صهیونیسم شناسی در قرآن، جلسه یازدهم 21/10/1402
بحثمان درباره دشمن شناسی بود، ما هرچقدر می رویم جلوتر مباحث دشمن شناسی یک مقدار حساس تر و کلیدی تر و مهم تر می شود. این نکته را عرض کردم خیلی از اصحاب پیغمبر و امیرالمومنین و ائمه و بعد از آن بسیاری از علمایی که بعد از اینها آمدند فقط به دلیل نشناختن دشمن آخر جذب دشمن شدند و در رکاب دشمن رفتند گاهی وقت ها، در این چهل سال انقلاب اسلامی هم شما دیدید کسانی که دشمن شناسی نداشتند از معرفت دشمن ضعیف بودند و عاجز بودند، در عالی ترین سطح حتی مرجعیت جذب دشمن شدند. بنابراین همانطور که پیامبر و اهل بیت فرمودند یکی از اوجب واجبات برای انسان چه در نظام فردی خودش و چه در نظام اجتماعی، شناخت دشمن هایش است. آفت ها دشمنان خودش و آفت ها و دشمنان ملت و امت خودش. الان می خواهیم راجع به کسانی می خواهیم صحبت کنیم که معتقدند غیر از آنها کسی آدم نیست در دنیا، آدم حقیقی فقط اینها هستند بقیه حیواناتی هستند که خدا فقط به خاطر آنها مردم را به شکل آدم آفریده و واقعا انسان حقیقی نیستند، ما فقط انسان حقیقی هستیم. نظرشان این است.
دو: چون ما فقط انسان حقیقی هستیم ما برگزیده خدا هستیم. امکانات جهان فقط باید برای ما باشد و خداوند جهان را برای ما آفریده. بقیه نوکر و خادم ما هستند. اگر توانستند به ما خدمت کنند که به عنوان خادم از آنها استفاده می کنیم. اگر نه، باید نابود شوند که مصرف کننده نباشند. باید از بین بروند. اینها باید کم شوند. پس تا می توانیم ما باید جمعیت جهان را به شکل های مختلف با جننگ، بیماری، خودکشی و... کم بکنیم تا سبک شود زمین و امکانات برای ما باشد. اینها تفکراتشان اینطوری هست، گفتیم که این تفکر چه پیامدهایی در پی دارد، یعنی به چه جاهایی بردن این را.
در دو جلسه اخیر راجع به این صحبت کردیم که اینها اساساً می گویند ما باید جهان را در دست بگیریم؛ برای اینکه جهان را در دست بگیرند چه چیزی مانع شان هست؟ دین، اعتقادات مردم کره زمین، ملیت هایشان، نژاد هایشان، غیرهایشان، اخلاق هایشان، فرهنگ هایشان، حالا چطور می شود از دست این همه مانع فرار کرد؟ آمدند گفتند که ما باید سازمان های جهانی را ایجاد کنیم که همه شان زیر نظر خودمان باشد و پروتکل هایی و قوانینی را وضع کنیم که بالاتر از دین، فرهنگ، اخلاق، عقاید و ملیت افراد باشد. بنابراین وقتی که سازمان ملل، صندوق بین المللی پول و آن چهارده تا سازمانی که هفته گذشته معرفی کردم از سازمان های بین المللی که تابع سازمان ملل هستند و غیر از آنها سازمان های بین المللی دیگری هم هستند، وقتی آنها حرف می زنند شما دیگر نمی توانید حرفی بزنید. ببینید کشور ما اقتضایش اینطوری است. می گوید ما اینجوری می گوییم شما هم باید قوانین کشورتان را تغییر بدهید. این قوانین شامل همه قانون های اجتماعی، سیاسی، دینی، فرهنگی، خانوادگی و همه ی ابعاد هست. برای تمام ابعاد دنیا اینها برنامه ریزی کرده اند تحت عنوان «سازمان های بین المللی». چون بین المللی هست شما باید عضو شوید، عضو نشوید، تحریم می شوید وقتی هم عضو شدی باید آنجا امضا بدهی که هرچه شما گفتید ما گوش می دهیم، ما آن چیزی که شما می گویید در هر زمینه ای برای زندگی، شئونات زندگی مثل بخش های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی ما عمل می کنیم، ما دستور داریم عمل کنیم، مثل قانون بیست سی و قوانینی که الان گذاشتند و خیلی هایش را دولت قبل می خاوست اجرا کند و خیلی چیزهای دیگر، قوانین بهداشتی، پزشکی، نظامی و... این یک ترفند هست. از طرف دیگر این فقط کافی نیست. آنی که باز دارد مقاومت می کند دربرابر آنها باز اعتقادات، افکار، فرهنگ ها و دانشمندان و نخبگانی هستند که در یک جامعه اجازه نیم دهند، به خصوص در جهان اسلام که تا الان مقاومت کرده جهان اسلام در مقابل استکبار و صهیونیست جهانی به خصوص در این بخش ما باید بتوانیم مقاومت مسلمانان را نابود کنیم. من برای اینکه شمابا عمق تفکرات آنها آشنا شوید یک بخش خیلی خیلی کوچکی از اصول حاکم بر صهیونیسم و استکبار جهانی را برایتان می خوانم که تحت عنوان پروتکل های دانشمندان و بزرگان صهیونیسم است.
داستانش را من برایتان اول توضیح بدهم. پروتکل یعنی قانون و اصول، یک سلسله اصولی است که نوشته می شود. این در یکی از جلسات محرمانه ای که بزرگان صهیونیسم و یهود داشتند حدود صد و سی سال پیش یعنی هزار و هشتصد و نود و هفت تقریبا، این یک مصوباتی را برای کل جهان برنامه ریزی کردند، درواقع این ها راهکار ها و برنامه هایی بود که این سازمان مخوف- گفتیم اینها بخشی از یهودی ها هستند همه ی یهودی ها نیستند، بخش خطرناک و نژاد پرست شان هستند- برای سیطره بر کل عالم نشستند این برنامه ها را طراحی کردند. قرار بود که این اصول و قطعنامه ها برای یک کنفرانس بین المللی که در شهر بال سوییس در سال هزار و هشتصد و نود و هفت بیایند و این اصول را مطرح کرده بودند و این را آماده کرده بودند؛ در حمله ای که پلیس روسیه می کند این بالاخره یک جا لو می رود می افتد به دست آنها و کی منتشر می شود؟ 1905؛ هزار و نهصد و پنج دیگر این ها لو می رود که اینها این عقاید را دارند و... اینها برای اینکه خودشان را بری کنند از این افکار پلیدی که دنیا فهمیده، آمدند گفتند اینها دروغ بوده و اصلا اینطوری نبوده، حرفهای مفت هم زیاد زدند که این اصلا یک سناریو بوده برای کار هنری و... مقام معظم رهبری توصیه شان این است که همه ما این را بخوانیم و یاد بگیریم، یعنی این پروتکل ها را بخوانیم و بفهمیم، هر مسلمانی لازم است بداند که دشمن اش دارد چطوری کار می کند. یک عده آمدند گفتند نه اینها اصالت ندارد و من درآوردی است و اصلا نسبت دادند به صهیونیست و یهودی ها.
