جلسه 001 - ایمان
شماره جلسه
1
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
4
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - ایمان

سلام علیکم و رحمۀ الله@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید. قبولی طاعات همه انشاء الله صلوات بلند ختم بفرمایید. هدیه به روح پرفتوح امام امت شهدای اسلام، علما، مراجع، مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات، اموات خودتان بدوارثان، بیوارث صلوات ختم بفرمایید.@ موضوع بحثی که انشاء الله این دهه اگر خداوند اراده کند در خدمتتان هستیم موضوعش، موضع بسیار بسیار مهمی هست آن مسأله ایمان هست که ایمان چیست و چه ظهوراتی دارد.@ اول اهمیت مسأله ایمان را عرض کنیم که چقدر مهم هست خداوند تبارک و تعالی که خالق همه اشیاء هست خالق همه موجودات از جمله انسان هست@ ملاک حق و باطل است و ملاک اندازههاست چون تمام نظام خلقت خداوند یک نظام ریاضی است خداوند تبارک و تعالی یک مهندس است که همه عوالم وجود را با قوانین ریاضی خلق کرده@ (إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ)ما هر چیزی را برایش یک اندازه و یک مقدار قرار دادیم (قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً) خدا برای هر چیزی اندازه قرار داده (أَحْصى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدَداً) خدا برای هر چیزی یک عدد قرار داده@ شما در هیچ شاخهای از شاخههای دانش و علم بدون استثناء پیدا نخواهید کرد رشتهای رو، شاخهای را که در آن عدد، ریاضیات، اندازه، ملاک، مقیاس، وجود نداشته باشد@ و نظام ریاضیات عالم آنقدر مهم است که خداوند مهمترین شب سال را شب اندازه قرار داده شب قدر یعنی شب اندازهها، شب ریاضیات خلقت، خداوند ملاک اندازههاست@ یعنی اگر میگوید یک چیزی بزرگ است یا یک چیزی کوچک است یا یک چیزی مهم است یا یک چیزی مهم نیست همه را یک نفر آفریده تمام مخلوقات را خودش آفریده خودش بهتر از هر کس دیگری میداند که چه چیزی با چه اندازهای خلق شده با چه اهمیتی خلق شده.@ تمام اندازههای نظام خلقت به دست خداوند تبارک و تعالی است لذا اگر گفت یک چیزی مهم است واقعاً مهم است و اگر گفت یک چیزی مهم نیست مهم نیست@ و ما باید به این ریاضیات خلقت و حدود الهی احترام بگذاریم یعنی بپذیریم که این عالم یک سازنده و یک مهندسی دارد که هر چیزی را ریاضی خلق کرده@ از جمله چیزهایی که خداوند خلق کرده انسان هست که اشرف مخلوقات هست و این انسان را خداوند برایش شش درجه قرار داده در درجه اول میفرماید بعضی از انسانها، اول از این خداوند انسانها را بر اساس قلبشان و دلشان تقسیمبندی میکند@ و میگوید قیمت هر آدمی به دلش به محتوای دلش است به آن چیزی که محبوبش هست و معشوقش هست به آن چیزی که گرایش دارد و به سمت او حرکت میکند@ بعد میفرماید که بر این اساس که قیمت هر کسی به اندازه دلش هست و مطلوبش هست انسانها به شش گروه تقسیم میشوند یک گروه میفرماید که معادل سنگ هستند یعنی قیمتشان به اندازه سنگ است، یعنی چی؟@ یعنی کمالاتی که سنگها دارند، چی دارند سنگها؟ وزن، حجم، و خواص عنصری و زیبایی، میگوید بعضیها در دلشان فقط به دنبال همین چیزها هستند و محبوبها و معشوقها و مقصودهای زندگی آنها چیزهایی از همین قبیل هست.@ بیشتر از این از خودشان توقعی ندارند بیشتر از این پرواز نمیکنند سطح خواستههایشان سطح خواستههای جمادی هست بعضیها میفرماید که از سنگ هم پستتر هستند@ در سوره بقره آیه 74 (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً) بعضی از سنگ هم قساوتش بیشتر هست، چرا؟ چون میفرماید که سنگها خاصیتهایی دارند آثاری دارند که دلهای شما آن آثار را ندارد@ (إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ) بعضی از سنگها آنقدر نرم هستند آنقدر انعطاف نشان میدهند از خودشان که از دل آنها نهرها جاری میشود از دل سنگ به آن سختی آب شکاف میدهد سنگ را و بیرون میاید@ (و إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ) بعضیهایشان یک ترکی برمیدارند آب از آنها بیرون میاید یعنی اگر نهر نیست ولی آب را اجازه میدهند که خارج بشود@ شما در طبیعت اگر دقت کرده باشید میبینید گاهی وقتها از زیر آسفالت یا از سنگ یک گیاه به آن نرمی شکافته آسفالت و سنگ را میاید بیرون بدون آنکه سنگ و آسفالت آن را آزار بدهند آن گیاه به آن نرمی از دل سنگ بیرون جهیده@ خیلی این مهم است شما اگر مناطقی که مثل شمال هست بروید میبینید درست از خود سنگ یک گیاه در آمده ریشه در سنگ است و گیاه به آن نرمی از دل سنگ بیرون آمده@ بعد میفرماید (وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) بعضی از سنگها اینقدر معرفت دارند اینقدر شعور دارند که وقتی اسم خدا را میشنوند تکان میخورند هبوط میکنند سقوط میکنند ریزش میکنند@ اسم خدا روی سنگ اثر دارد این خالق ماست که دارد برای همه عالم گزارش میدهد میگوید سنگها با شنیدن اسم من هبوط میکنند سقوط میکنند این به این خاطر هست که تمام موجودات عالم جلوههای خود خدا هستند@ خدا جلوه بیشعور ندارد خدا یک موجود بیشعور خلق نکرده هر چه هست جلوههای خود اوست و همه جا اسماء و صفات الهی از جمله بصیرت، سمیع، بصیر، علیم، همه جا هست.@ لذا شما در دعای کمیل شبهای جمعه میخوانید (وَ بِأسمائِکَ التی مَلَئَت اَرکانَ کُلِّ شَیء)اسمهای تو، تمام اسمهای خدا در تمام اشیاء وجود دارد هیچ اسمی از اسمهای خدا@ اسم حی، سنگها زندهاند، گیاهان زندهاند، اسم علیم اسم بصیر اسم سمیع، برای همین هم روز قیامت زمین شهادت میدهد@ (إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَهاوَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها) تا آنجا که میرسد (تُحَدِّثُ أَخْبارَها) زمین اخبار خودش را خبرهای خودش را میگوید@ یا میفرماید (الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ) روز قیامت به لبها و دهان افراد مُهر زده میشود، یعنی چی؟ یعنی قفلش میکنند و بدن انسان سخن میگوید که چه کرده انسان با این بدن@ دست شهادت میدهد گوش شهادت میدهد بدن شهادت میدهد همه جای انسان خودش کلام دارد و سخن دارد. پس اشیاء بیشعور نیستند در این تحقیقاتی که پروفسور ایمونو انجام داد خیلیهایتان دیدید این سیدی را، سیدی آب را@ که چگونه مولکولهای آب وقتی که اسم الله را میشنوند آن شکل بسیار زیبا را پیدا میکنند و وقتی که اسم شیطان را میشنوند شکل دیگری دارند وقتی که موسیقی هبیمتال برایش زده میشود، مولکول شکل دیگری پیدا میکند وقتی که قرائت قرآن گذاشته میشود به یک شکل دیگری درمیاید.@ این نشان میدهد، حالا این دانش روز است الان که کشف کرده این را، خود پروفسور میگوید که من برای هر اسلایدش ده هزار دلار هزینه کردم تا بتوانم یک اسلاید را بگیرم از زمانی که دارم اسم را میگویم به مولکول، و مولکول دارد از خودش در برابر شنیدن این اسم عکسالعمل نشان میدهد.@ داستان معروف میرفرندرسکی را شاید برایتان گفتم قبلا، که مرحوم میرفرندرسکی وقتی که به هند رفت در آنجا معابد بسیار زیبایی وجود دارد من هند بودم و از آن معابد بازدید کردم معابد بسیار مجلل و زیبا و باشکوهی دارد@ مرحوم میرفندرسکی هم ایشان وقتی رفته بود آنجا تحت تأثیر این شکوه و بزرگی و زیبایی معابد قرار گرفته بود و گفته بود چه معابد بزرگ و زیبایی هست آنجا@ آنها گفته بودند که بله مثل مسجدهای شما نیست که همیشه مخروب است مسجدهای شما، مسجدهای شما همیشه دیوارهایش ترک برمیدارد، میریزد، پوسیده میشود@ ولی معابد ما هرگز اینگونه نمیشود مرحوم میرفرندرسکی فرمودند که مساجد ما چون