تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه هفتم 14/12/1404
سلام علیکم و رحمة الله، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، محمد و آل محمد، و لعنة الله علی أعدائهم أَجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجبالتعظیمی که در محضرشان هستیم، علماء، مراجع، اولیای الهی، شهدای اسلام، به خصوص رهبر عزیزمان و همچنین امام شهدا. صلوات بلند ختم بفرمایید. «اللهم صل علی محمد و آل محمد».
بحثمان درباره استقامت است؛ تفسیر موضوعی مان درباره استقامت است و آثار استقامت. در جلسه گذشته این را عرض کردیم که استقامت در راه خداوند... چون استقامت موضوع دارد. در قرآن کریم موضوع استقامت، دین خداست، احکام خداست، جهاد در راه خداست. اینها موارد استقامت است: دین خدا، احکام الهی، جهاد در راه خداوند، استقامت در مقابل دشمنان و استقامتهای مختلفی که در زندگی پیش میآید.
قاعده امداد غیبی
و استقامت فرمول و قاعده امداد غیبی است. بحث امداد غیبی خودش بحث مفصلی دارد، یعنی خودش یک دوره کارگاه تفسیر موضوعی جداگانه دارد. امدادهای غیبی که خداوند تبارک و تعالی بابی را باز کرده در قرآن به اینکه شما مدد باید بگیرید. «إیاک نعبد و إیاک نستعین»؛ ما فقط از تو مدد میگیریم، از تو مدد میگیریم.
این را خدا ما را اینجور تربیت کرده که به هیچکس جز خدا امیدی نداشته باشیم، هیچ ابزار و علل و فرد و کسی را جز خدا نبینیم. چون وقتی که ما غیر خدا را میبینیم، دچار شرک میشویم و واگذار میشویم به افراد و ابزار و علل. وقتی که آن افراد و ابزار و علل از ما گرفته میشود، یأس و ناامیدی میآید سراغ ما، ولو آن فرد پیغمبر خدا باشد. «و ما محمدٌ إلا رسولٌ» - اللهم صل علی محمد و آل محمد – پیامبر چیزی نیست جز رسول «أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم». اگر فوت کرد یا شهید شد، شماها برمیگردید به گذشته خودتان، دست از دینتان، آرمانهاتان برمیدارید. میخواهد پیغمبر باشد، میخواهد سیدحسن نصرالله باشد، میخواهد حاج قاسم سلیمانی باشد، میخواهد رهبر عزیزمان، مقام معظم رهبری، امام خامنهای باشد. فرقی نمیکند. اگر تو نگاهت به فرد بود یا به امکانات، بعد از او دچار یأس و ناامیدی میشوی، بعد از او دچار سستی میشوی.
اما اگر قاعده امداد غیبی را بلد باشی... قواعد...این قواعد را در قرآن به آنها در مورد امور اجتماعی، بهش «سنت» میگویند. این را یادتان نرود. هر وقت که خدا میخواهد فرمول یا قاعدهای به ما در مورد مسائل اجتماعی، تمدنی، مربوط به اجتماع مسلمانها هست به ما بگوید، میگوید: من برای شما سنت گذاشتم. سنت من این است.
سنت هم مثل قاعدههای فیزیکی تغییرناپذیر است. یعنی خدا اینجوری نیست که مثلاً اگر آب صد درجه به جوش میآید، چند وقت بعد صد و پنجاه درجه به جوش بیاید. نه همان صددرجه هست. اگر مجموعه داخلی مثلث صد و هشتاد درجه، صد و هشتاد درجه همیشه است. اگر آب H2O است، این H2O همیشه میماند، همین است. «و لن تجد لسنة الله تبدیلاً»، «و لن تجد لسنة الله تحویلاً»؛ تو در سنت خدا تغییر و تحویل و تبدیل نمیبینی؛ ثابت.
بنابراین هرجا که قواعد اجرایی سنت ایجاد بشود، آن سنت کار خودش را انجام میدهد. قواعد مثل چی؟ مثل اینکه هر وقت ما دو هیدروژن و یک اکسیژن را کنار هم گذاشتیم، قانون می گوید چی می شود خودبهخود؟ میشود آب. تغییر هم نمیکند. کافر میخواهد این کار را بکند، مؤمن میخواهد این کار را بکند؛ وقتی هر دو این قاعده را رعایت کردند، نتیجه و قضا و حکم یکی است.
سنتهای اجتماعی و امداد غیبی
اگر انسان سنتها را شناسایی کرد، سنتهای اجتماعی را رعایت کرد و شناسایی کرد و فهمید و ایجادش کرد، خودبهخود قدرها، این قدرها، قضاهای خاص خودش را دارد.
امداد غیبی و کمک خدا قاعده دارد، فرمول دارد. یعنی وقتی شما میگویید از من کمک میخواهید، کمک خواستن قاعده دارد. مثلاً شما یک گدا را نگاه کنید. این وقتی میخواهد برود کمک بگیرد، اگر یک لباس خیلی شیک و گران بپوشد، یک ماشین متوسط زیر پایش باشد، یک انگشتر گرانقیمت، یک ساعت گرانقیمت، این اگر بخواهد برود یک جایی گدایی بکند، کی به او نگاه میکند؟ سنت گدایی را رعایت نکرده. سنت گدایی یعنی تو باید فقر و عجز را نشان بدهی تا رحمت در طرف مقابل حرکت بکند، به جوش بیاید، به تو کمک بکند.
در امداد تو میگویی: «میخواهم کمک بگیرم از خدا». خب این کمک گرفتن از خدا قاعده و فرمول دارد.
نتیجه استقامت
حالا الان خدا چه میفرماید؟ میفرماید: شما اگر استقامت کردید، استقامت میشود چی؟ طبق مباحث خودمان، میشود چی؟ قدر. قضایش چیست؟ نزول ملائک. یعنی شکل طبیعی: تو استقامت را که به خرج دادی در مقابل دشمن، در قواعد الهی، در انجام دستورات الهی، بیصبری نکردی، بیحوصلگی نکردی، دستورات دین را رعایت کردی، فرشته نازل میشود.
