معرفت فاطمی؛ جلسه دوم 21/10/1402
بحث ما درباره دنیای پسندیده از نظر حضرت زهرا سلام الله علیها بود. حضرت فرمودند من از دنیای شما سه چیز را پسندیدم اولین چیز تلاوت کتاب الله است که درباره اهمیت قرآن جایگاه قرآن در جهان جایگاه علمی قرآن، سخن گفتیم و بعد آثار تلاوت قرآن را. چون وقتی انسان با آثار تلاوت قرآن رو به رو می شود. بهتر می فهمد که چرا مادر ما مادر آسمانی ما حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: من از دنیای شما این سه چیز را انتخاب کردم. ما هم اگر خوش سلیقه باشیم. شبیه مادرمان باشیم تقرب به او داشته باشیم فهم مان با فهم او یکی خواهد شد و هم نظر با او خواهیم شد از آن چه که او دوست دارد ما هم دوست خواهیم داشت و از آنچه که او می پسندند هم ما خواهیم پسندید. هم نظر می شویم با ایشان.
چند تا از آثار قرائت قرآن را خدمت شما عرض کردم که حالا می رویم سراغ بقیه آثار. فرمایش اول از نبی اکرم, است: « عَلَيْكَ بِقَراءَةِ القُرآنِ فَاِنَّ قَراءَتَهُ كَفّارَةٌ لِلذُّنُوبِ وَ سَتْرَةٌ مِنَ النّارِ وَ اَمانٌ مِنَ الْعَذابِ» علیکم که می گوید یعنی وقتی می خواهد یک چیزی را واجب بکند، ضروری بکند حضرت با علیکم به کار می برد چه در قرآن چه در آموزه های معصومین یعنی مسأله خیلی ضروری است خیلی.یعنی اگر این را انجام ندهید دچار خسران زیادی می شوید. علیکم که می گوید یعنی حواست باشد من همه حرفم را به شما زدم. بعد می فرماید که « عَلَيْكَ بِقَراءَةِ القُرآنِ» بر تو باد قرائت قرآن یعنی لازم است بر تو. حالا آثارش را می فرماید. می فرماید که زیرا خواندن قرآن هم کفاره گناهان است یعنی گناهان را می پوشاند، گناهان گذشته انسان را. وقتی انسان قرآن را می خواند «فَاِنَّ قَراءَتَهُ كَفّارَةٌ لِلذُّنُوبِ وَ سَتْرَةٌ مِنَ النّارِ» این پرده ای در برابر آتش جهنم است. ستر فی النار یعنی پرده است نمی گذارد شما بسوزی. بعضی از کسانی که در معانی بیان سخن می گویند این جور موارد می گویند که؛ «سَتْرَةٌ مِنَ النّارِ» یعنی اگر آدم جهنم هم بیفتد، قاری قرآن باشد، اهل قرآن، این انسش با قرآن باز نمی گذارد که این عذاب به او اثر بگذارد. بالاخره این قرائت کار می کند برای انسان. دنیا هم همینطور است آنچه که ما در آخرت می بینیم چیزی است که در دنیا می بینیم. بنابراین کسانی که در دنیا انس با قرآن دارند، رفیق قرآن هستند، اهل قرائت قرآن هستند، با صوت قرآن انس دارند، زندگی می کنند، اینها خیلی جاها این یک سطری می شود برای شان از بسیاری از گناهان. بسیاری از اشتباهات، بسیاری از عذاب ها.
«وَ اَمانٌ مِنَ الْعَذابِ» و موجب ایمنی از عذاب خواهد شد. پس ببینید درست است ما چیز هایی داریم که اسم شان گناه است و موجب جهنم می شوند اما این را باید بفهمیم یک چیزهایی هم داریم که گناه را چکار می کند؟ از بین می برد و جلوگیری می کند از آتش جهنم. آنها را هم باید بشناسیم دیگر. در دنیا از اینها استفاده کنیم: انس با قرآن.
