اضطراب و بی تابی2 07/02/1397
در این جلسه چند مورد از آثار ترس که قبلا گفته نشده، عرض می کنیم.
همه میگویند «مَتی نصر الله» خدا چه موقع میخواهد به ما کمک بکند سخت میشود، ولی از این جهت در زایمان اتفاق میافتد و بعد از زایمان همه خوشحال و راحت هستند و تمام میشود. ولی باید این اتفاق بیفتد. لذا در روایت هم داریم در ایران حالا کشورهای دیگر جنگ دارند، درگیری دارند، کشتار دارند، جنگهای هستهای دارند، جنگهای دیگر دارند، ولی در ایران جنگی شاید اتفاق نیفتد و نمیافتد. ولی چرا فتنه و اختلاف هستد و خوشبخت و خوشحال هستیم، شکر خدا، الحمد لله که مژده هم دادند که فتنهگران شکست میخورند و کشور به یک ثبات و روند بهتر میرسد که لیاقت این را داشته باشد که خودش را در اختیار امام زمان قرار بدهد. ولی آدمهایی که از قبل فتنه دل به اهل بیت دادند، ارتباطات معنوی دارند، دل به ولایت دادند، فتنهها هیچ کاری با آنها نمیکند و هیچ آسیبی به آنها نمیرساند.
فتنه برای کسی است که ضعیف و مریض است. حالا این مرض و عفونت را باید شناسایی شود. لذا به هر دو روایت توجه بکنید، که پیغمبر فرمود بدتان نیاید. امام صادق فرمود: تمنا کنید و بخواهید. او میگوید از فتنه بدتان نیاید که منافقینتان را، ضعیفانتان را، بیدینهایتان را مشخص میکند و از طرف دیگر هم میفرماید این را تمنا کنید. امام صادق فرمود: آرزوی فتنه کنید. چون برای کشور و دینتان خوب است، اگر فتنهها نباشند امورات کشور دست کسانی میافتد که ادعاهای انقلابی و مذهبی و معنوی دارند، اما هیچ اعتقاد باطنی به اسلام و انقلاب و دین ندارند. فقط ظاهرشان این است اما باطن، سبک زندگی، فرزندان، نوامیس و تربیتی که کردند و اموالشان نشان میدهد که هیچ تعلقی به این مردم ندارند. پس عشق به اهل بیت، ارتباط داشتن با اهل بیت (علیهم السّلام) جدای از آن شیرینی و نورانیت و وسعت زندگی که در دنیا به ما میدهد، و ابدیت ما را حفظ میکند.
شخصیت هر کس در آخرت بسته به این است که با چند نفر از این امام ها، امامزادهها، شهدا، انبیاء، صدیقین، صالحین، ارتباط دارند. اینها کس و کار ما بعد از وفات هستند. یک کسی در دنیا اینقدر ارتباطاتش قوی بوده، بعد از وفات وقتی آنجا میرود، یک آدمی است که میلیونها نفر از اهل برزخ با او رفیق هستند. انبیاء، صدیقین و شهدا با این رفیق هستند. ائمه نیز با او رفیق هستند. چون روحش اینطور بوده و از شب، سحر، تعطیلات و وقتش استفاده کرده، با اهل آسمان زندگی کرده، زندگی کرده، هدیه برده، هدیه گرفته، وقف شده، خرج کرده، حالا چنین آدمی قیمت دارد. دنیایش به هیچ وجه آسیب نمیبیند، یعنی اهل آسمان نمیگذارند او آسیب ببیند. مردنش هم که یک مردن فوقالعاده زیبا و باشکوه و قشنگ است. ورودش به برزخ با یک جشن بزرگ برزخی همراه است، حالا تا بعد هر چه جلوتر میرود، قشنگتر میشود.
