أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بخش سوم آداب و وظائف شاگرد در دانش آموختن و قرائت درس و تکیهگاههای او در رابطه با استاد و رفقا و همدرسیها، سی ادب را در این بخش ذکر فرمودند که ما فقط بعضی از این سی ادب را خواهیم خواند و بقیه را همینطور عنوانش را عرض میکنیم شاید هم یک توضیح مختصری بدهیم.@ علتش هم این است که ما بعضیها را اگر بخواهیم وارد بشویم بحثهای خیلی مبسوط و مفصلی را میطلبد و موضوع این بخش خیلی به درازا کشیده میشود و بنای ما در این قسمت به اختصار هست.@ 1 ـ ضرورت حفظ کردن قرآن کریم یا نخستین و اساسیترین ماده درسی شاگردان، عنوان قشنگی را برایش انتخاب کردند نخستین و اساسیترین ماده درسی شاگردان، متأسفانه در هر دو گروه علمای امت ما یعنی روحانیون و دانشگاهیها لااقل در علوم انسانی این نقیصه وجود دارد که هیچ کدامشان آنطوری که باید از قرآن استفاده بکنند استفاده نمیکنند.@ و متأسفانه سازماندهی و شیوه درسشان به طوری هست که قرآن به عنوان کلام خدا مبنا قرار نمیگیرد کمتر مبنا قرار میگیرد شهید مطهری میفرماید وضعیت درسی طلاب طوری هست که شخص تا مجتهد بشود احتیاج به مراجعه قرآن ندارد.@ اگر خودش دوست داشت تفسیری کار بکند کاری روی قرآن بکند روی معارف کار بکند بحث دیگر است و الا احتیاج ندارد در کل مباحث اجتهاد که شخص مجتهد میشود حدود 500 آیه که آیات الاحکام هست مطرح میشود و در موردش بحث میشود و بقیه قرآن کاری با آن نیست.@ مگر اینکه کسی خودش سراغ تفسیر برود و اتفاقاً هم جدی گرفته میشود مسأله فقه در مقابل سایر رشتهها، و ایشان انتقاد میکند میگوید چرا باید یک طلبهای که میرود سراغ تفسیر در اذهان عمومی سبکتر یا بیسوادتر به ذهن بیاید تا یک کسی که رفته مجتهد شده فقیه شده فقط فقه خوانده.@ فقیه یعنی کسی که در فقه تخصص پیدا کرده اما آیا تفسیر بلد است؟ نه، فلسفه بلد است؟ نه، آیا لزوماً عرفان بلد است؟ نه، یا چیزهای دیگر، این فقط فقه خوانده متخصص یعنی میتواند احکام شرعیه را از منابع اصلی و دینی استخراج بکند این اصالت بیشتر داده شده و برای همین قرآن در میان ما خیلی مهجور هست.@ خدا رحمت کند فکر کنم آیت الله بروجردی(ره) بود که ما و برادران اهل سنت با هم همکاری کردیم و این ثقلین را از دور خارج کردیم ثقلین را که پیامبر فرمود(إنّی تارِکٌ فیکُمُ الثِقلَین کِتابَ الله وَ عِترَتی) این دو یادگار گرانبهای پیغمبر را ما با برادران اهل سنت کمک کردیم و خلاصه ما دو گروه شیعیان اهل سنت این را در زندگیمان از دور خارج کردیم.@ آنها اهل بیت را خارج کردند ما هم قرآن را، واقعاً قرآن در میان ما مهجور و مظلوم هست خیلی مظلوم هست آنطوری که باید در زندگی نقش بازی کند نیست در حالی که ما باید توجه کنیم قرآن خود حضرت فرمود(فَضلُ القُرآنِ عَلی سائِرِ الکَلام کَفَضلِ اللهِ عَلی خَلقِه) فضیلت قرآن بر سایر کلمات انسانها مثل فضل خود خداست بر بندگانش.@ اینقدر اختلاف هست بین کلام خدا و کلام بندگان خدا، ولی چرا اینقدر قرآن در میان ما مهجور هست ما اینقدر به آن بیتوجه هستیم قرائتش، فهمش، تدبرش، در حالی که خود قرآن صریحاً اعلام میکند کسانی که اهل تدبر در قرآن نیستند قفل بر قلبشان است.@ (أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها) صریح دارد میگوید و واقعاً این قرآن در میان ما مظلوم هست بگذریم که بعضی جاها هم تعمد هست که پای قرآن به وسط کشیده نشود افراد حرفهای خودشان را بزنند به جای حرف قرآن، به خصوص در علوم انسانی و دانشگاه این قضیه هست.