جلسه 002 - تفسیر موضوعی قرآن؛ استقامت
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1404
ماه
11
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - تفسیر موضوعی قرآن؛ استقامت

تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه دوم 02/11/1404

السلام علیکم و رحمه الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و صلی علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم مومنین و مومنات، علما مراجع شهدا و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.

خب بحثمان درباره در تفسیر موضوع قرآن موضوع استقامت است. اینکه انسان هم در نظام فردی باید آدم قوی باشد آدم مقاومی باشد، هم در نظام اجتماعی و سیاسی در مقابل دشمنانش و آفاتی که او را تهدید می کند، انسان باید مقاوم باشد.

آدم های ضعیف، آدم های تنبل، آدم های زودرنج، آدم های حساس اینها هم در دنیا آسیب پذیر هستند و هم در نظام آخرتی و ابدیشان گرفتار جهنم می شوند. جهنمی ها اساسا کلا همان طور که قبلا هم در بحث تنبلی گفتم که حضرت فرمود: کلید همه بدبختی های انسان در دنیا دو چیز است: یکی تنبلی یکی بی حوصلگی. اینکه هر مصیبتی سر یه فرد و یا یه جامعه می آید این به دلیل این آفات تنبلی و بی حوصلگ.ی تنبل کاری را شروع نمی کند، بی حوصله شروع می کند و ادامه نمی دهد. هرچی مشکل یه کسی در زندگی دنیاییش می آید و یا زندگی آخرتی اش به این برمی گردد. خب آدم هایی که تنبل و بی حوصله هستند، مقاومت نمی توانند بکنند. زود باج می دهند، زود کوتاه می آیند در مقابل مشکلات در مقابل دشمن. زود زندگیشان به طلاق می انجامد. زندگیشان به متلاشی شدن می انجامد. در کار اقتصادی زود شکست می خورند. زود ورشکست می شوند، در روابطشان با دیگران به مشکل زیاد می خورند. در مسائل مدیریتی در خانواده در اجتماع اینها همیشه آسیب می بینند.

دو تا آیه که بسیار مهم هست در قرآن در مورد استقامتی که خداوند امر کرده که پیامبر و پیروانش باید استقامت داشته باشند را معرفی کردیم خدمتتان: سوره هود و سوره شوری. قرار شد که سوره شوری را هم بخوانیم. سوره هود را با هم یه توضیحی دادیم .سیاق شان تقریبا با هم برابر هست. قبل از اینکه به امر به استقامت برسد، می فرماید: «و ما تفرقوا الا من بعد ما جائهم العلم بغیا بینهم»؛ یعنی آن چیزی که می آید یک جامعه را یا یک فرد را از کار می اندازد، اختلافاتی هست که ممکن است پیدا بکند، خستگی های ذهنی، زدگی ها، درگیری ها. این آفت است. لذا می فرماید که «و ماتفرقوا الا من بعد ما جائهم العلم بغینا بینهم» در فرمایشات روز میلاد آقا امیرالمومنین علیه السلام رهبر عزیزمان فرمودند که امیرالمومنین در هیچ جنگی شکست نخورد همیشه پیروز بود؛ اما چرا نتوانست به اهدافش برسد؟ چرا به قول امام امت شکست خورد در نهایت؟ شکست امیرالمومنین در میدان جنگ نبود. کجا شکست خورد؟ آنجایی که دشمن با ایجاد اختلاف و کار فرهنگی، کار تبلیغاتی مردم را از دور امام جدا کرد.

مردم اگر از دور امامشان رهبرشان جدا بشوند، جامعه برای همیشه آسیب می بیند و دودش به چشم همه میرود، دور امیرالمومنین دور حضرت مجتبی دور سیدالشهدا را خالی کردند با تبلیغات، باعث شد سیزده تا معصوم مظلومانه به شهادت برسند و از همه بدتر چهاردهمین هزار و یکصد و نود و دو سال آواره بشود. تا الان هم آواره است. تا الان هم همین هستش. چرا؟ چون اهل حق کسانی که می گفتند ما مومنیم، امام را دوست داریم، اهل حق می افتادند به جان هم. می گوید «و ماتفرقوا» دور انبیا را خالی نمی کردند مردم چرا کی مگر کی؟ مگر زمانی که الا ببینید چقدر جالب است. قرآن می گوید: «من بعد ما جائهم العلم» یعنی با اینکه آگاهی داشتن دانش داشتن، به خاطر چی با هم تفرقه می کردند؟ «بغینا بینهم» اختلافات حسادت ها چشم و هم چشمی ها رقابت ها اختلافات سلیقه ای می افتادند به جان هم.

