اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@
خلاصه بحث گذشته این شد که انسان پنج قوه دارد حس که با آن محسوسات را جذب میکند، خیال که با آن مخیلات را میگیرد، یعنی صورت بدون ماده، وهم که با آن موهومات را دریافت میکند، عقل که با آن علم، اطلاعات و معقولات را میگیرد، و فوق عقل که در فوق عقل یا فوق تجرد عاشق کمال مطلق و بینهایت میشود.@پس این پنج قوه فراموش نشود که پایه بحث انسانشناسی ما است، حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل، این پنج بخشی هست که حواس انسان، قوای انسان را تشکیل میدهد، در بخش حس، خیال و وهم با حیوانات مشترک هستیم.@مثل بدن داشتن، رشد، تغذیه، تولید مثل، قدرت بدنی، در بخش حیوانی که خیلی مفصل بود، مثل ازدواج، تشکیل خانواده، تشکیل کانون گرم خانواده، تعهدات و مسئولیتهای خانوادگی، خدمت به همنوع و غیرهمنوع، تشکیلات زندگی اجتماعی، طی سلسله مراتب زندگی اجتماعی، تشکیل جامعه مدنی، و داشتن صفات و اخلاق خیلی متعالی، اینها مال بخشهای حیوانی ما بود.@بخش عقلیمان آن بخشی هست که ما به دنبال علم و اطلاعات میرویم، دانشمند میشویم، استاد میشویم، دکتر میشویم، مهندس میشویم، به واسطه اینها دنبال رفع تشنگی علمی خودمان میرویم، یک بخش میماند، بخش فوق عقل یا فوق تجرد که به دنبال بینهایت شدن و کمال مطلق هست.@یعنی جذب کمالات نامحدود، کمال هم جلسه قبل تعریف کردیم، یعنی هر چیزی که خاصیت داشته باشد، در واقع یک توان و یک ظرفیت هست، هر چیزی که خوب و مثبت است به آن کمال میگوییم.@در بخش فوق عقل ما عاشق کمال مطلق و بینهایت هستیم. توضیح دادیم کمال مطلق و بینهایت وقتی عاشقش هستیم طبق قاعدهای که هر طلبی مطلوبی دارد، وقتی که ما عاشق بینهایت هستیم یعنی یک کمال مطلق و بینهایت در خارج وجود دارد.@گفتیم آن یعنی هستی مطلق و بینهایت، چون کمال مطلق به معنای علم مطلق، زیبایی مطلق، لذت مطلق، قدرت مطلق، حیات مطلق، همه اینها در هستی پیدا میشود، و گفتیم هستی ذاتش وقتی اسم میبریم مثل H2O میماند که شما وقتی میگویید آب، ذاتش اکسیژن و هیدروژن هست.@شما تا میگویید هستی در ذات هستی دو چیز ذاتی است، یکی نامحدود بودن، چون هستی را فقط یک چیز میتواند محدود بکند و آن نیستی هست، و ما چیزی به اسم نیستی نداریم، نیستی از اسمش معلوم است عدم وجود خارجی ندارد.@مفصل توضیح دادیم که اگر عدم بخواهد باشد پس یعنی هست، پس دیگر نیستی نیست، نیستی یعنی آن چیزی که نیست، و نیست ذات ندارد، پس ما در هستی یک بینهایت را داریم، ما هستی محدود نداریم، هستی نمیتواند محدود باشد، و دومیش این هست که در هستی ازل و ابد داریم، یعنی هستی اولاً نامحدود هست و هستی قائم به خودش هست.@توضیح دادیم که هستی را کسی نمیتواند به وجود بیاورد چون هستی اگر از جایی به وجود بیاید، اول از این نامحدود است، بینهایت است، فقط به وسیله نیستی میتواند محدود باشد که نیستی هم نداریم، هستی نامحدود را ما شهود میکنیم با آن در ارتباط هستیم، و هستی آغاز ندارد.@چون اگر بخواهد آغاز داشته باشد، آغازش یا از هستی است، یا از نیستی، نیستی که نیست، پس معلوم است همیشه هست، و اساساً قائم به ذات است، ازلی است، کسی هستی را به وجود نیاورده، کسی به هستی هستی نداده.@و دوم اینکه هستی جاودانه است، ابدی است، نابود شدنی نیست، ما چیزی به اسم عدم، سرایی به نام وادی، به نام عدم نداریم که هستی یک زمانی تمام بشود و نابود بشود و بگوییم الان چیزی نداریم، الان همه چیز نابود شد و همه چیز عدم شده، چیزی به اسم عدم اساساً وجود ندارد، و بنابراین هستی این را ما شهود میکنیم که بینهایت است، ازلی و ابدی است، کسی هستی را به وجود نیاورده.@بعد از اینکه این را جلسه گذشته مفصل کار کردیم، گفتیم این هستی که یکی هم بیشتر نمیتواند باشد، چون وقتی که دو تا باشند محدود میشوند و اساساً در ذات هستی محدودیت امکانپذیر نیست، بینهایت است، ما هم عاشق بینهایت هستیم.@در بخش فوق عقل، الهها یادتان نرفته، شعارهایتان چه بود، گفتیم در بخش محسوسات (لا اله الا محسوسات)، در بخش مخیلات (لا اله الا مخیلات)، در بخش موهومات (لا اله الا موهومات)، در بخش معقولات (لا اله الا معقولات) در بخش فوق عقل (لا اله الا کمال مطلق و بینهایت) که این کمال مطلق، هستی مطلق و بینهایتی که ما آن را شهود میکنیم اصطلاحات به آن الله میگویند.@الله یعنی ذات مستجمع جمیع صفات، هستی جاری در تمام اشیاء، یعنی هیچ شیئی و هیچ جایی شما نمیتوانید پیدا بکنید که الله آنجا با اسماء و صفاتش حضور نداشته باشد، در دعای کمیل خواندیم «وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْءٍ» در هیچ شیئی شما نمیتوانید الله را حذفش بکنید.@الله هستی جاری در تمام اشیاء است، که به چهرهها و جلوهها و صورتهای بینهایت جلوه میکند، لذا قرآن فرمود «فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ» به هر چیزی که نگاه کنید به چهره الله دارید نگاه میکنید، ذات غیر از چهره است.@ذات آن هستی بینهایتی است که همه جا با ما حضور دارد، حضورش را نمیتوانیم از خودمان، درون خودمان، حرکات خودمان، افکار خودمان، کارهای خودمان، و دیگران و اشیاء دیگر حذفش بکنیم، این هستی مطلقی است، که همه جا هست، به ما از خود ما هم نزدیکتر است «أَقرَبُ إِلَیکُم مِنکَم» از خود شما به شما نزدیکتر هست.@«أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ» از رگ گردن هم به شما نزدیکتر هست، این الله است، که به همه جا، و به هر شیئی از خود آن شیء نزدیکتر هست، چون ذات آن شیء را تشکیل میدهد، آن ذات است، ولی هستی به صورت محدود، به صورت چهره، جلوه که یک موقعی میشود جبرئیل، میکائیل، پیغمبر، جبروت، ناسوت، ملکوت، جلوههای مختلف از هستی را ما با آن سر و کار داریم.@در عالم طبیعت و ناسوت هم بینهایت جلوه داریم که با آن روبرو هستیم، انشاءالله جلسه بعد که پاورپوینتها را نشان میدهم، نمودارهای منحنی خلقت را از هوش شروع میکنیم، بعدش الله، بعدش میرسیم به جبروت و ملکوت و ناسوت، آن موقع بیشتر روی این جریان قرار خواهید گرفت.@این چیزی که ما دائما با آن روبرو هستیم در تمام چهرهها جلوههای الله و ظهورات الله، وجه الله هست، وجه هم گفتیم غیر از ذات هست، مثال از یک آدم کچل زدم، خودم را مثال زدم، گفتم من اگر الان بروم هفته بعد مو بکارم، گونه بگذارم، لنز بگذارم، چشمهایم را عوض کنم، دفعه بعد که شما من را نمیشناسید، چون وجه عوض شده، اما ذاتم عوض نشده.@پس فرق بین ذات و وجه را دقت کنید در قرآن وقتی میگوید «فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ» اشتباه نگیرید که بگوییم پس این دستمال کاغذی هم خداست، نه این وجه است، یعنی جلوه است، ظهور از خودش هم هیچ ذاتی ندارد.@ذات یعنی آن چیزی که در تمام اشیاء وقتی شما نگاه میکنید، به آن بگویید هست، آن هست ذاتی است که دارد جلوه میکند به صورتهای مختلف، ما میتوانیم این را الان از بین ببریم، آتشش بزنیم، اما اگر آن را آتش بزنیم فقط صورتش را از آن گرفتیم، جلوه را میگیریم اما ذات سر جای خودش هست.