باز فرمایش بعدی از نبی اکرم , است. چقدر لطیف است این روایت «اِذا قَرَأَ القارِئُ الْقُرْآنَ» آن موقع که قاری قرآن می خواند «فَأَخْطَأَ اَوْلَحَنَ اَوْ كانَ اَعْجَميّاً كَتَبَهُ الْمَلَكُ كَما أُنزِلَ» چقدر قشنگ است. می گوید اگر کسی قرآن می خواند این دچار خطا می شود یا لحنش یک جوری است که نمی تواند که نمی تواند آن کلمه را درست ادا بکند. بعضی وقتها آدم ها یک لحن هایی دارند که کلمه را اشتباه می خوانند یعنی هر چه می گویی این؛ یک بنده خدایی آمده بود مثلا سوره حمدش را برای حج درست کند. این حاج آقا می گفت که بگو «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» می گفت اهدنا الصراط المستقین، بجای م، ن می گفت. می گفت نه نون نگو میم بگو، بگو مستقیم. می گفت آهان مستقین. دوباره هر چه گفت؛ حاج آقا گفت خوب است همین را بگو برود. نمی تواند بنده خدا لحنش نمی چرخد. بعضی ها اینجوری اند دیگر. یک حرف را جای یک حرف دیگری می گویند. حالا اگر کسی اشتباه خواند چه می شود؟ می گوید؛یا لفظ را اشتباه خواند یا لحنش طوری است که کلمه اشتباه می شود لحنش، «اَوْ كانَ اَعْجَميّاً» عرب نباشد،مثلا خیلی از ایرانی ها می خوانند عین را درست نمی توانند عربی بگویند غین را نمی توانند عربی بگویند اصلا زبان عربی معروف است به زبان زاد،می گویند لغة الضاد،می گویند لغة الضاد یعنی لغة القرآن لغة العربی. چرا ضاد را حالا انتخاب کردند چون تلفظش از بقیه لفظ ها سخت تر است. می گویند لغة الضاد. ««وَلاَ الضَّالِّینَ» را که می گوید باید تمرین کند بگوید.این بنده خدا نمی تواند یا مثلا عادی می گوید: «والزالین» دیگر .اصلا آن ز زنبوری و این چهار تا ز را یک جور می گوید، هر چهار ز را. حالا اگر کسی قرآن خواند البته در نماز خیلی مهم است.در نماز باید برود یاد بگیرد واجب است برود یاد بگیرد درست بگوید ولی در قرآن اگر یک موقع اشتباه خواند چقدر قشنگ می فرماید «كَتَبَهُ الْمَلَكُ كَما أُنزِلَ»، فرشته ها گفتند همانطور که قرآن نازل شده برای این می نویسند. درستش می کنند. قربان این فرشته ها بروم. فرشته های خدا. می گوید فرشته ها این را اصلاحش می کنند برایش. برایش درستش را ثبت می کنند. این غلط می خواند برایش چه ثبت می کنند؟درستش را ثبت می کنند برایش. عیبی ندارد.
روایت بعدی «يا بُنَيَّ لا تَغفُلْ عَن قِراءةِ القرآنِ فإنَّ القرآنَ يُحيِي القَلبَ و يَنهى عنِ الفحشاءِ و المُنكَرِ و البَغيِ» این قسمت را جلسه قبل هم گفتیم. می فرماید: پسرم! فرزندم! از قرائت قرآن از خواندن قرآن غافل مباش. چکار کنم؟ می فرماید که زیرا قرآن قلب را زنده می کند، احیا می کند. دقت کنید. گاهی وقت ها قلب تنبل است بی حال است رسیده به تنبلی رسیده به بی حالی، لازم است که تقویتش کنید، یک ذره بیدارش کنید، خواب رفته. یک موقع است می گوید نه قلب مرده است. خیلی عجیب است. خواب نرفته، تنبلی ندارد، بیماری ندارد، بدتر از همه قلب چه شده؟ مرده است. بعد می فرماید: قرائت قرآن زنده اش می کند. عظمت را نگاه کنید قرائت قرآن قلب را زنده می کند.