@ یعنی شما فرض بفرمایید در رشته علوم سیاسی در دانشگاه، در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه در رشته روانشناسی، در رشته اقتصاد، در رشتههای دیگر علوم تربیتی و مسائلی از این قبیل که در دانشگاهها هست هنوز نیامدند بگویند که ما برای اینکه آنچه را که دست دانشجو میدهیم بدانیم مطمئن هست و یقینآور هست.@ اول بیاییم چیزهای یقینی را از قرآن در بیاوریم دستش بدهیم بگوییم این یقین است بعد برویم سراغ نظریات دانشمندان و فلان دانشمند در روانشناسی چه گفته نه، یک نفر میرود لیسانس، فوق لیسانس در روانشناسی میگیرد تا دکترا میرود هیچ کاری با قرآن نیست.@ معلوم نیست نظریات مختلفی هم در مورد نفس و روح و مسائل روانی خوانده میشود اما واقعاً آن که خالق نفس در مورد نفس نظر داده در مورد اصلش، مبدئش، فرهنگش، مراحلش، شئونش، خوراک هر کدام از اینها، آفات هر کدام از اینها، نحوه رشدش، اصلاً مورد توجه قرار نداده.@ کسی کاری ندارد خالق نفس با نفس چه میگوید این ابلهانهترین کاری هست که بشر به آن الان دچار شده به خصوص در جوامع مسلم ما، در جوامع غیر مسلم کاری نداریم. چون آنها به قرآن اعتقادی ندارند. ولی در جوامع مسلمین ابلهانهترین کار همین هست.@ مثل اینکه فرض بفرمایید یک دستگاهی به ما بدهند بگویند بیایید این دستگاه را بشناسید این دستگاه را در کارتونی ببندیم در انبار بگذاریم در را ببندیم بعد بگوییم حالا شروع کنیم کار کنیم فکر کنیم چه میشود، خودش را جلو بیاورید ببینید سازنده چه گفته کاتالوگش را بیاورید با نمایندگی آن صحبت کنید مخترعش چه کسی بوده.@ ما مخترع را بیرون کنیم با آن کاری نداشته باشیم با نمایندگی کاری نداشته باشیم هر چه کاتالوگ داشته باشد کنار بگذاریم بگوییم حالا در بیاورید جلوی چشمت بگذار بگو به کار شروع کن دستگاه پیچیده نفس دقیقاً مثل این است شما یک هواپیما یا یک سفینه فضایی را در نظر بگیرید با آن چند میلیارد قطعهای که دارد.@ ما همینطوری شروع کنیم بگوییم ما شروع کنیم به شناخت این، بگوییم این پیچ چیه این سیم چیه کاری نه با آن کسی که موشک را ساخته داشته باشیم نه با اهدافش، میخواهیم جزءجزء وارد بشویم شناخت ما چطوری هست؟ چقدر ارزش دارد؟ ما خالق جهان را از دور مطالعاتمان خارج کردیم.@ اصلاً فکر میکنیم لازم نیست برویم با او حرف بزنیم که این جهان را برای چه آفریدی ساختارش چطوری هست خالق انسان خالق جسم و خالق روح همان که هم جسم را ساخته هم روح را ساخته هم طبیعت را ساخته هم ارتباط بین اینها برقرار کرده اصلاً همه را از دور خارج کردیم اهل بیت را که معادن علم الهی هستند با آنها کاری نداریم.@ بعد دلمان خوش است به ما میگویند آقای دکتر، مثلاً من دکتر در جامعهشناسی هستم دکتر در اقتصاد هستم دکتر در مسائل تربیتی هستم دکتر در مسائل سیاسی هستم دلمان خوش است به این عناوین، آقایان هم دلشان خوش است تحصیل کردند.@ هنوز نمیدانند که در قرآن در مورد رشته تخصصی اینها اصل و فرع ذکر شده اصول را کامل درس دادیم غرور نمیگذارد اینجا بیایند که بگویند این را خدا فرموده شهوتهای علمی، وراجی کردن، حرافی کردن، میزگرد گذاشتن، سمینار گذاشتن خیالات و بافتههای ذهنی را نوشتن و به اسم کتابهای علمی بیرون دادن.@ نظریاتی که یک چیزی به ذهن خطور کرده حالا همین را به اسم یک نظریه کتابش بکنیم دست دانشجوی بیچاره بدهیم اینقدر ما از قرآن فاصله گرفتیم که وقتی بگوییم قرآن یک همچین حرفی زده میگوید این هم یک نظریه است.