جلسه 009 - مقامات حضرت زهرا
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
11
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - مقامات حضرت زهرا

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

در سال گذشته که اکثر عزیزان اینجا حضور داشتند ما بحث‌مان دربارۀ زمینه‌های اربعین بود، و مقدمه‌سازی‌های اربعین، امسال می‌خواهیم یک مقدار در مورد ظهورات اربعین مطالبی را عرض بکنیم، و نتایج بزرگ و شگفت‌انگیزی که این حادثۀ بی‌نظیر دارد.@قبلاً این را عرض کردیم که انسان عشق‌ها و محبوب‌ها و آرزوهای مختلفی دارد، عشق‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی یا انسانی، عشق به اهل بیت اساس انسانیت انسان هست، چون انسان در اصل یک اله بیشتر ندارد، یک معشوق بیشتر در بخش انسانی‌اش ندارد و آن خداوند تبارک و تعالی است.@(لا اله الا الله) یعنی من دلبر و معشوقی جز خداوند تبارک و تعالی ندارم و انسان برای اینکه بتواند به این محبوب و معشوق یعنی الله نائل بشود، باید به وسیله انسان کامل این مسیر را طی بکند چون عشق به حق تعالی و وصول به حق تعالی یعنی اینکه انسان در ذات خودش علاقمند هست که مظهر خدا بشود و مَثَل خدا بشود.@و برای اینکه بتواند مَثَل خدا بشود، به راهنمایی و هدایت کسانی در زمین احتیاج دارد که خودشان انسان کامل و مظهر حق تعالی هستند، و عشق به اهل بیت (علیهم السّلام) یک عشق آسمانی و انسانی است، در واقع محبت اهل اساس انسانیت انسان را تشکیل می‌دهد و مأموریت این عشق سر و سامان دادن به رشد انسانی انسان و سازماندهی دل انسان و اوضاع زندگی و سبک زندگی اوست برای اینکه بتواند به هدف خلقتش نائل بشود.@در روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم، فرمود: «عاهَدَنی رَبّی اَن لا یَقْبَلَ اِیمانَ عَبدٍ اِلاّ بِمَحَبَةِ اَهلِ بَیتی» پروردگار من با من عهد بسته که ایمان هیچ بنده‌ای را قبول نکند مگر به محبت اهل بیت.@یعنی اگر یک کسی خدا را دوست دارد و واقعاً عاشق الله هست در روی زمین باید محبت کسانی را دوست داشته باشد که او را به سمت خدا می‌برند، نمی‌شود انسان ادعای ایمان و (لا اله الا الله) بکند و از کسانی که می‌توانند او را پیش خدا ببرند دوری بگزیند.@و عشق و محبت کسانی را در دل داشته باشد که هیچ سلوک انسانی نداشتند، و هیچ کاری برای رشد انسانی انسان نمی‌توانند بکنند بلکه دوست داشتن آنها خودش مانع است، خودش یک حجاب هست و مانع از رشد انسانی انسان می‌شود.@در واقع ایمان بدون محبت اهل بیت یک دروغ بزرگ هست یک ادعای پوچ و توخالی هست مگر می‌شود انسان عاشق الله باشد و مظاهر کامل او را دوست نداشته باشد یا آنها را الگوی خودش قرار ندهد، همچین چیزی امکان‌پذیر نیست.@لذا وقتی که خداوند اینگونه حرف می‌زند یک امل دل به خواه و استحسانی نیست، اینکه خداوند با من عهد کرده که ایمان هیچ بنده‌ای را قبول نکند مگر به محبت اهل بیتم، یعنی ایمان تمامش همان محبت اهل بیت است، چون ایمان آن قدرت و نیرویی هست که انسان را عاشق خدا و سالک به سوی خدا نگه می‌دارد، و بدون محبت اهل بیت این یک دروغ و توهم است.