خدا مرحوم عبدالباسط رحمت کند را چقدر زیبا قرآن می خواند. یک موقع ایشان می رفتند بعضی از کشورهای آفریقایی یا جاهای دیگر، من چینی ها را دیده بودم خودم وقتی قرآن می شنوند مسلمان می شدند. دیدم چند مورد که چینی ها قرآن را همین جوری شنیده بودند، بعد با همین صدا مسلمان شده بودند؛ ولی مرحوم عبدالباسط خیلی ها فقط با قرائت ایشان- وقتی اصلا مسلمان نبودند- همین که این را شنیدند مسلمان شدند. یعنی این جوری دل را احیا می کند که یک کافر را مسلمان می کند. قرائتش فقط، صوتش فقط، حالا اینکه دارد می گوید اگر کسی بفهمدش خیلی خوب است قرائت با فهم خوب است دیگر. علی فرمود: «لا خَيرَ في قِراءةٍ ليسَ فيها تَدَبُّرٌ» در خواندنی که تدبر نیست خیری نیست یعنی من همیشه هم عرض کردم اگر مثلا عزیزان پنجاه آیه واجب است علی فرمود پنجاه آیه واجب است بخوانید دو آیه اش را ترجمه و تفسیرش را بخوانید. کتاب تفسیر مناسب یک تفسیر روان در اختیارتان باشد، نه تفاسیر سنگین که اگر کسی نفهمد اذیت شوید. تفاسیر فلسفی تفاسیر سنگین نه، تفسیر روان کنارتان باشد و حداقل وقتی پنج آیه می خوانید دو آیه را ترجمه اش را بخوانید. ببینید چه م می گوید تفسیرش چیست، این را بفهمیم. علم خداست. شوخی نیست. بعضی ها فقط می گویند این کتاب مقدس است باید بخوانیم. نه. دقت کنید «أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ» یعنی هفت تخصص پای این کتاب خوابیده یک عدد از این تخصص ها را بشر ندارد؛ یعنی این کانون علم است. کانون معرفت است. کتاب علم خداست. شوخی نیست کسی قرآن یاد بگیرد، علم حقیقی یاد گرفته. قوانین خلقت را یاد می گیرد در زمینه های مختلف. خیلی ها نه می روند تا دکتری می خوانند بعد در دکتری می فهمند خیلی از آنها که در ارشد خوانده اند اصلا به درد نمی خورد. کارایی اش را از دست داده اصلا. چون نظریه بوده. علم نبوده، ولی خدا در این کتاب هزاران قاعده و فرمول خلقت را دارد بیان می کند.
«وَ يَنهى عنِ الفحشاءِ و المُنكَرِ و البَغيِ» این کتاب چه آثاری دارد؟ می فرماید: از فحشا و منکر و ستم انسان را باز می گذارد؛ یعنی یک رحمانیتی در انسان ایجاد می کند، یک تقوایی ایجاد می کند، نورانیتی ایجاد می کند که انسان روحش متنفر می شود از فحشا و منکر و ظلم کردن به دیگران روحش متنفر است.