فرشته و اضطراب
شما نوعاً آدمهایی که جنزده میشوند، افکار پریشان دارند – در سطح جهان دارم میگویم، در کشور خودمان هم همینطور - افکار پریشان دارند، اضطراب دارند، دلشوره دارند. اینها کسانی هستند که قواعد الهی را رعایت نمیکنند، در انجام دستورات خدا شُلند، سهلانگاری میکنند. این آدمها آدمهای ضعیفی بار میآیند، چون فرشته نمیآید به آنها قدرت بدهد. چون فرشته - گفتیم - چه کار میکند؟ نزول فرشته. نزول فرشته یعنی از بین بردن ترسها، اضطرابها و غمها.
آن جایی که تو استقامت در دین، اجرای قوانین الهی نداری، همیشه، ولو خوش بگذرانی هم، هرچقدر هم خوش بگذرانی، اصلاً از دریای غم و اضطراب بیرون نمی آید. یعنی طرف دارد توی شادی میرقصد الان، اما در آن رقصش هم اضطراب دارد، دلشوره را دارد، کمبود شخصیت را دارد، گدایی و ضعف شخصیتی را دارد. این همیشه با او هست.
اگر میخواهی غم نداشته باشی و اضطراب نداشته باشی، باید قوانین را رعایت کنی، استقامت روی دین خدا باشد.
کارکردهای فرشتگان
این نزول ملائکه برای این نیست. نزول ملائکه فقط برای این نیست که بیاید ترسهای تو را از بین ببرد، غمهای تو را از بین ببرد. این یکی از کارکردهای فرشتههاست. ما در شرح دعای سوم صحیفه سجادیه نزدیک به پنجاه اثر حضور ملائکه در زندگی و کارکردهای فرشتهها علیهم السلام توضیح دادیم. خب ما همه امورمان توسط فرشتهها اداره میشود. این تو هستی که با رعایت یا عدم رعایت، یا فرشته را جذب میکنی یا شیاطین را جذب میکنی در زندگیت. یا غصه و اضطراب را جذب میکنی.
اگر کسی پر از اضطراب است پر از غم است، پر از غم است، این برای این است که سبکی از زندگی را در پیش گرفته که نتیجه طبیعی آن قدر میشود قضا. یعنی قدر اضطراب را خودش انتخاب کرده، قدر غصه خوردن را خودش انتخاب کرده. حالا در این طرف قضیه، خوب نتیجهاش قضایش میشود اضطراب و ترس و دلهره و بیبرکتی و شکست مالی و ورشکستگی و شکستهای مختلفی در زندگی، چون این سبک را انتخاب کرده.
زندگی تمامش فرمول و قانون است. نمیتوانی بگویی من دلم میخواهد هر جور دلم بخواهد زندگی کنم ولی خوشبخت بشوم، به سعادت برسم. چنین چیزی امکان ندارد. آرام باشم و شاد باشم. این امکان ندارد. آرامش و شادی مثل آب، مثل قواعد هندسی و ریاضی فرمول دارد. باید آن فرمول را ایجادش بکنی در نفس خودت. اختیار انسان اینجاست. خدا میگوید با اختیاری که به تو دادم، تو ایجاد کن، نتیجه خودبهخود مال توست. میخواهی من کمکت کنم؟ باشه. از تو حرکت، از من برکت. تو شروع کن. تازه وقتی میخواهی شروع کنی، همه قوت و توانت را من دارم به تو میدهم. ولی خب همت کن، یاالله تنبلی نکن، شروع کن. من هستم پشتت.
قاعده پیروزی
خب، یکی از قواعدی که... گفتیم فرشتهها وقتی نازل میشوند چه کار میکنند، آن آثار خیلی شگفتانگیز در زندگی می آید، چه در مورد فرد، چه در مورد جامعه. یکی از قواعد مهم پیروزی فرد یا یک جامعه... یکی که میگویم نه اینکه زیاد هست. پنجاه درصد قاعده پیروزی و موفقیت در زندگی. هر پیروزی که میخواهی، اصلاً مهم نیست، در ازدواج، در کار اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مدیریت، در هر رشتهای که میخواهی پیروز بشوی، پیروزی فرمول دارد، قاعده دارد. پنجاه درصدش چیست؟ بارها گفتیم. پنجاه درصدش این است که تو بتوانی ظرفیت امداد را، ظرفیت استمداد را در خودت ایجاد بکنی، در هر شأنی که هستی، تا آن خدا امدادش را بکند. خدا مگر نمیخواهد تو موفق شوی؟ توفیق از جانب کیست؟ خداست. «نصرت من عندالله»، نصرت هم از جانب خداست. «و ما نصر إلا من عندالله»، «لا حول و لا قوة إلا بالله»، «و ما توفیقی إلا بالله». توفیق یعنی ابزار و علل جور شدن برای من. توفیق یعنی این که ابزار و علل موفق، انجام موفق یک کار برای من جور بشود. میگویند: توفیق شد، موفق شد. موفق شد یعنی چی؟ یعنی همه چیز جمع شد، این آدم به آن خواستهاش رسید.
پیروزی در همه زمینهها نصف موارد به چی بستگی دارد؟ قانون را امروز تندتند بگویم برایتان. نصفش به استمداد توست.
«إیاک نعبد و إیاک نستعین». خدا میگوید تو «إیاک نعبد» را اجرا کن و «إیاک نستعین» باشد، من هستم کمکت میکنم. این جوری نباشد که هر روز عربی بخوانید تا عمری، هشتاد سال هم که میگذرد، دروغ داریم میگوییم؟ راست است. چون عبودیت نمیکنی خدا را. نه «إیاک نستعین»مان هم درست است. چرا از او کمک نمیخواهیم؟ چشممان، ذهنمان، قلبمان وابسته به آدمها و ابزار و علل است که وقتی ازمان گرفته میشود میگوییم: خب ما هیچی نداریم، پس الان دیگر بدبخت میشویم، الان شکست میخوریم.