شعائر الهی
ا حضرت فرمود اینها ایامالله هستند، یعنی وقتی میگوییم تولد امام عسکری هست، یعنی تو باید یک برنامه ویژهای، چطور میگویند تولد دخترعمویتان هست شما چه حسی دارید، بچه یکساله برایش تولد گرفتند، اصلاً این بچه حالیش نمیشود تولد یعنی چی، اصلاً این درکی ندارد نه از کیکش، نه از شمعش، نه از جشنش، ولی برایش تولد میگیرند، میگوید بچهام یکسالش شد جشن تولد بگیریم.خود بزرگترها بیشتر حس دارند تا این بچه که اصلاً نمیفهمد چیست، مثل یک ساله، دو ساله، از جشن تولد چه چیزی میفهمد، ولی وقتی برای کسی که اصلاً خودش هم در باغ نیست نمیفهمد چی به چی هست جشن تولد میگیرند، میگویند جشن فلانی هست تشریف بیاورید یک بچه یکساله و دوساله، آدم با یک حسی میرود، یک هدیهای میخرد با یک حسی وارد این ارتباط میشود.تولد امام عسکری هست میبینی برای طرف فرقی نمیکند، هیچ آمادگی، سرکشی، جشنی را شرکت نمیکند، به آنها که چیزی نمیرساند، شما بروید برای خودتان تولد یک چیزی بگیرید، بروید شرکت بکنید، هدیهای بگیرید، انسی بگیرید، رفاقتی بگیرید، دوستی بگیرید، پیوندی بگیرید، نوری بگیرید، آدم مغرفتی بگیرد.در هر کدام از این تولدها اگر آدم 40 سال گناه داشته باشد میتواند با ورود به این تولدها تمام گناهانش را بشوید کنار بگذارد، سالهای سال میتواند خودش را جلو بیندازد ولی وقتی دل نباشد خب دیگر دل نیست.مثلاً میگویی عروسی است میروی؟ میگوید نه، میگویی برای چی نمیروی، میگوید دل و دماغ ندارم، حسش نیست، این میبینی که کنار امام رضاست حسش نیست، کنار موقعیتهای زمانی، رحمهای زمانی، رحمهای مکانی برایش پیش میآید حسش نیست.این تازه مکه هم میرود، عمره هم میرود، مشهد هم میرود، کربلا هم میرود، هر جا میرود، باز این حس مرده است، ارتباط خوبی نمیتواند برقرار بکند، عمده دلیلش این هست که ما ضعف معرفتی داریم، باید معرفتمان را زیاد بکنیم تا بفهمیم اینها چه کسانی هستند با اینها چطوری باید زندگی کنیم.
یعنی هیچی بدتر از آن نیست که تو کنار امام رضا باشی و ندانی این آقا کیست، این آقا چقدر عظمت دارد، شخصیتی که فرمودند به ما خدا نگویید، هر چه بگویید کم گفتید، فقط به ما خدا نگویید، نگویید ما خدا هستیم، این را از ما بردارید، هر چه بگویید کم است.علی (علیه السّلام) فرمود به یک دهم فضائل ما هم شما نخواهید رسید، هر چه بگویید نمیشود، چون این خلیفة الله است.
اگر کسی الله را شناخت میفهمد خلیفة الله یعنی چی، انسان کامل است، تعبیر قرآنی چقدر تکاندهنده است، به آن مَثَل اعلی میگویند.شما میروید زیارت حضرت رضا (علیه السّلام) را میخوانید میگویید «وَ الْمَثَلِ الْأَعْلَى» شما مثل اعلی هستید، به همه ائمه میگویید مگر این کلمه شوخی است، یعنی شبیهترین موجود به خدا، نزدیکترین موجود به خدا، مَثَل است، مَثَل یعنی نمونه این کلمه خیلی بزرگ است.(تو برِ یار و ندانی عشق باخت) کنار یک چنین معشوقهای زیبا و دلبرها و دلدارهای عالی انسان باشد بلد نباشد عشقبازی بکند، این خیلی بد است، پس باید برای این ما وقت بگذاریم.برای این مناسبتها، این ایام، این ارتباطات وقت جدی بگذاریم، سبک داشته باشیم، روند داشته باشیم، از یک مرحلهای شروع کنیم، به یک مرحلهای خودمان را برسانیم که انشاءالله جان بگیریم که با شأن فوق عقلانی و انسانی زندگی بکنیم.
شوهرداری کردن، زنداری کردن، تربیت بچه با بخش فوق عقلانی یک لذت و عظمت دیگری دارد. غصههایش هم شیرین است، وقتی شما بخش فوق عقلانیت را فعال میکنی، سختیهای زندگیت هم لذتبخش است، اضطراب و تلخی نمیآورد. حتی تلخ هم که هست، اما این جنبه را که برداری، هم دنیا سخت میشود، هم آخرت، شوهرداری یا زن داری ات به نتیجه نمیرسد. کار کردن کوفتت میشود، درس خواندن و دانشگاه رفتن کوفتت میشود، فعالیتهای اجتماعی و سیاسی همینطور همه تلخ هستند. آخرتش که تلخ میشود. پس ما باید آن اکسیری را که اگر به هر کاری زدیم. اعم از کار اقتصادی، حیوانی، گیاهی، عقلانی، تبدیل به نورانیت، عظمت، قدرت و شادی میکند، آن اکسیر را پیدا کنیم. آن وقت شما به هر چه که بزنید نورانی میشود، لذتبخش میشود، شیرین میشود.
