تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه دهم 07/03/1405
سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، امامزادگان واجبالتعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، اولیای الهی، مومنین و مومنات، شهدا، امام شهیدمان و امامالشهداء، صلوات بلندی ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
حقیقت امور و قانون اینرسی
خب بحثمان درباره عوامل پیروزی هست، عوامل موفقیت، چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی. یکی از چیزهایی که ما باید فهممان را نسبت به آن اصلاح بکنیم، جریان امور است. قبلاً در بحث ملائکه این توضیح را دادم که ما یک قانون داریم؛ خواهش میکنم این را خیلی دقت بکنید، حتی کسانی که الان سر جلسه هستند، چندبار این بحث را امشب بنشینید -در سایت و کانال میگذارند-، چند بار باید گوش داده بشود تا کاملاً درک بشود. فکر نکنید اگر الان سر جلسه هستید، کاملاً متوجه میشوید. ما یک قانون در فیزیک داریم به نام قانون اینرسی یا قانون لختی. الان مثلا عبای من یا چادر خواهران یا لباسهای ما لخت است؛ لخته یعنی چی؟ یعنی اگر این در تن تو نباشد و ولش کنی، نقش زمین هست، همان جوری هم میماند. ولی وقتی آن را میپوشی، قبای من یا عبا یا چادر شکل بدنت را میگیرد. میگوییم بعضیها موهایشان لخت است، بعضیها موهایشان مجعد است؛ مجعد یعنی سیخ میایستد، خیلی سفت و سخت ، ولی بعضیها نه، موهایشان اینجوری است که وقتی بلند میشود، میریزد. باید یا آن را ببندی یا شانه اش کنی. ماده لخت است. ماده لخت هست یعنی از خودش هیچ نوع حرکت و ارادهای ندارد. قانون فیزیک هست. میگوید یک ماده همیشه حالت سکون خودش یا حرکت مستقیمالخط یکنواخت خودش را حفظ میکند، مگر اینکه از بیرون به آن چی وارد بشود؟ نیرو وارد بشود. این تمرینها را قبلاً کردیم و دارم تکرار میکنم. پس این میکروفون تا هزار سال همینجاست، این میز همینجاست، تکان نمیخورد مگر اینکه ما چکار کنیم؟ یک نیروی از بیرون به آن وارد کنیم.
نیروهای غیبی در پسِ حرکتهای مادی
خب حالا شما نگاه کنید، مثلاً این کاغذ. این کاغذ ماده است دیگر، همینجوری میماند. الان شما میبینید این کاغذ روی زمین، دست من را نبینید، بعد می بینید این الان بلند میشود، اینجوری میشود، آنجوری میشود؛ از خودش که نیست این قطعا، چون خودش چیه؟ ماده است. پس اگر تو من را هم نبینی، ولی میبینی که این بلند شده و دارد میچرخد، تو میفهمی یک نیرویی دارد این کار را میکند. حالا آن نیرو را تو نمیبینی، آن نیرو غیب است، تو نمی بینی اش اصلا. قابل حس نیست برای تو. از حواس پنجگانه تو درکی از آن نداری؛ ولی مطمئنی چون این ماده است و دارد تکان میخورد، یک نیروی خارجی دارد این را چکار می کند؟ دارد این را حرکت میدهد. دارد حرکت می دهد. پس یقین میکنی که مادهای که دارد حرکت میکند، یک شعور و یک نیروی حاکم بر ماده است که دارد ماده را جابهجا میکند. خودش از خودش حرکت ندارد؛ قانون خلقت اینجوری است، ماده لخت است. قانون فیزیکی هم همین را میگوید. پس اگر من یک جا دیدم مادهای دارد تکان میخورد، دارد رشد میکند، دارد تکان می خورد، دارد جابهجا میشود و حرکت دارد، حرکت نامنظم دارد، پس یک چیزی
وجود دارد غیر از خودش؟ یک نیرو و یک شعور وجود دارد که دارد او را جابهجا میدهد، حرکت می دهد ولو من آن نیرو را نبینم. درست!