@ در حد یک نظریه سخن خدا را که خالق جهان و انسان و روابط جهان و انسان هست پایین آوردیم وقتی میگوید امیرالمؤمنین(ع) یک همچین چیزی در مورد نفس میگوید در مورد ریشه کبر ریشه عجب ریشه حسادت ریشه غم و غصهها، نگرانیها ناامیدیها یک همچین چیزی میفرماید بله ایشان هم یک نظریه داده.@ وقتی شما حضرت علی را بیاورید در ردیف سایر دانشمندان قرار بدهید مثل بقیه بگویید این هم یک نظریه است که قابل بررسی است همهشان همین را میگویند، بله این هم قابل بررسی است قابل مطالعه است باید مطالعه بشود وقتی کاری نداشته باشیم که آن منبع هست در علمش عصمت دارد اشتباه نمیکند.@ بر خلاف دیگران توجه نداشته باشیم مشکلات اینطوری میشود ما دائماً در حیطه علوم انسانی با فراز و نشیبهای خیلی زیاد اشتباهات فاحش و فرمولهایی که جوامع را به بدبختی و انحطاط میکشاند روبهرو هستیم این رشته سر دراز ندارد من نمیخواهم در این رابطه خیلی مبسوط صحبت بکنم.@ همین معضل اگر بخواهد در موردش بحث بشود در علوم انسانی که الان متأسفانه ما با هیچ جای دیگر کار نداریم در کشور خودمان که وضع بسیار اسفناکی دارد سخن بگوییم مثنوی هفتاد مَن کاغذ است.@ و نمیدانم چه موقع آقایان متخصصین ما و دانشمندان ما میخواهند دست از این غرورشان بردارند و به جای اینکه منابع مطالعاتیشان و آن معدن علمشان را غرب و دانشمندان غربی و تحقیقات غربی قرار بدهند بیایند با معدن حقیقی علم آشتی کنند.@ با اهل بیت(ع) و قرآن آشتی کنند و از آنجا در بیایند تا وقتی هم اینطوری نشود ما راه به جایی نخواهیم برد یعنی با مشکل روبهرو خواهیم بود.@ تا وقتی که ما این شهوتها را کنار نگذاریم دست از این غرورمان برنداریم هم وقت دیگران را تلف میکنیم با پرحرفیهایمان با پرنوشتنهایمان با پرگفتنهایمان با این جلسات و سمینارها و میزگردها و مجله تخصصی نوشتن و مقالات نوشتن الکی، همین اتلاف استعدادها داریم مبارک باشد.@ روزی که دانشجوهای ما، دانشگاهیهای ما حتی طلاب ما با قرآن، با معدن آشتی کنند، آن موقع شروع کنند بر اساس آنچه که خود این معدن علم کتابی که قرآن فرمود خودش را معرفی میکند(تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ) هر چه بخواهید در آن هست بیان کرده. بالأخره آیا ما به این سخن خدا اعتقاد داریم؟ خداوند تبارک و تعالی راست گفته یا نعوذ بالله دروغ گفته؟@ اگر راست گفت که(تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ) دیگر هر چه بخواهید در او هست بیا پیدا کن اصول برنامههایی که میخواهید در هر چه که بخواهید پیدا بکنید در اقتصاد، در سیاست، در تربیت، در مدیریت، اصول مشخص هست چرا ما اینقدر از قرآن فرار میکنیم.@ چرا اینقدر از معادن علم از کلام قطعی و مسلم که اهل بیت(ع) فرمودند فرار میکنیم و دوست داریم از دیگران تقلید کنیم دوست داری حرفهای دیگران را بزنیم و پخش کنیم حرفهای خودمان را بزنیم چرا این کار را میکنیم؟ آن هدایتی که قرآن فرمود یک هدایت هست به مقصد و منبع، اما واقعاً اگر بخواهند همین در حد نظریه حتی در حد علوم نظری هم کار کنند.@ قرآن حرفش را راحت میزند صریح و واضح، الان فاجعه به یک جایی رسیده که شما اگر مثال بیاورید میگویند این مثال دینی است مثال علمی نیست بدبختی ما این است حرف خدا که خالق جهان هست علمی نیست یعنی تخصصیترین کلام که قرآن گفته و تخصصیترین فرمایشات که دست معصومین(ع) هست از معدن علم الهی است.@ اینها علمی نیست انگ دینی روی آنها میخورد بعد حرفهای دیگران علمی شده این خیلی بد است مثل همین شبهه مدیریت فقهی و علمی که چند سال پیش در دانشگاهها مطرح کردند مدیریت فقهی باید از مدریت علمی جدا بشود ما مدیریت فقهی نمیخواهیم.