اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ چهاردهمین ادب از آداب شاگرد با استاد آمادگی روحی و ذهنی شاگرد برای درس هست که جلسه گذشته هم توضیحاتی در موردش خدمتتان دادیم آنگاه که دانشجو به خواندن درس در حضور استاد سرگرم میگردد نباید در حال دلمشغولی و ملال خاطر و ضعف و چرتزدگی و گرسنگی و تشنگی و شتابزدگی و نگرانی و ناآرامی و احساس درد و اضطراب و امثال آن از حالاتی که با وجود آن حالات تحقیق و کاوشهای علمی بر او دشوار میباشد درس خود را آغاز کند.@ یعنی باید یک کاری بکند که با آرامش بتواند سخنان استاد را بشنود گرسنه نباشد اگر گرسنه است قبلش حتماً یک چیزی میل بکند و تشنه نباشد خوابآلوده نباشد استراحت بکند و اگر نگرانی و ناآرامی دارد با ذکر خودش را آرام بکند.@ و نکتهای که تذکر دادم جلسه گذشته این بود که باید مقدمات این نوع کارها را هم برای خودش فراهم نکند یعنی از لوازم مراقبت همین است که انسان مقدمات این نوع کارها را فراهم نکند مثلاً خستگی و چرت زدن یک چیزی هست که عارض انسان میشود.@ اما مقدمه دارد مقدمهاش این هست که انسان اینقدر خودش را خسته کرده یا بیداری کشیده که نمیتواند سر درس خودش را نگه دارد حالا چه به کار مباح پرداخته باشد یا به کار مستحب هم پرداخته باشد هر دو اشکال دارد.@ یعنی نماز شب بخوانی صبح چرت بزنی سر درس عیب دارد مقدمه خوبی نیست برای درس چون خودت مقدماتش را فراهم کردی چه اینکه بنشینی گپ بزنی فیلم نگاه بکنی با رفقا صبح سر درس چرت بزنی باز هم همینطور هست و انسان نسبت به مقدمات کارهایش مسئول هست خودش فراهم میکند توجه بفرمایید.@ مثل اینکه شما شب آنقدر بیدار میمانید یا آنقدر میخورید که صبح نماز صبحتان قضا میشود. مقصر اینجا خودتان هستید. چون مقدمات را فراهم کردید در حال درس هم همینطور هست در حالت درس اگر یک موقعی استثنائاً من دیشب مجبور شدم به خاطر مشکلی بیدار بمانم حالا صبح سر کلاس من چرت زدم این یک عارضه است یک موقعی سراغ انسان میاید.@ ولی یک موقع هست نه من دائم سر کلاس چرت میزنم دائم سر کلاس خسته هستم دائم سر کلاس ذهنم مشغول است دائم تا میایم سر کلاس بنشینم یک ربع ده دقیقه بیست دقیقه طول میکشد تا ذهنم جمع و جور بشود برای کلاس این معلوم است که من هیچ مراقبتی نسبت به کلاس ندارم.@ کسی که دائماً دلمشغول هست سر جلسه این یعنی دائماً مریض است باید خودش قبل از کلاس مراقبت بکند که قبل از کلاس بیاید ده دقیقه یک ربع جلوتر بنشیند و ذکر بگوید خودش را آرام بکند تا وقتی که میخواهد صحبتها را بشنود بتواند استفاده بکند.@ اما یک کسی که خودش را تا 30 ثانیه یک دقیقه قبل از کلاس دلمشغول نگه میدارد خودش را شلوغ نگه میدارد ذهن را کاملاً مشغول میکند بعد یک دفعه میخواهد از این مشغله ببرد بعد بیاید بنشیند سر کلاس این یعنی مراقبت نیست.@ بله یک موقع هست شما در حین اینکه داشتید میامدید سر جلسه آرامش داشتید ذکر گفتید استغفار کردی برای اینکه ذهنت باز بشود ذکر گفتی حالا قبل از اینکه وارد جلسه بشوی یک کسی یک چیزی به تو گفت یک حرفی زدی یک ذره دلت مشغول شد اما این استثناء است نسبت به دلمشغول ما مسئولیت داریم ما نباید یک کاری بکنیم که قبل از اینکه وارد کلاس بشویم ذهن ما مشغول بشود و نتوانیم از مطالب استفاده بکنیم.@ باید دانشجو در چنین حالاتی از خواندن درس خودداری نماید چون ممکن است این حالات باعث تنفر و گریز او از درس و تحقیق بشود یعنی آن موقعی که یک همچین حالتی هست سعی بکند سراغ درس نرود برود استراحت بکند برود بگیرد بخوابد برود یک چیزی بخورد یک مقدار بماند ذکر بگوید آرام بکند خودش را بعد بیاید بنشیند سر کلاس نیاید اینطوری با این حالت سر جلسه.@ اما اینکه ایشان داخل کروشه فرمودند که خودداری بکند مترجم این هم استثناء هست یعنی یک کسی میبینید که از ده جلسه شش جلسه سر کلاس نیامده به او میگویی چرا میگوید من آمادگی نداشتم این یعنی اصلاً درسخوان نیست این اصلاً نمیخواهد کار علمی بکند.