خب این کار باعث می شد که انبیا تنها بمانند، انبیا کشته بشوند، ائمه شکست بخورند، رهبران الهی نتوانند به اهدافشان برسند. بعد دوباره همان بحثی که هفته قبل کردیم «و لا کلمه سبقت من ربک الی اجل مسمی» خدا چون به اختیار و آزادی انسان ها احترام می گذارد، زوری کسی را وادار نمی کند که برو آدم شو. اگر کسی اختلاف کرد دور امام را خالی گذاشت دور حضرت زهرا را خالی گذاشت حضرت زهرا را کشتن خدا نمی دونه جلویشان را بگیرد. امیرالمومنین را کشتن امام حسن را کشتند امام حسین را کشتند این ها را به شهادت رساندند خدا جلویشان را نمی گیرد. می گوید چون من حرمت آزادی و اختیار بندگان هم را دارم. آن با انتخابش این مسیر را طی کرده که منجر به شهادت امام بشود. جزاش را بعدا می بیند ولی من جلوش را نمی گیرم. خدا به هیچ وجه مزاحم آزادی و اختیار انسان ها نمی شود. می گوید اگر این نبود که خداوند تا یه مدت مشخصی به انسان ها فرصت داده. فرصت هم برای امتحان می دهد. برای اینکه آدم ها باطن خودشان را نشان بدهند. باطنشان را نشان بدهند. آزمایش هایشان را طی بکنند، مسیرشان را طی بکنند. اگر نه خدا چیکار می کرد «لقضی بینهم» یعنی می آمد وسط یه کاری می کرد یه دخالتی می کرد یه قضاوتی می کرد جلویشان را می گرفت. بالاخره اهل باطل را هلاک می کرد خدا، ولی این کار را نکرد خدا. خیلی هم سوال می کنند خب چرا خدا اجازه داد مثلا آنها انبیا را بکشند پیغمبر را بکشند حضرت زهرا را بکشند؟ خدا می گوید من انسان را آزاد آفریدم. قرار نیست که هرکس خواست گناه بکند یا کار خلاف بکند، من برم جلویش را بگیرم. انسان آزاده و مختار است. لذا فرمود: خداوند هیچ کس را به جهنم نمی برد مگر کسی که واقعا خودش دوست دارد برود جهنم، خودش انتخاب می کند آگاهانه جهنم رفتن. «و ان الذین اورثوا الکتاب من بعم لفی شک منه مریب» دوباره همان داستان تکرار شد. کسانی که بهشون کتاب داده شد پس هم علم داشتن هم کتاب بهشون داده شده بود ولی با این حال افتادن در اختلاف و شک و تردید، آن هم بدبینی. ببینید بیشترین این را دقت کنید بیشترین کسانی که در جامعه اختلاف ایجاد می کنند مردم نیستند. چه کسانی هستند؟ قرآن دارد می گوید: «جاءهم العلم اورثوا الکتاب» دانشمندان گردن، کلفت ها بزرگان رئیس ها مسئولین اینها بیشتر به جان هم می افتند. دودش به چشم کی می رود؟ به چشم مردم میرود. آنها سر هوای نفس و جناح بازی و باندبازی و حسادت و چشم و هم چشمی مصالح مملکت را خراب می کنند؛ یعنی آقا رئیس جمهور شده فقط برای اینکه به اهداف سیاسیش برسد، واکسن وارد نمی کند. روزی هفتصد نفر می میرند. می گوید تا شماها به زانو در بیاید برویم مذاکره کنیم با آمریکا. واکسن نمی آورد. دوران رئیس جمهوری این تمام می شود رئیس جمهور بعدی می آید. یه ماهه دو ماه جمعش می کند می رود. می گوید من مذاکره نمی کنم واکسن هم وارد می کنند همه را نجات می دهم، همه را هم نجات می دهد. روی حسادت ها رقابت ها ما مصیبتی که در این پنجاه سال انقلاب داریم این هستش که بعضی از علمایمان مسئولینمان همه نه، بعضی ها حسادت دارند، رقابت دارند، چشم و هم چشمی دارند جناح بازی و باندبازی می کنند و وسط این جناح بازی و اختلاف ها و باند بازی ها با اینکه همه چیز هم می دانند، ببین «جائهم العلم» هم آگاهی دارند «اوثور الکتاب» پس از قوانین دینی آشنایی دارند همه شان. از قرآن آگاهی دارند. با این حال مثل یه آدم نفهم که هیچی حالیش نمی شود، نه کتاب را قبول دارد نه دانش خودش را زیر پا می گذارد، می بینی در جامعه رفتار می کند. همان که دشمن می خواهد رفتار می کند. می شود عامل دشمن. همین لباس مقدس تنش هست دقیقا منافق.

دیدید که در زمان دفاع طوفان الاقصی هم لباس های ما یه تعدادیشان در قم به نفع اسرائیل بیانیه دادند. چی می شود یه آدم اینجوری می شود؟ چه جوری می شود که آدمها به خاطر رقابت و حسادت و چشم و هم چشمی و مقام خواهی و دنیاخواهی به جان هم می افتند؟ اینجوری می شود. دودش به چشم مردم می رود. جامعه آسیب می بیند.

قرآن دارد چقدر قشنگ شفاف این را بیان می کند که اینها با وجودی که صاحب علمند و از کتاب آگاهی دارند، خودشان استاد قرآنند استاد حدیثند. نفسانیت نمی گذارد. شمر را شما نگاه کنید. جانباز لشکر امیرالمومنین در جنگ صفین چند وقت بعد در کربلا سر امام می نشیند روی سینه امام حسین سر امام حسین را می برد. استاد حدیث. ما کسانی در لشکر عمر سعد داریم که پنجاه بار حج رفتند. پس این خیلی مهم است که آقا یه جایی آدم فهمیده مومن و با تقوا باید کوتاه بیاید اختلاف راه نندازد. آقا فرمودند امیرالمومنین با اینکه حق با او بود هیچ اختلافی را نینداخت.س نه در مورد خلافت نه در مورد شهادت همسرش. آن هم آن همسر. آن فرد. می گوید جامعه به هم می خورد برای چی من الان اختلاف راه بیندازم ولی بعضی ها سر دنیایشان حاضرند یه کشور را به آتیش بکشند سر حسادت ها. پس بیشتر دعواها و درگیری ها را چه کسانی انجام می دهند در جامعه؟ خواص جامعه نه توده مردم. توده مردم خیلی خوب و نورانی هستند. توده مردم فهمیده تر از بسیاری از موارد فهمیده تر از خواص عمل می کنند. بهتر از آنها می فهمند. صبورتر مقاوم تر شجاع تر پاکارتر فداکارتر هستند. این تا نماینده مجلس می شود انگار یه حماقت هم باهاش در این نمایندگی هست. وزیر می شود همین طور نمی دونم رئیس جمهور می شود همینطور. این حماقت و چشم و هم چشمی و دعواها و ریاست طلبی ها و حسادت ها و اختلاف ها اصلا باهاش می آید. یه دفعه می بینی مثلا یه آدم شایسته شایسته که می تواند یه کشور را نجات بدهد می زننش کنار. یه آدمی که هیچی سرش نمی شود می شود جای آن می گذارند. یه مدیر قدرتمند را می گذارد کنار می گوید خب دامادم بیاد. پسرم بیاد. نمی دونم شوهر خواهرم بیاد. هم باندی ها هم جناحی ها بیایند. این چیزی که قرآن دارد برای ما کاملا ترسیم می کند. آن موقعی که خودشان هنوز رئیس نشدن، رئیس جمهور نشدن وزیر نشدن مسئولیت نگرفتن انقدر قشنگ حرف می زنند از عدالت و از پاکی ها و تقوا و بایدها و نبایدها و حقوق جامعه و قرآن می خوانند حدیث می خوانند، نهج البلاغه می خوانند. خیلی قشنگ. آدم می گوید بابا این چه آدم درستیه. به محض اینکه خودشان می روند آنجا دعوا و درگیری ها شروع می شود.

