جلسه 009 - کارگاه خانواده (یزد)
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - کارگاه خانواده (یزد)

کارگاه خانواده (یزد)؛ جلسه نهم 1404

سلام علیکم و رحمة الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین و لعنته الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحثی که از جلسه گذشته داشتیم این بود که چون ما برای رحمانیت و رحیمیت خلق شدیم؛ یعنی ما آفریده شدیم تا خلیفه خدا باشیم و مهم‌ترین خصوصیت ما که باید آن را کسب کنیم رحمان بودن و رحیم بودن است. رحمانیت اسمی است که خدا با آن همه مراحل خلقت را آفریده، هر چیزی که خدا آفریده در آن رحمت جریان دارد. رحمت غیر از محبت است، غیر از عطوفت است، غیر از شفقت است و غیر از همه انواع دوست داشتن است، غیر از عاطفه است. رحمت وقتی که همه اقسام محبت را جمع کنید اگر مصالح یک فرد در آن درنظر گرفته شود، می‌گویند رحمت. گاهی وقت‌ها زن و شوهر بی‌نهایت عاشق هم هستند اما رحمت ندارند. رحمت یعنی این‌که زن و شوهر کنار هم کاری نکنند که گناه صورت بگیرد، جهنم ایجاد شود، آینده و ابدیت خانواده، همسر و فرزندان به خطر بیفتد. ممکن است یک آقایی این‌قدر خانواده‌اش را دوست داشته باشد برود برایشان ماهواره بخرد، در این محبت است ولی رحمت نیست. چون خشونت است، جنایت است و جهنم ایجاد می‌کند برای اعضای خانواده‌اش اما ظاهرا اصلش این کار را با محبت انجام می‌دهد یا بی موقع شما تلفن همراه، اینترنت، شبکه‌های مجازی را در اختیار فرزندان قرار دهید. این محبت است اما رحمت نیست. رحمت عشقی است که هر سه مرحله‌ی خلقت یک انسان را می‌گیرد؛ یعنی مرحله‌ی قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا می‌گیرد. ما موظف هستیم که به همدیگر رحمت داشته باشیم یعنی هم رحمانیت و هم رحیمیت، رحمانیت یعنی شما بتوانید هشت میلیارد انسان در کره زمین را دوست داشته باشید؛ چون این‌ها همه انسانند، همه روح الهی که در خداوند در ما دمیده، در همه آن‌ها وجود دارد، همه فرزندان اهل بیت هستند، همه‌شان برای اهل بیت مهم هستند. پس هم‌نوعان خودمان را از هر دینی، از هر نژاد و زبان و فرهنگی که هستند باید بدانیم که آن‌ها هم همان روح الهی و انسانی را دارند و اهل بیت آن‌ها را دوست دارند و برای نجات آن‌ها و سعادت آن‌ها انسان دعا کند، تلاش کند، برنامه داشته باشد، به این رحمانیت می‌گویند، مثل خداوند، همه بندگانش را دوست دارند و می‌خواهند همه بندگانش هدایت بشوند. حالا کسی که شبیه خدا می‌شود، تلاش می‌کند که این نقشه خدا یعنی هدایت همه انسان ها تحقق پیدا کند، اما رحیمیت فرق می‌کند و رحیمیت متفاوت است. رحیمیت یعنی کسانی که این روح الهی را فعال کردند، با اختیار خودشان تحت ربوبیت و مربی گری خدا قرار گرفتند، رشد انسانی، ایمانی دارند، آن‌ها را بیشتر دوست داشته باشد و یکی دیگر از شکل‌های رحیمیت، عشق به خانواده آسمانی است، این‌که ما خانواده آسمانی مان را، امام زمان مان را به‌خصوص، بیشترین عشق را به ایشان داشته باشیم. چون ما از یک خانواده هستیم. ما الان داریم بحث خانواده می‌کنیم دیگر، در خانواده ما می‌گوییم پدر، مادر، قرآن می‌گوید پدر، مادر، همسر، فرزند، این‌ها برای شما باید بی‌نهایت عزیز باشند، دوستشان داشته باشید اما به هر حال این‌ها خانواده زمینی ما هستند. سهم شان هم در ما محدود است؛ اما ما یک خانواده آسمانی داریم که سهم شان در ما نامحدود است. وقتی می‌گوییم امام زمان یعنی پدرت است، وقتی می‌گوییم حضرت زهرا یعنی مادرت است و تو باید عاشقانه خانواده خودت را که قرار است برای بعد از وفات کنار آن‌ها زندگی کنید دوست داشته باشی، دلتنگشان باشی، بخواهی که با آن‌ها زندگی کنی؛ والا موقع وفات بین ما و خانواده مان جدایی می‌افتد، دستمان دیگر بهشان نمی‌رسد، کسی که در دنیا علاقه‌ای ندارد به خانواده آسمانی اش، تلاشی نمی‌کند، سنخیتی ایجاد نمی‌کند تا به ما ملحق شود، این، آن طرف نمی‌تواند ملحق شود. چون هر چه که آن طرف نصیب ما می‌شود بسته به تلاش‌هایی هست که این جا انجام دادیم، این‌جا وقتی یک نفر این‌قدر محبت ندارد که حتی اسم بچه‌اش را از اسم خانواده آسمانی اش بگذارد، دنبال اسم‌های اجق و وجق می‌گردد، اسم‌های بی ربط، اصلا دوست ندارد، نه خودش شبیه خانواده آسمانی اش شود و نه فرزندانش و خانواده اش بلکه افتخار می‌کند، پز می‌دهد که ما شبیه اهل بیت نیستیم، شبیه خانواده آسمانی مان نیستیم، بعضی‌ها هستند افتخارشان به این است که ما شبیه اهل بیت و خانواده آسمانی مان نیستیم. لباس پوشیدنشان، سبک زندگی شان، غذاخوردنشان، تربیت فرزندشان، اسم گذاری شان، خب وقتی یک نفر این‌قدر تنفر دارد در قلبش که هیچ طوری نمی‌خواهد شبیه خانواده آسمانی اش شود، این تنفر موقع مردن باعث می شد دیگر جذب خانواده آسمانی نباشد، جذب جهنم می‌شود، جذب نقطه مقابلش می‌شود، دور می‌شود، چون از اول دوست نداشته، یک عمر با فرار و با تنفر از خانواده آسمانی اش زندگی کرده.