مدیریت جهان هستی به دست ملائکه
خب حالا شما کره زمین ماده است و پنج نوع هم حرکت دارد. پنج نوع حرکت منظم و دقیق که دانشمندان هزاران سال است دارند این حرکت را مطالعه میکنند. تا میلیونیوم ثانیهاش را حساب میکنند که مثلاً دویست سال بعد کی خسوف است و کی کسوف است. انقدر دقیق هست حرکتش. یک ثانیه حرکتش این طرف و آن طرف نمی شود. نه زمین. ماه، خورشید، ستارهها و کهکشان راه شیری، ملیاردها کهکشان شیری دارند همین جوری حرکت می کنند. همهشان هم حرکتهایشان تا صدم ثانیه و میلیونیوم ثانیه دقیق است. درسته! من الان نمیبینم زمین را کی حرکت می دهد، ولی زمین دارد حرکت میکند. این پنج نوع حرکت زمین از کجاست؟ آن شعور و قوهای که از بیرون دارد این را میچرخاند، من نمیبینمش. درست!
خب این نیرو را کی دارد حرکت می دهد؟ یک نیروی فوقماده است که تسلط بر زمین، به ماه، به خورشید به کهکشان راه شیری دارد اداره اش می کند. ولی شعورش خیلی بالاست، چون دارد روی میلیونم ثانیه، دقیق دارد میلیاردها سال زمین را مدیریت میکند. ما بچه که بودیم یک موقعی آمدند گفتند زمین چهار میلیارد سال -یکجا من می خواندم، معلم مان می گفت چهارد میلیارد سال از عمر زمین می گذرد. همان موقع ما گفتیم که نه، این بیشتر باید بهش میاد. حالا چراش بماند. الان میگویند چی؟ سیزده میلیارد سال. چند برابر شد؟ تقریبا سه برابر. خب سیزده میلیارد سال است یک شعور و یک نیرو دارد کره زمین، خورشید، ماه و کهکشان را اداره میکند. فقط همین زمین را در نظر بگیرید، بقیه اش را ولش کنید.
این شعور را قرآن بهش می گوید چی؟ قرآن این نیرو که حاکم بر ماده است که دارد ماده را اداره اش می کند، تدبیرش میکند به آن نیرو، قرآن بهش میگوید مَلَک و جمعشان میشود چی؟ ملائکه، فرشته ها. چون ماده خودش نمی تواند. الان یک دانه دارد رشد میکند، خودش که شعور ندارد، یکی دارد رشدش میدهد؛ پس آن را کی دارد انجام می دهد؟ فرشته ها. موهای سر ما رشد میکند، گیاهان رشد میکنند، نطفه تشکیل میشود، مواد تشکیل می شود، اتمها، الکترونها، نوترونها و پروتونها که چرخششان عین سیارات است، یک کسی دارد آنجا اتم، الکترون، پرتورون را میچرخاند آنجا عین این فضا. پس فرشتهها همهجا در همهچیز حضور دارند و دارند کار میکنند. درست!
فرشتهها؛ کارگزاران پنهان هستی
فرشته نیرویی است که تو هیچوقت نمیبینی؛ نیروی چیه؟ مادی نیست، نیروی چیه؟ غیرمادی است. البته فرشتهها تقسیمبندی هستند؛ حوزه های فرشته ها بعضیشان حوزههای مادی هست، روی ماده کار می کنند. بعضیها نه. حوزههای فوقماده است، نیمهمجرد کار می کنند، بعضیها مجرد کامل است و قسمت های دیگر. ماانواع و اقسام فرشته ما داریم. پس عادت ما را بدبخت میکند؛ حجابِ عادت نمیگذارد تو بفهمی. تو الان میبینی این موز است، بعد نمیگویی که چه کسی این را موز کرده؟ این دانه را چه کسی طراحی کرده؟ موز را کی طراحی کرده! سیب را چه کسی طراحی کرده؟ نقاشی رویش، پوستش، دانهاش از توی خاک یک میوه این جوری در آمده. چون عادت کردیم، نمیفهمیم که بابا یک نیرو دارد این موز، سیب طراحی می کند، توتفرنگی، نارگیل، گلها و گیاهان را همه را دارد طراحی میکند. یک نیرو این اسپرم را تولید میکند، تخمک را تولید میکند، این نیرو این دو تا را میبرد و پیش هم پیوند میدهد، یک نیرو تقسیمات سلولی را انجام میدهد، یک نیرو اندام زایی را روی توده سلولی انجام می دهد، تقسیمات میتوزی و میوزی و همه اینها را دارد یک نیرو انجام میدهد؛ یک نیرو دارد این بچه را طراحی میکند در رحم مادر. انقدر هم این نیرو تخصصش و علمش بالاست که بشر هشتهزار سال است دارد این بدن را مطالعه میکند حتی یک عضوش را نتوانسته کامل بشناسد. ببینید چه دانشی دارد آن نیرو. بشر حتی یک الکترون، اتم را نتوانسته تا به حال بشناسد. هیچکدام از مخلوقات بشر، بشر را بعد از هزاران سال نمیتواند ادعا کنند که من دانشمند، پروفسور و فلان یک دانه از مخلوقات خدا را کامل شناختم. بفهمیم خدا یعنی چه. وقتی می ایستی الله اکبر بدانی یعنی چه! الله یعنی چی! بدان در مقابل چه کسی تعظیم میکنی؟ می روی به رکوع میگویی: «سُبْحَانَ رَبِّی الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ».
