جلسه 006 - صهیونیسم‌شناسی در قرآن
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1402
ماه
8
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - صهیونیسم‌شناسی در قرآن

صهیونیسم شناسی در قرآن؛ جلسه ششم 18/08/1402

ضرورت دشمن‌شناسی در زمان حاضر: اهمیت شناخت دشمنان اسلام با تکیه بر یک‌چهارم قرآن و نقش آن در حفظ راه حق و مقابله با فریب‌های شیطان، کفار و منافقین6-7

ما بخاطر شرایط زمان مان که الان قرار داریم، احتیاج هست به اینکه دشمن شناسی را به جایی برسانیم. دشمن شناسی همان طور که قبلا خدمتتان عرض کردیم، شاید نزدیک به دویست سال بحث داشته باشد. امام باقر علیه السلام فرمود: «ربع القرآن فینا و ربع القرآن فی عدونا» یک چهارم قرآن درباره ماست، اهمیت اهل بیت معصومین متخصص معصوم اولیاء خدا این مهم است. یک چهارم قرآن که این چقدر فهم مهمی است که وقتی انسان قرآن می خواند مثل دانه تسیح اهل بیت در آن ببیند. از آن همان اول و تا آخر در آیات حواسش به متخصص معصوم باشد که ما ششصد هفتصد ساعت اینجا قبلا در چند سال وقتی برای شما خانواده آسمانی عرض کردیم. ولی می فرماید: «ربع القرآن فی عدونا» یک چهارم قرآن درباره دشمنان ماست. شوخی نیست. یک چهارم. تقریبا بیش از 1500 آیه فقط اختصاص داده به روانشناسی دشمنان اسلام. در رأسش هم یهود. کم نیست این اهمیت موضوع را می رساند. خداوند یک کتابی نازل کرده که باید تا قیامت کتاب انسان باشد؛ کتاب راهنمای انسان باشد و بعد بیش از یک چهارم تقریبایک چهارم قرآن را اختصاص داده به اینکه مردم مؤمنین باید دشمن را بشناسند. همان طورکه امیرالمومنین فرمود شما راه حق را نمی توانید طی کنید مگر اینکه دشمنانش را بشناسید. آدمی که دشمن نشناسد، هر چقدر هم آدم موفقی باشد و تلاش بکند آخر سر در فریبهای دشمنانش از کار می افتد، از را حق می افتد. یکی از لوازم بسیار مهم دشمن شناسی است. حالا ما در مباحث دشمن شناسی اولین برنامه را به همه می دهیم. اولین دشمن را خدا می فرماید، شیطان و بعضی از دشمنان که معرفی می کنیم. ولی خوب الان ویژه تر است که وضعیت راجع به دشمنان دیگر از پنج دشمنی که رسول خدا می فرماید یعنی کفار و منافقین، ببیشتر صحبت کنیم.

قرار شد این هفته راجع به یکی دیگر از خصوصیت های بسیار مهم دشمنان مان و یهود در رأسش که عبارت است از تحریف گری. گفتیم که آنها برای اینکه بتوانند به اهداف خودشان برسند بر کل جهان و مردم حاکم باشند، چون آنها می گویند مردم هیچ کس آدم نیستند و فقط ما آدمیم. بقیه حیوان هستند. بنابراین باید در استخدام ماباشند یا همراه و هم جهت با ما باشند یا باید نابود بشوند که جمعیت کمتری در زمین باشد و ما بتوانیم از منابع زمین ما استفاده بکنیم. فقط ما این زمین در اختیار ما باشد. پس دیگران دو حالت بیشتر ندارند: یا از بین بروند که زمین خلوت شود تا ما بیشتر استفاده کنیم. چقدر وحشتناک است این. اینها چند جنگ مهمی در دنیا تا بحال راه انداختند. میلیون ها ده ها میلیون انسان اینها کشتند. با همین فکر.

براشون فرق نمی کنند که کی کشته بشود: مسیحی، مسلمان، یهودیهای که غیر هم جهت با خودشان حتی هستند، سیک، هندو، بودا،. هر کس، بی دین ها، با دین ها، اصلا برایشان مهم نیست. اینها همان طور که قبلا گفتم انبیا را می کشتند: «یقتلون النبیین» انبیا را می کشتند. هر کس سر راه شان باشند از بین می برند. می گویند فقط ما. حالا این شخص این کسی که این طور فکر میکند، غیر از قتل، آدم کشی، قرآن می فرماید: «یهلک الحرث من نسل» دنبال نابودی حرث و نسل است. نسل کشی که الان دارید می بیند بچه ها را می کشند، مردان خودشان که دارند می بینند در رسانه و فضای مجازی، دختر و پسر، سربازانشان، مردمشان، وقتی دارند می بینند بچه ها دارند تکه تکه می شوند، امروز یک فیلمی دیدم از این خانم می گفت چه صحنه خوبی که من می بینیم این بچه ها دارند این جوری می شوند. چقدر کیف دارد، از این بهتر چی. ببینید یک حیوان هم نمی تواند لذت ببرد از این کار. ولی این ها لذت می برنداز اینکه دارند آدم می کشتند.، همین جوری له میکنند و می کشتند. حالا راجع به این بعدا دوباره صحبت خواهیم کرد. من الان دارم یک مقدار بحث ها را سبک و راحت و با شیب ملایم مطرح میکنم. و فساد. ایجاد فساد که حالا پروتکل هایشان را برایتان خواهم خواند. فعلا در حد استفاده از قرآن. چون اصول ما قرآن است. قرآن باید به ما بگوید که خیلی مهم است. «والله اعلم باعدائکم» خدا دشمنان شما را بهتر از خود شما می شناسد. خدا دشمنان شما بهتر از خودتان می شناسد. «اعلم باعدائکم» ربّ است، الله است. خالق کل شی است ربّ است. می گوید من دشمناتان بیشتر می شناسم. کی دشمن شماست. کی به ضرر شماست. چی خطرناک است برای شما. چی حرث ونسل شما را نابود می کند. من می دانم. بعد خدا آمده بحث مهمی را راجع به روانشناسی دشمنان اسلام در قرآن باز کرده برای ما.