زینب کبری آن اکسیر دستش داشت و به کل مسائل تلخ کربلا میزند و میگوید: «ما رأیت الا جمیلا» ولی وقتی این اکسیر دست شما نباشد، با پدر و مادرت کینه میکنی، با دیگران کینه می کنی، با عزیزترینت مشکل پیدا میکنی، تلخی بینش پیش میآید.
اردوی اسماء الله مثل سال گذشته اردوی ما انشاءالله همان فروردین برقرار میشود اردوی فکر و ذکر ما، ما شرائط را سهل کردیم خیلی سخت نگرفتیم، عزیزانی که یک دوره کلاس آمدند یا برنامه گرفتند میتوانند شرکت کنند.به شرط اینکه مباحث اردوهای قبل را تا فروردین ماه برسانند، الان سه ماه فرصت هست، سه ما فرصت کمی نیست اردوهای 1 ـ 2 ـ 3 که برقرار کردیم، اردوهایی که در خود مشهد برقرار کردیم این اردوها را بستهاش آماده است میتوانند اینترنتی درخواست بدهند همه را برایشان بفرستند یا همین جا بگیرند که چه چیزهایی لازم هست.اردوهای ما احتمال قریب به یقین در همین مشهد برگزار میشود، فروردین ماه، به زودی انشاءالله اطلاع میدهیم، ما وقتمان درگیر انتخاب اردوگاه بوده حالا ببینیم کدام اردوگاه مناسب هست برای فضای اردو چون چند صد نفر هستند اردو میخواهند بیایند.فقط آنهایی که میخواهند بیایند زودتر اقدام بکنند، امروز ما اردوگاه مناسب هم پیدا کردیم ولی فضایش کم است ممکن است ما 200 نفر ثبتنام بکنیم دیگر بعد ثبتنام نتوانیم بکنیم، پارسال خیلی خوب بود نزدیک 300 نفر بودند، هر کس تصمیم میخواهد بگیرد زودتر تصمیم بگیرد، ثبتنامش را بکند که مراحل بعدی را انشاءالله بتواند طی بکند.
همه داغون همه مردم زیادی داریم استفاده میکنیم، زیادی داریم به چشمهایمان نور میدهیم، آسیب میبینیم چون ترس زیاد است، ترس یکی از آثارش رفاهزدگی است، آدمهای ترسو چون میترسند نکند محدودیت سراغشان بیاید، گرسنگی سراغشان بیاید، فشار سراغشان بیاید.@از شدت این ترس سعی میکنند، از بخشهای اخلاقی، عقلانی، معنویشان بزنند، یعنی بخشهای اصلی و شخصیتیشان، کار بیشتری بکنند، پول بیشتری جمع بکنند، چون این آدم ترس دارد و رفاه بیشتری فراهم میکند، تا مبادا سطح زندگیش اُفت پیدا بکند، یا در رقابت کم بیاورد.@بنابراین یک حمالی میشود که صبح تا شب کار میکند، زحمت میکشد، یکسره دارد پول جمع میکند، هزینه میکند، تجهیزات میخرد، رفاهیات میخرد، دیگر نه بچههایش شاکر بار میآیند، نه خودش، رفاهزده میشود، وقتی رفاهزده شد حس پرواز ندارد، چون سنگین میشود.@فقط کسانی میتوانند از زمین پرواز بکنند که سبک باشند، «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) میفرماید باید سبک بکنی تا بتوانی پرواز بکنی، یک آدمی که دلش در طول روز بین پنجاه تا ابزار و وسیلۀ خانهاش گیر است.@یک کسی میبینید یک ماشین عادی دارد، دلش هم گیر نیست، یک ماشین معمولی دارد با آن راحت رفت و آمد میکند، اینطرف و آنطرف هم بزند طوریش نمیشود، ولی یک کسی که رفته یک ماشین 400 میلیونی، 500 میلیونی، یک میلیاردی خریده این نمیتواند با آرامش رانندگی بکند این ترس دارد، سوارش هست ترس دارد، میخواهد پیاده بشود ترس دارد، میخواهد یک جا بگذارد و برود ترس دارد.@بعد حالا این ترس باعث میشود که من بگویم حالا احتیاط بکنم، یک چیزهای دیگر بگیرم، حالا بگذار دو تا زمین هم بگیرم، بگذار چند تا خانه جای دیگر بگیرم، نکند یک موقعی ما بچههایمان، خودمان، فقیر بشویم، مجبور است دو سه شیفت کار بکند، چون میترسد، آینده نکند اینطوری بشود، میبینی این تمام عمرش در ساخت و ساز و پول در آوردن و تعمیرات و مسکن و بساز بفروش تلف شد.