@ جامعه ما احتیاج به مدیریت علمی دارد فکر کردند فقه علم نیست تخصصی که در فقه هست از هر علمی بالاتر است چون تکیهاش به وحی است تکیهاش به کلام معصوم است این را کنار میگذارند به اسم مدیریت فقهی، و مغلطههای اینطوری همهاش ناشی از این غرور است.@ به هر حال حالا کاری با وضعیت خارج نداریم خود ما به عنوان یک دانشجو باید ارتباطمان با قرآن زیاد بشود قرآن حرفها را زده خیلی کامل و جمع و جور، اگر اینطور نباشد ما باید وقت تلف کنیم بعد میرویم شرح میخوانیم شرح پیدا میکنیم.@ خودمان چیزهایی را شرح میدهیم بعد هم میگوییم قرآن دو سه کلمه گفته تمام شده در دو جمله سه جمله یک آیه دو آیه فرموده وقتی کسی سراغ قرآن رفت یعنی اصل را پیدا کرد روی آن تسلط پیدا کرد راجع به هر موضوعی بخواهد فکر کند اول میبیند که قرآن چه گفته حرف صد آنجاست چون که صد آمد نود هم پیش ماست.@ اول و آخر و اصل و فرع در آنجا هست وقتی آنجا هست من لازم نیست وقت زیادی تلف بکنم برای اینکه لابهلای این کتابها را بگردم به این دانشمند و آن دانشمند مراجعه کنم من را با حرفهای نسبیشان سرگردان و حیران بکنند یک کسی مغلطه نکند که بله قرآن متشابهات دارد ناسخ و منسوخ دارد هر کسی نمیفهمد.@ متشابهات و ناسخ و منسوخش را کنار بگذاریم مسلمات و یقیناتش آنقدر زیاد هست که ما را کفاف بدهد قرآن همه مردم را به مطالعه خودش دعوت میکند در تدبر در خودش، هدایت برای همه مردم هست.@ این اشتباه خیلی بزرگی هست که ما ارتباطمان را با قرآن کم کنیم برای قرآن هم فهم قرآن چندتا چیز لازم هست 1 ـ اینکه زبان قرآن را بفهمیم صرف و نحوش را بلد باشیم 2 ـ تسلط روی الفاظ پیدا کنیم هیچ کس نمیتواند به معنی قرآن برسد مگر اینکه اول از راه تسلط بر لفظ وارد بشود.@ یعنی تا کسی قرائت لفظیاش خوب نباشد و زیاد نباشد نمیتواند به معنا راه ببرد کسی میتواند قرآن را خوب در مشتش بگیرد و قرآن را به اندازه خودش بفهمد که به لفظ قرآن تسلط داشته باشد لذا حتماً توصیه میکنم دوستان قرائت قرآن زیاد داشته باشند لفظ را زیاد بخوانید زیاد تکرار بکنید.@ وقتی لفظهای قرآن در ذهن شماست شما به محض اینکه به باطن راه پیدا میکنید متوجه میشوید کجای قرآن در مورد فلان موضوع حرف دارد ارتباطش هم خیلی عالی هست اگر کسی میخواهد بداند من دقیقتر چه میگویم کافی است چند صفحهای از المیزان از مرحوم علامه طباطبائی را بخواند بداند یعنی چی که بدون تسلط به لفظ ممکن نیست کسی بتواند قرآن را تفسیر کند.@ تفسیر بینظیری مثل المیزان را بنویسد انسان باید بر لفظ مسلط باشد لذا کسی نیاید گول بزند بگوید(لا خَیرَ فی قَرائَۀٍ لا یَتَدَبَرَ فیها) در قرائتی که تدبر نیست فایدهای ندارد نه قرائت لفظی قرآن ثواب دارد ولو معنایش را هم نفهمیم باید این فرهنگ را در جامعه گسترش بدهیم.@ قرائت قرآن، جلسات قرائت قرآن، حفظ، ترتیل و به خصوص حفظ خیلی مهم هست تا اینکه کسی بتواند به باطن قرآن راه پیدا کند به معنی قرآن راه پیدا کند قرائت روزانه را دوستان فراموش نکنند.@ مهمترین وظیفه شاگرد که از لحاظ اهمیت در درجه نخست قرار دارد این است که قبل از هر گونه اقدامات تحصیلی با دقت و اهتمام ویژه به حفظ و به خاطر سپردن دقیق و درست قرآن کریم و کتاب خداوند عزیز فعالیت درسی و تحصیلی خود را آغاز کند زیرا قرآن کریم اساس و بنیاد همه علوم و دانشها میباشد و معارف آن پرارزشترین معارف انسانی است.@ دانشمندان سلف علم فقه و حدیث را منحصراً به کسانی تعلیم میدادند که حافظ آیات قرآنی بودند گذشتگان ما چقدر دقت داشتند، اگر شاگرد دستاندرکار حفظ قرآن گردد باید سعی کند خویشتن را سرگرم کارهای دیگری نسازد که منجر به نسیان و فراموشی پارهای از قرآن شود.