أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث ما درباره بهشت و موجبات بهشت بود چند نکته خیلی مهم درباره بهشت هست که بزرگان دین فرمودند تا ما قدر و قیمت خودمان را بدانیم انسانها اساساً انتخابهایشان و ارتباطاتشان و رفتارهایشان و چینشهای فکریشان مهندسی آرزوهایشان همه بر اساس نوع شناختی هست که از خودشان دارند.@ یعنی انسانها بر اساس قیمتی که برای خودشان دارند فکر میکنند و بر اساس قیمتی که از خودشان دارند انتخاب میکنند و براساس قیمتی که از خودشان دارند ارتباط و رفتار دارند هر چقدر قیمتی که انسان از خودش سراغ دارد بالاتر باشد نوع انتخابهای انسان هم بالاتر هست ارتباطات او هم همینطور رفتار و افکارش هم همینطور.@ مثلاً اگر به شما پیشنهاد بدهند که یک عمل خلافی را انجام بدهید خودتان با توجه به قیمتی که از خودتان سراغ دارید میگویید نه این در شأن من نیست این کار در شأن من نیست یا بچههایتان را میخواهید تربیت بکنید میگویید این کارهای پست را انجام ندهید این در شأن شما نیست در قیمت شما نیست.@ در حالی که میبینید خیلیها همان کار پستی را که شما اصلاً به آن تن نمیدهید و حاضر نیستید انجام بدهید دیگران به راحتی آن کار را انجام میدهند. مثلاً به شما پیشنهاد بدهند برای پول آدم بکشید شما اصلاً از این پیشنهاد کلی هم ناراحت میشوید خیلی ناراحت میشوید به شما هم برمیخورد.@ میگویی شأن من این نیست که به خاطر پول کسی را بکشم چون قیمتی را که از خودتان سراغ دارید قیمت گرانی هست دست به یک همچین کاری نمیزنید به خاطر پول هر مقدار هم باشد این جنایت را مرتکب نمیشوید اما سراغ دارید افرادی را که به خاطر پول خیلی راحت آدم میکشند.@ پس شما چرا این کار را انجام نمیدهید؟ چون قیمتی که از خودتان سراغ دارید قیمت گرانی هست قیمت باارزشی هست میگویید من شأنم این کار نیست که این کار را انجام بدهم حالا هر چقدر قیمت بالاتر برود انسان فاصلهاش از پستیها و چیزهای پست بیشتر میشود میگوید اصلاً شأن من نیست بخواهم این کار را انجام بدهم.@ علی(ع) آنقدر شأنش بزرگ است میفرماید اگر همه دنیا را به من بدهند که یک دانهای را از دهان موری به زور بگیرم هرگز این کار را نخواهم کرد یک همچین ظلمی نمیکنم این علو شخصیت حضرت را میرساند که کمترین ظلم که گرفتن یک دانه گندم یا یک دانهای از دهان مورچهای هست با همه دنیا وقتی مقابله بکنند حاضر نیست انجام بدهد همه دنیا را که به او بدهند میگوید من هرگز این کار را نمیکنم.@ پس هر چقدر شناختی که شخص از خودش دارد بهتر و بالاتر باشد انتخابهایش بهتر بالاتر دقیقتر، افکارش بلندتر، برد پروازی او افق پروازی او هم بلندتر هست در روایات اسلامی یک حداقلهایی را برای ما قرار دادند و یک حداکثرهایی را، حداقلها را من خدمتتان عرض کنم که میگوید دیگر کمتر از این دیگر قیمت ندارید دیگر پایینتر از این اگر بفروشید حتماً به خودتان ظلم کردید نباید این کار را انجام بدهید.@ از امام کاظم(ع) (أما إنَّ أبدانَکُم لَیسَ لَها ثَمَنٌ إلاّ الجَنَّۀ فَلا تَبیعُوها بِغَیرِها) این فرمایش در یکی از معتبرترین کتابهای شیعه هست کتاب شریف کافی جلد یکم و همچنین در تحف العقول ذکر شده.