امروز می خواهم راجع به یکی از شیوه های گمراه کردن دیگران، برایتان توضیح بدهم. اصلا اینها چه احتیاجی به گمراه کردن دارند؟ چرا؟ می‌خواهند انسان ها را گمراه کنند. با توجه به توضیحی که من روی اخلاق اینها، نگاه اینها، خدمت تان عرض کردم، دیگر الان شما باید فهمیده باشید که چرا اینها می خواهند ما را گمراه کنند. برای اینکه اگر انسان ها چه مسیحی ها چه بودایی ها چه هندوها چه مسلمانان قرار باشد روی دین خودشان باشند، دیگر تابع اینها نمی شوند. مقید بودن آنها با تقوا بودن آنها در هر دینی، فرقی نمی کند. مسلمان ها خوب، شیعه خوب، سنی خوب، مسیحی خوب، یهودی خوب. ما یهودی خوب هم داریم. این همه یهودیهای که علیه اسرائیل شعار می دهند راهپیمایی می کند یهودی های خوب هستند. هندوها، بودایی ها، صد ها میلیارد جمعیت دارند ولی تقوای آنها در دین شان آدم خوب بودن آنها به ضرر این گروه تمام می شود. اصلا کسی زیر بار اینها نمی رود دیگر. کسی اینها را محل نمی گذارد، راهی به اینها نمی دهد برای کشتار غارت فساد.برای همین اینها مجبورند دشمنانشان هم از نظر فیزیکی حذف کنند هم از نظر فرهنگی. یعنی نیاز دارد این که مسلمان باوفا و خوبی نباشد، سنی خوبی، شیعه خوبی، مسیحی خوبی، هندوی خوبی، بودایی خوبی نباشد. احتیاج دارد که فساد بکند اینها. در پروتکل اولیه شان آورده. شما باید مشروب خوری فساد، دزدی، اختلاس، خیانت را رواج بدید. چون به نفع ماست. اینها اصلا کلا هر چیزی و هر نوع فسادی که یواش یواش به تنوعش می رسیم. یکی از آنها، از انواع انحرافات و گمراهی که می خواهند ایجاد بکنند، تحریف است. تحریف یعنی چی؟ یعنی آیات خدا که نازل می شد، برای اینها خوب نبود، اینها می خواستند فقط باب میل اینها باشد، هر آیه ای و هر کتابی بر هر پیغمبری می آمد، «افکلما جاءکم رسول بما لاتهوی عنکم» پیغمبری که می آمد اینها دوستشان نداشتند. می گفتند این با ما نیست. این باید نابود شود. یکی دو تا نیست. خیلی از پیغمبران را کشتند اینها. «کذبتم و فقریقا تقتلون» بعضی ها را می کشتند بعضی هایشان را تکذیب می کردند. بنابراین یکی از چیزهایی که برای آنها خطرناک است دین حق است و دین خالص خداست. حقانیت است. خوب دقت کنید. حق خیلی مهم است اگر برملا شود. مردم حق رابشناسد سراغ باطل ها نمی روند. سراغ آدم ها نمی روند. کسی به این ها محل نمی گذارد. نگاه کنید در دنیا خون این بچه ها چقدر برکت داشت. یعنی با چیزی غیر از خون این فرشته های معصوم، اینها این جوری در سطح جهان رسوا و بی آبرو نمی شدند. اگر یک جنگ نظامی بین فقط رزمندگان حماس بود و ارتش اسرائیل بود، فقط یک جنگ بود، همه جای دنیا جنگ اتفاق می افتد. ما خودمان هشت سال سخت ترش داشتیم. وحشتناک تر، سختر تر هشت سال خودمان داشتیم. اما این جنگ ما آنها را خیلی رسوا نکرد. آنکه این ها را رسوا کرد، خون این فرشته ها بود. این در دنیا آن کار عظیم کرد. یعنی ما میلیاردها دلار، نه تومان، میلیاردها یور دولار پوند هزینه می کردیم، میلیاردها ساعت وقت می گذاشتیم کار فرهنگی و رسانه ای می کردیم، اصلا نمی شد اینها را این جوری آبرویشان برد، رسوایشان کرد. به قدری که جریان جهانی علیه اینها قیام کند. یهودیهای آمریکا بریزند کنکره علیه اسرائیل. این یعنی چی؟ مگر می شود؟ نماینده های خود مجلس یواش یواش و دانه دانه صدایشان درآمد. بلاگرهایشان، سلبریتی هایشان، برخلاف بسیاری از سلبریتی های بی ارزش، بی قیمت و نفهم ما، آن ها نه، آن سلبریتی هایشان خیلی هشدارند علیه اسرائیل قیام کردند. نویسندگان، شعراء، حتی مجری های برنامه تلویزیون کارشناسان، حتی نیروهای نظامی حتی افسران اسرائیلی. بعضی از افسران اسرائیلی یواشکی مصاحبه کردند و گفتند که اینها دروغ می گویند فرمانده ها ما. ما خودمان به زنان اسرائیلی تجاوز کردیم، خودمان هم کشتیم، این دیگر خیلی جالب است. خودش آمده. فقط صورتش را شطرنجی کرده که نفهمند ولی صداش هست. اینها دستور دادند بکشید تجاوز کنید به اینها، بعد هم بندازید گردن حماس. ببینید چه جوری است خون این بچه ها، چکار می کند. آنکه در دلش یک ذره انسانیت، مروت، رحم وجود داشته باشد، این خون آن را تهییج می کند، برمی انگیزد. چقدر خون این بچه ها برکت داشت. چقدر این خون اثر داشت. آنها که شهید می شوند در بهشت می روند پیش فاطمه زهرا سلام الله علیها هستند. الان هم به آنها بگویید حاضرید برگردید، عمرا برگردند اینجا. می گویند نه جای ما خیلی خوب است؛ ولی خونشان خیلی برکت داشته. خیلی کار کرد. خیلی کار می کند خونشان. این خون، این طوفانی که درست شد، این خون قوی ترین بخش طوفان است. خون این بچه ها قوی ترین نقطه مرکزی قدرت آن نقطه مرکزی این گردباد و طوفان یا به تعبیر مقام معظم رهبری زلزله، این خون این بچه هاست که آن زلزله را ایجاد می کند و این انقدر ادامه دارد که اینها را در سراسر دنیا نابودشان می کند.

اینها کارشان ایجاد تحریف است. تحریف یعنی چی؟ یعنی اگر مردم حق بشناسند که حق را رعایت می‌کنند. پس ما باید کاری کنیم که اینها نه آیات را بفهمند، نه کتاب خدا را، نه حق را. پس باید یک جوری این را دست کارشان بکنند. اینها شروع کردند زبانی و کتبی (دوتاش) دقت کنیدکه خیلی دقیق دارم سخنرانی میکنم، کتبی یعنی در آن سخنرانی ها صحبت کردن ها حتی در قرائتی که از کتاب می کردند، یعنی قرآنی که می خواندند، قرآن ما این بلا را نتوانستند سرشان بیاورند، حالا راجع به اعجاز قرآن هم صحبت کنیم، ولی وقتی کتاب آسمانی را می خواندند، یک جوری میخواندند قاطی اش یک چیزهای می زدند که مردم فکر می کند کتاب آسمانی می خواند. آنها هم خیلی بی سواد بودند مردم. الان هم خیلی هایشان بی سواد است. همین الان تحصیلکردهایشان بیاورید می گوید من از انجیل چیزی سر در نمی آورند. نگاه نکردم این جوری تا به حال. اگر برایش انجیل بخوانی فکر می کنی واقعا دارد انجیل می خواند. بگو آن کلام خداست. در نوشتار هم غوغا کردند. تحریف کردند. این استاد تحریف هستند تاریخی از کتابهای آسمانی قبل تا به الان. استاد تحریف اند، استاد دروغ گویی. در پروتکلاهایشان می خوانم ما باید فقط به مردم دروغ بگوییم و هیچ اشکالی ندارند حاکمان حرفشان با قولشان دو باشد. مثلا شما اردوغان نگاه کنید. اردوغان با یک جمعیت چند میلیون جمع شدند علیه اسرائیل حرف زده، شعار داده، بعد دارد نفتش را تامین می کند، مواد غذایی اش را تامین می کند، خلبان هایش را تربیت می کند همان طور که داعشی را تربیت می کرد. از این ور قیافه میگیرد علیه اسرائیل و آمریکا برای اینکه مردم مسلمان خام شوند. خیلی از مسلمان ها خام شدند که چه رئیس جمهور خوبی داریم، چه نخست وزیر خوبی داریم بهش رأی بدهیم. ولی پشت صحنه این جوری نیست.