@ یعنی حواسش باشد که آنقدر خودش را شلوغ نکند که از حفظ قرآن و فهم قرآن بیفتد و یا احیاناً زمینههایی در ذهن او فراهم آید که قریباً بخشی از قرآن از حافظه و خاطر او زدوده شود بلکه باید همواره استمرار و همبستگی خود را با خواندن و مرور قرآن حفظ کند به این صورت که هر روز یا هر چند روز و یا در هر روز جمعه یک جزء از قرآن را همواره و برای همیشه تلاوت کند دائم تکرار کند.@ توصیهای که من در حفظ به دوستان میکنم این هست که دوستان در حفظ، حالا حافظین قرآن توصیههای خیلی خوبی دارند کتاب در این زمینه هم نوشتند ما هم داریم اگر کسی خواست بیاید بگیرد که قرآن را چگونه حفظ کنیم.@ ولی توصیهای که من میکنم این هست که هر فصل سه ماه یکبار، مثلاً تابستان، زمستان، محدوده قرائت قرآنتان را ثابت نگه دارید و هر روز همان قسمت ثابت را بخوانید مثلاً یک جزء دو جزء سه جزء را انتخاب کنید و هر روز بخوانید و این باعث میشود که شما بعد از یک مدت روی آن قسمت تسلط زیادی پیدا کنید.@ بعد با فشار کوتاه و کمی میشود آن قسمت قرآن را حفظ کرد و تا خوب مسلط نشدید به الفاظ آن بخش وارد بخش دیگری نشوید این خیلی میتواند به شما کمک بکند اگر حالا خواستید قرائتهای دورهای داشته باشید قرآن را دوره کنید آن بحث دیگر است ولی این چیزی که میگویم خیلی مهم است.@ یک بخش خاصی را انتخاب میکنید یک جزء دو جزء سه جزء و قرائت روزانهتان را به همان اختصاص بدهید مثلاً شما فصل تابستانتان را فقط هر روز سوره بقره را میخوانید مثلاً نصفش را، یک چهارمش را، میخوانید دوباره از نو میاید همین قرائت روزانه از این قبیل، شما یک فصل که دائم با سوره بقره محشور باشید میبینید که دو جزء، دو جزء و نیم قرآن الفاظش برای شما ملکه میشود.@ مثل اینکه شما زیارت عاشورا را هر جایش را بخوانند بلد هستید هیچ وقت هم حفظ نیستید ولی هر جایش را بخوانند بلد هستید، چرا؟ چون دائم این را تکرار کردید مثل دعای کمیل، دعای کمیل هر جایش را بگویند شما لفظ بعدیاش را میگویید، چرا؟@ چون هر هفته آمدید نشستید و این را خواندید هفتهای یکبار هم خواندید ولی ملکه ذهن شما شده ولی وای به حال ما که از قرآن دور بشویم حتماً توصیه میکنم نذرها و عهدهایتان را هم یک مقدار قرائت قرآن قرار بدهید من خودم تا مشکل برایم پیش میاید نذر میکنم میگویم خدایا اگر این مشکل حل بشود دو دور سه دور چند دور ختم قرآن میخوانم.@ این خیلی خوب هست قرائت قرآن خیلی با قرآن انس داشته باشید برایش وقت جدی بگذارید. یکی اینکه برای اینکه کاری نکنیم که فراموش کنیم این هست که مطالعات متفرقه نباید داشته باشیم که در رابطه با مطالعات متفرقه بعداً توضیح خواهم داد این مطالعات متفرقه ضرر میزند.@ نکته بعد این هست که مطالعات متفرقه را چرا ما اینطوری هستیم که باید مطالعات متفرقه را انجام میدهیم یعنی هر روز یک ربع روزنامه، مجله را میخوانیم هر روز یک ساعت تلویزیون هست چرا یک ربع قرآن خواندن نباشد چرا نیم ساعت قرآن خواندن در 24 ساعت نباشد؟@ بزرگان ما شما بخوانید سیره امام خمینی(س) دائماً با این قرآن مأنوس بوده میگفتند اگر چند دقیقه هم مانده که سفره در خانه پهن بشود همان چند دقیقه قرآن را باز میکرد چند آیه قرآن میخواند وقت را تلف نمیکرد.@ ما در اتوبوس روی موتور که داریم رانندگی کنیم در ماشین که نشستیم چقدر میتوانیم محفوظات قرآنمان را با خودمان مرور کنیم و همین وقتهای مرده چقدر میتواند برای ما زندهترین حالتها باشد هر جا برویم قرآن در جیبمان باشد در کیفمان باشد همراهمان باشد.