جلسه 002 - شب‌های احیا (رمضان ۱۳۹۹)
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - شب‌های احیا (رمضان ۱۳۹۹)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ در ادامه جلسه گذشته‌مان که درباره سعه وجودی ما در شبهای قدر بود ما روی دعاهایی که در ماه مبارک رمضان وارد شده بود تمرکز کردیم چون این دعاها می‌خواهند ما را به همان بزرگی بسازند.@دعا را چند مرحله است ارتباط با آن مثل ذکرها که در بحث اسماء الله مفصل اینها را توضیح دادیم. یک موقع هست شما با دعا ارتباط لفظی پیدا می‌کنید یعنی می‌توانید این ذکر را به زبان بیاورید یا دعا را بخوانید و این ارتباط با ظاهر هست.@مثل قرآن کریم که حتی انسان اگر نفهمد چه می‌خواند، خواندنش حتی نگاه کردن به آن و لمس کردن آن ثواب دارد چون انسان باید اول از ظاهر نترسد به ظاهر انس بگیرد.@یک کسی که اصلاً در طول شبانه روز قرآن دستش نمی‌گیرد این از قرآن دور می‌شود کسانی که قرآن روز قیامت نفرین‌شان می‌کند و از آنها شاکی می‌شود همینهایی هستند که در طول روز حتی قرآن را دست نمی‌زنند و بازش نمی‌کنند.@حالا انسان حتی اگر آن را نخواند خوب است به آن دست بزند و خوب است به آن نزدیک بشود و قرآن را لمس بکند و چند بار آن را ببوسد و چند بار روی سینه‌اش بگیرد و چند بار روی چشمش بگذارد.@و حالا یواش یواش آهسته آهسته برود سراغ اینکه قرآن را باز کند و به قرآن نگاه کنید، نگاه نکردن به قرآن قساوت می‌آورد بصیرت انسان، بینایی انسان را ضعیف می‌کند نورانیت را از بین می‌برد اینکه انسان به قرآن نگاه کند «النظر فی المصحف عبادة» نگاه کردن به قرآن عبادت است بتوانیم به قرآن نگاه کنیم به کلماتش نگاه کنیم.@من دیدم بعضی از کسانی که حتی سواد هم ندارند یک موقعهایی می‌روند همینطوری قرآن را باز می‌کنند و می‌نشینند نگاهش می‌کنند و دست روی آن می‌کشند و آن را می‌بوسند و روی چشمشان می‌گذارند همین مقدار انس با قرآن هم مغتنم است برای کسی که سواد ندارد چون یک موجود مقدس هست و این خیلی مهم است.@بعد از آن خواندن الفاظش هست، حالا بعضیها شروع می‌کنند غلط می‌خوانند این خیلی خوب است باز شرافتی هست یواش یواش درست می‌خوانند این نزدیک شدن به لفظ و به ظاهر قرآن است.@اینکه می‌تواند به آن دست بزند و می‌تواند با ظاهر قرآن ارتباط برقرار کند زبان و ذهن و حافظه و حنجره‌اش با الفاظ قرآن درگیر می‌شود با نورانیت لفظ قرآن، اصلاً خواندنش خیلی ارزش دارد همین که این ذکر را بگوید و این لفظ گفته بشود.@بعضیها هستند که یک مقدار عمیق‌تر می‌شوند یعنی از رابطه لفظی با قرآن هست ما الان خیلی از کسانی را داریم که قرآن را حفظ هستند اما نمی‌دانند معنی‌اش چه هست ولی کامل حفظ هستند کلاس حفظ قرآن رفتند و قرآن را از اول تا آخر حفظ هستند خود این نورانیت و سعادت می‌آورد از شقاوت کلی انسان را نجات می‌دهد همین ارتباط البته به شرط ولایت.@حالا این ظاهر قرآن، ارتباط ظاهری یواش یواش می‌رود سراغ اینکه من ببینم این ترجمه این قرآن چیست حالا من که عربی بلد نیستم معانی را بفهمم، ببینم ترجمه‌اش چیست.@می‌رود یک کتاب تفسیری می‌گیرد پای درس استادی می‌نشیند ترجمه‌ها را می‌خواند، یواش یواش این ارتباط می‌شود ارتباط، یا دعاها همینطور است مثل همین دعایی که امشب می‌خوانیم و چند سال است با آنها کار داریم دعاهای ماه مبارک رمضان مثل دعای افتتاح، یواش یواش آدم می‌گوید این چه دارد می‌گوید، تصور کنیم که چه دارد می‌گوید.@دائم می‌گویند دعای کمیل، ابوحمزه، ندبه، توسل بخوانیم اصلاً معنی‌اش چیست؛ آدمهایی که خودشان را جدی می‌گیرند و برای هدف خلقتشان، عمرشان، جوانی‌شان، ابدیتشان ارزش قائل هستند اینها وقت جدی می‌گذارند به اینکه بروند دنبال معارف.@کسی که دنبال معارف نمی‌رود اوضاعش خطرناک می‌شود. در روایت داریم: «إذا أرادَ اللّه ُ بعَبدٍ خَيرا فَقَّهَهُ في الدِّينِ ، و ألهَمَهُ» این خیلی جالب است، وقتی خداوند خیر کسی را بخواهد دین فهمش می‌کند به او الهام می‌کند که برود دنبال آگاهی، یادگیری، برود کلاس و استاد ببیند و مطالعه کند.@این نشان می‌دهد که این آدم یک سعادتی دارد یک رتبه‌ای پیش خدا پیدا کرده که خدا به او الهام می‌کند که برود یک جا بنشیند و یاد بگیرد.@در روایت هم در دعای ابوحمزه شبهای ماه مبارک سحرها داریم که خدایا من چرا حس و حالم با تو خراب است چرا هر وقت فکر می‌کنم حالم خوب است بعد حالم بد می‌شود؟ چرا نمی‌توانم عبادت کنم؟