درس از جنگ بدر
اصحاب پیغمبر در جنگ... اینها را دیگر من تدریس کردم اینجا در همین جلسات «وظایف ما در آخرالزمان». الان به مناسبت بحثی که در آن هستیم - یعنی تفسیر موضوعی قرآن که استقامت است و موضوع روزمان که شهادت رهبر عزیزمان و امام عزیزمان و جنگی هست که در آن هستیم. دوباره این را تکرار میکنم. «فذکر إن الذکری تنفع المؤمنین»؛ تذکر برای مؤمنین مفید است. خوب، احتمال زیاد خیلی از شما اینها یادتان رفته هستند، فقط شنیدید- در جنگ بدر، یادتان هست؟ در جنگ بدر پیامبر، لشکریانش خیلی کم بودند، سیصد تا آدم بودند که آن هم خیلیشان نظامی نبودند، اسلحه نداشتند، تجهیزات نظامی نداشتند، ساز و برگ نداشتند. عِده و عُده پیغمبر در مقابل دشمن ضعیف بود. آنها سه برابر پیغمبر تجهیزات و عده و عدد داشتند. سه برابر شما در نظر بگیرید. حالا آمدند آنجا، در آن درگیری، در آن جنگ دست خالی ام. الان چه کار کنم؟ الان کی میتواند به من کمک کند؟ اینجاست که ایمان میآید به داد آدم میرسد.
رهبر عزیزمان یک جملهای دارند فوقالعاده زیباست، فرمود در جنگ: وقتی رسیدید به ناامیدی، تازه آن جا باید ادامه بدهید. وقتی دیدید دشمن دارد به شما غلبه میکند و تو هیچ کاری نمیتوانی بکنید و میبینید دارید ضربه میخورید، همان جا، آن جایی است که تو باید ادامه بدهید. همان جایی است که نباید بترسی، نباید کم بیاوری. تو وسعت را به کار گرفتی، امداد از من هست. تو وسعت را به کار بگیر، تو به اندازه توانت تلاشات را بکن، فرار نکن، قهر نکن، نرو، بایست وسط میدان. به اندازه خودت. به اندازه خودت بایست وسط میدان، بقیه را بسپار به منِ خدا.
خداوند به پیغمبر چه گفت؟ « اذ تستغیثوا ربکم». دعا پنجاه درصد کار است. اگر دعا نباشد، فرمود اگر شما اهل دعا نباشید، «قُل ما یعبَأُ بکم رَبّی لولا دعاؤُکم». بگو پروردگار من هرگز به شما توجه نمیکند اگر دعای شما نباشد.
استغاثه
چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی کسی که اهل استمداد از خدا نیست، شکست زیاد دارد در زندگیش، لغزش زیاد دارد. ببینید چه بزرگتر از ماها، آدمهای بزرگ تاریخ را نگاه کنید. شکست خوردند، همه نابود شدند. چه ثروتمندهایی که فقیر شدند، چه آدمهای محبوبی که منفور شدند، چه صاحب نعمتهایی که نعمتهایشان را همه را از دست دادند. برای اینکه چی؟ مست نعمت بودند، گول داراییهایشان را میخوردند، نه خدا را. حواسشان به خدا نبود. وابسته به افراد یا امکانات بودند، شکست میخورد انسان.
استغاثه که این همه ما روی آن تأکید میکنیم که باید استغاثه باشد تا فرج حاصل بشود. «استغیثوا ربکم». شما به درگاه مربی خودتان، ربّ خودتان استغاثه کردید. طلب غوث میکنند، «الغوث الغوث» طلب غوت را میگویند استغاثه یعنی «خدا به فریادم برس، خدا بیا به فریادم برس، خدا جز تو هیچکس ندارم». من هیچ کس را جز خدا نمیبینم.
خدا رحمت کند امام را که فرمود: «خدایا، تو میدانی که ما هیچ کس را جز تو نداریم» ببینید استغاثه امام را شما گوش کنید. «خدایا، تو میدانی که ما هیچ کس را جز تو نداریم و هرگز هم نخواستیم غیر از تو کسی را ببینیم». این را که میتواند انقلاب را انجام بدهد و انقلاب پیروزمند بیاورد، پرچم را موفق تحویل ولی فقیه بعدی بدهد، با پیروزی، می گوید: با قلبی آرام، دلی شاد، ضمیر امیدوار، چون پرچم را تحویل داد. یعنی چی؟ یعنی کشور و قدرت و امکانات و دولت را تحویل داد به حاکم بعدی. رهبر عزیزمان هم همینطور. او هم دقیقاً همین اصول توحیدی را رعایت کرد، به شکل معجزهآسا این کشور را اداره کرد تا پرچم را تحویل صاحبش داد، نفر بعد.
نتیجه استغاثه
خب پس اگر استغاثه آمد، اگر در زندگیت اهل استغاثه بودی چه در نظام فردی، چه در نظام اجتماعی... جامعه به استغاثه اگر آمد، اگر جامعه به استغاثه آمد، «فاستجاب لکم». پس قضایش این میشود. پس ما اگر قدر استغاثه را ایجاد کردیم، قضایش میشود چی؟ «فاستجاب لکم»؛ خداوند اجابت میکند شما را. اجابت کردید دیگر. حالا چه جوری؟ «إنی» اینکه من «ممدکم بألف من الملائکة مردفین»؛ من هزار فرشته پیدرپی فرستادم برای کمک شما، در جنگ پیروز شدند پیامبر. آن هم زیاد هم نه. یعنی خیلی درگیری طول نکشید. همان دقایق اول این سیصد نفر غلبه کردند به آنها، فرماندهها و گردنکلفتها را کشتند، بقیه هم ترس برشان داشت، فرار کردند. ترس جز لشکریان خداست دیگر. ترس جز فرشتههای خداست، میاندازد در دل یک کسی. دل دست خداست دیگر.