امدادهای غیبی در متن زندگی روزمره
فرشتهها دائماً با ما دارند زندگی میکنند. یک غذایی که میخوری، غذایی که می خوری، این می رود پایین، تبدیلش به میلیاردها سلول، کار ما هست یا نه! نه. ما کاری نمی توانیم بکنیم. این وقتی می رود پایین، قورت دادنش تا تبدیلش به میلیون ها سلول، کار فرشته است. فقط هم این نیست. بروید روی سایت انشالله، -گفتم این سخنرانی امشب را چند دور باید گوش کنید حتی آنهایی که در جلسه هستند تا ذهنتان و روحتان درست بتواند این ارتباط را برقرار کند- حتما روی سایت بخش نقش فرشته ها حدود نزدیک به پنجاه کارکرد فرشتهها را امام سجاد در دعای سوم توضیح می دهد. شما هر چی که دارید در این عالم میبینید؛ باد، باران، رعد و برق، طوفان، دریا، حرکت، مخلوقات، همهچیز دارد با فرشتهها انجام میدهد. آرامش، شادی، خیر، برکت، پیروزی و موفقیت، همه را فرشتهها برای شما می آورند ولی ما این را حواسمان نیست بهش. اگر یک آدمی بیاید بیا این پانصد هزار تومان را بگیر، می گوییم دمش گرم، به من کمک کرد، ننه ام کمک کرد، بابام کمک کرد، داداشم کمک کرد. این را میفهمی، اما وقتی دارم نفس میکشم، متوجه نیستم که این تنفس فرشته ایجاد می کند. تو تنهایی نمی توانی این کار را بکنی. دیدنت، لبخند زدنت، نفس کشیدنت، پلک زدنت، همهاش با نیرویی است که از بیرون دارد تو
را مدیریت میکند و به تو کمک میکند.
ادبی که به ما یاد میدهد چیست؟ «بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ». درست! من به حول و قوه خدا میایستم و مینشینم. من الان تصور باطلم این هست که من دستم را بالا میبرم و میآورم پایین. فکر میکنم مال خودم هست این نیرو. این مال من نیست. پس آن وقت اسمش را گذاشتیم امدادهای غیبی -که بحثش خیلی مفصل است. من الان نمی خواهم وارد آن شوم. آن یک بحث تفسیری جدا دارد- پس خدا وقتی میگوید من دارم کمکتان میکنم، نگوییم این دیگر چیه؟ آی. عجب کاری! خدا میآید کمک؟ خدا می گوید بابا تو نفس هم میکشی، من دارم کمکت میکنم.
مدیریت الهی در خلقت انسان
پس همه زندگی ما یک گل یک گیاه یک سیب یک پرتقال یک حرکت کره زمین را همه دارند فرشته ها انجام می دهند. همه اش غیبی است. تمام زندگی ما با غیب است. «أَفَرَأَیْتُم مَّا تَحْرُثُونَ. أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ»؛ خدا سوال میکند: دانهای که شما میکارید، ما رویش میدهیم یا شما؟ الان کی توانش را دارد یک دانه را بشکافد و ریشه به آن بدهد؛ ما که نمیتوانیم، آن فقط کار خداست، کار فرشتههای خودش است.