@آفت‌شناسی که می‌کند یکی از دلائلش این هست که می‌گوید «اَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَني مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ» تو به خاطر این هست که من را اهل مجلس علماء نمی‌بینی اهل اینکه بروم پای درس اساتید بنشینم و مطالعه بکنم و کتابهایشان را بخوانم این کاره نمی‌بینی و لذا من را طرد کردی.@یک آدمی که نخواهد تخصصی دین را یاد بگیرد و دنبال یادگیری دین نباشد یعنی شأن و منزلتش را نداشته که اینطوری هست لیاقتش را نداشته.@و از آنطرف می‌گوید «إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً» اگر یک کسی آنقدر آدم بدی بشود که خدا بخواهد در دهانی به او بزند محرومش می‌کند از یادگیری علم و فهم دین، می‌گوید برو فلان رشته را بخوان و یا ده جور زبان و کامپیوتر و علوم دیگر بخوان، می‌رود اینها را می‌خواند برای اینها وقت دارد جدی جدی پای اینها می‌نشیند.@ولی وقتی که می‌خواهد به ابدیت و آخرت و زبان اولیاء خدا و زبان خانواده خودش و زبان معشوقش که خداوند هست می‌بینی که اصلاً حس ندارد برود اینها را یاد بگیرد این 40 سال هم زیارت عاشورا می‌خواند اما اگر به او بگویند که این چه می‌گوید، نمی‌داند چه می‌گوید.@این یک مرحله، پس مرحله لفظی داریم. یک مرحله مرحله تصوری داریم در ارتباط با ذکر یادتان نرود، دعا و قرآن، مرحله چی؟ تصوری؛ در مرحله تصوری تو دنبال این هستی که تصور کنی این چه می‌گوید.@دیدید مداح عزیزمان که خب با فهم و معرفت می‌خوانند الحمدلله در این جلساتی که ما داریم عزیزانی که می‌آیند مداحی می‌کنند خودشان اهل معرفت هستند فقط خواننده نیستند یعنی متوجه آن متن هستند با معرفت می‌خوانند یک قسمتهایی را برای ما ترجمه می‌کنند می‌گوید اینجا این را می‌گوید و این هم نتیجه و حالا شروع می‌کند این فهم ما را بالا می‌برد.@من اصلاً تصور کنم دعای افتتاح چه است؟ تصورش بکنم، یعنی بگویم آها این را دارد می‌گوید، آها این منظورش این است یک معارفی دارد به من می‌دهد، این رابطه چه می‌شود؟ رابطه تصوری. تصورم خوب است متوجه می‌شوم آها این ذکر معنایش این است.@مثلاً وقتی من می‌گویم (یا غافر السیئات)با وقتی که می‌گویم (یا غافر الذنوب) می‌فهمم فرق سیئه و ذنوب چه هست، الان وقتی می‌گویم (یا غافر السیئات) خدایا سیئات من را ببخش، با وقتی می‌گویم (یا غافر الذنوب) با ذنوب فرق دارد.@وقتی می‌گویم الهی العفو، مثلاً دارم دعای جوشن کبیر می‌خوانم (یا عفو) می‌گویم، می‌فهمم که عفو فرقش با غفور چیست، این تصور است.@اگر ما اینها را نفهمیم که اصلاً از بسیاری از بهشتها و مقامات و مدارج آخرتی و معنوی محروم هستیم حیف است ما اینها را نفهمیم و بمیریم در برزخ آدم گیر می‌افتد معطلی دارد نفهمی‌ها، هر یک نفهمی معطلی زیادی در برزخ دارد تا انسان بخواهد اینها را برطرف کند خیلی برای انسان معطلی می‌آورد خب همینجا آدم سرعتش را زیاد کند و گیرهای آخرتی‌اش را همینجا بنشیند وقت بگذارد.@من تعجب می‌کنم بعضی از عزیزان می‌گویند ما وقت زیاد داریم، بلند شویم برویم در خیابان بگردیم، ول بگردیم، اینطرف و آنطرف برویم، حوصله‌مان سر می‌رود بلند شویم اینطرف و آنطرف برویم؛ ما اصلاً وقت نداریم ما خیلی وقت کم داریم.@کجا وقت اضافه داریم ما یک ابدیت سر راهمان است که همه توشه را باید از اینجا تهیه کنیم از شب اول قبر شما بگیرید به بعد تا قیامت و از قیامت تا بینهایت همه‌اش باید با خودت ببری.@جلسه قبل عرض کردم ما نظام برزخی و قیامتی و حیات ابدی‌مان از روح خود ما باید تغذیه بکند یعنی تو باید آنقدر قدرت و نورانیت داشته باشی که این نورانیت قبر تو را روشن کند وقتی نور نبری شب اول قبر تاریک‌ترین وضعیت را انسان دارد نور باید آدم با خودش ببرد.@باید آنقدر نور جذب کنی که کل برزخت را تا قیامت بپوشاند و آنقدر نورانیت داشته باشی که کل 50 هزار سال آخرتت را بپوشاند اینها باید در این سینه جمع بشود این سینه باید خیلی نور به خودش بگیرد.@ما وقتی نداریم باید موانع نورانی شدن را از بین ببریم اینهاست که ما باید یک برنامه سلوک عبادی و معرفتی داشته باشیم تا نظام برزخی را پر بکنیم قیامت 50 هزار ساله همه‌اش باید با نور خودت آنجا با اعمال خودت.@در روایت داریم زمین قیامت تمامش آتش است به غیر از زیر پای مؤمن «فان صدقته تظله» صدقه‌هایی که در دنیا داده، خیراتی که کرده بر روی او سایه می‌اندازد و وضع مؤمن خنک است.@ما باید برای اینطور کارها وقت بگذاریم برای کارهای خیر و همه جور صدقه‌ای، یک موقع صدقه علمی، عاطفی، مالی است هر چیزی.