جلسه 002 - آرامش
شماره جلسه
2
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
10
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - آرامش

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره آرامش بود که چه چیزهایی در ما ایجاد آرامش میکند در جلسه گذشته این قاعده را از امام صادق(ع) با هم خواندیم که(الرُّوحُ وَ الرّاحَۀُ فی الرِّضی وَ الیَقین وَ الهَمُّ وَ الحُزنُ فِی الشَّکِ وَ السَّخَط) که خوشی و آسایش در رضا و یقین هست و همّ و غم در شک و خشم و ناخرسندی هست.@ مسأله شک مسأله بسیار مهمی هست انسانی که شک و تردید بر او حاکم هست تنهایی زیادی را باید تحمل بکند یعنی در هر چیزی که انسان در ارتباطاتش یقین نداشته باشد بینش و بصیرت نداشته باشد قاعده و فرمول نداشته باشد ملاک و معیار نداشته باشد همیشه تک میافتد گاهی وقتها انسان دچار حالت چند شخصیتی میشود.@ وقتی که تردید سراغ انسان میاید یک موقعی خوب است یک موقعی بد است در هر وضعیتی قرار میگیرد یک موقعی جوگیر میشود یک کاری میکند یک موقعی مسیر دیگری میرود آدمهایی که دائماً تردید و شک نسبت به هر کس یا هر چیزی یا هر موقعیتی سراغشان میاید کمتر حالت اطمینان دارند کمتر حالت قدرت و تصمیمگیری واضح و روشن دارند.@ اینها دچار چندشخصیتی و بالا و پایین شدنهای زیادی میشوند هم خودشان را خیلی آزار میدهند هم اطرافیانشان را خیلی اذیت میکنند در ارتباط با حقیقت خودمان من همینطور هست یک کسی که نسبت به خودش شک دارد یعنی نمیداند چه کسی هست.@ یک سلسله کششهای ماوراء طبیعی دارد کششهای معنوی دارد کششهای بینهایت دارد اما نمیداند معنی اینها چیست اینها ما را به کجا دعوت میکند بعد میگوید حالا که من یک زن هستم یا یک مرد هستم تا انسان خودش را زن یا مرد دید شروع اشتباهاتش از همانجاست.@ به جای اینکه خودش را یک انسان ببیند و بخش جنسی زنانگی و مردانگی را بخشی از وجودش ببیند نه همه وجودش، بیاید فکر کند که من یک زن هستم یا یک مرد هستم وقتی اینطوری معنا کرد زنانگی و مردانگی بخش حیوانی ماست بخش انسانی ما نیست.@ او میداند که یک کششهای انسانی، آسمانی، بینهایت، قدسی، پاک و ملکوتی دارد سعی میکند با مسجدی، حسینیهای، دو رکعت نمازی، امامزادهای، با شعری، با حافظی، با موسیقی، با هنری با یک چیزی این بخش را یکذره آرامش بکند.@ ولی وقتی هم دارد این کارها را میکند به عنوان یک زن یا یک مرد دارد این کار را انجام میدهد یعنی باز آن حیوان است که میخواهد بخش کششهای متعالی خودش را آرام بکند.@ لذا حالا یک حرمی میرود بیبرنامه و بیحساب و کتاب یک مسجدی، گاهی وقتها نماز میخواند گاهی وقتها نمیخواند گاهی وقتها یک زیارتی میرود یک جلسهای، فقط میخواهد خودش را ارضا بکند آن حس را، این عرفانهای کاذبی هم که الان مشتری زیاد پیدا میکند کسانی جذب اینطور آدمها میشوند که نمیفهمند برای چه به دنیا آمدند.@ اصلاً معنای خودشان، هدف خلقتشان را نمیدانند اینکه از کجا آمدند در کجا هستند و به کجا میروند را نمیدانند فقط میدانند در درونشان یک سلسله کششهایی غیر از کششهای عقلانی و علمی و درسی یا کششهای جنسی و طبیعی در آنها هست حالا باید با یک چیزی آرامش کنند.@ حالا یک کسی هم میاید میگوید عارف و استاد هستم واصل شدم خیلیها جذب اینها میشوند انواع و اقسام عرفانهای مزخرف و کاذب و فریبنده و الان هم مثل قارچ همه جا سر در میاورد وقتی کسی خودش را شناخت از تردید در میاید یعنی میداند کیست.@ مثلاً به یک مرد بگوییم آقاپسر تو الان دیگر بالغ شدی سربازی هم رفتی کار هم رفتی بیا شوهرت بدهیم، تا حالا شده کسی به یک پسر بگوید بیا شوهرت بدهیم یا به دختر بگوید بیا برایت زن بگیریم.@ مسخره است همه خندهشان میگیرد میگوید نه من یک مرد هستم میخواهم زن بگیرم نمیخواهم شوهر کنم دختر هم میگوید من یک زن هستم میخواهم شوهر کنم، به ماهیت حیوانی خودش یقین دارد در ماهیت حیوانی خودش اصلاً اشتباه نمیکند چون خودش را به عنوان یک زن یا یک مرد میشناسد در این بخش اصلاً اشتباه نمیکند.@ شما کسی را دیدید که اشتباهی ازدواج کرده باشد مثلاً بگوید من باید میرفتم زن بگیرم اشتباهی شوهر کردم یا کسی بگوید من میخواستم شوهر کنم رفتم زن گرفتم، این هیچ وقت اتفاق نمیافتد، مثلاً گرسنهام بوده جایش آب خوردم.@ نه وقتی گرسنه هست غذا میخورد چون ماهیت بخش حیوانی را میشناسند نیازهایش را میشناسد معصومانه عمل میکند کسی اشتباه نمیکند اما امان از روزی که شخص نمیداند آدم است نمیداند انسان است نمیداند برای چه خلق شده نمیداند از کجا آمده نمیداند ماهیت فوق حیوانیاش چه هست.@ معنی این چیزها را که نفهمی حالا در بیرون هم به تو فشار میاورد درونت یک چیزی غیر از این چیزها را میخواهد غیر از همسر و فرزند و ثروت و تفریح و سرگرمی و خیلی چیزهای دیگر که الان خیلیها تا اوجش رسیدند.@ ناآرامترین آدمها کسانی هستند که مرفهتر از همه هستند بیماریها، خودکشیها، ناآرامیها معمولاً در خانوادههایی هست که از سطح آسایش بالایی برخوردار هستند بنابراین نمیداند که چه هست چه میخواهد.@ اما وقتی انسان فهمید تردیدهایش را برطرف کرد واقعاً باور کرد که یک انسان هست و سیر منطقی فهم خودش را طی کرد که من بالأخره باید بدانم چه کسی هستم از کجا بفهمم چه کسی هستم من یک سیستم هستم همه آدمها هم مثل من هستند.