جلسه 003 - کارگاه خانواده (یزد)
شماره جلسه
3
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - کارگاه خانواده (یزد)

کلاس سوم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

از امروز انشالله عوامل تحکیم خانواده را بحث می‌کنیم که هم برای مجردها خوبه هم برای متاهلها و هم برای کسانی که می‌خواهند پسر زن بدهند، دختر شوهر بدهند که بدانند که وقتی که ما عوامل تحکیم خانواده را می‌شناسیم، انتخابمان دقیق‌تر می شود. برای پسرهایمان برای دخترهایمان حالا غیر از زندگی خودمان، بزرگترها بهتر می‌توانند این را تشخیص بدهند. مجردها هم بهتر می‌توانند انتخاب کنند. به خاطر اینکه بالاخره افراد ازدواج میکنند، تشکیل خانواده میدهند که یه زندگی دائم و همیشگی و خوب داشته باشند. کسی برای طلاق و برای شکست زندگی تشکیل نمیدهد. لذا اساساً شناخت عوامل تحکیم خانواده خودش در دقت در انتخاب بسیار به ما کمک می کند ما چه کسی را انتخاب بکنیم، چه کسی را انتخاب بکنیم. آیا آن کسی که داریم انتخابش می‌کنیم برای دخترمان برای پسرمان برای خودمانريال این اساساً شعورش عقلش آمادگی دارد اصلا برای این عوامل یا نه. و اساسا می تواند این عوامل را اجرا بکند، ازش بروز میدهد این عوامل یا نه.

خب اولین عامل که خیلی مهم است، بی‌نهایت مهم است، عاملی است که در واقع هدف خلقت ماست؛ یعنی اگر ما بخواهیم به هدف خلقتمان برسیم، باید این عامل را دائماً در زندگیمان تقویت کنیم. خداوند با دمیدن روح خودش در انسان، در انسان ظرفیت تربیت نامحدود ایجاد کرده. ما ظرفیت تربیت نامحدود داریم و چون روح خدا در ما دمیده شده. این دمیده شدن روح خدا باعث می شود که چون انسان ظرفیت تربیت نامحدود دارد. مربی نامحدود فقط بتواند او را هدایت بکند؛ یعنی خود خدا یا ۱۴ معصوم. معنای اینکه ما روح خدا درما دمیده شده، خدا در قرآن هدف خلقت انسان را چگونه معنا می کند؟ می‌فرماید: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» من جن و انس را نیافریدم مگر برای عبودیت یا بندگی. در بعضی از قرآن و تفاسیر نوشتند که عبادت و این غلط است. اینجوری نیست که خدا ما را برای عبادت خلق کرده باشد. خدا ما را برای بندگی خلق کرده. بندگی یعنی اطاعت بی چون و چرا. وقتی خدا به ما می گوید از من اطاعت بی چون و چرا کنید، اسم جدیدی از خدا برای ما ایجاد می شود و آن اسم رب است. رب یعنی مربی. خداوند می گوید از من اطاعت کنید تا شبیه من شوید. چون مربی‌ها همه همین را می گویند دیگر. در تمام باشگاه‌های دنیا چه باشگاه‌های جمادی چه باشگاه‌های گیاهی چه باشگاه‌های حیوانی چه باشگاه‌های عقلی همه مربی‌ها در هر باشگاهی که می‌زنند هدف از تشکیل باشگاه چیه؟ اینکه متربیان خودشان مربی بشوندو همیشه همین است دیگر درسته. همه مربی های زمانی خودشان در باشگاه متربی بودند. گوش می‌کردند عضو بودند بعد یواش یواش هر چقدر به فرمان مربی بیشتر گوش کردند و بهتر اجرا کردند، مربی شدند. خداوند می‌فرماید من شما را آفریدم تا شما شبیه من شوید، به حرفهایم گوش بکنید تا قدرت‌های من را پیدا بکنید، صفات من را پیدا بکنید. به این می گویند در قرآن همان مقام خلیفه اللهی. انسان آفریده شده که مانند خدا به همه صفات الهی مزین باشد. برای همین هم شما وقتی بهشت میروید انشالله. بهشت عبارت است از زمان نامحدود، مکان نامحدود، امکانات نامحدود. چون انسان از محدودیت انسان بیزار است. مقام انسان مقام محدود شدن نیست. برای همین خدا انسان را جایی می‌برد که انسان مانند خداوند، نمونه خداوند بتواند فرمانروایی کند و هرچه اراده می کند همان آفریده بشود برایش. برای همین امام باقر علیه السلام فرمود: مومنین در بهشت سفارش چیزی را نمیدهند بلکه اراده می‌کنند. همین که اراده می‌کنند برایشان آفریده می شود؛ یعنی خودشان می‌آفرینند به اذن خدا. انسان به اینجا میرسد. این مقام بهش مقام خلیفه الله می گویند. انسان برای اینکه به مربیش نزدیک شود، باید صفات مربی را بشناسد تا به آن صفات بیشتر کار کند در خودش در دنیا، به مربیش نزدیک شود. مهم‌ترین صفت خدا که در قرآن بیش از همه روش سفارش شده و مادر صفات خداست، مادر کمالات و اسماء خداست، رحمان و رحیم است. برای نماز دائماً با این دوتا اسم کار داریم. روزی ده بار این را میگوییم بسم الله الرحمن الرحیم. باز چی؟ الحمدلله رب العالمین. دوباره چی؟ الرحمن الرحیم. بر همین انسانیت یه انسان به میزان شباهتش به مربیش هست که الله است و هیچ جور دیگر نمی شود که یه نفر به انسانیت نزدیک بشود انسانیتش افزایش پیدا کند ایمانش افزایش پیدا بکند. در جلسات قبلی گفتیم اینها را خدمتتان. از کجا می شود یه نفر فهمید انسان است. چون پیغمبر فرمود: روز قیامت امت من به شکل ۱۰ حیوان محشور میشوند و موجودات دیگر. بعضی‌ها گرگ می آیند، آدمهای عصبانی بداخلاق حساس زودرنج آدمهایی که اینجوری لوس آدمهای اینجوری که همه چی بهشون برمی‌خورد، زود عصبی میشوند زود بهشون زودرنجی دارند یا عصبی میشوند زود یا بد اخلاقند خشن اند. اینها به شکل گرگ می آیند. بعضیها میمون می آیند. میمون آنهایی هستند که در مقابل خدا و دستورات خدا لجبازی میکنند؛ یعنی وقتی می‌دانند که خدا اینجوری دستور داده، خلافش عمل می‌کنند. اینها میمون میشوند روز قیامت. خدا می گوید مثلاً باید این این این چیزها را رعایت کنید، او رعایت نمی کند به شکل میمون می آید. چون دارد جلو خدا می ایستد. بعضیها به شکل خوک می آیند. آدمهای بی‌حیا بی غیرت، آنهایی که غیرت ناموسی ندارند حیا ندارند. اینها به شکل خوک می آیند. بعضیها روباه می آیند. آنهایی که حقه بازند و بعضیها هم ترکیبی می آیند. چون همه صفت را دارند. انسان صفتش با چی معلوم می شود؟ میزان انسانیت انسان به رحمانیت و رحیمیت است؛ یعنی بتواند چقدر مهربان باشد. برای همین هم جلسه قبل هم عرض کردم خدمتتان وقتی به پیغمبر می گویند از کجا بفهمیم یه نفر ایمان دارد؟ پیامبر می‌فرماید: علامت رشد ایمانی، یعنی رشد انسانی یک انسان میزان علاقه‌اش به همسرش هست؛ یعنی هر چقدر علاقه‌اش به همسرش بیشتر می شود، به پدرش مادرش خواهرش برادرش همسایه‌ها مردم، مردم جهان حتی نه فقط مردم کشور خودش، همه مردم دنیا، این یعنی دارد رحمان‌تر می شود و رحیم تر می شود؛ اما اگر محبتش عشقش، رأفتش کم می شود یا ثابت می شود، دیگر انسانیتش هم کم شده یا ساکن است. برای همین مهم‌ترین صفات یه انسان که باهاش می تواند زندگی بکند، زندگی حیات انسانی داشته باشد که خانواده‌ش هم تحکیم داشته باشند، عشق است. عشق بین دو نفر، محبت بین دو نفر، فقط هم محبت نیست. دقت کنید چی دارم میگویم.مثلا می گویند این آدم خیلی مهربان است. پس من باهاش ازدواج کنم مهربان بودن کافی نیست. با شعوری بودن هم مهم است؛ یعنی کنار این مهربان بودن، باید شعور هم داشته باشد و مصالح طرف مقابل را رعایت بکند. وقتی یه عشق اوج می‌گیرد و کنارش فهم مصلحت طرف مقابل می آید، به این رحمت می گویند. رحمت با عاطفه فرق دارد. بعضی عاطفی‌اند. خیلی عاطفی‌اند؛ ولی شوهر خوبی نیستند، زن خوبی نیستند، عواطفشان هم خوبه ولی عواطفشان حسادت در آن هست، احمقی در آن هست، مقایسه در آن هست، مراقبه در آن هست. این به درد نمیخورد. خیلی از پدر ومادر، پدرومادرهای خیلی مهربانی هستند اما رحمت ندارند به بچه‌هایشان، یعنی محبت‌هایشان دوستی خاله خرسی هست؛ یعنی یه جوری محبت می‌کنند که این بچه فاسد می شود و روحیش خراب می شود. لذا پیامبر فرمودند: خدا لعنت کند پدر ومادری را که به قدری به بچه زیادی محبت می‌کنند که این بچه پررو می شود، بی ادب می شود. بچه‌ای که بی‌ادبه و پرروست، نه خیر دنیا میبیند نه خیر آخرت نسبت پدر مادرش و بنابراین محبت کافی نیست.

ما بحثمان محبت صرفاً نیست. بحثمان رحمت است؛ یعنی محبت بیشتر از رحمت است. باید یه نوع محبتی باشد که مصالح طرف را در نظر بگیرد؛ مثل چی؟ مثل اینکه مادر بچه‌ش را خیلی دوست دارد، علاقه بهش دارد، عاطفه دارد دلسوزی دارد، بچه حالا صبح از خواب بیدار شده. می گوید مامان من نمیخواهم مدرسه بروم. می شود من امروز مدرسه نروم، بروم بازی کنم. خب مادری که احمقانه دوست دارد بچه‌ش را، می گوید چی؟ باشد، مدرسه نرو؛ اما مادری که رحمت دارد اصلا اجازه نمیدهد. چون بچه را درست دوست دارد، مصالح بچه را درست تشخیص میدهد. می‌داند که اگر این بچه مدرسه نرود، در آینده خودش این مادر را لعنت می کند. خودش این پدر لعنت می کند که شما چرا نگذاشتید من مدرسه بروم. چرا حرفهای من را گوش کردی. چرا گول من را خوردید. برای همین مهرورزی و عشق ورزی خیلی خوب است؛ اما به شرط اینکه واقعا مصلحت طرف مقابل شناخته بشود و رعایت بشود. به این نوع دوستی، عشق ورزی و محبت رحمت می گویند. انسان‌ها باید به هم محبت داشته باشند، شفقت داشته باشند، عطوفت داشته باشند یا به قول قرآن می‌فرمایند مودت، اینها را داشته باشند؛ اما باید به رحمت هم برسند. اگر رحمت نداشته باشند، یه نوع دوست داشتنی را ابراز میکنند که ضرر می زند به طرف مقابل، آسیب می‌رساند. بسیاری از پدر ومادرها که بچه هایشان آسیب میبینند هیچکس از بچه اش بدش نمی آید، کم هم محبت نکردند ولی نوعی محبت کردن که این بچه الان دیگر حرف پدر ومادرش را گوش نمی کند، متنفر می شود از پدر مادر، زده می شود از پدر مادر. چون نوع محبت محبت عقلانی نیست. صرفاً یه عاطفه حیوانی هست، یک عاطفه است، این به درد نمیخورد؛ حتی میزان نوازش و میزان بوسه باید اندازه‌گیری بشود. یعنی اگر از یه حدی نوازش یا بوسه کنار بیشتر برود، می تواند اثر معکوس بگذارد. مثل نمک است که خیلی خوبه، خوشمزه است، غذا را خوشمزه می کند اما از یه حدی بیشتر می شود دیگر غذا خراب می شود. مثل شیرینی هست که خیلی خوبه ولی از یه حد بیشتر می شود تنفر ایجاد می کند. برای همین آن محبتی که در اسلام آمده منظورش همان رحمت هست. این بسیار بسیار مهم هست. ما باید تا میتوانیم رحمتمان را زیاد کنیم یعنی عشق و علاقه‌ای که در آن عقلانیت و مصلحت سنجی هم وجود داشته باشد. حالا روایتش را برایتان بخوانم. یه صلوات ختم بفرمایید.

