شرح دعای 44 صحیفه سجادیه؛ جلسه 4۴ 0۵/۱۲/1403
سلام علیکم و رحمة الله
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید چون در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم من بحث معمول خودمان را انجام نمیدهم و این جلسه را یک مروری به دعای آقا امام سجاد علیه السلام دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه درباره فرا رسیدن ماه مبارک رمضان خدمتتان عرض خواهم کرد خب این دعا فوق العاده زیبا شروع میشود الحمدلله الذی هدانا لحمده قبلا همین نکته را گفتیم که دعاها زیارتها قرآن و ذکرها با بخش انسانی ما طراحی شده یعنی بخش فوق عقلانی ما کسانی که در جایگاه فوق عقلانی و انسانی خودشان نیستند دعاها و اذکار را خوب متوجه نمیشوند و آن ارتباط لازم را با آن نمیتوانند بگیرند یعنی کسایی که خودشان را یک زن و مرد میدانند که ضمناً عقلی هم دارند و مطالعه ای هم میکنند و فهمی هم دارند این کجا که انسان خودش را روح خدا بداند و نفقه الهی بدون انسان بدون و بعد با توجه به بعد انسانی با آیات و روایات و ادعیه و اذکار ارتباط بگیرد اینکه یک کسی خودش را خانم و آقا بداند یعنی یک حیوانی که حالا ضمناً عقل هم دارد از عقلش برای فهم آیات و روایات میخواهد استفاده کند به هر حال کسی که میخواهد بفهمد یک خانم و آقاست نه یک انسان و این تحول اگر انجام نشود یعنی انسان خودش را از زنانگی مردانگی یعنی بخش حیوانی به بخش انسانی نرساند آن مطالعات و کار علمی اش هم در استخدام بخش حیوانی اش است کلاً علم خنثی است در اختیار هم بخش حیوانی قرار میگیرد و هم در اختیار بخش انسانی قرار می گیرد مهم این هست که کسی که دارد دعا را میخواند زیارت را میخواند حرم میرود این چه کسی است؟ این زن و مرده است که میرود یا اینکه یک آقا یک انسان است که میرود فلذا نوع شغلها شادیها لذتها نگاهها در انسان با حیوان خیلی متفاوت هست یعنی شما نگاه کنید این چیزی که امام دارد میگوید یک شراب بسیار گوارا مست کننده و شادی آور است اما اینکه ما را نمیتواند شاد کند برای این هست که خوب خانم و آقا دعا را میخوانند نه انسان این بسیار مهم است میفرماید که سپاس خدایی را تشکر میکند از خدا حمد به جا میاورد الحمدلله الذی هدانا لحمده سپاس خداییست که ما را موفق به حمد خودش کرد موفق که ما حمد را به جا بیاوریم چون حمد کما این که در دعای اول شرح دادیم حمد و شکر فصل بین انسان و حیوان هست امام علی السلام میفرماید اگر انسانی حمد و شکر ندارد دیگر سقوط میکند در مرحله بهائم این دیگرانسان نیست حمد فصل حقیقی انسان است کسی موفق بشود و بفهمد زیباییها هیچ کدام نه برای خودش است نه برای اشیاء است کمالات نه برای خودشان است انسان بفهمد این را نه برای خودش است و نه برای اشیاء است هرچیزی که میبیند زیباییهای الله را ببینند جلوههای الله را هیچ موجودی نه وجود خودش و نه کمالاتش از خودش نیست و پزی هم ندارد افتخاری هم ندارد هرچه دارد الحمدلله فقط مال خداست اگر قرار باشد از چیزی تعریف بشود و چیزی سپاس گذاشته بشود هرچیزی که میخواهد باشد آن مال خداست او اینها را به ما داده امانت هم داده به ما که ببیند که ما شاکر هستیم یا نه و ایمان میاوریم یا نه پس این را خواهش میکنم خیلی دقت کنید که مقام حمد مقام بلندی است که حالا عزیزانی که علاقه دارند به کارگاه تخصصی حمد مراجعه کنند آنجا هم دوره شغل و هم دوره حمد را کارگاه تخصصی آن را آنجا این مباحث توزیع شده و جعلنا من اهل این هم فوق العاده زیباست که یک نفر لذت ببرد که اهل ذکر باشد و اهل حمد باشد اگر میخواهید بدانید حمد انسان را به چه درجاتی میرساند خواهش میکنم یک بار دعای اول صحیفه را فارسی بخوانید حمد تمام موانع سلوکی انسان را هم در دنیا و هم در آخرت برطرف می کند حمد انسان را به اعلا علیین و مقام شهدا میرساند اگر کسی اهل حمد باشد انس بگیرد با هم حمد این کار را میکند با انسان حمد انسان را تا ملائکته الله تا انبیا الهی میبرد بالا یا آثار حمد هست که خیلی زیاد هست که در دعای اول آمده اگر کسی اهل حمد باشد برزخش روشن روشن روشن است و کاملا نورانی از اینجا میرود به شرطی که این حمد در جانش بیفتد یعنی اهل حمد باشد که حالا در همان کارگاههای تخصصی اینها را توضیح دادیم لنکون لاحسانه من الشاکرین خب حمد را به جا بیاوریم که چی بشود؟ یکی از خواص حمد این است که ما شاکر احسان الهی باشیم شاکر لطف خدا باشیم الطاف الهی محبتهایی که به ما کرده خدا میتوانست ما را سگ بیافریند میتوانست ما را مار و عقرب بیافریند میتوانست ما را خاک بیافریند میتوانست ما را گل بیافریند میتوانست ما را پلنگی شیری کفتاری قورباغهای چیزی بیافریند همین که ما را انسان آفریده و از روح خودش در ما دمیده این خیلی خیلی مهم است بینهایت شکر دارد انسان شاکر باشد (نکون الاحسانه من الشاکرین ولیزینا علی ذالک جزا المحسین) چقدر قشنگ است میگوید که شما ما هم شکر خدا را به جا بیاوریم حمد الهی را ولی در ازای این شکر و حمد جزای محسنین را به ما خدا دریافت کند حالا بین این مقام محسنین و شکر و احسان چه رابطهای وجود دارد این دیگر بحث دیگری دارد ولی میفرماید کسی که اهل شکر است اهل حمد است در نزد خدا یک مقام بزرگی پیدا میکند و آن مقام چیست؟ محسنین مقام محسن که خودش یک مقام است و خواص و آثاری دارد شرایطی هم دارد قواعدی هم دارد ولی میفرماید که که خدا به ما به خاطر این حمدی که به جا میاوریم چکار بکند؟ جزای محسنین را به ما بدهد خوب و الحمدلله الذی هدانا بدینه این فوق العاده است سپاس خدایی را که دینش را به ما هدیه کرد دینش را به ما موهبت کرد دین خودش را دین الهی تنها راهی هست که درست است و بقیه راهها غلط است هر دینی و هر آیینی غیر از دین خداوند جهالت است قبلا توضیح دادیم دین الهی مبتنی بر هفت تخصص است که بشر حتی یکی از آن ها را هم ندارد هیچ انسانی غیر از خداوند و ۱۴ معصوم هیچ کدام از این تخصصها را ندارد کمترینش شناخت بدن است که بشر بعد از ۸۰۰۰ سال هم حتی یک دانه عضو بدن را هم نمیشناسد حتی یک دانه اش را حتی یک اتم را نمیشناسد یک الکترون را یک گل را یک گیاه را بشر نمیتواند به طور کامل بشناسد بعد از هزاران سال برای هدایت انسان هفت تخصص لازم است یکی از آن شناخت بدن است یکی شناخت روح است یکی رابطه این دو با هم است یکی شناخت عالم طبیعت است کل عالم طبیعت و تاثیراتی که در روان و جسم انسان میگذارد این تخصصها را فقط در اختیار خداوند و معصوم هست دین خدا وقتی به تو میگوید سگ نجس است یا حجاب واجب است یا مثلاً احسان به پدر مادر باید اینطور باشد زن داری اینطور باشد ازدواج باید اینطور باشد اخلاقت باید اینطور باشد هفت تا تخصص پشت این باید خوابیده است پشت این راهنمایی خوابیده است اینطور نیست که قرآن یک کتاب موعظه باشد یا اهل بیت بخواهند ما را موعظه کنند آنها بر اساس هفت تخصص و قدرهای تمام نظام خلقت با ما حرف میزنند معصوم یعنی این یعنی کسی که کل قدرها در اختیارش هست آن را کاملا تسلط دارد و بر اساس آن شما را چکار میکند؟ راهنمایی میکند پس اگر یک نیاز انسان خودش را انسان بداند یعنی زن و مرد نداند دانشمند نداند دکتر مهندس نداند یعنی فرشته انسان بداند که بالاتر از فرشته هست اگر انسان بفهمد و یقین داشته باشد که انسان هست آن موقع میفهمد ضروریترین نیازش در بخش انسانی دین خداست اگر این نباشد انسان سقوط میکند به پایینتر از مراحل جمادات نه گیاهان حیوانات حیوانات خیلی بلند هستند خیلی گیاهان هم حتی نه بلکه انسان سقوط میکند به مرحله پایینتر از جمادات (ثم قسط قلوبکم من بعد ذالک فهیک الحجاره او اشد) انسان انقدر قسیم میشود که از سنگها هم قسیتر میشود چون قرآن می گوید سنگها وقتی اسم خدا را میشنوند تاثیر دارند (فان منها لما یحبت من خشیت الله) سنگها انقدر شعور دارند وقتی اسم خدا را میشنوند هبوط دارند ترک برمیدارند شکستگی پیدا میشود در آنها با شنیدن اسم خدا ولی قلبهای شما قرآن میفرماید با شنیدن اسم خدا هیچ تاثیری روی آن نمیگذارد این اسم خدا اسم الله و این یعنی اینکه انسان سقوط کرده به مرحله پایینتر از مقام سنگها سنگها خیلی شرافت دارند تا انسانهایی که با شنیدن اسم الله هیچ تاثیری در روحشان ضربانشان نمیگذارد خب پس این دین خدا بزرگترین نعمتی است که خدا به ما داده یک دین تخصصی کاملا صد درصد ریاضی و تخصصی. دین خداست (وختصنا به ملته) این هم خیلی شورانگیز و افتخارآمیز است که خدا ما را اختصاص به ملت خودش داد ملت یعنی آیین یکی از افتخارات ما مسلمانها اما شیعیان این است که در زیارت هم که میرویم میگوییم بسم الله و بالله و علی ملت رسول الله شوخی نیست این نعمت در بین ۸ میلیارد انسان یک عده کمی اختصاص به تخصصیترین ملت و آیین دارند می گوید خدا شما را انتخاب کرده برای این باشگاه تخصصی برای این مقام تخصصی شما را خدا انتخابتان کرده برای همین هم یک مسلمان همیشه پرناز و پر افتخار هست پرشرافت هست که دینی دارد که با آن تمام عالم میتواند سرش را بالا بگیرد غیر از مسلمانها و شیعیان کسی همچینین دینی را ندارد که بخواهد افتخار کند مفتخر به دین تخصصی الهی به قرآن کریم به آموزههای اهل بیت علیهم السلام این چیز کمی نیست چیزی که میگوید انسان فقط میفهمد آن را اگر بفهمد انسان است آن موقع هست که قدر آن را خیلی میداند این بسیار (وختصنا بملته) یعنی خدا میگوید من به شما اختصاصاً ملت خودم را آیین خودم را به شما هدیه کردم قدرش را بدانید بگذریم حالا بعضی ها اصلا قدر نمیدانند و در مقابل کسانی که هیچ چیز ندارند احساس کوچکی میکنند اعتماد به نفسشان را در مقابل کسانی که نه آیین دارند نه ملت دارند نه روششان تخصصی است سبک زندگیشان صد در صد جاهلانه است بعضی از مسلمانها در مقابل آنها اعتماد به نفس خودشان را از دست میدهند میگویند کاش ما شبیه به این احمق ها بشویم کاش ما شبیه به این حیوانات بشویم بعضی وقت ها مسلمانان قدر نمیدانند و (سبلنا فی سبل الاحسان) خداوند ما را به راه انداخت راه داد به مادر راههای احسان خودش بعد بسیار چیزهای افتخارآمیز دارد و خاصیت خود حمد هم میفرماید که (لنسلکها به منهی الی رضوانه) خداوند ما را به راههای خودش راهنمایی کرد که به منت خودش بتوانیم از این راهها به رضوان الهی برسیم به رضوان الهی برسیم که دیگر از این بالاتر از بهشت بالاتر رضوان الهی است که در موردش مفصل در کارگاه رضا توضیح دادیم (حمدا یتقبله منا) من خدا را یک سپاسی به جا میاورم که خدا بپذیرد از ما یعنی سپاسی که آن سپاس را از ما بپذیرد میگوید خدایا من تو را اینگونه سپاس به جا آوردم سپاس حقیقی و دقیق با فهم با معرفت که تو از ما بپذیری دیگر چی؟ (و یغوا به انا) از ما راضی بشوی خدا حمد اینطور است حمد کاری میکند که تو مرضی خدا بشوی مرضی خدا بشوی در قواعد حرکت به سمت الله انسان تا راضی و مرضی نشود حرکتش دقیق نمیشود انجام نمیشود دو تا خصوصیت دارد کسی که میخواهد به بارگاه الله راه پیدا کند یک قلبش مملو از رضایت معشوقش باشد و خودش هم مرضی باشد یعنی خدا بپسندد او را این خیلی مهم است خدا او را بپسندد و پذیرش کند حالا به راهش میدهد به بارگاه خودش به دربار خودش راه میدهد این شرطی است که قرآن گذاشته که شما تا راضی و مرضی نباشید اصلا نمیتوانید یک رجعت یک رجعت شرافتمندانه به خداوند داشته باشید رجعتها همه پر از شرمندگی و خجالت و شرمساری و حسرت هست کسی میتواند یک رجعت به سوی خداوند بکند که در دنیا خودش را به این دو مقام برسد یک قلبش مملو از رضایت از معشوقش باشد دو خودش هم شخصیتاً مرضی خدا باشد شخصیتاً خدا از او راضی باشد حالا میگوید من حمدی را به جا میاورم که این هم تو را از ما راضی کند و یرضی به عنی بعد میفرماید یکی از آن نعمت راههایی که خدا به ما یاد داده چیست؟ و (الحمدلله الذی جعل من تلک السبل شهرهو شهر رمضان) یکی از حمدایی که من به جا میاورم این هست که از آن راههای زیبایی که به ما یاد داده ماه رمضان را برای ما به عنوان یک راه قرارداد شهر السیام و شهر الاسلام شهر روزه و شهر اسلام و شهر طهور شهر پاکی حالا بعد اینها را دانه دانه توضیح نمیدهم و شهر تمحیص شهر خالص شدن ماه خالص شدن هست ماه رمضان اینها که دارد میگوید به عنوان یک انسان میگوید وقتی میگوید شهر طهور و پاکی یعنی انسان خودش را از پلیدیهای بخشهای دیگر پاک میکند و یک انسان می شود یک انسان میشود واقعا خالص و شهر القیام خوب الذی انزل فیه القرآن هدا للناس و بینات من الهدی والفرقان آن ماهی که آنقدر شرافت دارد که خدا قضای انسان را راهنمای تخصصی انسان را در این ماه نازل کرد الذی انزل فیه القرآن هدی للناس برای همه مردم هدایت بشوند و بینات من الهدی و الفرقان با دلیلهای آشکار و روشن از هدایت و فرقان یعنی در واقع فرق گذاری. فرقان یعنی آن که عامل فرق گذاری و تشخیص میان حق و باطل هست فأبان فضیلته علی سائر الشهور ظاهر کرد خداوند شرافت این ماه را بر سایر ماهها چه طور؟ بما جعل له من المحرمات (من الحرمات) عذر میخواهم به اینکه در این ماه حرامها را زیاد قرار داد هرجا حریم هست قیمت زیاد است آنجایی که قیمت ندارد حریم هم ندارد بیا برو هر کاری دلت میخواهد بکن تو اما وقتی شما می آیی به مسجد یک حریمی دارد چون قیمتش بالاست حرم میروی اصلاً به آنجا میگویند حرم دیگر ها حرم که یعنی چه کلمه حرم؟ یعنی محل چیست؟ محل حرام است پس شما باید وقتی که یک جا کلمه حرام میاید یعنی مسئله خیلی مهم و ویژه است حرام است یعنی حریم دارد نمیتوانی تو با هر شرایطی در آن ارتباط وارد بشوی یا این حرام است مثلا نامحرم است این به ما محرم نیست که آزاد باشد بهرهبرداری از آن یا بگوییم لقمه چه؟ حرام هست شما نمیتوانید استفاده کنید بنابراین حرمت وقتی میاید میگویم حرمت احترام واژه هایش را میگویم که دقت کنید که یعنی چی می گوییم خیلی محترم است شخص یعنی خیلی حریم دار است نمیشود با او هرجوری رفتار کرد شخص خیلی محترم است یا حرمت او خیلی بالاست حرمت یا یک جایی می گوییم حرمت این را رعایت کن یعنی بیخود و بی صلاحیت به او نزدیک نشو حرمتش را رعایت کن یعنی بالاخره این مثل پدر مادر که یک حرمتی دارند شما نمیتوانید با پدر مادر در هر شرایطی ورود کنید آزاد نیستی در حریم پدر مادر وارد بشود انسان انقدر پدر مادر حریمش سخت است و سنگین است که امام علیه السلام در دعای مربوط به والدین عرض میکند عرض می کند به خدا خدایا کمک کن که از پدر و مادرم به اندازه یک سلطان ستمگر بترسم حرمت آنها خیلی بالاست کسی که از پدر مادرش نمیترسد حریم ندارد همین راحت حرف میزند راحت هر کاری میکند جلوی پدر و مادرش دراز میکشد نمیدانم هرچی از دهنش در میاید میگوید این آدم خودش حریمهای خودش را نابود میکند یعنی حرمتی برایش باقی نمیماند نه در دنیا نه در آخرت (یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لاغفر لک ابدا) کسی که عاق والدین میشود یعنی مادرش را پدرش را خشمگین میکند ناراحت میکند به او گفته میشود هر کاری میخواهی بکنی بکن که من هرگز تو را نخواهم بخشید حقوق والدین راضی ازش نباشند این هیچ وقت به بهشت الهی و رستگاری راه پیدا نمیکند باید این را حواسش باشد که پدر مادر خیلی حریمشان سنگین است استاد حریمش دهها و هزاران برابر بالاتر از پدر مادر است اولیای الهی اینها همه خیلی مهم است انسان باید رعایت کند پس هرجا مسئله خیلی مهم است حرامها بیشتر است دیدید قانون بیشتر می گذارند یک دو سه چهار ده پانزده قانون می گذارند تا تو بخواهی به این نزدیک بشوی چون حرمت خیلی بالا هستش در ماه رمضان چون قرار است دستم را نگاه کنید این شخص این زن و مرد نه و این فرشته نه این شخص یعنی کسی که از روح خداست قرار است به ضیافت خدا برود به ماه عسل برود با خدا حرمتها خیلی بالا میرود ببینید شما پدر مادر به همین حقی که الان گفتم انقدر مهم هستند وقتی نوبت ماه عسل فرزندانشان میشود پدر مادر حرام است بروند در ماه عسل وارد شوند خواهر برادر