جلسه 004 - آداب تعلیم و تعلم
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1377
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - آداب تعلیم و تعلم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ صفحه 129(مَا ازدادَ عَبدٌ عِلماً فَازدادَ فِی الدُنیا رَغبَتاً اِلاّ اِزدادَ مِنَ الله بُعدا) میفرماید که هیچ بندهای در ضمن اینکه به معلوماتش اضافه میشود رغبتش هم به دنیا زیاد نمیشود مگر اینکه یعنی همراه اینکه علمش زیاد میشود رغبتش هم به دنیا زیاد میشود هر چقدر تحصیلاتش سوادش بالاتر میرود شهوتش هم بیشتر بشود رغبتش هم به دنیا بیشتر بشود.@ (اِلاّ اِزدادَ مِنَ الله بُعدا) مگر اینکه از خدا دورتر میشود این تنظیم رابطه علم هست با دنیا یعنی اویی درست به سراغ علم میرود که به میزانی که علمش افزوده میشود علاقهاش هم به آخرت بیشتر میشود علاقهاش به خدا بیشتر میشود و از دنیا فاصله میگیرد.@ حالا در بحث طبیعت و فطرت بحث مفصلی داریم که وقتی علم توسط فطرت آموخته میشود نزدیکی میاورد یعنی توسط کسی که فطرت بر او حاکم هست او وقتی که در طبیعت هم مطالعه میکند نه علوم دینی نه عرفان نه قرآن نه اخلاق، زیستشناس است در طبیعت وقتی مطالعه میکند.@ گُل را که نگاه میکند او را به ماوراء طبیعت این گُل منتقل میکند چون با دید موحدانه نگاه میکند با دید فطرت نگاه میکند به آن گُل، حیوانات را مورد مطالعه قرار میدهد همچنین، اینطوری میشود اما وقتی طبیعت حاکم هست او هر چقدر که مطالعه میکند حتی عرفان بخواند از خدا دور میشود حتی اخلاق بخواند دور میشود مکانیزمش را هم در شیطان و صور مقدس توضیح دادیم که چگونه هست.@ قاعده این هست برای کسی که طبیعی هست طبیعی یعنی نه در مقابل فطرت، طبیعی یعنی همان کسی که فطرت بر او حاکم هست یعنی سالم هست قلبش سالم هست این هست که هر علمی که میخواند او را به خدا نزدیک میکند ما در غیر مسلمانها هم داشتیم در دانشمندان مسیحی مطالعه بفرمایید.@ غیر مسلمین بودند کسانی که با فطرت به دنبال مطالعه طبیعت رفتند و روزبروز به سمت خداوند تبارک و تعالی بیشتر کشیده شدند چرا؟ چون کل دنیا عبارت است از آیات الهی هر کس هر رشتهای را بگیرد ممکن نیست با مخلوقات خدا سروکار نداشته باشد با قوانینی که خداوند تبارک و تعالی وضع کرده سروکار نداشته باشد.@ حتی علوم محض و خالص مثل ریاضیات حتی ریاضیات محض هم که یک کسی میخواند الان در دانشگاه ریاضیات محض میخوانند باز حاکی از قوانین عقل بشر هست و این عقل را خداوند تبارک و تعالی داده 2×2 یک حقیقت است بحث جبر بحث لگاریتم بحثهای دیگر بحث رادیکالها هندسه ریاضیات ریاضیات جدید.@ همه اینها قوانینی هست که خداوند تبارک و تعالی وضع کرده حقیقتاً وجود دارد و انسان از اینها کشف میکند و اویی که با فطرت میرود هر کدام از اینها را میخواند هی تواضعش بیشتر میشود مثل این هست که شما به یک نمایشگاه نقاشی به یک نمایشگاه خط یا به یک نمایشگاه صنایع دستی وارد میشوی.@ بعد اولش میگویند که فلان آقا نمایشگاه از آثار خودش گذاشته شما دَم در که وارد میشوی میبینی آقا آنجا ایستاده بعد سلام علیک میکنی و شروع میکنی به بازدید از نمایشگاه، بعد میبینی که خیلی آثار زیبا و بدیعی خلق کرده وقتی میروی چند ساعت در نمایشگاه و برمیگردی نوع نگاهت به آن کسی که دم در ایستاده به عنوان خالق این آثار فرق میکند.@ و هر وقت هم که در هر تابلویی که شما نگاه میکنید حواست هست که آن طرف را با این تابلو میبینی میگویی عجب تابلویی کار کرده عجب قشنگ است حواست هست چه کسی بوده همیشه در ذهن شما یک انضمامی بین تابلو و آن اثر با آن نقاش هست که دم در ایستاده یا آن صنعتگر هست.@ لذا وقتی که میروی دور میزنی و برمیگردی و میایی میبینی که اصلاً نوع تکریمت اینطوری هست کسی که فطرت بر او حاکم هست یعنی دنیا را آیات الهی میداند او هر جا که مطالعه میکند دائم هی شوق و ذوقش به خداوند بیشتر میشود و هی دنبال این هست که از اینها(رَبَّنا ما خَلَقتَ هذا باطِلا) کسی که اهل فطرت هست وقتی به آسمان ستارهها نگاه میکند این را میگوید(رَبَّنا ما خَلَقتَ هذا باطِلا) (سُبحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّار).@ از مطالعه طبیعت کشیده میشود به قیامت به بهشت و جهنم و بعد پناه میبرد به خداوند تبارک و تعالی از آتش جهنم اما اویی که طبیعت بر او حاکم هست اینطور نیست اویی که طبیعت بر او حاکم هست هر چه مطالعه میکند شهوتش بیشتر میشود خودخواهیش بیشتر میشود غرورش بیشتر میشود به معلوماتش اضافهتر میشود.@ و بعد سعی میکند این معلومات را در استخدام غضب و شهوت خودش به کار بگیرد بشر الان به فکر این هست که فضا را تسخیر بکند برای جنگهای بعدی، جنگ ستارگان راه میاندازد یک کسی به ستاره نگاه میکند میگوید(رَبَّنا ما خَلَقتُ هذا باطِلا) یک کسی جنگ ستارگان راه میاندازد.