أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بیست و ششمین ادب از آداب شاگرد در درس کسب اجازه از محضر استاد و خواندن دعا به هنگام قرائت درس است: شاگرد نباید قبل از کسب اجازه از استاد به قرائت درس آغاز کند این نکته را گروهی از دانشمندان یادآور شدهاند که باید شاگرد برای قرائت درس از استاد کسب اجازه نماید و آنگاه که استاد اجازه قرائت را به او داد باید استعاذه کند.@ یعنی از شر شیطان به خدا پناه بردن، و بگوید أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بعد اسم خدا را به زبانش جاری کند سپس نام خدای متعال را بر زبان جاری سازد و بگوید بسم الله الرحمن الرحیم پس از آن خدای را سپاس گفته و بر پیامبر اکرم(ص) و خاندانش(ع) درود فرستد.@ مثلاً به عنوان نمونه بگوید الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین بعد از آن دعای خود را به استاد و والدین و همه استادان خویش و دانشمندان و خویشتن و سایر مسلمین نثار کند و چنان که دعای ویژهای نیز نثار مؤلف کتاب درسی خود نماید کار خوب و پسندیدهای است.@ چقدر اینها یک درس آداب دارد اینطوری هست که انسان متصل به ماوراء طبیعت میشود احترام علم، تقدسش، احترام کتابی که میخوانید توجه به مؤلفی که داریم از او تغذیه میکنیم. خیلی مهم هست. خیلی بیادبی هست انسان کتابی را بخواند به خصوص کتابهای خوب و مفید را وقتی دارد میخواند کتابهای دینی حتی کتابهای علمی و یادی از مؤلف نکند.@ شاگرد باید بدینسان به هنگام آغاز نمودن به هر درس یا تکرار و مطالعه و مقابله آن در حضور استاد و یا در غیاب او عمل کند و آنگاه که درس را بر استاد قرائت میکند اختصاصاً استاد را دعا کند و چنان که گفتیم برای مصنف کتاب نیز از خداوند متعال طلب رحمت و مغفرت نماید وقتی که دانشجو و شاگرد دعای خود را نثار استاد مینماید.@ باید چنین گوید(رضی الله عنکم) خدا از شما راضی باشد یا(رضی الله عن شیخنا) خدا از شیخ ما راضی باشد یا از استاد ما راضی باشد یا بگوید(رضی الله عن إمامنا) خداوند از امام و راهبر ما راضی باشد و امثال اینگونه دعاها که باید هدف آنها عبارت از خود استاد باشد.@ آنگاه که دانشجو از خواندن درس فراغت یافت باید برای مرتبه دوم نیز استاد خود را دعا کند و استاد نیز به نوبه خود در هر وقتی که مشمول دعای دانشجوی خود قرار گرفت درباره او دعا نماید استاد هم جواب بدهد اگر دانشجو در افتتاح درس خود از خواندن و یاد کردن مضامین فوق غفلت کند و یا به علت بیاطلاعی و یا نسیان آن را ترک نماید.@ باید استاد به او هشدار داده و مضامین فوق و دعای مذکور را به وی تعلیم دهد و آن را به یاد او آورد زیرا ابتداء درس با مضامین مذکور از مهمترین آداب و آیینهای دانش آموختن میباشد.@ اخبار و احادیث نیز همه مردم را موظف میدارد که در آغاز نمودن به کارهای مهم نام خدای را به زبان آورده و سپاس او را بجای آورد درس خواندن نیز از مهمترین و پرارزشترین کارهای انسان به شمار میاید.@ چون کار بسیار مهمی هست باید با نام خدا شروع بشود. حدیث هم از پیامبر(ص) نقل کردند(کُلُّ أمرٍ ذی بالٍ لا یُبدَءُ فیهِ بِالحَمد أقطَع) یا در روایت دیگر داریم(أبتَر) به جای(فیه بالحمد) گاهی وقتها(بسم الله) داریم که بحث اینکه این بسم الله چرا بعضی جاها گفته بسم الله الرحمن الرحیم بعضی جاها گفته با حمد باید شروع بشود.