@ کسی که از ده جلسه شش جلسهاش را به هوای اینکه آرامش ندارد اضطراب دارد گرسنهاش هست تشنهاش هست احساس درد میکند خستگی دارد سر جلسه نمیاید به بهانههای مختلف او اصلاً با این سنخیتی ندارد پیوند خوبی نخورده این مسئله یک مسئله استثنائی است.@ بله بنده مثلاً در طول یکسال یک روز میبینم یک همچین کسالتی دارم آن یک روز را استراحت میکنم و یا دیرتر میروم سر جلسه غذایی میخورم آبی مینوشم تا آرامش پیدا بکنم بعد با یک آرامش سر کلاس میروم این استثناء است.@ ولی یک کسی که دانشجوی حقیقی است. دانشجوی حقیقی این است که مقدمات فهم را و مقدمات آرامش و آمادگی را خودش قبلاً فراهم کرده همیشه این کار را میکند کارش این هست البته اگر استاد از شاگرد بخواهد که خواندن درس را آغاز کند باید به درخواست استاد با وجود چنان حالات پاسخ مثبت دهد.@ خسته است کسل است حال ندارد استاد که دستور میدهد باید انجام داد ولو خسته هم باشد و به خواندن درس مشغول گردد در قدیم معمول بود که شاگرد درس را بر استاد میخواند و استاد به طرز خواندن و توضیح و گزارش او گوش فرامیداد.@ شهید ثانی میگوید اگر دانشجو گرفتار حالات مشغولکننده و اضطرابآمیز باشد و استاد به او دستور دهد که درس را بخواند باید علیرغم وجود چنین حالات امر او را اطاعت بکند.@ پانزدهمین ادب عدم ایجاد مزاحمت برای اشتغالات استاد هست: اگر شاگردی تصمیم گرفت که در جلسه خصوصی استاد شرکت کند و به شرکت در آن موفق گردد در صورتی که ببیند کسی با استاد مشغول گفتگو است و حاضران جلسه همزمان با ورود او سکوت کنند.@ یا اینکه ببیند استاد به تنهایی مشغول اقامه نماز و یا تلاوت قرآن است و یا سرگرم ذکر پروردگار متعال و یا مطالعه و تحقیق و نوشتن میباشد و سپس از این کارها فارغ گشت و با او صحبتی نکرد نمازش را خواند هیچ حرفی هم با شاگردش نزد.@ شاگردش را دید مثلاً یک سلام و علیک خیلی اجمالی کرد و از کنار شاگرد رد شد هیچ حرفی به شاگرد نزد ذکرش تمام شد نمازش تمام شد مطالعهاش تمام شد با بقیه صحبت میکرد حرفش تمام شد ولی هیچ توجهی نکرد یا با او صحبتی کرد صحبت میکند سلام علیکم خیلی مختصر، ولی از بسط سخن با او خودداری نمود.@ استاد حرف را کش نداد استاد خیلی عمیق وارد صحبت نشد به قول خودمان یک روی خوشی نشان نداد که بشود با او راحت حرف زد صرفاً بر او سلام کند و به سرعت از نزد او خارج گردد ببیند که استاد در یکی از این حالتها هست و نمیطلبد حرف زدن را سکوت را ترجیح میدهد نباید مزاحمش بشویم.@ مگر آنگاه که خود استاد او را وادار به توقف و درنگ نماید خود استاد بخواهد که بماند و صحبت بکند اگر مقداری توقف کرد نباید آن را طولانی سازد این قاعده است در نزد استاد خیلی نباید طولانی نشست جز در موردی که خود استاد به او دستور توقف طولانی دهد.@ یعنی اگر رفتی پیش استاد نشستی سریع حرفت را میزنی زود هم بلند میشوی میایی نمینشینی آنجا، یعنی فکر نکن استاد رفیقت هست حالا باید بنشینی با او گل بگویی و گل بشنوی مذاکره بکنی نه باید زود از پیش او بروی تا بتواند به کارهای دیگرش برسد به مشغله دیگرش برسد.@ این را ما مسلم بدانیم که هیچ استادی و هیچ بزرگی بیکار نیست یعنی همیشه مشغلههای فراوانی دارد نشستن ما خودخواهانه در کنار او مزاحمت ما در کنار او او را از آن کارهای مهم میاندازد.@ شاگرد از آن جهت باید این آداب و وظائف را درباره استاد به کار برد تا در شمار کسانی قرار نگیرد که درباره آنها گفتهاند اگر کسی شخصی را که مشغول ذکر خداوند است از یاد خدا منصرف و منعطف سازد همان لحظه گرفتار خشم پروردگار میگردد.@ چون کار علمی و کار استاد یاد خداست ذکر است عبادت است مزاحمت برای استاد در عبادات او در خلوت او گناه دارد و اینطور نباید باشد یعنی بسیار کم مؤنه و مفید و مختصر باید با استادش برخورد بکند.