@ این تفاوت انسانها هست در نوع نگرشش که به طبیعت دارند یعنی علم بسته به این هست که ضمیمه بشود و اتحاد وجودی پیدا بکند با چه نفسی اگر نفسش که طبیعت بر آن حاکم هست این علم نور میشود اگر ضمیمه بشود و اتحاد پیدا بکند با نفسی که به فطرت حاکم هست اگر ضمیمه بشود نور میشود و اگر علم اتحاد پیدا بکند با نفسی که طبیعت بر آن حاکم هست حجاب اکبر میشود.@ لذا حضرت میفرماید(ما اِزدادَ عَبدٌ عِلماً فَازدادَ فِی الدُنیا رَغبَۀً) رغبتش بیشتر میشود مگر اینکه از خدا دور میشود هر کس که علمش زیادتر بشود رغبتش هم در دنیا زیادتر بشود از خداوند تبارک و تعالی دور میشود.@ قبلاً که دانشگاه نرفته بود حوزه نرفته بود اینکه وضع روحیش خوب بود الان که پایش باز شده به حوزه و دانشگاه میبینی که آن عبادتها آن قرآن خواندنها آن خلوتها دیگر نیست آن توسلات آن عزاداریها آن شبزندهداریها نیست میبینی که دور شده بعد دوباره همینطور میرود فوق لیسانس میگیرد میبینی بدتر میشود دکترا میگیرد میبینی که باز دور دور میشود.@ (کُلُّ عِلمٍ وَبالٌ عَلی صاحِبِهِ یَومَ القیامَۀِ اِلاّ مَن عَمِلَ بِه) پیامبر فرمود که هر علمی وبالی هست بار هست روز قیامت بر صاحبش یعنی بر عالم به آن علم(اِلاّ مَن عَمِلَ بِه) مگر کسی به آن عمل بکند، عمل بکند یعنی چی؟ یعنی قوای آن علم را آزاد بکند به خودش تبدیل بکند ولی اگر به خودش تبدیل نشود چه میشود؟ وزر هست و وبال هست.@ علم باید تبدیل به شخص بشود اتحاد وجودی پیدا بکند به شخص یکی بشود یکی شدنش هم با چه چیزی هست حقیقتاً که شاکله نورانی تشکیل بدهد؟ با عمل هست، در روز قیامت عذاب و شکنجه عالم و دانشمندی که علم او به وی سود نرساند و عملاً از آن نتیجه نگیرد از عذاب تمام مردم دیگر سختتر و طاقتفرساتر خواهد بود(اَشَدُّ النّاسَ عَذاباً یَومُ القیامَۀِ عالِمٌ لَم یَنفَعهُ عِلمُه).@ روایت بعدی قضیه و مثل دانشمندی که راه و رسم خیر و نیکی را به مردم میاموزد و خویشتن را فراموش میکند و به خود نمیپردازد همانند فتیلهای هست که به دیگران روشنایی میبخشد و خود را سوزنده و تباه میگرداند(أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ) مردم را به نیکی امر میکنید اما خودتان را فراموش میکنید؟@ و در حدیث دیگری چنین آمده است، برای چی این را در بحث اخلاص آورده؟ برای اینکه ما بدانیم اگر غیر از برای عمل ما یاد بگیریم و برای شدن یاد بگیریم و جز برای تنظیم رابطهمان با خدا آن سنیّتی که گفت برای خدا برای ساختن خودمان و ساختن مردم البته باز همراه با ساختن خودمان وزر و وبال میشود.@ مَثَل چنین دانشمندی مَثَل چراغ است، چراغ یعنی چی؟ [چراغی که خود میسوزد و تباه میگردد ولی به دیگران بهره و روشنایی میرساند] (عُلَماءُ هذِهِ الاُمَّۀ رَجُلان) در پاورقی ذکر کرده علما و دانشمندان این امت دو تیره هستند.@ دانشمندانی که از علم و آگاهی خود سودمند میگردند آن را بدون چشمداشت به هدفهای دنیوی و عاری از هرگونه آزمندی و صید طعمه و سودجویی در اختیار دیگران قرار میدهند اینهایی که میگویند آفات علم است انسان از علمش برای صید دیگران کمک بگیرد.@ و برای چنین دانشمندانی همه جانداران عالم اعم از ماهیان دریا و جانوران خاکزی و پرندگان و مرغان هوا از خداوند متعال رحمت و آمرزش را درخواست میکند آنان با جلال و شکوه ویژهای در پیشگاه خداوند متعال حضور میابند و در حالی که بزرگی و سروری و شرف در سراپای وجود آنها به چشم میخورد محشور میگردد و در پیشگاه خداوند حضور میابند و با پیامبران و فرستادگان خدا همره و همدم هستند.@ 2 ـ دانشمندانی که خداوند آنان را از علم و آگاهی برخوردار ساخته است ولی از تعلم و ارشاد دیگران دریغ میورزند و به شرطی علم و آگاهی خود را در اختیار دیگران قرار میدهند که عوض و نفع مادی از رهگذر آن عاید آنها گردد.@ هستند کسانی که اهل اینکه بلند بشوند بروند تبلیغ بکنند جاهلی را آگاه بکنند در مسجد موعظه بکنند کلاسی جایی بگذارند جلسهای بگذارند جمعی تشکیل بدهند هیئتی تشکیل بدهند نیستند از آن کسانی هستند که تحصیلات کردند در خانه نشستند تلفن هم برای خودشان دارند منتظر هستند که زنگ بزنند آقا بیا فلان جا پاکت را بگیرد و برود.@ یعنی واقعاً کارشان همین است از صبح تا شب اهل پاکت هستند اینکه خودشان فی نفسه کمر همت ببندند بلند بشوند بروند به سراغ مردم جاهل اینطور نیست اصلاً نمیروند به هیچ وجه، پول دادند میروند ندادند نمیروند.@ الان داریم روانشناس داریم همینطور هست رفته یاد گرفته دانشگاه روانشناسی اما تا به او ساعتی پنج هزار تومان ندهی حاضر نیست مشاوره بکند یک کسی را راهنمایی بکند اگر به او بگویی یک جایی هست که مشاوره هست شما بیا رایگان هفتهای نصف روزت را بگذار آنجا یک مشت مردم فقیر و بیچاره هستند کمکشان بکن حاضر نیست بیاید.