جلسه 037 - آموزش دین
شماره جلسه
37
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 037 - آموزش دین

روانشناسی عاقل و جاهل

چون مصادف با ايام مباركه دهه فجر هستيم چند كلمه در خصوص اين ايام عرض مى‏كنيم و چند روايت از درس را بيان مى‏كنم، در رابطه با بحثى كه پيرامون روان شناسى شخص عاقل بود اين جلسه بطور مستقيم در رابطه با عاقل نمى‏خوانيم ولى غير مستقيم روايتهايى كه پيرامون عقل هست دلالت بر شخصيت عاقل و شخصيت جاهل مى‏كند.

امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد لا مصيبت كعدم العقل، هيچ مصيبتى مثل بى عقلى نيست همانطور كه عقل را تعريف كرديم العقل ما عبد به الرحمن و تصف به الجهل عقل چيزى است كه خدا بوسيله او پرستش مى‏شود و بهشت بوسيله او تحصيل مى‏شود عقل همان چيزى است كه انسان را در مقابل دين و وحى و خدا متواضع مى‏كند و انسان را به اطاعت از خدا وا مى‏دارد براى بهتر مشخص شدن روايت لا مصيبت كعدم الجهل. بر مى‏گرديم به نسبت دنيا و آخرت كه در آن نسبت رابطه به آخرت مانند رحم مادر به دنياست و همانطور كه جنين تولدى به دنيا دارد انسان هم تولدى به آخرت دارد همانطور كه جنين انواع تولدهاى پنج‏گانه را داراست انسان هم تولدهاى پنج‏گانه را نسبت به آخرت داراست كه عبارت‏اند از تولد ناقص، تولد سالم، و موفقيت زايمان و موفقيت دوران جنينى اين بود كه جنين با خودش بدن سالم بياورد و در حركت انسان به سوى آخرت ملاك تولد سالم فقط روح سالم است على‏عليه السلام مى‏فرمايد: الفقر و الاغناء بعد العرض الى اللَّه فقير و غنى بودن انسانها بعد از عرضه شدن به خدا مشخص مى‏شود همانطور كه نمى‏شود درباره جنينى كه دوران رشد را مى‏گذراند اظهار نظر كرد و بايد منتظر بود تا تولدى صورت گيرد و بعد ارزيابى شود انسان هم همينطور بايد شب اول قبر بيايد و قيامتى بيايد تا مشخص شود انسان خوشبخت است يا نه فقير است يا غنى .

