چند تا خونه شده است مثلاً چند تا بچه ب،فکر می‌کند خیلی موفق شده است مثلاً شده‌است یک مدرک تحصیلی یک شهرت یک محبوبیت این‌ها خیلی خیلی پایین‌تر از آن چیزی هست که انسان برای آن آفریده شده است . وبرعکس کسانی که هرچه بیشتر کسب می‌کنند تازه متوجه می‌شن که هیچ چیز نمی‌دانند . بله چون به بی‌نهایت می رسند یعنی چون با بی‌نهایت سنجیده می شوند دائماً این سیر را سر راه دارد ،خود رسول خدا هم به خداوند تبارک و تعالی همین راعرض می‌کند که من هنوز و هنوز و هنوز راه دارند که باز به تو نزدیک بشوم . خب پس این خداست که دارد قیمت انسان‌ها را مشخص می‌کند یک بحث تئوری و یا مثلاً بحث روان‌شناسی و جامعه‌شناسی نیست و یک نظر شخصی نیست که مثلاً من بیایم در یک برنامه کارشناسی زنده بنشینم یک نظر شخصی بدهم راجع به قیمت انسان‌ها به ارزش انسان‌ها یا عرفان بلکه دقیقاً آن چیزی است که خود خداوند تبارک و تعالی به‌عنوان خالق آسمان‌ها و زمین و خالق انسان و خالق همه مراتب زندگی انسان دارد برای انسان تعیین می‌کند می‌گوید شما این مراتب را دارید مراتب جمادی گیاهی حیوانی فرشته‌ای و انسانی بنابراین خود را به مقام انسانی برسانید و ملاک برای این‌که آیا در این مسیر هستید یا نه این است که چقدر عاشق خود خدا هستید کمال مطلق چون انسان وقتی هدف را دوست نداشته باشد مطلق را دوست نداشته باشد انحراف پیدا کرده است گ. در ادامه همین مبحث میتوانیم بهترین الگو خودمان را همین واقعه عاشورا قرار بدهیم . چون همه این‌ها آمدند و نشان دادند که عشق یعنی چه خدا را خواستن یعنی چه از خانواده گذشتن از پول گذشتن یعنی چه؟چون اصحاب عاشورا همه کسانی هستند که این هشت مورد برای آنها پیش آمده بود،عمرسعد به امام حسین می‌گوید من خانه‌هایم را از دست می دهم اگر بیایم پیش تو ،ببینید این مسکن مانع می شود یا بعضی‌ها به خاطر زن و بچه نیامده‌اند بعضی‌ها به خاطر موقعیت اجتماعی‌شان نیامده‌اند دقیقاً عاشورا دارد نشان می‌دهد که آن چند نفری که آن‌جا جمع شدند به عنوان اصحاب سیدالشهدا ع از همه این شهوت‌ها و کمالات پایین‌تر گذاشتند . نکته‌ای که هست که ممکن است اشتباهاً در عرفان اسلامی و اخلاق اسلامی این گفته شود این است که خداوند نمی‌گوید مااین هشت تا را دوست نداشته باشیم،این خیلی مهم است .بعضی‌ها فکر می‌کنند که وقتی می‌گوییم عرفان و خدا یعنی ما باید نسبت به بقیه عاطفه نداشته باشی پول دوست نباشیم خونه را دوست نداشته باشیم شغل را دوست نداشته باشیم خانواده را دوست نداشته باشیم خیر اگر یادتان باشد جلسه گذشته عرض کردیم کسی به خدا نزدیک‌تر است که بیشتر عاشق همسرش باشد بیشتر عاشق خانواده اش باشد ،خود سیدالشهدا علیه‌السلام در اوج عشق و عاطفه نسبت به خانواده‌اش است عرض کردم یک شب که رباب و سکینه نبودند در فراغ ان‌ها شعر گفت اصلاً خداوند به ما نمی‌گوید پول و شغل و مسکن را دوست نداشته باشید یا از تجارت بدتان بیاید این پیغمبر خدا است که می‌گوید برکت ده قسم است و نه قسم آن در تجارت است نمی‌گوید که از این‌ها بدتان می آید و دنیا را دوست نداشته باشید ،این عرفان اسلامی بر خلاف سایر عرفان‌ها ما را از دنیا نمی‌کند ،دنیا را پیش ما منفور نمی‌کند آدم‌ها را پیش ما منفور نمی‌کند ما را به انزوا و مچاله گی نمی‌کشاند می‌گوید آن‌ها را هر چقدر می‌خواهید دوست داشته باشید و فعالیت اجتماعی سیاسی و خانوادگی و اقتصادی بکنید ،بکنید ،ولی باید خدا رسول و جهاد در راس این سه تا قرار بگیرند. خب هرچند این بحث بحث خیلی مفصلی است و ما در این جلسات یک معرفی از این جور مباحث می‌کنیم که یک آشنایی کلی ان‌شاءالله حاصل شود . در مورد این سه تا باید صحبت بکنیم پس آن هشت تا دوست داشتنشان هیچ مانعی ندارد انسان دوست داشته باشد ولی نباید عشق به آن‌ها به عشق به خدا و جهاد و رسول و پیامبر اگر می‌گوییم یعنی همان اهل‌بیت پیامبر یعنی در پنج آیه دیگر ما را از پیغمبر به اهل‌بیت او اعاله می دهد ،چهارده معصوم را درواقع می‌گوییم ،که درواقع خانواده حقیقی ما هستند اصل و ریشه ما هستند و خانواده آسمانی ما هستند آن‌ها را دوست داشته باشیم ولی این سه تا باید برتری د