دائما اسم خدا را میشنوند اینگونه میشوند به مرور زمان دیوارهای مسجد همین که اسم الله را میشنود ذکر میشنود تحت تأثیر قرار میگیرد و به مرور زمان شکاف برمیدارد حق هم هست اینگونه باشد@ آنها هم بیانصافی کردند و گفتند خوب حالا شما اگر راست میگویید بیایید در معابد ما هم اسم خدا را ببر@ حالا دیگر مرحوم میرفندرسکی نگفت که ما مساجدمان به مرور زمان بر اثر شنیدن اسم الله اینگونه میشود حالا یکبار آمدند گفتند شاید کاری نکند، ولی مرحوم میرفندرسکی یک عارف بوده میپذیرد@ و بالأخره شب هم میرود عبادت میکند و به خدا هم میگوید خدایا حالا ما یک حرفی زدیم اینجا قرار است برویم اسم بگوییم در این معبد، قرار میگذارند و خلاصه مرحوم میرفندرسکی میاید اذان را انتخاب میکند@ و داریم که وقتی ایشان اذان را گفت تکبیر اول را گفت دیوارهای معبد شروع میکند به شدت به لرزیدن همه فرار میکنند و تکبیر دوم خودش هم فرار میکند@ یعنی چون میریزد شروع میکند این معبد تخریب شدن با دوتا تکبیر مرحوم میرفندرسکی معبد خراب میشود.@ قرآن، تجربه تاریخی، و اثبات علمی نشان میدهد همه اشیائی که ما اطراف ما هستند شعور دارند. شما وقتی که در خانه موسیقی حرام پخش میشود وقتی یک زن باردار هست چیزهایی که میبیند چیزهایی که میشنود@ تابلوهایی که در خانه هست با زمانی که تابلوهایی که میبیند طبیعی باشد شیطانی باشد همه اینها فرق دارد عکس حیوان باشد عکس گُل باشد یا تابلوی مقدس باشد کعبه باشد یا حسین باشد یا زهرا باشد زمین تا آسمان بچه فرق میکند@ این دوتا بچه با همدیگر و شکلشان، آیندهشان، روحشان با همدیگر متفاوت است زمانی که نطفهاش با بسم الله الرحمن الرحیم بسته میشود@ تا زمانی که همینطوری افراد فکر گناه و آلودگی هستند تا نطفه را میبندند زمین تا آسمان فرق دارد در خانهای که شما قرار دارد امواجی که از شما رد میشود این خیلی مهم است که چه امواجی از وجود انسان رد میشود.@ پس همه چیز شعور دارد و آثار دارد اینطور نیست که شما هر طور رفتار کردید و هر سبک زندگی داشته باشید یک نتیجه ثابتی داشته باشد قرآن میفرماید بعضی از شما از سنگ هم پایینتر هستید@ این دو دسته، دسته سوم فرمود (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ) بعضی از مردم کمالاتشان، رشدشان، آرزوهایشان، آرمانهایشان، حد ترقیشان به اندازه حیوانات هست، حیوانات خوب چکار میکنند؟@ حیوانات غریزه جنسی دارند تشکیل خانواده میدهند کانون گرم خانواده تشکیل میدهند تعهد و مسئولیت خانوادگی دارند تلاش میکنند کار دارند مسکنگزینی دارند تفریح دارند زندگی اجتماعی و جامعه مدنی دارند@ سلسله مراتب زندگی اجتماعی را طی میکنند مقام در آنها هست رتبهها و عضویت ساده تا رهبری یک گروه را میتوانند به دست بیاورند ریاست و مقام دارند و حیوانات قوه غضب دارند@ به واسطه قوه غضب از حریم خودشان، خانوادهشان، همنوع و غیر همنوعشان دفاع میکنند قوه غضب، قوه خدمت دارند روح خدمت دارند حیوانات، به همنوع و غیر همنوعشان خدمت میکنند@ حیوانات وفاداری دارند در مقابل محبتهایی که به آنها میشود عکسالعملهای خوب نشان میدهند وحشیترینشان معنای محبت را میفهمد حیوانات امانتداری دارند در امانت خیانت نمیکنند@ وقتی تربیت میشوند یک گوشت را هم که صاحب شکار میزند او با اینکه به آن گوشت احتیاج دارد میرود آن گوشت را برمیدارد میاورد به صاحبش برمیگرداند نمیخورد چه پرندههایشان چه چهارپایانشان@ حیوانات غیر ناموسی دارند نمیگذارند هیچ نامحرمی به حریم ناموسشان نزدیک بشود حیوانات حیا دارند بسیاری از حیوانات دفع، و ادرار و مسائل جنسیشان را مخفیانه انجام میدهند@ حیوانات تربیتپذیر هستند کلاسپذیر هستند به قول امروزیها، پرستیژ میتوانند داشته باشند یعنی میتوانند از آن شکل و شمایل وحشی بودن خودشان دست