@ 16 ـ نباید شاگرد مانع استراحت استاد گردد: این یک بحث دیگر است در پانزدهمین اشتغالات استاد را نباید مانع بشود شانزدهمین مانع استراحتش بشود اگر شاگرد وارد جایگاه تدریس گردد و مشاهده کند که استاد هنوز در آنجا حضور به هم نرسانیده است باید به انتظار استاد بنشیند و به خاطر تأخیر استاد محل درس را ترک نگوید.@ نگویند نیامده ما هم بزنیم بیرون نه، زیرا هر درسی که از دست میرود قابل جبران نخواهد بود و عوض ندارد یعنی هیچ کاری نمیتواند درس از دست رفته را جبران بکند اینکه کلاس تعطیل بشود جلسه تعطیل بشود.@ ما در دانشگاه درس میخواندیم استاد پنج دقیقه ده دقیقه دیر میکرد همه چشم نگران از بالا طبقه سوم در حیاط را نگاه میکردند ماشین استاد را میشناختند اگر میامد میگفتند آخ رسید آمد بد شد همه ناراحت بودند که استاد رسیده این یعنی چی؟@ این یعنی واقعاً فاتحه این دانشگاه را باید خواند یا فاتحه این علمآموزی را باید خواند که شاگرد از نیامدن استاد شاد بشود لذت ببرد شاگرد نباید شب هنگام و بیموقع وارد بر استاد گردد و در منزل او را بکوبد تا او را از خانه بیرون بکشد.@ اگر فهمید که استاد در خواب و استراحت به سر میبرد باید درنگ کند تا بیدار شود و یا از راهی که آمده است برگردد و دوباره مراجعه بکند البته اگر شاگرد صبر کند بهتر است او نباید استاد را از خواب بیدار سازد و یا به او دستور دهد و یا از وی بخواهد که بیدار شود.@ پیشینیان بدینسان با استادان خود عمل میکردند چنانکه از ابن عباس روایت شده است که با استاد خویش یعنی زید بن ثابت همین روش را به کار میبرد در پاورقی مرقوم فرمودند ابن عباس برای کسب علم به در خانه زید بن ثابت مینشست و در انتظار به سر میبرد تا زید بیدار گردد.@ مردم به او میگفتند که آیا نمیخواهی ما زید بن ثابت را بیدار کنیم؟ میگفت نه گاهی آنقدر انتظار ابن عباس طولانی میگشت که سوزش و حرارت آفتاب او را سخت میآزرد این باید انتظار بکشد نه اینکه ببینی استاد خواب است بروی بزنی بیدارش بکنی بلند بشو بیا سر کلاس درست را بده اگر قرار است استراحت بکند باید استراحتش را بکند.@ مگر اینکه خودش سپرده باشد که او را فلان ساعت صدا بکنند فلان ساعت بیدار بکنند خبر بکنند. 17 ـ وقت تدریس را نباید بر استاد تحمیل نمود: شاگرد نباید در اوقاتی که قرائت درس بر استاد دشوار است قرائت درس یعنی همان تدریس و یا معمولاً در آن اوقات تدریس را اقراء نمیکند از او درخواست قرائت درس نماید و از پیش خود وقت خاصی را برای او تعیین کند تا در آن وقت برای دیگران تدریس ننماید.@ یعنی بگوید این ساعت برای ما بگذار نه از خودش شاگرد نمیتواند تعیین وقت نماید بگوید این ساعت را برای ما بگذار اگر چه چنین شاگردی از طرف استاد به عنوان رئیس و سرپرست شاگردان انتخاب شده باشد.@ یعنی نماینده کلاس باشد اما نماینده کلاس حق ندارد در مورد استاد تصمیم بگیرد گفتند شما نماینده کلاس باش اما اینکه تصمیم بگیری که فلان کس بیاید سر کلاس یا نیاید سر کلاس این به استاد مربوط است که تشخیص میدهد فلان کس بیاید سر کلاس یا نیاید سر کلاس.@ یک موقع هست که استاد مطلقاً زمام را میدهد به شما میگوید شما این کار را بکن شما این ملاحظه را بکن ولی همین ملاحظه و اختیار تام را که میدهد باز هم استثنائات دارد هیچ کس نباید روی حرف استاد حرف بزند یعنی اختیارش اختیار تام است ولایتش ولایت مطلق است در این مسائل تدریس و کلاسداریش.@ چرا این قید را مرحوم شهید ثانی میاورد؟ برای اینکه هیچ کس احساس خودمانی بودن با استاد نکند یعنی نگوید من خودم یک نفره میروم چنین و چنان میکنم نه اگر او تصمیم گرفته که این ساعت نباشد نباشد تمام شد.@ خیلی زیبا ایشان میگوید ایشان کشش و درگیری بین فطرت و طبیعت را اینجا خیلی زیبا بیان میکند بین خود و ناخود را، زیرا در صورتی که تعیین وقت درس خصوصی خود را بر استاد تحمیل نماید از این رهگذر حس برتریجویی و خودخواهی خویش را بر استاد و شاگردان دیگر و حتی نسبت به علم اظهار نموده.