@یک رابطه هم هست که آن موقع تازه به شأن عقلی‌مان می‌رسد ما با شأن عقلی می‌فهمیم که چه دارد می‌گوید، وقتی که اینها را فهمیدیم یک مرحله دیگر داریم، آن مرحله چیست؟ رابطه چیست؟ رابطه تصدیقی، یعنی از تصوری به چه می‌رسیم؟ تصدیقی.@می‌گوییم این جمله را من قبول دارم درست است من دارم این را می‌گویم، وقتی من دارم مثلاً افتتاح می‌خوانم و می‌گویم، الحمدلله‌ها را که دارم می‌گوییم می‌فهمم و خدا را شکر می‌کنم.@«وَالْحَمْدُ للهِ عَلى طُولِ أَناتِهِ في غَضَبِهِ، اَلْحَمْدُ للهِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ» می‌فهمم تصدیقش هم می‌کنم، بله خدا اینطوری است که وقتی علم پیدا می‌کند به جنایت ما حلمش زیاد است راحت جبران نمی‌کند راحت انتقام نمی‌گیرد ما را جریمه نمی‌کند از بسیاری می‌گذرد.@این باید تصدیقت بشود یعنی وقتی می‌خوانی خدا باید ببیند که تو این را می‌فهمی، بله بله این جمله را من تصدیق می‌کنم. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يُجِيبُنِي حِينَ أُنَادِيهِ» من خدا را شکر می‌کنم به خاطر اینکه یک خدایی دارم که هر وقت او را می‌خوانم اجابتم می‌کند.@«وَ يَسْتُرُ عَلَيَّ كُلَّ عَوْرَةٍ وَ أَنَا أَعْصِيهِ» و زشتی‌های من را می‌پوشاند وقتی من معصیتش می‌کنم. این باید تصدیق بشود و الا همین که ما داریم دعا می‌کنیم تدبر که نداریم همینطوری می‌خوانیم، بالأخره باید بفهمم که دارد چه می‌گوید.@اگر کسی این را با تصدیق بخواند و با صدق بگوید بله درست است من قبول دارم شک ندارم، وقتی دارد دعا می‌کند تردید نداشته باشد این مرحله تصدیقی می‌شود. این یک مقام است که انسان دعا مثلاً زیارت عاشورا بخواند همه مراتبش را از اول تا آخر تصدیق کند.@این کجا و اینکه من زیارت عاشورا نفهمم دارم چه می‌خوانم آن هم 40 سال، جامعه کبیره، جوشن کبیر، دعای ماه مبارک را نفهمم. نه می‌فهمم و تصدیق می‌کنم اگر قلب تصدیق بکند این سلوک انسان است می‌گوید اینها جزء باورهای من است.@این باورهایی که انسان در این ادعیه و آیات می‌کند مقامات نورانی انسان می‌شوند. اینکه در روایت داریم روز قیامت می‌گویند درجات بهشت همان درجات قرآن هست «و قیل إقرأ و ارقأ» بخوان و بالا برو هر یک آیه‌ای که تو تصدیقش کردی یک بخشی از وجود توست.@آن بحثی که داشتیم در انسان‌شناسی و معرفت نفس اگر یادتان باشد بحث اتحاد عقل و عاقل و معقول، و علم و عالم و معلوم؛ علم تو با تو اتحاد برقرار می‌کند اگر تصدیقش کردی تو خودت همان می‌شوی.@بنابراین روز قیامت تو به تعداد تصدیقهایت نورانی هستی. یک کسی که جوشن کبیر می‌خواند و هر یک اسم را تصدیق می‌کند و خدا را با آن اسم می‌شناسد و باور می‌کند می‌دانید چقدر این آدم درجه دارد.@اینها دیگر جزء بخش وجودش است دیگر آتش جهنم نمی‌تواند اینها را بسوزاند شیطان هم نمی‌تواند اینها را از کسی بگیرد اگر کسی اینها را تصدیق کرد و جزء وجودش کرد و باورش کرد. رابطه تصدیقی.@یک مرحله دیگر هم داریم بعد از رابطه تصدیقی؛ شما الان داری ذکر می‌گویی، مثلاً می‌گویی (یا کریم، یا الله، یا جواد، یا رحمن) آن یک رابطه دیگر است و آن چیست؟ آن دیگر خیلی معرکه است به آن رابطه وجودی می‌گویند، انسان آن آیه آن ذکر بخشی از وجود خودش هست خودش کریم و جواد و عفو و غفور است.@می‌گویند جوشن کبیر بخوان برای اینکه خودت این بشوی اسمهای خدا فقط نیست، بارها گفتیم جوشن کبیر اسمهای خودتان است، بخوانید همین بشوید؛ رحیم، صبار، شکور، غفور بشو اینها اسمهای خودت است رابطه وجودی با اسم پیدا بکن رابطه وجودی با حضرت زهرا پیدا بکنی یعنی زهرا و معصومه و حسین و اباالفضل اسم خودت بشود خودت حسین بشوی.@خدا رحمت کند میرزا را روحش شاد مرحوم میرزا اسماعیل دولابی، یک جمله‌ای است همیشه از ایشان نقل کردم و باز هم نقل می‌کنم فرمود اینکه گفتند «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» این را گفتند، اما نگفتند هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید گذاشتند تا خودتان بفهمید.@این خیلی مهم است، حرفی که می‌خواهم امشب بزنم این است که ما تقدیرات را اینطوری یاد بگیریم شب قدر این چیزها را بخواهیم. دیگر به اسم خودمان زندگی نکنیم. چطور قشنگ گفت آقای غریبی امشب که ما از طرف خودمان دیگر صلوات نفرستیم صلوات را بدهیم به بزرگان برای ما بفرستند این تابع اراده و همت ماست، حرف بسیار حکیمانه‌ای بود.@من می‌خواهم خودم زندگی کنم خب خودم هستم، ولی یک موقع هست دیگر من خودم نیستم. اگر یک کسی رابطه وجودی پیدا کرد اینکه از قول مجنون می‌گویند که اگر رگم را بزنی همه خونم و وجودم و تمام وجودم لیلی نوشته من پر از لیلی هستم (ترسم ای فساد) می‌ترسم که تو بیایی رگم را بزنی و چون لیلی در من جریان دارد به لیلی آسیب برسد.