بریم سراغ قرآن. تحریف می دانید یعنی چی؟ حرکت ما ریاضی است به سمت الله. الان مثلا فرض بفرمائید شما یک حرکت غلط انجام بدهید در ورزش. تمرین است. چون الله کی ماست؟ ربّ ماست. ربّ تمرین می دهد. اگر تمرینات اشتباهی انجام بدهی یا غلط بفهمی، به مقصد نمی رسی. من یک موقعی آسیبی دیده بودیم از یادگاریهای جنگ. عمل کردم خیلی بدتر شد. دکتر یک حماقتی روی بدن من کرد، زد چند قسمت نخاح من آسیب جدی رساند. نه تنها مشکلم حل شد چندتا مشکل دیگر اضافه شد. بعد رفته بودیم پیش پزشکی که می خواست ما را درمان کند، گفت باید شنا کنی. گفتم چه شنای کنم؟ گفت این شنا. حالا من شش ماه رفتم استخر، حالا خودمان بچه آب ایم، بزرگ شده ایم آب ایم. برو شنا کنم. بعد دیدیدم ما خوب نمی شویم. دردمان هم سرجاش هست. بعدا رفتم پیش یک کارشناس بالاتر و تحقیق کردم گفت این ورزش برای بیماری تو سمّ است. گفتم چه ورزشی بروم؟ گفت کنار سینه. گفت این اصلا برای تو سمّ است این ورزش. این حرکت اشتباه است برای بدن تو. باید یک ورزش دیگری می کردی. یک کار دیگری در شنا می کردی. یک آدم و پزشک نادان یک تمرین بدهد. حالا این غلط گفته کمر من خوب می شود یا نمی شود. نمی شود. تمرین اشتباه است. مثل اینکه به شما بگویند این غذا برو. این غذا هم سرطان زاست. این جوری نیست که نیت تو پاک بوده، آن برود آنجا سلامتی ایجادکند. نه دیگر سم ایجاد میکند. شما نفت یا بنزین بخوری اثر خودش می گذارد. هر چی بخوری. تحریف یعنی می داند که شماره ها را هم باید عوض کنی. شماره های حقیقی ندهند. مثل اینکه کسی از شما شماره تلفن بخواهد دوشماره رااشتباهی بدهی. می تواند من را پیدا کند یا نه؟ نه دیگر. یک شماره اشتباه یا جابجا بهش بدهم دیگر نمی تواند من را پیدا کند. بیماری وسواس این جوری است. شیطان می داند که اگر او بخواهد درست روزه بگیرد، درست نماز بخواند، ذکر درست بگوید، اثر دارد روحش. برای همین بیماری وسواس یعنی شیطان حمله می کند و عددها را عوض می کند. مثلا یکبار آب واجب است دو بار جایز است سه بار حرام است. می گوید بیست دفعه آب می کشد. شیطان می گوید بریز بریز. این با این وضو به جایی نمی رسد. یکبار آب، دوبار اجازه داری ولی سه بار حرام است. دیگر نمی توانی برای وضو سه بار مشت آب به صورت بریزی. ولی شیطان می آید عددها را عوض می کند، می گوید ده تا مشب آب به صورتت بریز. پیغمبر وقتی می خواهد غسل بگوید. می گوید غسل انقدر آب. یک لیتر آب بس است. شما می توانی با هاش غسل کنی. ما چه جوری غسل کنیم با یک لیتر آب. من مورد داشتم شش ساعت غسلش طول می کشید. یعنی نماز قضا می شده. پنج صبح می رفته غسل کند که نمازش را بخواند دوازده بیرون می آمد. خداشاهد است. شیطان می گذارد سرکار. این ذکر را پنج دفعه بگو. هی بیشتر بگو. برگرد. نه خوب نیست بیا دوباره از اول ذکر بگو. بیشتر بگو. نه این به درد نخورد نمازت. بلند شو از اول نماز بخوا.ن. نه وضو خراب شد، به درد نمی خورد اصلا از اول بگیر. یک مشت از این مربی های جلسه ای که بی سوادند و یکجا دکان می گذارند و مردم راهم وسواسی می کنند. می خواند کلاس بگذارند هی کار را برای مردم سخت می کنند. نه، این جوری نه. این جوری باید وضو باشی. تو باید... همین جوری الکی از خودشان در می آورند. دین خدا را سخت می کنند. شیطان هم می داند اگر این را رقمش عوض کنند، یا شلش کنم یا سفتش کنم، فرقی ندارد. می گوید حجاب شما نورانی است و تو را به الله می رساند. حجاب سفت ترش نه، شل ترش هم نه، هیچ کدام تو را به مقصد نمی رساند. این حجاب است. حدودش این است. تمام شد. نماز، روزه، خمس، همه چیز عدد دارد در رساله همه چیز عدد است. شیطان عدد راتغییر بدهد کار تمام است. یعنی می گوید دور کعبه هفت دور بیشتر نمی توانی بروی. از اینجاهم شروع کن برای طواف. همین جوری نمی توانی از هر جای مکه شروع کنی. می گوید از این ضلعش شروع کن هفت دور. باید شانه چپت سمت.. نمی گذارد شما قاطی کن. همه چیز ریاضی است. شانه چپ، از این گوشه، شروع کن حالا حرکت کن هفت دور. تمام. عددش مشخص است. سعی بین صفا و مروه. شما نمی توانی از مروه شروع کنی، از کجا باید شروع کنی؟ از صفا باید شروع کنی. تمام. مشخص می کند برایت. نماز، روزه، خمس، زکات همه اش عدد است. تعداد رکعات، نجاسات، مطهرات. همه چیز را اضافه می کند. مثلا دقیقا بهت می گوید این. از این تجاوز نکن. چون غیر از این تو را به مقصد نمی رساند. شما بیا در نجاسات مطهرات در تعداد رکعات، در قرائت نماز یک ذره عدد را تغییر بدهی، شخص به جای اینکه مومن شود، کافر می شود. وسواس قبلا توضیح دادیم در دشمن شناسی، وسواس انسان رااز انحراف در عمل به انحراف در اخلاق می کشاند، بعد از انحراف در اخلاق شخص را بی دین می کند. عقایدش را ازش می گیرد؛ یعنی می گوید خسته شدم ول کن نماز چیه. وضو چیه. ولش کن برای اینکه راحت بشود. نماز نمی خواند یک مدت. داستان این جوری شروع می شود. با نماز دارد شیطان رنج می دهد. نمازی که باید به آدم خوش بگذرد، هم آغوشی با خداست، برای این یک شکنجه است. وقتی اسم نماز می آید، من دیدم وسواسی می نشیند گریه میکند. اصلا اذان می گوید حالا دستشویی چکار کنم وضو چکار کنم. وضو را چکار کنم. تحریف یعنی این. یعنی می آید عدد و ارقام درسه بخش عوض می کند: 1) در عمل در احکام عوض می کند. می گوید نه خوبه است. همین جوری رعایت کنی خوب است. دلت پاک باشد. کی گفته نماز باید این جوری باشد نماز فارسی بخوانید. دیدید از این روشنفکران احمق فارسی بخوانید. ولش کن. کی گفته وضو بگیری. این وضو اصلا چیه. این آخوندها از خودشان درآوردند. فارسی بخوان. اصلا مگر نماز حرف زدن با خدا نیست. برای چی من نماز بخوانم. می نشینم با خدا حرف می زنم. همین جوری یواش یواش همه چیز