جلسه 017 - اخلاص
شماره جلسه
17
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
6
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - اخلاص

بحثمان دراسماء درباره اسم شریف احد و در واقع به بحث از اخلاص رسید که به مناسبتی گریزی هم به حسادت که از عوامل مهم ظهور شرک و کفر در انسان هست رسیدیم که کسی که در وجودش حسادت هست این آلودگی فراوانی دارد و اساساً از وادی توحید و پرستش خدا و احد به دور هست.

خب بحث جدیدی را درتوحید عرض می کنیم در اخلاص که قبلاً درباره اش البته بحث کرده بودیم. یک مقدار عمیق تر می خواهیم بحث کنیم و آن توحید در استعانت از حق تعالی است. که با اخلاص در واقع هم خانواده هستند. در فرمایشی هست که نبی اکرم – صلی الله علیه و آله- از جبرئیل درباره ی تفسیر اخلاص سوال کرد. که اخلاص ، تفسیرش چیه؟ جبرئیل فرمود :اَلمُخلِصُ الذی لا یَسئَلُ النّاس شَیءٍ حتی یَجِدَ این است که از مردم چیزی نخواهد. گدای مردم نباشد در خانه ی مردم نرود تا این که بهش برسد یعنی با تلاش ومسیر طبیعی خودش به خواسته ی خودش برسد. به لطف خدا به مرحمت الهی خواسته اش را بیابد حتی یَجد واِذا وَجَدَ رَضیَّ – وقتی هم رسید هر وقت رسید به خواسته اش راضی باشد ناراضی نباشد به سهم خودش، به حق خودش ناراضی نباشد بعضی ها هستند همیشه گرسنه اند، همیشه گدا هستند همیشه به حق خودشان و آن چه بهشان می رسد و خدا می دهد راضی نیستند وَ اِذا بَقیَّ عِندهُ شیءٍ اعطاء می گوید اگر به آنجه که خواست و رسید و خودش استفاده کرد هر چیزی نزد خودش ماند آن را دیگر نگه ندارد مازاد بر نیاز خودش را نگه ندارد. الان بعضی ها هستند چندین منزل دارند چندین خانه دارند خانه های خالی آپارتمان های خالی، ثروت اندوخته ی زیادی دارند، اطرافشان هم چقدر گرفتار و محتاج و به این فکر که مبادا خودشان یه موقعی نتواند به هوس هایشان برسند به هیچ کس نمی دهند، حتی به فرزندان خودشان هم گاهی وقت ها رحم نمی کنند می بینی بچّه اش تو فشار است دخترش، عروسش ، دامادش ، پسرش، بعضی ها هستند باز بهتر هستند به خانواده می رسند ولی به بقیه نمی رسند. بعضی ها بدتر این که به خودشان هم رحم نمی کنند یعنی فقط جمع می کنند، حرصان گدای می کنند جمع می کنند و حتی خودشان هم بهره مند نمی شوند. این که من الان خدا بهم داده. الحمدالله - نیازم برطرف شد نگم حالا شاید بعداً نیاز بشود. اگر نیازمندی هست او واجب تر هست. این کار مثل این می ماند که شما فرض بفرمایید آب بهتان رسید توی یک فضای گرمی تو یک بیابانی ، آب رو خوردید سیراب شدی. حالا می گویید مگر من چند ساعت دیگر ممکن است تشنه ام بشود. این هایی که الان عطش دارند و دارند می میرند من با این ها کاری نداشته باشم شاید من بعداً آب گیرم نیامد خودم مردم. این حس با توحید سازگاری ندارد با اعتماد به خدا، اتّکال به حق تعالی با موحد بودن سازگاری ندارد که من شاید خودم بعداً نیازمند بشوم الان به کسی که نیاز دارد چیزی ندهم. فانَّ من لَم یَسئَل المخلوقَ اَقَرَّ الله عزوجل بِالعُبودیه . کسی که گدایی مردم را نمی کند چیزی از مردم نمی خواهد در واقع با این نخواستنش اقرار کرده به عبودیت خدا. می گوید من بنده ی خدا