تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه چهارم 10/02/1405
علیکم و رحمه الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همهی شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم علماء مراجع اولیای الهی مؤمنین مؤمنات شهدا امام شهیدمان و امام الشهدا صلوات بلند بفرمایید.
بحث مان در تفسیر موضوعی با موضوع پیروزی است موفقیت و پیروزی. چند عامل را عرض کردیم. این نکته یادمان نرود که در فهم قواعد پیروزی قدرها برای ماست قضا برای خدا است. این خیلی مهم است. الان مثلاً شما میخواهید تلفن بزنید بعد میبینید هرچه تلفن میخواهید بگیرید وصل نمیشود نگاه میکنید میبینید که نت شما قطع است گاهی ساختمان ما اینطوری است دیدید بعضی از ساختمانها میگوید برو مثلاً کنار پنجره بایستی درست میشود. پس شما قضایی که دنبالش هستید یعنی نتیجهای که هستید چیست؟ تماس است ها؟ برقراری تماس اما قدری که برایش انتخاب کردید به درد نمیخورد قدرت ته ساختمان است این قدر آن قضا را ایجاد؟ نمیکند شما باید از محلتان بروید یک قدرِ جدیدی را انتخاب کنید تا قضایتان هم عوض شود توجه فرمودید؟ این مهم است یعنی یک قدر جدیدی را انتخاب بکنید تا نتیجه بهتری میگوید خب حالا من تکان میخورم میروم آنجا زیر در آسمان میایستم آنجا نت وصل است دیگر موانع نیست حالا وقتی که دیدید که نتت آمد تماست هم برقرار میشود پس انتخاب قدرها با ماست قضا کار چه کسی است؟ قضا در نظام خلقت خودش پشت هر قدری قضا وجود دارد بنابراین در پیروزی ما باید قدرها و قضاها را بشناسیم یکی از قدرهایی که باید به آن ایمان داشته باشیم آن چیست که "وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ" یاری کار خدا است و اینکه ما خودمان هیچ عرضه و توانی نداریم اختیاری هم که به ما داده و عرضه و توانی که داده برای تعیین قدر است نه خودمان برویم پیروزی درست بکنیم، نه "وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ" آن تیری که تو میزنی تو نمی زنی من دارم میزنم خدا دارد میزند لذا من وقتی که خود را بفهمم که عین ربط هستم عین عجز هستم هیچ توانی ندارم حتی برای یک پلک به هم زدن حتی برای خوردن یک لقمه حتی برای یک ذکر حتی برای بلند شدن و نشستن "بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُدُ" اگر این را خوب فهمیدی این تو را آماده میکند برای اینکه بتوانیم این فهم این فهم معنای فکری نه، چون فکری همین است که من دارم به شما میگویم میگوید خب استاد اینها را دارد میگوید درست است دیگر ما هم قبول داریم قبول داشتنش به درد نمیخورد باید باور قلبیاش را داشته باشید یعنی علمش به کار نمیآید معرفتش به کار میآید یعنی قلب شما این را باور کند که آقا تو هیچکارهای خودت را و هیچکس را نبینی ضعفت را ببینی خودت را عین ربط ببینی عین ضعف و عین ربط و دیگر چی؟ اینکه طرف مقابلت الله است که چیست؟ قدیر "إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ" آن را ببینی یعنی کانون قدرت و پیروزی اوست نه ما ما انقدر موفقیت داشتیم و انقدر هم به محض اینکه گفتی "ما" یا "من" کار تمام است میبازی رها میشوی خب این را دقت کنیم این یک نکته.
نکتهی دیگری که ما باید خوب بفهمیم این بسیار بسیار مهم است در پیروزی. اگر به آن توجه نکنید عدم اعتماد به نفس، ضعف، زبونی، ترس، اضطراب، خودباختگی میآید در وجودت میگیرد مینشیند میبینی صد قدم خوب هم داری موفق هم داری ولی یک جا میبری یک جا دیگر زمینگیر میشوی و تسلیم میشوی آن چیزی که باید ما قلبمان باور کند این است که ما روح الله هستیم من خانم فلانی نیستم آقای فلانی نیستم زن و مرد نیستیم ما. فرشته هم نیستیم حیوان هم نیستیم اگر این را فهمیدی که تو روح خدا هستی روح الله. فرمود "نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی" اگر این را باور کردی که آقا اصلاً من برای کرهی