«المؤید بالرعب» که داریم در مورد امام زمان. امام زمان یکی از قوای لشکریان قدرتمندش این است که وقتی ظهور میکند، تمام دشمنانش در سراسر جهان به لرزه میافتند، به ترس میافتند. نمونههایش را در لشکریان پیشقراول امام زمان که ایرانیها هستند، جمهوری اسلامی است، همین بچههای خودمان هستند، ببین چه دنیا را به ترس انداختند، چه جوری دنیا، کل کره زمین به رفتار اینها وابسته است. این قدرت است. همه به دست و پای ایران افتادند، همه به التماس افتادند.
امام زمان وقتی بیاید، «مؤید بالرعب» است. «منصور بالرعب» است. قدرت است
بشارت الهی
. خب چه کار کرد؟ میگوید: من هزار تا فرشته پیدرپی فرستادم برای شما. حالا این برای چیست؟ چون من قبلاً این آیه را مفصل تفسیر کردم، اینجا روی آن کار نمیکنیم. «و ما جعله الله إلا بشری...» من فقط دلم میخواست شماها شاد بشوید. ببین خدا هوای دل بندههایش را دارد. می گوید شما استغاثه کنید من شادتان میکنم، بشارت میدهم به شما، مژده میدهم به شما، اصلاً نگران نباشید. فرشته میخواهید؟ هرچقدر بخواهید فرشته میفرستم برایتان. کمک میخواهید؟ پیروزتان میکنم. یک موسی تنها را پیروز کرد با یک هارون پیروز کرد بر کل لشکر. مگر نبوده اینها؟
خب من میخواستم شما شاد بشوید، «إلا بشری»، برای اینکه برای شما بشارت باشد اینکه فرستادیم فرشتهها... «و ما جعله الله»؛ من این کار را نکردم مگر برای بشارت شما. خدا بنده هایش را دوست دارد. مؤمنینی را که استقامت میکنند، محبوب خدا هستند. آنهایی که اهل استقامت هستند. آنهایی که شُل و وَلِم هستند - در روایت خواندیم برایتان - از امیرالمؤمنین که خدا از بندههای شُل و وَل و ضعیف بدش میآید، بندههای متلونی که رنگ عوض میکنند، ادعا دارند اما تا به مصیبت می خورند، سر و صدا و جیغ و دادشان در میآید، بیتابی میکنند. این را یادتان نرود. قدر بیتابی، قضای بالارفتن مصائب در پی دارد. آدمهایی که بیتابی میکنند، مشکلاتشان چند برابر میشود. آدمهای ضعیف بیشتر آسیب میبینند، ضعیف است دیگر، خودش را ضعیف نگه داشته.
آرامش قلب
دیگر چی؟ چه دلیلی داشت من فرشته ها را فرستادم؟ «و لتطمئن به قلوبکم»؛ میخواستم دلهایتان آرامش پیدا بکند. هم نصرت، هم شاد باشید بشارت دادم به شما، هم دلتان محکم بشود. شما استغاثه بکنید، باشد. بشارت. پس دقت کنید قدر استغاثه چه قضایی را در پی دارد: نزول ملائکه، کمک میکنم به شما در مقابل دشمنانتان، پیروزی، بشارت. دیگر چی؟ آرامش قلب؛ قلبتان را آرامش میدهم، دلهایتان را آرام می کنم. خدا هوای بندههایش را دارد، هوای لشکریانش را دارد. اگر لشکر خدا باشیم، اگر سرباز خدا باشیم، همیشه شاد، قوی، مطمئن، بدون ترس میرویم جلو. «و ما نصر إلا من عندالله»؛ یاری نیست مگر از جانب خدا، پیروزی نیست مگر از جانب خدا.
علت شکستها
خب حالا یک سؤال: آن جاهایی که دشمن غلبه میکند به مسلمانها، به مؤمنین، مؤمنین را می کشد، چه جوری میشود؟ میگوید: خب آنها قدر پیروزی را رعایت کردند، شما رعایت نکردید. شما ائمه تان را تنها گذاشتید. سیزده تا امام؟ بله، که ضربه میبینید. شما امام دوازدهمتان، منجی عالم، هزار و صد و نود و دو سال است شما آواره بوده، نرفتید سراغش، کمکش نکردید، زمینههای سلطنتش را فراهم نکردید، مجاهده نکردید. خب بله طبیعی است... خلیفة الله است، یعنی کمکش کنی، کمک خداست. کمکش نکنی یعنی خدا را کمک نکردی. خدا میگوید: اگر کمک کنید، «إن تنصروا الله ینصرکم»؛ اگر من را کمک کنید یعنی کی را کمک کنید؟ خدا که کمک نمیخواهد، یعنی ولیّ الله را کمک کنید، یعنی امامتان را کمک کنید. من کمکتان میکنم.
یاری خدا
«و لینصرن الله من ینصره» این آیه ای است که اگر سخنرانی مقام معظم رهبری را، شهید عزیزمان را، امام عزیزمان را در نظر بگیرید، بیشترین آیهای که ایشان در سخنرانیهایشان دارند همین آیه بود که حتماً حتماً حتماً، چهار تا حتماً دارد، خداوند یاری میکند کسی را که یاریش کند. اگر کسی پای خدا ایستاد، خدا یاریش میکند.
