جلسه 020 - آموزش دین
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - آموزش دین

امروز یک مروری می کنیم در مبحث امر به معروف و نهی از منکر، آنچه که مانده و عرض نکردیم خدمتتان عرض می کنیم. یکی از این مطالبی که داریم، این است که درباره ی امر به معروف و نهی از منکر بزرگان دین تذکر داده اند که آنهایی که می خواهند امر به معروف و نهی از منکر بکنند، نباید بترسند از اینکه، یعنی باید شجاعت داشته باشند و در امر به معروف و نهی از منکرشان شجاعت داشته باشند و نترسند. حالا این را در دو جا به طور مستقل عرض خواهم کرد. یک جا ترس از مردم هست، حالا هر ترسی که متوجه انسان شود، یک جا از این بعد می گویند متوجه ما نوعی از بلا بیاید، یک جا ترس به صورت عمومی از مردم هست، آن هم خدمتتان هر دو قسمتش را عرض خواهم کرد. می فرماید که، رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، «إنّ الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر لا یدفع رزقا و لا یقرّب اجلاً» امر به معروف و نهی از منکر روزی کسی را دفع نمی کند. یعنی اینطور نیست که اگر کسی خواست امر به معروف و نهی از منکر کند، روزی اش قطع شود، بترسد از اینکه روزی اش قطع شود و عمرش کم شود. می فرماید که این کار به هر حال نه روزی کسی را کم می کند و نه مرگ کسی را زود می رساند. اینطور نیست. البته حالا این توضیح دارد که من خدمتتان عرض خواهم کرد، لذا روایت بعد از علی علیه السلام است که «انّهما لا یقرّبان من اجل و لا ینقصّان من رزق» مرگ را زود نمی رسانند که انسان فکر کند اگر امر به معروف و نهی از منکر کرد، مبارزه کرد برای حفظ دینش، مثلا از روزی اش کم شود اینطور نیست نکته بعد که هست در رابطه با ترک امر به معروف و نهی از منکر است. داریم که اگر بدها مرتکب منکر شوند و خوب ها جلوی آنها را نگیرند، وضع طوری خواهد شد که بدها مسلط می شوند به مرور زمان و دعای خوب ها هم به جایی نخواهد رسید. دعای خوب ها اجابت نمی شود. خدا اجابت نمی کند به خاطر اینکه می فرماید: می توانستید جلویشان را بگیرید، نگرفتید و اشرار را گذاشتید مسلط بر شما شوند. «إِنَّ النَّاس إذا رَأَوْا الظَّالمَ فَلمْ يَأْخذوا عَلى يَدَيْه أَوْشَكَ أَن يَعُمَّهمُ اللَّه بعِقَابٍ مِنه» نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، می فرماید: مردم اگر ظالمی را ببینند که دارد ظلم می کند و دستش را نگیرند، یعنی مانعش نشوند، نزدیک است که خداوند همه ی آنها را به عذاب دچار کند یعنی عموم مردم را. وقتی کسی گناهی کرد و جامعه جلویش را نگرفت، این بلا را خدا سر مردم می آورد که عمومی می شود. البته اینطور برداشت هم می توانیم بکنیم که به هر حال میکروب هست، میکروب اگر از جایی نفوذ کند گسترش پیدا می کند مثل مثالی که قبلا زدم، کشتی است که یک نفر بگوید چون من در اتاق خودم در کشتی نشسته ام، حق دارم اینجا را سوراخ کنم. وقتی سوراخ کرد همه ی اهل کشتی غرق خواهد شد. این عمومیت بلا اینطور است که گسترش پیدا می کند. «لا یزال الناس بخیرٍ ما أمروا بالمعروف و نهو عن المنکر و تعاونوا علی البرّ فإذا لم یفعلوا نُزعت عنهمُ البرکات و سلّط بعضهم علی بعض و لیس لهم ناصر فی الارض ولا معین» می فرماید: مردم همیشه در خیر هستند همان موقع که امر به معروف می کنند و نهی از منکر می کنند و همدیگر را در کارهای خوب یاری می کنند، در کارهای نیک به هم یاری می کنند اگر کار نیکی هست به همدیگر کمک می کنند که یک کار نیک و عمل خیری انجام شود. ”به من چه“ و ”من حال ندارم“ و ”وقت ندارم“ و ”نمی توانم“ ندارد. همه کمک می کنند در کار خیر، عاشق معروف هستند، عاشق بر و نیکی هستند. اهل بر هستند. به هر حال هر کار خیری است اهل خیر هستند. «فإذا لم یفعلوا» اما اگر این کار را نکردند، نزع می شود، کنده می شود از آنها برکات، جدا می شود یعنی برکات از آنها برداشته می شود خدا بی برکتی می آورد سرشان. «و سلّط بعضهم علی بعضٍ» و مسلط می کند خداوند بعضی از مردم را یعنی