@ و قرآن باید دائم همراه ما باشد از آن استفاده بکنیم در هر موقعیت، تنبلی و کسالت هم خیلی اثر دارد من خودم یک موقعی در جبهه نذر کرده بودم قرآن را در یک زمان خاصی تمام کنم و چون نذر هم بود جبر بالای سرم بود یک قرآن بزرگ همیشه دستم بود.@ بعد خیلی جاها هم مجبور بودم از یک ربع بیست دقیقه هم استفاده بکنم که این قرآن را بخوانم که تمامش کنم دیدم عجب توفیق خوبی است زوری زوری ما چند دور قرآن را تمام کردیم و چقدر از این قرائت قرآن و دوره کامل قرآن از همین وقتهای مرده بود.@ بعدها دیدم نه چون زور بالای سرمان نیست نذر هم نیست ما اینقدر از این وقتهای مرده میاید که ما میتوانستیم در آنها چندین دور قرآن را دوره کنیم و همینطور تلف شده رفته هنوز هم همینطور است هنوز هم همین گرفتاریها را داریم این را گفتم که اگر نفست یک مقدار تنبل و کسل هست میشود با نذر و عهد راهش انداخت که دیگر انسان مجبور بشود این کار را حتماً بکند.@ شاگرد باید پس از حفظ کردن قرآن تفسیر و سایر علوم مربوط به قرآن را دقیقاً و درست فرا گیرد کار تفسیری کند یکی از بهترین تفسیرهایی که جدیداً آمده مطالعش را به همه شما توصیه میکنم خیلی هم خوب هست حتی برای سطح دبیرستان هم کافی هست قبلاً نداشتیم که تفسیر بیرون بیاید سادهترین تفسیرمان تفسیر کاشف و تفسیر نمونه بود.@ ولی این تفسیری که آقای قرائتی بیرون داده انصافاً تفسیر قوی و خوبی هست و توصیه میکنم حتماً این تفسیر نور را دوستان تهیه بکنند و مطالعه بفرمایید تفسیر خیلی مهم هست تفسیر غیر از این است که ما کتاب فلان دانشمند و فلان استاد و فلان کس را بخوانیم.@ تفسیر یعنی شما ارتباط با منبع دارید نگاه کنید ببینید این که در قرآن آمده چه توضیحاتی در موردش داده شده برای فهم قرآن خیلی مهم است یعنی ضروریترین مطالعات ما مطالعات تفسیری هست افسوس که ما چندین سال زحمت میکشیم بعد میبینیم اگر تفسیر خوانده بودیم یکسری از چیزهایی که میخواهیم از فلان استاد بشنویم معطل شویم کار کنیم حالا آیا گیرمان بیاید یا نیاید.@ در قرآن خیلی راحت فرموده بود در تفسیر هم آمده بود ولی شیطان بین ما و قرآن فاصله میاندازد. و سپس درباره هر علم و فن کلیات و فشردهای از آنها را حفظ کند یعنی فقه، لغت، تفسیر، فلسفه، منطق، به گونهای که صدر و ذیل آن فنون را بشناسد.@ و در فراگرفتن کلیات فنون و صناعتهای علمی فنون مهمتر را به ترتیب بر فنون دیگر ترجیح دهد و ما انشاء الله تحت عنوان خاتمه راجع به ترتیب علوم و فنون مطالبی را به تفصیل بازگو خواهیم کرد این خاتمه کتاب خیلی ارزشمند هست که علومی که یک نفر باید بخواند با چه ترتیبی کار بکند برای اینکه از تشویش ذهن و اضطراب دور باشد را آنجا ذکر کردند.@ 2 ـ باید مطالعات و اشتغالات علمی شاگرد درخور فهم و استعداد او باشد یعنی به فهم و استعداد خودش مراجعه بکند چیزی که به ذهنش تحمیل میشود و اذیتش میکند سراغش نرود نمیتواند بکشد آن را نمیفهمد برایش سخت است زود هست که بیاید این کار را بکند از چیزهای ساده یواش یواش شروع بکند بعد برسد به چیزهای مشکلتر.@ اینطوری هم شیرین است هم چیز گیرش میاید هم وقتش تلف نمیشود بعضیها شهوت دارند که حتماً زودتر کارهای خیلی بزرگ را شروع کنند و بروند درسهایی که کسانی که 5 سال است سر یک جلسه آمدند 10 سال است سر یک جلسه آمدند بخوانند بعد مشکل میشود.