@ آیا بالأخره با بسم الله شروع کنیم یا با حمد شروع کنیم یک بحثی هست که در مقدمه کتاب حاشیه ملا عبدالله بحث مفصلی در این رابطه دارد که آیا کدام یک از آنها ابتدای حقیقی است کدام ابتدای غیر حقیقی و مجازی هست اضافی هست.@ هر امر مهمی که با حمد خدا شروع نشود اقطع است بریده است یا با اسم خدا شروع نشود ابتر هست ناقص و ناتمام هست در واقع دُم بریده هست یعنی بینتیجه است نتیجهای ندارد باید با اسم خدا شروع بشود بیشتر به این عنوان هست که ما وقتی با اسم خدا شروع میکنیم یعنی محتوا باید اتصال به خدا داشته باشد کاری که با اسم خدا اتصال دارد شروع میشود(ما کانَ لله یَنمُو) خدا به او برکت میدهد و رشد میکند.@ بیست و هفتمین ادب اهتمام به مذاکره و تکرار و اعاده سخنان استاد: شاگرد باید با کسانی که همدرس او هستند و وی را در درس همراهی میکنند و در مجلس درس مراقب نکات سودمند و قواعد و ضوابط و امثال آنها میباشند و آنها را به خاطر میسپارند بحث و مذاکره نماید.@ یعنی کسانی که با او همدرس هستند مطالب درسی را خوب دقت میکنند مطالب درسی را به ذهن میسپارند مینویسند شاگردهایی که به هر حال توجه بیشتری به اینجور مسائل دارند با آنها بحث و مذاکره کند و سخنان و بیانات استاد را میان خود اعاده و تکرار کنند یعنی بنشینند با هم مباحثه کنند.@ به قول امام(س) فرمود علوم اسلامی بدون مباحثه به هیچ جا نمیرسد باید حتماً مباحثه باشد، و سخنان و بیانات استاد را میان خود اعاده و تکرار کنند. زیرا بحث و مذاکره درس متضمن فوائد مهمی است که از هر جهت بر فوائد و عوائد حفظ کردن آن ترجیح دهد به جای اینکه حفظ بکند بحث بکند.@ به دلیل اینکه ممکن است حفظ کردن درس احیاناً همراه با لغزش و اشتباه صورت گیرد در حالی که مذاکره آن بهترین راه برای حفظ کردن و نیز جبران اشتباه و لغزش میباشد یعنی در واقع یک بررسی دقیق است چون یک طرف مقابل دارد که او خیلی دقت میکند و گوش میکند و اگر جایی ضعفی نکتهای باشد هویدا میشود.@ شاگردان باید بلافاصله پس از برخواستن از جلسه درس و پیش از تفرغ اذهان و تشطط افکار و از یاد رفتن و پراکندگی پارهای از مسموعات از ذهنشان به مذاکره و مباحثه درس مبادرت ورزند و سپس در فرصتهای مناسب نیز همین مذاکره را با دیگران تکرار کنند.@ یعنی مباحثه را تکرار کنند با دیگران داشته باشند این خیلی خوب هست در حوزه یادم هست آن موقع در ایام طلبگی درس که تمام میشد بلافاصله ما مباحثه داشتیم و این خیلی اثر میگذاشت که انسان بلافاصله مباحثه بکند. بنابراین هیچ امری از لحاظ اهمیت به پایه مذاکره و مباحثه نمیرسد و آن کسی که طالب علم است برای مذاکره احساس حرج و دشواری نمینماید.@ آنها که طالب نیستند خودشان را مسخره کردند و یا اینکه به اغراض دیگری غیر از غرض علمی و فهمیدن غیر از آن نیاتی که قبلاً خواندیم باید داشته باشند آنها برایشان سنگین است که یک وقتی بگذارند مباحثه بکنند مذاکره علمی بکنند برایشان سنگین است اما آنها که طالب علم هستند حقیقتاً دنبال آن هستند وقت مباحثه میگذارند.