@لذا پیامبر دارد از یک نظام خلقت خبر می‌دهد، از یک قانون و سنت خلقت خبر می‌دهد، نمی‌شود که شما عاشق چیزی و کسی باشید و آن وسیله‌ای که می‌تواند تو را به آن چیز و کس برساند نخواهی اصلاً نمی‌شود دروغ است.@لذا در واقع او که فکر می‌کند ایمان دارد و محبت اهل بیت را ندارد دروغگو است اصلاً نفهمیده ایمان چیست، او به معنای حقیقی مؤمن نیست و درکی از ایمان ندارد، این یک حقیقت خارجی است، مثل اینکه بگوییم دو دو تا پنج تا نمی‌شود، این یک حقیقت خارجی است، دو دو تا چهار تا است نمی‌شود پنج تا بشود.@ایمان بدون محبت اهل بیت اساساً منعقد نیست، اصلاً وجود ندارد این یک اصل است، برای همین خود پیامبر می‌فرماید: «حُبُّنَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ نِظَامُ‏ الدِّين‏» محبت ما اهل بیت نظام دین هست، یعنی اگر دینی قرار است قاعده داشته باشد، وجود داشته باشد، نظام داشته باشد، حرکتی داشته باشد، کارکرد و توانایی داشته باشد، اساس آن محبت اهل بیت است.@اساس دین محبت اهل بیت است، این فهمش یک مقدار کار می‌برد، بر خلاف کسانی که اساس دین را شریعت می‌دانند، یعنی اینکه ما نماز بخوانیم، روزه بگیریم، حجاب داشته باشیم، خمس بدهیم، زکات بدهیم، حضرت می‌گوید اینها شاخه‌ها است، اساس، پایۀ دین این عشق و محبت هست، کسانی که این اساس را دارند نائل می‌شوند، و کسانی که این اساس را ندارند هر چند به شریعت هم عمل بکنند به مقصد نمی‌رسند، به هدف خلقت نمی‌رسند.@اینکه در آخرت هیچ عملی بدون عشق اهل بیت، محبت اهل بیت، الگو دادن اهل بیت قبول نیست همین هست؛ «حُبُّنَا أَهْلَ‏ الْبَيْتِ‏ نِظَامُ‏ الدِّين‏» نظام یک دین، ساختاری که قرار است یک دین داشته باشد به محبت اهل بیت (علیهم السّلام) هست، و اساساً دین بدون محبت اهل بیت، نظم و نظامی ندارد، ساختار ندارد، یک چیز بی‌خودی هست، یک صورتی هست، یک شبهی از دین هست.@«لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ أَسَاسٌ‏ وَ أَسَاسُ‏ الْإِسْلَامِ‏ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْت‏» هر چیزی یک پایه و اساسی دارد پایه و اساس دین محبت اهل بیت است، لذا شما آن همه احادیث شگفت‌انگیز در مورد زائر امام حسین که عشق دارد و حالا سواره یا پیاده می‌آید، ممکن است شخص در نظام شریعتی دچار کمبودها و ضعف‌هایی باشد.@اما وقتی که به زیارت و عشق می‌آید حضرت فرمود البته دو شرط دارد، 1ـ عشق برای زیارت روی کراهت نیامده باشد، با عشق آمده باشد، هدف دیگری نداشته باشد، اخلاص داشته باشد فقط به خاطر دلتنگی و عشقش بیاید، 2ـ با معرفت بیاید، اگر کسی این عشق و معرفت را داشته باشد، فرمود خداوند تمام گناهان عمرش را می‌بخشد.@ببینید چقدر این عشق قدرتمند است، چکار می‌کند، چه اکسیری هست که وقتی به گناهان یک عمر انسان می‌رسد تمام گناهان عمرش را ذوب می‌کند و نه تنها گناهان عمر او را از بین می‌برد و ذوب می‌کند، بلکه درجات فوق‌العاده‌ای برای کسی که بهای این عشق را می‌پردازد خداوند عطا خواهد کرد، این معجزۀ عشق است که این کار را انجام می‌دهد.