استقامت این است. ایستادی پای خدا، پایت میایستد، پیروزت میکند در همین دنیا به دشمنانت. خیر و برکت برایت میرسد، مادی معنوی. همه جوره خدا بهت میرسد. چون از غیر خدا ما انتظاری نداریم، کسی هم غیر از خدا نمیتواند کمکمان کند. «و ما النصر إلا من عندالله إن الله عزیز حکیم». خدا شکستناپذیر و حکیم است. اگر إن الله عزیز حکیم، اللهی داری که عزیز است و حکیم است، شکست نمیخورد، حکمت دارد. این اگر پشت تو باشد، تو شکست میخوری دیگر؟ حالا هی ترس دارد: «آی ابرقدرتها، کشتیهای جنگی آمریکا آمدهاند در نزدیک خلیج فارس، آی هواپیماهایشان، آی ما را محاصره کردند». اصلا یعنی چی.
انقلاب اسلامی از اول با قدرت غیبی ایجاد شد. این را خوب دقت کنند عزیزان، کسانی که فکر می کنند آدمهای صاحب تحلیل هستند، آدمهای عاقلی هستند، آدمهای دانشمندی هستند، درس خواندند، فوقدکترای علوم سیاسی دارند، این را باید بفهمند اگر این را رعایت نکنند، آن تحصیلاتشان مفت نمیارزد، به دردشان نمیخورد، قادر به تحلیل نیستند.
ماهیت غیبی انقلاب
امام فرمود: این انقلاب کار من نبود. پس کلاً مقوله فردی را بگذارید کنار. این انقلاب فقط برنامه- دقت کنید چه دارد میگوید امام- برنامه، یک نقشه، خدا و امام زمان بود. فرمایش امام است. یعنی آن وقتی که این جامعه غرق در فساد است، ظاهراً - ظاهراً البته - ولی باطن دارد این جامعه ، این جامعه باطن ولایی دارد، این جامعه امام حسین دارد. این جامعه همان زمان شاه ملت امام حسین داشت، نه اینکه الان ملت امام حسین شده. درست است تعداد مشروبفروشیها و کافهها و اینها از مساجد بیشتر بود، درست است خیلی فحشا و منکرات بود، اما مردم باطن داشتند. با همان مردم زمان شاه، امام این انقلاب را انجام داد نه با مردم بعد از انقلاب. چرا؟ چون اینها خودشان را به حدی رسانده بودند از نظر لیاقت که خدا روی این ملت میتوانست حساب کند.
مثال آیت الله حائری شیرازی
خدا رحمت کند آیت الله حائری شیرازی را. مثال خوبی میزند. میگوید: یکی رفت به امام سجاد گفت: آقا، قیام کنید شما چرا قیام نمیکنید شما؟ (آقا امام باقر علیه السلام دارد تعریف میکند.) میگوید: پدرم گفت: از شماها که دارید ادعا میکنید کمک ما، یکی از شما هست برود یک دانه از این ذغالها را که در آتش است دستش نگه دارد همینطور تا خاموش شود. آقا امام باقر بچه بود، رفت گفت: من حاضرم. حضرت فرمود: شما را نمیگویم. دفعه دوم سؤال کرد: یکی از شما هست این را بگیرد در دستش؟ هیچکس جواب نداد، همه سرشان پایین بود. دفعه سوم سؤال کرد. هر دفعه من رفتم گفتم آقا، آقا گفت من با شما نیستم. بعد حضرت هیچی نگفت که اینها خجالت نکشند بلند شوند بروند، دنبال جواب نبود؛ یعنی نگفت پس چرا ساکت شدی؟ پس چرا جواب نمیدهید؟ اگر کمک ما هستید! یعنی چی؟ یعنی امام آدمی را نمیبیند که آتش در دستش بگیرد تا بسوزد تا خاموش شود.
بعد ایشان مثال فوقالعادهای زد. فرمود: امام خمینی سلام الله علیه - صلوات بلند محضرشان ختم بفرمایید «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» - که ولیّ الله بود، صاحب مقام بود، صاحب کرامت بود. (این همه تعریف از امام...) بیش از ده آیه در قرآن داریم راجع به مردم ایران. ببین رهبرشان دیگر چیه. امام نگاه کرد دید میتواند مردم ایران - مردم زمان شاه، نه مردم الان - کسانی هستند که میتوانند آتش در دستشان نگه دارند، اهل استقامت، اهل صبر و بر رویشان حساب کرد و انقلاب اسلامی را با همین مردم انجام داد.
پیشبینی ناپذیری انقلاب
انقلاب اسلامی نطفهاش با غیب چیده شده. و الا شما... دیگر برنامه مفصل، این را من در کتاب «انقلاب اسلامی، آینده جهان» مفصل نوشتم. الان دیگر اینجا توضیح نمیدهم. هر کس توضیح بیشتری خواست به همان جا مراجعه کند. شما به هر کارشناسی بگویید: آقا، سال بعد میخواهد انقلاب بشود، شاه برود، یک روحانی و مرجع تقلید میخواهد بیاید. کسی باور میکند؟ شش ماه مانده به انقلاب؟ نه. یک شب مانده به انقلاب - فردا شب قرار است در ایران، فردا قرار است در ایران... ما هجدهم دی مثلاً، نوزدهم انقلاب شده - هجدهم دی بگوییم فردا قرار است انقلاب بشود در ایران، شاه و اینها می روند. اینها همه در کمال قدرت، ارتش، ساواک، آمریکا در این کشور مستقر بودند، بیست و چهار ساعت قبل. هیچ خبری از انقلاب هم نیست. خب الان چی شد؟ آقا از فردا انقلاب میشود، اینها نابود میشوند، کی باور میکرد؟ شما یک کارشناس دارید؟ تمام کارشناسهای جهان اعتراف کردند غافلگیر شدند. شما حتی یک کارشناس ندارید بگوید بله ما حدس زده بودیم که انقلاب میشود. چرا؟ کارشناسهای مسیحیت صهیونیست، یهودیهای مسیحی صهیونیست که کتابهایشان نوشته که ایرانیها در فلان موقع انقلاب میکنند، آنها خبر داشتند. آنها چرا؟ چون در کتاب خودشان نوشته بود دیگر. فیلمش هم حتماً توصیه کردیم. به قول امروزیها لینکش و ارتباطش را گذاشتیم در کانال، بروید ببینید فیلم «مردی که آینده را دید» از چهارصد سال پیش داموس پیشبینی کرده بود. آنها این را میدانستند. فقط هم آنها این را میدانستند. یعنی آنهایی که این کتابها را میخواندند، می دانستند قرار است در ایران انقلاب بشود، شاه برود، به قول خود داموس یک ایمان بزرگ بیاید حاکم بشود بر ایران.