@ میفرماید که بدانید، این بدانید خیلی مهم است یعنی اینکه شما باید به این توجه داشته باشید قابل توجه هست یک امر قابل توجه است بدانید که بدنهای شما قیمتی بهایی جز بهشت ندارد پس بدنهایتان را به کمتر از بهشت نفروشید خودتان را نمیگوید بدنهایتان را میگوید.@ یعنی بدنهای شما لیاقتش بهشت هست کمتر از بهشت نیست اگر جهنمیاش کردید اگر او را به عذاب رساندید به خودتان ظلم کردید. اگر قیمت بدن من بهشت است قیمت خود من چیست؟ اگر بدن من بهشت میارزد خود من چقدر میارزم؟ میگوید خودت بالاتر از بهشت میارزی.@ لذا در مورد سلمان(ع) فرمود بهشت به سلمان مشتاقتر از سلمان به بهشت هست قیمت انسان در شعار اساسی اسلام یعنی(لا إله إلا الله) آمده(إله) یعنی دلبر محبوب معشوق یعنی قیمت تو الله هست امام صادق(ع) (القَلبُ حَرَمُ الله) دل حرم خداست قیمت شما خداوند تبارک و تعالی ملاقات او ذکر او یاد او محبت او انس با او رفاقت با اوست.@ لذا در حدیث معراج شما ببینید رسول خدا(ص) نقل میکند که خداوند به من فرمودند دوستان من(نَعیمُهُم فی الدُّنیا ذِکری وَ مَحَبَتی وَ رِضایَ عَنهُ) نعیم دلخوشی دوستان من در دنیا هم در دنیا هم در آخرت یاد من محبت من و رضایت من هست.@ انسان اینقدر علو دارد اینقدر درجه دارد، بهشت چی؟ ما کاری نمیکنیم که بهشت برویم برای بالاتر از بهشت انسان باید فعالیت بکند و آن لقاء حق تعالی، رضای حق تعالی، محبت خداوند، انس با خداوند است بهشت هم پاداش بدن انسان هست.@ لذا امام سجاد(ع) در مناجات مریدین به خدا میگوید بهشت من تویی، بدنم پاداشش بهشت است اما بهشت برای من خود تو بهشت من هستی(یا جنتی و نعیمی یا دنیای و آخرتی) ای بهشت من ای نعمت من ای دنیای من ای آخرت من، دنیایم تویی آخرتم تویی بهشتم تویی نعمتم تویی.@ انسان از روح خود خدا دمیده شده(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خدا دمیده شده یعنی وقتی خدا انتسابش میدهد میگوید روح خودم یعنی نزدیکترین موجود به خودم، پس قیمت دستمان باشد.@ این روایت بعدی هست از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) (مَن باعَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَعیمِ الجَنَّۀ فَقَد ظَلَمَها) میفرماید هر کس خودش را به غیر از نعمت بهشت بفروشد به خودش ظلم کرده دیگر کمترین حد بهشت است(فَقَد ظَلَمَها) به خودش ظلم کرده.@ وقتی انسان قیمت خودش را میداند دیگر بر اساس قیمتش تصمیم میگیرد شغل میخواهد انتخاب بکند کار اقتصادی میخواهد داشته باشد خرید و فروش دارد ارتباطش با دیگران، تعیین فکر، تنظیم فکر، خیالها، افکارش، رفت و آمدهایش، دیدنیهایش، شنیدنیهایش، خوردنیهایش، پوشیدنیهایش، با معیار بهشت و بالاتر از بهشت انجام میشود.@ دیگر یک کسی که قیمت خودش را میداند حرامخوری نمیکند از زیر خمس و زکات در نمیرود مال کسی را نمیخورد عمراً از روی قصد و نیت به هیچ کس ظلم نمیکند میشود یک شخصیت شاد یک شخصیت آرام یک شخصیت سالم یک شخصیت بیآزار.@ لذا فرمود(المُسلِمُ مَن سَلُمَ المُسلِمُونَ مِن یَدِهِ وَ لِسانِه) مسلمان حقیقی کسی است که بقیه از دست و زبانش در آسایش باشند اگر همه مردم قیمت خودشان را بدانند و بدانند به کمتر از بهشت نباید خودشان را بفروشند آن موقع میبینید که چقدر این عالم شیرین میشود.