أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
دربارۀ جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) و همچنین سایر معصومین (علیهم السّلام) خدمت شما عرض کردم، سایر معصومین همین اصطلاحاتی را که ما در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) ؟؟؟ آدم را خلق بکند، نور ما را خلق کرد، البته این اعداد و ارقام کثرت را میخواهد برساند، نه اینکه دقیقاً بخواهد بگوید 15 هزار میشود.@یعنی یک کثرت طولانی دارد این خلقت، فاصلۀ خلقت معصومین (علیهم السّلام) خداوند تبارک و تعالی اساساً مراحل خلقت را از همان خلقت اولیه، «خَلَقَكُمُ اللهُ أَنْوَارا فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ» اول نور شما را خلق کرده ؟؟؟ سایر مخلوقات از نور اهل بیت (علیهم السّلام) خلق شدند.@در این باره دو فرمایش داریم از وجود مقدس امیرمؤمنان (علیه السّلام) در نهجالبلاغه، و وجود مقدس آقا امام رضا که تعابیر تقریباً نزدیک به هم است «نَحْنُ صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنَائِعُنَا» ما ساختۀ پرودرگارمان هستیم و خلق ساختۀ ما است، یعنی خداوند مخلوقات را از نور ما آفریده است.@ما هر چه که دربارۀ مقام اهل بیت (علیهم السّلام) میگوییم در واقع به اصل خودمان پی میبریم، یعنی ریشۀ خودمان، خانوادۀ خودمان را بهتر میتوانیم بشناسیم که اصل وجودی ما، ساختار وجودی ما از کجا ناشی شده است.@انسان تا نداند از کجا آمده و وطناش کجاست، فهم اینکه در کجا هست و به کجا میرود، برایش امکانپذیر نیست، فهمی که برایش مؤثر باشد، نه دیگر دنیا را خوب میتوانیم بشناسیم، نه مسیر جاودانگی و ابدیت را بشناسیم، لذا مهمترین مسئله فهم جنسیت ما است اصل ما، ریشۀ ما که «من أین» ما از کجا آمدیم.@لذا در قوس نزول خلقت که اول جبروت خلق میشود مانند فرشتهها و ؟؟؟، از نور اهل بیت بعد ملکوت، بعد ناسوت، که اینها نمونهبرداری میشود امام صادق (علیه السّلام) میفرماید: «اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلّ خَلَقَ مُلْكَهُ عَلى مِثالِ مَلَكُوتِه، وَ اَسَّسَ مَلَكُوتَهُ عَلى مِثالِ جَبَرُوتِه» خداوند عالم دنیا را با این عظمتی که انسان آن را میشناسد، این را از روی عالم مثال آفریده.@خدا رحمت کند میرزا را میگفت دنیا با همۀ بزرگیاش یک ده میلیاردم برزخ است، البته در نسبت این راحتتر به دست میآید که توضیح دادیم «وَ اَسَّسَ مَلَكُوتَهُ عَلى مِثالِ جَبَرُوتِه» بنیان گذاشت خداوند عالم ملکوتش را براساس جبروتش.@همۀ این مراحل خلقت از نور اهل بیت (علیهم السّلام) آفریده شده است، یعنی اهل بیت همانطور که عرض کردم حضور دارند در تمام مراحل خلقت نور آنها استمرار دارد از آن بالا تا پایین و در تمام مراحل خلقت نور اهل بیت (علیهم السّلام) وجود دارد، کیفیت وجودش را در ارتباطگیریاش توضیح دادم.@لذا نور اهل بیت (علیهم السّلام) در همه اشیاء حضور دارند، در دعای کمیل میخوانید «وَ بِأَسْمَائِك الَّتِی مَلَأَتْ أَرْكانَ كلِّ شَیءٍ» حضرت فرمود «نَحْنُ وَ اللهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى» ما اسماء حسنی هستیم؛ بنابراین اینطور نیست که شما فکر بکنید یک ذرهای در این عالم هست که از حضور اهل بیت دور باشد، حضرت به آنها احاطه نداشته باشد.