بردارند و آن سبک زندگی که شما به آنها میدهید بپذیرند تربیت بشوند@ شما در سیرکها، در جاهایی که حیوانات تربیت شدند میبینید که اینها چقدر تربیتپذیر هستند اینها کمالات حیوانات هست و خیلی هم زیاد است این کمالات@ حیوانات تا حدودی شعور دارند عقلانیت دارند تفکر دارند و به تعبیر قرآن حیوانات عبادت دارند همهشان، بنابراین قرآن میفرماید بعضیها اینطوری هستند بعضیها در حد کمالات حیوانات هستند@ یعنی سبک زندگیشان، آرزوهایشان، اهدافشان، معشوقها، و محبوبهایشان در همین حدود هست یک ازدواجی بکنند بچهدار بشوند شغلی داشته باشند یک موقعیت اجتماعی داشته باشند یک مقدار کمالاتی پایینتر از حیوانی، مثل پول، جمادی، کمالات نباتی، زیبایی، تجملات از این چیزها بسشان است و بیشتر از این پرواز نمیتوانند بکنند@ افق پروازشان بیشتر از این نیست قرآن میفرماید بعضیها در حد چهارپایان هستند ولی میفرماید (بَلْ هُمْ أَضَلُّ) دسته چهارم را میفرماید که از حیوانات هم بعضیها پایینتر هستند، چرا؟@ میفرماید چون حیوانات کمالاتی دارند که بعضی از انسانها ندارند مثلا حیوانات وقتی به حریمشان تجاوز میشود دفاع میکنند از حریم ناموسشان، خودشان، محدوده حیوانات همنوع و حتی از حیوانات غیر همنوع هم دفاع میکنند@ بعضیها این خصوصیت را ندارند غیرت ندارند اگر به آنها تجاوزی بشود تعدی بشود، به کشورشان حمله بشود،@ دشمنی داشته باشند روح مبارزه با دشمن اصلا ندارند روح جهاد، روح مبارزه با دشمن، روح تلاش، قوه غضبیهشان انگار کار نمیکند آدمهای بیغیرتی هستند جنگ بشود به هیچ وجه سمت جهاد و جبهه و این چیزها نمیروند@ حیوانات امانتدار هستند بعضیها نه در امانتهای مردم خیانت میکنند حیوانات وفادار هستند بعضیها قدر محبتهای حتی پدر و مادرشان را هم نمیدانند قدر محبت همسرشان را نمیدانند قدر محبت خواهر و برادرشان را نمیدانند@ قدر محبت اساتیدشان را نمیدانند واقعا نمک میخورند و نمدان شکن هستند و به همه آدمها به چشم ابزار نگاه میکنند و بیوفا هستند وفاداری ندارند حیوانات وفاداری دارند حیوانات غیرت ناموسی دارند@ بعضیها نه ناموسشان را هزار طور قلم بَزَک میکنند در خیابانها، از اینکه نامحرمها با خیال زنها و نوامیس آنها بروند در رختخواب و بروند با محارم خودشان باشند اصلاً کَکِشان نمیگزد@ حیوانات قابلیت تربیت دارند حاضرند دست از توحش خودشان، و بعضی از اخلاقهای وحشیانه خودشان بردارند ولی بعضیها اینطوری نیستند بعضیها روح خشن، درندگی در آنها وجود دارد@ حیوانات به همنوع خودشان و غیر همنوع خودشان خدمت میکنند بعضیها فقط همنوعها را وسیله قرار میدهند روح خدمت به همنوع و غیر همنوع ندارند بنابراین خوب اینها از حیوانات پایینتر هستند کمتر هستند@ خصوصیاتی که در حیوانات هست در اینها نیست برای همین هم رسول خدا(ص) فرمود (رُبَّ مَرکوبٍ خیرٌ مِن راکِبِه) چه بسیار مَرکبهایی که از صاحبانشان بهتر هستند یعنی الاغهایی هستند گاوهایی هستند@ شترهایی هستند اسبهایی هستند که از صاحبشان انصافاً کمالاتشان بیشتر هست و بهتر هستند این حیوانات روز قیامت به بهشت میروند ولی صاحبانشان به بهشت نمیروند@ خیلی خجالتآور است آدم ببیند الاغش بیاید یک چشمکی هم به آن بزند و یک ؟؟؟