@ یک کسی ما را خلق کرده ما که خودمان خودمان را خلق نکردیم همینطوری از دل طبیعت که بیرون نیامدیم یک کسی ما را آفریده مثل همه چیزهای دیگری که آفریده شده، برویم سراغ همان که من را آفریده به من بگوید من چه کسی هستم.@ گفتیم طبق اصل اصالت تخصص در برخورد با هر سیستمی در چهار مرحله تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی اول سراغ سازنده میرویم و بعد نمایندگی مجازی که از طرف سازنده نماینده است.@ ما هیچ چارهای نداریم مگر اینکه برویم سراغ خداوند تبارک و تعالی چون ما را ساخته و سراغ معصومین(ع) که نماینده خدا هستند بگویند که داستان خلقت ما چیست، ما چه کسی هستیم از کجا آمدیم کجا هستیم کجا میرویم وقتی انسان باور کرد ماهیت اینکه من چه کسی هستم.@ داستان این را که کجا بودم حالا روی زمین آمدم بدن را اینجا به من دادند من قبل از اینکه اینجا بیایم که بدن نداشتم زن نبودم مرد نبودم این بدن وسط راه به من داده شده بخش جنسی، بخش طبیعی، شوهرم، زنم، بچهام، خانه، اعتباریات دنیا وسط راه به من داده شده اینها وسیلهای هست برای امتحان من.@ من کس دیگری هستم من یک انسان هستم حالا هم باید برگردم(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) حالا باید برگردم خانه خودم، اصل خودم و ریشه خودم، وقتی من این را خوب فهمیدم و باورم شد حالا غیب را راحت میفهمم من خودم از غیب آمدم، غیب هست من از آنجا آمدم و میخواهم به آنجا برگردم.@ حالا وقتی به این مسأله یقین کردم شکهایم برطرف شد الله، معصوم، غیب برایم مطرح میشود آن موقع هست که سبک زندگی من یک سبک زندگی معنادار هست یعنی من میفهمم که برای چه زنده هستم.@ برای چه کسی باید نفس بکشم به عشق چه کسی باید زندگی بکنم اله اصلی من کیست معشوق اصلی من کیست آن کسی که به من آرامش و شادی میدهد کیست اینها را خوب میفهمم، این برای من آرامش و رفاه و آسایش میاورد.@ زندگی با خدا و اهل بیت زندگی با غیب، غیر از زندگی بریده از غیب است شما وقتی که بریده از غیب زندگی میکنید میشوید یک زن و یک مرد افتادید در این عالم، حالا در این عالم در این رقابتها، محدودیتها میخواهید خودتان را آرام کنید باید مبارزه کنید با خیلیها درگیر بشوید و تلاشهای زیادی بکنید.@ همان که حضرت فرمود همّ تو بالا میرود یعنی همتهای بخش حیوانیات زیاد میشود و نقشههای اینطوری داری خانه، اتومبیل، همسر، عروس، فرزند، داماد، بچه، لباس، غذا، دائماً ذهنت در زندگی مشغول این کارهاست و آن بخش اصلی فراموش میشود.@ ولی وقتی که خودت را به عنوان یک انسان دیدی یقین کردی که یک انسان هستی باور کردی که یک انسان هستی نوع دغدغهها و هوسها و آرمانها و آرزوها کاملاً متفاوت میشود، نه اینکه انسان دغدغههای بخش حیوانیاش را نداشته باشد، دارد.@ ولی بخش اصلیاش نیست دغدغههای بخش عقلیاش هم دارد که برود دنبال علم و مطالعه، ولی این هم بخش اصلیاش نیست بلکه بخش اصلی را همان بخش فوق عقلانی یا فطری میبیند که انسان انسان است انسان مال خداست انسان فرزند محمد و آل محمد(ع) هست.@ وقتی این را باور کرد غیب و اهل بیت را باور کرد فهمید فرزند آنهاست عشق فرزندیاش را پیدا کرد نسبت به پدر و مادر اصلیاش و خانواده آسمانیاش، دلبستگیاش را نسبت به وطن اصلیاش پیدا کرد که من آنجایی بودم مال آنها بودم آنها مال من هستم من مال آنها هستم یک تعلقات قدرتمند داریم نسبت به همدیگر.@ این تعلقاتی که اینجا من پیدا کردم که اسمش شوهر، زن، بچه، خانه، اتومبیل هست وسط راه مال بخش زندگی حیوانی من هست مال این پایین است ولی من که این نیستم یک شخص در این وضعیت خیلی قدرتمند میشود برای مصائب و مشکلاتی هم که سر راه زندگیاش هست چون میداند بلندای زندگیاش یک بلندای ابدی و جاودانه است.@ گفتیم انسان دردسرهایی که در زندگی برایش پیش میاید یا خودش برای خودش پیش میاورد یا دیگران برایش پیش میاورند در هر صورت خداوند تبارک و تعالی میفرماید کسی که سختی میکشد من سختیهایش را میخرم.@ سختیهایش هم کفاره گناهانش میشود هم برایش آرامش و مایه ثواب آخرتی و درجات آخرتی میشود شخص دیگر معنادار زندگی میکند این وقتی از شوهرداری دارد ضربه میخورد و اذیت میشود یا از زنداری دارد اذیت میشود یا از بچهداری اذیت میشود.@ خستهاش میکند یک بچه کوچک یک موقع دو قلو یا سه قلو هم باشد خیلی اذیت میشود زجر میکشد سه تا بچه کوچک شیرخوار چقدر بزرگ کردنش سخت است.@ یک خانمی از شاگردان ما بود آمده بود بچه 6 ساله را برای مشاوره آورده بود من به او گفتم پس بقیه بچهها کجاست؟ گفت نه همین یکی است، گفتم اسلام میگوید فاصله بچهها باید سه سال باشد یعنی انسان باید سه سال سه سال بچهدار بشود بعد گفت نه آقا شوهرم راضی نیست و قبول نمیکند گفته همین یکی کافی است.@ گفتم شوهرت را بگو بیاید با او صحبت کنم، شوهر آمد دید من دارم اینطوری میگوید گفت نه آقا من نمیخواهم آمادگی ندارم، بعد شوهر از ترس اینکه با من روبهرو بشود کلاس نمیامد تا یکسالی کلاس نیامد خانم میامد آقا نمیامد.@ بعد از یکسال آمد گفت استاد حق با شما بود این بچه دارد خراب میشود گفتم بچه بزرگی که پشتش بچه نباشد لوس بار میاید بیشخصیت و ضعیف بار میاید تک بچه اصلاً دردسر است باید پشتش حتماً بچه باشد بچه اولی خودش متعادل میشود پختهتر و عاقلتر میشود.@ ولی وقتی که بچه پشتش نباشد دردسر زیاد دارد هم پدر و مادر و هم خود بچه، بعد گفت تصمیم گرفتیم بچهدار بشویم، گفتم کار خوبی هست انشاء الله بشویم به آنها برنامه قبل از بارداری برای تقویت ژنهای پنجگانه به آنها دادیم بعد از چند وقت آمد گفت ما اقدام کردیم نمیشود.