آیه اش را برایتان می خواانم: سوره روم آیه 21 «من انفسکم ازواج لتسکونو الیها و جعل بینکم مودتاً و رحمة ان فی ذالک لآیات لقوم یتفکرون» خب از نشانه های خدا این هست که از جنس شما برای شما همسر قرار داده تا کنار آن به آرامش برسید. «لتسکنوا الیها» آرامش داشته باشید کنار آن. برای همین یکی از اصول خانواده چیه؟ داشتن چی؟ آرامش، سکون و آرامش. اگر کسی عرضه ندارد آرامش را برای همسرش فراهم بکند برای زن و بچه اش برای شوهرش، این در واقع نقش اصلی خودش را بازی نمی کند، دائما دارد جهنم و عذاب دارد خودش درست می کند.

یکی از وظایف این است که من وقتی می‌خواهم بروم به یه کسی بگویم سلام می‌خواهم باهات ازدواج کنم، عرضه داشته باشم آرامشش را تحصیل کنم، آرامش این را به هم نزنم. «لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودت و رحمه» خداوند بین شما مودت و رحمت ایجاد کرد. مودت از محبت بالاتر است. محبت صرفاً دوست داشتن است. ما خیلی همدیگر را دوست داریم به همه محبت داریم مردم شهرمان مردم شهرهای دیگر را مردم دنیا را دوست داریم اما مودت بالاتر از محبت است. مودت یه نوع محبتی است که در آن فداکاری، ترجیح طرف مقابل به خود وجود دارد؛ یعنی دو نفری که با هم ازدواج می‌کنند به قدری همدیگر را دوست دارند که فدای هم میشوند، آسایششان را فدای طرف آسایش طرف مقابل می کنند. مادرها را دیدید در خانه چقدر فداکاری میکنند. در خانه ها بیشترین کسی که مودت دارد مادرها هستند در خانه ها که دائما آسایش خودشان را فدا میکنند برای آسایش دیگران. بهش می گویند فداکاری. وقتی که مرد حاضر است به خاطر زن و بچه اش، جانش هم از دست بدهد، به این مودت می گویند. مرد دائما دوندگی دارد فداکاری دارد که بتواند زندگی بهتری را برای بچه هاش و خانواده اش تهیه کند. این مودت است. زن هم همینطور. بچه‌ها هم همینطور تلاش می‌کنند که بهترین‌ها را برای پدر مادرشان ایجاد بکنند. بهتر درس بخوانند یعنی تشکر کنند با درس خواندنشان زحمات پدر و مادر را قدر بدانند مایه افتخار باشند برای پدر و مادرشان این هم بچه دارد مودتش را به خرج میدهد. «و رحمة». این رحمت دیگر از مودت بالاتر است. رحمت از مودت هم بالاتر یعنی بالاتر از رحمت ما دیگر نداریم. می گوید بینشان مودت و رحمت خداوند ایجاد می کند بین زن و شوهر یعنی دوست داشتنی که مصالح و مایحتاج طرف مقابل را تشخیص میدهد و شخص دقیقا درست عمل می کند نسبت به طرف مقابل. دوست داشتنش دوست داشتن احساسی نیست. یه دوست داشتنی هست که ناموسش را حفظ می کند. یه آقایی که اجازه میدهد خانمش بی حیایی بکند در عروسی‌ها مجالس دیگر، جاهای دیگر. این دوست دارد زنش را اما رحمت ندارد. چون این باعث آسیب خود زن می شود این باعث می شود به خود زن آسیب برسد مرد باید ناموسش را دوست داشته باشد؛ اما غیرت هم داشته باشد. مردی که غیرت ندارد دوست دارد زنش را، عشق دارد اما رحمت ندارد. چون که اگر رحم کسی غیرت نداشته باشد نسبت به ناموسش ناموسش را به خطر می اندازد، به جهنم می‌کشاند به این قشنگ نیست. باید یه جوری ما دوست داشته باشیم که طرف مقابل جهنمی نشود. شما وقتی که بچه ات را دوست داری براش موبایل می‌خری این محبت هست؛ اما وقتی که این محبت نمیتوانی تشخیص نمیتوانی جلوگیری کنی از استفاده غلط از موبایل، این دیگر رحمت نیست. رفتی تبلت خریدی در همین تبلت این بدبخت شده با همین تبلت این هزار تا بلا سرش آمد با همین تلفن همراه که بی موقع دستش دادی، بی موقع برایش خریدی، مراقبت هم نکردی این دیگر در آن رحمت است. رحمت یعنی که آن محبت را بهش بکنی اما این آسیب نبیند. آسیب نبیند بچه. این می شود چی؟ این رحمت می شود. به قول یکی از اساتید بزرگ انسان اگر بچه‌ش را سم بده بکشد، گناهش کمتر از این است. یه ماهواره بخرد در خانه بگذارد. وقتی شما ماهواره میخری خانه می گذاری یعنی جنایت داری می‌کنی در حق خانواده. اسمش محبت هست ظاهراً تو داری محبت می‌کنی میگویی رفتم به عشق تو برایتان ماهواره خریدم. ولی این در آن رحمت نیست؛ یعنی این محبت نوعی دشمنی است. دشمنی است که در قالب محبت است. دوستی خاله خرسه است. دشمنی هست که در قالب محبت دارد انجام می شود. پس دقت کنید رحمت خیلی بالاست. خیلی بالاست. در رحمت شما همه مصالح دنیایی و آخرتی طرف مقابل رعایت می کنی که آسیب نبیند، انحراف پیدا نکند، بسیار بسیار مهم هست.

