عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما سروران گرانقدر، اعضای محترم تشکلهای مهدوی شهر مشهد، در این کارگاه آموزشی که امروز در خدمت شما هستم، صبح جمعه است و روز جمعه متعلق به آقا امام زمان اجازه بدید که بنده ضمن اینکه ایام شهادت سرور و سالار شهید حضرت اباعبدالله الحسین را تسلیت عرض میکنم عرض ارادتی را به محضر آقایمان داشته باشیم و بعد از این برنامه را به طور رسمی آغاز کنیم.@
عرض خیر مقدم دارم خدمت شما سروران گرانقدر که قبول زحمت فرمودید در این روز جمعه روز تعطیل و اول صبح در این جمع حضور پیدا کردید، خیر مقدم ویژه عرض میکنم خدمت استاد گرانقدر حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای دکتر شجاعی که قبول زحمت فرمودند این کارگاه مخصوص تشکلهای مهدوی شهر مشهد برنامهریزی کردند.@همانطور که استحضار دارید این کارگاه در سه بخش تقدیم حضور شما بزرگواران خواهد شد، کارگاه استراتژی تشکلهای مهدوی، برای تمدنسازی نوین اسلامی، مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، اگر به نام کارگاه توجه بفرمایید دو سه تا کلیدواژه خاص را در آن مشاهده میفرمایید، نقش تشکلهای مهدوی، بحث تمدنسازی نوین اسلامی که مورد تأکید بسیار زیاد رهبر معظم انقلاب اسلامی هست، و مخصوص سند راهبردی که تحت عنوان بیانیه گام دوم برای موضوع 40 سال دوم انقلاب اسلامی ارائه شد، اینها با هم مبحثی هست که حضرت استاد امروز خدمتشان هستیم.@
عاطفهاش هم ابدی است یعنی یک امام زمان به اندازه عاطفه همه پدران و مادران دنیا را که جمع بکنید یک قطره از محبت و رأفت امام زمان نسبت به ما نیست، چقدر ما را دوست دارد، چقدر به ما علاقه دارد، و بحث این است که ما با او چکار داریم میکنیم@کسی فکر نمیکند این پدر الان کجاست، 1160 سال کجا بردیم زندانیش کردیم پشت پرده غیبت، دائماً هم دارد گریه میکند، به یکی از بزرگان فرمود من هر 24 ساعت یکبار صدا میزنم (هل من ناصر ینصرنی).@شما نگاه کنید امام حسین یکبار گفته ما این همه برایش گریه میکنیم، پدر ما، امام ما، این شخصیت همان حسین همین الان، زمان ما دارد از دست ما میکشد، و به ما میگوید (هل من ناصر ینصرنی) ما صبح از خواب بلند میشویم جواب نمیدهیم، عصر جواب نمیدهیم، شب جواب نمیدهیم، حالا بیاییم واقعاً نگاه بکنیم، ما زندگی خودمان را نگاه میکنیم میبینیم که برای امام زمان واقعاً چکار کردیم.@یکبار عرضه داشتیم حضرت را بفهمیم، یکبار شادش کردیم، یک بار یک قدمی برداشتیم که خوشحال بشود، یک کمی به سمت ظهور برویم، یک مانع را برداریم، قرآن میفرماید: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» ما قیامت هر کسی را با امامش محشور میکنیم.@میخواهم قیامت چهره به چهره امام زمان بیفتیم، بعد چکار کردم میخواهیم با این امام محشور بشویم، من در بین شما بودم، برای من چکار کردید، به فکر من بودید، یکبار به یاد من افتادید من کجا هستم، چکار دارم میکنم، چه به روز من دارد در این تنهایی میآید، چقدر حضرت از تنهایی خودش و مظلومیت خودش گریه کرده، چقدر مشتاق است بین ما بیاید.@
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
این کارگاه، که البته کارگاه اولمان هست، چون اگر بخواهیم کاملاً عملیاتی و مهندسی شده فعالیتهای مهدوی را طراحی بکنیم برای رسیدن به اهداف مقدس انقلاب اسلامی که در بیانیه گام دوم دو غایت و دو آرمان ذکر شد یکی زمینهسازی، یکی تمدنسازی، به جلسات بیشتری احتیاج داریم که در کنار هم باشیم امروز را من یک کلیاتی را خدمت عزیزان عرض میکنم که فوقالعاده مهم هست تا انشاءالله به بحثهای عملیاتی برسیم.@پس امروز یک مقدار مباحث نظری را عرض میکنیم تا بحث مباحث عملی که در دو بخش خدمت شما تقدیم میکنیم، بخش وظائف فردی ما به عنوان فعال مهدوی که یک فعال مهدوی اساساً چه موقع کارش مقبول است و چه موقع کارش به نتیجه میرسد؟@دوم در تشکلمان باید چگونه عمل بکنیم و چه نوع برنامههایی را اولویت بدهیم در فعالیتهای مهدوی که زود به نتیجه برسیم، و دقیقاً همان کاری باشد که باید انجام بشود، و چون به قول مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) در کارها باید بین کارهای مهم و اهمّ تفاوت گذاشت و در آن اهمّها آنهایی که فوریت دارند را باید به آن توجه بکنیم.@و در بین آن کارهایی که فوریت دارند، کارهایی که در توان ما هست الان باید برایش سرمایهگذاری بکنیم تا انشاءالله به نتیجه برسیم؛ من فعلا امروز را به مبانی نظری میپردازم، اگر رسیدیم انشاءالله به مباحث عملی هم میپردازیم.@ساختار نظام خلقت همانطور که خداوند تبارک و تعالی در قرآن خیلی اصرار دارد که ما این را بفهمیم یک ساختار ریاضی هست، یعنی تمام نزولات الهی از خداوند، از مقام عرش صادر میشود تا فرش و زمین طبق قوانین و مقررات و با یک سلسله فرمولهای ریاضی که در آن عدد و مقدار وجود دارد نازل میشود.