@ یعنی او تعیینکننده همه این قضایا بوده و حماقت و نادانی خود را با این عمل جسارتآمیز وانمود میسازد علاوه بر این امکان دارد که استاد به خاطر شرم و حیا در برابر چنین شاگرد جسور و خودخواه تحت تأثیر قرار گرفته و کاری را از دست بدهد کاری که ممکن است احیاناً نسبت به درس گفتن در چنین وقتی مهمتر و پرارزشتر باشد.@ بعضی از شاگردان هستند برای استاد ویژگی خاصی دارند ممکن است بگویند استاد هم قبول بکند ولی او خودش نباید اینطوری بخواهد یعنی لااقل نظر را میخواهد بیان بکند بیان بکند ولی اصرار نباید بکند یعنی چی؟ یعنی اویی که اولاً و به ذات تعیینکننده وقت کلاس هست استاد است.@ یک موقع هست استاد میگوید نه نظر شما چیست به نظر شما چه موقع این جلسات را بگذاریم این یک بحث دیگر است همه نظراتشان را میدهند بعد یک وقتی را تنظیم میکنند، علاوه بر این امکان دارد که استاد به خاطر شرم و حیا در برابر چنین شاگرد جسور و خودخواه تحت تأثیر قرار گرفته و کاری را از دست بدهد کاری که ممکن است احیاناً نسبت به درس گفتن در چنین وقتی مهمتر و پرارزشتر باشد.@ بنابراین چنین شاگردی را نمیتوان شاگرد موفقی به شمار آورد کسی که دائماً اظهار اعمال نظر میکند و اظهارنظر میکند اگر خود استاد ابتدائاً وقت معین و زمان خاصی را پیشنهاد کند و علت آن نیز عبارت از موانعی است که به خاطر آن شاگرد نمیتواند در جمع شاگردان دیگر حضور یابد.@ این دیگر مربوط به درسهای خصوصی است و یا از نظر خود استاد مصالح شخصی چنین شاگردی ایجاب میکند که مشترکاً در جمع دیگران حضور نیابد در چنین شرائطی اگر استاد رأساً وقت معین و یا ساعت ویژهای را برای تدریس به او اختصاص دهد هیچ مانعی وجود ندارد.@ پس این هر دو طریق را گفت هم در مورد کلاسهای جمعی باید ببیند تسلیم بشود که استاد چه ساعتی را در نظر دارد هم نسبت به درس خصوصی شما یک موقعی هست در درس اجتماعی نمیتوانی شرکت بکنی از استاد میخواهی که یک درس خصوصی برایت بگذارد باید ببینی که استاد قبول میکند یا قبول نمیکند و اگر قبول میکند خودش چه ساعتی را تنظیم میکند این مهم هست.@ ولی نباید به هیچ وجه سر ساعت کلاس و جلسه درس با استاد چون و چرا کرد که نه این ساعت باشد آن ساعت بهتر است این خودخواهیها را آدم باید کنار بگذارد که آقا من به کارم نمیرسم اینجا از فلان کارم میمانم کار علمی مهمترین کار است نمیرسی نیا ولی برای استاد تعیین تکلیف نکن نمیرسی نیا.@ پیشنهاد یک موقع هست استاد اجازه میدهد که آدم پیشنهاد بدهد اگر اجازه پیشنهاد داد داد اگر اجازه پیشنهاد نداد و خودش یک زمانی را مشخص کرد شاگرد باید خودش را باید تنظیم بکند.@ 18 ـ تنظیم کیفیت جلوس شاگرد در محضر استاد: باید شاگرد در محضر استاد به گونهای جلوس نماید که کیفیت نشستن او نمایانگر نزاکت و ادب او باشد آرام و با وقار و خاضعانه و سر به زیر و متواضع و خاشع بنشیند.@ بهتر است به حالت افتراش جلوس کند یعنی کف دستها را تا سر انگشت به روی زمین بگستراند و یا هر دو بازوی خود را بر زمین نهد و یا به اصطلاح متورکاً جلوس نماید به این معنی که طوری دو زانو بنشیند که پشت پای چپ روی کف پای راست قرار گیرد این طرز نشستن در نماز نیز مستحب است.@ همانطور که ما در نماز مینشینیم در هنگام تشهد متورکاً مینشینیم تورک یعنی چی؟ یعنی پشت پای چپ را میگذاریم روی پای راستمان. بعضی گفتند بهتر است با هیئت اقعاء جلوس کند منظور از اقعاء این است که دو پای خویش را به زمین نهاده به طوری که بدن او روی کف پاهای او قرار گیرد او باید مواظب پوشاندن پاهای خود بوده و مراقب فروهشته ساختن جامه و لباس خویش باشد یعنی چی؟@ دیدید بعضیها پاهایشان درد میکند نمیتوانند پایشان را روی پایشان بگذارند در تشهد دو پایشان را باز میگذارند جفت کنار هم میگذارند باز از همدیگر و بعد روی آن مینشینند این حالت را اقعاء میگویند یعنی پشت پای چپ روی پای راست قرار نمیگیرد از هم باز میشود این دو و مینشیند.