جلسه گذشته بحث مان را پیرامون بهشت آغاز کرده بودیم، فعلا چند جلسه ای به کلیات می گوییم بعد در مورد خود عجایب و نعمت های بهشت ان شاءالله صحبت خواهیم کرد. عرض کردیم که ما جز در درون خودمان به دنبال بهشت نباید بگردیم بهشت خود ما هستیم و جهنم خود ما هستیم. بهشت در روح ماست و جهنم هم در روح ماست و انتخاب این دو با ماست. این ما هستیم که باید انتخاب کنیم.
در حرکت به سمت بهشت از همان دنیا شروع شده، یعنی وقتی ما الان یا در بهشت هستیم یا در جهنم. چیزی که است این است که بعد از مرگ یا در قیامت محدودیت ها برداشته می شود و ما آنجا می فهمیم که در دنیا چگونه بوده ایم. این که الان آیا ما بهشتی هستیم یا جهنمی به خودما مربوط است. در روایت داریم که الجنه ملفوفه با... بهشت پیچیده شده با سختی ها. آن سختی گفتم برای خود ما نیست برای ناخود ماست. یعنی سختی که بهشت پیچیده شده با آن، آن سختی سختی است که به شیطان ما فشار می آید به بُعد الهی ما فشاری نمی آید. بعد الهی ما آزاد و لذت می برد و به آنچه می خواهد می تواند برسد. اگر صحبت از فشار و سختی است این به بعد شیطانی ما وارد می شود. امام رضا علیه السلام می فرماید: « کسی که بهشت را بخواهد از خداوند ولی تحمل نکند سختی ها را این شخص خودش را مسخره کرده است» این تحمل سختی ها به کجا مربوط می شود؟ این سختی ها به بعد الهی ما نیست بلکه به بعد شیطانی ما به نفس اماره ما وارد می شود. در این دنیا آنچه که می خواهد می شود آزاد است محدودیت ندارد بعد الهی ما هرمقدار که بخواهد بهره برداری کند می تواند بکند نه زمان دارد نه مکان دارد یعنی خود الهی نه محدودیت زمانی دارد نه محدودیت مکانی دارد برای بهره برداری آزاد آزاد است کسی جلویش را نگرفته. آنچه که بهش فشار می آید ناخود ماست. خود شیطانی است خود نفسانی است. اگر هم کسی بخواهد خود واقعی اش واقعاَ آزاد باشد و بهره برداری بکند اولا که آزاد است اما این که بهره برداری می کند یا نمی کند بسته به این است که ناخودش می گذارد یا نمی گذارد.
ما از کجا بدانیم که در بهشت هستیم یا جهنم؟ ببینیم که ناخودمان در فشار است یا نیست یعنی ما به آن فشار می آوریم یا نمی آوریم. آیا ما کاری بر نفس مان داریم یا رهایش کردیم به امان خدا. هر کس می تواند خودش را ارزیابی کند که در روز چقدر کار دارند با نفس شان، رها می کنند، در پیچ و خم زندگی ول هستند به خود شان فکر نمی کنند که ما چی، پس خودم، افرادی که به فکر خودشان هستند، خود واقعی شان، اینها کسانی هستند که از الان پیوند خوردند با بهشت، به بهشت برویم و الان در بهشت و جهنم هستیم به صورت واقعی، از آنجا بفهمیم که ما الان کار داریم با نفس مان یا نه، یعنی الان هم می فهمیم که در بهشتیم یا جهنم، در روز محاسبه ای مراقبتی، حسابی کتابی از خودمان می کشیم یا نمی کشیم این مهم است کسی که با خودش کار ندارد رها کرده در مسائل زندگی، کاری با نفسش ندارد غرق شده می خواهد مثل مردم عادی زندگی کند یعنی یاد گرفته از وقتی که بچه بوده یاد گرفته که بابا و مادرش این طور زندگی می کرده، او هم می خواهد اینطوری زندگی کند یعنی جامعه به او دیکته کرده خیلی از مسائل را می گوید خوب، باید پسری باید بروی سربازی و ازدواج کنی پس از الان فکر درس و تحصیل و فکر حقوق خوب و فکر کار و فکر مقام و پست باش. دختر هم باشد همینطور. یعنی اینها بد نیست اما فوق اینها باید باشد تا اینها معنی پیدا کند اینها هدف نیستند اینها وسیله اند برای یک هدف عالی. این خیلی مهم است که یک شخص مخصوصا یک جوان، بداند که نباید اسیر کارهای روزمره شود وقتی می خواهد خودش را بسازد، از الان مثل بقیه اسیر کارهای روزمره نشود بگوید ما هم می خواهیم زندگی کنیم مثل بقیه. هدف زندگی کردن است. نه، هدف شدن است، هدف به کمال رسیدن است. این را باید متوجه باشیم.