@انسان پر از حسین بن علی و رقیه و علی اکبر و علی اصغر و امیرالمؤمنین و زینب و زهرا و معصومه و حضرت خدیجه (سلام الله علیهم اجمعین) بشود، شخصیت پر بشود این بحثی که قبلاً کردیم عناصر وجودی ما اینها بشوند، در جامعه کبیره چه می‌گوییم؟ «و عناصر الأبرار» ابرار معصومین عنصر وجودی‌شان هستند.@این دیگر از این فلانی و پسر فلانی و مادرش این است تشکیل نمی‌شود، این آدم تشکیل می‌شود از سهمی از پیغمبر و امیرالمؤمنین و امام حسین و امام زمان و سایر معصومین؛ این آدمی هست که جمع این شخصیتها یواش یواش دارد در او شکل می‌گیرد عنصر وجودی‌اش این آدم معصوم می‌شود.@یعنی یواش یواش چه می‌شود؟ رابطه‌اش مثل چی می‌شود؟ مثل آهن و آهنربا، یعنی چون از جنس اهل بیت است از همین لحظه مرگ، خیلی این صحنه صحنه قشنگی است که تمام چهارده معصوم بالای سر مؤمن می‌آیند موقع وفاتش، همه چهارده معصوم.@چون عنصر وجودی گرفته این از پیغمبر یک جنس دارد از امیرالمؤمنین یک جنس دارد از حضرت زهرا یک جنس دارد همه آنها می‌آیند و این مثل یک تکه آهن که جذب آهنربا می‌شود برمی‌دارند و او را می‌برند.@آیه‌ای که برای مؤمن خوانده شده خیلی تکان‌دهنده است آن لحظه وفات، چون مؤمن از جنس اینها شده دیگر جنس خودش نیست، آیه این است: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي»؛ «فَادْخُلِي فِي عِبادِي» یعنی داخل شو در زمرۀ محمد و آل محمد.@«وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» مؤمن این است. مؤمن اینقدر قیمتی است؛ این است که فرمود: «أشد حرمة من الکعبة» حرمتش از کعبه بالاتر است. چون جنسش جنس اینطوری هست.@رابطه وجودی با ذکر با دعا، اینکه دائم می‌گویند زیارت عاشورا، امین الله، توسل بخوانید چون تو دائماً وقتی این دعاها را می‌خوانی و دائم زیاد صلوات می‌فرستی یواش یواش خودت شبیه اهل بیت می‌شوی؛ مگر امام صادق نگفت آل محمد خود شما هستید و صلوات را اینطوری بفرستید که شما همه از آل ما هستید.@پس ما وقتی که داریم صلوات می‌فرستیم داریم شکوفا می‌شویم و ظهور می‌کنیم؛ این دیگر سواد هم نمی‌خواهد این فقط عشق می‌خواهد. یک پیرزن روستایی بیسواد آنقدر عشق دارد در تمام کارهایش، دارد درو می‌کند، دارد نان می‌پزد این همه‌اش دارد صلوات می‌فرستد، مگر می‌شود؟ چون همه‌اش یاد معشوقش هست.@من از اینها دیدم نورانی‌های بیسواد روستایی که از اولیاء خدا بودند، من دیدم بعضیهایشان که چشمهای برزخی داشتند و اینها چه چیزهایی را می‌دیدند چون عشق این کار را با آدم می‌کند دلدادگی و وابستگی روحی این کار را می‌کند.@رابطه وجودی یعنی رابطه عاشقانه، یعنی تو وقتی این دعاها را داری می‌خوانی فقط نمی‌خوانی و فقط نمی‌فهمی‌اش و فقط تصدیقش نمی‌کنی بلکه خودت داری این دعا را می‌خوانی، امام دارد از مقام تو این دعا را برای تو می‌خواند و حالا می‌گوید این دعاها را ما وضع کردیم برای شما که شما از دل خودتان بخوانید، داریم حرف در دهانت می‌گذاریم.@اگر یک کسی از دل خودش دعای افتتاح و دعای ابوحمزه و زیارت عاشورا و دعای توسل بخواند یکی از دل خودش نماز بخواند یعنی وقتی که می‌ایستد می‌گوید حی علی الفلاح، بدو خوشبخت بشوی فلاح یعنی رستگاری.@خودش دارد می‌گوید، می‌فهمد که باید عجله کند موقع نماز برود برای رستگاری، کلمه را قبول دارد هم می‌فهمد دارد چه می‌گوید اذان را، و هم تصدیقش می‌کند که نماز فلاح است و هم نماز را فلاح می‌بیند موقع اذان احساس خوشبختی می‌کند.@وقتی می‌خواهد نماز بخواند، وقتی قرار است نماز بیشتر بخواند احساس سعادت به او دست می‌دهد وقتی برنامه عبادی دارد می‌گوید آخ جان من دو سه ساعت دیگر قرار است ذکر بگویم، نماز بخوانم، در حرم بمانم.@این ذوق‌زدگی که ذکر برای انسان می‌آورد وقتی چشم آدم به سجاده می‌خورد دهان آدم آب می‌افتد و روح آدم به تلاطم می‌افتد در دل آدم قند آب می‌شود، قنج می‌رود وقتی چشمش به سجاده و قرآن و خلوت و تنهایی می‌افتد این رابطه وجودی خیلی کار با آدم می‌کند.@وقتی که اینطوری نیستیم حالا همینطوری هم تأدباً می‌خوانیم به ما ثواب می‌دهند بالأخره این بنده خدا مؤدب بوده آنقدر ادب داشته که دست به قرآن بزند و آن را ببوسد و آنقدر علاقه داشته که نگاهش بکند.@من بعضی از این پیرمرد پیرزنها را می‌بینیم در این مساجد می‌روند سواد هم ندارند بعد می‌روند اینجاها می‌نشینند و بعد یواش یواش روخوانی یاد می‌گیرند بعد هم در خانه می‌آیند غلط می‌خوانند تا یواش یواش یاد بگیرند، اینها خیلی قیمت و ثواب دارد.