@معجزۀ عشق این کار را انجام می‌دهد که درون انسان را پاک می‌کند، روح انسان را پاک می‌کند اما اگر یک کسی این محبت را نداشت، این عشق را نداشت، هر چند گناه هم نکند، شریعت را رعایت نکند، و گناه هم نکند هرگز به مقصد نمی‌رسد.@چون لازمۀ (لا اله الا الله) مقولۀ (لا اله الا الله) یک مقولۀ عاشقانه است، دلبر و معشوق نیست، برای کار عشقی، برای کار دلدادگی احتیاج به کار عشقی هست، فعالیت محبت‌آمیز هست، این یک اصل هست که باید در نظر بگیریم.@این تأکیدی که اهل بیت (علیهم السّلام) کردند الان دیگر کاملاً جواب داده، و این محبت بوده تا باعث شد که دین اسلام زنده بماند، یعنی شما محبت را از نظام دینی شیعیان، و حتی غیر شیعیان بردارید، اگر این را بردارید، چیزی به اسم دین دیگر باقی نمی‌ماند.@آن موقع که تلاش کردند ائمه را با آن وضع، امام حسین (علیه السّلام) را با آن وضع کشتند، خاندانش را به اسارت بردند، هر کاری توانستند کردند، بعد از شهادتش بارها قبرش را خراب کردند، به آب بستند، بقیه ائمه را همینطوری با بدترین وضع کشتند.@اما آنچه باعث شد دین باقی بماند و الان من و شما حیوان نباشیم، من و شما کفر نداشته باشیم، من و شما سقوط نکرده باشیم و حیات انسانی داشته باشیم، همان محبت اهل بیت بوده که والدین و گذشتگان ما داشتند و به ما منتقل کردند.@چقدر زحمت کشیده شده تا این را به ما رساندند، یعنی ما الان اینجا اگر این اربعین را داریم، امام حسین را داریم، دین‌مان را داریم، شرافت‌مان را داریم، استقلال‌مان را داریم، عزت‌مان را داریم، معلول تلاش‌های گذشتگان است، و خداوند طبق قاعده‌ای که در سورۀ یس می‌فرماید: «نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُم‏» ما همۀ تلاش‌های یک فرد و آثار کاری او را برایش می‌نویسیم.@هر معجزه‌ای، هر ثوابی، هر خیری، و هر عمل صالحی که ما داریم انجام می‌دهیم، گذشتگان هم در آن شریک و سهیم هستند، چون آنها این زمینه‌ها را فراهم کردند و ما از آثار کار آنها هستیم، کار ما از آثار کار آنها بخصوص شهدای اسلام هست.@اربعین که ما در آن به سر می‌بریم در این چند سال اخیر، با اربعین سال‌های گذشته بسیار بسیار متفاوت شده است، اربعینی که ما در آن به سر می‌بریم یک اربعین جهانی هست، قبلاً فقط شیعیان بودند که به زیارت سیدالشهدا در اربعین می‌آمدند.@اما اربعین کار خودش را کرد رفته رفته پای اهل سنت، پای مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، بوداییان، هندوها، و همۀ مردم دنیا به اربعین باز شد، و اربعین تبدیل شد به یک نماد انسانی و بزرگترین نماد حیات انسانی در سطح جهان، آنچه که ما الان داریم می‌بینیم این وضعیت هست، و حال و هوای اربعین یک حال و هوای به شدت آخرالزمانی هست.@ما چون حجاب عادت داریم، عادت کردیم خودمان در این فضاها بیاییم و برویم خیلی درک درستی از آن نداریم، یکی از مصیبت‌های انسان در فهم مقوله‌های فوق عقلانی و متافیزیک حجاب عادت هست، متافیزیک از رگ گردن، ما از خون ما به ما نزدیک‌تر هست، روح، غیب از رگ گردن ما به ما نزدیکتر هست و ما آن را درک نمی‌کنیم چون ما گیر حجاب عادت هستیم.