جلسه 001 - آرامش
شماره جلسه
1
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
10
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - آرامش

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحث تنبلی تمام شد ما یک بحث جدید را از این جلسه آغاز میکنیم که بیارتباط با موضوع بحث قبلی ما نیست و آن بحث آسایش هست میخواهیم راجع به آرامش و آسایش سخن بگوییم.@ انسان جزء فطریاتش هست که عاشق آسایش است آسایش را آن هم برای همیشه در عالیترین درجاتش میخواهد اگر شما به مژدههای بهشت در قرآن کریم توجه بکنید میبینید که خداوند تبارک و تعالی برای انسان سخن از آسایش ابدی میکند روح و ریحان و آرامش و آسایش و آنچه که انسان میخواهد.@ (فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ) در بهشت آن چیزهایی هست که انسان دوست دارد و برای همیشه هم هست جاودانه است این نشان میدهد که طبیعت انسان روح انسان ذات انسان این آسایش را دوست دارد و دوست دارد که هیچ نوع سختی و مشکلاتی سر راهش نباشد.@ اما در حیات دنیا این چگونه هست؟ چگونه انسان میتواند یک دل آرام داشته باشد؟ قبلاً در مباحث خودشناسی گفتیم که خودشناسی کلید همه خوشبختیها و سعادتها است انسانی که خودش را نمیشناسد نمیتواند خودش را آرام نگه دارد ناآرامترین انسانها کسانی هستند که در شرائط بیرون از درون خودشان بیشترین امکانات را دارند.@ قبلاً هم گفتیم هر چقدر سطح آسایش انسان بالا میرود سطح آرامش پایین میاید این یک حقیقتی است در نظام دنیا که آسایش هر چقدر بیشتر شده در کشور ما در دنیا آرامش کمتر شده حالا در بحث تنبلی فرصت نشد که ما به رمز و راز این مسئله کامل بپردازیم ولی در بحث راحتی و آسایش یعنی بحثی که جدیداً داریم بهتر میتوانیم به آن بپردازیم.@ چرا هر چقدر آسایش بیشتر میشود آرامش کمتر هست؟ این را برای این توضیح میدهیم که گفتیم هر چقدر انسان به نظام درونی خودش بیشتر میرسد و خودش را بیشتر میشناسد به مدیریت خویشتن موفقتر است راحتتر میتواند خودش را مدیریت بکند.@ مثل یک پزشکی هست که با ساختار درونی بدن کاملاً آشنا است خوب میتواند آن را مدیریت بکند اگر با مشکلی یا آسیبی روبرو بود میتواند آن را درمان بکند در نظام روحی هم مسئله از این قبیل هست که انسان تا واقعاً با خودش و ساختار وجودی خودش آشنا نباشد با حل کردن مشکلات بیرونیش نمیتواند به آرامش برسد.@ ممکن است با حل کردن مشکلات بیرونیش به آسایش برسد مثلاً ازدواج بکند وضع مالیش خوب باشد شغل مناسبی پیدا بکند درآمد بالایی داشته باشد امکانات مالیش را بالا ببرد امکانات خارجی را بیشتر بکند موفقیتهایش را بیشتر بکند شهرت، قدرت این چیزها را بالا ببرد.@ اما بالا رفتن اینها وقتی که انسان با نظام درونی خودش بیگانه است همان اتفاقی را ایجاد میکند که در درون کسانی ایجاد کرده که بالاترین موفقیتها و ثروتها را داشتند آنها در حالی که بیشترین امکانات را داشتند از کمترین درجه آرامش برخوردار بودند ما در کشور خودمان طبق آمار 90% خودکشیهایمان کسانی هستند که تحصیلات بالاتری داشتند.@ دیوانه شدنها، بیماریهای روحی روانی طلاقها در اینطور آدمها بیشتر اتفاق میافتد بنابراین وقتی سخن از آرامش میکنیم اولین پله در سنگ بنای آرامش این هست که انسان با ساختار وجودی خودش آشنا باشد خودش را بشناسد و بتواند به مدیریت خویشتن نائل بشود در آموزههای دینی ما راههای متعددی را پیشنهاد دادند برای کسب آرامش که ببینیم آرامش از چه چیزهایی برای ما حاصل میشود.@ حالا بحثی که من اینجا میکنم با توجه به همین فرمایشاتی هست که خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت(ع) به عنوان تنها کسانی که با ساختار انسان آشنایی کاملی دارند خداوند این مخلوق را خلق کرده بهتر از هر کس دیگری میداند که ساختار این چیست و این خوشیش رفاهش، آرامشش آسایشش در چیست.@ اهل بیت هم چون خلفای الهی هستند مظاهر علم خداوند هستند متخصصان معصومی هستند که تنها آنها هستند که حاملان علم الهی هستند آنها در روی زمین تنها کسانی هستند که اطلاعات لازم تخصصهای لازم در مورد همه ابعاد وجودی انسان و جهان را دارند.@ لذا وقتی میگوییم میخواهیم از آیات و روایات استفاده بکنیم یک موقع به ذهن شما نیاید که یک کلاس معنوی و مذهبی هست میخواهیم از آیات و روایات استفاده بکنیم تیمناً و تبرکاً مثل خیلی جاها که بحث تخصصی میشود حالا تیمناً و تبرکاً یک آیهای هم خوانده میشود یک حدیثی هم خواهنده میشود که پیغمبر اینطوری گفته حضرت علی اینطوری گفته.