@هیچ چیز اضافه و گترهای در عالم وجود ندارد، هر چه هست با یک ساختار ریاضی این اتفاق میافتد، «كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» «قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» هر چیزی نزد خدا مقدار دارد، و خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده، و هر چیزی عدد و ریاضیات خاص خودش را دارد.@مثلاً در روایت داریم سال ظهور سال فرد است، این یعنی چی؟ برای هر چیزی شما ماهش، سالش، روزش، همه چیز ریاضی هست، شرایطی که باید داشته باشیم، مقداری که باید از نظر آمادگی در مردم و در جهان ایجاد بشود.@همه چیز سقف و ریاضیات و عدد دارد، که اگر به آن برسد آن اتفاق میافتد، در همه جا همینطور هست، در مرگ و میرها، زایمانها، ازدواجها، عوالم حیوانات، عوالم گیاهی، عوالم جمادی، عوالم ملکوت، تمام جاها این مقدار، عدد و ریاضیات حاکم هست، که مجموعش در طول سال در شب قدر یعنی شب اندازه، که کل شیء هم هست، یعنی کل امر استثناء هم ندارد، این قاعده وجود دارد.@ما طالب ظهور هستیم، باید قوانین ریاضی ظهور را خوب یاد بگیریم، یعنی بدانیم که ظهور یک امر گُترهای نیست، یک امری است که همه انبیاء الهی و ائمه بیتابش شدن، نه فقط منتظر بودند، در مورد کلمه منتظر کم است، بلکه آنها بیتاب بودند، بیقرار بودند، نسبت به واقعه ظهور.@یک امر به این اهمیت یک سلسله فرمولها و قواعدی دارد که باید حاصل بشود، لذا مؤمنینی که شبیه ائمه بودند و بیقرار میشدند خدمت ائمه میرسیدند و میگفتند که آقا پس کی؟ حضرت میفرموده که باید این شرائط فراهم بشود، میبینید که شرائط را میگفتند قواعد و ریاضیات ظهور را میگفتند که باید این قواعد حاصل بشود.@بنابراین این را یک اصل قرار بدهیم چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی، مسئله عدد و ریاضیات امر مهمی هست، شرائط امر مهمی هست که باید حاصل بشود، و این دیگر دست بشر هست، تا حدود زیادی که بشر خودش باید تلاش بکند خودش را به این تقدیرات برساند.@حالا انشاءالله یک کتابی هست به نام نقش انسان در تقدیرات شب قدر، که مربوط به امور مهدوی هست، این را حتماً اگر آقای پارسامنش آوردند که در اختیار عزیزان قرار بدهند، اگر هم ندارند که این کتاب را تهیه کنید و مطالعه کنید که انسان خودش در تقدیرات یعنی اندازهها، در تقدیرات شب قدر چه تأثیراتی میتواند بگذارد.@و آنجا توضیح دادیم که یک انسان گاهی وقتها تقدیرات منفی دارد خودش یک کاری میکند که سال آیندهاش سال خطرناک و بدی باشد، گاهی وقتها میتواند تقدیرات یک نفر، دو نفر، سه نفر، ده نفر، صد نفر، هزار نفر، میلیونها نفر، را در نامه عمل خودش شب قدر دریافت بکند، یا حتی تقدیراتی به اندازه تقدیرات معصومین را این دست ما است که ما چگونه موقعیت خودمان را تنظیم بکنیم که بتوانیم بالاترین تقدیرات را دریافت بکنیم.@یکی از چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی به همه انبیاء آموزش داده، و گفته این را باید در اختیار همه امتهای خودتان قرار بدهید، بدون استثناء مسئله آینده است، اینکه آینده بشریت چیست؟ انسان چون خودش یک موجود جاودانه است، نمیتواند به آینده فکر نکند، مثل اینکه نمیتواند نفس نکشد.@فکر به آینده جزء ذاتیات یک انسان هست، چون موجودی است نامحدود و عمر نامحدود هم دارد، عمر جاودان دارد، چه بخواهد، چه نخواهد، چه بفهمد، و چه نفهمد، فرقی نمیکند، ما حتی کسانی که کافر هستند، آینده بعد از دنیا را انکار میکنند اما در عملکرد کافر نیستند، در عملکرد عملشان نشان میدهد که به بعد از مرگ خودشان فکر میکنند.@این همه فراعنه برای بعد از مرگ خودشان قبورهای آنچنانی ساختند، اهرام مصر ساخته شده، برای بعد از خودشان فکر کردند، دشمنترین دشمنان پیغمبر شما نگاه بکنید که ابوجهل و ابولهب هستند.@وقتی دارد میمیرد، در جنگ غلامش مینشیند روی سینهاش که این غلام به دست رسول الله مسلمان شده میخواهد سر این آدم را ببرد، به او میگوید تو سر من را نبر برای من اُفت دارد تو سر من را ببری، برو یک کس دیگر را بگو بیاید سر من را ببرد که در حد و اندازه من باشد، تو وقتی داری میمیری چه فرقی میکند که چه کسی سر تو را بریده.@ببینید ذاتاً به بعد از مرگ خودش فکر میکند که بعد از مگر من نگویند یک غلام سیاه نشستی سرش را برید، به آن فکر میکند، او میگوید نه من خودم سرت را میبرم، میگوید حالا اگر اینطوری است، پس از این بیخ پایینتر ببر که وقتی سر من را روی نیزه میزنند از بقیه سرها بالاتر باشد.@دارد به بعدش فکر میکند، به آینده دارد فکر میکند، این فکر به آینده بعد از من، نسلهای آینده این نشان میدهد خود انسان یک پیوندی با جاودانگی و ابدیت دارد، و حتی بعد از مرگ خودش هم فکر میکند، انسانها برایشان آینده مهم است، اینکه بفهمد یا نفهمد، خدا با این نفهمی بشر کار ندارد، چون خدا بشر را بینهایت خلق کرده، بینهایت هم او را دوست دارد.