حالا من یک روایت می خوانم، در این رابطه که نمی توانیم رها کنیم نفس را به حال خودش بگوییم کاری نداشته باشیم و بعد بروم بهشت، با این باید همین الان کار داشته باشیم اگر همین الان رهایش کردیم وبه فکرش نبودیم انتظار بی فایده ای است. «لا تکن ممن یرجواالاخره بالغیر العمل» علی علیه السلام می فرماید از کسانی نباش که آخرت را می خواهند، بدون عمل. کار نکردند برایش فقط می خواهند. می گوید از آنها نباش. باید عمل کنی. باید آن سختی های نفس را تحمل کنی. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید بعید است خداوند سبحان در مورد بهشتش فریب بخورد، (بعید است یعنی نمی خورد یعنی خدا گول نمی خورد) و آن چه به نزد اوست جز با رضا و خشنودی اش به دست نیاید. یعنی به هر حال باید شرایط بهشت رفتن را فراهم کنی و خدا را راضی کنی. گول نمی خورد که اینجا انسان عمل نکند خدا را فراموش کند یا مسخره کند متدینین را یا مسائل الهی را توجه نکند بی خیال باشد بعد آنجا همینطوری یک تقی به توقی بخورد و این راهش را بگیرد و برود بهشت. بعد هم بگوید خوب هم آنجا کیف کردیم هم اینجا، آنجا هر چقدر خواستیم گناه کردیم و این همه مومنین و متدینین می گفتند ما بی توجه بودیم الان هم مهم نیست نه سختی آنجا را کشیدیم و اینجا هم راحتیم جهنم نرفتیم. این طوری نیست بهشت را بها دهند این خیلی مهم است که باید دقت کنیم. خدا گول نمی خورد کسی نمی تواند گول بزند. بعضی ها خودشان را گول می زنند، و طبق چیزی که نفس شان به آنها می دهد عمل می کند مثل کسی که توبه را عقب می اندازند که بابا وقت است فعلا جوانیم بعدا کمک می کنیم یا خدا کریم است یا ما علی را داریم در قیامت، به امید اینها گناه می کنند نفس شان گولشان می زند. دوست دارند یک توجیهی برای فرار از عبادت و طاعت خدا و انجام گناه پیدا کنند. یعنی مسائلی که یقینی است مثل همینی که من دارم خدمت تان عرض می کنیم بهشت، بهشت را به بها دهند نه به بهانه. «لا تحصل الجنه بالتمنّا» بهشت با تمنا به دست نمی آید. علی علیه السلام فرمود. فقط تمنا داشته باشی این را مطمئن است اما همین اطمینان را رها می کند دوست دارد به چیزهای موهوم به چیزهای احتمالی نفسش را راحت کند. این نمی شود. که تو مطمئن باشی عمل می خواهد بعد به بهانه ای و توجیهی بگردی که دست از سرت بردار این چنین نیست.