زمین نیستم اصلاً برای دنیا نیستم من نه ایرانیام نه نمیدانم افغانیام نه عرب هستم نه زن هستم نه مرد هستم نه برای آسیا هستم نه برای کرهی زمین هستم برای اصلاً دنیا نیستم من روح خدا هستم که یک زمانی آمدم در شکم مادرم بعد از یک مدت هم برمیگردم "إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ" برمیگردم جای خودم خانهی خودم این چیزهایی که الان به ما دادند شخصیتهای مثلاً زنانه من زن یک کسی هستم شوهری یک کسی هستم بچهی یک کسی هستم پدر و مادر یک کسی هستم الان یک جا مثلا رئیسجمهور هستم وزیر هستم نمیدانم استاد دانشگاه هستم اینها توهمات و تخیلاتی است که ما در دنیا با آن سروکار داریم داریم با آن زندگی میکنیم امورات اعتباری است امور حقیقیاش این است که من روح الله هستم این را قلب باید باور کند خب اگر قلب این را باور کرد که من روح الله هستم اگر این را قلب باور کرد یعنی انسان به معرفت نفس برسد این که منشا خیرات است معرفت نفس انفع المعارف است این است پر سودترین باوری که قلب باید داشته باشد همین است که من خدمتتان عرض کردم که من روح الله هستم اگر این را نفهمید شما دیگر برو بشو پرفسور علامه مجتهد مرجع تقلید شکست میخوری این باور باید بیاید در تو که من روح الله هستم من انسانم بالاتر از فرشته بالاتر از زن و مرد و حیوان و خانم و آقا و فلان اینها هیچ کدام آنها امورات اعتباری است که در دنیا ما داریم. ذهنت، قلبت، مشغول امور اعتباری شود و خودت را از یاد ببری دچار خودفراموشی بشوی به شدت صدمه میخوری و کارت بیبرکت میشود اول باید این را بفهمی آقا من این هستم و با همین شخصیت با خودت و با دیگران رفتار کنی؛ با زنت با شوهرت با بچههایت با مردم، درست نگاهشان کنی با همان احترام همان. حضرت میفرمایند "المومن و اعظم حرمتاً من الکعبه" خب کعبه چیست؟ کعبه خانهٔ گِلی خداست خیلی حرمت دارد بله ولی خدا میگوید بابا مومن روح من است جفتشان برای خدا است ها؟ الان وقتی تو این را فهمیدی متوجه میشوی بیتالله خودت هستی آن هم بیتالله است حرمت دارد میرویم میبوسیمش دورش میگردیم احترام داریم برایش باشد ولی بیتالله خود تو هستی حرم خدا تو هستی از مسجد مهمتر اگر این را بفهمی آن موقع است که دیگر حرمت خانهٔ خدا را بیتالله را داری خرابش نمیکنی ضایعش نمیکنی تحقیرش نمیکنی آلوده به گناهش نمیکنی روحت را چون این روح برای خداست به تو امانت داده از خودش حالا این روح را خدا برای چه به ما داده است؟ فرمود برای اینکه شماها هم یک کسی مثل من شوید مَثَل من بشوید مَثَل من دقت کنید یعنی جلوهٔ من و ظهور من؛ خلیفهالله اگر من انقدر قدرت دارم که این باشم ها؟ پس من باید چه چیزی را قوی کنم که این بشوم؟ مگر شما در بهشت هرچه اراده کنید نمیشود؟ها؟ اینجوری است دیگر بهشت، توضیح دادیم در درسهای بهشت گفتیم بهشت تابع نفس تو است امام فرمود انسان. علیهالسلام فرمود انسان، صلوات محضر مقدس امام باقر علیهالسلام بفرستیم .
در بهشت مؤمن سفارشدهنده نیست ایجادکننده است یعنی این در بهشت نمیگوید این را میخواهم آن را میخواهم این را میخواهم آن را میخواهم خب؟ خودش هرچه نیت بکند مثل خدا اراده میکند میآفریند هرچه که خودش اراده میکند خدا بهشت را تابع ارادهٔ شما قرار داده خب اگر من میتوانم آنجا این قدرت را داشته باشم اینجا هم میتوانم همین قدرت را داشته باشم دیگر درست است؟ ها؟ پس من اگر روی خودم کار کنم و نفس خودم کار کنم نفس من اینجا هم به قدرت و پیروزی میرسد اولیای خدا همینجوری بودند دیگر ما ها عقب ما هاجزء عوام هستیم واقعاً ما ها در حجاب هستیم که عرضهٔ هیچ کاری را نداریم اولیاء خدا اینجوری نبودند مرحوم نخودکی رحمهالله علیه یکی به او گفت اگر امام زمان بیاید چگونه میتواند با کل جهان مقابله کند؟ چگونه میتواند؟ گفت بیا تا به تو یاد بدهم یک دانه میخ برداشت اینجوری زد در زمین ماشینها قطارها همه ایستادند گفت ببین آدمها را ایشان نگه میداشت داستان زندگیشان را خواندید دیگر پلیس به او گیر میدهد میگوید که پاسبانه بایست ببینم میگوید خودت بایست میرود خانهشان بیچاره خشک میشود همانجا جا در جا بعد میرود خانه به یکی میگوید برو به او بگو حاجآقا گفت برو حالا گفت ببین من شاگرد دست چندم اهلبیت هستم این قدرت را خدا به من داده من الان میخ را بگذارم روی زمین هیچ ماشینی هواپیمایی قطاری نمیتواند آدم نمیتواند همهٔ زندگی را نگه میدارم آن که صاحب ماست ماها چون آدم را نشناختیم اصلاً در روایت داریم وقتی ظهور میشود آقا همهٔ شما را به فعلیت میرساند در روایت داریم اصحابش دوست ها و خاص های امام زمان در یک آن همه طیالارض پیدا میکنند هیچ مانعی سر راه اینها دیگر وجود ندارد یکدفعه به فعلیت میرساند حضرت اینها را اینها هرجا؛ یکی مشهد یکی خراسان یکی نمیدانم شهر ری است یکی نمیدانم آمریکا است هرکس هرجا هست قرار است برود پیش آقا یک چشم بههم زدن پیش آقا است یکی میگفت که من ناراحتم چی گفت اگر آقا ظهور کند مکه من الان ماشین بنزین را چه کار کنیم ماشین چه تهیه کنیم نمیدانم این فکر میکند قرار است مثلاً سوار ماشین شود اینجوری گاز بدهد برود پیش امام زمان خودش را برساند من ویزا نداریم چه کار کنیم آنجا اگر آنجا جلوی ما را بگیرد؟ اگر امام زمان قرار است تو بروی پیشش هیچچیز سر راهت نیست؛ همان در خانه یک آن یک لحظه پیش امام زمان هستی پس ما برای قدرت آفریده شدهایم این را خوب دقت کنید برای موفقیت برای پیروزی بعد خدا میآید چه کار میکند؟ میگوید ببین در زندگیات برو این قرآن مرا بخوان که انبیا؟ چگونه میتوانستند یک نفره یک امپراتوری را از بین ببرند؛ موسی چگونه فرعون را از بین برد ابراهیم چگونه نمرود را از بین برد انبیاء دیگر چگونه موفق شدند "و لقد سبقت لعباد المرسلین کلمتنا لعبادنا المرسلین" اصلاً ما قرار ما این است که انبیاء من شکست نخورند انبیاء قرار من این است که شکست نخورند چرا؟ چون انبیاء یعنی چی؟ یعنی آنکه به کانون قدرت چیه؟ وصل است بخوانم برایتان صلوات ختم بفرمایید.
"و لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین" که چی؟ که "انّ جندنا لهم الغالبون" هر که جند من باشد حتماً پیروز است جند من این را دقت کنید یعنی سربازی که فرماندهاش کیست؟ سربازش فرماندهاش کیست؟ تأمینکنندهاش کیست؟ خدا، این شوخی نیست ها که تو احساس کنی بابا من سرباز خدا هستم الان فعلا بگویی من سرباز ارتش آمریکا هستم نمیدانم الان به خودش اجازه میدهد هر غلطی بکند من با یک ابرقدرت هستیم میرویم همه کاری میکنیم بقیه هم از او میترسند حساب میبرند بعد می آید میخورد به تور ایرانیانی که میگویند ما سرباز خداییم. برو بابا! صد برابر قدرت بیشتر از این داری بیاور من همه را نابود میکنم کی هستی اصلاً تو؟ اصلاً تو کی هستی؟ این رهبر شهید ماست که یک دفعه به آمریکا میگوید که به تو چه؟ اصلاً تو کی هستی بخواهی بیایی اینجا دخالت بکنی در خلیج فارس یا در کشور ما؟ هیچکس جرأت ندارد اینطور بگوید فاسق های ما مسئولین فاسق ما چی میگفتند؟ کدخداست نمیشود با او درگیر شد درست است؟ برویم با کدخدا مذاکره کنیم برویم سازش کنیم چون میترسد از او چون خودش در نظام درونی خودش فسق دارد این آدم آدم فاسق همیشه ترسو است این یادتان باشد الان بمباران میشود الان نمیدونم چطور میشود وقتی ترس آمد سراغت در مورد هر مشکلی بدان درجهای از ضعف فسق آمده سراغت یادت نرود ضعف برای فسق است این را یادتان نرود حالا آیه اش را برایتان میخوانم بعداً در همین جلسه انشاءالله پس تو قوی شوی پیروزی پس ما یادتان نرود به میزان قدرت تو پیروزی نصیبت میشود من قرار نیست برای موفقیت در کارهایم ابزارم را توسعه بدهم باید چی را توسعه بدهم؟ خودم را. نه اینکه ما حرمت ابزار و اسلحه و وسایل و تکنولوژی را رعایت نکنیم ها آن خدا گفته همینها را باید داشته باشید «وَاعدوا لهُم مِّا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَير تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم» تا میتوانید در مقابل دشمنتان توان تهیه کنید که با آن دشمنان خودتان و دشمنان خدا را بترسانید بله موشک میسازیم هزار نوع ما یک سیم خاردار هم نداشتیم اول انقلاب الان هزار نوع اسلحه میسازیم هزار نوع نه هزار کثیری دارم میگویم ها کسی بگوید هزارتا اسلحه نه واقعاً هزار نوع اسلحه میتوانیم بسازیم خب میرویم این کار را خدا دستور داده از ابزار من استفاده کنید اول. اما ذهنتان دلتان تکیهتان به ابزار چیه؟ به چه کسی باشد؟ «وَمَا النَّصرُ إِلَّا مِن عِندِ اللَّه» حالا الان اسلحه نداریم جنگ نکنیم؟ جهاد نکنیم؟ اگر وظیفهمان است آره! برو جهاد کن دست خالی برو جهاد کن من کنارت هستم همین چوبت را بردار بینداز من میکنمش مار ها؟ گفتم این خاطره را اول جنگ یکی از این رزمندهها میگفت عراقیها به ما حمله کردند ما هم اسلحه نداشتیم فشنگ هم نداشتیم مانده بودم چکار کنم داشتند میآمدند جلو منمگفتم خدا من این را چیکار کنم؟ یک آفتابه داشتم گرفتم طرفشان همهشان دست هایشان را بردند بالا اصلحه شان را انداختند خدا میگوید آن آفتابه را مثل موسی دیگر آن چوب را تو به امید خدا بینداز نه به امید خودت بله موسی اگر خودش چوب دستش باشد بیندازد هیچ چیزی نمیشود ولی وقتی خدا میگوید این چوب را بینداز تو کاریت نباشد بقیهاش با من تو آفتابه را بگیر جلوی دشمن بقیهاش با من تو آفتابه را بگیر سمتش بقیهاش من خودم از این کارهایی که حضرت موسی و انبیاء کردند این بچههای ما زیاد کردند در جبهه هنوز هم دارند میکنند هنوز هم فرماندهان ما لشکریان دارند همان کارهایی که انبیاء کردند دارند انجام میدهند آن را وقتی شلیک میکنند به امید چه کسی شلیک میکنند؟ بله؟ الله. قویترین گرانترین هواپیمای در واقع ضد رادار، جاسوسی آمریکا را که اصلاً نقش این هواپیما چیست؟ پیدا کردن چه چیزی؟ اصلاً پیدا کردن رادار است پیدا کردن بعد با ارزانترین موشک با موشک گران هم نزده فرمانده یعنی موشک نه پهپاد با پهپاد ارزانترین شاهد ۱۳۶ میگوید با این میزنم توی سرت همان را نابود میکنم اصلاً نفهمد از کجا خورد اف ۳۵ را با چه چیزی زدند؟ با یک چیزی زدند که طرف اصلاً متوجه نبود هنوز به آن یعنی دستگاه او باید نشان بدهد یک دستگاهی را نشان میدهد که به آن چه چیزی نزدیک میشود بعد اینها یک دستگاهی دارند که وقتی به آن ها یک موشکی چیزی نزدیک میشود از خودشان چیزهایی را شلیک میکنند که موشک گول میخورد میرود آن را میزند خب؟ این اصلاً نفهمیده کی زدند او را میگوید من با همان شاهد مگر قرار نیست هواپیما هر چیزی میآید سمتش بگیرد؟ با شاهد ۱۳۶ میزنم تو را ببین چی میشود اصلاً تمام شد رفت متلاشی کرد هواپیما را. چرا؟ چون این کسی که دارد این شاهد را میزند با خودش نمیزند با قدرت شاهد نمیزند با قدرت چه کسی دارد میزند؟ بله؟ آن لُر با غیرتی که مثلاً برمیدارد میگوید برنو برنو اصلحه الان دیگر اسباببازی است جزو اسلحههای رده خارج است این اسلحه ولی اگر خدا بخواهد با همین برنو میزند به هلیکوپتر میزند میاندازد ما زمان جنگ اینها را داشتیم با تانک هواپیما زده بود طرف تصور کن تانک اصلا هوایی نیستش که اصلا آره اگر به اذن خدا باشد تو هر چه بزنی همان را خدا میگوید تو تو بینداز بقیهاش با من آفتابه را تو بردار بگیر بقیهاش با من ما از این انقدر دیدیم که نگو پس تو او برای موفقیت هی نگو ما بدبختیم ما بیچارهایم ما نمیتوانیم ما کار بزرگ نمیتوانیم انجام بدهیم کارهای جهانی نمیتوانیم انجام بدهیم کارهای ملی نمیتوانیم انجام بدهیم نمیدانم نه مگر میشود آخر همچین چیزی؟ بابا برو امکاناتت را ببین برو بابا. امکانات چیه؟ من باید چه کسی را ببینم؟ بله؟ من باید کدخدا را ببینم کدخدای این عالم خدای این عالم خدا است باید ببینمش لذا خدا میگوید ببین من انبیاء هم یکی دو نفری فرستادم رفتند یک امپراتوری را نابود کردن بعد تو ترس چی داری؟ اضطراب چی را داری که میگویی نمیشود؟ نمیدانم بدبخت میشوم این احساس ضعف تو برای خودت است و چون ضعف داری نمیتوانی با کانون قدرت و موفقیت ارتباط بگیری برای همین در زن داری در بچه داری در همه جا شکست میخوری در مدیریتت در کار اقتصادی در کار فرهنگی در کار نظامی شکست میخوری هرچقدر روح قویتر باشد موفقیتهایش بیشتر است هرچقدر روح قویتر تو باید روی خودت باید کار کنی هرچقدر خودت را قویتر کنی عوامل پیروزی با تو هستند خب عوامل پیروزی چه چیز هایی بود؟ ایمان بگویید تقوا صبر آفرین ایمان تقوا صبر صبر را یک مقدار معنا کردیم الان من فرمولش را برایتان بخوانم یک صلوات ختم بفرمایید.
"یا أَیُّهَا النبی حرض المومنین علی القتال" ای پیامبر مؤمنین را تحریض کن تحریک کن تشویق کن برای جهاد، قتال، یعنی بروند در صحنه مبارزه با دشمن «إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ" خوب دقت کنید اگر شما بیست نفر آدم صابر. خدا است ها دارد راجع به فرمولهای خودش دارد میگوید قدر و قضا پس قدر اول چند تاست؟ چی؟ بیست تا بیست است دو تا قدر آمد دیگر بیست به اضافه چی؟ صبر. بیست نفر آدم صبور قدر صبر را دارند ببینید این صبر است که به تو قدرت نیرو جذب میکند براتان دقت کن ها صبوری تو است که موفقیت می آورد بیست، عدد بیست این قدرش با قدر معنوی یک قدر مادی یک قدر معنوی قدر مادی ات میشود بیست قدر معنوی میشود چی؟ صبر اگر شما بیست نفر صبور باشید "یُغْلَبُوا" خیلی ببینید چقدر قشنگ است غلبه میکنید این میشود غذا پیروز میشوید غلبه میکنید به چند نفر؟ "یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ" دویست نفر یعنی هر نفر چند تا؟ ده نفر از دشمن را شما میتوانید تازه آن موقع جنگها چجوری بوده؟ جنگ ها شمشیر بوده باید میرفتی وسط رو در رو باید بشوید یک به بیست شما پیروز میشوید یک به بیست پیروز میشوید ما در درگیری با دشمن اینها را دیدیم ها نه اینکه شنیدیم خودمان رفتیم درگیر شدیم اینجوری بوده موفق بودیم "وَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مئتن یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ" اگر صد نفر باشید به دو هزار نفر غلبه میکنید به چه کسانی؟ " من الذین کفروا" از آن هایی که ایمان ندارند یعنی با چه کسی ارتباط ندارند؟ با کجا ارتباط ندارند؟ کانون؟ قدرت. کل قدرتشان چیست؟ قدرت زمینی است ابزار و آلات زمینی و محدود مادی است به کانون قدرت ارتباط ندارند این بیچاره ها قطع هستند خب چرا شما میتوانید موفق شوید؟ قدرش را دارد توضیح میدهد چون آن ها یک قدری را انتخاب کردند که در آن قدر شکست وجود دارد در آن قدر ترس اضطراب شکست وجود دارد آن قدرت چیست؟ "بانهم قوم لا یفقهون" اینها فهم ندارند وقتی آدم نفهم شد نمیتواند نمیبیند دیگر کانون قدرت را نمیبیند او فقط چه چیزی را میبیند؟ عوامل مادی را میبیند میگوید چی آمریکا حمله کرده؟ ناو آوردند؟ اف سی و پنج دارند ها میداند یعنی چی؟ یعنی اینکه هواپیمایش هرجا بخواهد میتواند بیاید هیچکس هم نمیتواند پیدایش بکند و فلان اینها ولی می دهی آن را دست سپاه و ارتش ما بگو بیاید به فرمانده نیروی دریایی به فرمانده ارتش ما گفتند خب چرا اینها گفتند اعلام کردند که نیروی دریایی را فلان و این ها را از بین بردیم ارتش را از بین بردیم فرمانده ما چی میگوید؟ میگوید خب پس چرا جرئت نمیکنند بیایند در خلیج فارس؟ پس چرا نمیآیند تنگه را آزاد کنند؟ ما تنگه را بستیم اگر اینها واقعاً ما را نابود کردند خب بیایند آزاد کنند اولین بار است در دنیا یک نیروی دریایی یک قدرت بزرگ ابرقدرت میترسد به یک نفر به یک قدرت یک کشور نزدیک شود همه فرار میکنند حتی همکارانش هم فرار کردند یعنی کل ناتو گفتند ما نیستیم آلمان گفت من نمیآیم فرانسه گفت من نمیآیم ایتالیا گفت من نمیآیم اسپانیا گفت من نمیآیم ترکیه گفت من نمیآیم گفت به ما چه تو رفتی شکست خوردی بیشتر از تو که ما اسلحه و تجهیزات نداریم که خب اگر تو رفتی شکست خوردی پس ما دیگر ما دیگر چی؟ می دهی دست فرمانده ارتش می دهی دست یک خلبان میگوید من با اف پنج میروم پایگاه آمریکا را میزنم سالم هم برمیگردم پیشرفتهترین هواپیما هایشان را میزنم و رفت زد و آمد سالم. این معجزه نیست؟ قدرتش از اف 5 است؟ نه قدرت برای آن فرمانده است برای آن خلبانی است که مینشیند پشت اف 5 آن است که دارد میرود و خدا به او پیروزی میدهد فرماندهای که این نقشه را میریزد میگوید بروید یک اف 5 میتوانست اف 14 بلند کند نه میگوید هواپیمای از رده خارج شده را بردار برو بزن ها؟ با این برو رویشان را کم کن این حقارت است برای آمریکایی ها برای تمام دنیا حقارت است یعنی آقا یک اف پنج آمد تمام پایگاهتان را زد؟ تازه چیکار کرد؟ باعث شد که وقتی که این رفت بمباران کرد ضدهوایی آنها را فعال کرد این از منطقه فرار کرده ضدهوایی دارد چی را میزند؟ اشتباهی اف سی و پنج خودشان را زده خدا یک کاری میکند میگوید خودت "یخربون بیوتهم بایدیهم" یک کاری میکند خودشان با دست خودشان خانههایشان را خراب میکنند خودشان خودشان را نابود میکنند اگر بخواهد خدا اینجوری است میگوید الان امر میکنم خودت بزنی تمام تجهیزات خودت را نابود کنی بعد میگوید "فاعتبروا یا أُولِی الْأَلْبَابِ" ها؟ "فاعتبروا یا أُولِی الْأَلْبَابِ" عبرت بگیرید پس شما تا فرمول موفقیت پیروزی را من حالا جنگ نظامی دارم مثال میزنم در بحث اقتصادی همینطور است در خانواده همینطور است در همهی بخشها همینطور است در همهجا همینطور است اگر تو بتوانی خدا را داشته باشی کنارت کانون قدرت کانون حقیقی قدرت بقیه که همش مجازی هستند حقیقی نیستند حالا، چون فهم ندارند فهم عدم فقه و فسق شکست می آورد برای آن ها لذا اگر کسی میخواهد به قدرت برسد باید اول قبل از اینکه بخواهد هر کاری بکند باید مدیریت قلبش را انجام دهد در قلبش سه تا سلطان را به ترتیب ریاضی بچیند الله اهل بیت و جهاد تا از فسق در بیاید چون وقتی شما فاسق هستی در مسیر نیستی داری اشتباه داری میروی اول باید در مسیر باشی که بتوانی قدرت را جذب کنی ها؟ یعنی شما باید قدر ارتباط با غیب را پیدا کنی قدر ارتباط با غیب در سلامت ارتباط است یعنی باید بیایی بروی یک جایی بایستی که نیرو بتوانی جذبش بکنی مثالی که زدم برای نت الان اینجا نت نمیدهد میگوید خب بروم در خیابان آنجا میدهد خب تمام شد پس این مسیر را تو باید بروی پس تو تا فاسق هستی نمیتوانی قدرت را جذب کنی قدرت زمانی است که تو در مهندسی آرزوها و مهندسی عشق سه معشوق را اول به قلب خودت حاکم کرده باشی چه کسی؟ الله اهل بیت و جهاد اگر عاشق جهاد نباشی شکست میخوری فاسق هستی الان ملت ما چطور در مقابل همه قدرتها پیروز شد؟ چون مردمش فاسق نیستند ممکن است ظواهر شرعی را رعایت نکند آقا فرمود همه ملت ایران مؤمنند حتی آنهایی که ظواهر شرعی را رعایت نمیکنند ولی مؤمن هستند یعنی خدا برایش مهمتر است اهل بیت مهمتر است جهاد هم مهمتر است نمیترسد عاشق جهاد است عاشق این است که وسط میدان باشد عاشق این هست که با دشمن درگیر بشود اصلا ترس ندارد میبنی یک آخوند مثل من فاسق است ترسو است در میرود دیدی؟ مثلاً در میرود میرود مشهد مثلاً آنجا در کنار حرم آقا امام رضا (علیه السلام) باشیم آنجا بزنید آقا. فاسق است آخوندِ فاسق است بعد میبینی جنگ دوازده روزه بچههای ما کمپین های ما در درست آنجایی که بیشترین حملهها بود خانه و محل موشکی ما در چیتگر هوافضای سپاه خانمهای بدحجاب و بیحجاب همه ایستادند زیر بمب زیر بمباران مرگ بر اسرائیل مرگ بر آمریکا این مؤمن است اتصال به الله دارد آن آخوندی هم که فرار میکند میرود مشهد فاسق است پس به ظاهر شرعی نیست به چیست؟ به اینکه این شخص میتواند این سه تا را غلبه بدهد به قلبش یا نه؟ الله اهل بیت و چه کسی؟ جهاد. اگر آمدی و زیر بمباران ایسادی بزن بابا بزن نترسیدی این شیرزن است که آن بچههای آن جوری را میتواند تربیت کند فسق هر وقت آمد شکست میآید تعادل معشوق در دلت هر وقت به هم ریخت مشکلاتت شروع میشود اقتصادی، بدنی، بخش حیوانی، امور اجتماعی، سیاسی، خانواده در همه بخشها شکست داری بخش علمی ات شکست میخوری گند میخورد در بخش معنوی ات هم شکست میخوری اگر تعادل داری استحکام داری وقتی تعادل را توانستی برقرار بکنی همهچیز سر جای خودش دیگر تو در فرقی نمیکند مصیبت داشته باشی یا آسایش در همهاش موفق هستی الان این شهید نداده بود موفق است شهید هم داده موفق است هشت تا خانوادهاش شهید شدند میبینی آرام است نوزده تا از اعضای خانواده اش را از دست داده شاد، آرام، موفق، مؤمن، قوی، در هر صورتی موفق است "ما رایت الا جمیلا" موفق است این همیشه این شاد و آرام است پس رمز یادتان نرود حفظ تعادل است یعنی این سه تا معشوق الله اهل بیت جهاد اگر این کار را کردی به قدرت میرسی نگاه کنید "الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْف" الان خدا به شما تخفیف داد سبک کرد چون دید شما ضعیف هستید انقدر که من میخواهم صبر ندارید انقدر که میخواهم قوی نیستید خب؟ خب حالا چی شد؟ میگوید که "فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِئَةٌ صَابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِئَتَیْنِ" اگر شما صد تا صابر باشید به دویست نفر غلبه میکنید یعنی یک نفر به چند نفر شد؟ قبلی آنجایی که صبر قوی هست صبری که مورد دوست داشتن و رضای خداست یک نفر به چند نفر ؟ها؟ الان گفت نه یک نفر به دو نفر چون دیدم ضعیف هستید شما خدا میگوید. میگوید دیدم آن چیزی که باید در شما باشد نیستید ولی چون شما مؤمن هستید یار پیغمبر هستید من به شما کمک میکنم یک نفر به چند نفر؟ به دو نفر " فان یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ" اگر شما هزار نفر باشید به دو هزار نفر میتوانید غلبه کنید دو برابر چون صبرتان کم است شجاعتتان کم است ولی ملت ایران ثابت کردند که چی؟ جزء این بخش از آیه نیستند جزء کدام بخش آیه هستند؟ آن بخش اول هستند ملت ایران بینظیر هستند این ملت یعنی ما نداشتیم در تاریخ بشریت از زمان حضرت آدم تا الان ملتی به این قدرت به این شجاعت به این ایمان آنها به خدا گفتند ما هستیم خدایا ما این هستیم ما خوب صبر میکنیم چهل و هفت سال با قدرت، شجاعت، ایمان، باج هم ندادند به دشمن خب غلبه میکنید اما چی؟ باز یادتان نرود ها لوس نشوید بگویید که ما صبور بودیم ما قدرت نه مایی وجود ندارد " و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی" میگوید "یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ" با اجازه خدا و الا یاران پیغمبر در جنگ حنین هم از یاران دشمن قویتر بودند هم بیشتر بودند و شکست خوردند چرا؟ ها؟ چرا هم بیشتر بود لشکرشان هم تجهیزاتشان قویتر بود پیغمبر شکست خورد چرا؟ "اذ اعَجبَتْکُم کَثْرَتُکُم" گفتیم وای ما خیلی زیاد هستیم خیلی اسلحه داریم آن موقع که نداشتیم پیروز شدیم حالا که قویتر هستیم قطعاً پیروز هستیم یعنی خدا را فراموش کردند آن موقع دست خالی بودیم هشت سال دفاع مقدس دو تا ابرقدرت را با تمام اقمارشان شکست دادیم الان که دیگر ما چنین و چنان هستیم و موشک داریم و سپاه داریم و ارتش داریم و مردم داریم و نمیدانم سی میلیون جانفدا داریم و فلان به محض اینکه این را دیدی خودت را برای شکست داری آماده میکنی ذهنت فقط پیش چه کسی باشد؟ "و من نصرٌ الا من الله" خدا کاری ندارد ببیند تو دست خالی هستی دست پر هستی چه کارت دارد من موسی با چوب فرستادمش یادت باشد. حرمت ابزار و احترام و اسلحه و این ها را داریم میسازیم کمک میکنیم ذخیره میکنیم از آن استفاده میکنیم اما فقط تنها عشق و امیدمان کیست؟ الله به اذن الله حالا نگاه کنید تیر خلاص را زد والله اگر ما بفهمیم این آیه را چقدر عشق دارد فهمیدن کلمه الله. خیلی مهم است که انسان وقتی دارد میگوید خدا الله خدا را با همه خداییاش بیاورد در قلبش و احضارش کند آن خدا میتواند کمکت کند ها؟ شاه خر کیست کار آن است که خدا درست کند کلمهای که آن فقیری که میگوید کار آن است که خدا درست کند خدا را دارد همان فقیر، به آن ثروت میرسد یا به قول لُره "خدا ز سلطان محمود گب تره" سلطان محمود کیست؟ خدا الله اکبر خیلیها واقعاً نمیفهمند وقتی امام میگوید ما با الله اکبر پیروز شدیم نه با اسلحه نداشتیم اسلحه نداشتیم در مقابل آمریکا و شاه و ابرقدرتها و ساواک پس چه چیزی ما را پیروز کرد؟ بله؟ فریاد فریاد فریادی که راست است اینکه میگویند شبهای بیست و دوم بهمن بیایید در پشت بام الله اکبر بگویید فکر نکنید یک چیز شوخی است الله اکبر. دیدید الان شبها در خیابان باید الله اکبر بگویید همه اسلحه همین است الله اکبر تمام موفقیت و قدرت همین الله اکبر است در زندگیتان هم اگر این را داشته باشید موفق هستید الله اکبر اسلحه است سرودمان یادمان نرود اوایل الان در رادیو هم یک موقعی قبل از اخبار میگذارند ما مسلح به الله اکبر هستیم در واقع مقابل دشمن ما الله اکبر داریم گفتند یا امیرالمؤمنین این لشکریان معاویه نه تیر خوردند نه نیزه خوردند نه شمشیر پس چطور مردند؟ فرمودند با تکبیر من مردند ما این را با چشم خودمان در جبهه دیدیم که وقتی میگفتیم الله اکبر جنازه میدیدیم الله اکبر چه کار میکند این اسم اعظم الله اکبر این اسم اعظم همه موفقیت الله اکبر همه جا ها همه جا الله اکبر باعث میشود شما حقارت عاطفی نداشته باشی حسادت نکنی الله اکبر نمیگذارد اگر کسی الله اکبر داشته باشد حسود نیست دیگر. گدایی عاطفی از هیچ کس نمیکند شکست عشقی اصلاً معنا ندارد برای کسی که الله اکبر دارد ببینید بلال سیاه پوست است زبانش هم درست کار نمیکند سر و ظاهر و قیافهای هم ندارد میرود خواستگاری یک دختر خیلی خوشگل ببین چون الله اکبر دارد خواستگاریاش چطور است میگوید که "ان تزوجوا نا فالحمدلله" اگر دخترتان را میدهید الحمدلله یعنی این لطف خدا است "و ان لم تزوجوا نا فالله اکبر" نمیدید الله اکبر اما الان طرف مثلاً خودکشی میکند نمیدانم میرود سر دختره اسید میریزد نمیدانم غمگین میشود افسرده میشود دیدید دیگر الان این ها همه اش آدم های مثلاً الله ندارد این همه ترانههای خاک تو سری الان تولید شده در موسیقیها از ده ها سال قبل تا الان همه این ترانهها موسیقی های خاک توسری مال این است که این آدم اصلاً ربطی به غیب ندارد اصلاً و الا کسی که الله اکبر دارد گدایی عاطفی نمیکند از کسی دوستم داری داشته باش نداری نداشته باش خدا بزرگتر است تمام شد نه اینکه من میمیرم من نمیدانم سکته میکنم من نمیدانم فلان است نمیدانم فلان است میکُشَمت نمیدانم از این حرفها ندارد مؤمن هیچ وقت اینجوری نیست مؤمن یک عشقی دارد دلبری گزیده ام که مپرس. اصلاً حقارت در زندگیاش راه پیدا نمی کند سوی من از چه لب میگزی که مگو لب لعلی گزیده ام که مپرس. کم نمیآورد حالا نگاه کنید واللهُ وای چقدر قشنگ است اصلاً آدم همه وجودش قدرت، آرامش، شادی، نشاط میآید در زندگی آدم "و الله مع الصابرین" یعنی موسی چطور گفت "اِنَّ مَعیَ رَبّی" دیگر ها؟ "اِنَّ مَعیَ رَبّی" کنارش بود خدا. خدا میگوید من هم کنار هر صابری هستم فقط صبر کنی تقوا داشته باش به گناه نینداز خودت را تقوا آدم باش حروم نکن واجباتت را ترک نکن تقوا داشته باشی من کنارت هستم با من من کنار صابر هستم "والله مع الصابرین" شصت و شش آیاتش را برایتان بخوانم آیات شصت و پنج شصت و شش از سوره مبارکه انفال.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.