@و برنامهریزی که خداوند برای انسان میکند، یک برنامهریزی جاودانه است، میخواهد این بشر در مقیاس ابدیت خسران نبیند، در مقیاس ابدیت ضرر نکند و پشیمان بشود، لذا برایش اینطوری برنامهریزی میکند، و به انبیاء هم میگوید که به آنها این مسئله را بگو، نگاه به آینده چه تأثیری در ما دارد، این که ما بدانیم آینده چه میشود در الان ما چه تأثیری دارد؟@یکی برنامهریزی هست، این برنامهریزی به چه درد ما میخورد؟ الان من بدانم زمان حضرت نوح هستم بدانم مثلاً چند هزار سال بعد قرار است یک کسی به نام منجی عالم بیاید عالم را نجات بدهد، این چه تأثیری در این فرد دارد؟ حتی اگر برنامهریزی هم بخواهد بکند.@اینجاست که مسئله حد مادی بشر برداشته میشود، بشر چون موجود جاودانه است، عمر محدود مانع عملکرد و جاودانه شدن انسان نمیشود، یعنی یک قاعدهای داریم در قرآن «نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ» ما آنچه که شخص انجام میدهد عمر محدودش را برایش مینویسیم، اما آثارش را هم مینویسیم.@وقتی یک کسی در زمان حضرت نوح مهدوی باشد، و به فکر آینده بشریت باشد، عشق داشته باشد، دلدادگی حتی داشته باشد، در تمام این آینده شریک است، کما اینکه در گذشته هم شما میتوانید شریک باشید، دارد میجنگند در جنگ صفین با امیرالمؤمنین (علیه السّلام) کنار امیرالمؤمنین میگوید کاشکی برادرم بود، حضرت میگوید برای چی برادرت؟ میگوید خیلی علاقمند بود که در رکاب شما بجنگد، مریض بود نتوانست بیاید.@حضرت فرمود برادرت که هیچی اگر هزاران سال بعد در آینده هر کسی آرزو بکند که ای کاش در کنار ما بود خداوند ثواب جنگیدن در رکاب ما را به او حتماً خواهد داد، لذا در نامه عمل شخص در قیامت دو نامه عمل باز میشود، یکی نامه عمل فردی که شخص انجام داده بعد خداوند میفرماید بروید نامه عملی را که انجام نداده بیاورید، این تناقض دارد، اگر انجام نداده دیگر چه نامهای هست؟!@میفرماید این نیت داشته انجام بدهد، اعم از کار خوب یا کار بد، یعنی اگر زنده بود این کارها را انجام میداد، شما در شاه، مرگ شاه، و صدام این را دارید که هر دو قبل از مرگشان آرزو میکردند که ای کاش نابود میکردند مردم را، مقدار بیشتری از مردم و شیعیان را نابود میکردند، این با این نیت دارد از این دنیا میمیرد، اگر بود این جنایات را مرتکب میشد.@و خداوند میگوید ما با نیت شخص کار داریم یعنی این ذات و این نیت هست که انسان را میسازد، پس اگر یک کسی به آینده فکر بکند و نیت مشارکت داشته باشد کمترین اثرش این هست که در همه قشنگیها، خوبیها و خدای نکرده در همه جنایتها و بدیهای تاریخ سهیم خواهد بود.@«يَحْشُرُ النَّاسَ عَلَى نِيَّاتِهِمْ» مردم براساس نیتهایشان محشور میشوند، لذا مسئله آینده و آیندهنگری، خیلی مسئله مهمی است، چون کارگاه ما از نظر زمان کوتاه است، ما لااقل به بیست ساعت احتیاج داریم، بحث آیندهپژوهی را الان من فعلا مطرح نمیکنیم.@به هر حال این تکه در تمام کتب آسمانی، مسئله آینده ذکر شده، سوره انبیاء آیه 105 و 106، «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ» ما در زبور بعد از تورات «أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» ما آنجا هم گفتیم «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ» در زبور که بعد از تورات آمده، این را گفتیم، زبور مال حضرت داود (علیه السّلام) است، بعد از تورات موسی ذکر کردیم که زمین به بندگان صالح ما تعلق میگیرد، بندگان صالح ما زمین را به ارث میبرند.@«إِنَّ في هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدينَ» این یک بلاغ هست، یک پیام بسیار مهم هست، برای اهل عبادت، حالا آیات دیگر هم هست که دائماً در مورد آینده صحبت میکند، نتیجه: اول از این صلاحیت، بندگان صالح، عابد خداوند همیشه هستند، زمین هیچ وقت از عباد صالحین خالی نمیشود، عباد صالحین یک سیستم هست، یک حزب هست، حزب خداست و دائم در طول تاریخ این حزب عمل میکند، و به مرحلهای میرسد که زمین را به ارث میبرد.@دین خدا، فعالیت انبیاء نتیجه تلاش انبیاء هیچ وقت در زمین نابود نمیشود، هیچ کس نمیتواند بندگان صالح را از زمین بردارد، این آینده تحقق پیدا میکند، ما در کتابهای آسمانی قبلی هم این را بشارت دادیم و گفتیم.@و اینها به قدری قوی خواهند شد که حاکم زمین بشوند، این خیلی مختصر هست، البته من تمام این محتوا را در اختیار عزیزان قرار خواهم داد؛ سؤال: این آینده به دست چه کسی است؟ ما داریم قرآن میخوانیم، قرآن دارد این گزارش را میدهد، قطعاً آن آیندهای که بندگان صالح هستند، مسلمانان هستند، چرا؟ هیچ دین دیگری در کار نیست.@از این آیه همین نتیجه را میگیریم، مسلمانان قرار است، اگر کسی سؤال کرد این بندگان صالح چه کسانی هستند؟ قطعاً مسلمانان هستند، و قطعاً شیعیان هستند، از کجای این آیه ما در میآوریم که مسلمانان و شیعیان این کار را انجام میدهند؟