رحیمیت یعنی این‌که تو عاشق خانواده آسمانی ات، به خصوص وجود مقدس آقا امام زمان باشید و بخواهید شبیه ایشان شوید، بخواهید در دنیا بیشترین شباهت را به خانواده خودت پیدا کنی، در همه سطوح زندگی جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی و عشقت این باشد که بلافاصله بعد از وفات در بهشت هم‌درجه آن‌ها و با آن‌ها باشید، این تلاش می‌خواهد، این آگاهی می‌خواهد، تلاش می‌خواهد، به این می‌گویند رحیمیت. این عشق اصیل ماست، عشق حقیقی ماست که باید داشته باشیم. حالا وقتی که داریم راجع به خانواده صحبت می‌کنیم ما باید خانواده مان را چقدر دوست داشته باشیم؟ می‌گوید باید نسبت به آن‌ها رحمانیت داشته باشیم نه فقط محبت، نه فقط عاطفه، نه فقط شفقت، بلکه باید رحمت داشته باشید یعنی خانواده‌ات را به بلندای ابدیت و تا بهشت برای مقام اهل بیت، برای رسیدن به آن مقام خانواده خودت را دوست داشته باشی و بخواهی که این‌ها هیچکدام جهنمی نشوند، گناه نکنند، ملحق شوند به خانواده آسمانی شان. لذا یک مادر، یک پدر، یک دختر، یک پسر وقتی بخواهد ازدواج کند از اول باید این عشق و رحمت در دلش باشد تا همسری را که انتخاب می‌کند مناسب این هدف باشد یا حداقل اگر همسرش با او هماهنگ نیست خودش باید خانواده خودش را این‌گونه دوست داشته باشد به بلندای ابدیت، جاودانه. خب، حالا بحثی که هست این است که گاهی وقت‌ها انسان به جای رحمت، محبت بیش از حد دارد، شفقت و دلسوزی بیش از حد دارد، یعنی به گونه ای محبت دارد که به رحمت صدمه می‌زند، به عشق ابدی، به نگاه جاودانه صدمه می‌زند، یک طوری خانواده‌اش را دوست دارد که آن‌ها را به غفلت و گناه آلوده می‌کند، تربیتشان بی دقت است، یعنی حواسش به این که این انسان و باید یک موجود بهشتی و بالاتر از بهشت تربیت شود ندارد. لذا می‌بینید که برایش پدر و مادر نامناسب انتخاب می‌کند یا مدرسه نامناسب، دیدنی‌های نامناسب، شنیدنی های نامناسب، خوردنی های حرام، مکان‌های حرام، مسافرت‌های حرام، دیدنی‌های حرام، مجالس حرام، این بچه را به این چیزها آلوده می‌کند، این بچه هم چون قسمت نفس و حیوانیت دارد آلوده می‌شود، خوشش می‌آید، بعدا هم ذائقه اش این‌قدر خراب می‌شود که به عنوان یک انسان و یک فرزند از فرزندان اهل بیت با خانواده خودش و خانواده آسمانی اش قهر است، این به این خاطر است که پدر و مادر به جای این‌که اعضای خانواده‌اش رحمت داشته باشند صرفا محبت داشتند، صرفا عاطفه داشتند، دلسوزی داشتند و چیزهایی به این دادند که بر اثر این ظاهرا محبت که این بچه از عشق، انسانیت، خانواده آسمانی اش و سعادت جاودانه اش دور شده، این ظلم را چه کسی می‌کند؟ اینجا محبت است، عاطفه است اما جنایت است، قساوت است، بی رحمی است، رحمت نیست، برای همین هم قرآن می‌فرماید (يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ * وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ* وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ) قیامت روزی است که انسان از برادرش، مادرش، پدرش، همسرش و فرزندانش فرار می‌کند، چون لو می‌رود آن‌جایی که این‌ آدم در دنیا نگاهش، نگاه محدود دنیایی بوده، نگاه جاودانه و عشق جاودانه، عشق ابدی نبوده و بخاطر هوس‌های خودش، خانواده اش را آلوده کرده، بخاطر بی عاطفگی های خودش، ظلم کرده به اعضای خانواده خودش، آن‌ها را از رشد انسانی محروم کرده، برای همین هم در روایت داریم که می‌گوید مواظب باشید خانواده‌تان را هر چقدر می‌توانید جاودانه دوست داشته باشید، اگر جاودانه و ابدی دوست داشته باشید در نوع محبتی که می‌کنید، افراط نمی‌کنید، زیاده‌روی نمی‌کنید، این‌طور نیست که اگر اعضای خانواده از ما گناه بخواهند بگوییم باشه، قبول است برویم فلان عروسی، برویم فلان مسافرت یا فلان ماهواره را بخریم، فلان شبکه را در خانه بیاوریم، این دیگر اسمش دشمنی است، محبت نیست، برای همین در قرآن کریم آموزش هایی به ما داده شده که ما اعضای خانواده را به اندازه‌ای دوست داشته باشیم که نه خودمان جهنمی شویم نه آن‌ها، این آن نگاه ابدی است. نه خودمان جهنمی شویم نه آن‌ها، که این خودش جهات مختلفی دارد؛ یعنی دستورالعمل‌های مختلفی دارد که چگونه رفتار کنیم که این جهنمی نشود، یکی این است که آن‌ها را از محبت خودمان سیراب کنیم. واقعا یک کاری نکنیم که عزیزان ما در خانواده به محبت کسی دیگر نیاز داشته باشند و در این عشق ورزی، زیاده‌روی هم نکنیم لذا پیامبر ص لعنت می‌کند پدر و مادری را که به‌قدری زیاده‌روی می‌کنند در محبت به فرزندانش که بچه‌ها بی‌تربیت می‌شوند، پررو می‌شوند، پرتوقع می‌شوند، جسور و گستاخ می‌شوند نسبت به پدر و مادر، پدر و مادر همیشه باید آن مقام بزرگ والدینی و عظمت والدینی را همیشه حفظ بکند، محبت کنند اما نه به گونه‌ای که بچه گستاخ و بی‌ادب شود، بی‌حیا شود، رعایت حرمت والدین را نکند.

خب در این فاصله من چندتا آیه و روایت برایتان بخوانم، اگر فرصت شد برویم سراغ خلق هایی که انسان باید در خانواده داشته باشد. اولین مورد سوره منافقون، آیه 9، یک صلوات ختم بفرمایید. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» دو نمونه از محبت‌ها و محبوب های انسان را مثال می‌زند. ای مؤمنين مواظب باشید اموالتان، عشق به مال و به فرزندان شما را از یاد معشوق تان، اله تان، غافل نکند «وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» هر کسی این کار را کند این اصل سرمایه اش را از دست می‌دهد، انسانیتش را از دست می‌دهد، جاودانگی اش را از دست می‌دهد، حیات ابدی اش را از دست می‌دهد. پس محبت به مال خوب است، محبت به فرزند هم خوب است اما نه به قدری که به محبت به الله در دل ما غلبه کند. من موارد متعددی در اختلافات خانوادگی و انحراف مردان در زندگی داشتم که می‌گویند ما از وقتی که بچه آمده، خانمم شب تا صبح با این بچه است، اصلا به من و نیازهای من توجه ندارد، این زیاده‌روی در محبت به بچه و غفلت از همسر و معشوق انسان، معشوق زمینی باعث می‌شود خب مردها سرخورده شوند، سرد شود، یک زن فهمیده و باعرضه ده تا بچه هم داشته باشد به هیچ وجه، از عاشقی کردن و روابط عاشقانه و تأمین نیازهای همسرش غفلت نمی‌کند. اگر غفلت کرد و در دل مرد این‌طوری جا انداخت که بچه مان برام از تو مهم‌تر است این زن باخته، هم دنیا و هم آخرت را می‌بازد، این کار غلطی است. مرد هم همین‌طور، مرد اگر به زنش این را فهماند که بچه را بیشتر از تو دوست دارم آن هم نه دنیا دارد نه آخرت، خیلی مهم است. حالا خداوند در مورد این صحبت نمی‌کند. می‌خواهد چیز بالاتر بگوید، می‌گوید مواظب باشید اموالتان و فرزندانتان شما را از یاد معشوق تان، ارتباط با معشوق تان غافل نکند، که هر کسی این کار را کند باخته، نباشد یک بچه بیاید در خانه مادر کلا از نماز و عبادت و یاد خدا و معشوقی و معاشقه غفلت کند. از معنویت غفلت کند. بچه هایمان، زن و بچه مان، خانواده مان یا اموالمان، با یک ماشین گاهی وقت‌ها بعضی ها، با یک تلفن همراه، با یک خانه چنان مشغول می‌شوند که دیگر نماز و نماز اول وقت و عبادت و نمی‌دانم ارتباطات با خانواده آسمانی و دعا و زیارت و توسل را رها می‌کنند، خاله خاله بازی های زندگی آن‌ها را از عشق‌های انسانی می‌اندازد. قرآن می‌فرماید: مواظب باشید اگر این‌کار را کنید آن که ضرر می‌کند و خسران بالاتر از ضرر است، خود شما هستید یعنی دستم را نگاه کنید شما به خاطر یک محبت حیوانی یا محبت جمادی، اموال، عشق‌های ابدی و انسانی تان را، عشق برترتان را نابود می‌کنید. خب این معلوم است حماقت است و خسران است. قرآن می‌گوید مواظب باشید به مؤمنين می‌گوید، اگر این‌کار را کنید خودتان این وسط می‌بازید، خودتان محروم می‌شوید. بخاطر زن و بچه دنبال لقمه حرام نروید، دنبال سوء استفاده از شغلت نروی، نکند که خمس نپردازی، اگر خمس است، زکات است، مال واجب است باید بپردازی، نگویید زن و بچه ام پس چی؟ خيلی‌ها هستند حقوق واجب الهی دارند؛ مثل خمس، زکات، انفاقات جهادی، باید پرداخت کنند اما نمی‌دهند. گاهی وقت‌ها خانم‌ها در این جهت شجاعتر هستند. زن می‌خواهد طلایش را بدهد مثلا برای جبهه مقاومت اما مرد نمی‌گذارد، این آن غفلت است که انسان خانواده اش او را از راه خدا بازمی‌دارد، آن زن طلایش را هم ندهد چون نیت داشته بدهد به پایش حساب شده، تمام شد. لذا قیامت به پایش می‌نویسند ولی این مرد بیچاره است که نگذاشت همسرش جهاد مالی کند. این خطرناک است. محبت به فرزند و مال باید به گونه ای باشد که مانع جهاد ما نشود، می‌خواهیم جبهه برویم، بگوییم نه من اگر بروم از بچه‌هایم دور می‌شوم، جنگ باید برویم، جبهه باید برویم، کار برای امام زمان باید کنیم، وقت باید بگذاریم برای کارهای مقدمه‌سازی ظهور امام، این شخص همه اش خاله خاله بازی های زندگی دارد، چسبیده به صرف اعضای خانواده خودش و از هشت میلیارد آدم و مصالحشان غافل است، از مسلمان‌ها غافل است، از این جنایت‌هایی که دارد در لبنان، فلسطین، غزه اتفاق می‌افتد اصلا این نه کمک جمادی دارد؛ یعنی پول، نه وقت می‌گذارد، نه ابرو می‌گذارد، نه از علم و تخصصش برای حمایت از این بچه‌های مظلوم، خانواده‌های مظلوم این عالم استفاده می‌کند این آن غفلت است که قرآن می‌گوید، آن خسارت است. پس این هشدار را می‌دهد که عشق‌های زمینی تان شما را از الله غافل نکند، معشوق اصلی تان، از نماز، از ارتباطات، از روابط عاشقانه، از توسل، ارتباط با خانواده‌ آسمانی، توسلات، زیارت غافل نکند.