روایت بعدی را که می خواهم بگویم یک ذره توضیح باید بدهم گفتیم هدف خلقت انسان این است که انسان خلیفة الله انسان کامل بشود. چون ما روح خلیفة الله در وجودمان است همه از،از همه انسان ها حامل روح خدا هستند.روح خدا هم خلیفه انسان کامل یا خلیفه الله است یا همان نور محمد و آل محمد :است. این روح مربی به بزرگی خودش لازم دارد؛ یعنی مربی می خواهد که به همان اندازه بتواند این روح را به همان بزرگی تربیت کند. ما روح مان به خلیفة الهی می کشد. امام خمینی هم فرمودند: رییس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. یعنی او هم بی نهایت طلب است و می خواهد بزرگ شود. می خواهد بی نهایت شود او هم. ولی چون او نمی داند که الله می تواند او را برساند، می رود در کمالات پایین دنبال بی نهایت می گردد؛ یعنی یا کمالات جمادی یا گیاهی یا حیوانی یا عقلی. در حالی که حقیقت خلقت لا اله الا بی نهایت است. عربی ما می گوییم الله دیگر. فارسی بگوییم یک مقدار شاید بهتره. بفهمیم من معشوقی جز بی نهایت ندارم. چون من بی نهایت طلب هستم حالا این من معشوقی جز بی نهایت ندارم به عربی بگوییم چه می شود؟ لا اله الاالله. یعنی من معشوقی غیر از او ندارم. همه هم در وجودشان است. اصلا نیاز نیست آدم برود خدا را اثبات کند. خدا همانی است که تو عاشقش هستی. اگر خدایی وجود نداشته باشد تو عشق به بی نهایت نداری، این بی نهایت را می گویند الله دیگر. همه آدم های کره زمین هم دارند. همه آدم ها دارند. چطور تو در بخش جمادی کشش به جمادات داری، جمادات وجود دارند. در بخش گیاهی کشش به سمت جمادات گیاهی داری. آن هم وجود دارد. در بخش حیوانی کشش به سمت کمالات حیوانی داری آن ها هم وجود دارند در بخش عقلی کشش به سمت کمالات عقلی داری آنها هم وجود دارند. در بخش فوق عقل یا فوق تجرد یا بخش انسانی هم کشش به سمت کمالات بی نهایت داری، بی نهایت هم وجود دارد. هستی بی نهایت و وجود بی نهایت را اللهمی گویند. همه هم داریم می بینیم همه جا پر از الله است. الله همه جا است. پس ما قرار است این بشویم. خود خدا در قرآن هم می گوید هدف از خلقت شما این است که شما خلیفة الله شوید. شبیه خودم شوید. اینکه هزار بار می گوید من مربی شما هستم مربی یعنی چه؟ یعنی کسی که قرار است دیگران را شبیه خودش کند. والا مربی معنا ندارد. مربی همه جای دنیا یعنی اگر کسی رفت در باشگاه دنیا ثبت نام کرد، اطلاعت کرد شبیه آن مربی می شود، در آن کمال. حالا چون خدا بی نهایت است همه کمالات را هم بی نهایت دارد حالا شده مربی انسانی که بی نهایت طلب است. بنابراین وقتی من بی نهایت طلب هستم، یک مربی به بزرگی خودم لازم دارم. بی نهایت یعنی خلیفة الله می خواهم. روی کره زمین خلیفه الله لازم دارم. بنابراین اگر زمین خلیفه الله نداشته باشد زمین بیهوده آفریده شده. اگر شما بهترین دانشگاه کشور قبول شوید بگویند قبول هستید ولی استاد ندارید می روید ثبت نام کنید یا نه؟ کسی می رود ثبت نام کند؟ نه دیگر.چون استاد است که به آنجا معنا می دهد. ببینید بهترین باشگاه دنیا ثبت نام کنید بعد بگویند مربی نداریم. به چه دردی می خورد؟ جهان بدون متخصص معصوم فلسفه خلقت ندارد. او اگر باشد آدم ها خلقت چون آدم ها بی نهایت طلبند. ما اگر مربی بی نهایت کننده نداشته باشیم، خلیفه پرور نداشته باشیم، جهان بیهوده است. یعنی خدا مرا با یک ظرفیت بی نهایت به عشق بی نهایت به کمال مطلق آفریده و برای من مربی تعیین نکرده که من به این بزرگی تربیت شوم. این هم ظلم است از طرف خدا، هم کار عبثی است هم کار حکیمانه ای هم نیست. با عزت خدا هم سازگار ندارد. چون می توانم به خدا اعتراض کنم. از خدا سوال نمی شود مورد اعتراض قرار نمی گیرد. من بگویم به خدا، خدایا تو مرا بی نهایت طلب از این طرف قرار داده ای عاشق بی نهایت یک مربی به این بزرگی به من نداده ای. برای همین