@ وقت میگذارند دور هم جمع میشوند دو نفر دو نفر سه نفر سه نفر با هم مباحثه میکنند چون جدی هستند میخواهند این را بفهمد قصدشان فهم است قصدشان شدن است و خدا میداند که در این مجالس دو نفره و سه نفره خصوصی که بعد از کلاس برقرار میشود.@ حالا یا بلافاصله بعد از درس استاد یا با فاصله برقرار میشود چقدر در این مذاکرههای حضوری برکات وجود دارد که یک درس را با هم مذاکره میکنند و مباحثه میکنند خیلی اثر خوبی هست. و یا اگر احساس دشواری و ناهمواری مینماید نباید از ادای وظیفه نسبت به آن شانه خالی کند مباحثه را باید چسبید.@ خدا رحمت کند صمد مرادی(ره) را که چقدر قوی بود و چقدر غلبه بر طبیعتش داشت واقعاً خیلی برجسته بود واقعاً از کارهایی که باید بشود در کارهای علمی در او هیچ وقت تنبلی کسالت یک چیزی به او سنگین بیاید کوه بود یعنی اینطور نبود که میگوییم مباحثه چه موقع بکنیم؟@ میگفت که این ساعت راحتتر و بهتر است نه میگفت هر ساعتی که صلاح هست 12 شب خوب است خیلی قوی بود من میدانم ایشان اگر ازدواج میکرد خانواده هم تشکیل میداد همان قدرت خودش را حفظ کرده بود چون برای خودش این را ملکه کرده بود جوهره وجودش کرده بود که غلبه داشته باشد.@ اگر دانشجو برای مذاکره و مباحثه درس یار و رفیقی برای خود نیافت باید خود با خویشتن مذاکره کند و مفاهیم و تعابیری که از استاد شنیده است بر ذهن و خاطر خویش عَرضه و تکرار نماید تا به حفظ و پایداری آن مدد کرده و آن را بر صحیفه خاطر خود بنگارد زیرا تکرار معنی و مفهوم علمی بر صحیفه دل و پهنه خاطر همانند تکرار لفظ بر زبان میباشد.@ کمتر اتفاق میافتد کسی صرفاً بر تفکر و تعقل بیانات استاد در جلسه درس اکتفا کند و آن را به دست فراموشی سپرده و از جای خود برخیزد و جلسه درس را ترک گوید و به هیچ وجه آن درس را با خود و یا دیگری تکرار و اعاده ننماید ولی در عین حال نسبت به آن درس موفق و کامیاب گردد و اندوختههای ذهنی او پایداری خود را حفظ کند.@ یعنی نمیشود به خاطر نسپاری مذاکره نکنی ولی آن درس برای تو بماند اگر مذاکره نکنی مباحثه نکنی و کار نکنی برایت نمیماند و از بین میرود باید درس را تکرار کنی هیئتیها اینطوری هستند گهگاهی میروند در هیئت مینشینند یک روز این هیئت یک روز آن هیئت، سی سال هیئتی بوده چیزی برایش ته قضیه نمیماند.@ جلسه را باید همینطوری دید کلاس را باید همینطوری دید یعنی باید درس خودت و خوراک خودت بدانی تا به آن اهتمام بورزی برای هضمش، یعنی جذب، هضم و تبدیلش را زحمت بکشی فهم درس و شنیدن از استاد فقط مرحله جذب است.@ آن را گرفتی اما هضم و تبدیل معلوم نیست بشود ممکن است دفع بشود از اینطرف جذب بشود از آنطرف دفع بشود این فایده ندارد این خیلی خسران هست باید نسبت به آن چیزی که میگیرید اهتمام بورزید واقعاً وقت بگذارید برای مذاکره برای مباحثه برای تکرارش و خلوت کردن با آنچه که گرفتید تا تبدیل بشوید.@ بیست و هشت حفظ حرمت استاد به گاه مباحثه و اعاده درس: دانشجویان باید در خارج محیط جلسه درس به مباحثه و مذاکره آن مبادرت ورزند ولی میتوانند پس از انصراف و فراغت استاد از درس در خود محیط جلسه درس اقدام به مذاکره و مباحثه نمایند.