هستم خدا روزی من رو باید برساند و می رساند. من به کرات هم داخل کشور و هم خارج کشور دیدم بعضی از کسانی که فقیر بودند یعنی برای غذایشان هم لنگ بودند هم فردی، هم خانوادگی دیدم ، غذا برایشان بردیم می گوید ممنونم نمی پذیرد غذا را می گوید این وعد را کسی به من غذا داده. همسایه داده من الان گرسنه نیستم نگرفته نگفته حالا که من فقیرم برای شام نگه دارم برای ناهار نگه دارم این فرهنگ را نگاه کنید الان مردم ایران به اندازه ی یک قاره مصرف دارند ببینید چقدر نا امید هستند از رحمت خدا. چقدر ترس دارند که چقدر دور ریز مواد غذایی دارند. نگه می دارند. نگه می دارند تا گند بزند بعد بریزند دور. نمی گویند بابا ما الان این غذاها را مصرف کردیم این مانده همین رو رد کنیم بره. اگر محتاجی هست گرسنه ای هست کسی ندارد رد کنیم بره می توانیم به کسی بدهیم ، بدهیم. خانوادگی شده مثلاً فرض بفرمایید که پنج پرس غذا بردی در خانه دادی بعد یکی را برگرداندند. خیلی این روحیه، روحیه ی مهمی هست یعنی ما چهار نفر هستیم یا یکی مان نیست ما فقط به چهار تا غذا احتیاج داریم. حرص نزده با این که فقیر هست ولی حریص نیست. امیدش به خدا بیشتر از یک کسی هست که ده ها برابر ثروت دارد. صدها برابر ثروت دارد. می گوید نه من الان فقط چهارتا غذا لازم دارم پنجمی را قبول نمی کند. می گوید این آدم اقرار به عبودیت حق کرده یعنی چی، یعنی من بنده ی خدا هستم و روزیم هم با خداست. عبد او هستم خدا هم روزیم را می رساند. ما الان چقدر آدم داریم سر نیازهای واقعاً تجملاتی، غیر ضروری می روند پول نزول می کنند یا اگر نزول هم نکنند می روند وام های خیلی سنگین برمی دارند برای این که نیازهای غیر ضروری شان را می خواهند تأمین کنند واِذا وَجَدَ فَرضیَّ فَهُو عَن الله راضٍ این وقتی که چیزی را پیدا می کند می یابد روزیش بهش می رسد و راضی هم می شود به این که این به من رسیده این در واقع از خدا راضی شده والله تبارک و تعالی عنه راضٍ خدا هم از همچنین بنده ای راضی هست در روایت داریم من عمل فردا را از تو نخواستم تو هم روزی فردا را از من نخواه. اگر امروز را بهت دادم شکر بکن. شاد باش، حریص نباش، غصه فردا را نخور. یکی از احمقانه ترین کارها همین است. انسان در مسائل مادی، در مسائل اقتصادی امروزش را خراب بکند بار فردا رابه امروز تحمیل بکند. این که حالا تا بعد خدا بزرگ است تا فردا خدا بزرگ است از این ستون به اون ستون فرج است و این ها. فرهنگ های موحدان است زمان قدیمی های ما زیاد داریم الحمدالله. حالا کو تا فردا. یک استادی بود خدا حفظش بکند وقتی ازش یک سوالی می کردند مثلاً حالا یک چیزی می گفتند بعد می گفتند حالا مثلاً فردا یا بعداً مثلاً چه طوری می شود می گفت حالا شاید انشاءالله تا بعد مُردی شاید تا فردا مُردی غصه نخور. حالا شاید من مُردم غصه ندارد. چقدر این فرهنگ ، فرهنگ خوبی هست که آقا حالا کو تا فردا. حرص مثلاً چند وقت دیگه ی بچه اش را می زند. حرص چند وقت دیگه نمی دونم خودش را می زند، نمی تواند از حالا و آنچه که خدا بهش داده لذت ببرد. چون راضی نیست سخط دارد، دل شوره دارد، بی اعتمادی به خدا دارد خدا هم از این راضی نمی شود. اصلاً انگار خدا