جلسه 002 - آسیب‌شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (مشهد ۱۳۹۵)
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - آسیب‌شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (مشهد ۱۳۹۵)

جلسه قبلی بحث مقدماتی مان بود که درباره مسیر انسان سخن گفتیم، گفتیم انسان حرکتش به سمت هدف خلقت و آخرت و ابدیت یک مسیر کاملاً طبیعی است، قانونی و ریاضی است، حرکت حقیقی است، و مثل حرکت جنین است از رحم مادر به دنیا که حقیقی است، و گفتیم که این مسیر راهنما دارد، علایم راهنمایی دارد، موانع و خطرات دارد، و انسان وظیفه اش این است که این ها را بشناسد اگر می خواهد واقعا سعادتمند باشد، وقت بگذارد برایش و گفتیم که علم کلید بهشت است و بهشت معلول علم است، کما اینکه جهنم معلول جهل است. گفتیم حرکت انسان یک حرکت قلبی است، فیزیکی نیست، مثل جنین که در رحم مادر حرکت در خودش دارد، در یک موجود اتفاق می افتد، متحرک، مسیر، هدف، صراط خود جنین است. در دنیا هم ما هم متحرک هستیم، هم خودمان صراطیم، هم نامه عمل هستیم، هم نتیجه هستیم و غایت. همه چیز در ما اتفاق می افتد، در قلب انسان اتفاق می افتد و قلب انسان همه حقیقت انسان است و خداوند انسان ها را بر اساس قلبشان قیمت گذاری می کند و قیمت هر کس به نوع معشوقی است که در قلب هر کس وجود دارد. و گفتیم که معشوق های پنجگانه برای انسان وجود دارند، جمادی و حسی، گیاهی، حیوانی، عقلی و معشوق های فوق عقلی. قیمت انسان به این است که معشوق های فوق عقلی بر قلبش حاکم باشند، یعنی الله، و خانواده آسمانیش و محتوای غیب. این معشوق اگر غلبه بر قلب انسان داشت، انسان باطنش انسان است. با باطن انسانی محشور می شود. اگر نه، حرکتش حرکت حیوانی خواهد بود و همانطور که پیامبر فرمود ده گروه از امتش به صورت حیوان محشور می شوند، چون این ها در دنیا غایت و اهدافشان، آرزوها و معشوق هایشان در حد کمالات حیوانی بوده، پس در واقع این که ما عاشق چه چیزی هستیم و چه معشوقی بر قلب ما حاکمیت دارد، قیمت ما و مسیر و صراط و نتیجه کار ما مشخص می شود. ضرورت آسیب شناسی را عرض کردیم و موضوع بحث ما این است، در مسیر حرکت انسان به آخرت، ممکن است راهنماشناسی داشته باشیم، راه شناسی داشته باشیم، عوامل را بخواهیم شناسایی کنیم، الآن 7 تا آفت را در مورد مسیر به سمت ابدیت و سلوک انسانی در کلام امام رضا (علیه السلام) می خواهیم بررسی کنیم که این 7 آفت مربوط به عمل ما و یا گرایش های ما هستند، و فوق العاده مهم هستند چون به ما می گویند اگر یکی از این 7 آفت با ما باشند، حرکت ما کاملاً آسیب می بینند، نکته خیلی مهمی که خواهش می کنم عزیزان بهش دقت کنند این است که حرکت ما یک حرکت با جنبه های مختلف است، مثل یک جنین، یک جنین زمانی حرکتش کامل می شود و به دنیا می آید که همه ی ابزار لازم را با خودش بیاورد. پس ما باید مجموعه ای از چیزهایی که لازم است با خودمان ببریم که این را فقط یک چیز می تواند به ما بدهد و آن این است که انسان همیشه عشق به الله و خانواده