@ نه کلاس، کلاس تخصصی هست یعنی ما داریم تخصصیترین کاملترین اطلاعات مربوط به آرامش و آسایش را از طریق تنها منابع تخصصی جهان یعنی خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت(ع) کسب میکنیم یعنی کاملترین سخنان دقیقترین سخنان علمیترین سخنان را در مورد اینکه انسان چگونه به آرامش میرسد میخواهیم با هم مرور بکنیم.@ مطالبی که اینها فرمودند دو دسته است یعنی چیزهایی که در انسان ایجاد آرامش میکند دو دسته است یکی مسائل معنوی و درونی هست و یکی مسائل خارجی و بیرونی است یعنی هم مسائل معنوی و روحی و روانی مطرح هست و هم مسائل مادی و خارجی که هر کدام سهمی دارند در ایجاد آرامش برای انسان.@ قبل از اینکه این بحث را بگویم حتماً توجه شما را جلب میکنم به مباحث غم و شادی که در تهران داریم آنجا حدود 60 ـ 70 جلسه مباحث تخصصی در مورد غم و شادی هست البته فقط فعلاً غمش را بحث کردیم و یک مقدار دیگر کار دارد بعد بحث شادی که خیلی طولانیتر هست.@ شاید حدود 100 جلسه راجع به شادی بحث داریم که ما چطوری بتوانیم خودمان را غم و شادیمان را مدیریت بکنیم و چکار بکنیم که همیشه آن شادی و آرامش را داشته باشیم و مسائلی که غمانگیز هست را رابطهمان را چطوری با آنها تنظیم بکنیم حتی غمهایی که تولید شادی میکند را شناسایی بکنیم.@ اگر انسان غمی هم میخواهد داشته باشد از نوع غمهایی باشد که آن غمها لااقل تولید شادی بکند از غمهایی استفاده نکند که تولید اضطراب و ناراحتی در انسان میکنند. آن بحثها بحثهای مکمل هست برای بحثهای اینجا که خدمت شما عرض کردم که حالا حتماً به آن مباحث مراجعه میکنید.@ در اولین فرمایش از فرمایشات معصومین(ع) فرمود(اَلرَوح وَ الراحَۀُ فِی الرِضا وَ الیَقین وَ الهَمُّ وَ الحُزنُ فِی الشَکِ وَ السَخَط) امام صادق(ع) میفرماید خوشی و آسایش در رضا و یقین هست و همّ و حزن در شک و نارضایتی و ناخرسندی است.@ اگر یک کسی دنبال خوشی و آسایش هست حضرت میفرماید باید دو چیز را در قلبش ایجاد بکند یکی رضایت، از خداوند تبارک و تعالی راضی باشد و دیگری یقین داشته باشد که برای رضایت اول انسان باید یقین و ایمانش را درست بکند تا بعد به رضا برسد.@ خود حضرت از او سؤال کردند که کمترین درجه شرک چیست؟ فرمود کمترین درجه شرک این هست که انسان از عمل خدا یا دستور خدا ناراحتی داشته باشد یعنی خدا با انسان یک کاری بکند، حالا مریضی پیش میاید، شکستی پیش میاد، طلاقی پیش میاید، البته نمیگوییم حتماً خدا این کار را میکند ولی در مملکت خدا این اتفاق میافتد.@ یا نه خدا میکند گاهی وقتها خدا مریض میکند، گاهی وقتها خدا مقدمات یک شکست را فراهم میکند چون خداوند رفتارش با ما تابع نوع عملکرد ماست و مصلحت جاودانه ما، مصلحت ابدی ما، خدا ما را هیچ وقت به عنوان یک زن یا یک مرد نمیبیند یک جوان یک دختر یک پسر به ما اینطوری نگاه نمیکند چون اینها جنبههای حیوانی ماست.@ خداوند ما را به عنوان یک انسانی میبیند که از خودش شروع شده روحش روح الهی است و به زمین آمده مدتی در زمین زندگی میکند و بعد هم پیش خدا برمیگردد یعنی یک موجود جاودانه با ظرفیتهای بینهایت.@ حالا این موجود قبل از اینکه زمین بیاید زن یا مرد نبوده اصلاً ما جنسیت نداشتیم ما انسان هستیم بعد حالا زمین آمدیم یک جنبه جنسی به نام مردانگی و زنانگی به ما وسط راه دادند وقتی یک کسی خودش را زن یا مرد میبیند شروع اشتباهات فاحش زندگیش هست یعنی رفتارش با خدا از دریچه زنانگی یا مردانگیش هست رفتارش با خودش به عنوان یک زن یا یک مرد است یعنی حیوان، رفتارش با فرزندش با همسرش با دیگران هم در همین حد است.@ نوع احترامها نوع محبتورزیها نوع برنامهریزیها برای خودش و دیگران حتی اگر رئیس یک مملکت هم باشد مردم را حیوان میبیند مثلاً فکر میکند بالاترین خدمت این هست که مثلاً یک رفاه اقتصادی یک ازدواجی یک شرائط مسکنی فراهم بکند بعد بگوید حالا رئیسجمهور خوبی بود.@ ولی خداوند اینگونه نگاه نمیکند خداوند ما را به عنوان یک انسان میبیند یعنی موجودی که یک ظرفیت بینهایت از خدا دارد حالا با این ظرفیت بینهایت زمین آمده در زمین به یک نطفهای از نطفهها در یک رحمی از رحمها تعلق گرفته حالا این نطفه شرائط زنانگی داشته این زن شده مردانگی داشته این مرد شده خیلی مهم نیست زن و مرد جنبه حقیقی ما نیست جنبه انسانی ماست.@ گفتیم برای همین هم خداوند سه جنس آفریده هم زن هم مرد و هم خنثی تا به ما بفهماند که خنثیها که نه زن و نه مرد هستند انسان هستند خدا رفتارش با ما اینگونه است یک کسی که توجه ندارد ربالعالمین کسی است که بیشترین محبت را به بندهاش دارد.@ هیچ کس به اندازه خداوند بندهاش را دوست ندارد حتی خود بندگان چون خود بندگان هم خودشان را با این عظمت و بلندا خوب نمیتوانند ببینند خداست که قیمت ما را میداند خداست که اعلام کرده تنها موجودی از مخلوقات من که یک دانه از آنها معادل همه آنها برای من قیمت دارد انسان هست.