پدر مادر چون ماه عسل ماه کاملا حرامی هست این یک ماه فقط باید دو نفر با هم باشند هیچکس نباید در حریم این دو نفر باشد حتی پدر مادر هم حرام است بروند اگر بروند خودشان گناه کردند ببین انقدر مهم است در ماه عسل ماه عسل شما در این بخش جمادی را تجارت و کار و شغل را باید بگذاری کنار بخشهای گیاهی ات را بگذاری کنار بخشهای حیوانی تو باید بگذاری کنار تا بتوانی بروی یک رابطه برقرار کنی روابط دیگهای که داری همه را باید بگذاری کنار رابطه اجتماعی سیاسی یک ماه ماه عسل یعنی همین یعنی دو نفر فقط باهم و تو هم باشند خلوت صد درصد ماهانه حالا خدا میخواهد این شخص را انسان را دعوت کند وقتی میخواهد انسان را دعوت کند ماه عسل هیچ کدام از این چهار شخص حق ندارند بیایند در رابطه ماه عسلشان با خداوند تبارک و تعالی حق ندارند بیایند نمیتوانی بگویی من درس میخوانم دکترم طلبه ام مهندسم دکترم نتوانستم روزه ام را درست بگیرم چون کار دارم میکنم روزه بهم فشار میاد آن کار را باید تعطیل کنی تو اصلاً باید بفهمی آدم هستی و دعوت شدی به ماه عسل مثل یک آدم انقدر احمق باشد که وقتی ماه عسلش باشد به خانمش بگوید که من کار دارم باید اداره دارم وقت نمیکنم بیایم ماه عسل این همین مقدار احمقانه است یکی از تو ماه عسلی که با خدا دارد این چهار تا مزاحم او بشوند بگوید من نرسیدم تو خلوت بیایم نرسیدم به سحر بیایم نرسیدم به دعا بیایم نرسیدم بیداری سحر بیایم نرسیدم به روزه روزه فوق العاده قیمتی است یعنی می گوید این بخش را تعطیل کن چون تو میخواهی با من خلوت کنی انتظار این حرمتش خیلی بالاست کاملا حریمدار راجع به اون لطیفهای که گفتم به آقایی گفتم چرا از ماه عسل اومده بود خیلی میخندید و خوشحال بود بعد به او گفتم خوش گذشت؟ گفت خیلی خوش گذشت بعد گفتم چرا خانومت گریه میکنه؟ گفت این را یادم رفته بود ببرم حالا ما دقیقا ماه عسلمان همین مقدار احمقانه است با خداوند وقتی که نمیفهمی ماه عسل ما با خدا چیه نمیفهمیم این ماه رمضان یعنی من و این نه من و این چهار تا این ها که نباید بیاوری تو ما این ها را میبریم و کار خراب میشود و دیگر حرمت ماه رمضان رعایت نمیشود یعنی خدا میگوید من میخواستم تو تنهایی بیایی و تو هرکسی را که داشتی با خودت برداشتی آوردی درسته؟ مثل مثلاً یک آقایی برود ماه عسل با خانومش بعد مامانش را ببرد باباش هم ببرد داداشش هم ببرد ماه عسل نمیشود که ببین از نگاه همسرش این چه کار وحشتناکی انجام داده یا بالعکس یک خانمی بردارد ایل و تبارش را ببرد در ماه عسل ببین دیگر چه چیزی میماند از ماه عسل؟ هیچ چیز برای همین انسان باید دقت کند که هرجا حرام زیاد است یعنی رابطه خیلی قدرتمند و خاص است هیچکس نباید اصلاً در آن رابطه حضور داشته باشد مطلقا کسی نباید باشد برای همین هم شما وقتی به این ماه عسل میروید یعنی ماه مبارک در ماه عسل ماه مبارک به خدا میگویی خدایا روزی ام کن یک ماه عسل بالاتری را ببینید ماه عسل تمرین خوبی هست ماه رمضان برای همین هم شما سحر بعد از همه نمازها شب روز این ماه عسل بالاتر را میخواهی میگوید رزقنی چی؟ حج بیتک الحرام باز هم آنجا حرام است بیت الله الحرام چقدر حرام؟ بیست و چهار چیز آنجا حرام است چون فقط این را دعوت کردم (فی عامی هذا و فی کل عام) یعنی من هر سال بتوانم این ماه عسل را با تو طی کنم این را چه کسی از آن لذت میبرد؟ خانم و آقایانی که میروند حج از حج خیلی خوششان نمیاید میترسند دفعه بعد هم میگویند بابا خیلی سنگین بود مشعرش منایش نمیدانم طوافش چقدر قوانین داشت این به خاطر اینکه این خانم و آقا رفتند حج اصلاً نمیفهمند یعنی چه اگر آدم برود چرا اتفاقات بزرگی میفتد اگر انسان برود حج ببین آنجا میگوید تو حتی جنسیت هم نداری در ماه رمضان هست ولی آنجا اصلا اینجور نیست یعنی شما وقتی می روید احرام میبندید بیست و چهار چیز را حرام میکند یکی از چیزهایی که حرام میکند این که اصلاً من زن نیستم و مرد نیستم برای همین هم شوهرت به تو حرام است زن تو به تو حرام است برای همین هم کنار خانه خدا خدا آزاد گذاشته زن و مرد را قاطی هم دیگر بیاید میگوید زن ها صورت شان را باز بگذارند اصلاً مهم نیست برخلاف جاهای دیگر که باید ببندند در اجتماع حرام است یک زن چهره اش را باز نگه دارد برای نامحرم اگر زیبایی آرایشی دارد که ممکن است یک نامحرم را جذب کند حرام است این کار قطعاً جهنم دارد عذاب هم دارد که خانمی باز بگذاره آنجا میگوید نه باز بگذار بعد هم میگوید بروید تو همدیگر بلولید میگوید خب خدایا اینجا ممکنه ما تحریک بشویم میگوید نه دیگر آنجا که من گفتم که شما زن نیستید مرد نیستید اگر بیای اینجا تحریک بشوی یعنی که دروغ گفتی به من لبیک تو دروغ بوده تو محرم نشدی این بخش را حرام نکرده بودی با خودت آوردی اینجا خانه خدا بدنت خورده به یک نامحرم یا نگاهت خورده تحریک شدی پس این حج تو به درد نمیخورد حج تمرین آدمیت است برای همین می گوید وقتی میایی اینجا باید وقتی میلولی وسط زنان و مردان باید تمام حواست به من باشد به منی که معشوقت هستم به کس دیگری فکر نکن تو ماه عسل هم یک زن و مرد میروند در خیابان میروند در جاده میروند میروند دریا میروند کوه آدم های زیادی را میبینند اما یک لحظه ذهنشان به یک نامحرم دیگری نمیرود اینها ذهنشان مال همدیگر است خدا