جلسه 015 - اخلاص
شماره جلسه
15
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
5
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - اخلاص

بحثمان در اسم شریف واحد به اخلاص رسید و به مناسبت اخلاص به یکی از موانع بزرگ اخلاص که دوبینی و چند بینی دارد در وجود انسان و یعنی حسادت منشأش انکار اسم احد و واحد است یعنی کسی که اسم احد و واحد را انکار می کند، احد را ، احدیّت خدا را و این که خداوند تبارک و تعالی منشأ همه خیرات و برکات است را کنار می گذارد او به حسادت می افتد این شرک به نوبه خودش منشأ بیماری های زیادی در وجود انسان می شود. انسان با حسادت از خدا شاکی هست و از غیر از خدا منشأیی را برای تأثیر گذاری و تغییر قضا و قدرها قائل می شود و با این کار می خواهد جلوی روند قضا و قدر را بگیرد، منکر حکمت خداوند تبارک و تعالی و بسیاری از سنّت های الهی می شود ناخودآگاه، این مثلاً غیر از یک قمار بازی یا زنا است غیر از یک آدم کشی است، غیر از یک گناه و یک فحشاء دیگر است که انسان تحت تأثیر غضب یا شهوت یک کاری را انجام می دهد ، اساساً یک مشکل عقیدتی در شخص حسود وجوددارد یعنی شخص حسود در درجه اول مشکلش با خداوند تبارک و تعالی هست نه با کس دیگری ، او از خودش و قیمت خودش ، فلسفه آفرینش خودش ، هدف آفرینش خودش و از این ها غافل است و با خدا به مشکل برمی خورد و ناخودآگاه اعتراضات و دشمنی هایی در دل خودش نسبت به خداوند تبارک و تعالی دارد که در روایت داریم از وجود مقدس امیرالمؤمنین (ع): اِذا اَمطَر التّحاسَدِ نَبَتَ التّفاسد ، می فرماید وقتی که باران حسادت فرو می ریزد تفاسد ، گناهکاری و تبهکاری رویش می کند یعنی حسادت خودش مادر است مثل یک غده سرطانی است که انواع گرفتاری ها را برای شخص تولید می کند این جور نیست که برای شخص یک مشکل باشد وقتی می آید و انسان به حسادت می افتد راه انواع تبهکاری ها برایش باز می شود ، انواع کفرها ، انواع شرک ها و انواع گناهان و جنایت ها ، این ظلم هایی که در حق خودش و دیگران می کند پس در بخش اخلاص اگر نتواند حسادت را از خودش دور بکند به هیچ وجه نمی تواند خودش را به اخلاص برساند یعنی حرکت روحش به سمت نظام برزخی حرکت توأم با آلودگی است ، آنجا اخلاص را می خواهیم ، اخلاص یعنی چه ؟ خوب دقت بکنید یعنی هماهنگی کامل نفس با نظام خوشبختی ، با نظام برزخی انسان، مثل یک بچه ای که می خواهد متولد شود، اخلاص درباره بدن یک بچه ای که می خواهد متولد بشود یعنی چه؟ این که سیستم دنیا کاملاً به آن نمی توان چیزی را غالب کرد ، یک چشم خراب را نمی توان به دنیا غالب کرد، طرف چشمش خراب باشد ولی بعد بتواند ده ده ببیند دنیا اصلاً چنین اجازه ای را نمی دهد، مغز یک نفر ، پوست یک نفر، قلب یک نفر اشکال داشته باشد و درد نکشد و مریض نکشد دنیا کاملاً نقّاد است، بصیر و نقّاد آفریده شده است ، یک جنین از رحم مادر بیرون بیاید تمام ابعاد وجودی این جنین در نظام دنیا بررسی می شود، اگر یک ذره ضعف ، مریضی ، ناخالصی داشته باشد کاملاً خودش را نشان می دهد، اخلاص یعنی وقتی تو فردی تو جهنّمی نشوی ، فشار قبر نداشته باشی، در سکرات موت گرفتاری نداشته باشی بعد وقتی در برزخ می روی آنجا دردسر نداشته باشی ، معطل نشوی ، موقع حشرت و قیامت ، اخلاص یعنی روح و نفس طوری هماهنگ با نظام برزخی شود که انسان آنجا وقتی خالص می خواهند ، ناب را می خواهند تو ناب باشی ، بنابراین شما نمی توانید بدون دور کردن حسادت از خودت که دو بینی و چند بینی برای انسان می آورد و شرک و کفر می آورد و اصلاً منشأ آن شرک و کفر هست شما اصلاً نمی توانید یک نفس خالص با خودت برداری آنجا ببری ، لذا اگر می خواهد کسی در توحید قوی شود از قدم های آغاز این هست که باید در خودسازی و در این که خودش را متناسب با بهشت کند، خوب حالا تناسبی که ایجاد می کند گفتیم هم خواص دنیایی دارد و هم خواص آخرتی دارد، در دنیا شادی و آرامش می آورد و در آخرت هم خوشبختی برای انسان می آورد و آن درجات را می آورد ، علامتش هم مشخص است که وقتی ما این بیماری را نداشته باشیم شاد و آرام هستیم و اگرداریم یعنی آن را دارم، اگر نا شاد و ناآرام هستیم باید بدانیم که ما این بیماری را داریم و باید آن را برطرف کنی ، لِلهِ دَرُّ الحَسَدِ ما اَعدَلَهُ بَرَأ بِصاحِبِه فَقَتَلَهُ ، اصلاً ما درباره هیچ بیماری از بیماری های کبیره ، گناهان کبیره ، تعابیر این جوری اصلاً نداریم یعنی شما بروید روی شراب که خبیث ترین خبیث هاست ، بروید در قتل ، بروید در زنا و گناهان دیگر، برایش عذاب هایخیلی فراوانی نوشته اند اما این تعابیر، تعابیر بسیار تندی است که فقط درباره این بیماری وجود دارد که نمی گذارد انسان اخلاص داشته باشد یعنی انسان را کاملاً از نظر عملی و نظری با خدا درگیر می کند، با دستورات خدا درگیر می کند این بیماری حسادت ، لِله دَرُّ الحسد، یعنی آفرین بر حسادت ،ما اَعدَلَه ، چقدرحسادت عادل است، حضرت دارد حسادت را تعریف می کند می گوید حسادت خیلی عادل است ، چه جوری عادل است؟ بَدَأ بِصاحبه فَقَتلَه ، اول صاحب خودش را می کشد یعنی اولین کسی که قربانی حسادت می شود و نابود می شود چه کسی است؟ حسود است ، همان خود شخص از بین می رود، یعنی خود شخص تباه می شود نفسش ، روحش، عقلش، هوسش، دینش ، اخلاقش فاسد می شود و تباه می شود ، اول ازخود صاحبش شروع می کند، در واقع چه چیزی را می خواهد به شما بگوید؟ می خواهد این را بگوید که وقتی شما حسادت دارید فکر می کنی که داری یا می توانی جلوی یک شخص را بگیری یا ضربه ای به او بزنی ، اولین کسی که دارد آسیب می بیند چه کسی است؟ خودت هستی، خودت داری نابود می شوی این نکته نکتۀ خیلی مهمی است و حالا یک نکته دیگر هم بگویم که لطیفه هست از امیرالمؤمنین (ع) یَکفیکَ مِنَ الحاسِد أنَّهُ یَغتَمُ فی وَقتِ سُروُرِک ، می گوید اگر یک موقعی کسی در حق شما حسادت کرد غصّه نخورید که حالا چرا این دارد در حق ما حسادت می کند، می گوید برای تو همین پاداش بس که شخص حسود چون حسود است آن موقعی که تو خوشحال هستی غصّه دارد می خورد، یَغتَمُ فی وَقتِ سُروُرِک ، آن موقعی که تو شاد هستی او دارد غصّه می خورد حسود و همین برای نابودی او بس است، آن دارد خودش را بیچاره می کند و توصیه ای که جالب اینجاست که همه در روانشناسان غربی هست و هم شرقی و هم در منابع دینی توصیه ای که به شخص حسود می کنند این هست که تو با حسادتت نسبت به کسی که داری حسودی می کنی داری خودت را نابود می کنی یعنی به جای این که دشمنی کنی خودت را نابود می کنی ، با خودت داری دشمنی می کنی در حسادت و تو داری خوشحالش می کنی با این کار، دشمن ما اگر بداند ما داریم چقدر حرص و جوش و غصّه می خوریم که او خوشحال می شود اگر او دشمن باشد اما اگر یک موقع هست از آن کسانی هست که مظلوم است مثلاً أم یَحسُدُونَ الناس علی ما آتاهم الله مِن فَضله ، قرآن می گوید عده ای از آدم ها خداوند چیزی به آن ها می دهد که دیگران به آن ها حسادت می کنند این بیچاره اصلاً تقصیری ندارد، پیامبر است معصوم است، ولیّ خداست ، استاد است، آدم موفقی است، هنرمند است ، معروف و محبوب است نسبت به او حسادت می کنند خوب حالا، این بیچاره مظلوم هم هست، ولی ما در واقع دشمنی نمی کنیم اولین کسی را که در حسادت نابود می کنیم خودمان هستیم که داریم نابود می کنیم چون پُر از اعتراض، پُر از چرا در وجود ماست، چرا آن و من نه، بله داستان این این هست که چرا آن و من نه، این گرفتاری در انسان ایجاد می شود، الحسدُ مطیَّه التَعَب ، حسد مرکب سختی است یعنی آدم ، دیده اید آدم هایی که اسب های وحشی و گاوهای وحشی سوار می شوند عاقبت چیه؟ عاقبت این است که زمین بخوری دیگر، این مرکبی که شما سوارش می شوی جز بدبختی چیزی برای آدم ندارد، هیچی ، این آقا باید زجر بکشد که سوار این وسیله شده است من یادم است یک موقعی می خواستم شمال بروم خیلی عجله داشتم یک آقایی گفت من یک نفر جا دارم می آیی برویم من گفتم بله و زیاد به ماشین دقت نداشتیم و رفتیم سوار شدیم بعد دیدم دستگیره ندارد و چند بار این جوری کردم تا در بسته شد، دیگر هوا هم گرم بود زدم شیشه را بیاورم پایین شیشه اش هم پایین نمی آید ، دیدم آمدم تکیه بدهم به صندلی دیدم صندلی شکسته است و ما را عقب برود و من باید چند ساعت یک جوری می نشستم که تکیه ندهم با این کمر دردمان، بعد راننده آمد ماشین را روشن کرد یک راننده خیلی بزرگ بود ، خیلی بزرگ بود ، خیلی بزرگ، این جوری به من نگاه می کرد یعنی از بالا می خواستم با او حرف بزنم این جوری می کردم، سوار ماشین که شدیم با چه مشکلاتی راه افتاد مثلاً دو کیلومتر رفتیم دیدیم سوئیچ زمین افتاد بعد می گفت بی زحمت آن سوئیچ را به من بده حالا در مسیر، و من باید می رفتم آن زیر پای راننده می گشتم سوئیچ را پیدا می کردم و می زد داخل و مثلاً دو کیلومتر دیگر می افتاد، دیگر ما تا آنجا خم می شدیم آن زیر و سوئیچ را پیدا می کردم و می زد داخل، بعد یک موقع دیدم ماشین دارد توی درّه می رود ، شمال بود دیگر ، دیدم این خواب است، آقا خواب است، جان مادرت آقا، تند تند همین طور با چه بدبختی از توی چیز یک مقدار خوراکی پیدا کردیم و به او دادیم و رفتیم هم مقدار خریدیم تا همین طور این بخورد و خواب نرود، بعد یک جایی دیدم اصلاً نمی کشد یعنی داشت روی من می افتاد گفتم آقا اگر می شود بزنید کنار من رانندگی کنم. گفت خوب باشه، حالا من هم عجله داشتم سر راه گفت ببخشید من روستای کناری یک کاری دارم اگر اشکال ندارد برویم آنجا، ما گفتیم حالا ما سوار شدیم که به مقصد سریع برسیم ، گفت ما یک کار کوچک دارم ، حالا برو توی جنگل رفتیم آن قدر رفتیم از این روستا به آن روستا، توی یک روستا رسیدیم آنجا یک کپسول گاز می خواست به یک کسی بدهد دوباره سوار شدیم و کُلّی باید برمی گشتیم و آمدیم در جاده و خلاصه خودمان پشت ماشین نشستیم بعد دیدم این هیکلش بزرگ است این صندلی را عقب برده است همان جا هم جوشش داده است چون دیگر قرار نیست آن را جلو بیاورد ولی من که اینجا نشسته بودم دو تا پایم را دراز کرده بودم تا به زور به کلاج و ترمز و این ها برسد خیلی ناجور بود تکیه هم نمی توانستیم بدهیم با این کمردرد، موقع دنده عوض کردن دیدم وای دنده هم مشکل داست، اصلاً ببین این ماشین هست که در آن می نشینی ، همان بهتر که آدم ننشیند، از اول بهتر است در این ماشین ننشیند، حسادت این جوری است، حسادت وقتی آدم سوارش می شود یعنی آدم قبول می کند، در روح یک نفر که می آید شروع بدبختی است، شروع دردسر است، چون مثل خوره ایمان انسان را، اخلاق انسان را، آرامش انسان را ، خوشبختی انسان را می خورد، و هزاران هزار نعمت خدا را، چون انسان را به کفران می کشاند، ببینید امام صادق علیه السلام می فرماید فصل انسان با حیوان شکر است، دیگر در بحث شکر گفته ایم اینجا دیگر، یعنی اگر کسی شکر را از دست داد. خوشحالی از خدا را از دست داد حتماً دیگر به کفر افتاده است یعنی باطن انسانیش حتماً از دست رفته است، یک کسی از خدا شاکی شود یک نفر و به خدا چرا بگوید این افتاده به باطن حیوانی ، حسادت این کار را با آدم می کند یعنی وقتی می آید یک بیماری سرطان بسیار قدرتمند هست که همه جا را خراب می کند، همه چیز را به هم می ریزد، شخص را اصلاً نابود می کند، دنیایش را نابود می کند، آخرتش را هم نابود می کند، بهتر است انسان از اول سوار این مرکب نشود، می توانست از اول سوار نشود می گویدبابا من، قبول نکند، چون پذیرشش، همین که بپذیری آن را، دنیا ، آخرت ، خوشبختی ، همه چیز را از انسان می گیرد، سعادت را می گیرد، نعمت های بی کرانی که خداوند به تو داده است کفران می کنی و یکی یکی این ها را از دست می دهی، فقط کفران آن نیست، انسان خیلی چیزها را در دنیا از دست می دهد وقتی به حسادت می افتد، بارها شده افراد جانشان را در حسادت از دست داده اند یعنی واقعاً مرگ، از شدّت حسادت مرده اند، مریض شده اند، ناراحتی قلبی گرفته اند بیماری روحی و روانی گرفتند و آخر هم مُرده اند، هم دنیایشان را خراب می کنند و به محض ورود به آن طرف اول بدبختی و جهنم و غصّه های طولانی در آنجا هست لذا از اول آدم سوار این مرکب شوم نشود، اگر یادتان باشد جلسه قبل این حدیث را خواندیم که کسی که نسبت به حسادت ولع داشته باشد ،بعضی ها اصلاً آمادگی حسادت دارند، یعنی تا می گویی چرا؟ یعنی زود به او برمی خورد یعنی تحمل سعادت و رشد دیگران را ندارد، اصلاً تحمل هیچ کس را ندارد، مَن وَلِعَ بِالحَسدِ وَلِعَ بِآلسُّنومُ، یادتان هست که خواندیم دیگر، کسی که نسبت به حسادت ولع دارد این حریص هست نسبت به بدبختی و شومی، اصلاً حریص است، آماده هست که بدبخت باشد، آماده هست که غصّه بخورد، آماده هست که نعمت ها را از دست بدهد و آماده هست که به جهنّم برود، شخص حسود این گرفتاری را دارد، لذا در یک جمع بندی امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: ثَمَرَةُ الحَسَدِ شَقاءُ الدُنیا والاخِرَةِ ، ثمره حسادت بدبختی دنیا و آخرت هست، آدم مگر دیوانه هست این را بپذیرد، برای چه من به کسی حسادت کنم، بنابراین انسان باید از اول خودش را به دو ستون پیوند دهد، اول همان طور که قبلاً عرض کردم خودش را به دو ستون پیوند دهد، ستون شادی و آرامش، اگر قرار است یک چیزی شادی و آرامش او را به هم بزند به آن ورود نکند و فقط با خدا ، این رمز رمز بزرگی است، انسان هایی که سعادتشان را با افراد گره می زنند این ها خیر دنیا و آخرت را نمی بینند، قرآن می گوید شماها، چون گفتیم رابطه دنیا با آخرت چه بود؟ مثل رابطه رحم مادر با دنیا، گفتیم یک رحم اگر پنج قلو هم که باشند در رحم رابطه شان اصلاً یک محدوده ای ارتباط دارند بقیه اش هر کدام باید به تنهایی مسیر آمادگی برای تولد به دنیا را جداگانه طی کنند، لذا اگر کسی در حرکتش به سمت خدا، به سمت قبر، به سمت قیامت، حالا خدا را هم نخواهد بهشت را لااقل می خواهد برود ما به جهنم نمی توانیم برویم، جهنم رفتنی نیست ما حداقل چیزی که احتیاج داریم بهشت است، ما نباید بدبخت شویم، نباید به عذاب بیفتیم ، نه از موقع مُردن نه در قبر و نه هیچ وقت دیگر و زمانی هم نداریم، بنابراین وقتی ما این را برای خودمان مسلّم کردیم باید بدانیم که ما فقط و فقط در زندگی باید خودمان را به یک نفر بچسبانیم و وصل کنیم، با یک نفر معامله و بده و بستان داشته باشیم، صادرات، وارداتمان، پاداش کارمان، نتیجه کارمان، خوشبختی مان را فقط با یک نفر، باید و حَقّش هست تنظیم کنیم و آن خداست، یعنی وقتی تو می گویی یا احدُ یا احدُ یا احد ، ذکر احد را می گویی این باید در دلت جا بیفتد که فقط یک نفر وجود دارد که ارزش دارد تو به خاطرش کار کنی در دنیا، به خاطر او شوهر کنی، به خاطر او زن بگیری، به خاطر او پدری کنی، مادری کنی ، به خاطر او بیرون بروی و کار کنی و هیچ کس دیگر وجود ندارد که تو بخواهی با آن چون با هر کسی که خودت را پیوند بدهی و به خاطر هر کسی دیگر توی جریانات بیفتی له می شوی این وسط ، قُل ببینید چقدر قشنگ می گوید و همه آدم ها را راحت می کند، اصلاً همه شادی ، همه آرامش این جوری در دل آدم می آید، ببینید خدا رحمت کرده است، می گوید نمی خواهم تو اصلاً دردسر بکشی در دنیا، اصلاً نمی خواهم ، در سوره بقره خداوند می گوید یُریدُ الله بِکُم الیُسر ، خدا اصلاً آسانی شما را می خواهد اصلاً نمی خواهد شما دردسر بکشید در دنیا، عذاب بکشید ، گرفتاری بکشید، نمی خواهد، برای همین یک فرمول می دهد می گوید اگر می خواهی همیشه شاد باشی ، همیشه آرام باشی و خیالت راحت باشد و اصلاً غصّه نخوری قُل اِنّ صَلاتی و نُسُکی و محیایَ و مَماتی لِلهِ ربّ العالمین، بگو نماز من ، عبادت های من، زندگی من و مرگ من فقط به خاطر خداست، اصلاً من با کسی معامله ندارم، با کسی کاری ندارم، اصلاً من خودم را به کسی نمی فروشم، من اصلاً مال کسی نیستم، شما اگر بگویی بچه ام هست، فردا بچه است چند تا کارخراب می کند می گویی بشکند این دست، اگر همسرت باشد همین طور ، اگر پدر و مادرت باشند همین طور ، اگر شاگردت باشند همین طور، اگر استادت باشند همین طور، هر کس باشد ممکن است فردا یک خرابکاری شود و رابطه ات خراب شود و بعد بنشینی همین طور غصّه بخوری و افسوس بخوری، بی دین شوی. ایماین را از دست بدهی آرامشت را از دست بدهی، بابا اصلاً کنار بگذار، به یک نفر، با یک نفر معامله کن، با یک نفر طرف شود در زندگی، ببین چقدر ما را شاد می کند، نمی دانم از مادرم این جوری، از پدرم غصّه می خورم ، نمی دانم مادرم این جوری پدرم این جوری، اصلاً آدم خودباوری خودش را از دست می دهد، دیگر آدم همه اش مجبور است خودش را در چشم دیگران نگاه کند، قیمت خودش را از نگاه همسرش، فرزندش، همسایه ها ، دوستان ، مادرشوهر، پدرشوهر، نمی دانم همین طور باید نگاه کند که هر کسی مرا چه جوری دوست دارد، هر کسی از من چه جوری خوشش می آید ، من چه جوری، چند نفر مرا تحویل می گیرند، چند نفر از من خوششان می آید ، یک کسی از من بدش نیاید، یک کسی از من ناراحت نشود، یک کسی از من غصه نخورد، همه اش باید بدبختی بکشی، اصلاً این زندگی نشد که، توحید را این جوری به ما درس می دهد، قُل اِنّ صلاتی و نُسُکی و محیای و مَمانی لِلهِ ربّ العالمین، درس ماه مبارک رمضان برای ما فقط همین است، خدایا من همه چیزم مال تو هست، من اصلاً خودم را به تو می فروشم ، من اصلاً با کسی معامله نمی کنم ، من حیف هستم، خودم را به غیر از تو با کسی معامله کنم، قیمت من فقط تو هستی، بهشت هم حق نیست، حتی بهشت هم نیست، بنابراین آدم دیگر راحت می شود، دیگر غصّه ندارد، اصلاً دیگر غصّه هیچ چیزی را نمی خورد چون آمده تمام شادی ها و غصّه هایش را فقط روی یک نفر سرمایه گذاری کرده است، یک جا سرمایه گذاری کرده است، آن یک نفر چه کسی است؟ خداست. با خدا دل شاد است، از خدا شادی و آرامش می گیرد، غصه هایش هم در رابطه اش با خداست نه جایی در دنیا ، تمام دلشوره ها و غصّه های یک آدم، یک آدم ، این هست که نکند معشوق اصلی اش را از دست بدهد، نکند خدا ناراحت شود، خدا بدش بیاید، خدا خوشش نیاید، خدا مرا یک حالتی ببیند که دوست ندارد ببیند ، اصلاً آدم راحت می شود، با یک نفر سروکار دارد ، اما وقتی شما این را کنار می گذارید، این ایّاک را کنار می گذارید نَعبُدُ و ایّاک نستعین را کنار می گذارید با هزاران نفر دیگر درگیر می شوید باید ببینید که در آینه چشم این خواهر ، در آینه چشم آن خواهر، در آینه چشم شوهر خواهر ، در آینه چشم باجناق، در آینه چشم پدرشوهر، مادرشوهر، پدرزن ، مادرزن، همسایه، همسر ، بچه ها، اصلاً آدم دیوانه می شود، همین طور باید فیلم بازی کنیم ، هم دنیا از دستت می رود و هم آخرتت ما چرا این کار را نمی کنیم؟ دلیلش چیست که ما این کار را نمی توانیم بکنیم و نمی کنیم و با آدم ها معامله برای آدم ها نفس می کشیم ، برای آدم ها زندگی می کنیم، برای آدم ها درس می خوانیم ، درس بخوان یک کاره ای شوی ، درس بخوان پولدار شوی فردا در جامعه، فردا در جامعه ، فردا در جامعه، یک شرکی را به نام جامعه توی سرِ ما کرده اند، اصلاً ما درمقابل خداوند مسئول نیستیم ، یعنی هیچ وقت به ما نمی گویند این کار را بکن در مقابل خدا، هیچ وقت کسی بدهکار نیست ، پاسخ گوی خدا نیست قرار نیست قبری داشته باشد، قرار نیست قیامتی داشته باشد، قرار نیست پنجاه تا سوال جواب بدهد روز قیامت نسبت به تک تک زوایای زندگی اش، پنجاه هزار سال مسیر راه اصلاً انگار ندارد، ما اصلاً بدهکار نیستیم به خدا، فقط به مردم بدهکار هستیم ، مردم خوشحال شوند، جامعه تعریف کند، به به بگویند، دست بزنند راضی شوند، خوششان بیاید مردم، ولی خدا ، خدا نه، اصلاً خدا کیه؟ مردم چه می گویند، فردا مردم چه فکری می کنند، خوب این دیگر هیچی، خداوند هم انسان را واگذار می کند به همان مردم،تمام شد ، پشتیبانی اش را برمی دارد، حسود پشتیبانی خدا را اصلاً ندارد، حسود کسی است که فرشته ها از کنارشان می روند و هیچ کاری با او ندارند، فقط کارهایشان را ثبت می کنندو کمکی به آن ها نمی کنند ، خدارا از دست داده است یعنی پشتیبانی ندارد، برای همین علی (ع) فرمودند من ندیدم ظالمی را که شبیه تر باشد به مظلوم از چه کسی؟ از حسود، شبیه ترین ظالم به مظلوم چه کسی است؟ حسود، شقاءُ الدُنیا و الآخِرَه ، بدبختی دنیا و آخرت ، خوب برای چه من آرامشم را و شادیم را از دست بدهم، من خدارا دارم چرا درگیر شوم، یک خدای عزیز مهربان دارم، ببینید این ترسیم را ، خوب دقت کنید این ترسیم دل آدم را خیلی آرام می کند، یک خدای عزیز مهربان دارم که من را دوست دارد بیشتر از خودم دوستم دارد و من را برای جاودانگی خلق کرده است،برای این خلق کرده است که من مثل خودش شوم، خداگونه شوم، برای من یک حیات ابدی قرار داده است با نِعَمِ عظیم، این خدای عزیزی که در کنار من است و نقطه مقابل من نیست که من با او درگیر شوم ، بزرگترین حامی و پشتیبان من هست. من توی آغوش این خدا هستم، این خدای عزیز و این خدای مهربان بقیه اعضای جامعه انسانی را هم دارد، ربوبیّت می کند، آن ها چه کسی هستند؟ آن ها خواهر و برادرهای ما هستند بلکه بالاتر ، گفتیم هُوَ اَنتَ، آن ها خودِ من هستند ،من را در قالب میلیون ها آدم دارد به من ربوبیّت می دهد، همه آن ها من هستم، یک مَن را در میلیون ها آدم تکثیر کرده است، خوب به آن ها هم دارد خدمات می دهد، نعمت می دهد، پس من در یک قالب امام زمان (ع) هستم ، دقت کنید، در یک قالب امام حسین (ع) هستم ، در یک قالب فاطمه زهرا هستم، در یک قالب ابوالفضلی هستم، در یک قالب زینب کبری هستم، در یک قالب فلان مرجع هستم، در یک قالب فلان شاعر هستم، در یک قالب فلان استاد هستم، در یک قالب فلان وزیر هستم، در یک قالب رئیس جمهور هستم ، در یک قالب، در تمام قالب های خوب که من نسبت به آن ها ممکن است حسادت کنم ، چرا؟ چون خدا می گوید اگر تو به همه قالب هایی که من داده ام غیر از این یک قالب راضی باشی تورا به همه آن خیرات می رسانم، هر چه به همه شان داده ام به تو تنهایی می دهم ، توراضی باش، تمام شد دیگر ، من چه می خواستم ، بله، من چه می خواستم ، من دیگر مثل بعضی ها احمق نیستم که می گویند آخر چرا خدا ائمه را برای امامی انتخاب کرده است، یک بنده خدا پیش من آمده بود که مشکلش این بود که می گفت چرا خدا مرا انتخاب نکرد، چرا ائمه، یعنی این قدر احمق، یعنی به بابای خودش امام حسین (ع) حسادت می کند، به پدرومادر خودش ، به فاطمه زهرا حسادت می کند،چرا آن و چرا من نه، خدا می گوید تو خودت را نمی شناسی که چقدر بزرگ هستی تویک زیارت عاشورا بخوان و به امام حسین (ع) بگو من می خواهم در مقام تو باشم من هم مقام مقام امام حسین(ع) را به تو می دهم، أَسئَلُهُ أن یُبَلَغَنی المقام المحمودَ لَکُم عِندالله ، به تو می دهم، تو فقط با او هماهنگ شو و بالا برو، جلویش نایست و مقاومت نکن، انتقاد نکن، او را زیر سوال نبر، حسادت فلان کس را به دل نگیر، هر چیزی را به هر کسی دادند به تو هم می دهند، لذا می بینی یک زن خانه دار است نشسته دارد سبزیش را پاک می کند می بینی یک دفعه توی تلویزیون یک عالمی می بیند می گوید خوشا به حال این آقا چه مرد نازنینی است چه مرد نورانی است چقدر ثواب می برد خوشا به حالش دارد هدایت می کند، خوشا به حالش عالم است، تا گفتی خوشا به حالش و از او خوشت آمد خدا هر چه به او می دهد به تو هم می دهد، می زند یک کانال دیگر ویک آدم موفق دیگر را می بیند ، یک شهید را می بیند می گوید آخی، بارک الله ،خوشا به حال این شهید ، ای خدا چه می شد ما هم شهید می شدیم، چه می شد، راست می گویی، خدا می گوید تو فقط راست بگو و با او بیا، اصلاً دلت مقاومت نکند من هم هرچه به این شهید دادم به تو هم می دهم، بعد می زند یک کانال دیگر یک خانمی را می بیند دارند بااو مصاحبه می کنند، چه خانم موفق و خوبی است این خانم، بارک الله ، این خانم خوشحال می شود می گوید خوب یک خانم هم هست که موفق است ،حسادت نمی کند، زیر سوال نمی برد، انگ به او نمی زند، فکرش را ضایع نمی کندف می گوید بارک الله این خانم چقدر موفق است الحمدالله ، چقدر شاگرد دارد، چقدر موفق هست ، چقدر خوب درس خوانده است، همین که تو با این موافقت می کنی خدا هر چه به آن داده است به تو هم می دهد، بابا احمق هستم که حسادت کنم، به چه چیزی حسادت کنم، به یک جیفه ، پدر می گوید از این پسرم خیلی راضی هستم،از این پسرم خیلی راضی هستم و خیلی دوستش دارم ، این را بیشتر از برادرش دوستش دارم می گوییم برای چه؟ می گوید این بچه این قدر مهربان است من هر وقت به برادرش محبت می کنم و کاری می کنم برای برادرش این اصلاً حسادت نمی کند و خوشحال هم هست و دلش برای برادرش می سوزد، خودش هم به فکر داداشش هست، اصلاً حسادت نمی کند من از این خوشم می آید ولی این کوچولو خیلی تُخس است خیلی پدرسوخته است، دیده اید بعضی ازباباها می گویند این از آن هاست، این نسبت به آن حسادت می کند من خوشم نمی آید ، واقعاً بابا هست، پدر است کانون عاطفه، مادر هست ، ولی مادرِ بدش می آید از بچه ها نسبت به بچۀ دیگر حسادت کند اصلاً چون جهنم است و گند می زند کانون خانواده را ، چون آتش است، چون مادر را زیر سوال می برد، به مادر می گوید تو داری فرق می گذاری در حالی که این جوری نیست ، آدم چون رودر روی خدا، در محضر خدا، فی جَنبِ الله ، الله اکبر ، پیش خدا یک دفعه حسادت به خرج بدهد ببینید چقدر انسان ساقط می شود پیش خدا، شیطان ساقط شد، رجیم شد، چون تحمّل آدم را نداشت، اگر شیطان به آدم سجده می کرد می دانید خداوندشیطان را کجا می برد ، اگر می گفت به به ، مرحبا ، بارک الله چه مخلوقی خلق کرده است، کمالش را می دید نه اینکه ندید، دید و سجده نکرد خدا هم دستور داده بود اما سجده نکرد، اگر قبول می کرد اوج می گرفت شما هر وقت خواستید دقت کنید ضد حسادت عمل کنید خدا بغلتان می کند، در آغوشش فشارتان می دهد و یک بوس حسابی از شما می کند به اصطلاح عوامانه به شما بگویم به محض اینکه حسادت نکردی و نپذیرفتی یک شخصی را با این کمالاتش، قبولش کردی، پیش خدا اوج می گیری، امّا اگر نپذیرفتی پیش خدا افت می کنی از چشمش می افتی، اصلاً از چشم همان کس هم که می خواهی عزیز باشی پیش او می افتی ، مردم خوششان نمی آید، مردم را الان نگاه کنید مرجع تقلید ما داشته ایم در این مملکت که نسبت به امام حسادت کرد آن موقع که با امام حسادت نمی کرد مردم دوستش داشتند، دعایش می کردند کنار امام دعایش می کردند ببینید این قدر بزرگ می شود در چشم مردم، مردم به این مرجع تقلید عشق می ورزیدند اما وقتی که نتوانست امام را تحمل کند، تو می خواستی برای چه کسی عزیز شوی، مگر نمی خواستی عزیز شوی، تو که همه مردم از تو متنفر شدند، بدتر شد که این ، مثل بچه ای که از چشم پدرومادرش می افتد ، آدم ساقط می شود، حسادت احمقانه ترین کار، مشرکانه، کافرانه و ظالمانه ترین کار است مگر یک آدمی که واقعاً خودش را نمی شناسد، بی معرفت هست نسبت به خودش ، اصلاً قیمت خودش در دستش نیست خودش را بدهد به حسادت و برای این که خودش را تثبیت کند یک نفر را پایین بکشد و برای این که خودش را تثبیت کند یک نفر را حذف کند، برای اینکه خودش را تثبیت کند آبروی یک نفر را ببرد، سوال، حسادت در چه آدم هایی بیشتر است؟ اگر بخواهیم حسادت را تقسیم بندی کنیم در جمله های شیطانی ، جلو هست، عقب هست، راست یا چپ هست؟ راهنمایی کنم جلو یا عقب نیست، بالاخره چه شد؟ هر چهار طرف نه این دیگر خیلی شور شد، اینجا دیگر ترافیک می شود، در حمله های شیطان حسادت راست هست یا چپ؟ راست است ، بیشتر در حمله راست انسان دچار حسادت می شود، یعنی معمولاً کسانی حسادت می کنند، چون حمله سمت راست از کدام بخش انسان بود؟ از بحث قدرت ها و نقاط قدرت انسان ، تقوا، ایمان، سیادت ، مرجعیت ، علم ، محبوبیت، شهرت، صدای خوش ، زیبایی ، رتبه، مقام این ها آدم را بدبخت می کند و آدم را جهنم می برند، بیشتر آدم هایی که جهنم می روند این جوری هستند و درگیر می شوند، یعنی آدم هایی هستند که ظاهراً اصلاً گناه نمی کنند هیچ گناه نمی کنند می بینی آدم هایی خیلی متشخص، خیلی اتو کشیده، قشنگ و همه چیز میزان، اصلاً شما نگاه می کنید اصلاً ، ما فقط این بی حجاب ها و بد حجاب ها و اهل فحشا و مشروب ها این ها بدشانسی آوردند چون ظاهرشان بد است خیلی منفور هستند والّا روز قیامت که می شود این ها خیلی جلو می افتند از آن هایی که اصلاً از این کارها نکردند، آن ها خیلی جلو می افتند و خیلی زود کارشان حل می شود و بالاخره به نتیجه می رسند امّا آن هایی که وای وای وای اصلاً گناه نکردند، آدم هایی متشخّص، خوب، باسواد، تحصیل کرده ، استاد حوزه، استاد دانشگاه، آیت الله، مرجع ، سیّد ، مجاهد فی سبیل الله، آزاده، جانباز، خانواده شهید ، مداح ، سخنران ، خانواده هایشان، آن هایی که از کمالات برخوردار هستند این ها زودتر در دام می افتند، این ها زودتر جهنّم می روند چون حمله از سمت راست لطیف ترین ظریف ترین حمله است اصلاً آدم متوجه نمی شود. در قضیه انتخابات شما نگاه کنید چه کسانی وسط آمدند و افتادند، اصلاً این ها همه سابقه دار انقلابی و مجاهد، زندان رفته، شکنجه دیده، جهاد رفته ، یار امام، رفیق امام، خانواده امام ، اصلاً این ها هیچ کدام آدم های بدی نیستند، ظاهراً این جوری هست دیگر، هیچ کس آدم بدی نیست، در زندگی شان فحشا، منکرات ، بی حجابی ، بد حجابی از این حرف ها نمی بینی، زمان پیامبر هم همین طور، زمان ائمه هم همین طور، زمان امام حسین (ع) هم همین طور، بیشترین عاملی که تا الان باعث شده امام زمان (عج) ظهور نکند و در غربت و آوارگی و تنهایی و مظلومیت باشد همین حمله سمت راست است، یعنی حمله چپ که گناه است نه خیلی، ولی حمله سمت راست آدم را بیچاره می کند، یعنی امام زمان (عج) بیشتر به واسطه گنده کاری خواص نمی تواند ظهور کند تا به چه چیزی؟ تا به گناه عوام، این ها در جایگاه خودش ثابت شده است بحث هایش را هم قبلاً کرده ایم، بنابراین حسادت ، هر چند چپ یک گناه است، حمله سمت چپ است ولی بیشترین جایی که حسادت بُرِش دارد و آدم را گرفتار می کند در حمله سمت چیه؟ در حمله سمت راست است و آنجا آدم گرفتار می شود چه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، دینی، معنوی، علمی ، انقلابی، آن هایی که یک مقدار بالاتر هستند آسیب پذیرند هستند، برای همین شما نگاه کنید الان در دنیا ، آمار جهانی به شما بدهم، بیشتر خودکشی ها در دنیا طبقات دانشگاهی هستند، یعنی عوام کمتر سمت خودکشی می روند ، بیشتر طلاق ها دانشگاهی ها هستند، دیپلم به پایین کمتر گرفتار طلاق می شوند، این یک قاعده هست ، در دنیا این جوری هست، هر چه انسان ثروتش بالاتر رفته، تحصیلاتش بالاتر رفته، از نظر اجتماعی معروف تر شده، از نظر سیاسی موقعیت او بالاتر رفته، آسیب پذیری او چه شده ؟ بیشتر شده است، مگر یک دسته آن هایی که همراه این افزایش تزکیۀ نفس کردند : وَ لا تُحدِث لی عِزّاً ظاهراً اِلّا اَحدَثتَ لی ذِلَّةً باطِنَةً عِندَ نَفس بِقَدَرِها، در دعای مکارم می خوانیم، خدایا برای من هیچ عزّت ظاهری در مقابل چشم مردم ایجاد نکن، هیچ محبوبیّتی ، عزّتی ، موفقیّتی ، رتبه ای، مگر این که به همان اندازه مرا پیش خودم پایین بیاوری، اگر خدای نکرده آدم در چشم بقیه بالا برود ودر چشم خودش متواضع نباشد و پایین نیاید شروع حسادت ها و بدبختی ها و گرفتاری هایش است چون در میدان رقابت و حسادت می افتد، در بچه ها ، بچه بزرگ تر حسادت می کند یا بچه کوچکتر؟ الان در خانواده ها مادر می خواهد بچه به دنیا بیاورد کدام یک از آن ها حسادت می کنند معمولاً بیشتر کدام یک حسادت می کند؟ بزرگ ترها. این می شود حمله سمت راست، چرا؟ گناه کرده است؟ نه، سابقه بیشتری دارد، سابقه انسان را به حسادت می اندازد می گوید من سابقه ام بیشتر است، شیطان سابقه اش بدبختش کرد، بابا ما شش هزار سال اینجا بوده ایم این از گردِ راه رسیده بیاییم به او سجده کنیم ، اصلاً و عمراً این کار را نمی کنم، همه این ها پیش خدا باطل و منفور است، آدم خیلی باید حواسش را جمع کند که کمالاتش افزایش پیدا نکند حالا هر چه که می خواهد باشد ثروت هست، قدرت هست، زیبایی هست، موقعیت اجتماعی است، موقعیت خانوادگی است، بابای آنچنانی ، سواد آنچنانی، زیبایی آنچنانی، استعداد آنچنانی ، هوش سرشار ف شاگرد اول، شاگرد ممتاز ، المپیادی، ورزشکار نمونه، مرد نمونه ، قهرمان جهان، پهلوان جهان، خلاصه هر چیزی ، اگر سراغت آمد تو آسیب پذیر هستی ، بیشتر غصّه ها، حرص و جوش ها، بیماری های روانی، اعصاب ، مال این گروه هستند آن هایی که وضع را کمتر در اجتماع دارند آرامششان چیه؟ بیشتر است، آسایش شان بیشتر است، ساده تر از کنار مسائل رد می شوند، برای همین هم سالم تر می مانندن و در موقع مُردن هم راحت تر جان می دهند و در برزخ هم خوشبخت تر هستند، برای همین بیشتر بهشتی ها در روایت داریم که آدم های ساده هستند، راه راه ها، چند خط ها، یک خط و دو خط و هفت خط ها راحت به بهشت راه پیدا نمی کنند، خیلی دردسر دارندف ساده ها خیلی راحت هستند ، خیلی راحت رد می شوند، آن هایی که سهل می گیرند، آسان می گیرند ، خصوصیت ایمانی دیگر ، آن هایی که مؤمن هستند به معنای حقیقی ، مؤمن سهل گیر است، اصلاً دردسر ندارد، یک راهکار هم داده اند، که ما دیگر دلمان همیشه آرام باشد ، لِکَیلا تأسَوا عَلی ما فاتَکم وَلا تَفرحوا بِما آتاکُم ، عشقت را ، دل خوشی ات را ببر در خدا بگذار در بیرون هر چیزی که قرار است اتفاق بیفتد دیگر ناراحت کننده نیست، امام صادق (ع) چون عشقش خداست وقتی بچه اش می میرد می گوید الحمدالله ، سبحانَ مَن یَقتُلُ اولادِنا و لا تَزدادُ لَهُ اِلّا حُبّاً ، بچه اش می میرد علاقه اش به خداوند زیادتر می شود ، یک کسی شکست عشقی می خورد از خدا متنفر می شود، پس این در کجا گرفتار بوده است، این خودش را با عشق پیوند داده بوده است، یعنی با زمین با یک زن، با یک مرد، با یک جنس مخالف ، با خدا که پیوند نخورده بوده است، خداوند مثل این که نوکرش بوده است مثل این که می خواسته به او خدمات بدهد والّا این بنده خدا با خودِ خدا کاری ندارد اصلاً برای همین غصه هایش در زمین پخش شده است یا در قیافه هست یا در لباس هست یا وسایل خانه هست یا مدل خانه هست، فرش هست، اتومبیل هست، موبایل هست، خانه کجا باشد ، مدرک تحصیلی، بچه کدام دانشگاه درس بخواند، خودم کدام دانشگاه باشم ، دیپلم و مدرک تحصیلی ، مقام ، رتبه ، پول ، و قیافه و خیلی چیزهای دیگر می بینی من خیلی جاها خودم را پخش کرده ام ، برای همین هم یک سره غصّه می خورم، یک فرمول داد راحتمان کرد، لِکَیلا تأسَوا عَلی ما فاتَکم وَلا تَفرحوا بِما آتاکُم ، غصه نخورید هر چیزی را از دست دادید چون عشقت در کجا باید باشد؟ در خدا، حضرت زینب (س) فرمود : وَ ما رَأیتُ اِلّا جَمیلا، چرا زیبا دید؟ این همه کشتار از او شد ناراحت نشد چرا؟ چون همه عشقش را برده بود یک جا پیوند داده بود که همیشه هم با او هست، اصلاً حضرت زینب (س) غصّه نداشت، آدم عشقش را ببرد بگذارد در خدا، شهوتش را هم در خدا بگذارد، در روایت داریم که خدایا شهوت مرا در خودت قرار بده،همه میلم در تو باشد، وَاجعَل هوایَ عِندَک ، تمام هوای مرا، میل مرا، در خودت ببر، غصه هایم با تو تنظیم شود شادی هایم هم با تو تنظیم شود، با دین تو تنظیم شود آدم راحت می شود، دیگر اصلاً آسیب نمی بیند پس ما باید چه کار کنیم؟ نظام حُبّ و بغض مان را تنظیم کنیم، اگر می خواهیم از یک چیزی بدمان بیاید اگر خدا بدش می آید ماهم بدمان می آید، اگر خدا بدش نمی آید و تو بدت بیاید تو به دردسر می افتی، می شود جهنّم، بدبختی دنیا و آخرت ، اگر قرار است اول از یک چیزی متنفر باشی حتماً اول ببین خداوند هم متنفر هست یا نه اگر خداوند متنفر نیست تو هم متنفر نشو ولو به مزاج تو خوب نیست، به مذاق تو خوب نمی آید اما تو متنفر نشو، قاعده اش را برایتان بخوانم، این را حتماً یادداشت کنید یا حفظ کنید چون در زندگی خیلی نجاتتان می دهد و خیلی کمکتان می کند، واقعاً آرامتان می کند یک شاه کلید قدرتمند است هر کسی این را داشته باشد، این یادتان باشد واقعاً یا در دلتان بگذارید و همیشه جلوی چشمتان باشد، در ذهنتان، یا واقعاً یک تابلوی برجسته اش کنید در یک جایی از خانه جلوی چشمتان باشد این خیلی به آدم کمک می کند این خیلی آدم را شاد میکند خیلی آدم را آرام می کند، اصلاً انسان را بسیار قدرتمند می کند افق پرواز انسان را ، اصلاً بال پرواز خوبی به انسان می دهد، امام صادق (ع) می فرمایند: کُلُّ مَن لَم یُحِبُّ علی الدّین وَلَم یُبغِص علی الدّین فَلا دینَ لَه ، همیشه و اگر ده جلد کتاب دارید پشت جلو همه آن ها این حدیث را بنویسید ، روی موبایلتان هر وقت چشمتان به آن بخورد و این را به همه آدم ها و دوست دارانتان پیام کوتاه بفرستید یکی از هدیه های قشنگ، همین فرمول هایی هست که همیشه من می گویم شما یادداشت کنید، این ها می شود پیام کوتاه نه شِرّ و ورهایی که الان خیلی ها برای همدیگر می فرستند، مزخرفات، هر کس براساس دین دوست نداشته باشد و براساس دین دشمن نداشته باشد دین ندارد، اگر قرار است از چیزی بدت بیاید دین باید تأیید کند و اگر قرار است از چیزی خوشت بیاید دین باید تأیید کند.