هر كس ميزانش سنگين بود و اموالى كه در حيات ابدى به دردش مى‏خورد برده بود فهو فى عيشه راضيه در يك عيش خوب قرار مى‏گيرد و اما من خفت موازينه فامه هاويه يعنى اين فرزند جهنم است با جهنم بايد سر كند و ما ادراك حاويه توجه ميدانى كه حاويه چيست چقدر دردناك است پس همانطور كه ما ملاك سلامتى تولدى براى جنين داريم براى حركت انسان به سوى ابديت هم ملاكى داريم كه آن داشتن روح سالم است يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتلا بقلب سليم مگر كسى كه قلب سليم آورده باشد روح سالم ثروت انسان است و اين روح سالم را چگونه مى‏شود بدست آورد و چگونه مى‏توان با موازين ابدى رشد داد و پاسخ اين در يك كلمه خلاصه مى‏شود و آن اطاعت خداوند است لا نجاة الا بطاعة هيچ نجاتى نيست براى شخص مگر در طاعت خدا مطيع كسى باشد كه مالك يوم الدين است و للَّه آخرت و الاولى دنيا و آخرت مال خداست مطيع كسى باشد كه صاحب آخرت است تا بتواند روحش را با آن موازين تطبيق دهد و رشد دهد آن چيزى كه انسان را وادار به اطاعت مى‏كند عقل است العقل ما عبد به الرحمن و يكتسب به الجهل لذا اگر عقل نباشد تواضعى و تسليمى در مقابل وحى نيست لذا رشد موفقيت‏آميزى براى شخص حاصل نمى‏شود و اين براى شخص مصيبت است چون آن جا با موازين ابديت روبرو خواهد شد آن طور نيست كه اين جا رفتار كند و به جايى برنخورد دقيقه به دقيقه حساب مى‏شود بنابراين هر كارى كه انجام مى‏دهيم بايد ببينيم كه با ملاك ابدى سازگار باشد و همانطور كه جنين يك شرايط ويژه‏اى دارد كه اگر خود را تطبيق دهد تولدش سالم است و اگر تطبيق ندهد بيمار است و ناقص الخلقه متولد خواهد شد و هميشه در عذاب مى‏باشد انسان هم همينطور است اگر خود را با شرايط ابدى تطبيق دهد غنى است و اگر تطبيق ندهد و كار ديگرى كه انجام دهد فايده ندارد مشهورترين آدم شود و قوى‏ترين آدم شود و قوى‏ترين انسان شود اما عقل نداشته باشد كه او را در مقابل وحى تسكين دهد و متواضع كند او آخرتش را از دست داده است على‏عليه السلام مى‏فرمايد: لا عدنك عدن العقل هيچ عدمى مثل عدم عقل نيست اشد البلاء فقر النفس شديدترين بلاها فقر روح است يعنى روحى كه بايد مايه دار باشد براى حركت به سوى ابديت پوك باشد و ارزش نداشته باشد ممكن است جنين با خود دم بياورد دست و پاى اضافى بياورد ولى اينها به دردش نمى‏خورد فقط بدن سالم نياز دارد بدنى كه با موازين دنيا جور بيايد به دردش مى‏خورد.

خيلى از افراد كه اهل آخرت نيستند و؟؟؟ دين، و همت ندارند و اسير شهوت هستند دنبال خيالات مى‏روند به دنبال كمالات سرابى مى‏روند و دلشان را به همانها خوش مى‏كنند مى‏گوئيد اگر عبادت نمى‏كنيم بجاى آن دانشگاه مى‏رويم اگر متدين نيستيم بجاى آن فلان مدرك را داريم يعنى سراب را در مقابل واقعيت قرار مى‏دهند در تولد كه اين چيزها بدرد نمى‏خورد در تولد فقط شرايط ثابت بدرد مى‏خورد الا الذين امنوا و عملوالصالحات و تواصو بالحق و تواصو بالصبر چهار شرط ايمان بياورند عمل صالح انجام دهند همديگر را تواصى به حق و صبر كنند چيزى جاى ايمان و عمل صالح را نخواهد گرفت غير از اين چهار چيز همه سراب هستند ولو اين كه مردم برايش خيلى ارزش قائل باشند در جامعه خيلى ارزش داشته باشد .

بحث را در رابطه با ايام مبارك ادامه مى‏دهيم روزها، روزهاى خيلى حساس و مهمى است و قبلاً در رابطه با روزهاى محرم بحث فلسفه سياست و فلسفه عزادارى و امر به معروف و نهى از منكر مطالبى را عرض كرده بودم كه پيوند مستقيم با اين ايام دارد در رابطه با فلسفه حكومت گفتيم اولاً انسان براى چه چيزى آفريده شد و هدف از خلقت چه بود كه گفتيم هدف از خلقت انسان اين است كه انسان به قرب الهى برسد و به كمال ويژه خودش برسد چيزى كه هيچ موجود ديگرى ندارد و فقط مخصوص انسان است و انسان براى رسيدن به آن هدف به تنهايى نمى‏تواند اين راه را طى كند چون هم جاهل است به خودش (جسم و روح) و هم به جهان خلقت و از آنجايى كه كمال انسان در رحم دنيا صورت مى‏گيرد اگر رحم رحم مناسبى نباشد رشد هم رشد مناسبى نخواهد بود لذا فقط و فقط آگاهى از چگونگى رشد سالم و طبيعى است كه مى‏تواند انسان را به خوشبختى برساند و اين آگاهى را از انسان ندارد البته كليات را دارد ولى جزئيات را ندارد و فقط خداوند تبارك و تعالى دارد چون او خالق دنيا و آخرت است اللَّه خالق كل شى خداوند خالق هر چيزى است و چون خالق است او بهتر مى‏داند كه انسان در اين رحم چگونه مى‏تواند رشد كند و به كمال برسد و تنها راه رسيدن به آگاهى و كمال ويژه ارتباط با كسانى است كه خداوند به عنوان واسطه مى‏فرستد. كه ما را هدايت كنند هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم ايته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة لقد من اللَّه على المومنين اذ بعث فيهم رسولا منهم يتلوا عيلهم ايته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة

بعثت براى انسانيت انسان است پيامبران نيازى به بعثت خودشان ندارند بلكه انسانهاى كاملى هستند كه آمدند انسانها را به كمال برسانند و انسانها را به آن مقصدى كه برايش خلق شده‏اند برسانند پيامبر آمده كتاب را تلاوت كند و در اثر تلاوت تزكيه كند و دستورالعمل‏ها را عمل كنند و تعليم دهد و گفتيم پيامبر براى اين كه بتواند در جامعه آن قوانينى را كه از طرف خدا آورده عملى كند نياز به قدرت دارد چون اگر قدرت اجتماعى و حكومت دست انبياء نباشد بودن قوانينى الهى كمكى به انسانها نمى‏كند هر چند بعضى از افراد در رژيم طاغوتى هم مى‏توانستند رشد كنند و به كمال برسند اما انبياء كافة الناس هستند براى همه مردم آمدند نه عده مخصوصى و اگر بخواهند همه را هدايت كنند نياز به قدرت دارند لذا هدف انبياء اين بود كه در درجه اول در اجتماع قدرت را بدست گيرند و سير قضايا را در بحث فلسفه سياست از زمان حضرت آدم تا زمان رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله عرض كردم و از زمان رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله تا زمان سيدالشهداءعليه السلام و از زمان آن حضرت تا زمان خودمان كه همه رهبران الهى در صدد گرفتن حكومت بودند چون در سايه حكومت مى‏توانستند قوانين الهى را پياده كنند و مردم را به كمال ويژه برسانند.