@ یعنی سر به هوا نباشد سرش را اینطرف و آنطرف نگرداند دقت بکند بازی نکند به چیزهای مختلف نگاه بکند. شهید صمد مرادی(ره) واقعاً خیلی مقید به آداب بود این شهید سعید بسیار مقید و مؤدب بود در درس خواندن و درس گرفتن.@ مسافت زیادی را طی میکرد در سختترین ساعات اگر یک خط میخواند همان یک خط را قبول میکرد دو صفحه هم میخواند همان دو صفحه را قبول میکرد و همین باعث میشد که سرعتش مثل سرعت نور باشد.@ بدیهی است این طرز نشستنها حاکی از ادب و نزاکت شاگرد میباشد و در عصر مؤلف اینگونه جلوس که قاعدتاً بر روی زمین انجام میگرفت چون روی زمین که مینشستند دستها را هم روی زمین میگذاشتند به این صورت که زمین باشد دستها را میگذاشتند و حرفهای استاد را گوش میکردند.@ بعد برای نوشتن یکی از دستانشان را بلند میکردند ادامه میدادند ولی بعد دوباره دستشان را روی زمین میگذاشتند یا دو زانو روی زمین مینشستند و در عصر مؤلف این گونه جلوس که قاعدتاً بر روی زمین انجام میگرفت از نظر ارائه ادب و نزاکت بسیار مطلوب و پسندیده بوده است.@ البته الان هم در حوزهها اینطوری هست در حوزههای علمیه در جلسات خصوصی همینطوری هست که روی زمین مینشینند اما در عصر حاضر که معمولاً شاگردان مدارس و دانشگاهها که بر روی نیمکت یا صندلی مینشینند باید طرز نشستن آنها نمایانگر ادب و نزاکت آنها باشد و حالت جسارتآمیزی را به خود نگیرد.@ البته هنوز رسم و عادت معمول در زمان مؤلف میان طلاب علوم دینی متداول میباشد و باید آنان در مقام تجلیل از محضر علم و عالم کیفیت مزبور را در طرز جلوس خود رعایت کنند.@ چه روی صندلی باشد چه روی زمین باشد این رعایت ادب لازم است به اطراف تکیه ندهند روی صندلی مؤدب بنشینند دستشان را روی پشت بغل دستی نیندازند دستشان را باز نکنند که روی صندلی بغلی باشد و چیزهایی از این قبیل.@ پاهایشان را دقت بکنند که چطوری باشد وقتی مینشینند تکیه ندهند خیلی راحت به صندلی بنشینند بعضیها میروند توی صندلی اصلاً وقتی نگاهشان میکنی میبینی پایشان یک متر جلوتر از صندلی هنوز دراز هست انگار خوابیده لم میدهند این لمیدگی نیست باید مؤدب بنشینی لم دادن درست نیست.@ 19 ـ تعیین جهت جلوس. شاگرد کجا و چگونه در جلسه درس قرار گیرد: وظیفهای که هم اکنون درباره آن گفتگو میکنیم از نوع وظیفه اخلاقی فوق الذکر میباشد یعنی میخواهد توضیح بدهد یک قسمتی از آن را جداگانه توضیح میدهد که شاگرد نباید در محضر استاد به دیوار و یا پشتی و یا دارابزین یعنی تخت و یا نیمتخت و امثال آنها تکیه کند.@ در پاورقی مرقوم فرمودند دارابزین عبارت است از صندلی و یا نیمتختی بود که روی آن موتکایی قرار داشت و یا دستش را روی پشتی و یا دارابزین قرار دهد پشت و پهلوی خود را به طرف استاد خود نگیرد کاملاً رو در روی استاد بنشیند به پهلو ننشیند به پشت هم قرار نگیرد.@ دست خویش را به عنوان تکیهگاه پشت سر خود قرار ندهد و یا دست را در جنب و پهلوی خویش وسیله اتکاء خویش نسازد مثلاً لم بدهد این دستش را هم بگذارد مثلاً بخواهد بنشیند حرف گوش کند او نباید دست یا پا و هر عضوی از بدن و یا لباس خود را بر اندام و یا لباس و یا نازبالش و موتکا و فرش و بساط استاد قرار دهد.@ مثلاً عبا دارد برود نزدیک استاد بنشیند عبایش روی قالیچه استاد باشد اینطوری نباید باشد استاد مثلاً تکیه داده روی پتو نشسته شاگرد برود طوری نزدیک استاد بنشیند که ابزارش لوازمش یک چیزش بیاید روی پتوی استاد، آن پتوی اختصاصی استاد هست نباید هیچ کدام از لوازم شاگرد روی آن قرار بگیرد باید فاصلهدار باشد حریمدار باشد.@ بزرگی گفته است یکی از نشانههای ؟؟؟ ننشیند و بیش از حد خود را به او نزدیک نسازد و در کنار او قرار نگیرد یک موقع هست سؤالی دارد چند دقیقه میخواهد کاری را انجام بدهد تمام شد باید زود بلند بشود عقب بیاید اگر چه خود استاد به او نیز تعارف و امر نماید خود استاد هم امر بکند باید فاصلهدار بنشیند مگر استاد یک کار خصوصی داشته باشد به او بگوید بیا جلو میخواهم در گوشت بگویم آن یک بحث دیگر است.