جلسه 003 - آثار تربیتی مجالس عزاداری اباعبدالله
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - آثار تربیتی مجالس عزاداری اباعبدالله

ا

آثار تربیتی مجالس عزاداری اباعبدالله (جلسه3)

مکان: شبکه ی قرآن (صدا و سیما)

20/9/90

در جلسه قبل از آثار روح جمعی سخن گفتیم که اصولاً جمع اثر قوی و مؤثر دارد به طوری که اگر محتوای جمع الهی باشد تأثیرات الهی و اگر شیطانی باشد آثار شیطانی دارد در مجالس اهل بیت (ع) ترکیبی وجود دارد که در جای دیگر وجود ندارد برای ساخته شدن انسان دو مرحله لازم است که مرحله ی اول شناخت و معرفت و مرحله ی دوم عمل است. ایمان هم اقرار به زبان و عمل به ارکان است. اقرار هم بعد از شناخت صورت می گیرد. در مجالس اهل بیت (ع) انسان هم فرصت اقرار به آموخته هایش را دارد و هم فرصت عمل کردن. ما باید قالب را بشناسیم یعنی بدانیم که تربیت اسلامی باید به کجا منجر شود. و تربیت فقط اختصاص به تربیت فرزند ندارد بلکه به طور کلی باید شاخص تربیت اسلامی انسان را بشناسیم. قرآن کریم در آیه ی 24 سوره ی توبه سه شاخص را بیان می فرماید که هر چه انسان به آنها نزدیک شود از حیات انسانی بیشتری برخوردار است. و بدون اینها هر چند صورتهای مقدس را رعایت کند ولی رشد انسانی نکرده است که عبارتند از: حب خداوند، اهل بیت (ع) و جهاد در راه خداست. که می فرمایند اگر شما هشت چیز را به این سه چیز ترجیح دهید فاسق هستید (رشد انسانی نکرده اید) و آن هشت چیز عبارتند از: حب خانواده (آباء، ابناء، اخوان و ازواج عشیره، قل ان کان اباءکم و ابنائکم و اخوانکم و ازواجکم و عشرتکم) و حبّ دارایی ها (... و اموال اقترفتمواها وتجاره تخشون کسادها و مساکن ترضونها) که همین هشت تعلق باعث شد که هزاران نفر حضرت را تنها گذاشته و آن اتفاق رخ دهد.

که قرآن می فرماید که اگر اینها محبوب تر از آن سه مورد هستند منتظر عذاب و گرفتاری باشید و خداوند فاسقان را هدایت نمی کند. (والله لا یهدی القوم الفاسقین) فسق یعنی که چیزی حالت طبیعی خودش را از دست بدهد. نهاد انسان عاشق کمال مطلق است و کمالات محدود را هم بخاطر اینکه جلوه ای از کمال مطلق است. عشق به «الله» و حقیقت «لا اله الا الله» جزء فطرت انسان است. پس اگر به این سمت حرکت نکند قوایش تحلیل رفته و به خسران کشیده می شود. اگر ما مطلق را به محدود ترجیح دهیم معلوم می شود طبیعی عمل می کنیم. ولی ترجیح محدود به مطلق غیر طبیعی است مثل کسی که دیپلم را از لیسانس بیشتر دوست داشته باشد کسی که خودش را محدود کند حرکتش متوقف می شود. قرآن می فرماید اگر هشت چیز را ترجیح دهید دچار انحراف و فسق شده اید. و هر مکتبی که انسان را محدود کند به او خیانت کرده است. این سه چیز ملاک خوبی هستند که انسان خود را ارزیابی کند. اگر مجموعه ی کارهای ما، ما را به این سه چیز نزدیک کرده باشند ما رشد انسانی کرده ایم. و اینکه ما علاوه بر پیامبر (ص) سایر معصومین را ذکر می کنیم (اهل بیت) به این دلیل است که در 5-4 آیه ی دیگر مودت ایشان را خداوند اجر نبوت ذکر فرموده است و علاوه بر محبت خدا و اهل بیت (ع) محبت جهاد در راه خدا ملاک انسانیت است. یعنی انسان تلاش کند تا موانع دین الهی را برطرف کند. (در مورد این آیه بیشتر مفسرین جهاد را همان جهاد اصغر یعنی نظامی در نظر گرفته اند.) پس باید نتیجه ی کلیه ی فعالیتهای ما در باره ی خود و دیگران این باشد که دارایی ما یعنی عشق و ترجیح خدا، اهل بیت (ع) و جهاد در راه خدا افزایش یافته باشد. در قرآن آیات بسیاری هستند که شاخصند ولی این آیه از همه دقیقتر و شفافتر است. انسان با این آیه می تواند تشخیص دهد که رشد انسانی پیدا کرده و یا دچار توهم شده است. در لشکر دشمنان امام حسین (ع) بسیاری از جمله عمر سعد حضرت را دوست داشته و گریه می کردند.

ولی نه به حدی که بتوانند از آن هشت تعلق بگذرند. البته این آیه منافاتی با علاقه داشتن به آن چیز ندارد حتی اگر آن سه مورد را انسان در جایگاه عالی خودشان دوست بدارد عشق به موارد هشت گانه هم خالص تر است. مجالس اهل بیت (ع) قدرت زیادی در تقویت این سه چیز دارند به طوری که هیچ درس حوزه و دانشگاهی نمی توانند چنین قدرتی را یکجا به انسان بدهند. و در طول تاریخ همه ی انسانهای قدرتمند در این مجالس تربیت شده اند. (البته این مجالس آفاتی هم دارند که این آثار اختصاص به جلساتی دارند که درست برگزار شده اند). چهره های درخشان انقلاب و جنگ محصول تحصیلات آکادمیک نبودند بلکه تربیت شده این جلسات بوده اند که امام (رضوان الله) فرمودند: ره صد ساله را یک شبه طی کردند. همین ها بودند که ابهت ابرقدرتها را شکستند و آنها سعی می کنند این شکست مفتضحانه را پنهان کنند که همه کشورهای قدرتمند به یک کشور حمله کنند و شکست بخورند. و این در هیچ جا سابقه ندارد. مگر در جنگهای خود پیامبر (ص). بنابراین مجالس اهل بیت (ع) کاملترین و سازنده ترین مکتب است. سابقاً مجالس به این صورت برگزار می شد که اول احکام و سپس چند نکته ی اخلاقی و معارف گفته می شد بعد عزاداری و پس شور گرفتن.

و شروع مجلس هم با تلاوت قرآن بود. در واقع همه ی نیازهای شروع از فکر و رسیدن به عمل طراحی شده و این معجزه ی اسلام است. امام (رضوان الله) می فرمایند: شهدا در شادی وصول شان و قهقهه ی مستانه شان «عند ربهم یرزقون» اند.

«عند رب» یعنی بالاتر از بهشت و نزد خود خدا. پدر شهیدی تعریف می کرد که پسرش را در خواب دیده که گفته ما پ

یش خود خداییم. و ایشان می گفت من در طول سالها تحصیل در حوزه آن طور که با این جمله اشباع شدم با هیچ چیز اشباع نشده ام. امام (رضوان الله) می فرمایند که ملت ایران از ملت حجاز در عهد پیامبر (ص) و از ملت عراق در عهد امیرالمومنین (ع) بالاتر هستند. هرگز در طول تاریخ بشریت این تعداد انسان تربیت نشده که بتوانند تا «عند ربهم» بروند و میلیونها نفر هم «و منهم من ینتظر» هستند که اگر تکلیف اقتضاء کند وارد میدان شده و حاضرند که تا «عند رب» بروند. البته بعد ها یک بحث مفصل خواهیم کرد که چرا ایرانیان اینگونه هستند. و در باره ی ایرانیان آیات و روایات داریم که اصلاً ایرانیان «ممهّدون للمهدی» هستند. آماده ترین مردم ایرانیان هستند. و پایگاه امام زمان (ع) همین مردم دست پرورده ی مجالس اهل بیت (ع) هستند. اگر بگوییم چرا؟ یکی از دلایل عمده آن این است که این دانشگاه در این کشور خیلی قوی است. هیچ جای دنیا نداریم که این دانشگاه انقدر زیبا، قدرتمند و پرمحتوا تشکیل شود. این مردم وقتی به مجالس اهل بیت (ع) رفته و عزاداری می کنند هر قدر امام حسین و حضرت زینب (س) در نظرش بزرگ می شود می داند که ایشان فدایی خدا هستند. و این همه صبر و ایثار برای این است. «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی» یعنی خدا و دین خدا اصل است. پس در این مجلس خدا برایش خیلی عظمت می یابد.

پس شاخص عشق به حق تعالی خیلی قدرتمند می شود. این عظمت که در دل شخص ایجاد می شود بدون کار علمی و فلسفی است. اقامه ی نماز اول وقت حضرت در ظهر عاشورا و آخرین صحنه های عرفانی: «الهی رضاً برضاک، تسلیماً لامرک لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین» ذهن انسان را به سوی خدا برده و توحید را قوی می کند. در این مجالس شاخص دوم یعنی حب به اهل بیت (ع) هم افزایش می یابد. لزوم عشق به اهل بیت (ع) از این جهت است که انسان باید به مطلق و بینهایت بدون شاخصه نمی تواند نزدیک شود زیرا قابل تصور و تجسم ذهنی نیست.

لذا باید مطلق در قالب انسانی ظهور کند که وقتی می گویی: کریم، جواد، رحیم و ... بفهمیم یعنی چی؟ اگر ظهور نکند ما چگونه بفهمیم حق تعالی چگونه است؟ زیرا پیامبر (ص) فرموده اند: «تخلقوا باخلاق الله» پس باید به گونه ای جلوه کند تا او را بشناسیم و تخلق به او پیدا کرده و به او نزدیک شویم و خلیفه الله گردیم. پس باید همه ی صفات الهی در کسی ظهور کند که مظهر کامل حضرت حق شود که قرآن می فرماید: «و لکم فی رسول الله اسوه حسنه» و وقتی سیدالشهدا (ع) می فرمایند: «و فی لکم اسوه» یعنی من همان رسول الله (ص) هستم. و انسان امکان ندارد بدون کاملترین مظهر به خدا برسد. زیرا با مظاهر محدود نمی شود به حق تعالی رسید. الگوی ناقص انسان را به کامل نزدیک نمی کند. در زیارت جامعه ی کبیره می خوانیم که هر کس شما را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد و اطاعت ایشان اطاعت خداست. «اطیعوا ...» همه چیز ریاضی و منطقی است. پس در مجالس هم حب خداست و هم حب اهل بیت (ع) و عاشقترین افراد در این مجلس تربیت می شوند. زیرا فقط شنیدن نیست بلکه فرصت عشقبازی و نزدیک شدن به کسی که دوستش دارد است. چه شخص آبدارچی باشد، پرچم به دست بگیرد، بلندگوچی، مداح و سخنران یا نظافتچی باشد فرصتی برای عاشقی دستش آمده است.

شاخص سوم حب جهاد یعنی آمادگی فدا کردن تعلقات هشت گانه در راه خداست. کسی که از کودکی به این مجالس رفته و دائماً این واقعه را می شنود فوق العاده آمادگی پیدا می کند. افرادی مثل سیدالشهدا، حضرت علی اکبر، حضرت عباس، و ... (ع) تا وهبِ تازه مسلمان شده که آگاهی زیادی از دین هم ندارد با هم جمع شده اند و عامل آن عشق به خداست.

در کربلا در وجود همه یک عشق به اهل بیت که شاخص آن در آنجا امام حسین (ع) است، وجود دارد که آماده ی شهادت هستند. من خودم از اوایل دفاع مقدس تا آخر در جبهه ها حضور داشتم طلبه و اهل تحقیق و مطالعه هم بوده و شاهد بودم که کسانی که هیأتی بودند خیلی راحت تر جانفشانی می کردند تا کسانی که تعلقی پایشان به جبهه باز شده بود. و در شهادت طلبی های برجسته و فشارهای عملیاتی سنگین بسیار فوق العاده عمل می کردند. در عملیات مهران از جایی که لو رفته بودم یعنی زیر آتش باید حرکت می کردیم و من به عنوان اطلاعات عملیات باید نفر اول می رفتم وقتی برگشتم کسی پشت سرم نبود دو سه نفر تخریب چی آمده بودند که مجروح شده بودند بقیه اصلاً نیامده بودند. هر چه فریاد زدم که بیایید در حرکت امکان زنده ماندن بیشتر است، کسی نیامد. ناگهان نوجوان 17-18 ساله همایل و اسلحه اش را انداخت و فقط یک نارنجک به دست گرفت و فریاد مردانه ای زد: «چه کسانی زیارت عاشورا می خواندند؟» همه از جا برخاسته و آمدند. اتفاقی که در مجالس اهل بیت (ع) می افتد شخص فانی شده و از همه ی علائق خود می گذرد. اینکه امام میفرمایند: «ره صد ساله یک شبه طی شده است». یعنی همه وابستگیها و تعلقاتِ غیر از الله، اهلبیت و نظام ابدی از شخص گرفته شده است و شخص هیچ چیز قیمتی در این دنیا ندارد که بخواهد او را نگه دارد و معطل کند. یعنی انسان از همه چیز غیر از الله ببرد و فدای الله، اهلبیت و ارشهای الهی شود. اینگونه تحولات عظیم در انسان اتفاق میافتد. کسانی هم که در این جلسات موفق به توبه می شوند ذوب در امام حسین (ع) می شوند. حضرت شخصیت شان به گونه ای است که فرصت زمانی و مکانی شان نسبت به سایر ائمه (ع) بیشتر بوده که بتواند این ذوب شدن و «لا اله الا الله» را نشان بدهد. عاشورا مهمترین روز در تاریخ بشر برای ظهور «لا اله الا الله» بوده و همه در آن روز مست الله بودند.

به حدی که به قول امام (ع) درد شمشیر را احساس نمی کردند. البته سایر معصومین (ع) هم اگر به جای حضرت بودند اینگونه عمل می کردند ولی به هر حال این فرصت برای ایشان ایجاد شد، که در عاشورا بیش از هر جایی هدف خلقت تحقق یافته: «کلما اشتّد علیه الامر احمّر لونه» و حضرت زینب (س) که فرمودند: «و ما رأیت الا جمیلا» و یا علی اکبر (ع): «احلی من عسل» و ... شوخی های اصحاب عاشورا. در رزمندگان ما هم اینگونه بود. در تاریخ انقلاب هیچ جایی به اندازه ی هشت سال دفاع مقدس لطیفه های عرفانی و معنوی تولید نشده است. و حدیث پیامبر (ص) که فرمودند: « جهاد تفریح امت من است» در جبهه ها تحقق پیدا کرد. در صورتی که در اروپا و آمریکا و .... اسم جنگ آنها را روانی می کند. صدام می گفت که بسیجی ها مثل گوسفندانی هستند که به مرتع پر علف رسیده اند. من بسجیها را می دیدم که برای رفتن به خط مقدم گریه می کردند. یکی از شعرای معاصر در باره ی این عشق می فرماید:

مستی اکبر ز زیاران بیش بود جام را از دست ساقی می ربود

هر چه می در ساغرش می ریخت او می شنید از او که ساقی باده کو؟

آنقدر می از سبوی او کشید تا به رنگ او در آمد هو کشید

شرکت در روضه ها این حس فداکاری را در شخص ایجاد می کند در واقع از شهدای کربلا به وی منتقل می گردد، امام فرمودند که آنچه که می تواند این مملکت را نجات دهد تفکر بسیجی است. شاخصه های این تفکر عشق به الله، عشق به ولایت و عشق به جهاد در راه خداست.

در جبهه ها رزمندگان سعی می کردند آنچه که در روضه ها آموخته اند را اجرا کنند. آنچه که در این مجالس برای افراد خوب جا می افتد وفاداری به امام است. سیدالشهدا (ع) روی این نکته خیلی تأکید داشتند. ایشان از زمان حرکت شان تا روز عاشورا این آیه را بسیار خواندند. «من المومنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر» بعضیها به عهدشان عمل کرده و بعضی دیگر بر سر عهد خود بوده و منتظرند. مقام معظم رهبری در دیدار شان با نیروی دریایی فرمودند که هنگام عمل نیروی دریایی شکوهمندتر عمل می کند. الان میلیونها نفر در این مجالس تربیت شده و آماده و جان بر کف هستند. آیه ی مذکور از جمله آیات شاخص است. امام (ع) می فرمایند: اینکه به من نامه نوشته ودعوت کردید و الان مقابل من ایستادید از شما کار عجیبی نیست شما با پدر و برادرم هم همین کار را کردید. وقتی شب عاشورا چراغها را خاموش می کنند که هر که می خواهد برود راحت باشد، بزرگترین تعبیری که از اصحابش می کند وفاداری است. «انی لا اعلم اصحاباً اوفی و لا خیراً من اصحابی» امام وقتی می گوید خبر ندارم یعنی «نیست» در این مجلس وفاداری تقویت می شود لذا شعار مردم ایران این است. ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند. در سخن علی (ع) هم همین مسئله وفاداری مطرح است.

وقتی در ماجرای آتش زدن در خانه اش، رئیس اصلی را زمین زده روی سینه اش می نشیند و مشت بر بینی اش می گذارد می فرماید که شماها قدرت این کارها را نداشتید اگر دوستانم مرا تنها نگذاشته بودند. امام خمینی (رضوان الله) می فرمایند که شکستی که دوستان امام مجتبی (ع) بر حضرت وارد کردند دشمنان ایشان نتوانستند بدهند.