@ البته باید در صورت اخیر که در خود مجلس درس اقدام به مباحثه میکند مذاکره خود را به گونهای برگزار نمایند که سروصدای آنها به گوش استاد نرسد زیرا اگر به کیفیتی مباحثه کنند که سروصدای آنها به گوش استاد برسد این عمل به عنوان سوء ادب و جسارت به استاد تلقی خواهد شد.@ یعنی اگر در شبستان مسجد استاد درس داده شما نشستید در شبستان مباحثه کردید مباحثه شما استاد را اذیت نکند اگر نه باید بیرون بروید در حیاط بنشینید شبستانهای دیگر بروید طبقات دیگر در حجرهها بروید بنشینید. به خصوص اگر چنین شاگردانی دارای معید باشند و همین معید با صدایی رسا که آن را به گوش استاد میرساند درس آنها را اعاده کند.@ معید یعنی کسی که درس استاد را اعاده میکند و میگوید و با قبول مسئولیت اعاده درس و سینه راست کردن و صدرنشینی خود آن هم در محضر استاد با وی هماوردی نماید این رفتار به عنوان زشتترین صفات و بیگانهترین عمل نسبت به موازین اخلاق و آداب به شمار میاید یعنی در مقابل استاد استادی نکند.@ البته مورد استثنائی نیز وجود دارد و آن هم عبارت از وقتی است که استاد به خاطر مصلحتاندیشی، خود استاد دستور و یا رضایت میدهد، به شاگرد عادی و یا به شاگردی که دارای سِمَت معید است اجازه دهد تا در محضر او به مباحثه و یا اعاده درس دست یازد.@ مثلاً استاد میخواهد شاگرد را از نظر بیان و کارآیی او در امر تعلیم و یا منظورهای دیگر بیازماید تا شایستگی او را برای مقام معلمی و تدریس و یا سایر اهداف دیگر احراز نماید و یا مراتب علمی او را امتحان کند در چنین شرائطی شاگرد میتواند در حضور استاد داد سخن داده و به مذاکره، مباحثه، و اعاده درس او مبادرت ورزد.@ ما در ایام طلبگیمان یک درسی پنجشنبهها داشتیم به نام تمرین منبر، اساتید تمرین مینشستند یک طلبه میرفت ثبتنام میکرد یکی دوتا سهتا پنج تا میرفتند ثبتنام میکردند مثلاً هفته به هفته نوبت یکی بود یا نوبت دو نفر بود هر طلبهای باید میرفت روی منبر مینشست مثل استاد برای سایر طلبهها یک ربع صحبت میکرد راجع به یک موضوعی تمرین میکرد تا این قدرت را پیدا بکند.@ بیست و نه رعایت موازین اخلاقی در نحوه مذاکره علمی: همه دانشجویان اخلاقاً موظفاً همان آداب و احتراماتی که قبلاً از آنها نسبت به استاد سخن رفت و یا آدابی قریب به آن را نسبت به شاگردان مسنتر از خویشتن و یا معید خود در مباحثات و مذاکرات علمی مراعات کرده و رفتاری آمیخته با ادب و نزاکت را با آنها در پیش گیرد یعنی احترام شاگردان قدیمیتر بالاتر اینها خیلی مهم هست که بین افراد باشد.@ دانشجویان نباید با اینگونه افراد آنگاه که درباره گفتارشان شاک و مردد میگردند به ستیز برخیزند مثل استاد یعنی باید مثل حرمت استاد وقتی به کلام او شک کردی بلند شوی با او جنگ بکنی و با او جدل بکنی نه بلکه باید با آمیزه رفق و مدارا درباره گفتار آنها بررسی کرده و سرانجام تا آنجا که امکانات اجازه میدهد به بیان و توضیح حقیقت دست یابد.@ اگر دانشجویان پس از بررسی مطلب نتوانستند حق مطلب را با قاطعیت دریابند و شبهه و تردیدی در آنها به هم رسد باید به منظور وصول به هدف به خود استاد مراجعه نمایند برای اینکه مشخص بشود پیش خود استاد بروند و در مراجعه به او نیز لطف بیان و حسن ادب را فراموش نکنند و در صدد معرفی موافقان و مخالفان مطلب مورد بحث برنیایند.