@این کمال مطلق و ذات مطلق که بخش فوق عقل ما فقط آن را میخواهد، چون بخش عقلی ما عاشق الله نیست، بخش عقلی ما عاشق علم است، معشوقش علم هست، بخش حیوانی عاشق کمالات حیوانی است، بخش وهمی ما کمالات موهوم را دوست دارد، بخش حسی ما کمالات محسوس را دوست دارد.@پس (لا اله الا الله) شعار بخش فوق تجرد یا فوق عقل، بخش انسانی ما شد، پس ما در سه بخش اول با حیوانات مشترک هستیم، که گیاهان و جمادات را در بر میگیرد، در بخش عقلی با فرشتگان، و در بخش فوق عقل انسان میشویم، که بینهایتطلب هستیم و عاشق کمال مطلق هستیم.@پس (لا اله الا الله) شعار انسانی بود، (لا اله الا الله) شعار اسلام نیست، شعار تمام انسانها است، امام فرمود رئیسجمهور آمریکا هم عاشق خداست، او هم بینهایتطلب است، فقط فرقش این هست که او مصداق بینهایت را در زمین دنبالش میگردد، یا نهایتاً خوبها در اطلاعات، در علم، در دانشمند شدن، آن رشته، این رشته، آن را بگیرم، این را بگیرم، این را بفهمم، ته هم ندارد.@ولی اگر انسان فهمید معشوقش الله هست از اول دنبال سرمایهگذاریش در این ناحیه است، یعنی به عنوان یک انسان چون حیات جاودانه دارد، آن خوشبختی جاودانه به این هست که ما چقدر به عشق الله نائل شده باشیم، از اینجا به بعد میخواهیم وارد بحث جدیدتر بشویم، که یک مقدار هم بحثمان مرتبط با ماه مبارک باشد.@قرآن کریم انسانها را براساس این که در این پنج بخش کدام کمال را بیشتر دوست دارند تقسیمبندی میکند، یعنی میگوید قیمت یک انسان به این هست که از این پنج تا کمالاتی که دوست دارد، کمالات جمادی، کمالات گیاهی، کمالات حیوانی، کمالات عقلی یا فوق عقلی، اولاً کدام را دوست داشته باشد، و ثانیا کدام را بیشتر دوست داشته باشد.@یک انسان کامل انسانی هست که هر پنج کمال را دوست داشته باشد، انسان خوب از نظر اسلام انسانی هست که هم جمادات را دوست داشته باشد، هم کمالات گیاهی را دوست داشته باشد، هم کمالات حیوانی را دوست داشته باشد، هم کمالات عقلی و هم کمالات فوق عقلی را دوست داشته باشد.@ولی انسان او که باطن انسانی دارد، شکل باطنیش وقتی وارد برزخ میشود، چون پیامبر فرمود امت من به صورت ده حیوان محشور میشوند، این هم بسته به نوع ساختی که از باطن دارند محشور میشوند، ولی چه کسانی به صورت انسان محشور میشوند؟ آنهایی که طبق قاعده فوق عقلی بینهایتطلبیشان بیشتر از محدودطلبیهایشان بوده، هر کس بینهایت را بیشتر بطلبد انسانتر هست.@لذا در قرآن کریم انسانها را به شش دسته تقسیم کرد، جماد کمتر از جماد، چون انسانها را قرآن طبق تقسیم ریاضی تقسیم میکند، میگوید انسان عاشق هر چیزی باشد قیمتش همان است، آن عشق برتر هر انسان نشان میدهد انسان قیمتش چقدر است.@اگر یک کسی عشق برترش پول باشد، منزل باشد، ویلا باشد، اتومبیل باشد، این جمادی است، عاشق جمادات است، با اینها زنده است، یک کسی عاشق کمالات گیاهی است، ورزش بکند، اندام خوشکلی داشته باشد، زیبایی داشته باشد، قدرت بدنی داشته باشد، برود جامجهانی شرکت بکند، طلا بگیرد، نقره بگیرد، قدرت بدنی.@بعضیها عشق برترشان کمالات حیوانی هست، ازدواج، جنس مخالف، بچهدار شدن، عمه، عمو، دایی، زندگی اجتماعی، رئیسجمهور شدن، وزیر شدن، نماینده مجلس شدن، این کمالاتی هست که در بخش کمالات حیوانی ما هست، بعضیها عشق برترشان دانشمند شدن است، یعنی همه چیز را فدای درس و علم میکند، این مربوط به بخش عقلی یا فرشتهای یک انسان هست که علم را میطلبد عاشق علم هست.@ولی یک کسی بینهایت شدن را دوست دارد، یعنی میخواهد علم را بینهایت جذب بکند، قدرت، لذت، حیات، کمالات را بینهایت بگیرد که این انسان میشود، یعنی عاشق الله میشود، الهاش الله است، میخواهد به الله برسد، (لا اله الا کمال مطلق) یا همان الله، اگر یک کسی الله عشق برترش شد انسان میشود.@دوست داشتن خدا علامت انسانیت انسان نیست، حیوانات هم دوست دارند، همه حیوانات خدا را دوست دارند، گیاهان خدا را دوست دارند، اشیاء هم خدا را دوست دارند، شما در مدینه که میروید یک ستونی را زیارت میکنید، اسمش ستون حنانه است، که از دلتنگی پیغمبر به ناله میآید و گریه میکند، از این چیزها ما در تاریخ زیاد داشتیم، فقط همین یک ستون نیست، اشیاء شعور دارند چون ظهورات خود خدا هستند، میفهمند، خدا با همه اسمائش همه جا حضور دارد.@خداوند جلوه بیشعور ندارد، ما یک موجودی که شعور نداشته باشد، علم نداشته باشد نداریم، همه موجودات میبینند قرآن میفرماید: «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» همه میفهمند، همه میبینند، همه تشخیص میدهند، اما سکوت دارند.@
همه دارند، همه هم خدا را دوست دارند، یک صندلی برایش فرق میکند پیغمبر روی آن بنشیند، یا یک کافر یا منافق روی آن بنشیند، لباس شما شعور دارد، برای همین حضرت میفرماید لباسهایتان تسبیح میگویند، به آنها احترام بگذارید، تندتند لباسهایتان را بشویید، نگذارید لباسهایتان کثیف بشوند، این خیلی مهم است شعور دارند میفهمند.@پیغمبر برای تمام اشیاء خانهاش اسم میگذاشت، عصایش اسم داشت، مرکبهایش اسم داشتند، عصاهای پیغمبر اسم داشتند، هر چیزی در خانه پیغمبر شخصیت داشت و اسم داشت، به اسم آن را صدا میکردند، یک کسی بگوید من خیلی خدا را دوست دارم، خیلی به خدا علاقه دارم، مکه را دوست دارم، مدینه را دوست دارم، نجف را دوست دارم، پیغمبر را دوست دارم، این دلیل نمیشود یک نفر انسان است.@خدا تقسیمبندی که میکند میفرماید بعضیها معشوقشان کمالات جمادی است، به دو دسته تقسیمبندی کرد سوره بقره آیه 74، ملاک شخصیتی آدم دلش است، یعنی آن که عاشق میشود، بقیه قسمتها مثل عقل و بخشهای پایینی وهم و خیال و حس اینها ابزار هستند، آن بخش سلطان یک آدم که آدم قیمتش معلوم میشود، ذات یک آدم معلوم میشود بخش دل آدم است، آن است که عاشق میشود.@خدا میگوید بعضیها جماد، بعضیها کمتر از جماد هستند، دلیلش هم جلسه گذشته توضیح دادیم چرا بعضی از آدمها از جماد هم پستتر هستند، میفرماید بعضیها هستند که «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ» مثل چهارپایان هستند، چون کمالاتشان در حد کمالات چهارپایان هست، یک ازدواجی بکنند، تشکیل خانواده بدهند، در اجتماع سری در سرا داشته باشند، یک مقامی، ریاستی، پستی، یک چیزی بعد هم بمیرند، این بخش حیوانی هست.@«بَلْ هُمْ أَضَلُّ» از حیوانات هم پایینتر هستند دسته چهارم، فرمود چون حیوانات بهشت میروند خیلی از انسانها بهشت نمیروند، حیوانات عبادت آگاهانه دارند، نه غریزی آنطور که در مراکز علمی ما میگویند نه، حیوانات غریزی نیست، آگاهانه نماز دارند، آگاهانه عبادت دارند، میفهمند تشخیص میدهند، «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ» تمام حیوانات صلاتش را میفهمد، با شعور و با علم خدا را عبادت میکند.@حیوانات عبادت دارند، اینها عبادت ندارند، حیوانات گفتیم خدمت به همنوع میکنند، خیلیها نمیکنند، حیوانات خدمت به غیرهمنوع دارند، خیلیها ندارند، حیوانات امانتداری دارند، خیلیها ندارند، حیوانات حیا و نجابت دارند، خیلیها ندارند، حیوانات بهشت میروند و خلیها نمیروند، پس میفرماید: «بَلْ هُمْ أَضَلُّ»، پس تقسیمبندی خدا تقسیمبندی ارزشی و ریاضی است، خدا نمیخواهد به کسی توهین بکند، میگوید قیمت این است.