@اهل بیت که خیلی بزرگ هستد، شاگردانشان، آن هم شاگردان دستۀ چندم، خدا رحمت سید هاشم حداد را میگفت شاگردش یک چیزی از او پنهان کرده بود، تو چه چیزی از من پنهان میکنی میخواهی به تو بگویم در آسمان چهارم چه خبر است.@آسمان چهارم تمام این آسمانها، ستارهها، کیهانها، کهکشانها، در آسمان اول، فرمود آسمان اول خودش در مقابل آسمان دوم مثل یک حلقهای هست در آسمان اول، دوم نسبت به سوم، سوم نسبت به چهارم، سید هاشم چون استمرار شخصیتی داشته، روح انبساط پیدا میکند، آنجا حضور دارد که میتواند حرف بزند و گزارش بدهد.@در بحث اردوی اسماء الله توضیح دادیم نفس کِش میآید از آن طبیعت و بدن استمرار پیدا میکند و از خودش خارج میشود، حالا چقدر کِش میآید بسته به این هست که این چقدر قوی باشد، چقدر کار کرده باشد، چقدر سیر وجودی پیدا میکند.@چون در داستان مرحوم آیت الله خویی وقتی که مرحوم سید علی قاضی به او ذکر داد مرحوم خویی در اثر این اذکار تا مرجعیت خودش را دید و فوت خودش را دید خیلی ترس او را برداشت، سراسیمه خدمت سید علی قاضی آمد گفت چیه چرا اینطوری شدی؟ گفت من خواب دیدم اینطوری شده، از گنبد نجف مرگ من را اعلام کردند به عنوان مرجع، مرحوم قاضی میگوید شما فقط بروید درس بخوانید.@بعداً خود مرحوم قاضی گفته بود ایشان طاقت نداشت اگر نه من تا قیامت خودش را به او نشان میدادم، یعنی این نفس استمرار پیدا میکند همه چیز را میفهمد، چون جنس نفس به عرش میرود، وقتی میگوید حضرت زهرا (سلام الله علیها) در عرش الهی است یعنی حقیقت تو از آن جنس است.@اینجا آمدی فکر نکن یک زن هستی، یا یک مرد هستی، یک خانم هستی یا یک آقا هستی، کل عمرت را، اهدافت را، آرمانهایت را، انگیزههایت را، ؟؟؟ جمادی میشود، یا گیاهی، یا حیوانی، یا عقلی، تو این نیستی، اگر تحت تربیت قرار بگیری اینطوری استمرار پیدا میکنی.@حالا ما میفهمیم وقتی امام بالای سرمان نیست، ما چقدر داریم خسارت میبینیم، و میفهمیم چرا حضرت زهرا گریۀ شدیدی کرد که عرش خدا از گریۀ ایشان به گریه میافتد، چه اتفاقی افتاد، ما الان داریم میگوییم سید هاشم حداد، سید علی قاضی اینطوری است، امام زمان بیاید همۀ ما که اینجا نشستیم از آنها خیلی قویتر خواهیم شد.@همین تکتک من و شما که اینجا نشستیم امام زمان کل ما را تربیت بکند، ما خیلی انبساط شخصیتی داریم، در زمان امام زمان راه به غیب و برزخ چنان باز میشود که مردم رفت و آمد به برزخ برایشان کار راحتی است، خبرگیری از برزخ، بالاتر از آن هم برایشان کار راحتی است، انبساط اینطوری ایجاد میشود، و ما الان همه کوچک هستیم، آک هستیم اصلاً هیچ کدام از اسماء و صفاتی که در ما هست متأسفانه فعال نیست، خود ما هم فکرش نیستیم که فعالش بکنیم.@پس وقتی میگوییم اینها در عرش هستند کشیده میشوند تا پایین میآیند، «فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوت أَذِنَ اللهُ» معصوم سر جای خودش هست، جلوهاش تا پایین است، بنابراین وقتی میگوید «فاطِمَةُ حَوْراءُ الْإِنْسِیَّةُ» فاطمه یک حقیقت بهشتی هست که ظهور انسانی دارد، یعنی باطن و حقیقت او مربوط به بهشت است.@ما در ارتباط با معصوم و وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) اگر درست رفتار بکنیم از این ظهور ایشان به باطن راه پیدا میکنیم، و به بهشت میرویم، پس حقیقت بهشت نور اهل بیت (علیهم السّلام) است، شما با ارتباط صحیح با اهل بیت به آن باطن راه پیدا میکنید، به قول آیت الله جوادی آملی میگوید حیوانات و دیوانگان هم به بهشت میروند این حداقل آن هست.