@اگر یک کسی بتواند به حجاب عادت غلبه بکند، به شهود، به کشف، به بینش، و به بصیرت می‌رسد، دیگران و دشمنان ما چون در فضای اربعین نیستند، این کاره نیستند، اربعین را خیلی می‌فهمند، یعنی می‌دانند که این اربعین تشکیل آن چه فجایعی را می‌تواند برای خودشان به بار بیاورد.@لذا آنها این را خوب درک کردند که جمع شدن تمام نمایندۀ صدها میلیون انسان از سراسر جهان، نمایندگان‌شان به عنوان دهها میلیون انسان در کربلا جمع بشوند، آن هم حول محور یک امام معصوم یعنی چی، ما می‌گوییم حالا امام حسین است، قربانش بروم، امام حسین است عزیز است، دوست‌داشتنی است، خوب است، نورانی است، ما هم خدمت او می‌رویم امام ما است، حالا بقیه هم او را دوست دارند می‌آیند.@ولی برای بقیه کسانی که آنطرف ماجرا هستند یک معنای دیگری دارد، که این یعنی چی یعنی اساساً یک ذره فکر بکنیم، غیر عادی بودن این را خوب می‌توانیم بفهمیم، اول از این جمع شدن این همه شیعه از سراسر جهان حول محور یک امام یعنی چی؟@بیعت کردن با او، عشق با او، نزدیک به 700 کیلومتر راهپیمایی چند ده کیلومتری این یعنی چی؟ چه قدرتی است که رهبر یک مذهب می‌تواند در پیروانش ایجاد بکند که صدها کیلومتر پیاده به معبد او بیایند و هر سال تکرار می‌شود، و عاشقانه‌تر و پرشکوه‌تر این یعنی چی؟@آن هم این جمعیت بی‌نظیر، شما اگر فقط شیعیان را در نظر بگیرید، جمعیت‌شان از اول آدم تا الان بی‌نظیر هست، حالا آن که به این شگفتی اضافه می‌کند این هست که به این جمعیت غیر شیعیان دارند اضافه می‌شوند، اهل سنتی که استکبار جهانی میلیاردها میلیارد هزینه کرده که اینها را به جان شیعیان بیندازد، و شیعیان را به جان اینها بیندازد، هزینه کرده که اینها اختلاف داشته باشند، و اینها الان با هم دوست و رفیق هستند، و همدیگر را دوست دارند، و به هم خدمت می‌کنند.@یک دفعه چطوری شده است؟ و این اتحاد برای استکبار فوق‌العاده خطرناک و برای ظهور امام زمان و تغییر مسیر تاریخ فوق‌العاده لازم است، نزدیک شدن شیعیان اهل سنّت به همدیگر یک بشارت بزرگ و یک عامل بزرگ برای تغییر مسیر تاریخ و ظهور منجی موعود هست.@حالا از این شگفت‌انگیزتر این هست که اهل سنت کم بودند، مسیحیان، یهودیان، بوداییان، زرتشتیان، صائبین و لائیک‌ها هم به این جمع اضافه شدند، یعنی یک حرف عمومی و یک اعتراض عمومی نسبت به اوضاع جهان، یک نقد حسابی و اساسی در اوضاع جهان، اینکه این اعتراض، طغیان، عصیان فقط کار شیعیان نیست نسبت به وضع پرفساد و پرظلم جهانی، بلکه اهل سنت، و صاحب پیروان مذاهب آسمانی و غیر آسمانی به این طغیان و به این عصیان و به این فریاد اضافه شدند.@معنای این تجمع این هست که ما یک فضای دیگری می‌خواهیم، یک شرائط زندگی دیگری می‌خواهیم، یک سبک زندگی دیگری می‌خواهیم که به دنبال او هستیم، واقعاً هم باید سؤال بکند که برای این جمعیت دهها میلیونی این راهپیمایی با این شرایط سخت، هوای سرد، گرد و خاک، باران، محدودیت امور رفاهی چه لذتی دارد، چه ارزشی دارد که هر سال اصرار دارند این را تکرار کنند یک نفر هم به اجبار نمی‌آید همه روی عشق و علاقه می‌آیند حتی غیر مسلمانان.