@بحث اصلا توهین نیست، میگوید قیمت آدمها براساس معشوقشان هست هر کس معشوقش در هر درجهای باشد قیمتش همان است، حالا جمادی میخواهد باشد، کمتر از جماد باشد، گیاهی باشد، حیوانی باشد، انسانی باشد.@دسته پنجم فرمود: «شَياطينَ الْإِنْسِ» آدمهایی هستند که ظاهرشان آدم هستند اما باطناً شیطان هستند، یعنی باعث غفلت دیگران از بخشهای فوق عقلانیشان میشوند، پدر و مادر کسی است در خانواده اما فرزندش را درست تربیت نمیکند که بفهمد انسان است و جاودانه است، استاد است ولی شاگردانش را درست تربیت نمیکند، رئیسجمهور و وزیر است، ولی زیرمجموعه ولایتی و فرهنگی او اصلاً بویی از انسانیت نمیبرد.@این فکر میکند اگر میخواهی بودجه فرهنگی تصویب بکند، بودجه فرهنگی یعنی یک جایی چند نفر را بیاوریم ساز بزنن، آواز بخوانند، همینهایی که الان دارند نیمه شعبان برای امام زمان انجام میدهند، ما چند میلیارد میدهیم برای امام زمان فسق و فجور راه میاندازیم، میگوییم کار فرهنگی کردیم، کار فرهنگی یعنی اینکه مجله چاپ بشود، سینما توسعه بدهد اینطوری در بودجهبندی مجلس و مراکز فرهنگی تعریف میشود.@کار فرهنگی یعنی اینکه آدمها بفهمند قیمتشان چقدر است، کار فرهنگی که از داخل آن آدمها نفهمند قیمتشان چقدر است کار فرهنگی نیست، بلکه یک کار غفلتزا است، یعنی شخص نمیفهمد در یکی از این کمالات مستقر میشود، دلش هم خوش است دارد زندگی میکند.@کار فرهنگی یعنی اینکه من بفهمم بچه من، شاگرد من، دوست من، همسر من، بفهمد، قرآن میگوید زن و بچه شما باید بفهمند، و شما مسئول نسبت به همسرتان هستید، پیامبر فرمود زنها نسبت به شوهرانشان و فرزندانشان، مردها نسبت به زن و فرزندانشان مسئول هستند.@اساتید نسبت به شاگردانشان، مسئولین سیاسی کشور نسبت به زیرمجموعههایشان مسئول هستند، باید زیرمجموعه ما متوجه باشند که انسان هستند، ما تحقیرشان نکنیم، اینها را استحمار نکنیم، و سرشان را گرم بکنیم و نگذاریم بفهمند آدم هستند.@بگوییم شما فقط نیازهایتان خانه است، تلفن همراه است، نسل چهارم اینترنت است، نسل چهارم تلفن همراه است، نیازهای شما این است که شما فقط دکتر و مهندس بشوید، ازدواج بکنید، خانه داشته باشید، زیرمجموعه فعالیتهای سیاسی این بشود، این غلط است، چون اینها نمیفهمند آدم هستند باید به قیمتشان رفتار بشود.@لذا قرآن میگوید فقط مدیریت کسی را خدا قبول دارد میخواهد رئیسجمهور باشد، میخواهد نماینده مجلس باشد، میخواهد شورای شهر باشد، میخواهد مدیرکل یک جا باشد، میخواهد شوهر باشد، میخواهد زن باشد، خدا میگوید فقط من جایی مدیریت کسی را قبول دارم که «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ» این چهار تا باید حتماً باشد.@یعنی مردم بفهمند که الله دارند، بفهمند که بینهایت هستند، بفهمند قیمت هر کدامشان الله است، کمتر از الله اگر قیمت کسی را دادی او را دچار خودفروشی کردی، بدبخت و بیچارهاش کردی.@در آن حدیث شریفی که از پیغمبر خواندیم که قیمت ما را مشخص میکرد در مورد بهشت، گفتیم بهشت پاداش بدنهایمان است، بهشت پاداش ما نیست، نامهای که برای همه شما در بهشت میآید «مِنَ الْحَیِّ القَیّوُمِ الَّذی لا یَمُوتُ» این از خداست، «اِلَی الْحَیِّ القَیُّومِ الَّذی لایَمُوتُ» این هم خطاب به شماست، اینجا انسان میشود، حی پایداری که هرگز نمیمیرد.@هر یک انسان مَثَل خدا میشود که مثل خدا خودش خلق میکند، همه چیز را آنجا میآفریند، در بهشتی که به اندازه آسمانها و زمین است، انسان در بخش فوق عقل مأموریتش این هست که اینقدر تو را بزرگ کند تا بهشت، بهشت پایین پای شما است، تا حی قیوم لا یموت، این اوج پرواز یک آدم است، تا اینجا ما را آفریده است.@ما اگر به فرزندانمان این را یاد ندهیم بچههای ما بدبخت میشوند، یعنی فکر میکند اگر الان شده نماینده مجلس، رئیسجمهور شده، دیگر غایت خوشبختی یک آدم است، اگر در المپیک طلا آورده، اگر دانشگاه کنکور نفر اول قبول شده این حدش نیست این حد کوچکی از یک آدم است، یک انسان حدش خیلی بزرگ است.@برای اینکه ما این را باورش نمیکنیم خدا یک سوره آورد قسم خورد، سه تا قسم و تأکید در آن آورد که ما باور کنیم قیمت ما چقدر است «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ» همه آدمها دارند خسران میدهند، یعنی اکثر آدمها دارند این بخششان را نابود میکنند.@استثنائاً در بین این هشت میلیارد جمعیت یک عدهای استثنائاً خسران ندارند، یعنی ضرر نمیکنند، «إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا» الا برای استثناء است در ادبیات عرب (الاّ للاستثناء)، « إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» این چهارتا.@یعنی آدم شخصیت خاصی دارد این مؤمن، اول از این مؤمن است، به خودش ایمان آورده، قبل از خدا به خودش ایمان آورده، به معشوقش ایمان آورده، جاودانگیش را میشناسد، معشوقش را میشناسد، الله را میشناسد، و ایمان به این مسیر آورده، ایمان به متخصصان معصومی آورده که اینها آمدند او را راهنمایی کنند تا الله او را ببرند.@اهل عمل صالح است، عمل صالح یعنی عمل تخصصی، عملی که زیر نظر یا خود الله است یا متخصص معصوم، غیر از این عملی انجام نمیدهد، مؤمن به هیچ وجه عملی را تا مطمئن نشود که الله یا متخصص معصوم تجویز کرده انجام نمیدهد، کار غیرتخصصی انجام نمیدهد.@در انتخاباتش، در ارتباطاتش، در رفتارهایش، و چینشهای فکریش، به هیچ وجه سمتی نمیرود که یا الله یا معصوم تأیید نکرده باشند، چون مسیر تخصصی است، کل مسیر خلقت ریاضی و تخصصی است، برای همین اساساً مؤمن به هیچ وجه جایی که الله زیرش را امضا نکند، یا متخصص معصوم امضاء نکند پا نمیگذارد، چون بیخود است، وقت تلف کردن است، شیطانی است، تخصصی نیست، خرافه است، هر جا باشد خرافه میشود وقتی الله یا متخصص معصوم تأیید نکند خرافه میشود.@خدا سه تا قسم برایش میخورد، «وَ الْعَصْرِ إِنَّ» تأکید میکند، «الْإِنْسانَ»باز تأکید میآورد، «لَفي خُسْرٍ» لام میآورد، حتماً در خسران است، خیلی باورش سخت است برای خیلیها که فکر میکنند دارند اشتباه مسیر زندگیشان را طی میکنند، برای اینکه باور کنند خود خدا وسط آمده قسم یاد میکند.@همه شما دارید ضرر میدهید، دارید خسران میدهید، مگر کسانی که «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ»، ما چون معمولاً بخشهای پایینیمان به ما غلبه دارد، بیشتر وقت و ذهن ما بخشهای پایینی میگیرد، و خدا ما را دوست دارد، ما را برای بینهایت شدن خلق کرده، برای خودش، فرمود: «خَلَقتُ الأَشياءَ لِأَجلِك» من همه چیز را برای تو خلق کردم.@ولی «وَ خَلَقتُكَ لِأَجلِي» تو را برای خودم خلق کردم، پس انسان نفر دوم عالم وجود است، الله، بعدش انسان، برای همین اساساً معشوق انسان زیردستهای خودش معشوقش نمیتوانند باشند، چون کل اشیاء برای انسان خلق شده، پس هدف انسان نیست، انسان هدف آنها است، همه چیز برای انسان خلق شده، فرشتهها، گیاهان، حیوانات، اشیاء همه چیز برای انسان خلق شده.