@شما تا مقام عرشی میروید «یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللهِ» تا آنجا میروید، تا آن مقام چطوری میروید؟ با این تبعیت، با این ارتباطگیری، روابط درست انسان بگیرد، نکتۀ اساسی که ما متأسفانه به آن توجه نمیکنیم این هست که ما چون سکولار هستیم.@نوع ما شیعیان تفکراتمان ذاتاً سکولاری هست، ناب نیست، یعنی دین را به عنوان یک امری خارج از مسائل دنیایی در نظر گرفتیم، دنیایی یعنی یا جمادگرا هستیم، یا گیاهگرا هستیم، یا حیوانگرا هستیم، یا عقلگرا هستیم، به عنوان متدین به این معنا که به حیات معنوی اصالت بدهیم نیستیم.@بنابراین اهل بیت هم در حاشیۀ زندگی ما هستند، یعنی ما اصالتاً به اینها اصالت میدهیم، ارتباط با این شخصیتها را در حاشیۀ زندگی دنیاییمان داریم، برای همین هم امام زمان 1180 سال آواره است، چون جدی نیستیم، متن زندگی ما نیست، او را وسط نیاوردیم، این فرصت را نکردیم که حالا راجع به این صحبت بکنیم چه موقع وسط میآید، و چه موقع میآید و چطوری هست.@اما اهل بیت (علیهم السّلام) در حاشیه هستند، این همه جلسات و هیئت و اربعین و حتی در اربعین هم در حاشیه هستند، در محرم، صفر واقعاً در حاشیه هستند، یعنی شما میبینید به خاطر امام حسین تمام کشور سیاهپوش شد، باز عزاداری در حاشیه است، امام زمان در حاشیه است.@چون چند تا از این هیئتها قدم برمیدارند برای برطرف کردن موانع ظهور، یا اصلاً آنها که دارند سینه میزنند، زنجیر میزنند اصلاً فکر این هستند که ما باید طرح و برنامه داشته باشیم، اصلاً امام زمان در قم است، در اربعین شما ببینید مظلومترین، غریبترین آدم در اربعین امام زمان است، کسی به او توجه نمیکند.@همه درگیر حسین سال 61 هستند، آن هم با جنبۀ تراژدیش نه جنبه حماسهاش کمتر هست، یعنی گریه و اشک و آه و موسیقی و آتش و تشنگی و اسارت است، این جنبهها کلاً متأسفانه فراموش میشود، این میشود که امام 1180 سال آواره است.@در زندگی آدمها، آدمها یک موقعهایی معشوقهایی پیدا میکنند که حالا یا جمادی است، یا گیاهی است، یا حیوانی است، یا عقلی، مجبور هستند به خاطر معشوقهایشان با یک سلسله از شخصیتها ارتباط مستقیم پیدا بکنند، آن شخصیتها فرد اول زندگی این آدم میشوند.@مثلاً بعضیها هستند در کار تجاری میافتند میگوید من میخواهم در تجارت بروم، میگوید در تجارت ایران بزرگان تجارت چه کسانی هستند؟ میگویند فلانی، میگوید پس من باید خودم را به او برسانم، بروم با این آدم ارتباط بگیرم در ارتباط با این آدم راه تجارت ما باز بشود.@بعضیها در کمالات گیاهی هستند مثلاً میخواهد یک ورزشکار قوی در یک رشتهای بشود، میگوید من بروم ببینم اساتید درجه یک در تکواندو چه کسانی هستند، در بسکتبال کیست، در فوتبال کیست، خودم را وصل میکنم، اصلاً زندگی خانوادگی با همدیگر راه میاندازند، فامیل میشوند، میگوید من این آدم را باید در زندگیام داشته باشم، بدون این آدم من رشد نمیکنم.@یک کسی میخواهد هنرپیشه بشود میرود گردنکلفتهای سینمای ایران را شناسایی میکند بعد یک طوری خودش را به آنها میرساند حالا به هر طریقی که این آدم این را زیر بال و پر خودش بگیرد که این هنرپیشه بشود، پشت دوربین برود با هزار جور بدبختی و نکبت و امتیازی که دارد.