ششکی هم ببندد و برود در بهشت و بعد صاحب بایستد نگاه کند ببرند در جهنم، بیاید ببیند اسبش دارد میرود و او مانده@ از این بدتر اینکه، چون انسان به حیوانات اگر ظلم بکند در روایت داریم امام صادق(ع) فرمود یکی از کثیفترین گناهان آزار حیوانات و کشتن حیوانات بیگناه هست@ چه بسا روز قیامت این حیوان میاید شکایت میکند که من روح داشتم خانواده داشتم همسر داشتم فرزندان داشتم آرزو داشتم این آمد من را کشت بیخودی، خوب گناه دارد ما نمیتوانیم یک ذیروح را بکشیم@ در روایت داریم پیامبر فرمود چه بسا یک زن بخاطر یک گربه به جهنم برود برای اینکه گربهای هست گرسنه است اگر کسی به آن غذا ندهد نمیتوانی بگویی پیشته فقط، ما فقط از اخلاق با حیوانات پیشته را یاد گرفتیم@ نه، یک موجود باشعور، عابد، عبادت میکند نماز دارد یک گربه یک موجود باشخصیت است یک گربه است کلاغ است هر چی هست برای خودش شخصیت دارد از خیلی از آدمها هم بهتر هست@ حالا الان گرسنه شده آمده در خانه شما، نمیشود به آن غذا ندهید وقتی حضرت میفرماید آب دادن به یک گیاه مثل آب دادن به یک مؤمن ثواب دارد@ حیوان هم همینطور حیوان هم مثل یک انسان شخصیت دارد راوی میگوید دیدم حضرت یک لقمه خودش میخورد یک لقمه میدهد به سگ، بعد گفتم آقا شما که همه غذایت را اینطوری کردی@ گفت من حیا دارم از اینکه یک ذی روحی یک موجودی که روح دارد شخصیت دارد، و دارد من را نگاه میکند و من خودم بشینم جلوی این بخورم، بعضیها مثلا غذا میخورند دو لپی همه را تمام میکنند@ این گربه هِی میاید آنجا سروصدا میکند هیچی هم به گربه نمیدهند فقط یک لِنگه کفش گیر گربه میاید اگر خیلی گیرش بیاید، نه این غذا میخواهد باید از غذای خودت بدهی باید از همان کباب خودت بدهی از همان نان خودت بدهی هر چه که میخورد به آن بدهی@ کمتر بخور به آن هم باید بدهی نمیتوانی ندهی به آن، لذا حضرت میفرماید وقتی که از مسافرت آمدید اول مَرکبتان را به آن آب بدهید و غذا، بعد خودتان بروید آب و غذا بخورید@ مرکبی که سواری داده به شما، زحمت کشیده شما را رسانده شخصیت دارد لذا میگوید وقتی میخواهید حیوان را حرکت دهید عصبانی اگر از دستش شُدید در صورتش حق نداری بزنی چون شخصیت دارد@ اصلاً در صورت حیوان نزنید اینها قاعده دارد برخورد با حیوانات. لذا قرآن نمیخواهد بگوید که توهین کند به کسی، میگوید نه حد کمال و پرواز یک انسان به اندازه یک حیوان است@ بعضیها هم پایینتر هستند، این شد چند دسته؟ چهار دسته. دسته پنجم را میفرماید (شَياطِينَ الْإِنْسِ) بعضی از آدمها هستند که خودشان شیطان هستند@ یعنی تحریک کننده دیگران به گناه هستند با ظاهرشان، با لباسشان، با پوشاکشان، با رفتارشان، با حرفهایشان، با تحریکهایشان، با عملکردهایشان دیگران را به سمت معصیت، گناه، اختلاف، تفرقه، چنددستگی، میکشانند این یک پا شیطان هست@ در خانه است اختلاف میاندازد، در محیط کار است اختلاف میاندازد، در هیئت است اختلاف میاندازد، در مسجد است اختلاف میاندازد@ یک آدمی است که شر دارد دائما، حسود است بدبین است بددهان است خبرچین است، حیوانات این کارها را نمیکنند فریب دارد، حقه میزند، کلک دارد، این دیگر شیطان است واقعاً، چون فریب از خصوصیات شیاطین هست@ مثلاً گرانفروشی دارد کمفروشی دارد بالا پایین کردن قیمت دارد برای اینکه خودش سود بیشتری ببرد، کلاه گذاشتن سر مردم دارد، اینها هیچ کدام خصوصیات حتی یک حیوان هم نیست خصوصیات یک شیطان است@ یک کسی که دیگران را وسیله متامع رشد خودش قرار میدهد یک شیطان است لذا قرآن میفرماید (شَياطِينَ الْإِنْسِ) اینها شخصیتاً آدمهایی هستند که فریبکار، حقهباز، و شیطان هستند و با شیاطین هم محشور میشوند@ این چند دسته شد؟ پنج دسته. یک دسته دیگر مانده که خدا آنها را استثناء کرده از بین آنها، چون اینها هیچ کدام انسان نبودند@ قرآن میگوید استثنائاً یک گروه از انسانها استثنائاً انسان هستند (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِوَ الْعَصْرِإِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه انسانها دارند اصل سرمایهشان را از دست میدهند همه انسانها دارند خسارت میدهند@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) مگر کسانی که ایمان بیاورند، حالا اینجا جایگاه ایمان را جلسه اول میخواستم این را بگویم به شما که ایمان چقدر مهم است ایمان علامت