را تغییر می دهد. این آدم دیگر نمی تواند شبیه مربی اش شود. زیر نظر خدا این آدم آدم نمی شود. مربی می گوید این حرکتی که من می گویم همین جوری باید انجامش بدهی. نمی تواند یک سانت این ور و آن ور کنی. در ورزش رزمی وقتی به ما می گفتند که باید مشت بزنی می گفتند باید بیاوری. وقتی می رسانی باید برش گردانی. بعد هم باید این قسمت دستت با این ساعدت در یک ردیف باشد. یک ذره پایین یا بالا مچ ات می شکند. ضربه را که می خواهی بزنی بایدکاملا صاف بزنی. با پا می خواهی بزنی این جوری است. بالاخره ورزش رزمی قانون دارد. یک ذره اشتباه کنی طرف در کشتی می بازد. یک ذره اشتباه کنی در فوتبال می بازد. همه اش ریاضی و عدد است. لذا آنها هم می دانند که اگر بتوانند شما را متدین غیر مقید به احکام دین بار بیاورند دیگر شما آدم بشو نیستید. می گوید برو هر چقدردلت می خواهد سینه بزن، نماز بخوان، کاری می کند که تو سینه نزنی حسیینه نزنی مسجد نروی حج نروی. ولی وقتی زورش نمی رسد باید چکار کند؟ شیطان دوست دارد ما نماز بخوانیم یا نه، دوست دارد ما حج برویم، دوست دارد ما آدم خوبی باشیم؟ نه. دوست ندارد این را. ولی زورش نمی رسد به اینکه همه ما را به این کار وادار کند. می گوید حالاکه زورم نمی رسد عدد و ارقام هایشان تغییر بدهم. دیگر نمی رسد. چند وقت پیش آمریکا یک موشک روی هوا فرستاد، روی هوا منفجر شد. میلیاردی هزینه کردند منفجر شد. داستان چی بود؟ داستان این بود که آن تایپیست که داشته برنامه می داده برای این برنامه نویس، یک اسپیس نزده بود. یعنی برنامه با یک دانه حرف جابجا می شود. یک کلمه. یک حرف. دیگر نمی رسد موشک روی هوا منفجر می شود. یک موقع رفته بودم برای دانشمندان هسته ای سخنرانی کنم. می گفت ما سانتیفورژ می ساختیم، راه می انداختیم، منفجر می شد. می ساختیم، راه می انداختیم، منفجر می شد، می گفت بعدا فهمیدم این سانتفوژ که دستمان می گیریم، همین جوری، این عرق دست ما این قدر حساس هست این مقدار عرق دست ما روی این سنگینی می کند. بعدا فهمیدیم که ما این وزن است خودش. همین یک وزن است. این اثر می گذارد. آره اثر دارد. می گوید مردان طلا بندازند اثر دارد؟ آره. حجاب می آورد و اثر دارد. هر یک گناه ورودی برای شیطان و وسوسه ها و جن هاست. هر یک جا را باز کنید فرقی نمی کند کجا باشد از همان جا می آید. از همان جا می آید داخل و نابود می کند. نفوذ می کند فقط و می خواهد ببیند ضعف تو چی هست الان. شیطان زورش به ما نمی رسد چون ما در مورد خیلی از گناهان معصوم هستیم. اصلا هیچ وقت ما به مخیله مان نمی آید که مشروب بخوریم، زنا کنیم، آدم بکشیم. هیچ وقت در خیالمان نمی آید تا آخر عمر چنین گناهی کنیم. برای خیلی ها این گناه انجام می دهند. راحت و مثل آب خوردن انجام می دهند ولی چرا نمی تواند ما را گول بزند؟ بابات بکش مادرت بکش خواهرت بکش بچه ات بکش. خیلی ها دارند این کار را می کنند مادر می کشتند، پدر می کشند، بچه می کشند، خیانت می کنند، هزارتا کثافت کاری در ذهنشان می آید و روشان هم غلبه می کنند. چرا زورش به ما نمی رسد؟ چون ما در این قسمت ها معصوم هستیم و زورش به ما نمی رسد. ما دارو خوردیم غذا خوردیم قوی هستیم به این راحتی نمی تواند سر وقت ما بیاید. می گوید حالا که به این راحتی نمی توانم چکار کنم؟ اول اینکه نقطه ضعف اش کجاست و کجا می توان نفوذ کند. برای همین می فرماید: «طائف من الشیطان». «طائف من الشیطان» یعنی چی؟ طواف کننده. رادار دیدید می چرخد. رادار طواف می کند. بعد می چرخد چی گیر می آورد؟ موشک دشمن. هواپیمای دشمن. مثلا می گوید یک موشک دارد می آید و آن رادار نشان می دهد. این رادار دائما باید بچرخد در منطقه. آن که دارد آن بالا می چرخد، باید دائما بچرخد تا ببیند یک جایی یک چیزی غیرطبیعی است. شیطان هم طائف است. قرآن می فرماید: «طائف من الشیطان» یعنی شیطان طواف کننده می آید یکی دو تاهم نیستند. هی یکسره بو می کشند این قلبش کجا و چه جوری می توانم نفوذ کنم. این نقطه ضعفش کجاست، از کجا می توانم بروم در قلبش، اینکه نماز می خواند نمی توانم بگویم نماز نخوان. حجاب را رعایت می کند قوی، این را هم که نمی توانم زمین بزنمش. حالا چکار کنم؟ می گوید حالا بیا از همین بدل بزن. در شیطان و صور مقدس چهار نوع حمله بود. حمله از سمت راست چیه؟ از طریق دین و نقاط خوب. چیزهای خوب. می گوید من روی این نمی توانم حمله چپ کنم. این اصلا اثر برایش ندارد. جلو و عقب هم نمی توانم خیلی. هر چند جلو و عقب روی خیلی ها اثر دارد. راستش بزنم. حمله راست می گوید باریک الله چه بچه خوبی نماز می خوانی باریک الله. چقدر خوب است نمازت را درست بخوانی. مثلا این جوری بخوان. وضو را یک ذره بیشتر آب بریز. یواش یواش شروع می شود. یک ذره بیشتر آب بریز. این جوری کن. مواظب باش نجس نشوی، مواظب باش فلان نشوی، مواظب باش فلان... یک دفعه داستان عوض می شود. تو باید حواست باشد عددی که خدا می گوید تو باید رعایت کنی. آن صاحب رساله، مراجع رساله می نویسند از کلام معصوم در می آورند و چیزی از خود می نویسند. از خودشان که چیزی نمی نویسند. او باید استخراج کند حکم معصوم. می گوید نجاسات اینها هستند. مردار، بول، غائط، منی، اینها می شود نجاسات. بعد می گوید نجاسات هم باید با چشم خودت ببینی. اگر با چشمت خودت ندیده باشی که خورده به چیزی نمی توانی بگویی قبلا اینجا نجس بوده و الان نجس است. نمی توانی بگویی. الان می گوید چی؟ تو رفتی توالت. خوب درست است. در توالت وارد شدی دست کلیدت افتاد درکاسه توالت. خیس هم بودی. اکثرا چکار می کنند؟ می گویند نجس است . از همین جا داستان شروع می شود. چرا گفتی نجس است؟ کی گفته نجس است؟ این نجس نیست. حالا خیس شده. نفر قبلی طهارت گرفته و آب هم گرفته. این الان خیس است فقط. بعضی ها کاسه توالت که نه، این ور بیرون از کاسه توالت هم بیفتد می گوید نجس شد، آب پاشید، الان لباس هایم این جوری شد. از همین جا داستان شروع می شود یعنی شیطان این راخوب سرکار می گذارد. لباست نجس شد برای نماز باید بروی بشویی. حالا داستان از این رو شروع می شود. بیا درستش کن. یواش یکجایی گیر بهت می دهد. یک جای قلاب می اندازد. یک جایی را قلاب می اندازد که تو ضعف داری. از آنجا داستان شروع می شود. بعد خیال بافی ها. خیال بافی ها که خیلی وحشتناک است. آدم دائما خوابهای بد می بیند، افکار بد دارد، می ترسد، همه اش یک کسی دنبالش می گذارد، همه اش یک کسی می خواهد این را بکشد، همه اش یک کسی بدجنس است ،همه خائن اند، همه بدجنس اند. داستان شروع می شود. حالا من باید چه جوری افکار این را از حق دور کنم؟ اول خود حق را تغییر بدهم. خوب دقت کنید. خیلی دقیق است. اول خود حق را دست بگذارم و رقم ها را عوض کنم و جابجا کنم. در اخلاق هم همین طور. یعنی حد وسطی که قرآن می گوید امت وسطا. نمی گذارد در وسط بایستی. افراط زیاد. در همه چیز. می گوید می خواهم بروم هیئت. می گوید هیئتی ببرم که صفا کنی حال کنی. می بردش هیئت بعد می گویدحالا ببین فلان جا هم هیئت است. الان هشت تا ده رفتی. ده تا دوازده فلان مداح معروف هم دارد می آید آنجاهم برو. می گوید خیلی خوب. برو آنجا. می گوید حاج آقا فلانی از ساعت دوازده شروع می کند تا سه صبح. می گوید حالا آن را هم برویم. یک دفعه می بینی زن این معطل است، باباش معطل هست، بچه اش معطل هست، پا شده رفته هیئت. یک موقع به خودش می آید می بیند بچه هایش آسیب دیدند، ناموسش آسیب دیده، همه آسیب دیده این هنوز در هیئت است و هر کار دیگری. عدد، رقم، میزان تغییر می دهد . می گوید آدم بتواند خودش را متعادل نگه دارد ، خیلی مهم است. «اهدنا الصراط المستقیم» بتواند در راه وسط بایستد. «صراط الذین انعمت علیهم» بتواند خودت را نگه داری. نه آقا این نجس نیست. بردار بگذار داخل جیبت. آخه حاج آقا شجاعی این ... بعضی ها به ما می گوید حاج آقا یعنی چی؟ یعنی واقعا من بردارم بگذارم در جیبم. بله بردار بگذار در جیبت. بگذار در جیبت که اگر نگذاری و حکم کردی که نجاستی، حکم به گناه کردی. حکم به باطل کردی. خدا می گوید من کی گفتم این نجس است. حکم به ناحق حکم دادی و گفتی. و داستان از همین جا مقابله با خدا شروع کردی. خدا می گوید من می گویم نجس نیست، تو می گویی نجس است. خدا می گوید من می گویم دوبار بس است. تو می گویی نه، شش بار. می ایستی جلوی خدا در عمل. الان مرجع تقلید می گوید مگر نمی گویی این باطل است. من می گویم نماز باطل بخوان. من مرجع می گویم نماز باطل بخوان و برو. من قبولش می کنم. مرجع باید بپذیرد و قبول کند. می گویدنه. رفته در حمام، برای غسل، یک چیز الکی از خودش درآورده، یک مومنی از آنجا رد شده، یک پیرمرد مومنی از آنجا رد شد و گفت این غسل این جوری نیست، این جوری هست. برو بابا تو حرف نزن ببینم. بعد یکی بهش گفت تو مقلد کی هستی؟ گفت من مقلد کی هستی؟ گفت من مقلد آیت الله فلانی هستم. گفت این خودش آیت الله فلانی بود. گفت بیخود کرده. مرجع ام بیخود کرده. یک جایی جلوی خدا می ایستد. اصلا داستان تحریف از اینجا شروع می شود. آن روح عناد و استکبارش را به تو منتقل می کند ولی مذهبی منتقل می کند و تو نمی فهمی که وسواس داری و جلوی خدا می ایستی . فکر میکنی این عین دین است و جلوی خدا می ایستی. وقتی جلوی مربی ات ایستادی تو نمی رسی به آنجایی که باید برسی. نمی رسی. آیت الله بروجردی سلام الله علیها خدا رحمت کند چقدر این مرد بزرگ بود. روسای هیئت ها را جمع کرد و گفت آقا مگر من مرجع تقلید شما هستم یا نیستم؟ چرا. مگر اطاعت از من واجب نیست؟ چرا. در این دستجات تان از این علامت ها نیاورید. الان دیدید علامت ها چی شده، کمربند می بندد چند نفر هیکل دار باید بیایند این را بلند کنند، ستون فقراتشان چقدر آسیب می بیند، چقدر قیافه باید بگیرند، رگ های گردنشان، هزارتا مریضی می آورد، بعد چه هنری که تو این علامت را بلند کنی اصلا ، بعد هم می چرخانند. حالا شده قیافه، انگار هیئت هایمان باشگاه پرورش اندام شده، گفت آقا این علامتها را نیاورید. این خرافات چیه که به دین اضافه کردی. ما چقدر خرافه در مجلس امام حسین داریم. چقدر سفره های خرافی الان داریم ما، اصلا این سفره ها به اسم سفره های چی ننه، چی چی ننه، اصلا وارد نشده این سفره ها. بعدش هم یک عالمه آداب آوردند. نه این سفره را باید بندازی این سوره باید خوانده شود. کی گفته این سفره باید خوانده شود؟ ما نمی دانیم. از کجا آمده؟ نمی دانیم از کجا آمده. این سوره بایدخوانده شود. بعد هم باید انقدر صلوات بفرستی. حاج خانم گفته انقدر صلوات نه. انقدر صلوات باید بفرستی. بعدش هم باید نون و سبزی و پنیر باشد. پنیر هم باید تبریز باشد. این چیه همین جوری از خودشان درمی آورند. ذکرهای الکی، نمازهای من درآوردی، دعاهای من درآوردی، سر کار هستند. آقای بروجردی گفت این کار را نکنید. گفت حاج آقا ببخشید. ما ده ماه سال شما مرجع مان هستید. این دو ماه خودمان مقلد خودمان هستیم. خداحافظ. بلند شدند رفتند. بهشون برخورد. الان مداح ما منحرف است. بهش می گویی این شعری که می خوانی، شعر.... دیگر مگر ول می کند. بالای منبر هم فحش می دهد، فحش می دهد که چرا به من چنین حرفی زدی. آقا این شرک است الان داری می خوانی، گناه است، نباید این شعر بخوانی، شاعرش نفهم بوده، تو چرا می خوانی. می خواند و بهش برمی خورد. یک عالم خرافات در این عزاداری ها ما، در عبادت ها، در حج ما، در عروسی هایمان، در عقدمان، در خواستگاری رفتنی ها، همین جوری شیطان شرایط اضافه می کند. برای اینکه تو دیگر نتوانی