جلسه 006 - آرامش
شماره جلسه
6
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
3
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - آرامش

ما کلیاتی را درباره ی آسایش و آرامش خدمت عزیزان عرض کردیم، ان شاءالله از جلسه ی آینده بحث جدیدی را آغاز خواهیم کرد. این هفته را به مناسبت میلاد مسعود آقا امام زمان (علیه السلام) و ایام نیمه ی شعبان، اختصاص می دهم به همین مناسبت ها، چندتا موضوع را خدمتتان عرض می کنم. قبل از اینکه بحثمان را درباره ی این مناسبت ها آغاز کنیم، درباره ی موضوع آسایش و آرامش ما چون اکثر شما برنامه از من گرفتید، من تحت برنامه به شما دادم، آنانی که برنامه نگرفتند حتماً جدول های مخصوص مشاوره را پر کنند تا من تک تک برایشان برنامه ریزی بکنم، چندتا از عناوین مباحث را معرفی کنم به شما که یادداشت کنید در رابطه با کنترل فکر هست و کسب شادی و آرامش. آن ها را حتماً به ترتیبی که عرض می کنم سعی کنید استفاده کنید. وقت جدی ان شاءالله برایش بگذارید تا بتوانید کنترل خوبی روی افکار خودتان داشته باشید زودتر به این مسئله دست پیدا کنید. خب سی دی اول دشمن شناسی هست، که مربوط به کنترل فکر است، کنترل فکر در مورد افکار منفی که دائماً در طول روز انسان را اذیت می کند. که نوعاً هفتاد، هشتاد درصد افکاری که در طول روز سراغ ما می آید فکرهای هستند که غصه و اضطراب می آورند، منفی هستند، ترس دارند، در ما، و این ها هم خب ریشه هایش را آنجا توضیح دادیم، نقش توهم و تخیل را در تولید افکار منفی، ریشه های دیگری که افکار منفی در وجود ما دارد، توضیح دادیم و در مورد کسانی که هیجانات عصبی دارند، حتماً غضب و حلم و مهرورزی را بعد از دشمن شناسی کار کنند به اضافه ی کینه و محبت.

کینه و محبت را باید بگذارند آخر سر، اوایل هم نه. پس غضب، حلم، مهرورزی، بعد کینه و محبت را کار کنند و برای برطرف کردن دغدغه هایتان و اینکه بتوانید ان شاءالله مثل حضرت زینب (سلام الله علیها) و بزرگان دیگری که در دین ما می شناسیم، بتوانیم در سخت ترین حالت ها، شادی و آرامشمان را حفظ بکنیم، بحث رشد و قدرت هست در سایه ی سختی ها، بحث بهشت است که کمک زیادی می کند، بحث غم و شادی هست که باید بگذارید آخر کار بکنید، بعد از این ها که دقیقاً استحکام یدا کنید و فکر. سی دی فکر و مهندسی آرزوها. این ها خیلی به شما در تولید شادی و آرامش و برطرف کردن هیجانات و زودرنجی ها و حساسیت ها و عصبانیت ها و غصه ها و بدبینی ها، خیلی می تواند شما را شاد و آرام کند و کمک کند. چون ما موضوعی بعداً در این رابطه، اینجا نخواهیم داشت، گفتم که در برنامه هایتان بگنجانید که اگر آن هایی که برنامه نگرفتند یا آن هایی هم که گرفتند سیرش را بدانند. خب در ماه رجب بحثی را مطرح کردیم به نام بحث رحم های زمانی، گفتیم ما عمرمان محدود هست، اما یک ابدیت سر راه داریم، ما جاودانه هستیم، مرگی برای ما وجود ندارد، و عمر هرکدام از ما به اندازه ی عمر خداوند تبارک و تعالی است، یعنی هرچقدر خدا زنده است ما هم زنده هستیم و چیزی به اسم مردن، انتها، نابودی و آخر ما نداریم اصلاً، این یادتان باشد، هیچ کدام از ما ته ندارد و خداوندی که ما را خلق کرده، در کتابش بیش از هشتاد بار، جاودانگی ما را به ما تذکر می دهد که شما اساساً مرگی ندارید و همه ی تان جاودانه هستید و خلقت ما ساختارش برای بقا و جاودانه است. همانطور که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: (خلقتم للبقا لا للفنا). شما برای بقا خلق شدید نه برای فانی شدن. بنابراین، یک انسان عاقل انسانی است که در رحم دنیا، چون قرار است بعد از این رحم متولد شود به سیستم ملکوتی که گفتیم بی نهایت از اینجا زیباتر، کامل تر و پیشرفته تر است در این سیستم به این قدرتمندی می خواهد وارد شود و اینجا حکم رحم را دارد برایش، یک آدم عاقل کسی است که نوع نگاهش به خودش را اول درست می کند، یعنی این نگاه که راجع به وجود مقدس آقا امام زمان توضیح می دهم، فوق العاده در تولید شادی،آرامش و قدرت در کارهای دنیایی و آماده شدن برای حیات جاودانه به ما کمک خواهد کرد. یک اینکه من بدانم جاودانه هستم، ابدی هستم، دو اینکه بدانم ماهیت جنینی دارم در رحم دنیا، اینجا یک رحم هست و من جنین هستم، نکته سوم این هست که باید بدانم از آن 6 تا تولدی که هر جنینی از رحم مادر به دنیا دارد، ما هم از رحم دنیا به کجا داریم؟ به آخرت. و از تولدهای 6 گانه فقط دوتایش به دردر میخورد، یکی سالم، یکی هم سالم قوی. آن 4 تولد دیگر همه دردناکند و ما نباید طوری زندگی کنیم و سبک زندگیمان را طوری قرار بدهیم که موقع وفات دردناک وارد نظام برزخ بشویم، بدون آمادگی وارد نظام برزخ شویم چون آنجا نظامش بی نهایت قشنگ تر از اینجاست و عرض کردم اینکه بی نهایت قشنگ تر از اینجاست، کامل تر از اینجاست خودش خطر است برای ما، چون شما وقتی امکانات لازم برای زندگی به آن پیشرفتگی نداشته باشید، خود به خود عذاب آور است برای ما. خیلی دردناک می شود برای انسان، جهنم یعنی عدم آمادگی برای زندگی در بهشت. این را بهش می گویند جهنم. وارد بهشت می شویم، وقتی که شما امکانات لازم را برای بهره برداری ازش ندارید، می شود جهنم، مثل بچه ای که وقتی می آید به دنیا از رحم مادر، از این محیط محدود می آید در عالم دنیا که بی نهایت از رحم مادر پیشرفته تر و کامل تر و بزرگ تراست، چون این تجهیزاتش را نیاورده مثل دست، پا، چشم، قلب همه ی این ها اذیتش می کند والا اگر سالم به دنیا بیاید که مشکلی ندارد، پس ما باید خودمان را واقعاً هم مسلح بکنیم، هم برای سیستم های دنیا هم آخرت، و آن تجهیزات لازم را در این زمینه به دست بیاوریم. چون عمرما کم است و یک جاودانگی سر راهمان هست، خداوند تبارک و تعالی می آید در فاصله ی عمر ما، چندتا رحم چند صد هزارساله، چند میلون ساله قرار می دهد، در خود عمر دنیا، یکی از آن رحم ها، رحم ماه شعبان هست، ماه رجب یادتان هست ما عبادت هایی داشتیم که یکیش 900 سال برای ما ثواب داشت، کم نیست، در ماه شعبان هم همینطور است، در ماه رمضان که دیگر فوق العاده داستان عوض می شود و یک رحم زمانی فوق العاده قدرتمند هست طوری که شما نفس کشیدنتان در این ماه، عبادت است، شدن هست، خوابتان عبادت است، شما یک آیه قرآن می خوانید، بسم الله الرحمن الرحیم، یک ختم قرآن به شما می دهند، قل هو الله احد، یک ختم قرآن به شما می دهند، این می آید می رود در سینه ی شما، درروح شما، در نامه ی عمل شما ذخیره می شود. پس زمان ها با هم یکی واقعاً نیستند، قدرت سازندگیشان هم با هم یکی نیست، از رحم زمانی ماه شعبان خیلی باید استفاده کنیم، همانطور که در مورد ماه رجب عرض کردیم که فهرستی از کارهای قشنگی که شما سلیقه ی تان می کشد، دوست دارید، لذت می برید ازش، تهیه کنید، در ماه شعبان هم همینطور است، در این ماه شما باید یک مقدار فراغت به خودتان بدهید، کارهای معمولی و روزمره را تغییرات درشان ایجاد کنید، برنامه هایتان را سبک کنید، برای بخش انسانیتان وقت بگذارید برای کودک عزیز روان. چون معمولاً از این 5 بخش شخصیتی ما این دو بخش معمولاً مظلوم واقع می شوند یعنی کمتر بهشان غذا داده می شود. بخش حسی و گیاهی حیوانی یا جنسی نوعاً ذهن ما، فکر ما، برنامه ریزی های ما، دغدغه های ما مال این 3 بخش هستند. یا حسی، یا جسمی یا گیاهی یا حیوانی. خانواده ها کار، تفریح، مسکن، شغل، موقعیت اجتماعی این ها بخش های حیوانی ما هستند که با ما به برزخ نمی آیند و به درد ما نمی خورد. بخش های عقلی و فوق عقلی که تضمین کننده ی حیات جاودانه ی ما هستند این بخش های خیلی مهم هستند که باید بیشتر بهشان غذا بدهیم دوستشان داشته باشیم خودمان را با این نگاه دوست داشته باشیم عاشق خودمان باشیم و این بخش ها که امانت هست از آسمان دردست ما، این شخصیتی که داریم را بپسندیم و دوستش داشته باشیم و پرورشش بدهیم این کودک عزیزی که از خداوند تبارک و تعالی در نهاد همه ی ما گذاشته شده. این لازمه اش این است که ماه شعبان برنامه داشته باشید، برنامه های خاصی داشته باشید که الآن هم به سرعت داریم بهش نزدیک می شویم. مهم ترین برنامه اش، برنامه ی شب نیمه ی شعبان هست که به قدری مهم است جزء چهارشب مهم سال است، از نظر قدرت سازندگی که می تواند در نفس تحولات زیادی را ایجاد بکند، حتماً به مفاتیح مراجعه کنید، شب نیمه ی شعبان شبی است که همه ی انبیاء غیر از پیغمبر اسلام، همه ی انبیاء قبل از پیغمبر این شب را خیلی جدی می گرفتند و خیلی مهم بوده برای همه