@ گفتم چون فاصله زیاد افتاده به راحتی نمیشود من یک دعا به شما میدهم، دعا را دادیم و رفتند تقریباً دو ماه بعد آمد گفت استاد بدبخت شدم، گفتم چرا؟ گفت استاد سه قلوست حالا یک موقعی شوخی میکنیم بچهها بزرگ شدند میگویم یک دعا دیگر بدهم؟ میگویند نه دیگر کافی است دعا نمیخواهم.@ حالا این بچهها انسان را اذیت میکنند ولی این اذیتی که انسان از تربیت فرزندش میکشد لحظه به لحظهاش کفاره گناهان انسان است همتی که یک زن یک مرد برای شوهرداری برای زنداری برای تربیت بچه برای روزی، رزق، برای هر کاری میکشد برای انسان مفت نیست تمامش پیش خدا ثواب و ارزش دارد به شرطی که این آدم بخش اصلیاش فعال باشد.@ یعنی بخش فوق عقلانیاش فعال باشد یک کسی بخش ایمانیاش و فوق عقلانیاش فعال است هر زحمتی که برای بخشهای پایینیاش میکشد هم کفاره گناهانش هست هم عبادت است این شخص یک شخص آرامی است.@ از یکطرف در بخش اصلی شخصیتش همیشه با معشوقهایش در ارتباط است رابطهاش قطع نیست دائماً با الله و اهل بیت و انبیاء و صدیقین و شهدا و ملائکۀ الله است ارتباط اصلیاش با خانواده اصلیاش و جایگاه اصلیاش است حالا به عنوان یک زن یا یک مرد هم یک وظائفی نسبت به بخش حیوانیاش دارد که باید آنها را هم اداره بکند.@ حالا این زحمتهایی که در طبیعت میکشد آنها هم سختیهایش برایش کفاره گناهان میشود هم درجات آخرتی و بهشت میشود شما دیگر هیچ جایی برای غصه خوردن ندارید هیچ فضایی برای ناراحتی و عصبانیت و غصه خوردن و داد و فریاد کردن و بداخلاقی و زودرنجی و حساسیت باقی نمیماند.@ ولی به شرطی که انسان این سیستم را باور بکند ببیند وقتی به آن شک داری دیگر به دادت نمیرسد دیدید بعضیها الان میگویند امام حسین و خدا و اباالفضل و(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ)، ولی راست نمیگوید.@ یعنی وقتی دارد نماز میخواهد خدایش به دادش نمیرسد یک خدای بیعرضهای را برای خودش درست کرده یا یک امام حسین بدردنخور، کربلا و مکه و مسجد و حسینه میرود ولی آنها به دادش نمیرسند چون بلد نیست چون جدی نیست روابطش با خدا و اهل بیت و امام حسین یک روابط فانتزی است که معصوم هستند.@ حالا برایشان صلوات بفرستیم شلهزرد و ناهار و شام بدهیم ولی این امام حسین برای این جدی نیست یعنی این واقعاً با امام حسین ارتباط قلبی پیدا نکرده با الله رابطه قلبی پیدا نکرده که بگوید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) لذا نمیتواند از الله کمک بگیرد.@ الله و اهل بیت را کنار خودش هیچ وقت نمیبیند برای همین تا کسی به او بیمحلی بکند اعصابش خورد میشود خودش را تنها میبیند کافی است طلاق بدهد یا طلاق بگیرد یا وقتی کسی از او بمیرد یا یک مدتی مجبور است تنها کار بکند تنها زندگی بکند تنها رفت و آمد بکند.@ میبینی که این احساس بیپناهی و بیکسی لهاش میکند در حالی که اگر خودش را به عنوان یک انسان میدید هیچ وقت یک همچین فشاری را احساس نمیکرد یک آدم قوی بود یک آدمی هست که همیشه با اهل بیتش هست همیشه با اهل بیت اصلیاش هست و همیشه شاد و آرام است هیچ وقت تنها نیست همه جا آرامش دارد.@ پس مسأله اصلی این هست که ما باید برویم سؤالها و شکهایمان را برطرف کنیم با شک نماز نخوانیم حضرت فرمود(نَومٌ عَلَی الیَقین خَیرٌ مِنَ العِبادَۀ عَلی شَکّ) اینکه انسان با یقین بخوابد بهتر از این هست که عبادت بکند اما در دلش تردید باشد.@ یک موقع هست بلند میشود نمازشب هم میخواند ولی از خدا طلبکار است کفر میگوید با خدا درگیر است خدا و امام حسین برایش زیر سؤال است این معلوم است شک دارد میگوید سبحان الله خدایا تو منزهی از اینکه ظلم بکنی به کسی بدی بکنی.@ ولی باز میگوید خدایا تو چرا کارهایت اینطوری است با خدا درگیر میشود معلوم است هنوز به خدا شک دارد سبحان الله یعنی مو لای درز تو نمیرود با خدا در صلح محض است یک کسی که خدا یا معصوم برایش زیر سؤال میرود و شک میکند و قرآن برایش زیر سؤال است یعنی از اول هم اطمینان نداشته.@ وقتی کسی برای تو زیر سؤال رفت تو نمیتوانی کنارش آرامش داشته باشی دیگر با این خدا نمیتوانی آرامش داشته باشی میگوید امام حسین ولی به امام حسین شک دارد میگوید امام رضا باز شک دارد این یاری نمیتواند بگیرد.@ پس ما اول باید شکهایمان را برطرف کنیم برای برطرف کردن شکهایمان هم باید یک فهرست واقعی از ابهامات، سؤالات و شبهاتمان در بیاوریم یک کاغذ بردارم اینکه میگویند بگو(أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له) سر نماز، برای این که این باروهایت به تو تلقین بشود.@ این ذکر را چند مرتبه بگو 34 الله اکبر، 33 الحمدلله، 33 سبحان الله، برای اینکه عقائدت به تو تلقین بشود خودت بگویی و خودت هم بشنوی تثبیت میشوی ولی واقعاً اگر تردید داری یکبار بنشین سؤال کن کفرآمیزترین سؤالات را مطرح کن اصلاً نترس.@ چون شیطان ممکن است بیاید به شما بگوید خجالت بکش، بد است، زشت است، بعد از این همه سال، 30 سال 40 سال تو الان داری 30 سال نماز میخوانی حالا الان میخواهی سؤال کنی راجع به خدا، خدا کیست، از کجا آمده.@ امام حسین کیست امام زمان کیست، نه هیچ اشکالی ندارد سؤالات را ریز دربیاور که کجا شک و شبهه داری کجا را قبول نداری، کجاها را قبول داری کجا از خدا لجت گرفته مثلاً میگوید خدا را قبول دارم ولی این احکام را لجم میگیرد میخواهم این کار را بکنم.