@می‌دانید چون در سن بالا دارد می‌رود عاشقی بکند و می‌رود وقت می‌گذارد کلمات را یاد بگیرد که این و آن را چطوری بخوانم، برایش مهم است. رابطه وجودی یعنی دعا را را تو انشاء کن. مثل شاعر که شعر را انشاء می‌کند و تمامش را از وجودش می‌گوید، انشاء شعر می‌کند و حالتهایش را می‌گوید.@حالا تو دعاها را انشاء کن، این دفعه نه از زبان معصوم، خودت بگو؛ وقتی می‌گویی الحمدلله رب العالمین، خودت بگو، ببین و بگو؛ أشهد یعنی این.@وقتی کسی رابطه وجودی پیدا کرده دیگر نمی‌گوید حالا بزرگان و علما و مراجع ما فرمودند که ما بگوییم (أشهد ان لا اله الا الله) یا بگوییم این را بخوانیم، بله این خیلی خوب است شروعش از همینجاست اصلاً، باید همینها هم باشد اینها را نباید کسی تحقیر کند و کوچک بشمارد اینها بسیار مهم است.@اما یک موقع هست نه تو دیگر اصلاً کاری با کسی نداری تو خودت قل هو الله می‌شوی بعد خودت می‌گویی «قل هو الله احد» خودت می‌گویی «الله الصمد» از زبان خودت داری حرف می‌زنی.@دعای افتتاح یا هر دعای دیگر یا ذکرها باید از دل خودت گفته بشود وقتی این شد آن موقع است که تو رتبه و تقدیر داری شب قدر می‌فهمی یعنی چی. وقتی می‌گویی: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ» بله ملائکه و روح نازل می‌شوند وجودت با ملائکه است.@حالا وقتی این رابطه وجودی برقرار شد تو می‌خواهی دعای افتتاح بخوانی این فقره که حالا لازم داریم این یکی دو شب را عرض می‌کنم، عزیزان برای اینها وقت بگذارید البته ما مباحث شرح دعاهای ماه مبارک را گفتیم آنها را می‌توانید.@نمی‌دانم فروشگاه اینترنتی‌مان کار می‌کند یا کار نمی‌کند، می‌توانند عزیزان بگیرند این شبها گوش کنند، بعضی از فقرات را توضیح دادیم یا بعضی از فقراتش در کانال به زیبایی دارد می‌آید عزیزان دیگری زحمت کشیدند.@«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ» چقدر قشنگ است یک کسی الله را ببیند بعد بگوید «اللهم» یعنی خدا جلوی چشمش است خدایا یعنی تو را می‌بینم، خدایا ما همه رغبتمان در دولت کریمه امام زمان است.@جلسه قبل گفتم رغبت دولت کریمه امام زمان رابطه وجودی تو می‌شود اگر یک کسی رابطه وجودی پیدا کرد با حکومت امام زمان با شخصیت امام زمان، رغبتهایش هم اینطوری است.@یعنی این آرزویش دکتر و مهندس و رئیس جمهور و وکیل و وزیر و تاجر و معروف و هنرپیشه شدن و دنبال این چیزها اصلاً نیست ننگش می‌آید دنبال این چیزها باشد. برایش مثل یک فحشا می‌ماند اگر یک زمانی آرزوی یک همچین چیزهایی را بکند.@یک موقع هست وظیفه‌ای دنبال آن می‌رود الهی می‌رود بحث دیگر است، ولی یک موقع هست نه جزء اهدافش هست من مثلاً می‌خواهم معروف و مشهور و هنرپیشه و این کاره و آن کاره و استاد بشوم این اصلاً برای یک مؤمن فحشاست.@می‌گوید این چیه تو داری می‌گویی (لا اله الا الله) من اصلاً دلبر و معشوقی جز تو ندارم اصلاً به غیر از تو به کسی فکر نمی‌کنم من اصلاً به جز ملحق شدن به خانواده آسمانی فکر نمی‌کنم من فاسق نیستم.@فاسق قرآن می‌گوید یعنی کسی که سه تا آرزو در رأس آرزوهایش نباشد الله، اهل بیت و جهاد، من همین سه تا برایم کافی است اصلاً با همینها مشغول هستم به چیزهای دیگر اصلاً فکر نمی‌کنم. وقت ندارم به چیز دیگری فکر کنم ذهنم جای دیگری نمی‌گیرد اصلاً جا ندارم.@من اصلاً بخواهم به چیز دیگر فکر کنم من شخصیتم و قیمتم این است کمتر از این هم نمی‌فروشم اگر کمتر از این بفروشم فاحشه می‌شوم فحشا سراغم می‌آید خودفروشی کردم اگر به کمتر از این خودم را بفروشم.@دولت کریمه یعنی شخص تمام وجودش، عشقش، رغبتش دولت کریمه است. حالا دقت کنید یک کسی که رغبت می‌کند در دولت کریمه بعد عشق به چی دارد؟ این جزء رابطه وجودی‌اش است عشقش به عزت مسلمانهاست.@یعنی غیرت دارد یعنی آدمی است که آرمان دارد و برایش عزت مسلمین یک هدف و آرمان است «تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ» خدایا من دولت کریمه را می‌خواهم چون ناراحت هستم از اینکه مسلمانهای یک میلیارد و چند صد میلیون مسلمان، حتی برای مسیحیان و یهودیان و بودائیان و برای آنها هم ناراحت هستم که آنها هم بچه‌های اهل بیت هستند و دور افتادند از خانواده آسمانی‌شان.@به من برمی‌خورد یک مشت مستکبر شیطان صفت ظالم احمق فاسد میلیاردها انسان را با این تمدن گندشان به اسارت گرفتند به غیرت من برمی‌خورد که این همه آدمها که شایستگی ولیّ الله شدن دارند میلیاردها انسان روی زمین هستند که بچه‌های اهل بیت هستند و اهل بیت برای تک‌تک اینها قلبشان می‌زند و غصه می‌خورند.