@پس انسان فقط یک کمال بالاتر از خودش وجود دارد که معشوقش باشد آن الله است، وقتی میگوییم (لا اله الا الله) یک بحث کاملاً ریاضی و تخصصی است، یعنی اساساً امکان ندارد برای انسان الهی مگر الله، این لایی هم که میآید لای نفی جنس است، یعنی جنس اله را انکار میکند خدا، میگوید اساساً امکان معشوق برای انسان وجود ندارد، عشق برای انسان در هیچ جا معنا ندارد مگر در ارتباطش با یک قدرت برتری که به آن نیاز ندارد ولی به شدت هم دوستش دارد.@(ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود)، دوستمان دارد، خیلی هم دوستمان دارد، بیشتر از میلیاردها پدر، مادر، همسر، و فرزند دوستمان دارد، اینقدر دوستمان دارد که میگوید از فرشتهها بگیر تا پایین را به خاطر تو خلق کردم، یک موجودی که اینقدر عاشق ما است.@حالا در قاعده عشق آنچه که خیلی مهم است روابط یک عاشق و معشوق را عمیقتر میکند و باعث میشود که به هم بده و بستان داشته باشند، کجا ممکن است؟ این ارتباط در کجا امکان دارد؟ در خلوت، یعنی این خلوت است که دو نفر را به هم میچسباند.@خلوت یک زن و مرد، دختر و پسری که میخواهند ازدواج بکنند، در خلوت و صحبتهایشان شبیه هم میشوند به هم نزدیک میشوند، دلدادگی پیدا میکنند، و یواش یواش از حالت محبت در میآیند به آن که قرآن میگوید میرسند، به مودّت میرسند، «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً».@مودت یعنی در همدیگر میروند، فدای هم میشوند، مال هم میشوند، برای هم میشوند، و یواش یواش از حالت دو شخصیتی در میآیند یک روح میشوند، در خلوت اتفاق میافتد؛ ما در بخشهای پایینی هر کدام از کمالات را میخواهیم ایجاد بکنیم، چه کمالات حسی، چه کمالات خیالی و وهمی، چه کمالات حیوانی، خلوت ایجاد میکنیم.@مثلاً الان میخواهیم به یک کسی سواد یاد بدهیم، در شلوغی میشود به یک کسی سواد یاد داد؟ میگوییم بنشین، در کلاس تمرکز کنید، باید به آدم زور بگویند، یعنی ما 7 سال به بالا، پدر و مادر 7 سال به بالا رحم و مروت حالیشان نیست.@میگویند باید بلند بشوی مدرسه بروی، دیگر این بچه 6 ساله نیستی که تا لنگ ظهر میخوابیدی نه، الان باید بلند بشوی مدرسه بروی زوری هم هست، باید بروی سر کلاس بنشینی، تمرکز بگیری، این الف است، این ب است، این ج است، تمرکز، خلوت، حروف را یاد بگیری، بعد کلمات را، جملهسازی را، متن را، ادبیات، این یک است، دو است، سه، چهار، ما با تمرکز کمالات را ایجاد میکنیم، خلوت.@حالا اگر بخواهیم کمال ذهنی بدهیم، کلاس ویژه میگذاریم، کمالات ذهنی به آنها میدهیم، علم، سواد، تحصیلات، هنر، اگر کمالات بدنی بدهیم در باشگاه میبریم خلوت میکنیم، آنجا با وسائل خلوت میکنند، هر رشتهای بخواهد، کار هنری باشد، گلدوزی، سرمهدوزی است، مرواریدبافی است، خلوت، تمرکز، با معشوق و محبوب، هر چه که میخواهد.@در بخش انسانی هم چون قواعد ریاضی همه جا یکسان است، در بخش فوق عقل هم آن که خیلی مهم است، خلوت هست، لذا خداوند میآید برای ما یک خلوتهای عمومی قرار میدهد که آن نماز است، که شما فرصت کنید در نماز با الله روبرو بشوید.@یعنی با کمال مطلق و بینهایت، و بعد کلماتی را به کار میبرید که این کلمات فقط مقابل فهم برای بخش فوق عقلانی است، بخشهای دیگر نمیفهمند، برای همین کسانی که بخشهای فوق عقلانیشان به بلوغ نرسیده نماز را اجباری میخوانند، یعنی از نماز خیلی خوششان نمیآید، 40 سال هم که میخوانند دوست ندارند، یعنی اگر بعد از 40 سال مسافرت بروند نماز چهار رکعتیشان دو رکعت بشود خوشحال هستند، چرا؟@چون هیچ وقت بخش فوق عقلانی نماز اصلاً نخوانده، یعنی بخش حسیش میفهمد که الان دارند آب میدهند لذت میبرد، چایی را میفهمد، خرما را میفهمد، سبزی را میفهمد، نوشابه را میفهمد، چون بخش حسی است با آن ارتباط دارد، بخش وهمیش کمالات وهمی را میفهمد، زن، جنس مخالف، دوستی، عشق، نامزدی، ریاست، مقام، شهرت، قدرت، اینها را میفهمد.@بخش جمادیش پول و ثروتی دارد میفهمد، اما وقتی میگوییم الله اله تو است نمیتواند درک بکند، میگوییم معشوق تو است، این چون دارد با گوش بخش حیوانی میشنود نمیتواند بفهمد چیست، فوق عقلش فعال نیست، با آن گوش نمیتواند بشنود، وقتی میگوییم الله اله تو است، معشوق تو است، قندی در دلش آب نمیشود، چون آن بخش فعال نشده است.@مثالی هم که زدیم در مورد سکس در غرب زدیم، گفتیم بچههایی که در غرب زندگی میکنند، چون نطفهشان با سکس بسته میشود، 8 ـ 9 ساله آمادگی فعالیت جنسی و روابط زناشویی را دارند، چون با سکس بزرگ میشوند، در کشور ما یک ذره دیرتر، پاکتر هستند، محجوبتر هستند، 12 ـ 13ـ 14 سال.@گفتیم هر قوهای فقط فعالیتش بعد از بلوغ آن قوه است، یعنی قوه باید بالغ باشد تا جنسش را بخواهد، چه موقع یک نفر جنس مخالف را میخواهد؟ زمانی که بالغ بشود، وقتی بالغ شد جنس مخالفش را میخواهد، بلوغ هوس و عشق میآورد نسبت به هر کمالی، در هر کمالی شرطش بلوغ است.@در بخش فوق عقلانی هم شرط بلوغ است، یعنی شخص باید به عنوان یک انسان بالغ بشود تا بگوید (لا اله الا الله) تا بتواند خدا را با این لفظ صدا بکند الهی، الهی ترجمه دقیقش یعنی عزیزم، نه خدای من، اکثر ترجمههایی که در قرآن و تفاسیر هست غلط است، (لا اله الا الله) را کردیم هیچ معبودی یا هیچ خدایی جز الله نیست غلط است.@الهی را هم گفتیم خدای من، نه اله من، اله گفتیم آن که ما را واله و شیدا میکند، الهی یعنی عزیزم، چه کسی میتواند با خدا با این لفظ صدا بکند، از او نترسد برود به او بگوید عزیزم، یک بچه را نگاه کنید، هیبت پدر و مادر را میفهمد چه بسا از آنها کتک هم خورده ولی باز میگوید مامان، باباجان، یعنی آن حسش را بلد است ارتباط برقرار بکند، دست روی عاطفه پدر و مادر بگذارد.@یک کسی جگر بکند به خدا بگوید الهی، ما حواسمان نیست همینطوری میگوییم الهی، ولی متوجه نیستیم داستان چیست، الهی کار هر کسی نیست که بایستد به خدا بگوید، به یک موجود به این بزرگی، به هستی مطلق برود بگوید (الهی، حبیبی، یا دنیای و آخرتی، یا جنتی و نعیمی) قربان امام سجاد برودم، بهشت من، دنیای من، نعمت من، آخرت من.@«عَبدُکَ فِداک» بندهات فدایت بشود، خیلی جگر میخواهد یک کسی بایستد با خدا اینطوری حرف بزند، ممکن است یک کسی از روی نادانی همچین چیزی بگوید، اما اگر کسی این بخشش فعال بشود آن موقع است که میتواند با خدا حرف بزند، (ایاکَ) فقط تو، هیچ کس دیگر نه.@در ماه مبارک خلوت ویژه است، خدا میبیند که بخشهای حیوانی نوعاً روی ما سوار است، یا بخشهای عقلی، یا کار مطالعه و درس و کلاس و استادبازی و کلاسبازی و پایاننامهنویسی و پایاننامه دادن، و بخشهای حیوانی و اجتماعی و سیاسی درگیر بخشهای اینطرفی هستیم، بالاخره معشوق است، هم معشوق است هم عاشق است.@