باز آیات دیگری هم مثل آیه 11 سوره فتح است که بعضی‌ها بخاطر غفلت و زیاده‌روی در محبت خانواده و اموال، جبهه نمی‌روند، جنگ نمی‌روند و خدا این‌ها را مزمت می‌کند که شما جلوی چه ضرری را می‌خواهید بگیرید اگر قرار باشد ضرری باشد خدا جلویش را می‌گیرد و اگر خدا اراده کند هیچ کس نمی‌تواند مزاحم، مانع آسیب دیدن شما و ضرر به شما شود، که این را خودتان مراجعه کنید سوره فتح، آیه 11 بحث تفسیری اش بحث قشنگی است، حتما مراجعه کنید. خب برویم سراغ احادیث.

اولین روایت را بخوانم برایتان از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، در خطاب به یکی از اصحابش پیامبر دارد موعظه می‌کند، مواعظش هم مشهور است. پیامبر برای چندتا از اصحابش وقت خوب گذاشت و اطلاعات فوق العاده ای را ارائه داده، یکی از آن‌ها ابوذر است، یکی ابن مسعود است که به هر کدام از این‌ها ده‌ها توصیه کرده، اولی یکی از این‌ها به ابن مسعود این است، «یابن مسعود إیّاکَ أن تَدَعَ طاعَةَ اللّه و تَقصِدَ مَعصیتَهُ شَفَقةً على أهلِکَ» مواظب باش یابن مسعود دلسوزی برای خانواده‌ات باعث نشود که طاعت خدا را رها کنی، وظایف واجب الهی ات را رها کنی و نافرمانی خدا را در پیش بگیری. مثل همین مثال‌هایی که زدم، از روی شفقت به خانواده وصیت نامه نمی‌نویسد، می‌گوید خب حالا اموال باشد برای بچه‌هایم دیگر، می‌گویند تو الان در مورد یک سوم آن می‌توانید وصیت کنید برای آخرت خودت، برای نیازمندان، این محتبت باعث می‌شود انسان یک چنین جنایتی کند. یا حرام خواری کند در شغلش، در چیزهای دیگر، پارتی بازی کند، می‌گوید خوب بخاطر زن و بچه‌ام بود این کار را کردم، می‌خواستم خانمم را راضی کنم مثلا خوشش بیاید، این پول حرام را رفتم نزول کردم یا فلان کار حرام را انجام دادم، می خواستم بچه‌هایم شاد شوند حق دیگران را خوردم، یکی را بیکار کردم، یک نفر را، خانواده های زیادی را، مثل همین چیزهایی که بعضی از مسئولین می‌بینیم که بخاطر رضایت خانواده خودشان از بیت المال چه دزدی‌های کلان می‌کنند، چه جنایت‌ها می‌کنند، از پول مردم، مردم را حاضرند به خاک سیاه بکشانند، دلار را افزایش دهند، روی حب و بغض های شخصی، طلا را همین‌طور، با قیمت‌ها بازی کنند با زندگی مردم، مردم شغلشان، کارهایشان همه نابود دارد می‌شود، یک عده قلیل می‌خواهند دوستان و خانواده های خودشان خوش باشند، این خیلی خطرناک است. بعد خداوند به پیامبر می‌فرماید (لعن الله تعالی یقول) چون خداوند دارد به ما چه می‌گوید؟ سوره لقمان آیه 33، (يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبِّكُمْ) ای مردم جانب پروردگارتان را رعایت کنید، بترسید از این‌که یک زمانی با مربی تان، الله روبه‌رو شوید، بعد بفهمید، معلوم شود آنجا شما بخاطر آدم‌ها با خدا درگیر شدید، بخاطر خانواده‌ات، دوستانت، هم حزبی هایت، با خانواده‌ات درگیر شدی، با خدا، (اتَّقُوا) خجالت بکشید، حیا کنید، جانب احتیاط را رعایت کنید، مراقب باشید، طرف می‌گوید من می‌دانم فلان کس برای ریاست جمهوری واقعا بهتر است ولی من به فامیل خودمان، همشهری خودمان رأی می‌دهم، این همان جنایت است، من مثلا به فامیل خودمان رأی می‌دهم، نماینده مجلس می‌خواهد بشود، شورای شهر شود، قرآن چه می‌گوید؟ می‌گوید مراقب باشید، (وَاخْشَوْا يَوْمًا لَا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا) می‌فرماید که: پروا کنید از پروردگارتان و بترسید از روزی که هیچ پدری به کار فرزندش نمی‌آید، هیچ کاری برای بچه‌اش نمی‌تواند بکند و هیچ فرزندی هم به کار پدرش نمی‌آید، انسان بخاطر هم حزبی هایش، هم گروهی هایش، همشهری هایش، معصیتی انجام دهد که این‌ها هیچ کدام نمی‌آید که موقع مردن کمکش کند، روز قیامت هم همین‌طور است. پارتی بازی کردن به نفع خانواده زمینی و مردم دنیا گناه کردن، یک صلوات ختم بفرمایید.