@ مثل اینکه بعضی از طلبهها را من دیدم از همان اول میروند کتابهای مصباح الهدایه امام را دستش میگیرد سیر الصلاۀ امام را دستش میگیرد یا کتاب اخلاقی یا عرفانی سنگین دستش میگیرد من به همه طلاب توصیه میکنم که ابتدائاً سراغ هیچ کتاب اخلاقی نروند اول از کتب شهید دستغیب شروع کنند.@ این کتاب شهید دستغیب که من الان دارم عرض میکنم خود من خیلی به آن احتیاج دارم و از آن استفاده میکنم بسیار قابل استفاده است بعد انشاء الله اینها را که مطالعه فرمودند بروند سراغ کتابهای دیگر، ولی از اول یکدفعه سر کتابهای سنگین و تخصصی بروند اذیت میشوند و رها میکنند.@ ممکن است چند جلسهای به آنها بچسبد بعد قساوت قلب پیدا میکنند میدانید که علم وقتی شما مجرای عملی برایش ندارید جایگاه عملی در روحتان پیاده نکردید تحصیلش میکنید برای شما قساوت قلب میاورد هر چه که میخواهد باشد عرفان، اخلاق، هر چه باشد قلب را قسی میکند عجله نکنید.@ مثلاً ما هنوز منطق را خوب نخواندیم نفهمیدیم برویم وارد فلسفه بشویم ذهن ما را اذیت میکند بعد ما هنوز ادبیات را نخواندیم برویم کتابهای سنگینتر هست بخوانیم آنجا نمیفهمیم گیج میشویم لذا از اول شروع کنید صرف، نحو، لغت، معانی، بیان، را یاد بگیرید و به ترتیب جلو بروید.@ 3 ـ تصحیح درس و معلومات قبل از اندوختن آن در حافظه، شاگرد قبل از آنکه درس خود را حفظ و از بر کند باید به تصحیح دقیق آن در نزد استاد خویش و یا هر فرد دیگری که استاد او را برای این کار تعیین میکند و میتواند او را یاری دهد اهتمام ورزد.@ قبل از آنکه حفظ بکنی و درس را به عنوان یک چیز مسلمی بخواهی به ذهنت بسپاری و رویش کار بکنی اول ببین درست هست یا نه، ترتیب منطقی مباحث و مسائل درست هست یا نه، نامرتب و غلط یاد نگیرید چون آنوقت مشکلاتی هم برای خودتان و هم برای کسانی که میخواهند از شما تلمذ کنند پیدا میشود.@ و سپس به حفظ و از بر کردن دقیق سرگرم شود و محفوظات خود را به خوبی و درستی تکرار نماید او باید اوقات معینی را برای مواظبت و نگاهبانی از محفوظات خویش اختصاص دهد و خویشتن را در چنین اوقاتی متعهد سازد که اندوختههای حافظه خویش را بررسی کند تا ثبات و پایداری این محفوظات کاملاً ضمانت گردد.@ و بالأخره باید این مسأله را به خاطر حفظ استمرار و پیوستگی محفوظات علمی دقیقاً رعایت کند به گونهای که همواره در ذهن او با وضع مطلوبی محفوظ بماند. یعنی اینطور نباشد مثلاً بیاید معرفت نفس را یاد بگیرید کار خوبی که بچههای این کلاس کردند این بود که معرفت نفس را بعد از اینکه آمدند اینجا گرفتند رفتند مباحثه گذاشتند.@ چندتا از دوستان که این کار را کردند آنها هم الان موفقتر هستند تا بقیه که این کار را نکردند آمدند مباحثه گذاشتند بدون مباحثه که نمیماند هیچ علمی بدون مباحثه نمیماند خسران یک طلبه یک دانشجو این هست که بگذارد محفوظاتی که در این چند سال گذشته یاد گرفته از یادش برود.@ مثلاً میخواهد برود فوق لیسانس بخواند نباید بگذارد درسهای دوران لیسانس و کارشناسی از بین برود همه را باید خوب نگه دارد تا بتواند برای کارشناسی ارشد استفاده بکند و الا به ذهنت فشار میاوری از محفوظاتت استفاده میکنی امتحان میدهی قبول میشوی.@ ولی بعد وقتی میخواهی در جنبه عملی استفاده کنی نمیتوانی و حقیقتاً کارشناس نیستی کارشناس یعنی کسی که معلومات گذشتهاش همیشه نزدش حاضر هستند در مشتش هست به او کارشناس میگویند و الا بخواهی بگذاری آن چیزهایی که کار کردی یاد گرفتی از ذهنت برود و استمرار نداشته باشد چیزی نمیماند.@ مباحثه نکنی تمرین نکنی و این اشتباه در علمآموزی خیلی خسارت بار میاورد آدمهای باسواد کسانی هستند که محفوظات گذشتهشان را در زمان حال حاضر نزد خودشان دارند و میتوانند به صورت کاربردی با آنها برخورد کنند و از آنها استفاده کنند.