@چون دین رسول الله دین پایانی است، خاتمالانبیاء است، بعد از پیغمبر قرار نیست دینی بیاید، پس اینهایی که قرار است زمین را به ارث ببرند چه کسانی هستند؟ مسلمانان هستند که قرار است حاکم بشوند، اسلام دین حاکم بر جهان خواهد شد.@قرآن هم همین را درباره پیغمبر میگوید، «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» اصلاً خداوند پیامبر را فرستاده که دینش بر زمین حاکم باشد، پس اسلام هست که حاکم میشود، اما چرا شیعیان؟@چون شیعه و سنّی همه نقل کردند در این هیچ مذاهب اهل سنّت و شیعه اختلاف ندارند، که آن کسی که قرار است بیاید حاکم زمین باشد و قیام بکند و حاکمیت جهانی را به دست بگیرد، پسر پیغمبر اسلام است، این را همه قبول دارند، مهدی را همه قبول دارند، حتی وهابیها هم قبول دارند که مسلمان هم نیستند.@من با آنها در مکه با علمایشان صحبت میکردم بحث میکردم، به ما میگفتند ما قبول داریم پسر پیغمبر اسلام مهدی میآید، ما قبول داریم از فرزندان حسین بن علی است، پس ببینید این شفاف هست که یک کسی قرار است بیاید آینده را بسازد، آینده در اختیار اسلام هست، و در بین مسلمانان کدام مذهب هست که قرار است آینده را بسازد؟@آن مذهبی که دینش دین اهل بیت است، یک فرزند از فرزندان اهل بیت پیغمبر قرار است بیاید این کار را انجام بدهد، این دیگر اختلافی نیست، فقط اعتقاد شیعه نیست، اهل سنّت هم بدون استثناء این را قبول دارند که قرار است یک شخصی از اهل بیت پیغمبر که اسمش مهدی هست، پسر امام حسین است، از نسل امام حسین هست قرار است بیاید این حاکمیت را اعمال بکند، حاکمیت زمین را به دست بگیرد این یک امر مسلم است.@وقتی میگوییم «أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» چرا کلمه ارث را به کار برده؟ ارث زمانی است که یک کسی میمیرد، یک چیزی را برای وارثین میگذارد، یعنی یک مرگی باید اتفاق بیفتد تا انتقال صورت بگیرد، کسانی چیزی را در دست دارند، و با مرگشان آن منتقل میشود به بقیه، این قاعده ارث است.@«هُوَ اِنتِقالُ الشَیءٍ جُزءاً أَو کُلاً مِن شَخصٍ أَو مُوضُوعٍ» یا از یک شخص یا از یک موضوعی، که «اِنقَضا حَیاتُهُ لِآخَرِ مادِیّاً أو مَعنوِیاً» در التحقیق جلد 13 صفحه 84، ارث این است، یک امر مادی یا معنوی، جزئی یا کلی، بعد از انقضاء حیات مالک آن یا صاحب آن یا متصرف در آن منتقل میشود.@پس زمین که به ارث میرسد، باید چه اتفاقی بیفتد چون باید کلمات مقام معظم رهبری را دقیقاً تحلیل بکنیم، که چرا ایشان در چهلمین سالگرد دقیقاً این دو تا امر را به عنوان آرمانهای انقلاب ذکر کرده، یعنی ادعا کرده ایشان که ما میتوانیم تمدن نوینی را برپا بکنیم، با حضور و تسلط حاکمیت غرب، و تمدن غرب و مدرنیته بر جهان ما میتوانیم خودمان یک تمدن را بسازیم.@لازمهاش چیست؟ لازمهاش یک مرگ است، یک مرگ باید اتفاق بیفتد، یعنی تمدن غربی باید به مرگ برسد تا تمدن حاکم بر جهان تمدن مهدوی بشد، تمدن اسلامی بشود، در راهکارها اگر شما این را نیاورید، مثل بسیاری از علما و خواص این اشتباه را میکنید، که ما با سازش، با کنار آمدن با فرهنگ غرب بتوانیم یک کاری را انجام بدهیم، اصلاً همچین چیزی نیست.@هدف از فعالیتهای مهدوی، تاکتیک را کاری ندارم، تاکتیک بحثی هست که بعداً صحبت میکنیم، اما استراتژی در فرهنگ مهدوی، در فعالیتهای مهدوی و در تشکلهای مهدوی میراندن تفکر غرب است، میراندن ارکان مدرنیته هست، چون اگر این میراندن صورت نگیرد ارثی واقع نخواهد شد، زمین چطوری به ارث برسد، زمین دست الان دست اینها است، الان حاکم زمین اینها هستند، طاغوتها هستند که مانع ظهور امام زمان هستند.@به امام صادق (علیه السّلام) عرض کردند چرا حضرت نمیآید و اینقدر دیر؟ فرمود چون از جانش میترسد، یک طاغوتهایی هستند که مزاحم ظهور بودند و هستند، حالا اینها باید بمیرند، این فرهنگ باید نابود بشود، مقام معظم رهبری که دارد میگوید ما فرهنگ نوین اسلامی را میخواهیم به آن برسیم یعنی به حدی از قدرت رسیدیم که میتوانیم فرهنگ غالب بر جهان را بمیرانیم، نابودش بکنیم، میتوانیم نابود بکنیم و نابود هم خواهیم کرد.@پس برنامهریزی باید چطوری باشد وقتی راجع به استراتژی صحبت میکنیم؟ چون اگر شما استراتژی را نداشته باشید در عملکرد و در تاکتیکها سراغ روشهای پوسیده، یا روشهای به درد نخور، یا روشهای تکراری میروید.@همین که مقام معظم رهبری فرمود که در کشور ما کار فرهنگی خیلی میشود و بیاثر، و این آفتی که الان اکثر فعالیتهای فرهنگی کشور را گرفته میلیاردها تومان پول و میلیاردها ساعت وقت تلف میشود و به قول ایشان فعالیت فرهنگی بیاثر و بلکه برعکس نتیجه عکس هم دارد مضر دارد اتفاق میافتد اما این فعالیتها تمامش مذهبی است.@ظاهراً فعالیتهای دینی است، فعالیتهای شیعی است، فعالیتهای مذهبی و فرهنگی است، و هر سازمان شما مراجعه کنید یک فهرست عریض و طویل از فعالیتهایش به شما ارائه میدهد، که ما سال گذشته مثلاً اینقدر میلیارد تومان هزینه کردیم این هم برنامههای ما بوده در سال گذشته.