@سال گذشته چند نفر از غیر مسلمانان از آمریکا آمده بودند، اینجا همان سوغاتی همیشگی کربلا که سرماخوردگی و زکام و مریضی ثابتی هست، آنها هم گرفتند، دوست ما که با اینها در رابطه بود، می‌گفت اینها وقتی برگشتند سه ما مریض بودند، من گفتم اینها دیگر عمراً پشت سرشان هم نگاه نمی‌کنند، می‌گفت سه چهار ماه قبل از اربعین به آنها زنگ زدم گفتند ما داریم روزشماری می‌کنیم که چه موقع بشود بیاییم که مسلمان هم نیستند، ما داریم روزشماری می‌کنیم که دوباره بیاییم در این فضا قرار بگیریم.@اینجا چه چیزی دارد که همه را عاشق و دیوانۀ خودش می‌کند، (این حسین کیست که عالم همه دیوانۀ اوست) این خیلی مهم است، این جاذبه چه نوع جاذبه‌ای است، نه جاذبه جمادی است، نه جاذبه گیاهی است، نه جاذبه حیوانی است، نه جاذبه عقلانی است.@مردم با فکرشان اینجا نمی‌آیند، مردم چرتکه نمی‌اندازند اینجا بیایند، مردم با اشک و گریه و دلتنگی و بی‌قراری اینجا می‌آیند، آن هم نه فقط مسلمانان و شیعیان، بقیه هم همینطور هستند این شیفتگی و دلدادگی را دارند، این معنای خاصی دارد.@این اصل کشش هست، اصل حرکت هست، اصل این راهپیمایی هست، بعد از اینکه این کشش اتفاق می‌افتد، جاذبه از تمام کرۀ زمین انسان‌ها را مسخور خودش می‌کند، و مسخر خودش می‌کند و می‌کشد می‌آورد حالا باید ببینیم محتوا چیست، این خیلی مهم است، راهپیمایی برقرار می‌شود، ولی این راهپیمایی صرف یک راهپیمایی مثل راهپیمایی‌های دیگر نیست.@حالا خیلی راهپیمایی‌ها در سراسر دنیا برقرار می‌‌شود، هدف دارد، جهت دارد، فرهنگ دارد، پیام دارد، آنها هم همینطور هست، ولی خیلی وقتها افراد راهپیمایی می‌کنند که راهپیمایی کرده باشند، ولی این تجمع خیلی در آن حرف هست، محتوای فوق‌العاده بی‌نظیری دارد.@هیچ وقت در کرۀ زمین یک همچین تجمعی برقرار نشده، یعنی اصلاً سابقه ندارد، این همان چیزی هست که ما باید یاد بگیریم غیر عادی به آن نگاه بکنیم و روی آن تمرکز بکنیم، یعنی همینطوری نیاییم کور بیاییم و کور برگردیم، و ذهن ما مشغول این نباشد که بیاییم یک استراحتی بکنیم، دوباره برویم حرم، و بعد بگردیم.@حرم هم که می‌رویم نگذاریم جو حرم ما را غافل بکند، یا هیئت‌ها و عزاداری‌ها درگیر آن ماجرا بشویم، فکر بکنیم دارد چه اتفاق می‌افتد، این آقا دارد چه کار می‌کند که یک دفعه دنیا اینطوری بهم ریخته است، طرح و برنامۀ این آقا چیست.@با من چکار دارد که من را اینجا کشانده، با خود من چکار دارد، و نکته بعد این هست که با این جمعیت چکار دارد، چون بدون اذن آنها که این اتفاق نمی‌افتد، خودشان فرمودند بدون اذن ما هیچ یاد و ذکر و حرکتی شما نمی‌توانید به طرف ما انجام بدهید، بدون دعوت ما شما نمی‌آیید، پس اگر ما را دعوت کردند با ما کار دارند، و حالا اگر با ما کار دارند، با ما چکار دارند این خیلی مهم است بنشینیم فکر بکنیم.@این از هر عبادتی بالاتر است، از زیارت اربعین خواندن، از زیارت عاشورا خواندن، از زیارت جامعه خواندن، از حرم رفتن، از نماز خواندن و ذکر گفتن، این بالاتر است، فکر بالاترین عبادت است، امام جواد (علیه السّلام) فرمود: «الْقَصْدُ إِلَى‏ اللهِ تَعَالَى بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِنْ إِتْعَابِ الْجَوَارِحِ بِالْأَعْمَال‏» انسانی که با قلبش به سمت خدا حرکت می‌کند، زودتر می‌رسد تا اینکه بدنش را در عبادت به زحمت بیندازد.