خب «کل ما اضداد العبده ازادا ایمانا نساء» از نبی اکرم همین حدیثی که برایتان خواندم صلی الله علیه و آله و سلم الله ایمان هر چقدر ایمان یه انسان افزایش پیدا می کند محبتش به همسرش بیشتر می شود. همسر هم مصداق است؛ یعنی فقط همسر نیست. پدرومادر خواهر برادر خانواده همسر فامیل همسایه‌ها مردم شهر مردم کشور، مردم جهان. خدا رحمت کند آیت الله بهجت را می‌فرماید: من شبها اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی‌ها دعا می‌کنم. چون آنها هم بچه‌های اهل بیتند. آنها هم همان چینی‌ها و کافرها هم همین روح اهل بیت و اینها دارند. همان روح خدا را اینها دارند. اگر الان نمی‌فهمند و نمی‌دانند به خاطر اینکه آن کسانی که وظیفه داشتن تبلیغ درست حسابی کنند اسلام را، درست تبلیغ نکردند. به خصوص در این ۴۰ سال آنهایی که پول دستشان بود بودجه دستشان بود تبلیغ جهانی کنند نکردند. این الان نمیدانند. والا من خودم به عنوان مبلغ بین الملل خیلی وقتها مثلا میروند با این کسانی که هیچ دینی هم ندارند در کشورهای مختلف یا کمونیستند یا مسیحی‌اند یا یهودی‌اند یا مثلا وهابی‌اند حتی وهابی‌های خیلی تند، باهاشون صحبت می‌کنم زود شیعه میشوند. وقتی می‌فهمند داستان چیه زود چیه میشوند؟ زود مسلمان میشوند. راحت می پذیرند. ما کوتاهی کردیم ما یاد نگرفتیم تبلیغ را درست انجام بدهیم یا اگر داشتیم باید میرفتیم این کارها را میکردیم. هی تنبلی کردیم یا بودجه ها رفته جاهای دیگر هزینه شده، صرف هدایت مردم نشده. اینها ظلم هست دیگر، خب. آنها هم بچه‌های اهل بیتند. ببینید در اربعین چقدر قشنگ اینها می آیند مسیحیان می آیند، سیکها می آیند هندوها می آیند بوداییها می آیند همه عاشق امامند، همه این روح امام در وجودشان هست. برای همین انسان باید همه مردم دنیا را دوست داشته باشد. نه فقط مسلمان‌ها. همه را و اگر جایی میتواند کمکی بکند ظلمی دارد به آنها می شود تلاش کند که آن ظلم را برطرف کنی دستور قرآن هست. به این رحمت میگویند؛ اما اگر گفتی به من چه فلسطینیان به من چه نمیدانم یمنی ها به من چه لبنانی ها نه غزه نه لبنان فدای ایران این دیگر وحشی‌گری هست. این دیگر رحمت نیست. این خشونت است. آدم مهربان نیست. دلیل قرآن می‌فرماید: شما کافر هم حتی آدم کافر هم به کمک شما نیاز دارد باید بروی کمکش کنی. وظیفه ات است یه کافر از ظالمین نجات بدهد. اگر واقعاً یه جا غیر مسلمانی نیاز دارد باید کمکش بکنید. رحمت یعنی همین؛ یعنی همه مردم دنیا را دوست داشته باشیم.