آسمانیش و طبق آیه 23 سوره توبه، عشق به الله، خانواده آسمانیش و جهاد در راس همه عشق هایش باشند تا بتواند همه ابزار مورد نیاز را تامین کند. اولین آفت ایشان در موضوع استغفار بیان کرده اند، فرمایش ایشان این است: (من استغفر بلسانه و لم یلد بقلبه فقد استهزآ بنفسه)، هرکس که با زبانش از خدا می خواهد که موانع راهش را بردارد و او را مشمول مغفرت خودش کند اما خودش قلباً از گناهانش پشیمان نیست، این شخص خودش را مسخره کرده. استغفار کلمه اش، یعنی طلب غفران الهی کردن، ازاسم های الهی است مثل عفو، عفو یعنی اینکه کسی جرمی مرتکب شد و مستحق مجازات شد از مجازاتش بگذرند، این را بهش می گویند عفو، غفور اینجوری نیست، در غفور نه تنها از مجازاتش می گذرند بلکه رفتاری می کنند که انگار اصلاً جرمی مرتکب نشده، و مانع ایجاد نمی شود، مثلاً کسی در حق شما ظلمی کرده باشد، از مجازاتش بگذرید ولی دیگر دوست نداشته باشید او را ببینید، خود آن جرم یا خاطره، یک سایه است در روابط شما، می گویید باشد حالا اگر پسرم را کشته، عفوش می کنم ولی دیگر باهاش رابطه شخصی برقرار نمی کنم، امیدوارم دیگر چشمم بهش نیفتد. قطعاً آن قاتل دیگر نمی تواند به شما نزدیک شود، با شما دوست شود. چون شما نمی توانید او را ببینید. ولی در مغفرت اینجوری نیست، مغفرت ارتباط اینگونه است که اگر جرمی مرتکب شد شخص با طرف مقابل به گونه ای رفتار می کند که انگار اساساً جرمی اتفاق نیفتاده است. مثل کاری که پدر و مادر در حق بچه ها می کنند، بیشتر اشتباهات بچه ها را ندید می گیرند، آنی هم که لو می رود و مطرح می شود برملا می شود، فرزند با معذرت خواهی کاملاً دل پدر و مادر را به دست می آورد و آن ها به گونه ای رفتار می کنند که انگار بچه جرمی مرتکب نشده، آن عشق و محبتی که به فرزند دارند به هیچ وجه تحت تاثیر اشتباه فرزند کم نمی شود، توجه کم نمی شود، این را می گویند مغفرت. پس در واقع غفران، شما وقتی می گویید استغفرالله یعنی من طلب غفران خدا را می کنم، می خواهم بهش بگویم خدایا جرمی مرتکب شده ام ولی دوست ندارم رابطه ام با تو خراب شود و مانع ایجاد شود، یک موقعی بچه ای یا زنی یا شوهری گناهی مرتکب می شوند، ولی همسرش، پدر و مادرش برایش عزیز هستند، نمی خواهند آن رابطه بینشان خراب شود، رابطه کلیدی است، برای همین تمام تلاشش را می کند برای اینکه به گونه ای ازطرف عذرخواهی و جبران کند که آن رابطه و عشق و سلوک آسیب نبیند. بنابراین شما در استغفار می گویید خدایا من نمی خواهم تو رویت را از من برگردانی و نمی خواهم با من قهر باشی و می خواهم به تو که معشوقم هستی عشق بورزم، تو به من عشق بورزی، نوازشم کنی، رابطه داشته باشیم با هم، تو اله من هستی، بدون تو هلاک می شوم، همانطور که ما اگر خانواده آسمانیمان را از دست بدهیم هلاک می شویم، هرچیزی هم که به دست بیاوریم جهنم است. برای انسانی که انسان است، خانواده آسمانیش را از دست بدهد، مادرش فاطمه زهرا، پدرش امام زمان را از دست بدهد، همه چیز را از دست داده، هر موفقیتی هم به دست بیاورد، با