بله، والا از نظر عقلی و ظاهری اگر کسی بگوید فردا انقلاب می می شود تو دیوانه ای. اگر کسی آمد گفت من خواب دیدم انقلاب شده، میگفتند تو غذا زیاد خوردی، اذغاث اعلامه، خواب پریشانهست. انقلاب در این کشور! با این شاه؟ اینجا حاکم آمریکا حاکم است، ارتش حاکم است، ساواک حاکم است. با چه انقلابی؟ کی انقلاب می کند؟ این مردمی را که ما داریم میبینیم که تعداد مشروبفروشیهایشان بیشتر از مساجدشان است، کی انقلاب میخواهد بکند؟ کی میخواهد بیاید وسط میدان شهید بدهد؟ کی حاضر است آن آتش را نگه دارد کف دستش؟ امام فرمود: من میدانم با این ملت میشود، و انجام داد.
معجزه انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی، جریانش، نطفهاش، خاستگاهش غیبی است، ادامهاش تا الان غیبی است. امام فرمود چیه؟ دشمنان مغرور امکانات و ثروت و اسلحه خودشان بودند در مقابل انقلاب اسلامی. انقلاب اسلامی بزرگترین معجزه قرنهاست - نه قرن. پس چطور اینها شکست خوردند؟ شما الان ابرقدرتید در نظام، در خیلی از رشتهها دیگر کشور ایران یک ابرقدرت شده بعد از چهل و هفت سال. آن موقع اول انقلاب چی بودیم؟ جز ضعیفترین کشورهای جهان بودیم. آمار پیشرفت و توسعه را نگاه کنید در مورد ایران. ایران جزء آن چند کشور آخر دنیاست، چند کشور آخر دنیاست. هیچی نداشت این کشور. پزشکانش را از بنگلادش و پاکستان و هند میآوردند؛ اینجا پزشک نداشتیم ما به اندازه کافی و همه چیزشان. یک سیمخاردار - ما زمان جنگ نمیتوانستیم تولید کنیم و بهمان هم نمیدادند - یک سیمخاردار. همه چیزمان وابسته به بیرون بود. یک کشور اینجوری، نه نیروی نظامی قدرتمند دارد، نه اسلحه بهدردبخوری دارد، نه نیروی آموزشدیده دارد، نه پولی در این کشور هست. خدا رحمت کند شهید رجایی را که میگفت: ما سیلهایمان را هم جارو کردیم، یعنی گندمی هم وجود ندارد. ولی مردم احساس گرسنگی کردند آن موقع؟ همان موقعی که هیچی نبود؟ نه.
بعد تمام ... دو تا ابرقدرت اصلی شوروی و آمریکا و اقمارشان، تمام اروپا، کشورهای خاورمیانه، غیر از یکی دو تا سوریه بود که آن ایستاد استقامت کرد، فقط هم آن پابهپای جمهوری اسلامی ایستاد. بسیاری از کشورهای دور دنیا - از بیش از بیست کشور اینجا ما اسیر داشتیم - همه ریختند سر یک کشور دست خالی. تمام امکانات نظامیشان را آوردند با ما جنگیدند. دریا، زمین، هوا. از همه بدتر چیه؟ زمین است دیگر. چون اقتدار در جنگ و پیروزی هوایی خیلی... هیچ وقت کسی در هوایی پیروز نشده. این همه غزه را زدند، آن که میخواستند غزه را بگیرند نابود کنند، حمله چی بود؟ زمینی بوده و موفق هم نشدند. تمام دنیا آمد جلو، غزه فسقلی کوچولو شکست خورد. حالا که جمهوری اسلامی است، کشور پهناور. ولی آمدند، شهرهایمان را دانهدانه گرفتند. هشت سال جنگ، طولانیتر از جنگهای جهانی. همه قدرتها ریختند سر این کشور و شکست خوردند. نتوانستند یک وجب خاک بگیرند. قبلاً یک پارس میکردند، دو سوم خاک ما را قبلاً با یک پارس، با یک تهدید میگرفتند. دو سوم این کشور رفته بود. الان چی شده این کشور؟ یک چیزی اتفاق افتاده در این کشور که آن میتواند قدرتهای غیبی و ملائکه را بیاورد پایین و کمک کند و نگذارد کشور تجزیه بشود و شکست بخورد.
مقایسه وضعیت کنونی با اول انقلاب
این را خیلیها چرا نمیبینند مردم ما؟ ما الان وضعمان هزاران مرتبه بهتر از دوران اول انقلاب است. باز بعضیها ترس دارند: آی الان دنیا میخواهد بریزد سرمون، آی الان اسرائیل میخواهد چه کار کند، حمله میشود، میزنند، نمیزنند، آمریکا میآید. خب آمده، دیدید الان چه سیلی خورده. الان به غلط کردن افتادند. صد تا پیغام آتشبس داده. در تاریخ آمریکا هیچ سابقه نداشته که این تعداد آدمهایش اینطور بکشند، با ذلت و تجهیزاتش و پایگاهش نابود کنند. در تاریخ آمریکا سابقه نداشته پایگاه را تعطیل کنند یا سفارتخانه را تعطیل کنند. اولین بار دارد تجربه میکند: یک ابرقدرتی میزند به سرش، سربازانش را میکشد، پایگاههایش را نابود میکند و او را وادار میکند که پایگاهها را تعطیل کند و فرار کند، سفارتخانههایش را تعطیل کند و فرار کند. نه شوروی - روسیه که حالا دیگر خیلی ضعیف است نسبت به شوروی آن موقع - نه شوروی سابقاش نه روسیه، نه چین، نه هیچ قدرتی جرات نکرده یکی از این کارهایی را که فرزندان ما، فرزندان غیور حضرت زهرا سلام الله علیها، بچههای غیرتمند حضرت زهرا سلام الله علیها بکنند، اینها جرات نداشتند یکی از این کارها را بکنند، در خوابشان هم نمیبینند، در ذهنشان هم اصلاً نمیتوانند تصور کنند.