@این عمرش تلف میشود، لذتی از زندگی نمیبرد، به شادی و آرامش نمیرسد، آخرتش را هم خراب میکند، چون همه را در اینجا مصرف کرده، این آدم سبک نیست که بتواند پرواز بکند، لذا یک آدم ترسو خوب نمیتواند نماز بخواند، چرا؟ چون وقتی سر نماز میآید تمام دلشورهها و نگرانیهایش سر نماز سراغش میآید.@یک کسی میگفت رفته بودم عبادتهای زیادی کرده بودم که بتوانم امام زمان را ببینم، میگفت بالاخره رفتم با مرکبم یک جایی یک آقایی آمد گفت میخواهم تو را ببرم آقا را ببینی، گفت آن آقایی که سراغ من آمده بود جایی بود که پر از دام و اسب و مرکب بود، من از مرکبم که پیاده شدم، به من گفت که برویم آقا را ببینیم، بعد گفت من یک دفعه ترس برداشت گفتم اسبم چه میشود؟! گفت من دارم همه این دامها و اسبها را رها میکنم به سمت حضرت میروم نمیترسم تو یک اسب داری میترسی.@آدمی که اینطوری هست سر نماز در حرم هم که میرود دغدغه دارد اصلاً نمیتواند با امام ارتباط برقرار بکند، این یکسره دلشورههای پایینی دارد، دلشورههای جمادی، گیاهی، حیوانی دارد، دائماً ترسهای اینطوری دارد، امسال اگر کنکور قبول نشوم چه میشود، قبول نشوی سال دیگر میخوانی چه اشکالی دارد.@پدر و مادر باید شجاعت را به بچه بدهد، پدر و مادرها از اول ابتدایی ترس در دل بچهها میاندازند، گفتم یکی از قتل عامها و جنایتهایی که مدارس و مراکز علمی و صدا و سیما دارند میکنند، حالا صدا و سیما میگوید من دارم تبلیغم را میکنم، کاری ندارم تبلیغ است بالاخره کلاس کنکور است تبلیغ میکنم.@ولی شما نگاه کنید 8 هزار میلیارد تومان گردش مالی کلاس کنکورهاست، کتاب درسی کنکور است، نمیگذارند این کنکور لعنتی از زندگی جوانان حذف بشود که مردم به یک آرامش برسند، چون پول در آن هست، این قانون ده دفعه رفته مجلس تصویب بشود نشده.@یک مافیایی نمیگذارد این قانون تصویب بشود، این کنکور را بردارید بچهها درس میخوانند هر کس به اندازهای که درس خوانده امتحان میدهد بعد حالا قبول میشود، طبق نمرهاش دانشگاه میرود، نمیگذارند، حالا این بچهها ترس دارند.@ترس کنکور از اول ابتدایی، قدیمها ترس سال سوم، چهارم نظری بود، الان آمده اول ابتدایی، برو مدرسه اضافه برو، تست بزن، تیزهوشان برو، این بچه برای همین این همه اضطراب و ترس در جامعه زیاد شده سن سکتهمان از 65 سال اول انقلاب 25 سال آمده، یعنی یک مرگ و میر خیلی وحشتناکی در اثر ترس بوجود آمده.@ما الان هر 7 دقیقه یک نفر در کشور ما سکته میکند یا مغزی یا قلبی، پدر و مادر آگاه به بچه نباید بگوید که یالله قبول بشو دیر میشود، بنشین تستهایت را بخوان، آقا درسات را بخوان، بازیگوشی نکن، حالا بچه اضطراب دارد، اگر قبول نشوم، اگر همسایهمان قبول بشود، دخترخالهام قبول بشود، پسرخالهام قبول بشود، قبول شود که بشود.@آرام باش، شاد باش، راحت باش، سال دیگر هم هست، انسان یکسال دیرتر قبول بشود، هیچ اشکالی ندارد، این بچه دارد اینطوری داغون میشود، سلامتش، مغزش، سلولهای مغز این یک عالمش میمیرد تا این بخواهد کنکور قبول شود، این بچه را آرام بکن، چه کسی گفته حالا این بچه حتماً دیپلم گرفت همان سال هم کنکور قبول بشود، خب نشود.@بچه آرام باشد، شاد باشد، این بچه نه میتواند به عبادت برسد، نه میتواند به ورزش برسد، نه میتواند به بهداشتش برسد، نه میتواند به تفریحش برسد، نه میتواند به هیئت و فعالیتهای معنوی بزرگ انسانیش برسد، این فقط یک هوش شده، بعداً نه شوهرخوبی میشود، نه زن خوبی میشود، نه مادر خوبی میشود، نه پدر خوبی میشود چون یکسره با اضطراب سروکار دارد.