روانشناسی جاهل
خب فرمول اول را يك مرتبه ديگر هم مىگويم. فرمول اول چى بود الجاهل لا يعرف تقصيره و لا يقبل من النصيحة فرمول دوم اين ترجمهاش اين شد كه جاهل به كوتاهيهاى خودش، پى نمىبرد كوتاهيهاى خودش را نمىشناسد و نصيحت هم نمىپذيرد خصوصيت دوم الجاهل يستوحش من ما يانس به الحكيم. شخص جاهل از هر چيزى كه شخص فهميده و حكيم به آن انس دارد آن چى دارد؟ آن وحشت دارد نسبت به آنها تحمل ندارد نمىتواند تحمل كند آن مسائل را لذا زود مثلاً جوش مىآورد خصوصيّت سوم كه متمم اصل دوممان هست اين هست اينهايى كه دارم عرض مىكنم در ميزان الحكمة، تعجب الجاهل من العاقل اكثر من تعجب العاقل من الجاهل. تعجب شخص جاهل از شخص عاقل بيشتر از تعجب شخص عاقل هست از شخص جاهل باز اگر بخواهيم به عنوان متمم يك دانه، توضيحى روى اين روايت بدهيم متوسل مىشويم به اين حديث از اميرالمومنينعليه السلام مىفرمايد افراد عاقل جاهل را خوب مىشناسد افراد عاقل جاهل را خوب مىشناسند يا عاقل جاهل را خوب مىشناسند دليل مىآورد كه چطور خوب مىشناسد مىگويد چون شخص عاقل قبلاً خودش چى بوده است؟ جاهل بوده است يعنى آن طى كرده يعنى انسان اين جورى است، يعنى انسان اولين مرحلهاش جهل هست و اللَّه اخرجكم من بطون امهاتكم لا تعلمون شى خدا شما را از شكم مادرانتان خارج كرد در حالى هيچ چيزى را نمىدانستيد، پس حركت انسان از جهل شروع مىشود حركت چى دارد؟ حركت مثبت دارد؟ به سمت آگاهى لذا مىفرمايد، شخص عاقل جاهل را خوب مىشناسد مراحلى كه طى كرده حال و هوايى كه تويش بوده، خيالاتى كه اسيرش بود. اوهامى كه اسيرش بوده، همه آنها مىشناسد كه اين توى چه سرابى گير كرده است چه بدبختى گير كرده است. مىفهمد شخص عاقل لذا چون مىفهمد. عاقل تعجبش از جاهل چى هست كمتر هست مىشناسد يعنى وقتى مىشناسد آدم تعجب نمىكند اما چون جاهل به مرحله عقل نرسيده، نمىشناسد اين را كه آن چه مراحلى را گذرانده كجاها را دارد مىبيند به چه چيزهايى پى برده است لذا تحمل كارهاى عاقل را هم ندارد، جوش مىآورد غيبت مىكند، سوء زن پيدا مىكند نمىدانم اعتراض مىكند داد مىزند و ممكن است خيلى وقتها فساد راه بيندازد. فتنه و اختلاف درگيرى راه بيندازد به خاطر اين كه نمىفهمد تعجب الجاهل من العاقل اكثر من تعجب العاقل من الجاهل تعجب شخص جاهل از شخصى عاقل ببيند همهاش فارسى است مشكلى نيست در ترجمهاش بيشتر است از تعجب عاقل از جاهل مشخص هست كه چرا شخص جاهل تحمل عاقل را ندارد يا شخص عاقل مىشناسد جاهل را لذا تحملش مىكند و وقتى اين هست توى برخورد جاهل را لذا تحملش مىكند و وقتى اين هست توى برخورد شخص عاقل با جاهل كينه نيست دشمنى نيست پرخاشگرى نيست اگر هم دارد بعضى جاها پرخاشگرى مىكند پرخاشگرى نه از كينه قلبى خودش مىكند بلكه براى معالجه دارد اين را انجام مىدهد چون اين جورى است. ممكن است جاهل در برخورد با عاقل متوسل به غيبت به تهمت به پوچى گر، به فتنه، به ايجاد و اختلاف و درگيرى بشود چون نمىفهمد علت اين كار چى است؟ كارى كه عاقل دارد مىكند وقتى نمىفهمد داد مىزند اعتراض مىكند فتنه ايجاد مىكند چه بسا بيايد توهين بكند به شخص عاقل زياد داشتيم اما بر عكس عاقل چون جاهل را مىشناسد كه اين چون نمىفهمد دارد اين حرف را مىزند تحملش زياد هست مثل كارهايى كه يك بچه مىكند و پدر و مادر چون مىدانند كه اين نمىفهمد و متوجه نيست به شيطانيها به اذيّت ريخت و پاشهاى بچه چى هست؟ تحمل مىكنند عصبانى نمىشوند به خاطر اين جوش نمىآورند اقوام مثلاً تنبيه بچه نمىكنند، چون مىفهمند بچه چى هست؟ نمىداند، طبيعت بچه شيطنت هست نبى اكرمصلى الله عليه وآله مىفرمايد بچهاى كه از كوچكى شيطان و بريز و بپاش هست وقتى بزرگ مىشود، افتاده و عاقل مىشود بچه متينى مىشود حالا اگر توى كوچكى اين شيطانيش را نخواهد بكند بزرگى آن موقع مشكل خواهد پيدا كرد، لذا پدر و مادر چون مىفهمند تحمل مىكنند شيطانيها و بريز و بپاش بچهيشان را، چون مىفهمند، لذا امام علىعليه السلام مىفرمايد: ينبغى للعاقل عن يخاطب الجاهل مخاطبة الطيب المريضه، شايسته است شخص عاقل وقتى مىخواهد با شخص جاهل برخورد بكند، برخوردش مثل برخورد يك طبيب باشد با بيمار تنفر از شخصيت جاهل پيدا نكند چون خودش يك انسان هست يك بنده خدا هست به كمالات خيلى هم مىتواند زيادى هم برسد لذا از خود گناهكار و خود جاهل تنفر ندارد بلكه از چى تنفر دارد؟ از عملش تنفر دارد جلوى عملش را مىگيرد از فساد دارد مىكند اما همان موقع هم كه دارد مىكشدش با عشق دارد مىكشدش علاقه دارد به آن و دارد مىكشد. به خاطر مصلحت خود آن شخص هست كه دارد مىكشد به خاطر مصلحت، ارزشهاى متعالى است كه دارد او را مىكشد يعنى از خود شخص عصبانى نمىشود چون نمىفهمد اين هم اصل سوم كه بر مىگشت به اصل دوم براى همين انبياء، علماء، بزرگان در طول تاريخ مورد بيشترين اعتراض قرار گرفتهاند بيشترين اعتراض قرار گرفتهاند يعنى به آنها خيلى چون و چرا كردند، خيلى بردنشان زير سوال، چون فهم نبوده است. خصوصيت بعدى از جاهل، از اميرالمومنينعليه السلام هست العاقل يعتمد على عمله و الجاهل يعتمد على امله مىگويد تكيه شخص عاقل چى هست اين هست كه به عمل خودش تكيه مىكند نه اين كه حالا مغرور به عمل خودش باشد نه به لطف و فضل الهى توجه دارد اما براى رسيدن به فضل الهى و لطف الهى از چه طريق عمل مىكند از طريق عمل وارد مىشود يعنى مشغول به كار مىشود عمل مىكند براى رسيدن به سعادت عمل مىكند براى موفقيت عمل مىكند فقط توى خيالاتش نمىشيند براى خودش يك چيزهاى بپردازد بر عكس شخص جاهل همين طورى است شخص جاهل مىآيد و توجه بيشترى به آرزوهايش دارد الجاهل يعتمد على امله شخص جاهل تكيهاش بر چى هست؟ به آرزوهايش هست يعنى فكر مىكند حالا كه توى رويا دارم تفكر مىكنم به آرزوهايم رسيدم ارضا مىشوم بعضىها كه قوه خيالشان خيلى قوى هست اين طورى هستند مخصوصاً جوانها كه پايينتر هست سنشان پايينتر هست تو حول و حوش راهنمايى و پايينتر يا مقدار هم بعد از آن اگر در مسائل خارج از دهنشان در عمل، صحنه زندگى به موفقيتى كه در نظر دارند نرسند براى اين كه خودشان را ارضاء بكنند به كجا پناه مىبرند؟ به خيال پناه مىبرند يعنى مىنشيند و ساعتها فكر مىكند توى خيال رسيده به آن چيزى كه مىخواسته برسد، دوچرخه بوده، موتور بوده، ماشين بوده، اتوبوس بوده، حالا هر چه مىنشيند و توى خيال با آن خلاصه صفا مىكند يعنى توى خيال خودش را ارضاء مىكند، مىگويد من رسيدم خب عالم خيال هم عالم شيرينى است يك دفعه مىبينى مثلاً چند سال شخص را نگاه مىدارد سرپا چون شخص توى خيالاتش با محبوب و معشوق خودش هست، اما در خارج يك همچنين چيزى نيست در صحنه زندگى عاقل اين طورى هست كه عمل مىكند چه در مسائل دنيايى چه در مسائل آخرتى، در مسائل دنيوى اين طورى نيست بگوى حالا انشاء اللَّه بعداً بگذار