مقام معظم رهبری یک جمله دارند که من اول نظر ایشان را می خوانم در مورد این پروتکل ها بعد سراغ ادامه بحث مان برویم. ایشان فرمودند کتاب پروتکل های دانشوران صهیون را بخوانید و از خواندن آن غفلت نکنید. همه این را بخوانند. این را انتشارات آستان قدس رضوی برای اولین بار من دیدم خیلی سال پیش چاپ شده بود، ایشان فرمود: حالا ممکن است کسی در اعتبار و صحت سند آن پروتکل خدشه کند. بگوید اینها اصلا دروغ می گویند و آنها گفتند اصلا برای ما نبوده. اصلا اینها من در آوردی بوده و به ما ربطی ندارد و... لیکن وقتی آدم دستگاه صهیونیست و شبکه تبلیغاتی صهیونیست را مطالعه می کند، می بیند عملا همین کار را می کنند، یعنی آن چیزی که آنجا نوشته پیاده شده، الان این چهارده تا سازمان ملل تشکیل شده، همه چیزهایی که من گفتم انجام شده یعنی بعد از انجامش ما داریم راجع به آن صحبت می کنیم، آنها می گویند ما اینطوری نیستیم ولی عملا دارند این کارها را انجام می دهند. حالا اگر هم برایشان واجب نشده به نحو مستحب دارند انجام می دهند. ملتزم اند (دقت کنید که برای خودشان لازم می دانند) این کار ها را بکنند و دارند می کنند. بنابراین دقیقا افکارشان همین هست که در این پروتکل ها آمده. من همه اش را نمی خوانم و حتما من از بچه های رسانه می خواهم یک جوری قرار بدهند یا در کانال ما یا در کانال خبرمان ما دو تا کانال داریم: یکی خبر جهان و یکی هم کانال خود موسسه، این را برداشت کنیم و همه مطالعه کنند، ولی به نظر بهتر است که شما این کتاب ها را بخوانید یا خلاصه ای از بعضی از پروتکل ها من می خواهم برای شما بخوانم. چون وقت نیست از پروتکل های اول می گذرم و سه تا از بخش دوم پروتکل برایتان می خوانم؛ نکته ای که هست این است که اگر آنها می خواهند به جهان دسترسی پیدا کنند چه جوری عمل می کنند؟ باید کاری بکنند که همه مثل آنها فکر بکنند و انجوری که آنها می خواهند فکر کنند؛ یعنی در نقشه هایشان می گویند دنیا باید آنجوری که ما می گوییم فکر کند، عوض اینکه کسی حق فکر کردن ندارد. به خصوص نخبه و نخبگان حق فکر کردن ندارند که حالا می خوانم برایتان که اینها درباره نخبگان چه فکر می کنند که اصلا نباید کسی فکر بکند و پروتکل پنجم بخش سیزدهم را برایتان بخوانم؛ هر گونه ابتکار فردی و خلاقیتی را که به سود ما نباشد را نابود خواهیم کرد. زیرا هیچ خطری بالاتر از ابتکار و خلاقیت فردی نیست. کاری که از یک فرد مبتکر برمی آید از میلیون ها آدم بر نمی آید. اصلا کسی نباید فکر کند. شعارشان این است شما فکر نکنید. ما فکر می دهیم و شما آن فکر را عمل کنید، یعنی در واقع شکل دهی فکر به جهان است. حالا برای اینکه بتوانند فکر جهانیان را شکل بدهند و آن چیزی که آنها می خواهند را ما ببینیم باید چیکار کنند؟ اینها آمدند یک کار خیلی اساسی، قوی و بزرگ کردند. خیلی حجمش بزرگ است، اینها آمدند گفتند که جریان دانش و علم را ما باید در جهان به دست بگیریم. در تمام رشته ها به خصوص رشته علوم انسانی، یعنی روانشناسی، اقتصاد، مدیریت، علومسیاسی، تعلیم تربیت، هنر و تعلیم و تعلم و... ما باید قوانین علمی دانشگاهی را برای اینها تنظیم کنیم، که اینها در دانشگاه که می روند و در هر رشته ای درس می خوانند مواد تحصیلی را ما تعیین می کنیم که اینها چه جوری در مورد روان آدمها، جامعه، هنر، روابط زن و مرد و تعلیم و تربیت و... چه جوری فکر بکنند؛ آنها نمی گذارند شما بفهمید که داستان چیست. آنها می آیند علوم را تدوین می کنند برایتان. حتی علوم پزشکی و صنعت را... برایتان تدوین می کنند. بعد می گویند در صنعت و علوم تجربی و علوم انسانی اینجوری که ما می گوییم شما باید درس بخوانید، لیسانس باید این مواد را داشته باشد، ارشد باید این مواد را داشته باشد، دکتری باید این مواد را داشته باشد، فوق دکتری هم باید اینطوری درس بخوانید. در همه رشته ها! نتیجه این می شود که میلیون ها نخبه در سراسر جهان دقیقا برنامه های آنها را به عنوان علم و به عنوان اینکه ما رفتیم دکتر شدیم، عالم شدیم، ما قانون فهم ایم، اینها را یاد می گیرند ودقیقا در جامعه خودشان و کشور خودشان اینهارا پیاده می کنند. در حالی که آن چیزی که این می خواند علم حقیقی نیست. فکر می کند که الان دکتری دارد و آن چیزی که می خواند علم حقیقی است، حتی در علوم تجربی اینها دارند دخالت می کنند که من حالا بعدا توضیح می دهم برایتان، یعنی او یک کاری می کند که شما در پزشکی، در صنعت، در قوانین تجربی هم همان چیزی که او می گوید را تو بفهمی. نه اینکه واقعا مسئله آن است که آن خارجی را تو بشناسی، بلکه یک کاری می کند که تو دقیقا از آن چیزی که مطالعه می کنی آن چیزی که او می خواهد تو بفهمی، یعنی کنترل علم در دانشگاه های جهان، دادن مواد درسی در همه رشته ها، به همه ی دانشمندان، همه ی کسانی که می خواهند بروند لیسانس بگیرند، ارشد بگیرند، دکتری بگیرند دقیقا چیزی را می خواند که صهیونیسم جهانی برایش طراحی کرده و شما فکر می کنی که الان رفتی دانشگاه و داری علم حقیقی می خوانی.