دوتا روایت خدمت تان عرض می کنم هر جفتش از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. در رابطه با این که بهشت و جهنم همان نفس ماست. می فرماید: «بهشت و جهنم از بند کفش تان به شما نزدیکتر است» بند کفش با آدم است همراه انسان است می گوید بهشت و جهنم شما همراه شماست. در شماست. این یک روایت. روایت بعدی می فرماید:«ما منکم من احد الا له منزلان» این روایت ها را که خواندیم یکی از امیرالمومنین و این دوتا از نبی اکرم همه از کتاب آثار الصادقین است. روایت اول را از غرر الحکم نقل کرده روایت دوم که خدمت تان خواندم، از بحار نقل کرده روایت سوم هم از بحار است. می فرماید ما منکم من احد الا له منزلان منزل فی الجنه و منزل فی النار» هیچ کدام از شما نیست که دو خانه دارید یک خانه در بهشت و یک خانه در جهنم، این که هرکدام ما دوتا خانه داریم یکی در بهشت و یکی در جهنم نشان دهنده این است که ما استعداد هر دویش را داریم. این که در دنیا با کدام شان سنخیت حاصل کنیم این مهم است نفس مان را به کدام شان عادت بدهیم با کدام شان سنخیت پیدا کنیم. ما الان همراه است بهشت و جهنم. اگر کسی بمیرد و به آتش رود بهشتیان جایگاهش را به ارث برند. یعنی سهمش را بقیه بهشتی ها می برد. یعنی ما هم توان بهشت رفتن را داریم و هم توان جهنم رفتن را. و این نفس است که می تواند این دو شکل را بگیرد به خودش. جلسه گذشته عرض کردیم با توجه به نسبتی که ذکر شد در رابطه با رابطه دنیا و آخرت، که دنیا به آخرت مثل رحم مادر به دنیا است چند مطلب را در رابطه با تفسر آخرت بیان می کنیم یکی از آنها مسئله بزرگی آخرت است در رابطه با جهنم صحبتی نداریم چون در جهنم تنگ است روایت داریم که جای افراد در جهنم خیلی تنگ است. یکی از عذاب هایی که می کشند همین تنگی جا هست. در تنگی جا عذاب های شدید می بینند حالا کاری به آن نداریم مهم بهشت است. که در جلسه قبل صحبت کردیم پیرامونش، آیه خواندیم «والجنه عرضها السموات و الارض». آیه دیگر در سوره ی مبارکه دهر است. «و اذا رأیت الجنه رأیت نعیما و ملکاً کبیرا» می فرماید اگر تو نگاه کنی به بهشت، در آنجا می بینی نعمت ها (نعیم) نعمت های زیادی و ملکا کبیرا و یک ملک بسیار بزرگ. کبیر یعنی خیلی بزرگ. خوب دقت کنید خداوند در رابطه با دنیا، دنیا را پست کوچک، لهو و لعب و بازیچه معرفی می کند اما در رابطه با بهشت می فرماید نعیماً و ملکا کبیرا ملک بزرگ. هر جفت شان را هم خدا آفریده. یعنی خدا مخلوق خودش را بهتر از هر کسی می شناسد. می گوید دنیایی که شما در آن هستید کوچک هست و حقیر است و پست است. اما آنجا ملک کبیر است. و هیچ شهادتی بهتر از شهادت خود خداوند نیست چون خودش خالق هر دو جهان است وقتی اینجایی که می فرماید پست است کوچک است حقیر است آنجا ملک کبیر معرفی می کند باید بدانیم که چقدر آنجا عظمت دارد. این بهشت و آخرت. چند تا روایت انتخاب کردم در رابطه با بزرگی بهشت، البته فقط همین مقدار که بحث مان، جلو برود، در پایان یک جلسه سعی می کنم کلیه ی آیاتی که در قرآن راجع به بهشت آمده و مقدار زیادی از روایات را همین طور با هم یک مروری بکنیم. این بسیار ارزشمند است. ولی فعلاً می خواهیم مرحله به مرحله پیش برویم و برای هر مرحله چند تا آیه و روایت بیشتر انتخاب نکردیم. و در پایان یک مروری می کنیم به کل آیات و تعدادی هم روایات که در توان ما باشد خدمت تان عرض خواهیم کرد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید خداوند تبارک و تعالی در بهشت ستونی از یاقوت آفریده که بر بالای آن هفتاد هزار قصر و در هر قصری هفتاد هزار اتاق است. و آن را برای کسانی که به یکدیگر اظهار دوستی می کنند و در راه خدا به دیدار یکدیگر می روند آفریده. یعنی همدیگر را دوست دارند دوستی شان هم به خاطر خداست یعنی به خاطر این که مومن هستند و متدین هستند همدیگر را دوست دارند عامل دیگری در رفاقت اینها موثر نیست بلکه چون حزب اللهی هستند جز حزب خدا هستند با هم دوستند. بخاطر ایمان به گرد هم آمدند. چون در روایت داریم دوستی ها، من دارم توضیح می دهم روایت را نه این که این که من می گویم روایت است دوستی ها علل مختلف دارد، می فرماید فقط دوستی پایدار است که علتش هم پایدار باشد. شما دوتا چیز را که می خواهید به هم بچسبانید آن چسبی که این دوتا چیز را به هم می چسباند دوامش زیاد باشد آن دوتا چیز همیشه به هم می چسبد. اگر دوامش کم باشد آن دوتا از هم جدا می شوند. می فرماید دوستی هایی ابدی است که علتش ابدی است تنها چیز ابدی که ما سراغ داریم خداوند تبارک و تعالی است لذا کسی که دوستی اش براساس خدا باشد، براساس دین و ایمان باشد هیچ موقع گسسته نمی شود نه در بهشت و نه بعد از آن. نه در دنیا و نه در مرگ و تا بهشت هم ادامه پیدا می کند و قرآن می فرماید « الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدوّ الا المتقین» افرادی که باه م دوست هستند بعضی های شان نسبت به بعضی دشمن هستند در قیامت در این روز، مگر افراد با تقوا. یعنی فقط افراد باتقوا هستند که دوستی شان به دشمنی تبدیل نمی شود. به جان همدیگر نمی افتند. آنجا ها را ان شاءالله در قسمت های ملاقات ها و مهمانی های بهشت و مجالس و رفت و آمدهای بهشت که رسیدیم آنجا توضیح خواهیم داد که اینها دوستی ها روابط شان چگونه است. و در راه خدا به دیدن یکدیگر می روند یعنی نه به خاطر انگیزه نه به خاطر نیاز، بلکه فقط بخاطر خدا. یعنی دوستش را دو سه روز ندیده، بعد می گوید بروم ببینم. فقط دیدار. موارد خیلی زیادی برایش قائل شدند داریم که اگر کسی برود ملاقات کسی بدون این که به او نیاز داشته باشد (کتب من زوارالله) از زائرین خدا محسوب می شود. به دیدن دوستش برود بدون این که به او نیاز داشته باشد از زائرین خدا محسوب می شود یعنی به دیدار خدا می رود. یعنی ارزش دارد خدا پا شود برود خانه دوستش بدون این که نیازی به او داشته باشد یعنی فقط آمدم تو را ببینم با هم بنشینند گپی بزنند چایی بخورند همین. خیلی خوب است. مهم است. باز از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود بهشت دارای صد درجه است که اگر همه مردم جهان در یکی از درجات گرد آیند گنجایش همگان را دارد صد درجه که می گوید نمی خواهد محدودش بکند چون به صورت واقع بهشت نامحدود است. و همچنین حضرت در روایت دیگر فرمود درجه در بهشت چون فاصله میان زمین و آسمان است و بنده چشم خود را بالا بگیرد نوری بر او می درخشد که نزدیک باشد چشمش را کور نماید. که می گوید این چیست، به او گویند این نور برادر توست می گوید برادر من فلانی؟ (رضا حسن حسین و ..) ما در دنیا با هم کار می کردیم و اعمال انجام می دادیم اینک به این ترتیب از من برتر شده است؟ به او گویند او کارش از تو برتر بوده است آنگاه در دلش رضا و خشنودی قرار داده شود تا این که راضی گردد. یعنی حرص و حسرت نیست. حسرت هست ها، حسادت نیست این طور نیست که آرام نگیرد که حالا او که این طوری است من کوفتم شود نه. می فرماید خداوند دلهای هر کس را به آن مقامی که دارند راضی کرده. این مطلب مهمی بود که باید عرض می کردم از تواضع در بهشت فضیلت است در بهشت اما حسادت وجود ندارد چون اصلا بهشت جای ناپاکی نیست. داریم در روایت قبل از این که وارد بهشت شوند در یک نهر بهشتی قبلاً می روند و در دوتا نهر است یکی شان در یک چشمه ای است که می روند تمام صفات منفی از آنها گرفته می شود محال است آن صفت زشت پیدا کنند. صفات زشت هیچ وقت سراغ بهشتی ها نمی آید. و بعد در دیگری که می روند جاودانه خواهند شد. حالا این کنایه از این باید باشد که بدن شان جاودانه خواهد شد. قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بهشتیانی که مقام و درجه کوچک دارند، می خواهد بگوید کمترین افرادی که در بهشت است چقدر مقام شان بلند است چقدر مملکت شان بزرگ است، تماشای درجه و مقام شان هزار سال طول می کشد. انتهایش را با نگاه می بینند همچنان که همسران و خدمت کاران و تخت ها و قرارگاه هایش را، یعنی کل این هزار سال، درک این مشکل است برای همه، که حالا توضیح می دهم عدم درک ما را از آخرت، می رسیم به آن. یعنی چی هزار سال؟ با چه مقیاسی با چه سرعتی، با چه میزانی، اینقدر وسیع است که اگر بخواهد کل اهل بهشت را به مهمانی دعوت کند هیچ مشکلی برخورد نخواهد کرد. یک مطلب دیگر هم است در این روایت غیر از مسئله بزرگی کی می تواند دربیاورد؟ آن چیست؟ قدرت بهره برداری ماست یعنی این که ما قدرت بهره برداری می رسیم از خوردنی ها از کاخ ها و از همسران بهشتی چقدر قدرت بهره برداری زیاد می شود. پس دیگر محدودیت ندارد که در این اتاق و قصرش نشسته از کاخ دیگرش از قصر دیگرش ده هزار کیلومتر آن طرف خبر نداشته باشد همه را می بیند از همه خبر دارد. به همه اشراف دارد. برای جنین هم توضیح بدهند که این طوری است باورش برایش مشکل است. ما هم همینطور. این را ذکر نکرد حداقلش این است که می تواند.
بهشت را صد درجه و مرتبه است میان هر دو درجه چون فاصله ای میان آسمان و زمین است. فردوس برترین درجه بهشت است حالا چندتا بهشت درجه دارد به آن می رسیم، بهشت عدن، بهشت فردوس، بهش می رسیم فردوس برترین درجه بهشت است که نهرهای چهارگانه بهشت از آن جاری می شود داریم هم بالاترین درجه بهشت است فرودس و هم وسط بهشت است که می آید بالا. بعد نهرهای چهارگانه که در بهشت جاری است می فرماید از آنجا سرچشمه می گیرد چون از خدا بهشت خواهید، بهشت فردوس را مسئلت کنید. خداوند شما را به آن بهشت وارد کند البته داریم در روایت که برای بهشت ها افرادی هستند که مشخص شده که مثلاً چه کسانی در این بهشت ها می روند، لااقل در مورد بعضی هایش این مطلب را دارد. نهرهای چهارگانه چی می داند چیست؟ عسل و شیر و شراب، «من الجنه خیر من الدنیا و ما فیه» (این را بنویسم چون کم است حفظ کردنش هم لطافت دارد) قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: « ... من الجنه خیر من الدنیا و ما فیها» از آثار الصادقین است جلد دو صفحه 347. «یک وجب از بهشت از دنیا و آنچه در آن است بهتر است» می خواهد بگوید که ما همت مان را پست نکنیم که هی حرص بزنیم و به فرموده ی علی علیه السلام تعبیر می کند کسانی را که می چسبند به دنیا، دنبال مساحت اند به سگ تعبیر کرده. لاشه و مردار است طبع مان بالا بیاید. طبع مان به این جیفه علاقه پیدا نکند خدای نکرده. روایت را باهم می خوانیم یک مرتبه« شبر من الجنه خیر من الدنیا و ما فیها».