اشته باشد اگر یک نفر خانواده‌اش را دوست نداشته باشد طبیعی نیست پدر و مادر و همسرش را دوست نداشته باشد این غیرطبیعی است به آن می‌گویند فسق. اگر یک نفر خدا را که اصل و ریشه اش است و کمال مطلق است دوست نداشته باشند مثلاً کسی نمی‌تواند بگوید که من زیبایی مطلق را دوست ندارم جاودانگی را دوست ندارم کرامت را دوست ندارم مهربانی را دوست ندارم اگر کسی به خدا انس نداشته باشد درواقع دچار انحراف در روح شده است . یک سوال میتوانم بپرسم،یعنی این انسانهای بدی که ظلم کردند در واقعه عاشورا ، ظالم بودند ،یعنی اینها این شرایط را نداشتند، یعنی اینها اهل این جور چیزها نبودند ،یعنی دلشان جاودانگی نمیخواست؟ چرا،یک توضیح مختصری در جلسات قبل دادیم گفتیم که رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست اگر یادتون باشه . مصداق را اشتباه میگیرند ،یعنی اینها وقتی که اون روح بینهایت طلبشون عمل میکند مثلاً پول زیاد قدرت زیاد لذت زیاد را می‌خواهند نمی‌توانند که در وافق کمال مطلق خداست . منظورم این است که من میگویم عاشق خدا هستم این حرف است ،واقعاً از ته دل من عاشق خدا هستم یا فکر می‌کنم عاشق خدا هستم ؟ نه اگر انسان پیدا بکند که مصداق الله است مسیرش را درست می رود یعنی به آن سمت نزدیک می شود ولی آن‌ها شناختی که از الله داشتند شناخت غلطی بود. البته سوال شما سوال خیلی خوبی است و من می‌خواستم در مورد همین هم صحبت کنم ببینید چه می‌شود که انسان آن سه تا را به این هشت تا ترجیح می دهد ،چه جوری می شود انسان عاشق الله می شود عاشق خانواده آسمانی خودش یعنی جاودانگی خودش می‌شود و تلاش و جهاد را مثل اصحاب عاشورا می‌پذیرد چگونه می‌شود این یک مبنای معرفتی دارد یعنی آدم باید بفهمد که از بین معشوق‌های مختلف کدامش قیمت دارد که من انتخابش کنم . چون روح ما این قابلیت را دارد هم می تواند عاشق جماد باشد یک عمر انسان دنبال طلا و الماس و نقره با سنگ و این‌ها بیفتد خانه اتومبیل باز شود یا کمالات جمادی مثل خوشگلی و پوست و پارچه و زیبایی‌های ظاهری یا کمالات حیوانی مثل همین بحث‌هایی که عرض کردیم مقام موقعیت شهرت قدرت و لذات و خانواده‌داری و چیزهای دیگر یا کمالات علمی مثلاً یکی هست که تمام عمرش را می‌گذرد دنبال یک رشته علمی کار می کند این‌ها بد نیست ولی قیمت انسان نیست . قیمت انسان به این است که اگر این‌ها را دارد جهت بدهد برای رسیدن به کمال فوق عقلانی خودش یعنی کمال ویژه انسانی که بی‌نهایت طلبی و الله خواهی است عاشق الله شود عاشق خداوند تبارک و تعالی شود اگر من این مشکل معرفتی هم حل شود و بدانم عشق من به همه اشیاء و هر کس را که من در دنیا دوست دارم و یا هر چیز را که من دوست دارم به این امید که رنگی از خدا دارد و بویی از خدا دارد و کمالی از خدا دارد ،به این خاطر من دیگر محبتم تنظیم می‌شود و می‌روم به سوی کمال مطلق . با توجه به این که خیلی از مخاطبین عزیز ما در خارج از کشور هستند، محیط خیلی تاثیر دارد در این بحثی که شما فرمودید ،درست است،مخاطبین ما الآن در محیطی هستند که لحظه به لحظه در خطر هستند ،با توجه به فرهنگ آن کشور،چه کنند وچه کنیم ؟ البته همان‌طور که قبلاً عرض کردیم در آن جا انسانهای خیلی برجسته و بزرگی داریم که توانسته‌اند بر محیط غلبه کنند و تغذیه مهم است مهم‌ترین مسئله مسئله تغذیه است یعنی پنج وعده ما نماز می‌خوانیم و می‌گوییم الله‌اکبر یعنی خدا بزرگ‌ترین است وقتی می‌گوییم قل هو الله احد ،سوره توحید که دیروز گفتیم هزار مرتبه وارد شده است قل هو الله احد ،و آخرش می‌گوییم و لم یکن لهوکفواً احد ،هیچ‌کسی مثل خداوند نمی‌شود . نماز عبادت خود گفتن ذکر لااله‌الاالله فوق‌العاده مهم است یعنی این‌که در روایت داریم که هیچ چیز به اندازه لااله‌الاالله ثواب ندارد ،چرا افضل عبادات هست برای این‌که همیشه به من می‌گوید تو معشوقت خداوند اگر کمالی را کمتر از آن انتخاب کنی خودت باخته‌ای و خسارت دیده‌ای لااله‌الاالله هیچ معشوقی برای تو غیر از کمال مطلق وجود ندارد بقیه کمالات غیر از خدا هم وسیله رسیدن توبه خدا هستند مواظب باش برای تو هدف نشوند . و دل دادن بیشتر به زندگی‌نامه معصومین ع بخصوص همین واقعه عاشورا و همین مبحث عرفان عاشورا ؟ معصومین کمالی هستند که خداوند به عنوان این‌که چون خداوند وقتی می‌خواهد ما را بسوی خود بکشاند باید ظهور خارجی داشته باشد تا ما را به سمت خودش ببرد وقتی می‌گوییم الله یک شخصی ممکن است بگوید خوب الله کجاست من چگونه باید الله و کمالات را بشناسم خداوند می‌گوید من برای تو یک جلوه انسانی می‌کنم که تو دیگر برایت ملموس و محسوس بشود یک عشق به اندازه دل خودت ایجاد می‌کنم برایت که بشناسی اش او می شود محمد لذا در قرآن می گوید پیغمبر اسوه شما است عاشق او باشیم عاشق خدا هستید او را اطاعت کنید خدا را اطاعت کرده‌اید . برگردیم سر بحث خودمان همان را داریم ادامه میدهیم این هم همان هست ،سوال خیلی س

Forwarded message: 

شکوفه قربانی [Sep 20, 2020 10:04:59 AM] 

وال بجا وخوبی بود وبه بحث ما کمک کرد ،اصلا از بحث خارج نشدیم . چقدر ما دلمان برای خدا تنگ می‌شود در روایت داریم هرکس می‌خواهد بداند قیمتش پیش خدا چه قدر است ببیند خدا پیش او چه قدر قیمت خیلی شاخص بزرگی است این مسئله من چه قدر پیش خدا قیمت دارم، می‌گوید ببین خدا و دستوراتش برای تو چقدر مهم است هر چقدر توبه خدا فکر می‌کنی دوستش داری و دلت برای او تنگ می‌شود و هوسش را می‌کنی و دستوراتش و کارهایش برایت مهم است راهکارهایی که داده است برایت مهم است و اصلاً می‌خواهی به او برسی و به او ملحق شوی پیش خداوند این قدر قیمت داری. یک روایت دیگر داریم که خیلی زیبا است می گوید به اندازه‌ای که می‌خواهید با خدا زندگی بکنید با او انس بگیرید ما قرار است چقدر با خدا زندگی بکنیم همه آن هشت موردی را که قرآن می‌گوید ما هیچ‌وقت با آن‌ها کامل زندگی نخواهیم کرد یعنی جاودانه نیستند و ابدی نیستند ولی خدا جاودانه است و ابدی است یعنی من به اندازه عمر خدا یعنی جاودانگی و ابدیت قرار است با خود خدا زندگی بکنم ،لذا وقتی که او معشوق نهایی و معشوق جاودانه من است کمال مطلق است زیبایی مطلق است از الان بهتر است که من با او دوست شوم نباید از او فرار کند نباید از او خسته شوم یک کسی که نماز چهار رکعتی او می شود دو رکعت و خوشحال می شود توی نماز مسافرت این یعنی این‌که انس ندارد یک شخصی که از تعقیبات می‌گریزد یعنی حوصله ندارد بنشیند و با خدا حرف بزند یک کسی که نماز نمی‌خواند آن که دیگر کفر است اصلا ولی یک کسی که اذان و اقامه را حذف می‌کند عبادت‌های اش را حذف می‌کند یعنی حوصله خدا را ندارد پس معلوم است که بخش انسانی او فعال نیست . مچکرم عالی بود، عاشورا فقط یک نام نیست بلکهتجسم عدالت خواهی است وقیام کربلا فریاد جاودانه عدالت خواهی است که تا ابد باقی است