@ هیچ کس دیگر دلش نمیاید به یک نفر ظلم بکند هیچ کس کمفروشی گرانفروشی نمیکند هیچ کس تقلب نمیکند هیچ کس قاچاق نمیکند هیچ کس کار خلاف نمیکند هیچ کس اختلاس نمیکند هیچ کس حق دیگران را نمیخورد هیچ کس نمکنشناسی و بیوفایی و بداخلاقی نمیکند چون میداند همه اینها جهنم میشوند.@ لذا خودشناسی اساس هست اینکه حالا بهشت را دارند میگویند و ارزش بهشت و عظمت بهشت و درجات بهشت ما باید دقت بکنیم از اینها قیمت خودمان دست بیاید ما چقدر قیمت داریم خداوند که کار عبث نمیکند یعنی اگر برای تو یک بهشتی را قرار داده به اندازه همه آسمانها و زمین پس معلوم است تو یک موجود خیلی قیمتی هستی.@ یک چیزی در وجود تو هست یک گوهری در وجود تو هست که از آن بهشت به آن بزرگی بالاتر است بیشتر میارزد که آن بهشت با همه آن محتوایش را خداوند تحت فرمانروایی تو و تحت خدمت تو گذاشته.@ (المَغبُونُ مَن باعَ جَنَّۀً عَلِیَّۀً بِمَعصِیۀٍ دَنِیَۀ) آدم اینها را میخواند از خودش خیلی خجالت میکشد میفرماید باخته میدانید چه کسی است؟ چه کسی باخته؟ چه کسی سرش کلاه رفته؟ (المَغبُون) باخته کسی هست که بهشت عالی(علیۀ) یعنی بهشت بسیار بالا بلندمرتبه را به گناه پستی بفروشد این باخته، حالا باختنهای دنیایی را در نظر بگیرید.@ دو نفر آمدند پیش من یکی از آنها گفت من در اینترنت برای من نوشتند که چند هزار دلار برنده شدم از بین این مشترکین اینترنتی میخواهیم برایت این پول را بفرستیم یک مبلغ خیلی زیادی بود چکار کنم؟ گفتم اصلاً به این پیام توجه نکن گول نخور.@ به آن گفتند اینقدر میلیون بریز به حساب برای عوارض و مالیات شماره حساب بده پول واریز بشود به حسابت، گفتم اصلاً محل نگذار به یک بنده خدا هم رسیده بود ولی رقمی که به آن داده بودند خیلی زیاد بود یک رقم خیلی وحشتناکی بود به آن گفته بودند که باید چندصد میلیون تومان باید بریزی سایت مشخص آدرس مشخص به حساب بریزی به عنوان مالیات.@ 5% این رقم مثلاً میشد اینقدر صد میلیون تومان، این مبلغ را باید بریزید برای بیمه و غیره مالیات پول در حسابت میاید یک کسی زنگ زده بود به آن گفته بود تو روخدا نفر دوم بعد از شما من هستم اگر شما جائزهتان را نمیخواهید به من بدهید من میخواهم خیریه بسازم این هم هل شده بود گفته بود چرا بدم به تو خودم میگیرم.@ پول هم نداشت این مبلغ را از اینطرف و آنطرف جور کرده بود به حساب ریخته بود فردا رفته بود دیده بود نه سایتی وجود دارد نه چیزی هیچی یک کشور خارجی یکی از کشورهای اروپایی پول را از آن بالا کشیدند و رفتند چقدر آدمها در همین اینترنت اینطوری گول خوردند.@ شما فکر کنید تصور کنید که یک پولی را سالها جمع کردی یک پول کلانی را بعد یکدفعه چند ساعته از کفت در میاورند یک کلاهبرداری اینطوری با دست خودت میروی پول را میریزی در حسابشان بعد میبینی اصلاً خبری نیست آدم چقدر اعصابش خورد میشود چقدر میسوزد یعنی هیچی نیست تو دنبال چه کسی میخواهی بگردی پیدایش کنی.@ این در مقابل باختن آخرت هیچ است یعنی کوچکترین کاخ بهشت از همه دنیا بزرگتر است در حدیث داریم کم درجهترین مردم در بهشت یک میلیون خادم داشت بهشت این آنقدر بزرگ است که میتواند همه بهشتیها را دعوت بکند میتواند در آن مهمانی بدهد.@ حضرت میفرماید چه کسی کلاه سرش رفته؟ کسی که بیاید یک بهشت آنطوری را با یک گناه پست بفروشد عوض بکند با یک عصبانیت با یک زودرنجی با یک غیبت با یک کتک زدن با یک اخم کردن با یک قرقر کردن با یک منت گذاشتن با یک سرزنش کردن با یک مسخره کردن با یک نیش زدن با یک قهر و ناز کردن، مفت.@ یکی از چیزهایی که در قیامت خیلی تلخ است همین هست که بهشتی را که شخص قرار بوده برود به آن نشان میدهند میگویند این همهاش مال تو بوده، از کجا نشانش میدهند؟ روایت داریم از جهنم نشانش میدهند میگویند این همهاش مال تو بوده چقدر تو بیعرضهگی کردی همه اینها را از دست دادی.@ یکی از شکنجههای جهنم غصه خوردن و دق دادن است یعنی یکی از شکنجههای آنها این است که اینها در جهنم که هستند بهشتیها را میبینند ناز و نعمتشان را میبینند رفیقشان را میبینند دوستان و آشنایانشان را میبینند و خودشان باید آن وضعیت را تحمل بکنند.@ و یکی از نعمتهای بهشت این هست که بهشتیها هم جهنمیها را میبینند و هم جهنمهایی را که خودشان میخواستند بروند میبینند این عذابهایی بوده که شما قرار بوده در آن بیفتید حالا با توبه و با دعا و با رحمت خدا نجات پیدا کردید جلوی چشم انسان هست چیزی که میتوانسته مال انسان باشد یا میتوانسته برای انسان خطر باشد تو این را به چه فروختی این درجات این مقامات این آسایش را به چه فروختی میارزید یا نه؟@ لذا وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) فرمود(إنَّ مَن باعَ نَفسَهُ بِغَیرِ الجَنَّۀِ فَقَد عَظُمَت عَلَیهِ المِحنَۀ) هر کس خودش را به غیر بهشت بفروشد(عَظُمَت عَلَیهِ المِحنَۀ) به یک رنج بزرگ دچار میشود غصههایش عظیم میشود.@ این که ماشینم را بردند خانهام را بردند غصه ندارد مال دنیاست میرود میاید بالأخره آدم برایش یک فکری میکند دنیا که تنگ نمیشود اینها که میگویم فکر نکنید نفسم از جای گرم بلند میشود بگویید این آقا نفسش از جای گرم بلند میشود نه.@ من همین چند وقت پیش بعد از سالها رفتیم یک خانه قم خریدیم بعد قسطی با قسط طرف گفت برایت میسازم و خیلی آدم ظاهر الصلاحی بود و خیلی آدم کاردرستی بود ما یک تعداد طلبه به این ذره ذره پول دادیم چند سال پول دادیم وام گرفتیم قرض گرفتیم.@ پولها را به این دادیم که این خانه را به ما بدهد ما از مستأجری نجات پیدا کنیم بعد دوباره گوش همهمان را برید گفت سندها آماده است فقط نفری سه چهار میلیون تومان بدهید من دارایی و شهرداری و کارهایش را انجام بدهم دوباره رفتیم سه چهار میلیون تومان قرض گرفتیم دادیم به آقا که این سند خانه را به ما بدهد.@ یکدفعه دیدیم غیب شد آقا نیست یک چند وقتی نیست کجاست، دیدیم مأمور بانک آمد در خانه گفت آقا سلام، چه خبر؟ گفت این خانه همهاش در گرو بانک بوده این آقا خانه را برده وام گرفته وامهایش را هم نداده بفرمایید تخلیه کنید.@ ما الان برای شما به این راحتی میخندیم خدا شاهد است در خانه هم به همین راحتی خندیدیم یعنی همین فقط خندیدیم دنیاست اینطوری میشود سر من کلاه میرود سر شما کلاه میرود به بانک میگوییم حالا ما چکار کنیم چون شرعاً این خانه مال ماست چون تاریخ فروش شرع مقدس میگوید مال ماست ما طبق این قانون خریدیم.@ دادگاه میگوید درست است بانک این کار را کرده ولی حکم قانون است قانون این است که مال بانک است شما بفرمایید بروید همین قدری که ما برای شما میخندیم در خانه هم همینطوری میخندیدیم نگویید نفسش از جای گرم بلند میشود.