@آن وقت یک مشت آدم فاسد و فاجر و طاغوت یک فرهنگی را در عالم بنا کردند یک تمدن مسخره و شیطان‌صفتی را ایجاد کردند که انسانها را به اسارت گرفته، نمی‌توانند به غیر از آن ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی بیشتر فکر بکنند جهان در اسارت است به آدم برمی‌خورد.@این همه آدمهای قیمتی در کره زمین وجود دارند و به اسارت دشمن در آمدند، ذلت نیست؟ من بچه امام حسین و فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین هستم؛ پدر ما چه گفت؟ (هیهات من الذله) ما زیر بار ذلت نمی‌رویم ذلت از ما دور است من بچه فاطمه زهرا هستم نمی‌توانم ذلت را قبول کنم.@من خانواده طاهرین و آباء و اجداد طاهرین من تمامشان کشته شدند برای اینکه حاضر نبودند ذلت تحمل کنند. برای اینکه در مقابل استکبار ایستادند و طاغوتها ایستادند کشته شدند و من غیر از این راه و مسیر را دوست ندارم بروم.@این دعا انشاء شده معصوم می‌گوید این را جزئی از وجودت بکن که عزت مسلمانها برایت مهم باشد غیرت داشته باش. «وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ» نمی‌گوید کفر و اهلش، می‌گوید نفاق و اهلش، چون مشکل ما همین در کشور خودمان هم در همین حکومت اسلامی کافر نداریم ما منافق داریم.@همه بدبختی‌های ما در این کشور که اهداف ما اینقدر کُند پیش می‌رود این هست که ما در همین لباس مقدسی که الان تن من هست و خیلی چیزهای دیگر، صورتهای مقدس یک عالم منافق داریم که جلوی سرعت این انقلاب و تحقق حکومت امام زمان را گرفتند.@مشکل ما نفاق داخلی هست این همه تلفات داریم می‌دهیم. که تو ذلیل کنی منافقین و اهل نفاق را خدا ذلیل کنی این باید بخش وجودت بشود باید رابطه وجودی با این پیدا بکنی و این را با غیرت بگویی: اگر همه مردم دنیا کافر شدند تو یک نفر غیرتت این باشد و حرفت این باشد کنار امام زمان و ملائکه الله و روح و آباء و اجداد طاهرینت، تو یک نفر اسیر جمع و کثرت و عدد نباشی.@من غصه این را دارم که مسلمانها عزیز نیستند و عزتشان در دنیا زیر سؤال است یک مشت کافر، فاسق، منافق روی اینها دارند حاکمیت می‌کنند. روی نوامیس مسلمین و جوانها و سرمایه و ثروت و کشور و استعداد مسلمین چنبره زدند و دارند غارتشان می‌کنند و مسخره‌شان می‌کنند و تحقیرشان می‌کنند این برای من اصلاً پذیرفته نیست.@دیگر چی؟ حالا نگاه کن چی می‌شود: تو وقتی که دولت کریمه می‌خواهی وجودت برای عزت اسلام می‌تپد وجودت برای ذلت منافقین می‌تپد چی می‌شود؟ «وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ» آدم تا کجا می‌تواند جلو برود.@می‌گوید در تمدن اسلامی و امام زمان من جزء کسانی باشم که در آن حکومت مردم را دعوت به طاعت بکنم. خیلی وجود مبارکی است که یک کسی مردم را دعوت به طاعت بکند. پس از الان باید شروع بکنی از الان باید آمر به معروف و ناهی از منکر باشی.@اگر کسی می‌خواهد در دولت کریمه به این مقام برسد که امام زمان به او بگوید تو برو فلان کشور فلان جا و مأمورش بکند که تو برو مردم را به طاعت الهی دعوت کن به ما دعوت کن، این شرافت کم است؟ این شرافت شرافت حقیقی است.@این مقام ریاست جمهوری و وزیری و نماینده مجلسی نیست که اعتبار دنیایی داشته باشد و هر چه انسان مسئولیتهای اینطوری‌اش بیشتر است به جهنم نزدیکتر بشود. امام زمان به یک کسی که در حکومتش مسؤلیت می‌دهد یعنی این آدم به امام زمان شبیه‌تر است یعنی قدرت دارد.@«وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ» از این بالاتر «وَ الْقَادَةِ إِلَى سَبِيلِكَ» خدایا من در آن دولت کریمه‌ای که دولت اهل بیت هست ائمه در آن دولت آمدند من در آن دولت پیشوا و رهبر مردم به سوی تو باشم، شوخی است؟ ائمه هستند امامزاده‌ها و اولیاء خدا و بزرگان هستند و تو در جلوی چشم آنها و در مقابل آنها پیشوای مردم به راه خدایی.@یکذره تصور کنیم این یعنی چی؟ چه مزه دارد پیغمبر به شما بگوید برو پیشوای فلان قوم و قبیله باش و مردم را به سبیل اله دعوت کن. این دعا ما را تا کجا بالا برده و این دعا چقدر به ما شخصیت داده.@این یک چیزی است که اگر کسی آن را نخواهد قرآن می‌گوید فاسق است، اگر یک همچین مقامی را کسی آرزو نکند و دلش برای همچین مقامی نتپد پس معلوم است که چیزهای کوچک دلش را پر کرده آشغالها و هله‌هوله‌ها دلش را بردند.@این خانه و اتومبیل و مقام و شهرت و قدرت و ویلا این ریاست دلش را اینطور چیزها برده پر شده آشغالها و هله‌هوله‌ خورده دیگر خوب طبعش کار نمی‌کند.