انسانیت یک انسان هست@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا)حالا چی هست را توضیح میدهم (وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ)انسان ایمان بیاورد اهل عمل صالح باشد (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) که انشاء الله ببینیم انسان حقیقی کیست و مؤمن که خداوند آن را استثناء کرده از بین آن پنجتا چه شخصیتی دارد@ به چه کسی میگویند مؤمن، قرآن وقتی صدا میکند (یا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) چه کسانی را میگوید (آمنوا) یعنی چه کسانی؟@ انسانهای حقیقی که باطنشان هم انسان هست چه کسانی هستند، بقیه باطنشان دیگر انسان نیست. اینکه رسول خدا میفرماید امت من در روز قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند بخاطر اینکه اینها مؤمن نیستند مسلمان هستند@ حالا میرسیم احادیثش را اگر امشب رسیدیم میخوانیم یا نرسیدیم فردا شب انشاء الله، حضرت میفرماید اسلام با ایمان فرق دارد@ اسلام یک تسلیم ذهنی است اما ایمان یک گرایش قلبی است یک باور قلبی است اسلام تسلیم ذهنی هست منشأ اثر نیست در عمل خیلی کمک به افراد نمیکند ولی ایمان نه@ ایمان منشأ عمل است منشأ قدرت است لذا میفرماید (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) کافی هم نیست حتماً باید کنار ایمان عمل صالح باشد که توضیح میدهیم یعنی چی، و اینکه همه هوای همدیگر را داشته باشند@ (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) پس از نظر الله که در رأس ریاضیات خلقت هست و همه اندازهها به دست اوست و همه قَدَرها به دست اوست@ فقط یک گروه از انسانها به معنای حقیقی انسان حقیقی هستند و باطنشان انسان هست و بقیه هر چند ممکن است مسلمان باشند یا ادیان دیگر را داشته باشند اما باطن انسانی ندارند@ فقط مؤمن هست که به معنای حقیقی سالم از دنیا وارد برزخ و بهشت میشود و امکان استفاده از بهشت را دارد و مدارک را طی میکند بقیه آدمها سیر تکاملیشان طول میکشد تا به انسانیت برسند@ لذا خوش به حال کسی که از همان جوانی مؤمن باشد از همان جوانی به انسانیت رسیده باشد قیافه و باطن انسانی داشته باشد و این را بتواند حفظ کند و نگه دارد و با خودش به بهشت ببرد. ایمان یعنی چه؟@ ایمان از امن میاید یعنی یک باور و یک امنیت، یعنی یک بصیرتی که برای انسان امنیت میاورد اسلام (الإِسلامُ هُوَ التَسلیم) یک تسلیم است. مثل اینکه به شما بگویند مرده با انسان کار دارد؟@ شما ذهنتان قبول کرده نمیتوانید بگویید مرده با انسان کار دارد تسلیم هستید میدانید که این مرده و دیگر کاری ندارد، این مقام را میگویند مقام تسلیم، میگویی خوب بالأخره علم ثابت کرده و عقل من هم میگوید که چون این مرده کاری نمیتواند بکند@ ولی اگر بگویند شب حالا بروید به آن مرده دست بزنید برو پیش این مرده بخواب، برو این مرده را بشور، شب برو در قبرستان، میبینید که شخص نمیتواند که باور کند@ یعنی در مرحله عقل، عقل میپذیرد که تسلیم هست که مرده کاری ندارد اما در مرحله عمل این تسلیم هیچ کاری و کمکش نمیتواند بکند این با آدمی که ایمان ندارد که مرده کاری ندارد و معتقد است مرده الان بلند میشود دنبال ما میگذارد@ یکی است هیچ فرقی نمیکند هر دو آنها فرار میکنند هر دو آنها در میروند هر دو آنها میترسند از مرده، چه آن که میگوید مرده کاری ندارد چه آن که میگوید مرده کار دارد@ در عمل دوتای آنها یکی هستند پس آن که میگوید من قبول دارم که مرده کار ندارد این قبول داشتنش به دردش نمیخورد، این را میگویند تسلیم، مرحله اسلام اینطوری است@ میگوید بعضیها ذهناً اسلام را قبول میکنند میگویند بله پیغمبر خدا بوده آمده درست است واقعاً ما قبول داریم درس خواندیم مطالعه کردیم دیدیم بله همینطوری هست این اسلام است، میگوید اگر کسی اسلام آورد اسلام یک خاصیتهایی دارد@ مثلاً اسلام باعث میشود که شخص نجس نباشد کافر نیست بالأخره قبول دارد چیزی را، از نظر ذهن باور کرده این را، قبول کرده، در عمل یک خاصیتهایی دارد ولی ایمان این نیست ایمان امنیت است یعنی دل باور میکند@ الان نسبت به مرده چه کسی ایمان دارد؟ دو گروه ایمان دارند در جامعه ما، یکی مردهشورها که دلشان کاملاً آرام است دست میزنند به مرده، میروند پیش مرده@ مرده را میشویند همانجا هم که دارد مرده را میشوید خسته هم که میشود وسط شستن چندتا مرده، تا جنازه بعدی را میاورند دستکش را در میاورد همانجا یک لیوان چایی میخورد قشنگ@ اگر خسته هم باشد مینشیند همانجا چلوکبابش را هم میخورد نوش جان، اصلاً انگار نه انگار کنار یک مرده نشسته، غذایش را میخورد بلند میشود اگر هم خوابش بیاید میگیرد میخوابد همانجا پیش مرده، بعد بلند میشود کارش را ادامه میدهد@ ایمان دارد قلبش آرامش دارد به آن قدرت داده که نترسد. یکی هم پزشکها، یک تعدادی از پزشکها که جراحی کار میکنند دانشجوهای پزشکی تشریح کار میکنند مجبورند، اوائلش هم میترسند@ ولی یواش یواش میبرند آنها را در اتاق تشریح، میگویند باید این را بشکافی پاره کنی این بدن را، باید مثلاً قلبش را نگاه کنی مغزش را نگاه کنی@ این یواش یواش ترسش میریزد ایمان میاورد و باور میکند یواش یواش که بله مثل اینکه اینطوری است مثل اینکه مرده واقعاً کاری ندارد مثل اینکه بلند نمیشود دنبال ما بگذارد، مرده مثل اینکه کاری از آن برنمیاید الان یقه من را نمیگیرد باور میکند@ پس این را میگویند ایمان حالتی است که در انسان قدرت، توانایی، مهارت، شدن، ایجاد میکند ولی اسلام نه، اسلام فقط یک باور است و میتواند منشأ اثر هم نباشد.@ من یکی دوتا روایت بخوانم کافی است برای امشب به عنوان مقدمه فقط یک معرفی از ایمان و اسلام بشود انشاء الله از فردا برویم سراغ بحثهای عمیقتر و عملیاتیتر. یک صلوات ختم بفرمایید.@ اول آیهاش را بخوانم برایتان، سوره حجرات آیه 14 (قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ) میفرماید عربها گفتند ما ایمان آوردیم به آنها بگو که@ چقدر مهم است دقیق ببین خداوند ریاضیات را چطوری، ریاضیات گرایشها و ارزشها را چطوری حفظ میکند، (قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا) شما هرگز ایمان نیاوردید (وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا) بگویید اسلام آوردیم قبول کردیم تسلیم شدیم@ (وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ) اما ایمان هنوز به دلهای شما وارد نشده ایمان اگر آمد پشت سرش باور، اطاعت و عمل هست ولی یک کسی که میگوید من قبول دارم اما نمیتواند عمل بکند ایمان ندارد.@ لذا امیر المؤمنین(ع) میفرماید که (قال لی رسول الله(ص) یا علی اکتب) علی بنویس (فقلت ما اکتب) چه بنویسم؟ (فَقالَ اکتب بسم الله الرحمن الرحیم) بنویس بسم الله الرحمن الرحیم@ (الإیمانُما وَغَرَ فِی القُلوب وَ صَدَّقتهُ الأعمال وَ الإسلامُ ما جَری عَلَی اللسان وَ حَلَّت بِهِ المُناکِحَه) تعریف میکند ریاضیات را تقسیم است خیلی دقیق@ این را بنویس که ایمان (ما وَغَرَ فِی القُلُوب) یعنی آن چیزی که در دل جای میگیرد در خود قلب جای میگیرد در دل است مقوله ذهنی نیست در خود دل جای میگیرد دل باورش میکند (وَ صَدَّقتهُ الأعمال) اعمال هم تصدیقش میکند@ میگوید من اسلام را قبول دارم ببین آها نمازش هم دارد میخواند روزهاش را هم میگیرد ماه رمضان 17 ساعت 18 ساعت روزه میگیرد هزینه میکند کربلا میرود حج میرود ایمان آورده@ محرم میبینید مشکی میپوشد عزاداری میکند ایمان دارد گریه میکند برای امام حسین، اگر جایش هم بشود شمشیر دستش میگیرد، عمل دارد میکند، حجاب دارد رعایت ناموس مردم را میکند حلال و حرام حالیش هست@ لقمه حلال لقمه حرام حالیش هست در عمل دارد از آن استفاده میکند ایمان آورده اینها را، اما چی؟ (الإسلامُ ما جَریعَلَی اللسان) اسلام آن چیزی است که جاری میشود به زبان@ (وَ حَلَّت بِهِ المُناکِحَه) فقط بله میشود یک دختر مسلمان یک پسر مسلمان، برای ازدواج خوب است مثلا اگر کسی میخواهد بیاید ازدواج بکند با یک دختر مسلمان، مسلمان باشد دختر مسلمان به آن میدهند@ مسلمان باشد با یک پسر مسلمان میتواند، برای معامله، برای پاک بودن، برای بازار، برای خرید، برای این کارها خوب است اسلام، این آثار را دارد اما منشأ اثر باید بشود@ یک کسی که حیا ندارد غیرت ندارد بیناموسی میکند مشروب میخورد نماز نمیخواند این خوب معلوم است اصلا باور نکرده این چیزها را، هر چه دلش میخواهد میبینید هر چه دلش میخواهد میشنود هر چه دلش میخواهد میگوید@ این قطعاً ایمان نیاورده، هر طور دلش بخواهد لباس میپوشد، هر طور دلش بخواهد رفتار میکند، این دیگر قطعا ایمان ندارد این فقط مسلمان است. علامت ایمان چیست؟@ حضرت میفرماید (صدقته الأعمال) علامت ایمان این هست که عمل یک نفر تصدیق میکند آن ایمان را، و باور قلبی یک نفر را تصدیق میکند. باز امام باقر(ع) ببینید چقدر زیبا میفرماید (الإیمان ما کان فِی القَلب) ایمان آن است که در دل است@ (وَ الإسلامُما عَلَیهِ التَناکُح وَ التَوارُث وَ حُقِنَت بِهِ الدِماء) اسلام نه، اسلام برای کارهای قانونی و حقوقی به درد میخورد، میگویند مسلمان است؟ بله مسلمان است، حالا اگر مسلمان است چه شد؟@ این میشود با یک دختر مسلمان با یک پسر مسلمان ازدواج بکند مسلمان از مسلمان ارث میبرد این درست است (حقنت به الدماء) خون مسلمان محترم است@ وقتی مسلمان شد خونش در ضِمه مسلمانهاست در دفاع از مسلمانهاست خونش حفظ میشود،دیگر چی؟ بعد میفرماید (وَ الإیمانُ یَشرَکُ الإسلام وَ الإسلامُ لا یَشرَکُ الإیمان) میگوید ایمان شریک اسلام هست@ یعنی اسلام را دارد با خودش، هر جا ایمان باشد اسلام هم هست اما اسلام همراهی نمیکند با ایمان و شریک ایمان همه جا نیست خیلی جاها ما مسلمان داریم ولی مؤمن نداریم@ پذیرفته تسلیم شده اما واقعاً باطنش باطن انسانی نیست روحش گرایش به الله، آسمان، بهشت، خانواده آسمانی، ندارد روحش بیشتر به دنیا تمایل دارد به جهنم تمایل دارد ولی حالا میگوید ما مسلمان هستیم.@ باز امام باقر(ع) میفرماید (الإیمانُ اِقرارُ وَ عَمَل وَ الإسلامُاِقرارٌ بِلا عَمَل) ایمان هم اقرار است اعتراف هست هم عمل است از سبک زندگی شخص معلوم است که این آدم، آدم مؤمنی است اما اسلام نه، اسلام چی هست؟@ میفرماید (اِقرارٌ بِلا عَمَل) اقرار هست اما عمل در آن نیست عملی نمیکند روزه نمیگیرد راحت میخورد ککش هم نمیگزد نماز نمیخواند بهانه میگیرد واجبات الهی را رعایت نمیکند@ حدود الهی را رعایت نمیکند حلال و حرام را رعایت نمیکند این دیگر فقط یک مسلمان است ولی یک مؤمن نیست. پس ما باید ببینیم در نظام تربیتی ما داریم مسلمان تربیت میشویم یا مؤمن@ بچههایمان را داریم مسلمان تربیت میکنیم یا مؤمن تربیت میکنیم انسان تربیت میکنیم یا یک حیوان مسلمان، مسلمان میتواند حیوان باشد باطنا، باطنش حیوان باشد چون پیامبر فرمود از امت من، وقتی میگوید امت من یعنی چه هستند همهشان؟@ مسلمانند به صورت ده حیوان محشور میشوند روز قیامت و حیوانات و موجودات دیگر، پس اینها یک عده هستند که حیوانات مسلمان هستند@ یعنی باطناً حیوان هستند کمالاتشان در حد کمالات حیوانات هست مسلمان هم هستند قبول کردند ولی مؤمن و انسان با این فرق میکند مقامش، شخصیتش، و باطنش با همدیگر فرق میکند که انشاء الله علامتها و خصوصیتهای یک مؤمن را انشاء الله برای جلسه آینده خدمتتان عرض خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@