@یک کسی در کار علوم میافتد مثلاً میخواهد شیمیدان یا پزشک بشود، میگوید من ببینم آدمهای برجسته در کشور در این رشته چه کسانی هستند، خودش را به آن میرساند، آن آدم از این به بعد مرد اول زندگی این میشود، آدم اول زندگی او میشود.@میخواهد در موسیقی، نی، ضرب، ویلون کار بکند، خودش را به استاد درجه یک آن رشته میرساند، آن آدم دیگر همیشه در زندگی او تعیینکننده است، یعنی این شخص ارتباط برقرار میکند، و حضور آن آدم از این لحظه به بعد در همۀ کمالات در زندگی او جدی میشود.@ما متأسفانه در بخش کمالات فوق عقلانی اهل بیت که قهرمان این کار هستند معدن «اِنْ ذُکرَ الْخَیْرُ کنْتُمْ اَوَّلَهُ وَ اَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْویهُ وَ مُنْتَهاهُ» معدن خیر هستند و معدن انسانیت هستند نمیآیند، میگوییم حضرت زهرا را میشناسم، حضرت زهرا را همان حاشیه نگه میداریم، آن هم موقعی که به او نیاز دارد، یا موارد خاص، محرمی، صفری، امام حسین، امام حسن، شخصیتهای برجسته اما نمیآیند نفر اول زندگی ما بشوند.@دیدید یک شخصی میخواهد برود در یک رشتهای تخصص پیدا بکند به استاد میچسبد، طوری که زنش هم میفهمد، خانوادهاش هم میفهمند، میگویند تو چرا مدام به این استاد چسبیدی، مدام راجع به این استاد حرف میزنی، مدام با این میروی، سر جلسات این میروی، سر کلاس این میروی، دورۀ این میروی، حرف این را میزنی، استاد فلانی اینطوری میگویی، من عاشق این رشته هستم مردش هم این است همه این را میفهمند.@ولی هیچ کس وقتی با ما ارتباط دارد بو نمیکشد که من در خانۀ امام زمان هستم، در خانۀ حضرت زهرا هستم، در خانۀ سیدالشهدا هستم، هیچ بویی از ما استشمام نمیشود، وقتی ما را بو میکنند، بوی پول میدهیم، بوی کمالات گیاهی میدهیم، بوی کمالات حیوانی میدهیم، بوی کمالات علمی میدهیم.@اینطور نیست که بیاید نزدیک بشود بگوید این آدم چسبیده در خانۀ حضرت زهرا دیگر ول نمیکند، ما وقتی میگوییم چسبیدن، چسبیدن ما از نوع چسبیدن منبریها و روضهخوانها و مداحان است، ولی چسبیدن حقیقی که من میخواهم به این شخصیت شبیه بشوم و سلوک بکنم اصلاً نیست.@لذا ما هیچ وقت به باطن اهل بیت راه پیدا نمیکنیم، چون او اصلاً نمیآید در ما به عنوان فرد اول شخصیت زندگی من ارتباط در نفس من داشته باشد و ما باید این را زنده بکنیم، نیازی هم نیست که بروم آن را بیاورم چون قاعدۀ ریاضی آن این است «اَنْفُسُکُم فِی النُّفُوس» هست، من باید با آن ارتباط بگیرم در خودم این را کار نمیکنم.@برگردیم سر بحث نسبت، در بحث نسبت گفتیم ما الان در رحم دنیا هستیم، یعنی زندگی ما اینجا زندگی ریاضی است، مثل جنین که زندگیش ریاضی است، یعنی جنین در ساختاری اگر در جریان خاصی قرار گرفت مطابق شرایط زیستی دنیا تربیت شد سالم است، ما شش تا تولد داشتیم.@ما در رحم دوم حواسمان نیست که داریم سیر ریاضی را نسبت به یک عالمی بینهایت زیبا و بزرگتر از اینجا، که اینجا را احاطه کرده طی میکنیم، شما آن قانونی که یک جنین را شکل میدهد براساس نظام دنیایی چیست؟ مثلاً چون فرشتهها کار میکنند، در شرح دعای سوم صحیفه توضیح دادیم.