جلسه 009 - پیام‌های عاشورا
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - پیام‌های عاشورا

پیام های عاشورا؛ جلسه9

بسم الله الرحمن الرحیم و به نام خدای حسین.

سلام خدمت همه بینندگان عرض تسلیت به مناسبت عاشورای حسینی خداوند شما و مارا با محمد وآل محمد محشور بفرماید.

ان شاءالله در برنامه امروز با استاد شجاعی قرار است که درباره پیامهای عرفانی کربلا صحبت کنیم.

مبحث برنامه درباره نهضت امام حسین ع ورسالت امام ع وسعی کردیم تا حدودی در جریان قرار بگیریم که واقعا عزادار حقیقی کیست و چه وظایفی دارد.

بسمم الله الرحمن الرحیم

امروز چون روز عاشورا هست ، بهتر دیدیم که عمیق ترین و مهم ترین پیام عاشورا را تقدیم بینندگان عزیز کنیم، که قطعا آمادگی وشایستگی دریافت این پیام را دارند و آن پیام عرفانی و عشق به خداوند تبارک و تعالی است. عاشورا جنبه های مختلف دارد. جنبه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی دارد و جنبه غم و جنبه حماسه دارد. جنبه حق طلبی، مبارزه با ظلم وستم، و عدالت طلبی دارد. ولی عالی ترین جنبه عاشورا جنبه عشق به حق تعالی است. ذوب شدن انسان در کمال مطلق و نزدیک شدن محدود به مطلق.

پایه اصلی عرفان اسلامی، اسلام ناب که در جلسات گذشته هم از آن یاد کردیم، عبارت است از اینکه انسان چون از روح خدا برخوردارر است، در روی زمین وقتی که می آید این روح به بدن تعلق می گیرد، عشق مبداء خودش را از دست نمی دهد و کماکان در پی جستجوی آن کمال مطلقی هست که از آن به زمین آمده است.

عاشق کمال مطلق و بی نهایت است و می خواهد به اصل و ریشه خود برگردد. بنابراین پایه اصلی و سنگ زیرین عرفان اسلامی، همان گزاره ای هست که پیغمبر فرمود: «قولو لا اله الا الله تفلحوا» بگویید که هیچ معشوقی برای انسان نیست مگر کمال مطلق، الله تا رستگار شوید و رستگاری انسان در گرو همین هستش که به کمال مطلق برسد. مغز مکتب انبیاء لا اله الا الله هست، یعنی عشق به حق تعالی چون اله یعنی معشوق برخلاف آنچه که در خیلی از ترجمه ها نوشته می شود، خدا و معبود نیست بلکه معشوق و آن چیزی است که به که به تعبیر امام باقر انسان را و اله میکند و شیدا و سرگردان خودش میکند.

یک مقدار در این باره توضیح بدهیم که بیشتر جنبه عرفانی روشن شود. ببینید بدون استثناء همه انسانهایی که روی زمین هستند یعنی بدون استثناء، مطلقا!، استثناء ندارد، همه چون از روح خدایی برخوردار هستند در روی زمین به قدرت محدود نمی توانند قانع شوند. همگی کمال مطلق و بی نهایت را دوست دارند. قدرت بی نهایت، لذت بی نهایت، حیات بی نهایت و جاودان، علم بی نهایت، آسایش و سعادت بی نهایت ، که همه در یک موضوع که کمال بینهایت هست جمع میشود، یا همان کمال مطلق که گفتیم در عربی از آن به الله تعبیر می کنند. درواقع همه عاشق الله هستند. این که امام هم فرمودند: حتی ریئس جمهور آمریکا هم عاشق خداست، همه همینطور هستند. هیچ کسی را شما پیدا نمیکنید که اینگونه نباشد.

اما افراد راه را برای رسین به این عشق گاهی وقتها اشتباه می کنند و در راه رسیدن به کمال نامحدود از مسیرهای محدود و به دنبال محبوبهای محدود می افتند.

اما در مکتب اسلام از اول به ما می گویند که آنی که تو دنبالش هستی آنی که جان تو را آرام میکند و تو به وسیله آن خوشبخت میشوی و هدف خلقت توست این است که به کمال مطلق والله برسی، خود پیامبر هم میفرماید: و نه من و نه هیچ پیغمبر دیگری پیامی مهمتر، بزرگتر و اساسی تر از لا اله الا الله برای انسان نیاورده است.