@ یک نفر آمد پیش پیغمبر گفت آقا حق شوهر چیست؟ پیامبر شروع کرد حق شوهر را گفت، گفت عمراً من شوهر کنم پیامبر هم گفت مختاری میتوانی بکنی یا نکنی.@ ولی اگر بخواهی بکنی این است اگر میخواهی زن بگیری شرائط این هست هر کس خواست ازدواج بکند این سه تا حق را باید حتماً هم بلد باشد و هم عرضه داشته باشد رعایت کند مهارتهای اقتصادی، عاطفی و معنوی، اگر عرضهاش را نداری مردم را بدبخت نکن مردم را علاف خودت نکن.@ پیامبر فرمود(مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن ضَیَعَ مَن یَعُول) خدا لعنت بکند کسی که عائله خودش را ضایع بکند برود زن بگیرد و نه میتواند تأمین اقتصادی و عاطفی و معنوی بکند برای چه رفتی گرفتی یا شوهر میکند ولی نمیخواهد در مسائل اقتصادی کمک شوهرش باشد و همراهی بکند نه اینکه برود کار بکند.@ منظورم کار کردن نیست همراهی کردن هست پشتیبانی کردن هست نه در عشق و عاطفه پشتیبانی از شوهرش بکند نه در مسائل انسانی و فوق عقلانی و معنوی، خودت را مسخره کردی بعد همینطوری بچهدار میشود گرفتاریهای دیگر پشت سر هم میاید.@ چون بچه از ما توقعاتی دارد به او هم نمیدهیم پس با چه مشکل داریم با هر چه مشکل داری حل کن میگوید من اسلام 80% را قبول دارم ولی 20% را قبول ندارم حالا 20% را هم که قبول نداشته باشی برای خدا فرقی نمیکند تو کافر هستی(نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ) نداریم که اینقدر را قبول دارم 10% را قبول ندارم.@ نه نمیشود، یا همهاش یا هیچی، اسلام این است خدا این دین را فرستاده من تو را میشناسم جهان را من ساختم تو را هم من ساختم تو را هم برای مقام بزرگی ساختم برای جاودانگی و تشبه به خودم و مقامهای انسانی ساختم برای شوهر کردن و زن گرفتن و رئیس شدن و سفیر شدن و وزیر شدن سرگرد شدن و سرهنگ شدن و رئیسجمهور شدن نساختم.@ اینها مال جنبههای زندگی طبیعی و دنیایی و حیوانی توست برای انسانیت تو را خلق کردم بهتر از کس دیگر تو را دوست دارم بیشتر از هر کس دیگر دوستت دارم بیشتر از هر کس دیگر هم تو را میشناسم خیر و صلاحت هم بهتر از همه کس میدانم و برایت یک همچین برنامهریزی کردم قبول است یا نه.@ یک همچین شخصی سروکار داریم اسمش الله است برای ما برنامهریزی کرده قبول است یا نه؟ نمیتوانی بگویی این را قبول دارم آن را قبول ندارم مثلاً بگویی امام حسین را قبول دارم ولی نماز را نمیخوانم بعضیها هستند روزه هم میگیرند ولی نماز نمیخوانند یعنی کفر.@ یا نماز میخواند روزه نمیگیرد یا هم نماز میخواند و هم روزه میگیرد مستطیع است باید حج برود حج نمیرود، باز هم کفر است هیچ فرقی نمیکند فرمود کسی که میتواند حج برود و حج نرود مسیحی یا یهودی میمیرد مسلمان از دنیا نمیرود.@ نمیشود بگویی من این را قبول دارم آن را قبول ندارم، نه این یک بسته کامل است، کدام قسمتش را کافر هستی زیر بارش حاضر نیستی بروی این را قبول ندارم آن را قبول ندارم، هر جایش را که قبول نداشته باشی دیگر فایده ندارد.@ چون مثل یک سد میماند که یک جایش را سوراخ بکنی اگر یکجا هم سوراخ بشود به همه جا سرایت میکند مثل کشتی هست که باید همه جایش بسته باشد یکجایش را شما سوراخ بکنید آب به همه جایش سرایت میکند.@ نمیتوانید بگویید من این را قبول دارم آن را قبول ندارم وقتی خودت را به آرامش و یقین رساندی این یقین خیالت را راحت میکند دیگر هر کاری داری انجام میدهی میدانی این کار درست است ولو خوشت هم نیاید ولی میدانی که کارت درست است و همان کاری هم که خوشت نمیاید آرامش داری همان کاری هم که دوست نداری ولی آرامش داری.@ قرآن فرمود(وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ) چه بسیار چیزهایی که شما خوشتان نمیاید به نفع شماست مثلاً میگوییم از این کاری که خدا میگوید خوشم نمیاید ولی چون خدا گفته درست است، خوشم نماید این ضمیر(م) به چه کسی برمیگردد؟ خوشم نمیاید، دوستش ندارم.@ این دستور خدا من را محدود میکند، این من بخش حیوانی است لذا فقط در بخشهای حیوانی هست که آدم با احکام دین درگیر میشود میگوید این کارش من را محدود میکند، این من آدم نیست آدم لذت میبرد آدم از هیچ کدام از دستورات خدا بدش نمیاید همیشه بخش حیوانی ما مقاومت میکند.@ لذا شما در حرامها و واجبات که میاید یک کسی که بخش انسانیاش فعال است هم از حرامها با لذت چشمپوشی میکند هم واجبات را با لذت انجام میدهد ولی وقتی که بخش حیوانی فعال است یقهگیری و قلدری میکند.@ این شخص میخواهد خوب باشد ولی بخش حیوانیاش نمیگذارد یکسره گردنکشی میکند میگوید من این را دوست ندارم آن را خوشم نمیاید این را ولش کن این را انجام نده یا در محرمات این را انجام بده آن را انجام بده فهرستی تهیه کنیم فهرست را حتماً به یک کارشناس بدهیم به هر کسی نه.@ چون فهرست شبهات و سؤالات ما مثل لیست بیماری میماند الان دستگاههایی هست آزمایش میگیرند حدوداً یک دقیقه دستت را میگیری یک اسکن از مغز تا پا میکند بعد چند دقیقه بعد یک فهرست کامل از مشکلات مغز تا پا را به شما میدهد.@ ده بیماری را در یک دقیقه در میاورد و به شما میدهد بعد میگویید که این نوشته که من در بخش مغزم یک مشکلی دارم در بخش قلبم هم یک مشکلی دارم در ستون فقراتم هم یک مشکلی دارم، هر سه را پیش یک پزشک میبری؟ نه.@ قلبش را متخصص قلب، مغز را متخصص مغز، استخوان را به متخصص ارتوپدی یا جراح مغز و اعصاب نشان میدهی فهرست شبهات و سؤالاتت که درآمد که من نسبت به اینها مشکل دارم میروی کارشناسش را پیدا میکنی.