@ مگر آنگاه که شاگرد با قاطعیت و یقین چنین در یابد که مخالفت و تعارف امر استاد بر او دشوار و گران است یعنی بیادبی است اگر نرود یک موقع هست استاد میگوید بفرمایید مثلاً تعارف عمومی میکند او میگوید شما نزدیک بشوید استاد هم دأبش این نیست که اگر کسی بیاید نزدیکش بنشیند طوریش بشود و یا خلاف ادب تلقی بکند.@ یک موقع هست تعارفات عمومی دارد استاد اینطور موارد اینطور موارد اصلاً شاگرد باید گوش نکند تعارفات و امر استاد را در اینطور موارد باید وظیفه خودش را انجام بدهد یک موقع هست نه دستور استاد است و میداند اگر نیاید استاد ناراحت میشود.@ ببینید چطوری تمام ریشههای نفسانیت و خودخواهی در رعایت این آداب زده میشود در چنین صورتی به منظور اطاعت از دستور استاد نشستن در کنار او و یا بر روی مخده و سجادهاش هیچ اشکالی ندارد.@ ولی باید پس از نشستن دوباره به همانجایی برگردد که در خور او بوده و موازین آداب آن را اقتضا مینماید و بالاخره باید در جایگاهی جلوس کند که حریم استاد محفوظ ماند و احترام و اظهار ادب او رعایت گردد.@ بعضی از دانشمندان در این باره نظریات مختلفی ابراز کرده و به بحث و گفتگو پرداختند که آیا کدام یک از دو امر بر دیگری ترجیح دارد اطاعت از امر استاد و یا رعایت ادب و نزاکت.@ به این معنی که اگر استاد شاگرد خود را از قیود نزاکتآمیز آزاد سازد و به آنها دستور دهد که آزادانه و در هر کجا و حتی روی بساط او بنشینند آیا اطاعت از امر او لازم است و یا آنکه شاگرد رأساً موظف است خود را مقید به آیینهای جلوس در محضر استاد بداند.@ از نظر ادبی و از نظر تأثیر قلبی رشد قلبی آنچه مسلم است این هست که در تعارفات عمومی و اجازه عمومی شاگرد همان وظیفه خودش را انجام بدهد و در تعارفات و دستورات اختصاصی امر استاد را انجام بدهد.@ و یا آنکه شاگرد رأساً موظف است خود را مقید به آیینهای جلوس در محضر استاد بداند گروههای مختلف صحابه پیامبر اسلام(ص) بر حسب روایاتی که از آنها نقل شده است یکی از این دو امر را بر دیگری ترجیح میدادند و نیز بزرگانی که پس از صحابه میزیستند در این مورد دچار اختلاف نظر بودند ولی بهتر این است که قائل به تفصیل شویم.@ به این معنی که باید موارد را در نظر گرفت اگر بر حسب اقتضای احوال و اوضاع رعایت آیین جلوس لازمتر بود اطاعت از دستور استاد تحت الشعاع قانون و نزاکت و ادب واقع میشود و اگر فرمانبرداری از دستور استاد با توجه به مقام و موقعیت مقرون به ادب و نزاکت بود لازم نیست که آیین جلوس رعایت گردد و بالاخره این مسئله برحسب موقعیت و اوضاع و شرائط زمانی و مکانی حالات متفاوتی پیدا میکند و خود انسان به این مسئله واقفتر هست.@ 20 ـ شاگرد باید مراقب حرکات و رفتار و حالات خود در محضر استاد باشد یکی از مهمترین وظائف دانشجو این است که با اشتیاق و علاقه به سخنان استاد گوش فرادهد و نگاهش را در او متمرکز سازد و با تمام وجود بدو روی آورده و با دقت در گفتههای استاد بیندیشد و آن را در ذهن و حافظه خویش نگاه دارد تا او را ناگزیر به اعاده سخن نسازد.@ یعنی استاد نگاه نکند به چهره شاگردش بفهمد که این حواسش پرت است مجبور است یک بار دیگر تکرار بکند ببیند درس دارد ضایع میشود این احساس را نباید استاد سر کلاس بکند استاد باید ببیند همه چیزهایی که دارد میگوید کاملاً دارد جذب روح و روان شاگرد میشود بازی نکند ذهنش را به اینطرف و آنطرف نگاه نکند به شاگرد دیگری نگاه نکند به ابزار شاگرد دیگری نگاه نکند.@ و یک موقع هم هست بعضیها خودخواهانه حواسپرتی کردند ولی به استاد میگویند آقا تکرار کن یکبار دیگر و وقت را میگیرند گاهی وقتها میشود انسان واقعاً اگر عقب افتاده از یک شاگرد دیگری این مطلب را بگیرد یا بعداً برود از استاد سؤال بکند این قسمت چه شد ولی خودخواهانه وقت کلاس را میگیرد و سؤال میکند که چه شد یکبار دیگر تکرار کنید.