@فرشته میآید این اسپرم و تخمک را میگیرد لقاح حاصل میشود، بعد این اسپرم و تخمک را فرشتهها روی آن کار میکنند، سلول تخم درست میشود، بعد این سلول باید تقسیم بشود تا ؟؟؟ یک شعور دارد روی این جنین کار میکند، جنین که خودش شعور ندارد، پدر و مادر هم که این کار را نمیکنند، چه کسی دارد اسپرم و تخمک را لقاح میدهد، و بعد روی آن دائماً صورتگری میکند تا شبیه یک بچۀ کامل میشود، چه کسی این کار را کرده است.@الان میآید اینجا پرچم زدند، میگوییم این پرچمها خودش اینجا زده شده، قبول میکنید؟ این بخاری خودش روی دیوار نصب شده، این فرشها خودشان بافته شدند کسی از ما میپذیرد؟ شوخی نیست چند هزار میلیارد سلول روی هم میآید میشود آدم زنده با خصوصیتهای حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی.@قرآن است که صریحاً به ما میگوید «هُوَ الَّذي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحام» اوست که دارد شما را شکل میدهد، یک شعور حاکم بر جنین است، که این را تا مرحله بچه شدن و زایمان میبرد، این شعور براساس کدام قاعده کار میکند.@یعنی آن لحظهای که دارد این را دائماً تصرف میکند، صیرورت به او میدهد، دست و پا برایش درست میکند، پا، قلب، چشم، مغز، سلسله اعصاب، سیستمهای داخلی دارد برایش طراحی میکند، آن شعور دارد چه چیزی میبیند که این را دارد اینطوری طراحی میکند، چشم، دست، ابرو، مژه، مو، پوست، یک کم ما باید فکر بکنیم، ما عادت کردیم کور شدیم، عادی نگاه میکنیم دیگر نمیفهمیم.@مگر شوخی است یک اسپرم نجس است، یک سلول تخم، یک دفعه وجود میشود، ؟؟؟ انسان هستیم چه کسی این کار را کرده است، ولی کسی هم که دارد این کار را میکند، بر چه مبنایی دارد این کار را میکند، یعنی حرکت جنین در رحم مادر براساس چه جریان ریاضی چه ساختاری طراحی میشود؟@ براساس ساختار دنیا طراحی میشود، و الا بچه که در رحم مادر دست و پا لازم ندارد، قلب لازم ندارد، سلسله اعصاب لازم ندارد، دستگاه تنفس لازم ندارد، آنجا در محیط آبی است، پس این که دارد شکل میدهد یعنی دارد در یک سیستم دیگری میرود، به زودی وارد سیستم جدید میشود، آن شعوری که در رحم هست آن سیستم را میشناسد، دقیقاً سیستم دنیا را میشناسد و لذا این را براساس آن سیستم در رحم مادر شکل میدهد.@کل سیستم دنیا را میشناسد که برای طول موجش به این چشم میدهد، برای فرکانسش به این گوش میدهد، برای محاسبات دقیق به این مغز میدهد، همه چیز را دارد طراحی میکند، و الا شما اکثر کارهایی که در رحم روی جنین انجام میشود، در رحم فایدهای ندارد عبث است، زمانی که متولد بشود معنا دارد.@الان من در رحم دنیا هستم اشتباهم این است که فکر میکنم چون موجود مختار هستم هر کاری دلم میخواهد میتوانم انجام بدهم و هر کاری کردم عیبی ندارد، نه آن شعور را دست خودت سپردند، اینجا کار خطرناک میشود.@
اختیار دست ما دادند، گند زدیم رفت، گفتند خودت باید با آن سیستم آخرت خودت را بسازی، به زودی وارد یک سیستمی میشوی که اگر با آنجا تناسب نداشته باشی بدبخت میشوی و جهنم میشود، توضیح دادیم جهنم ظهور بهشت است، باطن بهشت را جهنم میگویند، الان دنیا کسی را اذیت میکند یا نه؟ مثلاً یک جنین کور به دنیا بیاید دنیا او را اذیت میکند؟ نه.@این چون با طول موج تطبیق ندارد کوری را احساس میکند و دردش اذیت میکند، درد یعنی چی؟ درد یعنی اینکه یک موجودی با سیستم اینجا هماهنگ نیست حالا این درد سراغ او میآید، و الا همۀ آدمها همانطور که همۀ جنینها به دنیا میآیند همۀ آدمها وارد بهشت میشوند، اما اگر کسی هماهنگی نداشته باشد جهنم میشود، لذا جهنم باطن خود بهشت است.@«فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذاب» جهنم ظهور بهشت است، اگر شما در بهشت رفتی که رفتی، یعنی هماهنگ بودی خوش به حالت کیف و عشق و حالش را بکن، اما اگر هماهنگ نبودی درد میآید.@این شعور کجاست، الان میخواهم با این شعور خودم را هماهنگ بکنم، چون دست خودت سپردم، در رحم جنین راحت است یک شعور بر او حاکم است، پدر و مادر سیستم شعور را با رعایت مراقبتهای بارداری، اینکه ما دائم میگوییم به عزیزان بیایند قبل از انعقاد نطفه حتماً دختر و پسرها، حتی قبل از ازدواج بیایند از ما دوره بگیرند در رابطه با انعقاد نطفه در بخش سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق، معنویت برای همین است.@وقتی میآیید برنامه میگیرید روی اسپرم و تخمکها ما کار میکنیم این را برای شما فعال میکنیم، در دوران بارداری کمک میکند یک کسی خانمش باردار باشد، یا یک خواهری باردار باشد، کل نُه ماه راحت است، چون مادر این را دست آن سیستم میسپارد راحت است.@اگر قرار است یک شعوری دقیقاً یک جنینی مناسب دنیا تربیت بکند، آن شعور باید پدر و مادر زودتر فعالش کرده باشند، مثلاً یک شب بیموقع انعقاد نطفه صورت گرفته باشد، آن شعور نمیتواند این بچه را شکل بدهد، بچه صرع میگیرد، چون پدر و مادر نگذاشتند آن شعور فعال بشود، در یک شب بیخود برداشتند در یک شرایط خاصی انعقاد نطفه بستند خراب شد.@الان آن شعوری که میتواند من را با وجودی که اختیار دارم مطابق بهشت و بالاتر از بهشت تربیت بکند، غایت من حضرت زهرا است، غایت من امام زمان است، میگوید «اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللهِ» آن مقامی که شما پیش خدا دارید من آن را میخواهم، کدام شعوری میتواند ما را به آنجا تربیت بکند؟@خود حضرت زهرا، خود امام میتواند، آموزههایش، شریعت، طریقت، و حقیقت آنچه که از او ظهور میکند، کتاب الله و عترت، بنابراین آدم زیرک کسی است که از اختیاراتش اصلاً سوءاستفاده نمیکند.@نمیگوید آزاد هستم، راحت هستم، هر چه دلم خواست میخورم، هر چه دلم خواست میپوشم، هر چه دلم خواست میبینم، هر چه دلم خواست لقمه میخورم، هر چه دلم خواست کار اقتصادی میکنم، هر چه دلم خواست کار اجتماعی ـ سیاسی میکنم چه کسی به چه کسی است.@الان دیدید چقدر ولنگاری در زندگیها شده، این فکر میکند اگر دست خودش سپردند خوب است، نه، دست تو سپردند چون خدا میخواهد حرمت اختیار تو را رعایت بکند، و الا این طرف قانون گذاشته میگوید «الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيم» اسلام یعنی دستت را بالا ببری بگویی من نمیخواهم از اختیاراتم استفاده بکنم من تسلیم شما هستم.@مثل یک کسی که خودش را کاملاً به یک پزشک میسپارد میگوید من حرف نمیزنم هر چه شما گفتید چشم همان است، لذا فرمود: «أَعْقَلُكُمْ أَطْوَعُكُم» عاقلترین شما کسی است که حرف از اختیار خودش نمیزند، بیشتر اطاعت میکند.