امام علی علیه السلام می‌فرماید: «لَا تَجْعَلَنَّ أَكْثَرَ شُغُلِكَ بِأَهْلِكَ وَ وَلَدِكَ فَإِنْ يَكُنْ أَهْلُكَ وَ وَلَدُكَ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَوْلِيَاءَهُ وَإِنْ يَكُونُوا أَعْدَاءَ اللَّهِ فَمَا هَمُّكَ وَشُغُلُكَ بِأَعْدَاءِ اللَّهِ» تعابیر دیگری هم شبیه به این آمده، می‌گوید بیشترین، علی علیه‌السلام می‌گوید: بیشترین اشتغال و همّت خودت را به خانواده و فرزندانت اختصاص نده، که شب تا صبح، صبح تا شب فقط همین‌طوری به خصوص برای مردان این این خیلی مهم است؛ دلسوزی های بی‌جا، وقت گذاری‌های بی‌جا، شب تا صبح خاله بازی، دختر بازی، نوه بازی، به‌خصوص برای آقایان، حالا خانم ها باز وضعیتشان فرق می‌کند، یعنی مرد را از وظایف اجتماعی، سیاسی، نماز جمعه، راهپیمایی، جهاد، جهاد اقتصادی، حضورهای اجتماعی می‌اندازد، دعا، نماز، زیارت، حتی حج هم نرفته، این شده سال‌های سال این بنده خدا مستطیع شده حج نرفته، خب خیلی وحشتناک است. در روایت داریم کسی که به حج نرود روز قیامت به عنوان مسلمان محشور نمی‌شود، به‌عنوان یهودی امت محشور می‌شود، اصلا مسلمان نیست، الان مستطیع شده و می‌تواند به حج برود، نمی‌رود. می‌گوید بگذار به زن و بچه و کار و زندگیم برسم یا پولش را بیاورم برای زن و بچه‌ام هزینه کنم، نوبت‌ش شده، حالا بعضی‌ها هم نوبت لازم ندارند. چون مستطیع هستند، پولدارند یعنی همین الان می‌تواند برود فیش آزاد بخرد و حج‌ش را انجام دهد، نمی‌کند اینکار را، پولدار است، وضعش خوب است، آن دیگر نوبت لازم ندارد، نوبت مال کسانی است که پول ندارند، می ایستند تا بیست سال، پانزده سال، ده سال نوبتشان شود، با هزینه دولتی بروند اما وقتی الان صدها میلیون، صدها میلیارد پول در حسابم هست می‌توانم بروم یک فیش آزاد بخرم بروم حجم را انجام دهم یا خانم‌ها مثلا این‌قدر طلا دارند می‌توانند با این طلایی که مال خودشان است، حالا یا ارثیه به آن‌ها رسیده یا هدیه به آن‌ها داده شده، یا خودش شاغل است این خانم، می‌گوید نه، من دلم نیامد گفتم مثلا یخچال بگیرم، یک فریزر بگیرم، تلویزیون بگیرم، خب تو شوهرت باید این‌ها را بگیرد، تو وظیفه شرعی نداری که بیایی در خانه هزینه کنی، باید با این مالت اول بروی حجت را به جا بیاوری، حاجیه شدی، مستطیع شدی، باید بروی. مرد نمی‌رود، زن نمی‌رود، کار واجب الهی شان را، حالا زیاد است، ترک می‌کنند. حضرت می‌گوید بیشترین شغلتان و همتتان را و دغدغه تان را برای خانواده‌ و فرزندانت نگذار، چرا؟ دلیل می‌آورد، می‌گوید اگر خانواده تو از اولیا و دوستان خدا هستند، خدا بیشتر از تو خانواده‌ات را دوست دارد و ضایعشان نمی‌کند. نگو من میترسم بمیرم، بگذار این پول حج را، پول‌های واجب و جهاد واجب را برای زن و بچه ام بگذارم، بعد از من این‌ها یک موقعی سرگردان نشوند. بعضی از مردها این‌طوری فکر می‌کنند. بگذارم برای دخترم مثلا این خانه را، این ماشین را بگذارم، باباجان دخترت شوهرکرده، شوهر دارد، بچه هایت زن گرفتن، زن دارند، خودشان شغل دارند، دیگر الان نیازی به تو ندارند، می‌گوید نه بگذار این خانه مثلا، این خانه را می‌تواند در لااقل حج‌ش را برود، هزینه‌های واجب‌تر را کند، کمک به امام زمان کند، کمک به اهداف مقدس کند ولی نمی‌کند، خدا می‌گوید برای چه اینکارها را می‌کنی؟ دل نگرانشان هستی؟ اگر این‌ها از اولیا خدا هستند، دوست خدا هستند، مسلمانند، مؤمن هستند که خدا اینها را بدون تو هم می‌تواند اداره کند. این همه خانواده‌ها، مرد هایشان را از دست دادند، این همه بچه یتیم ما داریم به چه خوبی بزرگ شدند بدون پدر و مادر. اصلا خدا یکی از کارهایی که با انبیا کرد، برای این‌که به همه ثابت کند که انسان‌ها بدون پدر و مادر هم می‌توانند بهترین رشد را داشته باشد، این بود که نوع انبیا یتیم بودند، همین انبیا اولوالعزمی هم که ما می‌خوانیم، حضرت آدم بنده خدا که اصلا بنده خدا نه پدر داشت، نه مادر، حضرت موسی با آن وضعیت بزرگ می‌شود، حضرت عیسی اصلا پدر نداشت، پیامبر همان اول یتیم شد، امیرالمؤمنین یتیم شد، برای این‌که خدا می‌خواهد بگوید که من شرط اصلی هستم، شما باید توحید داشته باشید، به من تکیه کنید، به من توکل کنید. تو وقتی می‌گویی می‌ترسم خانواده‌ام اینطوری شود بعد حقوق الهی ات را انجام نمی‌دهی خدا می‌گوید اگر این‌ها دوستان من هستند که من بهتر از تو دوستشان دارم و بیشتر از تو خودم اداره شان می‌کنم تو نگران نباش، برو و وظایف واجبت را انجام بده، حج ت را برو، برای جهادت هزینه کن. هر چیزی داری نبر بریز در خانه، نیازهای کاذب زینتی به درد نخور. این اگر دوست خدا باشد (و ان کانوا) اگر این‌ها دشمن خدا هستند، خانواده‌ات، بی نماز و بی حیا و بی اعتقاد و دشمن خدا هستند، خب اگر این‌طوری هستند می‌فرماید (فَمَا هَمُّكَ وَشُغُلُكَ بِأَعْدَاءِ اللَّهِ) تو چرا بیشترین عمر و وقتت را، همتت را برای دشمنان خدا گذاشتی، بعضی از افراد می‌دانند خانواده‌شان دشمن دین خدا و دشمن خدا هستند، باز بیشترین سرمایه‌شان را به جای این‌که بگذارند روی آدم‌های دیگر و روی کارهای دیگر، می‌آید روی همین خانواده‌ای که دشمن است، این را پول می‌دهد به آن، زن نادان، مرد نادان می‌گوید بچه‌ام نماز هم نمی‌خواند، به من هم فحش می‌دهد، بی احترامی هم می‌کند، بعضی وقت‌ها کتک هم می‌زند ولی همه نیازهایش را از من می‌گیرد، این هر چه دارد به یک دشمن خدا می‌دهد، به یک آدم جهنمی، تو خودت اصلا باید اولین کاری که می‌کنی رابطه ات را با این تنظیم کنی که به تو ظلم نکند، لااقل جهنمی نشود، وقتی یک بچه‌ای دست روی پدر و مادر بلند می‌کند، پدر و مادر باید جلویش را بگیرد، اگر نمی‌تواند جلوی ظلم فرزند را بگیرد فرزند را ترد کنند، حداقل رابطه را به گونه‌ای قطع کند که این دیگر نتواند به پدر و مادرش ظلم کند، چون بچه‌ای که ظلم می‌کند به پدر و مادر، بمیرد بهتر از این است که زنده باشد و ظلم کند، چون جهنمش را هر روز شدیدتر و عمیق‌تر می‌کند. خب چه کسی به این پول می‌دهد برای گناهانش؟ پول می‌دهد بچه مواد می‌کشد، بچه ماهواره نگاه می‌کند، بچه زن بازی می‌کند، دختر می‌رود کثافت کاری و بی حیایی و کلی فساد بیرون از خانه، چه کسی دارد هزینه را تأمین می‌کند؟ پدر و مادر. تازه دو قورت و نیمش هم باقی است، برای من باید این را بخری، آن را بخری، من تبلت می‌خواهم، گوشی آن‌چنانی می‌خواهم، ماشین برام بگیر، همه را پدر و مادر دارند می‌دهند برای گناه فرزند، امیرالمؤمنین می‌گوید اگر خانواده‌ات دوست‌های خدا هستند نگران نباش، خدا دوستانش را ضایع نمی‌کند. اگر دشمن خدا هستند پس برای چه بیش از حد به دشمنانت فکر می‌کنی؟ یک حدیث کوچک مانده این را هم بخوانم و تمام.