@ نه اینکه بروی به عمه و خاله و دوست و جاری و پدر و مادرت بگویی آنها را هم مثل خودت مریض کنی او یقین دارد راحت دارد کارش را میکند برای چه میروی شبهاتت را برای آنها مطرح میکنی او تردید ندارد دارد میرود.@ این مریضی را به کسی منتقل نکن شبهه و سؤال داری پیش کارشناس برو کارشناس به شما میگوید ما الان کارشناسهای خیلی قوی و قدر داریم که هیچ سؤالی هم نیست که نتوانند جواب بدهند یعنی واقعاً سؤالی وجود ندارد که نتوانند جواب بدهند.@ میروی میگویی من نسبت به اصل دین، خدا، پیغمبر، هر چیزی که مشکل داری برو بگو راحت برطرف میشود ابهامات کنار میرود دلت آرام میشود به یقین میرسی حالا دیگر دلت آرام است دیگر با خدا و آسمان و خانواده آسمانی و آخرت و زندگی ابدیت مشکل پیدا نمیکنی.@ حالا مسیر را خیلی خوب میتوانی جلو بروی بزرگان دین که آن همه بلا سرشان میامد و این همه شاد و آرام بودند در سایه یقین و اطمینان و ایمانشان اینقدر شاد و آرام بودند پس روش برطرف کردن شکها یادمان نرود که باید پیش کارشناس برویم.@ حالا الان همه چیز دیجیتالی شده حالا شما استاد هم بخواهید ما خودمان اینجا داریم دو سیدی خیلی قوی به نام پاسخ و پرسمان، بیست هزار تا سؤال و جواب هست از شیر مرغ تا جان آدمیزاد هر چه بخواهید در آنها هست هر چه سؤال، شبهه، دغدغه، شک دارید این سیدی را به خانه ببرید.@ همان موردی را که سؤال دارید بزن میبینی که سؤال خفنتر از سؤال تو هم آنجا هست با جوابهایش، آدم هر وقت شک و شبهه دارد در خانه راحت احتیاج به هیچ استاد و مشاوری ندارد یا کمتر پیدا میکند چون سؤالات را بقیه کردند میدانی که مریضتر از تو هم خیلیها بودند که این سؤالات را کردند.@ حالا تو میروی این سؤالات را میبینی دیگر آنجا حیا و خجالت نیست طرف نشسته سؤالش را خیلی کفرآمیز با شجاعت مطرح کرده کارشناس هم باید جواب بدهد، دیگر حالا خوب نیست بگویم، استغفرالله، بد است راجع به خداست.@ حالا این چه حرفی من میزنم، نه این کسی که میگوید استغفرالله این چه حرفی است که من میزنم حرف بدی است چه بگویم، در واقع بیماری را در خودش نگه میدارد و این بعداً عفونی و دردسرساز میشود.@ برو خیلی راحت با کارشناس صحبت کن بگو من رُک میگویم اینها را قبول ندارم تو حالیم کن به من بفهمان اینجاها شک دارم یا چطوری است به من بگو بفهمم چیست، آدم دیگر راحت میشود دیگر تردیدهایش کنار میرود آرامش و شادی، دیگر یک خدایی هست که این خدا برایش زیر سؤال نیست.@ حالا دیگر این خدا اله من میشود اینکه میگوید(لا إله إلا الله) من معشوقی جز الله ندارم اما دلش هزار جای دیگر است غیر از الله، این برای این هست که آن اللهای که دارد میگوید معشوق من است جدی نیست.@ امام سجاد(ع) فرمود ممکن نیست کسی تو را بشناسد و محبت تو را بچشد و گرفتار جای دیگری باشد و جز تو معشوق دیگری را بخواهد امکان ندارد پس علت اینکه ما با خدا لذت نمیبریم با او شاد نیستیم غیب به ما کمک نمیکند از غیب نمیتوانیم کمک بگیریم.@ میگوید 40 دفعه امام حسین رفتم ولی آرام نیستم آن امام حسینی که تو میشناسی به درد هم نمیخورد امام حسین حقیقی نیست خدایی هم که میشناسی به درد نمیخورد آن خدایی هم که تو میشناسی داری از او کمک میخواهی به درد نمیخورد.@ امام صادق(ع) فرمود اکثر مردم خداهایی را میپرستند که خودشان در ذهن خودشان خلق کردند خدای حقیقی نیست خدایی هست که خودشان بافتند(مَخلُوقٌ لَکُم مَردُودٌ إلَیکُم) میگویند این مخلوق خودتان هست این خداهایی هست که خودت برای خودت خلق کردی و به خودت هم برمیگردد.@ خدای حقیقی آدم را شاد میکند و به انسان آرامش میدهد خدای حقیقی به انسان کمک میکند خدای حقیقی همیشه کنار انسان هست پس ما تردیدهایمان را باید برطرف کنیم تا به آرامش برسیم روشهایش را هم عرض کردم.@ یکی دیگر از چیزهایی که میتواند ما را آرام بکند برخورد با فقدانهاست که این را ما در بحث از دست دادنها، فقدانها، نرسیدن به آرزوها، یک چیزی را خوشم میامد دوست داشتم میخواستم به آن برسم فکر میکردم خیلی آرامم میکند ولی به آن دسترسی ندارم دوست داشتم مثل بقیه که فکر میکنند خوشبخت هستند باشم.@ مثلاً فکر میکنم خوشبختی در این هست که این خانه و ماشین را داشته باشم فلانی زن من باشد فلانی شوهر من باشد این چیزهایی که همیشه هست و ما برای خودمان نسخه مینویسیم، انسان در زندگی یکسری چیزها را به آنها نمیرسد یا دارد از دست میدهد اینها را بحث مفصلش را دو جا توضیح دادیم که حتماً مراجعه کنید.@ الان فقط نسبت به اصل بحثمان داریم جلو میرویم نمیتوانیم تخصصی وارد شوم بحثهای تخصصی در رشد و قدرت در سایه سختیها هست و یکی هم در غم و شادی هست در مباحث رضا و شکر هم هفته قبل معرفی کردم آنجا هم خیلی مباحث مهم و تخصصی داریم.@ امام باقر(ع) میفرماید(مَن تَیَّسَرَ مِمّا فاتَهُ أراحَ بَدَنَه) هر کس برای چیزی که از دست داده غصه نخورد راحت بگیرد سخت نگیرد یعنی آسان بگیرد ننشیند جزع و فزع بکند بدن خودش را راحت کرده یعنی میگوید سختگیری اولین کاری که میکند بدن را مریض میکند مغز و قلب و عروق را به هم میریزد.@ شخص مدام دکتر میرود و میگوید سرم درد میکند قلبم درد میکند اعصابم خورد است مغزم اینطوری است و دکتر هم اسکن میگیرد میگوید از نظر ما هیچی نیست در حالی که این مشکل روحش گرفتاری دارد.