اشرار را و بدها را، بر خوب ها، «و لیس لهم ناصرٌ فی الارض و لا معین» هیچ یاری کننده ای در روی زمین دیگر پیدا نخواهد شد که به دادشان برسد اگر امر به معروف را ترک کنند و نهی از منکر را ترک کنند و کمک به یکدیگر در کارهای خیر را هم ترک کنند. یک بحثی است که در توسعه ی اقتصادی که توسعه ی اقتصادی به چه چیزی است. مثلا در مملکت ما هم بحث است. مثلا تولید را بالا ببریم یا واردات را زیاد کنیم یا چه بکنیم یا چه بکنیم به هر حال که اقتصاد مملکت خوب بشود. قرآن هم یک نظر دارد البته هیچ شکی نیست که کار اقتصادی باید کرد، کار صنعتی باید کرد. این هیچ شکی در آن نیست. اما مهم ترین چیزی که برکت را زیاد می کند، برکت اقتصادی را در میان مردم زیاد می کند، تقوا است. قرآن این را می فرماید که :«و لو أن اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض» اگر مردم دنیا ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکت را از آسمان و زمین بر آنها نازل خواهیم کرد، اگر ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند. ببینید قرآن، ایمان و تقوا را عامل برکت اقتصادی می داند که زمین ها رشد خوبی دارند، گیاهان رشد خوبی دارند، باران می بارد در روایت داریم وقتی گناه یک جایی زیاد شود خداوند باران آن منطقه را قطع می کند. اما اگر تقوا داشته باشند، زمین هم آنها را دوست دارد، ابرها هم آنها را دوست دارند آسمان هم آنها را دوست دارد برکت نازل می کند. شما آن مقداری که در ایران بعد از انقلاب، تقوا و ایمان رشد پیدا کرد این بود که مملکت با قحطی روبرو نشد، در هشت سال جنگ کسی گرسنه نماند. الان هم که می بینیم که برکت زیاد است در مملکت همه چیز هست، برکت هست. آن مقداری که ما دارد فشار می آید بهمان، آن مقدار به خاطر بی تقوایی است، مال گناه است مال معصیت است، ضعف ایمان است. اگر هر مقداری افراد ایمانشان قوی شود، برکت اقتصادی هم در آن جامعه بیشتر خواهد شد. این وعده ی خدا است و تاکید روی این کرده است. لذا آنجایی که کار فکری می کنند، کار فرهنگی می کنند عموما هم دارند به رشد اقتصادی کمک می کنند. بعضی ها فکر می کنند رشد اقتصادی فقط این است که من مثلا بروم کار کشاورزی کنم، بروم کار صنعتی کنم. نه، بیشترین رشد اقتصادی، بیشترین برکت را خداوند در تقوا قرار داده است، در ایمان قرار داده است. اگر تقوا گسترش پیدا کرد، عمومیت پیدا کرد، اگر ایمان گسترش پیدا کرد، روحیه خداخواهی و روحیه تقواخواهی در جامعه گسترش پیدا کرد، در جامعه ثروت زیاد خواهد شد، رشد اقتصادی و برکات زیاد خواهد شد. ما این وضع را در جوامع که پیشرفت اقتصادی دارند اما در آنها گناه هم هست می بینیم. شما آمریکا را می بینید که 32 میلیون فقیر دارد 32 میلیونی که در خیابان می خوابند. در تلویزیون می بینید نشان می دهد وضعیت مردم آمریکا را. و کشورهای اروپایی هم همینطور. گرانی غوغا می کند از آنجا. به هر کشوری بروید می بینید که گرانی فقر و بیکاری غوغا می کند. این طور نیست که اگر کسی دستگاه اقتصادی اش قوی بود صنعتش قوی بود‏ تکنولوژی اش قوی بود حتماً برکت دارد. آنجا هم سرمایه داران گردن کلفت ها و ثروتمندان قرص درست می کنند بیشترش را خودش می خورند و بقیه را هم می فرستند جای دیگر. خوب ما وضعیت مردم آمریکا را می دانیم که در چه بدبختی دارند به سر می برند. در چه فلاکتی دارند به سر می برند مردم اروپا را هم همه می دانند. آنهایی که ناآگاه هستند می گویند آقا بپردازید به صنعت و تولید و کشاورزی که وضع مملکت خوب شود چرا این هم خوب است اما بیشتر باید به تقوا پرداخت. وقتی به تقوا پرداختی به ایمان پرداختی خداوند برکاتش را نازل می کند این شرط است در قرآن، فرمود: « و لو انّ اهل القری من یتقَوا» ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند «لفتحنا علیهم برکات من السماوات و الارض» از آسمان و زمین برایشان برکات نازل می کنیم. یعنی انسان اطاعت امر خدا را بکند. در مورد خمس الان ما چقدر مردم داریم