@میگوید چشم، اینطوری غذا بخوریم، اینطوری لباس بپوشیم، اینها را ببینیم، اینها را نبینیم، اینها را بشنویم، اینها را نشنویم، اینطوری ازدواج بکنیم، اینطوری شوهرداری بکنیم، اینطوری بچهداری بکنیم، میگوییم چشم هر چه شما بگویید، چون اینطوری تو شبیه حضرت زهرا میشوی، حضرت زهرا میگوید بنشین هر چه گفتم گوش کن چشم.@پس وقتی که تو خلق شدی برای اینکه به آن مقام برسی ظهور این حرکت را عبودیت میگویند «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون» انسان برای عبودیت و عبادت خلق شده، یعنی بگوید چشم تا شبیه خدا بشود.@شما الان میخواهی در باشگاه بروی بشوی دان ده کاراته و کنگفو، باید چه چیزی داشته باشی تا بخواهی به آن دان ده برسی؟ عبودیت، اینطوری ضربه بزن، اینطوری بکن، تمامش قانون است، یک ذره از اختیار خودت سوءاستفاده بکنی، دست ببری در قانونی که استادت میگوید، در مسابقه نشان میدهد، در امتحان نشان میدهد، تو گَند زدی به دستور استاد عمل نکردی.@ما استادمان یادمان میداد تمرین که میداد، زمان قبل از جنگ، در باشگاه میگفت بروید کار بکنید، این میدانست اگر ما این تمرین را مثلاً روی شکم یا روی پشت یک هفته کار کنیم، شکم و پشت حالت خاصی دارد، قدرت خاصی دارد.@بعد میآورد میگفت کار کردید، مگر کسی دروغ میگفت کار کردیم، یک مشت محکم میزد، آدم بالا میآورد، میگفت دروغ میگویید کار نکردید، میخواباند با لگد محکم در شکم میزد، اگر کسی کار کرده باشد، میگفت درست است، شکمت درست است، یک ضربه میزد تو را پرت میکرد، معلوم میشد کار کردی.@وقتی میگوید مؤمن موجودی است شاد و آرام اگر غصهخور و ناآرام و مضطرب هستی معلوم است دستورات را عمل نکردی، اگر یک مؤمن دستورات را عمل بکند حتماً شاد و آرام است، چون فرمول است، مثل یک پزشک است، پزشک میگوید من این قرص را به تو دادم باید این اتفاق بیفتد، میگوید دکتر خوردم نشد، دروغ میگویی نخوردی، بدمزه بوده.@میگوید 40 روز باید بخوری، میگوید دکتر خوردم نشد، یک هفته خوردی بقیه را زیرآبی رفتی، تو 40 روز این دارو را بخوری خودش را نشان میدهد، میگوید نه دکترش دکتر خوبی نبود من رفتم داروهایش را هم گرفتم ولی خوب نشدم، خدا وکیلی تمام داروهایی که دکتر داد تو خوردی بعد گفتی خوب نشدم.@میگوید مؤمن هر جا دیدید آدم مهربانی است، «كُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِيمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ» هر چه مؤمن ایمانش زیاد میشود، عشقش به همسرش بیشتر میشود، مهربانتر میشود، تو ایمان نخوردی، ایمان ذاتش تولید مهربانی است، مثل این چراغ که روشن است، مثل این بلندگو، مثل این آب وقتی میخوری آثارش را دارد.@چون ایمان یعنی تقرب به الله، شما میخواهی تقرب به الله پیدا بکنی، در قوس نزول که آمدی حالا در قوس صعود میخواهی برگردی میخواهی به اصل خودت برسی الله، الله اولین اسمش که مادر همۀ اسماء است رحمان است، رحیم اینقدر بزرگ است که قرآن میگوید «قُلِ ادْعُوا اللهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى» چه بگویید الله، چه بگویید رحمان اسماء حسنی دارد، با اینکه خود رحمان جزء اسماء است.@اینقدر این رحمن بزرگ است منشأ همۀ خلقت است «الرَّحْمن عَلَّمَ الْقُرْآن» تازه بعدش «خَلَقَ الْإِنْسان» لذا امکان ندارد یک نفر یک قدم مؤمنتر بشود و یک قدم مهربانتر نشود، حاج آقا ماشاءالله 50 دفعه حج رفته، بعد میبینی زودرنج هست، عصبانی هست، سر زنش داد میزند، سر بچهاش داد میزند، اصلاً اخلاق ندارد، این چه حاج آقایی است، این 40 است هیئت رفته، چی شد شباهت حاصل شد.