@ اگر مشکلش را حل بکند دیگر اینقدر فشار بدنی و پوستش خراب نمیشود اینقدر حرص و جوش نمیخورد اینقدر پیری زودرس نمیگیرد اینقدر گرفتار نمیشود ولی چون آدم سختگیری است در هر چیزی که میخواهد به دست بیاورد میگوید همین و غیر از این نه.@ خیلی وقتها به صلاح نیست اکثر آدمها نسبت به چیزهایی که به دست میاورند بعد از یک مدت پشیمان میشوند یک موقع میگویی این آدم همان آدمی است که من اگر به او برسم شاد هستم بعد از یکسال از او متنفر میشود.@ گفتم اگر به اکثر آدمها بگویند برگردید اول ازدواج با همین شخصی که الان ازدواج کردی ازدواج میکردی اکثراً میگویند نه، یک زمانی فکر میکرد که اگر با او ازدواج کند اوج خوشبختی است یا مثلاً بگوییم اگر به عقب بگردی همین رشته را همین شغل را انتخاب میکردی اکثرا میگویند نه.@ آن موقع فکر میکرد که این همان بهترین است پس خیلی چیزها هست که ما برای خودمان خیلی خوب میدانیم در حالی که خوب نیست لذا قرآن فرمود چه بسیار چیزهایی که شما بدتان میاید ولی برایتان خوب هست.@ اگر آدم یقین پیدا کرد همان چیزی هم که بدش میاید لذت میبرد و چه بسیار چیزهایی که شما فکر میکنید خیلی برایتان خوب است ولی وقتی به دست میاورید میبینید که برایتان دردسر و مایه عذاب شد تو را آزار میدهد(فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) اگر از همسرتان خوشتان نمیاید چه بسیار چیزهایی هست.@ یک موقع میگویید من از همسرم راضی نیستم خدا میگوید اگر از همسرت هم راضی نیستی خیلی چیزهای دیگر هست که شما راضی نیستی ولی خدا در آن برای شما خیر کثیری قرار داده ناشکری نکنید نارضایتی به خرج ندهید نگذارید در دلتان آه، ای کاش، و حسرت بیاید.@ کسی که میگذارد در دلش آه و ایکاش و حسرت بیاید این هیچ وقت نه بدن آرامی دارد نه روح آرامی. پیامبر در زندگیاش، گفتند هیچ وقت از رسول خدا کلمه ای کاش را ما نشنیدیم حالا اگر از دست رفته باید از دست میرفته حالا از دست برود کجا میرود؟@ الان پولم گم شد یک کسی سرم را کلاه گذاشت پولم را برد. همین چند وقت پیش یک آقایی بود میگفت من به یکی از دوستانم خیلی دوستش داشتم قبولش داشتم سالها با هم رفاقت داشتیم اعتماد کردم.@ چند سال رفتم اروپا کار میکردم پولها را برای این میفرستادم وضعش هم خراب بود گفتم هیچ مانعی ندارد تو دوست من هستی من پول میفرستم یک خانه خوب بخر با هم در آن زندگی میکنیم گفت من هم چند سال آنجا کار کردم پول فرستادم.@ ایشان هم رفت یک خانه خیلی خوب خرید و ما هم بعد از ده سال از آنجا برگشتیم آمدیم خانه رفتیم گفت ببخشید شما؟ گفتم ما رفیق هستیم، گفت ما اصلاً شما را به جا نمیاوریم، این خانه را من پولش را دادم، گفت برو دنبال کارت این حرفها چیه، حالا از دست رفت بنشینیم چکار کنیم خودکشی کنیم؟@ ماشین است یک کسی به ماشین زد تصادف کردی آینه شکست در خانه داری کار میکنی بچه زد یک چیزی را شکست شوهر بیاحتیاطی کرد، به شوهر بگویی مگر کوری چرا حواست را جمع نمیکنی.@ او هم به زنش بگوید من بدبخت شدم رفتم دو شیفت کار کردم تو بیعرضه برداشتی ماهیتابه به این گرانی را سوزاندی، اینطوری خیلی زشت است هم انسان اجرش را از دست میدهد هم معصیت کرده یک چیزی از دست رفت چشمت را دنبالش نیانداز از دست رفت بگو خداروشکر رفت به بهشت میرود.@ خدا فرمود هر چه که از دست شما رفته در بهشت منتظرتان است مالتان هست در بهشت است فرزندتان یا عزیزی از دست رفت آنجا به شما میدهیم، رفت به نفع تو هست ناراحت نشو پولت از دست رفت با پدرت مشکل پیدا کردی پدرت سرت کلاه گذاشت یا پدرت یا مادرت زورگویی میکند از تو یک چیزی میگیرد غصه نخور.@ تصادف کردی الان یک چیزی شکست تصادف کردی ماشین آسیب دید مجبور هستی دو برابر دوباره زحمت بکشی این را درستش بکنی اگر رفت آرام باش به نفع تو میرود هیچ وقت خدا در مملکتش به ضرر ما کاری نمیکند.@ فرمود اگر کسی به تو زد اگر کسی اذیتت کرد اگر یک چیزی را دزدید اگر یک چیزی را از شما گرفت، فکر نکن که گرفته و تمام شده و تو واقعاً چیزی را از دست دادی آن به بهشت رفت و آنجا میماند حتی دعاهایتان، میگوید اگر دعا کردید به اجابت نرسید ناراحت نشوید.@ یک کسی گاوش مریض بود به خدا میگفت من گاوم خوب بشود سه روز روزه بگیرم گفت بگذار خدا را در رودربایستی بیاندازم سه روز را زودتر بگیرم سه روز روزه را گرفت و گاو هم مُرد بعد ماه رمضان شد گفت حالا حال من را میگیری ماه رمضان روزه نمیگیرم سه روز از حسابت کم میکنم.@ میگوید من 40 روز جمکران رفتم و چقدر نذر کردم و پول دادم دعایم مستجاب نشد، به نفعت هست که مستجاب نشد فرمود شما هر بار که دستتان را بالا میاورید دعا میکنید و ما اجابت نمیکنیم یا بهترش را در دنیا به شما میدهیم یا خودش را میدهیم همان را که میخواهی یا بهتر از آن را در دنیا به شما میدهیم یا اگر هم ندهیم آخرت بینهایتش را به شما میدهیم پس چیزی هدر نرفته.@ نگو این همه ذکر گفتم این همه نماز خواندم پس چی؟ این همه دعا کردم، این همه امام حسین را صدا کردم پس چی؟ میشنوند، ولی این دفعه اگر به شما بدهند مثل دفعه بعد است یک چیزی به شما میدهند دوباره چند روز دیگر از آن حالت به هم میخورد.@ خدا ما را جاودانه و ابدی نگاه میکند با ما رفتار میکند قیامتمان هم میبیند ما جاودانه هستیم ته که ندارد عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداست ما بینهایت قرار است کنار خدا زنده باشیم مگر در آن زندگی خرج و هزینه نداریم آنجا هم خیلی چیزها لازم داریم توشه میخواهیم.@ خدا اگر یک چیزی را از دنیای ما بردارد آنجا بگذارد مگر بد است؟ کار بدی کرده اگر خدا این کار را بکند؟ از اینجا برای ما ذخیره بکند، شما اگر بانک در حسابتان پول میگذارید ناراحت میشوید؟ خوشحالید با اینکه پول را آنجا دادید دیگر دستتان نیست ولی خوشحالید میگویید در بانک در بورس گذاشتم سود رویش میاید.@ خدا میگوید به ما بسپار رویش میاید پس چرا ناراحت میشوی حالا یکذره ضرر کردی زمین خوردی پایت شکست یا مریض شدی، چیزی را از دست ندادی، یک کسی مریض است میگوید ای کاش من الان سالم بودم بلند میشدم با اینها پیاده کربلا میرفتم.@ ای خدا برای چه من نمیتوانم بروم، خدا میگوید فرشتهها برایش بنویسید پیاده رفتن کربلا را، آن هم نه یکبار چند بار بنویسید چه بسا ما پیاده هم کربلا برویم و فردا خرابش کنیم عبادت هم میکنیم ضایعش میکنیم.@ خدا میگوید مریض شدی من به تو ثوابش را میدهم بیشتر هم میدهم پس چیزی از دست رفته وجود ندارد قدیمیها پیش پیغمبر و امیرالمؤمنین بودند چه توفیقاتی داشتند امیرالمؤمنین فرمود تا قیامت اگر کسی به دنیا بیاید و واقعاً از صمیم قلب دوست داشته باشد که پیش ما باشد خداوند ثواب جهادهایی که ما کردیم را به او میدهد.@ دیگر چیزی از دست نرفته رنج بیهوده رنجهایی هست که آدم خودش از روی جهالت و هوای نفس برای خودش دردسر درست میکند ولی گفتم خدا میگوید اگر تو یک موقع رنجهای اینطوری هم از روی اشتباه خودت کردی من باز آن را به پایت حساب میکنم لااقل کفاره گناهانت قرار میدهم.@ حالا که خودت حماقت کردی اذیت شدی شما دیدید پدر و مادر به بچهای میگویند از پله بالا نرو بچه حالا افتاد و ضرب خورد پدر و مادر نمیگویند که چشمت کور به ما چه، بچه را جمع میکنند پرستاری میکنند خدا که بینهایت مهربانتر از مادر هست دوستمان دارد اگر چیزی از دست رفت غصه دیگر معنا ندارد.@ حالا برای چه سر زن و بچه و دنیا داد و بیداد میکنی پیامبر فرمود که هر کس برای دنیا عصبانی بشود ناراحت بشود گریه بکند جهنمی میشود برای چه غصه خوردی؟ برای چه داد و بیداد راه انداختی؟ برای چه بچهات را تحقیر کردی؟ برای چه شوهرت یا زنت را به خاطر دنیا سرزنش کردی؟@ الان میخواستید جایی بروید زنت گفت از این جاده برو خودت میخواهی از آن جاده بروی میگویی حالا خانمم گفته از آن راه رفتی و پنچر شد و تصادف کردی، همهاش تقصیر تو بود اگر من حرف تو را گوش نکرده بودم الان اینطوری نبود.@ این دیگر خیلی زشت است اصلاً باید صدایش را در نیاوری به حرف دیگران احترام گذاشتی حالا یک همچین اتفاقی افتاد یک چیزی از دست رفت وقتی از دست رفت یعنی در واقع به دست آمد داد و بیداد راه نیانداز تحقیر نکن کسی را مذمت و سرزنش نکن نق و غر نزن کار را خرابش نکن حیف است آسان بگیر سخت نگیر.@ حتی اگر گناه هم کردی شیطان یک موقعهایی میگوید تو دیگر آدم نمیشوی تو آدم پست و فاسد و بدبختی هستی وقتی پیش خدا هستی چیزی را سخت نگیر بگو به تو هیچ ربطی ندارد خدای مهربان میبخشد توبهام را هم قبول میکند میخواهم بروم با او آشتی کنم.@ شیطان همیشه میگوید آشتی نکن چون تو اوضاعت خراب است تو اصلاً به این درگاه نمیخوری با امام زمان نمیتوانی رفیق بشوی، مدام دروغ میگوید، دروغ است اگر 40 سال هم آدم گناه داشته باشد وقتی واقعاً توبه کند و برگردد خدا حتماً میبخشد.@ یزید که آن همه جنایت کرد وقتی به امام سجاد گفت اگر من توبه کنم خدا میپذیرد امام سجاد(ع) فرمود خدا میپذیرد اگر تو توبه کنی خدا میپذیرد تو توبه کن اگر نپذیرفت، پس من با خدا ناامید نمیشوم، من چه آدم کثیف و بدی هستم، جبران میکنم نمازها و گناهان و حقالناسهایی که کردم جبران میکنم زود آشتی کن معطل نشو.@ من اصلاً به درد نمیخورم من آدم بدی هستم من خیلی جنایت و ظلم کردم اینها دیگر حرفهای شیطان است پس ما هیچ چیز هدررفته در زندگیمان نداریم که بگوییم هدر رفت دیگر الان اینطوری شد اگر یک چیزی از دست رفت در واقع به دست آمده حالا یک کسی که اینطوری زندگی میکند ناراحت قلبی میگیرد؟ نه.@ پیری زودرس پیدا میکند غصه میخورد؟ نه، (أراحَ بَدَنَه) میگوید این بدن دیگر راحت است غصه نمیخورد حرص و جوش دارد تپش قلب ندارد داغون بشود به خاطر این مشکلی که پیش آمده، الان چه آسیبی دیدی؟@ هر چه هست بهشت رفت هر چه هست رفت جهنمها را خاموش کرد یا بهشت ساخت الان چرا ناراحتی داری، افسوس و ایکاش میخورم، اینها دیگر برای آدم عاقل هیچ وقت ندارد سخت نگیرید یکی از روشهای آرامش این هست که انسان سختگیر نباشد.@ مدام برای خودمان قانون وضع نکنیم زندگیمان را مثل پادگان نظامی نکنیم برای زن و بچهمان و شوهرمان پادگان نظامی درست نکنیم، داری داخل میایی کفشهایت را در بیاور اول برو پایت را بشوی، قانون در خانه درست نکنیم.@ این وسواسیها هم خودشان را عذاب میدهند هم اطرافیان را، نه دنیا دارند نه آخرت، آدم وسواسی دنیایش بد است آخرتش هم پر از عذاب، وسواسی اینطوری است سخت نگیریم اندازهای که خدا داده رعایت کنید آن هم با شیرینی و عشق و محبت.@ یکطوری که سخت بگیرید و بخواهد فشار بیاید حتی واجباتش را هم، زوری میخواهی برای نماز صبح بیدار کنی غلط است اصلاً حرام است یک کسی را برای نماز صبح بیدار کند برای اینکه اذیت میشود.