@و متأسفم که یک تعداد از فعالیتهای مهدوی هم اینطوری شده، یعنی به جای اینکه یک فرهنگی باشد که جهتدار باشد، اصلاً جهتدار نیست و وقت تلف کردن است در یک تشکل فرهنگی، یک تشکل مهدوی.@پس استراتژی ما چیست؟ ما میخواهیم به ظهور برسیم، آنجا را داریم فکر میکنیم، و شرط ظهور میراندن فرهنگ مدرنیته است، فرهنگ غرب است، تمدن غرب، پس یک فعال فرهنگی باید بداند که قرار است، کجا را هدف قرار بدهد، قرار است چه چیزی را بزند، چون اگر اینها را نداند نه در روش فردی خودش، سلوک فردی رعایت میکند، نه در سلوک سازمانی میتواند طراحی یک فعالیت مهدوی به درد بخور و مقبول امام زمان و در تراز بیانیه گام دوم را انجام بدهد، اگر این را نداند.@زحمت میکشد، کار میکند، تلاش میکند، اما نتیجه ندارد، من یک مثال بزنم خیلی مهم است، ما زمان جنگ فرماندهان ما خیلی از آنها اخلاص داشتند، تلاش میکردند، زحمت میکشیدند، اما بعضی وقتها تخصص هم نداشتند، تخصص لازم را، دورههای علمی و لازم نظامی و جنگی را ندیده بودند.@در یکی از این عملیاتها یک پلی را میخواستند بزنند، هر شب ما حدود 15 نفر، نفری 30 کیلو مواد منفجره به خودمان میبستیم میرفتیم تا محل دشمن این مواد را کار میگذاشتیم، میخواستیم این پل را بزنیم، 15 تا 30 کیلو ببینید چقدر میشود! این را به این پلها میبستیم، بعد فیتیلهکش میکشیدیم، میآمدیم میزدیم.@وقتی منفجر میشد، شما ببینید چه زلزلهای در منطقه اتفاق میافتاد، انگار بمب اتم زدند، چه صدای وحشتناکی، لرزش و زلزله، بعد میرفتیم میدیدیم پل سر جای خودش هست، یک مقدار از بتونهایش ریخته، سر جای خودش هست، عراقیها هم دارند رفت و آمد میکنند.@یک مهندسی آمد مهندس درس مهندسی رزمی خوانده بود، یک موقع به ما گفت شما دارید چکار میکنید، گفتیم ما داریم میرویم یک پل را بزنیم، گفت این چه کاری است شما دارید میکنید، این که نشد انفجار.@گفت بیایید یک تخته آورد و نقشه پل را برایمان گذاشت، گفت نمیخواهد 15 نفر بروند، یک نفر برود آن هم نه 30 کیلو، 14 نفر حذف شدند، بعد گفت اینجا نقاط خاصی را در نقشه نشان داد گفت بروید اینجا را مواد بگذارید بزنید، یک نفر رفت زد پل را روی هوا برد، به این مهندسی رزمی میگویند که به جای کار کیلویی و کمی کار دقیق ریاضی کیفی انجام میدهد.@در مهندسی فرهنگی هم همین است، در مهندسی فرهنگی شما اگر مهندسی فرهنگی ندانید تعداد زیادی نیرو به عشق امام زمان، به عشق اسلام جمع میشوند، مؤسسات مختلف، هزینههای کلان زیاد، وقت زیاد، نیروهای زیاد، و وقتی که کار را انجام میدهند، امام جامعه، رهبر جامعه میگوید کار فرهنگی بیاثر، فعالیت فرهنگی زیاد اما بیاثر.@در خیلی جاها بیاثر نیست، اثر منفی دارد، کار فرهنگی هست که اثر منفی دارد، پوست کلفتی ایجاد میکند، برای همین ایشان فرمودند که بعضی از طلبهها که در قم دارند درس میخوانند، سکولار و بیدین بار میآیند، کار فرهنگی غلط باعث میشود طلبههایی که عاشق اسلام هستند رفتند درس بخوانند برای خدمت به اسلام از حوزه بیدین در بیایند.@من حالا همین لباس خودم را میگویم که دیدم اینها را زیاد دیدم و آنها را میشناسم، همین لباس مقدس هم تنشان هست اما به شدت فعالیتهای خطرناکی انجام میدهند که خون به دل امام زمان میکنند، درست نقطه مقابل فعالیتهای مهدوی هست.@در این انقلاب کم هم نیستند زیاد دیدیم، از مرجعش بگیرید تا مجتهدین و علما، و متخصصین، تربیت هم شدند در این قم، به قول امام خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده از هیچ طایفهای نخورده، الان هم که صدای رهبری در آمده میگوید طلبههای سکولار و بیدین.@یک جای کار فرهنگی میلنگد که این وارد حوزه میشود از آنطرف طلبه سکولار دارد در میآید، یک جا مشکل دارد، یک جای کار لنگ است، ما اگر اینها را ندانیم ممکن است خودمان با اخلاص و نادانسته در همین مسیر بیفتیم و یک موقعی میبینیم که پنج سال است داریم کار مهدوی انجام میدهیم و مدام دور خودمان داریم میچرخیم، استعدادها و انرژیهایمان تلف شده، عدۀ زیادی بریدن رفتند، یک عده هم پوست کلفت شدند کار جدی هم صورت نمیگیرد.@مهندسی یعنی این، من اینها را در مباحث مهندسی فرهنگی عرض کردم آنها را از آقای پارسامنش بگیرند هم سیدیش و هم کتابهایش را 14 ساعت است، مهندسی فرهنگی که ما باید چطوری برنامهریزی بکنیم که کارمان کار فرهنگی بیاثر نباشد.@سؤال: اگر از ما سؤال بکنند که این آینده قرار است چطوری تحقق پیدا بکند چه میگوییم؟ خداوند در قرآن و در کتابهای آسمانی آینده را وعده داده، آینده چطوری تحقق پیدا میکند؟ گفتیم هر چیزی قانون دارد ریاضی است، یعنی مراحل پیروزی حق بر باطل یک مرحله ریاضی است، یک مرحله تعریف شده است.@این چطوری اتفاق میافتد؟ با آمدن منجی، این جواب کلی است، یعنی منجی میآید و بالاخره این آینده را به دست میگیرد، اما فرآیند آمدن منجی یک فرآیند است، حادثه نیست، اتفاق نیست، یک دفعه نیست، یهویی نیست، به امام باقر (علیه السّلام) کردند آقا بیاید کار را تمام بکند، یک دفعه بیاید، مگر قدرت ندارد، مگر خدا نمیتواند ایشان را بیاورد که کار را تمام کند؟@حضرت اگر قرار بود یهویی اتفاق بیفتد برای پیغمبر اتفاق میافتاد، برای امیرالمؤمنین اتفاق میافتاد، چرا اتفاق نیفتاد؟ چون خداوند تبارک و تعالی بشر را مختار آفریده، و اساساً به هیچ وجه خودش نمیخواهد با قانون خودش مخالفت بکند.@یعنی حتی اگر به قیمت جهنم رفتن بندگانش باشد خداوند قانونش را عوض نمیکند، میگوید من زوری کسی را بهشت نمیبرم، استثناء البته داریم، یک جاهایی خدا زوری افراد را بهشت میبرد، اما آنجا آدمهای خاصی هستند که پیغمبر میخندد، که میگوید خدا بعضیها را زوری بهشت میبرد، آن استثناء است، در مورد عدهای از شیعیان هست، که اگر رسیدیم این را تشریح میکنم چون حضرت دقیقاً میگوید ایرانیان هستند در آینده میآیند و خدا زوری آنها را بهشت میبرد.@غیر از این اصلاً خداوند کسی را زوری بهشت نمیبرد، میگوید من راه را به شما نشان دادم به شما اختیار دادم، با اختیار باید بهشت را انتخاب بکنید، ظهور باید یک امر اختیاری باشد، باید مردم بخواهند، همانطور که وقتی مردم نخواستند امیرالمؤمنین کنار رفت، اراده خدا تحقق پیدا نکرد، غدیر فلسفهاش تحقق پیدا نکرد، حذف شد، کسان دیگر ارادهشان غلبه کرد، این بحث اراده خیلی مهم است.@اراده آنها غلبه کرد 25 سال حاکمیت امیرالمؤمنین عقب افتاد، جنگ جنگ ارادهها بود، که مقام معظم رهبری میفرماید بحث، بحث نبرد ارادهها است، این خیلی مهم است در تصمیمگیری فعالان مهدوی، نبرد نبرد ارادهها است، با اینکه امیرالمؤمنین حاکم شد، در نبرد ارادهها امیرالمؤمنین حذف میشود.@امام حسن دیگر نمیتواند در جنگ ارادهها، چون بنابر احترام اختیار بشر است، نه بنا بر قدرت باطنی امام، امام حسین حذف میشود، ائمه حذف میشوند، در نبرد ارادهها امام زمان 1180 سال آواره است، آواره طرد شده تنها و یگانه است، اینها را خدا دوست داشته اتفاق بیفتد؟ نه.@«وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ» خدا هرگز کفر را برای بندگانش نمیپذیرد، اما میلیاردها کافر به دنیا آمدند و میلیاردها کافر از این دنیا رفتند، میگفت من اراده کردم بشری را خلق بکنم که خودش با اراده خودش انتخاب بکند، «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ» اگر کسی میخواهد نجات پیدا بکند با بینه و اگر کسی میخواهد بمیرد و نابود بشود و به هلاکت برسد با بینه، با دلیل، این خیلی مهم است.@پس وقتی میگوییم امام زمان میآید درست است، اما آمدن امام زمان یک فرایند دارد، این فرایند چگونه تحقق پیدا میکند، یک دفعهای نیست، حالا شرائطی که در زمان ظهور وجود دارد چگونه است، آنطور که معصومین تشریح کردند، شیعه و سنّی هم همه نقل کردند، که در زمان میآید دنیا را ظلم و جور پر کرده باشد.@این خیلیها را به اشتباه انداخت که ما دیگر هیچ نوع کار اصلاحی نمیتوانیم بکنیم و نباید بکنیم، و بلکه برعکس تا پر بشود و بیاید، در حالی که دقت ندارند امام زمان ناگهانی نمیآید، درست است وقتی میآید جهان پر از ظلم شده.@اما باید یک مقدماتی برای امام زمان فراهم بشود تا امام زمان بتواند بیاید، و مردم با اختیار امام زمان را بخواهند، با اراده خودشان حکومت امام زمان، حاکمیت معصوم را بخواهند، با اراده خودشان منجی موعود را بخواهند، نمیگویم امام زمان، میگویم منجی موعود، این مربوط به بخش بینالمللی فعالیتهای شما است.@چون آنها امام زمان را قبول ندارند، اما منجی موعود را همه ادیان قبول دارند، و آنها هم دوست دارند بیاید و دارند برایش تلاش میکنند خیلی از مذهبیهای مسیحی و یهودی، قاعده دارد، یعنی باید در دل ظلم یک اتفاقی بیفتد که این اتفاق منجر بشود به اینکه جهان برای آمدن منجی و امام زمان آماده باشد و طالبش باشد، این دیگر ظهور نیست، وقتی ظهور بشد کار تمام شده.@این اتفاق چیست؟ که باید بیاید تا جهان برای آمدن مهدی موعود آماده بشود، آن چیزی که قرآن دارد به ما میگوید، و روایات میگویند، عبارت از انقلاب اسلامی ایران، این باید اتفاق بیفتد، انقلاب اسلامی ایرانی بر خلاف تصور بسیاری از مردم حتی خواص یک امر ریشهدار هست، در پازل مدیریتی و ربوبیتی خداوند از اول دیده شده.@یک حادثه تاریخی نیست، که یک حادثه اتفاق افتاده، یک امری است که در ربوبیت خداوند و در نقشه خدا برای آینده جهان انقلاب اسلامی وجود داشته و دیده شده، چطور انبیاء گذشته هر کدام میآمدند خبر از پیغمبر بعدی و پیغمبر اسلام میدادند، اسناد و مدارکش هم موجود است، خداوند در نظام تقدیریش، در نظام ربوبیتیش نطفه انقلاب اسلامی را با تولد پیغمبر میچیند.