روایت بعدی از امام باقر علیه السلام به روح پرفتوح رسول الله، امیرالمؤمنین و امام باقر علیهم السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

معرفی می‌کند امام باقر علیه السلام در این روایت بدترین پدرها را، حالا پدر که می‌گوییم، مادرها را هم می‌گیرد فرقی نمی‌کند، می‌گوید «شَرُّ الآباء مَنْ دَعَاهُ البِرُّ إلى الإفراط ، وشَرّ الأبناء من دعاه التقصير إلى العقوق» در خانواده بدترین پدر و بدترین فرزند کیست؟ در خانواده بدترین پدر و بدترین فرزند کیست؟ حضرت می‌خواهد معرفی کند. می‌فرماید بدترین پدر آن است که شدت نیکی اش، زیاده‌روی در محبت، در نیکی، باعث شود که شدت «مَنْ دَعَاهُ البِرُّ إلى الإفراط» محبت و نیکی او را به زیاده‌روی بکشاند، یعنی این‌قدر که بچه لوس شود، پرتوقع شود، گستاخ شود، بی ادب شود نسبت به پدر و مادر، فرقی نمی‌کند مادر یا پدر، این‌ها بدترین پدر و مادر هستند. ببینید عشق، محبت، نوازش، بوسه، هدیه خریدن چیز خوبی است، لازم و واجب هم هست ولی از یه حد بیشتر شود، خودش بچه را نابود می‌کند. مثل قند و نمک و چربی اضافه در بدن است، قند، نمک، چربی چیز خوشمزه‌ای است و برای بدن لازم است، واجب است اما اگر چربی از یک حد بالا بزند، قند بالا بزند، نمک بالا بزند، سکته قلبی و مغزی می‌آورد و بدن را می‌کشد، نابود می‌کند، باید اندازه باشد. محبت هم همین‌طور است، این برای همه کاری برای بچه اش می‌خواهد برای بچه‌اش جایزه بگیرد، خوراکی بگیرد، هدیه بگیرد، بچه از صبح تا شب چند رقم خوراکی می‌خواهد، اصلا این‌جوری درست نیست. بیرون بردید بچه می‌گوید این را برای من بخر، باشد. چه می‌خواهی؟ این را، اگر گفت دومی و سومی دیگر نه، فردا ان شالله، امروز این بود، ان شالله فردا برایت می‌خرم اما اگر گفت این را برایم بخر، آن را برایم بخر، این را می‌خواهم، آن را می‌خواهم، دائما برایش هر چه خواست گرفتی، این ناسپاس و قدرناشناس بار می‌آید، یک بار که به او نه بگویی، شروع می‌کند به کولی گری و اربده کشی و جیغ و داد و حتی دست روی پدر و مادر بلند می‌کند، توهین می‌کند، پدر و مادرم از ترس این هی باج می‌دهند. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: بدترین پدران کسانی هستند که به خاطر نیکی کردن و محبت افراط می‌کنند. حالا بدترین فرزندان چه کسی است؟ بدترین فرزندان، آن فرزندی است که آن‌قدر در حق پدر و مادرش کوتاهی می‌کند که کارش به عاق والدین کشیده می‌شود؛ یعنی پدر و مادر را غصه‌دار می‌کند، به خشم وا می‌دارد، عصبانی می‌کند، کوتاهی می‌کند تا پدر و مادر به خشم می‌آیند و عصبانی و ناراحت می‌شوند، وقتی پدر و مادر به خشم آمدند این بچه عاق می‌شود. لذا باید خیلی مراقبت کند که پدر و مادرشان را ناراحت نکند. امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه می‌فرماید: خدایا کمک کن از پدر و مادرم به اندازه یک سلطان ستمگر بترسم و پدر و مادر که سلطان ستمگر نیستند، پر از عشق به بچه است ولی می‌گوید من باید آنطوری بترسم که یک موقع خدای نکرده جسارت نکنم، چون محبت پدر و مادر خیلی وقت‌ها آن‌قدر زیاد است که بچه بی‌ادب می‌شود، گستاخ می‌شود، قدر نمی‌داند، خیلی راحت توهین می‌کند به پدر و مادر. چون می‌گوید این‌قدر این‌ها من را دوست دارند، آن‌قدر به من وابسته هستند که هر چه بگویم، هرکاری کنم به حرف من هستند، این خیلی خطرناک است. انسان باید بترسد از زمانی که پدر و مادرش بخاطر دلسوزی کوتاه می‌آیند جلوی این یا می‌ترسند از این، فرزندی که کاری می‌کند که پدر و مادر از او بترسند و حساب ببرند و ملاحظه اش را کنند، این فرزند جایش در جهنم است، عاق می‌شود. لذا قرآن می‌گوید: (وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ) وقتی با پدر و مادرت هستی بار ذلت را آن هم از روی محبت در مقابل پدر و مادرت پایین بیاور، کوتاه باش، بگو من نوکرت هستم، من غلامت هستم، من کنیزت هستم، هر چیزی تو بگویی، مثل یک نوکر و کنیز در مقابل پدر و مادر رفتار کنید. نه این‌که مثل سرور یا این‌که مثل دوست، هم‌تراز با این‌ها برخورد کن، تو باید این را در قلب پدر و مادرت کنی که من تمام حسم این است‌ که‌ عبد تو هستم، غلام تو هستم، نوکر تو هستم، کنیز تو هستم، هر چه می‌خواهی فرمان بده من کنیز تو هستم، به من چه به داداش بگو، به من چه به خواهرم بگو، چرا همه‌اش من؟ چرا بقیه نه؟ خیلی خطرناک است. من وقت ندارم، من کار دارم، من نمی‌رسم، خوشم نمی‌آید، دوست ندارم، کلمات قلمبه و سلمبه در مقابل پدر و مادر، کلمات تند، دلشکن، سرد، این‌ها فشار قبر و عذاب زیادی برای انسان می‌آورد، نه در دنیا انسان خیر می‌بیند، نه در آخرت. چون عالم معصوم آفریده شده، جواب ظلم و بی ادبی خود این در نظام طراحی شده. خداوند گفتیم برای هر چیزی قدر قرار داده، (قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا) خداوند برای هر چیزی اندازه گذاشته، قدر توهین به پدر و مادر نکبت دنیا و آخرت است. خودمان باید حواسمان باشد، آن‌ها محبت دارند چیزی نمی‌گویند، معمولا هم حلال می‌کنند و می‌گذرند، چیزی نمی‌گویند، تو باید پررو نباشی، سواستفاده نکنی، ما باید حواسمان باشد سواستفاده نکنیم از محبت پدر و مادر. می‌گوید که حالا که او راضی است، طوری هم نیست، می‌بخشد، چیزی نمی‌گوید، حالا من خانه‌شان نروم عیبی ندارد، سر نزنم، هزینه نکنم او باز هم از من راضی است، مواظب باشید سواستفاده نکنید. خدا حواسش هست، بالای سرت است، اگر آن‌ها هم بگذرد خدا نمی‌گذرد. جایی که باید هزینه بشوی و هزینه کنی برای پدر و مادرت، با تکیه بر عاطفه پدر و مادر کوتاهی کنی، خدا ذلیلیت می‌کند، خدا گره می‌اندازد در کارهایت، خوارت می‌کند، حواست باشد. این هم از این.

و الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین.