هر وقت خواستید این را بخوانید خیلی نشاط می آورد دلتان گرفت این را بخوانید. که یک موقع سر چیزی دعوا نکنید دل تان نگیرد حرص تان تحریک نشود. خوب این دوتا روایت در رابطه با بزرگی بهشت بود برویم سروقت مطلب دیگر. مسئله دوم مسئله عدم درک بود راجع به قیامت. همین مسئله بزرگی را که من عرض کردم واقعا مشکل است درکش. در نسبت عرض کردیم که اگر به یک جنین هم بگویند که شما به یک دنیایی شما وارد خواهید شد که بینهایت بزرگتر از رحم مادر شماست، نعمت های بسیار فراوانی صدها برابر غذایی است که شما در رحم مادر می خورید درکش برایش مشکل است چون او فعلاً با آن دنیا عادت دارد. ما که داریم خودمان را ارزیابی می کنیم با این دنیا ارزیابی می کنیم. اشتباه کسانی که خدای نکرده در دلشان انکار استنکار استنکاف ایجاد می شود و ناباوری می آید، این است که وقتی می خواهند ارزیابی کنند قیامت را با معیارهای الان با بدن الان می خواهند ارزیابی کنند و نمی فهمند چی است. که آن طرف چه خبر است می گوید مگر می شود. شما به یک جنین هم بگویی این ها را نمی فهمد. اشتباه بزرگ این است که اگر کسی بیاید وقتی می خواهد راجع به قیامت نظر بدهد فکر کند الان خودش را در نظر بگیرد و بگوید مگر می شود. وقتی شما در بهشت می توانی هزار کیلومتر را ببینی، این می گوید من الان پشت دیوار را نمی بینم، چطور آنجا را ببینم. این دارد با الانش مقایسه می کند. البته خداوند تبارک و تعالی برای هر یک از موارد قیامتی که مطرح می شود نمونه گذاشته شما از الان هم به آسمانها نگاه کنید هزاران سال نوری را می بینید. فرقش این است که آنجا به جزئیات هم آگاه می شوید اینجا فقط، کلیات را دارید می بینید. سوره ...آیه 17 «فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین» می فرماید هیچ کس نمی داند چه چیزی برای او از چشم روشنی ها مخفی شده. هیچ کس نمی داند. نمی تواند بفهمد. دقیقاً همان نسبت است که جنین نمی فهمد در دنیا چه خبر است ما هم نمی فهمیم در آخرت چه خبر است. یک تعبیری است در قره عین، قره یعنی خنکی، ترجمه شده به خنکی، خنکی چشم. یک نکته ی ظریفی است که وقتی انسان گریه میکند از غم، اشکی که از چشمش می آید داغ است گرم است حرارت دارد اما وقتی شاد است و اشک از چشمش می آید آن اشک اشک خنکی است از شادی و شوق که اشک در چشمش جمع می شود. وقتی می گوید روشنی چشم یعنی یک چیزی است که شاد کننده است یعنی وقتی شخص می بیند شوق برش می دارد چشمش روشن می شود باید بداند که خیلی عظمت دارد. روایت را قبلا خدمت تان خواندم: «اعدت للعبادی الصالحین ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر» این جا بله یک روایت دارد که اینجا دقیقتر است چون این در اینجا که است نکته ظریف درش است مال کسی که می فهمد، آن هم در پایان روایت است تا حالا ندیدم بودم که یک همچین مضمونی پشت روایت باشد. چند سال است روایت در جاهای مختلف می بینم یک همچین مضمونی ندیده بودم پشتش، دقت کنید خیلی مهم است و زیبا. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم : «ان الله یقول اعدت لعبادی الصالحین ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر فلهمت طلعتکم علیه» این مهم است می فرماید که خداوند می فرماید آماده کرده ام برای بندگان صالحم چیزی که هیچ چشمی ندیده، و هیچ گوشی نشنیده، و به قلب هیچ کس هم خطور نکرده که چی هست بعد آخرش می فرماید که «در بند آن چه را که به شما آگهی داده ام نباشید» یعنی ول کنید این را که به شما خبر رسیده یعنی فکر نکنید وقتی صحبت از حوریه بهشتی می شود شما می توانید تصورش کنید، نمی توانید. وقتی صحبت از قصر بهشتی می شود شما نمی توانید تصورش کنید، قرآن می گوید کاخی است و شرابی است و عسلی است و باغی