اینها را قرآن بیان می کند بعد هم بدبینی شک دائما این تردیدها را ایجاد می کند. چون خودشان مریضند «لفی شک منه مریب» شک بد نیست. شک برای اینکه آدم بتواند یه چیزی را بفهمد شک عاقلانه خوبه. اصلا من نسبت به این موضوع دینیم شک دارم می روم سوال می کنم از یه نفر، می روم شکم را برطرف کنم. هیچ اشکالی کاری ندارد اما شکی که توش بدبینی هست و دائما نق و غره و نمی خواهی مسئله ات را حل کنی. مخصوصا شک می کنی تا شک و مخصوصا ایجاد می کنی تا بتوانی راحت تر گناه بکنی. این خیلی وحشتناک است «بل یرید الانسان لیفجر امامه بل ایها یوم القیامه» می گوید چون می خواهد گناه کند می گوید بگذار بزنم زیرز همه چیز. می گوید آقا قیامت چیه کی رفته کی آمده خدا کیه از کجا معلوم؟ شک را ایجاد می کند. خودش برای خودش شک ایجاد می کند که راحت تر بتواند گناه کند. خودش عقاید خودش را زیر پا می گذارد تا بتواند هر کاری دلش خواست بکند.

خب پس این یادمان نرود که بیشتر مصیبت ها مال دانشمندان و خواص و اینها هستند که مصیبت درست می کنند برای ما. سرچشمه اش چیه؟ قرآن فرمود: دشمنی، رقابت، حسادت ظلم، افزون طلبی زیاده خواهی اینها ریشه اختلافات است. سهم خواهی های بیخود دودش در چشم یک کشور بلکه به چشم امام زمان می رود. آن هست که یک هزار و یکصد و نود و دو ساله به خاطر اختلافات ماه آواره است. آن وقت قربونش برم با این همه مظلومیتش هزار سال پیش که نامه نوشته می گوید چی برای شیخ مفید؟ نوشته شماها اگر با هم اختلاف نکنید همدل باشید و وفادار باشید من زود می آیم با عجله. ببین چه جور دارد نامه می نویسد. خب با هم یکی شوید همدل شوید کنار هم بایستید در واقع در برابر دشمنتان با هم همدل باشید، پاکار من باشید من بیام نجاتتان بدهم. خب یه صلوات ختم بفرمایید.

بعد خداوند می گوید. «ف» دقت کنید «فا» آنجا هم فا« داشت. «فاستقم کما امرت» یعنی آن حرفها را زد، همین حرف هایی که الان زدم، هفته قبل هم تقریبا شبیه اش بود، می گوید حالا که اوضاع اینجوری هست و خواص این کارها را دارند می کنند، به پیغمبر می گوید، می گوید چون آنها من نمیروم بروم یقه شان را بگیرم پس اگر بخواهید موفق باشید باید چیکار کنید؟ استقامت داشته باشید: «فاستقم» اینجا فرمود: «فذالک» خب «فذلک فادع فاستقم» مسیحی ها اهل کتاب یهودی ها اینها حالا که هی دارند دائما اطرافیان، خواص، شک و تردید ایجاد می کنند، هی شبهه ایجاد می کنند دائما، الان دیدید شبکه های مجازی می آیند، می آیند در شبکه ها دائما در مورد مقدسات امام رهبر انقلاب هی شک ایجاد می کنند در جوان ها شبهه ایجاد می کنند. وقتی تو شک و شبهه کردی دیگر سرعت که هیچی، کند می شوی عقب گرد می کنی. از دور امام که رفتیم همان بلایی که در سوریه آوردند، می آوردند سرت. آن بلا که در لیبی آوردن بلا که در عراق آوردن بلایی که در افغانستان آوردن هفت تا کشور گفتن دیگر. شش تاش را توانستند بزنند یعنی آن لحظه ای که اینها زمان بوش اعلام کردن ما هفت تا کشور را باید بگیریم و نابود بکنیم هفتمیش ایران بود. سودان زدن لیبی زدن عراق را زدن سوریه را زدند. اینها که در لیست آورده بودند. فقط ایران مانده .آن هم چون ایران مردم قرآن می گوید مردم با یقین و با فهمی دارد، مردم بی نظیری دارد، اینها هنوز باج ندادند به دشمن. فعلا جلوی دشمن ایستادن. دور امامشان را رهبرشان و فرمانده هایشان را خالی نکردند. لذا کشورشان امنیت دارد و فعلا ماندند. به محض اینکه ما را از دور امام و فرمانده ها جدا بتوانند بکنند تمام کار ما هم. دوباره همان بلایی می ریزند ماها را نه ناموس برایمان میگذارند نه نسل می گذارند نه صنعت می گذارند نه آبادانی. همه چیزمان را نابود می کند.