@من الان دارم دکترا درس میدهم، بروید ببینید دانشجویان دکترا چطوری هستند، الان کسانی که 20 سال است دکتر هستند ما داریم آنها را درس میدهیم، چقدر ناآرامی، اضطراب، ترس، مشکلات خانوادگی با همسرشان، با فرزندانشان، دائم این اضطراب و ترس هست.@این زندگی شد، آدم میخواهد در دنیا زندگی بکند که خوش باشد، آرام باشد، شاد باشد، قوی باشد، همه ابعادش با همدیگر رشد بکند، نه فقط یک بُعد خاص، ما به یک بُعد خاص فشار آوردیم، ترس هم غلبه میکند، شیطان هم میآید، یکسره ما را میترساند.@این تا میآید بگوید (الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم) با خدا دو دقیقه حرف بزند میبینی که همه دغدغههایش سر نماز سر وقتش میآید، همه ترسهایش سر نماز سر وقتش میآید، این دیگر نمیتواند با خدا حرف بزند، یک نماز بیادبانه، خدا همین نمازهای ما را ببخشد خیلی است، قیامت همین نمازهای پر از بیادبی.@حالا یک کسی دارد با شما حرف میزند، بعد حواسش نیست، شوهرت، زنت، بچهات، پدرت، مادرت، بعد میگویی حواست کجاست، میگوید هیچی نگران یک چیزی هستم، میگویی تو را به خدا بایست چند دقیقه حرف من را گوش کن میخواهم با تو حرف بزنم میگوید بگو، تا میگویی باز میبینی او ذهنش رفت یک جای دیگر، چیه، نگران هستم، فلان موضوع دارد اعصابم را خورد میکند.@میشود زندگی کرد با یک کسی که وقتی میخواهی با او پنج دقیقه حرف بزنی نمیتواند تمرکز بگیرد حرفهای تو را گوش بکند واقعآً میشود زندگی کرد، حالا ما همین را با خدا انجام میدهیم به خدا میگوییم (اشهد ان لا اله الا الله) شهادت میدهم که معشوقی جز تو ندارم.@آن هم (وحده لا شریک له) یعنی تنها معشوقی هستی که یعنی حریف نداری، هیچ دلبری، هیچ شریکی با تو نمیتواند برابری بکند، (وحده لا شریک له) خیلی حرفش سنگین است، یعنی فقط تو، هیچ کس نمیآید با عشق تو در دل من شریک بشود.@بعد تا میآیی با خدا حرف بزنی میبینی همه شریکها آمدند، همه شریکها از غذا و مهمانی و درس و کنکور و کار و خالهخالهبازیهای زندگی و فعالیتهای دیگر همه همینطوری یک عالم شریک خدا پیدا میکند.@بعد یک لحظه به خودمان میآییم میبینیم داریم میگوییم (السلام علیکم و رحمة الله و برکاته) تازه یک موقعها هم نمیفهمیم نماز تمام شده، من سلام دادم یا ندادم، چون خدا یک عالم شریک در دل ما دارد، چرا با نامزدش میخواهد حرف بزند تمرکز دارد، با دوستش میخواهد حرف بزند تمرکز دارد، همه را از دلش بیرون میکند، یعنی هیچ کس آنجا نمیآید آن موقع، در خلوت میرود، همه را کنار میگذارد.@میخواهد تلویزیون نگاه بکند، کارتون نگاه بکند، فیلمسینمائی نگاه بکند، میبینی که همه چیزش را کنار میگذارد، ترس و اضطرابش را کنار میگذارد، فقط این را دارد کار میکند، میخواهد یک فوتبال نگاه بکند، میخواهد یک غذا بخورد.@ولی یک موقعی که میخواهد به غیب بزند، به آسمان بزند، با خانواده آسمانی انس بگیرد، یک عالم ترس شیطان در دل آدم میریزد، این زیارت چه چیزی در میآید، این چطور زیارتی است، چطور نمازی است، چه سحری است، چه عبادتی است، چه ملاقاتی است، چه دیداری است.@ترس آدم را همه جوره خراب میکند، ترس اینقدر آدم را احمق میکند، امام مجتبی (علیه السّلام) میفرماید من هیچ کس را ندیدم که بین خودش و خدا احمق نباشد، در رابطهاش با خدا احمقانه عمل نکند.