«أَفَرَأَيْتُمْ مَا تُمْنُونَ* أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ»؛ این منی را که در رحم همسرانتان امنا می کنید، این را شما بچه اش
میکنید یا ما میسازیم؟ یک سوال است دیگر. الان چی شد این بچه شد! نه ماه بعد یک بچه زنده با روح میآید بیرون، با شعور. ما روی نفهمی مان و حجابِ عادت، اینها را عادی گرفتیم. آره بچهمان به دنیا آمد مثلا. این دارد نفس میکشد، زنده است، شعور دارد، این بدنش را هزاران سال بشر دارد مطالعه میکند و نمیفهمد چیه این؛ اینها همهاش فرشتههاست. فرشته اراده نکند به اذن خدا این بچه به دنیا نمیآید، همانجا میمیرد، اصلاً بیرون هم نمیآید، مادر هم با او میمیرد. تمام.
سقط میشود، مادر کاری نمیتواند بکند. اگر نُه ماهه هست، و بعد هم به دنیا می آید، کی این کار را می کند؟ فرشته ها. درد زایمان را چه کسی ایجاد میکند؟ فرشته. بچه را چه کسی به دنیا میآورد؟ فشار می آورد؟ فرشته. برای همین وقتی مردم
نمیفهمیدند، پیغمبر (ص) معقول را به محسوس میگفت. میگفت: خداوند وقتی که مادر بخواهد بزاید، فرشته میآید بندهای رحم را باز میکند و بچه به دنیا میآید، بعد فرشته میبندد رحم را که دیگر عادی بشود قضیه. یک کسی هم آنجا شوخی اش گرفت و به پیغمبر گفت: یا رسولالله! -چون پیغمبر گفت فرشته می آید بندهای رحم را باز میکند، بچه را به دنیا می آورد، و فرشته می بنددش. عادی می شود- آنکه باز می کند خانه ما می آید ولی آنکه میبندد نیامده. همه اش ما بچه دار می شویم. ما همین جوری یک سره بچه می آید. تند و تند.
غفلت از معجزات جاری در زندگی
پس وقتی خدا میگوید من یاریتان میکنم، این فکر ناقص ماست که عادت کرده، فهمش در حجابِ عادت از دست داده، میگوییم وای چه می شود؟ یکدفعه چه معجزهای شد! چی شد! آره از طبقه چندم افتاد و نمرد! خدا میگوید خب، من این معجزه را همیشه کنار تو هست. تو شعورت باز شود و بفهمی این را، فرشته من همیشه می دهد. تو نفسی که دارد می آید و می رود، همین است. شما یک نفس می دهید، دم، می خواهد بیاید، فرشته اگر کمک نکند، خدا نخواهد، نمی آید و همانجا خفه میشوی.
الان چشمت باز است، خدا می گوید جانش را بگیر. تو اصلا وقت نمی کنی چشمت را ببندی، فرصت بستن پلکت را نداری. تمام! می بینی خیلی ها که می میرند چشم هایشان باز است اصلا وقت نمی کنند ببندند. نمی گذارد فرشته، تمام. ولی ما نفس کشیدن را معجزه نمیدانیم، امداد الهی نمیدانیم. بعد می گوییم وای چی شد، چه معجزه ای بود!
هارون به بهلول گفت: بهلول، من چقدر میارزم؟ گفت: دوازده درهم. نصف دنیا مال هارون بود. امپراطوری اسلامی، گفت: ابله، 12 درهم فقط پول لنگِ من است! گفت: منم همان را گفتم، یعنی خودت هیچی نمیارزی. بعد بهلول به او گفت: اگر یک قطره بول در مجرای بولت گیر کند چون باید فرشته بیاردش بیرون، کمک کند، کار بکند، اگر نیاید بیرون، حاضری چه کار کنی؟ بول گیر کند، گفت: نصف مملکتم را حاضر بدهم که خوب بشوم. گفت اگر یک قطره آب در گلویت گیر کند چی؟ گفت: نصف مملکتم می دهد. گفت مملکتی که به دو تا قطره آب بند است، اینقدر منمن کردن دارد که خودت را می گیری این جوری؟ تو به هیچی بندی، به هیچی! برای همین وقتی میروی توالت و میتوانی قضای حاجت کنی، همانجا بگو خدایا شکرت الحمدلله. اگر این گیر میکرد چی می شد؟ اگر من نمی توانستم دفع کنم، اگر من ادرارم بیرون نمیآمد، اگر آبی که میخواهم بخورم پایین نرود، چه کار کنم؟ ما عادت کردیم. می گوییم عادیه دیگر، می خورم دیگر و نمیبینیم این نعمت را، بعد دائماً نق و غر داریم. خدایا چنین و چنان، بعد می بینی یک نفر صد برابر وضع مالیاش از ما بهتر است، ولی یکی از این نعمتها را ندارد؛ الان باید برود از اینجا بشکافند و از اینجا غذا بریزند، نمیتواند غذا قورت بدهد، حنجره قطع شده، صدا ندارد، یک قطره آب نمیتواند بخورد.