من خودم در بعضی از کشورهای اروپایی که درس می دهم برای دانشمندان البته آنها بیشتر اساتید دانشگاه هستند و پروفسور هایی هستند که کتابهایشان کتاب درسی است در همانجا، جلساتی که می گذاریم وقتی اینها جلو می رویم به اینها می گویم مگر دانش شما اینطوری نیست من از صدها دانشمند این اعتراف را گرفتم، می گویم مگر اینطور نیست که شما وقتی می روی ارشد می فهمی که همان چیزهایی است که در لیسانس خواندی، خودت می فهمی قلابی است، می گوید آره! می گویم وقتی دکتری می گیرید نمی گویید خیلی چیزهایی که در ارشد خواندید به درد نمی خورد؟ الان که دیگر شما فوق دکتری و پروفسور هستید واقعا خداوکیلی آن چیزی که درس می دهید و درس دادید به مردم و به آنها لیسانس دادید ارشد دادید علم بوده آنها؟ می گویند نه ما خودمان هم می فهمیم که اینها شر و ور است...این اعتراف را از خیلی هایشان گرفتم که آقا آن چیزی که ما داریم درس می دهیم علم نیست واقعا. ما فقط یکسری تئوری هایی که به ما گفتند را می آییم درس می دهیم و می گوییم اینها تئوری علمی است. دوره ی علمی است. در فقط علوم انسانی هم نیست. در همه علوم و رشته های هست، در تجربی و پزشکی و صنعت، حالا صنعت یک مقدار تخصصی تر است. دقیقا کمتر می توانند دخالت کنند و به نفع خودشان تغییر بدهند که الان اگر رسیدم برایتان بخوانم که اینها چه جوری می آیند در صنعت سیطره ی خودشان را در دنیا به دست می گیرند و آن سیطره را بر مردم جهان اعمال می کنند.
من اول پروتکل ها را بخوانم الان بیشتر قانونا برویم جلوتر یک ذره سر و شکل دارد؛ در پروتکل دو دارد راجع به تدوین علوم می گوید، در یک بخش البته بخش حقوق، حقوقی به نام حقوق بین الملل وضع خواهیم کرد (یک رشته ای هست که الان در دانشگاه ها می خوانند به نام حقوق بین الملل) که جایگزین حقوق ملی کشورها شده و ناظر بر روابط بین الملل شوند. چرا میگوید جایگزین حقوق ملی کشورها باشد؟ بتوانند بگویند قانون ما اینطوری است؛ مثلا ما می گوییم حقوق زن بر مرد این است و حقوق مرد بر زن آن است، آنها می آیند یک حقوق بین الملل می نویسند. یا در روابط مرزی و روابط کشور ها و می گویند آن حرف آخر را می زند نه نظام حقوقی شما! ممکن است در نظام حقوقی شما. ممکن است یک چیزهایی بگویند آن قبول نیست این حقوق را شما باید رعایت کنید. بعد حقوق بشر را خودشان تعریف می کنند، حقوق زن و مرد را خودشان تعریف می کنند، حقوق فرزندان را خودشان تعریف می کنند و هر جور که آنها می خواهند این نظام حقوقی و رشته های حقوقی را شکل می دهند، یعنی یک شخص نظام حقوقی را می خواند بعد می رود خیلی از چیزها در دین شما هست در فرهنگ شماست در مرام و ذات و انسانیت شماست جور در نمی آید. می خواهم بگویم فقط مخصوص حقوق بین الملل نیست. روانشناسی و اقتصاد و جامعه شناسی و مدیریت هم همینطور است و طراحی ها دقیقا همانی است که اینها می خواهند یعنی دقیقا همان چیزی که آنها می گویند اینها هم در دانشگاه می گویند، بعد این هم کافی نمی دانند می گویند ما که این هارا تنظیم می کنیم نخبه های تمام کشورهای جهان را جذب می کنند در کشور خودشان. این چیزی که الان شما می بینید خیلی ها دوست دارند کجا بروند؟ اروپا و آمریکا و کشورهای دیگر بروند، نخبه ها را از سراسردنیا جمع می کنند در کشورهای خودشان و همان چیزی که خودشان می خواهند را به این ها یاد می دهند، این هم رفته آنجا تعطیل و جو زده " اینها علم حقیقی است!" یک مثال بزنم برای شما؛ کاش وقت بود من می توانستم برای شما ریز بگویم. چون اینها را خودم مطالعه و تحقیق کردم. تمام شان را کاشکی فرصت بود یکی یکی هم عکس ها و فیلم هایش را نشان تان می دادم گزارش های حقیقی شان را و... ولی نمی رسیم و من کلی می گویم، مثلا می آیند می بینند در کشور اسلامی در چه چیزی نظام سلامت اینها را نگه دارد، باعث می شود اینها زایمان طبیعی بکنند، باعث می شود اینها بدن های قوی داشته باشند، باعث می شود اینها نمیرند. چون این ها مرگ و میر می خواهند در ما دیگر، آنها یک قحطی ایجاد می کنند ده میلیون ما را می کشند، من چطور می توانم جمعیت مسلمانان را کم کنم؟ چه جوری می توانم اینها را به مریضی بکشانم و سرطان ها و آلزایمر ها و پارکینسون ها را بیشتر کنم و نازایی ها را در اینها ایجاد کنم و... برنامه دارد برایش دیگر، می گوید من باید بنشینم یک برنامه مفصل بریزم که بدن اینها را بتوانم داغان کنم، یا اگر اینها اعتقاد دارند به یک سلسله چیزهای درست و حسابی مثل حجامت، مثل کیسه کشیدن در حمام که اینها اصول بهداشت است دیگر، مثل سنگ پا کشیدن، مثل غذاهای مقوی و قوی خوردن، بعد می آیند در علوم اینها را تدوین می کنند می آید می گوید که علم ثابت کرده که... این علم شده خدا! یک علم به درد نخوری که اصلا مبتنی بر هیچ کدام از دانش های هفتگانه نیست، می گویند علم ثابت کره، علم چه چیزی را ثابت کرده؟ می گویند پروفسور فلانی و فلانی از دانشگاه فلانی این چیز را گفتند. پس این علمی است، بعد یک تحقیقی دانشگاهی مثلا در انگلستان داده یا مثلا هاروارد آمریکا یا مثلا آکسفورد انگلیس یا فلان جا این تحقیق شده. دانشمندان این را گفتند، هیچکس هم نمی داند آن دانشمندان چطور این را گفتند، این ها را برای خودشان تعیین کردند پول می دهند مقاله می نویسند، پول می دهند تحقیق می کنند می گویند شما در تحقیقاتتان باید این را اعلام کنید؛ اعلام کنید که از نظر شما دانشمندان اینطوری است، پولشان را می گیرند می روند دنبال کارشان، دانشمندان را می خرند و نظریات را می سازند دقت کنید نظرات علمی را تولید می کنند و می سازند. می گویند آقا شما مثلا اگر بخواهید بدنتان سالم باشد تخم مرغ نخورید! تخم مرغ به شدت ضرر دارد برای بدن، چربی را بالا می برد، آثار اینجوری دارد، یک دفعه می بینی مردم ده ها سال فاصله می گیرند از این، آقا مثلا تخم مرغ ضرر دارد نخوریم، از بهترین غذا ها شما را می اندازند، بعد یک عده دانشمند هم پیدا می شوند نمی خواهند زیر بار صهیونیسم جهانی بروند و آزاده هستند زیاد هم هستند در این قضیه الاقصی شما دیدید دیگر خیلی از دانشمندان و بزرگان علیه صهیونیسم جهانی قیام کردند، آنها رفتند مطالعه کردند و دیدند که اصلا اینطوری نیست.