را حساب نکرده تو زندگی اش، اصلاً انگار خدایی تو زندگیش وجود ندارد که این قدر به اضطراب می افتد، این قدر به سختی می افتد، پول توی خانه دارد می تواند قرض بدهد به کسی می گوید حالا من شاید خودم ، ما چقدراز این آدم ها را داریم من اطرافم زیاد دیدم. الحمدالله کسانی که مثلاً یک میلیون تومان تو خانه اش پول بوده پانصد هزار تومان تو خانه اش پول بوده می داند مثلاً قرار است ثبت نام بکند یا مثلاً فلان چیز را تا چهل روز دیگه لازم دارد این پول را برای چهل روز دیگه سی روز دیگه ده روز دیگه لازم دارد. ولی امروز برادرش، خواهرش، نیاز دارد می گوید من می دهم بهت همین ده روز، دیگه لازم دارم. خیلی هم احتمال می دهد که ده روز دیگه بهش نرسد می گوید بگذار نیاز امروز این برطرف بشود تا ده روز دیگه خدا بزرگ است. یک کسی هم به ما می دهد شاید تا ده روز دیگه خدا یک فرجی هم برای ما حاصل کرد. چقدر این اخلاق ها اخلاق خوبی هست. من الان نیاز ندارم، یک میلیون تومان دارم تا یک سال دیگه نیاز ندارم ، تا پنج سال دیگه نیاز ندارم تا سه سال دیگه نیاز ندارم نمی دانم شش ماه دیگه نیاز ندارم. این آدم اعتماد به خدا دارد این آدم خدا را کنار خودش می بیند قبولش دارد خدا را. می گوید خدا من را می بیند من هم بنده اش هستم به هر حال می رساند بعضی ها با وجود این که بیست سال سی سال خداوند را امتحان کردند روزی رسانی خدا را خوب دیده اند با این حال هنوز اعتماد ندارند. یعنی همه اش ترس و دلهره تو دلشان هست یک سره بار فرداشون را تحمیل می کنند به امروز، امروز که باید خوش باشند به نعمت الهی اصلاً این جوری نیست. تو حسابش بانک پول دارد زن و بچّه اش لنگند. یعنی یک پول تو خونه ای هم دست زن و بچه اش نمی گذارد که اگر مثلاً این ها نیاز داشتند باید مصرف بکند نمی دهد بهشان. نه ممکن است نیاز باشد یک موقعی بعداً. آقا تو داری می روی یک موقع از صبح می روی شب می آیی خونه.هزار تا اتفاق ممکن است تو خانه بیفتد. این مخصوص آدم های گدا نیست. ما چقدر آدم های ثروتمند داریم که همین حس را دارند پولدار هستند امّا ترس برشان می دارد. ترس دارند. می خواهند یک ملکش را بدهد برای آخرتش دلش می سوزد، می ترسد. بابا تو پنج تا ، ده تا خونه داری. یک دانه خانه دیگه حداقل داری ، دو تا، سه تا داری ،اگر پنجاه سال دیگه هم عمر کنی در سن شصت سالگی، یعنی صدو ده سال عمر کنی داری بخوری، ترس برش می دارد. قرآن می گوید بعضی ها از شدّت ترس بچه هایشان را می کشند. و لا تَقتُلو اَولادَکُم خَشیَتَ اِملاق بچه هایتان را به خاطر ترس از فقر نکشید. نحن نرزقکم و اِیاهم ، یک جای دیگر دارد نحن نَرزُقهُم و ایاکم یک جا می گوید نحن نرزقُکم و ایاهم ،ما به شما خواهیم داد به آن ها می دهیم اول این ها می گوید. می گوید تو نترس. الان چقدرآدم ها هستند می گویند بابا تو این خرج گران برای چی بچه دار شیم. تو این خرج گران کی ازدواج می کند. ازدواج را به تأخیر انداخته به خاطر شرایط سخت اقتصادی که برای خودش درست کرده که خیلی ها هم این شرایط را تحمیل می کنند به دیگر، فرمود اگر کسی ازدواج را به خاطر مسائل اقتصادی عقب بیندازد سوءظن به خدا دارد. این آدم اصلاً موحد نیست. داماد خوب آمده برایش. مرد خوبی هست، مرد قابلی هست، مرد لایقی هست . واقعاً جربزه ی کار و فعالیت دارد خدا هم بهش برکت می دهد. آقا این الان مجرد هست، ندارد یا کم دارد وقتی دو نفر شدند خدا هم به این زن ، چون در واقع در روایت داریم روزی با زن می آید و با بچه می آید مرد اگر بخواهد خودش تنهایی کار کند خیلی عرضه پول درآوردن ندارد. اگر برکتی هم نصیب مرد می شود به واسطه همسر و بچه هایش خدا بهش برکت می دهد. می گوید آقا من الان نمی توانم الان وضع اقتصادیم خوب نیست بروم ازدواج کنم. آقا برو جلو این که آدم فکر می کند من باید کار کنم هشت ساعت، ده ساعت باید کار کنم تا پول دربیاورم این یک نگاه کافران و شرکانه است. آقا خداوند روزی رسان است روزی می رساند از جاهای مختلف، مِن حَیثُ لا اَحتَسِب ، از جایی که اصلاً فکرش هم نمی کنم این همه توی قرآن گفته شده شما تکیه کنید به خدا، اعتماد به خدا داشته باشید خدا من حَیثُ لا اَحتَسب ، از جایی که شخص اصلاً حسابش را نمی کند بهش روزی می رساند. اصلاً عامل روزی خود اون خانمی هست که تو می خواهی باهاش ازدواج بکنی ، اون بچه ای هست که قرار است به دنیا بیاید می گوید نه ازدواج نکنی ها، بدبخت می شوی، بیچاره می شوی ، پول نداری تو، بابا پول همان جاست. یک ظریفی ، بهش گفته بودند که پول نداریم برویم زیارت، کم هست پولمان اگر برویم زیارت به کار دیگرمان نمی رسیم. اگر پولمان را بدهیم برویم زیارت فلان کارمان را نمی رسیم. گفته بود می رویم زیارت از آقا می گیریم دیگه. از خودشان می گیریم. فعلاً هزینه دلمان را بکنیم می خواهیم برویم. برای کارهای دیگرمان هم خودشان می دهند وهمین جور هم می گه شد. این ترس خیلی بی ادبانه هست. اصلاً اعتقاد درش نیست. توحید درش ضعیف است. همین ترس منشاء بداخلاقی های زیاد. انحرافات زیاد می شود ما در مسیر علما و بزرگان داریم وقتی که می رفتند بیرون، آن قدر به خدا اعتقاد داشتند وقتی با دوستانشان می رفتند آن قدر به خدا اعتقاد داشتند که هزینه بکنند تا آنجا که ممکن بود بعضی ها نه مهمان می شوند سر بار دیگران می شوند دست هم تو جیبشان نمی کنند. وَ اِذا اعطاءالله عَزَّوَجَل فَهُو علی حَدِّ سِقَطِ بِرَبِّهِ عَزَّوجل، به به می گوید وقتی که این آدم باقی مانده ببینید خدا هم چقدر با انصاف ، جبرئیل چقدر زیبا جواب می دهد می گوید این وقتی که آن باقی مانده ی مصرف خودش را ماذا ، الان نگاه کنید چقدر آدم ها به خاطر بی اعتمادی به خدا خمس نمی دهند می گوید من خمس پول چی بدهم. بابا تو الان یک سال داری غذا می خوری خدا روزیت را رسانده حداقل در روز، روزی یک وعده برنج خوردی، بعد می گوید فطریه چقدر بدهیم می گوید فطریه گندم حساب کنیم پانصد تومان.آخ تو گندم می خوری خدا وکیلی ، غذات نون هست فقط. می گوید غذام که نونی هست برنج نمی خورم. خب با نون چی می خوری ، گوشت می خورد. بعد وقتی می خواهد فطریه حساب کند می گوید پانصد تومان. گفتند سه تا پانصد تومان، نفری پانصد تومان، هزارو پانصد تومان فطریه بدهید. خب این چه جوری هست واقعاً تو خانه. بعد هم نق و غر دارند اگر بخواهند حساب کنند. آقا فطریه شما باید پرسی حساب کنید شما برنج می خورید ، نه کمترینش چقدر هست یکی سوال می کرد آقا مثلاً این قدر است می گفت مرجعی هست که کمتر بگیرد. خیلی شرم آور هست ببینید مثلاً پول پفک بچه اش پانصد تومان، هزار تومان هزینه می کند برای بستنی، پفک ، چیپس بچه اش راحت . بعد موقعی که می خواهدشرط قبولی طاعتش ، فطریه هست، فطریه معقول و مناسب ترس ورش می دارد. خب چقدر می شود چند برابر این را ما جاهای دیگر هزینه می کنیم. ترس برمان دارد هزینه بدهیم. خمس نمی دهد ، خمس می گوید آقا شما هر چقدر دلت خواست مصرف کن تو خانه، تو کار، مسافرت، مهمانی بده، مهمانی برو، وسیله بخر، اتومبیل بخر، هر چی درآمد داری نوش جانت هزینه کن. برای خودت و خانواده ات، برای خودت ، برای خواهر هایت، برادرهایت، هیچ اشکالی ندارد. اگر سر سال ، یک سال بعد از این که تو درآمد را داشتی. اگر سر سال اضافه آمد ، ماذا ، همه ی ماذا هم نه یک پنجم همه ماذا را خمس بده خمس یعنی یک پنجم دیگه ، این یک پنجم را بپرداز. اگر تو جامعه ی اسلامی خمس را مومنین و مسلمانان می پرداختند هرگز فقیری پیدا نمی شد. واقعاً این یعنی فکر نمی کند من طاعتم قبول نمی شود نه نمازی از من قبول می شود من مورد لعنت امام زمان قرار می گیرم. خیلی حدیث داریم امام زمان لعنت کرده کسی که این طوری باشد. اصلاً فکر نمی کند، عبادتم قبول نیست مورد لعنت قرار می گیرم آخر عاقبتم را از دست می دهم. همین سر خودش را شیره می مالد. سکه دارد توی خانه پر، چندین سکه دارد، بیست تا سی تا. طلا دارد چی دارد، زکات به این تعلق می گیرد نمی پردازد. ده تا گونی صد کیلویی برنج گذاشته توی خانه که مبادا قحطی بشود . بعد عیبی ندارد ذخیره کردی حالا این ذخیره کردن که معصیت دارد حالا گذاشتی تو خانه، سر سال ، یک پنجم از ماذا مصرفت را بپرداز. این برایش سخت است. این اصلاً اعتماد به خدا ندارد. این همش فکر می کند این خودش ، کارکرد خودش، دست رنج خودش هست که ، کسی حامیش نیست تو این عالم ،ااین که خدا را نمی بیند اصلاً من بی چیزم، جامعه را گرگ بی رحم، دنیا را این طوری می بیند. بابا تو از این دو کیسه گونی برنج ، دو تاش را بردی چیزی نمی شود، هیچ اتفاقی نمی افتد. ماذا بر مصرف. بدهی داری، بدهی هایت را کم کن وقتی همه را کم کردی بدهی هایت را خالص. یک پنجمش را بپرداز. می بینی نمی تواند برایش خیلی سخت هست. چقدر لذت بخش هست آن هایی که مقید هستند به این که مالشان خانه شان ، زندگیشان ، پاکیزه باشد، هفته گذشته تقریباً یکی دو تا آقا، یکی دوتا خانم آمدند از من سوال کردند در مورد خمسشان، چقدر با دقت سوال می کردند جالب اینجاست که هیچ کدامشان به این ها خمس تعلق نگرفت گفتند نه بابا شما باید یک چیزی هم بهتان بدهند کمک کنند ، ولی این آدم یک کارمند، یک کارگر ساده ولی دقت دارد زندگیش خراب نشود. کسانی هستند که در آمدهای کلان دارند اصلاً به روی مبارکشان هم نمی آورند حالا دقت بکنید چقدر زیبا تعبیر می کند حضرت جبرئیل علیه السلام و اِذا اعطا لِله عَزَّوجل ، وقتی که برای رضای خدا – لِله – برای رضای خدا، اعطا کرد ، داد اون ماذا را رد کرد از خودش. فهو علی حدِّ سِقَطِ بِرَبِّه – عَزّوجل – آدم بمیرد یک همین چیزی بهش بگویند می ارزد. بمیرد جبرئیل بیاید یک هم چنین درجه ای را نصب کند روی شانه انسان. بگوید این کسی که برای رضای خدا اعطا می کند و می دهد این ماذا را، بعد از این که نیاز خودش برطرف شد اون ماذا نیاز خودش را به دیگران می دهد. این آدم کیه؟ این آدم رسید به چی؟ به مرتبه اعتماد به خدا. به به چقدرخوب است آدم به خدا اعتماد داشته باشد. و چقدر زیباست که آدم انسان را ببیند در حالی که به خدا اعتماد دارد. چقدر خدا خوشحال می شود و چقدر خدا این بنده را دوست دارد که این بنده ی من رو من خیلی حساب می کند به من اعتماد دارد واقعاً ، واقعاً با تکیه ی بر من دارد این حرکت را انجام می دهد. و چقدر عالی است این کار، این اخلاص هست، ببینید اخلاص را چگونه معنا کرد حضرت. آقا اخلاص چیه؟ می گوید آقا یعنی که ، یعنی به مصداق ما تعریف تعریف می کنیم به جز ما تعریف می کنیم . یعنی این که انسان خدا را عبادت بکند یا نکند. بله این یکی از مصادیق ، قسمتی از اخلاص هست. اخلاص را ببینید چه طوری معنا کرد ، کجا برد اخلاص را می گوید تو چیزی از کسی نخواهی ، اعتماد به خدا داری، گدایی نکن، و ماذا مصرفت هم نگه ندار، با توجه به اعتماد به خدا. مثال های فقرا را زدم، مثال های غیر فقرا را هم زدم تا بدانید ماذا به مصرف را نگه ندار.

رشد و نمو مال را می گیرد وقتی ردش کردی جریان از طرف خدا برقرار می شود. اصلاً خیلی وقت ها آدم ها می گویند خدایا ما روزیمان تنگ است نمی رسد برای این است که در یک جا ذخیره دارند یک جا بی اعتمادی به خدا داشتند یک جا بستند. خدا می گوید باز کن در را من بفرستم برات در را بستی می گویی به من، خدایا بفرست. تو اصلاً راه را بستی. راه را باز کن نترس. یکی از خواص و آثارش این است انسان هر چقدر از دست خودش رد می کند. بارها، چندین برابر برای او از طرف خدا می آید. این می شود مظهر خدا این آدم. خدا می گوید اِ این می خواهد نقش من را بازی کند. اِ این می خواهد اسم من را بگیرد. این می خواهد جواد شود این می خواهد کریم بشود. این می خواهد مثل من بشود . مجرای رزق من باشد. خب حالا که خودش این نقش را دوست دارم من هم این نقش را بهش می دهم. این می خواهد نان رسان باشد. این می خواهد خیر ازش به دیگران برسد. هر چی ما بهش دادیم ، علم دادیم ، معنویت دادیم ، پول دادیم ، ثروت دادیم ، عاطفه دادیم ، آرامش دادیم ، محبت . همه را شریک کرد تو هر چی که خداوند بهش داده. و مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقُون – کُلِّ ممّا رَزقنا اُمور – هر چی که ما روزیش کردیم به بقیّه هم می دهد.اصلاً همه شریک توزندگی این هستند. شریک تو برکات و خیراتی هست که ما به این می دهیم. خب ما بیشتر بهش می دهیم. یک جایی که ترسیدی مبادا کم بشود مبادا قطع بشود. قطع می شود و کم می شود . هر جا ترس برت داشت که مبادا الان من یک دفعه روزیم قطع بشود سهمم کم بشود همان جا کم کردی خودت. خودت بستی راه را. اما اگر فقط خدا را دیدی. من گاهی وقت ها مغازه دارهایی را می بینم ، می بینی در مقابل مغازه های شیک و بزرگ، یک مغازه ی کوچکی دارند، یک مغازه مثلاً نه متری، دوازده متری، ده متری ، آقا فروش این بیشتر از آن هاست. بقیه هم تعجب می کنند. مراجعه به این بیشتر است. درآمدش بیشتر از اونی که مغزه پنجاه متری دارد ،صد متری دارد. بعد می روی جلو می بینی که اِ بابا این نون خورش زیاد است از این ها نیست که نگه دارد خدا می بیند که این نون خورش زیاد است بهش زیاد می دهد. هم زیاد خودش تأمین می شود خوب، هم به بقیه می رسد اصلاً حرص هم نمی زند. مگر بیشتر نمی خواهی، اگر بیشتر می خواهی پس نون خور بیشتر پیدا کن تا خدا بیشتر بدهد. چی می خواهی؟ علم بیشتر می خواهی، پول بیشتر می خواهی، عاطفه بیشتر می خواهی، امنیت بیشتر می خواهی، چی می خواهی؟ هر چی که بیشتر می خواهی پس تو بیشتر مصرف مردم کن. به خدا بگی. خدایا من هر چی دستم باشد نگه نمی دارم. من نان خور زیادم دادم خدایا.یک پیرمردی را من می شناسم که واقعاً از اولیاء خداست یک مغازه کوچولو دارد، کفش می دوزد، تعمیر می کند می دوزد، مگر یک موقع که می آیم تو شهر رد می شوم می بینم که مثلاً ده تا ، پانزده تا، بیست تا خانم صف وایستادند در مغزه ، آقا وایستاده، خانم وایستاده، پیرمرد هشتاد ساله، دیگه باهاش رفیق شدیم ، انس گرفتیم این ها، خیلی حرف ها را به من می زد. گفت از این مغازه من دو هزار خانواده می خورند. دوهزار خانواده. گفت یکی از بزرگ ترین الطافی که خدا نصیب من کرده همین هست که از من، از این مغازه به این کوچکی، دو هزار خانواده دارند نان می خورند الله اکبر، خدا چه طوری اتمام حجت می کندو حجت های خودش را نشان می دهد به ما. آرامش داشته باشیم در کنار این خدا. در کنار این خدا شاد باشیم. اضطراب نداشته باشیم. ولی خب ما هی به ما می دهد ما ترس برمان می دارد. هی به ما می دهد ما هی ترس برمان می دارد یک دفعه به خودمان می آییم می بینیم که اگر ما بخواهیم بخوریم اصلاً نمیریم از گرسنگی برای یک سالمان ذخیره داریم . ولی وقتی نگاه می کنیم به خودمان می بینیم گداتر از همه هستیم.ترس داریم، برای یک سال آینده داد ها. شما نگاه کنید ببینید قیمت کار امیرالمومنین، فاطمه زهرا و حسنین و فضه – سلام الله علیهم اجمعین – چقدر هست که هیچ چیز تو خانه ندارند غذا درست کردند تو خانه افطار. مسکین دم در می آید.غذا را می دهند به او با آب افطار می کنند. دوباره روزه ، یتیم می آید ، دوباره روزه، اسیر می آید، اونی که دارند می دهند ، این خانم هست ، این بانو هست که شب عروسی بهترین لباس خودش را به فقیر می دهد لباس عروسی خودش را به چه استدلالی به این استدلال که لَن تنالوا بِرَّ حتی تُنفِقوا مِمّا تُحِبُّون – هرگز به نیکی نمی رسید مگر از آن چه که دوست دارید بدهید، ما اون هایی را هم که دست دوممان هست اون هم می ترسیم بدهیم. آدم های بزدل ، آدم های ترسو آدم های بی اعتماد به خدا. این ترس از بدبختی اقتصادی، ترس از فقر اقتصادی، خیلی ها رو زندگی ها را متلاشی کرده. آدم ها را دیوانه روانی و مریض کرده. خب یک صلوات ختم بفرمایید خب یک فرمایش مبسوط داریم از وجود مقدس امیر المومنین علیه السلام. حیفم می آید اگر بخواهیم شروع بکنیم ما به هیچ چیز نمی رسیم. اگر بخواهیم مقدمه اش راهم بگویم باز نیاز هست که هفته بعد دوباره تکرار کنیم بنابراین از این هم صرف نظر می کنیم. یه دو تا نکته من در مورد امشب عرض کنم . خب امشب، شب بسیار مهمی هستش، به اندازه ی همه ماه مبارک، امشب شب