کارگاه خانواده (یزد)؛ جلسه دهم

گفتیم خدا برای هر چیزی قاعده و اندازه گذاشته، فرمول گذاشته و قدر گذاشته، در خانواده‌ برای زن و مرد خداوند یک سلسله قدرهایی تنظیم کرده یعنی خصال، صفات که قضایش می‌شود سعادت خانواده، که مرد موظف است و مرد هم موظف است این‌ها را در خانه تهیه کند و ایجاد کند. این‌که در اسلام شرط ازدواج، رشد، رشید و رسیده بودن است. این‌طور نیست که هر کسی که بلوغ جنسی دارد می‌تواند ازدواج کند، بلکه باید فهم رابطه زندگی را داشته باشد یعنی یک مرد بداند ازدواج یعنی چه؟ خانواده یعنی چه؟ و من چه خصوصیاتی را در خانواده داشته باشم تا خانواده‌ام شکست نخورند، زندگی متلاشی نشود، پیامبر فرمود: لعنت بر کسی که لعنت بر کسی که زندگی‌اش را ضایع می‌کند، خانواده‌اش را ضایع می‌کند، گاهی وقت‌ها یک دختر، یک مرد، یک پسر ازدواج می‌کنند اما فهم کافی، معرفت کافی، عقلانیت کافی و مهارت‌های را برای پیوند با همسر ندارد، یعنی اصلا نمی‌داند در دوران نامزدی باید چکار کند، در دوران عقد چه کارهایی را باید انجام دهم؟ چه خصوصیت‌هایی را باید داشته باشم؟ چه خصوصیت‌هایی را باید نداشته باشم؟ ولی این خوب باعث ضایع شدن خانواده‌ می‌شود یا در بعد از عروسی یک مرد باید چه خصوصیت‌هایی داشته باشد؟ یک زن باید چه خصوصیت‌هایی داشته باشد؟ تا زندگی متلاشی نشود و انسان ملعون نشود، مورد لعن خدا، لعنت فرشتگان قرار نگیرد، جهنمی نشود. گاهی وقت‌ها یک آدم در اثر سهل‌انگاری در خانواده، فرزندی را به دنیا می‌آورد که یک اجتماع را به نابودی می‌کشاند، گاهی وقت‌ها بعضی از این فرزندان بخاطر تربیت غیر صحیح پدر و مادر تبدیل به ظالمان شدند که یک دنیا را به آتش کشاندند. گاهی وقت‌ها تربیت صحیح باعث شده وقتی که فرزند به یک مدیریتی، ریاستی می‌رسد یک جامعه را سعادتمند می‌کند، هر دو در نامه اعمال پدر و مادر نوشته می‌شود که فرزندی تربیت کردند که صدها و هزاران نفر را سعادتمند می‌کند یا فرزندی را تربیت کردند که صدها و هزار نفر را نابود می‌کند، آن تربیت ما را قرآن به پایش می‌نویسند. قرآن می فرماید: «نَحْنُ نَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ» ما هر کاری که شما انجام دهید و محصول و آثار کارتان را پای شما حساب می‌کنیم، پس انسان باید همیشه مراقبت کند که من یک اثر بد از خودم باقی نگذارم. این خیلی مهم است. از من اثر بد باقی نماند، در زندگی، در فرزندانم، در شاگردانم، چون آثار را به پایت حساب می‌کنند، اگر آثار خوب باشد پس خوشبحالت، تا قیامت، تا بعد قیامت همین‌طوری برایت ثواب دارد ولی اگر بد باشد همین‌طوری گناه می‌آید برای انسان، لذا در دین ما خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت می‌آیند یک سلسله صفت‌هایی که زن و مرد باید در خانه داشته باشند لازم است داشته باشند به ما یاد می‌دهند و از اول هم می‌گویند اگر نمی‌خواهی وارد ازدواج نشو. چون وقتی به ازدواج تن می‌دهی یعنی من حاضرم این وظایفم را انجام دهم، نه اینکه از اول ازدواج را قبول کنی و قصدت این باشد یا اصلا نرفته باشی یاد بگیری که من چه وظایفی دارم.

این یعنی ظلم یعنی من به همسرم ظلم می‌کنم به او می‌گویم من آمده‌ام خاستگاری با تو ازدواج کنم و خیال هم ندارم به وظایفم عمل کنم اصلا بلد نيستم. یا یک دختر ازدواج را می‌پذیرد اما نمی‌خواهد یا بلد نیست آن وظایف را انجام دهد. در اسلام می‌گویند اگر بلد نیستی یا نمیخواهی رعایت کنی ورود نکن. چون گناه می‌کنی ظلم می‌کنی به بچه‌هایت به همسرت. مثل کسی که می‌خواهد یک جا مدیر باشد شرایط مدیریت را ندارد و آن را قبول می‌کند. در روایت داریم کسی که می‌خواهد جایی رئيس باشد و قبول کند در حالی که شرایطش را ندارد خیانت کرده به خدا و رسولش و همه مسلمانان جهان، کسی بيايد به من بگوید من دوست دارم شما رئيس فلان جا باشید و من هم تحت تاثیر شهوت ریاست طلبی قبول کنم در حالی که هیچ نوع تخصص و آگاهی و مهارت و آمادگی برای انجام وظایف در آن شغل را ندارم قبول کنم، این خیانت و ظلم می‌شود.

مسلمانان از نظر خدا بخصوص جامعه ایمانی هر یک نفرشان از کعبه بالاترند، حرمتشان بالاترند.

(المؤمن اعظم حرمت من الکعبه) مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است. همین‌طوری نمی‌توانید در جامعه کاری کنید به همه بی‌احترامی شود، حق دیگران خورده شود، زندگی دیگران نابود شود. یک تصمیم‌هایی بگیرید که به مردم آسیب برسد، اگر آمادگی فلان رياست و فلان پست را ندارید، حتی اگر روحانی آمادگی ندارد امام جماعت شود نباید قبول کند، امام جمعه شود گناه دارد اگر قبول کند، چون امام جماعت مسئولیت دارد، امام جمعه بودن یک وظایفی دارد، من اگر قبول کنم امام جمعه شوم فکر می‌کنم وظیفه من این است خطبه بخانم و بروم، این مسئولیت دارد. پس قرآن و اسلام می‌گویند اگر آمادگی نداری و نمی‌خواهی در خود ايجاد کنی، دوست نداری یا نمیخواهی یا نمی‌توانی، پس ورود نکن. حالا یک زن و مرد می‌خواهند وارد زندگی شوند یک شرایطی باید ايجاد کنند، حضرت می‌فرمایند (و ان لم یکن فی تبعه) اگر دوست نداری باید اجرا کنی. اینجور نیست بگویی خوشم نمی‌آید، دوست ندارم، اگر دوست نداری و خوشت نمی‌آید بیخود کردی که این مسئولیت را قبول کردی،بیخود کردی زن کسی شدی، شوهر کسی شدی، بابای کسی شدی‌. اگر بابا شدی باید وظایفت را انجام دهی. برای مثال، شما می‌روید می‌بینید در خانه شما یک بچه گذاشتند، مثلا یک زن و مردی دوست ندارد بچه دار شوند یا از بچه خوششان نمی‌آیند، اتفاقا رفتند دیدند در خانه بچه گذاشتند، ما بچه را چکار کنیم؟ می کشیم؟ نه. با اینکه از بچه بیزاریم، اگر بچه را برداشتیم خانه بردیم دیگر باید برای این بچه پدر و مادر باشیم. بچه شیر می‌خواهد نوازش می‌خواهد آرامش می‌خواهد جایش را باید بشورید، استحمام می‌خواهد، نمی‌توانی بگویی خوشم نمی‌آید، بگذار بمیرد. بچه خودت هم نیست ولی این بچه این نیازها را دارد، تو نمی‌توانی بگویی من دوست ندارم، خوشم نمی‌آید. بیخود کردی باردار شدی، من نمی‌خواهم بچه‌دار شوی، پدر بگویید. یعنی چه!!!! یا مادر بگویید من اصلا از بچه خوشم نمی‌آمد، زوری بچه‌دار شدم. بچه وقتی آمد یک لوازمی دارد، یک نیازهایی دارد، تو دیگر نمی‌توانی بگویی من خوشم نمی‌آید، یا مثلا خوشم نمی‌آید به شوهرم این خدمات را دهم، خوشم نمی‌آید به زنم این خدمات را دهم. نه. باید خدمات را دهی با میل، رغبت، عشق، علاقه، روی باز، با نق و غر هم نه. خوشم نمی‌آید نداريم. حالا دقت کنید بعضی‌ از آنها را من برایتان بخوانم. اولین چیز خوش معاشرت بودن است. معاشرت خوب، خوش رفتار بودن است. لذا قرآن در سوره نساء آیه ۱۳می‌فرمایند: «عاشروهن بالمعروف» با خانم‌هایتان و زن‌ها با شوهرهایشان نیک رفتار کنید، یعنی رفتار زشت ، بد ، تمسخر، توهین آمیز، تحقیرآمیز حق ندارید، اینها در خانه حرام است، حرف رکیک، حرف بد، حرف دلسرد کننده، تحقیر، این‌ها را حق ندارید. اگر قرار شد پیش هم باشید، زن و شوهر به دو چیز نیاز دارند: عشق و محبت و احترام. خارج از عشق و محبت و احترام د یگر نمی‌توانی کاری بکنی، ظلم کنی، بی‌ادبی کنی، تمسخر کنی، توهین کنی، نیش بزنی، دائما ايراد بگیری دائما از طرف، شخصیتش را خرد کنی، نق و غر بزنی، این‌ها دیگر نبايد باشد، اگر نه انسان ملعون می‌شود، خانواده خودش را ضایع می‌کند. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «ان المرء یهتاج فی منزلهی واعیالهی الی صلاصه خلال یتکلفها و ان لم یکن فی تبعهی ذالک» انسان‌ یا یک مرد در اداره منزلش، خانواده‌اش، به سه خصلت نیاز دارد حتی اگر دوست نداشته باشد،ب اید این‌ها را حتما به کار بگیرد. حتی اگر دوست نداشته باشد. مثلا می‌گوییم یک پرستار در بیمارستان باید لباس پرستاری بپوشد، حتی اگر دوست نداشته باشد، باید ماسک بزند، دستکش دست کند. یک پزشک در برخورد با بیمار، خوشش بیاید یا نه باید رعایت کند، قانونش این است. لذا حضرت می‌فرماید: یک شخص این سه خصلت را باید در خانواده رعایت کند.