@ ساعتی چهار هزار تومان پنج هزار تومان میدهید میاییم نمیدهید نمیاییم خیلیها هستند که الان این تحصیلات را انجام دادند معلومات را دارند و حاضر نیستند جز از طریق مراکزی که پولی به دست میاورند علمشان را خرج بکنند مستقلاً بلند بشوند بروند نمیروند جایی، به فکر مردم نادان باشند بخواهند یک کار کلان فرهنگی در سطح جامعه بکنند نه.@ خودشان را در این ادارات و سازمانها و وزارتخانهها مشغول کردند میگویند کار هم هست اینجا و پول هم میدهند همین جا مشغول میشویم اما بخواهی از آنها یک کاری خارج از آن سازمان مالی انجام بدهند حاضر نیستند انجام بدهند اصلاً نمیایند.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود خداوند از جهال عهد نگرفت به تعلم مگر اینکه قبلش از علما میثاق گرفته عهد گرفته به تعلیم اگر(طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسلِمَه) (تَعلیمُ العِلمَ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ عالِم) هست کجاست عالمی که خودش کمر ببندد مثل پیغمبر(ص) (طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِه) طبش را دستش بگیرد اینطرف و آنطرف برود.@ بخواهد مردم جاهل را راهنمایی بکند بخواهد یک کاری بکند که مردم بفهمند در سطح کلان بفهمند خوب بفهمند سرمایهگذاری بکند اینطرف آنطرف بلند بشود برود بدون چشمداشت، فقط اجرش را از خدا بخواهد پاداش کارش را در خود کارش ببیند.@ از اینکه میبیند دیگران با خدا آشتی میکنند لذت ببرد از اینکه میبیند دیگران رابطهشان با خدا گرم میشود توبه میکنند این را در پاداش کارش ببیند از اینکه دیگران به دین اسلام آشنا میشوند آشنایی با معارف الهیشان پیدا میکنند لذت ببرند اینها کم هستند کسانی که اینطوری هستند و برای خودم بلند بشوم بروم.@ تا الان بروی سر وقت یکیشان بگویی که مثلاً یک مجموعهای هستند که پول ندارند فقیر هستند ولی مجموعه خوب و جمع و جوری هستند فعال هستند بیا شما سرمایهگذاری کن اول میگویند آنجا چقدر میدهند.@ و با روح آزمندی و صید طعمه حاضرند دیگران را تحت تعلیم و ارشاد خویش قرار دهند به آنها میگویی بیا یک جلسهای برای مسجد برای هیئت برای گروهی هستند که وضعشان خوب نیست یک مشت بسیجی هستند یا جای دیگر، میگوید بنده خدا من بروم خصوصی تدریس بکنم بیشتر به من میدهند.@ مبنا چیست؟ مثل این تاکسیها که در خیابان هستند هر چه دست تکان میدهی نمیایستند که مردم را پنج نفر پنج نفر سوار کنند دنبال دربستیها میگردند یک نفر یک پول کلان بدهد راحت بروند اینطرف و آنطرف، اینها هم همینطور هستند.@ منتظر کسی هستند که جاهایی که پول بیشتری بدهند اسم و رسم بیشتری داشته باشد ماشین داشته باشند ببرند و بیاورند آقا را برگردانند همه امکانات فراهم باشد چه دانشگاهی و چه حوزویشان در آنها هست از این آدمها، یا کلاس خصوصی بروند کلاس خصوصی تدریس بکنند ساعتی چهار هزار تومان پنج هزار تومان خصوصی تدریس بکنند اینطوری هست.@ طرف رفته یک کامپیوتر یاد گرفته در دانشگاه یا یک جای دیگر به او میگویی بیا در مسجد به چهار تا بچه بسیجی هم یک درسی بده میگوید من آموزشگاه تدریس میکنم ساعتی چقدر میگیرم اصلاً حاضر نیست بیاید رایگان تدریس بکند.@ علمش را در اختیار چهار تا بچه مسلمان بگذارد که اینها استفاده بکنند در راه دین، بیا ریاضی درس بدهد ما یک هیئتی داریم بچهها را قرآن درس میدهیم تو هم بیا یک ریاضی به آنها درس بده یک زبان درس بده یک چیزی درس بده.@ چنین دانشمندانی با لگام، لگام یعنی همان لجام دهانبند، و دهانبندی آتشین در روز قیامت میان مردم پدیدار میگردند و منادی بانگ برمیاورد و به مردم میگوید اینان کسانی بودند که در دنیا جز با هدف انتفاعی و سودجویی آزمندی و بالاخره اغراض دنیوی از تعلیم دیگران دریغ میورزیدند چنین دانشمندانی بدینسان در روز رستاخیز شکنجه میشوند.@ یعنی همینطوری این لجام آتشین در دهانشان هست تا آنگاه که مردم و یا خود آنها از محاسبه و بازپرسی در دادگاه الهی فارغ شوند یعنی در حین محاسبه هم این عذاب را دارند اگر کسی علم و آگاهی خویش را کتمان نماید و از نشر و تعلیم آن به دیگران دریغ ورزد خداوند متعال بر چهره او لگامی آتشین افکند و بدینسان او را معذب و ذلیل میسازد.@ باز روایت بعدی(اَلعِلمُ عِلمان) علم و دانش بر دو گونه است علمی که به قلب و درون انسان راه یافته و روح انسان را سامان میدهد چنین علمی میتواند نافع و سودمند افتد 2 ـ علمی که بر سر زبان متوقف مانده و به دل و درون انسان رسوخ نکرده است اینگونه علم و دانش به صورت حجت و دلیل کوبنده خدا نسبت به افراد بشر در میاید.