@بدن‌مان را در عبادت به زحمت انداختیم، 600 ـ 700 کیلومتر پیاده‌روی، ما ایرانیان 70 ـ 80 کیلومتر پیاده‌روی، و آن مژده‌های بزرگی را که جلسۀ بعد خواهم گفت اتفاق می‌افتد، اما آمدیم در کربلا استقرار پیدا کردیم، چند ساعتی را هم به فکر بگذرانیم، به عبادت تفکر، به تعمق، به فکر، اگر هم داریم به سمت حرم می‌رویم، با فکر برویم، ماجرا چیست، این داستان چیست، این جمعیت چیست، اینها برای چی اینجا جمع می‌شوند، چه کسی اینها را به اینجا می‌کشاند، نتیجه این گردهمایی چه خواهد شد.@ما هر سال می‌بینیم دارد معجزات جدیدی اضافه می‌شود، حیرت‌‌ها و عجایب بیشتری دارد در این ماجرا ظهور می‌کند، آن هم عجایب بین‌المللی و جهانی، یک امر درون‌دینی نیست، یک امر درون‌مذهبی نیست.@یک زمانی در سالهای ابتدایی ما از صدها سال زیارت اربعین بوده، راهپیمایی اربعین بوده، یک زمانی دوران بعضی از این طاغوت‌ها مثل صدام ممنوع بوده، حالا باز هم می‌آمدند و به خاطر زیارت اربعین کشته می‌شدند، چقدر از عزیزان عراقی یا غیر عراقی که قاچاقی می‌آمدند پنهانی خودشان را از جاده‌های مختلف می‌خواستند به کربلا برسانند کشته می‌شدند، شهید می‌شدند.@ولی آن یک امر درون‌دینی بوده، الان اربعین یک امر درون‌مذهبی نیست، یعنی شیعی نیست، و درون‌دینی نیست یعنی اسلامی نیست، اربعین یک حرکت جهانی است مربوط به همه مردم دنیا، حالا این چه اتفاقی افتاده که اینطوری شده، قرار است چه اتفاقی بیفتد ما الان چه لحظاتی را داریم سپری می‌کنیم، با این حرکت اربعین این چیزی است که ما باید به آن فکر بکنیم.@کدام قدرت این جمعیت را جمع کرده است، این حجم از جمعیت آن هم به شکل راهپیمایی صدها کیلومتری، با این حجم و برای چی اینجا جمع شدند، این خیلی مهم است، این آن عبادت خالص و نابی هست که می‌تواند در ما بصیرت‌ها و قدرت‌های فوق‌العاده‌ای را ایجاد بکند.@این می‌تواند در بسیاری از معرفت‌ها و شدن‌ها را به روی ما باز بکند، فکر، نشود ما چند سال همینطوری بیاییم و برویم و فرصت فکر نداشته باشیم، بله همینطوری آمدن و رفتن چون در آن یک عشقی هست، در آن یک دوست‌داشتن و معرفتی هست خیلی کارها با وجود انسان می‌کند، اما ما برای یک هدف بسیار بزرگتری به این دنیا آمدیم.@ما آمدیم که هر کدام از ما به مقام سیدالشهدا برسیم، برای همۀ ما است، در زیارت عاشورا شما می‌خوانید، می‌گویید «اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللهِ» من از خدا آن مقام پسندیده‌ای که شما نزد خدا دارید را می‌خواهم.@ما به کربلا می‌آییم تا به امام حسین برسیم، ما به اربعین و کربلا می‌آییم، در این راهپیمایی شرکت می‌کنیم، ما زیارت عاشورا و جامعه می‌خوانیم، ما عزاداری می‌کنیم، تا خدا ما را هم‌درجۀ امام حسین قرار بدهد، ما با درجۀ امام حسین محشور بشویم، ما در دنیا و آخرت با اهل بیت (علیهم السّلام) باشیم این سر جای خودش است.