۱_ (معاشرتن جمیله) رفتار زیبا، معاشرت زیبا، کلام، روابط عاطفی، روابط جنسی، ضعیف نه. با عشق، با محبت، با رضایت، با روی باز، تأمین‌ این چنینی. معاشرت زیبا یعنی به ذوق کسی نزنیم، کسی را خراب نکنیم، معطل نکنيم، اینقدر مهم است که می‌گوید اگر شوهر به خانه آمد و نماز می‌خواندی نمازت را تند بخوان، زود تمام کن که شوهر به خانه آمده است، اگر نماز می‌خوانی زود تمام کن تعقیبات را نخوان، پیش شوهر برو. حالا بگذارید این دعا را بخوانم، این دو رکعت را هم بخوانم، اینقدر از زیارت عاشورا مانده است، ولش کن، به استقبال شوهر برو. زن و مرد باید برای هم همین‌جوری باشند، هم به نیاز هم توجه داشته باشند هم به حضور هم، هم به هم‌کلامی با هم.

(وسعت بتقدیر) دست و دلباز بودن اما به اندازه، زیاده روی نباشد، در خانه نبايد مرد احساس کند زنش خسیس است، یا زن احساس کند مرد خسیس است. این خیلی وحشتناک است. در روایت داریم خصاصت و بخل همه زشتی‌ها و اثار همه بدی‌ها را در خود دارد. برای همین معمولا مشاور‌ها در همه جای کشور دو صفت را در کسی ببینند، می‌گویند زود از هم جدا شوید.

۱_ خصاصت مثلا در مرد، برای همین یک زن یا مرد در خانواده بايد دقت کنند مرد در دوران نامزدی و عقد خسیس نباشد، او را ازمایش کنند ببیند مرد خسیس است؟ این صلاحيت الهی برای همسر بودن و پدر بودن ندارد، یا بد دل است، زنش را کنترل می‌کند، شوهرش را کنترل می‌کند، کجا بودی؟ چکار کردی؟ چکار می کنی؟ در کار هم فصولی می‌کنند، گوشی همدیگر را کنترل می‌کنند، کیف همديگر را کنترل می‌کنند و رفت و آمد. اين‌ها کار وحشتناکی هستند، تجاوز به حریم زندگی است. این‌ها کار خوبی نیست. با چه کسی صحبت می‌کردی؟ چه کسی تلفن زد؟ چه می‌گفت؟ کجا رفتید؟ این نه. باید اعتماد و احترام باشد، مرد نباید خسیس باشند زن هم همین طور.

اگر غذایی درست می‌کند آشی درست می‌کند، سوپی درست می‌کند، به شوهرش بگويد این ظرف را برای مامان و بابات گذاشتم برای آنها ببر، نه این‌که خساست کند، به همه همسایه‌ها برسد. بخل نداشته باشد. مرد هم همینطور، سختگیری نکند، خصاصت نداشته باشد، این‌ها را در کارگاه‌هایش گفته‌ام، به کارگاه‌ها مراجعه کنید در بخش مهارت‌های دو توضیح داده‌ام. (بیست ساعت اقتصاد خانواده توضیح دادم در مهارت‌های دوم، بیست ساعت درباره مسائل اقتصادی و مالی است)

(و غیرت بتحصن) مرد بايد نسبت به ناموسش غیور باشد، این‌گونه نباشد که ناموسش هر طور خواست لباس بپوشد، هر جا خواست برود. در هر عروسی شرکت کند، یا با نامحرم هر برخوردی داشته باشد برای مرد مهم نباشد. دشمن بی‌ناموسی بی‌غیرتی بی‌حیایی را تبلیغ می‌کنند، خیلی هم به بی حیایی و بی‌ناموسی افتخار می‌کنند، نسبت به ناموس خود بی‌غیرت هستند. در روایت داریم جهاد زن این است که غیرت را از مردش بپذیرد یعنی رعايت کند، حتی اگر مرد اندکی‌ در این جهت سختگیر است باید زن قبول کند چون به نفع خانواده است به نفع خودش است. مرد بايد غیرت داشته باشد، آن هم زیاده روی نه، بدبینی نه، بد دلی نه، آن بد است.

حضرت می‌فرماید: بد دلی انسان‌های سالم را نیز فاسد می‌کند، چه مرد بد دل، چه زن بد دل. خیلی وقت‌ها خانم‌ها آنقدر مچ‌گیری می‌کنند فضولی می‌کنند پی‌گیری می‌کنند که مرد را از خودشان متنفر می‌کنند، و باعث می‌شوند مرد دیگر از این زن لذت نبرد، بترسد، زن دیگر زن نیست. مظهر لطافت و جذابیت و ناز و زیبایی و کشش نیست، لولو است. اگر یک زن اینقدر روی مخ مرد رفت، پیگیری کرد مچ گرفت، فضولی کرد اعصابش را خورد کرد نق زد غر زد، این مرد دیگر نمی‌تواند، این دیگر برای خودش یک مرد شده است. ديگر جذابیت ندارد. مرد هم همینطور. بايد این جوری باشد. لذا مرد بايد از همسرش مراقبت کند که بی‌حیایی صورت نگیرد، پوشش همسرش، رفتارش با نامحرم، مهمانی رفتن‌ها، مسافرت. باید مراقب زنش باشد. زن هم این را دوست دارد که مرد قوی و باغیرت داشته باشد اما نه سختگیر. قوی و باغیرت.