@اصلاً متوجه نیست که باید چه آرزویی بکند مهندسی آرزوها و عشقش به هم خورده که وقتی این مقامات را جلوی چشمش می‌گذارند دلش نتپد و برای این کار برنامه‌ریزی نکند تصمیم نگیرد همه حرف این تصمیم است، من تصمیم بگیرم دعا دارد می‌گوید که تو خودت این را بخواه.@رابطه وجودی یعنی همین، حضرت می‌گوید وقتی داری می‌گویی و با ما و خدا روبرو هستی بگو خدایا من اینها را می‌خواهم من کمتر از این را نمی‌خواهم «وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ إِلَى سَبِيلِكَ».@حالا دقت کنید: «وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» حالا چه می‌شود؟ می‌گوید خدایا روزی ما کنی کرامت دنیا و آخرت را. کرامت می‌دانید یعنی چی؟ کرامت یعنی قیمت، بزرگی، شرافت، ارزش؛ تمام ارزش دنیا و آخرت را نصیب ما کن.@در دنیا ارزشمند باشیم آخرت هم ارزشمند باشیم. در دنیا برای خدا و اهل بیت قیمتی باشیم در برزخ هم ارزشی باشیم در قیامت هم ارزشی باشیم بعد از قیامت هم باارزش باشیم. این کرامت دنیا و آخرت شوخی نیست.@کرامت دنیا یک موقع هست یک کسی به او رحم می‌کند یک پدر و مادری هست بچه‌اش را دوست دارد بالأخره به او کمک می‌کند و پشتیبانی‌اش می‌کند ولی یک موقع هست عاشق این بچه است این داستان دیگر است یک موقع هست این آدم برای اهل بیت یک قیمتی دارد برای امام زمان این آدم یک قیمتی دارد.@یک موقع هست رحمت رحمانیه به ما دارند خب همه ما را دوست دارند یک موقع هست رحمت رحیمیه است. اینکه در دعا داریم: «انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً» خدایا به من نگاه رحیمانه کن نه رحمانانه. در روایت داریم خدایا یک لحظه به من رحیمی فکر کن، خیلی جالب است به خدا می‌گوید خدایا یک لحظه به من رحیمی فکر کن.@روزی‌ام کن یک لحظه آنطوری که تو یک لحظه از من خوشت بیاید یک لحظه یکطور دیگر من را دوست داشته باشی. یک کسی یک عمر تلاش می‌کند 60 سال 70 سال 80 سال تا امام زمان (علیه السّلام) اهل بیت (علیهم السّلام) یکطور دیگر او را ویژه نگاه کنند می‌ارزد.@«وَ تَرْزُقُنَا بِهَا» با این دولت کریمه، دولت کریمه می‌خواهد با ما چکار بکند؟ می‌گوید دولت کریمه یک کاری با تو می‌کند که تو تمام دنیا و آخرتت قیمتی می‌شود خدا می‌داند وقتی امام زمان بیاید ولو 24 ساعت نیامده دنیا عوض می‌شود.@ان‌شاءالله یک شب بیست و سومی که همه ما شاهدش هستیم ببینیم و بشنویم، همینطوری که نشستیم در این حسینیه داریم با هم حرف بزنیم یکدفعه صدای جبرئیل (علیه السّلام) بیاید و بشارت بدهد ان‌شاءالله همه ما بشنویم ببینیم فردایش چه اتفاقی می‌افتد در کل کره زمین.@ببین قیمتها چقدر عوض می‌شود قیمتها خیلی عوض می‌شود چند ساعت بعدش کرامت را می‌فهمد یعنی چی، قیمتها جای دیگر می‌رود مردم دیگر به چیزهای دیگر فکر می‌کنند؛ مردم دیگر شرمشان می‌آید برای دنیا غصه بخورند و عصبانی بشوند.@خب الان همینطوری باش الان امام زمانی باش الان آن حکومت را در دل و شخصیتت بیاور تا دیر کردن ظهور به تو ضربه نزند منتظر ظهور نباشید تو زودتر برس، بگذار امام زمان برای تو زودتر ظهور کند. خوش به حال کسی که امام زمان برایش زودتر ظهور کرده.@قبول دارم اینطور آدمها را آدمهای پخمه و ساده می‌گویند ولی قربان این پخمگی و سادگی بروم قربان این شبیه جمع نبودن بروم، قربان این تابع اکثریت نبودن بروم.@حالا نگاه کنید اینجا یکذره کار دارد. «اللّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِنَ الحَقِّ فَحَمِّلْناهُ» این آن چیزی هست که همه ما به آن احتیاج داریم. در دعای ندبه به این بخش همه ما احتیاج داریم حتی باید دائم به عنوان ذکر این را بگوییم «اللّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِنَ الحَقِّ فَحَمِّلْناهُ، وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ» دائم این را بگوییم، این یعنی چی؟ میگوید خدایا هر چه به ما معرفت دادی ما را به عمل به آن معرفتمان وادارمان کن.@گرفتید چه می‌خواهد بگوید؟ هر چه به ما معرفت دادی به عمل به آن ما را وادار کن. خدایا ما بی‌عرضه و ناتوان و ضعیف هستیم «اَنْتَ الْقَوِىُّ وَ اَنَا الضَّعيفُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّعيفَ اِلا الْقَوِىُّ» تو قوی هستی ما ضعیف هستیم چه کسی رحم می‌کند به یک ضعیف غیر از قوی.@این چهار ذکر اصلی که من در برنامه‌ها به عزیزان دادم می‌گویم اینها اسماء الهی است اینها اسم اعظم هستند اینها را عادت نکنیم خدای نکرده این اسمها برای ما عادت بشود، ذکر یا قوی بعد از نماز صبح یا حالت دیگر، یا قوی یعنی خدایا به من قدرت بده.