@ و الا طرف رفته یک رشتهای خوانده مثلاً دانشگاه رفته الهیات، فقه، علوم سیاسی، جامعهشناسی، روانشناسی خوانده بعد از دوره لیسانس به او میگویی میبینی هیچی در ذهنش نیست این دانشجوی حقیقی نیست این نمیخواهد از علمش استفاده بکند این دنبال مدرک است کسانی که دنبال مدرک هستند از این شیوه بیزار هستند.@ اصلاً سراغ این شیوه نمیایند که بخواهند دائم کار بکنند حفظ بکنند یاد بگیرند خوب به کار بگیرند مباحثه کنند تمرین بکنند، نه همه از یادشان میرود چون لیسانس را میخواسته برود یکجا حقوقش که 50 تومان بوده 60 تومان بشود برای چیز دیگری نمیخواهد.@ شاگرد نباید به هیچ وجه کتابی را از پیش خود و بدون تصحیح و جبران اشتباهات آن در نزد استاد و یا دیگران مستقلاً حفظ کند زیرا این کار یعنی بدون پشتوانه تصحیح آن در نزد استاد به تصحیف و تحریف کتاب و یا مطالب علمی آن منجر میشود این مربوط به کارهای تخصصیتر هست.@ پیش از این هشدار دادیم که علم و دانش را نمیتوان مستقلاً و استادنادیده در کتب و نوشتهها جستجو کرد و آن را به دست آورد زیرا اخذ معلومات و فراهم آوردن معارف و دانشها از کتاب منهای استاد نه تنها معلومات صحیح در اختیار شاگرد قرار نمیدهد بلکه از زیانبارترین تبهکاریهای علمی به شمار میرود به خصوص در علم فقه.@ بعد توضیح میدهد چرا در علم فقه اینطوری هست. علم را باید نزد استاد یاد بگیرید یعنی این چیزی که میخواهید بخوانید باید نزد استاد یاد بگیرید مثلاً فرض بفرمایید یک کسی بیاید مقالات آقای شجاعی را بردارد بگوید من بخوانم.@ بعد آدم واردی در این مقوله تزکیه بشوم نه حتماً باید پیش استاد خوانده بشود اشتباه و انحراف ممکن است انسان پیدا بکند این باید پیش استاد بخواند یا کتاب اخلاقی و عرفانی بخواند این بسیار خطرناک است.@ یک بنده خدایی چند وقت پیش خیلی به ما اصرار میکرد که من دوست دارم عرفان بخوانم و یک استاد میخواهم که این کتابهای عرفانی بالاترین کتابهای عرفانی بود دیگر کتابهایی مثل فتوحات مکیه فصوص چیزهایی از این قبیل که مقدمات زیادی میخواهد بگذرانی و حتماً هم باید پیش استاد خوانده بشود خیلی اصرار داشت اینطوری باشد.@ من هم تهران کسی را سراغ نداشتم به او معرفی کنم که این برود پیشش بخواند چند وقت پیش دیدم زنگ زدند و یک آقایی گفت ما یک جلسه عرفان داریم دعوت میکنیم شما هم بیایید شرکت بکنید خیلی آموزنده و خوب هست به بچههای کلاس و بقیه رفقای مجتمع هم بگویید بیایند، گفتم کلاس عرفان چه میخوانید؟@ گفت فتوحات مکیه مال مرحوم محیی الدین، یک نفر باید هفت هشت سال خوب در مقدمات کار بکند تا بعد دست به این کتاب بزند یا مثلاً فصوص، بعد گفتم پیش چه کسی میخوانید استادش کیست؟.@ گفت فلان آقا، همان آقایی که به من گفته بود من میخواهم بروم این کتاب را یاد بگیرم شروع کرده بود یک جلسه درس تشکیل داده بود و بقیه را جمع کرده بود از آن کتابهای سنگین برای بقیه کلاس گذاشته بود حالا فقه هم ایشان توضیح میدهد که چرا.@ برای امشب کافی است انشاء الله جلسه بعد این را ادامه میدهیم و بقیه این سی ادب را هم آن قسمتهایی که بیشتر به آداب شاگرد مربوط هست ما بیشتر میخوانیم و توضیح میدهیم قسمتهای خیلی فنی و تخصصی را میگذاریم خودتان مطالعه بفرمایید کافی است توضیحات هم که ایشان داده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 035 - آداب تعلیم و تعلم
متن کامل (خام) جلسه 035 - آداب تعلیم و تعلم