چنين و چنان بشود اهل عمل هست سخت گوش هست و اين كمك مىكند به مساله آخرت چون در روايت داريم من كسل عن امر دنيا فهو عن امر آخرة اكسل كسى كه توى كارهاى دنيايش كسل هست توى كارهاى آخرتش حتماً كسلتر هست كسى كه در كارهاى دنيايش كسل هست در كارهاى آخرتيش كسلتر هست عكس آن درست نيست عكس روايت درست نيست فقط روايت حالت چى دارد، رفت دارد برگشت پذير نيست اين طور نيست كه كسى كه يعنى اين نتيجه نمىتوانيم بگيريم پس كسى كه در كارهاى دنيايش زرنگ هست حتماً در كارهاى آخرتىاش زرنگ هست اين نتيجه را نمىتوانيم بگيريم نه بلكه فقط اين نتيجه را مىتوانيم بگيريم يعنى حرف؟؟؟ دارد، به قول؟؟؟ يعنى كسى كه كسل هست توى كارهاى دنيايش تو كارهاى آخرتيش چى هست كسلتر هست بىحالتر هست چون دنيا به آن نزديك هست دنيا را دارد لمس مىكند با مشكلاتش دارد زندگى مىكند؟؟؟ هست اين حال ندارد، مىخواهد درس بخواند كسل هست كه مثلاً زودتر ديپلمش را بگيرد، زودتر يك شغل مناسبى انتخاب بكند بعد بتواند اگر خواست ازدواج كند اگر ضرورت پيدا كرد بتواند خواست دانشگاه برود، بتواند خواست جهش اجتماعى بردارد، بتواند بردارد يك ديپلم را كه مىخواهد بگيرد، با سختى بسيار درس خواندن برايش سخت هست فشار به آن مىآيد بى حال هست، خب درس خواندن راحتترين كار هست الان خيلى از همينهايى كه نمىخوانند بعدها كه مىافتند به مشكلات مىبينى كه مجبورند بروند شبانه بخوانند يا با چه سختى با سن بالا داشتن دو سه تا يكى پنج تا بچه مجبورند بنشينند چه كار بكنند درس بخوانند چون اگر
پند خردمند به شيرينى نياموزيى /فلك آن پند با تلخى بياموزد تو را امروزى
يعنى يا به شيرينى قبول مىكنى و عمل مىكنى آن موقع كه جوان هستى و استعداد دارى يا تلخى زندگى وادارت مىكند كه عمل بكنى و بروى دنبال آن سرت به سنگ خواهد خورد پس دليل نمىشود كسانى كه در كارهاى دنيايى خيلى زرنگ هستند و خيلى برو و بيا دارند و خيلى وضعشان خوب هست حتماً توى كارهاى آخرتى چى هست زرنگ باشند چه بسا همان علاقهيشان به كارهاى دنيايى اسارتشان در امور دنيايى مانع حركت به سمت آخرت بشود فقط از اين روايت همين را مىفهميم كسى كه در كارهاى دنيايش كسل هست تو كارهاى آخرتيش حتماً چى هست؟ كسلتر هست و بى حال تر هست آدم عاقل اين چنين نيست آدم عاقل اعتماد به عمل دارد كسل نيست كار مىكند نسبت دنيايش كار مىكند چقدر كار مىكند نسبت به دنيايش طبق فرموده امام مجتبىعليه السلام يا وصيت امام علىعليه السلام به امام مجتبىعليه السلام آنقدر براى دنيايش اهميت قائل هست كه مىخواهد انگار كه براى هميشه توى اين دنيا زندگى بكند نمىگويد مدرك تحصيلى را مىخواهم چكار، پول مىخواهم چكار خانه مىخواهم چكار امكانات مىخواهم چه كار هيچ وقت اين را نمىگويد مواظب هست كه فردا مىخواهم ازدواج بكنم يا الان ازدواج كردم بالاخره خانه مىخواهم بالاخره وسيله رفاه مىخواهد زنم بچهام، فكر هست اما براى آخرتش چه جورى هست براى آخرت هم آنقدر اهميت مىدهد كه انكار فردا مىخواهد بميرد اين طور نيست كه تلاشش براى دنيا او را از حركت به سمت آخرت مانع بشود اين طور نيست به هر دو تا توجه دارد پس شخص عاقل تكيهاش به عملش هست اما شخص جاهل همهاش به آرزوهايش هست، در رابطه با مسائل دنيايى همهاش آرزو و هوس. انشاء اللَّه و اينهاست، توى عالم خيال در امور آخرتى هم همهاش مىگويد ما به فضل خدا اميدواريم، نمىدانم به