دوستمان دارد، میآید ماه رمضان غُرُق میکند، اجباری است، به بخشهای حیوانی و عقلی میگوید تعطیل، این بنده من را رها کنید، این یک ماه دست از سرش بردارید بگذارد این یک ماه پیش من بیاید، بیاید با من خلوت بکند، بیاید با من انس بگیرد، پیش من بیاید، لذا به آن ضیافت الهی میگویند، یعنی میزان الله است و میهمان فوق عقل شما است، این بخشها نیست.@بنابراین کسانی که اساساً بخش فوق عقل فعال ندارند ماه رمضان را زوری قبول میکنند، میگویند اگر قبول نکنیم کتک بالای سرمان است، آنجا جهنم دارد، یک روزش 60 روز قضا دارد، بیخیال همین 30 روز را میگیریم، ولی واقعاً دوست ندارد روزه بگیرد، یعنی ترجیح میدهد نگیرد، ماه رمضان میآید ناراحت است و ماه رمضان میرود خوشحال است.@امام سجاد فرمود مجرمین اینطوری هستند، یعنی کسانی که در حق کودک عزیز روانشان ظلم کردند، همیشه این را پایین بردند، غذا به آن ندادند، در سرش زدند، نگذاشتند رشد بکند، همیشه آن را پایین نگه داشتن، از آمدن ماه رمضان ناراحت هستند و از رفتنش خوشحال هستند.@چون نسبت به این بخش ظلم کرده حالا نوبت این بخش است که میخواهد سلطنت بکند برود پیش معشوقش، میگوید قیمت رفتن این پیش معشوقش به قیمت اینکه من باید بخش حیوانیم را تعطیل بکنم، وقتی این حاکمیت حیوانی دارد غصه میخورد و ناراحت است، برای چی برود.@برای همین هم عرض کردم ما نوعاً سفرههای افطارمان سفرههای انتقام از خداست، یعنی مؤدبانه روزه را میگیریم، دم افطار هم از خدا انتقام میگیریم، دم افطار آروق سحرمان را میزنیم، دم سحر هم آروق افطار را میزنیم، میگوید من این را خلوت کردم که تو بیایی مهمان من بشوی، ولی چون این بخش فعال نیست متوجه نمیشود ماه رمضان یعنی چی.@ضیافت مهمانی است، مثلاً میگویند فلان کس ضیافت داد، در مهمانی چه اتفاقی میافتد؟ میگوییم ما رفتیم میزبان را دیدیم، سلام و علیک کردیم، روبوسی کردیم، حرفی زدیم، دادیم، گرفتیم، الان به شما میگویند شما دعوت دارید بیایید خانه ما با شما کار واجب دارم، تو را خدا زود بیا، یعنی به تو نیاز دارد، چه بسا بخواهد الان جیبت را هم بزند.@ولی یک موقع هست میگوید مهمانی داریم بیا، دعوت داری، وقتی میگوید مهمانی داریم یعنی قرار است من از شما پذیرایی کنم، میخواهم یک چیزی به شما بدهم، دعوتتان کردم که بیایید یک چیزی بگیرید، خدا چه کسی را به او میدهد؟ فرمود: «الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي بِهِ» روزه مال من است و جزایش هم خود من هستم، خودم را پیدا میکند، با من انس میگیرد، با من دوست میشود، با من رفیق میشود، این قاعده روزه است.@یک اتفاقی باید در روزه بیفتد، یک ماه خدا این ماه را غُرُق میکند برای این بخش که این بخش بتواند با هستی مطلق، با اصل خودش انس بگیرد، تمام عبادتها فلسفهاش چون خلوت است، خلوت کردن است، قال گذاشتن بقیه است، نماز میگوید بقیه را قال بگذار، میگویی الله اکبر، چرا دستت را تکان میدهی، برای اینکه همه چیز را پشت سر بیندازی، تمرکز روبه قبله بایستید، روبه معشوق، خانه معشوق همه بایستید.@روزه همینطور، حج همینطور، تمام عبادتها و اعتکافها همه خلوت با معشوق است، ولی ما اینقدر که با جنس مخالف خلوت میکنیم، یا با یک غذا خلوت میکنیم، یا با یک کارتون خلوت میکنیم، با دوستانمان خلوت میکنیم، لذت نمیتوانیم ببریم، چون آن بخشمان هنوز فعال نشده، حریف عشقمان را پیدا نکردیم، معشوقمان را هنوز پیدا نکردیم، بعد با این بخش زنانگی و مردانگی حرم امام رضا میرویم، کربلا و مکه میرویم.@یعنی ما این خانم و این آقا و این حیوان را مکه و مدینه میبریم، بعد این وقتی آنجا میرود میبیند خداست، این هم کعبه است، میگوید خدایا یک شوهر به زری بده، یک زن به ممد بده، این هم شفا بده، دوباره خواستهها پایینی است، با خود خدا کاری ندارد، امام رضا هم که میرود، دلش برای امام رضا رأسا تنگ نمیشود که بلند بشود فقط برای امام رضا برود، برای پدرش، اصلش و حقیقتش، برای خدا و معشوقش، نمازهایمان هم اینطوری است.@یعنی شما از کلمه التماس دعا، یک حاجت دارم، تو را بخدا دعایم کنید، شما معمولاً چه چیزی میفهمید، حاجتهای بخشهای پایینی، کمتر اگر یک کسی به شما بگوید التماس دعا، یک حاجت دارم تو میفهمی این شخصیت در عشق با خدا یک جا یک گیر دارد، میخواهد آن برطرف بشود، در رؤیت، شهود، رفتن به غیب، ارتباط با امام زمان، ارتباط با فرشتهها یک جا گیر دارد میخواهد برطرف بشود، شما کمتر این را میفهمید.@داستان همان داستانی بود که عرض کردم، طرف از ماه عسل آمده بود خیلی خوشحال، خانمش خیلی ناراحت، گفتند ماه عسل خوش گذشت؟ گفت بله خیلی خوب بود، گفتند خانمت چرا ناراحت است؟ گفت این را یادم رفته بود ببرم.@ماه عسلهای ما هم با خدا داستانش همین است، یعنی ما یک ماه بدون خدا ماه عسل داریم، حالا شعاری میگوییم، ولی واقعاً چیزی در آن دستمان نمیآید مکه و مدینه و کربلا میرویم، حالا در رفقای ما سؤال میکنند امام رضا رفتی امام رضا حالش چطور بود؟ چه بگوییم، بگوییم خوب بود دیدمش یا ندیدمش؟ نمیتوانیم جواب بدهیم، خوب بود بالاخره تحویل گرفت، نگرفت، چه شد، چه گفتید، چه شنیدید هیچی ما رفتیم فقط ضریح دیدم.@گفت رفته بودیم مدینه که پیغمبر مرده بود، رفتیم مکه که خدا نبود، آن هم خانهاش نبود، داستان اینطوری میشود؛ قیمت هر آدمی این هست که چقدر عشق به الله دارد، لذا میآید در طبقه ششم که تقسیمبندی میکند.@سوره توبه آیه 24 هشت تا معشوق را آورد پدران و مادران، پسران و دخترانتان، خواهر و برادرانتان، همسرانتان، قوم و قبیله و عشیره، ایرانی بودن، ترک بودن، افغانی بودن، عرب بودن، «أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها» شغل و کاسبیتان، و خانههایتان.@میگوید اگر اینها از سه معشوق اصلی برایتان عزیزتر هستند، نمیگوید دوستشان نداشته باشید، میگوید این هشت تا را هر چقدر میخواهید دوست داشته باشید، خدا هم راضی است، خدا حسود نیست، میگوید اینها را دوست داشته باشید، هر چه بیشتر بهتر، قاعدهاش هم گفتیم پیامبر فرمود هر چقدر ایمان یک شخص و قربش به الله بیشتر میشود عشقش هم به همسرش بیشتر میشود.@اسلام به ما عزلت نمیدهد، اسلام در روشش جدا شدن از دنیا نیست، ما دنیا را طرد نمیکنیم، دنیا را تربیتش میکنیم، میگوییم تو حدت مرکبی است، اسب خوبی برای من باش، مرکب خوبی باش، تو را تحویل میگیرم، پذیرایی هم میکنم، حرمت تو را هم دارم، دوستت هم دارم.@اهل بیت با حیواناتشان رابطه عاطفی شدیدی داشتند، شما ببینید شتر امام سجاد بعد از شهادت حضرت آنقدر سر قبر حضرت گریه میکند که همانجا سر قبر حضرت جان میدهد، ذوالجناح امام حسین، آنقدر نالان هست که تا در راه حضرت کشته نمیشود رها نمیکند، اینقدر آن وسط میزنند تا کشته میشود.@پیغمبر با صندلی که روی آن نشسته رابطه عاطفی دارد، بعضیها با اتومبیلشان رابطه عاطفی دارند، با این اتومبیل حس دارند، با قلمی که با آن مینویسند رابطه عاطفی دارند، این بد نیست، این خوب است آدم با اشیاء و گیاهان، درخت خانهتان را هر روز ببوسید، خیلی خوب است چون داری خدا را میبوسی، وقتی داری گُل خانهتان را میبوسی، هیچ اشکالی ندارد.@اصلاً به عشق خدا آن گُل را ناز کن و ببوس، چون جلوه خداست، صورت خداست، آدم یک کسی را که دوست دارد صورتش را میبوسد، خدا به اینها کاری ندارد، میگوید اینها را دوست داشته باش، هر چقدر عواطف شما بیشتر شود من راضیتر هستم، ولی میگوید «أَحَبَّ إِلَيْكُمْ» محبوبتر نشود مبادا از سه تا معشوق الله، رسول و اهل بیت و جهاد در راه خدا.@اگر یک کسی در زندگیش این سه تا معشوقش برتر از بقیه معشوقانش بود، یعنی این بخش معشوق سه تا معشوق اصلی دارد، الله، اهل بیت و جهاد، این باطناً یک آدم است، انسان این شکلی است.