عید است و مهم است. داریم خداوند هر چی که دراین یک ماه آزاد کرده از جهنم. دوباره به اندازه ی همه آن ها امشب بخشش می کند و این به برکت آدم هایی هست که روزه ی واقعی گرفته اند . به برکت اولیاء خداست. به برکت مومنین حقیقی است. که واقعاً تو انی ضیافت شرکت کرده اند، این ضیافت را با شکوه کردند جشن الهی، این ضیافت الهی را با شکوه کردند،سهم داشتند خدایا به حق محمد و آل محمد به همه ی اسماء حسنات و صفات اولیا ات قسمَت می دهیم هر که در این ضیافت سهمی داشته اینجا را آبادت کرده هر کسی به واسطه او به ما خیرات و برکات رسیده ،رونقی به ماه مبارک بخشیده. نقشی در معنویت ماه مبارک داشته، خدایا بهترین اعطایا خود را نصیب اون بفرما. خب ما به برکت آن ها، نان خور آن ها هستیم. اولیاء خدا، به خودمان نگاه می کنیم که چیزی در عبادات خودمان پیدا نمی کنیم و آن ها هستند که وارد این جشن حقیقی می شوند و عید می گیرند و واقعاً امشب، فردا برای آنها شب عید هست. عید انسانیت، عید تمرین غلبه بر نفسانیت، بر شیطان ، تمرین انسان بودن، تمرین (نه) گفتن ، تمرین مجاهده ی با نفس تمرین درگیری با نفس، تمرین تو دهنی زدن به نفس اماره و بُعد حیوانی، خوشا به حال آن کسی که واقعاً تو این امتحان، پیروز بیرون آمدند و الان هم خوش هستند به این که یک ماه توانستند درگیر بشوند با شیطان و یک ماه تمرین غلبه بر شیطان و نفس را کردند ان شاءالله مبارک همه باشد و خداوند به این حس و به این قدرتی که پیدا کرده اند ان شاء الله برکت بدهد. خب دیشب و امشب ، ده رکعت نماز داشت که حالا آن هایی که دیشب موفق نشدند بخوانند، امشب حتماً بخوانند که داریم خداوند هر کس که این ده رکعت را بخواند هم ماه مبارک را ازش می پذیرد و هم مشمول مغفرت خودش می کند و حتماً شخص آمرزیده خواهد شد این ده رکعت را امشب ان شاءالله حواستان باشد در مفاتیح هست خیلی هم طول نمی کشد شاید نیم ساعت، چه دقیقه. کمتر از یک ساعت بشود ان شاء الله تمام کرد سبک هم هست. نماز سنگینی نیست. خیلی هم لذت بخش هست که ان شاءالله عزیزان حتماً انجام بدهند. بقیه ی اعمال را به خصوص دعاها و وداع های زیبا را که در صحیفه سجادیه آمده ان شاءالله استفاده بکنند و امشب واقعاً از شب هایی که واقعاً حیف است از دست بدهیم اگر کسی بتواند بگذراند احیاء بگیرد، حرم هم که الحمدالله باز هست. حرم حضرت عبدالعظیم – علیه السلام- آن هایی که می توانن در حرم، آن هایی که نمی توانند در منزل ، که انشاءالله امشب را به احیا بگذراند و این که دیگران را حتماً بر تخودشان در دعا مقدم بدارند حتماً . برای دیگران و اطرافیان اوّل دعا بکنند و برای وجود آقا امام زمان – علیه السلام- در رأس خواسته هایشان. برای وجود مقدس آقا امام زمان، رفع سختی ها و مِحنت ها و تنهایی ها حضرت انشاءالله ، رفع مظلومیت از حضرت، رفع آوارگی های حضرت انشاءالله دعای ویژه بکنند انشاءالله و با سوز و با گریه با آه این را از خداوند بخواهند که خداوند فرج سرورمان را ، مولایمان را و پدر حقیقی مان را انشاءالله برساند خب دیگر عرضی ندارم. یک پاکت گذاشته اند برای فطریه. با هم دعا کنیم.

والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین