جلسه 004 - تشکل مهدوی در مشهد (۱۳۹۹)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - تشکل مهدوی در مشهد (۱۳۹۹)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@در بحث انسان‌شناسی یک تعریفهایی را ملاکها و معیارهایی را مطرح کردیم، گفتیم که انسان به واسطه داشتن حس، خیال، و وهم در زمره حیوانات هست. این سه بخش حس، خیال وهم.@و در بخش عقلانی با فرشتگان همراه هست بُعد فرشته‌ای و عقلانی انسان هست و در بخش فوق عقل که عاشق کمال مطلق و بینهایت می‌شود یعنی به سمت شکوفایی استعداد بینهایت خودش در همه ابعاد می‌رود یعنی عاشق کمال مطلق یا الله می‌شود انسان هست.@پس شعار بخش حسی‌اش (لا اله الا محسوسات) هست شعار بخش خیالی‌اش (لا اله الا مخیلات) و شعار بخش وهمی‌اش (لا اله الا موهومات) شعار بخش عقلی‌اش (لا اله الا معقولات) و شعار بخش انسانی‌اش یا بخش فوق عقلی‌اش (لا اله الا الله) است.@پس عظمت (لا اله الا الله) از اینجاست که شأن و مرتبت انسانی را بیان می‌کند و اگر انسانی اله‌اش الله نباشد در حقیقت انسان نیست. این نکته خیلی خیلی مهم است. ما از یک امر خیالی و وهمی سخن نمی‌گوییم اللهی که عالم تکوین را خلق کرده دین را هم مطابق همین تکوین خلق کرده.@اساساً ساختار دین براساس تکوین خداوند و خروجهای الهی هست ظهورات الهی است یعنی دینی که به ما عرضه شده قرآنی که به ما عرضه شده آیات و روایاتی که به ما داده شده براساس ساختار خلقت الهی است یعنی از هو به الله از الله به مَثَل أعلی و بعد عالم جبروت عالم ملکوت و عالم ناسوت؛ خب آن همان قوس صعود و نزولی هست که قبلاً رسم کردیم.@براساس این ساختار خارجی که ترکیبی از متافیزیک و فیزیک هست که به عالم ماده می‌رسد دینی هم همان شخصی که این خروج را دارد دین را تنظیم می‌کند. یا آیات الهی را برای ما تنظیم می‌کند براساس آن حقیقت تکوینی و خارجی.@اینها را خوب دقت کنید خیلی‌ها اصلاً به این مسأله توجه ندارند یعنی فکر می‌کنند دین یک چیزی هست که با آنچه که در عالم می‌گذرد تنافی دارد و برای همین نمی‌توانند خودشان با دین هماهنگ بشوند.@در حالی که وقتی خودشان را در مقطع حیوان معنا می‌کنند و در مقطع حیوان با کل نظام خلقت ارتباط برقرار می‌کنند احکام دین که به آنها می‌رسد می‌گویند ما احکام دینی را نمی‌فهمیم و فلسفه‌اش چیست و برای چیست و اجرایش برایشان سخت است و تکلیف‌آور است، چرا؟ چون این دین برای کدام بخش آمده؟ بخش فوق عقلانی.@یعنی آمده که این موجود را تا الله تا مقام محمود که اهل بیت دارند ببرد. و یک کسی که با ساختار جنسی خودش به دین نگاه می‌کند به عنوان یک زن یا یک مرد، یک شهروند یک دکتر، یک مهندس یک عالِم نمی‌تواند با مفهوم دین کنار بیاید.@تا وقتی که بُعد فوق عقلانی این آدم فعال نشود اصلاً نمی‌تواند ارتباط وجودی با دین برقرار کند. عقلی باشد تسلیمش می‌شود و می‌گوید عقل است خدا اینطوری گفته، باشد چشم، اجرا هم می‌کند اما جانش با دین درگیر نیست جانش با الله و آخرت و خانواده آسمانی‌اش درگیر نیست.@یا مثل یک آدم مؤدبی و مطیعی است رعایت می‌کند حلال و حرام را رعایت می‌کند که جهنم نرود، یک نمازی می‌خواند، می‌گوید خدا گفته این کارها را انجام بدهید خب می‌دهیم.@یک حجی هست می‌رویم انجام می‌دهیم صدقه و انفاقی هست کمک به مردم است، همان عواطف سطح حیوانی، به مردم برسیم گرفتاری‌هایشان را حل کنیم همان عواطف که در حیوانات هم هست مهربانی‌هایی که هست خیریه بزنیم یک کاری بکنیم در همین حد.@ولی این آدم اصلاً جانش درگیر بخش دین به معنای حقیقی و محتوای دین نمی‌شود و این اصلاً نمی‌رود که این حلقه‌ها در هم بیافتند تا حرکتی انجام بشود مثل دنده ماشین می‌ماند.@شما دنده ماشین را وقتی روی خلاص می‌گذارید ماشین می‌تواند با هول دادن حرکت بکند هول آن را جلو می‌برد و اینطوری می‌رود یا از سرازیری استفاده می‌کند ولی تا وقتی که دنده درگیر نشود آن حرکتهای سریع و مؤثر اتفاق نمی‌افتد.@شخص تا فعالیت فوق عقلانی پیدا نکند اصلاً ذهنش با الله درگیر نیست روحش با الله با آسمان با غیب و اصلاً این در رحمی که باید قرار بگیرد می‌گویند بارداری خارج از رحم.@در بارداری طبیعی جنین کجا می‌رود؟ سلول تخم می‌رود در قرار مکین، می‌رود جایی در رحم قرار می‌گیرد که آنجا تازه اندام‌زایی شروع می‌شود و کارها انجام می‌شود؛ تا آن قسمت قرار نگیرد اصلاً حرکت طبیعی نیست.@شخص تا نرود در قرار مکین خودش قرار بگیرد نفس تا نرود در قرار مکین خودش قرار بگیرد اصلاً حرکتش به سمت ابدیت و جاودانگی شروع نمی‌شود یعنی این همینطوری دارد رشد می‌کند اما به درد برزخ و قیامت و بعد از قیامت اصلاً نمی‌خورد.@اصلاً حرکت آنطوری به صورت انسان نمی‌رود حتی اگر بعداً محشور بشود و بهشت هم برود به عنوان یک حیوان در بهشت می‌رود آدم خوب و مهربانی بوده و اعمالش را انجام داده و از اهل بیت طلبی دارد گریه‌ای کرده و اشکی ریخته و پولی خرج کرده و بالأخره آنها هم می‌گویند بیا بهشت برو.@گفتیم در بهشت دیوانگان هم می‌روند حیوانات هم می‌روند این هنر نیست برای ما بهشت رفتن، خوب دقت کنید. چون ما بخش فوق عقلانی داریم بهشت برای بخش جبروتی ماست بخش خانه‌مان است پایین است ولی ما برای این به این دنیا نیامدیم که بگوییم حالا مثلاً چی؟@خیلی‌ها همین را می‌گوید که چیه حالا چند روز نماز بخوانیم و حجاب را رعایت کنیم و بعد به خاطرش بهشت برویم من بهشت را نمی‌خواهم، می‌خواهم جهنم بروم، اگر ما بهشت را نخواهیم باید چه کسی را ببینیم، اگر ما نخواهیم بهشت برویم باید چه کسی را ببینیم؟!@بنده خدا راست می‌گوید چون این دارد به خودش چطوری نگاه می‌کند؟ یک خانم یا یک آقا دارد رعایت می‌کند، حالا این خانم یا این آقا یا نهایتاً این عقل یک دین هم به او عرضه شده و نمی‌خواهد زیر بارش برود این می‌خواهد بخش عقلی‌اش را در استخدام شهوات و بخشهای پایینی استخدام کند مثل همین اتفاقی که در دنیا دارد می‌افتد.@آدمهای درس خوانده و دانشگاهی نوعاً در استخدام بخش فوق عقلی نیستند چون بخش فوق عقلی خودشان فعال نیست لذا تمام تحصیل کرده‌های دانشگاه‌ها نوعاً غیر از بعضی‌ها تحصیل کرده‌ها تما تحصیلشان برای خدمت به کدام بخش است؟ بخشهای حیوانی، گیاهی و جمادی.@یعنی دکتری و مهندسی فقط برای آباد کردن دنیاست برای همین هم علم هر چقدر پیشرفت می‌کند آسایش را بیشتر می‌کند اما تولید آرامش نمی‌تواند بکند چون اساساً این علم در استخدام بخش آرامبخش قرار نمی‌گیرد.@(لا اله الا الله) این نکته فوق‌العاده مهم است، ببینید با عقل تو کار ندارد با وهم و حس و خیال تو نه، با بخش دل تو کار دارد یعنی درگیر دلی باید بشوی عشق، برای حرکت ما دوتا حرکت عاطفی است 1 ـ لا اله الا الله بخش عشق است یعنی عشق باید درگیر شود دل و عاطفه باید درگیر شود 2 ـ لا حبیب الا هو و أهله در آل یس.@محبوب بعدی تو کیست؟ خانواده اصلی‌ات، پدر اصلی‌ات، خانواده آسمانی‌ات، آن که تو از آنها آفریده شدی آن که تو از آنها پایین آمدی، آن که تو را خلق کردند و به وجودت آوردند باید با آنها درگیر احساسی و عاطفی بشوی این را خوب توجه کنید با خانواده اصلی‌ات یعنی محمد و آل محمد (علیهم السّلام).@لذا خدا نگاه کنید آن خدایی که خدای ریاضیات و پزشکی و مهندسی و همه علوم هست همه این جلوه‌ها را می‌کند آن خدا به تو می‌گوید از نظر ساختار ریاضی تو سه تا معشوق باید در رأس همه عشقهایت باشد الله، اهل بیت و جهاد.@اگر این بود تو انسان هستی یعنی حرکت انسانی داری می‌کنی و می‌روی در رحم دقیق طبیعت قرار می‌گیری و به عنوان یکی جنینی که قرار است شبیه اهل بیت بشوی و شبیه خدا بشوی رشد طبیعی می‌کنی.@در غیر این صورت خدا کدام کلمه را به کار برد؟ فاسق را، آیه‌اش را خواندم (أبائکم، أبنائکم، إخوانکم، ازواجکم، عشیرتکم، أموال اقترفتموها، تجاره تخشون کسادها، مساکن ترضونها) خانه‌هایتان، این هشت معشوق.@اگر این هشت معشوق برای شما عزیزتر از آن سه معشوق است شما فاسق هستید، فاسق هستید یعنی چی؟ یعنی بارداری خارج از رحم، یعنی تو طبیعی نیستی زایمان زایمان طبیعی صورت نمی‌گیرد و تو هم در رحم دنیا طبیعی رشد نمی‌کنی فاسق هستی یعنی اصلاً مسیرت به سمت انسانیت و باطن انسانی نیست.@پس خوب دقت کنید نکته‌ای که می‌خواهم بگویم خیلی مهم است که باید روی آن کار کنید و تمرکز بگیرید. اساساً انسان بدون لا اله الا الله و انسان بدون اهل بیت انسان مجازی است. انسان حقیقی نیست. مثل فضای مجازی که می‌گویید، عشق مجازی که می‌گویید؛ مجازی یعنی چی؟ یعنی حقیقی نیست. یعنی اساساً این شخص اگر از نگاه برزخ به او نگاه بشود باطنش باطن انسانی نیست.@شما نگاه کنید یک دکتری که از بیرون از رحم به بچه نگاه می‌کند آن تشخیص می‌دهد که این بچه انسان می‌شود یعنی طبیعی در می‌آید مادر و بچه این را نمی‌فهمد چون با ملاک رحم دارد خودش را نگاه می‌کند او که نمی‌تواند خودش را ببیند.@او که بیرون از رحم هست و دارد او را سونوگرافی می‌کند می‌فهمد این طبیعی است این طبیعی نیست این طبیعی به دنیا نمی‌آید.@آن که از بیرون ما را نگاه می‌کند از برزخ، فقط در صورتی یا آدمهایی که برزخی هستند یعنی آدمهایی که خودشان را الان به برزخ رساندند و دید و چشم برزخی دارند وقتی نگاه می‌کنند به این شخص، می‌بینند که این شخص چی نیست؟ حقیقت انسانی ندارد شاخ و دُم و پنجه دارد و انواع و اقسام حیوانات است.@چون حضرت فرمود خداوند حیوانات را از خُلقیات انسان خلق کرده یعنی همه حیوانات خروجی‌های ما هستند زیر ما هستند تحت ما هستند. ما الان در دنیا هستیم حیوان ناطق می‌گویند در بخش حیوانی‌مان، یعنی یک حیوانی هستیم یا یک بخش حیوانی داریم که نطق هم دارد و حالا چیزهای فوق عقلانی هم دارد.@ولی وقتی که در آخرت می‌رویم جنس می‌شویم (دقت کنید نکته‌اش خیلی فرق دارد) الان یک نوع حیوان هستیم ولی وقتی که بالا در برزخ می‌رویم جنس می‌شویم، جنس یعنی چی؟ یعنی همه حیوانات تحت ما هستند در واقع او که مار، سگ، عقرب، میمون، خوک و هر چه که می‌شود همه خروجی‌های نفس کیست؟ نفس یک انسان است.@و انسان هست که منشأ این همه شکلهای وحشتناک و باطنهای وحشتناک می‌شود خودش در واقع تولیدکننده این باطنها هست.@پس زمانی ما واقعاً باطن انسانی پیدا می‌کنیم که الله معشوق اصلی ما باشد یعنی واقعاً اله ما بشود با او رابطه عاطفی نه عقلی و دینی و مذهبی و مقدس صرفاً، رابطه چه با او پیدا کنیم؟ حس با او پیدا کنیم با این الله عاطفی رابطه برقرار کنیم درگیرش بشویم.@کدام بخش؟ مزاحم بخش عشق زمینی نمی‌شود (دقت کنید) انسان در بخش عشق زمینی‌اش درگیر یک جنس مخالف است با یک جنس مخالف رابطه عاشقانه دارد هیچ مزاحمتی ندارد با بچه‌ها و کشور و مملکتش یا در بخش فوق عقلانی درگیر رابطه حسی دارد با معقولات، رشته‌اش را دوست دارد عاشق رشته‌اش هست درس می‌خواند و هر چه رشته‌اش اقتضا می‌کند اصلاً مزاحمتی ندارد.@ولی باید در بخش فوق عقلانی دل درگیر کدام اله شده باشد؟ الله و اهل بیت (علیهم السّلام) و جهاد در راه خدا، این سه تا. تا یک کسی این سه تا معشوقش نباشند تفریحش نشوند و برایش جذابیت نداشته باشند این شخص هنوز به بلوغ انسانی نرسیده در واقع یک انسان مجازی است و یک انسان حقیقی نیست.@بله به الله و دین و مقدسات احترام می‌گذارد کاری هم می‌کند ولی درگیر نشده این خیلی مهم است. درگیری زمانی است که تو رابطه عاطفی پیدا بکنی.@ببینید من یک توضیحی بدهم. الان فرض بفرمایید جوانی را در نظر بگیرید آدم خوب و مهربانی است حالا مثلاً از هم‌رشته‌ای‌های شما پزشک هم هست در بیمارستان دارد کار می‌کند.@آدمها را دوست دارد برای آدمها در بیمارستان دارد زحمت می‌کشد و به آدمها محبت دارد به بچه و پیر و جوان کمک می‌کند محبت دارد و تلاش می‌کند برای بهداشت و سلامتی مردم، پول جور می‌کند عمل اینها را انجام بدهد، این با کدام بخشش است؟ بخش محبتی است.@یعنی همان عاطفه حیوانی ماست چون حیوانات برای حیوانات دیگر این کارها را هم می‌کنند فداکاری می‌کنند حتی جانشان را هم حیوانات برای حیوانات دیگر از دست می‌دهند فداکاری می‌کنند حتی جانشان را هم حیوانات برای حیوانات دیگر از دست می‌دهند از شدت محبت، حیوانات عواطفشان فوق‌العاده قوی هست.@این محبت می‌شود اما این آقا که همینطوری درگیر است و دوندگی دارد و به همه دارد خیرات می‌رساند و محبت می‌کند این آقا یکدفعه عاشق می‌شود در بیمارستان یکدفعه عاشق یک خانمی می‌شود، اینجا محبت تبدیل به چه می‌شود؟ آن خانم برایش شخصیت خاصی پیدا می‌کند یعنی موضوعیت پیدا می‌کند.@یعنی نوع نگاهش به سرماخوردگی این خانم با سرماخوردگی مریضهای دیگر، یا درد این خانم با دردهای دیگر یا مشکلات دیگر با مشکلات دیگر فرق می‌کند، چون کدام بخشش درگیر شده؟ اصل دلش، آن حاق قلبش با این زن درگیر شده.@بعد عاشقش می‌شود وقتی عاشقش شد آن دختر هم مثلاً همانطور است چه بسا دختر مدتها مقاومت می‌کند و این آقا اصلاً برایش معنا ندارد و این آقا دائم در کَت و کول این خانم می‌رود که یکطوری او را راضی بکند که مثلاً راهی به شخصیت این زن پیدا کند این زن اصلاً برایش اینطوری نیست.@ولی ذره ذره این زن هم یواش یواش این آقا برایش یکطوری می‌شود یعنی دائم جلوی چشمش می‌آید و دائم گُل جلویش می‌گذارد و بعد پیامک برایش می‌فرستد و حرفی به او می‌زند و نامه‌ای می‌دهد و اینکه شما را برسانم و دائم جلوی چشمش می‌آید حس به او ندارد ولی دائماً با او درگیر است.@زن بعد می‌بیند که دارد یک اتفاقاتی می‌افتد مثل اینکه دل یک تکانی دارد می‌خورد بعد این همینطوری اتفاقات می‌افتد یکدفعه می‌بیند که این آقا برایش یکطوری است و حالا این آقا دو روز مریض بشود و نیاید می‌بینی که زن هم خودش درگیر می‌شود و می‌بیند که او نیست و چنین و چنان است.@و بعد می‌فهمد که پس یک اتفاق دیگری افتاده آن حالت رحمانیتی که داشته تبدیل به رحیمیت شده، یعنی چی؟ یعنی عشق خاص، از حالت عمومی که محبت بوده در می‌آید و رحیمیت می‌شود و عشق خاص به وجود می‌آید.@این حالتی که یک عشق خاص به وجود می‌آید حالا بعد هم بله را می‌گوید و ازدواج می‌کنند و بچه‌دار می‌شوند و خانه و زندگی تشکیل می‌دهند دیگر حالا نوع روابط عاطفی که اینها با هم دارند ضمن اینکه آن آقا پسر است هنوز یک دکتر مهربان و رحمان هست نسبت به همه، ولی نسبت به خانواده‌اش چیست؟ رحیمیت دارد.@نسبت به بچه‌اش رحیمیت دارد بچه‌اش مریض بشود با بقیه مریض بشوند یکی نیست. خودش ممکن است همینطوری مثلاً یک جراح هم شده باشد مردم را راحت عمل می‌کند اما وقتی که نوبت بچه‌اش می‌شود می‌گوید نه او را پیش استادم ببرم خودم عملش نکنم، بهترین جراح ببرم یا اصلاً او را خارج می‌برم اگر کسی آنجا بهتر هست این خاص می‌شود رحیمیت می‌شود.@این حالتی که به وجود می‌آید اصطلاحاً چه می‌گویند؟ مودت، یعنی «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً» خداوند از جنس شما، کدام بخش را خدا دارد صحبت می‌کند؟ بخش حیوانی؛ از جنس شما ازواج برای شما قرار دادم.@«وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً» بین شما چه قرار داد؟ مودت و رحمت، زن و شوهر برای همدیگر مودت دارند یعنی برای هم هستند و برای همدیگر فداکار هستند و برای همدیگر می‌میرند و وقف همدیگر می‌شوند، این را چه می‌گویند؟ مودت.@در مورد اهل بیت و الله این اتفاق باید بیافتد یعنی شخص اله که انتخاب کرده کلمه خیلی دقیق است کلمه یک حب معمولی نیست، می‌گوید اله، اله یعنی آن کسی که والهیت و شیدایی برای آدم می‌آورد در ارتباط با حق تعالی.@انسان شیدای حق تعالی می‌شود شیفته خدا می‌شود دل و ذهن و حتی وهم و خیال و حسش هم با خدا درگیر می‌شود همه بخشها در این عشق می‌رود، همه چیز در این عشق می‌رود اصالت اساساً بودن با این عشق هست و بعد با اهل بیت (علیهم السّلام) که اصل ما هستند و خداوند ما را از آنها آفریده.@لذا قرآن می‌فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» شما باید در مورد اهل بیت به مودت برسید نه محبت؛ محبت که باشد خب مردم الان هزار سال اهل بیت را دوست دارند قبر برایشان می‌سازند طلا برایشان دارند قبورشان را پر از طلا و درها و کارهای هنری می‌کنند همه نذوراتشان را می‌آورند آنجا هدیه می‌دهند.@ولی امام زمان که پدرمان هست امام و اصل‌مان آواره است یک گوشه‌ای الان تنهاست 1170 سال است که آواره است غریب و مظلوم و تنها و مضطر، چون فقط محبت است و محبت برای این کار به درد نمی‌خورد.@پس وقتی در مورد حضرت صحبت می‌کنید حضرت یعنی اصل همه انسان‌ها؛ امام زمان امام ما شیعیان نیست (دقت کنید) همانطور که خدا برای ما انسان‌ها نیست، برای کیست؟ برای همه انسان‌هاست، وقتی شعار (لا اله الا الله) را ما می‌دهیم (لا اله الا کمال مطلق).@امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست، او هم چه دارد؟ بخش فوق عقلانی دارد اما چون نمی‌فهمد که او که عاشق و شیدایش است الله است آن شیدایی را در کدام بخشها پیاده می‌کند؟ در بخش چی؟ بخشهای پایینی پیاده می‌کند.@وقتی راجع به امام زمان سخن می‌گوییم امام زمان امام شیعه یا امام مسلمان نیست همه انسانها مسلمان، مسیحی، یهودی، بی‌دین، کافر، آن کسی که اصلاً کافر است او هم این حقیقت نورانی از اهل بیت در وجودش هست برای همین هم آنهایی که الان کافرند مسلمان و شیعه می‌شوند و عاشق اهل بیت می‌شوند، چرا؟ چون آن بخشی که از جنس اهل بیت هست در او فعال می‌شود.@(لا اله الا الله) یعنی انسان الهی ندارد جز کمال مطلق. اله عشق است. یعنی تو دلت درگیر کمال مطلق بشود. این درگیر بشود به چه خاطر هست؟@الان مثلاً شما دانشگاه می‌روید و عاشق استادتان می‌شوید، این عاشق استادتان هستید یعنی چی؟ یعنی می‌خواهید با او ازدواج کنید؟ نه، می‌خواهید با او رابطه بدنی داشته باشید؟ نه، می‌گویید من عاشق استادم هستم.@چرا این استاد برای تو آنقدر مهم است که عاشقش می‌شوی؟ برای اینکه یک بخش عقلی تو را دارد تغذیه می‌کند مادر توست چه می‌خواهد مرد باشد یا زن باشد، دارد تو را تغذیه می‌کند و چون تو در بخش عقلی دائماً داری تغذیه می‌شوی@عاشق کسی می‌شوی که دارد تو را رشد و ارتقا می‌دهد و دارد تو را زایمان می‌کند از رحم بخش وهمی بیرون می‌آورد و به عنوان یک عاقل دارد تو را متولد می‌کند و برای تو مامایی می‌کند.@بخش الهی ما هم همینطور است. در بخش الهی انسان عاشق الله می‌شود اما الله با وجود تو چکار می‌کند؟ اینکه روزبروز محدودیتهای تو را برمی‌دارد اول از این آنقدر این الله مهربان است که تو را از خودش آفریده (این را دقت کنید) بعد می‌گوید همه چیز هم برای تو آفریدم، تو را برای چه؟ برای خودم.@و تو در این عشق شبیه الله می‌شوی یعنی روزبروز بزرگترین لطفی که خدا به ما کرده این هست که اجازه داده ما برای او باشیم و او برای ما باشد بزرگترین لطفی که خدا کرده اینکه نفخه خودش را در ما قرار داده.@به ما اجازه داده شبیه خودش بشویم و ما آنقدر کوچک هستیم که می‌گوییم چرا بچه‌ام شفا نگرفت من دیگر نماز نمی‌خوانم؛ زن، شوهر می‌خواستم به من نداد پس...@دیدید بعضیها تا کوچکترین مشکلی پیدا می‌کنند اولین کسی که او را کنار می‌گذارند کیست؟ الله و اهل بیت را کنار می‌گذارند چون نمی‌فهمد کیست، اگر می‌فهمید کیست هیچ وقت با خودش همچین کاری نمی‌کرد اصلاً رابطه‌اش با اهل بیت و الله تابع بخش جنسی‌اش نبود تابع بخشی که مادر و پدرم اینطوری پس ول کن چه کسی حوصله نماز دارد.@این نمی‌فهمد نماز یعنی یک رابطه عاشقانه، یک آمیزش کامل وجودی با الله، این را اصلاً متوجه نیست. این فکر می‌کند نماز یک تکلیف که بلند شوم دولا و راست شوم و این را بخوانم و آنطوری کنم؛ این اصلاً نمی‌فهمد کیست.@پس خوب دقت کنید تا شما باطنتان درگیر الله نشود و اهل بیت اساساً باطن انسانی نمی‌توانید پیدا کنید. این خیلی مهم است. تا وقتی که درگیر مودتی نشوید با الله و اهل بیت انسان مجازی هستی. این خیلی مهم است.@الان شما نگاه کنید می‌گوییم جمعه است الان دعای ندبه قرار بود 7 شروع کنیم تنبلها دیر تشریف آوردند 7:30 به بعد، بعد هم می‌گویند که حالا کلاس دیر می‌شود و زود می‌خواهیم خانه‌مان برگردیم، چون درگیر کدام بخش هستیم؟ خانه، زندگی، شوهرم، بچه‌ام.@این جمعه است برای پدر و اصل و ریشه شماست یک نصف جمعه را هم برای خانه خودتان بگذارید برای حقیقت و اصل و امام زمانتان بگذارید. ما تا واقعاً چون تشکل ما تشکل مهدوی است تا امام زمان برای ما به این شکل در نیاید ما هنوز رسمی امام زمان را دوست داریم یک محبت است ما باید درگیر بشویم از نظر ذاتی با حضرت.@یک چیزی به شما بگویم: امام زین‌العابدین می‌فرماید که اگر شما بتوانید کاری برای یک نفر انجام بدهید برادرت یک نیازی داشته باشد کسی که تو را قبول دارد و به تو تکیه می‌کند و انجام ندهی حضرت می‌فرماید این واگذاشتن او مثل ربا می‌ماند.@ربا می‌دانید که چقدر خطرناک است ربا فرمود کمترین حد ربا 36 گناه دارد که کوچکترین این گناه زنا با مادر خودت در خانه کعبه است. می‌گوید واگذاشتن یک آدمی که می‌توانی برایش یک کاری انجام بدهی، یک موقع هست نمی‌توانی خب آقا من عذر دارم واقعاً نمی‌توانم، ولی یک موقع هست می‌توانی و نکنی آنقدر جنایت دارد و سنگین است.@این راجع به یک آدم معمولی است که حضرت می‌گوید تو با او دوست و رفیق هستی «أخ لک» برادر توست. یک کسی بتواند برای امام زمان کاری انجام بدهد و انجام ندهد ببینید چقدر خطرناک می‌شود.@مثل این است که شما الان برای پدرت بتوانی انجام بدهی و ندهی بمیرد برای مادرت بتوانی یک کاری انجام بدهی و ندهی، برای خواهرت یک کاری بتوانی انجام بدهی و ندهی خواهرت بمیرد یا مشکل پیداکند. بشود یک کاری کرد و نکرد.@همین چند روز پیش داشتیم مشاوره می‌کردیم با چندتا از همین خانمهای دکترای عزیزمان راجع به یک دخترخانمی، که یک کاری برایش انجام بدهیم، بعضیها گفتند که این هم شرعیت دارد یا ندارد، چنین و چنان است، خوب است یا خوب نیست، ما این کار را دوست داریم یا دوست نداریم.@تا آمدیم بجنبیم به اینکه این کار شرعیت دارد یا ندارد ما گفتیم این شرعیتش گردن ما، خانم دکتر شما برو این را انجامش بده، گفتند نه ما رساله اینطوری می‌گوید، گفتیم ما رساله‌اش را هم حل کردیم و مرجع تقلید می‌گوید اینطوری، تا آمدیم حل کنیم دختر در خودکشی رفت، خب حالا بنشینیم حسرت بخوریم که ای بابا، دختر خودکشی کرد و مُرد.@پیغمبر می‌فرماید یک خانم به خاطر یک گربه به جهنم می‌رود، وقتی یک گربه غذا بخواهد شما به او غذا ندهید یک حیوان، جهنمی می‌شوید.@امام صادق می‌فرماید من حیا می‌کنم از اینکه من دارم غذا می‌خورم و یک حیوان دارد من را نگاه می‌کند لذا حضرت نصف غذایش را به سگ می‌دهد ذی روح است دارد به من نگاه می‌کند آن حیوان شخصیت دارد.@حالا یک کسی وقتی که در دین شما به یک درخت نرسیدن جرم است به یک انسان و حیوان نرسیدن جرم است شما فکر کن ما با امام زمان داریم چطوری رفتار می‌کنیم.@یعنی وقتی امام زمان در زندگی‌ات موضوعیت ندارد و برایت اصل نیست و هنوز دلت درگیر نیست یا الله برای شما هنوز موضوعیت ندارد و درگیر نیستی چطوری می‌توانی بگویی من نسبت به اهل بیت مودت دارم، چطوری می‌گویی من می‌خواهم به مقام امام زمان برسم، چطوری می‌توانی بگویی امام زمان پدر من است؟@ شما با پدر زمینی‌ات هم اینطوری رفتار می‌کنی؟ با مادر زمینی‌ات هم اینقدر بی‌خیال رفتار می‌کنی؟ فرعی رفتار می‌کنی با شوهر و زن و بچه‌ات یا اصلی رفتار می‌کنی؟@شخصی که ازدواج می‌کند و به مودت می‌رسد با پدر و مادر و خواهر و برادر مودت دارد رابطه را خدا گذاشته و طبق این قاعده‌ای هم که خدا گذاشته باید مودتی رفتار کنی یعنی برای ما چه باشند؟ خاص باشند.@اشکال ندارد انسان با انسانهای دیگر رحمت چه داشته باشد؟ رحمانیه، ولی با خانواده خودش رحمت چه دارد؟ مودتی و رحیمیه دارد این را خدا خواسته، خود خدا گفته و درست هم هست. لذا می‌گوید وقتی می‌خواهید صدقه بدهید اول پدر و مادرتان، اول همسرتان، بچه‌هایتان به آنها صدقه بدهید اگر نیاز آنها برطرف شد به کس دیگری بدهید، چکار کنید؟ صدقه بدهید.@شما وقتی که پدر و خواهر و برادر و نزدیکت و رحم تو احتیاج دارد تو نمی‌توانی به غریبه صدقه بدهی و کمک کنی این قانون خداست، می‌گوید اول حرمت این بخش را داشته باش این بخش حرمت دارد چون شما مودت دارید.@حالا وقتی که قرآن می‌گوید مودت اهل بیت، نه محبت، یعنی تو باید با آن درگیر بشوی دلت باید درگیر بشود با امام زمان و مشکلاتش و آواره‌گی‌اش؛ دعای ندبه را تا وقتی که مودتی نباشد نمی‌فهمی دعای ندبه یعنی چه. این کلمات چیست این چه دارد می‌گوید «أین، بنفسی أنت» حضرت چه دارد می‌گوید، شما اصلاً نمی‌توانید این را متوجه بشوید تا وقتی که به مودت برسید.@یک کسی که غریبه هستند و خانم و آقایی که غریبه هستند و دوست هستند به همدیگر نمی‌گویند فدایت شوم و برایت بمیرم، همدیگر را هم دوست داشته باشند وقتی ازدواج می‌کنند و محرمیتی ایجاد می‌شود مردنها شروع می‌شود «بنفسی أنت» شروع می‌شود، بمیرم برایت، فدایت شوم، کجایی، دلم تنگ شده و داستان اینطوری.@برای امام زمان ما تا مودتی نشویم باطن ما باطن درستی نیست این همان رحمت رحمانیه هست. رحمت رحمانیه برای ائمه هر کس هر کاری بکند پاداشش را می‌دهند رحمت است و می‌گویند این نسبت به ما مهربانی دارد.@شما اگر یک آدم غریبه هم بیاید یک کاری برایتان انجام بدهد پاداشش را می‌دهید یا نمی‌دهید؟ می‌‌دهید و می‌گوید به بچه من خدمت کرده و هم برایش هدیه هم می‌دهم. ولی رحمت رحیمیه آن رحمت رحیمیه است.@اگر یک کسی بتواند برای امام زمان کاری بکند و نکند، این را خوب دقت کنید خیلی خطرناک می‌شود، یک امامی که آواره و طردشده و تنها و یگانه است و هر روز هم دارد «هل من ناصر ینصرنی» می‌گوید، یک بار یکی از آنها گفت امام حسین، و کسی کمکش نکرد هزار سال است داریم برایش گریه می‌کنیم.@حالا این هر روز هزار سال است دارد می‌گوید «هل من ناصر ینصرنی» فرقش را نگاه کنید چقدر زیاد است. این را خوب دقت کنید ما باید نسبت به امام زمان احساس تکلیف کنیم احساس مسئولیت داشته باشیم عشق داشته باشیم پدرمان است به خدا پدرمان است باید مودت داشته باشیم.@حالت ما می‌دانید مثل کیست؟ مثل کسی است که چند وقت پیش یک خانمی بود یک دخترخانمی از شاگردان من بود دختر خیلی خوبی بود و من هم او را پسندیدم برای یکی از همین شاگردان دیگرمان و ازدواجشان را فراهم کردیم.@بعد به من گفت این خانمی که الان می‌آید به عنوان مادرم، مادرم نیست این زن پدر من است و من اصلاً مادرم را از بچگی گم کردم پدرش رفته بود با یک کسی ازدواج کرده بود و آن خانم ایشان را زاییده بود و از هم جدا شده بودند و این بچه را از بیمارستان گرفته بود آورده بود به این زن داده بود و آن مادر اصلی‌اش هم دنبال کارش رفته بود و می‌گفت خیلی دوست دارم مادرم را پیدا کنم.@گفتم باشد من برایت پیدا می‌کنم، بالأخره مادرش را پیدا کردیم و یک روزی هم قرار گذاشتند اینها با هم روبرو شدند و صحنه جالبی هست حالا اینها با هم روبرو بشوند.@ولی اینها وقتی که با هم روبرو بشوند 20 سال او فکر کرده که این بچه دیگر نیست و کجاست کاری ندارد و این هم که اصلاً مادرش را نمی‌شناخت حالا نسبت به هم می‌توانند حس بچه‌ای را داشته باشند که در خانه متولد شده و مادرش را از اول دیده؟ اصلاً اینطور نیست.@این تا بیاید بفهمد که این مادرش است و آن خانمی که از بچگی بزرگش کرده مثلاً زن پدرش بوده حالا به او هم مادر می‌گفته تا این بخواهد رابطه عاطفی پیدا کند با او غریبه است یک مدتی طول می‌کشد.@بعد از یک مدت گفتم چطوری است؟ گفت حالا داریم یواش یواش هفته‌ای یک بار همدیگر را می‌بینیم با احتیاط، یکذره‌ای داریم به هم نزدیک می‌شویم. تا بیاید حس پیدا کند چون این را نمی‌شناخته و بعد می‌فهمد مادرش است حالا تا بیاید بفهمد این مادرش بوده.@ما هم با اهل بیت اینطوری هستیم یعنی نفهمیدیم پدرمان هستند، به ما نگفتند اینها پدر هستند، گفتند ما درست درک نکردیم، گفتند مادر حقیقی ما فاطمه زهراست خانواده اصلی ما اهل بیت هستند اله من الله است.@من زن و مرد نیستم خانم و دکتر و مهندس و رئیس جمهور و نماینده مجلس و استاندار و فرماندار نیستم اینها را به ما نگفته بودند، تا بیاییم بفهمیم که این بخش دوتاست طول می‌کشد.@ولی خیلی دیر نشود چون فرصت نداریم اگر بمیریم و اینطوری بمیریم خیلی خطرناک است، مردن اینطوری بد است آدم غریبه برود، چون می‌خواهی پیش او بروی و با او زندگی بکنی. بعد جالب است تمام کسانی که تو با آنها زندگی کردی به عنوان مودتی همه تو را رها می‌کنند.@ببینید علی (علیه السّلام) تعبیرش چقدر قشنگ است وقتی با اهل قبور صحبت می‌کند، می‌گوید برایتان خبر بدهم که چه شده زنتان با کسان دیگر ازدواج کردند شوهرتان با کسان دیگر، بچه‌ها رفتند، اموالتان را کسان دیگر خوردند تمام شد این خبر دنیای ماست شما از آنطرف به ما خبر بدهید ببینیم شما چه به ما می‌گویید.@بعد می‌گوید اگر اینها می‌توانستند و اجازه داشتند حرف بزنند به ما می‌گفتند که بهترین کار تقواست بهترین توشه تقواست، تقوا یعنی چی؟ یعنی پرهیز از هر چیزی که من را از معشوقم جدا می‌کند تقوا خداترسی نیست تقوا ترس از جدا شدن از خداست.@این پدر و مادر و زن تقوا دارد تقوا دارند که می‌خواهند از هم جدا نشوند این را تقوا می‌گویند، تقوا یعنی خودداری از جدا شدن از محبوب.@نشود از خدا بترسید، برای چه از خدا بترسم؟ خدا معشوق من است برای چه از او بترسم مگر آدم از کسی که معشوقش است آدم از همسرش می‌ترسد از شوهرش می‌ترسد؟ تقوا یعنی مراقبت بکن یک چیزی نیاید بین شما را به هم بزند تقوا یعنی رفتار و اخلاقی از خودت بروز نده که گند بخورد به رابطه‌تان، پا روی خودخواهی‌هایتان بگذار تنبلی و بی‌حوصلگی در رابطه مودتی نداشته باش.@بیشتر طلاقها الان که دارد اتفاق می‌افتد 36% طلاق داریم برای این هست که زن و شوهر در روابط مودتی تنبلی می‌کنند و نمی‌خواهند به وظائفشان خوب عمل کنند خب این اتفاقها می‌افتد.@تقوا یعنی حیا کن از خدا می‌افتی، از خدا بیافتی دیگر چه کسی و چه چیزی را داری؟ از اهل بیت جدا بشوی تو چه کسی را داری؟ تقوا یعنی این، یعنی مراقبت بکنی کسی تو را از چادر حضرت در نیاورد.@یک درس و رشته و علم و تخصص و دکتر و مهندس و رئیس جمهور و نماینده مجلس و شورای شهر و شوهر و زن و بچه‌ای اینها برای بخشهای حیوانی است یا کارهای پایین‌تر حتی از اینها هم پایین‌تر، کارهای گیاهی، تجملات و زینت یا کارهای پایین‌تر حسی، پول و ویلا و خانه و اتومبیل تو را از الله جدایت نکند و از حقیقت خودت تو را جدا کند این تقوا یعنی مراقبت.@نمی‌گوید از اینها استفاده نکن، می‌گوید از اینها هر چقدر دلت می‌خواهد استفاده کن، ببینید چقدر قشنگ است حضرت می‌فرماید که علامت محبت ما اهل بیت این هست که چقدر همسرت را دوست داری، هر چقدر محبت شما به ما بیشتر شود عشقتان به همسرتان چه می‌شود؟ بیشتر می‌شود.@یعنی واقعاً با عشق فوق عقلانی زمین خیلی قشنگ می‌شود علم و دانشگاه خیلی قشنگ می‌شود درس خواندن خیلی قشنگ می‌شود با عشق فوق عقلانی شما ازدواج کنید خیلی قشنگ‌تر است.@با عشق فوق عقلانی کارهای گیاهی و خوردن و غذای شما لذت دارد آب خوردن و چایی خوردن و صبحانه خوردن و مسافرت رفتن و لباس پوشیدن همه چیز شما لذت دیگری دارد چون دائماً نورانیت ایجاد می‌کند.@چون یک عشق پای این غذا خوردن است یعنی این یک چلوکباب معمولی نیست که تو می‌خوری، یعنی یک عشق ضریب فوق عقلانی کنارش می‌آید و می‌گویی غذای امام حسین یک چیز دیگر است، مادر من قشنگ‌تر از این می‌تواند قیمه درست کند، می‌گوید نه قیمه امام حسین یک چیز دیگر است.@عرض کردم دوست ما در آمریکا می‌گفت مسیحیان که جلسه امام حسین می‌آیند بالأخره آنها یک حسی نسبت به امام حسین دارند بالأخره امام حسین امام آنها هم هست پدر آنها هم هست، می‌آیند صف می‌ایستند.@گرسنه که نیستند آدمهای باشخصیت و آدمهای خیلی بزرگی هستند تحصیل کرده هستند و موقعیت اجتماعی، ولی می‌آیند صف می‌ایستند غذا را می‌گیرند.@و می‌گویند ما این غذا را می‌بریم خانه در فریزر می‌گذاریم هر بار که خودمان یک غذا درست می‌کنیم دوتا دانه برنج امام حسین را در غذایمان می‌ریزیم تبرک است، این حس و مودت پای این دوتا برنج خوابیده یعنی این دوتا برنج با برنجهای خانه خودمان فرق می‌کند این متفاوت است.@مودت، عشق باید با امام زمان درگیر شوی. 1 ـ حیا کنی از اینکه بتوانی به او کمک کنی و نکنی، و اوج وسعت خودت را بگذاری؛ آدم وقتی می‌تواند برای بچه‌اش یک کاری بکند و نکند جنایت و ظلم کرده به رحم مادی و حیوانی‌اش هم بتواند یک کاری بکند و نکند گناه کرده.@مگر نمی‌گویند قطع رحم، قطع رحم بوی بهشت از 500 سال راه می‌آید کسی که قطع رحم می‌کند بوی بهشت را استشمام نمی‌کند. همین پدر و پسرخاله و پسردایی و دخترخاله و دخترعمو و دختردایی و مادربزرگ و عمه و خاله و این زمینی‌ها.@اگر یک کسی رحم اصلی‌اش را، حضرت در مورد قطع رحم فرمود: «غایة تأویلها صلتک إیانا» غایت آن اوج تأویل آیه که در مورد صله ارحام هست این هست که ما رحم شما هستیم تو با ما بایدصله ارحام بکنی.@صله رحم با امام زمان خیلی مهم است صله رحم با خانواده آسمانی و فاطمه زهرا و اهل بیت فوق‌العاده مهم است. این رحم من است اصل من است پدر من است. خب حالا باید برایش وقت بگذاریم و باید هر کاری می‌توانی برایش بکنی.@اینکه حالا من می‌توانم اینقدر کمک کنم از این مقدار پس‌اندازم دوتا آپارتمان دارم یکی را برای امام زمان می‌دهم اینقدر طلا دارم برای امام زمان می‌دهم و برای اینکه خیال خودت را راحت بکنی، این رحمت رحمانیه است ما برای غیر هم این کارها را می‌کنیم مردم الان دارند می‌روند خانه‌شان را می‌دهند برای آسایشگاه سالمندان، درست است؟ این نیست.@امام زمان قبل از اینکه بخواهد تو کاری برایش بکنی باید جانت را درگیرش بکنی. امام حسین وقتی رفت گفت «هل من ناصر ینصرنی» به آن بدبخت شقی گفت بلند شو کمک من بیا، دو نفر بودند آنجا خیلی آدمهای احمقی بودند.@یکی از آنها کسی بود که خودش را به امام حسین رساند و گفت آقا من یک خبر مهم به شما بدهم، گفت چیست؟ گفت من جنگ صفین که بودم علی (علیه السّلام) از این کربلا رد می‌شد گفت اینجا عشاق خدا هستند اهل بهشت هستند یک اتفاق اینطوری می‌افتد همه ماجرا را برای من تعریف کرد.@امام حسین گفت خب حالا تو که می‌دانی ماجرا چیست می‌خواهی کمک ما بکنی یا با ما دشمنی می‌کنی؟ در لشکر آنها می‌روی؟ گفت هیچ کدام، نه با شما هستم نه..، امام حسین گفت برو فقط مواظب باش صدای ما به تو نرسد چون اگر صدای ما به تو برسد صدای کمک‌خواهی و نکنی جهنمی هستی.@یک احمق دیگر بود حضرت سراغش رفت و به او گفت بلند شو بیا، حضرت می‌خواهد این را به کجا ببرد، گفت آقا من نمی‌آیم ولی من یک اسب دارم خیلی اسب خوبی است بهترین اسب است و یک شمشیر دارم خیلی شمشیر چنین و چنان است اینها را به شما می‌دهم، حضرت گفت اسب و شمشیر نیاز ندارم خودت را کار دارم.@اهل بیت نیازی به ما ندارند. امام زمان می‌فرماید که ما اگر شما را دعوت می‌کنیم به اینکه به ما کمک کنید ما به شما نیاز نداریم شما هستید که به کمک اهل بیت و ما نیاز دارید به اینکه عاشق ما باشید شما به این عشق برای ارتقاءتان نیاز دارید.@لذا حضرت همانجا این جمله معروف پدرش را که در نهج‌البلاغه هم هست می‌گوید «نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائعنا» ما ساخته پروردگاریم مردم ساخته ما هستند.@ما اگر داریم «هل من ناصر ینصرنی» می‌گوییم مثل همان آیه‌ای هست که جلسه قبل برای شما خواندم خدا می‌گوید «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» چه کسی است که به من خدا قرض می‌دهد، ولی می‌گوید این قرضی که از شما می‌خواهم برای این هست که یک تا هفتصد برابر به شما سود بدهم.