هم همین است میگوید که مخصوصاً میگویم بیایید در هم بلولید که اگر آمدی اینجا برای خودت چشمت خورد به یک خانم یا بدنت خورد تولید شد بفهمی که تو هنوز در مقام آدمیت نیستی تو هنوز خودت را به این مرحله نرساندی هنوز خیلی ضعف داری حالا مدام تکرار کن این حج را تا یواش یواش بفهمی که آدم هستی و یک روزی یک روزی بتوانی به عنوان یک انسان نه یک خانم و آقا بیایی با من ارتباط بگیری به عنوان یک انسان به عنوان نفقه خودم بیایی با من دوستی بکنی بیایی به ماه عسل با من من آماده ام عبادت برای همین هم هی تکرار میشود ذکرها تکرار میشود نماز تکرار میشود تا ما یواش یواش زیارت تکرار میشود تا ما هی یواش یواش بفهمیم آدم هستیم یعنی فرشته نیستیم خانم و آقا نیستیم زن و مرد نیستیم این بسیار بسیار مهم است بسیار بسیار مهم است خب حالا امام دارد به ما چه چیزی میگوید؟ اگر تو به عنوان یک خانم و آقا این دعا را بخوانی میگوید بابا این چه میگوید امام سجاد چه حال و هوایی است من که نمیفهمم چه میگوید میگوید خدایا فضیلت ماه رمضان را اینگونه روشن کردی و نشان دادی که چی؟ که به ما جعل له من الحرمات در آن حرمت گذاشتی یعنی رابطه خیلی خصوصی است وقتی میگوید حرام یعنی خیلی خصوصی است خیلی مهم است من الغرمات الموفوره زیاد هم در آن حرام گذاشتیم پس خیلی حرف چون ماه عسل است دیگر والفضائل المشهوره در عین حالی که حرامها زیاده فضیلتها خیلی بلند و بزرگ و مشهور هست میگوید آقا تو بخوابی هم نوموکم فیه عباده خواب تو در ماه رمضان عبادت است انفاسکم فیه التسبیح نفس بکشی همین نفس تسبیح برایت مینویسم یک آیه قرآن را بخوانی ثواب ختم کل قرآن را به تو میدهند خب آقا کجا در کدام ماه ما همچنین فضائلی داریم و فضائل زیاد فضایل خیلی خیلی زیاد تمام گناهان گذشته ات را خدا بیامرزد میبخشد مگر شوخی است فضائل المشهوره دیگر چی؟ فحرم فیه ما احل فی غیره اعزاما دقت کنید این را آدمهای حسابی میفهمند آدم میفهمد میگوید چی؟ میگوید که تو حرام کرد خداوند در این ماه هرچیزی را که در غیر ماههای دیگر حلال کرده بود چرا اعزاماً چون میخواست عظمت این ماه را تو بفهمی تو باید بدونی که ماه مبارک یک ماه بسیار حرمتداری است همینطور بدون آمادگی و بی تربیت و بیادب و اینطور بروی واردش بشوی آسیب میبینی آسیب میبینی الزاماً یعنی خیلی مرحله عظیمی هست برای همین اذکاری هم که شما در ماه دارید با این کلمات طراحی شده اگر نفهمی کی هستی اصلاً نمیفهمی چرا این کلمات برای شما طراحی شده یا علی و یا عظیم ببینید یا علی یا غفور یا رحیم انت رب العظیم مربی عظیمی هستی تو تو مربی عظیمی هستی الذی لیس کمثله شیء هیچ مربی ای مثل تو نیست به عظمت تو به خوبی تو به مهربانی تو به تخصص تو و هوسمیع البصیر و هذا شهر باز چی بگویید؟ عزمته ببینید این را چه کسی میفهمد؟ این عظمت را؟ کسی که به عنوان یک خانم و آقا روزه نگیرد یعنی چی عظمت ما که اصلاً نفهمیدیم عزای این بخش جمادی گیاهی اصلا نمیگذارد یا بخش حیوانی نمیگذارد که این شخص حرمت این رابطه را بفهمد میگوید چون خیلی عظمت دارد من نباید چیزی بخورم نباید رابطه با جنس مخالف داشته باشم باید کارهای دیگر ام را تعطیل کنم این ماه را به عاشقی بپردازم فصلش فصل ماهش ماه عاشقی است فصلش عاشقی رجب شعبان و رمضان اما کسی که نمیفهمد آدم است از رجب شعبان رمضان چیز زیادی درک نمیکند یعنی وارد آن جشن عروسی نمیشود اصلا اصلا درکی به عنوان یک عروسی ندارد اصلاً نمیفهمد که جشن است اصلاً متوجه نیست که دارد ولی اگر مثلاً چون خانم و آقا به او میگویند عروسی دعوت داری یک ماه جلوتر موج میگیرد او را من هم بروم آرایشگاه بروم لباسم را بدهم سفارش بدهم لباس نمیدانم تا بتوانم وارد یک عروسی بشوم مثلاً حالا دو ساعت عروسی است ولی از یک ماه جلوتر آن شوق را دارد این آمادگی مثل مثلا عید نوروز میماند که عید جمادی و گیاهی است و نهایتاً یک عید خیلی خوب هم هست عید مقدسی هم هست ثواب هم دارد عید خوبی هم هست نهایتاً یک عید حیوانی ولی نگاه کنید مردم از سه ماه جلوتر موج عید عید نوروز میگیرد آنها را یعنی اینها میخواند خودشان را برای نوروزی آماده کنند که وقتی هم اتفاق میفتد سر سال تحویل هیچ اتفاقی هم نمیافتد فقط یک تغییر فصل است دیگر بعد هیچی زنگ را زدند و چند تا توپی هوا کردند مثلاً بعد شد حالا سال آغاز سال جدید چه شد؟ نه اتفاقی افتاد چیزی سر سال تحویل زن و شوهر دارند با هم دعوا میکنند اعضای خونواده حواسشان نیست دارند با هم دعوا میکنند اصلا دقت نمی کنند بعد هم چه میشود یک ذره بخور بخور های گیاهی هست و یک سری هم رفت و آمد و صله ارحام هست که مربوط به بخش انسانی نیست اگر انسان به عنوان بخش انسان وارد ماه فروردین بشود خیلی میتواند از عید نوروز لذت ببرد و استفاده کند برای همین هم خدا روز عید نوروز را روزه قرار داده مستحب است روزه بگیرید شما چرا؟ خانم و آقا این را نمیفهمد عجب چه کاری من یعنی روز اول نوروز که بخور بخور شیرینی و میوه و آجیل و اینها است روزه بگیرم ؟ خدا میگوید نه بابا این فصل تغییر فصل را حرمت بگذار بخش حیوانی ات را تعطیل کن ازش لذت انسانی ببر ولی ما این را نمیفهمیم ما اگر به ما میگویند مثلاً ماه رمضان روز اول مثلاً نوروز شما روزه بگیر یا آن اذکاری که موقع عید موقع تحویل سال وارد شده انسان مثلاً سیصد و شصت و پنج مرتبه این دعای فوق العاده زیبا را میخواند یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال چقدر قشنگ است چقدر زیبا قربان این دین ما بروم ولی وقتی مثلا عید غدیر میاید کسی نمیفهمد غدیر عید غدیر الان تعطیل است فردا میرویم میخوابیم تلویزیون تماشا می کنیم می رویم به پارک ماشین را بردار برویم شمال این اصلاً نمیفهمد که عید غدیر یعنی عیدی است که خدا تو را به عنوان یک انسان برایت خلیفة الله تعیین کرده اصلا لذتی که از نوروز میبرد از غدیر نمیبرد این برای این هست که ماها اصلاً دینی که داریم یاد میگیریم یک دین قلابی هست دینی مبتنی بر معرفت نفس و حقیقت انسانی نیست یعنی ما بیشتر خانم و آقایان دارند متدین میشوند نه انسانها ما داریم دین را به خانم و آقایان یاد میدهیم این ها یک خانم و آقا مثلاً حالا به عنوان یک خانم میرود حج به عنوان یک خانم میرود حرم به عنوان یک خانم نماز میخاند چیزی هم نمیفهمد از این نماز فقط میخواند یک دعا که میخواند همینطور نمیتواند از آن لذت آن عیش و نوش را برداشت کند کار خدا چیست؟ کار خدا این هستش که به تو میگوید چی؟ میگوید که امام میدانی چطور ما را تربیت میکند میگوید که خدا در این ماه به خاطر اعزام عظمت این ماه حرامها را زیاد کرد باید بفهمی وقتی که حرامها زیاد است با یک مسئله حریمدار خیلی عظیمی روبرو هستی پس انت رب العظیم الذی لیس کمثل شی و هوسمیع البصیر و هذا شهر عزمته و کرمته کرامت و قیمت دادی به آن و فضلته علی الشهور خیلی مهم است این ها ما اگر نفهمیم که خیلی ویژه است این یک ماه یک ماه ویژه دعوت شدیم به یک مهمانی دیگر به عنوان انسان متوجه نیستیم مهمانی عجب مهمانی بود زودتر تموم بشود برا همین هم خب خیلی از مردم هی میشمارند میگم وای دو روز از آن گذشته هنوز ۲۸ روزش مانده نمیدانم دوباره الان ۲۵ روزش ماند ده روزش گذشته ۲۰ روز دیگر مانده عزادارند یعنی اصلاً باید مشکی بپوشند اصلاً انگار این ماه رمضان همین دهه آخر هم که انگار میخواهند موشک هواکنند ۱۰ ۹ ۸ ۷ همینطور میشمارند و از همه مسخرهتر این که روز آخر همه حواسشان هست که ماه دیده شده یا دیده نشده اگر بگویم ماه را ندیدند همه غم می گیردشان شما یک روزی هم باید روزه بگیریم باز اگر بگویم ماه را دیدند همین میپرم بالا شادی روزهدار حقیقی در عید فطر شادی حیوانی نیست یک شادی انسانی است یعنی من یک ماه تمام یک رابطه عاشقانه با خدا داشتم دعوتم کرد یک ماه من را و من و خدا بودیم برای اینکه در عید فطر اعزام خیلی بالاست عظمت خیلی بالاست عید فطر شادی اش خیلی زیاد است عید الله الاکبر یعنی بزرگترین عید الهی کما اینکه این تعبیر را در مورد عید غدیر هم داریم و حجر فیه من المطائم و المشارب اکراما برای گرامی داشت این ماه خداوند چکار کرد؟ خوردنیها و آشامیدنیها را ممنوع کرد چه کسی ناراحت میشود از این کار؟ بخش حیوانی چرا خدا ممنوع کرد؟ من یادم است بچه که بودم یک موقع روزه گرفته بودم خب آن موقع هم کولر و این چیز ها نبود خیلی پنکه بود آن هم نمیتوانست از پس خنکی در آن تابستان یک خانه را گرم کند ما همه معمولا مردم پناه میآوردند به مساجد که یک ذره خنکتر بود یادم است یک آقایی از این تاجر ها خوابیده بوده شکم خیلی گندهای هم داشت خیلی بزرگ اینجوری یعنی میشد بروی رو شکمش جفت پا بروی تا سقف بروی اگر میرفتی این داد میزد و از ناراحتی گفت خدایا من سیگار نکشم آب نخورم نان نخورم چه چیزی به تو می رسد؟ یعنی با عصبانیت داشت میگفت ها نمیفهمد آدم است فکر میکند خانم و آقاست خدا گیر داده به او تو این دین حجاب داشته باشد می گوید این حجاب چیسست چرا روابط محدود باشد نماز چیست؟ حجاب چیست؟ روزه چیست؟ نمیفهمد اصلاً آدم است تا نفهمی آدم هستی هیچ چیز را نمیفهمی لا تجعل نفسک فان الجاهل معرفت نفسه جاهل به کل شیء نسبت به خودت جاهل نباش آن وقت نمیفهمی چه کسی هستی هیچ چیز را نمیفهمی نه نماز را میفهمی نه روزه نه نماز شب نه ذکر نه حج نه جهاد هیچ درکی ازش نداری چون یک خانم و آقا دارد قضاوت میکند راجع به زندگی یک کسی که آن نیست این خانم و آقا دارد قضاوت میکند راجع به زندگی یک انسان خب انسان یک چیز دیگری است مثل اینکه مثلاً ما بگوییم که چرا مثلاً گربه این گربه نفهم بعضیها میگویند این گربه نفهم به او چیپس دادم نمیخورد بیسکویت دادم به او نمیخورد گرسنه است کیک به این خوشمزگی نمی خورد اصلا نمیفهمد که ذائقه گربهای چه چیزی می خواهد اصلا ذائقه گربهای یک چیز دیگری میخواهد اصلا تو وقتی میخواهی چیبس را به او بدهی درک نمی کند اینها را بدهیم درک نمیکند یه خانم و آقا همش اعتراضشان این هست که چرا خدا ما را درک نمیکند ما را یعنی حیوان خدا میگوید بابا من تو را حیوان نیافریدم تو را انسان آفریدم تو اول بفهم چه کسی هستی بعد میفهمی من درکت کردم من درکت میکنم ولی وقتی خودت را زن و مرد میدانی اصلاً مخاطب من نمیدانی مخاطب قرآن نمیدانی پس تو اصلاً چیزی درک نمیکنی که من برای چه کسی آفریدم من در اول خلقت گفتم نمیخواهم حیوانات را که داشتم فرشتهها را هم که داشتم گفتم انی جاعل فی الارض خلیفه من میخواستم یک انسان خلیفه و جانشین خودم را بیافرینم تو اول بفهم برای چه چیزی آفریده شدی و کی هستی بعد بیا قضاوت کن به حجر فیه المطائن و المشارب اکراما ببین چند بار تا حالا امام کلمه را به کار برده اعظاما اکراما فضیلت این همه چیزایی است که به کار برده و جعل له وقتا بینا خدا برای این ماه عسل میگوید ماه عسل دیگر ماه آن مشخص است میگوید که برای این ماه یک وقت روشن و معین قرار داد لا یجیز جل وعزه ان یقدم قبله ولا یقبل ان یخر عنهم به به لایجیز یعنی خدا اجازه نمیدهد خدای بلند مرتبه خدای با عزت ادامه نمیدهد که این ماه عسل را زودتر بندازیدش یا دیرتر فصلش همون فصل ماه مبارک چی؟ رمضان هست بعد شروع میکند فضیلتها را میگوید که من دیگر الان وقت ندارم اینها را برایتان بخوانم فوق العاده است این دعا را حتماً بروید بخوانید فوق العاده زیباست و چیزی که خیلی مهم است این هست که ما در ماه مبارک رمضان باید چکار بکنیم حالا نگاه کنید اللهم صل علی محمد و آله اللهم صل علی محمد و آل محمد صلوات را برای شرط اجابت میاورد برای فهم ما میاورد برای باز شدن مشاعر ما وسط دعا صلوات که میاید ما اتصال پیدا میکنیم با نفس متخصص معصوم شما صلوات را که میفرستی اتصال برقرار میشود با خلیفه الله حالا فهم تو درست میشود دعایت اجابت میشود برای همین هم هی صلوات لازم است دائماً انسان لازم است مثلاً هر چند لحظه یک بار این کار را بکند در خانه هم همین طور است این اتصال وقتی برقرار میشود خیلی از موانع و مشکلات برطرف میشود برای همین صلوات ذکر اعظم است دیگر حالا آن را کتاب هم در کتاب صلوات و هم در کارگاه صلوات این ها را توضیح دادیم نگاه کنید چه می گویید صلوات که می فرستید الهمنا معرفت فضل خدایا الهام کن به ما اینکه ما معرفت داشته باشیم به فضیلت ماه مبارک اطلاعات نه علم نه علم شما همین که الان من به شما گفتم شما اطلاعات دارید دیگر این ها را میفهمید معرفت یعنی قلبت قبول کند ماه عسلی معرفت فرق میکند معرفت یعنی الان بگویی وای امروز یکشنبه است یکشنبه آینده ما دیگر در ماه عسلیم الحمدالله روزهای قبلش هم میتوانیم روزه بگیریم زودتر روزه بگیریم بیشتر روزه بگیریم این خیلی کیف میدهد مثلاً توی جشن داریم وارد میشویم ما توی بزم داریم وارد میشویم که همه ابعاد وجودی ما خیر میبینند توی این بُعد پس از خدا بخواهیم که خدا به ما شعور و فهم و معرفت ماه مبارک رمضان را عطا کند و اجلال حرمته اجلال حرمت اجلال یعنی جلیل بزرگ داشتن درست فهمیدن عظمتش را فهمیدن بزرگداشت را می گویند اجلال بزرگداشت را میگویند اجلال که ما حرمت این را بزرگ بشماریم در آن بدرفتاری نکنیم حرمت ماه عسل را داشته باشیم خرابکاری نکنیم مثلاً کسایی که حرمت ماه عسل را ندارند چیست؟ مثل اینکه خانمها رفته باشند ماه عسل زن بگوید آی حوصله ام سر رفت زودتر برگردی مرد هم بگوید که آره کی تموم میشود زودتر مثلا چند روز وای یعنی ما الان یک ماه باید پیش هم باشیم؟ خب این یعنی توهین دیگر توهین است به طرف مقابل داری میکنی بعد هی خوشت بیاید که زود تمام بشود این آن اجلال نیست درش و اینکه باید در یک ماه شما دقیقاً به آنچه که لوازم یک روابط عاشقانه است عمل بکنی با خداوند تبارک و تعالی با اهل بیت و از همه مهمتر با شخص صاحب قدر یعنی شخص امام زمان ماه عسل اگر کسی در این ماه عسل با مهمان ویژه آشنا نشود یعنی آقا امام زمان در ضیافت نیاید اصلا اصلا نفهمیده ماه رمضان چیست اصلا ماه رمضان را نفهمیده در مراقبت ماه مبارک رمضان ۴ تا کارگاه چهار تا چیز محتوا را گفتم حتما تا قبل از ماه همه مسلط بشوید یکی مراقبات ماه مبارک یکی محبت بین خدا و انسان یکی هم شرح دعاهای شبهای قدر یکی هم کتاب نقش انسان در تقدیرات که آن را همین امشب هم بخوانید دیر خواندید این را حتماً بخوانید که من چه جوری تقدیراتم را عوض کنم یعنی ما باید تو این یک ماه تحولات یک عمر برایمان اتفاق بیفتد بیش از یک عمر خیر من الف شهر این ظرفیت سازی و تقدیر درست کردن برای جذب بیش از بیش از را ما نمیدانیم آن طرف آن چقدر است فقط میدانیم بیش از بیش از هزار ماه را تو باید نفست را جذب کنی نفست این را جذبش کند در ماه رمضان با خودش ببرد حفظش کند و با خودش ببرد و این آمادگی لازم دارد که ما باید بیایم این چهار تا را یک مقدار فیتیلهها را بکشیم پایین تعطیل کنیم کار های دیگر مان را برویم در عاشقی نمیشود به یک نفر بگویی من میام ماه عسل ولی شرکت را باید بروم اداره را باید بروم شرکت را باید بروم مهمانی ها را باید بروم نمیدانم فلان کار فلان ولی ماه عسلم باشد چون ماه عسل نیست که اصلا نمی آیی اصلا حضوری نداری اصلا تو این قضیه ما در ماه رمضان هم همینطوری رفتار میکنیم یعنی با بی میلی و با تعلق به آن چهار تا شان دیگرمان میخواهیم عمل کنیم والتحضر و تحفظ من ما حضرته فیه خدایا ما خودداری کنیم از آن چیزی که شما ما را منع کردی به سمتش نرویم که حالا توضیح دادیم دیگر آن عزیزانی که مراقبت و کار کردن آن هایی که کار نکردند میخواهند ساندویچی بگیرند همون کتاب هوای نفحات را کوچولوها کتاب کوچولوهای کم حجم نفحات مال مراقبات ماه مبارکش را که حضرت علیه السلام در آنجا توضیح دادم میفرماید چی؟ روزه فقط زبان نیست نیست بلکه شما باید فکرتان و قلبتان روزه باشد کما این که یک زن و شوهر وقتی که میروند ماه عسل فکر و قلبشان از غیر معشوقشان روزه است این اصلاً غیر از زن و شوهر هیچ کس دیگری در ذهن و روح زن و شوهر در ماه عسل حضور ندارد اصلا هیچکس این خیلی مهم است که حالا توضیحاتش را آنجا دادیم اینجا هم دقت کنید بعد تحفظ من ماضرته فیه هرچی که تو بر حذر داشتی من ازت چکار کنم؟ دوری کنم و اعنا علی صیامه بکف الجوارح عن معاصیک خدایا کمکمان کن در روزه اینکه جوارح ما گناه نکند مغزمان فکرمان خیالمان وهممان عقد مان حس مان چشمانمان دستانمان پاهایمان هیچ کدام گناه نکند تو کمک کن ما گناه نکنیم و استعمالها فیه بما یرضیک ما تمام اعضای وجودی خودمان رو به کار بگیریم در چیزی که تو را از ما راضی میکند یعنی محصول این ماه عسل مرضی شدن تو باشد حتی لا نصقی به اسمائنا الی لغو تا اینکه ما با گوش هایمان به حرفهای زشت گوش نکنیم به چیزهای زشت نه ها گناه و اینها که نه لغو را دارد میگوید یعنی چیز بیهوده الکی در این فضای مجازی یا بعضی از آدما هستند که وقتی کنارشان میروی یک مشت حرف مفت دارند یک مشت حرف های الکی دارند یک مشت چیز هایی هست که ذهن ما را الکی به خودش مشغول میکند لغو است بیهوده است ولا نسرع به ابصارنا الی لهو و با چشمانمان دنبال دیدنیهایی که شهوت آلود است یا دیدنیهای جمادی بعضیها دیدید با یک حسرتی وقتی که موبایل را باز میکنند میروند در این کانالهایی که مربوط به لباس است مربوط به ظروف است مربوط به مبلمان است مربوط به لوازم آرایش است مربوط به شکمیات است میگوید این چشمت را کنترل کن حریصانه دنبال دیدن چیزایی که این چهار تا نباشد این چهارتا را کلا بیخیال بشوید بیارش پایین چشمتان دنبال اینجور چیز ها گوش و چشمتان دنبال اینها نباشد دیگر چی؟ و حتی لا نبست ایدینا الی محذور دست به نگشاییم به کاری که نباید رشوهای بدهیم رشوه ای بگیریم امضای نا حقی بکنیم کار غلطی بکنیم نان کسی را ببریم تخلف نکنیم ولا نختو به اقدامنا الی مهجور ما با پاهایمان نرویم سراغ چیزایی که نباید برویم جاهایی که نباید برویم کارهایی که نباید بکنیم با پایمان نرویم تو ماه رمضان به سمت چیزهایی که مهجور است منع شده حرام شده آنجا قدم برنداریم و حتی لا تعی بطوننا ما اهللت می گوید که در بر نگیرد شکمهایمان چیز هایی را که تو حلال کردی یعنی پر نکنیم شکم هایمان را پرخوری نکنیم شهوانی غذا نخوریم طوری که مجبور بشویم خدایی نکرده دم افطار تازه آروق سحرمان را بزنیم بعضیا اینطور هستند انگار که میخواهند از خدا انتقام بگیرند حالا خدا هم به آنها گفته و حالا تا می توانند تا سحر پرخوری میکنند تا میتوانند یکسره میخورند بعد هم که میشود افطار دوباره انتقام میگیرند از خدا شروع میکنند به پرخوریهای وحشتناک انگار عقده داشتند ناراحت بودند عصبانی بودند از دست خدا بعد شروع میکنند همینطور برای همین هم معمولاً عقدهایترین سفرهها در ماه مبارک است به جای اینکه سفره ها ساده باشد سفره ها خیلی عقده ای خیلی این سفرهها تجملاتی است در ماه رمضان تنوعش خیلی زیاد میشود برای اینکه آن کسی که این سفره را میندازد خیلی عصبانی است از دست خدا و عقده دارد که باید حالا الان موقع افطار یک انتقام درست حسابی بگیریم این ۱۰۰ تا نوع ماده سر سفره گذاشتند این میخواهد بخورد نون و پنیر و سبزی بگیرید تا خرما و حلوا و آش و سوپ تا برنج و مرغ و نمیدانم غذاهای دیگر غذا تازه بعدش شروع میکنند تازه چیزهای سرطان زا پشت غذا آن هم میوه میخورند میوه اصلاً با غذا و پشت غذا اصلاً خودش کلی بیماری میارود برای انسان بعد میبینی اینطور است نظم به هم میخورد کلاً غذا خراب میشود سالاد مثلاً با غذای پخته خب شما وقتی که با غذای پخت سالاد خام بخورید این عفونت میشود در بدن پر بدن میشود عفونت پر بدن میشود گرفتاری درست میکند گندیدگی در بدن ایجاد میشود وقتی که مثلاً کاهو میخورید خیار میخورید گوجه میخورید نمیدانم با سس و نمیدانم اینها دیگر وسط غذایی که پخته شده خب خیلی تبعات دارد برای بدن انسان گرفتاریهای زیادی برای بدن میا ورد این همه گرفتاری هر سال هم دارد بیشتر میشود فقط میخوامیم لذت غذایی ببریم همین حالا هرچی شد شد کاری با مضر بودن و مفید بودنش نداریم می خواهیم شهوت غذایی داشته باشیم ولا تنطقت السنتنا الا بما مثلت میگوید زبان هایمان چیزی نگوید مگر به آن چیزی که تو اجازه دادی اجازه دادی که ما حرف بزنیم زیاده گویی نکنیم وراجی نکنیم حرف های زیاد نزنیم چون در ماه عسلی فقط با خدا حرف بزن بیا برو قرآن زیاد بخوان قرآن زیاد بخوان یعنی معشوق با تو حرف می زند ولی وقتی میگوید دعا بخوان نماز بخوان یعنی تو با معشوق حرف بزن وقتت را در خلوت با خدا حرف زدن با خدا بگذران نه با هر خلوت با مردم و حرف زدن با مردم زیاد است من اگر بخواهم بگویم این چند صفحه هست که دیگر حالا دو سه صفحه دیگر مانده می ایستی تا سحر بخوانم؟ ها تا سحر می ایستی بشینید بخوانید برایتان زیاد است دیگر حالا من همه اش را نخوانم وقت شما را هم خیلی نگیرم فوق العاده است این دعا ولی نگذارین مثلاً شب ماه رمضان بخوانیمش از الان یک مقدار با آن انس بگیریم که بدانیم که باید برای این ماه عسل از الان چه طوری خودمان را آماده کنیم کما اینکه برای یک مهمونی یک مسافرت یک عروسی خودمان را آماده میکنیم ببینیم که برای ماه بزرگ یا با عظمت چه آمادگی را باید در وجود خودمان ایجاد کنیم
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صلی علی محمد و آل محمد