چند وقت پیش یکی از چند دانشمند انگلیسی یک مقاله دادند بیرون. گفتند اصلا اینطوری نبوده و تخم مرغ خیلی هم خوب است، این همه آثار شگفت انگیز دارد، این همه مفید است، این همه خوب است. نوع مصرف و رژیم مصرف اش هم باید اینطوری باشد. گفتند این برای قلب ضرر دارد. برای بیماری های قلبی ضرر دارد و... همه اش هم دروغ بود! چون مصرف تخم مرغ جدای اینکه یک عالم فواید دارد برای کشورها خیلی غذای ارزانی است، همه جوره باید با این مبارزه کنند. یا این مواد را استفاده نکنید، این مواد را استفاده کنید و این شامپوها را استفاده کنید این شامپوها خیلی خوب است، این صابون ها را استفاده کنید و این صابون ها خیلی خوب است و این کرم ها خیلی خوب است و این پودر ها خیلی خوب است، این نوشابه ها را بخورید. بعد وقتی می خورید می بینید که یک دفعه نازایی و سرطان و پارکینسون و سردی بدن و سکته و... زیاد می شود. شما سن سکته را اول انقلاب ببینید از شصت و پنج سال رسیده به بیست سال، چه جوری رسیده به بیست سال سکته؟ ما قبلا سرطان داشتیم اینطوری؟ ما اصلا سرطان نداشتیم اینطوری! مثلا پیرمردها شصت هفتاد سال یا پیرزن ها سرطان می گرفتند، الان نه بچه یک ساله هم سرطان دارد! در تمام دنیا این کار را کردند! برای کشورهای اسلامی خیلی ویژه تر، حتی در نظام تولید دارو که دارو صادر می کنند به همه جای دنیا و لطفی که خدا کرد در حق ما این بود که این ها ما را تحریم کردند، تحریم خیلی به نفع ما شد، اینها صادرات می کنند. بعد جالب است که اینها یک مستندی ساختند که لو رفت اینکه اینها در آن کارخانه ها می گویند که این دارو مثلا استامینوفن یا داروی مثلا آسپرین یا دارو های دیگر برای ایران فلان سازمان باید این شکلی درست کند همان را برای مصر و برای کشور اسلامی برای افغانستان این شکل و مثلا برای اروپا و آمریکا یطور دیگر است، یعنی استانداردش برای آنها با ما فرق می کند؛ من یک موقعی یادم است بخاطر آسیب دیدگی جنگ سال هفتاد و دو سه رفته بودم سوییس، آنجا یک پزشک ایرانی بود خیلی آدم کاردرستی هم بود و من را دید، گفتم من این مراحل را گذرانده ام در جبهه اینطوری کمرم آسیب دیده این مراحل را گذراندم، این دارو ها را مصرف کردم و این عمل ها را انجام دادم، گقت که باشد! بعد دیدم یک قرص برای من نوشت که من اصلا خنده ام گرفت! گفتم: آقای دکتر من ده برابر قوی تر از اینها را مصرف کردم، گفت کجا مصرف کردی؟ گفت: داروی ایران را می گویی؟ گفتم بله، خندید و گفت نه! مال اینجا را بخور، همان دارو یعنی همان دارویی که ما داریم در ایران مصرف می کنیم گفت نه اینجا را و این را بخور، یعنی برای آفریقایی ها این دارو را یک طوری می نویسند و فرمولش یک چیز دیگر است، ولی اسمش یکی است و این معلوم است باید این صادر شود. این نوع دارو با این نوع شکل و رنگ و فرمول فقط به کشورهای اسلامی هند یا افغانستان یا آفریقا یا ایران یا هرجای دیگر... واکسن ها همینطور و هرچیز دیگر. می خواهم بگویم اینها علوم را دست می برند یعنی اینطور نیست که شما می روید یک فرمولی یا یک چیزی را می خوانی و فکر می کنی که این علم است بعد هم بیایی همان را بگویی که این علم است دیگر، ما در دانشگاه به ما گفته اند بخوانی این باید اینطور مصرف شود و... دقیقا پزشکان ما بسیاری دانشمندان ما در رشته های جامعه شناسی و روانشناسی و مدیریت و اقتصاد در این چهل سال هم نتایجش را دیدید، چیزی را تجویز می کنند که آنها دوست دارند بگویند، آنها دوست دارند ما بخوریم و مصرف کنیم، در همه رشته ها همینطور است یعنی آنها می خواهند جریان فکر و جریان علم کاملا در دستشان باشد، یعضی از این دانشمندان را جمع می کنند می آورند خودشان آموزش می دهند، اگر نتوانند و بخوهند در واقع یک کشوری را نابود کنند چه کار می کنند؟ می روند در آن کشورها دانشگاه می زنند. مثلا می روند در لبنان دانشگاه آمریکایی بیروت را می زنند، می روند در خیلی از کشورها می گویند آکسفورد آمده یک شعبه زده در ایران و همه هم خوشحال وای چقدر اینها آدمهای خوبی هستند و به فکر ما هستند و چقدر دوست دارند ما دانشمند و باسواد شویم و چقدرآدمهای مهربانی هستند، آمدند برای ما اینجا دانشگاه زدند! اصلا جریان تولید دانشگاه و جریان دانشگاه سازی که یک دفعه انفجار پیدا کرد در دنیا تمام زیر نظر خودشان بود، همه جا دانشگاه زندگی کردند و نخبگان را به نفع فرهنگ خودشان تربیت کردند، حالا همه هم دوست دارند بروند در این دانشگاه ها درس بخوانند چون مدرکش معتبر است. می گویند این را مثلا آمریکا یا انگلیس یا سوییس یا فرانسه یا آلمان و.. مدرک می دهند، ولی آنجا چیزی را می خوانی که آنها می خواهند تو بخوانی.
من یادم است یک موقعی یک خانمی می گفتش که خانم متدینی نبود مثلا با دین کاری نداشت، می گفت ولی من از یک چیز در انقلاب اسلامی خیلی خوشحال شدم. گفت: قبل از انقلاب اسلامی ما در آمریکا درس می خواندیم. کثیف ترین و خطرناک ترین و کشنده ترین آزمایش ها را به ما ایرانی ها و افغان ها می دادند. می گفت: شیعیان را انتخاب می کردند و پروفسور می گفت که شما برو این آزمایش را انجام بده و مجموعه تحقیقاتت را بیاور من لیسانس یا ارشد یا دکتری ات را می دهم، آزمایش را خودشان انجام نمی دادند، حالا این بیچاره ها می رفتند انجام می دادند خیلی هایشان مریض می شدند و سرطان می گرفتند و گرفتاری داشتند. خطرناک ترین را به اینها می دهند، می گفت از زمان که انقلاب اسلامی ایجاد شد ما چنان قدرتی و عزتی پیدا کردیم که به ما احترام می گذاشتند و می ترسیدند به ما از آن آزمایش ها بدهند، انگار که ایرانی ها بیدار شدند، می گفت الان فقط به افغانی ها می دهند یا به کشور های آفریقایی می دهند به ما خیلی نمی دهند آزمایشات را، یعنی یک استبداد و ظلم و یک تبعیض علمی وحشتناک! که کدام دانشجو برود چه کاری را انجام دهد، کدام دانشجو برود چه آزمایشاتی را انجام دهد. در همه جا اینها رفتند دانشگاه زدند و همه کشورها یک دانشگاه زدند درهمان کشورهایی که نمی توانستند بروند مهاجرت کنند می رفتند درس می خواندند و آنهایی که مهاجرت می کردند می بردنشان در محیط خودشان با ریل گذاری های خودشان اینها را داغان و منحرف می کردند، پس این جریان هدایت علمی را خوب دقت کنید چه می گویم، حالا گوش کنید به این پرووتکل ها.
«بگذار غیریهودی ها خود را با اصولی که ما به نام علم به آنها دیکته کرده ایم سرگرم کنند» اصولی که ما به عنوان علم به آنها دیکته کرده ایم یعنی می گویند این آخرین پیشرفت علم است و اطاعت کنید، شما می گویی دین من می گوید طلا برای مرد حرام است و سگ و مشروب نجس است و... می گوید نه علم الان ثابت کرده اصلا ضرر ندارد و خیلی هم خوب است و آن چیزی که خودش می خواهد به تو می گوید و تو می گویی بله دین ما خرافه است اینها همه اش خرافه است، الان مثلا علم ثابت کرده تراشیدن ریش ضرر ندارد، امام رضا می گوید هرچیزی را که خدا یا ما می گوییم حرام است یعنی ضرر دارد و هرچه را که می گوییم واجب است یعنی مفید است برای شما، بعد شما می گویی ضرر ندارد که بروید این کارها را انجام دهید.
بخش ششم پروتکل دوم روشنفکران غیریهودی (این خیلی خطرناک است) علم را به صورت مجزا از هم مورد تحقیق قرار می دهند. چیزی که قرآن اصلا با آن موافق نیست. دانشمندان ما قبلا مثل بوعلی مثل خواجه نصیر مثل ابوریحان در طول قرن ها تمام علوم را با خود من. مثلا طلبه بودم سال پنجاه و هشت در حوزه ی ما خدا رحمت کند حاج آقا مجتهدی را ما یک درس هندسه هم داشتیم حتی! علامه می گوید من وقتی رفتم می خواستم فلسفه بخوانم رفتم یک دوره جبر و مثلثات و هندسه یاد گرفتم، اگر اینها را نخواندی نیا فلسفه بخوان! اول باید فکر ریاضی پیدا کنی. علامه حسن زاده طوری بود که اساتید دانشگاه برای حل مسائل ریاضی می آمدند خدمت ایشان، دانشمندان ما در همه رشته ها طب می خواندند، فلسفه می خواندند، ستاره شماسی و نجوم می خواندند، تفسیر می خواندند و با هم همه علوم را داشتند و مرتبط هم بود این علوم با یکدیگر، دانشمند حقیقی باید مثل علامه حسن زاده باید علوم مرتبط را بدانند، علامه بود و در خیلی از رشته ها صاحب نظر بود! اینها آمدند برای اینکه بتوانند مردم را از تفکر و علم و روابط بین این بخش ها غافل کنند. چون علم ها از همدگیر پشتیبانی می کنند. آمدند رشته ها را از هم کاملا جدا کردند و گفتند: شما فقط این یک رشته را بخوانید، می گوید روشنفکران غیریهودی علوم را به صورت مجزا از هم مورد تحقیق قرار می دهند و بی آنکه خود متوجه باشند اطلاعات فراوان و نتایج گرانبهایی را فراهم می آورد، ولی ما آنها را باهم تلفیق می کنیم تا به یک کل دست یابیم، بعد من هرچه را می خواهم تحقیق کنم می گویم شما بروید این را تحقیق کنید الان که دیگر جدیدا استثمارها خیلی شدید است بچه های ما وجوان های شیعه هم شدیدا گرفتارش شدند، آقا ISI مقاله فلان بروید مقاله بخوانید و مقالاتتان باید ثبت شده باشد، این بنده خدا می رود کلی زحمت می کشد و تحقیقات جدید می کند و به یک کشفیاتی می رسد بعد برای اینکه دنیا بپذیردش و بعدا بتوانند به این مثلا مدرک بدهند و یک موقعیت علمی پیدا کند می گویند باید این مقاله ات را فلان جا ثبت کنی ما باید بپذیریم مقاله ات را، بعد این بچه ها ی ما زحمت می کشند می روند همه جای دنیا اینجوری است کشور ما هم هیمنطوری است، می گویند آقا اینها باید... شما چندتا مقاله ی ثبت شده در ISI دارید می گوید من مثلا سه تا! می گوید من پنج تا دارم، پنج تا می دانی یعنی چی؟ یعنی من پدر خودم را در آوردم و یک عالم زحمت کشیدم یک عالم تحقیق در بحث مثلا میکروبیولوژی یا شیمی یا پتروشیمی یا نانو و.. در آوردم مفت در اختیار آنها قرار می دهم، آنها می گویند مقاله شما پذیرفته شد. به به دست می زنیم برایت و مقاله شما در سایت ما پذیرفته شد، این سایت از کجا آمده و کی این سایت را بنا کرده؟ تمام مغزهای دانشمندان را برای اینکه افتخار داشته باشند برای اینکه در ISIمقاله داشته باشند همه نخبه های جهان تحقیقاتشان را می ریزند آنجا در همه رشته ها. آن هم قشنگ می توانند بهره برداری کنند چون مقاله برای آنهاست دیگر، اختراعات و اکتشافات و همه ی دانشمندان مخ های اینها و مجموعه عمر و شیره جان اینها را استثمار می کنند. دارند مثل زالو از تمام نخبه های جهان می کشند. نخبه های ما هم افتخارش این است من صاحب ده مقاله در فلان جا هستم. اگر می خواهی ما به تو مدرک بدهیم، لیسانس بدهیم، ارشد، دکتری و بالاتر از آن بدهیم باید بیایی برای ما کار کنی باید بیایی اینجا تحقیقاتی که ما می گوییم انجام دهی بعد هم ما میگوییم کجا کار کن و روی چه موضوعی تو باید تحقیق کنی و برادری بیاوری نتیجه را، خیلی جاها هم نتیجه را خودشان از اول مشخص کرده اند و می گویند برو تحقیق کن این را بردار بیاور، تو باید آن چیزی که او می گوید را در نهایت در بیاوری. مقالات علمی در مثلا مصرف فلان پودر و فلان مایع و فلان شربت و فلان خوردنی مردم تشویق می شوند و می روند و تهش یک دفعه می بینی که هزاران هزار نفر سرطان گرفتند، بیماری های پوستی گرفتند، انواع سرطان ها مثل سرطان سینه. مگر قبلا ما به این راحتی سرطان سینه و کیست داشتیم؟ کیست و فیبروم و سرطان و سرطان سینه و سرطان رحم و نازایی و مردها عقیم می شوند. مردها تمام خاصیت مردانگی شان اصلا کم شده، نطفه ها خراب شده، یکهو می بینی طرف سی سالش است، خیلی ها می گویند ما رفتیم دکتر می گویند تو اصلا اسپرم نداری، اسپرم هایت به درد نمی خورد اصلا تخمک اینجا مشکل پیدا کرده و.. اصلا فساد و جنایت دارد می شود در قالب علم. برویم