این موفقیت ها از خانواده اش دورتر می شود، این خوب نیست. انسان ها بسته به اینکه قیمتشان چقدر باشد در سر راه زندگیشان تعدادی از آدم ها هستند که برایشان به عنوان محبوب موضوعیت دارند، معلم کسی است، مادر کسی است، همسرش است، فرزندش است، پدرش است، در این رابطه اصلاً شکرآب شدن رابطه را تحمل نمی کند، برای کسانی که انسان هستند، یعنی خانم و آقا نیستند، خانم و آقا برای بخش حیوانی ما هستند، انسان یعنی شخصی است که خنثی است، عقلانیت دارد بر بخش فوق عقلانی و عشق به الله و آسمان و عشق به حقیقت خودش بالفعل شده و بلوغ انسانی پیدا کرده، مهم ترین مسئله زندگیش عشق به الله است، چون حیات این انسان به رابطه اش با الله و خانواده آسمانیش است، غایتش این ایست، در این راه مسئله اساسی این است که رابطه اش با بالا شکرآب نشود، برای همین شما وقتی دعا می کنید، توصیه کردم حتما عزیزان بعد از زیارت امام رضا این دعا را بخوانید، دعای عالیه المضامین، یا فارسیش را حتماً بخوانید، آنجا اول دعا می گویی خدایا آمدم به زیارت این شخص در حالی که اقرار دارم به امامت و اجوب اطاعتش، بعد می گویی اول حاجتی الیک، شب های قدر، شب های مهم که رحم های زمانی هستند که قدرت چندصد ساله به عمل انسان می دهند، اولین نیاز انسان در ارتباط با حق تعالی این است که مانعی بین او و خدا وجود نداشته باشد، برای همین می گوید خدایا من اولین نیازم این است که تو همه آن گذشته من را، هر آلودگی و آفتی بوده، هر گناهی داشته ام در گذشته، همه را مشمول مغفرتت کنی. با وجود آن همه زیادی. هرچقدر هم زیاد باشد، 60 سال گناه باشد، خدایا من 60 سال جهالت و نادانی کردم، ولی آمدم آشتی و اینکه دوست بشوم با تو. از بزرگی های خدا و رحمت عظیم خدا این است که یک نفر وقتی 60 سال گناه هم بردارد بیاورد، بخواهد با خدا آشتی کند، خدا دست رد به سینه اش نمی زند، نمی گوید دیر امدی، خدا باهاش آشتی می کند و اگر خوب آشتی کند، خدا می گوید آن 60 سال گناهت را نه تنها می بخشم بلکه به جای آن 60 سال گناه بهت عبادت می دهم، انگار 60 سال با من دوستی کردی، چه خدایی. انقدر مهربان است، می گوید من نه تنها کینه ای از تو به دل نمی گیرم و بخه خاطر گذشته ات مذمتت نمی کنم بلکه باهات یک جوری رفتار می کنم که تو انگار تمام گذشته ات با من دوست بودی. خدا می گوید گناهانت را تبدیل می کنم به حسنه. این خدای ماست. هیچ چیز در مورد این خدا نمی توانی بگویی. خدایا بنده ات به فدایت شود، امام سجاد (علیه السلام) می گوید. خدایا هرچه داریم فدای تو، جانم و مالم همه چیز فدای تو. هرچیزی هم که داریم می خواهیم بدهیم می گوید خودم بهت دادم، تو خودت هم مال منی. وجود مال من است. با این خدا چه می شود کرد. این لطف خداست که خودش به ما می گوید درست است همه چیزت از من است، مالت، وجودت و نعماتی که به تو دادم، سلامتیت، فکرت، عقلت، احساساتت، دنیا، حیات، خانواده ات، نفس که می کشی، ولی من به تو اجازه می دهم که از آن چیزی که بهت دادم هدیه به من بدهی. مثل بچه هایی که پدر و مادر