آنهایی که جاه طلبی دارند افزون طلبی دارند اختلاف ایجاد می کنند در جامعه، تردید ایجاد می کنند، نمی فهمند با این کارهایشان چه جنایتی دارند می کنند در خون هزاران نفر سهیم اند. آدم نکشته خودش، نشسته در شبکه مجازی تولید محتوا کرده بقیه را به شک و تردید انداخته ولی این یه جنایتکاری که روز قیامت خون هزاران نفر در نامه اعمالش است. خیلی خیلی بدتر از آن کسی است که رفته در خیابان با قمه زده آدم کشته. از آن خیلی بدتر این آدم. کسانی که صاحب افکار مسموم و خطرناک هستند. می آیند وفا، صفا همدلی جامعه را وحدت یه جامعه را مهربانی ها را به هم می زنند در جامعه.

توصیه خدا چیه که اگر ما بخواهیم موفق شویم؟ «فلذالک فادع» دعوتشان کن حرف بزن کار فرهنگی. این کار فرهنگی را مقام معظم رهبری چی فرمودند؟ جهاد تبیین. با مردم با هرکس صحبت کند با پدرت مادرت خواهرت برادرت دوستت همسایه ها هرکس زورت می رسد. هرکس توان داری حرف بزنی. مردم را آگاه کنید نسبت به حقایق این واجب است برای ما. قرآن هم این را واجب کرده بر ما. تواصوا بگوید «بالحق» و «تواصوا بالصبر» بعدا انشاالله جلسه آینده می خواهم این آیات را توضیح بدهم. توصیه، کسی که توصیه نکند دیگران را دین ندارد ایمان ندارد. چیزی برای خودش هم نمی ماند.

خب لذا کار فرهنگی «فادع» دعوت کن فعالیت کن کار فرهنگی کن روشنگری کن جهاد تبیین کن. توصیه به حق کن توصیه به صبر کن. «فاستقم» و مقاومت کن. استقامت کن. در این پنجاه ساله آنجایی که ما مقاومت کردیم همیشه پیروز بودیم. آنجایی که سستی و اختلاف کردیم چی شده؟ شکست خوردیم آسیب دیدیم. شم آن موقع نه کشور قدرتمند و ابرقدرت ایران، یک کشوری مثل سوریه دور رئیس جمهورشان بودند، کشورشان یکپارچه یکدست در اختیارشان، آرامش امنیت داشت به محض اینکه دور فرمانده شان را خالی گذاشتند دشمن توانست با کار فرهنگی و فتنه گری و این ها مردم را از رئیس جمهورشان یه قهرمان مقاومت بود، یه آدم بسیار قدرتمند در مقاومت در مقابل اسرائیل و آمریکا و ابرقدرت ها بود، از دور آنخالی کردن کشورشان غارت شد. در لیبی یه فرمانده داشتن که مقاومت کرد. حالا نمی گویم حتما آدم خوبی بود ولی بالاخره جلوی اینها می ایستاد. وحدت را حفظ می کرد. ببین الان چند تکه اش کردند. سودان را ببین چه بلایی سرش آوردند. جنگ داخلی و تقسیمش هم کردند. مثل سوریه ای که الان تقسیم شده بین چند کشور آنجا هم تقسیم کردند. خب کی دارد بهره برداری می کند؟

شما در نقشه اسرائیل را نگاه کنید خیلی کوچیک است اما سرزمینی که در اختیار دارد ده ها برابر اسرائیل سرزمین دارد اینها.صهیونیست ها. از مسلمانها دارند می گیرند. خب مسلمان ها چه جوری باج می دهند به دشمنان که انقدر اینها راحت می توانند کشور بیایند از ما بگیرند؟ نفتمان را بگیرند ؟منابعمان را بگیرند؟ آن بدبختی که ما قبل از انقلاب داشتیم. دو سوم هیچ کشوری مثل ایران غارت نشده. هیچ کشوری. دو سوم خاک ما را از ما گرفتند. یعنی ما سه برابر اینی که الان در نقشه می بینید سه برابر این سرزمین ما بوده دویست سال پیش. تقریبا دویست و دویست و خورده ای خیلی کم یکصد و پنجاه و هفت سال قبل از انقلاب بشمارید دیگر شما. ما سه برابر اینجا بودیم. همین آفت های که قرآن دارد می گوید باعث شد چی؟ دو سوم خاک ما را قدرت ها نه قدرت های خیلی بزرگ مثل الان همه ریختن سر ایران، یه قدرت انگلیس می آمد هر چی دلش میخواست، دو سوم ما خاک ما را تجزیه کردند بردند با همه منابعش برداشتند بردند ولی آنجایی که مردم مقاوم ایستادند دور امامشان یه وجب خاک هم نتوانستند بگیرند از ما. پنجاه ساله همه دنیا ریخته روی این کشور یه وجب خاک عرضه نکردند بگیرند. این کشور روز به روز قوی تر شد.

این یادمان نرود مردم که ما فقط در چارچوب وحدت و همدلی و عشق و صفا نسبت به خودمان به وطنمان به رهبرمان می توانیم امنیت آرامش و پیشرفت داشته باشیم؛ والا همه چیزمان را ازمان خواهند گرفت .همه چیز ما را از ما خواهند گرفت. پس کار فرهنگی. «فاستقم» مقاومت کن «کما امرت» همانجور که بهت امر شده. «ولا تتبع اهوائهم» چون کسانی که زیادی خواه اند، در کشور اختلاف ایجاد می کنند چه دشمنان زیاده خواهی می کنند امتیاز می خواهند بگیرند از تو؛ ،چه داخلی هایی که با هم اختلاف می کنند احزاب گروه ها. به رهبر جامعه می گوید مقاومت کن مردم باج هم به کسی ندید «ولا تتبع اهوائهم» تبعیت از هوای نفس بقیه نکنید. زیاده خواهی هایی که دارند. یه عده می آیند.