نفس بکشی. برای خواستگاری چقدر سخت می گیرند. برای خواستگاری نه، الان بله و برون، اول خواستگاری، حالا خواستگاری کردی، نه، دو هفته دیگر بله و برون، بله و برون هم کردی، یک چند هفت دیگر حنابندان، حنابندان شد. بعد جشن نامزدی، جشن نامزدی هم شد، این نشد. حالا عقد غیر از نامزدی است. بعد عقد، حالا شد، هیچی. این بنده خدا میخاسته زن بگیرد، شوهر کند، نمی توانند انقدر شرایط در این کشور سخت کردند، الان نگاه کنید چقدر سخت شده، باید بروید آتلیه انقدر پول بدهی، باید بروی این جوری این باشد، واجبات شرعیه و الهی هست و جبرئیل هم نازل کرده همه اش هم. غذا، آتلیه، سالن، لباس عروس باید این جوری باشد، این را باید این جوری کنی، مادرزن سلام، مادرشوهر سلام. همین جوری مزخرافات در این بحث ازدواج هست. اصلا نمی گذارند مردم بروند ازدواج کنند. طرف وقتی فکرش را می کنند من باید هفت خوان بروم تا ازدواج کنم. یکی اش هم همین مزخرفات جهیزیه که خانواده دختر باید بدهد. این را از کجا آوردند کی این آورده که باید جهزیه را خانواده دختر بدهد. مهریه های مزخرف، سنگین. شیطان بلد هست که کارش را چکار کند. مهریه های سنگین، صد و خورده ای، دویست تا، سیصدتا، طرف می گوید: استاد رفتم خواستگاری فلان دختر، مادرش گفته انقدر سکه، گفتم حالا این پیغمبر می گوید کینه می آورد خطرناک است، ازدواج باید آسان باشد، عروس گرفتم 14 تا دختر خودم هم شوهر دادم دو تا دختر همین 14 تاست. تازه اگر زیاد نباشد. امامم گفته 14تا. می گویم بگو خانم یا آقا بیاد. می گویند شاگردهای خودتان هستند. 10 سال سر کلاس می آیند. برای همین هم همیشه میگویم من شاگرد ندارم. اگر کسی گفت من شاگرد استاد شجاعی هستم، اصلا باور نکنید. مستمر چرا دارم. همه می آیند صحبت گوش میکنند. مستمع 10ساله، 20ساله، 30ساله. شاگرد نه. ما 10 سال می رویم. یعنی چی 50بار ای حرفها را شنیده. عروسی دخترم باید این جوری باشد، دخترهای فامیل انقدر بوده، این هم باید اینقدر باشد. آنها همه نفهم بودند که انقدر زدند تو هم باید نفهم باشی. قرآن هم همین را می گوید. «ألایعلمون شیئا و لایهتدون» اگر باباهایتان نمی فهمیدند، هدایت یافته نبودند، رسم و رسوم داریم؟ رسوم و رسوم مزخرفی دارید در مقابل خدا. نه ما تبریزی ها ما شیرازی ها ما اصفهانی ها ما افغانی ها رسم مان این جوری است . ما ایرانی ها رسم مان این جوری است. رسم یعنی شرک به خدا. رسم فقط آن قسمتی که با وحی سازگاری دارد خوب است. والسلام. بقیه اش به درد نمی خورد. رسم تمام و همه اش، رسوم وسوسه های شیطانی است. عدد و ارقام در رسوم به هم می خورد. چهارشنبه سوری، الان که بعضی ها انقدر ابله شدند ولتناین، هالوین، چیزهای شیطانی هم اضافه کردند. جشن این جوری بگیریم، اینها چیه در زندگی ما چی می خواهد این همه تحریف. این همه شرک وسط زندگی ما چکار می کند. ما چطور می توانیم به سمت خدا برویم. چون خدا می گوید من فقط حق را می پذیرم و فقط تقوا را می پذیرم. با حق می توانید برسید. با باطل نمی توانید برسید. یا در احکام، در اخلاقیات، در ازدواج، در زناشویی یک عالمه خرافات در روابط زناشویی ما داریم. شرکهای زیاد که همین ها باعث می شود آدم طلاق بدهد و طلاق بگیرد. شرک های زیاد مردان دارند و زنان دارند. بچه هایشان هم همین ها را منتقل می کنند. تو اصلا روش زن داری، روش شوهرداری، روش زندگی کردن همه اش خرافات است. او هم بلد است چکار کند. او می گوید من می خواهم نسلشان نابود شوند، بچه دار نشوند طلاق بگیریند زیاد با هم خوب نباشند، اصلا خیلی خوب و قشنگ. انقدر هم قشنگ کار کرده که تو اصلا نمی فهمی هنرمندانه از راه هر طرفداری مثلا هوای زن ها داریم بخاطر زنان، حق زن، فمنیسم، زن زندگی آزادی همه حرفهای قشنگ، دموکراسی، امور بین الملل، حقوق بین الملل، دانش، علم، علوم انسانی، کارشناسی ارشد، دکترا، انقدر می گذارد جلویت همه هم قشنگ است. همه فکر می کنند خیلی افتخار است اینها را دارند ولی این شخص نمی رسد به الله. این موقع تولد به برزخ، به برزخ شبیه نیست. چون اصلا رقم ها عوض شده. تحریف یعنی این. می خواهم معنای تحریف را خوب بفمید که تحریف یعنی چی. یعنی یک جایی یک چیزی که خدا راضی نیست تو بفهمی آن را. خدا می گوید باطل است. الان چقدر جوان های ما می خواهند ازدواج کنند، نمی کنند. یک مشت مزخرافات در ذهن شان هست که معصیت خدا را می کنند ولی می گوید من هنوز وضع مالی ام خوب نیست. آمادگی مالی ندارم. باید خانه داشته باشم، این را داشته باشم، آن را داشته باشم، بعد بچه دار نمی شود یک نسل از بین برده این. می توانسته پنج تا بچه داشته باشد ولی الان چهل سالش شده یک بچه می خواهد بیاورد. یک بچه هم نمی تواند بیاورد. یک عالمه نسل از بین برده نسل آدم ها را، مثل همین خرافاتی که الان هست. کی می خواهد بچه را تربیت کند، این یک خرافه است. کی می خواهد هزینه اش را بدهد این هم یک خرافه و شرک است. خدامی گوید اصلا درست فکر کن. وارونه فکر نکن. هزینه تو با بچه هاست. هزینه بچه با تو نیست. من بخاطر بچه دارم به تو روزی می دهم. ما وارونه فکر می کنیم. حق چیه؟ تعادل چیه؟ عدد چیه؟ عدد این است که پیغمبر می گوید. رفت به رسول اللخ گفت وضع مالی ام خوب نیست. خیلی در فشارم. فرمود برو ازدواج کن. یا رسول الله می گویم وضع مالی ام خراب است. من هم برای همین می گویم برو ازدواج کن. می گوید آقا گفتم وضع ام خراب است خوب نیست. حضرت برای دفعه سوم گفت می گویم برو ازدواج کن. یعنی آن کسی که آن جا نشسته دارد اداره می کند کل عالم را می گوید من رزق را در زن گذاشتم، زن که نیاید در زندگی ات، هی بگوید وضع ام خوب نیست، وضع ام خوب بشود، خوب نمی شود این جوری. سنت می‌شود 30، 35، 40، منتظری تا وضعت خوب بشود. نه. تو همان موبقع که سربازی بودی، دانشجو بودی سال اول همان موقع باید می رفتی خواستگاری. همان موقع که جیبت هیچی نبود. جیب خالی داشتی، هیچی جیبت نبود همان موقع می رفتی خواستگاری، می دیدی که خدا معجزه می کند، من هزاران مورد از این ازدواج ها برای شاگردانمان انجام دادیم. الان بهترین زندگی ها دارند. باید در همان سربازی می رفتی. همان موقع سال اول که دانشگاه می رفتی باید ازدواج می کردی. نه بابا. من باید بروم لیسانس بگیرم، ارشد بگیرم، بروم سرکار، تو نمی خواهد لیسانس بگیری. تو با دیپلمت برو سرکار. برو یک کاری بکن ازدواجت را بکن. ازدواج یک چیزی است که تو ازش بگذری خیلی خیرات را گذاشتی ازش. بچه دار زودتر بشو. این شرک است که کی می خواهد هزینه اش را بدهد. خدا هم می گوید هزینه تو را هم این بچه می دهد. اشتباه و وارونه فکر نکن. پیغمبر یعنی کسی که همه ریاضیات عالم دست اوست. می گوید من دارم بهت می گویم تا ازدواج نکنی درست نمی شوی. برو ازدواج کن وضع مالی ات خوب می شود. بچه بیار بیشتر خوب می شود. بکن دو تا سه تا. می گوید نه من الان خرج یکی اش هم ماندم. واقعا تو فکر می کنی تو داری هزینه می دهی. خرجت مانده مشکلات اقتصادی داری گره خوردی برای اینکه جلوی نسل گرفتی. جلوی یک نسل انسان ها را بستی خدا هم می بندد. می تواند بچه دار شود بچه دار نمی شود. این بچه نیاید بچه بعدی از این متولد نمی شود. یک نسل را داری نابودی می کنی. یک نسل آدم. یک نسل مومن. یک نسل شیعه را نابود میکنی، بخاطر تتبلی، بی حوصلگی، بخاطر نفهمی هایمان. تحریف یعنی تمام قواعد زندگی هایمان به هم می ریزد. در همه امور. عقاید. ما چقدر عقاید باطل داریم. جزو اصول اعتقاداتمان است. مثل همین فروع دین که اشتباهی که به خیلی هایمان یاد دادند. فروع دین ده تاست. نماز روزه فلان.... آخر آخرش چیه؟ دو تای آخر؟ تولی و تبری. این از کجا آمده؟ کی آورده این فروع دین را. همه جا دارند به ما یاد می دهند. اصول دین که تولی و تبری جزو اصلی دین است، رفته آخر فروع دین. خیلی زیرک بود آن کسی که این را طراحی کرده. برای همین سیزده تا معصوم را بکشند من دیندارم. کنار من حضرت زهرا را بکشند من دین دارم. کنار من سر امام حسین را ببرند من دیندارم. چون تولی و تبری آخر هست. نماز می خوانم عوضش. روزه هم که می گیرم. حج هم که می روم. خمس هم می دهم. زکاتم را همی می پردازم. حالا امامم را کشتند چی می شود. حالا امام زمان هزار و دویست سال آواره باشد چه اشکالی دارد. من دیندارم. آخ. 1200 سال امام می گوید هل ناصر من ینصرونی. کی می آید به کمک من. همه کرند. اصلا کسی نمی شنود برای کمک امام. 1200سال یک آدم یعنی یک خلیفه الله که تمام خصوصیت ها و کمالات سیزده تا معصوم و همه انبیا را دارد، یک آدم به این بزرگی معطل ماست. تحریف از این بالاتر. می گوید من من متدین ام، نماز می خوانیم، حجاب داریم، حاج خانم، حاج آقا، تحریف خیلی وحشتناک است. حق نیست مسیرت. می گوید تولی و تبری آخر فروع دین است. تولی و تبری اصل دین است. رفته آخر فروع. برای همین وقتی کشور شیعه مسلمان مورد تجاوز قرار می گیرد، خیلی ها اصلا برایشان مهم نیست کشورشان تجازو می شود نوامیس شان تجاوز می شود. منابع کشور اسلامی نابود می شود. این کشور گرفته می شود تصرف می شود. ما هشت سال دفاع مقدس داریم و همین آدم دعای ندبه اش برقرار است، دعای توسلش برقرار است. هیئتش برقرار است، حرمش برقرار است. مقدس هم هست. امام زمان هر روز می گوید: «هل ناصر من ینصرنی» این نماز دارد. همه خانم هایشان دیدم پوشیه می زنند، کسی اصلا این خانم را ندیده در عمرش غیر از محارمش. همه نمازشب می خوانند، روزه می گیرند، ذکر می گویند، امام زمان لنگ است آنجا، باشد، مرجع تقلید است هنوز یک اعلامیه علیه شاه نداده. شاه آن همه فسادکرده ولی مرجع تقلید هیچی. سکوت. کتمان. تحریف این جوری می شود. تحریف را دقت کنید. دارم حوزه هایش را می گویم. سکوت، کتمان. آیاتش را برایتان نخواندم. الان فعلا مقدمه برایتان می گوییم. اصلا حرف نمی زند. حاج آقا الان شاه دارد این کارها را می کند، آمریکا الان حمله کرده، صدام حمله کرده، یک اعلامیه علیه صدام بنویسید، مقلدین بروند جنگ جلوی نابودی نوامیس و کشور گرفته شود. نه. فط پول به من بدید خمس هایتان را به ما بدهید. نذر ما بکنید. آقا الان این پولها جمع شد حاج آقا می خواهید الان چکار کنید، کشور لنگ است، اسلحه ندارید، مواد نداریم، تامین لباس داریم. چی می خواهیم. علیه صدام یک ذره صدام بگو. یک چیزی علیه آمریکا بگو. یک چیزی علیه اسرائیل بگو. همین الان اسرائیل ها، چقدر هم لباس های ما ساکت نشستند. ما چرا می گوییم سلبریتی ها، آنهایی که درس دین را خواندند آیات دین را خواندند، آیات را تحریف می کنند. یعنی یک کاری می کند و بهت می گوید که آره این که من مرجع تقلید ساکت هستم جلوی اینها، برای این دین خدا این جوری می گوید. ععع. فقط شما هم دین دارید. آن مراجعی که حرف زدند همه بی دین هستند. مراجع انقلابی مراجعی که وسط میدان مبارزه با آمریکا و اسرائیل و انگلیس و ابرقدرتها هستند و کشور را نجات دادند، آنها بی دین هستید و شما دین دارید. آقا اسرائیل حمله کرده این بچه ها دارند تکه تکه می شوند، اینها بچه های مسلمان هستند، قرآن می گوید اینها حتی بچه های کافر هم باشند، شما حق ندارید سکوت کنید. بچه کافر مستضعف هر جای عالم یک کافر هم مورد تجاوز است شما باید بروید و نجاتش بدهید. آیه قرآن است نمی شود کاری اش کرد. می گوید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. این تحریف است. این نهایت نفهمی و وحشی گری است. قساوت. یعنی مسلمانان به من چه دارند کشته می شوند. حاج آقا یک چیزی راجع به اسرائیل بفرمائید، جناب مرجع تقلید، جناب عالم، جناب ...