@الان بچه شما به شما پناه آورده از شما کمکی میخواهد یک مشکلی پیش آمده، بعد میگویی بگو چیه، میگوید ترس دارم، عجله دارم، نمیتوانم بگویم چکار دارم، فقط هم کارش با شما حل میشود، حتی نمیتواند بایستد با شما حرف بزند.@میگویی بایست ببینم چه شده بگذار به تو کمک بکنم، نمیتوانم، نمیشود، میترسد، تو دیگر دلت میآید به این بچه اینطوری نگاه بکنی، چقدر آدم جگرش میسوزد، ما همه کارۀ زندگیمان خدا است «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم/لا مؤثر فی الوجود الا الله» و فقط هم خدا میتواند به ما کمک بکند.@«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» دروغ هم میگوییم، فقط از تو کمک میخواهیم، فقط تو را میپرستیم، از تو کمک میخواهیم، خب کمک میخواهی بنشین کمک بخواه من به تو کمک میکنم.@ما الان این ذکرهایی که در برنامهها نوشتیم، حالا خود ما از این ذکرها 30 تایش را میگوییم، ولی چهار تا را برای شما انتخاب کردیم، گفتیم این چهار تا را بنشین از خدا، آسمان و غیب کمک بگیرد، میگوید من وقت ندارم بعد از نماز نمیتوانم این ذکرها را بگویم.@در اردو پارسال ما حدود 50 تا ذکر را با اعداد و ارقامش را درآوردیم، بعد دیدیم اگر یک کسی بنشیند این ذکرها را بگوید یعنی یک عالم شراب است، اینها را بخواهد بخورد و مست بکند و صفا بکند به 40 دقیقه نرسید بعد میبینی این نمیتواند.@میگوییم آقا 310 مرتبه، نشستیم همه با هم در اردو گفتیم ببینیم چند ثانیه طول میکشد، 310 مرتبه بگو یا میّسر، بنشین کمک بخواه، این حال ندارد، میگوید عجله دارم، کار دارم، خدایا نمیرسم از تو کمک بخواه، خب خدا هم میگوید از من نمیخواهی برو واگذارت کردم به همان مردم، برو واگذارت کردم به همین جامعه برو کمک بخواه.@بنشین از خدا کمک بخواه، از چه چیزی میترسی دیر بشود، نه دیر میشود، نمیتوانم بنشینم تعقیبات بخوانم، نمیتوانم تسبیحات را راحت بگویم، نمیتوانم با غیب یک سلام و علیکی، تازه این یک کمکی هست برای کار دنیاییت، پس عشقبازی چی، میگوید من وقت عشقبازی ندارم، من اینقدر ترس و اضطراب و دغدغههای دیگر هست اصلاً وقت عشقبازی ندارم، تو برای عشق خلق شدی.@
آدم اصلاً یادش میرود برای چی به این دنیا آمده، از بس ترس اذیتش میکند، اصلاً نمیتواند بنشیند، نمیتواند شب وضو میگیرد، ده دقیقه، بیشتر نه، ده دقیقه وضو بگیر، نمیخواهد نماز شب 11 رکعتی بخواند، همان سه رکعت آخر، دو رکعت شفع، یک رکعت وتر، ده دقیقه، اصلاً نماز نخوان، همین آهسته روی سجاده بنشین، نمیخواهد ذکر بگویی مفاتیح باز بکنی.@همین بگو سلام خدا من بندهات هستم، من فلانی هستم، حرف بزن، ده دقیقه فقط حرف بزن، درددل بکن، سرت را روی سجده که پای خداست بگذار، سرت روی پای خدا باشد، این ده دقیقه از روی پای خدا بلند نکن، با خدا حرف بزن، ده دقیقه سرت روی پای خدا باشد.@میترسیم ما، کار دارم، دیر است، الان دیر میشود، تعقیبات را ول کن، حالا مگر تعقیبات چقدر طول میکشد، ما حساب کردیم، ثانیههایش را درآوردیم، دانه دانه، اتفاقاً در کانالمان هم آن موقع گذاشتیم، مثلاً میخواهی 310 مرتبه به خدا بگویی یا میّسر، خدایا کارهای من را آسان بکن، خدایا سختی سر راه زندگیم زیاد است، مشکلات زیاد است آرامش کن.@این را در برنامهها نوشتیم، وای این چیه 310 مرتبه! بعد تلفن میزند به این و آن 20 دقیقه نیم ساعت پای تلفن، پای کارتون، روزنامه، تلگرام، دقیقههای زیاد، نیم ساعت، 40 دقیقه، شب تا صبح، اصلاً ترس او را برنمیدارد.