@خیلی از ما کلاس می‌آییم و استاد می‌رویم و درس می‌خوانیم و مطالعه می‌کنیم و الحمدلله معرفتش را هم پیدا می‌کنیم اما تنبل و بی‌حوصله هستیم تصمیم نمی‌گیریم فقط می‌شنویم، یکذره گریه می‌کنیم و یکذره هم آخ و اوخ می‌کنیم و بعد هم بلند می‌شویم می‌رویم دنبال همان سبک زندگی قبل، همان ارزشها و آرمانها و دغدغه‌ها و زندانها و اسارتها، یعنی همان است، معشوقهایمان عوض نمی‌شود.@من الان ضعف دارم چکار کنم؟ من الان بی‌عرضه هستم چکار کنم؟ من الان ناتوان و تنبل و بی‌حوصله هستم چکار کنم؟ من الان فلج روحی دارم چکار کنم؟ من الان در گند اخلاق خودم گند گناهان اعمال خودم گیرم چکار کنم به چه کسی پناه ببرم چه کسی می‌خواهد به داد ما برسد؟@اول بفهم که «لا أملک لنفسی نفعا و لا ضراً و لا موتاً و لا حیاة و لا نشورا» خدایا من هیچ توانی ندارم هیچ عرضه‌ای هم ندارم این مقدار که هست خودت به من دادی.@بعد بگو «خذ بیدی» خدایا دستم را بگیر خدایا تو کمکم کن خدایا رویت را از من برنگردان من دارم خودم اعتراف می‌کنم «اعترف بذلک علی نفسی» هر شب داریم می‌خوانیم خدایا من خودم دارم اعتراف می‌کنم به خودم، من خودم گیرم من ضعیف و ذلیل و بدبخت هستم من در لجن گناهان و افکار و خیالاتم گیر هستم.@«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» خدا چه می‌گوید در قرآن؟ می‌فرماید به بندگانم بگو اگر دعا نکنید اصلاً به شما توجه نمی‌کنم بیایید از خودم کمک بگیرید. چقدر مضامین عالی کمکی در این دعای افتتاح و دعای قبل و بعدش هست. بیا بگو خدایا بالأخره من.@حالا اگر کسی خواست کاملترین حرفها را بزند، امشب یک هدیه قدری به شما بدهم، اگر یک موقعی اینطوری شدید این حسی که همیشه من خودم دارم و همیشه هم به آن پایبند هستم اینکه خودم که عرضه ندارم بروم حرف بزنم، آخر چه بگویم اینجا گیر کردیم امام سجاد (علیه السّلام) دوتا دعا دارد حتماً بخوانید.@من به بچه خودم هم سفارش کردم این را بخواند دعای بیست و یک و بیست و دوم صحیفه سجادیه یک نگاه به آن بیاندازید امام سجاد آنجا شرابی ریخته.@عرض می‌کند خدایا تو یک سلسله اعمال را بر من واجب کردی خودت هم بیا کمکم کن من نمی‌توانم از پس اینها بربیایم خودت بیا کمکم کن، چقدر این دعا قشنگ است. این دعای 21 و 22 را بخوانید دعای 20 که فوق‌العاده است مکارم است که خیلی ما را جلا می‌دهد از اسمش معلوم است.@ولی 21 و 22 را در گرفتاریهایتان در آن جاهایی که دارید کم می‌آورید خوب است آدم به آن عادت بکند ولی حداقل ماهی یک بار بخوانید اگر مثلاً هر هفته نمی‌خوانید ماهی یک بار این 21 و 22 را بخوانید و ببینید با دلتان چکار می‌کند اگر نمی‌فهمیم با یک ترجمه خوب بخوانید ببینید چکار می‌کند.@«اللّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِنَ الحَقِّ فَحَمِّلْناهُ» خدایا ما خیلی چیزها را فهمیدیم، رفتیم نشستیم سر کلاس اساتید یاد گرفتیم و به یک باور و تصدیقی رسیدیم به یک جانی رسیدیم ولی هنوز فلج هستم هنوز حسادت با من است هنوز بدجنسی و سوءظن و بدبینی و تنگ‌نظری با من است.@«فَحَمِّلْناهُ» این آن چیزی است ببینید چقدر ریاضی گنجاندند ذیل حکومت کریمه است؛ آدمی که این را نخواهد چطوری می‌تواند حرکت کند به سمت تمدن نوین اسلامی و چطوری می‌تواند حرکت کند به سمت دولت کریمه.@دولت کریمه کسانی را می‌خواهد که لایق آن حکومت هستند که معرفتشان را به عمل تبدیل کنند. یعنی سبک زندگی اینها حاکی از نوع معرفت اینهاست.@از صبح که از خواب بلند می‌شود نوع برنامه‌ریزی‌هایش برای همه چیز حاکی از این هست که این آدم آرمان و برنامه و هدف دارد از صبح که از خانه بیرون می‌زند تا شب و از شب تا صبح این آدم دارد برای یک چیزی خودش را آماده می‌کند برای یک مرحله‌ای دارد خودش را آماده می‌کند برای یک حکومت و دولت و تمدن جدید دارد برنامه‌ریزی می‌کند، نه فقط خودش را آماده می‌کند برای آن همه کسش را آماده می‌کند.@این تا اینجا بماند چون وقتمان تمام شد ان‌شاءالله شب بیست و سوم اگر عمری بود یک مقدار عمیق‌تر برویم سراغ این بخشها و بعضی از دعاهای دیگری که اطراف دعای افتتاح هست تا ان‌شاءالله یک مقدار به حول و قوه الهی بتوانیم یک قدمی برداریم به سمت دولت کریمه.@وجود ما قدم بردارد تا وجودمان قدم برندارد نمی‌توانیم به بقیه هیچ کمکی بکنیم باید وجودمان یکذره قدم بردارد آدم تا راهی نشود کسی را نمی‌تواند راهی کند باید ان‌شاءالله راهی بشویم.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@