@ لذا ما با یک موجودی سروکار داریم به نام الله که بینهایت ما را دوست دارد و ما را برای کمالات جاودانه خلق کرده که تشبه به خودش بالاترین کمال هست برای پادشاهی عظیم در آخرت خلق کرده اینها را قبلاً هم توضیح دادیم مُلک عظیم مُلک کبیر ابدیت شوخی نیست اگر کسی یک ذره به آن فکر بکند خیلی مسائل برایش حل میشود.@ ما جاودانه هستیم مرگی برای ما وجود ندارد عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداست آخر نداریم تهای نداریم خدا اینطوری ما را نگاه میکند با ما اینطوری رفتار میکند بیشتر از هر کس دیگر هم ما را دوست دارد پس اگر کسی از خدا راضی نباشد نهایت جهالتش را داشته نهایت بیمعرفتیش را نشان داده که راضی نباشد خدایا تو ما را اینطوری دوست داری پس ما را درست تربیت کن رب است.@ رب یعنی مالک مدبر، آن که هم صاحب ماست هم تدبیرکننده ماست بگذاریم هر طور دلش میخواهد ما را تراش بدهد بگذاریم هر طوری که میخواهد ما را تربیت بکند در مقابل تربیت خدا مقاومت نکنیم پوست کلفتی نکنیم این نهایت بیادبی است نهایت نفهمی است که یک نفر اجازه ندهد که خداوند برایش برنامهریزی بکند و برایش سبک زندگی تعریف بکند این که خیلی بهتر هست.@ (وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً) (وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً) چه کسی از نظر آیین از خدا قشنگتر و بهتر است چه کسی از خدا رنگش قشنگتر است؟ هیچ کس، حضرت فرمود کمترین درجه شرک این هست که انسان بگوید چرا خدا با من این کار را کرد، تازه اگر خدا این کار را کرده باشد، خیلی وقتها ما خودمان کارهای زیادی را با خودمان انجام میدهیم.@ اشتباهات زیادی خودمان در زندگی خودمان میکنیم و خودمان را در دردسر میاندازیم خدا نمیکند ولی خدا میگوید حالا اگر شما کردی خودت این اشتباه را کردی خودت این دردسر را درست کردی ولی به خاطر زحمتی که افتادی دردسری که در دنیا کشیدی به خاطر اشتباهاتت من به خاطر اشتباهات تو به تو ثواب هم میدهم گناهانت را میبخشم.@ اشتباه خودت کردی خودت هم اذیت شدی ولی چون اذیت شدی من گناهان تو را میبخشم دیگر خدا از این مهربانتر شما میخواهید! من بیاحتیاطی کردم کلهشقی کردم حرف گوش نکردم حماقت به خرج دادم خودم را در دردسرهایی انداختم حالا دارم اذیت میکشم دارم زجر میکشم خدا میگوید این بنده من در دنیای من اذیت شده من به خاطر این اذیتهایی که شده گناهانش را میبخشم پاکش میکنم این چیز کمی نیست.@ حالا وای به حالی که انسان به خاطر خدا اذیت بشود به خاطر خدا به زحمت بیفتد آن دیگر خیلی درجات دارد احکام خدا کاملترین احکام هست یک کسی که حکم خدا را دوست دارد یعنی تخصصیترین حکم را دوست ندارد یعنی یک آدم خیلی جاهلی هست ترجیح میدهد یک آدمی که دکتر است مهندس است پرفسور است یک سواد قطرهای در مقابل اقیانوس بینهایت علم خدا دارد او برایش برنامهریزی بکند.@ قرآن میگوید لیاقت هر کس به استادش هست لیاقت هر کس به مربیش هست تو خودت را تحت ربوبیت هر کس قرار بدهی لیاقتت هم همان است او که قرار است روی تو کار بکند و تو را تربیت بکند او نشان میدهد که تو چقدر لیاقت داری.@ یک کسی میگوید من ربّم الله است سر نماز شکر میکند(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) من ربّم الله است کمتر از الله به عنوان مربی برای خودم انتخاب نمیکنم کمتر از معصوم به عنوان مربی برای خودم انتخاب نمیکنم این نشان میدهد که این آدم، آدم باکلاسی هست به قول امروزیها آدم فهمیدهای هست که به کمتر از الله و معصوم به عنوان ربّ و تعیینکننده سبک زندگی راضی نیست خودش را پایین نمیگیرد.@ فلان فیلسوف، فلان شاعر، فلان ورزشکار، فلان هنرپیشه در اینترنت دیدم، در ماهواره چشمم خورد اینطوری یاد گرفتم اینقدر بدبخت نیست که همینطوری در اینترنت پرسه بزند در ماهواره پرسه بزند هر کس دلش خواست هر طوری دلش خواست به این خط بدهد سبک زندگی بدهد.@ نه این خودش آدمی هست که برنامه دارد سبک دارد دین دارد آیین دارد خودش خیلی حالیش میشود و میداند چقدر حیف است بنابراین از هیچ کس دیگر سبک زندگی قبول نمیکند جز از الله و معصوم، یک کسی که اینطوری هست راضی هست به فعل خدا، هر کاری خدا برایش بکند میداند حتماً به مصلحتش هست میداند خدا به محبت او این کار را کرده خدا به عشق او این کار را کرده لذا اصلاً نارضایتی ندارد در عملکرد خدا هر چه بود راضی هستند.@ یک آدمی که راضی هست یعنی میداند اگر بدترین مشکلات هم در زندگی برایش پیش بیاید در نهایت به نفعش هست مفت نبوده این طلاقی که اتفاق افتاد، این سرطانی که پیش آمد، این مریضی که پیش آمد، فلان کس که مُرد، این شکست اقتصادی که پیش آمد، این مسئلهای که پیش آمد در نهایت به نفعش تمام میشود چون خدا پایش حساب میکند.@ وقتی میداند خدا پایش حساب میکند دیگر احساس هدر رفتن نمیکند وقتی میداند در آخرت در ابدیت سرمایهاش همین مشکلات زندگیش بوده همین سختیهای زندگیش جزء بزرگترین سرمایههای یک شخص روز قیامت هست روز قیامت نامه عمل کسی سنگینتر و درخشانتر است که در دنیا سهمی از بلا و سختی بیشتری داشته باشد.@ لذا وقتی میداند این برایش سرمایه است در نظام جاودانگی اصلاً غصهای ندارد اصلاً ککش نمیگزد که حالا فردا نکند مریض بشوم نکند اینطوری بشود اصلاً غصهای ندارد میگوید هر چه قرار است پیش بیاید بیاید خوشی است که کیفش را میکنیم اگر هم سختی باشد برای من ذخیره است الان نسبت به چه چیزی ناراحت باشم برای چه چیزی غصه بخورم.@ میگوید شما کوچکترین تب کوچکترین مریضی، داری راه میروی یک سوزن در پایت فروبرود خدا میگوید من این را پای تو حساب میکنم حضرت میگوید مؤمن دارد پولش را میشمارد کم میاید میگوید چرا پولم کم آمد دوباره میشمارد میبیند نه درست است میگوید همان چند لحظه که اضطراب گرفته.@ صبحها یک موقع از خانه بیرون میایی میبینی که سویچ را جا گذاشتی کجاست میروی میگردی دو دقیقه میخواهی دنبال سویچ بگردی تو را اضطراب میگیرد دیرت هم شده بعد هم پیدایش میکنی سر زن و بچه و شوهر و کس دیگر غر نمیزنی نه میگیردی پیدایش میکنی با غر زحماتت را هدر نمیدهی اجرت را از بین نمیبری یک چیزی شکست یک استکانی یک لیوانی یک چیزی سوخت.@ امام صادق(ع) میفرماید همین اضطراب را خداوند کفاره گناهان همان روز شخص قرار میدهد خدا میگوید اگر یک پشه تو را بزند من پای تو حساب میکنم چه برسد مشکلات بیشتری داشته باشی برای همین زینب کبری میفرماید(و ما رأیت الا جمیلا) چون هر چه که در عاشورا داد پایش حساب شده و از هر کس بیشتر بگیرند به نفعش هست چون از او پذیرفتن.@ مثلاً الان شما میروی بانک پول بدهی میگویند بانک پول قبول نمیکند الان میگویند فلان جا اعلام کردند که بیایید برگه سرمایهگذاری بخرید میگویند ما رفتیم دو ساعت تمام شد به ما نرسید رفته بودی چکار کنی که الان غصه میخوری؟ میگوید رفتم پول بدهم نرفتی پول بگیری که به تو نرسیده رفتی پول بدهی میگویی حالا برای چی ناراحت هستی میگوید اگر این پولها را از من قبول میکردند برای من خیلی سود داشت.@ یک کسی بیاید در دستگاه خدا سرمایهگذاری بکند خدا اگر از او بپذیرد هر چه بیشتر از او بپذیرد یعنی او را جاودانه کرده یک جوانی پایش را در جنگ از دست داد پیامبر فرمود این جوان یکی از قسمتهایش زودتر از خودش به بهشت رفت یعنی قبول شده.@ چند روز پیش یک خانمی آمد گفت من باردار بودم بچهام را انداختم الان خیلی غصه میخورم حوصله خدا را هم دیگر ندارم خدا را که آدم با بخش حیوانیش نباید مقایسه بکند اصلاً زشت است آدم بگوید به خاطر یک مسئله در مسائل حیوانی و زمینیش با خدا رابطهام خراب شد.@ حالا مثلاً در زندگیم یک همچین اتفاقی افتاد با شوهرم با زنم با نامزدم یا مریض شدم اصلاً آدم رابطهاش را یک دفعه با خدا خراب بکند یعنی خیلی قیمت خودش را پایین آورده بعد گفتم او که سقط شده رفته آنجا حضرت فرمود بچه سقط شده در بهشت منتظر پدر مادرش میماند فقط میرود آنجا را آماده میکند آنجا یک پارتی هم دارید هر چه خدا بگیرد ذخیره است.@ لذا خدا یک موقعی گله میکند میگوید چه مؤمنانی وقتی از آنها چیزی را میگیرم با اینکه به من نزدیکتر میشوند به خاطر آن چیزی که از آنها گرفتم غصه میخورند به من نزدیکتر شدند چطور میروی بانک از تو نمیگیرند ناراحت میشوی.@ میگوید من وقتی یک چیزی را از آنها میگیرم به خاطر اینکه از آنها گرفتم به من نزدیکتر میشوند پاکتر میشوند ولی ناراحت میشوند ولی وقتی یک چیزی را به آنها میدهم چون به آنها میدهم از من راضی میشوند چون یک چیزی میاید بین ما و خدا فاصله میافتد میگوید وقتی یک چیزی را به آنها میدهم با اینکه از من غافل میشوند ولی خوشحال هستند از اینکه از من غافل هستند خیلی بد است.@ روابط انسانی خیلی زشت است که انسان با یک نعمت خوشحال بشود با اینکه با آن نعمت از خدا دور شده و با گرفتن یک نعمت با اینکه به خدا نزدیکتر میشود بنشیند غصه بخورد خدا یک چیزی از تو برداشته که بپروراند جاودانهاش را به تو بدهد غصه برای چی.@ لذا هیچ سختی نیست در زندگی اگر انسان سراغش آمد چه خودش ایجاد کرده باشد چه خدا به او داده باشد مگر اینکه برای انسان یک اثر جاودانه دارد هم کفاره گناهان هست هم درجات آخرتی هست پس من در دنیا هیچ وقت سرم کلاه نمیرود در دستگاه خدا.@ حالا یک کسی بیشتر دارد موفقتر است راحتتر است سهمش آنطرف کمتر است من بنشینم افسوس این را بخورم به این حسادت بکنم این واقعاً خیلی نادانی است به چه چیزی حسادت بکنم که چرا فلانی دارد من ندارم یا چرا فلانی اینطوری هست من اینطوری نیستم.@ پس مشکلات ما جزء سرمایههای ماست جزء چیزهایی نیست که بگوییم یک چیز از دست ما رفته فلانی خوشحال است من ناراحت هستم اگر انسان این حرف خدا را باور بکند یقین داشته باشد آنوقت به رضا میرسد دیگر به خدا نمیگوید چرا این کار را کردی خدایا چرا آن کار را کردی دیگر چرا نمیاورد.@ خدا میگوید مگر من تو را بیشتر از خودت دوست ندارم مگر من بهتر از تو تشخیص نمیدهم چه چیزی به نفع تو هست؟ چرا پس چرا اینقدر نق و غر میزنی این خیلی بد است پیامبر فرمود ربالعالمین چون طبیب است و شما مثل مریض هستید و مصلحت مریض در چیزی است که طبیب تشخیص میدهد نه در چیزی که مریض به زور از طبیب میخواهد.@ شما مدام زور بزن خدایا نه من هر چه بگویی من این را میخواهم میگوید یکسال نذر کردم خدایا من را به فلانی برساند الان چند سال است نذر میکنم خدا او را از من بگیرد این یک اصل است اکثر کسانی که ازدواج میکنند بعد از یک مدت اگر به آنها بگویی برگردی اول با این شخص ازدواج میکنی؟ اکثراً میگویند نه.@ در حالی که برای رسیدن به او چقدر یقه خدا را گرفته بودند خدایا من حتماً این را میخواهم و غیر از این هم نمیشود نه فقط این در رشتهها در شغلها در انتخاب محلهای زندگی در خیلی از انتخابات بشر اینطوری است ما خیلی وقتها نسبت به گذشته خودمان پشیمان میشویم.@ خدا میگوید من اگر الان به تو بدهم که چهار روز دیگر میایی به من التماس میکنی دامن من را میگیری میگویی خدایا عجب غلطی کردم من حالیم نبود تو چرا حرف من را گوش کردی دعای من را اجابت کردی به من گیر میدهی که کاشکی اینطوری نمیشد.@ اینقدر نذر و نیاز میکند به زور از خدا بچه بگیرد بعد که این بزرگ میشود میگوید انشاالله جز جگر بگیری انشاالله زیر تریلی 18 چرخ بروی انشاالله داغت را ببینم خیلی چیزها هست آدم فکر میکند بیرون یک خبری هست اگر به آن رسید حتماً به نفعش هست بعد که به آن میرسد میبیند که نه خیلی هم سختیها و مشکلات و تلخی برایش دارد خدا میگوید تو که نمیدانی پس بگذار من برایت تصمیم بگیرم.@ (وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ) خیلی چیزها هست که شما در زندگی از آن بدتان میاید ولی به نفعتان هست(وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ) خیلی چیزها هست که دوست دارید به آن برسید وقتی به آن میرسید میبینید که از آن متنفر میشوید.@ قرآن میفرماید گاهی وقتها شما از همسرانتان ممکن است بدتان بیاید(فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) گاهی وقتها انسان از همسرش بدش میاید خدا میفرماید اگر شما از همسرتان هم ناراضی هستید چه بسا شما از خیلی چیزها ناراضی باشید ولی خدا خیر کثیر در آن قرار داده.@ همین همسر را با آن بساز به همین برس همین را دوست داشته باش همین را بخواه، میبینی خیلی خیرهای کثیر در همین کسی که تو نمیخواهی برایت وجود دارد به خیلی چیزها خواهی رسید.@ علی(ع) میفرماید(اِذا لَم یَکُون ما تُرید فَاَرِد ما یَکُون) اگر اوضاع آنطوری نیست که تو میخواهی آن که هست را واقعاً بخواه بگو خدایا الان این را به من دادی این مریضی این فقر این شکست یا هر چیزی همین را میخواهم با همان کنار بیا در آن خیلی برایت خیرات هست نق نزن غر نزن اعصاب خودت را خورد نکن غصه نخور دیگران را هم ناراحت نکن.@ حضرت زینب(س) یقین داشت لذا وقتی فرزندانش را هم جلویش تکهتکه کردند برادرانش برادرزادههایش را فرمود(و ما رأیت الا جمیلا) خیلی قشنگ بود خیلی زیبا بود آرامش دارد. برای یک آدم زیرک و فهمیده از دست دادنها برایش یک فرصت است یک فقدان نیست یک باختن نیست اصلاً شکست نیست.@ اگر اسمش را شکست بگذاریم پیروزیهایش در همان شکست است همان شکستها برایش پیروزی است لذا ناراحتی و غصه ندارد افسوس ندارد اصلاً ای کاش ندارد در خلقیات رسول خدا(ص) داریم که هیچ وقت به دهانش کلمه ای کاش نیامد کاش آنطوری میشد اگر اینطوری میشد اصلاً اینطوری نداشت.@ چون میگوید من در مملکت کسی دارم زندگی میکنم(سُبحانَ الَّذی لا یَعتَدی عَلی اَهلِ مَملِکَتِه) که ظلم در دستگاهش وجود ندارد در دنیا حتی اگر کسی به من ظلم بکند از بندگانش او پای من حساب میکند پس من باخت ندارم.@ من در مملکت کسی زندگی میکنم که اگر سرم یک لحظه درد بگیرد برایم سالها عبادت مینویسد چه غصهای دارم در مملکت این خدا دارم زندگی میکنم بله اگر کسی خودش را یک زن یا یک مرد دید و عمرش را هم از تولد تا مردن دید از اینجا شروع میکند به بیدینی کردن و اشتباه کردن اگر هم مسلمان است مسلمانیش هم دیگر به درد نمیخورد.@ چون این خدا را در محدوده دنیا و از نظر جنسی نگاه میکند یعنی یک زن با خدا یک مرد با خدا یک حیوان با خدا، باخت میکند ولی اگر کسی یقین کرد درست دید این که خدا میگوید، خدا میگوید تو زن نیستی مرد نیستی.@ این را باور کن که تو یک انسان هستی زنانگی و مردانگی تو بخش حیوانی تو است یک بخشی از بخشهای تو است که حرمت دارد احترام دارد خدا برایش هم قواعد و قوانینی گذاشته ولی تو یک زن یا یک مرد نیستی من با تو معامله یک زن یا یک مرد نمیکنم من با تو معامله یک انسان میکنم موجودی که از فرشتهها بالاتر است.@ اگر قرار بود زن و مرد و جنس را در نظر بگیرم حیوانات بودند آنها هم زن و مرد دارند من انسان خلق کردم که یک بخشی هم دارد به نام بخش جنسی بخش طبیعی، اگر کسی این را فهمید و باور کرد به رضا هم میرسد حالا این آدم یک آدمی هست که در غمهایش هم سرخوش است.@ قرآن فرمود هر چقدر ایمان یک شخص افزایش پیدا میکند به دو تا چیز در وجودش اضافه میشود یکی شادی و دیگر آرامش، میگوید علامت یک مؤمن است اگر میخواهی میبینی یک نفر چقدر مؤمن است ببین چقدر شاد است و چقدر آرامش دارد.@ این که چقدر نماز میخواند چقدر حج رفته چقدر کربلا میرود چقدر روزه میگیرد اینها نه، میگوید نگاه ببین اگر شادی هست آرامش دارد با این خدا شاد هست به این خدا راضی است این خدا را قبول دارد با داشتن این خدا در کنار خودش خیلی سرمست است شاد است این معلوم است ایمان دارد.@ یک کسی که نماز بخواند غر بزند روزه بگیرد غر بزند حج برود غر بزند غصهخور عصبی است قرصخور است این معلوم است اصلاً خدا را کنار خودش به عنوان حامی خودش نمیبیند این سر نماز هم 40 سال نماز خوانده که(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) اما خدایی هم پیدا نکرده در این 40 سال که از او کمک بگیرد اصلاً انگار این بنده خدا خدایی ندارد که بخواهد کمکش بکند انگار خدایش مُرده یا اصلاً خدایی ندارد.@ (إِیَّاکَ) خطاب به تو است یعنی او را میبیند با او هست این الله را میفهمد مثل انسانهای دیگر که میبیند مثل پدرش، مادرش، دوستش که او را میبیند روی او حساب میکند روی این خدا خیلی حساب کرده این خدا را قبول کرده خدا را میشناسد خدا را باور کرده کنار خودش دارد برای همین غصه ندارد.@ له نیست بیشخصیت نیست بیپشت و پناه نیست ذلیل و خوار نیست یک آدم قدرتمند ثروتمند یک آدم محکم یک آدم پشت و پناهدار کس و کار دار ریشهدار راحت در دنیا زندگی میکند دلخوشیش زن و شوهرش نیست دلخوشیش پدر مادرش نیست دلخوشیش آدمهایی که اطرافش هستند نیستند دلخوشیش غیب است خانواده آسمانیش هست دلخوشیش الله است.@ این آدم همیشه شاد است همیشه هم آرامش دارد شما وقتی خودت را یک زن یا یک مرد دیدی کافی است یک جنس مخالف به تو بیمحلی بکند احساس حقارت به تو دست میدهد زنت هست، خواهرت هست، مادرت هست، شوهرت هست، برادرت هست، پدرت هست به هم میریزی.@ چون شخصیتت و عاطفهات همین حیوانی است آنوقت وابسته و گدای عواطف دیگران هستی اما یک کسی که خودش را انسان میبیند اصلاً اینطوری نیست به همه انسانها میتواند محبت بکند بدون اینکه بخواهد از کسی دریافتی بکند آدم قوی هست میتواند به هزاران نفر محبت بکند ولی از کسی گدایی عاطفه نکند.@ شخصیتش به هم نمیریزد که فلانی به من محل نگذاشت فلانی دیر پیام داد بعضیها اگر دیر به آنها پیام بدهی به هم میریزند اینطوری نیست که منتظر باشد حالا چه کسی میخواهد به او یک سلامی بکند منتظر باشد که یک عزیزمی به او بگوید منتظر باشد که یک کسی تحویلش بگیرد اصلاً اینطوری نیست.@ این خیلی خیلی بزرگتر از این سلامها و عزیزمها دارد از بالا میشنود از مادرش فاطمه زهرا از پدرش امیرالمؤمنین از اهل بیت از خداوند از امام زمان از فرشتهها اینقدر پر است که اصلاً گدای یک قطره عاطفه یک آدم کوچک در زمین نیست.@ من یک کسی را میشناسم صبح مادرش برای من نامه فرستاد که این بچه من شکست عشقی خورده الان تیمارستان است شکست عشقی و تیمارستان برای کسی هست که خودش را طبیعی نگاه میکند یعنی از تولد تا مرگ آن هم به عنوان یک زن یا یک مرد فقط یک حیوان.@ عقدههای اینگونه عقدههای زمینی همه اینها وقتی عقده میشود بیماریهای روانی درست میکند که شخص خودش را یک حیوان میبیند یک محدوده زمینی خودش را میبیند حالا چهار نفر دارند این ندارد بعد حالا مینشیند به غصه خوردن و بدبختی و گریه ناراحتی فشار عصبی و رقابت و چشم و همچشمی و این چرا دارد ما نداریم از این جلو بزنیم.