@ و بیجهت و بدون ضرورت نگاه خود را از استاد برنگرفته و به این سو و آن سو ننگرد و به چپ و راست و بالا و پایین و پس و پیش بدون ضرورت و نیاز نگاه نکند به ویژه در آن لحظاتی که با استاد گفتگو مینماید و یا استاد با او صحبت میکند این نگاههای پریشان از او سر نزند.@ یعنی وقتی استاد دارد با او صحبت میکند خیلی حواسش جمع باشد که با بغل دستی صحبت نکند بغل دستی چیزی به او نگوید اگر بغل دستی خواست چیزی در گوشش بگوید ممانعت بکند از اینکه چیزی به او بگوید خودش هم چیزی به کسی نگوید اینطرف و آنطرف را نگاه نکند.@ اتفاقات به هیچ وجه برایش مهم نباشد آن چیزی که اطراف اتفاق میافتد در باز میشود یکی از بیادبیهای خیلی شایع این هست که یکی وارد میشود همه نگاهش میکنند در حالی که به هیچ وجه شاگردان نباید نگاه بکنند به اینکه چه کسی میاید و چه کسی خارج میشود.@ یکی بلند میشود در را میخواهد ببندد باز کند صدای در توجه را جلب میکند این حاکی از بینزاکتی هست یا یکی میاید داخل، همه نگاه میکنند چه کسی آمد داخل اینطور موارد موارد بسیار شایعی است نگاهها زود پرت میشود.@ مثلاً یک استکان میشکند نباید تکان بخوری حالا شکست بعد حرف بزنی پیرامونش حالا یک استکان شکسته که شکسته آی جمعش کن آی الان جارو بیاور فلانی را صدا کن کلاس بهم میریزد برای یک استکان شکسته هیچ کس تکان نمیخورد اویی که زده شکسته خودش جمع میکند و بقیه فقط نگاه میکنند توجه میکنند.@ بعضی از کارهای مسترد هم همینطور هست بعضی از کارها که ما فکر میکنیم که باید ادب را رعایت بکنیم مثلاً استاد دارد صحبت میکند یک کسی چایی میاورد میدهد وسط جلسه استاد هم راضی هست که بیاید چایی بدهد یک چایی دادن یک موقع میینی یک جلسه را به هم میریزد ولی در شاگردان مؤدب آب از آب تکان نمیخورد.@ یعنی 40 تا شاگرد هم که باشند 50 شاگرد هم که باشند طوری چاییهایشان را برمیدارند و حتی طوری میخورند که هیچ نظم کار کلاس به هم نمیریزد و این هست که همه آدمهای مسلط و مؤدبی هستند.@ بعد یکی چایی میاورد میخواهد چایی بردارد دست شما درد نکند خیلی ممنون زحمت کشیدید آقا تشکر نمیخواهد خیلی متشکر مختصر تشکر بکند یا اصلاً تشکر نکند مثلاً با نگاهش زود بردارد و فقط چشمش به استاد باشد.@ یک موقعی استاد نگاه میکند میبیند همه در چایی و در شیرینی و میوه هستند و اصلاً اوضاع کلاس به هم ریخته این نمیشود باید خیلی اینطور موارد دقت کرد که هیچ چیز اوضاع را به هم نریزد هیچ اتفاقی ما باید سعی کنیم که کار علمی را به هم نزند جلسه را به هم نزند.@ اگر ناگهان در مجلس درس فریاد و نالهای به گوشش رسید مضطرب نگردد و بدان التفات و اعتنا نکند بخصوص هنگام گفتگوی با استاد نباید تحت تأثیر هیچ انگیزهای قرار گیرد یکی از بیادبیهای بزرگ سؤال کردنها است حالا در نحوه سؤال بعداً میگوییم.@ در سؤال کردن طرف خودش دارد سؤال میکند دارد سؤال میکند یعنی چی؟ یعنی کلاس را معطل کرده توجه استاد را به خودش جلب کرده بعد میخواهد سؤال میکند میگوید استاد ببخشید میخواستم یک مطلبی بگویم بعد حواسش یک جای دیگر، همینطوری نگه میدارد.@ مثلاً در باز شده یک کسی آمده داخل یا یک چیزی شکسته بعد چند لحظه بعد میگوید ببخشید سؤالم این بود این بیادبی است شما به هیچ وجه نباید وقتی سؤال داری ذهنت به جای دیگر برود سؤالت را باید مستقیم سؤال بکنی حواست به جای دیگر پرت نشود.@ در حضور معلم و استاد آستین خود را نجنباند و آن را بالا نزند دکمه ببندد دکمه باز بکند آستین را جمع کند جوراب را بپوشد بیاید بنشیند سر کلاس جلوی استاد جوراب پایش بکند کارهای دیگر و با دست خود به چهره و اندام استاد اشاره نکند و بدن و جامه او را لمس ننماید.@ یعنی دست به استاد نزند یک موقعی دست به بدنش بزند چیزی بخواهد بگوید یا چیزی مثلاً به لباسش، و با دست و پا و سایر اندام خود حرکات بیهودهای را از خویش بروز ندهد هیچ حرکت زائد نکند دستش را بر محاسن و موی صورت و یا بر روی دهانش قرار ندهد.