چه در امور دنیایی و چه در امور آخرتی، اگر نسبت به هدف خودش آدم تلاش نکند و سخت کوشی نکند و تنبل و بی حوصله باشد، خودش را مسخره کرده. این مسخرگی، چیزی است که انسان به سادگی گرفتارش می شود، یعنی رفتارهای کاملا نامعقول و توهمی وابسته به آرزوها و احساسات، بدون در نظر گرفتن لوازم معقول کار. رسیدیم به این بحث که در حرکت به سمت آخرت و ابدیت هم ما باید جدیت داشته باشیم، چون شوخی نیست، یک حرکت قانونی و حقیقی است، مثل حرکت یک جنین از رحم مادر به دنیا، که یک حرکت قانونی و حقیقی است، یعنی اگر جنین خودش را آماده نکند در تولدهای ناسالمی به دنیا می آید، باظرف های نامناسب، در حرکت به سمت آخرت هم داستان اینطور است، یعنی ما با یک شرایطی حقیقی روبرو هستیم، آنجا هم مثل دنیاست ولی بی نهایت زیباتر، کامل تر، پیشرفته تر، مثل دنیا با رحم که دنیا هم حقیقی است، چقدر بزرگ تر و حقیقی تر از رحم است، عالم برزخ هم همینطور است، نسبت به فضای آخرتی باید جدی باشیم، در حفظ سلامت قلب باید جدی باشیم، لذا امام باقر علیه السلام تذکر می دهند که کلید همه بدبختی های انسان در دنیا و آخرت دو چیز است، تنبلی و بی حوصلگی. این ها نمی گذارند انسان سخت کوشی کند، زود ناامید می شود، و زود کوتاه می آید، خسته می شود، بهانه گیری می کند، انقدر اوضاعشان بد می شود که خودشان برای خودشان شک و تردید ایجاد می کنند که مبادا مجبور شوند کاری انجام دهند. قرآن می گوید انسان می خواهد آزاد باشد و هرکاری که دلش خواست انجام دهد، و سوال می کند کجاست قیامتی که آمده و رفته برای اینکه خودش را راحت کند. تنبل ها و بی حوصله ها زود می افتند به معصیت و گناه، زود می افتند به ترک واجبات و راحت به حرام می افتند، چون حوصله مبارزه ندارند، لذا اکثر جهنمی ها همانطور که پیامبر فرمود آدم های بدی نیستند، آدم های تنبلی بودند، یعنی امروز و فردا زیاد می کردند، تصمیماتشان را نمی گرفتند، جدی نمی گرفتند، خودسازی هایشان را به تاخیر می انداختند. اکثر کسانی که سر از جهنم درمی آورند تنبل ها و بی حوصله ها هستند. انسان باید توجه کند که گاهی وقت ها انقدر سر خودش را با مسائل بخش های پایینی، جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی پر می کند که وقتی می خواهد برود سراغ اصل یترین بخش زندگیش برود دچار مسخرگی است، روحش مریض است ضعیف است گرفتاری دارد باید وقت بگذارد مشکلاتش را حل کند، می گوید وقت نمی کند، چون یا مشغول پول درآوردن است، یا بدن و تفریحات و چیزهای دیگر، بخش های حیوانی، سیاسی، اجتماعی و خانوادگی یا مشغول فعالیت های درسی. پروژه دارم، ارشد بخوانم، نمی رسم و نمی رسم، برای اصلی ترین بخش های زندگیشان وقت ندارند لذا اجتهادی هم ندارند و تلاشی نمی کنند. این می فهمد که اگر بخواهد ناهار بخورد باید چند ساعتی غذا را درست کند، بعد سفره بیندازد، بعد بنشیند، غذا بخورد تا هضم شود. آبمیوه می خواهد بخورد، می رود آبمیوه فروشی سفارش می دهد منتظر می ایستد 20 دقیقه که بستنی یا آبمیوه را بیاورند، یک ناهار