رحیمیت فرق دارد. به این رحمانیت می گویند. در رحیمیت شما فقط مومنین را ویژه دوست دارید. شیعیان و مومنین و ویژه دوست دارید. این را رحیم میگویند؛ اما رحمان نه. رحمان یعنی همه مردم همه حیوانات همه گیاهان حتی همه اشیا را دوست داشته باشیم حتی همه. این گل را قدرش را بدانی باهاش ارتباط خوب داشته باشیم ارتباط عاطفی داشته باشی با لباست با اتومبیلت با هرچی که داری حتی اشیای اطرافت عاطفه داشته باشی. پیامبر ببینید صندلیش اسم دارد. چون عاطفه دارد بهش. اسم گذاشته روش. عمامه‌ش اسم دارد. چون شخصیت قائل است برای عمامه‌اش. عصای پیغمبر اسم دارد، الاغ پیغمبر اسم دارد، پیغمبر روی تک تک اینها اسم می گذاشت. چون با اینها رابطه عاطفی داشت. ما باید مهربان باشیم با همه چیز با همه کس. اینها خیلی مهم خب است. شبیه همین روایت هم برعکسش را امام صادق فرمود. فرمود: «العبد کل ما اضداد لنساء حباً فی الایمانه فضلاً» یه بنده هر وقت عشقش علاقه‌اش به همسرش بیشتر می شود مهرورزی بیشتری دارد ایمانش افزایش پیدا می کند؛ یعنی انسانیتش بیشتر می شود. برای همین ما برای تقرب به خدا و شباهت به خدا و اینکه ایمانمان افزایش پیدا بکند، باید چی را زیاد کنیم در خودمان؟ بله؟ محبت را. نه اینکه فکر کنیم مثلاً من بروم مسجد بیشتر نماز بخوانم آن هم خوبه. روزه بگیرم آن هم خیلی خوبه؛ ولی بالاتر از اینها اگر تو بخواهی ایمانت درهای غیب روی دلت باز بشود، رشد معنوی کنی، برو بیشتر به خانواده ات و همه آدمهایی که میبینی بهشون بیشتر محبت کن. محبت درست، دلسوزی نه. دقت کنید عاطفه ورزی صرف نه رحمت ایجاد بکنید. این خیلی مهم است. شما هدیه می‌خری برای بچه‌هایت، برای نمازت روحیه ات بهتر می شود. آنها که می‌خواهند نماز خوب بخوانند یه زنگ به پدر مادرشان بزنند پدر ومادر را خوشحال کنند. شما وقتی میرید به خانه پدر مادر، نماز می‌خوانی، نمازی که در خانه پدر مادر می‌خوانی حسش از نمازی که در خانه خودت می‌خوانی، بیشتر است. چون وقتی وارد خانه پدرومادر می شوی شادشان می‌کنی یه هدیه برایشان می‌بری، در غیب روت باز می شود. آنجا که بی ادبی می‌کنی، خشونت میکنی غر میزنی نق میزنی خودشیفتگی داری خودخواهی داری میبینی دیگر نماز هم، اصلاً نمازت قضا می شود. اصلا حال معنوی از بین میرود. چرا؟ چون از انسانیت دور میشوی از خدا دور میشوی و جزایش هم این هست که خدا یه موقع قهر می کند با آدم قلب انسان. یخ می زند اصلا قلب انسان دچار یخ زدگی می شود، دچار قساوت می شود. لذا امام دارد یه چیز دیگر به ما می گوید. پیغمبر می گوید هرچی ایمان افزایش پیدا بکند عشق به همسر، حالا با کسانی دیگر بیشتر می شود. امام صادق می گوید هرچی عشق بیشتر می شود ایمان افزایش پیدا می کند. یه نقطه مقابل یعنی هر دو همدیگر را تکمیل می‌کنند. پس شما برای افزایش محبت ایمان که بالا میرود محبت بیشتر می شود. ایمان حقیقی. دو )محبت که بیشتر می شود، ایمان هم افزایش پیدا می کند. سنخیت انسان با حق تعالی با مربیش یعنی الله و سنخیتش با خانواده آسمانیش بیشتر می شود. یادتان نرود. پس یه جاهایی که قلبتان قفل می کند قلبتان قفل می کند، بروید یه نفر را پیدا کنید بهش محبت حتی به یه جوجه به یه گوسفند برای گربه یه چیزی بنداز به گربه محبت کند برای چند تا جوجه همین کار را که کردی محبتت را به یه فقیر صدقه بده، صدقه خوب بدهد که خوشحال بشود، یه فقیر پیدا کن یه پرس غذا چند تا پرس غذا درست کن بده به چند نفر که نیازمندند؛ بعد میبینی که آن یخ زدگی قلبت همه آب شد. حس حال خوبی داری، وقتی میری حرم حالت خیلی خوبه. برخلاف مواقعی که حرم میروی ، میبینی که در بسته است رویت، بسته است رویت. قفل شده قلبت. میری حرم اما ارتباط نمیتوانی. نماز می‌خوانی می‌بینی که اصلا حالت حال خوبی نیست. چون یه جا بی ادبی کردی، یه جا خشونت کردی، یه جا یه کسی له شده، یه جایی یه کسی مسخره شده توسط تو. یه جایی کسی سرزنش شده قلب قفل می کند. امام دارد به ما یاد میدهد که شما وقتی که محبتتان را بیشتر می‌کنید. مهرورزی بیشتر می کنید به همدیگر، خدمت بهتری میکنید انصاف بیشتری را رعایت می‌کنید در خانه قلبتان باز می شود، ایمانتان افزایش پیدا می کند، سنخیت بیشتری پیدا میکنید.

باز نگاه کنید «ما اذن رجلاً یزدادو فی الایمانه خیرا االا اذداد داده حب للنسا» من گمان نمیکنم امام صادق می گوید گمان نمی‌کنم یه کسی به خوبی ایمانش افزوده بشود؛ ولی علاقه‌اش به همسرش زیاد نشود. گمان نمی کنم چنین چیزی بشود. پس یه کسی که می گوید من میروم دعای کمیل دعای توسل دعای ندبه هیئت بعد همان آدم خشن هست، همان آدم بی‌ادب هست، همان آدم بی رحم است در خانه نسبت به بچه هایش، نسبت به خانواده‌اش نسبت به خانواده همسرش نسبت به همسرش این، آن دعا کمیل و نمیدانم ندبه و نماز جماعت و هیئت هست، باید بزاره در کوزه آبش را بخورد. اصلاً به درد نمی‌خورد. آن اصلاً در این رحمیت ایجاد نکرده. اگر یه جایی ایمان افزایش پیدا کند حتماً در خانه نشان داده می شود. در خانه ظهور می کند این ایمان، آن عشق به خدا. چون شما هرچی عاشق خدایی مظاهر خدا را بیشتر دوست داری. آنهایی که عارفند با این گلها خیلی بیشتر از من و شما لذت میبرند به قول امروزیها حال میکنند تا ماها که همینجوری یه گل ساده می بینیم. می گوییم گل است دیگر خب حالا که چی. آن نه. آن با هرچی که از مظاهر الهی است. چون مظهر معشوقش هست یه لذت دیگر میبرد یه ارزش دیگری براش دارد. چون عاشق صاحب آن هست عاشق آن کسی هست که دارد اینجوری جلوه می کند.