ائمه اميدوار هستيم، خوب است فضل و نمىدانم تكيّه به ائمه و به شفاعت و اين چيزها بد نيست خيلى هم خوب هست به كرم خداوند به هر حال اين طورى هست كه هيچ كس بدون كرم خدا و فضل خدا به بهشت راهى پيدا نخواهد كرد امام سجاد در صحيفه سجاديه مىفرمايد خدايا هيچ كس اگر فضل تو و غفران تو نباشد راه به بهشت پيدا نخواهد كرد اين مسلمه اما همين فضل و رحم و چيزى هم كه مىخواهد شامل حال انسان بشود به هر حال يك مختصرى مىخواهد چون براى انواع حركتهاى براى انواع تولدها عرض كرديم گفتيم بعضى از تولدها چى هست كه احتمال ترميمش احتمال معالجهاش احتمال تقويت بچه براى اين كه منتقل شود يا بيايد به مرحله تولد سالم وجود دارد ولى بعضى از بچهها ديگر قابل معالجه نيستند، اين بچهاى كه قابل معالجه هست يعنى چه يعنى به هر حال يك حداقل خودش توى رحم تحصيل كرده است الان فقط يك مداوا مىخواهد يك عمل جراحى مىخواهد كه آن را حلش مىكنند و مشكلش برطرف مىشود شفاعت مىخواهد نه و نيم را گرفته نيم نمره مىخواهد، خب اين را به او مىدهند مىگويند حالا نيم نمره را از فضل و كرم استفاده مىكنم و مىدهم به او اما كسى كه صفر گرفته كه ده را به او نمىدهند اين را بايد دقت بكنيم لذا اين كه من توسل دارم به امام حسين و توسل دارم به امام زمان هست توسلم نمىدانم به خدا هست به لطف خدا گناه مىكنيم نمىدانم يا از چهرههايى كه معمولاً مىخوانند كه خدايا من شرمندهام قيامت كه مثلاً اندازه عفو تو گناه نكردم از اين چيزهايى كه مغرور مىكند يا احاديثى كه مغرور مىكند چقدر امام سجادعليه السلام شديداً مىتازد به خطايايى كه مردم را نسبت به ائمه مغرور مىكنند و لا تغروهم بنا مردم را به ما مغرور نكنيد ما هم جز با عمل خودمان و با تقوا هيچ نزديكى و قربى به خدا نداريم آن ولى محمدصلى الله عليه وآله من اطاع اللَّه اميرالمومنينعليه السلام در نهج البلاغه فرمود كه دوست پيامبر كسى را اطاعت خدا را بكند ولو از نظر خانواده و از نظر فاميل با پيامبر فاصله زيادى داشته باشد سلمان بت پرست و كافر از ايران مىآيد و مىشود السلمان منا اهل البيت آن نزديكان پيامبر همه ارتد الناس بعد النبى مرتد مىشود خود نبى اكرمصلى الله عليه وآله مىفرمايد بعضى از اصحاب من كه الان با من زندگى دارند مىكنند بعد از مرگ من براى ابد نخواهم ديد اينها يعنى بين ما فاصله خواهد افتاد نخواهم ديد اينها را اين طورى هست مىفرمايد حتى اگر از نظر فاميلى هم دور باشد يك نفر يك آلمانى يك اروپايى ممكن است مطيع باشد و نزديكترين افراد به پيامبر باشد دوست پيغمبر باشد و يك سيد موسوى سيد كاظمى نمىدانم سيد چى چى خيلى آيه اللَّه زاده باشد ممكن است دشمن او باشد آن عدو محمدصلى الله عليه وآله من عصى اللَّه كسى است كه معصيت خدا را مىكند اين دشمن پيامبر هست و آن قربت لحمة اگر خانوادگيش هم نزديك باشد به پيغمبرصلى الله عليه وآله فاميلى و خويشاونديش به پيامبر نزديك باشد دشمن پيامبر است پس آدم عاقل تكيه نمىكنند به آرزوهايش بلكه تكيه مىكند به عملش مىبينيد كه پيامبر چى مىخواهد عمل مىكند اين طورى نيست كه هى توقع داشته باشد آنها ببخشند و اين هم هر چه گناه كرد به جايى بر نخورد ثانياً اصلاً مساله گناه نيست امام سجادعليه السلام مىفرمايد كه شيعيان شما به هر حال به بهشت خواهيد رسيد حالا دير يا زود مىرسيد به بهشت اما همتتان اين نباشد به قول يكى از بزرگان جهنم