سنگ زیرین در تمام معارف و ادیان مختلف و اسلام عبارت است از لا اله الا الله. این که انسان عاشق حق تعالی است.

در واقع دین یک بنیه و پایه عاشقانه دارد و همه ماجرای نظام خلقت و دین و احکامش و آمدن انبیاء و کتاب برای تامین این عشق هست.

درواقع همه این خلقت این هست که انسانهای عاشق به معشوق خودشان که الله هست برسند. اگر کسی خواست راجع به اسلام نطر بدهد و بگوید اسلام چیست، امام حسین چیست و کربلا چیست باید یک کلام گفت عشق، عشق انسان به الله، این همه حقیقت دین هست. بقیه جنبه های دین مثل عدالت طلبی، حق طلبی، رفاه، آسایش، آرامش همه اینها شاخ و برگها هستند و اصل این است که یک محدود میخواهد به بی نهایت برسد. به جفت خودش و زوج خودش و الاه خودش برسد.

که اینها را تایک حدودی هم در رابطه معنا کرده ایم.

با این توصیفی که از لا اله الا الله کردیم که بالاترین گزینه برای انسان هست، قیمت هر انسانی مشخص می شود، قیمت هر انسانی به این هست که چقدر به الله رسیده است و چقدر لا اله الا الله در او تحقق یافته است. و چقدر حاضر شده است به مطلق نزدیک شود. چقدر کمالات بینهایت را دریافت کرده است و عرض کردیم برای دریافت کمالات بینهایت در بحث صبر عرض کردیم شما باید کمالات محدود بدهی تا بینهایت بگیری، یعنی ظرفیت های محدودت رو کاملا کم کنی تا ظرفیت های نا محدود پیدا کنی، اینجاست که عظمت کربلا مشخص میشود، و عظمت سیدالشهدا و عاشورا، وقتی میگوییم لا اله الا الله یعنی هیچ دلبری جز کمال مطلق برای انسان نیست، امام حسین همه دلبرهای محدود خودش را، خانواده، فرزندان، یاران، حیثیت های اجتماعی، سیاسی، دینی همه را آورده آنجا تا فدای خدا بکند در هیچ جایی به اندازه کربلا انسان پرداخت نکرده به آسمان، یعنی هدیه نداده به خدا، در یک فاصله زمانی کم در یک روز یه تعدادی انسان که حداقل ۷۲ نفر ذکر شده اند و حداکثر هم تا ۱۰۰ یا ۱۵۰ نفر ذکر شده اند، دیگر نه بیشتر و نه کمتر، این یک عده بیشترین هدیه را به خداوند تبارک و تعالی داده اند، یعنی محدودها را پرداخت کرده اند و نامحدود را دریافت کرده اند. اینجاست این عظمت کربلا که هر کس هر چه داشت آمد و هدیه کرد به خدا تا به معشوق اصلی برسد، برای همین هم هست که کربلا اینقدر عظمت پیدا کرده و ماندگار شده، چون با فطرت همه انسانها سازگاری دارد. متاسفانه در بعضی از عزاداریها، این جنبه خیلی مورد غفلت قرار می گیرد و انگار که رنگ و بو و عظمت امام حسین ع به همه چیز غلبه پیدا میکند و حتی خدا را هم می پو شاند و لذا شما می بینید که در روز عاشورا که خیلی ها فکر میکنند که مثلا بهترین کار این هست که مثلا عزاداری کنند یا کاری در این زمینه بکنند بهترین کار خواندن سوره توحید هست هزار بار سوره توحید وارد شده در روز عاشورا که روز توحید هست اصلا، هیچ روزی به اندازه عاشورا لا اله الا الله تفسیر نشده است، در کل عالم از اول خلقت تا قیامت هیچ روزی به اندازه عاشورا این حقیقت خلقت که خداوند آن را مبنای خلقت قرار داده است، تفسیر نشده و باز نشده است وهیچ انسانهایی به اندازه اصحاب عاشورا لا اله الا الله را تفسیر نکردند و نمایش ندادند به انسانها. لذا یکی از قشنگترین کارهایی که انسان می تواند در روز عاشورا بکند، غیر از اینکه بزرگان دین م یفرمایند به عزاداری و گریه بپردازید، چون حق هست، امروز روز عزاست وهمه باید گریه بکنند و عزاداری بکنند، اما بیشترین توجه ما در عاشورا باید با الله باشد، به لا اله الا الله باشد. لذا سوره عشق را که سوره توحید هست را فرمودند زیاد بخونید یعنی باید امام حسین یک پلی باشد برای ما که به الله برسیم .