تکیه بر نیروهای غیبی در میدان نبرد
ما نمیفهمیم یک قطره آب خوردن یعنی چه. من خودم وقتی سرطان داشتم، خدا شاهد است میخواستم یک قطره آب بخورم، آب به این نرمی، غذا چه شکنجه ای بود برای ما، یک قطره آب می خواستم بخورم انگار یک تیغ تیزی میخواست از گلوی من پایین برود؛ به سختی این یک جرعه آب تا پایین می توانست برود. زجری که میکشیدم، تمام این مجرای من زخم. یک آب نمی توانستم بخورم. ما این را نمیبینیم و راحت داریم زندگی میکنیم، دائماً مقایسه و مسابقه.
خدا چه میگوید؟ میگوید من کمکت میکنم؛ بابا من بینهایت هستم، همهچیزت را من دارم میدهم، وجودت، حرکتت، نفس کشیدنت، راه رفتنت، من دارم می دهم. پس نگوییم امداد غیبی یا فرشتهها یعنی چه؛ یعنی چی فرشتهها می آیند در جنگ کمک ما میکنند؟ فرشته می گوید بابا من همه جا کمک توأم. تو یک قطره میخوری من کمکت میکنم؛ پس برایت غیرعادی نباشد، فرشته ها یعنی چی می آیند در جنگ میجنگند. این حرفها خرافه است، یعنی چه خرافه است؟ تو همین الان برای راه رفتنت فرشته نباشد نمیتوانی از جایت بلند شوی؛ نمی توانی یک قطره آب بخوری، نمیتوانی یک پلک بزنی. این کره زمین به این بزرگی اش، اگر فرشته نچرخاندش، جادرجا میماند، ماده است. چکار کند! همهجا من دارم با فرشته تو را اداره میکنم، بعد حالا تعجب میکنی که در جنگ فرشته بفرستم کمکت؟ تو فقط در جنگ یک ذره سطح دریافتت را بالا
میبری. الان که فرشته ها برای راه رفتنت، برای شب که میروی میدان، این فرشته دارد کمکت میکند؛ می روی جبهه، نمی دانم هر کاری می کنی، فرشته نباشد که تو نمیتوانی کاری بکنی. بعد حالا میگوید آمادگیات را بیشتر کن، تعداد فرشتهها را من بیشتر میکنم. هزارتا، سههزار تا، آیه قرآن است. برایتان خواندم. پنجهزار تا، یک میلیون فرشته میفرستم؛ هرچه نیاز دارید بگویید فقط به منِ، به من خدا بگویید، من کمکتان میفرستم. مگر نمی خواهی با دشمن بجنگی، نیرو دست اوست دیگر؛ کی باید دشمن را بزند؟ تو خودت داری این کار را میکنی؟ احمقی این جور است: تیر زدم و دشمن افتاد، شمشیر بلند کردم و زدم کشتمش. «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ»؛ تو اصلاً نمیتوانی کسی را بکشی، من دارم میکشم. «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَی»؛ تو تیر نمی توانی بزنی که؟ اینکه این جوری می گیری من الان زدم یا اسلحه برمی داری، از زمانی که میخواهی این را بلند کنی تا نشانه بگیری تا بزنی تا آن تیر می خواهد برود، آن تیر باید نیرویاش را از کی بگیرد؟ فرشته. همه را منِ خدا دارم انجام میدهم؛ تو اصلاً چه کاره ای. «لَا حَوْلَ» بفهمیم این را. «لاحول وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ»؛
عبرتگیری از سیاستهای اشتباه
پس نگوییم آقا یعنی چه خدا فرشتهها را میفرستد در جنگ کمک ما، اگر بریم به جنگ دشمن فرشته ها هستند کمک می کنند. اینها را دارم میگویم که ما بفهمیم در پیروزی، این تو نیستی که پیروزی به دست میآوری؛ «وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ». همهچیزت با خداست. بعد خدا میگوید من، عوامل پیروزی دست من است، تو ایجاد کن من پیروزت میکنم. آنجایی که من را فراموش کردی و فکر کردی خودت میتوانی بروی موفقیت ایجاد کنی، رسوایت میکنم، میسپارمت به همان عوامل؛ مثل کاری که بعضی از مسئولین ما الان میکنند. خدا میگوید من مردم را دادم به تو، فرشتهها را فرستادم، چهل و هفت سال دارم کمکتان میکنم؛ معجزهوار دارید پیروز میشوید، در این جنگ به تو نشان دادم همیشه بعد تو فکر میکنی بروی مذاکره کنی با دشمن این کشور را نجات میدهی؟ آن هم یک دشمنِ بیشعورِ نفهم که اصلاً نه قانون سرش میشود. خود خدا میگوید اصلاً این بنا ندارد به عهدش وفا کند؛ پیمان ندارند. اینها وقتی با من قرارداد میبستند قانون من را زیر پا میگذاشتند، با پیغمبر من قرارداد میبستند عمل نمیکردند، آن وقت بیاییند سر قولشان با شما بایستند. چقدر تو عقلت کم است؟ چقدر تو نادانی؟ بعد هم دشمنی که صد بار تجربهاش کردی، صد بار با او مذاکره کردی و هر صد بار زیرش زده و خیانت کرده؛ یکبار هم به عهدش وفا نکرده، بعد مسئولِ نفهم ما اینجوری میکند که تضمین بگیریم از آمریکا که به ما حمله نکند! سازمان ملل تضمین بدهد، شورای امنیت تضمین بده؟ آنها که خودشان عوامل اینها هستند؛ سازمان ملل و شورای امنیت مال همینهاست، زیر دست صهیونیستها اداره می شود. کی تضمین بدهد به تو که کسی به تو حمله نکند. ما برویم مذاکره کنیم کشور را نجات بدهیم؟ میتوانی تضمین بدهی این ترامپ، آمریکا و اسرائیل به قولی که تو عمل میکنی، تو به قولهایت عمل می کنی مثل دفعات قبل، همه امتیازات هم به او میدهی، سوارت میشوند، فرصت می گیرند دوباره میآیند بدتر میزنندتان. ولی آنها یکبار به قولهایشان عمل کردند؟ نه.
لزوم اعتماد به وعدههای الهی
خدا میگوید اگر تو شرک داری که او به تو کمک میکند و تو میروی این کار را میکنی، نه، من به تو کمک میکنم. قواعد پیروزی این ده، پانزدهتایی که داریم میخوانیم، همهاش دست من است. پیروزی میخواهی؟ قواعدش اینجاست. تو وقتی نه به من، نه به مردم، نه به خدا و نه به فرشتهها اعتمادی نداری، واگذارت می کنم به همین کسایی که «لَا إِیمَانَ لَهُمْ» ، هیچ عهدی ندارند. ما مشکلمان مسئولینی هستند که هیچ اعتقادی به ماوراءالطبیعه، به امداد غیبی، به یاری خدا، به حضور فرشتهها به نصرت الهی ندارند. رهبر شهید ما بیش از هر، در سخنرانی ایشان نگاه کنید، این کلمه را تکرار کرد که به وعدههای خدا اعتماد کنید؛ ولی نیست به وعده های خدا. ما به دشمن بیشتر اعتماد داریم تا به خدا و وعدههای خدا و محصولش را هم داریم میبینیم؛ محصول این اعتماد کردنها را داریم پشت سر هم میبینیم.
قرآن دارد میگوید به من فقط تکیه کنید، من دست خالی شما را به تمام دشمنانتان پیروز میکنم؛ چهل و هفت سال دارید تجربه میکنید. من دست خالی..... منِ پیغمبر را یکنفره فرستادم یک امپراتوری را نابود کرد؛ اعتماد کنید به من، به من و وعدههای من اعتماد کنید.
تحقیر دشمن در چشم مؤمنین
ببینید: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ آیَةٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَأُخْرَی کَافِرَةٌ یَرَوْنَهُم مِّثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَاللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَن یَشَاءُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَعِبْرَةً لِّأُولِی الْأَبْصَارِ» (آلعمران، ۱۳). خوب دقت کنید، یکی از امدادهای غیبی خدا این است؛ میگوید من وقتی با دشمن روبرو میشوید، دو تا کار برایتان میکنم. چند بار این آیه آمده، حالا می خوانم برایتان.