@من بنشینم 116 بار به خدا بگویم یا قوی، بنشین بگو یا قوی، آرام آرام، نترس، از خدا تو را ترس نگیرد، از غیب ترس نگیرد، بنشین بگو، یا قوی، یا قوی، خدایا من را همه جوره قوی بکن، ذهنم، هوشم، حافظهام، مالم، درسم، روابط خانوادگیم، روابط اقتصادیم، تدریسم، فعالیتهای اجتماعیم، هر طور که میدانی تو من را قوی کن، «قَوِّ علی خِدْمَتِکَ جَوارِحی» آرام بشویم، آرام به خدا بگو اگر جواب نگرفتی.@200 بگو یا منعم، خدایا من نعمت میخواهم، از آن نعمتهایی که «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ» به اینهایی که نعمت دادی، به انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، به هر کس هر چه دادی من همه را میخواهم، نماز عید چقدر قشنگ است میگویی «أَدْخِلْنِي فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ» خدا هر خیری که به پیغمبر و آلش دادی به من هم بده.@آهسته بنشین (یا منعم) خدایا به من برکت و خیر بده، و از همه مهمتر ذکر (یا غفور) است استغفار خیلی مهم است، (یا غفور) و خود استغفرالله، استغفرالله تمام روحت را پاک میکند، بگو خدایا هر مشکلی که بین من و تو هست خود برطرفش کن اصلاً ندید بگیر، هر گناهی، هر معصیتی، هر تاریکی، هر حجابی هست.@(یا غفور) خدایا ندید بگیر، استغفرالله چقدر قشنگ است، ما میترسیم، بنشین نمازت تمام میشود، در روایت داریم خداوند به فرشتهها میگوید فرشتهها نگاه کنید این بنده من کجا دارد میرود، مگر غیر از من کسی قرار است به این کمک کند، غیر از من کسی حلال مشکلات او هست.@بعد سر نماز پیش خدا نمینشیند میرود دو سال دربهدر میشود در این اداره، در آن اداره، این سازمان، آن سازمان، یک مشکلی که میتواند در یک زمان کوتاه حل بشود، خدا را قال میگذارد نمیداند باید از کجا کمک بگیرد.@بعد دائم میگوید بلند بشوم این را ببینم، آن را ببینم، به این زنگ بزنم، به آن زنگ بزنم، اضطراب دارد، دلشوره دارد، بعد هم مریض میشود، معده، و اثنیعشر، و روده، موهایش میریزد همسر من در نهایت میشود، موهایش میریزد، چشمش داغون میشود، باید برود قرص اعصاب بخورد، باید پیش روانپزشک و روانشناس برود.@مؤمن شاد است، ما 79 جلسه بحث غممان تمام شده آنها را بگیرید گوش کنید برای چی مؤمن غصه بخورد، آرام زندگی کن، شاد زندگی کن، تو خدا و اهل بیت کنارت هستند، از اینها لذت ببرد و استفاده بکن، ترس شیطان دائم میآید، حملههای عقب، ترس از عقب و گذشته، حملههای جلو این آدم دیگر تعادلش را از دست میدهد.@میخواهد برود عشقبازی بکند نمیتواند، میخواهد برود دل به آسمان بدهد نمیتواند، میخواهد خودش را به غیب بسپارد بالا برود دائم اضطراب دارد بیا بکن، ول کن، نه نمیتوانم، دست از این کار نمیتوانم بردارم، آن کار را نمیتوام کنار بگذارم، همینطوری چسبیده است ترسش زیاد است.@
این دختر همینطوری یک عالم ترس دارد یک دفعه عاشق یک کسی میشود، در آمریکا، در کویت، در هندوستان، در آفریقا، بعد میبینی پدر، مادر، درس، زندگی را، یک دفعه شجاع میشود، ول میکند به عشق اینکه میخواهم بروم به او برسم، میرود آنجا میماند، همه ترسهایش را میکَند، اضطرابهایش را میکَند، وابستگیهایش را میبرد، میگوید میخواهم بروم فلان کشور با فلان کس ازدواج بکنم.@ترس خیلی به انسان صدمه میزند، و باید به آن غلبه کرد، خدا رحمت کند امام فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد، باید به خودت تلقین بکنی، باید به خودت زور بگویی، باید به نفست بگویی نباید بترسی، باید خودت را در آن مُهره بیاندازی.