@ دنیا آدم کلاه سرش میرود مالش را میبرند خانهاش را میبرند سرمایهاش را میبرند بچهاش میمیرد بزرگ کرده بچه را، بیست سال بچه را بزرگ کرده یکدفعه یک تصادف، اخوی خودم همینطور خیلی از شما شاید جوان داده باشید همین آدم بزرگ میکند زحمت میکشد 20 سال 30 سال خون دل بخورد بچهاش جلوی چشمش از دستش میرود دنیا این است.@ در روایت داریم یک فرشتهای هر روز ندا میدهد از طرف خدا(لِدُو لِلمَوت) بزایید برای مردن(وَ ابنُوا لِلخَراب) بسازید برای خراب شدن دنیا این است باید بپذیرید بزرگ میکنید که بمیرند میسازید که از شما بدزدند خراب بشود این دنیاست.@ اما اگر اینکه آخرت را از دست بدهی این محنت عظیم این است چون جاودانگی این را از دست میدهد سرای آخرت شوخی نیست اینطور نیست که بگویی بردن که بردن میرویم مستأجری، حالا چطوری زندگی کردیم این هم از این، یکذره سخت زندگی میکنیم، نه سخت زندگی کردن آنجا در جهنم رفتن است اصلاً نمیشود دقیقهاش را تحمل بکنید ذرهای از عذاب آنجا را ما نمیتوانیم تحمل بکنیم.@ الان اینجا شما نشستید شما آمدید برای آخرت برای خریدن بهشت برای عبادت الهی آمدید این پنکهها روشن نباشد کولر روشن نباشد همه فرار میکنند میروند میگویند گرم است نمیتوانیم تحمل کنیم ما اصلاً اهل این کار نیستیم بتوانیم عذاب تحمل بکنیم.@ کبریت را بزن تا آخر که کبریت میسوزد ببین دستت را میتوانی نگه داری اصلاً جای ما نیست جهنم، اینطور نیست که بگویی عیبی ندارد، عیب ندارد آنجا اگر انسان نتواند راه پیدا بکند نجات پیدا بکند بیچاره است خیلی بیچاره است.@ لذا امیرالمؤمنین(ع) میفرماید نفروشید خودتان را به کمتر از بهشت، به هیچ وجه خودتان را به کمتر از بهشت نفروشید. در یک فرمایش دیگری وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(شَوِّقُوا أنفُسَکُم إلی نَعیمِ الجَنَّۀ تُحِّبُ المَوتَ وَ تَنقُتُ الحَیاۀ) واقعاً این روایت را آدم باید یکطوری جلوی چشمش باشد بنویسد.@ حالا یک جایی یا روی صفحه تلفن همراهش یا کامپیوترش یا در خانهاش یا در اتومبیلش یکجا جلوی چشمش باشد میفرماید که شوق بهشت را در خودتان ایجاد بکنید خودتان را مشتاق بهشت بکنید این کار میبرد اولین مرحلهاش این هست که انسان بهشت را بشناسد به آن فکر بکند با این بهشت خیالبافی بکند.@ خدا رحمت کند شهید دستغیب را شهید محراب امام فرمود ایشان مهذب نفوس بود تمام ارواح و نفوس را پاک میکرد کلامش، من خودم مدیون این مرد بزرگ هستم یعنی من شروع تحولات در زندگیام در نوجوانیام با این مرد بزرگ بود 10 ـ 12 سالگیام، انگار همه چیزهایی که در مورد جهنم نوشته و بهشت نوشته دیده و نوشته با یقین نوشته.@ بخوانید حتماً کتابهای ایشان را خیلی کتابهای ارزنده و نورانی هست مواظب باشید روشنفکربازیهایی که الان مد شده شما را از آثار ایشان از آثار مرحوم مطهری دور نکند کتابهای شهید دستغیب واقعاً نمک دارد واقعاً نور دارد و روح دارد قلب سلیمش را بخوانید بهشت جاودانش را بخوانید سرای دیگرش را بخوانید بسیار ارزشمند و کتابهای خوبی است.