آنهایی هم که میروند به کربلا زیارت امام حسین ع باید به این توجه داشته باشند هر چقدر امام حسین در مقابلشان عظمت دارد هر چقدر درخشندگی دارد باید آنها را به الله برساند. در واقع یک عزادار به معنای حقیقی جدای از آن جنبه توجه به مصیبت اعظم، چه کسی بیشتر از امام حسین استفاده می تواند بکند و اصلا چه کسی به امام حسین نزدیک تر میشود، کسی که به الله نزدیکتر شده باشد.

اگر امام حسین هر کس توانست او را به الله برساند آن از امام حسین خیلی استفاده کرده است و اگر امام حسین هر کس او را از الله دور بکند این معلوم است که حسینش حسین حقیقی نبوده است، غفلت در او ایجاد کرده است.

لذا در بعضی از عزاداریها میبینیم ظهر عاشورا به جای اینکه نماز بخوانند، سیدالشهدا جنگ را متوقف کرده برای نماز و توجه به الله، می بینیم که باز دارند حسین حسین می کنند. البته خوب این در بعضیها هست، اکثرا توجه به این نکته دارند.

به همین دلیلی که توضیح دادیم که همه اصحاب عاشورا آن‌جا صحنه عاشورا را صحنه دل‌دادگی و عشق می‌دانستند آمده بودند تا هدایایی را تقدیم خداوند تبارک و تعالی بکنند. لذا مفاهیمی از قبیل سرمستی شادی و شوخی شب عاشورا معنا پیدا می‌کند.

شب عاشورا زهیر، بریر و شخصیت‌های دیگر همه شادند، هیچ‌کس افسرده نیست پژمرده نیست هیچ‌کس حالت ترسان ندارد و اضطراب اصلاً در شب عاشورا در اردوگاه امام وجود ندارد. همه انبساط دارند و می‌دانند که چکار می‌خواهند بکنند در مورد خود سیدالشهدا علیه‌السلام داریم که هر چه قدر کار شدیدتر می‌شد بر سیدالشهدا حضرت رنگش سرخ‌تر برافروخته‌تر و شادتر می‌شد. چرا؟ چون به الله نزدیک می‌شد خود امام حسین خیلی زیبا می‌گوید که برای من چیزی که این مصائب را ساده می‌کند این است که خدا همین الان دارد مرا می‌بیند و من همین الان چگونه با او دارم عشق‌بازی می کنم و همه عزیزانم را فدای الله می‌کنم همه اصحاب همین گونه بودند اباالفضل العباس همین طور لذا می‌بینیم که ابوالفضل برای این‌که بتواند این دل‌دادگی به خدا را بیشتر بکند اول به برادرانش می گوید که شما جلوتر بروید تا من هدیه دادن شما رو به خدا تجربه بکنم این‌ها خیلی مهم است.

آن حالت‌هایی که در بعضی از اشعار می‌آید حالت‌های ذلیلانه و خواری و خفت اصلاً هم‌چین چیزی وجود ندارد شما در شخصیتی مثل علی اکبر می‌بینید که به سیدالشهداء می‌فرماید این از عسل شیرین‌تر است شاعر هم می‌گوید:

مستی اکبر ز یاران بیش بود جام را از دست ساقی می‌ربود

هرچه می در ساغر اش می‌ریخت او می‌شنید از او که ساقی باده کو

آن قدر می از سبوی او چشید تا به رنگ او درآمد هو کشید

این علی اکبر است، که دائماً مستی دارد. آن زینب کبری است که شما ببینید سلام‌الله‌علیها که آن همه مصائب ما به شوخی یک چیزی همین‌جوری می‌گوییم ممکن است به ذهن ما بیاید که این واقعاً شوخی است، اما شوخی نیست یک مادری را جلوی چشمانش فرزندانش را تکه‌تکه کنند خواهرزاده هایش را تکه تکه بکنند برادرزاده‌هایش را تکه‌تکه کند برادر را ببیند که دارند می کشند بعد بیاید خودش را با جسارت به اسارت ببرند توهین کنند بعد ببرند در مجلسی که بخواهند آن‌جا خارش کنند در مجلس ابن‌زیاد ولی حضرت زینب چه می گوید آن قدر این بانو شاد و مست است که می‌گوید «و ما رایت الا جمیلا» جز زیبایی من چیزی ندیدم. فقط یکجا حضرت زینب شکایت می کند یک جااو با تو حرف بزنه من تو را تحقیر می کند. دستت می‌کنم تو هرگز نمی‌توان این نام ما را از یاد دارد که می‌گوید برای من بد بود آن هم در مجلس یزید است که می‌گوید یزید تنها جای بد سفر من همین است که باید چند دقیقه تو را تحمل کند و با تو حرف بزنم. من تو را تحقیرت می کنم پست ات می‌کنم، تو هرگز نمی‌توانی نام ما را از یاد مردم ببری، «لاتمیت ذکرنا» یاد ما را هرگز نمی توانی بمیرانی. این‌ها عزت قدرت شور مستی و شادی داشتند. این شخصیت همه اصحاب عاشورا است در مورد خود سیدالشهدا.

این درس بزرگی است که به همه ما می دهد که ما باید یاد بگیریم که چگونه محدودها را با شادی نه با ترس نه با غصه تقدیم بکنیم به الله تا روح نامحدود در ما قدرت بیشتری بگیرد وما قوی تر بشویم.

آن‌هایی که بخل می کنند و دین را یک سلسله مفاهیم محدود کننده می‌دانند این‌ها کسایی هستند که واقعاً نه خودشان را شناختند و نه خدا را شناختند نه لااله‌الاالله را می‌دانند که حقیقت خودشان هست یک تعریف غلط از خودشان دارند که آن تعریف جنسی محدود طبیعی و حیوانی دنیایی است. لذا وقتی با حقیقت دین روبرو می‌شوند که دل‌دادگی و عاشقی هست می‌بینند با رسم خودشان با الله جور درنمی‌آید. بیشتر سعی می‌کنند آن دل‌دادگی های طبیعی دنیا را انجام بدهند. جنس مخالف، پول، مقام، مسکن، مدرک تحصیلی از این چیزها. این‌گونه امور و لذا درک درستی از مفهوم دین پیدا نمی‌کنند.

ما حالا امروز یک شروعی کردیم بلکه ان‌شاءالله این جنبه که عالی‌ترین جنبه است یک مقدار کاملتر بیان شود ببینید، وقتی می‌گوییم لااله‌الاالله حقیقت انسان است هر انسانی هر چه قدر از لااله‌الاالله بهره‌مند شود، قیمت دارد. مثل بذر می‌گوییم آقا این بذرها کدامشان بیشتر قیمت دارد؟ می‌گوید هر کدام درخت شود قیمتش بیشتر است، آنی که از بین برود در وسط راه و به درخت دادن و میوه شدن نرسد قیمتی ندارد. از بین رفتن داریم لذا هرکس می‌خواهد بداند قیمتش چه قدر است واقعاً از سی سال عمر چهل سال عمر پنجاه سال عمر چه قدر انسانی زندگی کرده چقدر کامل شده به معنای انسان نه به معنای حیوان یا گیاه،

آن‌جا خیلی‌ها هستند از این ثروت ها دارند اما نه چقدر میوه انسانی دارد باید ببیند چه قدر لااله‌الاالله درش نفوذ دارد چه قدر عاشق الله است چقدر عشق به الله انس به الله دل‌دادگی به الله در وجودش هست.

کربلا اوج این انسانیت هستش که یادگار مانده برای ما.

قرآن کریم در سوره توبه آیه بیست و چهار یک آینه خیلی بزرگی را نصب کرده من همان طور که در بحث صبر خواهش کردم که عزیزان بعضی از جملات را بنویسند.

ادامه فایل صوتی ضبط نشده است.