@علی (علیه السّلام) فرمود از هر چی ترسیدی زودتر به سمت آن حمله بکنید میفهمید هیچی نیست، میخواهد آشتی بکند با یکی از اقوامش، با یکی از عزیزانش، با شوهرش، با زنش، میخواهد آشتی بکند میترسد، میگوید الان زنگ بزنم چه میشود، الان پیامک بدهم چه میشود، الان من بروم حرف بزنم چه میشود، برو حرف بزن، زودتر تلفن را بردار با شجاعت حرف بزن بعد میبینی که نه هیچ خبری هم نبود بیخود میترسیدی.@اینکه انسان شخصیت خودش را ترسو دوست نداشته باشد، چرا باید یک چیزی من را بترساند، میایستم جلویش تمامش میکنم، همین که انسان این شجاعت را پیدا کرد میبینی که کارش روی روال میافتد، ترس در نه گفتن، این خودش یک داستانی هست که باید راجع به آن صحبت بکنیم.@یک جاهایی ما باید نه بگوییم، میگوید من الان نمیتوانم به این نه بگویم، نمیتوانم رد بکنم، در رودربایستی یک چیزهایی را قبول میکند، بعضیها در رودربایستی ازدواج میکنند، بعد میبیند نمیشود، بعد میخواهد جدا بشود، از اول شجاع باش زیر بار این ازدواج نرو.@یا معاملات اقتصادی، یا کارهای دیگر، برنامههای دیگر، پس ترس را اگر حواسمان نباشد، ما را از غیب میاندازد، ما را از ابدیت میاندازد، ما را از رشد میاندازد، ترس دروغ است، وقتی میترسی، میگوید میترسم اگر الان بنشینم نماز بخوانم، یا 50 تا آیه قرآن بخوانم، 50 تا آیه قرآن من بنشینم بخوانم! این چه برنامهای هست استاد برای من دادید.@50 تا آیه شما صد برابر وقتهای دیگر را سر کارهای بیهوده میگذاری نمیترسی، تا میآید قرآن بخواند میترسد، دیرم میشود، کار دارم، به درسم نمیرسم، به کنکور نمیرسم، کارهایم زمین میماند، شیطان چقدر راحت آدم را میترساند، بگو خدایا من پیش تو مینشینم هر کاری قرار است بشود، بشود، بنشینم ده دقیقه صدای تو را بشنوم.@علی (علیه السّلام) فرمود 50 آیه برای هر مسلمانی واجب است بخواند، بنشین 50 آیه بخوان نترس دو آیهاش هم در برنامه نوشتیم تفسیر بخوان، با آرامش این قرآنت را بخوان بعد این کتاب تفسیرت را باز کن، اصلاً غذایم چه میشود، مهمان دارم، خدا به تو برکت میدهد.@بعد این انس با خدا را ول میکند میرود غذایش یک مشکلی پیش میآید، میرود یک اتفاقی میافتد در فلان کارش تأخیر میافتد، بنشین خدا برکت میدهد، خدا کارت را زودتر راه میاندازد.@قشنگ کتابت را باز کن سر حوصله دو تا آیه تفسیر بخوان، یک ذره آماده باش، چهار تا صلوات بفرست، یک ذره ذکر بگو، میبینی کارهایت روال بیشتری پیدا میکند، آرامش که داری، قدرت میگیری، انسان انرژیهای مثبت دریافت میکند.@بعد این میخواهد برود درس بدهد میبینی خیر و برکت دارد، هوش و حافظهاش خیلی قوی میشود، چیزهایی که یادش رفته به یادش میآید، یک عالم فرشتهها به او علم تزریق میکنند، همین آدمی که میترسید یک عالم فرشتهها علم به او تزریق میکنند.@میگوید چه چیزهای خوبی من یادم آمد، چه چیزهایی به ذهنم رسید، میخواهد طرح نقاشی بدهد، مهندس صنایع است میخواهد طرح بدهد میبینی خدا به او خیر و برکت میدهد، همه چیز اینطوری است، ترس دروغ است، یک چیزی میآید و خیر و برکت دنیا و آخرت ما را از بین میبرد، ما هنوز همه مفاسد را نگفتیم تا برسیم به سراغ اینکه ما با این ترس چگونه مقابله بکنیم و از این ترس چگونه استفاده بکنیم.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@