@ بگویند استاد ببخشید من میگویم اینطوری است ایشان میگوید آنطوری است این بد است یا مثلاً میرود از استاد سؤال میکند استاد به او میگوید بله من خودم هم میدانستم من هم گفتم اینطوری است آقای فلانی قبول نمیکرد این هم بد هست.@ بلکه سعی کنند در ذل این مراجعه صرفاً به درخواست بیان حقیقت و روشن شدن حق به هر صورت و کیفیت ممکن قناعت نمایند. سی وظائف علمی و اخلاقی دانشجویان برجسته: شاگردی که به نوعی از دانش و کمالات علمی و اخلاقی در میان همگنان برخوردار میباشد یکذره برتری دارد برجستهتر از سایر شاگردان است جلوتر هست.@ باید دوستان و رفقای خود را ارشاد نموده و آنها را به گردهمایی و مذاکرات علمی و فراهم آوردن ذخائر فرهنگی ترقیب و تشویق نموده و بذل زحمت و کوشش را بر خود در راه علم هموار ساخته نکات سودمند و قواعد کلی و مطالب جالب را از طریق مذاکره و گفتگویی که از محبت و دلسوزی مایه میگیرد به آنان تذکر دهند.@ یعنی شاگرد زرنگها هوای بقیه را داشته باشند، چنین شاگرد سرشناس و برخوردار از کمال نسبی در علم باید بداند که در ذل این ارشاد و راهنمایی به خیر و برکت و فزونی سرمایه دانش خویش در سایر تفضل پروردگار مدد نموده و خداوند متعال نورانیتی در دلش پدید میاورد تا مطالب علمی در خاطرش استوار و پایدار بماند.@ علاوه بر این مزایا اینگونه شاگرد خوشنام و سرشناس و فاضل به خاطر ارشاد دیگران اجر و پاداش بزرگ و فراوانی را نصیب خویش ساخته و حسن نظر و التفاط و مهر پروردگار را به خود جلب میکند اگر شاگردی که واجد نوعی از کمالات علمی است.@ از اینگونه ارشادات نسبت به همگنان خود دریغ ورزد از نظر بازده کار در نقطه مقابل شاگرد سرشناس و دلسوز قرار میگیرد یعنی معلومات او پایداری خود را از دست میدهد و اگر هم پایدار بماند ثمربخش نخواهد بود و خیر و برکت و فزایندگی سرمایههای علمی در اندوختههای ذهنی او به وجود نمیاید.@ این نکته برای گروه بسیاری از پیشینیان و پسینیان یعنی گذشتگان و آیندگان به تجربه رسیده است یعنی هم علم خودش دفن میشود کسی که از علمش کار میکشد علمش برکت پیدا میکند هم علم خودش دفن میشود شاگردانی که دریغ میورزند هم دیگران را محروم میکنند بخل ورزیدند.@ شاگردی که از نظر کمالات علمی شهرتی کسب کرده و از دانش فزونتری برخوردار است باید نسبت به دیگران رشک و حسد برده و آنان را تحقیر کند باید نسبت به بقیه متواضع باشد او نباید بر اقران و همگنان خود مباهات ورزیده و به خاطر درک و فهم جالب خویش و پیشتازی علمی نسبت به دیگران دچار عُجب و غرور و خودپسندی گردند.@ اتفاقاً شاگردانی که اینطوری هستند زود زمین میخورند شاگردانی که هوای پایینیها را ندارند اهل فخرفروشی و عجب هستند دیگران را تحقیر میکنند خیلی با پایینها جوش نمیخورند هوای پایینیها را ندارند خوب راهنمایی نمیکنند دلسوزانه عمل نمیکنند نسبت به کسانی که از آنها پایینتر هستند اینها زود زمین میخورند.@ چون او نیز در رده همانان قرار داشته است ولی خداوند بر وی منت نهاده و او را در میان همالان و دوستانش ممتاز و برجسته ساخته است یک توحید خوب میخواهد یعنی انسان باید بداند که هر چه دارد از جانب خداست.