@ بسیاری از ناراحتیها و ناآرامیها مال چشم و همچشمی هست بیماری که الان در کشور ما خیلی رایج است خیلی زیاد مسابقه است با باجناقش با جاریش با همسایهاش همه رقابت است.@ مردم ما زمان جنگ نه آسایش الان را داشتند نه رفاه الان را داشتند نه ثروت الان را داشتند نه قدرت خرید الان را داشتند ولی آرامتر بودند شادتر آرامتر طلاقهایشان هم خیلی کم بود کمترین طلاق دنیا را داشتند الان آسانتر، قدرت خرید بالاتر، پول بیشتر، رفاه بیشتر الان طلاقشان چهارم دنیاست.@ (اَلرَوحُ وَ الراحَۀ فِی الرِضا وَ یَقین) خوشی و آسایش در رضا و یقین است انسان باید این دو تا را در خودش بالا ببرد یقین خودش را زیاد بکند ایمانش به الله را زیاد بکند ایمانش را به خانواده آسمانیش بیشتر بکند ایمانش را به غیب بیشتر بکند و از اللهاش راضیتر باشد.@ هر چقدر راضیتر است یعنی خداشناستر است هر چه راضیتر هست یعنی معرفت انسانیش بیشتر است هر چه راضیتر هست یعنی با خدا رفیقتر هست و یک چیز خیلی قشنگ که در این رضا هست این هست که خدا میگوید من میزان رضایتم از بندهام به اندازه میزان رضایت اوست از من، هر کس از من بیشتر راضی باشد من هم از او بیشتر راضی هستم.@ بگوییم خدایا ما از تو راضی بودیم چقدر این دعا قشنگ است(اِلهی اَنتَ کَما اُحِبُّ فَاجعَلنی کَما تُحِبّ) خدایا تو آنطوری که هستی من دوستت دارم از داشتن یک خدایی مثل تو خیلی راضی هستم خیلی عشق میکنم هیچ وقت گیر نمیدهم ای کاش خدا این کار را میکرد چرا خدا این کار را کرد از تو راضی هستم دوستت دارم تو همانطوری من را قرار بده که دوست داری.@ چقدر هم خوب است خدا هم میگوید تو هم همانطوری که من دوست دارم هستی من هم تو را دوست دارم(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ) انسان در دنیایش اینطوری باشد وقتی هم وفاتش میرسد برود در بارگاه کسی وارد بشود که او از انسان راضی است.@ انسان وقتی که از اینجا میرود وارد فضایی میشود که بینهایت از اینجا زیباتر کاملتر پیشرفتهتر قشنگتر هست خدا اگر از آدم راضی باشد آنجا چه اتفاقی میافتد؟ ببینید چطوری با انسان معامله خواهد کرد خدایی که از انسان راضی هست.@ اما یک کسی که همیشه در زندگی نق و غر و ای کاش و افسوس و حسرت و بداخلاقی و زودرنجی و عصبانیت گیر به این و آن دادن و به خودش و به خدا و همه یکسره گیر میدهد این فشار قبر خیلی زیادی خواهد داشت چون در طول دنیا دائماً به نفس خودش فشار آورده یادتان نرود این قاعده در بحث تنبلی اشاره کردیم نفس ما قبر ماست.@ هر چقدر شما در نفستان شادتر آرامتر راحتتر باشید قبرتان هم گشادتر و بازتر و شیرینتر و پیشرفتهتر و کاملتر است یعنی نظام برزخیتان هر چه در نظام درونیتان مچالهتر عصبیتر پرخاشگرتر زودرنجتر حساستر نق و غر و بیشتری داشته باشید نارضایتی بیشتر در وجودتان باشد قبرتان هم فشار بیشتری دارد.@ چون انسان وارد قبر خودش میشود یعنی وارد نفس خودش میشود متولد به نفس خودش میشود وقتی وارد برزخ میشود هر چه آدم اینجا شادتر است آرامتر است راحتتر است آنطرف هم بهتر هست یک کسی که عُرضه ندارد در دنیا شاد باشد و راضی باشد آنطرف هم بدبختی دارد.@ در نقطه مقابل حضرت میفرماید(وَ الهَمُّ وَ الحُزنُ فِی الشَکِ وَ السَخَط) وقتی شما شک کردی به نظام خلقت به خودت به آدم بودن خودت شک داشتی همّ و غمات بیشتر میشود، همّ چیست؟ همت شنیدید این شخص دائماً میدود ولی همیشه هشتش گرو نُهاش هست.@ یعنی تلاش و دوندگیهایش الکی خستگیهای الکیش بیشتر است مشغولیتهای ذهنیش خیلی بیشتر است مشغولیتهای قلبیش خیلی بیشتر است همیشه حسرت چیزهایی را که ندارد دائماً دارد میخورد که من به آن برسم غم حزنش هم بیشتر است.@ وقتی شما به خودت شک داشتی به خودت ایمان نیاوردی به الله ایمان نیاوردی به ابدیت خودت ایمان نیاوردی جاودانگی خودت را نپذیرفتی پس خودت را اینجا به عنوان یک زن یا یک مرد میپذیری یک حیوان شدی حالا در این نظام حیوانی جنگلی دنیا هر کس باید به فکر خودش باشد درندگی ایجاد میشود.@ خشونت، زودرنجی، عصبانیت، حساسیت، بیرحمی، رشوه، دزدی، کلاهبرداری، گرانفروشی، کمفروشی، فکر میکنیم میتوانیم از این راهها خودمان و خانوادهمان را به آرامش بیشتری برسانیم نان دیگران را بریدن کلاهبرداری دروغ گفتن، چه چیزی برای آدم میماند همهاش باید حرص و جوش بخوریم غصه عصبانیت.@ هر چه رتبه اجتماعیش بیشتر میشود فشارش هم بالا میرود هر چه ثروتش بالا میرود فشارش هم بالا میرود هر چه موفقیتهایش بیشتر میشود اعصابش بیشتر خورد است تعلقات بیشتر میشود از کانون شادی و آرامش دورتر میشود به همه چیزهای پراکنده وصل میشود اینجا اضطرابش بیشتر میشود.@ شک که آمد سخط هم پشت سرش میاید سخط یعنی ناراضی بودن از وضعیت خودت یعنی دائماً نق و غر به هر چیزی که میرسی مدام نق و غر داری برای یک چیز دیگر، سختگیری، میخواهد ازدواج بکند سختگیری دارد خانواده دختر سختگیری دارند خانواده پسر سختگیری دارند خودشان هم یک طور دیگر مشکل دارند و سختگیری دارند.@ ازدواج میکنند باز سختگیری دارند راحت میتوانند کنار هم خیلی خوش باشند شاد باشند آرام باشند ولی همهاش حسرت خارج را دارند خارج از خودشان را، یک موقع میبینی یک زن و شوهر باشعور و فهمیده که قدر عشق و محبت را میدانند در خانه کوچک مستأجری شاد و آرام و راحت.@ ولی وقتی دو نفر نمیفهمند چه کسی هستند خانه هزار متری هم که دارند برای آنها زندان میشود وقتی ندانی چه کسی هستی به جای کمالات اصلی و درونی که شادی و آرامش تولید میکند سراغ چیزهایی میروی که هر چقدر به دستشان بیاوری حجم اضطراب و افسردگی و بیماریت را بالاتر میبرد.@ شما وقتی که داراییهای درونیتان را بیشتر میکنید حجم رضایت آرامش و شادیتان بیشتر میشود چون حقیقی و جاودانه است ولی وقتی که روحاً گدا هستی روحاً کوچک هستی روحاً آدمی هستی که مایه انسانی و معرفت انسانی نداری.@ حالا مجبور هستی برای اینکه خودت را سرپا نگه بداری با لباس با عینک با اتومبیل با کفش با پول با مدرک تحصیلی با موقعیت اجتماعی با عوامل شهرت و قدرت با این چیزها خودت را سرپا نگه داری چون روح تو هیچی ندارد پز تو به چیزهایی هست که جزء شخصیت تو نیست و خدا هم در ناموس خلقت یک طوری آفریده که شما هر چقدر از این چیزها بیشتر پیدا میکنید سطح ناآرامی و نارضایتی شما بیشتر میشود.@ سیستم خلقت را یک طوری آفریده که شما هر چقدر شخصیت درونیت را قویتر میکنی غذای درونی بیشتری میخوری قویتر و شادتر و آرامتر میشوی رمز آرامش را ما باید ببینیم در چیست؟ در ایمان در یقین در رضا اینها رمز آرامش است.@ رمز آرامش در این نیست که شما خدا را فراموش بکنی بدوی ببینی در بیرون چه میدهند با موبایلت نمیتوانی خودت را آرام بکنی اتفاقاً هر چقدر موبایلت پیشرفتهتر میشود تو سطح اضطرابت بالاتر است شما وقتی که با یک تکنولوژی پیچیده سروکار دارید باید پای آن ذهن بگذارید اضطراب تو را میگیرد.@ الان بیماری اضطراب که این همه رفته بالا برای اینکه ما به تکنولوژی رسیدیم دائماً شخص دچار هیجانات کاذب و توهمات هست. حضرت سلیمان(ع) فرمود من هر دو زندگی را تجربه کردم پادشاه بوده هیچ کس همچین زندگی نداشته و نه بعداً خواهد داشت ولی شیرینی را فقط در یک چیزی پیدا کردم در سادگی.@ شما هر چقدر سادهتر باشی و سادهتر بگیری شیرینتر هستی و هر چقدر شرائط را سختتر میکنی اضطراب تو هم بالا میرود هر چه به خودت و دیگران تلختر و سختتر بگیری اضطرابت بالا میرود.@ یک آقایی میگفت من یک گلیمی در خانه داشتیم زندگی خیلی خوب و خوشی هم با همسرمان داشتیم یک گلیمی هم زیر پایمان بود یک روز این خانم گفت که این گلیم را بیا به یک فرش تبدیلش کنیم گفت بالاخره ما اینطرف زدیم آنطرف زدیم یک ذره حرص و جوش خوردیم یک ذره پول تهیه کردیم فرش کردیم.@ فرش را که گرفتیم در خانه انداختیم خانم گفت که این فرش در این خانه یک طوری است اصلاً پردهها به این فرش نمیخورد باید یک پرده هم بگیریم گفت رفتیم پرده را هم عوض کردیم گفت این تکیهها هم نمیخورد باید اینها را هم عوض کنیم گفت دوباره رفتیم قرض که این تکیهها را عوض بکنیم.@ بعد گفت نمیشود که مهمان بیاید روی فرش بنشیند چند تا پتو نو بگیریم که بیندازیم دور فرش، گفتیم بابا این فرش را جمع بکنیم همه بدبختیها مال همان یک فرش بود همان یک فرش مشکلات درست کرد.@ گاهی وقتها انسان دنبال کلاسها و چیزهایی میرود که وقتی دنبال آن میرود میبیند که سطح و اضطراب و دنگ و فنگهایش خیلی بیشتر است دائماً عمر ما در تأمین نگهداری است شدیم خدمتکار این بدن و طبیعت و دنیا.@ حالا بیشتر داری آرامتر شدی یا نه راضیتر هستی؟ نه راضیتر نیستی پس برویم دنبال دو تا پایه اساسی شادی و آرامش، ایمان و یقینمان را بالا ببریم و رضایتمان را بالا ببریم و از دو تا عیب بزرگ فرار بکنیم یکی شک و تردیدها و یکی نارضایتیهایمان غر و نق زدنهایمان.@ توضیح دادم در مباحث غم و شادی و در مباحث رشد و قدرت در سایه سختیها چطوری ما بتوانیم سختیهایمان را تبدیل به شادی بکنیم چطوری بتوانیم وقتی سختی داریم از آن لذت ببریم.@ وقتی مریض هستیم وقتی قرضمند هستیم وقتی مشکلات داریم چطوری بتوانیم از آن لذت ببریم تبدیل به شادی و آرامش بکنیم نه غصه آن را بخوریم این خیلی مهم است چطوری یقینمان را بالا ببریم این را در بحث علم و یقین و ایمان گفتیم آنجا توضیح دادیم به همان مباحث مراجعه کنید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@