اگر خدا نکند نعوذ بالله یک زمانی ما از یک چیزی بدمان بیاید خدا خوشش بیاید این اولِ له شدن آدم است، اولِ شقاوت دنیا و آخرت آدم است، آدم حرکت معکوس در رحم دنیا انجام می دهد، محبت ها را با دین تنظیم کنیم اگر خدا یک چیزی راضی است ما هم راضی باشیم اگر خدا از یک چیزی بدش می آید ماهم از آن چیز بدمان بیاید، قاعده را روی خدا ببریم، خدا را حذف نکنیم در انتخابها و ارتباط ها و رفتارها و افکارمان ، حذف کنیم له می شویم، دنیا را یقیناً از دست می دهیم آخرت را هم از دست می دهیم، یک موقعی خدای نکرده نعوذ بالله، نعوذ بالله انسان با یک دلی وارد برزخ می شود که خدا وقتی نگاهش می کند این دل برای خدا هیچ ارزشی قائل نبوده است، برای دین خدا هیچ ارزش قائل نبوده است، برای ملاک های خدا هیچ ارزشی قائل نبوده است این دل، ببین با این خدا می خواهی تو چه کار کنی، می گوید من به تو گفتم، که یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ و لا بَنُونَ اِلّا مَن اَتی الله بِقَلبٍ سلیم، من که گفتم جز دل سالم اینجا هیچ چیزی دیگر به درد نمی خورد، آخر این دل بود که با خودت آوردی که همه اش خودت را با من درگیر کردی در آن ، تو یک عمر با من درگیر شدی، در ملاک ها ، در انتخاباتت ، در ارتباطاتت، در رفتارهایت، و افکارت خودت را با من درگیر کردی، برای چه این کار را کردی، چرا خودت را با من درگیر کردی، می خواهی همسرانتخاب کنی اول ببین خدا راضی هست، نه من خودم خوشم می آید از او، حالا که تو خودت خوشت می آید خداهم واگذار می کند ، یک سال بعدت را هم می بینیم ، شش ماه بعدت را هم می بینیم ، چند سال بعدت را هم می بینیم، خدا را به همین راحتی حذف می کنی، ملاک های ازدواج ، آقا آدم ذلیل می شود، دنیا ذلیل می شود، آخرت ذلیل می شود اصلاً آدم خودش خجالت می کشد با یک وضع فجیعی می آید در برزخ، با یک قلب تمام حیوان صفت وارد برزخ می شود، با یک قیافه وحشتناک که چه جوری آدم می خواهد جلوی خدا بایستد ، تو که در جلوی مردم موهایت شانه کرده نبود، لباست اتو کرده نبود، قیافه است میزان نبود، عینکت یک مقدار مشکل داشت می گفتی من امروز لباسم اتو کرده نیست نمی آیم، توی جمعیت نمی آیم چون لباسم اتو کرده نیست، موهایم مشکل دارد، رنگ لباسم مشکل دارد ، چه جوری می خواهی جلوی خدا، انبیاء ، ملائکة الله، صدّیقین ، شهدا، به صورت خوک وارد شوی، سگ وارد شوی، میمون وارد شوی، چه جوری می خواهیم وارد شویم، بعد نگاهمان کنند بگویند اِ اِ این چه قیافه ای است که برای خودت درست کرده ای، ما اگر بخواهیم باطن انسانی پیدا کنیم باید معیارها و ملاک هایمان را خدایی کنیم، یعنی اگر قرار است از یک چیزی بدمان بیاید حتماً باید خداوند این تنفر ما را تأیید کند و اگر قرار است از یک چیزی خوشمان بیاید خداوند هم باید تأیید کند، الان چقدر مراجعه می شود در نامه می نویسند که ما غصّه داریم، دلمان گرفته است، حالمان گرفته است، اعصابمان خُرد است، پریشانی دارم بعد می گویم برای چه؟ بعد می بینیم برای یک چیزهایی غصّه می خورد که خدا برای آن ها هیچ ارزشی قائل نیست، آره مادرم درباره من این جوری فکر می کند، نمی دانم توی محل کارم این جوری، آقا ، خدا چه جوری فکر می کند، خدا هم این جوری فکر می کند، اگرخدا هم این جوری فکر می کند که تو باید خودت را درست کنی، اگر تو به خاطر خدا زیر سوال نیستی برای چه به خاطر این که از نظر مردم زیر سوال هستی غصّه می خوری؟ آن آدم ها دارند برایت ، چون ما غصّه ها را نبردیم با خدا شریک کنیم ، عشق، تنفر با خدا تنظیم نشده است، دوست داشتن ، همه اش ما داریم با امور وهمی کار می کنیم ، وهمی ، خوب این وهمی کار کردن دردسر برایمان درست می کند، در ازدواج، در مهریه، در شرایط ازدواج، کجا عروسی بگیریم، کجا عروسی نگیریم ، چه جوری عروسی بگیریم ، چقدر زندگی ها دارد به خاطر این سخت گیری های بی خود ، دارد انجام می شود، همه اش دارد با مبنای نامشروع ، اصلاً خدا راضی به این ها نیست و ما داریم برای خودمان، دنیامان، آخرتمان دردسر و عذاب درست می کنیم، اگر یک کسی حبّ و بغضش را با خدا تنظیم کرد دیگر امکان ندارد دچار حسادت شود، یک آدم شاد است، یک آدم خیلی آرامف یک آدمی است که از همه تهدیدها به عنوان یک فرصت استفاده می کند، هر چیزی که ظاهراً علیه اش هست برایش نعمت می شود خدا این کار را می کند، یک تضمین خدایی است یادتان باشد ، انسان وقتی حسادت نمی کند ، تکبّر نمی کند ، زودرنجی و حسّاسیت به خرج نمی دهد، عصبانیت به خرج نمی دهد هر چیزی که به ظاهر برایش بد است ، خودش فکر می کند که برایش ضرر دارد همان برایش نعمت می شود و همان برایش یک کانون شادی می شود به شرطی که حواسش باشد که باید چه کار کند و با خدا معامله کند، خوب ما بحثمان را تمام می کنیم که این آقایان فیلمشان مشکل دارد تمام شده ولی یکی دو نکته درباره ماه مبارک باید برایتان بگویم . ماه مبارک رمضان عرض کردیم ممکن است بعداً برای هر کسی تکرار نشود که سه بخش دارد، شب ها ، سحر ها، روزها، در هر سه بخش ما یک سلسله زیارت ، دعا، ذکر و صلوات مخصوص داریم، صلوات های گوناگون، بعضی از عزیزان در روز کار می کنند و واقعاً نمی توانند این ها را انجام بدهند اما افطار را می توانند تا ساعت یازده الی دوازده شب یک کارهایی بکنند پس برنامه های شبانه را انتخاب کنید بعضی ها روز فرصت دارند که سر سفره روز و غذاهای روز بنشینید که متأسفانه از هر هزار نفر یکی دو نفر سرِ سفره روز نمی نشینند، معمولاً یا شب و یا سحر است در حالی که سفره روز خیلی سفره رنگین و زیبایی است. بیشترین جایی که در مفاتیح مراجعه نمی شود اعمال روزهاست در حالی که من حتماً توصیه می کنم که حداقل یک بار، فردا، پس فردا ، از بعد ازسحر بنشینید یک ساعت الی یک ساعت و نیم یا دوساعت، بیشتر وقت نمی گیرد، فقط به اعمال روز نگاه کنید ، ذکرهای آن ، بحث اسماءالله، صلوات ها و دعاها ، این را دقت کنید که با سفره ماه مبارک رمضان انس بگیرید حتماً مفاتیح را، غذاهایی که برایتان چیده شده را در روز نگاه کنید قدرت انتخابتان بالا می رود اگر همه اش را هم نمی توانید بردارید آن خوشمزه ترین هایش را، دستوری هم نیست این یادتان باشد، حالا یک کسی بگوید حالا ما چه کار کنیم آنجا، اول برو نگاه کن قشنگ، ببین کدام یک از آن ها به مذاقت سازگارتر است، کدام یک از آن ها خوشمزه تر است، صلوات هایش؟ بخش اسماءالله؟ تسبیحاتش؟ یا ادعیه و مناجاتش؟ کدام بخش آن، چون انواع و اقسام غذاها را چیده اند، کوتاه و بزرگ ، این ها را خوب دقت کنید که انتخاب کنید حالا یک کسی می گوید من در روز تسبیحاتش مستم می کند ولی با مناجاتش نمی توانم کنار بیایم و نمی فهمم ، آن هایی هم که عربی بلد نیستند فقط فارسی، یادتان نرود، نروید جمله عربی بخوانید و هیچ چیزی هم نفهمی فکر کنی شاهکار کرده ای، شاخ غول شکسته ای، عربی را ول کن اگر بلد نیستی ، این یک عیب است یک نقص است کسی عربی بلد نباشد، واقعاً اگر کسی عاشق خدا باشد می رود زبان خدا را هم یاد می گیرد، عاشق اهل بیت باشد می رود یاد می گیرد، دل می گذارد ، چون مناجات ها اوج هایی که در عربی هست ما در فارسی یا زبان های دیگر اصلاً نداریم، نکات دقیقی که با آن چند سال جلو می افتی در عربی هست ولی در فارسی نیست و معادل ندارد، یک کسی واقعاً اگر عاشق باشد و بخواهد اوج بگیرد به عشقش می رود عربی یاد می گیرد کاری با این ندارم حالا ، ولی حالا که بلد نیستیم چه کار کنیم فارسی آن را بخوان ولی حتماً انتخاب کن ببین کدام یک از این ها تو را اوج می دهد با کدام یک راحت تر هستی، کوتاه و بزرگ ندارد، اصلاً به کوتاه و بزرگی آن نگاه نکن، یک موقعی یک کوتاهی است اصلاً نمی توانی با آن ارتباط برقرار کنی یک بلندی هست خیلی دلت را می برد و همین طور دوست داری تمام نشود یعنی همین طور ترس داری وقتی ورق را در مفاتیح می زنی می ترسی که خدای نکرده الان پشت صفحه این تمام شده باشد، آدم پیش معشوقش که هست همه اش دلشوره دارد نکند تمام شود و مجبور شود برود و تمامش کنند دیده اید بعضی ها سریال نگاه می کنند یک دفعه سریال یک جا قطع می شودمی گویند اَه حالم را گرفت کاشکی ادامه می داد ، می خواهم ببینم بقیّه اش چه می شود حالا باید تا هفته بعد صبر کنم، چون دل داده است به این سریال ، یک کسی وقتی دل به خدا می دهد و با خدا حرف می زند سیری اصلاً ندارد یعنی وقتی ورق می زند می گوید خدا نکند من الان ورق مفاتیح را بزنم و یک دفعه دعا تمام شود، آن کسی که نگاه می کند که کاشکی زود تمام شود این اصلاً در عشق وارد نشده است در دلدادگی وارد نشده است، یک آدمی که دل داده هست، محبّ است این اگر مفاتیح هم دعاهای کوتاه داشته باشد می گوید یک المراقبات باید کنارش بگذارم، نشد یک صحیفه باید کنارش بگذارم، یک چیزی باید کنارش باشد که من بتوانم با این اوج بگیرم این کم است این شرابش آن قدر مرا مست نمی کند،حتماً انتخاب کنید برای خودتان، دیرهم نشده است الان فعلاً هشتم هستیم بیست و دو روز برای کار ما وقت داریم ، خیلی وقت داریم الحمدالله ، هنوز شکر خدا به آخر نرسیده ایم که آدم غصه بخورد، الان شکر خدا کمی از آن رفته است در این ضیافت فرصت داریم خودمان را جمع و جور کنیم ، ارتباط بگیریم، قرائت قرآن است، هر چقدر با آن لذت می بری نگو من حتماً یک جزء باید بخوانم البته البته قرائت قرآن هر چه بیشتر بهتر، دو جزء ، سه جزء، هر چه بیشتر در روز بهتر ولی خوب برو جلو، با لذّت برو جلو، اگر نمی توانی ، جایگزین بگذار چیزهای قشنگ تر، چیزهای بهتر، چیزهای عالی تر انتخاب کن و بگذار این کار را انجام بدهید، خوب این یک نکته، و نکته دوم دعایی که من حتماً در مراقبات ماه مبارک توضیح داده ام که اگر هیچ نوع کاری را بعد از نماز نداری یعنی وقتی گفته ای السلام علیکم و رحمة الله و برکاته و بالشت راهم گذاشته ای که نیفتی ، نیفت و یک الی دو دقیقه بگو اللهم ادخِل علی اهل القبور السُرُور اللهمَّ اَغنِ کُلَّ فقیر اللهمَّ أشبِع کُلَّ جائعٍ ، چون داریم هر کس این دعا را هر کسی بعد از فرائضش بخواند خداوند گناهان گذشته و حال و آینده او را می بخشد، اگر این دعا شکل بدهد شخصیت تورا، با این دعا انس بگیری، توضیح آن را هم در مراقبات ماه مبارک داده ام آن چیزی را که در دعا می خواند خیلی خوشا به حالش است، با دل بخوانید این دعا را، همین یک دعا را، حالا یک کسی می گوید آقا من وقت ندارم، قساوت دارم، بدبخت هستم، خوشم نمی آید، این ها، هر چیزی هست، این یک دعا را یک کسی با دل بخواند و با آن شکل بگیرد چون این دعا شما را می برد توی دامن آقا امام زمان (عج) همین یک دعا، دعای فرج است دیگر ، این را حتماً بخوانیم و جدّی باشیم و عمل هم کنیم ، مسخره بازی هست اگر یک کسی این دعا را بخواند و بعد شب ها غصّه مردم پاکستان را نخورد، خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بهجت را می گفت من برای مسلمان ها هم اگر غصه نداشته باشم شب ها می نشینم برای مردم چین، مردم جاهای دیگر غصّه می خورم، ناراحت هستم، چون هُو اَنتَ ، یادت باشد همه خواهر و برادرهای خودِ ما هستند آنجا، انسان نباید راضی باشد یک انسان در سختی به سر ببرد، یک انسان به او بد بگذرد ، باید هر چیزی که خدا به ما داده است به بقیه هم بدهد، وَ مِمّا رزقناهُم یُنفِقُون ، خوشبختی است، شکمت سیر است، بدهست که ما بخوریم و تا سحر آروغ بزنیم ، سحر بخوریم و تا افطار آروغ بزنیم ، مردم پاکستان مسلمان هستند، مسلمان هم نباشند انسان هستند، بیست میلیون سیل زده است، اصلاً انسان اگر فکر این ها نباشد دین ندارد، مَن اَصبَحَ وَ لَم بِاُمورِ المسلمین فَلَیسَ بِمُسلِمِ، کسی که صبح کند وغصّه مسلمانان را نخورد اصلاً مسلمان نیست، انسان نیست، باید غصّه بخوری برای هر کس، ما نیامده ایم یک حصار دور زندگی خودمان بپیچیم و خودمان باشیم و خودمان، اصلاً خداوند ما را این جوری، خداوند هر کدام از ما را آفریده که مثل خودش فکر هفت میلیارد جمعیت باشیم همان گونه که خداهست، خدا تک تک ما را آفریده است که مثل امام زمان (عج) غصّه همه مخلوقات حتّی گیاهان و حیوانات را هم بخوریم، غصّه سنگ ها راهم بخوریم، خداما را آفریده تا مثل خودش باشیم، خدا ما رانیافریده که یک حیوان باشیم برویم دور خانواده خودمان یک خط قرمز بکشیم بعد بگوییم بقیه به من چه، این که حیوان هم نیست چون حیوان هم این کار را نمی کند حیوانات به همنوع و همنوعشان هم خدمات می دهند برای همین باید عملاً وارد شویم انشاءالله سعی کنیم کمکی به مردم پاکستان کنیم ، به هرحما، یعنی ما اصلاً همیشه باید غصّه بخوریم ، وَفی اموالهم حقٌ لِلسّائِلِ و المحروم ، قرآن می گوید آدم ها، مومنین کسانی هستند که در مالشان یک سهم مشخصی را برای گداها و فقرا و محرومین می گذارند ، فرق نمی کند کجا باشد، لبنان ، فلسطین ، افغانستان ، پاکستان، چین است، غیر مسلمان هستند ما باید یاد بگیریم که هو اَنتَ، باید یاد بگیریم که آدم زندگی کنیم ، ما می خواهیم خداگونه زندگی کنیم ، ما نمی خواهیم یک نفر باشیم برای همین عمل هم بکنیم ، به فکر گرسنه ها باشید، به فکر فقرا باشید، به فکر بی بضاعت ها باشید و نسبت به این ها تعهد داشته باشید.