که خمس نمی دهند. برشان واجب است نمی دهند. اگر مردم حق خودش را. دین اسلام دین ضعیفی نیست دین ناقصی نیست وقتی خداوند دین را فرستاده کامل فرستاده اقتصادش را حل کرده سیاستش را حل کرده از بعد نظامی حل کرده بعد فرهنگی و خانوادگی اش را حل کرده، ابعادش تکمیل است دین خدا ضعفی ندارد اگر دین ضعیف نباشد هیچ نیازی به کسی نداریم هیچ نیازی به طرحی خارج از دین نداریم. شما در تاریخ اندلس می خوانید در همین رساله ی نور امام رحمه الله علیه در جلد دومش در مباحث اقتصادی است بخوانید که قانون خمس را وقتی مسلمان ها اندلس را فتح کردند قانون خمس را اجرا کردند همه خمس می دادند یک فقیر در آن کشور پیدا نمی شد. مانده بودند چی بکنند این را. وقتی مسیحی ها با توطئه از دست مسلمانها اسپانیا را خارج کردند وضع اقتصاد به هم خورد. بعد از یک مدت کم کم دیدند که فقیر پیدا می شود حاکم آن موقع تعجب می کند که چرا آنها این مشکلات را نداشتند و ما داریم که میگویند اینها قانون خمس داشتند مردم یک پنجم مازاد درآمد سال شان را به حاکم اسلامی می دادند، که در جهات خیر مصرف بکند. حاکم مسیحی می گوید خمس را بگذارید باشد. مسیحی هست ولی می گوید قانون خمس را بگذارد باشد و اجرا شود، زوری. مبارزه با اسلام است اما می گوید قانون خمس را بگذارید باشد که برکت اقتصادی دارد. الان این طور نیست الان خیلی از ماها‏، برای ما خمس واجب می شود میرویم سر کار شروع می کنیم به کار، جوان 18 سر کار می رود خمس به او واجب می شود، سر سال، افراد زیادی هستند که شاغل هستند و خمس به آنها تعلق می گیرد و نمی دهند خانم های زیادی هستند که طلا دارند زکات به آنها تعلق می گیرد نمی دهند. مال خدا و رسول خدا را دارند می خورند. « وللله خمسه و لرسوله» یک پنجمش مال خدا و رسول است. مردم خمس شان را نمی دهند برکت از بین می رود. مردم هر کس به اندازه حد خودش خمسش را بدهد که مالش حلال شود. این بی تقوایی می شود. نه آن لقمه ای که می خورید و به زن و بچه می دهید حلال است، حرام است دیگر اثرات بدی هم دارد. مردم هر کسی شاغل است قانون خمس می آید سروقتش یا آنقدر وضع مالی اش خوب نیست که سر سال که حساب می کند می بیند خمسی بدهکار نیست. 10- 15 تومان مثلاً 100- 200 تومان یا هزار تومان است این چقدر است مگر به کجا بر می خورد. بعضی ها خیلی زورشان می آید یک آقایی آمده بود پیش من که خمس من را حساب کن. خمسش را حساب کردم، 80 هزار تومان خمس به او تعلق گرفت گفت این پول مفت است آقای شجاعی شما یک کاری کن که من این را ندهم. این پول زور است من این را به کی بدهم؟ به آخوندها بدهم بخورند. مگر آخوندها می خورند؟ خمس می رود دست ولی فقیه‏، دست مرجع تقلید که آن در راه هایی که اسلام مشخص کرده خرج می شود. یک آقای دیگر آمده یک میلیون خمسش بود من حساب کردم. بعد آن هم همینطور. برای خدا اخم هایش را تو هم می کند. تکبر می کند از این که تسلیم باشد. یکی از مراحل تکبر تکبر در مقابل اوامر الهی است. خمس به او تعلق گرفته یک میلیون تومان می گوید ترا خدا آمده التماس می کند که یک کاری کن من یک میلیون تومان من ندهم. اگر مردم بترسند از خدا تقوا پیشه کنند ایمان بیاورند هر کس سهم خودش را بدهد در مملکت هیچ فقیری پیدا نمی شود. هیچ ضعف اقتصادی پیدا نخواهد شد. لذا می فرماید آنجایی که مردم امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند و همدیگر را کمک نمی کنند برکت از آنها برداشته می شود. مهمترین عامل پیشرفت اقتصادی و رفاه مردم تقواست. ایمان است. شما فکر کنید همین قانون خمس را مردم رعایت بکنند، فقیری در جامعه پیدا نمی شود زکات را بدهند حرام خواری نکنند، بترسند از خدا، قرآن می فرماید این سکه هایی که اندوخته اند روز قیامت داغ می کنیم در پهلو و پیشانی شان می چسبانیم و می گوییم این همان چیزهایی است که جمع می کردید بچشید. اگر دین خدا را پذیرفتید در بست، همه اش را، « افتؤمنون ببعضٍ و تکفرون ببعض» آیا به بعضی از مسائل دینی ایمان می آورد و به