نرفتن هنر نيست چون ديوانهها هم جهنم نمىروند حيوانها هم جهنم نمىروند بچهها هم جهنم نمىروند يك كسى كه جهنم نمىرود كه هنر نكرده است جهنم نرفته است اين هنر نيست و فتنا فذوا فى الدرجات رغبت در درجات داشته باشيد رغبت داشته باشيد به قرب به مادر بهشتها به آن درجات به بهشتهايى كه ورودش كار هر كسى نخواهد بود به آنها رغبت داشته باشيد فقط جهنم نرفتن كه نيست حالا جهنم نرويم اين همت پست را نبايد افراد داشته باشند افراد نبايد بگويند فقط ما جهنم نرويم بلكه بايد؟؟؟در درجات داشته باشند يعنى رغبت و ميل، در درجات داشته باشند و مسابقه بگذاردند نسبت به ديگران نسبت به همديگر حالت مسابقه داشته باشند سابقوا الى مغفرة من ربكم و الجنة عرضه السموات و الارض سبقت بگيريد به سمت مغفرت خدا و بهشتى كه اندازه آن به اندازه همه آسمانها و زمين هست پس الجاهل يعتمد على امله جاهل تكيه بر آرزوهايش دارد درس نمىخواند، كنكور مىخواهد بخواند وقت نمىگذارد برايش بعد انتظار دارد نمره بياورد آقايى بود كه مىگفتيم ما؟؟؟ آقا شما الان سه ماه وقت دارى براى كنكور بنشين درست را بخوان مىگفت نه استادم به من يك ذكرى ياد داده است آن ذكر را بگويم مشكل حل مىشود يك رتبهاى توى دانشگاه به دست آورد كه خجالت مىكشيد رتبهاش را بگويد بعد از اين كه امتحانش شركت كرده بود، ذكر، شما درستان را بخوان بعد برو ذكر هم بگو ما ذكر داريم تو جلسه امتحان بگوييد. داريم ذكرهايى هستند كه مثلاً وقتى شما مىخواهيد امتحانى را پس بدهيد اين ذكر را بگوييد اما اين ذكر كمك مىكند اين ذكر اين است مفهومش كه خدايا من تمام درسهايى كه خواندم به ياد من بياور نگذار از ياد من برود سر جلسه امتحان هيبت امتحان مرا نگيرد معناى آن حالا همين هست حالا شرحش نخواهم كرد يعنى طرف بايد يك چيزى خوانده باشد تا به يادش بيايد اين كه من اصلاً هيچى نخواندم درس نخواندم كتاب را بستهام سر جلسه از كجا مىخواهد يادش بيايد هيچى يادت نمىآيد چيزى ندارى كه بايد يك چيزى را خوانده باشى تا خدا هم كمكت بكند يك بركت مىخواهد بدهد در صورتى كه شما يك حركتى هم كرده باشيد خب خصوصيات ديگر جاهل اين آخرين خصوصيت بگويم و رفع زحمت بكنم آخرين خصوصيت براى اين جلسه امشبمان بعد ادامه دارد البته اين روايت را حقش بود در آخر مىگذاشتيم، در آخر هم به عنوان نتيجه اين روايت گرفته مىشود الان هم عرض مىكنم خدمتتان للجاهل فى كل حاله خسران يعنى جاهل در همه حالتهايش دچار خسران است در همه حالتهايش مىبازد توى هر حالتى خسران را عرض كرديم يعنى چه؟ يعنى ضررى كه جبران ناپذير هست يعنى ضررى كه اصل سرمايه هم درش از بين مىرود قابل جبران نيست للجاهل فى كل حاله خسران حركت را دقت بفرماييد اين حركت را مىبينيم مثل حركت جنين هست در رحم يعنى برگشت پذير نيست حالتهاى جنين يعنى هر چه تحصيل كرده تحصيل كرده است برگشت پذير مشكل هست باشد نه اين كه اصلاً نيست خيلى مشكل هست جاهل فرصت دارد اين فرصت را بايد براى اين طرف خوب صرف بكند انسان كلاً حالا اگر كسى جاهل بود و ندانست چى تحصيل بكند در هر مرحلهاى كه هست دارد واز كجا كم مىكند از كيفيت ابدى خودش كم مىكند، با پدرش مىخواهد ارتباط برقرار بكند چون جاهل هست از اين برخورد با پدر فقط يك جهنم برداشت مىكند با مادرش مىخواهد برخورد بكند چون روش دقيق برخوردى را بلد نيست آن چيزى كه خدا راضى هست و دستور داده هست در روابط با مادر آن را رعايت بكنيد نه اين كه دلتان مىخواهد نه اين كه حدس مىزنيد نه اين كه تلويزيون مىگويد مثلاً يك فيلم سينمايى مثلاً يك ارتيس فيلم مثلاً با ننهاش چه جورى رفتار مىكرد اين هم مىخواهد با ننهاش آن جورى رفتار بكند با زنش با بچهاش چه جورى رفتار مىكرد اين هم مىخواهد آن جورى رفتار بكند نه آنى كه خدا فقط گفته است فقط خدا گفته است نمىداند كه با مادر بايد چگونه برخورد بكند يك جهنم برداشت مىكند در برخورد با همسرش توى ازدواج مىبينى كه چقدر به گناه مىافتد در همين مساله ازدواج در روايت داريم بعضى از افراد بهشتى هستند وقتى ازدواج مىكنند جهنمى مىشوند ما داريم كه ازدواج نيمى از ايمان را نيمى از دين را تكميل مىكند اما براى همين ازدواجى كه نيمى از ايمان را تكميل مىكند همين ازدواج براى آدم جاهل و نفهم كه نمىداند در اين ازدواج چه فريضهاى به گردنش مىآيد مسئوليتش در مقابل همسرش چى هست كه گناه نكند و جهنمى نشود در مقابل بچهاى كه بعداً مىخواهد به وجود بيايد نمىداند كه چه شرايطى را بايد ايجاد بكند كه آن بچه بچه سالم عاقل خوش اخلاق متدين بار بيايد وقتى نمىفهمد اينها، جهنم بار مىآورد چون نمىفهمد آگاه نيست مىفرمايد بهشتى هستند اما وقتى ازدواج مىكنند به جهنم مىافتند چون ازدواج انواع ارتباطات براى انسان ايجاد مىكند و اين ارتباطات چون شخص جاهل هست به آن آن وجهه بهشتى ارتباطات را نمىتواند تهيه بكند چون وجهه بهشتى ارتباطات چه جورى بدست مىآيد با شناختن وجهه جهنمى بدست مىآيد يعنى من بايد بدانم وقتى مىخواهم با فلان كس برخورد بكنم كجاى برخوردم جهنم هست از آن دورى بكنم بقيهاش چى مىشود؟ بهشتى است در برخورد با مادر يك وجههاى وجود يك حدى وجود دارد توى آن حد بچه هر چقدر رفت و آمد بكند توى جهنم هست وقتى يك نفر شناخت اين وجهه چى هست نمىرود جلو توى آن حريم پا نمىگذارد توى آن حريم وارد نخواهد شد در برخورد بايد با پدر اين هست فرق هم مىكند با همديگر يعنى مطلق نيست بعضى جاها شما سكوتتان و ادبتان و پذيرشتان جهنمى هست بعضى جاها نپذيرفتن شما جهنمى هست بعضى جاها خندهتان وجهه جهنمى است بعضى جاها اخمتان وجهه جهنمى است در برخورد با برادر يك وجههاى از جهنم وجود دارد در برخورد با همسر در برخورد با فرزند در برخورد با استاد در برخورد با شاگرد در برخورد با همسايه در برخورد با هم وطن در برخورد با مومن حالا انشاء اللَّه من در بحث بعد بحث حقوق برادران هست در حق همديگر انشاء اللَّه آنجا عرض مىكنم خدمتتان چون نمىداند و وجهههاى جهنمى را نمىشناسد ممكن هست به خاطر همين جهلش وارد حريم بشود. و جهل چيزى است كه خداوند هرگز از آن نخواهد گذشت فرمود برويد ياد بگيريد مسائل خود را دينتان را ياد بگيريد فان اللَّه خداوند از جهل نمىگذرد يعنى فردا بهانه اين كه نمىدانستم را از هيچ كس نخواهد پذيرفت لذا يك مقدارى از وقت جوان بايد صرف آشنايى با وجهههاى جهنمى اول بعد وجهههاى بهشتى بشود چون ديو چو بيرون رود فرشته در آيد شما حد جهنمى آن را بشناس توى هر ارتباط نزديك نشو غير از آن بهشت هست و ما تا آخر عمر با وجهه جهنمى همه ارتباطات روبرو هستيم چرا چون ثابت كردهايم كه انسان تا آخر عمر توى كجاست روى صراط هست تا آخر عمر صراط هم توى كجاست توى جهنم هست پس انسان تا آخر عمر جهنم هست يعنى خطر جهنم تا آخر عمر همه را تهديد مىكند هيچ كس تا آخر عمر نمىتواند مطمئن باشد رهيده است از اين خطر لذا نبايد مغرور بشويم متكبر بشود منت سر ديگران بگذارد خود بزرگ بين بشود چون معلوم نيست عاقبت چه خواهد شد لذا اين دعاى اللَّهم جعل عواقب الامورنا خير خيلى مهم است خداى عاقبت همه ما را ختم به خير كن اين خير كن اين خيلى مهم است انسان عاقبت به خيرى بخواهد بخواهد كه خدا آن آخر نجاتش بدهد پس چون تا آخر روى صراط هست و صراط هم در جهنم هست اين به وجهههاى جهنمى امور آشنايى ندارد در هر حالت دچار چى هست دچار خسران هست يعنى هى ضرر مىكند هميشه مىبازد هى توى نامه اعمالش جنبههاى منفى نوشته مىشود ممكن هست قصدى هم نداشته باشيد بنده خدا ممكن هست آدم خوش قلبى هم باشد اما همين كه نمىفهمد و كسل هست و نمىرود ياد بگيرد به مسائلش عمل بكند بى حال هست همين بدبختش مىكند كه الكسل يفسد المعاد كسالت معاد و آخرت انسان را تباه خواهد كرد فاسد خواهد كرد نبايد توى مسائل دينىتان و تنبلى اين طور نيست كه حالا من بگويم من امروز نرفتم دانشگاه و حوصلهام نيامد نرفتم مدرسه حوصلهام نيامد نرفتم سر كار حوصلهام نيامد اين به هيچ جا بر نمىخورد نرفتى دانشگاه غيبت مىخورى بعد مىروى درستش مىكنى نرفتى سر كار از حقوقت كم مىكنند غيبت محسوب مىشود از حقوقت كم مىكنند روزى صد تومان يا دويست تومان يا پانصد تومان به تو نمىدهند اما كسالت توى امر آخرتى با ابديت سروكار دارد. آنجا نمىتوانى تنبلى بكنى وقت نكردم مطالعه بكنم حال نداشتم سرم شلوغ هست آقا برنامه زندگى آنقدر فشار مىآورد آقا مردم اين مقدر مشكلات دارند آخرت هم يكى از مشكلات همه ماست قبر هم يكى از مشكلات همه ماست اين مشكلات نيست اين نبايد بگذرانيم دنبال يك لقمه نان هستيم خب براى ابديت چرا دنبال يك لقمه نان نيستى آن جا هم يك لقمه نان مىخواهى ديگر به هر حال بايد توى بهشت هم بخورى ديگر بايد بگردى بايد بنوشى بايد بپوشى براى آن جا مگر آن جا جزء زندگى شما محسوب نمىشود كه فقط دنياست بايد برايش تامين بكنى زن و بچهات هست كه بايد تامنى بكنى آن جا هم جزء زندگى شما هست ابديت هم جزء زندگى شما هست آن جا هم بايد تامينش بكنى اين بهانه هست كه مشكلات نمىگذارد چرا به فيلم سينماى مىرسى به برنامه مسافرت مىرسى نمىدانم به مهمانى مىرسى به عروسى مىرسى نمىدانم به خيلى چيزهاى ديگر ولى وقتى نوبت به آخرت مىرسد وقت نداريم گرفتاريم سرمان شلوغ هست نمىدانم مشكلات داريم بابا آخرتت هم جزء خودت هست اصلاً خودت هست اصلاً الان خودت آخرت هستى چطور مىشود وقت نداشته باشى ان مع الدنيا آخرء نبى اكرمصلى الله عليه وآله نمىفرمايد آخرت بعد از دنيا هست مىگويد همراه دنيا آخرت هست ببينيد جنين توى رحم دارد چى تحصيل مىكند دارد دنيا تحصيل مىكند توى رحم با دنيايش دارد زندگى مىكند يعنى در همان جا پيوند خورده با دنياى خودش لذا عالم رحم توى خود عالم چى هست توى عالم دنيا هست همان طور كه عالم دنيا در عالم آخرت هست اين چنين هست يك شخص الان روى صراط هست آن صراطى كه آن جا ظهور خارجى پيدا كرده است همين هست كه ما داريم زندگى مىكنيم ما الان آخرت داريم الان طى كرديم اين آخرت ما همين هست پس ما نمىتوانيم بگوئيم وقت نداريم به آخرتمان بپردازيم وقت ندارى الان شما توى آخرت روى صراط الان روى صراط هستى الان همانطور كه جنين پيوند مىخورد در دوران جنينى پيوند مىخورد با دنيا ما هم از اين جا بايد پيوند با ابديت بخوريم وقت نداريم معنا ندارد به هر حال ابديت هم تويى خودتى كه يك انسان موجودى است ابدى چون خودت هستى الان هم بايد همان بايد زندگى بكنى تلاش بكنى كمك جمع بكنى از الان براى آن جا بايد تحصيل بكنى الان نمىتوانى بگويى وقت ندارم نمىشود مشكلات زندگيم نمىگذارد اين به اين معنا است كه من خيال ندارم ابديت زندگى بكنم اگر قرار هست ما با ابديت زندگى بكنيم و اين زندگى زندگى خوشى باشد توشه اين آذوقه اين امكانات اين كجا بايد تحصيل بشود از اين جا بايد تحصيل بشود للجاهل فى كل حاله خسران شخص جاهل در همه حالتهايش دچار باخت هست دچار ضرر هست امشب نتيجهاش مىرسيم يكى اين كه الجهل يفسد المعاد و يكى اين كه الكسل يفسد الاخرة نادانى معاد را تباه مىكند كسالت هم معاد را تباه مىكند تنبلى معاد را تباه خواهد كرد يعنى اين دو تا كه پيوند با هم بخورند وضعيت انسان را خيلى خراب خواهند كرد جهل با تنبلى پيوند بخورند ببينيد انسان را خيلى خراب خواهند كرد جهل با تنبلى پيوند بخورند ببينيد چه جهنمى درست مىكنند براى شخص طرف نادان باشند حال نادانى هم نداشته باشد حال ياد گيرى هم نداشته باشد خب نتيجهگيرى راجع به جهل را مىگذاريم باز براى جلسات آينده هر چند امروز اين نتيجه مهمى بود كه گرفتيم كه از آن شخص جاهل در همه حالتهايش چون جنبههاى بد را نمىشناسد چون آفت شناسى خوبى نيست دچار جهنم خواهد شد لذا در دعاها داريم اللَّهم فقهنى فى الدين خدايا مرا آگاه در دينم بكن بفهم دينم را اين بهترين امتياز يك جوان يك انسان هست دين فهم باشد لا خير فى من لا تيخقه من اصحابنا هر يك از اصحاب ما كه فهم دين ندارد خيرى ندارد امام صادقعليه السلام فرمود دين فهم نيست بى خير هست چون نمىفهمد لطمه مىزند براى همين هست كه امامعليه السلام مىفرمايد لو اوتيت بشاب من شبان الشيعه لا يتفقه فى الدين لضربته ضره بالصيف اگر جوانى از جوانان شيعه را ببينم كه مسائل دينى خود را ياد نمىگيرد در حال ياد گيرى مسائل دينيش نيست او را با شمشير خواهم زد يعنى اينقدر مورد تنفر امام قرار مىگيرد يك همچنين شخصى جوانى كه به فكر آشنايى با دينش نيست و اين زشت هست ناراحتى امام از دست ما در زندگى ما اثر مىگذارد همين كه ناراحت باشد ولو دستش هم به ما نرسد كه شمشير بزند به ما يعنى كار ظهور پيدا نكند اما همين كه امام انسان از دست انسان خشمگين هست ناراحت هست توى زندگى شخصى اثر وضعى مىگذارد زندگى را خراب خواهد كرد خيلى وقتها ما نمىفهميم كه امام هم از دستمان ناراحت هست داريم چوب مىخوريم و نمىفهميم اين به خاطر خشم امام هست و باز پيوند مىدهم با اين جمله امام سلام عليه براى دفعه چندم كه در دوشنبه و پنج شنبه نامه عملتان به دست امام زمانتان مىرسد مواظب باشيد حضرت در نزد ملائكه شرمنده از عمل شما نشود خجالت زده نشوند همين شرمندگى امام و همين غضب امام زندگى ما را خراب خواهد كرد مىبينيم كه توفيق نداريم راه نمىتوانيم برويم جلو نمىتوانيم برويم فكر هم نداريم حال حضور قلب اصلاً حضور قلب نداريم حال حرف زدن با خدا نداريم، هيچ وقت هوس همه چيز را مىكنيم جز هوس خدا را هوس همه چيز به سرمان مىزند نه جز هوس امام زمان عج خداوند انشاء اللَّه همه ما را آگاه در دين بكند عامل مخلص بكند به مسائل دينىمان خداوند انشاء اللَّه امام زمان عج از همه ما راضى و خشنود بكند.
والحمدللَّه رب العالمين و صلى اللَّه على محمد و اله الطاهرين.
والسلام