اول انقلاب ترکمن ها بلوچ ها کردها عرب ها را تحریک کردند یه مشت علما را از بین این ها یه مشت آدم های بزرگ را که ما می خواهیم کردستان را یعنی شش هفت تیکه می خواستند بکنند ایران را، همه می گفتند می خواهیم مستقل شویم. خلق کرد و خلق بلوچ و خلق ترک و نمی دونم خلق عرب و خلق کرد و همین جوری. اگر امام ما و مردم مقاومت نمی کردند مردم خود همین استان ها الان کشور ما چند تیکه شده بود. چند تیکه که زیر نظر اسرائیل بود همه اش.

چقدر جالب می گوید این دانشمند انگلیسی یکی از بزرگترین دانشمندان عصر حاضره، می گوید اگر جمهوری اسلامی نباشد اسرائیل همه ی کره زمین را خواهد گرفت. همه ی کره ی زمین را می گیرد. حالا ببین آمریکا چی می گوید. آمریکایی که می گویم یعنی کی؟ این ترامپ. ترامپ کیه؟ یه صهیونیست به تمام معنا. می گوید سودان مال ماست لبنان مال ماست سوریه مال ماست عراق مال ماست .الان کجا را می خواهد بگیرد. گرینلند بعد می گوید تازه آیسلند هم بعدش می خواهم. الان فعلا گرینلند مال ماست این را باید بریم بگیریم. بعد هم آن را ما لازم داریم. همین ما لازم داریم کشورتان را بروید به ما. پمپئو وزیر خارجه بی شرف و قاتلش که در کشتن سردار سلیمانی ما نقش داشت می گوید خب ما چیکار کنیم خدا نفت ما را گذاشته در زمین دیگران. ما باید نفتمان را بگیریم. مال ماست نفت. نفت های کره زمین همه مال ماست. افزون طلبی زیاده خواهی نژادپرستی چقدر. می گوید نفت ما پخش شده در کشورهای دنیا نفتمان را بگیریم دیگر. مال ماست بقیه آدم نیستند. اصلا دیدید که گفتن تمام مردم دنیا وحشی اند؛ وحشی های حیوان صفت هستند. فقط هم ما آدمیم. این کلام من نیست کلام آنهاست. برایتان خواندم با سند و مدرک. ما فقط آدمیم بقیه همه باید از بین برند. یا باید از بین برند یا باید نوکر ما باشند. در مقابل همچین افرادی که هیچ حد یقفی ندارند، هیچی سیرشان نمی کند تا می توانند میلیاردها آدم را بکشند، فقط یه چیز جواب می دهد آن چیه؟ استقامت. هر وقت استقامت کردی آنها عقب نشینی می کنند تا الان هم همین طور بوده.

غزه غزه کوچیک کوچیک کوچیک مقاومت کرد. نتوانستند بگیرنش. الان با یه توطئه دیگه ای دارند به یه شکل دیگری دارند سر اینها را کلاه می خواهند بگذارند و یا فریب بهشون بدهند. نتوانستند نیروی نظامی شکست خوردند. لبنان شکست خوردند .آنجایی که شیعه ایستاده مقاومت کرده این همه شکست خورده. غیر شیعه هم همینطور. آنهایی که با ما یکی شدن با رهبر انقلاب ولی فقیه ما یکی شدند، آنجا قدرت گرفتند.

به رهبر جامعه قرآن می گوید، به امام جامعه و پیغمبر «ولا تتبع اهوائهم» اینها می آیند به تو می گویند آقا ما امتیاز می خواهیم به ما امتیاز بده. ما ساکت می شیم. چی می خواهی؟ می گوید آن کردستان را بدید به ما؛ آنها می گویند بلوچستان را هم بدید به ما. همین چیزی که زمان پادشاه های قبلی بود. فشار می آوردند به پادشاه ها بعد مثلا ناصرالدین شاه می گفتش که چیه؟ چی می خواهی؟ می گفتش که مثلا ششصد هزار کیلومتر هم آنجا را بده به ما. یک کشور را جدا می کردند. هفده تا از ما جدا کردن کشور دیگر ،جمهوری هایی که الان قبلا شدن جمهوری شوروی اتحاد جماهیر شوروی کشورهای حوزه قفقاز اینها همه مال ما بود دیگر. دیگر گرجستان نمی دونم ترکمنستان آذربایجان. این را بده بعد می گفت حالا بدهیم ساکت می شوید دیگر، دست از سرمان برمی دارید؟ آره شما این را بدید. دست برداشتند؟ دوباره ترکستان گلستان ترکمانچای همینجوری هی گرفتن گرفتن گرفتن تا اصلا این رژیم قاجار منقرض شد. پهلوی آمد .پهلوی آمد دوباره شروع کردند. من در کتاب انقلاب اسلامی و آینده جهان آورده ام نقشه را آوردم بروید بخوانید دیگر. دو صفحه دو و نیم صفحه تقریبا سه صفحه هست که این ملعون ها فقط به خاطر دنیای خودشان چه جوری باج می دادند. بحرین را بده. بحرین که لازم نیست. این را بده. آن طرف آن هیرمند را دادند به افغانستان. حالا الان افغانستان مردم افغانستان مردم شریفی هستند ولی حاکمانش الان برای ما می گویند نه. آب نمی دهیم بهتون. آبی که همیشه می آمد در ایران بستنش. نمی دهیم. مال خودمان بوده گرفتن از ما. همین جوری. از این نقش برید نقشه قبل ما را نگاه کنید ببین الان چی شده .همین گربه ای که الان شده یک سوم مانده این گربه. شیر بودیم شدیم یه گربه. کافیه برایشان؟ نه. بس بود برایشان تیکه تیکه کردن ما را؟ نه. الان هم دارند چی می گویند؟ همین الان. ایران باید چی بشود؟ تجزیه بشود. عکس تجزیه شده اش هم گذاشتن در اینترنت، بروید ببینید. قراره چه جوری ما را تیکه تیکه مان کنند بعد بیایند نابودمان بکنند اعلام کردند. تنها چیزی که نمی گذارد این هوس و این جنایت اتفاق بیفتد، وحدت، همدلی و استقامت مردم است. مردم باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و گول دشمن را نخورند. فریب تبلیغات دشمن را نخورند. آنها به اسم چی می آیند؟ خودشان هم جالبه اینکه خودشان هم می گویند. می گویند به اسم چی برویم؟ به اسم دفاع از حقوق مردم دفاع از زنان نمی دونم زن زندگی آزادی، چی چی چی. خب اینها کشورهای دیگر هم اجرا کردند. الان کشور خوبه اوضاعشان؟