@یک کسی میخواهد باطنش را ببیند چه شکلی است ببین کدام قوه روی تو تسلط بیشتری دارد از این قوا، کدامش در انتخاباتت، در ارتباطاتت، در رفتارهایت، در چینشهای فکریت، در هر انتخابی که میخواهی بکنی، انتخاب رشته، انتخاب دوست، انتخاب لباس، انتخاب همسر، انتخاب دیدنیها، انتخاب شنیدنیها، انتخاب سبک زندگی، چه چیزی روی تو تأثیر دارد، چه چیزی عامل آن انتخاب هست قیمت در میآید.@«أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَ اللهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ» خدا فاسقین را هدایت نمیکند، فاسق یعنی غیرطبیعی، کسی که بینهایت را ول کند دنبال محدود بچسبد طبیعی نیست، میگوید من عشق به بینهایت را به همه شما دادم، پس شما باید عاشق بینهایت باشید، اگر بینهایت را رها کردی، جاودانگی را، الله را، اهل بیت که خانوادهات هستند، رها کردی رفتی سراغ محدودها پس تو بینهایتطلب نیستی فاسق هستی، فاسق یعنی غیرطبیعی داری عمل میکنی.@مثل یک کسی دکترا بهتر است یا ارشد؟ بگوید ارشد، ارشد بهتر است یا لیسانس؟ بگوید لیسانس، لیسانس بهتر است یا دیپلم، بگوید دیپلم، به این آدم اصطلاحاً فاسق میگویند، یعنی طبیعی عمل نمی کند، یک میلیون تومان بهتر است یا یک میلیارد تومان؟ بگوید یک میلیون تومان بهتر است این فاسق است یعنی طبیعی عمل نکرده.@باز در آیه دیگر میفرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلهِ» چقدر خدا در این آیهها ناز دارد، خدا رحمت کند مرحوم ملا احمد را فرمود:@
چقدر ناز در این آیه خدا ریخته، خدا خیلی نازک نارنجی است، میگوید دوستم داشته باشید کافی نیست باید من را از بقیه بیشتر دوست داشته باشید، به این عشقورزی ما نیاز دارد؟ نه، میگوید تو اساساً چون بینهایتطلب هستی اگر من را فراموش کنی دیگر به مثل من بزرگ نمیشوی.@میگوید تو اگر من را فراموش بکنی خود اصلیت را فراموش کردی، خود بینهایتطلبت را فراموش کردی، دیگر مثل من بزرگ نمیشوی، دیگر مثل من نمیشوی، بعداً خودت ناراحت میشوی که کوچک میمانی، «وَ مِنَ النَّاسِ» دستهای از مردم، «مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللهِ أَنْداداً» غیر از خدا شریک میگیرند، «يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللهِ» مثل خدا بینهایت این کمالات پایینی را دوست دارند.@ولی چه کسانی فقط خدا را بیشتر دوست دارند؟ «وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلهِ» آنهایی که ایمان آوردند عشقشان به خدا بیشتر است، کافر هم خدا را دوست دارد، سنگ هم دوست دارد، شیطان هم خدا را دوست دارد، خیلی هم شیطان خدا را دوست دارد.@در منابع دینی داریم شیطان خیلی هم خدا را دوست دارد ولی نه بیشتر از خودش، نه بیشتر از توهمات و ریاستطلبی و خودش، دوستش دارد ولی میگوید خدایا یک طوری باشد من را پایین نگیری، من را به خودت بچسبان، آدم و این حرفها که سر و کلهشان پیدا بشود من تحمل ندارم، حسادت، «وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلهِ» آنهایی که مؤمن هستند حبشان به خدا بیشتر است.@بحث محبت را چون جای دیگر کردیم، الان هم شبهای مبارک داریم در پنجشنبههای خانواده آسمانی میگوییم دیگر پیگیری نمیکنیم، الان بحثمان یواش یواش بیاییم در مسیر تخصصی این سیر که قرار است برای رسیدن به این معشوق ما چه مراحلی را طی بکنیم، کجاها باید برویم این داستان حرکت ما به چه شکل هست.@لذا شما وقتی میآیید به دعاهای ماه مبارک توجه میکنید، دعای ماه مبارک دعاهایش با بقیه ماهها فرق میکند، نوع دعاها کاملاً تفاوت دارد، یعنی نوع دعاها متمرکز بر بخشهای فوق عقلانی است، لذا کسانی که بخشهای فوق عقلانی فعال دارند با دعاهای ماه مبارک خیلی ارتباط برقرار میکنند.@شما دعای سحر را نگاه کنید، ما معمولاً از دعای سحر چه چیزی یادمان میآید؟ داریم سحری میخوریم «اللهم انی اسئلک» میگوییم هر کمال را میگوییم، بعد میگوییم کُلّ، همه را میخواهم یعنی بینهایتطلبی، یعنی به یک جلوهات راضی نیستم، تمامش قشنگ است ولی برای من کافی نیست.@«بجمالک کله، بجلالک کله» من همه را میخواهم چون به کمتر از این لیاقت من نیست، پایینتر از این هم نمیخواهم باشم، در زیارت عاشورا به حضرت میگویید «أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ» آن که تو هستی میخواهم برسم، پایینتر از شما نه، ما سگ اهل بیت نیستیم، کلب الحسین، کلب الرقیه، مثل این آدمهای نادانی که بقیه را هم سگ میکنند نه، ما رابطهمان با اهل بیت رابطه ارباب و نوکری نیست، ما فرزندان حقیقی آنها و آنها هم ریشه ما هستند.@و هیچ والدینی راضی نیستند فرزندانشان از خودشان پایینتر باشند، میخواهند بالاتر باشد، میخواهند به ما برسند، لذا میگویند قیمتت ما هستیم پایینتر از ما نیایی، خوب نیست بعداً خودت ناراحت میشوی، پس اگر خدا میآید جبراً ماه رمضان شمشیر میکشد میگوید بخشهای دیگر کنار بروند، همه دهانتان را ببندید.@
کنار بروید نوبت این است، یازده ماه این را خفه کردید، سر نماز هم که میخواهد دو رکعت نماز بخواند همه شما به او هجوم میآورید، یاد زنده و مردهاش میافتد، از بدهکاری و کار و درس و بچهها، همه چیز سر نماز به او هجوم میآورید، حسادت میکنید نمیگذارید دو دقیقه با من حرف بزند، این یک ماه او را رها کنید بگذارید بیاید با من حرف بزند، یک سحری، یک شبی، یک قرآنی، یک ذکری، بالاخره این آدم است، این حیوان نیست، این فقط دانشمند نیست که ذهن داشته باشد.@در مباحث تربیتی توضیح دادیم که ما پنج دسته خصوصیاتی که از قبل از انعقاد نطفه به خانمها میدهیم و دختر و پسرها برای تقویت، سلامت و زیبایی، هوش، عقل، و اخلاق بود، ما بیشتر خانوادهها روی دو بخش بیشتر سرمایهگذاری نمیکنند، یکی سلامت و زیبایی است، که گفتیم در بخش زیبایی موفق بودیم اما در بخش سلامت ما داریم متأسفانه تلفات زیادی میدهیم.@و یکی بخش هوش است یعنی برایمان مهم است که فرزندانمان دانشگاه بروند دکتر بشوند، مهندس بشوند، حوزه بروند، یک درسی بخوانند، ولی سه بخش الان تعطیل است، معمولاً خانوادهها کار ندارند، بخش عقل، اخلاق و فوق عقل است، خیلی برایشان مهم نیست.@همین فرزندم دانشگاه برود، دکتر و مهندس بشود، رئیسجمهور بشود، وزیر بشود، موفق است، الحمدلله فرزندان من همه موفق هستند، چکاره هستند؟ یکیش استاندار است، یکیش فرماندار است، یکیش سفیر است، یکیش وکیل است، اینها را با خودش به برزخ ببرد از او میخرند؟ نه، مگر اینکه توانسته باشد با این کمالات پایینی تولید الهیت بکند.@از شوهرداری عرضه داشته باشد الله بسازد، بعضی زنها اینطوری هستند، با یک شوهر بداخلاق بد مثل آسیه در دامن خدا میافتند، از یک زن بداخلاق بد میتواند الله در بیاورد، از شغلش میتواند الله را در بیاورد، از ریاستش، مقامش، پولش، ثروتش میتواند عشق تولید بکند، بعضیها همچین عرضهای ندارند.@در این پنج تا که ما قبل از ازدواج به دختر و پسرها میدهیم، یکی از بخشهایی که در مؤسسه کار میکنیم همین است که ما این بخشها را به دختر و پسرها به صورت کلان داریم آموزش میدهیم، که قبل از ازدواج بیایند اینها را یاد بگیرند، روی خودشان تقویت بکنند، روی اسپرم و تخمکها، بعد ازدواج صحیح تا مراحل آخر.