@ اینها دیگر روایتهای نبی اکرم هست من نسبت به امت مسلمان و پیروان خودم اعم از مؤمن و مشرک بیم و هراسی ندارم ببین چقدر حرف بلند و عجیب هست من نسبت به امت و پیروان خودم اعم از مؤمن و مشرک بیم و هراسی ندارم.@ زیرا ایمان و اعتقاد مؤمن از او نگاهبانی میکند و کفر و انکار و ناسپاسی مشرک موجبات قلع و قمع او را فراهم میاورد من از منافق و فرد دورو سخت بیمناک هستم که زبانش گویا و آشنا و به اصطلاح زباندان عالم است مطالبی را که بر زبان جاری میسازد که شما آن را به عنوان کار خوب میشناسید ولی از لحاظ عمل دست به کارهایی میزند که شما آنها را زشت تلقی میکنید.@ کسانی که خوب حرف میزنند خوب مینویسند خوب شعر میگویند خوب مقاله مینویسند اینها خیلی خطرناک هستند میگوید من از اینها میترسم. (اِنَّ اَخوَفَ ما اَخافُ عَلَیکُم بَعدی کُلُّ مُنافِقٍ عَلیمِ اللِسان) بیشترین چیزی که بعد از مرگم از شما میترسم منافقانی هستند که خوب حرف میزنند.@ (عَلیمِ اللِسان) یعنی خیلی خوب بلد هستند سخنرانی بکنند خوب بلدند حرف بزنند خیلی قشنگ بلد هستند حرف بزنند و سر دیگران را کلاه بگذارند من از اینها بعد از خودم میترسم شما منافقین را یادتان هست حالا به عنوان نمونه اتمش من عرض میکنم و الا هنوز هستند خیلی از منافقان در جامعه ما آزاد دارند کار علمی و فرهنگی انجام میدهند.@ چقدر جوانهای ما را دختران و پسران ما را گول زدند بچههای خوب با استعداد، من در محله خودمان چندین بچه حزب اللهی میشناختم که اینها آدمهای واقعاً متدینی بودند سوز دل هم داشتند درد دین هم داشتند ولی گول اینها را خوردند.@ اینقدر جالب برای اینها صحبت کرده بودند اینقدر تزویر و نفاق به خرج داده بودند که اینها را گول زده بودند خیلی مزور بودند خطرناک، اسلام ناب اسلام حقیقی همهاش علی و از حق و حقانیت و کلماتی که به کار میبردند به نام خدا و به نام خلق قهرمان، اینها خیلی خطرناک است.@ برای امام نامه نوشتند من یادم هست نامهای که برای امام نوشتند نامه را با بسم الله الرحمن الرحیم نوشتند برای هر کسی که نامه مینوشتند یا هر وقت اطلاعیه میدادند مینوشتند به نام خدا و به نام خلق قهرمان، برای امام نوشتند بسم الله الرحمن الرحیم یعنی از آن موضع شرکآلودشان در نامه استفاده نکردند.@ برای امام نامه نوشتند چه چیزهایی هم یک عجز و لابهای کرده بودند در آن نامه که اگر یک آدم ساده بود از این آخوندهای ساده که کم هم نیستند گول میخورد میگفت عجب جوانان مظلومی هستند اینها واقعاً چقدر مظلوم واقع شدند.@ امام فرمود من اگر یک ذره احتمال میدادم شما راست میگفتید یک ذره احتمال میدادم حق با شماست من خودم پیش شما میامدم الان هم داریم الان هم به یک گونه دیگر گرفتار هستیم در جامعه خودمان.@ الان هم همینطوری هست افرادی که خیلی شیوا و زیبا صحبت میکنند به همدیگر میبافتند شعر و ضربالمثل و آیات و روایات و اینها را ولی پوک(اَفئِدَتُهُم هَواه) خالی هیچی ندارد سر مردم را کلاه میگذارند دموکراسی و مردم و هی دم از مردم زدن و هی به رخ کشیدن مردم و حق مردم و مردم و مردم ولی عملاً هیچی.@ بدترین بدترها علما و دانشمندان و بدسیرت و زشتسیرت هستند و خوبترین خوبترها همان دانشمندان برگزیده و پاکسیرتند یعنی چی؟ یعنی علما بهترین هستند و بدترین هم هستند بدترین را همین علما تشکیل میدهند بهترین را هم همین علما تشکیل میدهند.@ اگر کسی مدعی علم و دانش کرد و بگوید من دانشمند میباشم بدانید که او جاهل و نادانی بیش نیست دین و آیین الهی آنچنان پدیدار و گسترده گردد که از پهنه دریاها بگذرد و دریاها در راه خدا ژرفای خود را برای علم و دانش و دین و آیین الهی آماده پذیرایی میسازند و علم در عمق آنها نفوذ پیدا میکند.@ چه مژدههایی داده پیامبر سپس از پس شما گروههایی پدید میایند که قرآن را تلاوت میکنند و مدعی شوند که ما قاری قرآن هستیم و در ادعای خود چنان بلندپرواز هستند که میگویند آیا در دنیا و جهان کسانی وجود دارند که از لحاظ آشنایی به قرائت قرآن و فقاهت و بینش دینی و علمی و دانش بر ما فزونی داشته باشند؟@ کسانی هستند که الان اینطوری هستند ادعا میکنند که از همه بهتر میفهمند. بنیصدر گفته بود که صد و خوردهای باید علم بلد باشد یک فقیه یا فقه این قصه است همه همهاش را دارم بعد بعضی از بزرگان را اسم میاورد که اینها درصدی از این بیشتر ندارند.@ پیامبر گرامی اسلام(ص) پس از چنین بیانی روبه اصحاب و یاران خود کرده و فرمود آیا از این گروه پرمدعا انتظار خیر و نیکی را دارید عرض کردند نه حضرت فرمود این گروه بیخاصیت از مردم همین امت مسلمان هستند اینان هیزم آتش دوزخ خواهند بود نمیگوید در جهنم میسوزند میگوید خودشان هیزم هستند ببینید کار به کجا میرسد.@ (هُمْ وَقُودُ النَّارِ) یعنی خودشان آتشگیره هستند دیگران از شعله اینها شعله میگیرند خودشان هیزم میشوند یک همچین کسانی یک پارچه آتش. خطرناکترین موقف همین موقف علم است که این کار را میکند البته بد نیست تذکر بدهم.@ آن دفعه آقای مستفوی هم فرمودند این هم لازم هست که بگویم کسانی که هستند در جلسه یا بعداً نوار را میشوند اینها باید قبلاً این شرح فضیلت علم را خوانده باشند که فکر نکنند با این سختیهایی که دارد و حالا ما داریم مطرح میکنیم از میدان خدای نکرده به در بشوند.@ هیچ کس عذری ندارد از اینکه از میدان علم طلب و تحصیل دور باشد ولی باید این خطرات را هم بشناسد یک موقعی کسی نگوید اگر اینطوری هست اصلاً ول کنیم برویم ول کردن و رفتن یعنی جهنم رفتن این ممکن نیست کار یادگیری را تعلیم و تعلم خالصانه را مگر اینکه دور میشود.@ قبلاً ما در بحث ضرورت شناخت احکام دین توضیح دادیم همین حدیثی را هم که الان خدمتتان خواندم که در روز قیامت عذاب و شکنجه عالم و دانشمندی که علم او به وی سود نرساند و عملاً از آن نتیجه نگیرد از عذاب تمام مردم دیگر سختتر و طاقتفرساتر است جز یک گروه آن گروه جهال هستند.@ جهالی که میتوانستند یاد بگیرند و یاد نگرفتند یعنی عالم بیعمل باز وضعش در قیامت بهتر از کسی هست که میتواند جاهل موثق هست روایتش را هم برایتان خوانم از پیامبر که(لِلعالِمِ ذَنبٌ واحِد وَ لِلجاهِلِ ذَنبان).@ احادیث شیعی در مورد خلوص نیت: کلینی به اسناد خود از امیرالمؤمنین علی(ع) آورده است که رسول خدا(ص) فرمود دو گروه از مردم جامعه بشری آنچنان همواره گرسنهاند که به هیچ وجه اشباع و سیر نمیگردند 1 ـ کسانی که پویای مال و طالب ثروت هستند 2 ـ کسانی که جویای علم و خواهان دانش میباشند.@ اگر کسی در این دنیا به آنچه برای او حلال و مباح میباشد بسنده و قناعت کند و سالم و تندرست و با خاطرهای آسوده و درونی سالم زیست میکند ولی اگر کسی بخواهد از راههای ناروا به حطام دنیوی و مال و مکنت دستیازی بکند و به هدفهای مادی برسد موجبات هلاکت و نابودی و اضطراب درونی و تشطت خاطر خویش را فراهم میاورد.@ مگر آنکه به خود آید و به خدای خویش بازگردد و از گذشته خود توبه نماید هر گاه کسی علم و دانش را از افراد درخور و شایسته فراگیرد و عملاً پایبند به آن باشد راه نجات و رهایی خویش را از آتش دوزخ تدارک دیده ولی اگر هدف او در فراگیری علم عبارت از مطامع دنیوی باشد باید حظ و بهره خود را صرفاً در دنیا بجوید.@ از امام باقر و نیز همان کلینی حدیثی با اسناد خود از امام باقر(ع) در کتاب کافی جلد یک صفحه 59 آورده است که محتوای آن چنین میباشد اگر هدف طالب علم با اغراض هوسآمیز آلوده گردد و بخواهد با مایه علمی و حربه علم بر علما و دانشمندان مباهات ورزد با سفیهان و سبکمغزان بستیزد و یا انظار مردم را به خود جلب نماید جایگاهش از آتش دوزخ فراهم و آماده خواهد شد.@ ریاست و سرپرستی صرفاً درخور افرادی است که دارای شایستگی کافی هستند آدم نباید به دنبال این باشد که از تحصیلات علمیش برای اینکه به یک ریاست و علوی برسد خطرناک است آیهاش را برایتان خواندم این آیه عمومیت دارد فرقی نمیکند مال چه کسی باشد.@ (تِلْكَ الدَّارُ الْ‏آخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) آخرت مال کسی است که اراده علو ندارد، اراده علو یعنی چی؟ حالا تو میخواهی یک مهندس باش میخواهی یک دکتر باش میخواهی یک عالم دینی باش هر کس یک متخصص باش این که در دلت باشد من آن میز بالاتری را بگیرم به آن پست بالایی برسم.@ همین که بیاید اراده برتری یعنی خوشت بیاید خودت را بالاتر از دیگران ببینی برتر از دیگران ببینی این علو است از اینکه به چند نفر تسلط داشته باشی لذت میبری میگوید بهشت جایش نیست یک همچین کسی را بهشت راه نمیدهند.@ (نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا) برای کسانی که اراده علو نمیکنند یکی از بزرگان فرمود که حتی یک فقیر باشد یک گدا باشد در خیابان دارد گدایی میکند بگوید من یک روزی ثروتمند بشوم مثلاً بروم برای بقیه گداها یک فخری بفروشم جلوی بقیه گداها یک قیافهای بگیرم خیلی خطرناک است.@ علو یعنی این، من بروم به بچه محلهمان بچه پایگاه بسیجمان بچه مسجدیامان بگذار من کنکور قبول بشوم یا عمامه را بگذارم خیلی خطرناک است در جامعه خودمان در محله خودمان همیشه ما را به عنوان یک آدم ساده و معمولی شناختند بگذار من فلان جا حکم مسئولیتم بیاید فلان جا رأی بگیرم رأی بیاورم تمام این آرزوها که انسان یک موقعی در دلش هست که یک زمانی بالا بیاید علو پیدا بکند خطرناک هست.@ روایت بعدی از امام صادق(ع) هست همان کلینی رضوان الله علیه با اسناد خود از امام صادق(ع) آورده است که فرمود اگر کسی در تحصیل حدیث منافع دنیوی را هدف خویش قرار دهد حظ و بهرهای در آخرت عائد او نخواهد شد.