سراغ هفتم؛ این خیلی مهم است در علوم انسانی، «دقت کنید که ما چگونه موفق شدیم داروینیسم» (هنوز هم دارند روی این کار می کنند و هنوز هم مشغول این هستند و سرکار اند) مارکسیسم (که وقتی آوردنش صدها میلیون آدم درگیر این شدند، اصلا یک بلوکی تشکیل شد ده تا میلیون انسان پای این مارکسیسم مردند و کشته شدند و آخرش گفتند که مارکسیس اشتباه شده! ببین ده ها میلیون آدم کشته شدند صدها میلیون آدم کشته شدند پای این عقیده در کشور خودمان چپی ها و توده ای ها ببین چقدر در یک کشور اسلامی فقط در کشور های دیگر هم همینطور هنوز هم دارد تلفات می دهد) «و نیچئیسم را پروبال بدهیم» (می گوید چجور موفق شدیم پر و بال بدهیم «که به سادگی می شود به نقش ویرانگر نظریات بالا روی اندیشه غیریهودی پی برد»، خودشن اصلا این اعتقادات را قبول ندارند که! «برای آنکه بتوانیم از مطبوعات (این بحث تولید فکر است) در جهت خواسته های خود استفاده کنیم» (این بحث مطبوعات یک بحث فکری است، یک جهان شناسی فرهنگی که اینها می گویند در دنیا الان اینها می گویند وزارت های ما دارند طبق این فرمول عمل می کنند، تمام دنیا دارند همینجوری عمل می کنند، می گویند علامت رشد یک جامعه تعداد رشد مطبوعات آن است. ببینید چقدر مجله بیرون می دهند در زمینه های مختلف؟ چقدر روزنامه داده این کشور و این نشان می دهد چقدر این کشور رشد یافته است، پیشرفته است یا عقب مانده، اصلا لفظ پیشرفته یا عقب مانده درحال توسعه را ملاک هایش را کی تعیین می کند؟ می گوید کشور شما مجله کم دارد و... پس باید چیکار کنند؟ باید یک عده را بیاورند در این وضعیت تولید مجله کنند، هر شر و وری را تجویز می کنند اینها بعد این مجلات چه کاری می کند؟ اینها تمام افکار عمومی ملت و مردم را توسط دانشمندانی که قبلا در دانشگاه های اینها یا در کشور اینها یا کشور خودشان درس خواندند باید بیایند این مجلات را اداره کنند، ستون بزنند برای بحث های علمی و خانوادگی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی ینی چی؟ یعنی یک جریان تولید مستمر تولید و انتقال و تزریق فکر و اندیشه در همه ابعاد به مردم) می گوید برای اینکه برتوانیم از مطبوعات برای مردم در جهت خواسته های خودمان استفاده کنیم (یک کاری که در کشور ما خیلی زیاد انجام می شود در همه جای دنیا هست ولی در کشورما خیلی بیشتر است) «باید نارضایتی های مردم را در آن دائما در آن منعکس کنیم»، چرا؟ برای اینکه اگر یکجا برسند به آرامش و ثبات به نفع ما دیگر نیست چون اینها همیشه نان شان در روغن اختلاف است. می گویند ما باید همیشه در همه کشور ها جنگ، بی ثباتی کشتار بی اعتمادی به مسئولین را ایجاد کنیم. همه جای دنیا و این به نفع ماست، اگر یک جای دنیا یک دولت قوی ای باشد به ضرر ما تمام می شود. بنابراین بیایید شما دولت های مردمی را در این چند ده سال گذشته بخوانید هرجا دولت مردمی بوده دولت مردمی خوب حالا با اعتقادش کاری نداریم آمده با این مبارزه کرده و از بین برده، ببینید در شیری آرنده را چیکار کردن در کوبا چه کار کردند، در کشور های دیگر چیکار کردند در مصر چیکار کردند، در ایران چیکار کردند. هر شخصیتی که قرار است قوی باشد با امیر کبیر چیکار کردند؟ با شخصیت های بزرگی که ملت قبولش دارند اینها چیکار می کنند؟ پرتکل پنجم را برایتان می خوانم که بسیار مهم است کدام بخشش را؟
پروتوکل پنجم، بخش دوازده و سیزده اش را؛ برای انکه بتوانی مردم را در حالت گیجی و سرگردانی نگه داریم، چون گفتم ما نباید بزاریم کسی فکر کند «باید بتوانیم افکار مردم را دائما پریشان و متفرق و در فراز و نشیب نگه داریم»، اگر یک مردمی بخواهند فکرشان آرام باشد می روند به سمت کشف حقائق، اختراعات و اکتشافات و تولیدات خوب، برای اینکه بتوانیم مردم دنیا را گیج شان کنیم همیشه و آنها را در حالت گیجی و سرگردانی نگه داریم «باید آنقدر مطالب ضد و نقیض و اطلاعات گم کننده به آنها بدهیم تا مردم به این نتیجه برسند که بهترین راه نداشتن عقیده و اطلاعات سیاسی است»! ما گیج شدیم بالاخره نفهمیدیم کی راست می گوید و کی دروغ می گوید دیدید که در جامعه؛ این اینجوری می گوید او اونجوری می گوید، این مجلسه این را می گوید، این کانال این را می گوید این ماهواره... همه کانال هایش را هم خودشان دارند؛ یعنی پول می دهند یک جا یک گروهی مثلا تندرو بعد میانه رو بعد از آنطرف مثلا محافظ کار از اینور رادیکال همه اش خودشان پول می دهند؛ یعنی مثل مثلا پول روضه حضرت زهرا که سفارت انگلیس می داد بیاید منطقه سنی نشین روضه حضرت زهرا بخوانند که بتوانند دائم چی ایجاد کنند؟ پول مداح ها را کی می دهد؟ سفارت انگلیس می دهد، کشور ما هم الان همینطوری است. آوردم در عزادار حقیقی اسنادش معتبر است. چون شیعه را دو تا چیز قدرت می دهد: یکی پرچم سرخ حسینی و پرچم سبز مهدوی او آمد مداح های سودجو و شهرت طلب این تعبیر خودشان است. سودجو و شهرت طلب را استخدام کنیم. مثل خیلی هایی که الان داریم در فضای مجازی هم می شناسیمشان، حرف های اسرائیل و آمریکا را می زنند، علیه نظام حرف می زنند، می گویند ما باید اینها را استخدام کنیم. آن چیزی که ما می گوییم بخوانند، یعنی شعرهایی که باید انتخاب کنند، سبک هایی که باید انتخاب کنند اینها باید حرفهای ما را بزنند در روضه هایشان، این را باید بگویند. بنابراین کلی خرج می کنند روضه حضرت زهرا را و کلی چیزهای زهرماری که ممکن است اصلا این وسط نبوده اضافه می کنند به این روضه ها و می آورند و می سازند برایتان، می بافند و می سازند و می آیند می گویند برید بخوانید برای مردم، حالا از اینجا شروع می شود حالا ببینید تا کجا اینها هستند، وقتی می گوییم اطلاعات ضد و نقیض زیاد در همه ی زمینه هاست. الان همه ی کسانی که اینجا نشستند و در رشته های مختلف در این جلسه محترم درس خوانده اند شما بروید الان بگویید می خواهم روانشناسی بخوانم، جامعه شناسی بخوانم، مدیریت بخوانم، اقتصاد می خواهم بخوانم، می گوید خیلی خب قبول شو و بیا کنکور و بیا دانشگاه، دانشگاه که می روی می گوید این رشته را فلان کس بنیان گذاشته و نظریه اش این بود. ولی چند سال بعد شاگردانش گفتند نظریه درست این نیست و اینها را گفتند. بعد چند سال بعد اینها را گفتند یک دفعه تو می بینی که تمام دوران لیسانس در رشته فلسفه، کارشناسی چون من خودم فلسفه غرب خواندم دانشگاه تهران، در رشته های مختلف می بینی که من سر کارم! من اصلا کلا دارم فقط وقتم صرف نظریات متناقض است، این آن را گفت او این را می گوید این اینجوری می گوید، بعد الان برای من ملاک چیست. من از کجا بفهمم کدام بالاخره کان درست گفته، کارد درست گفته، هیوم درست گفته، بیکن دارد درست می گوید، نیچه چه می گوید، او چی می گوید ذهن من یکهو می ریزد به هم، برای همین ما بچه هایی که فکر قدرتمند روان عالی داشتند، مدت ها بعد از اینکه فلسفه می خوانند یا حقوق می خوانند خانم ها و آقایان تأیید می کنند من با هزاران نفر چون مشاوره داشتم با هزاران نفرشان و بعضی که می روند این رشته ها را می خوانند مثل روانشناسی یا اقتصاد یا مدیریت یا تعلیم و تربیت هنر می خوانند می ریزند به همدیگر. اصلا هیچی از عقاید خودشان، آرمان های خودشان، باور های خودشان دیگر باقی نمی ماند بعد می گویند اصلا سیاست چیست اینها همه دزد اند همه حقه باز اند همه کلک اند اصلا یکدفعه کلا حساسیت سیاسی نسبت به ملت شان، غیرت سیاسی نسبت به ملت شان و به کشورشان بیرون می آیند. یعنی ما باید دائما اینها را سرکار بگذاریم، دائما اینها گیج شوند قدرت تولید فکر روانی تولید علم به اینها ندهیم، دانشگاه های ما خیلی جاهایش باز بعد انقلاب خیلی بهتر شده. قتلگاه عقاید، افکار، انسانیت، شرافت بچه های شیعه و مسلمان هست و انسان های دیگر، قتلگاه است! کشتارگاه است آنجا.
یکی از خواهران ما می گفت که من رفتم خودمم نمی خواستم بروم به زور خانواده رفتم یکی از این کشورهای خارجی. متنفر بودم از اینکه بروم آنجا درس بخوانم، گفت: رفتم یکی از این کشورهای خارجی به زور خانواده بعد گفتند که فلان دانشگاه شما را پذیرش کرده و مدارک تان را پذیرفته و خواستن و ما هم مدارک فرستادیم و آنها خیلی سریع گفتند پاشو بیا، ما رفتیم آنجا و خلاصه شبی که قرار بود من بروم در آن دانشگاه ثبت نام کنم می گفت: شب خواب دیدم رفتم در یک جنگلی یک عالم جنازه آنجا ریخته، بعد می گفت من از کنار این جنازه ها رد شدم تا رسیدم به ساختمان دانشگاه می گفت شبش در خواب دیدم، می گفت شب خوابیدم صبح بلند شدم رفتم دانشگاه دیدم مسیرهمان جنگل است، همان ساختمان است که من دیشب خواب دیدم همین است، گفت وقتی رفتیم دیگر انقدر تحویل بازار بود و من را تحویل گرفتند که نگو! بیا ثبت نام کن تو اینجا خیل به درد ما می خوری. ما رایگان بهت درس می دهیم، پول ات را هم می دهیم، هزینه تحصیل ات را هم می دهیم اینجوری امکانات می دهد، جوان ما می گوید بابا من می خواهم بروم جای دیگر درس بخوانم اینجا هم بهم خانه می دهند، هم هزینه می دهند، هم هزینه تحقیقات می دهند. اینجا تحویل می گیرند، بعد این گفته بود من نمی خواهم اینجا درس بخوانم، بعد گفته بودند چرا نمی خواهی حیف است ببینید ما اینجا... گفت نه من نمی خواهم اینجا درس بخوانم، گفته بودند پس اینجا این را بدان از طرف دانشگاه ما پذیرش شما دائمی است. اگر رفتید کشور خودتان و پشیمان شدید دوباره می توانید برگردید بیاید اینجا. یعنی وقتی می گویم کشتارگاه حقیقتا کشتارگاه است برای خیلی از افراد، یعنی دقیقا می روند چیزی را یاد می گیرند که استکبار می خواهد شما آن را به عنوان علم بفهمید. چه علوم انسانی چه علوم دیگر. حالا پروتکل هایی که درمورد مسائل صنعتی شان هست را الان اگر رسیدم برایتان می خوانم. بالاخره یک بلایی سر جوان های ما درمی آورند که جوان های ما کاملا دیگر زده و بیخیال شوند، یعنی جوانی که آرمان داشته دین داشته عقاید داشته متصل به علم خدا بده متصل به علم معصوم بوده، می رود آنجا همه را می گذارد کنار. به اسم دانش به اسم علم.