@ چقدر این مرد با سادگی با صفا و با یقین باور به آخرت و ایمان به آخرت را در دل انسان جای میدهد خیلی ارزش دارد مطالعه کتاب ایشان، من بارها خواندم و هر کدامش هم بعضی از این کتابهایش را چهار بار پنج بار خواندم هنوز هم نگاه میکنم میبینم چقدر تازگی دارد چقدر مؤثر است چقدر نمک دارد.@ میفرمود یکی از کسانی که اهل عبادت بود عبادت زیاد میکرد بلند میشد به نماز شب به عبادت، یک شب تنبلی کرد حالا یادم نیست نمازش قضا شد یا نشد یا دیرتر شد نماز شبش نه نماز صبحش، مثل ما نبودند که نماز صبحشان گُرگُر قضا بشود نه نماز شبش.@ خوابش برد گفت یک حوری بهشتی را خواب دید دید عجب مست این شد به آن گفت تو چقدر زیبایی چقدر نورانی هستی گفت این نور من و زیبایی من از عبادتهای تو است تو هر چقدر عبادت بکنی نورانیت من و زیبایی من بیشتر میشود بهشت اصلاً اینطوری است کیفیت بهشت به کیفیت نفس انسان است.@ در واقع بهشت نفس خود توست بهشت خود تو هستی تو هستی که بهشت را میسازی نفس توست که زیباییهای بهشت را خلق میکند و هر چیزی که در بهشت میخواهی از نفس خودت در واقع ساخته میشود و خلق میشود تنگیاش بزرگیاش همه چیزش به خودت مربوط است لذتش درد آخرت به خودت مربوط است همهاش در نفس انسان است.@ که انشاء الله که فردا شب شب آخر هست من یک مقدار باید راجع به این توضیح بدهم قواعد مهمی هست گفت من چطوری میتوانم به تو برسم؟ گفت تو باید بمیری به من برسی وقتی در دنیا هستی به من نمیرسی خدا رحمت کند شهید دستغیب را گفت این آقا تا آخر عمرش از شوق این شخص دیگر نخوابید خوابش نمیبرد.@ حالا بعضیها نعمتهای خیلی بالاتر از این خانم دارند بعضیها شوق پیغمبر را دارند شوق امیرالمؤمنین را دارند شوق مادرشان فاطمه زهرا را دارند شوق اباالفضل العباس را دارند شوق تکتک ائمه، شوق خدا را دارند یعنی وقتی میگویی بهشت یادش میافتد بیپرده با سیدالشهداء آنجاست با انبیاء است با اولیاء است اصلاً یادش میافتد اصلاً انسان روحش قوت میگیرد قدرت میگیرد نشاط سراغش میاید.@ انسان انرژی دارد همه کس ما در بهشت است ما خانواده آسمانیمان پدر حقیقی ما همه کس ما آنجاست مادر حقیقی ما خانم فاطمه زهرا، همه آنجا هستند همه انبیاء آنجا منتظر هستند(يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ) قرآن میگوید اینهایی که به بهشت رفتند همهاش منتظر بعدیها هستند کاشکی فلانی هم اینجا بیاید همهاش بشارت میدهند به فلانی که بجنب بجنب زودتر اینطرف بیایید آنطرف هیچ خبری نیست.@ (شَوِّقُوا أنفُسَکُم إلی نَعیمِ الجَنَّۀ) چه اتفاقی میافتد؟ اگر شوق بیفتد در دلتان(تُحِّبُ المَوتَ) دیگر از مرگ نمیترسید از مردن خوشتان میاید یعنی وقتی میگویند موعد مرگ رسیده میگویید آخش من تا چند دقیقه دیگر میروم در آغوش رسول الله.@ در روایت داریم ملک الموت(ع) در زیباترین شکل چون شکل باطن مؤمن است ملک الموت به شکل باطن انسان میاید اگر باطن زیباست آن هم زیباست که حضرت ابراهیم(ع) فرمود آنقدر زیباست که اگر انسان را بهشت نبرند همین دیدن قیافه فرشته موت حضرت عزرائیل(ع) آنقدر لذتبخش است که کافی است.@ میگوید میاید مثل یک غلام باادب کنار مؤمن هنگام مرگ به آن میگوید که با احترام بفرمایید بروید بعد برای اینکه این اشتیاقش زیاد بشود در مقابلش آنطرف را باز میکند میگوید مؤمن نگاه میکند میبیند رسول الله امیرالمؤمنین حضرت زهرا امام حسن امام حسین(ع) همه ایستادند منتظر این، میخواهید به ملاقات اینها بروید بفرمایید آمدند سراغتان، آمدیم شما را ببریم.