است و بهشتی است و موسیقی است و چنین و چنان است اما می فرماید«در بند آنچیزی که به شما خبر دادم نباشید» یعنی نخواهید از آنچه که ما به شما گفتیم بفهمید که آنجا چی هست، چون نمی فهمید. یک چیز دیگر است. یعنی توانایی نیست که شما درک کنید گیر اینجاست. می فرماید اگر یک مقدار از عطر بهشتی (که می رسیم حالا به آن)، اگر خدا در دنیا پخش کنند همه می میرند چون توان نیست. نه این که آن عطر بد باشد نه از این که خیلی خوب است. مثل جگر می ماند که خوب است مثل پسته می ماند مثل فندق می ماند که خوب است مثل بادام می ماند ولی برای کدام معده؟ برای معده بچه که وقتی خورد می دهد بالا. چون این با آن سنخیت ندارد این خیلی قوی است و این خیلی ضعیف است. نمی تواند بفهمد. درک نمی تواند. ظرفیت نیست. می فرماید اگر حوریه بهشتی را کسی در این دنیا دید یعنی بیاورند که ببیند همه خواهند مرد. تحمل زیبایی حوری را کسی ندارد. همانطور در رابطه با جهنم داریم اگر یک قطره از آن را رها کنند در این دنیا همه ذوب می شوند و نابود می شوند. ما نمی فهمیم که آن طرف چه خبر است. باز هم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنکگامی که خدای تعالی بهشت عدن را (این هم یک بهشت است آن فردوس بود این عدن است جنّات عدن) بیافرید در آن چیزهایی قرار داد که هیچ چشمی آن را ندیده و در دل هیچ انسانی خیال آن نگذشته است. سپس به آن بهشت فرمان داد که سخن بگوید بهشت عدن به سخن درآمد و گفت «قدافلح المؤمنون» یعنی فقط مؤمنان هستند که رستگارند. این صحبت بهشت است. چیز خیلی چیز زیبا و جالبی است این است که در قرآن هم می فرماید این است که همه چیز در آخرت حیات دارد و درک می کند. می فهمد. شما می توانی با بهشت خودت حرف بزنی و او می فهمد. با کاخ خودت با تختت می توانی صحبت کنی با درختت با پرنده هایت می توانی صحبت کنی همه چیز شعور دارد می تواند صحبت کند.
مطلب بعد تنوع نعمت است که در بهشت نعمت ها متنوع است. مثالی که عرض کردم همان تنوع نعمت در دنیا است نسبت به عالم رحم. در عالم رحم یک نوع و آن را کافی ندانسته و برای لذت بیشتر یا برای مصالح دیگر دست برده به طبیعت و خودش هم خوراکی های مختلفی درست کرده ودارد درست می کند و این غیر قابل مقایسه با آن چی که ما در رحم استفاده می کردیم. این تنوع نعمت ها، غیر قابل مقایسه است. آنجا هم چنین است بهشت بینهایت است ابدی است، این تنوع نعمت ها باید به قدری باشد که در ابدیت دل کسی را نزند. متنوع و جدید است داریم آنجا که منظره ها یکسره برای افراد جدید است. در سوره محمد صلی الله علیه و آله و سلم آیه 5 «لهم فیها من کل» برای آنها هست در بهشت از همه میوه ها، و در سوره واقعه «و لحم طیر مما یشتهون» گوشت پرنده از آنچه که اشتها داشته باشند. یعنی از هر پرنده ی که میل کنند است. «لهم ما یشائون فیها» سوره ق آیه 35 هر چه که بخواهند آنجا هست. «لهم» برای آنهاست آنچه که بخواهند. محدودیت ندارد نه گفته نمی شود به کسی. این یعنی چی؟ یعنی به این چیزی که دارم قانع نیستم. البته داریم شفاعت هایی که می رسند خدمت تان عرض می کنم بعضی ها بعضی دیگر با بالاتر می برند با خودشان. شفاعت می کنند می برند بالا، مثلا خانواده شان را می برند پیش خودشان. نه که از جهنم بکشاندشان بهشت، نه اگر از مرحله حساب و کتاب رد شد بعد با درجات می توانند با خودشان ببرند بالا شفاعت کنند. این نکته خیلی مهم است که می فرماید که میوه همه میوه ها و گوشت پرنده از هر چه که بخواهند، هر چه که (ما یشائون فیها) هر چه که اراده کنند در آنجا هست. در دنیا اینطوری نیست یعنی هر کس هر وقت اراده کرد، هر چه دم دستش باشد، محدودیت دارد و آن هم با رنج و چه درد سر و خون جگر خوردن و اگر پولدار باشد چقدر سعی