@دعاهای ماه مبارک اگر کسی فعالیت فوق عقلانی داشته باشد، میفهمد که کلماتش چقدر دقیق انتخاب شده، (یا علی یا عظیم) اگر کسی بخش فوق عقلانی داشته باشد میفهمد علی الان برای چی به کار میآید، و عظیم چرا، همانطور که میفهمد الان رکوع میرود باید کلمه (سبحان ربی العظیم) به کار ببرد، و طبیعتاً میفهمد وقتی سر روی سجده میرود یعنی روی پای خدا، باید حرف از اعلی بزنی، این را کاملاً میفهمد.@اما اگر کسی بخش فوق عقلانی فعال نداشته باشد نمیفهمد میگوید این را به من گفتند عظیم، آنجا هم گفتند اعلی، اصلاً بیخیال عظیم، (سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله) تمامش کنیم برود.@یکی از دعاهایی که در مباه مبارک خیلی مهم است که به موضوع جلسه ما هم مربوط است، یک دعا هست که فرمود هر کس این را هر روز بعد از نماز بخواند، گناهان گذشتهاش، حالش، و آیندهاش هم آمرزیده میشود، شما دارید یک جایی همچین وعدهای به کسی داده باشند، بگویند گناهان گذشتهات آمرزیده است، گناهان حالت آمرزیده است، گناهان آیندهات هم آمرزیده است.@یک دعا هست که مربوط به بخش فوق عقلانی شماست، و به بخش ارتباط شما با متخصص معصوم مربوط است، چون این دعا را وقتی یک کسی میخواند ارتباطش در بخش انسانی خودبهخود فعال میشود، اساساً خود این دعا آدم را از پوست گناهان گذشته، از پوست گناهان حال، و از پوست گناهان آینده در میآورد.@اصلاً نمیگذارد شخص گناه بکند، گذشتهاش را هم قشنگ همه را جبران میکند، یعنی تمام گناهان 40 سال عمرش را ثوابش میکند، یعنی خدا به تکتک این گناهانی که در این 40 سال مرتکب شده ثواب مینویسد، عرضه داشته، اسم مبدل را میزنی به هر چیزی تبدیل میشود، «يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ».@این دعا چیست؟ دعای فرج آقا امام زمان است، حضرت دو تا دعای فرج دارد که هر دو هم در ماه رمضان وارد شده، برای همین هم در بحث مراقبتهای ماه مبارک ماه قبل گفتم، عزیزان قبل از اینکه ماه مبارک بیاید آن سیدی مراقبات ماه مبارک را حتماً کار کنند که بتوانند از ظرفیت هزار ماه آن استفاده کنند.@نیاید ماه رمضان امسالمان، با پارسال، با پنج سال بعد، با ده سال بعد، با ده سال قبلمان خدای نکرده یکی باشد، حضرت دو تا دعای فرج دارد، هر دو هم ماه رمضان است، ماه رمضان ماه مهدوی است، و مهمان ویژه این ماه اگر یک کسی در ضیافت راهش بدهند، امام زمان است، میگوید آقا رفتی مهمانی؟ میگوید بله، در مهمانی با چه کسانی آشنا شدی؟ میگوید فلانی را دیدم، از همه بهتر فلانی بود که او را دیدم.@در ضیافت خدا، در ماه مبارک از همه قشنگتر امام زمان است، اگر کسی ماه رمضان نفهمد امام زمان یعنی چی، با او پیوندی برقرار نکند، معلوم است اصلاً در ضیافت نیامده که بخواهد او را پیدا بکند، و الا حضرت بسیار شفافتر از شعبان، شفافتر از حج در منا که با فاصله چند صد متری همه شما هست، یا چند متری، مهمتر از آنجا در ماه رمضان حضور دارد، خصوص در شبهای قدر حضور دارد.@یکی دعای فرج هست که معروف است (اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن) این شب 23 وارد شده، یعنی شب قدر، شبی که قرار است کل تقدیرات ریاضی همه اجسام، گیاهان، حیوانات، فرشتهها، جنها، و انسانها، تقدیرات ریاضیشان را امام زمان امضا بزند، چون «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ» به چه کسی نزول پیدا میکنند؟ به صاحب امر «مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» چه کسی کل امر را میتواند دریافت بکند؟ ولی امر، صاحب امر دریافت میکند.@این خیلی مهم است برای همین هم (اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن) قشنگترین دعای شب 23 است که میگوید تا سحر بخوانید، چون تکلیف تو را با هستی، با زندگیت، با شغلت، با رشتهات، با پولت، با هنرت، با درجهات، روشن میکند، همه چیز را این دعا مشخص میکند، تکلیفتان را کاملاً روشن میکند، میفهمی صبح قدر، شب قدر میفهمی که تو از امروز صبح باید چطوری زندگی بکنی، همه تکلیفت روشن میشود.@یک بخش عملیاتی داریم دعای فرج امام زمان هست، که آن «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» این شما شبیه خدا میشوی، دعا را نگاه کن تمامش خصوصیاتی است که الله دارد، یک آدم معمولی این خصوصیات را ندارد.@«اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» خدایا همه اهل قبور را شادشان کن، اصل در اسلام شادی است، گفتیم مؤمن دو تا خصوصیت دارد یعنی انسان در قرآن، آن دو تا شادی و آرامش بود، علامت انسانیت یک انسان و علامت ایمانش اینکه باطنش واقعاً انسانی است، دو تا خصوصیت که قرآن روی آن خیلی تأکید کرده یکی شادی و دیگری آرامش است.@هر چقدر یک نفر آدمتر است، شادتر و آرامتر است، «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» خدایا آنهایی که رفتند همه را شاد کن، ولی برای پایینیها همه شادی میخواهند، «اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ اللَّهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جَائِعٍ اللَّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيَانٍ اللَّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدِينٍ اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ اللَّهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَرِيبٍ اللَّهُمَّ فُكَّ كُلَّ أَسِيرٍ اللَّهُمَّ أَصْلِحْ كُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ اللَّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَرِيضٍ اللَّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنَا بِغِنَاكَ».@خدایا گدایی ما را، فقر ما را، نداری ما را به غنای خودت برطرف کن، «اللَّهُمَّ غَيِّرْ سُوءَ حَالِنَا بِحُسْنِ حَالِكَ» یعنی خدا حسن حال دارد، با حال خدا، خدایا به آن قشنگی حالت یک حالی هم به ما بده، «غَيِّرْ سُوءَ حَالِنَا» حالم را تغییر بده، شادم کن، آرامم کن، بزرگم کن.@«انْظُرْ إِلَيَ نَظْرَةً رَحِيمَةً» رحمانیه را نمیگویی، چون رحمانیه به کافر هم میگیرد، میگوید خدایا یک نگاه خاص میخواهم، یک نگاه ویژه میخواهم که بعد از آن شقی نشوم، بدبخت نشوم، «اللَّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَ أَغْنِنَا مِنَ الْفَقْرِ».@یکی از این اساتید دانشگاه، از اینهایی که نادان بود، آمده بود در سخنرانی میگفت این چه دعایی است شما میخوانید، این دعا مسخره است، مگر این تا حالا شده اتفاق افتاده؟! اینجاست که ما با بحث مهدویت پیوند برقرار میکنیم، یعنی همه اینها تحقق پیدا میکند، ولی تو در واقع وقتی داری میگویی «اللَّهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جَائِعٍ اللَّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيَانٍ» چه چیزی را از خدا میخواهی؟ ظهور حضرت را میخواهی.@این دعا تو را حرکت میدهد به سمت برطرف کردن این موانع، 1 ـ شخصیتاً ما یک آدمی باشیم که از پوست شخصیمان در بیاییم، از پوست بخش حیوانی، حتی از پوست بخش علمیمان در بیاییم، شبیه الله بشویم، همه را دوست داشته باشیم، خودمان را بهتر از هیچ کس ندانیم.