قرآن می گوید من قبل از اینکه انسان ها را خلق کنم، این کتاب بی نهایت را به آدم های بی نهایت تعلیم کردم، بعد آدم ها را خلق کردم که آدم ها معطل نشوند. «الرَّحْمَنُ* عَلَّمَ الْقُرْآنَ» بعد «خَلَقَ الْإِنْسَانَ». تا یک انسان که می آید روی زمین بی کار نباشد نگوید من الان فلسفه هستی ندارم برای چه من آفریده شده ام. نمی توانیم بگوییم تو صبر کن خدا پیامبر ها را بفرستد پیامبرها بیایند بعدا به تو می گویم برای چه. نه. خدا اصلا عزتش اجازه نمی دهد حکمتش اجازه نمی دهد می گوید من خدا اول باید کتاب انسان را خلق کنم انسان کامل را خلق کنم خلیفه الله و مربی انسان را بیافرینم بعد عضو گیری کنم. مگر غیر از این است همه جای دانشگاه اول استادش را تعیین می کنند مربی اش را می آورند بعد عضو گیری می کنند. وقتی مربی نداری چطور می شود ثبت نام کنی. خدا هزار بار دارد می گوید من رب هستم یعنی من مربی هستم و شما هم باید تربیت شوید. حالا که باید تربیت شوید باید برای ما روی زمین چه چیزی قرار است بدهد خداوند؟ امام قرار بدهد متخصص معصوم قرار بدهد که ما به او نزدیک شویم. خدا برای اینکه ما به خلیفة الله تبدیل شویم، برسیم به مقام خلافت الهی و انسان دو تا کار کرده یک منبع تخصصی دانش به ما داده آن چیست؟ قرآن است که تمام دانش خدا. «أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ» تمام فرمول ها را در این گذاشته به شکل کلی و یک متخصص معصوم قرار گذاشته که او این را برای من تفسیر می کند توضیح می دهد انجام می دهد مطابق با زمان. پس حالا دقت کنید بعد از اینکه این را فهمیدی الان می خواهم این روایت را بخوانیم که بدانیم چرا قرآن اهمیت دارد. ببینید چکار کرده حضرت.
نبی اکرم , فرمود: «مَن قَرَأَ القرآنَ فَقدِ استُدرِجَ النُّبوَّةُ مِن جَنبَيهِ غيرَ أنّهُ لا يُوحى إلَيهِ» چقدر قشنگ است به به. می گوید هر کس قرآن خوان باشد برود بفهمد قرآن بخواند و بفهمد از دو طرفش من جنبیه از دو طرف وجودش نبوت می گیرد، به پیغمبر دارد شبیه می شود. چرا چون این کتاب به چه کسی نازل شده؟ به نبی دیگر. کسی که خبر می آورد. خودش چیست؟ خود قرآن چیست؟ نبأ است دیگر. خبر است داستان است خبر است دارد خبرهای دنیا و آخرت را به ما می دهد. پس اگر این خبر است نبأ است من با این انس بگیرم به کجا می رسم به نبوت. چکار می کند پیغمبر. مقام انسان را شما نگاه کنید چه کسی می تواند اینجوری حرف بزند با ما. چه کسی میتواند اینجوری قیمت بدهد برای انسان. انسانی که کل قیمت شان بر اثر نشناختن خودشان کل قیمتش این بوده که یک دکتر مهندسی بشود یک رئیس جمهوری بشچد یک نمی دانم سردار بشود یا سرتیپ بشود، چه بشود.خدا چه می گوید راجع به انسان می گوید کسی که خبری بر نبی نازل می شود با این شده نبی، اگر یک کسی این را بخواند همان چیزی که گیر پیغمبر آمد گیر شما، چون همه خبر در این است دیگر همه را به تو داده دیگر. می گوید شماها این را بفهمید، شما هر چقدر قرآن بیشتر بخوانید و بیشتر بفهمید به نبوت نزدیک تر می شود. مقام تان به انبیا و نبوت نزدیک تر می شود. فقط یک فرق دارد. می فرماید چه؟ «غيرَ أنّهُ لا يُوحى إلَيهِ»، وحی به او نازل نمی شود از کدام وحی ها؟ از آن وحی ها که برای شریعت است مثلا قانون اینجوری است.این کار را کند و این خودش وحی است. برای همین در روایت داریم قرآن را جوری بخوانید اگر می خواهید اثر بگذارد روی شما که انگار دارد الان به شما وحی می شود. از زبان خدا بخوانید قرآن را ببینید چقدر شرابش شادی آور و مست کننده است. الله دارد با تو حرف می زند، الله تو را خطاب دارد می کند. الله جدی ترین حرف هایش، جدی ترین کلمات عالم را جدی ترین و مهم ترین، علمی ترین، تخصصی ترین، قوی ترین کلمات نظام خلقت را الله دارد برای تو نازل می کند .بدان داری چه چیزی می خوانی، بفهم که چه چیزی نصیبت شده.