حافظ اسد را از سوریه وقتی که فراریش دادند، خیلی از این مثل این احمق های ما که یه زمانی این کار را کردند زن ها آمدند جشن گرفتند دخترها آمدند جشن گرفتند پسرها ریختن در خیابان آقا حافظ اسد رفت. چی شد؟ اول آمدند به اینها تجاوز کردند. همین دخترها و زنان تجاوز کردند. اتوبوس می برند هفتاد تا صد تا سوار می کنند می برند. کسی جرات دارد. همه باید سوار شوند بروند باج جنسی بدهند به اینها. همانهایی که اختلاف کردن همانهایی که دعوا راه انداختن الان نوامیس شان در آغوش دیگران هست. مردهایشان هم کشتند. به طرز خیلی تحقیرآمیزی کشتند. همانها که جشن گرفته بودند. جلوی باج خواهی دشمن باید ایستاد.

حالا چیکار کنیم؟ به ما یاد می دهد «قل امنت بما انزل الله من کتاب» به پیغمبر می گوید. می گوید به همه بگو من ایمانم به خدایی که این کتاب و این قانون را برای من نازل کرده که این کتاب گفتیم هفت تخصص پشت این کتاب است. می گه من با این کتاب آمدم «و امرت لعهد بینکم » من آمدم عدالت را بین شما برقرار کنم.

خب اگر بخواهد عدالت را برقرار کند یه رهبر احتیاج به چی دارد ؟آقا هم فرمود. فرمود: هیچ مسئله ای الان در کشور ما -دارد به دولت می گوید به مجلس می گوید به قوه قضاییه -هیچ چیزی در کشور ما الان به اندازه اجرای عدالت واجب نیست. رفتارها را ببینیم عملکردها را ببینیم. اینجا به پیغمبر چی می گوید؟ می گوید که بگو که من اآمدم عدالت بین شما عدالت برقرار کنم. اگر بخواهد عدالت برقرار کند رهبر چی لازم دارد؟ رهبر مجری را احتیاج دارد که حرفش را گوش کند اطاعت بکند. نه وقتی امام بهش می گوید امام جامعه می گوید آقا این جور افراد را در دولت نیاورد دقیقا میرود همانها را می آورد. در مقابل دشمن این رفتارها و این حرف ها را نزنید. دقیقا همان رفتارها و همان حرفها را می زند، به نماینده ها یه توصیه می کند. عمل نمی کنند و بقیه مسئولین. لذا علی علیه السلام همینجوری بود. وقتی امر می کرد به فرماندهانش امام حسن همه فرمانده هاش حضرت را فروختن با پولهای معاویه؛ حتی یه نفر هم برای امام حسن نماند. امام حالا اینها که فقیه هستند نائب عام هستند. آن امام معصوم است، امیرالمومنین هست. پیغمبر دورش را خالی کردند برای دنیایشا.ن لذا امیرالمومنین فرمود: «لا رأی لمن لایطاع» امام امیرالمومنین پیغمبر هم باشد حرفی نمی تواند بزند وقتی اطاعتش نمی کنند. یه امام اگر بخواهد موفق بشود احتیاج به چی دارد ؟مردم وفاداری که پای کارش بایستند و اطاعت فرماندهان مسئولینی که حرفش را گوش کنند. نه اینکه چند ماه پیش آقا فرمود که کالاهای اساسی مردم را ارزان نگه دارید. نگذارید اینها گران بشود و راحت در اختیار مردم باشد. دقیقا رفتند سراغ چی؟ کالاهای اساسی را گرانش کردند. دشمن دارد کار می کند .خودی ها هم نمی فهمند یه موقعی عامل آنها می شوند. یعنی یه جور تصمیم می گیرند که اتفاق بیفتد.

اجرای عدالت اطاعت لازم دارد. «لارای لمن یطاع» اگر اطاعتش نکنم فرمانروا هرچقدر هم بزرگ باشد نمی تواند کار کند امام معصوم باشد نمی تواند. «الله ربنا و ربکم» این دست گذاشتن روی نقاط اشترا.ک خدا رب ما و شماست. می گوید به اهل کتاب بگوید بیایید لااقل راجع به ربمان با هم مشترکیم. خب «لنا اعمالنا و لکم اعمالکم» اعمال ما مال خودمان، اعمال شما هم که دارید دعوا و اختلاف راه می اندازید برای خودتان «لا حجت بیننا و بینکم» بین ما و شما حجت دیگر باقی نمی ماند.