(غیرت بتحصنن) يعنی غیرت برای ناموس داری، برای مراقبت از همسر، نه سختگیری و بددلی، نه. مراقبت. بی‌غیرت و بی‌حیا نباشد. برای حفاظت از همسرش وقت بگذارد. اگر می‌تواند خودش همسرش را ببرد و بیاورد نگوید تو خودت ماشين بگیر و برو. مرد باغیرت تا آن‌جایی که می‌تواند، یک وقت هست که نمی‌تواند، سرکار یا اداره است، کاری یا جلسه‌ای است. ولی یک موقع هست که می‌تواند نبايد اجازه‌ دهد زنش شب، وقت بی‌وقت تنها این‌ور و آن‌ور برود، خرید برود، بازار برود، پشت همسرش بايد باشد، کمک همسرش بايد باشد، کنار همسرش بايد باشد. می‌تواند برود جنس‌های بازار را بخرد اجازه ندهد خانم این کارها را انجام دهد. غیرت يعنی این، مراقبت کند که همسرش در معرض ارتباط یا در دید نامحرم قرار نگیرد. ارتباط و دید خراب، ارتباط و دید سالم اشکال ندارد. ارتباط و دیدی که آلوده کننده است. مثلا بعضی از خانم‌هل برای خودشان صفحات مجازی دارند. در این صفحات مجازی مردها می‌آیند ارتباط می‌گیرند، این کار قشنگی نیست. کار خوبی نیست، هيچ فضیلتی در این نیست، مگر موارد استثنایی. من اینستاگرام دارم فلان آقا آمده من را فالو کرده، لایک کرده، اين‌ها نه برای مرد خوب است نه برای زن، برای مردش هم این‌کار خوب نيست، این کار خودفروشی و گدايی عاطفه است. مگر شخصی باشد که یک جایگاه اجتماعی حقوقی سیاسی عقیدتی داشته باشد که آن هم با حفظ حرمت‌ها، شرایط، حیا، عفت، بی آسیبی.

(غیرت بتحصنن) یعنی مرد ناموس دار باشد، حواسش به ناموسش باشد، لباس نامناسب، لباس تحریک کننده نپوشد، مراقبت کند. اما وقتی یک مرد نسبت به این جهات بی‌خیال شد آسیبش را اول به ناموس خود میزند. ناموس و فرزندان خودش اول آسیب مي‌بينند. غیرت فوق‌العاده لازم است. اینکه در کشور ما زن‌های کشورهای ما کمتر از زن‌های سایر کشور‌ها دچار اعتياد به سیگار، مواد مخدر، فحشاء، منکرات، قتل و جنایت‌ها و مفاسد دیگر می‌شوند، اینکه در کشور ما غیرت پابرجا است.

آسیب‌ها آن‌جایی است که مرد غیرتش را نسبت به ناموسش از دست می‌دهد. لذا اکثر بدی‌ها و بزهکاری‌ها برای مرد‌ها است نه مال زنان، چرا؟؟ چون زنان تحت حفاظت پدران خود، شوهران خودشان، برادران خودشان هستند، آسیب نمی‌بینند. اما اگر مرد بیخیال ناموسش شد این هم به خود خيانت و ظلم کرده‌ است هم به ناموسش هم به فرزندانش.

در روايت هم داریم اگر یک زن این را تحمل کند، اجر بسیار با عظمتی دارد که هیچکس جز خدا نمی‌تواند آن را حساب ‌کند. یک زن بايد غیرت مردش را بپذیرد و خودش هم رعايت کند. خيلی از خانم‌ها هستند که اصلا نیازی نیست که به آن‌ها چیزی یاد دهیم، خودش در شخصیت خودش انقدر تحصن حیا و عفت دارد که مرد واقعا خیالش راحت است، ویکی از وظایف زن همین است که خیال همسرش را از این جهت راحت کند.

يعنی همسر بداند من اگر به جبهه بروم به مسافرت بروم، زندان بیفتم، محال است که ناموس من و همسر من کوچکترین لغزشی کند، این باعث می‌شود که یک مرد هميشه، نه فقط در دنیا بلکه در قیامت عشق این زن در دلش باشد. این وظیفه یک زن است که این را در قلب مرد کند که من محال است تحت هيچ شرایطی آسیب ببینم، یا به کسی گرایشی پیدا کنم یا یک رفتار غیرعفیفانه یا با بی‌حیایی داشته باشم. این کار را زن باید انجام دهد و مرد هم باید به ناموسش بگوید من این رفتار را از تو می‌خواهم باید مراقبت کنی. پس این سه را فراموش نکنیم:

۱_ معاشرت زیبا؛

۲_ دست و دلبازی به اندازه، نه زیاده روی مصرفانه و فاسد کننده؛

۳_ غیرت به اندازه. زیاده روی، بدبینی، سختگیری بی‌جا در آن نباشد.

صفت بعدی خیلی مهم و طولانى است روایاتش، من یک دانه را می‌خوانم برای امروز بس است که هم صدای خودم نامناسب است هم شما را خسته نکنم.

صفت بعدی‌ که وظیفه است حضرت فرمود این وظیفه است اگر دوست نداری بايد انجام دهی، باید رعايت کنی، نمی‌توانی بگویی دوست ندارم، خوشم نمی‌آید، همينی که هست. آن چیست؟ خوش اخلاقی است. در وصیتی که پیامبر به امير المؤمنین(ع) می‌کند می‌فرمایند: «یا علی حصن خلقک مع اهلک و جیرانک و من تعاشر و تحاصب من الناس» اگر دیگران پرسيدند این آدم چگونه آدمی است؟ بگویند این با خانواده‌اش و همسایه‌ها و هر کسی که معاشرت می‌کنید (و من تعاشر و تحاصب) محاصبت دارید با آن، آن کسی‌ که قرار است با آن زندگی کنی و معاشرت داشته باشی، همکار یا رئیس است یا مرئوس است، دوستت است، استادت است، شاگردت است، از تو خوش اخلاقی ببيند، اخم و تخم و قهر و غر و نق و این چيزها را حق نداری، اگر هم باشد جهنم تولید می‌کند، فشار قبر برای انسان می‌آورد، باید مراقبت کنید که‌ این‌گونه‌ نباشد، اگر یک جا سوال کردند که شوهر یا زنت چکاره است؟ چگونه است؟ بگويد خیلی خوش اخلاق است، مهربان است با همه مردم، همسایه‌ها (و من تعاشر) هر کسی که با آن معاشرت می‌کنی (و تصاحب من الناس) از مردم با هر کسی که هستی، بد قلقی، بد اخلاقی، توهین، زبان تند، این‌ها را نداشته‌ باشید. اگر این‌گونه باشد چه می‌شود؟ پاداشش را می‌گويد، نتيجه‌اش را می‌گوید. (تکتب عندالله بالدرجات العلی) خیلی مهم است. می‌گويد اگر کسی خوش اخلاق بود با خانواده‌اش با مردم در پیش خدا از درجات عالی برخوردار می‌شوند. خداوند درجات عالی را برایش مينويسد. (تکتب عندالله) درجات بالا در نزد خداوند برایش نوشته می‌شود، اینقدر اثر دارد. حتی‌ اگر یک کافر هم در خانواده‌اش این‌گونه باشد، خدا او را دوست دارد و اگر یک مؤمن این را نداشته باشد خدا بدش می‌آید. لذا در روايت داریم کافر خوش اخلاق پیش خدا محبوب‌تر است تا یک مؤمن بد اخلاق. کافر سخاوتمند به خدا نزدیک‌تر است‌ تا یک مؤمن خسیس.

پس این حسن و خلق را باید ما باید دقت کنیم اگر نداريم باید ايجاد کنیم. اگر این را نکنیم در خانه و خانواده‌، آسیب ببيند زجر بکشند این‌ها عذاب قبر. فشار قبر برای انسان می‌آورد. نباید اخلاق تو دیگران را در فشار قرار دهد. وقتی می‌گوید خوش اخلاقی یعنی کسی از منش با تو اخلاق تو رفتار تو و هم‌نشینی با تو در فشار نیست. اگر عروسی باید همه اعضای خانواده شوهر بگوید که این خيلی دوست داشتنی و خوش اخلاق است، دامادی همه از فامیل و خانواده‌ات بگویند چه داماد خوب و عالی داریم. اما اگر دعوا و نق و غر و اضطراب و تنش ایجاد می‌کنی این‌ها همه فشار قبر است که عذابش چند برابر به ما وارد می‌شود. یک برابرش این است که روح خود را آزار می‌دهی یک برابرش این است که روح دیگران را نیز آزار می‌دهی. به میزانی که روح دیگران را آتش می زنی، در فشار قرار می‌دهی، عذاب قبر داری، عذاب ايجاد می‌کنی.

و الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله طاهرین.