بعضی کفر می ورزید. نمازش قبول‏، حجش قبول روزه اش قبول، خمس و زکاتش نه. جهادش نه. نهی از منکر و امر به معروفش نه. فقط یک مقدار از دین. دین مجموع است السلام هو التسلیم، تسلیم باید بود همه اوامر دینی را باید رعایت بکنیم. اگر مردم بترسند، ایمان بیاورند. بهترین رفاه اقتصادی شامل حال مسلمین خواهد شد. موضوع ضعف ایمان است. حالا شما امشب چون داریم در نزدیک های ظهور امام زمان علیه السلام جبرئیل علیه السلام ندا می دهد از آسمان چند ماه جلوتر که مردم خودتان را آماده بکنید. حالا فکر کنیم شب 23 ماه مبارک رمضان هست و حضرت جبرئیل علیه السلام ندا می دهد که مردم خودتان را برای ظهور مولای تان آماده کنید. در روایت داریم طوری هست که تمام مردم جهان متوجه می شوند. همه بدون استثناء اگر خواب هم باشند بیدار می شوند می فهمند همه. حالا فرض کنیم آن شب امشب است فردا صبح بیاییم دفتر و مغازه ها تغییر می کند انبارها خالی می شود احتکار نیست گران فروشی نیست یک تومان و صد تومان بخور نیست. بی حجابی و بدحجابی نیست. خودمان فکر کنیم اگر این ندا امشب بیاید چقدر تغییر در حالت های ما داده خواهد شد. تا فردا صبح ببینیم که فاصله ی ماه مبارک تا ماه محرم، همین چند ماه است که امام زمان علیه السلام ظهور می کند. چه کار خواهیم کرد مردم چه حالتی به آنها دست می دهند. می بینیم که همه خوب می شوند دیگر گران فروشی و احتکار و دزدی نیست. دیگر دروغ نیست. و خیلی از چیزهای دیگر. این طور می شود. یک فکر انحرافی است که افراد فکر کنند توسعه ی اقتصادی صرفاً با کار اقتصادی است خیر. مسئولین مملکت هم هر کسی می خواهد باشد اگر فرهنگ را فراموش می کند اگر فرهنگ ابتذال از یادشان برود غفلت کنند نسبت به این، اگر متوجه خطر حمله استکبار نباشند هر چقدر هم زحمت بکشند این برنامه 5 ساله که هیچ، ده تا برنامه 5 ساله هم که اجرا بکنند باز فقر در جامعه وجود دارد. در جامعه که بی ایمانی و کفر است برکت نیست باید متوجه باشند که همزمان که دارند کارهای اقتصادی می کنند کار فرهنگی را باید انجام بدهند حتماً و خیلی بیشتر انجام بدهند. سال گذشته ماه مبارک سال گذشته، ماه قبلش من به این نماینده ولی فقیه در شهر ری عرض کردم خدمت شان آقای غیوری که آقا شما چند جلسه ای را اختصاص بدهید به خمس، راجع به خمس صحبت بکنیم. ایشان به من فرمودند که من می ترسم که اگر راجع به خمس صحبت کنم مردم فکر کنند که من راجع به خودم دارم صحبت می کنم. که مردم بیایید پول تان را به من بدهید من می بینم خیلی ها می فرمودند من می دانم خیلی ها خمس شان را نمی دهند اما چه کنم وقتی شروع می کنیم راجع به خمس صحبت کنیم میگویند بیا می خواهند پول زور از مردم بگیرند پول مفت جمع کنند. ما اصرار کردیم به ایشان‏ که شما لااقل چند روزی اختصاص بدهید به این مسئله خمس. ایشان هم بزرگواری کردند یک چند روزی از ماه مبارک را اختصاص دادند به خمس، افرادی بودند سرشناسانی بودند در صف اول نماز جماعت می آمدند بعد از نماز خمس های چند ساله شان را حساب می کردند. این یک نفر را ببین آقا به خاطر این چند روز صحبت آمده الان چند صدهزار خمسش را آمده حساب کند چند سال هم هست مسجدی است نمی آید حساب بکند. نیامده. این چند روز که من صحبت کردم اینها آمدند خمس شان را بدهند. طرف فکر می کند که نماز جماعتی است و روزه ای هست و بس. حالا هر چقدر خوردند خوردند. اسلام یک کل است یک مجموع است مجموعش مردم را خوشبخت می کند یک تکه اش را بگذارید کنار، ضعف است دیگر. شما یک قطعه ای را بردارید از توی دستگاه خوب کار نمی کند. حالا همه چیزهایش را هم به آن وصل باشد ولی آن قطعه ای که لازمه ی آن دستگاه است بردارید خیر نمی رساند کمکی نخواهد کرد. اگر اسلام به تمام اجرا شود همه مردم خوشبخت شود. چون دین خدا دین خوشبختی است دین کاملی است. «و من احسنُ من الله دینا» چه کسی دینش از خدا بهتر است؟ آیینش از خدا کاملتر است؟ ما احتیاج به فکر هیچ کس نداریم به کمک هیچ کس نداریم اگر خودمان مطیع باشیم اگر مردم مطیع باشند. لذا کار فرهنگی فقط کار فرهنگی نیست بلکه کار اقتصادی است آنی که کار فرهنگی می کند رشد اقتصادی هم می آورد. زمینه برکت را هم دارد فراهم می کند. این ارزش کار فرهنگی است. ان شاءالله بتوانیم این جلسه تمام کنیم این مبحث را. لذا «الانکار بلقلب» در مورد امر به معروف و نهی از منکر داریم که چند مرحله است یک مرحله این است که انسان جلوگیری کند. به هر نحوی که می تواند از پایین هم شروع کند از تذکر از موعظه از نصیحت از قهر کردن از قطع ارتباط تا کارهایی که حتی جنگ کردن. جنگ هم یکی از مراحل نهی از منکر است نبرد، شمشیر اسلحه به دست گرفتن. یکی از آن مراحل این است که کمترین مرحله امر به معروف و نهی از منکر است اگر کسی نداشته باشد این را ایمان ندارد این است که شخص قلباً از منکر بدش بیاید. راضی به منکر نباشد. «الانکار بلقلب» در دلش خوشش نیاید از منکر. اگر نمی تواند جلوگیری کند و اگر نمی تواند تذکر بدهد، اگر حرفش اثر ندارد لااقل در قلبش باید ناراضی باشد. لذا علی علیه السلام می فرماید «اذا رأی احدکم المنکر و لم تستطع ان ینکره بیده و لسانه و انکره بقلبه و علم الله صدق ذلک من فقد انکر» فرمود اگر هر کدام از شما ببیند منکری را زشتی را گناهی را و نتواند با دستش یا با زبانش جلویش را بگیرد اما با قلبش ناراحت باشد خدا هم بداند که واقعاً در قلبش صادق است و ناراحت است. بعضی وقتها رو ترش می کنیم اخم می کنیم اما ته دلمان هم بدمان نمی آید یک کیفی می کنیم،‌ بعضی ها اینطوری می کنند اه حیف که اسلام دست من را بسته. ناراحتند از این که اسلام نمی گذارد منکر انجام بدهد این را من بارها شنیدم. می گویند حیف حیف که اسلام دست من را بسته. و الا چی می خوردیم و الا این همه قِر که در کمر ما خشک شده بود نمی گذاشتیم خشک شود. ما هم مثل بقیه بودیم خیلی ها هستند اینطوری هستند می گویند آهی می کشند که اسلام دست اینها را بسته. این در قلبش با منکر ارتباط دارد پیوند دارد در قلبش. راضی است به آن سنخیت به آن دارد فقط از ترس جهنم است که آن کار را نمی کند و الا روحش روح منکر است. این نه. واقعاً بدش بیاید از منکر. آن کثافت بودن آن را ببیند زشت بودن منکر را ببیند. تنفر قلبی داشته باشد از آن. می گوید اگر کسی تنفر قلبی داشت و خدا هم این را در دل او دید برای او نهی از منکر محسوب می شود. انکار کرد. «سمعتُ رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: من رأی منکم منکراً فلیغیره بیده فان لم یستطع فبلسان و ان لم یستطع فبقلبه و ذلک اضعف الایمان» هر کدام از شما منکری را ببینید می فرماید باید از دستش با عمل آن را برطرف کند نگذارد آن منکر ایجاد شود اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش و ناراضی بودن از نسبت به زشتی ها به منکرات این ضعیف ترین درجه ایمان است یعنی کسی که اهل عمل هم است و قلباً با منکرات ارتباط دارد خوشحال است ایمان ندارد. این از همان «رب متمسک لا دین لها» است که علی علیه السلام فرمود چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد. این از آنهاست. کمترین درجه ایمان این است که انسان قلباً با زشتی دشمنی داشته باشد. با گناه دشمنی داشته باشد قلباً بدش بیاید. بعضی وقتها ما جلوی یک نفر را می گیریم که غیبت می کند میگوییم غیبت نکن حالا خوب ولش کن ولی ته دلمان راضی هستیم که بشنویم. خوب این هم انکار به قلب بود.

حدیث بعدی از علی علیه السلام است که من اگر شد یادداشت می کنم برایتان روی تخته می نویسم که شما هم یادداشت بردارد «من ترک الانکار المنکر بقلبه و یده و لسانه فهو میتٌ بین الاحیا» هر کس ترک بکند انکار منکر را مبارزه کردن با منکر را با قلبش، با دستش، یعنی عمل بکند، و یا با زبانش نه با قلبش مبارزه کند نه با دستش، یعنی کار عملی بکند و نه با زبانش «فهو میت بین الاحیا» او یک مرده ای است بین زنده ها. کسی که جرأت کنند جلویش گناه کنند و این فرقی نکند برایش. یعنی می داند که این مسلمان است نماز خوان است و متدین است اما هیچ اعتراضی از ناحیه این صورت نخواهد گرفت مطمئن است با پررویی تمام گناه می کند. خیلی هستند می گوید ما با دینش چه کار داریم ما با خودش دوست هستیم موسی به دین خود عیسی به دین خود. ما با هم همکلاس هستیم هم درس هستیم دانشگاهی هستیم حتی بعضی که ازدواج هم می خواهند بکنند همین مشکل را دارند یک دختر خوب بدحجاب بی کمال را می بیند و خوشش می آید از او و می گوید من با این می خواهم ازدواج کنم اصلا فکر نمی کند که این با او سنخیت دارد یا نه. یک همچین شخصی که منشأ فساد هست مورد بغض خداست. این اصلاَ توجه نمی کند که این خون به دل امام زمان می کند کسی که می خواهد به عنوان همسر انتخاب کند. این ضد کمال است ضد ارزش است چون خوشم آمده، من برخورد کردم بارها‏ می گوید خوش مان آمد دیگر خیلی علاقه به او پیدا کردیم. یک خانمی آمده بود گفت می خواهم با فلان کس ازدواج کنم گفتم این کس اصلا مناسب نیست ایشان نماز نمی خواند اهل نماز نیست اهل فسق و فساد است این به درد شما نمی خورد. نهی شده روایت است نهی کردند انسان را. بابا شما در رساله می بینید می فرماید حضرت امام در همین تحریرالوسیله می فرماید مستحب است به کسی که نماز جماعت در مسجد نمی خواند دختر ندهند ارتباط خانوادگی برقرار نکنند معامله هم نکنند مستحب است این کار. اگر کسی نماز جماعت را مسجد نمی رود با او ارتباط خانوادگی برقرار نکنید. بعد این آقا اهل طلا انداختن در گردن بود و نمی دانم ولگردی و یک آدم بی کمال کاری با دین نداشت بی نماز. من به این خانم گفتم همان قضیه است «حبک لشیءٍ یعمی و یصم» محبت تو به چیزی تو را کور و کر می کند. دیده بود، خوشش آمده بود از قیافه طرف خیلی خوشش آمده هر چه من نصیحت کردم که این کار را نکنید با این ازدواج نکنید. رفت ازدواج کرد یک سال بعد من دوباره این خانم آمد گفتم چطوری است؟ فهمیدم که اختلاف دارند و فهمیدم خیلی درگیری شدید است با همسرش. گفت من از شب سوم به آن طرف هر شب من کتک می خورم. کار نمی کند جهیزیه من را دانه دانه می برد بیرون می فروشد و خرج می کند. کتک می زند فحش می دهد به پدر و مادرم. گفتم من آن روز به شما گفتم که این به درد ازدواج نمی خورد. چقدر نصیحت کردم چقدر از شرایط همسر دینی گفتم از شرایط ازدواج گفتم با خنده گفت بالاخره یا او ما را می سازد یا ما او را می سازیم با خنده. بعد هم دیدیم که همچین وضعیتی شد و کار به آنجاها کشید. اصلا یک قانون است این را من خدمت شما عرض کنم نه در رابطه با زناشویی و فقط دوستی هر نوع ارتباطی که انسان برقرار می کند که خدا راضی نیست خدا آن ارتباط را حتماً تلخ می کند برای انسان. حتماً تلخ می کند برای خدا نباشد دوستی. بروی سمت کسی خیلی هم اولش با هم ایاقید و می میرید برای همدیگر همان را برایت تلخش می کند. می زندش به هم. همان کسی که با این که می دانستی خدا راضی نیست با او ارتباط برقرار کردی همان را به روی شما بر می گرداند یک موقع نهایت تنفر از او پیدا خواهید کرد حالا می خواهد همسرت باشد دوستت باشد. می خواهی شغلت باشد. می زند برایت به هم. این یکی از نوامیس الهی است یکی از سنت های الهی است که معشوقی که در طول عشق به خدا نباشد دشمن انسان می شود. البته بعضی ها را، آنها را که خیلی وضع شان خراب نشده این کار را خواهد کرد ولی بعضی ها هستند وضع شان خیلی خراب است در روایت داریم اینها سمت هر چیزی می روند خدا یکسره به آنها برکت و لذت می دهد، علتش هم می فرماید در بحث بلا خدمت تان عرض کردم علتش این است که می فرماید خداوند می فرماید اینها آنقدر منحرف شدند و قلب هایشان قسی شده که هر وقت سمت کاری می روند من به آنها خیر و برکت و لذت می دهم که اینها دیگر فرصت بازگشت و توبه پیدا نکنند چون کارشان دیگر از کار گذشته. قلب هایشان دیگر منحرف شده کاملاً منکوب شده. ولی آنهایی را که خدا یک مقدار دوست دارد نمی تواند به هوای قلبش غلبه کند طرف یک چیز را می بیند خراب می شود، برگشت علیه اش‏، بعد از یک خیر نمی بیند.

خلق را با تو بد و بدخو کند/ تا تو را یکباره دل آن سو کند

می خواهد فقط دلت متوجه خودش باشد متوجه صراط مستقیم باشد. دلت متوجه معشوق اصلی و واقعی باشد. یک مرتبه دیگر این روایت را می خوانم:‌« من ترک الانکار المنکر بقلبه و یده و لسانه فهو میتٌ بین الاحیا» علی علیه السلام هر کس مبارزه با منکر را به قلبش و دستش و با زبانش ترک بکند پس او مرده ای است بین زنده ها. یک مرده است که هیچ خاصیتی از او دیده نمی شود. نهی از منکر یک مرتبه است مرتبه برخورد فیزیکی است برخورد غیر قلبی است غیر زبانی است کار از اینها گذشته باید درگیر شوی با طرف. تا اینجا اجازه دادند. ولی از حد درگیری به آن طرف را حاکم شرع باید اجازه بدهد که طرف این کار را بکند. حتی خوب بعضی ها هستند نسبت به فرزندشان این کار را می کنند. پدر هست نسبت به فرزندش ولایت دارد خوب تنبیه میکند می خواهد اصلاح شود. یک کسی برادر کوچکش را می داند اگر مختصر تنبیه شود اصلاح خواهد شد تنبیه می کند. اما این اجازه ی عمومی داده نشده. که برخورد شود باید از حاکم شرع اجازه گرفت برای برخورد اجتماعی. البته بعضی وقتها هم این امکان است که حاکم شرع هم این اجازه را ندهد. متوجه نشود در خواب باشد غفلت باشد برای همچین مواقعی است که حضرت امام در وصیت نامه شان است گویا، می فرماید اگر مسئولین هم رسیدگی نکردند خودتان مبارزه کنید. البته نمی خواهم بگویم بی قانون باشد مملکت. هرج ومرج باشد ولی یک موقع است انسان می رود می گوید همه شرایط را نشان می دهد مدرک می برد می بیند هیچ کس رسیدگی نمی کند خوابند آقایان. خودش می بیند می تواند عمل بکند عمل می کند. بله یک طوری هم عمل کند که مثلاً گیر هم نیفتد. مبارزه با منکر هم بکند و گیر نیفتد چون اگر گیر بیفتد قانون با او برخورد خواهد کرد می گوید شما باید اجازه می گرفتی و مامور دولت باید این کار را می کرد ولی به هر حال این طور نیست که مسلمان ها از عهده اش ساقط باشد. نباید بی خیال باشد. «یا علی مُر بالمعروف و انه عن المنکر بیدک فان لم یستطع فبقلبک و الا فلا تلومُنّ الا نفسک» ای علی امر کن به معروف و نهی کن از منکر با دستت، اگر نتوانستی لااقل با قلبت مبارزه کن مبارزه قلبی، وگرنه خودت را ملامت کن. خودت مقصری اگر مبارزه با منکر نکنی فردا بیایند حاکم شوند و مسلط شوند به شما و رحم نکنند به صغیر و کبیرتان، خودتان مقصرید. شما باید مبارزه می کردید، نباید بی تفاوت می بودید. از خانواده، از محل، از جامعه بی تفاوت نباید می بودید. « انکر المنکر بیدک و لسانک، و بِأین من فعله بجهدک» علی علیه السلام، خیلی زیباست، می فرماید: با زشتی مبارزه کن با دستت، یعنی مبارزه ی عملی، و زبانت و هرکاری که می توانی با تلاشت انجام دهی، برای مبارزه با منکر بکن. یکی می تواند بیاید خطاطی کند، بیاید چندتا حدیث را بنویسد از این جهت مبارزه کند. یکی می تواند بیاید نوار تکثیر کند، یکی می تواند بیاید فیلم بسازد، یکی می تواند بیاید موعظه کند، یکی می تواند بیاید کتاب بنویسد، یکی می آید تدارکات این کار را بر عهده می گیرد، یکی می آید پول کمک می کند برای مبارزه با منکر. می فرماید: به هر فعلی که می توانی تلاش بکنی، بکن که با منکر مبارزه بکنی. آخرین روایت هم بخوانم بعد یک توضیحی دارم آن هم عرض کنم خدمتتان که امشب طولانی نشود. فی قوله تعالی:« و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله، إنّ المراد بالآیه الرجل یقتل علی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» علی علیه السلام. آیه ای است که :« و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله» این آیه ی قرآن است. « والله رئوف بالعباد» این بقیه ی آیه است. این آیه واقعا در شأن امیرالمومنین علیه السلام نازل شده که خودش در بستر نبی اکرم خوابید و جانش را به خطر انداخت. چهل نفر مرد مسلح ریختند در خانه، خوب اینها حمله کردند که نبی اکرم را در رخت خواب بکشند. فقط تنها عاملی که باعث شد علی علیه السلام آن شب کشته نشود، جای پیغمبر خوابیده بود که ذهن آنها را منحرف کند، این بود که آنها آن روکش را برداشتند از روی حضرت که دیدند این علی است. اگر تصمیم گرفته بودند که همانطور که روکش رویش است، بکشند کشته بودند دیگر حضرت علی کشته شده بود. می فرماید: از مردم کسانی هستند که جانشان را می فروشند و هدیه می کنند برای رضایت خدا، این آیه در درجه ی اول در شأن امیرالمومنین علیه السلام نازل شده است. خود علی علیه السلام می فرماید: این آیه، (چون آیات بطن دارند