@یعنی وقتی که پیامبر در مکه متولد میشود، حوادث تولد پیامبر در ایران اتفاق میافتد، ما آنجا نبودیم، یک حادثهای اتفاق افتاده، یک پیامبری در مکه متولد شده، این دست بشر نیست، شخصاً دست خود خداست، این شخص در مکه متولد میشود حوادث تولدش در ایران اتفاق میافتد، این حادثه را چه کسی ترتیب داده؟ شخص خداوند، دست بشر که نیست.@چه چیزی میخواهد بگوید؟ امام فرمود 14 کنگره کاخ کسری در ایران شکسته میشود، خداوند میخواهد بگوید 14 قرن بعد از تولد این پیغمبر بساط ستمشاهی و ظلم در ایران برچیده میشود، برای چی؟@جالب است که ما بیشتر احادیث انقلاب اسلامی را اهل سنّت نقل کردند، خود پیغمبر میفرمود: «يَخْرُجُ ناسُ مِنَ الْمَشْرِقِ ، فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ» مردمی از شرق قیام میکنند، تمهید میکنند مقدمه سلطنت مهدی را فراهم میکنند.@این ریاضیترین شکل و تنها شکل ممکن در ظهور امام زمان است، که امام زمان هیچ وقت یهویی نمیآید، باید در یک گوشهای از کره زمین، یک جایی برای امام زمان حاکمیت اول ایجاد بشود، و به قدری قوی بشود که بتواند با فرهنگ حاکم بر جهان در ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، رسانهای غلبه بکند، تا بتواند زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم بکند.@شکل دیگری امکان ندارد، اصلاً معقول نیست، شما هر شکل دیگری بیاورید خلاف سنّت خداست، انقلاب اسلامی یک امر ضروری و واجب در ربوبیت خداست، یک امر ضروری و واجب در ساختن آینده مورد نظر خداوند برای بشر است.@اول از این، این آینده شکست ندارد، چرا؟ فرمود ما در زبور بعد از تورات نوشتیم که «أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» پس شکست ندارد، بندگان صالح حاکم میشوند، خداوند آینده را نیاورده که خراب بکند، آینده بشارت دائماً داده و گفته این دین پیامبر بر همه ادیان غلبه پیدا میکند، مستضعفین استخلاف زمین را به دست میگیرند این پیروزی است.@بنابراین آن اتفاقی که قرار است بیفتد آن مقدمه را فراهم بکند، یک اتفاق مقرون به پیروزی است، مقرون به غلبه است، شکست ندارد، باید اتفاق بیفتد پس «يَخْرُجُ ناسُ مِنَ الْمَشْرِقِ ، فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ» یعنی این مردمی که قیام میکنند، شکست در کارشان نیست، حتماً این اتفاق خواهد افتاد.@انقلاب اسلامی ایران حالا دقیقاً با ذکر جزئیاتش را برایتان سندهایش را میخوانم که بدانید بعداً کسی نگوید ما نمیدانستیم، شاید یک چیز دیگر است، شاید بعداً قرار است بیاید، از کجا معلوم این انقلاب باشد، اینطور توجیهات نباشد.@گفتیم که شخصیتی که قرار است بیاید معرفی شده، ما در تحقیقاتی که در مورد آقا امام زمان انجام دادیم مفصل من خودم چندین انجیل را ریز به ریز مطالعه کردم، هم اصلشان را، هم ترجمههایشان را، ترجمههایی که خود مرکز چاپ و انتشار انجیل در جهان کرده.@همانطور که ما در ایران مرکز تنظیم و نشر قرآن داریم، جامع التبلیغات باید انجام بدهد قرآن را تأیید بکند، آنها هم یک مرکزی دارند که انجیلها را تأیید میکنند، حتی ترجمههایش را آنها باید تأیید بکنند، از آن مرکز من انجیلها را مطالعه کردم، تورات را مطالعه کردم، و دقیقاً آدرسی که همه داده بودند با روایات ما کاملاً تطبیق داده.@شخصیتی هم که قرار است بیاید، در کتابهای آسمانی قبلی، چیز جالبی است که جای تأمل دارد کتابهای غیر آسمانی هم دقیقاً همین آدرس را دادند، این خیلی عجیب است، طرف پیامبر نیست، ادعای پیامبری دارد، آثاری دارد که آسمانی نیست.@اما به قول علامه کتابهایشان مثل توحید ما است، کتابهای بوداییها بروید ببینید آیاتی که شما میخوانید ما میگوییم آیه، کلماتی که برای آنها مقدس هست وقتی میخوانید علامه میفرماید این متن توحید است.@وقتی که از امام زمان صحبت میکنم، حالا ما میگوییم امام زمان، این منجی که قرار است بیاید، حتی اسمهایی که برای امام زمان در این کتب دادند، زرتشتیها، مسیحیان، یهودیان، ادیان دیگر اسم ایشان هست، یعنی در اسم هم اختلاف ندارند، در خصوصیات ظاهریش، و محل ظهورش همه مثل هم هستند.@یک شخصیت برجستهای به نام وجود مقدس امام زمان، شخصیتی که همه انبیاء، و ائمه تاریخ منتظر این بودند، دقت کنید ما داریم برای چه کسی کار میکنیم، عمرمان و جوانیم را داریم میریزیم، شخصیتی است که به قدی عظمت دارد که کسی مثل امام حسین بزرگتر در تاریخ داریم! شخصیتی که خداوند اراده کرده نام او برای همیشه در زمین باشد.@شما عاشورا تاسوعا دیدید ایام محرم برایش عزاداری انجام میشود، نه فقط مسلمانان و شیعیان، بقیه ادیان هم برای او عزاداری میکنند، شخصیتی که به قدری قرب دارد، کاش فرصت میکردیم در مورد این هم بحث میکردیم، این برای ما اربعین حسینی نیست، اربعین مهدوی هست، اربعین تمدنساز است، اربعین ظهور است، من در کتاب اربعین حماسه ظهور و بشارتهای اربعین و مصلح برگزیده توضیح دادم.@کار فرهنگی بیاثر ترتیب ندهید، کوچک هم هست یکی دو روز بیشتر وقت نمیگیرد، از همه جا میآیند حتی غیرادیان که هیچ دینی ندارند حول محور امام حسین جمع میشوند، یک حکومت یکی دو هفتهای، یک نظام یکی دو هفتهای مهدوی و فرهنگ حکومت امام زمان را عملاً (1:03:08).@یک شخصیت با این برجستگی که همه ائمه عزادار او هستند، یک جمله دارد که به امام حسین توجه نشد، اگر توجه شده بود ما خیلی جلو بودیم فرمود «لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي» اگر من بودم تمام عمر خادم او خواهم بود، امام حسین میگوید من خادم بشوم، امام باقر و امام صادق گفتند، «لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي» اگر درک میکردم خادم او خواهم بود.@امام حسین یک جملهای دارد خیلی تکاندهنده است، میگوید من در رجعت که امر ضروری است اعتقادات شیعه است که رجعت صورت میگیرد، رجعت خیلی به آدم قدرت میدهد، به انسان انرژی و قدرت زیادی میدهد، امام حسین میگوید من در حکومتش سربازش خواهم بود، خیلی مهم است، شخصی است که اینقدر دارد.@ائمه بیتابش هستند، امام صادق 40 تا أین دارد، در مباحث شرح دعای ندبه که دادیم قیمت یک آدم ؟؟؟ یک آدم است، اگر کسی أینهایش مشخص بشود، عاشق چه کسی است، دلداده چه کسی است، بیتاب چیست، دنبال چه کسی میگردد.@یک کسی یک شوهر بکند آرام میشود، یک کسی فوق لیسانسی، دکترایی، رأی یک جایی بیاورد، اما آدمها خیلی فرق دارند، بیتابی یک آدم قیمت یک آدم را روشن میکند، تو بیتاب چه کسی هستی قیمتت هم مشخص است.@أینها را برای چی میگویی کجاست، (1:05:19) کیست، چیست، (1:05:27)، امام صادق یابن، یابن، یابن، أین، أین، أین، این که ائمه اینطوری میشدند، (1:05:50)، خیلی از عزیزان را میشناسم مراکز مهدوی دارند تلاش میکنند اصلاً قدر ندانستند و ناسپاسی باعث میشود.@یک زمانی (1:06:06) طبق قاعدهای که امام صادق میگوید غربال بشوند، میدانید در این انقلاب چه آدمهایی غربال شدند و رفتند، ما از آنها قویتر و بهتر نیستیم، اگر امام زمان را قدر ندانیم، شیفته وقف شدن برای امام زمان، خرج کردن و خرج شدن برای امام زمان نباشیم از اینجا ما را بیرون میاندازند.@چون احتیاجی ندارد خودش هم فرمود من به شما احتیاجی ندارم اگر میگویم کمکم کنید به خاطر خودتان است، این دو حدیث معروف را حضرت آنجا میگوید من احتیاجی ندارم میدانید من کیستم، بعد میفرماید آدم، شیث، نوح، ابراهیم، عیسی، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، علی، حسن و حسین، شخصیتی است که همه انتظارش را میکشند.@یک نفره کار همه انبیاء و ائمه را انجام میدهد، این شخص کارشان را انجام میدهد، و به ثمر میرساند، ولی سخت هم هست 1180 سال آوارگی میکشد، آدم به این عظمتی ما شیعیان او را آواره کردیم، او اینطوری است، حالا باید جبران بکنیم.@میدانیم این آدم چقدر عظمت دارد بشناسیم صاحبکارمان کیست، من خیلی وقتها میبینم در فعالیتهای مهدوی و تشکلهای مهدوی اصلاً مسیر ما، شخصیتی که دارد این سازماندهی میکند، و برنامهریزی که دارد میکند، چقدر ضعیف است گاهی وقتها هم غلط است.@ما الان در این کشور مؤسسات مهدوی من میشناسم که با رقابت شیطانی میخواهد مؤسسات دیگر را حذف کند، میخواهد بگوید فقط در مورد امام زمان کار کردن برای ماست، ما میفهمیم هیچ کس نمیفهمد.@به جای اینکه بچههای امام زمان را سازماندهی بکند، غیر بچههای امام زمان را هم سازماندهی بکند، امام زمان دو شرط برای ظهورش در نامهای که به شیخ مفید داد ذکر کرد، وفاداری و همدلی، به ایجاد وفاداری و همدلی من مؤسساتی را میشناسم که ضد وفاداری و ضد همدلی دارند عمل میکنند.@به جای اینکه بقیه را جمع بکنند، امام زمان را سازماندهی بکنند، اختلاف میاندازند، فتنه میکنند، کینه و فساد میکنند، امام زمان چیز دیگری میطلبد، امام زمان میگوید وفاداری و همدلی اگر شیعیان داشته باشند، من با عجله میآیم.@پس وقتی که امام حسین اینطوری میگوید استراتژی زمان تشکلهای مهدوی، وفاداری و همدلی است، پس مجموعه تشکل مهدوی که روح وفاداری و همدلی در اعضای خودش در آن نباشد اصلاً مهدوی نیست، باید عرضه داشته باشد که در جمعش و ارتباطاتش رفتارش وفادارانه و همدلانه باشد.@بتواند با حرکت مهدوی بدون حسادت، بدون تنگنظری، بدون چشم و همچشمی و بدون رقابت شیطانی کار بکند، گاهی وقتها باید ایثار بکند، (1:09:39) بچههای عاشقی که دارند کار میکنند، دست آنها را بگیرد، از خودش، از آبروی خودش، از بودجه خودش حمایت بکند.@و اگر در کشور یک سرباز مورد هجوم دشمن قرار میگیرد، مورد اتهام قرار میگیرد از او دفاع بکنند، پای او بایستند، قدر رزمندگان را بدانند، نه اینکه خودمان به آن اضافه بکنیم، خودمان اتهام بزنیم.@انشاء الله ساعت بعد من میخواهم ریز داستان جایگاه مقدمهسازی ظهور و یواش یواش جایگاه خودمان را پیدا بکنیم که چگونه ایران قرار است تمدن نوین اسلامی را بسازد و چگونه ایران قرار است در جهان زمینه ظهور امام زمان را فراهم بکند.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@