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. اینجوری هست. لذا نمی شود انسان عشقش به الله بیشتر بشود ولی عشقش به مظاهر الهی که خانواده و مردم هستند. مردم جهان کلاً حالا خانواده خودش بیشتر، بیشتر نشود. لذا امام می گوید من گمان نمیکنم همچین اتفاقی بیفتد. اگر واقعاً یه نفر حزب‌اللهی تر می شود مؤمن‌تر می شود حتماً علاقش و دلتنگی هاش عشق ورزی هایش بیشتر می شود نسبت به خانواده اش. این یکی از مسائل مهم بین خانواده است.

باز نگاه بکنید امام صادق علیه السلام می‌فرماید که «من اخلاق الانبیا صلی الله علیهم حب النساء» از اخلاق مهم انبیا این بوده که علاقه به همسرانشان علاقه داشتند. محبت زنان بوده. دوستی همسر و زنان . زنان حالا همه فقط همسر هم نیست. مادر ،خواهر، مادربزرگ عروس نمیدانم، هر چی زن در فامیل هست زنهای محرم هستند به بقیه زنهای نامحرم حرمتش زیادتر می شود، احترام بیشتری می‌گذارد، ادب بیشتری دارد، به زنان محرم محبتش بیشتر می شود؛ یعنی اگر به این آدم مومن بگویند به یه خانمی بگویند تو این تو را بیشتر دوست دارد یا تو! می گوید آن به من بیشتر علاقه‌مند است؛ یعنی معلوم است که یه مومن ابراز عشق و محبتش بیشتر می شود. لذا نگاه کنید بازم حدیث دیگری از نبی اکرم هست (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «قل رجل من مرأة لایذهب قلبا ابدا» این کلمه که مرد به زنش بگوید دوست دارم، این کلمه، کلمه که خیلیها اصلاً ازش ابا دارند بگویند، ابا احمقانه‌ای هست. می گوید خب خودش میداند دوستش دارم دیگر. این کلمه غلطی هست. تو باید کلمه را به کار ببری حتما. حتما باید این کلمه را در مورد بچه هایت در مورد پدرومادرت در مورد همسرت این کلمه را باید به کار ببری که من دوستتان دارم، عاشقتم دوست دارم. کلمات شبیه به این. به کار برده بشود و این حتما باید اعلام بشود یعنی به گوش طرف برساند. نه اینکه مثلاً بگویی. خب حالا من مثلا برایش هدیه خریدم. خب معلوم است دوستش دارم دیگر. نگاه کن الان من مثلاً رفتم میوه خریدم بستنی خریدم خب. نه مهرورزی این حضرت دارد راجع به یه قسم خاص از عشق است. مهرورزی سه قسم است. یه قسمت لمسی هست. آنجایی که تو بغل می‌کنی، می‌بوسی، نوازش می‌کنی. این یه بخشی از محبت میرساند. محبت های چی؟ لمسی. بعضی از آدمها هستند خیلی لمسی نیستند. بعضی هستند این جوری نیستند ولی بعضی هستند لمسی هستند. باید بغل کنی، ببوسی. نوازشش بکنی و تو هم باید این را نشان بدهی. لمس کردن. بعضی ها بصری هستند؛ یعنی علاقه را با دیدن میفهمند. هدیه برایش بخری، یه لباس خوب برایش بپوشی، عطر برایش بخری، یه هدیه چیزی بخری، نمایشش را بدهی برایش، این می شود بصری بودن. میدانی به احترام این کار را برایش کردی. مرد می آید خانه میبیند زن چقدر به خانه رسیدگی کرده. معلوم است خب یعنی علاقه به همسر به زندگی. این بصری است. مرد باید حواسش باشد به اینجور چیزها باشد؛ ولی یه قسمش سمعی است. سمعی یعنی با گوش عشق ورزی از طریق گوش یعنی شما باید به طرف مقابل بگویی دوست دارم و آن هم باید بشنود این را. ببیند پیغمبر چقدر دقیق است، دین ما چقدر دقیق است. می فرماید شما باید این قسمت سمعی را ارضاء بکنید. بله طلا برایش خریدی، بغلش کردی بوسیدیش سر جای خودش؛ اما به بچه ات بگو دوست دارم. به بچه ات بگو بابا جون دلم خیلی برات تنگ شده. زنگ میزنی بهش بگو خیلی دلم برایت تنگ شده، انشالله زودتر ببینمت، زود بیا خانه، زود میام انشالله میبینمت. دلتنگتم. به دخترت بگو به پسرت بگو. دخترها بیشتر به همسرت بگو این را. اگر این را به کار نبریش یه قسمت مهمی از مهرورزی و وظیفت را انجام ندادی. لذا حضرت می‌فرماید اگر کسی این را اعلام بکند به همسرش، این کلمه از قلب همسرش بیرون نمیرود. قلب همسرش بیرون نمیرود. این محبت اضافه می کند.

