جلسه 026 - آموزش دین
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - آموزش دین

خصوصیات جاهل

نثار روح پر فتوح حضرت فاطمه زهراعليها السلام صلوات ختم بفرماييد امشب چون مراسم هم است مراسم هيات پيروان هست من زياد؟؟؟ اوقات دوستان نمى‏شوم كه دوستان به آن مراسم هم برسند ولى براى اين كه روند درسمان قطع نشده باشد مقدارى از درس هفته گذشته‏مان را روال بحث را ادامه خواهيم داد يعنى بحث جديدى خواهيم داشت مى‏خوانيم اما خيلى معطل نخواهم كرد شما چند روايت را پيرامون خصوصيات شخص جاهل عرض كرديم خدمتتان روايتى كه آن هفته رويش صحبت كرديم اين بود كه جاهل در همه حال دچار افراط و تفريط است چون حق را نمى‏شناسد يا كوتاهى مى‏كند و ضايع مى‏كند و يا اين كه افراط مى‏كند و زياده روى مى‏كند خصوصيات ديگرى كه امشب مى‏خوانيم باز از على‏عليه السلام هست مى‏فرمايد الجاهل من خدعته المطالب جاهل كسى است كه مطالب او را فريب مى‏دهد گول مى‏زند يعنى جاهل زود گول مى‏خورد ديگر اين يكى از خصوصيات جاهل است در روايت داريم در اصول كافى جاهل را تعبير كردند از او له غصا يعنى خاشاك روى آب يعنى قرار ندارد ثبات روحى ندارد هر طرف كه آب موج مى‏زند او را خواهد برد استقرار ندارد خودش يك نظام دقيق و محكم فكرى ندارد در بحثها در جلسات در جاهاى مختلف در محيطهاى مختلف يك جور نيست ثبات ندارد هر چيزى در رويش تاثير مى‏گذارد روى شخصيتش تاثير مى‏گذارد بالا و پايين مى‏كند او را وادار به تصميمهاى مختلف و حتى متضاد مى‏كند شخص جاهل را به هر حال اين خصوصيت است خصوصيت فريب گول خورده منحرف شدن در جاهل است به خاطر همين جهلش حق را نمى‏شناسد زود گول مى‏خورد ما در اوايل انقلاب هم داشتيم چه بسيار افرادى كه علاقه‏مند به امام بوده علاقه‏مند به انقلاب بودند اما به خاطر نادانى و جهلشان اسير گروهكهاى مختلف شدند و كارشان به زندان و به اعدام و مشكلات زياد اجتماعى كشيده شد به خاطر نادانى آنها بود كه حق را تشخيص نداده بود آگاهى نداشتند و قبل از اين كه آگاهى كسب بكنند اقدام به طرفدارى يا وارد معركه شدن عليه؟؟؟ كسى شده بودند اما عاقل اين جورى نيست عاقل گول نمى‏خورد زود منحرف نمى‏شود ثبات دارد حرفها جاذبه‏ها زرق و برقها اينها گولش نمى‏زند گول ظواهر را نمى‏خورد گاهى وقتها در روايات داريم نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله پناه برده يا ترسيده بر امتش از افراد بى دينى كه خوش زبان هستند خوب مى‏توانند خرف بزنند خوب مى‏توانند تكلم بكنند بعضى از افرادى كه جاهل هستند خب جاهل اين طورى است خصوصيتش اين طورى است كه وقتى مى‏نشيند پاى صحبت يك بى دينى خوش بيان گول مى‏خورد زود گول مى‏خورد همچنين كلمات را ادا مى‏كند لحن صحبتش استفاده از اطلاعات گول زننده استفاده از كلمات فريب دهنده كه زود گول مى‏خورد شخص فكر مى‏كند كه اين الان علامه دهر است اصلاً اين متخصص فن است از اين بالاتر نداريم بار ندارد تقوا ندارد ايمان ندارد اما خوب مى‏تواند حرف بزند بيانش بيان خوبى است چه بسا از اين خوش بيانش براى بيان مطالب دينى حتى استفاده بكند و اين گول زننده است چنان مغلطه مى‏كند چنان فريب مى‏دهند چنان از كلمات و واژه‏ها و اصطلاحات استفاده مى‏كنند كه شخص مى‏گويند حق با اين است اما ريشه ندارد عاقل اين گونه نيست چون اصول دستش است آگاه به حق است حق را شناخته است نه هر چقدر شخص خوش بيان باشد خوب حرف بزند حتى ممكن است احساسات را برانگيزد اين را دقت بفرماييد ما از اين فتنه هم بر حذر داشته‏اند اشخاصى كه قادرند چنان صحبت بكنند كه احساسات را بر انگيزند چنان قلم بزنند چنان شعر بگويند چنان سخنرانى بكنند كه شخص را زود زيرورو بكنند جاهل در برخورد با افراد خوش بيان بى دين زود گول مى‏خورد خوش قلم بى دين گول مى‏خورد خوش طبع و به اصطلاح بى دين گول مى‏خورد اسير ظواهر مى‏شود اسير لباس پوشيدنيها مى‏شوند اسير ميز و نيمكت و نمى‏دانم مبل و رنگ و اين چيزها زود خراب خواهد شد اما عاقل اين طورى نيست عاقل پيوند خورده با حق مى‏فهمد كه آنى كه فهميده حق است لذا هر كس با هر بيان با هر ظاهرى با هر رنگ و لعابى كه جلو بيايد تكان به او نمى‏دهد محكم استوار به فرموده على‏عليه السلام مثل كوهها الجبل راسخ اين طورى است اگر ما حق را نشناسيم زود گول مى‏خوريم چون خيلى باطل‏ها است يك صراط مستقيم داريم بى‏نهايت خط كج داريم لذا قرآن مى‏فرمايد كه از راه خدا منحرف نشويد راه مى‏آورد اما وقتى مى‏خواهد راههاى دشمن را و باطل را بياورد مى‏فرمايد سُبُل اينجا حرف از سُبُل است يعنى راهها اما هر وقت مى‏خواهد از خدا سخن بگويد از راه حق بگويد مى‏گويد سبيل سبيل اللَّه اين يكى از خصوصيات جاهل است كه زود گول مى‏خورد زود تحت تاثير قرار مى‏گيرد زود احساساتى مى‏شود يكى از خصوصيات عاقل اين است كه وقتى حق را شناخت هيچ چيز روى احساساتش تاثير نمى‏گذارد سفت به حق مى‏چسبد چون به هر حال انسان مى‏دانيد كه يك شناخت دارد يك جنبه نظرى دارد مى‏شناسد حق چيست همراهش اميال دارد شهوات دارد احساسات و عواطف مختلف دارد اينها هر كدام ممكن است بيايند روى شناخت انسان نسبت به راه حق تاثير بگذارند خب شما امروز شهيده امروز حضرت زهراعليها السلام خب در نظر بگيريد اميرالمومنين‏عليه السلام يك جوان حدوداً سى و سه چهار ساله زير سى و پنج سال در منزل نشسته خب بهترين و بزرگ‏ترين حامى خودش را از دست داده كسى كه وقتى او زنده بود اميرالمومنين‏عليه السلام عزت داشت و محبوبيت داشت در جامعه وقتى نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله از دنيا رفتند حضرت تنها ماندند اين را در نظر بگيريد اين وضعيت توى خانه نشسته است مطرود جامعه شده است تنها و غريب در خانه بعد يك خانم جوانى كه به قول امام سلام اللَّه عليه اگر فاطمه زهراعليها السلام مرد بود جاى پيغمبرصلى الله عليه وآله بود يعنى هيچ فرقى با پيامبر نداشت يعنى فقط فرق پيامبر با فاطمه زهراعليها السلام فقط اين است كه پيامبر مرد و فاطمه زهراعليها السلام زن بود هيچ فرقى ديگرى با هم نداشتند يا به قول امام سلام اللَّه عليه جاى ديگر فرمود كه به تمام معنى انسان به تمام معنى زن يك همچنين كسى يك همچنين كسى كه نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله در رابطه به ايشان فرمود كه ان اللَّه يغضب لغضب فاطمه و يرضى لرضا فاطمه خداوند غضب مى‏كند به خاطر غضب فاطمه و راضى است به خاطر رضايت رضايت فاطمه مى‏گويد غضب فاطمه غضب خداست رضايت فاطمه رضايت خداست يك همچنين كسى و حال امشب بحث مناقب حضرت فاطمه نيست حالا انشاء اللَّه در جلسه بعدى آن جا استفاده خواهيم برد خب يك همچنين همسرى يك انسان عادى نيست يك همسر معمولى نيست يك همچنين همسر است خب جوان بار دار بعد مورد يك همچنين اهانتى قرار بگيرد حالا من چون خودم طاقت ندارم نمى‏توانم ريزش را بيان كنم على‏عليه السلام كه در طول بيست و سه سال زندگى پيامبرصلى الله عليه وآله هشتاد جنگ در اكثر اينها شركت كرده است هيچ جنگى پشت به دشمن نكرده است سخت‏ترين شرايط سخت‏ترين حالتهاى جنگ ايشان وسط گود بوده و مبارزه كرده است خيلى جاها كه عرصه به سپاه اسلام تنگ مى‏شد وجود مبارك حضرت على‏عليه السلام بود كه سختى را برطرف مى‏كرد پيروزى ساز بود در خندق كه نبرد خندق يا جنگ احزاب كه به فرموده پيامبرصلى الله عليه وآله تمام كفر در مقابل تمام ايمان قرار گرفته است اين فقط از سپاه اسلام فقط اميرالمومنين‏عليه السلام است كه شجاعت برخورد با دشمن را دارد و ريشه كفر را مى‏كند بعد ببينيد در خانه نشسته است بيايند و نسبت به همسرش يك همچنين جنايتى يك همچنين جسارتى بكنند اما على‏عليه السلام عاقل است معدن عقل است مى‏داند دست به شمشير بردن يعنى چه مى‏داند كه دست به شمشير بردن خودش يعنى ريشه اسلام را زدن در آن برهه چه جورى تحمل مى‏كند آن صحنه را و بعد از آن را چه جورى تحمل مى‏كند خب على‏عليه السلام كسى نيست كه كسى بتواند طناب بيندازد به بدن او به گردن او و او را بكشاند به مسجد همسرش هم كسى نبود يك همچنين زور به او رو دارند يعنى مردها بتوانند از نظر قدرت بدنى حريف او بشوند از نظر قدرت بدنى عرض مى‏كنم طورى است كه وقتى طناب را گرفته است نمى‏توانند على‏عليه السلام را بكشند و ببرند يك نفر وقتى طناب را گرفته است آن همه افراد آموزش نمى‏توانند على‏عليه السلام را بكشند و ببرند مجبور هستند به دست مبارك حضرت لطمه وارد بكنند تا آزاد بشود طناب ولى رضايت خدا چيز ديگرى است مصلحت اسلام خيلى بالاتر از اين حرفها است آن قدر اسلام عزيز است آن قدر مصلحت بالا است كه بايد به مثل فاطمه‏عليه السلام جسارت بشود. بايد مثل فاطمه زهراعليها السلام شهيد بشوند در اين راه اين جا كه فرق عقل و احساس روشن مى‏شود احساسات نشدن حالا آن نمونه عاليش است در وجود مبارك على‏عليه السلام در ماها هم همين طور در شيعيانش هم همين طور در سربازان و بقيه مسلمانان هم همين طور مثلاً در جبهه وقتى مى‏گويند شما نبايد دشمن را بكشيد اسير را بكشى وقتى كشتى اين جا خلاف عقل عمل كردى اين جا اسير احساسات شدن است اين جا دچار حرام شدن است اما حرامى است كه رنگ دينى دارد شيطان به آن لعاب دينى زده است زنگ جدايى زده به آن؟؟؟ مثلاً چون اين شخص برادر مرا گشته است برادر بسيجى مرا كشته است من هم بايد بكشم اما تو دستور نداشتى بكشى نبايد مى‏كشتى جاهل اين طورى است زود گول مى‏خورد عقلش مغلوب مى‏شود حالا اين گول خوردن فرق مى‏كند يكى مى‏بينى شخصى مقدس است جاهل مى‏آيد همه‏اش با صورتها و رنگها و لعابهاى دينى او را گول مى‏زند دينش را از او مى‏گيرد يكى مى‏بينى كه نه تقيد دينى ندارد متدين نيست فاسق است خب با لعابهاى فسق و گناه و حرام او را گول مى‏زند عقل بالاتر از همه اين مراحل است گاهى وقتها انسان صورت‏هاى از خود اسلام بايد فدا بكند صورتهاى مقدسى را براى مسائل بالاتر بايد فدا بكند اين كار هر كسى نيست ما در تعريف عاقل داريم حال ما بعد از روان‏شناسى جاهل وارد روان‏شناسى جاهل خواهيم شد ما داريم كه عاقل كسى نيست كه خوب را از بد تشخيص بدهد عاقل كسى است كه از ميان دو تا به بهترين آنها را انتخاب بكند از ميان دو تا بداند اين كه خوب را از بد بتواند تشخيص بدهد خير را از شر تشخيص بدهد بلكه خير الشرين را بتواند تشخيص بدهد بهترين از دو تا بدى را اين را بتواند تشخيص بدهد حفظ حرمت فاطمه زهراعليها السلام واجب است شما نگاه مى‏كنيد يك خبرنگارى كه روى سهواً اهانت مى‏كند به فاطمه زهراعليها السلام نه خبرنگار كه يك گوينده يك مصاحبه شونده وقتى اهانت مى‏كند امام‏قدس سره نامه مى‏نويسد به سرپرست صدا و سيما كه شخص اعدام بايد بشود اگر قصد عمد بوده است بايد كشته بشود جسارت رشدى را مى‏دهد و مى‏گويد تغيير هم نمى‏پذيرد اگر زاهد زمانه هم بشود تغيير نمى‏كند حكمش اعدام است سلمان رشدى يك نفر توى كتابش جسارت به حضرت پيامبرصلى الله عليه وآله كرده است فرقى نمى‏كند پيامبر باشد فاطمه زهراعليها السلام باشد اما زن اميرالمومنين است فاطمه زهراعليها السلام همان فاطمه زهرايى كه اهانت به او حكم قتل دارد مى‏بينيم كه تحمل مى‏كند دست به شمشير نمى‏برد حتى خودش داريم در آن لحظه كه فرصتى مى‏كند و عمر را لعنت اللَّه عليه به زمين مى‏كوبد و به او مى‏گويد كه خودت خوب مى‏دانى كه من اگر به خاطر مصالح اسلام و دستور پيامبر نبود شماها نمى‏توانستيد يك همچنين كارهايى با من بكنيد خوب مى‏دانيد شماها كسى نيستيد كه بتواند با من اين كارها را بكنيد همان فاطمه زهرا همان معصومى كه بعد از هزار و چهارصد سال يك نفر به او اهانت بكند حكمش قتل است مى‏بينيد كه آن جا دارند اهانت مى‏كنند و صبر بايد پيشه كرد تحمل بايد كرد صورت مقدسى است فاطمه زهراعليها السلام است بدن مبارك حضرت است مورد اهانت قرار گرفته است ولى خيرالشرين را تشخيص دادن خيلى مهم است اين كه از و بدى بهترين آنها را انتخاب بكنى كشته شدن حضرت زهراعليها السلام بد است جسارت به حضرت زهراعليها السلام بد است اما از آن بدتر چى است اتحاد امت اسلامى از بين برود وحدت امت اسلامى از بين برود اسلام از بين برود اين بدتر است لذا حضرت بهترين دو بدى را انتخاب مى‏كند ما هم همين طور هستيم ما هم اگر مقدس باشيم با هزار و يك جور صورت مقدس گره مى‏خوريم و همين اين‏ها ممكن است حجاب راه ما بشود به آنها هم افتخار بكنيم علم خيلى چيز خوبى است تحصيل علم واجب است كار علمى سواد نمى‏دانم مطالعه چيز خوبى است اما وقتى جنگ پيش مى‏آيد همان طلبه‏ها همان روحانيونى كه تا قبل از جنگ وقتى مى‏رفتند به حوزه وقتى درس مى‏خواندند وقتى مباحثه مى‏كردند همه موجودات عالم برايشان استغفار مى‏كردند ملائكه بالشان را زير پايشان پهن مى‏كردند وقتى درس مانع جبهه رفتن آنها مى‏شود مانع جهاد مى‏شود مى‏بينيد كه امام در آن پيام كه به مناسبت قطع نامه دادند توبيخ مى‏كند اين جور روحانيون را كه اسير حجاب علم شدند همان علم مقدس همان علم فقه علم اصول علم حديث علم تفسير اسير اينها شوند نتوانستند به جبهه بروند نتوانستند وارد ميدان مبارزه بشوند يعنى تشخيص نمى‏تواند بدهد كه الان در اين زمان وظيفه من چيست؟ عرض كردم جلسات قبل جهل مراتب دارد اين طور نيست كه وقتى يك نفر رفت حوزه علميه درس خواند جاهل نباشد گفتيم جهل هيچ مقابله‏اى با علم ندارد شخص مى‏تواند عالم باشد در عين حال جاهل باشد جهل مقابله‏اش با عقل است نه با علم رب عالم قد قتله الجهله چه بسيار عالمانى كه جهل و نادانى آنها، آنها را كشته است باعث نادانى آنها شده است عقل خيلى مهم است صورتهاى مقدس شب عمليات طرف به او مى‏گوييم عمليات است شب عمليات من يادم است جبهه عمليات مسلم ابن عقيل بود شب براى شناساى نيرو احتياج داشتيم يك شب توى اين گشتها يك آقايى مى‏خواست بيايد توى گشت كمك بكند خب مى‏دانيد اگر شناسايى عقب بيفتد عمليات هم بايد عقب بيفتد چون بايد منطقه كاملاً شناسايى بشود آمادگى منطقه براى عمليات از طرف همين نيروهايى كه مى‏روند به شناسايى اعلام مى‏شود كه منطقه تمام شده و آماده است براى بردن نيرو و عمليات خب اين آقا مثلاً مى‏گفت يكى از همين شبها گفت من مى‏خواهم آنجا مداحى بكنند و عزادارى بكنند مى‏خواهم عزادارى بكنم الان كه وقت عزادارى نيست كه الان به نفر نياز است جلو برگردى عقب كه چى؟ يعنى تشخيص نمى‏دهد كه بين سينه زدن و شمشير زدن زمين تا آسمان فرق دارد آن جايى كه بايد شمشير زد بايد شمشير زد ديگر سينه ندارد گريه ندارد همه اينها براى آن موقع‏ها است كه موقعى كه قرار شد شمشير بزنى شمشير بزنى وقتى اينها را انجام دادى و موقع شمشير زدن رسيد و بگويى نه ما مى‏خواهيم باز هم سينه بزنيم نه شمشير همه‏اش خراب است اين خيلى مهم است البته يك ظاهرى يك صورتى يك پوسته‏اى از اين بحث عقل و جهل را من دارم عرض مى‏كنم خدمتتان اين رشته سر دراز دارد انسان بعضى وقتها به خاطر مصالح اسلام بايد خيلى از صورتهاى مقدس را ذبح بكند اسير مى‏كند انسان را خيلى صورتهاى مقدس را صورتهاى كه در تعريف تقدس اينها در تقدس اينها هيچ شكلى نيست آيات و روايات زيادى وارد شده است همان صورتهايى كه آيات و روايات زيادى وارد شده است بايد ذبح كرد به خاطر مصلحت بالاتر اين انسان اهم و مهم را در دين تشخيص دهد خيلى مهم است بداند و جايگاه هر چند كجاست و چقدر اهميت دارد واجباتش برايش طبقه بندى شده باشد خب بر مى‏گردم به سوالى كه هفته قبل مطرح كرده بودم نمى‏دانم دوستان نوشته‏اند يا ننوشته‏اند آقاى زارع جمع مى‏كند سوالها باز مى‏گرديم به همين مطلب سوال را تكرار مى‏كنم به بيان ديگر و آن اين است كه ما كه اطلاعات كافى نداريم براى تشخيص اهم و مهم وقت مى‏خواهد انسان بايد وقت بگذارد توى دين دين شناسى بكند يعنى اهم و مهم را در مسائل دينى تشخيص بدهد ما كه فرصت نكرديم اين ما را بكنيم و الان بنا بر مصالحى لازم است وارد صحنه بشويم يا به هر حال در پيچ و خم مسائل زندگى دارم عرض مى‏كنم در مسائل سياسى و اجتماعى اسلام چه راهى را پيش پاى ما گذاشته است كه ما بتوانيم عاقلانه‏ترين راه را انتخاب بكنيم چه تئورى اسلام دارد؟ كه ما با رعايت آن تئورى اهم و مهم را تشخيص بدهيم؟ باز سوال را تكرار كردم خب براى امشب فكر مى‏كنم كفايت مى‏كند دوستان توجه داشته باشند زيارت عاشورا صبح‏ها ساعت هفت اينجا برقرار است بين هفت تا نزديك به هشت صحباها هم است تشريف بياوريد و خواهرها هم همين طور مى‏توانند بيايند آزاد هست مراسم اين چند شب هم منزل برادرمان حاج ابوالقاسمى به هر حال مراسم سخنرانى است قابل استفاده است و مراسم عزادارى انشاء اللَّه از همه مجالس بتوانيد بهره بردارى بكنيد.

والحمدللَّه رب العالمين و صلى اللَّه على محمد و اله الطاهرين.