@ آدم جان نمیدهد سینهزنهای امام حسین، خدمتگزارهای امام حسین، کفش جفتکنهای امام حسین، چایریزهای امام حسین، پرچم دست بگیرهای امام حسین مداحهای امام حسین آنجا درجاتی دارند آنجا مقاماتی دارند هیئتیها، مسجدیها خیلی شرافت دارند آدم از این مردن بدش میاید!@ وقتی یادش میافتد مرگ، وقتی یادش میافتد موت، یعنی تولد، میخواهد از رحم دنیا در بیاید متولد بشود به یک عالم بینهایت بزرگتر و زیباتر و کاملتر و جذابتر و شیرینتر و پیشرفتهتر، مگر بدش میاید وقتی میگویند از مرگ میترسد برای اینکه خودش درون خودش را خراب کرده.@ به حضرت گفتند چرا بعضی از ما از مردن میترسیم؟ فرمود برای اینکه شما اینجا را آباد کردید آنجا را خراب کردید از آبادانی آدم میخواهد برود خرابی ناراحت است ولی اگر از خرابی بیخواهد به آبادانی برود خوشحال است فرمود اشتیاق بهشت را در درون خودتان زیاد بکنید نسبت به نعمتهای بهشت زیاد بکنید دیگر از مرگ خوشتان میاید از حیات هم بدتان میاید(و تَنقُتُ الحَیاۀ).@ کسی که از دنیا خوشش نمیاید آنوقت میرود به خاطر اینجا جهنم درست بکند در این دنیا عصبانی میشود اگر از دنیا خوشش نمیاید در آن ظلم میکند قهر میکند بداخلاقی میکند در آن حسادت میکند در آن تکبر دارد اصلاً به هیچی این دنیا را نمیگیرد به خاطر چیزی که از آن بدش میاید نمیرود که(نعیم الجنۀ) را خراب بکند.@ مگر میرود آبادانیهای ابدی خودش را خراب بکند نه، آنوقت این هم دنیا به آن خوش میگذرد هم آخرت، هم دنیا به آن خوش میگذرد چون دلبستگی ندارد در آن آزار نمیبیند آن کسی که یکدفعه عصبانی میشود بداخلاقی میکند اعصاب خودش و دیگران را خورد میکند حسودی میکند زودرنجی دارد بداخلاقی دارد حسادت دارد این مال این هست که یک چیزی برایش مهم است که دارد اینجا آزار میبیند.@ اما اگر اینجا برایش مهم نباشد نه چیزی ندارد که به خاطرش عصبانی بشود چیزی وجود ندارد که به خاطرش ناراحت بشود و غصه بخورد هر اتفاقی میافتد میگوید ذخیره آخرتم است خدا رحمت کند استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی را میفرمود هر وقت یک اتفاقی افتاد بگویید این نیز بگذرد همین، بهترین کلمات است.@ خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را به آن گفتند دزد خانهتان را زده گفت حلالش من قیامت آنقدر گرفتارم کارهای مهم دارم آنجا نمیتوانم بایستم بگویم قابلمه دزدیدی رختخواب دزدیدی حلالش، کار دارم من خیلی کارهای بزرگ قیامت دارم با انبیاء با ائمه با اولیاء خدا، نمیتوانم بروم دنبال دزد بگردم ببینم چه از خانهام برده.@ اینقدر آدم آرام اینقدر آدم شاد، اینجا طرف الان سنش 40 سالش است سر سفره نشسته این چیه جلوی من گذاشتید من ران نمیخورم سینه مرغ به من بدهید هنوز برایش مهم است تهدیگ به من نرسید سبزی، سالاد به من بدهید نوشابه، این را نمیخواهم زرد است آن قرمز را بده بیاید آبی را بده بیاید مشکی بده بیاید سر شکم، آدم 30 سال 40 سال 50 سالش هست اما هنوز بچه است.@ هنوز سر سفره، دلنگران است چرا من را دعوت نکردند چرا کارت نفرستادند چرا تلفن زدند چرا تلفن نزدند چرا اینجای مجلس نشاندند چرا آنجای مجلس نشاندند چرا اینطوری شد همین دلخوریهای خالهخالهبازیهای زندگی را شما نگاه کنید آدمها ظاهراً بزرگ هستند اما مثل بچه کوچکها با همدیگر قهر و ناز دارند.