خب یه روایت بخوانم. این روایت خیلی تخصصی هست؛ یعنی واژه های عشق را خیلی قشنگ معرفی کرده به کار برده. ما در فارسی وقتی می‌خواهیم دوست داشتن را به کار ببریم چند تا واژه داریم برایش؟ در فارسی؟ یکی اش دوست داشتن هست. دیگر چی؟ مهرورزی. یکی مهرورزی هست. دیگر چی؟ بگویید ببینم. آقایان بگویید ببینم. آن که عربی هست. عطوفت عربی هست محبت عربی هست عشق عربی هست. فارسی فارسی. علاقه هم عربی هست. ببین چقدر کم میاری واژه. حالا بیا در عربی. در عربی ما ۶۰ تا واژه داریم برای عشق ورزیدن؛ یعنی انواع عشق ورزیدن ها را دونه دونه بیان می کند. حالا نگاه کنید پیامبر به یه خانمی می گوید. یه خانمی رفته بود پیش پیغمبر، دختر خانمی بود گفته می‌خواهم ببینم که حق مرد به من چیه؟ می‌خواهم ازدواج کنم باید چی ها را رعایت کنم؟ بعد پیغمبر دارد براش توضیح میدهد برای این دختر خانم. «یا حولا لرجل» بعد مرد و زن را با هم می گوید هم مرد را می گوید هم زن را می گوید «علی المرأته انتزم بیته» خیلی جالبه. میفرماید حق مرد بر زن این هست که در خانه اش بنشیند یعنی اگر او دوست دارد این خانه باشد این خانه باشد. می‌خواهم بروم کار کنم، نه. می‌خواهم برم فلان جا، نه. آن التزام نه حبس شدن در خانه‌، التزام به بیت خیلی مهم است. الان دوتا بچه دارد می گوید میخواهم بروم سرکار. بچه کوچک دارد بچه‌ها مادر لازم دارند، این خانه همسر لازم دارد. مرد هم می گوید من خودم میتوانم تامین کنم. تامین میکنم تو چیکار داری، بنشین در خانه یا چی از این بهتر که تو بنشینی در خانه، غصه بیرون روی و التماس به این و آن را کار کردن و شغل و درآمد و نداشته باشی. ولی بیت و التزام بیت از همه جا واجب‌تر است. هیچ جا هم ثوابش، ثواب جاودانه دارد. ببینید الان من از اینجا برداشتم گذاشتم اینجا این لیوان را. می گوید یه خانم که یه ظرف را برمی‌دارد از اینجا می گذارد اینجا، ثواب یک سال عبادت برایش مینویسند. شما یه خانم کجای بیرون از منزل یه همچین پاداشی می تواند داشته باشد؟ این کمترین کاری هست یه زن می تواند انجام بدهد. یه لیوان را بردارد اینجوری کند تمام شد. از روی میز بردارد روی ظرفشویی بگذارد. حالا این زن بیرون برود خودش را تیکه تیکه هم کند همچین ثوابی بیرون گیرش نمی آید. بهش نمی‌دهند اصلاً همچین ثوابی . این در خانه گیرش می آید این قرب های الهی. ببخشید ما حالا بحثمان که حالا جامعه به معلم زن احتیاج دارد به پرستار احتیاج دارد و یه ضرورت‌هایی هست آن را بحث آن ضرورت‌ها را کار نداریم ؛ولی بسیاری از ۷۰ ۸۰ کار کردن خانمها در بیرون بیخوده، وقت تلف کردند، دارند پاداش‌های بزرگی را از دست میدهند، خانواده‌شان هم نابود میکنند و یکی از کارهایی هم که میکنند، این هست که عشقشان در دل شوهرشان کم می شود. مرد بهش نمی تواند عشق بورزد. این یه قاعده است اصلاً. این واقعاً یه قاعده است.

خب می گوید این هست که التزام به بیت داشته باشد یه زن. دیگر چی؟ «و تودده» بشوند مودت داشته باشد. مودت یعنی آن حالت عشق ورزی همراه با فداکاری «و تحبه» محبت بهش داشته باشد. «و تشفقه» دلسوزش هم باشد. واقعا دلسوز باشد، شفقت داشته باشد، دلسوزی داشته باشد، شفقت یعنی یه نوع محبتی که به طرف مقابل ابراز می‌کنی من تحمل دیدن رنج تو را ندارم. این را بهش شفقت می گویند. با محبت فرق دارد. با عطوفت فرق دارد. وقتی به طرف مقابل می گوید که من تحمل دیدن مشکل تو را ندارم، برایم سخت است. مثلا مرد می گوید آخ مثلا کمرم، زن می گوید الهی بمیرم من فدات شم الهی قربونت برم. این یعنی که سختم است من آن حالت تو را ببینم. آن را بهش شفقت می گویند؛ یعنی همه واژه‌ها هر کدام تعریف خاص خودش را دارند. مودت را گفتیم، شفقت هم یعنی این. در شفقت ترس از آسیب به طرف مقابل، نگرانی از آسیب اظهار نگرانی از آسیب‌ها و مشکلاتی هست که یه نفر دارد. حالا مشکل مالی زن نشان میدهد واقعاً که ناراحت هست که شوهرش این مشکلات را دارد. این شفقت است. این را ابراز می کند که من نگرانم من می‌ترسم من ناراحتم غصه دارم میخورم به اینکه تو داری اینجوری اذیت می شوی. شفقت می شود «و تشفقه» این را باید داشته باشد.