روایت بعدی از امیر المومنین است. «اللّهُمَّ اشْرَحْ بِالْقُرْآنِ صَدْرِى» خدایا با این قرآن سینه مرا بزرگ کن. شرح صدر بده؛ یعنی سعه وجودی به من بده، پس قرآن انسان را بزرگ می کند، وسعت روح به شما می دهد، شما را از محدودیت های دردآور، از زندان های مخوف، ترسناک، غم انگیز نجات تان می دهد.قرآن انسان را به یک عالمی ورای دنیا می برد که انسان دیگر از تنگی ها و تاریکی ها و محدودیت های دنیا نجات پیدا می کند. وارد یک عالم دیگر می کند قرآن تو را. فوقالعاده است. شما را با انبیا صالحین فرشتگان خودش صدیقین شهدا با بهشت آشناتان می کند و روح شما را می برد تا آنجا. چه می گوید حضرت در مورد قرآن. «اللّهُمَّ اشْرَحْ بِالْقُرْآنِ صَدْرِى» چقدر من می توانم توسعه پیدا کنم؟ بی نهایت. با چه چیزی؟ با کتاب بی نهایت. با کتاب بی نهایت، بی نهایت می توانم رشد کنم، با علم بی نهایت. « وَاسْتَعْمِلْ بِالْقُرْآنِ بَدَنِى» چقدر قشنگ است این. بدنم را در راه قرآن به کار گیر. یعنی من هر کاری دارم می کنم دستور قرآن را اجرا بکنم جای دیگر وقتم را تلف نکنم،شوهر داری ام قرآنی باشد زن داری ام قرآنی باشد بچه داری ام قرآنی باشد،تجارتم قرآنی باشد کار هنری ام کار اجتماعی ام کار سیاسی کار اقتصادی ام همه چیزم با قرآن باشد اگر بدنم به کار گرفته می شود.دارد کاری می کند بدن من،بدن من در خدمت قرآن باشد در خدمت اجرای قوانین قرآن باشد، بدن من در راه معصیت به کار نرود در راه جهنم به کار نرود.«وَاسْتَعْمِلْ بِالْقُرْآنِ بَدَنِى» بدن مرا بکار بگیر خدایا در راه قرآن. چقدر خوب است آدم عمرش بدنش فعالیت هایش، برای قرآن باشد در راه تحقق قوانین قرآن باشد.
«وَنَوِّرْ بِالْقُرْآنِ بَصَرِى» خدایا دیده مرا با قرآن بینا کن، بصیرت پیدا کند.یعنی نگاه هایم نگاه های قرآنی باشد. ارزیابی هایم نگاه هایم قضاوت هایم نگاهم به اشیا با دید قرآن باشد. اما کسی که نگاهش به قرآن با دید، نگاهش به اشیا و امور با دید قرآن باشد حتما به شاخصه های سه گانه سعادت یعنی «رحمانیت و رحیمیت آرامش و شادی» می رسد. لذا حضرت عرض می کند به خدا، خدایا یک کاری کن من همه چیز را با قرآن ببینم، یک سال می خواهد چیز شود دیگر این زیرکی امیر المومنین است. می خواهد یک سال کارها را بگذارد زمین بنشیند به قرآن. در روایت داریم حضرت فرمود اگر کاری را شروع کردید حداقل یک سال ادامه اش بدهید. وقت بگذاریم قرآن را یاد بگیریم.