@ ولی اگر هدف او در فراگرفتن سنت و حدیث عبارت از خیر و نیکبختی اخروی و معنوی باشد خداوند نیز خیر و سعادت دنیا و آخرت را به وی ارزانی خواهد کرد اگر احساس نمودید که عالم و دانشمندی به دنیا دلبستگی شدید دارد نسبت به او درباره دین و آیین خود برحذر بوده.@ یعنی شما را هم فاسد میکند همان عالم دنیاطلب دین شما را هم خراب میکند اگر بخواهید با او ارتباط داشته باشید و او را نسبت به دینتان متهم سازید زیرا هر کسی که چیزی را دوست میدارد و خاطر خویش را بدان سرگرم میسازد اهتمام و عنایت او به سیانت و نگهبانی همان چیز مبذول و محدود بوده و گرد همان میگردد.@ این خیلی ملاک عالی هست برای شناختن علما که ببینید اینها دلبستگی به دنیا دارند یا ندارند میگوید اینطور افراد را بترسید اگر بخواهید با اینها ارتباط برقرار بکنید دینتان را از دست میدهید از دین خودتان بترسید در ارتباط با اینها، اهل تجملات اهل زینتآلات اهل تشریفات خیلی بالا چیزهای زائد.@ من دو جلسه پیش خدمتتان توضیح دادم. ما داریم این حرفها را برای کسی میزنیم که خودش کار علمی میکند و معلم هست فعلاً داریم وظائف مشترک معلم و شاگرد را میخوانیم ولی مردم غیر از این هستند مردم باید به این عالم و دانشمندی که میاید برای خدا تدریس میکند به او برسند خرجش را بدهند هر چقدر میتوانند به او بیشتر بدهند عیبی ندارد.@ این عیبی ندارد اگر دیگران دادند انسان میگیرد حالا این هم هست یکی از آقایان به او گفتند آقا شما چرا مثلاً منبرهایتان اینقدر گران هست گفت من هفتهای یک میلیون تومان در خانهام از فقرا مراجعه مالی دارم هفتهای یک میلیون تومان من باید بدهم به فقرا اینقدر جهیزیه و بیماری و چه و چه میایند که نگو این مثلاً میتواند از کار علمیش استفاده بکند که مثلاً در راه کار خیر استفاده بکند.@ میگویم در آخرت سودی نمیبرد یعنی اینکه این از علمش در جهت آخرت استخدامش نکرده آن هم اشکال هست آن هم یک کسی برود فضانوردی بخواند برای اینکه استخدام در راه دین بکند چه اشکالی دارد یک کسی میرود فیزیک میخواند از آن استفاده میکند برای حفاظت از دین خودش.@ برق خوانده الکترونیک خوانده مکانیک خوانده تکنسین شده الان یک هواپیما برای نظام جمهوری اسلامی میسازد برای اینکه این مملکت از آن دفاع بشود این خیلی خدمت بزرگی هست اگر خود شخص نیت داشته باشد که خیلی خوب هست چه اشکالی دارد.@ آنجا که میگویند شما ببینید چه میگوید اصلاً بحث بحث معلم و متعلم نیست بحث بحث مردم است یعنی تو باید نگاهت به عالم اینطوری باشد آن که شما میگویید این هست ما نگاهمان به عالم چطوری باشد عالم که میاید زحمت میکشد خودش هم ممکن است برای نیت مادی نیامده ولی ما یک پولی به او میدهیم.@ عالمی میاید صحبت میکند ما به او نگاه میکنیم ببینیم چه میگوید(اُنظُر اِلی ما قال وَ لا تَنظُر اِلی مَن قال) بحث ما الان در مورد شخصیت خود عالم هست آن با این اصلاً هیچ منافاتی ندارد.@ هیچ وقت به ما نگفتند شخصیت گوینده را ارزیابی بکن مگر مواردی که خیلی روشن هست میبینید که واقعاً دنیاطلب هست میبینید که شهواتران هست میبینید که مثلاً منحرف هست میبینید که فاسد هست و الا در حالت شرائط معمولی بنا همیشه به حسن ظن هست به اعتماد هست به عبرت گرفتن هست.@ حضرت صادق(ع) سپس فرمود خداوند به داوود پیامبر(ع) وحی نمود که عالم و دانشمند شیفته و فریفته دنیا را میان من و خودت واسطه قرار مده زیرا چنین دانشمندی تو را از راه محبت و عشق به من باز میدارد اینگونه دانشمندان قطاع الطریق و راهزنانی هستند که راه را بر بندگان خواهان من میبرند و مسدود میسازند.@ کمترین و ناچیزترین رفتاری که من با آنان در پیش خواهم گرفت این هست که حلاوت و شیرینی گوارش مناجات و نیایشم را از دلهای آنان بیرون میکشم یعنی اینها کسانی نیستند که بتوانند با من انس بگیرند و من هم راهشان بدهم به درگاه خودم که بتوانند بیایند.@ مثلاً نماز شب بخوانند حالا این احمقها که نمیفهمند که محروم از نماز شب و روضه و مناجات و ذکر گفتن و اینها هستند برای چیست توجیهات علمی میکنند هزار جور توجیه ظاهراً علمی میکنند شما پای یکیشان در مجالس سیدالشهدا عزاداری و مجالس ذکر و مجالس توسل به اهل بیت و ادعیه نمیبینید.@ هیچ کس از او یک رکعت نماز شب سراغ ندارد ولی همچین خوب بلد هستند توجیه بکنند که اینها برای مبتدیان هست ما نمیدانم جایش چکار میکنیم اینها مثلاً برای آدمهای بیسواد و مبتدیان و اینها خوب میدانند حتی لازم هم نمیدانند اگر یک جایی هم بشود میگویند این کار را نکنید اینها کار عوام هست ممکن است حتی اقدام هم بکنند ادامه نداشته باشد این هم ممکن است.