سیزده را هم که قبلا برایتان خواندم که ما نباید بگذاریم کسی به فکر بیفته و ابتکار داشته باشد. این ابتکار برای ما ضرر دارد. ما الان دانشمندانی داشتیم در زمان طاغوت برایشان دعوتنامه می آمد. می گفتند بیایید همینجا درس بخوانید ما همه امتیاز ها را به شما می دهیم بیایید اینجا، بعدش هم من یادم است حتی در دبستان که ما بودیم من چون همیشه شاگرد اول و ممتاز بودم همیشه می آمدند از ما تست می گرفتند و می گفتند که شما به درد این می خورید که بیایید آنور درس بخوانید، بیایید آنجا ما همه چیز به شما یاد می دهیم. آنهایی که می توانستد ببرند را می بردند و آنهایی را که نمی توانستند بروند یا نمی رفتند را میکشتند! شما بروید پرونده های ساواک را بخوانید ببینید چه دانشمندان خوبی را ما به علت اینکه نمی خواستند بروند آمریکا یا اروپا یا می خواستند به کشور خودشان خدمت کنند خطرناک می دانستند، طرح هایشان را می دزدیدند، انواع و اقسام ترور را اینها انجام دادند و چقدر از نخبه های ما کشته شدند یا باید برای ما کار کنید، برای همین زمان شاه اگر می فهمیدند کسی اختراع کرده یا بیجا دست به یک چیزی زده ساواک می رفت سروقتش که تو بیخود کردی همچین چیزی را اختراع کردی. بروید الان خاطرات دانشمندان ما را بخوانید که آن زمان اگر می رفتند به سمت یک اکتشاف یا اختراع چه جوری ساواک می آمد سروقتشان. آن رگه ها هنوز هم هست، هنوز هم بعضی از رئیس جمهورهای احمق ما و خودفروخته و خائن ما یا وزرا و یا دستگاه های آموزش عالی ما هنوز هم نخبه کشی دارند، یعنی بعد از 40 و خورده ای سال در انقلاب هنوز مسئولین نفوذی وجود دارند در گلوگاه هایی که یک دانشمند یا جوان نخبه یا جوان مستعد در اختراع و اکتشاف وجود دارد که نگذارد این ابتکار داشته باشد، اختراع می برند الان مثلا ماشین برقی بچه های ما چند سال پیش اختراع کردند ایرانی ها، آقا نه این ضرر دارد مسئولین می گفتند اینها اصلا به صرفه نیست هیچی ماشین را برداشتند، کلی به نفع هوای ایران بود، به نفع چیزهای دیگر بود نگذاشتند. داروها چقدر داروساز پیش من آمدند. چون ما جامعه پزشکی ها داریم و در ارتباط هستیم با جامعه پزشکی، آمد گفت من دارو اختراع کردم برای کشور خودمان فوق العاده ست اما وزارت بهداشت و مافیای دارو قبول نمی کند! می گوید من می روم نمونه ی این را وارد می کنم و کلی سود می کنم ولی اگر تو می خواهی این را اختراع کنی و اینجا بفروشی من نمی گذارم اختراع کنی! من دانشمندان زیادی سراغ دارم طرح های عالی برای تعالی این کشور و پیشرفت این کشور اختراع و اکتشاف کردند و وزارتخانه های ما اینها را نابود کردند، اینها مجبور شدند خیلی هایشان هجرت کنند. می گویند این کشور اصلا نمی خواهد ما را بپذیرد، من می خواهم رشد کنم، می خواهم تحصیلات داشته باشم، آمدم به کشور خودم خدمت کنم، حتی من دانشمندانی را می شناختم از آمریکا پیش خود من آمدند و گفتند: استاد الان ما این دارو این همه خواص دارد من اختراع کردم این دارو را و برای خیلی از بیماری ها خوب است، الان رفتم به من گفتند که اجازه نمی دهیم اینجا تولید شود، مافیای دارو و مافیای چیزهای صنعتی نمی گذارند اینجا تولید شود. هنوز هم در خیلی از سیاست ها این نفوذی ها باید شناسایی شوند خیلی از سیاست ها این هست که ما نباید بگذاریم جریان ادامه پیدا کند، با واسطه های مختلف با رشوه های مختلف با پول های مختلف می نشینند آنجا و نفوذی می دهند آنجا و سر بچه های ما را می برند اینجوری دیگر درواقع، یعنی می گویند آقا انقدر این را زده اش می کنند برای یک تحقیق مثلا ماشین اختراع کردم بنزین لازم ندارد، کی بنزین از ما بخرد؟ کی چنین و چنان کند؟ داستان می شود، هواپیما اختراع کردم اینطوری، ببینید چه چیزهایی بچه های ما اختراع کردند ولی در اثر اینکه ما مسئولین نفوذی و فاسد داریم اجازه نمی دهند این بچه ها خوب کار کنند، اگر امام ما و رهبر ما نبود همین چند سال پیش که دفاع کند از شرکت های دانش بنیان، شرکت های دانش بنیان ببینید چقدر کم رشد کردند، بودجه بهشان نمی دهند، یک موقع می توانم با ده تا اختراع کشور را میلیارد ها دلار جلو بیاندازم. بیچاره ها ندارند مجبوراند قرض کنند، باید بروند قرض کنند، یکی اش دانش هسته ای بود که به شدت مقابله می کردند مسئولین ما، مسئول خائن ما مقاومت می کردند که نگذارند دانش هسته ای در این کشور شکل بگیرد. رئیس انرژی هسته ای یک زمانی حالا اسمش را نمی آورم در یکی از این مناطق مهم من رفتم خودش داشت برای دانشمند ها سخنرانی می کرد. گفت فلان کس فلان شخصیت معروف که همه تان می شناسید من را برد بیخ دیوار دستش را گذاشت روی گلوی من فشار داد گفت بگو نمی توانیم اختراع کنیم. بگو ما نمی توانیم فلان چیز را تولید کنیم. من بروم مذاکرات را تمام کنم، من بروم بگویم بیایید ما پروتکل های شما را می پذیریم... این از انرژی هسته ای، می گفت من کارخانه را راه انداختم و رفتم به رئیس جمهور می گویم آقای رئیس جمهور این دانشمندان خودمان هستند که این کارخانه را راه انداختند، ژاپنی ها و آلمانی ها گفت ول کردند رفتند یک لحظه، ولی دانشمندان خودمان توانستند، بعد به رئیس جمهورمان گفتم که یک تشکری در حد یک سکه به این دانشمندان بدهید، بعد می روند به آن هنرمندانی که برعلیه کشور فیلم می سازند و فیلم های مزخرف می سازند به آنها جایزه های کلان می دهند به آنهایی که خودشان می خواهند، به نخبه های دانشگاهی که خودشان می خواهند، به این دانشمندان هسته ای می گفت من یکی از شاگردان ما که خودش رئیس آنجا بود مهندسی هست که الان هم الحمدلله آدم بزرگی است، می گفت که استاد پانصد هزار تومان به پول الان نه به پول سی سال پیش می گفت پانصد هزار تومان قرض کردم رفتم این را برای کشور راه انداختم، به رئیس جمهور گفتم گفت نمی خواهد لازم نیست... هنوز هم در مجلس ما، در وزارتخانه های ما، در دستگاه های دولتی آدمهایی هستند که نمی خواهند بگذارند کشور رشد پیدا کند، در جوان های ما و در دانشمندان ما سرخوردگی های زیاد ایجاد می کنند و این جوان هم بنده خدا آمده رشد کند، آمده می خواهد شکوفا شود از اینور اینها اینجوری می زنندشان از آنور هم آنها جذبشان می کنند می گویند بیایید در کشور خودمان خودمان پول می دهیم بهت خودمان ازت حمایت می کنیم، آن کسی که می گفت این دارو را آوردم در ایران می گفت وقتی بردم آمریکا می گفت استاد بیست میلیون تومان قرض گرفتم تا بتوانم ماده موثره بخرم امده کنم برای داروم از سیصد میلیونی که برایم تصویب کردند هیچی ندادند به من، گفت خودم رفتم بیست میلیون تومان قرض گرفتم، گفت این طرح را دیگر بخاطر ناامیدی و چون این دارو داروی مهمی است بردم آمریکا گفت روز اول پنجاه هزار دلار به من دادند. این ماجرایی که ما چهل سال داریم از دست مسئولین نالایق نفوذی از طرف همین صهیونیست ها و استکبار که در روحانیت و مسئولین ما در دولت ما در قوه قضائیه ما و مجلس ما نفوذ کردند داریم چوب می خوریم، داریم ضربه می خوریم از اینها، فرار دادن نخبگان، فرار دادن مغزها یا از بین بردنشان اینجا، کندکردن و ناامید کردن و سرخورده کردنشان این جریانی است که ما با آن رو به رو هستیم.
جلسه بعد درباره دشمن و کارهایش که در جهان چه کاری می کنند صحبت خواهیم کرد.