@پس این که امشب میخواهم بگویم این هست که دقت کنید ما جدی توجه نداریم این چهارده تا نور را وسط زندگی ما گذاشته، و ما باید با این شخصیتها ارتباط شخصی برقرار بکنیم، یک استادی مثلاً دکتر است به یک کسی دستور میدهد، میگوید من رفتم فلان کس را قبول کردم بعد دستور داده این پرهیزها را بکنم معلوم است.@بعد این در طول درمان 2 ماه، 3 ماه، 6 ماه، که دارد زیر نظر این دکتر کار میکند این دکتر در زندگی او حضور دارد، میگوید نه دکتر گفته نخور، یعنی امر و نهیها را دارد توسط فلان دکتر انجام میدهد، او حرف میزند.@ما معصومین بخصوص وجود مقدس امام زمان شخصیت اول زندگیمان نیست، یعنی اصلاً حضور جدی ندارد که من با این استاندارد خودم را تنظیم بکنم، با این معیارها خودم را تنظیم بکنم، پیغمبر وقتی دارد میگوید حضرت زهرا یک وجود عرشی است میخواهد تو به این توجه بکنی، این موجود را بشناسی، و حضورش در زندگی تو جدی باشد، حقه نزن.@حضرت فرمود هر کس بخواهد به خدا حقه بزند حقه میخورد، و هر کس بخواهد قلدری بکند، او را زمین میزند، کلک نزن، ادعا کنی من عاشق اهل بیت هستم، ولی واقعا اینها حضور نداشته باشند، حضور داشتن یعنی اینکه جداً الگو قرار بگیرد، جداً همۀ معیارهای من، همۀ کارهای من این بشود.@چهارده معصوم را گذاشته که ما با اینها این ارتباط را برقرار بکنیم، ارتباط اطاعتی، ارتباط شریعتی، ارتباط ربوبیتی، این مقام را از آنها بپذیریم که این رب من است من باید خودم را تسلیم بکنم که او هر طور دلش میخواهد من را شکل بدهد.@ولی میگوید حجاب من رعایت نمیکنم، میگوید نماز من رعایت نمیکنم، میگوید نماز اول وقت من رعایت نمیکنم، میگوید نماز جماعت رعایت نمیکنم، میگوید خوردنیها اینطوری رعایت نمیکنم، شنیدنیها اینطوری، نوشیدنیها اینطوری، کار اقتصادی، کار اجتماعی هیچ رعایت نمیکنم.@محصولی که در میآید همان است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود، که طرف محب هست، محب اولیا هست، مبغض اعدا هست، تسلیم به قلب و لسان هست اما تسلیم به عمل نیست، نتیجه این میشود که به قول حضرت زهرا 300 هزار سال فاصله بین آنها میافتد.@این ایام فاطمیه فرصت خوبی است برای این مسئله، که ما فرصت بکنیم خانم را جدی وسط زندگیمان بیاوریم، شخصیت به عظمت امام زمان که میفرماید: «فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللهِ لِي أُسْوَةٌ حَسَنَة» این الگوی من است، امام من است، فاطمه زهرا این اشرف مخلوقات را دارد ؟؟؟.@ما چرا امام را قرارش ندادیم، چون روز قیامت هر کسی با الگویش، با امامش محشور میشود، من به یک خانمی گفتم، دخترم شما عارت میآید شبیه حضرت زهرا بشوی، مادرت، انسان کامل، عارت میآید شبیه او زندگی کنی، اگر این را الگو قرار ندهی چه کسی میخواهد الگوی تو باشد، هر کس هست، خلایق هر چه لایق، با او محشور میشوی.@این شوخی نیست من باید تصمیم بگیرم، من میخواهم با این چهارده معصوم، «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ غَيْرِكُمْ» من فقط با شما باشم با هیچ کس نمیتوانم باشم، من فقط شما را قبول دارم، هر چه شما بگویید چشم، بقیه ملاک من نیستند، الگوی من نیستند.@
دیدی آدم مدام دوست دارد این و آن را نصیحت کند