ی انبیاء، و ما هم که خب حالا طبق سنت هر ماهه مان، چون احیاهایمان هرماه است، هرسال ماه رمضان فقط نیست، در مؤسسه هر ماه، بعضی عزیزان می آیند آنجا، تشریف آوردند، امسال هم ما این برنامه احیاء را داریم اما چون می خواستیم این سنت احیاء ماهانه، احیاء و زنده بشود، امسال ما در مصلی تهران برقرار می کنیم، شبستان اصلی مصلی تهران، ان شاءالله برقرار می کنیم از فردا هم صدا سیما شروع می کند به تبلیغ و به شما می گوید و ان شاءالله جلسات خوبی خواهیم داشت، اگر هم موفق نشدید، بروید خانه هایتان این کار را بکنید، اگر اینجا جایی مسجدی، همچین سلیقه ای داشت که این کار را کرد، اگر هم میکده ای اینجا برپا نبود، خودتان در خانه میکده و بزمی راه بیندازید و بالاخره شما کم بخورید، روزش قشنگ کاملاً استراحت کنید بعد از ظهر و یک چیز خیلی سبک، غذای پرکالری ولی سبک مثل خرما میل بفرمایید، ولی خب چیزهایی که نشاط آور هست، همانطور که در احیاء هم می دهیم، قهوه و چای حتماً داشته باشید، میوه های نشاط آور داشته باشید و میل بفرمایید ولی خب اعمالی که بعد از مغرب شروع می شود، تقریباً عبادت های خیلی زیبا و قشنگ و کوتاه همه ی شان چند دقیقه هستند ولی خب خیلی زیبا هستند و آثار فوق العاده شگفت انگیزی هم دارند، حتماً در شب نیمه ی شعبان ازش استفاده بکنید و این شب را از دست ندهید، هرچند بعد از نیمه ی شعبان باز ما اعمال قشنگی داریم در مفاتیح حتماً مراجعه بفرمایید و برای خودتان گلچینی از چیزهایی که میل و سلیقه تان، مثل سفره غذا که آدم باید چیزی که میلش می کشد را انتخاب کند، قرار نیست هرچیزی در سفره است ما بخوریم، ولی چیزهایی که میلمان می کشد بهش نیاز داریم ازش استفاده کنیم. پس این را هم ان شاءالله فراموش نکنیم. اما مهم ترین رحمی که ما می توانیم باهاش ارتباط برقرار کنیم و در این رحم شخصیت ما کاملاً ساخته شود، ولو 40 50 سال گناه هم داشته باشیم، خیلی زود این گناهان آب می شود و ما یک شخصیت خوب و جدید و نورانی می توانم داشته باشیم، رحم شخصیتی است. رحم های شخصیتی که انسان درشان قرار می گیرد، یعنی پیوند با شخصیت های بزرگ، فوق العاده سازنده است، یک موقع می بینی کسی 60 سال، 70 سال هم معصیت کرده، گناه دارد، و آلودگی دارد اما در برخورد با یک رحم شخصیتی، شخصیت قدرتمند، همه ی آن 60 سال، 70 سال برطرف می شود و انسان کاملاً بازسازی می شود. شما حر را ببینید بعد از یک عمر غفلت، یک دفعه می رود در چند ساعت، در ارتباطش با یک شخصیتی مثل سیدالشهداء تا مقام خود امام حسین (علیه السلام) بالا می رود، انقدر قوی می شود. همان مقامی که همه ی اهل بیت آمدند ما را با خودشان به آن مقام برسانند. چون قبلاً گفتیم بخش فوق عقلانی ما بخش بی نهایت طلب است و ما تا به آن بی نهایت نرسیم ارضا نمی شویم. برای همین در زیارت عاشورا شما خداوند می گوید وقتی با امام حسین (علیه السلام) حرف می زنید کمتر از مقام امام حسین را از ما نخواهید. بگویید اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله. آن مقامی که شما دارید من می خواهیم، من کمتر از شما نمی خواهم باشم و این شدنی است، چه جوری؟ مهم این است که شما باید در زمان حیات فعلیتان با حجت خدا و امام زمان خودتان پیوند برقرار کنید، این پیوند با امام زمان و رفتن توی رحم شخصیتی امام زمان باعث می شود که ما به بزرگی معصومین رشد بکنیم و ارتقا پیدا بکنیم طوری که بتوانیم هم درجه ی آنها باشیم و با آن ها باشیم. وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: کسی که در زمان غیبت امام زمانش بتواند منتظر حقیقی حضرت باشد، با من و هم درجه ی من خواهد بود. بببینید دیگر حضرت علی دارد حرف می زند، نه مبالغه می کند نه شوخی می کند با ما، نه می خواهد ما را سرکار بگذارد، هیچی. دقیق دارد حرف جدی به ما میزند، اگر شما بتوانید به مقام انتظار برسید، منتظر واقعی بشوید، حضرت فرمود با من و هم درجه ی من خواهید بود. این چیزی نیست که الآن یک کسی انقدر احمق باشد بخواهد ازش به سادگی بگذرد و بی خیال این قضیه بشود. الآن شما فکر کنید کسی 40 سال گناه کرده، برود محضر امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، ایشان بهش می گوید شما علاوه بر اینکه می