@ (ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ) هر حسنهای که گیر شما بیاید هر خیری که به سمت شما بیاید حتماً از جانب خداست وقتی از جانب خدا رسیده انسان نباید از آن سوءاستفاده بکند و آن را که خدا به او داده از آن برای گناه و معصیت استفاده کند.@ صدای خوش داده برای دین خدا استفاده بکند قیافه زیبا داده از آن سوءاستفاده نکند قلم خوش داده خوش مینویسید استعدادی هست برای خدا استفاده کنید حافظه قوی داده از آن استفاده درست بشود خدای نکرده سوءاستفاده نشود.@ بنابراین باید او سپاسگزار چنین نعمت و منت الهی بوده و در سایه استمرار سپاس خویش برکات و فزایندگی مایههای علمی را از خداوند متعال درخواست کند اگر چنین دانشجوی ممتاز و برجسته و فاضل به جای تحقیر دیگران و مبارحات بر اقران و عُجب و غرور و خودپسندی سپاس نعمت و منت الهی را پیشه خود سازد.@ و در سایه آن شایستگی او در مسیر تکامل قرار گیرد و فضیلت و شرافت اخلاقی او زبانزد دیگران گردد به مراتب و مراحل علمی بالاتری ارتقاء خواهد یافت خداوند متعال ولی توفیق و ضامن کامیابی انسان در مسیر فضیلت و عهدهدار تکامل او در ارتقاء به والاترین مقام انسانیت و معنویت و مدارج عالی علمی است.@ اینکه میگوید خداوند عهدهدار هست یعنی هیچ کس نباید فکر بکند که میتواند به خودش تکیه بکند و به آن رشد برسد اینطور نیست اگر کسی خدای نکرده به حافظه خودش نگاه کرد مشرک شده به وضعیت مالیاش نگاه کرد مشرک شده به استادش و مدرسهاش نگاه کرد همینطور.@ باید از خدا این توفیق را بخواهد بداند که هر راهی که میخواهد برود با توفیق الهی باید برود نمیشود به خدا با کلک نزدیک شد نمیشود به خدا با کراهت نزدیک شد یعنی اعمال مکروه و حرام را انجام داد باید حتماً آن چیزی را که خدا دوست دارد انجام دهید تا نزدیک بشوید.@ لذا اگر من بخلی ورزیدم از اینکه به یک کسی خیر علمی برسانم این راه خودم را سد کردم آیه قرآن هست(وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ) هر کس بخل بورزد نسبت به روح خودش بخل ورزیده یعنی در واقع نسبت به خودش بخیل بوده و خودش را محروم کرده.@ هر نوع بخلی چه بخل معنوی چه بخل مادی مساوی است با کم گذاشتن از خودت، و حتماً در آن محرومیتی از جانب خدا نصیبت میشود از جانب خدا نه اینکه خدا محرومت میکند یعنی خدا بازده این عملت را به تو میدهد در واقع خودت چون ضمیر بخل دومی به خود شخص برمیگردد.@ (وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ) از نفس خودش بخل ورزیده خودش خودش را محروم کرده لذا در کار علمی و معنوی نباید اگر جای خوبی هست دیگران را میتوانی معرفی بکنی استاد خوبی هست همینطور، درس خوبی هست همینطور، اگر خودت چیزی گیرت آمد به دیگران بدهی.@ اگر چیزی به شما دادند سعی کنید دیگران را هم مشارکت بدهید تا برکت پیدا بکند در روایت داریم که مال با بذل کم میشود اما علم با تعلیم زیاد میشود.@ الحمد لله رب العالمین خدا را شکر که ما را موفق کرد که این آداب را بخوانیم خدایا به حق محمد و آل محمد قسمت میدهیم که به صاحبان این روز حضرت امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) قسمت میدهیم که ما را موفق به عمل به آنچه که خواندیم بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 040 - آداب تعلیم و تعلم
متن کامل (خام) جلسه 040 - آداب تعلیم و تعلم