@ همان امام(ع) از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده است که فرمود فقها و دانشمندان واجد بینش دینی نمایندگان امین انبیاء و پیغمبران و نائبان و فرستادگان خدا هستند البته تا آنگاه که در منجلاب مطامع دنیوی غوطهور نشوند و حرفه دنیاداری را در پیش نگیرند عرض کردم یا رسول الله فقها و دانشمندان چگونه و با چه کیفیتی در دنیا و مطامع آن غوطهور میگردند؟@ فرمود آنگاه که از کارهای سلطان و پادشاه زمان پیروی کنند اگر متوجه شدید که فقها و دانشمندانی چنین راه و رسمی را پیشه خود ساختند نسبت به دین و آیین خویش کاملاً از آنان برحذر باشید یعنی درباری شدن، درباری شدن با در دربار رفت و آمد کردن فرق دارد.@ پیرو سلطان شدن با سلطان ارتباط داشتن تفاوت دارد شما یکی از شخصیتهای بزرگ انقلاب آقای فلسفی را در نظر بگیرید این تمام خط ارتباطی مراجع از همه مراجع آیت الله بروجردی بگیرید به اینطرف تا خود حضرت امام با نظام طاغوت ایشان بوده به این آخوند درباری نمیگویند.@ به یک ولی خدا مثل ابن طاووس مثل بزرگان دیگر خواجه نصیر مثل بزرگانی که رفت و آمدها داشتند در دربار به اینها آخوند درباری نمیگویند اینها برای حفظ اسلام برای کم کردن شر آن پادشاهها تردد میکردند ارتباطاتی داشتند برای اینکه تألیف قلوبی کرده باشند و از یک راههایی شرشان را نسبت به مردم کم کرده باشند به اینها آخوند درباری نمیگویند.@ آخوند درباری خیلی واضح هست خیلی وضعیتشان روشن هست این در مردم و با مردم و عین مردم زندگی میکند و آن مناجات و صفای خودش را دارد اگر ترددی دارد از آبروی خودش مایه میگذارد برای نجات بقیه که شما توجه داشته باشید امام(س) هم جملاتی در این زمینه دارد.@ فرمایشاتی دارد که ما حق نداریم وقتی زندگی بزرگان را مطالعه میکنیم از این جهت که اینها ارتباطات با دربار داشتند در کار سیاسی بودند یک موقعی اینها را جلسه قبل هم گفتند اولیاء خدا اولیاء کامل الهی مثل مرحوم ملاحسین قلی همدانی بزرگان دیگر کسانی دیگر.@ شخصیتهایی شما میبینید مرحوم ملاصدرا(ره) که اینها اوج کارهای سیاسی و پشت پرده کارها نظامی و ارتباطات را داشتند و هیچ کدام هم به قداست اینها لطمه وارد نکرد آدم با عرضهای بودند مثل کسانی نبودند که به آنها بگویی یک کاری برای مردم بکنید یک کاری برای اجتماع بکنید یک کاری برای نظام بکنید فکر کنند از تقدس میافتند باید از این کارها کلاً دوری بکنند نه آدمهایی بودند که آدمهای بسیار قوی بودند توجه بکنید که سوء برداشت نکنیم از اینها.@ مثل شریح قاضیها مثل خیلی شخصیتهایی که بودند در دربار این سلاطین احکام صادر کردند مثلاً مضنون بله او هم همانطور یک مقداریش مضنون بوده بله آن آقایی که مثلاً برای شیخ فضل الله نوری حکم اعدام میدهد بعضی از آخوندهایی که زمان شاه بودند مثل آن حجازیها بودند مهاجرانی و حجازی و زیاد بودند.@ چرا یک میانبر هست این حرف خوبی هست میانبرش این هست که انسان دلش را به خدا بدهد یعنی حقیقتاً انس با خدا بگیرد لازم نیست این ریزهکاریها را چیز بکند یعنی انقطاع حاصل بکند کسی انقطاع حاصل بکند واقعاً به سمت خداوند تبارک و تعالی از آفات مصون هست.@ خداوند حتی علم تعلیمش میکند یعنی حتی موضعگیرهایشان هم به او تعلیم میدهد موضعگیریهای سیاسیش میبینی دقیق است موضعگیریهای اجتماعیش میبینی دقیق هست کلاس نرفته دورهای ندیده ولی همه را بلد است چکار بکند.@ ما یک بحثی داریم در معرفت گفتم شهوات خفیه شهوتهای مخفی شخص فکر میکند نیست ولی خفیه عمل میکند بله مگر میشود موش اینطوری است همیشه پنیر میخواهد گربه هم همیشه موش به این صورت است.@ نه آن مال مسائل معنویات است(اَینَ اَبناءُ المُلوک مِن هذِهِ لَذَّۀ) کجایند شاهزادهها، صبح به صبح میامده فریاد میزده کجایند شاهزادهها از این لذتی که من میبرند آیا آنها هم میبرند یا نه لذت علم این خیلی خوب هست الهینامه آقای حسنزاده را بخوانید اشعارش را بخوانید ببینید چقدر آنجا از خود و تعریف از خود در آن هست ولی همه اینها تعریفهای ممدوح هست و پسندیده.@ از امیرالمؤمنین(ع) ببینید از بقیه بزرگان ببینید اشعار امام خمینی(س) را بخوانید اشعار مرحوم الهی قمشهای را بخوانید که در آن پر هست دیوان شمس را نگاه بکنید الا ماشاء الله اینها عیبی ندارد نه لطف خدا را بیان کنید(وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ) چه اشکالی دارد نمعت الهی را بگویید.@ مرحوم مطهری میگوید الحمد لله رب العالمین من تا به حال هر موضعگیری کردم و هر چه که نوشتم بعدش پشیمان نشدم یک بار نفهمیدم اینها اشتباه بوده اینها نعمت خداست چه اشکالی دارد امام خمینی(س) فرمودند من هرگز نترسیدم آقای مطهری میگوید من علمم زیاد شده شدت علم پیدا کردم علمم تشدید شده.