@اما داستان، داستان فوق‌العاده مهمی هست، و قرار است اتفاقات مهمی با این اربعین بیفتد، این اربعین زمینه‌ساز یک تحول بسیار اساسی در کرۀ زمین هست، و در نظام برزخی هدایت کرۀ زمین هست، فکر نکنید اربعین قرار است فقط یک تحول اسلامی در جهان اسلام ایجاد بشود، نه اربعین مقدمه‌ساز یک تحول عظیم انسانی در کرۀ زمین هست، و فقط کرۀ زمین را هم در بر نمی‌گیرد، بلکه بالاتر از آن یک تحول عظیم در نظام برزخی و ملکوتی هم خواهد شد.@این را فعلاً تا این مرحله داشته باشید و روی آن فکر بکنید تا ان‌شاءالله ذره ذره وارد بشویم ببینیم که اربعین دارد با ما چکار می‌کند و ما این تعمق و تفکر را داشته باشیم که ما این وسط چکار می‌کنیم، قیمت راهپیمایی هر کس، قیمت زیارت هر کس، قیمت نماز هر کس، به میزان فهمی هست که از آن کار ببرد.@یعنی می‌داند که این چیست و دارد چکار می‌کند، نه اینکه فقط روی صرف شور و هیجان و ثواب بیاید، بفهمد که دارد چکار می‌کند، این معرفت خیلی مهم است، درک درست از ماجرا، این می‌تواند ما را خیلی بالا ببرد، حدیثی از امام صادق (علیه السّلام) خواندم حضرت فرمود اگر مرکب من پیدا بشود، مرکب حضرت گم شده بود، خدا را چنان حمد خواهم کرد که هیچ کس حمد الهی را اینطوری به جا نیاورده باشد.@همه خیلی هیجان‌زده بودند ببینند اگر مرکب امام پیدا بشود امام چطوری می‌خواهد حمد خدا را به جا بیاورد، مرکب حضرت پیدا شد، حضرت فرمود الحمدلله، گفتند آقا شما گفتید من یک طوری حمد خد را می‌گوییم، این الحمدلله را ما هم می‌گوییم، بله ما هم الحمدلله می‌گوییم، حضرت هم الحمدلله می‌گوید.@اما حمد چه کسی، با چه معرفتی از درجات حمد، یک کسی می‌گوید الحمد لله، من عرض کردم ما زمانی که قرار بود (لا اله الا الله) را یاد بگیریم، استاد ما چهار سال به ما درس داد تا ما توانستیم (لا اله الا الله) را بفهمیم و یاد بگیریم، خیلی فرق می‌کند.@بنابراین اگر ما تعمق بیشتری بکنیم، من خواهشم این هست که نگویید نصف روز اینجا هستیم، چها روز اینجا هستیم، چکار بکنیم، بیکار هستیم، حوصله‌مان سر می‌رود، این حرف‌ها خیلی بد است اگر کسی اینجا حوصله‌اش سر برود، اینجا الان وقت این حرف‌ها نیست، اینجا الان وقت بزرگترین عبادت یعنی تفکر هست.@نه اینکه تندتند برویم حرم بیاییم، و حواس‌مان نباشد چه اتفاقی می‌افتد، برویم حرم بمانیم، اگر هر کس دارد هر کاری می‌کند، شما سکوت بکنید، همینطوری بنشینید و فکر بکنید، موضوعات فکر را هم که گفتم، فقط فکر بکنید، آقا با من چکار داشتی که من را دعوت کردی، من که بدون دعوت تو اینجا نیامدم، من که با لیاقت خودم نیامدم، با توان خودم که اینجا نیامدم.@اگر تو لطف نمی‌کردی دعوت نمی‌کردی من اینجا نبودم، اگر دل تو نبود، دل من هم تکان نمی‌خورد، اینکه تو من را دوست داشتی یاد من کردی، از تو ممنون هستم، خود این ماجرای عاشقانه خیلی قشنگ است، که حضرت من را دوست داشته که دعوت کرده یکی از مقوله‌های قشنگی است که اگر جا بیفتد خیلی برای انسان معجزه می‌کند.@آقا من را دوست داشته که صدایم کرده، با همۀ بدی‌هایم، با همۀ گناهانم، با همۀ ضعف‌هایم، سیدالشهدا، اباالفضل، امیرالمؤمنین، امام کاظم، امام جواد، امام هادی، امام عسکری، و خداوند تبارک و تعالی، امام زمان من را دوست داشتند که اینجا آوردند، این را اول باور بکنیم خیلی مهم است.