@ از این طرف وجود مقدس آقا امیرالمؤمنین(ع) میگوید من در کوچه که میروم به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگر بودند با من که نبودند ما باشیم میرویم دنبال جهنم، دنبال جهنم میگردیم نه چی گفتی منظورت به من بود بگو ببینم چه گفتی، میرویم دنبال شر، ول کن.@ فرمود نصف شخصیت مؤمن تحمل است نصفش بیخیالی است عاقل(نِصفُ العاقِلِ إحتمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیت عاقل این هست که تحمل دارد اصلاً جوش نمیاورد نصفش هم بیخیالی است یک گوشش در، یک گوشش دروازه، چون میداند اگر بخواهد بایستد جهنمی میشود نمیارزد.@ شما تصور کنید یک نفر دارد رد میشود مثلاً یک سکه 25 تومانیاش بیفتد در لجن، حالا این لباسش را در بیاورد برود در این لجنها بگردد این 25 تومانی را پیدا بکند وقتی که از تو گرفته میشود چی بعد باید تو سه هزار تومان پول آب بدهی فقط بدنت را بشویی صابونش آبش، شامپویش وقتش، دیوانه 25 تومان افتاده بگذار برو.@ ما خیلی وقتها اینطوری هستیم برای دوزار یک میلیون تومان خرج میکنیم اصلاً فکر کن من این چیزی که الان من دارم برایم غصه میخورم مثلاً غذا به من نرسید اینجای غذا اینطوری شد تهدیگ نرسید ما را دعوت کردند شام کم آمد.@ کاشکی کم بیاید کاشکی به ما نرسد آدم برای آخرتش ذخیره میشود بهتر، این همه حالا خوردی چه شد یکبار هم نخور قهر هم نکن ناز هم نکن ولی ما انگار که حتماً باید یک گناهی بکنیم حتماً باید عصبی بشویم حتماً باید جهنم را پیدا بکنیم حتماً باید قر بزنیم حتماً باید نق بزنیم حتماً باید به ما بربخورد.@ همین خیلی خوشحال هستیم که دنبال این هستیم که یکطوری به ما بربخورد از یک نفر بولی بگیریم از یک نفر آتویی بگیریم از یک نفر راحت دلخور بشویم.@ یک بنده خدایی با اتوبوس میرفت یکدفعه وسط جاده ترمز برید مانده بود چکار بکند یکجا میخواست بزند دید یک عالم جمعیت ایستادند یک طرف جاده هم دو نفر ایستادند گفت من بالأخره باید یکجا بزنم بایستم ماشین را نگه دارم این دو نفر را بکشم بهتر از این است که بروم در آن جمعیت جمعیت را بکشم.@ همین که تصمیم گرفت برود روی اینها این دو نفر رفتند در این جمعیت، دویدند رفتند آنطرف خیابان، آن رفت دنبال آن دو نفر، انگار که واجب است حتماً دو نفر کشته بشوند بزن به دیوار، آن دو نفر رفتند ولشان کن حالا ما اینطوری هستیم وقتی جهنم از دستمان میرود خودمان میرویم دنبالش میگردیم.@ یعنی وقتی یک فرصتی هست که جهنمی نشویم انگار نمیتوانیم نشویم حتماً باید دلخور شویم حتماً باید عصبانی بشویم حتماً باید نق بزنیم حتماً باید گریه بکنیم حتماً باید قر بزنیم وقتی جهنم نیست افسوسش را نخور الحمد لله که رفت ما نه دنبالش میدویم میرویم بگردیم پیدایش کنیم.@ اللهم صل علی محمد و آل محمد عدد ما أحاط به علمک و عجل فرجهم خدایا به حق محمد و آل محمد ما را از جهنم نجات بده خدایا به حق محمد و آل محمد در عالیترین درجات بهشت ما را با اولیاء خودت قرار بده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 009 - بهشت (اسلامشهر)
متن کامل (خام) جلسه 009 - بهشت (اسلامشهر)