تربیتشان می کنند، بهشان پول توجیبی می دهند، روز مادر، روز پدر که بچه برای پدر و مادرش هدیه بخرد. ولی پول را پدر و مادر داده اند. عشق مهم است. خدا با این کار ندارد که این ها را به تو دادم، آن عشق و محبت و احساس و عاطفه در رابطه با حق تعالی خیلی مهم است. جاهدوا فی سبیل الله اموالکم و انفسکم. این خدایی است که ما باهاش داریم زندگی می کنیم و نفس می کشیم. با این خدا می بینیم، می شنویم، می خوریم، با این خدا حیات داریم، این خدای خوب و مهربان ماست. خدایا من آمدم به درگاه تو، به زیارت این ایمان و این را شفیع قرار می دهم. شما بعد از این دعا، دعای دیگری هم هست که با الله ان کان ذنوبی قد اخلقت وجهه. شب های ماه مبارک شرحش کردم، که خدا اگر من آمدم پیش تو هیچ آبرویی ندارم که تو حتی بخواهی بهم نگاه کنی یا حرف های مرا بشنوی، ولی با آبرومندها آمدم، به خودت توسل می کنم و به امامی که تو عزیزش کردی توسل می کنم، اینجا می گویی یا ولی الله، آخر دعا رویت را از خدا به معصوم برمی گردانی، ازش این تول صلاح حالی مع الله، ای امام رضا تو به عهده بگیر اصلاح رابطه من با خدا را، تو یک جوری مرا در آغوش خودت نگه دار، یک جوری تربیتم کن و تحویل بگیر، رابطه من با خدا را تو درست کن، که قشنگ ترین چیز است که انسان این را از امامش بخواهد. هی نگوییم شوهر می خواهیم، زن می خواهیم، شفا بده، مشکل مالی داریم، انسان وقتی می رسد به یک انسان کامل، ازش انسانیت می خواهد، ازش شبیه شدن به خود انسان کامل می خواهد، نه این که چیز های مادی را نخواهیم، شما در دعای عالیه المضامین همه چیزهای مادی را می خواهید و خیلی هم خوب، پول می خواهید، عمر، شفا می خواهید، خیلی هم قشنگ است ولی مهم ترین چیزی که انسان می خواهد، چون دعاهای انسان قیمت یک انسان را مشخص می کند، وقتی می روی پیش یک انسان بزرگ، چه چیزی می خواهی، آنی که ازش می خواهی قیمت تو را مشخص می کند. چه درخواستی ازش داری. امام رضا دستش باز است، ولی اله است، تو چه می خواهی ازش؟ رفتی حرم، یک روز، دو روز، ده روز چه خواستی ازش؟ تو به عهده بگیر رابطه من با خدا را، این خیلی مهم است که خدا مرا بپذیرد، قیمت و شرافت هر آدمی به این است که در آسمان چه جوری است، پیش خدا، اهل بیت و فرشته ها چه قیمتی دارد، در دنیا ممکن است رئیس جمهور هم باشد ولی در آسمان یک ذره آبرو نداشته باشد، مهم این است تو الآن اینجا هستی آسمان تو را چه جوری می بیند، چهارگروهی که سر نماز می گوییم می خواهیم راه این ها را برویم، انبیاء، صالحین، صدیقین، شهدا، دارند تورا به چه شکل می بینند؟ تو چقدر پیش آن ها اعتبار داری، چقدر حیثیت و آبرو داری، هی بچه زیاد کن، هی ویلا بخر، ماشین زیاد کن، سفر خارجی برو، مدرک تحصیلی بگیر، به چه درد می خورد وقتی بی آبرو هستی در آسمان، وقتی آنجا قیمت نداشته باشی، بی آبرو باشی، فایده ای ندارد، زیارت امین الله که می خوانید می گویید اجعلنی محبوبه فی ارضک و سمائک، خدایا به من در زمین و آسمان عزت می خواهم، می خواهم پیش اهل بیت و تو و فرشته ها آبرومند باشم، پیش تو عزیز باشم. این دعای عالیه المضامین، روی عزت تاکید می کند. من قیمت و آبرو می خواهم. این خیلی مهم است. پس مهم ترین نیاز ما این است که بین ما و آسمان مانعی وجود نداشته باشد. زمانی می توانی بگویی به بزرگی نزدیک شوی و باهاش رابطه برقرار کنی که قرب و منزلت داشته باشی، اگر یشش یک عالم جرم و جنایت داشته باشی رویت نمی شود بروی پیشش، جرم ها و جنایت ها رابطه را خراب می کنند. نمی توانی بروی سمتش وقتی آلودگی داری. شما می خواهی بروی مهمانی، بدنتان بو بدهد، لباستان، ظاهرتان کثیف باشد، می روید یا نه؟ نمی روید، شما می گویی زمانی در این مجلس اعتبار و آبرو دارم که تمیز و مرتب باشم و بدنم بو ندهد و معطر باشم، کسی می خواهد به غیب راه پیدا کند، اگر بو بدهد، زشت و عفونی باشد، اصلاً خودش رویش نمی شود برود. بنابراین ما بدون استغفار همیشه یک مانع و قفل در سلوکمان است که نمی توانیم حرکت کنیم، وقتی مریضی و آلودگی و بوی بد داریم، باید برطرف شود. حالا چقدر طرف به ظواهرش اهمیت می رود، بینیم را عمل کنم، پیشانیم را اینجوری کنم، مو بکارم، لباس اینجوری، می خواهد پذیرش در زمین داشته باشد. می گوید اینجوری مقبول تر هستم. این چیزها خسارت می زنند. می خواهد در مقابل چند نفر مقبول باشد. پذیرفته باشد. این همه دقت و وقت و پول و هزینه، اگر نسبت به آسمان اینحوری توج و غیرت نداشته باشیم، پس متوجه نیستیم چه جوری زندگی می کنیم، ممکن است یک عمر مشغول اعتبارات زمینی باشیم که زمینی ها چه جوری تحویلمان می گیرند، یا عقده هایی که قبلاً داشتیم، زدند توی سر ما که نمی توانی پول دربیاوری و درس بخوانی، این عقده ها ذخیره شده حالا می خواهم با اطرافیانم رقابت کنم، یک عمر طرف در رقابت است، و این به این قیمت تمام می شود که تمام حیثیت و آبرویش در آسمان را از دست می دهد. ما مسئله اساسی برایمان این است که بدانیم ما بدون استغفار، اگر قبولمان نکنند هیچ حیثیتی نداریم. باید تمیز باشیم. استغفار در واقع با توضیحی که دادم یعنی حمام نفس. شما چند روز می توانید حمام نروید؟ سه هفته، مثال می زنم، بدن بو می گیرد، سنگین می شود، تنفس مو، پوست، بدن، سخت می شود. یک ضرورت است. استغفار در سلوک انسانی یک ضرورت است، انقدر ضروری است که پیامبر می فرماید در طول روز گرد و غبارهایی در اثر کثرت ارتباط، دیدنی ها و شنیدنی های بد، خوردنی، خاطره، یا خیالی، روی قلب انسان می نشیند، تصویر روی موبایل می بیند خاطره می اندازد، در خیابان این همه خانم های بزک کرده می بینی، این ها نمی گذارد تو شب نماز شب بخوانی، مکاشفه کنی، نمی گذارد پرواز کنی، در موبایل ها الآن افراد می روند کثافت می ریزند در این موبایل و می خورند این را، در روایت داریم اگر کسی به نامحرمی از نظر خاصی خیره شود، خداوند چشم ها و وجودش را از آتش پر می کند. نگاه حرام کند انسان، نگاه شهوت آلود کند، وجود آدم را پر می کند، حالا این می تواند برود نماز بخواند یا قرب پیدا کند؟ باید تخلیه کند. خدا رحمت کند ایشان را، رفتیم خدمت مرحوم خیاط، در راه چشمم خورد به یک زن نامحرم، زمان طاغوت، تا رسیدم خدمت ایشان، مرحوم خیاط گفت تو چرا شبیه خانم ها شدی، هرچیزی که شما می بینی می افتد روی باطنتان، داری غذا می خوری، پشه افتاد، پشه جزو غذایت می شود، تو داری این را می خوری. با موبایل وصل می شود به اینترنت، خیال بد و کثافت و شنیدنی و دیدنی بد می ریزد توی نفس و روحش، با علاقه هم می خورد. دیگر چه می ماند از نفس. پیغمبر می فرماید من بالاخره در روز آدم های مختلفی را می بینم، چون آدم ها وقتی نزدیک آدم می شوند با خودشان یا نار می دهند یا نور، عطر حتی، رنگ ها حتی، عطری که بو می کنی، بوی عطر می تواند تاریکی یا روشناسی بیاورد، شما عطر می زنی، توحش، هاری و شهوت می آورد در وجود آدم، تا این را بو می کنی هوس کار خلاف می کنی، هوس طبیعت می کنی، یک عطر هم هست تا استشمام می شود یاد بهشت می افتی. رنگ ها و ترکیب رنگ ها هم همینطور هستند. در سی دی آب شما دیدید، می گوید وقتی به آب می گویم الله، مولکولش قشنگ می شود، وقتی می گویم شیطان، می ریزد به هم، جسم وقتی این تاثیر را دارد تمام وجود انسان اینجوری است، شما موسیقی خراب بشنوی، خیال بد، یک اعتقاد بد، از خیال بد بدتر، اعتقاد بد است، اعتقاد غلط درمورد خدا و قیامت و انسان و ابدیت و امام و قرآن داشته باشی، اعتقاد از عقد می آید، یعنی پیوند، یعنی چیزی که با وجودت گره می خورد، وقتی اعتقادت غلط باشد نسبت به جهان، جهان بینیت غلط باشد، این می شود بخشی از وجود تو، با یک چیز اشتباه و غلط پیوند خوردی. آقایی 20 سال نسبت به موضوعی کتاب می نوشت، علیه چیزی تبلیغ می کرد، بعد از 20 سال فهمید آن موضوعی که راجع بهش تبلیغ می کرده در اثر اشتباه خواندن یک خط از کتاب بوده. سوء برداشت بوده، 20 سال با خیالات خودش درگیر بوده. پس پیغمبر که معصوم است، می گوید من 70 بار در روز استغفار می کنم، این واجب است. مثل آبی که هرروز به صورتتان می زنید، کسی از شما هست از صبح تا شب آب به صورتش نزند؟ مسواک نزند؟ استغفار حمام نفس است، شما نیاز داری که هرروز صبح، شب، در برنامه ها نوشتم که حتماً این ذکر را صبح 100 مرتبه یا شب بگویید، نفس را تخلیه می کند. باید استغفارکنید. صبح با استغفار بروید بیرون. تا شب آدم آلودگی پیدا می کند. آمدی خانه باز هم بعد از نماز عصر 70 یا 100 مرتبه، استغفار بگویید، به خاطر این است که بعد از نماز عصر تخلیه می شوی. شب که می خواهی بخوابی دوباره، بهتر است وضو داشته باشی و رو به قلبه باشی، ولی حالا در رختخواب موقع خواب هم می شود ذکر یا غفور را گفت که تخلیه شویم. پس در واقع این استغفار برای ما ضرورت است، چون اگر این آلودگی ها را جمع کنیم، رابطه مان با غیب خراب می شود، بعد می گوییم چرا من موقع نماز حواسم نیست. 20 سال نماز می خوانم، نماز امسالم با 20 سال پیشم یکیست. تو 20 سال است آلودگی جمع می کنی و تخلیه هم نداری. شب خواب خوب نمی بینم، کابوس دارم، افکار منفی دارم، چرا زودرنج و حساسم، چرا می ترسم، چرا ناامیدم، چرا پوچ گرا شدم، چرا ناامیدم، اگر