@حضرت فرمود اگر کسی گمان بکند بهتر از یک نفر هست «فَهُوَ مُستَکبِرٌ» این آدم خیلی متکبر است، یک گناهکار حرفهای را هم دیدید، گفتم علمای ما یک زن فاحشه را میدیدند میگفتند خدایا به حق این زن به ما رحم کن، هیچ وقت خودشان را بهتر از هیچ کس نمیدیدند، این خیلی بد است.@بیاییم در بخش الهی همه را دوست داشته باشیم، اشیاء، گیاهان، حیوانات، همه مردم، اصلاً بخش مسلمان و غیرمسلمان ندارد، آیت الله بهجت (رحمت الله علیه) میگفت اگر من شبها برای شیعیان دعا نکنم برای چینیها مینشینم دعا میکنم، خدا زلزله و سیل را از آنها برطرف بکند، این یک آدم است، یک انسان است، یک کسی هست شبیه الله، همه را دوست دارد.@مدام دور خودمان و خانوادهمان و کشورمان حریم نبندیم، همه مردم را ببینیم، امام فرمود ما غم همه مستضعفان عالم را میخوریم، یک کسی که میگوید غزه به من چه، لبنان به من چه، عراق به من چه، یمن به من چه، دین ندارد، اصلاً انسان نیست، مگر میشود ما آمدیم در این دنیا شبیه الله بشویم، اگر کسی میخواهد شبیه الله بشود، باید برای همه خلقت خدا عشق بورزد.@در تمرین به شما دادم تمرینتان یک دوره قرب اهل بیت است، این تمرینات را انجام بدهید، شما اگر روزی ده دقیقه این تمرینات را انجام بدهید به شما قول میدهم یک چله که این تمرینات را انجام بدهید، خیلی اتفاقات روحی قشنگی برای شما اتفاق میافتد، ده دقیقه در روز اینها را تکرار کنید، دو دقیقه دو دقیقه اینها را تمرین بکنید.@بعضیها دغدغهشان این هست در طول روز چند دقیقه وقتشان فقط با فرشتهها رفیق میشوند، با جبرئیل، عزرائیل، میکائیل، اسرافیل، اصلاً با آنها دل دادن دارند، با همدیگر دل و قلوه میدهند، شخص از خودش خارج میشود، یعنی شخص با خود الله کار دارد، تا پایین، تا ماده همه چیز عاشق او هستند، (عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست).@ما قرار است اینطوری تربیت بشویم، لذا این دعا خیلی مهم است، اگر یک کسی این دعا را مرتب بخواند، درست بخواند، یعنی دست را که بالا برد از خدا بخواهد، نه اینکه عادی بخواند، حواسش باشد که با یک الله روبرو است، برای تکتکش حضور داشته باشد، و نیت بکند، وقتی میگوید، این شخصیت نه در گذشتهاش گناهی میماند، نه در حالش، و نه در آیندهاش.@یعنی اگر گناهی هم بعداً مرتکب بشود این شخصیت همه گناهان را نابود میکند، نه تنها گناهان خودش را، گناهان دیگران را هم نابود میکند، اینقدر این شخص بزرگ میشود، لذا هر شب ماه مبارک رمضان شما چه چیزی دارید؟ قشنگترین قسمت ماه رمضان شبها است، دعای افتتاح دارید.@«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ» قیمتهایتان را نگاه کنید «وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ» ما در حکومت امام زمان جزء برترینها باشیم، ما بقیه را به طاعت دعوت کنیم.@«وَ الْقَادَةِ فِي سَبِيلِكَ» ببینید شخصیت چقدر بزرگ است، میگوید من رهبر به راه تو باشم، آن هم در حکومت معمولی نه، در حکومت حق، در حکومت امام زمان شخصیتها، مسئولیتهایشان براساس قیمتهایشان تعیین میشود، یعنی هر کسی استاندار و وزیر و وکیل نمیشود، همه با قیمتهای انسانی مسئولیت میگیرند.@میگوید خدایا من در حکومت امام زمان من قاده الی سبیل باشم، «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا» خدایا من شکایت میکنم از اینکه پیغمبرمان بین ما نیست، از اینکه ولی ما غایب است، پدرمان، اماممان، متخصص معصوم بالای سر ما نیست، «وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا» ما از این قلت عدد و زیادی دشمنان شاکی هستیم.@خدا میگوید اگر شاکی هستی چکار کن؟ شکایت کسی دارد که کار عملی میکند، نمیایستد حرف بزند، شعار بدهد، شاکی هستی از اینکه امام زمان بالای سرت نیست، پس باید مهدوی بشوی، باید فعال بشوی، باید برطرفکننده موانع ظهور بشوی، برو حضرت در چادر ایستاده تنها است، 1176 سال علی (علیه السّلام) فرمود در بین شیعیانش (الطرید الشرید الفرید الوحید) طردشده، آواره، تنها و یگانه است.@و الا مثل روز کربلا الان ایستاده در یک جایی تنها دارد میگوید (هل من ناصر ینصرنی) کسی هست کمک من بیاید، امام زمان دارد ما را دعوت میکند، راست میگویی برو، کمک میخواهد، 1177 سال است معطل است، گفت دو تا چیز هم از شما بیشتر نمیخواهم، وفاداری و همدلی، دوستم داشته باشید، پای من بایستید، و همه شما دست به دست هم بدهید کمک بکنید.@این جامعه پزشکی مهدوی که ما اینجا زدیم یعنی همه بیاییم دست به دست هم بدهیم، از امکانات جامعه پزشکی استفاده بکنیم برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت در همه جای عالم، خدا رحمت کند امام را فرمود مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند، خائن و خطرساز هستند حتی اگر به مردم خدمت کنند.@هر خدمتی بکنند فایده ندارد، وقتی در زیرمجموعه کاری خودت موانع ظهور حضرت را برطرف بکند، خائن و خطرساز هستند، میخواهد رئیسجمهور باشد، میخواهد هر کس دیگر باشد، وقتی به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت نباشید غفلت از نیاز، ضروریترین نیاز انسانها یعنی متخصص معصوم غفلت میکنید و مردم را استحمار میکنید، سرشان را با نیازهای طبیعی گرم میکنید، به مردم دارید خیانت میکنید و دارید خطرسازی میکنید.@اگر امام زمان را میخواهی راه بیفت برو مهدوی شو، برو بنشین برنامهریزی کن، که من با توان خودم، توان اقتصادیم، توان علمیم، توان سیاسیم، توان اجتماعیم، توان شغلیم، توان هنریم، چکار میتوانم برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت بکنم.@لذا این ریاضی طراحی شده که خدا میگوید هر شب در این مهمانی من بنشین افتتاح بخوان، یک قسمتش در مورد روابط عاشقانه من و تو است که اولش است «اللَّهُمَّ إِنِّي أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِكَ» بقیهاش برو خودت را به متخصص معصوم بچسبان، برو مهدوی شو، اگر مهدوی نشوی فایده ندارد، ساقط هستی.@وقتی یک کسی با پدر و مادر طبیعیش ارتباطش قطع بشود عاق والدین میشود، فرمود بوی بهشت از پانصد سال راه میرسد، کسی که عاق والدین هست، همین والدین طبیعی و زمینیمان، بوی بهشت را استشمام نمیکند، یک کسی که ارتباطش با خانواده آسمانیش قطع است، خیلی اوضاعش بد است.@دیروز تولد امام مجتبی بود، حضرت فرمود ما پدر و مادران دینی شما هستیم، شما باید ما را بیشتر از پدر و مادران طبیعی و زمینی خودتان دوست داشته باشید، و به فکر ما بیشتر باشید، تا فکر پدر و مادر زمینیتان، خدا میگوید یک کسی پدر و مادر زمینیش را رها بکند عاق است، چه برسد به پدر و مادر اصلی و طبیعیش.@یک پدر داریم 1177 سال است که آواره است، بالاخره چه موقع میخواهیم برویم به دادش برسیم، همین مشغول زندگی خودمان باشیم، پس سعی کنیم مهدوی بشویم، بیخود نگفته هر شب بنشینید دعای افتتاح را بخوانید، دعای فرج امام زمان را، هر روز بخوانید، تو باید شخصیتاً به انداز امام زمان بزرگ بشوی، باید به اندازه خانواده آسمانیت لیاقت تو این است، به آن اندازه بزرگ بشوی، خودت را کمتر نفروش، کوچکتر نباش.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرینم.@