می خواهد بخورد می رود شاندیز شما، تا برود جا بگیرد و غذا را برایش بیاورند گاهی وقت ها یک ساعت باید بنشیند تا نوبتش شود. یک ربع می ایستد درصف؛ جا گیر می آورد، یک ساعت در نوبت که غذا را بیاورند، بعد غذا، می نشیند استراحت می کند چایی می خورد، ولی همین آدم بهش بگویی 50 تا آیه در روز واجب است باید بخوانی، می گوید من وقت ندارم، 50 آیه ده دقیقه طول می کشد، یک ربع، می گوید وقت ندارم، نمی رسم، زبان می خواند وقت می گذارد آموزشگاه می رود نوار گوش می دهد فیلم نگاه می کند، زبان دینش را می خواهد بخواند اجتهادی ندارد، رغبتی ندارد، بعد می گوید نشد دیگر. از این جهت ما عقب ماندیم. مهارت های زندگی و عاطفی و اقتصادی و اخلاقی و جنسی می خواهد یاد بگیرد، مهارت های کنترل فکر و مهارت های پرخاشگر نبودن، می گوید وقت ندارم، ولی فلان درس را یک سال وقت می گذارد بخواند، برای آن وقت دارد که جنبه ذهنی دارد، ولی برای ابدیت خودش جدیت ندارد در این قضیه، گروه پزشکی داریم، پزشکان مهدوی، این ها خیلی هایشان برای همه برنامه های فکری و معنوی و خانوادگی وقت می گذارند، می آیند می گویند ما مطب هایمان را با جلسات علمی مان تنظیم کردیم، آن روزهایی که قرار است جلسه باشد ما مطب نمی رویم که به خوراک معنوی مان برسیم، بعضی ها هم هستند که وقتی ندارند، فکر می کند این درعالم فقط دکتر است یا مهندس است یا تاجر است. این ها در ژن های پنجگانه گفتم که خانواده ها قبل از انعقاد نطفه روی سلامت و زیبایی و هوش و اخلاق و معنویت نطفه وقت بگذارند، بعد از بارداری هم همینطور، ولی خانواده ها فقط روی دو قسمت سرمایه گذاری می کنند یک سلامت و زیبایی و یکی هوش. برای همین ما سطح دانش و هوش و پیشرفت های علمی کشور دارد بالا می رود، اما آسیب هایمان هم بالا رفته، طلاق ها بالا رفته، دعوا و درگیری ها و افسردگی ها زیاد شده اند، پرونده های قضایی مان بیشتر شده، هرچقدر سطح آسایش را بالا ببرید، آرامش می آید پایین. غلط است. مردم ما برای بخش آسایششان خیلی وقت می گذارند، اما برای آرامش وقت ندارند، اجتهاد ندارد که خود را آرام کنند لذا این همه آسیب داریم می بینیم. در نهج البلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید یکی از مبغوض ترین آدم ها نزد خدا کسانی هستند که خدا به خودشان واگذارشان کرده، این خود جاودانه و حقیقی برایشان اهمیتی ندارد. این افراد اینجوری هستند، بعد در ادامه می فرماید این ها راهنما ندارند، استاد ندارند، و از مسیر اصلی خودشان را منحرف نگه می دارند و در صراط مستقیم نیستند، وقتی این ها به کالاهای دنیایی و اهداف دنیایی که بهشان پیشنهاد می شود می رسند. می خواهد برود باشگاه، هرروز وقتش را می گذارد، آنانی که ورزش حرفه ای می کنند، می بینید که به قول خودشان ده ماه است خانواده مان را ندیدیم برای اردو، برای جام جهانی، جدی هستند، در موسیقی می خواهد بیفتد، در هنر می خواهد بیفتد، در درس های دانشگاه می خواهد بیفتد، جدیت دارد، دوندگی دارد، وقتی می گذارد، شب و روز کار می کند، موقعی