@ یک موقع خودش دوست دارد نماز صبح بخواند یا به شما سپرده که من را بیدار کن آن هم با مهربانی، عزیزم، جانم، یک بوسهای و نوازشی، بلند شو نمازت را بخوان بعد ولش کن ممکن است دوباره بخوابد دوباره پنج دقیقه بعد دوباره بیا نوازشش کن او را ببوس دوباره صدایش کن یا ممکن است سنگینی است نمیتواند.@ دوباره برو چند دقیقه بعد بیا آهسته، یا میبینی خیلی سنگین است بگذار بخوابد نمازش قضا میشود بلند میشود قضایش را میخواند فشار نیاور شما بچهات را احیا بردی سه صبح آوردی حالا این بچه داغون و بیهوش افتاده یک آدم نادان میخواهد بچه را بیدار کند.@ این بچه دیشب احیا بوده نمیتوانی توقع داشته باشی که بلند شود نمازش را بخواند بگذار بخوابد نه خدا برایش گناه مینویسد تو هم که وظیفهات نیست خدا هم برایش گناه نمینویسد میگوید بندهام دیشب تا سه با من بوده خسته است بگذار بخوابد.@ خدا رحمت کند میرزا را میگفت در حرم رفتید خوابتان گرفت نگو اِی وای چرا خوابم برد خود امام رضا پدرتان هست خسته هستید شما را میخواباند میگوید بخوابد خستگیاش در برود.@ الان جنگهایی که مثل امثال ما با متولیان حرم داریم همین است من همیشه آنجا دعوایم میشود میگویم بگذار بخوابد در حرم خانه پدرش هست کجا از این قشنگتر برای خوابیدن، میگویند نه بلند شو نخواب، این باید یکساعت در حرم امام رضا بخوابد هیچ طوری نیست خستگیاش در میرود بلند میشود عبادت هم میکند.@ میگویند یک آقایی در خانه بود با کت و زیرشلواری نشسته بود خانمش به او گفت چرا کت پوشیدی؟ گفت خانم خوب نیست شاید مهمان بیاید، گفت پس چرا زیرشلواری پایت است؟ گفت شاید نیاید.@ در عبادت داریم شما نمازشب میخواهید بخواهید کنترادی یازده رکعت را نرو خسته میشوید بزرگان دین میگویند الان فرض بفرمایید میخواهید نمازشب بخوانید بلند شو چایی بخور قهوه بخور میوهای بخور عطری بزن آبی به صورت بزن سر حال بیایی دو رکعت چهار رکعت بخوان.@ دوباره میوه بخور بلند شو گشتی بزن چهار قدم بزن تلویزیون هم که الحمدلله تا صبح روشن است برنامه دارد روشن کن ببین شاید مستندی از حکمتهای الهی قشنگ است نشان میدهد پنج دقیقه قدم بزن چه کسی گفته یازده رکعت کنترادی سر سجاده بیایستی پیغمبر خودش هم این کار را نمیکرد.@ دو رکعت چهار رکعت خواندی یک گپی بزن یک استراحتی کن چایی بخور، الان بعضیها چون نماز برایشان بخش حیوانی است میگوید هشت رکعت را تندتند بخوان راحت شوی ولی بخش انسانی اصلاً این کار را نمیکند.@ میگوید نه من الان چهار رکعت خواندم خستهام، بگذار بروم تلویزیون نگاه کنم شامی بخورم چایی بخورم ناهاری بخورم قهوهای بخورم با خانواده صحبت کنم میوهای میخورم دوش میگیرم دو ساعت میخوابم بعد نماز عصر را هم عصری میخوانم.@ حیف است من رابطهام با خدا را گند بزنم خسته و کوفته و عرقی و خوابآلود بخواهم خرابش بکنم این خیلی بد است بیادبانه است هیچی را سخت نگیرید.@ بهترین کار این هست که ما خود بچهها را به خودشان بشناسانیم انسانهایی که خودشان را میشناسند هیچ وقت قطع نمیکنند ولی بچهای که شما به عنوان یک بچه به او گفتید تو یک مردی یک زنی یک پسری یک دختری به عنوان یک حیوان خودش را به او معرفی کردی این بعد از یک مدت میگوید پدرم نخواند مگر طوری شد.@ این همه آدم نمیخوانند مگر طوری شده این همه آدمهایی که شرعیات را رعایت نمیکنند بیحیا هستند دارند زندگی میکنند مگر طوری شده اینطوری شک میکند ولی اگر خودش خودش را شناخت فهمید به عنوان یک انسان به الله احتیاج دارد نه به عنوان یک حیوان، بخش انسانی الله و آسمان را میخواهد.@ بخش انسانی(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) قلب مال بخش حیوانی نیست قلب بخش انسانی است این بخش با معشوق خودش آرامش پیدا میکند ما الان چقدر جوان داریم بچه، نوجوان، جوان، کودک، همه پاک و باتقوا و سالم هستند هیچ وقت هم نمیبُرند یک جا هم که بریدید سرماخوردگی و زکام است خوب میشود بعد از یک مدت برمیگردد.@ حالا راهنمایی دارد آدم راهنماییشان میکند آگاهی دارد ما الان کتابها و سیدیهای خوب در این جهت داریم بچهها میگیرند آگاهیشان زیاد میشود بریدن آنجایی است که شک و تردید سراغ آدم میاید شک و تردید که آمد بریدن سراغ آدم میاید.@ اگر به بچه دائماً یقین و اطمینان بدهید سطح آگاهی و ایمانش را بالا ببرید دیگر بریدنی در کار نیست انسان آنجایی که شک میکند سرعتش کم میشود، دیدید یک جادهای که مطمئن هستید بروید گاز میدهید و میروید ولی یکجایی که شک کردید نمیتوانید گاز بدهید ترمز میکنید که آیا درست است.@ چهار جا بپرسم رد نکنم که ما در از دست دادنها هرگز سخت نگیریم اگر سخت بگیری هم دنیایت را خراب کردی فشار قبر هم برای خودت ذخیره کردی معصیت هم میکنیم چون بقیه را هم بخاطر از دست دادنها اذیت میکنید این هم یکی از موجبات آرامش.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر دعا کنیم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع تنهایی و مظلومیت و غربت و آوارگی و اضطرار آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، رفع اضطرار از زندگی جوانهایمان، رفع اضطرار از همه شیعیان، مسلمین و مستضعفین عالم و شادی امواتمان، مؤمنین و مؤمنات، مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بیوارثان، دعایشان کنیم که خدا آنها را هم شاد قرار بدهد.@ (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و فرزندان وفادار و سربازان فداکار برای آقا امام زمان(ع) باشیم سلامتی رهبرمان، حل مشکلاتمان انشاء الله، پیروزی کشورمان صلوات بلند ختم بفرمایید.@