@امام زمان اگر اینطوری دارد می‌گوید، اگر هر روز «هل من ناصر ینصرنی» می‌گوید یعنی یک فرصت طولانی ایجاد کرده تا هر کسی که می‌تواند به عشق برسد دارد از ما خواستگاری می‌کند با «هل من ناصر ینصرنی»، دارد از ما خواستگاری می‌کند برای یک پیوند نه محبتی، چی؟ مودتی.@می‌خواهد تو فرصت پیدا کنی برای عاشقی، خدا اگر می‌گوید بیا به دین من کمک کن «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ» برای اینکه بتوانی با این عشقت را ثابت کنی.@در مثالی که زدم همین آقا دکتر و خانمی که عاشقش شده بود فکر کنید خانم دکتر مثلاً این خانمی که عاشقش شده یک آدم ثروتمند و هیچ نیازی ندارد و چندتا خدمت و حشم دارد این پسر چطوری می‌تواند به این نزدیک شود؟ می‌تواند برود به او بگوید که شما را برسانم؟ می‌گوید من راننده دارم، چیزی برایت بخرم نیاز داری؟ من اصلاً خودت را می‌خرم، به اینکه نمی‌شود نزدیک شد.@تا یک فضایی برای مودت باز نشود عشق ایجاد نمی‌شود. خدا می‌آید فضا را ایجاد می‌کند تضاد و تعارض در طبیعت ایجاد می‌کند لذا هیچ چیزی به اسم غربت و مظلومیت و تنهایی و آوارگی ایجاد می‌شود تا تو بتوانی در این فاصله مودتت را چکار کنی؟ اثبات کنی، عشق ثابت شود.@حالا ما چطوری زندگی می‌کنیم؟ ما مثل آن بیچاره‌ای هستیم که به امام حسین می‌گوییم اسب و شمشیر به تو می‌دهیم، بیا من پول به تو می‌دهم، ماهی اینقدر، 1000 تومان برای امام زمان می‌دهم، ولی خودم درگیر کدام بخش هستم؟ بخش پایینی.@من مادر و شوهر و پدر و دکتر و مهندس و رئیس جمهور هستم، نمی‌رسم به امام زمان برسم. این اصلاً نیست، تو باید اول باطنت درگیر شود تا انسان حقیقی بشوی و از انسان مجازی بودن در بیایی. باید به مودت اهل بیت برسی.@الان کلاس تشکیل شد کلاسی به نام پزشکان مهدوی دیگر تشکیل نشد شما دنبال کار و زندگی خودتان می‌روید؟ یعنی امام زمان می‌خواهد برای شما فراموش بشود؟ یا نه هر کدامتان می‌روید یکجا عَلَمی می‌زنید و کار را شروع می‌کنید، پدرتان است باید بالأخره شروع کنید.@مگر الان اگر کسی خانه شما نیاید و به پدر و مادر و زن و بچه و شوهر شما کمک کند شما خودتان کمک نمی‌کنید؟ وقف شدن شما برای خانواده‌تان مشروط به کمک دیگران است یا نه خودتان مستقلاً برایشان کار می‌کنید اصلاً شرط ندارد هیچ شرطی ندارد کسی کمک خانواده شما بکند یا نکند شما تا آخرین قطره خونتان تا آخرین توان‌تان این کار را انجام می‌دهید.@تا با امام زمان اینطوری نفست درگیر نشود؛ اگر گفتند آقا این کلاسها تعطیل شد، مؤسسه هم خراب شد، آقای شجاعی هم مُرد الان چکار کنیم؟ می‌رویم مؤسسه می‌زنیم و فعالیت راه می‌اندازیم و بقیه را کمک می‌گیریم. مودت یعنی همین. این غایت وسع تو به کار بگیر.@فرمود: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» وسعها نه اینکه من 5 میلیون تومان دارم 100 میلیون تومان دارم می‌توانم بدهم، حالا شما 100 میلیون تومان هم کمک کردی یک میلیارد تومان هم کمک کردی، غایتت این است؟ نه.@در بخش خیریه که توضیح دادم که ما باید خودمان برویم خَیِرها را پیدا بکنیم و اگر می‌توانیم از هر جایی برای این فعالیت کمک بگیریم یعنی این مودت، یعنی اینکه من وسع خودم اینقدر است، می‌توانم صد تا دیگر هم پیدا کنم، این مودت می‌شود.@یعنی دوندگی کردن و دغدغه داشتن و دست به تلفن بودن و آبرو خرج کردن و نامه نوشتن و حرف زدن و فک زدن و کار کردن و ارتباط برقرار کردن و رفت و آمد، این تازه قشنگ می‌شود، و چقدر هم قشنگ است اگر امام زمان ما را در این حال ببیند.@

چقدر قشنگ است ما را خسته خودشان ببینند. در حال دویدن این خیلی قشنگ است. اگر ما را اینطوری نبینند خسته خودشان، اهل دوندگی برای خودشان، اهل دلسوزی برای خودشان نبینند پس دل ما مرده است یک جیفه است ما مردیم ما انسان مجازی هستیم انسان حقیقی نیستیم باید به این توجه کنیم.@خب یک مقدمه‌ای باشد برای اینکه حالا ان‌شاءالله می‌خواهیم برویم در بعضی از آیات و روایات در این زمینه از این بُعد به آن نگاه کنیم.@پس یادتان نرود تا شما عشق الله را پیدا نکنید شخصاً درگیر نشوید همانطور که با یک جنس مخالف و بچه‌ات و پدرت درگیر هستی چطور با بخش شغل و رشته‌ات درگیر می‌شوی تا با الله درگیر نشوی به عشق نرسی و با اهل بیت (علیهم السّلام) یعنی متخصصان معصوم.@شما در دانشگاه اولین کسی که با او درگیر می‌شوید کیست؟ استادتان است چون رشته‌تان است باید با این شخص درگیر شوید طرح و پروژه داری باید با این شخص کار کنی، خوشت بیاید یا خوشت نیاید با او درگیر می‌شوی.@ولی اهل بیت اینطوری نیستند معشوق و محبوب هستند «لا حبیب الا هو و أهله» هیچ معشوقی قشنگ‌تر از پیغمبر نیست هیچ محبوبی شیرین‌تر و دوست داشتنی‌تر از پیغمبر نیست.@و جالب اینجاست که خداوند تبارک و تعالی در این داستان خلقت ما خودش را به ما هدیه کرد یعنی قشنگ‌ترین و زیباترین و کاملترین موجود را به ما معرفی کرد خودش را و بعد از آن چه کسی را داد؟ خوشگل‌ترین مخلوقاتش را، زیباترین مخلوقاتش را، کاملترین مخلوقاتش را به ما هدیه کرد خدا با ما چکار کرده و ما چطوری قدرش را می‌دانیم و از او تشکر می‌کنیم.@ما تا حرمت بخش فوق عقلانی خودمان را نشناسیم نمی‌فهمیم که خدا با ما چکار کرده. شکر نمی‌توانیم به جا بیاوریم. پس ما باید حرکتمان به سمت انسان حقیقی شدن باشد نه انسان مجازی.@تا در چادر امام زمان نروید حقیقی نیستی این یادت نرود برایتان توضیح بدهم. مثل عاشورا، عاشورا فقط چه کسانی انسان حقیقی بودند؟ آنها که رفتند، یا آنهایی که در حال رسیدن بودند و نرسیدند. بودند کسانی که حرکت کردند و نرسیدند.@و حال ما الان این هست ما یا رسیدیم در چادر حضرت هستیم یعنی شخصیتاً کار و شغل و منش و مرام و سبک زندگی‌مان مهدوی است خب خوش به حال ما، انسان هستیم و با اینها هستیم و رفتیم تا قیامت و بعد از قیامت با آنها هستیم.@یا اینکه در حال شدن هستیم در حال حرکت هستیم در حال رسیدن هستیم در حال تلاش هستیم برای اینکه به چادر برسیم این هم قشنگ است.@حالت سوم خیلی خطرناک است که نه رسیده باشی و نه در حال چی؟ این را خسران می‌گویند معنای خسران یعنی این، معنای بی‌تقوایی یعنی این.@بی‌تقوایی تو اوج حجاب را رعایت کن کامل تا آخر عمرت، نماز بخوان، حج و کربلا برو، نمازشب بخوان، بی‌تقواترین آدم هستی وقتی که هیچ خاصیتی برای امام زمانت نداری این با فحشا فرق نمی‌کند این خودفروشی است هیچ فرقی ندارد این هم بی‌تقوایی است.@این بی‌تقوایی را می‌خواهد یک روحانی داشته باشد که غافل از امام زمانش است و فقط مشغول آقایی خودش است یک روحانی هم که اینطوری هست ظاهراً روحانی است امام جماعت هم هست ولی بی‌تقواست این آقا ساقط است، می‌خواهد یک استاد دانشگاه یا رئیس جمهور داشته باشد.@امام خمینی چه فرمود؟ فرمود تمام مسئولین جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند خائن و خطرسازند حتی اگر به مردم خدمت کنند. چون خدمتشان برای کدام بخشهاست؟ پایینی. ما رئیس جمهور را نمی‌خواهیم برای اینکه بخش طبیعی ما را فقط فعال نگه دارد، رئیس جمهور برای کدام بخش می‌خواهد؟@«الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ» آنهایی که وقتی حکومت را در زمین پیدا می‌کنند به فوق عقل انسانها احترام می‌گذارند انسانها را به بلندی انسانیت می‌بینند و به آنها خدمت می‌کنند.@لذا در انتخابات ریاست جمهوری و نماینده مجلس و شورای شهر و خبران دقت کنید و بو بکشید که یک کاندیدا از کدام خواستگاه آمده برای کاندیداتوری، اگر دقت نکنیم در جنایتهای او سهیم و شریک می‌شویم در ظلمهایی که او می‌کند در گندهایی که او می‌زند در خرابکاری‌هایی که او می‌کند خیلی باید دقت کنیم.@کاندید یا مهدوی است یا مهدوی نیست، اگر مهدوی نیست خائن و خطرساز است ولو بقیه خدمتها را هم بکند خدمتهای پایینی، بدود و برای مردم خدمت کند. کاندیدی که اعتقاد ندارد به برطرف کردن موانع ظهور امام زمان انسانی نیست. ریاستش هم حیوانی است.@کاندیدی که درگیر نشود با موانع ظهور امام زمان، کاندیدی که سازش‌کار باشد با دشمنان امام زمان دشمنان اهل بیت این کاندید خائن و خطرساز است ولو حالا برود مشکل گرانی را حل کند یا هر چیز دیگری را.@می‌خواهد نماینده مجلس و شورای شهر و رئیس جمهور یا هر کس دیگری باشد تا وقتی که من را به صورت انسان نبیند تا به من به صورت حیوان نگاه می‌کند به درد من نمی‌خورد، و بقیه آدمها را حتی. پس این داستان اصالت دارد خوب دقت کنید که ما باید برویم به سمت انسان حقیقی شدن و نه مجازی ماندن.@یکذره این باشد تا ماه دیگر یکذره دَم بکشد اینها که به شما گفتم، قشنگ خوب روی آن کار کنید، نروید حاجی حاجی مکه دوباره. روی آن دائم فکر کنید که من چطوری می‌توانم ذهن و دل و سبک زندگی‌ام را درگیر کنم و در چادر بروم.@اصلاً تلاش کنید که اصلاً خواستگار شما هستند یا نه، شما را می‌پذیرند یا نه. حالا یک خواستگاری عمومی کردند اما خواستگاری خصوصی یک چیز دیگر است. چون انتخاب می‌شوید. یعنی آدم وقتی که دلش هدایت می‌شود یعنی روی دلت دست گذاشتند این خیلی مهم است.@شما که الحمدلله تا الان اینجا نبودید اگر شما آمدید تشکل، این همه آدم آمدند صدها نفر رفتند شما ماندید دارید اینجا کار می‌کنید خیلی مهم است. ولی خیلی خوب است که روی آدم دست بگذارند. چون فرمود هیچ کدام از شما موفق به ذکر نمی‌شوید مگر اینکه چکار کنید؟ خواستگاری خصوصی یک چیز دیگر است.@لذا در آخر دعای ندبه یادتان هست چه خواندید امروز «و انظر إلی نظرة رحیمة» یک نگاه ویژه به من کن که با آن کرامت دنیا و آخرت نصیب من شود، خدایا یک نگاه ویژه و خاص می‌خواهم به خودم کن. قربان امام صادق بروم برای ما شیعیان چه خواسته، این را بخواه.@بعد ادامه دعا یادتان هست چه خواندید خدایا ولی رویت را برنگردان اگر اینطوری نگاهم کردی دیگر همینطوری نگه‌اش‌دار روی من همین نگاه خاص را نگه‌دار. درش باز است حتی در این نگاه رحیمیه باز است. چطوری؟ چطوری ما می‌توانیم اینطوری بشویم؟@اینکه تو از نگاه رحمانیت دست برداری از امام زمان، نگاه چه به او بکنی؟ رحیمیه بکنی تو از محدود نگاه کردن خودت دست برداری.@دوستش داشته باش و قرآن دارد می‌گوید دوستش داشته باش بیشتر از همه کس‌ات «بأبی أنت» چقدر این فقرات قشنگ بوده که برای ما طراحی کردند «بأبی أنتم و أهلی و نفسی و أمی و أبی و نفسی و مالی و أسرتی» همه چیزم فدای شما، چقدر قشنگ است.@آل یس را شما بخوانید همه‌اش ویژه است «السلام علیک حین تقوم» قربان ایستادنت «حین تقعد» قربان نشستنت «تقرء و تبین، تحمد و تستغفر، ترکع وتسجد» این نگاه رحیمیه است می‌گوید بیا با ما عشقبازی و صفا کن بیا با ما رفیق بشو و با ما مودت داشته باش.@نه برای اینکه ما نیاز داریم برای اینکه تو به این عشق نیاز داری تو اگر به این عشق نرسی کوچک و ریز می‌مانی و دلت می‌گندد حیف دل و قلبت و می‌پوسی دلت را جاودانه کن.@لذا شما وقتی که آل یس را می‌خوانید یک دعا بعدش دارد دعای نور که دائم نور می‌خواهد بعد می‌گویید «و مودتی» می‌گویی خدایا به عقل و سمع و بصرم و به همه چیز نور بده و نورهایش را هم می‌گوید، عشق باید نورانی باشد دوست داشتن باید نورانی باشد.@می‌گوید «و مودتی» و اگر می‌خواهی مودت من را به کسی نورانی کنی مودتت با شوهرت نورانی نمی‌شود با زنت نورانی نمی‌شود با بچه‌ات نورانی نمی‌شود «نور الموالاة لمحمد و آل محمد» دل عشق زمانی نورانی می‌شود و تو زنده می‌شوی که نور این موالات در دلت بیاید (هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق).@تکلیفی برای امام زمان کار نکنید خواهشاً، تکلیفی کلاس نیایید تکلیفی دست در جیبتان نکنید، تکلیف هست آن که سر جای خودش، ولی بالاتر از تکلیف آدم وقتی که برای زن و شوهر و بچه‌اش دارد می‌دود تکلیفی نمی‌دود، روی چه می‌دود؟ روی عشق و مودت می‌دود چقدر هم این دویدنها خوب است، خسته شدنها، برای پدرتان درست بدوید برای پدرتان درست فکر کنید برای خانواده‌تان برای مادرتان فاطمه زهرا.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@