یک: دشمن را در چشم شما کوچک میکنم، تحقیرش میکنم. یکجا میگوید اگر من میخواستم دشمن را با همان تعدادی که هست بگذارم شما ببینید، ترس برتان میداشت، اضطراب می گرفت تان. قربان این خدا بروم. دشمن را من در چشم شما تحقیر میکنم، کوچک میکنم.
دو: شما را در چشم آنها بزرگ نشان میدهم، بعضیوقتها که بترسند. ببین خدا مدیریتش چه جوری است؛ یکجا میگوید شما را در چشم آنها کوچک میکنم. سوال میخواهم بکنم، آنجایی که میگوید شما را در چشم آنها بزرگ نشان میدهم، میترسند دیگر. یکی از امدادهای الهی ترسِ دشمن است که الان واردش نشدم. بزرگتان میکنم، اینها نمیتوانند.
آمریکا قبل از اینکه به ما حمله کند، در طول یکی دو سال دو تا مانور برقرار کرد؛ مانور میدانید چیست دیگر، میگویند گروه الف و گروه ب، دو گروه میروند مانور انجام میدهند، یکی نقش دشمن را بازی میکند و یکی نقش خودی را. در هر دو مانوری که آمریکا گذاشت، گفتند ما میخواهیم برویم به جنگ ایران، تقسیم کردند نیروهایشان را؛ یکیشان شد ایران، یکیشان شد چی؟ آمریکا. در هر دو مانور، آنکه ایران بود که برد، آنکه نقش ایران را بازی میکرد، بُرد. لذا مسئولین سیاسی و نظامی آمریکا به ترامپ گفتند نرو جلو؛ آن چند تا رئیسجمهور عقلشان میرسید، گفتند ما برویم بدبختیم با ایران. نیامدند بجنگند، از طریقهای دیگر رفتند که اتفاقاً موفقتر هم بودند؛ ما یک احمقی مثل ترامپ لازم داشتیم برای اینکه بشویم ابرقدرت.
وعده الهی به پیروزی نهایی
خدا میگوید من اینها را در چشم شما و شما را در چشم اینها یکجایی بزرگ نشان میدهم که ترس برشان میدارد و جلو نمی آیند. حالا بحث ترس را بعداً توضیح میدهم، الان فعلاً هنوز واردش نشدم. یک جاهایی شما را در چشم دشمن کوچک نشان میدهم؛ این برای چیست؟ اگر خدا ما را در چشم دشمن کوچک نشان بدهد، چه اتفاقی میافتد؟ دشمن مغرور میشود و فریب میخورد. من الان می روم جمعش میکنم و می آییم. ایران! صدام میاد و میگفت هفته دیگر تهرانم. این کشور بی صاحب است، تازه انقلاب کرده، نیروهای نظامی همه فرار کردند، ارتش که ندارد، اسلحه که ندارد، هیچی ندارد، دستخالی است، بریزید تمامش کنید یکهفتهای. یادتان هست صدام (میگفت) هفته دیگر تهرانم؟ هشت سال، شوروی، آمریکا، اروپا، تمام به قول فرانسویها کل این سیاره زمین آمدند و ریختند روی ایران، یک وجب خاک نتوانستند؛ همهشان شکست خوردند و دست از پا درازتر. این اتفاق افتاده یا نیفتاده؟ دفعات بعد هم همینطور. الان حمله میکنیم، سهروزه ایران را میگیریم، اغتشاشگرها حمله میکنند، برنامهریزی کنیم، ایران از داخل اغتشاشگرها الان حمله میکنند؛ ما در همین جنگ اخیر، چند روزه برآورد کرده بودند؟ چهار روز.