آلودگی بیاید در بدن، آدم اینجوری می شود. چرا نمی توانم همسرم را دوست داشته باشم، محبوب کسی باشم، چرا با بچه هایم رابطه عاطفی خوب ندارم، اگر انسان تخلیه نداشته باشد، نه در زمین موفق است و نه در آسمان. علت این همه طلاق ها این است که ما آلودگی زیاد جمع می کنیم. از 5 تا ازدواج ما 4 تا ازدواج به طلاق ختم می شوند. وظیفه ی واجب عاطفیش نسبت به همسر و فرزندانش را انجام نمی دهد. بچه هایش را می گذارد در خلا عاطفی، مثل پدر و مادری که بچه شان غذا نمی دهند. مادری مخصوصاً به بچه اش شیر ندهد، انقدر به جنایت می رسد که یک نوازش، بوسه و لبخند را از خانواده اش دریغ می کند. با ظلم و جنایت و قساوت و هاری. چطور یک آدمی نفقه زن و بچه اش را ندهد جانی است، مقصر است، مجرم است، کسی که اطرافیانش باهاش رابطه عاطفی دارند ارضایشان نکند، یک یتیم است، ایتام احتیاج به روابط عاطفی پدرانه یا مادرانه دارند، به یتیم یا فقیر نرسیده، قرآن می گوید آنانی که می روند جهنم ازشان سوال می کنند چطور آمدید جهنم، می گویند به ایتام نمی رسیدیم. همسرت است، پدرت است، پدربزرگ است، باید حرمتش رعایت شود در خانه، امام فرمود حتی اگر همسرت را هم دوست نداری مهرورزی بهش واجب است، مثل نفقه، اینجری نیست که از قیافه و هیکلش خوشم نمی آید، دوستش ندارم، این کار یک حیوان است، انسان اینجوری نیست، انسان ظلم نمی کند و کم نمی گذارد. به مادرت برس، به پدرت برس، به خواهرت برس، به دخترت بیشتر از پسرت برس، به مادرت بیشتر از پدرت برس، به همسرت برس. خب پس ما احتیاج داریم این انحرافات و ظلم ها و آلودگی ها را از نفسمان پاک کنیم که رابطه مان با غیب درست شود و بتوانیم به عنوان یک انسان نفس بکشیم و زندگی کنیم، مقامات دنیایی به درد ما نمی خورند، توهم زندگی است، زندگی نیست، من آدم خیلی موفقی هستم، چی هستی؟ رئیس جمهورم، خب در آسمان چه قیمتی داری؟ دکترم، مهندسم، وزیرم، اگر این ها توانست به تو کمک کند که در آسمان قیمت داشته باشی قیمت دارند. اگر نکرد به درد نمی خورند. می رویم سراغ استغفار زبانی. استغفار چرا باید به زبان بیاید، امام رضا می گوید (من استغفر بلسانه و لم یندم بقلبه من استهزا نفسه)، هرکس به زبانش عذرخواهی کند ولی قلباً پشیمان نباشد، خودش را مسخره کرده، اگر زن و شوهری دعوایشان شده، پدر و فرزندی دعوایشان شده، بچه مقصر است، این بچه می رود به پدرش می گوید معذرت می خواهم، ببخشید، ولی بنا دارد ادامه دهد آن کار را، پدر هم می داند، این معذرت خواهی یعنی مسخره کردن خودش و پدرش. این معذرت خواهی یعنی چه؟ من در حق تو جنایت و ظلم کردم، جسارت کردم، خیال هم ندارم ترکش کنم، بعداً هم این بی ادبی را می کنم ولی شما ببخشید. الآن مرده آمده می گوید زنم دارد طلاق می گیرد ما را آشتی بده، بعد می گویم بهش بگو ازش معذرت می خواهی دیگر این کار را تکرار نمی کنی، می گوید قول نمی دهم. الآن می خواهی موقتاً نیازت برطرف شود، می گوید قول نمی دهم. زن آمده گریه می کرد می گفت هرچه بگویی قبول می کنم، خب الآن شوهرت برای چه می خواهد تو را طلاق بدهد، به خاطر اینکه تو این رفتار را داری، می خواهی این رفتار را بگذاری کنار؟ می گوید این را از من نخواه. پس تو راجع به چی معذرت خواهی می کنی؟ یعنی مسخره کردن. زبان ترجمان قلب است، اگر کسی بهت گفت سلام، سلام عاطفی تر و قشنگ تر برایتان معنا دارد یا نه؟ رفتید خانه به همسرت یا پدر می گویی سلام، جوابت را نمی دهد یا می گوید سلام و زهرمار، معنا دارد، لفظ حاکی از یک باطن است. الان دعواها و طلاق ها با لفظ اتفاق می افتد. دو نفر به هم محرم می شوند، یک معنا اتفاق می افتد. با لفظ طلاق اتفاق می افتد، با لفظ افراد متنفر می شوند از هم. لفظ نماینده باطن است. بنابراین افراد درون خودشان را با لفظ اظهار می کنند. شما با ظاهر من یا صوت من کاری ندارید، به دنبال لفظ من هم نیستید، به دنبال باطن و معرفت هستید. پس انچه که این را به ما منتقل می کند لفظ است. چرا می گویند ذکر را بگو؟ به زبان بیاور؟ مستحب است وقتی ذکر را می گویی خودت هم بشنوی، چون می خوریش، گفتن لذتی دارد، که معنا ایجاد می کند. لفظ تخلیه می کند حس یا حقیقتی را که در انسان ایجاد می شود. به بچه ات نگو عزیزم، جانم، دوستت دارم، توانستی نگویی؟ می گویی نمی شود حتماً باید این انرژی را به لفظ تبدیل کنم. اگر می توانی محبت آمیز به بچه ات نگاه نکن، بوسش نکن. می گفت پیامک مثل سوره فاتحه روح آدم را شاد می کند. عرضه داری اگر پیامک نداد ناراحت نشو. این ظاهر مهم است، ذکر زبانی که می گویند ذکر را بگو، برای اینکه این عشق بازی است، الله اکبر که می گویی 100 مرتبه بگو، انرژیت را تخلیه می کند، دلت آرام می شود، بگو الحمدالله. می گویند برای یک نفر دست بزنید، یک بار دست می زنید؟ این چرا تکرار می شود؟ چون می خواهید یک تحیتی را تکرار کنید. ذکر زبانی، عشق بازی زبانی، تخلیه زبانی در ذات انسان است، به این تخلیه نیاز داریم. استغفار هم همینطور است. نگاه کنید مثلاً در حق یک نفر ظلم می کنی می گویی آقا معذرت می خواهم حلال کنید، استغفار است، چرا می گویی ببخشید غلط کردم، حلال کنید؟ چرا بغلش می کنی، می بوسیش، هدیه می بری؟ برای اینکه می خواهی عفونت های رابطه برطرف شود، یک بار نمی گویی ببخشید. آن کاری که اتفاق افتاده حجم بدیش یک جوری است که با یک بار معذرت خواهی پاک نمی شود. می گویی و می گویی تا حجم این عفونت برود کنار. پس استغفار زبانی به زبان آوردنش خیلی مهم است. اگر کسی را دوست داری بهش بگو، خب خودش می داند دوستش دارم، نه کافی نیست، معلوم است، بچه ام است دوستش دارم، جان انسان این را می طلبد، باید باشد، تاکید، تکرار، گفتن، خیلی مهم است. استغفار زبانی فوق العاده مهم است، آنی که جرم مرتکب شده، تکرار می کند برای مهم است یا آنی که می خواهد ببخشد؟ آنی که دارد استغفار می کند برایش مهم است، جگرش را آرام می کند. در مسائل مادی هم همینطور است. در مسائل گیاهی همینطور است. در مسائل علمی و فوق عقلی هم همینطور است. تکرار یک لازم است. ضروری است. پس این شد مفهوم ذکر زبانی. والحمدالله رب العالمین.