@ هی با ریشش بازی بکند چنگ بیندازد بخاراند بکشد با سبیلش ور برود نه هیچ کدام، انگشتش را در بینی به بازی نگیرد دهانش را باز نگذارد در حضور استاد دندانها را خلال و پاکیزه نکند چیزی در دهانش نگذارد.@ مثلاً با خودکار دارد بازی میکند خودکارش را هم در دهانش بگذارد مثلاً دارد گوش میکند بعضیها این را به عنوان علامت خیلی دقت این کار را میکنند بعد به استاد خیلی نگاه میکنند در این حالت یا دهانشان را باز میکنند نگاه میکنند این بدتر هست.@ کف دست خود را بر زمین نزند و با سر انگشتان بر روی زمین خطکشی نکند مثلاً با گل قالی ور بروی پشه بگیری آشغالها را از روی فرش جمع بکنی چهار تا دانه آشغال ریخته روی زمین داری درس میخوانی این آشغالها را جمع بکنی به اسم اینکه میخواهی نظافت کنی تمیز بکنی حالا مثلاً یک چیزی ریخته به هیچ وجه 30 تا کاغذ آشغال هم ریخته باشد نباید فعلاً دست بزنی سر جلسه فقط گوش بکن.@ به هیچ وجه ذهنت را اینطرف و آنطرف نده خیلی وقتها شده حرکت یک مورچه یک شاگرد را نیم ساعت محروم کرده و چه بسا آن نیم ساعت نقش سرنوشتساز در زندگی او میتوانست داشته باشد و محروم میشود و ما معتقد هستیم که انسان اگر گناهی نکند عامل حواسپرتی هم به سراغش نمیاید.@ اگر مورچه آمده ببین چکار کردی که این مورچه آمد تو را برد گل قالی آمد تو را با خودش برد که نشنوی نباید آنجا حرف استاد را میشنیدی محروم شدی یک موقع هست یک کاری با تو میکند پنج دقیقه سر کلاس نمیایی نفس یک کاری میکند که همان پنج دقیقه چه بسا برای تو تعیینکننده بوده.@ یک کاری میکند پنج دقیقه زودتر بروی یک موقع یک کاری میکند پنج دقیقه حواست پرت بشود آنجا روزی نداری و میخوری و خیلی انسان باید نسبت به این قضیه حساس و غیور باشد یعنی نگذارد از دستش برود اگر هم حواسش پرت شد از بقیه سؤال کند بعداً که چه شد.@ حتماً در مباحثه سعی بکند جبران بکند پنج دقیقه هم نیامده حتماً سؤال کند که این پنج دقیقه اول چه چیزی گذشت اینها خیلی بیتوفیقی میخواهد که از دست برود انگشتان دو دست خود را در هم فرونبرد مثلاً بازی کند هی ور برود بشکند انگشتانش را دانه دانه با همدیگر سر کلاس.@ با دکمه لباس و جامه خود بازی نکند و انگشت خود را نشکند و آن را به صدا در نیاورد مثلاً بعضیها تسبیح دارند تسبیح دانه درشت همینطوری این صدا میدهد که با اعصاب ور میرود باید کنار بگذاری با خودت نیاوری سر و صدا نکنی اینها چیزی نیست که آدم بشنود و بگوید و بشود اینها تمرین میخواهد یعنی همه گرفتاریم به نحوی باید تمرین بکنیم اینها را به مرور زمان کم بکنیم.@ یک موقع هست به خودت میایی میبینی داری تق و تق داری با ته خودنویست بازی میکنی هی میزنی نوک میرود داخل و میاید بیرون پنج دقیقه است داری اینطوری میکنی باید تمرین بکند انسان به خودش تلقین بکند تا یواش یواش اینها را کنار بگذارد که چطوری انجام بدهد.@ بلکه باید با حفظ آرامش بدن و اندام خود وقار خویش را در نزد استاد نگاه دارد بیجهت سرفه زیاد به راه نیندازد آب دهان و بینی و خلط سینه را حتی الامکان بیرون نیافکند آنجایی که کلاس در یک فضای بیرونی هست جلسه در یک فضای باز هست.@ مایعاتی که از سینه او بیرون میاید از دهان خود به بیرون پرت نکند بلکه آن را با حوله و دستمال و امثال آن بگیرد آروق نزند خمیازه نکشد و زیاد دهان دره نکند و پس از سعی در رد و خودداری از آن اگر ناگزیر از آن گشت باید روی دهانش را با دست بپوشاند.@ سعی کند صدای عطسه او زیاد بلند نشود یعنی کنترل بکند اینکه سعی بکند اینطوری هست بعضیها آزاد خودشان را ول میکنند یک عطسهای میکنند که کلاس میلرزد اینطوری نشود و هنگام عطسه کردن با دستمال و یا دست دهان خود را بپوشاند و آن را در برابر صورت خود بگیرد رعایت همه این آداب و امثال آنها نتیجه و بازده رأی و نظر راست و درست و فکر مستقیم و نمایانگر ذوق سالم و پاکیزه میباشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 027 - آداب تعلیم و تعلم
متن کامل (خام) جلسه 027 - آداب تعلیم و تعلم