خدا میگوید من... آیهاش را خواندم، جلسه قبل. چی؟ «قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ»؛ میخواهم اینها را به دست شما عذاب بدهم «وَیُخْزِهِمْ»؛ میخواهم خوارشان کنم «وَیَنصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ»؛ میخواهم کمکتان کنم علیه آنها و چی؟ «یشف صدور قومهم» بقیه مؤمنین در دنیا شاد بشوند با پیروزی شما. لذا شما را در چشم اینها کوچک نشان میدهم تا اینها هوسِ بله... هوس حمله کنند. بیایند جلو، بعد نابودشان کنید شما. آقا ما ناو داریم، ناو هواپیمابر؛ دنیا واقعاً باور کرده بود که الان این با ناو هواپیمابر و نمیدانم اف ۳۵ و اینها، چهارروزه... راست هم میگویند بیچارهها؛ یعنی کارشناسهایشان بیچارهها، آنها تقصیر ندارند، میگویند همین است دیگر؛ آنها که هیچی ندارند، دستخالیاند. ما هم الان میریم آنجا، همین ناو را ببریم، دیگر تمام، جا زدند!
شوق مؤمنین به وعدههای الهی
قرآن میگوید: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ»؛ وقتی به مؤمنینی که به من تکیه کردند میگوییم دشمن تمام دنیا علیه شما بسیج شده، ایمانشان، .... آمریکا میخواهد بیاید خدا کند حمله کند... رزمندهها، مردم اینجوریند، مسئولینمان میترسند! به قول آن جوان، خیلی قشنگ نوشته بود ما از آمریکا نمیترسیم؛ ما از مسئولینی که می ترسند، می ترسیم. چون آنها بیچاره میکنند این کشور را. تا الانش هم همینجوری بوده، هر چه ضربه خوردیم از یک مسئولینی خوردیم که نه، آن مسئول اصلی ما، توده اکثر مسئولینمان شجاع و مؤمن و مدیرانمان الان هم در جنگ دیدیم چقدر عالی عمل کردند. یک عده ای هستند ترسو. اگر می گوییم همه مسئولین را نمی گوییم. اقلیتی هستند فتنه درست میکنند. قرآن میگوید وقتی به آنها میگوییم همه ناس علیه شما بسیج شدند، «زَادَهُمْ»؛ چه خوب!
ما در جبهه میگفتیم آقا عملیات میخواهد بشود، همه خوشحال؛ بعد به یکی میگفتند تو نمیتوانی بروی عملیات، زارزار گریه. خدا شاهد است انقدر من آدمهای گنده، آدمهای مرد بزرگ، زن و بچه دار، مثل بچه گریه می کرد. تو را خدا بگذارید ما برویم، نمیدانم فلان، ببینید سی و چند میلیون نفر رفتند جانفدا ثبتنام کردند. صدام میگفت این بسیجیها من نمیدانم چه جوریاند؛ مثل گوسفندهاییاند که یک مرتع پرعلف میخورند، وقتی میآیند عملیات. خوشحال، شنگول می دوند.
عملیات که میشد همه تفریحی تفریحی... خدا شاهد است، خدا شاهد است ماها که اطلاعات عملیات و تخریپچی بودیم، میگفتیم بابا چهار کیلو اسلحه، ما اصلا اسلحه نمیبردیم شبهای عملیات؛ گروه مارها، یک چوب برمیداشتیم. خدا را شاهد
میگیرم، آنها چشم در چشمِ ما اسلحه داشتند، ما چوب را اینجوری میکردیم، می انداخت، اسلحه اش را می انداخت، همین جوری، دستش را بالا می برد.
فرشته کمک میکند یعنی چه؟ مال تو نیست، کی باید کمکت کند؟ او. امداد الهی را بفهم یعنی چه، نه اینکه فکر کنیم وای چه میشود! فرشتهها. خدا می گوید بالا فرشته ها که همیشه هستند، بدون فرشته یک نفس نمیتوانی، یک غذا، یک لقمه پایین نمی رود. پس وقتی میگوییم امداد غیبی، غیب دائماً با ما دارد زندگی میکند، فرشته دائماً دارد با ما زندگی میکند، الله فیضش دائم است. این جور نیست که ما یککارهایی را به خودمان سپردند، خدا دیگر کاری ندارد، فرشتهها کاری ندارند، خودمان داریم اینها را انجام میدهیم، نه.
بحث همینجا باشد، چون گفتند اذان نزدیک است. جلسه بعد این بحث امداد غیبی را ادامه بدهیم؛ البته یک کمیاش را من بهتان میگویم. چون خودش بحث جدای از پیروزی است، بحث مستقلی دارد. یک قسمتش را که فقط به بحثمان ربط دارد توضیح بدهم، بعد انشاءالله برویم سراغ بقیه عوامل پیروزی.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.