می گوید من مرجعیت دارم درس خارج می دهیم خودم استاد فقها هستم. همه بیایند زیر دست من مجتهد شوند. برای ماجرای دروغ مهسا امینی همین آقا اطلاعیه می دهید این همه پاسدار بسیجی مردم کشته شدند یک اطلاعیه نداد. تحریف یعنی این. می گوید من آیت الله فلانی ، اسیر شیطان هستی. فتواهایت هم شیطان برایت تعیین می کند که چی بگویی و چی نگویی. بیچاره مقلدین شماها. بیچاره مقلدین شماها. الان گاهی وقتها عزیزان می گویند خمس بدهم، می گوییم موسسه برای همه مراجع اجازه دارد، خمس می گیرد دفتر همه مراجع می دهد، رسید هم برمی گرداند. همه مراجع داخلی و چه خارجی می آیند. یک موقع هایی بعضی از عزیزان می گویند یک خمس می خواهیم به دفتر مراجع مان بدهیم . موسسه بدهد. می گوید مرجع ام کی هستم. بنویس. یک چیزی می نویسد که ... این اصلا مراجع نیست. چی داری می نویسی. این مرجع توست. بعضی ها اصلا نمی توانند مرجع انتخاب کنند. یک مرجعی انتخاب کرده که قشنگ به دنیاداری اش بخورد. یک دفعه وادار نکند که خدای نکرده جبهه و جنگ برود. یک مرجعی که کار به کار ما نداشته باشد. همه چیزش هم آسان بگیرد و هیچ کاری هم نداشته باشد. دنیا هم تامین شود، جهنم ام تامین شود. این سکوت می کند. بابا این همه جوان و آدم دارد کشته می شود، این همه تجاوز می کنند. این همه بچه دارد کشته می شود. یک حرفی بزن و یک چیزی بگو برای مقلدینت. بگو مثلا مقلدین من می توانند انقدر کمک کنند به غزه، به فلسطین، به یمن، به افغانستان به فلان جا، تحریف تا کجا می رود؟ همه جا می رود. اگر شما حق را نشناسید، با رعایت اصول شرعی و با این مرجع ات به جهنم می روی. با همین مرجع. پس شناخت خیلی مهم است. اینکه دشمنت را باید بشناسی. وقتی دشمنت را شناختی می فهمی کدام مرجع را انتخاب کنم اصلا. کی باید مرجع من باشد. کی لیاقت دارد که مرجع من باشد. وقتی دشمن شناسی نداشته باشی یک کسی را انتخاب می کنی که اصلا حوزه علیمه به اسم مرجع قبولش ندارد. ما الان داریم . بالاخره حوزه باید قبول کند کی مرجع باشد یا نباشد. مرکز تخصصی هست. پزشکان را کی می گوید؟ نظام پزشکی. مهندس ها را کی تائید می کند؟ نظام مهندسی. مرجع را باید کی تعیین کند مرجع کیست؟ حوزه باید تعیین کند، جامعه مدرسین، علمای آنجا، تائید بکنند که این می تواند مرجع باشد. اصلا این را تائید نکردند. من مرجع ام ... فعلا معنای تحریف را خوب بفهمید یعنی چی. دشمن می خواهد با ما چکار کند. در عمل اخلاق و عقاید. ما یک عالمه حالا بحث هایش را در خانواده آسمانی، در خرافات گفتم، مراجعه کنید به آن مباحث خرافات، یک عالمه اعتقادات غلط در مورد خدا داریم، دروغ است، چنین خدایی اصلا وجود ندارد. ما الان قبول داریم این خدا این جوری است. در مورد فرشته ها در مورد قیامت در مورد شب اول قبر در مورد همه اش یک عالمه خرافات است. در مورد برزخ، در مورد انقدر قاطی کردند برای ما که نگو. یک عالمه. درمورد امام حسین در مورد حضرت زهرا در مورد پیغمبر. پر است کتابهای ما اصطلاحا بهش اسرائیلیات می گویند. پر از تحریف است. در دین ما چقدر این یهودیها چقدر تحریف کردند. نه اینکه قرآن تحریف شود. قرآن تحریف نشده. ولی تغییر معنا شرح معنا، احادیث قلابی بستند به این پیغمبر چندهزارتا هر کسی مسابقه گذاشتند که حدیث جعلی ایجاد کنند. چندهزارتا از خودشان حدیث جعل کردند. آخر ماه صفر است. دیگر باید از نحسی در بیایم. باید همه باید قاشق دست تون بگیرید هفت مسجد بروید، در خانه تان چکارکنید.... از کجا آمده اینها. پر ما از اینها داریم. پس خوب بفهمیم که دشمن می خواهد چکار کند. دشمن می خواهد تو فقط رقم را بهم بزنی. اگر توانست عدد و ارقام را بهم بزند، دیگر تو وسواسی می شوی جن زده می شوی. جن می تواند قشنگ نفوذ کند. شیاطین نفوذ کنند. سحر و جادو اثر می کنند، چون تو سیستم ایمنی نداری. سیسیتم دفاعی ات را از دست دادی. الان آماده ای برای خیالات. بعد هم خودش یک عالم فیلم سینمایی، کارتون، بازیهای رایانه ای ساخته که تو بتوانی اینهارا به راحت قبول کنی. قبلا این آدم راحت سحر و جادو نمی شد. ولی الان بچه ام چندتا بازی کرده خل شده. بچه ایم دیوانه شده، چند فیلم سینمایی می سازد، آماده ات می کند، سریالی هم نشان می دهد بهت، که تو آماده شوی. مثل هری پارتر بهت می دهد تا آماده شوی بعد پذیرش این آدم خوب می شود برای وسوسه ها. پس دقت کنید من یک ساعت وقت گذاشتم یک کلمه را برای شما معنا کنم البته اگر توانسته باشم و می دانم که نتوانستم حق مطلب را ادا کنم. تحریف یعنی یک جابجایی کافی است. دیگر اثر ندارد. مثل ریل قطار است، سوزان بان، یک اینجوری می کند قطار می خواهد برود، این وری می رود آن وری. تمام شد. از مسیر دور می شود. یک جای دیگر می رود.همین سوزان بان، این را می کشد این ور، تمام شد. قطار سر از جای دیگر در می آورد. مثل عوض کردن تابلوهاست. اشتباهی تابلو جابجا شود. باد خورده تابلو این وری شده، حالا با دست عوض می کنند به این سمت. هر چی گاز بدهید دورتر می شوید. اینها تخصص شان این است. حالا این راخوب داشته باشید تا جلس آینده راجع به آیات و روایات، البته آیات بیشتر تحریف و تحریف گری اینها را بخوانیم. حالا بدانید که اینها با من در این ماهواره ها با ما چکار میکنند. در این سریال های که الان تلویزیون خودمان هم پخش می کند، در بازیهای یارانه ای که به خرد این بچه ها داده می شود، در این شبکه های مجازی چقدر عدد و ارقام عوض می شود.

اگر یک کسی فهمید الله دارد، ربّ دارد، بدانید غیرت دارد. می گوید این که نباید برای من تعیین و تکلیف بکند. این هیچ کدام هفت تخصص لازم را ندارند. اینها که برای ما تعیین و تکلیف می کنند، این هفت تخصص را ندارند. نمی توانند بپذیرند حرفهای اینها را.