می کند تا آن را تهیه کند. مثلاً همه میوه ها در همه کشورها نیست. یک میوه هایی است که کشورهای دیگر خبر ندارد. خوراک هایی است که کشورهای دیگر خبر ندارند. یا چیزهایی است که در کشورهای دیگر است دسترسی به آن ها نیست. مثلاً داریم بزرگان کشورهای جهان یکی از چیزهایی که برایشان مهم است خاویار ایران است. قدیم ها زمان شاه کسانی که می آمد سوغات یک کیلو خاویار می برد یا آن پولدارها که شهوت شان شکم شان است خیلی برایشان مهم است که به عنوان سوغات ایران یک مقداری از خاویار ایران را ببرند. لذا محدودیت است در دنیا تنوع نعمت هم که باشد نمی شود انسان از همه بهره برداری کند. خود به خود از این بحث وارد بحث قدرت بهره برداری می شویم که در قیامت قدرت بهره برداری زیاد است و انسان محدودیت ندارد. در سوره واقعه می فرماید «لا مقطوعه و لا ممنوعه» نه قطع می شود از آنچه که بخواهند، یعنی جیره شما اینقدر بود سهمیه شما اینقدر بود، و منع هم نمی شود کرد کسی را. منع نمی شود یعنی مانع وجود ندارد دقت کنید. یکموقع است مانع وجود دارد مثلاً امشب غذا آبگوشت است یکی بگوید چرب است من نمی توانم بخورم یعنی دوست دارد بوی آبگوشت هم اذیتش می کند قدرت بهره برداری ندارد یک وقتی دلش می خواهد ولی آن طرف کسی بهش نمی دهد. خواستگاری دختر پادشاه رفت گفت 50 درصدش حل شده 50 درصدش مانده، آن 50 درصدی که حل شده این است که من می خواهمش، و 50 درصد دیگرش این است که آنها نمی دهند، می خواهد ولی نمی دهند. فرمود نه قطع می شود از کسی نه منع می شود. و موضوع مهم این است که آنجا انسان این طور نیست از یک چیزی استفاده کند و بگوید خسته شدم دلم را زد سیر شدم آنجا سیری مفهومی ندارد چون آنجا نمی خورند که سیر شوند، چون اصلاً گرسنگی محال است در بهشت بیاید. کسی گرسنه اش شود و بعد بخورد که دفع الم شود یعنی من می خورم که درد گرسنگی از من برطرف شود ما اینجا اینطوری می خوریم دیگر اینجا فشار گرسنگی به ما می آید و غذا خیلی خوشمزه می شود و می خوریم آرامش بگیریم و این درد بیفتد. آنجا فشار گرسنگی وجود ندارد که کسی بخورد که سیر شود. فقط برای لذت است. می خواهد فقط لذت ببرد. در هیچ مورد، نه در خوراک، نه در مسائل معنوی نه در هیچ موردی مفهوم ندارد نه محدودیت وجود دارد نه سهمیه است و نه جلویش را می گیرند و نه خودش احساس ضعف می کند و می گوید بسم است. بهشت برای این است که این محدودیت ها برداشته شود و انسان به این حس بی نهایت طلبی اش ارضا شود. آنی که در دنیا نشد و نخواهد هم شد. برای هیچ کس نشده و برای هیچ کس هم نخواهد شد. لذا وجودش را خداوند طوری قوی می آفریند که در بهره برداری از هیچ چیز ناتوان نمی شود. در رابطه با میوه ها داریم سوره رعد آیه 35 « اکُلها دائمٌ» میوه هایش دائمی است فصلی نیست. الان بگویند پرتغال یا انگور مثلاً چقدر باید پول بدهی تا بخری و بخوری. هر وقت بخواهی هر میوه ای دائم شما می توانی بهره برداری کنی محدودیتی نداری. یکی از مسائل مهمی که است در بهشت مسئله خلود است که آن را گذاشتم برای آخر. یعنی بعد از کلاً تمام بحث های بهشت را کردیم بحث جاودانگی را آنجا باید حل کنیم چون بحث جهنم بلافاصله بعدش می آید و در جهنم یک عده تولد ناقص دارند. تولد ناقص یعنی چی، همانطور که جنین اگر تولد ناقص داشته باشد مادامی که در دنیا هست معذب است اگر کسی تولد ناقص داشته باشد به آخرت مادامی که در آخرت است حسرت می خورد. چون الاخره ابداٌ آخرت همیشگی است عذاب هم همیشگی است. یکی که در دنیا 50 سال 60 سال گناه کرده باشد آنجا در آخرت تا ابد در جهنم می ماند. این را باید آنجا صحبت کنیم.
آنجا نیاز داریم به این مطلب که اولین بحث ما بحث تولد ناقص است که نیاز بحث ما می شود.
والحمدلله رب العالمین.