«وَنَوِّرْ بِالْقُرْآنِ بَصَرِى» بصیرت می آورد برای شما نگاه تان نگاه قرآنی می شود. فلانی اینجوری گفت، فلانی اینجور گفت، فلانی اینجور می گوید، تو اصلا برایت مهم نیست فلانی. چون هر کسی را بگویند هیچ کدام از هفت تخصصی که قرآن دارد ندارد. اول سوال می کرد بابا این کیست درست است هر وقت حرف میزد درست است حرف قشنگی می زند ولی مگر چقدر علم دارد. وقتی به صورت قرآن بشود تمام وجود آدم آرامش پیدا می کند به خاطر بی نهایت بودن قرآن. یک کتاب بی نهایت را می خوانی.
«وَأَطْلِقْ بِالْقُرْآنِ لِسانِى» چقدر این هم زیباست. زبانم را با قرآن به آیات قرآن به احکام قرآن گویا کن، یعنی بتوانم وقتی حرف می زنم قرآن بگویم برای مردم برای دیگران. دیگران وقتی حرف زدن من را می شنوند قرآن بشنوند. آیات قرآن قواعد قرآن، زیبایی های قرآن، حکمت قرآن، لطایف قرآن، چقدر خوب است الان گاهی وقت ها من رادیو گوش می کنم می بینم مثلا برنامه رادیو قرآن است یک سوال می کنند مثلا من دارم می روم در اتومبیل نشسته ام دارم می روم قم، رادیو روشن است. بعد دیدم ده ها خانم خانه دار زنگ می زنند، سوال های قرآنی را جواب می دهند. چقدر عالی است. در خانه نشستند اما فهم قرآن دارند. در روایت داریم وقتی آقا امام زمان ظهور می کنند خانم ها به فهمی از قرآن می رسند که مثل مجتهدین می توانند احکام الهی را از قرآن در بیاورند. آنقدر قوی می شوند. قربان آقا بروم. خدا ان شا الله برساند زودتر. می می فرماید زن ها آنقدر قرآن را دوست دارند و می فهمند حرف وقتی حرف می زنند مثل یک مجتهد احکام الهی را از قرآن در می آورند و استخراج می کنند. هر چه که بخواهند از قرآن می توانند استخراج کنند، حالا حضرت عرض می کند خدایا زبان مرا با قرآن آزاد کن. زبانم آزاد باشد ولی نه مثل مار رها همه را بگزد و اذیت کند. می گوید الان هی حرف زدم خسته شدم ولی حرف زدم دلم سیاه شد دلم کدر شد. چرا حرف زدم! چرا تاریک کردم خودم را دیگران را.
«وَأَعِنِّى عَلَيْهِ مَا أَبْقَيْتَنِى» خدایا من تا زنده هستم برای عمل به قرآن کمکم کن. کمک کن من قرآنی شوم. شخصیت قرآنی بشوم. زندگی قرآنی بشوم. داماد قرآنی، عروس قرآنی، فرزند قرآنی مربی قرآنی شخصیت قرآنی شوم. اگر باید اینجوری شویم چه می شود؟ «فَإِنَّهُ لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِكَ» فقط خدایا تو می توانی مرا اینجوری بسازی. فقط تو می توانی مرا اینطور قشنگ و قوی آرایشم بکنی.
یک آیه مانده که من می خواهم بخوانم ولی اینقدر این آیه زیباست اینقدر سرمست می کند آدم را در مورد قرآن چون آخر وقت است نمی خواهم در خستگی بگویم. می خواهم در شادابی و نشاط بیشتری داشته باشیم قرآن را بخوانم برای تان آیه را، آیه شادی هم است. دستور خدا به شادی است که ان شاالله بگذاریم برای جلسه آینده.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.