@این را بفهمیم که او که برای تو کارت دعوت می‌دهد، یک علاقه‌‌ای به تو دارد، تو را دوست دارد که دعوت می‌کند بیایی، به این عشق فکر بکنیم، اگر هیچ فکر دیگری نکنیم در این چند روز جز همین خیلی باب‌ها روی ما باز خواهد شد، خیلی اتفاقات مبارک برای ما خواهد افتاد، که من با همۀ گناهانم، با همۀ ضعف‌هایم، با همۀ اشتباهاتم، هنوز دوستم دارند، هنوز قبولم دارند، که من را اینجا دعوت کردند یک موضوع تفکری خیلی مهم است.@اگر به حرم بروید به این فکر کنید که این آقا چقدر من را دوست داشته که من را دعوت کرده، صدها مانع از سر راه من برداشته تا من به اینجا برسم، و خیلی‌ها بودند تا این لحظۀ آخر می‌خواستند بیایند و نتوانستند بیایند، یک مقدار به این فکر بکنیم، این آقا، این عزیزان، این خانوادۀ آسمانی من، من را دوست دارند که من را به اینجا دعوت کردند، من با دعوت به این مقام و درجه و جایگاه بهشتی و راهپیمایی بهشتی و بهشت دعوت شدم.@اگر به این حواس‌مان نباشد یک راهپیمایی می‌کنیم اما متأسفانه بُعد حیوانی ما می‌آید آن را خراب می‌کند، از راهپیمایی گرد و خاک و خستگی‌اش را می‌بیند، یا مریضیش را می‌بیند، یا جای تنگش را می‌بیند، الان جایم تنگ است، اینجا خوب راحت نیستم، اینجا آنطور که دوست دارم نیست، مثل خانه‌مان نیست، اصلاً خراب می‌شود.@بهشت بودن اینجا بفهمیم روی آن فکر بکنیم، که ما به چه بهشت با عظمتی دعوت شدیم، بهشتی که همۀ انسان‌ها حتی فرشته‌ها و انبیاء حسرت آن را می‌خورند، در روایت داریم می‌فرماید هیچ پیغمبری و هیچ فرشته‌ای نیست مگر اینکه همیشه آرزو دارد به قبر حسین بن علی بیاید.@لذا حضرت می‌فرماید که دائماً فوجی از فرشتگان و فوجی از انبیاء پایین می‌آیند و فوجی برمی‌گردند، دائماً انبیاء و فرشتگان در نوبت هستند، اجازه باید بگیرند از خدا که کربلا بیایند، به سراغ قبر حسین بن علی بیایند، مثل ما که ثبت‌نام می‌کنیم، امسال نوبت ما می‌شود یا نمی‌شود، این را بفهمیم.@ما در مکانی آمدیم که همۀ فرشتگان خدا، و همۀ انبیاء (علیهم السّلام) نوبت می‌گیرند می‌آیند، التماس خدا را می‌کنند، شوق‌شان را می‌گویند، اجازه می‌گیرند، تا چه موقع نوبت‌شان بشود به کربلا بیایند، به زیارت قبر حسین بن علی و برگردند.@لذا حضرت فرمود دائماً فوجی از انبیاء و ملائکه پایین می‌آیند و دائماً فوجی برمی‌گردند، تا چه موقع نوبت‌شان بشود؛ بعضی از عزیزان می‌گویند، ما سه سال است، چهار سال است، پنج سال است، شش سال است، هفت سال است، داریم کربلا می‌آییم، تازه بین سال هم این دعوت از آنها هست می‌آیند، این را درک بکنیم.@اگر این را درک نکنیم معنای حیات طیبه درک نمی‌شود، اگر این را درک نکنیم برای برزخ و زندگی ملکوتی آماده نمی‌شویم، اگر این را درک نکنیم معنای فهم مقام انسانی و رشد انسانی و هدف خلقت را درک نمی‌کنیم، به این فکر بکنیم، یکی از موضوعات زیبا، جذاب، و بسیار دلنشین و دلکش برای تفکر است، موضوعات دیگری هم هست که راجع به اینها هم فکر بکنیم، پس این چند روز را عجله نکنیم کارزدگی نداشته باشیم، یک ذره تأمل داشته باشیم، تعمق بکنیم، فقط فکر بکنیم.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@