«الله یجتمع بیننا و الیه المصیر» عجب حرفی. می گوید بهشون بگو خدا یه روزی همه مان را جمع می کند یه جا. همه مان را جمع می کند یه جا در قیامت، آنجا «یحکم بینهم یوم القیامته» مال این آیه نیست. مال جای دیگر است. خدا حکم می کند بینتون. تصمیم هایی که امروز می گیرید باید قیامت جواب بدهید .یه تصمیمی می گیرید می شود اختلاف می شود اغتشاش می شود دعوا می شود گرانی، می شود از هم پاشیده شدن زندگی مردم. یک دفعه تصمیم می گیرید ارز یه تکانی می خورد زندگی خیلی ها به خاک سیاه می نشیند. تصمیمی که دارید می گیرید باید جواب پای تصمیمتان بایستید. خدا می گوید من ایستادم «و الیه المصی»ر یعنی همتون دارید می روید سمت خدا. بگو همه زندگی همین چهار روز دنیا نیست. یه ابدیت سر راه همه ماست. این چهار روز دنیا چیزی نیست می گذرد. تلخ شیرین می گذرد. ابدیت مهم است حیات ابدی مهم است. اینهایی که بهشون سخت گذشته خدا می گوید من چنان جبران کنم که همه شان آرزو می کنند که ای کاش بیشتر سخت می گذشت بهشون. در روایت داریم خدا پادشاه ها و مفت خورها و سلاطین را می آورد روز قیامت بهشون می گوید شما در دنیا لذتی هم بردید؟ «کانهم یوم یرونها یلبس عشیت او ضحی ها» چقدر بودید شما در دنیا؟ می گویند ما یه شب تا صبح بود فقط یا یه صبح تا شب در. دنیا بودیم زمان آنجا انقدر، وقتی می روند در برزخ می گوید؟ هیچی نمی گوید هفتاد سال بودم هشتاد سال بودم. «لبثا یوما او بعض یوم» یه روز یا نصف روز ما در دنیا کلا بودیم. الان کی یادش می آید نه ماه رحم مادر را؟ کسی یادش می آید؟ چه جوری گذشته؟ الان در رحمیم. به محض اینکه اینجا برویم آن طرف، انقدر اینجا برای ما مثل یه چشم به هم زدن هست، وقتی می رویم برای زندگی بزرگ اصلی شروع می شود داستان ابدیت ما، اصلا چیزی نیست .بعد به پادشاه می گوید شما خوش گذراندید خوش گذشت دنیا چه جوری بود. می گوید: نه خدایا انقدر بدبختی کشیدم. چون بدبختی اصلی این طرف است یعنی وقتی می آیند در برزخ عذاب آنجا شروع می شود. به مسلمانها مومنین فقرا خدا می گوید شما در دنیا اذیت شدید؟ می گویند نه بابا این ها چون می روند بهشت را می بینند خدا چنان به این حال می دهد بعد هم می گوید این برای آن زحمت هایی که داشتید آنجا می کشید غم هایتان غصه هایتان بدهکاری هایتان فقراتتان فحش هست نمی دونم صاحبخانه نمی دونم غرغر و نق نق فلان . می گوید خدا چی داد به ما. امام صادق علیه السلام فرمود: مومن آرزو می کند ای کاش خدا نه یه دونه دعاهایم را اجابت می کرد نه یه ذره بهم آسایش می داد. همه اش سختی بهم می داد اینجا حیات هست. اینجا زندگی است. ما الان اینجا زندگی است یا رحم مادر؟ اینجا زندگی کردیم. اینجا زندگی کردیم نفهمیم چی شد اصلا نه ماه در آن تاریکی و تنگی. وقتی می روی آن طرف دوباره همین حرف را راجع به دنیا می زنی. زندگی اینجاست. آن چی بوده پس؟ انقدر قدرتت زیاد می شود. الان بچه در رحم مادر فقط یه خون می خورد. هیچی دیگر ندارد غذا. یه جای تنگ و تاریک. می آید این طرف چقدر بزرگتر از رحم مادره؟ بی نهایت. چقدر تنوع دارد؟ نور روشنایی غذا نوشیدنی جا حرکت مسافرت آسمان. جایمان چقدر بزرگ شد یه دفعه. آنجا در آن رحم تنگ داشته زندگی می کرده اینجا می آید می گوید من خانه می خواهم هزار متر دو هزار متر نمی دونم تازه خانه هم که دو هزار متر می گیرد حوصله اش سر می رود. می گوید باید برم ماشین سوار شوم، اسب سواری کنم هواپیما سوار شوم. بروم همه جا را بگردم. همه جای دنیا دوست دارم بروم بگردم. تازه زمین هم برایش کم است دیگه. باید بروم کجا؟ بروم فضا. آنجاها هم بروم بگردم. الان تفریحی شده حرکت های فضایی، دیدید که طرف پول می ده زودتر می برنش فض،ا یه دوری می زند و می آید و این اتفاق می افتد. انشالله آقا امام زمان بیاد راهتون باز می شود برای مسافرت های آن طرفی، خیلی می روید این طرف آن طرف ولگردی ایشالله می روید فضاگردی. آقا می آید راهتان را باز می کند آن طرف.