ببینید ما یه قانون داریم که شما وقتی که نسبت به یه معشوقی: عاشق خدایی، عاشق اهل بیتی، خوب دقت کنید عاشق زنت هستی، عاشق شوهرت هستی. اگر یه جایی، یه جایی این عشق، بیرون از این رابطه مصرف بشود ، خود به خود سهم محبوبیت انسان در طرف محبوب عاشق خودش و معشوق خودش کم می شود. این یه قاعده است. توجه کردی. جالب است که دانشمندان غربی هم به این رسیدند؛ یعنی اگر یه زنی که مثلاً باید همه جذابیت‌های قیافش بدن هیکلش جذابیت‌های جنسیش مال شوهرش باشد، یه جوری برود بیرون که یه مرد دیگر هم از این زن از قیافه این زن صورت زن اندام زن لذت ببرد. به همان اندازه که مردان دیگر دارند لذت می‌برند از این زن: از قیافه این زن هیکل این زن عطر این زن نمیدانم به همین میزان علاقه شوهر به این زن کم می شود. شما الان نگاه کنید همین سلبریتی هایی که خیلیها می گویند وای کاش این زن من بود. نگاه کنید چند تا شوهر کردن. چرا شوهرهانشان نگه شان نمی‌دارند؟ همین خانم‌های هنرپیشه سلبریتی‌های دنیا چرا شوهرانشان نگه شان نمی‌دارند؟ متنفر میشوند ازشون؟ برای اینکه این آدم جدایی از شوهرش به ۱۰۰ نفر هم دیگر هم دارد حال جنسی میدهد: چه در قیافه چه در حرف زدن چه در عطرزدن چه در کلام چه در عشوه چه در کارهای دیگر و مردهای دیگر هم دارند از این زن بهره برداری جنسی میکنند. در خیابان در نمیدانم جاهای دیگر وقتی دارند از این خانم را نگاه میکنند، هیکل شان اندامشان، موش و حرف زدنش را دارند نگاه میکنند خود به خود قانون خلقت اینجوری هست، خود به خود این زن دیگر محبوبیتش را به مرور زمان پیش شوهرش چیه؟ به همان مقدار که دارد به یه نفر خروجی میدهد از این طرف دارد کم می شود و برعکس زنهایی که نه التزام در خانه دارند و اصلاً باج به هیچ نامحرمی نمیدهند، به هیچ وجه هیچ نامحرمی نمی تواند از اینها مثلاً یه لذتی ببرد ازشون، چه جنسی چه کلامی چه عطر چه بو چه نمیدانم خنده هیچی، تلفنم که کسی بهش می زند به قدر این زن مؤدب و متین و محکم حرف می زند که هیچ مردی نمی‌توانی ازش لذت ببرد. این خیلی محکم و سفت. این زن و شوهرانشان همیشه عاشق می‌مانند. چون جای دیگر هزینه نمیشوند. مردان هم همینطور. اگر یه مردی مثلا یه عشق و محبت حرامی را بیرون دارد از تو دل خدا و اهل بیت کم می شود. از تو دل فرشته‌ها کم می شود. یعنی اینجوری نیست که بتواند قرب را طی کند. چون تو یه جای دیگر هرزگی کردی، یه جای دیگر خودفروشی کردی، به یه چیزی که نباید شایسته است عشق ورزی کردی: دنیا مقام ریاست دیدنی‌های حرام شنیدنی‌های حرام حتی خوردنی. وقتی یه آدم هرزه می شود دلش و یه جایی هرزگی می کند از آسمان محروم می شود. این یادتان نرود. دیگر خدا تحویلش نمی‌گیرد فرشته ها اصلا، درها بسته می شود اصلا. دیگر پیش خانواده آسمانیش هی روز به روز دارد خودش را دور می کند. چرا؟ چون دارد هرزگی می کند یه جای دیگر دارد مصرف می شود و این غلط است. پس شما وقتی با دنیا مهرورزی میکنید بیخود، آنجا که نباید بکنید از آسمان و معنویت حتما ساقط می شوید. محبت دنیا، بغض الهی را می آورد. دنیاطلبی شیفتگی دنیا یه غصه خوردن حتی برایش دیگر. در روایت داریم هرکه برای دنیا غصه میخورد جهنم میرود. برای این هست وقتی تو غصه میخوری یعنی عشقی بهش داری که وقتی از دستش دادی دارد عذاب می‌گیری و این خلاف انسانیت انسان است. چون خدا می گوید که من دنیا را برای تو آفریدم. تو را که برای دنیا نیافریدم که. دنیا باید ابزار تو باشد. تو وقتی غصه دنیا را می‌خوری داری غصه یه چیزی را می‌خوری که آن چیز لایق تو نیست، ابزار توست. برای همین چه برای عشق ورزی بهش بکنی چه در فراقش گریه بکنی؛ یعنی دوستش داشتی که در فراقش گریه میکنی دیگر و این همه عوامل شادی که خدا در زندگی برایت گذاشته را نمی بینی. وقتی این را نمی بینی خود به خود محروم می شوی؛ یعنی از غیب می افتی. دیگر غیب تو را تحویل نمیگیرد. این خیلی مهم است. پس بنابراین آن التزامی که دارد خدا می گوید، فوق العاده مهم است. خانمها فکر نکنند که اگر ضعف داشته باشند در حجابشان در لباسشان در حرف زدن با نامحرم خوش به حالشان است، نه. سرشون دارد کلاه گشاد میرود. برای همین هم ما الان هر چقدر میرویم جلوتر طلاقمان بیشتر می شود، تنفرهای زن و شوهرها بیشتر می شود. ما الان آمار طلاقمان هی دارد بالا میرود. در همین استان خود شما نگاه کنید یه زمانی این استان سلطان بوده برای خودش؛ یعنی کم طلاق‌ترین استان این کشور بوده. الان نگاه کنید آمار طلاقها را شما نگاه کنید آمار از هم پاشیده شدن خانواده‌ها در همین یزد نگاه کنید. برای اینکه آن قواعدی را که رعایت می‌کردند دیگر رعایت نمیکنند. آن چیزهایی که عوامل استحکام زندگی بود دیگر رعایت نمی شود و بالاخره این تنفر بالا میرود .این عشق ورزی ها کم می شود این خیلی فاجعه است. این را باید رعایت بکنیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.