توطئههای دشمنان در طول چهل و هفت سال
بعد آمدند سال شصت که دیگر یادتان هست؟ آنهایی که بعضی یادشان هست، پنج قسمت کشور را میخواستند تجزیه کنند: کردستان، خلق کرد، خلق ترک، خلق بلوچ، خلق عرب، خلق عرب. همینجوری ریختند که کشور را تجزیه کنند. منافقین هم که از داخل نه مثل الان پیزوری که چهار نفر پا میشوند میآیند در چهار تا میدان یک ذره شلوغ میکنند، اینجوری نه. آنها رئیسجمهور میکشتند، نخستوزیر کشتند، نماینده مجلس همه را میکشتند. رئیس شورای عالی قضایی ما را کشتند - قوه قضاییه اما شهید بهشتی - اینجوری بودند. دو طبقه زنده مردم را میسوزاندند. اینها که اصلاً چیزی نیستند، عددی نیستند، یک چهارتا مگسایزایی هستند.
تمام امکاناتشان را در این چهل و هفت سال ریختند و شکست خوردند. چند بار حمله کردند، چند بار توطئه کردند، چند بار اغتشاش کردند با کمک منافقین داخلی. حالا الان در تشکیلات مسئولین ما همینها نیرو دارند. خودشان هم اعلام کردند: در دولت ما، در مجلس ما، در همه جا اینها نیروی نفوذی دارند و دارند برایشان کار میکنند، و کمکشان میکنند. دولتهای زیادی از ما به آمریکا و اسرائیل خدمت کردند. هنوز هم هستند. منافقین اینطور که هر وقت میبینند داریم پیروز میشویم، میروند ساز مذاکره و صلح و آتشبس میزنند که آنها دوباره قدرت بگیرند.
هشدار امیرالمؤمنین علیه السلام درباره صلح
علی علیه السلام در نهجالبلاغه فرمود: دشمن وقتی از شما درخواست صلح کرد، گول نخورید. برای اینکه او میخواهد دوباره خودش را تجهیز کند و قدرتمندتر به شما حمله کند. باز ما یک عالم از این مسئولین داریم مثل پینوکیو دائماً از گربه نره و روباه مکار فریب میخورند. باز صد رحمت به پینوکیو بالاخره آدم شد. یک جایی پینوکیو در فیلمش دیدید کارتونش را؟ زمان کارتون، زمان بچگی ما دیگر. بالاخره یک جایی آدم شد. اینها هنوز آدم نمیشوند. صد بار امام خمینی و رهبر گفت: با اینها مذاکره نکنید، مذاکره به درد نمیخورد، به نتیجه نمیرسد. هزینه مذاکره از هزینه جنگ بیشتر است. همه جوره مذاکره برای ما ضرر دارد. باز گوش نمی کنند. دوباره وادار کردند کشور را به سمت مذاکره.
دوره قبل در همین سال 1404... وسط مذاکره جنگ راه انداختند که اگر سیلی محکم نخورده بودند، تمام بود کار کشور. درست در همان موقعی که ما داشتیم چند تا ضربه دیگر مانده بود مثل مالک اشتر که ده ضربه دیگر مانده تا چادر معاویه، تمام است کار. از داخل امیرالمؤمنین را وادار کردند که برو مذاکره کن، صلح کن. ببین اینها پرچمشان را بلند کردند گفتند ما مسلمانیم، نگاه کن قرآن سر نیزه است اینها. فشار آوردند به امیرالمؤمنین وادارش کردند که به مالک بگوید برگرد. بی خود یک دفعه یک صدایی درآمد که شما نزنید ما هم نمیزنیم. کی گفته چنین حرفی را؟ شما نزنید ما هم نمی زنیم. بیایید با هم حرف بزنیم. تحمیل کردند این را به کشور. بعد هم گذاشتند گردن رهبر که آقا گفته صلح کنید، آقا گفته آتشبس کنید. آقا دین دارد، مسلمان است، قاعدهشناس است، قرآنشناس است، بزرگترین مفسر زمان ماست. بزرگترین شخص مسلط به نهجالبلاغه است. در نهجالبلاغه میگوید دشمن وقتی درخواست صلح کرد برای این است که مراقب باش که تو را ساکت بکند، دوباره تجهیز کند به تو حمله کند. باز مسئولین نادان ما گوش نکردند، دوباره جریان بردند وسط مذاکره. بابا اینها دارند تجدید قوا میکنند و جالب است تجدید قوا کردنشان علنی بود. به فردای اینکه ما آتشبس کردیم، از آلمان بیشتر از آلمان، اروپا، آمریکا کشتی کشتی، هواپیما هواپیما، امکانات ریختند در کشورهای عربی اینجا، پر کردند، در اسرائیل را پر کردند. دوباره تجهیز، آمادهاش کردند. حالا دوباره قلدری، دوباره این بار وسط مذاکره باز جنگ راه انداختند. باز ما میبینیم یک مشت آدمهای اگر نگوییم خائن، آدمهای احمق، دوباره صدا میکنند: شما نزنید ما نمیزنیم. یعنی شما اگر میزنید ما میزنیم، ولی وقتی شما نزنید ما هم... آره. یعنی تو باید آن ده ضربه را تا چادر معاویه بزنی، ریشه را بکنی.
رهبر شما - امام شما - که شما ادعا میکنید او را امام و رهبر خودتان میدانید، گفت: بابا ریشه این اسرائیل را بکنید از این منطقه. تا وقتی این غده سرطانی اینجاست، هیچ یک از مسلمانها - نه فقط ایرانیها - هیچ یک از مسلمانها اینجا امنیت ندارند. «یهلک الحرث و النسل»؛ دنیا و آخرتتان، مادّه و معنایتان را نابود میکند، نسلتان را نابود میکند. هنوز ضریبشان آنجا نمیتواند آدم بگوید مثل حیوانی - چون حیوانات روز قیامت یقهمان را میگیرند میگویند چرا شما ما را با اینها مقایسه کردید؟ - اینها را به ضعف و ذلت انداختیم. التماس کردند که بیایید آتش بس کنیم. التماس کردند. بیخود بهشان فرصت دادیم. تجهیز کردند خودشان را، دو هفته قبل از عملیاتشان، می گوید ما عملیات را قبلاً چیده بودیم، آماده کرده بودیم میخواستیم عملیات بکنیم. دو هفته... سفیر آمریکا در اسرائیل میگوید که اسرائیل حق دارد، در کتابهایشان نوشته-کتابهای قلابی که خودشان نوشتند- که خاورمیانه مال اینهاست، دست اسرائیل. اسرائیل بزرگ اینها هستند، آنها مردم کشورهای دیگر حقی ندارند. اگر اسرائیل اینها را نابود بکند، همه را بکشد از بین ببرد که اینها را بگیرد، حق خودشان است. وزیر خارجه حیوان و وحشی ترامپ، وزیر خارجه اولیش پمپئو، میگوید: خدا نفت ما را در کشورهای دیگر گذاشته، ما برویم نفتهایمان را جمع کنیم. نفت ما؛ یعنی تمام ثروت کره زمین را سند زدهاند به اسم خودشان: مال ماست.
بعد آقایان خیال راحت: «وسط مذاکره نتایج خیلی خوبی گرفتیم، نتایج مثبت، داریم به نتایج خوبی میرسیم» بعد هم رهبر را به شهادت رساندند، خانوادهاش را به شهادت رساندند همه را. فرماندههایمان را به شهادت رساندند. همه جور حمله کردند. تازه حمله نظامی زمینی هم آماده کرده بودند. در همین عراق، کردستان عراق... که حالا الحمدلله بچهها پیشدستی کردند. آمریکاییها را آموزش داده بودند برای حمله زمینی، نیرو جمع کرده بودند که حمله زمینی هم بکنند از مرزهای ما. آن بار هم همینطور. آن بار هم از افغانستان و از آذربایجان و از ده جا نیروی زمینی آماده کرده بودند که بیایند تو. اینها را فقط خدا خنثی کرد. آقا فرمود: خداوند نقشه اینها را باطل کرد.
نتیجهگیری
این کشور تا وقتی این مردم اینجوری وسط میدان هستند الان در شبها و روزها، مردم اگر همینجوری از خودشان قدرت، لیاقت... حالا می گویم جلسه بعد، توضیح میدهم - مردم تا وقتی که اینجور هستند، نصر و نصرت الهی، فرشتهها دائماً دارند نازل میشوند به این کشور و این کشور را مراقبت میکنند. وحدت و یکپارچگی، قدرتش، پیروزیش، عزتش را حفظ میکند.
این ما هستیم که باید امکان نزول ملائکه را فراهم بکنیم. این ما هستیم که باید جذب نصرت الهی بکنیم. استغاثه کار ماست. یعنی چی؟ یعنی طلب غوث، طلب پناهندگی. خدایا پناهمان بده، خدا به دادمان برسد. اگر گفتی خدا، جز خدا هم کسی نیست...
تأکید بر توکل به خدا
مست نعمت ها، آقا هم فرمودند در ماه گذشته سلام الله علیه فرمودند چی؟ فرمودند اگر نگاهتان به اسلحهتان بود، به امکانات، موشکتان، اینها بود، این برای شما پیروزی نخواهد بود، چون برای دشمن هم آورده. اگر اینها عامل پیروزی باشد، وقتی همه قدرتشان را بریزند روی یک کشور فقیر، باید نابودش بکنند یک شبه. اینها وقتی به ما حمله کردند گفتند هفته بعد- صدام- همه بعد من در تهران ناهار می خورم. هشت سال پشت در نگهش داشتند. آن مرد تلف شد، رفت. تمام دشمنان هم همینطور رفتند، تلف شدند. صدام و غیر صدام، کشورمان. دفعه قبل گفتند ما برنامهریزی کردیم سه چهار روزه رهبر را میکشیم، اینها را میکشیم، فرماندار میکشیم، میریزند توی کشور، تمام. جنگ دوازده روزه هم همین برنامه بود. الان هم گفتند سریع میآییم ایران را جمع میکنیم. خب جمع کردند؟ الان که دارند نابود میشوند خودشان، پایگاههایشان، کشورشان، امکاناتشان، سفارتخانه، ارتششان دارد نابود میشود. ما سر جامان هستیم. پس این از کجاست؟ این از کجاست؟ از ایمان مردم، از شجاعت این مردم است، از ولایت این مردم است، از تعهد به رهبرشان است، تعهد به امامشان است، از استقامتشان است.
اگر او آمد، پیروزی حتماً خواهد آمد. از جای دیگری انسان نباید تصور کند که میتواند پیروز بشود. «و ما نصر إلا من عندالله». اگر تو با خدا بودی همیشه پیروزی، چه در زندگی فردیت، چه در زندگی اجتماعی اگر با خدا بودی، پا به کار خدا ایستادی، خدا می گوید همه امکاناتم را میریزم دست تو.
حالا الان یک استراحتی چند دقیقه بفرمایید و بحث و تفسیر را ادامه بدهیم که خداوند چگونه به داد ما خواهد رسید.
و الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.