که به کالاها و متاع جاودانه آخرتی می رسند، حال و حوصله این جور کارها را ندارند. کسالت دارند. این را بهش می گویند مسخرگی که انسان وقتی مسئله جاودانگیش مطرح است که هر لحظه ممکن است پرت شود آنجا، جدی نیست، وقتی مسئله حیات مشکوکش است، معلوم نیست چقدر زنده می ماند جدی است، آنجایی که قطعا می رود و مطمئناً می ماند اصلا وقت نمی گذارد، به این آدم می گویند جاهل. علی علیه السلام فرمود انسان خودش را به چیزهایی مشغول می کند که بعد از موت همراهش نیستند، این از بزرگ ترین درجات نادانی است. این چهارتا چیز که انسان برایش وقت می گذارد باید جهت دهی کند برای بخش ابدی. بیشتر وقت و عمرمان در مقدمات راه طی می شود، ابتداییات، مثل کسی که می گویند قرار است بروی حج باید این وسایل را تهیه کنی، این همینجوری وسیله تهیه می کند، و به حج نمی رسد. همه ی این مقدمه سازی ها برای این است که شما حج بروی، وقتی به اصل حج نرسی، چه فایده ای دارد؟ همه این دنیا مقدمه اش برای آخرت و حیات جاودانه مان است، بپردازیم به دنیا و کیفیت ها را بالا ببریم، ولی کیفیت نظام ابدی خودمان، به کیفیتش فکر نکنیم، این هرچقدر کیفیت داشته باشد هم حیات دنیایی شما بهتر و شادتر خواهد شد هم حیاتی آخرتی شما. هرکس می خواهد حیادت دنیایی لذت بخش تری داشته باشد، دنیای شاد و آرامی داشته باشد باید بیشتر به فوق عقل اهمیت بدهد. هرچقدر این را تقویت کنید دنیا برایتان شیرین تر می شود. بخش فوق عقلانی است که اگر قوی شد دیگر تو زودرنج و حساس نیستی، عصبانی نمی شود، دیگر غصه نمی خوری، غم از نظر اسلام هم جرم است هم بیماری است. پیامبر فرمود هرکس بر دنیا گریه کند جهنمی می شود، و مریضی است چون امیرالمؤمنین فرمود آدمی که غمزده است، روحش مریض است مگر در دنیا چه اتفاقی می افتد که ما را غمگین کند. هرچه می خواهد باشد آخرت ساز است. مثل زینب کبری که می تواند آن همه مصیبت را تبدیل کند به شادی. ما می نشینیم برای غم های دنیا غصه می خوریم، هم دنیایمان خراب می شود هم فشار قبرمان زیاد می شود. همانطور که در بحث غضب گفتیم تعداد عصبانیت های یک نفر بیشتر باشد فشار قبرش هم بیشتر است، هرچقدر مقدار غصه خوردن های یک آدم بیشتر باشد غصه های آخرتیش هم بیشتر می شود، لذا شما هرچقدر به بخش فوق عقلانیتان بیشتر برسید، زندگی شادتری هم خواهید داشت. بعد می فرماید وقتی دعوتشان می کنیم به مسائل آخرتی، این ها حس و حال ندارند، بعد می گوید مثل این است که این کارهایی که همیشه انجام می دهد یک امر واجبی است که حتما باید انجام دهد انگار وحی منزل است که باید این مقدار سرمایه گذاری برای دنیایش کند، و انگار آن چیزهایی که دارد تنبلی می کند در آن ها، لازمشان ندارد، 50 تا سوالی که آخرت از ما می کنند، از شب اول قبر شروع می شود نه قیامت، از مرگ شروع می شود، پیامبر فرمود هرکسی مرد، از دنیا رفت قیامتش برپاست. این سوال هایی که می کنند خیلی ها فکر می کنند که این ها را سوال نمی کنند، بهش نمی پردازند، یکی نمی گوید 50 تا سوال چیست؟ ولی 50 تا سوال کنکور را می خواند، 10000 تا تست می زند، که اگر 50 تا سوال آمد بتواند بزند. بعد همین مقدار که برای کلاس کنکور وقت گذاشتی، برای کنکور آخرت هم وقت گذاشتی؟ می دانی 50 تا سوال چه هستند؟ بسیاری از افراد وقتی وارد نظام برزخی می شوند ازشان سوال می شود می گویند به این فکر نکرده بودم. سوال مهم این است که می گویند با قرآن چه کردید؟ چقدر انس داشتید با قرآن، من وقت نداشتم، من مهندس بودم، قرآن رشته من نبود، مال طلبه ها بود، کتابی که برای تو آمده و برای اینکه از دنیا تا ابدیت راهنماییت کند. چندهزار جلد کتاب در خانه اش است و خیلی ها را خوانده، هزاران رمان و داستان و کتاب علمی و فیزیک و شیمی و کامپیوتر دارد، همه را بلد است، یک بار نهج البلاغه، یک بار صحیفه سجادیه، دویست صفحه کتاب راجع به خانواده آسمانی خواندی؟ فاطمه کیست، پیامبر کیست، چهارده معصوم چه کسانی بودند، می گوید من وقت نداشتم، من رشته ام این نبوده، ما آدمیم، قبل از این که دکتر و مهندس باشیم، قبل از اینکه خانم و آقا باشیم یا رئیس جمهور و وزیر و وکیل باشیم، آدمیم قبل از اینکه جنبه گیاهی داشته باشیم، انسانیم قبل از همه این ها، به جنبه های انسانیش می گوید نرسیدم، گرفتارم، می روید کلاس کنکور، خب پول داری؟ می گوید نه، خب چه می خواهی باهاش بکنی؟ حالا می خواهم بروم یک رشته قبول شوم، بروم دانشگاه. می گوید پول نداری چی؟ وام می گیرم، کار می کنم پول قسط ها را می دهم که بتوانم درس بخوانم، ولی اگر به همین شخص بگویی که برای آخرتت وقت بگذار فقط بیا بنشین یادبگیر، می گوید نرسیدم، برنامه 6 ماهه می گیرد، بعد 6 ماه می آید می گوید من یک دفعه تمام برنامه را اجرا کردم، این مسخرگی است، می خواهی خوب و قوی شوی، رشد پیدا کنی، اختلافات زناشویی ات حل شود، تقویت ژن کنی، روح آرام داشته باشی، باید وقت بگذاری برای روحت، روح که مقدس تر و مهم تر و ماندنی تر از جسم است. باید برایش وقت بگذاری. جدیت اگر انسان نداشته باشد، پشت گوش بیندازد یک دفعه صحنه ای برایش پیش می آید که قابل برگشت نیست، دیگر نمی تواند برگردد، می گوید عمرمان را اینجوری تلف کردیم چرا وقتمان را روی این چیزها گذاشتیم، یک جور دیگر باید زندگی می کردم، دنیا کسی نباید تنبلی کند به خاطر اخرت، فرمود از ما نیست کسی که به خاطر آخرتش دنیایش را رها کند، خود حضرت فرمود کسی که در کار دنیایی اش تنبل است در آخرتش تنبل تر است. کسی نمی گوید به این چهارتا نرسید، مسئله این است آنی که بیشتر باید برایش وقت بگذاریم و هزینه کنیم بخش فوق عقل است. در یادگیری و عمل جدی باشیم، بالاخره می خواهیم زیبا وارد نظام برزخی شویم، وقتی فرشته ها می آیند استقبال ما ما را به شکل آدم ببینند، زشت است برویم آنجا شاخ داشته باشیم. شما در طول روز چندبار جلوی آینه می ایستید نگاه می کنید خود را؟ یک ساعت یک بار ببینم ظاهرم استاندارد باشد بقیه بدشان نیاید. می خواهیم وارد نظام برزخی شویم، مادرت فاطمه زهرا، آبا و اجداد طاهرینت بیایند ببینند زشت هستی و شکل آدم نداری چقدر غصه می خورند؟ تو خودت می دانی با این همه اخلاقاتی که داری ممکن است باطن قشنگی نداشته باشی، کی می خواهی این ها را تبدیل کنی به انسان؟ همینجوری می خواهی بروی برزخ؟ انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین را که سر نماز می گویی می خواهم راه این ها را بروم که نمی بینی، زشت نیست که آن ها بیایند تو را اینجوری ببینند؟ تو در دنیا این همه وقت داشتی که شبیهشان شوی و تو هیچ شباهتی به آن ها نداری. یک مادری که بچه اش نصفش انسان بود نصفش حیوان، در کیسه زباله بچه را گذاشته بود، رها کرده بود زیر این پل ها، این بچه من نیست، به کی نشانش بدهم؟ حالا ما در آخرت که بد متولد شویم که خیلی بد است، پس باید برای بخش اخلاق و نفس و روح سرمایه گذاری جدی کنیم، همانطور که بدن ما تربیت بدنی می خواهد و مربی و باشگاه می خواهد و برایش پول می دهیم، برای روحمان هم همینطور، باشگاه و مربی لازم داریم، باید وقت بگذاریم و تمرین کنیم، شکست و پیروزی داریم، برای دنیا چقدر سرمایه گذاری و پول و احساسات و انرژی، وقتی بحث آخرت ما می رسد، ما احتیاج داریم به کلاس، مربی، باشگاه، استاد، تمرین. وقت جدی باید بگذاریم. لذا حضرت امیرالمؤمنین فرمود انگار آن چیزی که برایش تنبلی می کند ساقط است، یک چیزی که شیطان ما را فریب می دهد، این است که می گوید تو خوبی، بارک الله، نمازت را خواندی، روزه می گیری، تو فلان کار خوب را انجام می دهی، همین هم خوب است، موسسه خیریه داری، به ایتام کمک می کنی، جهیزیه تهیه می کنی، برای کار درمانی مردم تلاش می کنی، حالا یک بچه همه ی چیزهایی که در بدنش هست سالم باشد فقط گوش نداشته باشد، چشم نداشته باشد، این خوب است یا نه؟ برای او آدم غصه می خورد، یک مجموعه ی کامل باید درست شود، این یک مجموعه کامل است، این که شما قرآن می خوانی در نمازت سهل انگاری کنی، خمس ندهی نه نمازی به درد می خورد و نه زیارت هایت به کار می آید، لقمه ات باید حلال باشد، می گوید نه من برای امام حسین شام می دهم، اربعین می روم، زیارت می روم، اربعین کسی را داشتیم می گفت من راهپیمایی را می آیم ولی نماز نمی خوانم، باید تکمیل کند، اینجوری نمی شود. اتومبیل چرخ و فرمان و موتور دارد، ولی یک فیوز در این نباشد برای موتورش، کار نمی کند، می گوید من باید این مجموعه را کامل داشته باشم. لذا انسان وقتی می روید وقت بگذارید برای خودسازی، حق الله و حق الناسش درست، وقت بگذاریم برایش، می گوید اصول دینی شما سه رکن دارد، عقاید، اخلاقیات و احکام. باید برای هرکدام جدا وقت بگذاری. هرچقدر شما به اعتقادات و ایمانتان و باورهایتان کار بیشتری کنید، زندگی شادتری در دنیا خواهید داشت و هرکس شادی در دنیا داشته باشد، در آخرت هم شاد است. آن چه که منشا شادی و آرامش در دنیاست ایمان است، هرچقدر ایمانتان و یقینتان و باورتان را تقویت کنید، به قیمت و ارزش و انسانیت خودتان، خودتان را با خانواده آسمانیتان و ربتان باور کنید، زندگی شادتری خواهید داشت، هرچقدر قوی تر می شوید برایتان مهم نیست، هرکس برای دنیا غصه بخورد جهنمی می شود پس غصه برای چه بخوریم؟ بعضی از عزیزان سوال می کنند یعنی چه، موضوع غصه نداریم، اگر می خواهی غصه بخوری برای آخرت غصه بخور. ما ده نوع غم داریم، غم های قشنگی داریم، که خوبی شان این است که هرچقدر زیادتر می شوند دنیایتان شادتر می شود. غم های شادی آور داریم. یک کسی غم امام زمان در دلش باشد، این آدم شادی است یا غمگین؟ کسی می رود حرم پیغمبر یا حرم امام رضا گریه می کند، این گریه شادی می آورد یا واقعا غصه است؟ شما اگر در حرم گریه تان نگیرد، قلب خشک بروید و برگردید، این بهتر است یا اینکه بتوانید اشک بریزید؟ این اشک شادی می آورد برایتان، چون جنسش فوق عقلانی است. یکی از شاخصه های تشخیص قیمت یک آدم شادی ها و آرامش هایش است، موضوع غصه ها و شادی ها یک انسان نشان می دهد قیمت این آدم چقدر است، برای چه در طول روز غصه می خوری؟ قیمتت هم همان است، برای چه شادی؟ قیمتت هم همان است، شادی و غم یک کلاس است، یک پرستیژ است، الآن هرچقدر موضوع شادی و غم انسان کلاسش بالاتر باشد قیمت بالاتر است. آدم دیوانه است که برود سراغ غصه های بد و مچاله کننده؟ بزرگی و کوچکی شخصیت شما از نوع غصه ها و شادی هایتان معلوم می شود. هرچقدر ایمان انسان افزایش پیدا کند می رود روی دغدغه های بزرگ تر و ماندگارتر و جاودانه، آن ها را انتخاب می کند. دغدغه جاودانه دغدغه ی فوق العاده کلیدی است، یعنی هر لحظه امکان دارد بروم برزخ، ممکن است تمام کنم، نزدیک ترین چیز به انسان اجل است. ببینید چقدر جوان در قبرستان ها داریم، چقدر نوجوان، خب نوبت ما هم می رسد، پس مهم است. جالب اینجاست وقتی که نزدیک می شود این صحنه، سه ماه دیگر بیشتر زنده نیست، اصلا عوض می شود، من دارم می روم برزخ، جدی است، هرچه که دارم اینجا با من نمی آید، فقط یک نفس است که باید ببینیم چقدر جان دارد، چقدر غذا خورده، چقدر محتوا دارد. هرچقدر شما به ابدیت بیشتر بپردازید دنیایتان شادتر و بهتر است، اگر کسی برکت می خواهد در زندگیش، کار و بارش زود راه بیفتد، درآمد اقتصادیش خوب باشد، زندگیش شیرین بگذرد، روی روحش وقت بگذارد، روح هرچقدر قوی تر می شود، خیر و برکت دنیایی هم بیشتر می شود. هرچقدر غذایش را ندهی و ظلم بکنی در حقش، به نفرینش دچار می شوی آن وقت در زندگی دنیایی آدم گره می افتد. پس اصالت را باید به ابدیت داد. در روایت داریم روز قیامت از دو چیز خیلی سوال می کنند، یکی جوانی است، یکی عمر، در این باید جدی باشیم. محتوای زیبا، ماندگار، جاودانه و خوب درست کنیم برای پاسخگویی به این سوال. برای عمری که مانده از ما. اگر کسی حتی 60 سالش هم هست، 60 سالش را هم خراب کرده، ولی در باقی مانده ای از عمرش جدیت داشته باشد می تواند آن 60 سال را هم جبران کند. وقت ندارم و نمی رسم و تنبلی و بی حوصلگی اش را بگذارد کنار. والحمدالله رب العالمین.
جلسه 008 - آسیبشناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (مشهد ۱۳۹۵)
متن کامل (خام) جلسه 008 - آسیبشناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (مشهد ۱۳۹۵)