بعد از حكومت اميرالمومنين‏عليه السلام در هيچ كشورى حكومت اسلامى نداشتيم و اين واقعه مهم فقط در ايران بعد از كمتر از 1400 سال اتفاق افتاد درست همان چيزى كه همه انبياء به خاطرش كشته شدند مبارزه كردند زجر كشيدند كه به فضل الهى در ايران پياده شد و ما بايد خيلى شكر گزار باشيم كه در اين حكومت زندگى مى‏كنيم و شايد خيلى از بچه‏هايى كه در اين جلسه هستند در همان سالهاى اول انقلاب متولد شده باشند امام حسين‏عليه السلام در دعاى روز عرفه خدا را شكر مى‏كند كه در زمان رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله آفريده شده است و ما بايد خيلى شكرگزار باشيم كه انقلاب نصيب ما شده اگر فكر كنيم كه در زمان آن رژيم بوديم و رشدى كرديم بدون اين كه بفهميم انسان هستيم، و تلقين‏ها اجتماع، تلقين‏هايى است كه انسان را حيوان بار مى‏آورد به ما مى‏گفتند شما نهايتاً چه مى‏خواهيد بشويد به بالاترين درجه هم كه مى‏رسيم در يك حكومت طاغوتى باز درجه حيوانى است يعنى حيوان متولد مى‏شديم و حيوان هم مى‏ميريم در حكومت اسلامى است كه عامه مردم متوجه مى‏شوند كه براى ارزشهايى والا خلق شده‏اند و حكومت اسلامى يك وسيله است براى انسان شدن افراد و امام‏قدس سره فرمودند حكومت اسلامى نيامده علف مردم را تامين كند يعنى انتظارى كه از يك حكومت اسلامى مى‏رود در درجه اول بهبود وضع اقتصادى نيست در درجه اول پديد آوردن شرائطى است كه مردم بتوانند رشد معنوى داشته باشند و كوتاه كردن سلسله استكبار است كه اين با فعاليتهاى بنيادى اقتصادى هست با ترويج علم و دانش و فنون كه به فضل الهى از اول به اين مسئله توجه شده و چون اين شرايط محسوس نيست، افراد در ارزيابى شان از انقلاب دچار اشتباه مى‏شوند و از انقلاب انتظار دارند جنبه‏هاى حيوانى آنها را تامين كند بدون اين كه به مسائل انسانى آنها توجه كند و غالب افرادى كه از حكومت ناراضى هستند و به انقلاب فحش مى‏دهند ملاكشان چيست؟ آيا دلشان براى انسانيت سوخته است آيا براى معنويت سوخته است آيا خودشان ديدگاه درستى درند آيا اين خيانت نيست كه انسان در سايه حكومتى كه مى‏تواند به معنويت و كمال برسد با فحش دادن و نق زدن آن حكومت را تضعيف كند شما نمى‏توانيد يك ضد انقلاب را پيدا كنيد كه با ديدگاه صحيح به خودش و ديگران نگاه كند تمام دشمنان انقلاب بدون استثناء اسير جنبه‏هاى حيوانى هستند افرادى كه اين حكومت را قبول ندارند و مى‏گويند رژيم قبل بهتر بود اين افراد با چه ديدى نگاه مى‏كنند اگر از جهت اقتصاد مى‏گويند اولاً انقلاب براى اين نيامده و ثانياً رونق اقتصاد را در چه مى‏بيند در ظهور خارجى در بودن گوشت مرغ كره و يا در حل مسائل بنيادى.

اگر شما شش ميليون نفت را مجانى به كسى بدهيد ديگر هيچ كمبودى نداريد اما وقتى قرار شد نفت را ندهيد آن هم چهارده سال در زمان جنگ مسئله كردستان بازسازى منطقه جنگى كه بسيار بالاتر از خرج جنگ است.

شما هر وقت ناموستان را به كسى بدهيد كشورتان را به كسى بدهيد وضع اقتصادى خوب مى‏شود كافى است ما از اصولمان بگذريم همه چيز درست مى‏شود اما باطن قضيه بى حيثيتى انسان است پايمان شدن كرامت‏هاى انسان ياست اسارت و ذلت است يادمان نرفته در ايران 9 هزار نفر آمريكايى در سفارت آمريكا كارمند بودند و به خاطر زندگى در ايران حق توحش مى‏گرفتند نه شمال مملكت براى خودمان بود و نه جنوب مملكت براى خودمان شوروى گاز طبيعى را مجانى مى‏برد نفت كه سرمايه همه مردم بود آمريكا مى‏برد حساب كردن كه اگر با همان وضعيت صادر شود در بيست سال آينده نفت تمام مى‏شود وقتى نفت تمام شد ديگر چه چيزى داشتيم بدهيم جاى نفت را تا ممكن را سر پا نگه دارد آنوقت كه نفت داريم به ما توجه مى‏كنند برنج و مرغ ارزان است و وقتى نفت نبود با چه چيزى مى‏خواهيم مردم را سير كنيم بعد بايد امتيازات وحشتناكى را قبول كنيم كه نمونه‏اش كاپيتولاسيون بود اگر در ايران يك آمريكايى جنايت كرد كسى حق ندارد به او حرفى بزند آن كسانى كه به انقلاب اعتراض مى‏كنند آيا آنها چنين چيزهايى را مى‏پذيرند حاضرند به اين قيمت رفاه داشته باشند و نه ناموس نه كرامت انسانى نه شرف نه عزت داشته باشند و افرادى كه به انقلاب معترض‏اند به كارهايى كه تا حال شده است توجه نمى‏كنند آن زمان مردم جنوب شهر گاز نداشتند و از همين منطقه ما گاز مى‏رفت شمال شهر و به اينهمه روستا برق دادند گاز دادند تلفن دادند و اينها بودجه‏هاى سرسام آورى است اين همه سازندگى در جنگ در توطئه، در ترور اغتشاش داخلى بايد ببينيم كارشناس‏هاى خارجى چه نظرى مى‏دهند كه گفته‏اند معجزه است اگر انسان به خودش درست نگاه نكند در همه چيز اشتباه خواهد كرد كسى نمى‏گويد كارهاى دولت خيلى درست است افرادى هستند كه بى تقوا هستند يا طاغوتى هستند و خيلى نقص وجود دارد اما هيچكس حق ندارد دولت را تضعيف كنند پيامبر ما سه سال در شعب ابى‏طالب بودند جايى كه ده نفر يك خرما را مى‏گذاشتند دهانشان تا زنده بمانند آن محاصره اقتصادى كه آن‏ها داشتند ما كى اين شرايط را داشتيم چه كسى در اين مملكت از گرسنگى مرد.

امام خمينى قدس سره پيغمبر بود اصحاب صفه كه 400 نفر از ياران پيامبر بودند خانه نداشتند و در مسجد پيامبر مى‏خوابيدند آن وضع بد اقتصادى نظامى فرهنگى، پيامبر نتوانست و اميرالمومنين هم نتوانست احتياج به زمان دارد احتياج به فرهنگ غنى دارد احتياج به مدير دارد، اگر ما اعتراض مى‏كنيم اعتراضمان به خاطر مسائل معنوى است اينهمه شهيد فقط براى ارزشهاى معنوى است حتى آن پدر شهيد كه نق مى‏زند نمى‏فهمد كه ما شهيد را براى چه داديم براى ولايت فقيه براى حفظ نظام براى ارزشهاى معنوى براى امام خون دادند اولاً دقت كنيم كه دچار انحراف نشويم ثانياً با كسانى صحبت كنيم كه ارزش صحبت كردن را داشته باشند چون يك عده نمى‏خواهند قبول كنند مسائل معنوى را نمى‏فهمند فقط شكم را مى‏شناسند اين افراد عناد دارند مگر پيامبر توانست آن افراد راضى كند چقدر آيه داريم كه اين افراد را رها كنيد اينها آدم نمى‏شوند كل النعام بل هم اضل مثل حيوان بلكه بدتر از حيوان هستند.

مگر اميرالمومنين توانست ساكت كند و آن‏ها هرگز ساكت نخواهد شد دشمنان هم همينطور كه از خارج هجوم شان را شروع كردند آن موقع با ترور، با ايجاد اغتشاش داخلى بعد جنگ كردستان بعد 8 سال جنگ و حالا تهاجم فرهنگى و دوبار محاصره اقتصادى توطئه در سازمان ملل مسئله حقوق بشر و لم تروا انك اليهود و لن نصارى حتى تتبع ملتهم هرگز از تو راضى نخواهند شد نه يهود و نه نصارا مگر اين كه تبعيت كنى من كان نفعه مضرتك لم يخل فى كل حال من عدواتك، كسى كه نفعش در ضرر تو است هرگز از دشمنى تو خالى نيست امام خمينى فرمود: آنها تروريست به ذات هستند و توطئه مى‏كنند نبايد هوشياريمان را از دست بدهيم ما از انقلاب دفاع مى‏كنيم براى حفظ ارزشهاى الهى براى همان چيزهايى كه همه انبياء برايش مبعوث شدند همه ائمه برايش شهيد شدند و مى‏پذيريم كه نقص‏هايى هست كمبودهايى هست اما آن ارزشها آنقدر بالاست كه هرگز در پشتيبانى ذره‏اى خلل وارد نمى‏كند امام فرمود اگر اين مملكت را صدها بار خراب كنيم و از نو بسازيم چون اين نظام حاكم است ارزش دارد به خاطر اين كه ما پيوند با ابديت داريم و هيچ چيز نمى‏تواند جاى معنويت را بگيرد هيچ چيز جاى خدا را نمى‏گيرد به اينها فكر كنيم مى‏توانيم تحمل كنيم مى‏توانيم حمايت كنيم و حاضريم خوب بدهيم اگر به اينها فكر نكنيم دليلى ندارد حمايت كنيم شما انسانيت را كرامت انسانى را بگذاريد كنار نظام اسلامى بدرد نمى‏خورد حالا در بعضى از جنبه‏هاى اجتماعى با ارزش دارد آزادى وجود دارد الان طرف به رئيس جمهور رهبر فحش مى‏دهد هيچكس با او كارى ندارد مقاله مى‏نويسد كاغذ و بودجه مى‏گيرد تاييديه را از همين نظام مى‏گيرد و عليه همين نظام مى‏نويسد .باز هم با او كارى ندارند شما چنين آزادى را محال است در جاهاى ديگر دنيا پيدا كنيد عزت داريد براى اين كه نه گفتيد وقتى آدم نه مى‏گويد عزيز مى‏شود ايرانى كه برايش حق توحش مى‏گرفتند و كاپيتولاسيون را در كشور اجرا مى‏كردند ضد انقلاب ايران هم عزيز است به خاطر اين كه در اين نظام از اين آزادى بهره‏مند مى‏شود از اين امنيت بهره‏مند مى‏شود چون اگر مقوله امنيت را بررسى كنيد مقدارى به اين روزنامه‏ها نگاه كنيد و اوضاعت كشورهاى ديگر را از نظر امنيتى و فساد بخوانيد و بعد به داخل نگاه كنيد مى‏بينيد چقدر با هم فرق دارند نمى‏گوييم نيست ولى آن چيزى كه هست بى نظير است پس آن دسته كه كارى با ارزش معنوى ندارند ما كارى با آنها نداريم چون از اول هم نخواستند راه بيايند و بفهمند اما آن دسته‏اى كه غافل شدن ارزش دارد كه با آن‏ها صحبت شود تذكرى داده شود يادشان نرود كه جنگ تمام نشده توطئه دشمن تمام نشده به مراتب شديدتر شده و ظاهراً توپ و تانى در كار نيست بسيجى واقعى همان كسى كه موقع جنگ مى‏جنگيد الان بايد شديدتر در صحنه باشد اگر مثل آنوقت در صحنه نباشد دچار غفلت شده است همان خطرى كه امام پيش بينى كرد كه پيش كسوتان جهاد و شهادت در پيچ و خم مسائل زندگى به غفلت سپرده نشوند يعنى نقطه نابودى ما همان وقت است كه فكر كنيم زندگى عادى داريم طلب زندگى عادى داشته باشيم همين نقطه شروع انحراف ما است كه يادمان برود كه جنگ داريم در مبارزه هستيم تا قيام صاحب الزمان و بعد از آن به شدت بايد مبارزه كنيم و اين ما هستيم كه بايد زمينه ظهور را آماده كنيم با تلاش خودمان آنقدر كه مردم پذيراى حضرت باشند به قول مرحوم خواجه نصير و غيبته منا غيبت حضرت از ماست ما بايد قلب و جانمان را آماده كنيم كسى نمى‏تواند منتظر واقعى باشد بدون اين كه با ارزشهاى حضرت قائم پيوند خورده باشد طالب زندگى امام زمان باشيم قدر بدانيم اين ايام مبارك را و از خداوند بخواهيم كه به ما توفيق عنايت كند كه سرباز واقعى اين انقلاب باشيم و ما را از مقدمه سازان حضرت حساب كند و ما را از سربازان واقعى حضرت قرار دهد.

و الحمدللَّه رب العالمين و صلى اللَّه على محمد و اله الطاهرين.