تفسیرهای مختلف دارند) می فرماید این آیه در شأن کسی است که چون بحثمان می ماند برای جلسه ی آینده. اما یک نکته را تذکر بدهم و آن را قبلا هم گفته ام. آن این است که ما همیشه در هر زمان این آگاهی به زمان خیلی مهم است. «العالم بزمانه لا تهتم علیه الزواب» آگاه به زمان مشکلات بر او هجوم نمی آورد بعضی وقتها افراد می خواهند مبارزه با منکر بکنند بخاطر عدم آگاهی خودشان یک منکر دیگری را ایجاد می کنند. یک فرمول داریم فرمول مهمی است که می گویند اگر می خواهید با یک چیزی مبارزه بکنید از بین ببریدش، هر چه که دشمن شماست این معروف است، با آن چیز خوب مبارزه نکنید خوب دشمنی نکنید بلکه از آن بد دفاع بکنید. از آن چیز بد دفاع بکنید. بعضی وقتها ما بخاطر نشناختن اسلام جایی می خواهیم امر به معروف و نهی از منکر بکنیم یا دفاع بکنیم از چیزی که بر ضد اسلام تمام می شود بخاطر عدم آگاهی. گاهی وقتها می خواهیم از مقام ولایت و امامت و عصمت دفاع بکنیم که آنجا برخلاف مقام عصمت است توهین است. این بد دفاع کردن بیشترین ضربه را به شخص و جامعه و طرز تفکر و هر چیز دیگری خواهد زد. مثلاً از روحانیت بدگویی می کنند کسی می تواند دفاع زیبا بکند می آید بد دفاع می کند با فحاشی و یک برخورد زشت اخلاقی مردم بدتر بدشان می آید. یکی می خواهد از امام دفاع کند بد دفاع می کند بدتر ضد امام می آفریند. بعضی ها می آیند از حجاب دفاع کنند یا از بی حجابی ممانعت به عمل بیاورند طوری دفاع می کنند که منع بار می آورند برای افراد. بدتر آنها جری تر می شوند که بی حجابی کنند بدحجابی کنند فساد کنند. با لات و سوسول و مشروب خور طوری برخورد می کند که لج بار می آورد یا اسلام را طوری تبلیغ می کند که تنفر ایجاد می کند. این که ما بدانیم در هر زمان چطوری باید نهی از منکر بکنیم و امر به معروف کنیم این هنری است که با هر کس چطوری برخورد کنیم. یکی آمده به امام مجتبی علیه السلام فحش می دهد به خودش به پدرش خیلی فحاشی کرد اصحاب خواستند که بکشند او را حضرت فرمود نه اجازه بدهید گفت بیا به این بنده خدا که فحش داده بود گفت برادر من چی است؟ چرا ناراحتی اگر فقیر هستی من کمک مالی می کنم تو را اگر گرسنه هستی من غذا می دهم اگر تشنه هستی سیرابت می کنم اگر مرکب نداری مرکب به تو می دهیم جا نداری جا به تو می دهیم همچین برخورد نیک کرد . طرف خودش شرمنده شد افتاد به دست و پای حضرت. عرض کرد اگر به من می گفتند چند لحظه پیش که بدترین دشمن تو کی است می گفتم حسن بن علی. اگر امروز بگویند بهترین فرد کیست و بهترین دوست تو کیست می گویم حسن بن علی. شما ببینید با افراد بداخلاق و بدجنس ائمه ما صلوات الله اجمعین چگونه برخورد کردند آن قدر که با اخلاق و برخورد شیرین شان اینها را به راه آوردند با شمشیر این کار را نکردند. خود دشمنان اسلام هم اعتراف دارند. خودشان می گویند آنقدر که اسلام با آداب و اخلاقش توانست گسترش پیدا کند هرگز با شمشیر گسترش پیدا نکرد برعکس مسیحیت. خود مسیحی ها و دانشمندان مسیحی می گویند با اخلاق. اما ما غالباً بی صبر و بی حوصله ایم روح ما کوچک است زود جوش می آوریم زود عصبانی می شویم آنجا که باید لبخند بزنیم آنجا که باید سکوت کنیم نمی توانیم. آنجا که می توانیم لبخند بزنیم آنجا که می توانیم هدیه بدهیم آنجا که می توانیم بدی شخص را با خوبی جبران کنیم می بینیم که از دست ما بر نمی آید. برخورد های شخصی این کار را خراب میکند. با 5 دقیقه برخورد صحیح یک مرده ای را انسان می تواند از ته جهنم به بهشت بکشاند. احیا بکند. ولی ما برخوردهای مان زشت است جاذبه اصلا نداریم. بعضی وقتها نوع اسلحه ای که انتخاب می کنیم اشتباه است اگر میدان مین است اگر توپ و تانک است نوع اسلحه ای که انتخاب می کنیم سرنیزه نمی تواند باشد. ما وقتی می بینیم دشمن با سلاح فرهنگ آمده باید مسلح به فرهنگ شویم. باید قدرت پیدا کنیم از درجه اول خودمان که باد نبرد ما را. تحت تأثیر قرار نگیریم و ثانیاً‌ هر کس سوالی داشت بتوانیم جواب بدهیم و هدایت کنیم اگر یکی گفت چرا بدحجابی بد است چرا بی حجابی بد است چرا حجاب لازم است من بتوانم دفاع بکنم منطقی دفاع کنیم با شیرینی دفاع کنیم بعضی وقتها ما نوع اسلحه را اشتباه انتخاب می کنیم کار وحدت است یک دلی است مبارزه فرهنگی است. بعد ما جای دیگر داریم می زنیم. امکانات طور دیگری مصرف می شود این را هم باید دقت کنیم که با هر کس چطوری برخورد کنیم یا با هر مجموعه یا جریانی چطور برخورد بکنیم این را دقت کنیم.

والحمدلله رب العالمین.