@ اما هیچ وقت نشده تا به حال ببینم یک کتابی که بیست سال پیش نوشتم یک چیزش اشتباه شده یک مقالهای که نوشتم یک حرفی که زدم اشتباه از کار درآمده همهاش درست بوده چه اشکالی دارد بیان بکند نعمت الهی را بیان بکند یک جایی هم حتی در دفاع از خود انسان حقیقتی را بگوید چه اشکالی دارد.@ عالم خدا رحمت کند مثل شهید دستغیب(ره) عالم اینها ملاکهای مهم این شخصیتها بوده شهید مدنی یکی دو تا نبوده که ما بگوییم اینها یک بُعدی بودند و یک طرفه بودند آقای اشرفی اصفهانی(ره) مرحوم بهشتی مرحوم باهنر مرحوم حقانی مرحوم صدوقی شهید مفتح.@ شهیدان بزرگ دیگری بودند که در اوجش کارهای اجتماعی آن حالتها را داشتند شهید دستغیب(ره) یک نمونه کامل خوب برای یک عالم اینها اگر ملاکها را طلبهها ندانند کسی که کار علمی میکند اگر نداند خیلی فاصله میافتد باید بداند.@ آن طرز لباس پوشیدن آن ذکر گفتن آن توسلاتش آن حالتهای معنویش آن گریهاش آن اشکش آن اعتقاداتش اینها همهاش با آدم حرف میزند به آدم یاد میدهد که بالاخره باید چگونه باشد این که دارم میگویم به خاطر این حدیثی هست که علما امین انبیاء هستند اینطوری است.@ یعنی واقعاً انسان بعد از امام زمان(ع) پناهی جز این علما ندارد مشخص هم هستند که چه کسانی هستند یعنی آدم میفهمد که چه کسانی هستند دنیاطلبها نیستند آنهایی که دنبال تجملات هستند دنبال اسم و رسم هستند آنها نیستند.@ یکی از علمای شیراز میگوید من در مدرسه نشسته بودم دیدم یک دهاتی آمده از دهات لباس دهاتی هم تنش هست دست بچهاش را هم گرفته مریض بلند شده آمده در حوزه میگوید آقای دستغیب را میخواهم چه موقع؟ بعد از اینکه آقای دستغیب مشهور شده و جا افتاده.@ گفتند آقای دستغیب را برای چه میخواهی گفت کارش دارم گفتند تا نگویی چکارش داری پیش او نمیبرمت گفت بچهام مریض بوده نمیتوانم پول دوا و درمانش را بدهم دیشب توسل کردم به امام زمان(ع) ایشان آمد به خوابم فرمود برو پیش نماینده ما آقای دستغیب ایشان امین امام نائب امام است.@ یک کسی مثل مرحوم طالقانی(ره) گفت ما بردیم پیش آقای دستغیب قبل از اینکه حرفی چیزی شهید دستغیب بلند شد اینها را تحویل گرفت گفت بیایید عزیزان من خودم مشکلتان را حل میکنم همه چیز را هم میدانست شهید دستغیب.@ آقای اشرفی اصفهانی میگوید که من آن موقع که امام با هم در جماران سلام و علیک کردیم آخرین بار که من رفتم خدمتشان سلام و علیک کردیم بعد خداحافظی کردیم بعد از نحوه خداحافظی ما فهمیدم که من دیگر آقا را نمیبینم هفته بعد شهید شد این اسرار بین اینها بود.@ خود همین آقایی که این داستان را تعریف کردم از شهید دستغیب میگوید من جوان بودم میخواستم ازدواج بکنم جوان طاغوت 19 سالم بود سال اولی بود که وارد مدرسه آقای دستغیب شده بودم میخواستم ازدواج بکنم پول هم نداشتم.@ بعد گفتم حالا من یک نامه بنویسم بدون امضا بدون اسم ببینم ایشان عکسالعملی نشان میدهد که مثلاً چه کسی برای من نامه نوشته این طلبهای که نامه نوشته گفت نامه را نوشتم یک طوری رساندم دست ایشان، بعد گفت فردا از در مدرسه که آمد داخل به من نگاه کرد گفت آقای فلانی بیا اینجا ببینم با اسم صدا کرد گفتم چیه گفت بیا این پول را بگیر برو زن بگیر.@ گفت ما ازدواج کردیم چند وقت هم گذشت دیگر یواش یواش پول ایشان را هم جمع کردیم که بیاوریم به ایشان بدهیم تا میخواستیم پول ایشان را بدهیم بعد از چند وقت که جمع کرده بودیم پسر آقای دستغیب یک کاروان راه انداخته بود به مشهد خیلی دوست داشتیم ما هم متأهلی برویم مشهد هی وسوسه شدیم برویم مشهد یا پول آقا را بدهیم گفتیم برویم نرویم.@ گفتیم نه قرض واجبتر هست باید قرض را داد رفتم خدمت ایشان هنوز هیچ حرفی بین ما رد و بدل نشده بود گفت شما فعلاً با خانمتان یک مشهد بروید بعداً پول ما را بدهید اینکه عالمی که امین پیامبر هست آدم وقتی خدمتش میرسد میداند که اطمینان دارد.@ دیگر مبارزهاش زندانش شکنجهاش مبارزه سیاسیش خطبه نماز جمعهاش تظاهراتش همه چیز را به راحتی میپذیرد هست واقعاً دینش و روضهاش و گریهاش و دنیا و آخرتش را، نه مثل آخوندهای احمقی که الان خودشان افتادند به جان اسلام قلم میزنند که در اسلام حرفی در مورد دنیا نیست.@ هر چه که هست در مورد آخرت هست دنیا را باید بسپاری دست دانشگاهیان و بقیه برای ما تصمیم بگیرند حرفی برای دنیا ما نداریم بعد هم اگر برویم پیششان یک فرمول اخلاقی از آنها بخواهی میبینی گند از سر و روی اینها دارد بالا میرود این فرمول اخلاقی میتواند به شما بدهد.@ این میتواند به شما ذکر بدهد این میتواند به شما بگوید قلب من قساوت پیدا کرده یک چیزی به من بگو قلب من از قساوت در بیاید این میتواند تو را راهنمایی بکند چهار تا سؤال معنوی از او بکن ببین اگر توانست جواب بدهد میتوانی بفهمی چه کسی به چه کسی هست اینها باید خیلی در موردش دقت بشود.@