توانی 40 سال گناه را جبران کنی، هیچی، می توانی یک کاری کنی که قیامت با من و هم درجه ی من باشی دیگر اگر کسی میلی به این پیدا نکند، معلوم است مریض است، خودش را نمی شناسد. معلوم است ذائقه اش بد است، ذائقه بد در اثر گناه، معصیت، غفلت، خودنشناسی، ذائقه ی آدم خراب می شود. چیز خوب را نمی فهمد اصلاً درکی ازش ندارد، میلی هم بهش پیدا نمی کند. مثل همان بنده خدایی که گفتم برده بودنش توی باغ که طبعش گل بکند و در وصف صاحبخانه شعری بگوید، این شاعر را برده بود، خوابانده بود در باغ که صبح پا شو حالی ببر تو باغ، صبح وقتی مست شدی یک شعر در وصف ما بگو. صبح رفت، گفت تا صبح بوی گند گل و زرز بلبل و شر شر آب نگذاشت بخوابیم. بی سلیقه بود یعنی اصلاً از این ها هیچ لذتی نم یبرد. بعضی ها اینجوری اند، کامشان اینجوری است از چیز خوب لذتی نمی برند بهشان هم بگویی قلقلکی برایشان ایجاد نمی شود، مولانا می گوید بنده خدایی در روستا بود همیشه با پهن و گاو گوسفند و اینها سر و کار داشت، یک بار تصادفاً ورداشتند بردنش شهر، رفت در بازار عطارها، بوی عطر بهش خورد، بیهوش شد، چون تاحالا بوی این چیزها بهش نخورده بود، مردم می خواستند به هوش بیاورنش گلاب می پاشیدند رویش، حالش بدتر می شد، یک بنده خدایی فهمید این چش شده، کمی پهن گرفت جلوی دماغش، تا این به هوش آمد، این سلیقه اش اینجوری است، بعضی های سلیقه ی شان با گناه و معصیت و خیال و توهمات است، یعنی با اینجور چیزها سرپا هستند، با غفلت، با کمالات جمادی، کمالات گیاهی، حیوانی سر پا هستند. خوشحال و ذوق زده می شوند، آرامش پیدا می کنند با این. ولی وقتی می خواهیم سراغ کمالات عقلی و جاودان ببریشان اصلاً حسشان را ندارند، هیچ حال و حسی برای اینکه این کمالات را دریافت کنند و بهش میل و رغبت کنند و استفاده کنند، هیچ سلیقه ای برای این بخش های جاودانه و بهشتی ندارند، بهشان هم عرضه شود، هیچی، هیچ لذتی نمی توانند ازش ببرند برای اینکه ذائقه ها خراب شده و بایست این ذائقه ها را تغییر داد تا بشود انسان از چیزهایی که خدا آفریده استفاده بکنند و لذت ببرند. ببینید خداوند تبارک و تعالی سیستم ما را جوری آفریده که شما، یک کود نجس، مدفوع انسان، که نجس است، بریزش پای گیاه، یک گل خوشگل می شود، به آن زیبایی، قشنگی و خوبی. اگر یک کود نجس می شود یک گل به آن زیبایی، صدها گل ازش در می آید با انواع و اقسام زنگ ها، فکر می کنیم قرار است در دنیا چی بشویم و چه رشدی بکنیم، چه تحولی باید در زندگیمان ایجاد شود، فردا خدا نگوید ببین مدفوع شد گل، تو چی شدی؟ تو که ظرفیت داشتی تا مقام معصومین برسی، چی شدی در دنیا؟ کل ماه عسل زندگیت چی بود؟ دارایی هایت چی بود، بعد از 20 سال، 30 سال، 40 سال، چی داشتی که عرضه بکنی. این نکته ی خیلی مهم است، اگر الآن بمیرم و بخواهم وارد نظام برزخی شوم، چه شکلی وارد می شوم؟ با چه دارایی وارد می شوم؟ مهم است دیگر، پس ما ازاین فرصت های فوق العاده، نمی گوییم طلایی، چون طلایی بگوییم قیمت انسان می آید پایین، قیمت انسان طلا نیست، طلا یک جماد است، خاک است، از فرصت های ابدی و جاودانه واقعاً استفاده بکنیم و به خودمان قیمت جاودانه بدهیم، این ضریب جاودانه را بزنیم به خودمان، قیمت پیدا می کند. پس این خیلی مهم است، خب، در مورد آقا اممام زمان (علیه السلام) عرض کردم، خداوند تبارک و تعالی روح ما را، جسم ما که با اشتراک اسپرم و تخمک از طریق پدرمادر داده می شود، یعنی قبلاً توضیح دادیم چون ما قبلاً پیش خدا زندگی می کردیم، بعداً می آییم به زمین، به این جسم تعلق می گیریم. دقت کنید. به این جسم تعلق می گیریم حالا یا زنانه است، یا مردانه است، یا خنثی. بالاخره ما زن و مرد نیستیم. گفتم برای همین هم خداوند ی جنس خنثی هم گذاشته، آنانی که نه زنند نه مرد، تا به ما بفهماند انسانیت ما به جنسیتمان نیست، انسان غیر از جنس است، غیر از زنانگی و مردانگی است، آن کسانی که دائماً دغدغه هایشان، دغدغه های زنانگیشان و مردانگیشان و مامانی و بابایی و خاله ای و عمه ای و عمویی و داداشی است و به این ها فکر می کنند، این ها خودشان را یک حیوان و یک جنس می بینند. ما یک بخش انسانی و جاودانه داریم که باید بهش حرمت بگذاریم، از جنس خداست، قبلاً هم اینجا نبوده، از آنجا آمده اینجا به این بدن تعلق گرفته و بعد از یک مدت این بدن را رها می کنیم و برمیگردیم به جایگاه جاودانه ی خودمان ان شاءالله. پس اصل ما، پدرمادر زمینی ما نیستند، گفتیم بارها، پدرمادر زمینی ما اصل چی هستند؟ اصل بدنی ما هستند. اصل حیوانی ما هستند. این درمادری که انقدر حرمت دارد که خدا می فرماید رضایت من در رضایت پدرمادرت است، یعنی پدرمادر زمینی ات. ما یک خانواده ی برجسته و بزرگ و معصوم و طاهر داریم و آن ها اهل بیت هستند که خداوند روح و نور ما و روح جاودانه ی ما را از اهل بیت خلق کرده. وقتی داریم در مورد امام زمان (علیه السلام) سخن بگوییم و معصومین، معصومین علاوه بر اینکه با ما یک رابطه ی حقوقی دارند و امام و متخصصانی هستند که ما را به بزرگی خودشان می توانند تربیت بکنند، ولی اصل ما و پدران ما هستند، فاطمه ی زهرا، خانوم فاطمه ی زهرا که می گویند کی بوده؟ مادر حقیقی ات و اصل و ریشه ی توست. خوب دقت کن. و اهل بیت که می گویند همینطور. اما زمان (علیه السلام) پدر حقیقی همه ی ماست و ما فرزندان حقیقی اهل بیت هستیم، آن هایی که در زندگیشان دنبال آرامش، شادی، قدرت، نشاط، موفقیت هستند، باید با هویت انسانیشان آشنا بشوند، این هویت انسانی را دوست داشته باشند، این هویت جاودانه را عاشقش باشند و بپسندنش و دوستش داشته باشند، با این هویت بخواهند ارتباط برقرار کنند. خب، این پدر آسمانی، پدر بزرگ ما که معصوم متخصص هست و همه ی به تعبیر قرآن همه ی دانش های لازم را برای خوشبخت کردن ما دارد، این پدر آسمانی در غیبت به سر می برد . غیبتش هم به خاطر تنبلی ها و همانطور که خودش فرمود به خاطر عدم وفاداری ماست. فرمود: دو صفت اگر شیعیانم داشتند من با عجله می آمدم یک عاطفه و وفاداری، یکی همدلی. اینکه دوستم داشته باشند چون پدرشان هستم، دلشان برایم تنگ شود، مرا بخواهند، یکی هم که وفادار باشند به این پدر، این خیلی مسئله ی مهمی است، وفاداری به پدر، به آرمان های پدر، به توقعی که پدر از ما دارد و دو، همدلی، اینکه به هم کمک بکنید، برای چی؟ برای برطرف کردن موانع ظهور. ما همینجوری که همدیگر را نگاه کنیم، به عنوان یک مشت خانم و آقا که اینجا جمع شدیم، می گوییم خب این ها خانم و آقا هستند هرکسی بعد از کلاس راه می افتد می رود دنبال کارش، ولی وقتی می گوییم ما همه بچه های امام زمانیم، داستان یک جور دیگری می شود، ما باید همه ی مان خواهر برادرهایی هستیم که از یک پدر هستیم، خب پس باید همگی، به خاطر یک مشکل هم اینجا جمع شده ایم، این هست که یک پدری داریم که غریب و آواره و به قول علی (علیه السلام) مظلوم و طردشده و تنهاست، حالا باید چیکار کنیم؟ امروز شنبه نشستیم اینجا، در ماه خرداد نشستیم اینجا چه فکری کنیم؟ خب حالا ما چه کاری می توانیم برای برطرف کردن موانع ظهور پدرمان بکنیم و زودتر خودمان را بهش برسانیم. این تلاش، این وفاداری، این همدلی همان چیزی است که ما را به مقام امام زمان (علیه السلام) می رساند. ما را به مقام امیر المؤمنین می رساند. همین. اگر این 2 صفت در دل یک نفر افتاد، واقعی افتاد، یعنی هم حس کرد که امام زمان بابایش است، دلش سوخت برای امام زمان، غصه اش را خورد، مثل این که می گویم بابای زمینی تان اگر به رحمت خدا رفته که خدا رحمتش کند، اگر هست می گویم الآن زندان است، بیمارستان است، دزدیدنش، جایی دارد اذیت می شود دلت می سوزد دیگر، بابایم است بالاخره، یا مادرم است، یا عرض کنم خدمتتان که بچه ام است، خواهرم است، برادرم است، ناموسم است، یک کسی اینجوری غصه می خورد برای خانواده زمینی اش، می گویند خانواده زمینی ات اینجوری هستند، اگر کسی این حس را به امام زمان پیدا کند، اگر کسی این حس را پدر جاودانه و آسمانی خودش پیدا کرد، پدر حقیقی خودش، پیدا کرد، خب این دیگر دل خیلی مبارک می شود، یکی اینکه این حس بیاید در ما، و یکی اینکه غیرت، بیاییم کاری بکنیم برایش. این خیلی مهم است، سر غیرت بیاییم و بگوییم من نمی توانم وایستم، اگر شما مادرتان، بابایتان، خواهرتان، برادرتان، پسرتان کمک بخواهد، حالا می روید به همه ی مردم دنیا بگویید بیایید کمکم کنید یا خودت می روی کمک می کنی؟ خودت می کنی و از کسی توقعی نداری، خودتان تنهایی می روید کاری می کنید، حالا ما باید این کار را بکنیم، امام زمان فرمود دور هم جمع شوید کاری بکنید، قرآن می گوید اگر تنهایی توانستید تنهایی بکنید، ولی اگر نمی توانید بقیه را هم جمع کنید که همگی با هم یک کاری برای حضرت انجام بدهیم، همگی با هم وحدت و همدلی داشته باشیم، همگی با هم افکارمان و امکاناتمان را روی هم بریزیم، این موانع ظهور حضرت را ان شاءالله برطرف بکنیم. خب، پس این دوتا حس را ما باید در خودمان تقویت بکنیم، یکی حس وفاداری، رابطه ی عاطفی با پدرمان، رابطه ی شخصی عاطفی، توجه فرمودید، شما نگاه کنید یک پدرمادری که 10، 12تا بچه داشته باشند، هم پدرمادر با تک تک بچه ها رابطه عاطفی دارند هم بچه ها با پدرمادر رابطه ی شخصی دارند. عشق و علاقه ی شخصی دارند، این حس باید در ما نسبت به پدر آسمانیمان، نسبت به خانواده ی اصیلمان و جاودانه مان، ما باید این را در خودمان، دائماً تقویتش کنیم، میزان بزرگی و انسانیت و شرافت هر انسانی به این دوتا حسی هست که درش به وجود می آید، 1. رابطه ی عاطفی با اهل بیت به خصوص وجود مقدس امام زمان (علیه السلام)، 2. تلاش و دوندگی، دلسوزی، فعالیت کردن برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان (علیه السلام). این شرافت یک انسان است، چقدر هم قشنگ است که خانواده آسمانی ما، ما را ببینند درحالی که ما داریم برایشان دوندگی می کنیم، ما داریم برایشان عرق می ریزیم. برایشان خرج می کنیم، برایشان می دویم، خسته می شویم برایشان. خیلی قشنگ است. عاشقانه ترین چیزی که انسان نیاز دارد این است که معشوقش ببیند او چقدر برایش دوندگی می کند. برایش دل می ریزد، برایش عشق می ریزد. برایش هزینه می کند و هزینه می شود. این خیلی زیباست. خیلی زیباست. روی این باید ما خیلی سرمایه گذاری کنیم که اگر ما خوشبختی دنیا را می خواهیم و خوشبختی آخرت و آرامش و شادی دنیا را می خواهیم هرچقدر شما پیوندتان را با اصلتان و ریشه تان بیشتر بکنید، این شادی و آرامش بیشتر در وجودتان می ریزد چون در واقع حقیقی تر دارید زندگی می کنید. ما تا وقتی که همش فکر خانواده زمینی مان هستیم و با این 3 بخش زندگی می کنیم، حقیقی زندگی نمی کنیم، به عنوان یک حیوان یا گیاه داریم زندگی می کنیم. یعنی یک جنس، یک خانم یا آقا. اما هرچقدر به عنوان یک عقل و فوق عقل زندگی بکنیم، زندگی انسانی داشتیم. زندگی حقیقی داریم. حقیقی تر داریم زندگی می کنیم. خب حقیقی تر یعنی سالم تر. یعنی انسانی تر. خب وقتی سالم تر هستید، روحتان هم آرامتر هست. چرا در طول روز غصه زیاد می خوریم؟ اضطراب زیاد می آید سراغمان؟ غم زیاد می آید سراغمان؟ عصبانیت، بدبینی، ترس، اضطراب، زودرنجی، حساسیت، چرا می آید سراغمان؟ شما می دانید چرا ما وابستگی عاطفی زیاد، افراطی به بقیه افراد پیدا می کنیم؟ به همسرمان، به پدرمان، به مادرمان که اگر یک ذره به ما بی محلی کنند فرو می ریزیم؟ می فهمید چرا ما گدای عاطفه می شویم؟ چراما اگر کسی محلمان نگذارد احساس حقارت به ما دست می دهد؟ چون فقط به عنوان یک حیوان داریم زندگی می کنیم و به این عواطف حیوانی وابسته و دلخوش هستیم، غیر از این چیز دیگری نداریم اما کسی که عاطفه ی انسانی دارد، از عواطف خانواده ی حقیقی برخوردار است، شخصیتاً فوق العاده قوی است، اینجوری نیست که اگر کسی بهش محل نگذاشت مثلاً حالا خانمش برایش هدیه نگرفت، شوهرش برایش روز زن هدیه نگرفت، یا سالگرد ازدواج محلش نگذاشت یا توهین و تحقیری در کار بود، این هم واقعاً خورد شود و بریزد، شخصیت یک آدمی که به عنوان انسان زندگی می کند اصلاً با این چیزها فرو نمی ریزد. به هیچ وجه فرو نمی ریزد چون شخصیتی است که بر اساس نظام پایینی طراحی نشده، بر اساس نظام بالایی طراحی شده، در نظام بالایی هم دنیا دستش به آن نظام نمی رسد که بخواهد اذیتمان بکند، همه ی جهنم ها، غم و غصه ها، گدایی های عاطفی، له شدن ها، تحقیر شدن ها، لجن مال شدن ها مال این هست که ما خودمان را درست نمی شناسیم. برای همین پیامبر فرمود من بکا علی الدنیا دخل النار. کسی که دنیا می تواند غصه دارش کند جهنمی است، چون هیچی دیگر ندارد، انگار در دنیا فقط همین است، می گوید افسرده شدم، برای چی؟ می گوید یک کسی را دوست داشتم، ترکم کرده، افسرده شدم، برای چی؟ بچه ام مرده، ببین این ها همش بخش حیوانی است، افسرده شدم، برای چی؟ بابا ننم مرده اند، فلان کس مرده، این ها همش بخش های حیوانی هستند، دارایی های پایینی این داشته، این اصلاً شادی ندارد به معنای واقعی، انگار که هیچ نوع شخصیت و دارایی های انسانی ندارد، برای همین دلخوشی ندارد اینجا، این ها را جزو دارایی حساب نمی کند. برای همین هم گداست، ضعیف است، زودرنج می شود، دنیا راحت می تواند به گریه بیندازدش، فقدان ها می تواند واقعاً اذیتش بکند، می تواند تحقیرش کند. ولی یک کسی که ثروت جاودانه دارد، ثروت آخرتی دارد، ثروت ابدی دارد، این اصلاً فرو نمی ریزد به هیچ وجه. این همه ی دنیا هم بخواهند باهاش بد شوند، ککش نمی گزد گفتم در اروپا، یک دختر داشتیم این به تنهایی نماینده ی حجاب بود، یک دختر بود، همه بهش فحش می دادند می گفتند تو اسپانیایی نیستی، مسلمانی، و این افتخار می کرد که مسلمان است، کیف هم می کرد که همه ی شهر آنجا بهش فحش می دهند چون می دانست درست عمل می کند. آرامش داشت، شادی داشت، کیف می کرد. چون خودش را شناخته بود به عنوان یک انسان ولی وقتی کسی خودش را به عنوان یک انسان نشناسد، حتی اگر دین و خدا و اهل بیت و حجاب هم بهش بدهند قدرشان را نمی داند و ازشان متنفر هم می شود، از نماز متنفر می شود، می خواند ولی خوشش نمی آید، حجاب را دارد ولی خوشش نمی آید، لذتی ازش نمی برد. افتخاری بهش نمی کند. نماز را می خواند اما شراب نیست برایش. قرآن را می خواند حضرت فرمود قرآن شراب مؤمن است، ولی می بینی از قرآن هیچ شادی ای کسب نمی کند، ماه رمضان می آید ولی ناراحت است، عصبانی است از دست خدا، چرا، چون هنوز دارد با کدام جنبه اش زندگی می کند؟ بخش جنسیش. بخش حیوانیش دارد زندگی می کند. ان شاءالله در نیمه ی شعبان فرصت بسیار، در ایام شعبان و به خصوص میلاد مسعود امام زمان (علیه السلام) فرصت فوق العاده زیبا و زیادی است برای اینکه ما بتوانیم یک تحول جدید، عید جدید داشته باشیم. برای همین هم در روایت آمده شب نیمه ی شعبان، شب قدر است. یعنی قیمت ها عوض می شود. اندازه ها عوض می شود، قیمت های جدید می آید. تو می توانی یک قدر جدید و یک اندازه ی جدید پیدا بکنی. تو می توانی یک سبک زندگی جدید، یک سبک زندگی انسانی، و جاودانه پیدا بکنی. شب قدر این اتفاق باید بیفتد دیگر، شب اندازه است، یعنی من از اندازه ی زمینی و جنسی به اندازه های عقلی و فوق عقلی می رسانم. دیگر متولد می شوم به عنوان یک انسان از این به بعد خودم نگاه می کنم، نه به عنوان یک زن یا یک مرد به خودم نگاه کنم، دغدغه هایم، آروزهایم، غصه هایم، شادی هایم، آرمان هایم فقط مخصوص بخش های جنسیم نیستند، مخصوص بخش های عقلی و فوق عقلی است. بنابراین وقتی کسی خودش را به عنوان یک انسان دوست دارد، خدا اولین کاری که می کند این است که همه ی غم های دنیا را از دلش می برد. غصه ندارد برای این بخش هایش. حالا این بخش ها چی شدند، دغدغه ندارد، تلاش برایشان می کند، محترم نگهشان می دارد، بهشان توجه می کند، احترام میگذارد، اما آنی که برایش خیلی مهم است، دغدغه هایش، آرامش هایش، شادی هایش، آرمان هایش مال بخش های بالاترش است لذا شما دقت کنید هرچقدر انسان، انسان تر می شود یعنی نگاهش به خودش دقیق می شود تعبیرش در قرآن این است که شادتر و آرام تر می شود. روز به روز شادتر و آرام تر. لذا علامت یک مؤمن چی بود؟ قبلاً توضیح دادیم، شادی و آرامش. یک مؤمن دوتا علامت را دارد. اگر دیدید یک جا شاد و آرام نیست و هی غصه دارد و افسردگی و پژمردگی دارد و عصبانی است و بداخلاق است، حساس است، نشان می دهد که هنوز بخش انسانیش را خوب تغذیه نکرده. به این کودک عزیز روان، این کودک را نشناخته، باورش نکرده، بعد هم تغذیه اش نکرده، چون باورش نکرده، تغذیه اش هم نکرده، لذا کوچولو مانده. این همانطور ضعیف و کوچک مانده، بخش های حیوانی و وهمی و خیالی در این دائماً رشد کرده، حالا نوع آروزها و دغدغه ها و برنامه ریزی ها و آرمان ها و هدف ها، این است، اکثر جوانان را ببینید وقتی بهشان می گویی می خواهی چی بشوی، هیچ کدامشان نمی گویند ما می خواهیم یک موجود جاودانه و بهشتی بشویم در حد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امیرالمؤمنین (علیه السلام). نهایتاً می گوید می خواهم دکتر، مهندس شوم، وزیرشوم، وزیر و وکیل و رئیس جمهور مال کدام بخش است، حیوانی. چون مقام است و مقام جزو کمالات حیوانی. استاندار شوم، فرماندار شوم، از این چیزها، سفیر شوم. یک کسی ممکن است خالصانه دانشمند شود، نه که می خواهد مدرک تحصیلی بگیرد پول بیشتری دربیاورد، او که حیوانی بیشتر نیست، کسی می گوید من واقعاً می خواهم دنبال علم و دانش بروم. این مال کدام بخش است؟ عقلی. ولی زمانی که انسان می گوید من می خواهم خلیفه ی خدا بشوم، مثل امیرالمؤمنین (علیه السلام) بشوم، همسایه ی فاطمه ی زهرا شوم، می خواهم با خانواده آسمانیم تا بی نهایت باشم با آنها و به قیمت آن ها و هم درجه ی آن ها، کدام بخشش فعال شده؟ بخش فوق عقلانی اش. این حالا خودش را به عنوان یک انسان باور کرده و حالا می خواهد به عنوان یک انسان زندگی بکند. رشد بکند. عاشق خودش، عاشق انسانیتش. عاشق آن کودک عزیز روانی است که از خدا در وجودش امانت سپرده شده. خیلی آن را دوست دارد. همه چیزش همین کودک است. همه چیزش همین بچه است که این را بزرگ کند و روز به روز این بچه، بچه ای است که در وجود ما که خدا گذاشته، کودک عزیز روان، هرچقدر شما بزرگ تر می شوی، بیشتر شبیه حضرت علی (علیه السلام) می شود، شبیه حضرت زهرا و خدا می شوی، اینجوری است. این بچه ایست که شما هرچقدر بهش غذا می دهی روز به روز شادتر، آرام تر، قوی تر، با انگیزه تر، با آرمان تر، ولی وقتی که به این غذا ندهید یا خیانت کنید در حق این بچه ای که در وجود شما هست از خدا، از مادرتان فاطمه ی زهرا، بهش محل نگذارید، غذایش را ندهید، هی بگذاریدش، حالا فعلاً وقتش نیست، فعلاً کار دارم، به شوهرم و زنم برسم، به بچه هایم برسم، درس دارم، دانشگاه دارم، مشکل ازدواج دارم، اینجوریم، اونجوریم، همش دغدغه های اینجوری، بعد هی بهش می گویی برو برو برو بعداً بعداً حالا وقتت را ندارم، حوصله ات را ندارم، این هرچقدر که این کودک ضعیف تر می شو، شما غمت، اضطرابت، افسردگیت، پژمردگیت، بیشتر می شود. حالا هرچقدر هم خدا در این بخش هابه شما نعمت بدهد با اینکه داریش ازش لذتی هم نمی توانی ببری. چون خیانت کردی به خود حقیقی ات. به خود جاودانه و اصلیت خیانت کردی. پس ان شاءالله حتما به این مسئله خیلی توجه کنیم. ان بخش را واقعاً به فکرش باشیم، غذا برایش زیاد تهیه کنیم، فریزر این بخش را در خانه فعال نگه داریم، یک فریزر، برای همین گفتم برنامه بگیرید، برنامه های 6 ماهه ای که ما می دهیم ، یک فریزر قدرتمند داشته باشید در خانه که این بخش بتواند غذا بخورد این بخش، هرقدر غذا بیشتر بخورید، روز به روز شادتر، آرام تر و قوی تر می شودی، این را حتماً باید داشته باشید. در برنامه ها هم ما از 7 سال تا 70 سال برنامه می دهیم، بچه های 7 سال به بالا می توانند بگیرند، 7 سال به پایین هم در برنامه ی های پدرمادرشان ان شاءالله خواهند بود. خب، عرض دیگری نیست، یک کاری ما می خواهیم انجام بدهیم مثل پارسال، اگر یادتان باشد یک متنی را آماده کردیم برای آشنایی و پیوند و آشتی مردم با امام زمان (علیه السلام) که دوست داشتیم چند میلیون نسخه می توانستیم تهیه کنیم که به همه ی مردم کشورمان بدهیم، البته ترجمه کردیم به زبان های انگلیسی عربی و اردو و ان شاءالله برای کشورهای دیگر هم این کار را کردیم، آمریکا و اروپا و کشورهای عربی فرستادیم که همه استفاده کنند و برای کشور خودمان هم ان شاءالله داریم تکثیر می کنیم. پارسال 700 هزار نسخه این کار را کردیم و به کمک مردم، و خود شما تکثیر کردیم، امسال تبدیلش کردیم به کتابچه ی کوچک جیبی، به جای اینکه یک برگه ی بزرگ باشد، برای هر 100 هزار تا باید 19 میلیون تومان بدهیم، در سازمان ها و نهادهایتان کسانی که می خواهند بانی شوند، خیرینی که میشسناسید حتماً کمک کنید که ما بتوانیم حجم زیادی را در کشور توزیع کنیم که خدمتی به وجود مقدس امام زمان بکنیم و ان شاالله همه ی بچه های امام زمان باهاش آشتی کنند و از این حالت قهر دربیایند و پیوند خوبی با پدرشان برقرار کنند چون تمام خوشبختی همه ی انسان ها در آشتی با خودشان است یعنی با حقیقیت شان، حقیقت شان هم آقا امام زمان (علیه السلام) است. ولحمدالله رب العالمین.