انسان نامحدود است. می گوید اگر این استغفار ماه شعبان را بکنی هزار تا شهر بهت می دهد خدا برای هر یه استغفاری که اینجا کردی، هزار تا شهر. الان به ما بگویند می گوییم خب می خواهیم چیکار هزار تا شهر را ما ؟ اینجا روی صد شصت متر با هم دعوا داریم. چون در رحم دنیایی. آنجا که میری انقدر روحت بزرگ می شود هزار تا شهر اصلا از همه شون هم لذت می بری و استفاده می کنی. از بس بزرگ می شوی از بس بزرگ می شوی. خدا بهت یه قدرتی می دهد که همزمان در هزار تا شهر عشق و حال می کنی همزمان. البته خب اولیای خدا در همین دنیا اینجوری اند. اولیای خدا من دیدم اینها را. خدا رحمت کند مرحوم میرزا جواد آقای تهرانی روحش شاد. پیرمرد قدش اینجوری بود یعنی زاویه قائمه خم شده این با آن قدش ولیّ الله بود می آمد جبهه می آمد خمپاره می زد می آمد کمک می کرد. می گفت بیا ظرفی بشورم کفشی واکس بزنم یه ولیّ خدا یک آیت الله .ما مثلا می گفتیم میرزا آمده جبهه پیش ما. شاگردش می گفت مثلا کی پیش شما بود؟ عملیات فلان. نه بابا که. ماه رمضان بود پیش ما رمضان در هند، پیش ما بود. یکی دیگه می رسید می گفت مشهد بود بابا مشهد پیش ما بود آن موقع، شب قدر پیش ما بود. یکی دیگه می گفت فلان جا. همه جا بود. چون یکی از کارهای خیلی خیلی معمولی یک ولیّ الله چیه ؟ تولید بدن است. روح یک کی هست. صدها بدن تولید می کند .همزمان همه جا هست. همه کاری می کنند الان آقا امام زمان من می بینم شما می بینید یکی دیگر در اصفهان می بیند یکی در شیراز یکی در حرم امام رضا می بیند همه هم با ما حرف می زنند. همشون هم امام زمان است، درست هم هست. ولی الله محدوده به بدن نیست. تعجب نکنید، ینگوید که خدایا من هزار تا شهر را می خواهم چیکار کنم؟ یه جا باید باشم. نه. همه جا می توانی باشی. روح اینجوری هست. روح محدود نیست اصلا. الان ما در رحم دنیا هستیم محدوده به این بدنیم. شر این بدن راحت بشوی همه جا هستی. اینها که ماه رمضان ها پخش می شود دیگه زندگی پس از زندگی، می گوید من می دیدم فلان کس در فلان شهر دارد چی می گوید. همه کسانی که داشتن حرف می زدند را می شنیدم همه حرف ها هیچ قاطی هم نمی شد. همه جا هم بودند. روح این است. هنوز از شروع نکردیم ما هنوز زندگی شروع نکردیم . یه زندگی محدود دنیایی داریم در این رحم دنیا. اگر درست زندگی بکنیم می رسیم به یه آزادی، به تولد سالم. تولد سالم یعنی از این رحم سالم متولد شدی. وقتی سالم متولد شدی آزادی پیدا می کنی. روحت بی نهایت آزاده. همه جا هست همه جا.

« الیه المصیر» یعنی دارید می آید پیش من ،همتون می آیید پیش من. چقدر خوبه آدم وظایفش را درست انجام بده ولی وقتی یه نفر به گناه می افتد به اختلاف و تفرقه می افتد امامش را تنها می گذارد در جامعه فتنه می کند، می گوید آنجا انقدر جاش تنگ هست؛ مثل یه میخی که کردن در دیوار نمی تواند بیاید بیرون، دیدید چقدر تنگه، آنجا انقدر این فشار دارد. چون فشار در روح خودش هست. فشار قبر عذاب قبر. یه کسی آنجوری آزاد هرجا بهشت بخواهد «یتوقع منها» هر جا قرآن می گوید هر جا می خواهد در این بهشتی که به اندازه همه آسمان ها و زمین هست، هر جا بخواهد هست. هر جا بخواهد می رود و همزمان هم لذت همه اش هم می برد. یکی هم در فشار قبر و عذاب قبر و مار و عقرب و نیش و حمیم و زقوم گرفتارش. چون در دنیا خودش هست. جهنم را انتخاب کرده گناه را انتخاب کرده معصیت را انتخاب کرده نافرمانی به خدا را انتخابش کرده خودش انتخاب کرده. نمی خواهد بهشت برود. انتخاب کرده نافرمانی بی نمازی فحشا فساد بی غیرتی بی ناموسی بی حیایی. خودش انتخاب کرده؛ مثل جنینی که در رحم مسیر غلطی را می رود وقتی می آید این طرف کم می آورد اینجا، هیچی ندارد برای اینجا.

آن جمله آخرش خیلی مهم است. عبارت آخر «و الیه المصیر» مصیر با صاد هم هست. مصیر با سین نیست؛ یعنی تو داری تحول پیدا می کنی. با صاد است. صیرورت. مثل جنین که در رحم دارد چی پیدا می کند؟ صیرورت پیدا می کند مصیر دارد یعنی شدن دارد برای دنیا آماده می کند خودش را والا اینکه در رحم مادر قلب لازم ندارد مغز لازم ندارد دست و پا لازم ندارد ولی دارد تحول پیدا می کند دائما. برای کجا دارد این تحول هایی پیدا می کند که ظاهرا تو می گویی اصلا به دردش می خورد مگر اینها در رحم؟ نه برای رحم نمی خواهد این تجهیزات را. برای کجا می خواهد؟ بله برای دنیا می خواهد. تو هم از الان باید برای خودت بال تهیه کنی در روحت تا وقتی رفتی آنجا بتونی هر جا دلت خواست پرواز کنی. از الان باید قدرت یک هزاران جا در یک لحظه بودن را باید الان تهیه کنی و آن فقط با اطاعت حرف مربی ات و امامت با خودسازی با ایمان هست که اتفاق می افتد.

و الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین