اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره استغفار بود. یک تتمهای از بحث استغفار مانده آن را هم انشاء الله عرض بکنیم و آن این هست که ما وقتی سخن از استغفار میکنیم باید یک تصوری از گناه و آلودگی داشته باشیم. گاهی اوقات به یک نفر میگویند که تو حمام رفتی؟ میگوید نه من تمیز هستم. میگوییم چه موقع حمام رفتی میگوید من چهار روز پیش حمام بودم یک هفته پیش حمام بودم.@ این یعنی هنوز بعد از چهار روز پنج روز یک هفته هنوز احساس نمیکند که بدنش نیاز به استحمام دارد این فکر کنم باید صبر بکند تا خوب بدنش گند بزند بو بگیرد به خارش بیفتد. بعد بگوید حالا وقتش است که من حمام بروم.@ وقتی سخن از استغفار میشود ما باید ببینیم به چه چیزی تعلق میگیرد؟ گناه اصلاً یعنی چی؟ بحث گناه که مشخص است. گناه یعنی انسان قواعد و ریاضیات خلقت را نادیده بگیرد اصول و قوانین الهی را نادیده بگیرد این گناه میشود چهارچوبها صراطی که الله برای ما در نظر گرفته انسان از آن تخطی بکند.@ اما گناه شکلهای مختلف دارد. گناه یک موقع هست که ظاهری هست که همه اعضای بدن این گناه را دارند چشم گناه دارد. چیزهایی که نباید ببیند و ناروا است، میبیند. گوش تجاوز دارد. شنیدن دارد. چیزهایی که نباید بشنود را مینشیند میشنود. دست و پوست چیزهایی را که نباید لمس بکند را لمس میکند. ذائقه چیزهایی را که نباید بخورد، چیزهای حرام را میخورد، شامه چیزهایی را که نباید استشمام بکند را استشمام میکند.@ گاهی اوقات انسان خشونت دارد ضرب و شتم دارد. اینها گناهان ظاهری هست که در قوانین الهی حد و حدود این گناهان و جرائمشان دقیقاً محاسبه شده. به ما اعلام شده. این گناهان ظاهری است. یک کسی میتواند بگوید آقا من در طول روز هیچ کدام از اعضا و جوارحم گناه نمی کند.@ یعنی چیز ناروا نمیبینم. امر ناروا نمیشنوم و چیزهایی از این قبیل، زبان حرف ناروا بزند یا معصیت بکند. گناه بکند. گناهان زبان، دهها گناه زبان دارد. یکی دو تا ده تا بیست تا نیست. دهها گناه این زبان دارد. میتواند بگوید.@ حالا چه کسی میتواند بگوید من مبرا هستم از این آلودگی؟ اینها گناه است. گناهان بزرگی هم هست انجام میگیرد یک کسی میتواند بگوید من در طول 24 ساعت زبانم گناه نمیکند چشمم گناه نمیکند گوشم گناه نمیکند پوستم گناه نمیکند ذائقهام گناه نمیکند شامهام گناه نمیکند. خیلی اگر کسی اینطوری بگوید اگر راست باشد خیلی خوش به حالش هست. میگوید من اصلاً گناه ندارم. این گناهان جهنم خاصی دارد.@ در روایات مشخص شده که هر کس این گناهان را مرتکب بشود، توبه نکند پاک نشود با خودش ببرد، اینها جهنمش جهنم اعمال میگویند. جهنم خاصی دارد. عذاب خاصی دارد و درد خاصی. بحث جدایی دارد.@ یک سلسله گناه داریم که از این گناهان بدتر است. خیلی از این گناهان بدتر است که اینها قلبی است. جوانحی است. نفس انسان اینها را مرتکب میشود. اینها خیلی خطرناک است. اگر موردی باشد، باز طوری نیست. به هر حال انسان میتواند توبه بکند. ولی اگر خُلقی باشد به سختی انسان میتواند از آن بکَند. گناهان قلبی. قرآن میفرماید که خداوند فحشای ظاهری را حرام کرد و فحشای باطنی هم همینطور(حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ) خداوند فحشاها را گناهان را حرام کرده: چه ظاهری باشد چه باطنی باشد.@ گناهان باطنی افکار و تصمیماتی که انسان به گناه میگیرد، لذات حرام خیالی که دارد و سوءظنها، تکبرها، رنجشها، کینهها، اینها همه گناهان باطنی هست که در درون انسان قرار میگیرد و اگر اینها تبدیل به خلق بشود تکرار بشود روی آدم بماند خیلی سخت است انسان از این جهنم در بیاید.@ اینکه پیغمبر(ص) میفرماید: (سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود. یعنی ساختارش آمرزیده شدنی نیست. چون تبدیل به خلق شده. انسان یک عصبانیتی یک تکبری یک حسادتی یک سوءظنی یک زودرنجی و حساسیتی به او دست میدهد. او را به هم میریزد.@ وقتی تو را به هم ریخت یعنی قبر را به هم ریخت. گفتیم نفس ما قبر ماست. هر کس میخواهد ببینید قبرش چه شکلی است، همین الان هم میتواند ببیند قبرش موقع مردن چه شکلی است. به میزانی که انسان در طول 24 ساعت یا در طول زندگی هی مچالگیهای بیهوده دارد، ریختنهای بیهوده، انفجارهای بیهوده، داد و فریادهای بیهوده دارد، این دائماً دارد قبر خودش را تخریب میکند.@ بداخلاقیها کینهها حسادتها تنگنظریها بخلها اینها اگر تبدیل به خلق بشود هر چه که خدا بخواهد ببخشد چون این دارد دائماً تولید میکند انسان را گرفتار میکند و خدا نکند انسان سراغ خلقهای بد برود و خلقهای بد را داشته باشد.@ خیلی باید انسان زحمت بکشد که خلق نداشته باشد عادات خوب خلقهای خوب داشته باشد. عادات بد، حالا بحث عادت را در تنبلی و بیحوصلگی داریم میرویم جلو الان، به بحث عادت میرسیم، خیلی وحشتناک است اگر انسان بیفتد به یک عادت زشت در یک عادت جهنمی، این دیگر بخواهد به راحتی خودش را نجات بدهد اینطور نیست.@ خیلی باید ریاضت بکشد سختی بکشد خودش را از این عادت نجات بدهد. عادت را در اصطلاح جامعهشناسی اجتماعی چه میگوییم؟ اعتیاد. اعتیاد به سیگار اعتیاد به فوتبال اعتیاد به کامپیوتر اعتیاد به بازی کامپیوتری اعتیاد به رانندگی. انواع اعتیاد داریم. یکیش هم همین اعتیاد مواد مخدر است.@ نفس عادت بکند به گناه، عادت بکند به بداخلاقی، عادت بکند به تکبر، عادت بکند به خودفروشی و خودنمایی عادت بکند به علو یا عادتهای خیلی خطرناک، حالا چه کسی میتواند بگوید من استغفار نیاز ندارم؟ من توبه نیاز ندارم در طول روز؟@ او پیامبرش هست که میگوید در بعضی از روایات داریم میگوید من 100 مرتبه استغفار میکنم. چون ارتباطی که با مردم کثراتی که دارم یک پرده نازکی روی قلب من مینشیند. ما چی ما از خانه بیرون میزنیم در خانه در خواب خیلی جاهای دیگر هست که قلبمان در معرض آسیب قرار میگیرد.@ استغفار نمیخواهد. توبه نمیخواهد. جبران نمیخواهد. تدارک لازم ندارد. همینطوری رهایش کنیم به امان خدا هر طوری شد. اینها ما فکر میکنیم حساب نمیشود. اینها همه در صحیفه نفس ما حساب میشود. نتیجهاش هم همان موقع به ما میدهند. یعنی همان موقع آدم میفهمد که میگیرد.@ گناهانی که انسان در عمل نمیکند، ولی در نیت میکند، روی انسان سایه میاندازد. مثل جایی که بخار میکند .آدم نمیتواند ببیند. گناه فضای وجود انسان را دودآلود میکند. وقتی شما تصمیم به گناه دارید، آسیبش را دارد. اگر انجامش بدهی بیشتر. ولی همین که انسان این حس گناه، خیال گناه ، تصمیم گناه، شهوت گناه، خیال سراغش میاید، آلودگی دارد. این استغفار میخواهد. این استحمام میخواهد. آلوده شدی، باید پاک بکنی.@ الان ما در طول روز به چه بهانههایی بدنمان را شستشو میکنیم یک موقعی میگوییم نجس شده خون آمده نجس شده. یک موقع میگوییم. نه. نجس نشده کثیف شده. الان دست من چربی شد نجس نیست. ولی کثیف هست. خاکی است. باید استحمام بشود، باید شستشو بشود. چند بار انسان باید دستش را بشوید.@ اینکه مادر مقدسمان وجود مقدس فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: قبل از غذا و بعد غذا حتماً دستها شسته بشود. تأکید زیادی دارند که قبل و بعد از غذا دستها شسته بشود. بالاخره هست. نیاز دارد این. چه کسی میتواند بگوید من قبل از غذا و بعد از غذا دستهایم آلوده نیست. مگر اینکه واقعاً شسته باشد که آلوده نباشد.@ ولی امکان ندارد آلوده نباشد. تصور و خیال ماست که فکر کنیم نیست. نگاه بکنی ببینی آبی که دارد از شستشوی دست شما میاید، تیره است. اینها استغفار میخواهد. تصمیم به گناه برای انسان آلودگی میاورد.@ یک موقع هست یک کسی میگوید نه. من جلوی خیالم را هم میتوانم بگیرم. خیلی مرد است. اگر کسی بگوید من جلوی خیالم را میتوانم بگیرم. گناه نمیکنم در خیالم در ذهنم معصیت نمیکنم. الان شما در خیالت معصیت نمیکنی. انسان که وسوسه سراغش میاید، وسوسههای شیطانی میاید شیطان حمله میکند به انسان افکار منفی و مخرب را ایجاد میکند.@ الان یک گزارشی را میخواندم که دانشمندان میگویند از شصت هزار فکری که در 24 ساعت سراغ انسان میاید 40 تا 45 هزار تایش منفی است. انسان در این همه افکار منفی بالاخره روح از خدا فاصله میگیرد. آلودگی دارد. حالا یک کسی بیاید بگوید آقا من نیاز اصلاً نیاز به استغفار حمام استحمام ندارم.@ انسان باید صدقه بدهد در طول روز، صبح صدقه باید بدهد. شب باید صدقه بدهد که تأکید کردند صدقه روز برکت را زیاد میکند. نعمت را زیاد میکند. صدقه شب آمرزش گناهان هست. عذابها را برطرف میکند. اینها هر کدام خاصیت دارد. برای پاکی روح، استغفار، صدقات فوقالعاده مهم است. روح باید پاک بشود.@ چه کسی میتواند بگوید شیطان حمله راست دارد حمله چپ دارد حمله جلو دارد حمله عقب دارد و روح خراب میشود آلوده میشود این را که ما داریم. پس گناهان جوارحی، گناهان قلبی داریم، خیال گناه داریم، تصمیمهای غلط داریم، وساوس شیطانی هم هست.@ شیطان حمله میکند و وسوسههایی را تحریکاتی را در انسان ایجاد میکند. جدای از این انسان گناهان دیگر هم دارد و آن تقصیرهایی هست که انجام میدهد کوتاهیهایی هست که در واجبات الهی انجام میدهد.@ ما الان واقعاً نمازهایمان گناه ندارد یعنی در نماز ما گناه نیست عبادت خدا را داریم انجام میدهیم ولی حق نماز چیست اینکه شما همین الان شما که دارید به من توجه میکنید ساکت نشستید به من توجه میکنید ذهنتان هم جای دیگری نیست با خدا نمیتوانیم این کار را بکنیم این یک بیادبی بزرگی است.@ روزههایمان در آن گناه ندارد. در نمازهایمان گناه ندارد. گناه میکنیم یک استغفار نیاز داریم که فقط خدا لطف بکند عبادت ما را ببخشد. همین عبادتهای ما را خدا ببخشد. خیلی در حقمان لطف کرده. انسان نیاز دارد به اینکه خداوند این عبادتهای بیادبانهاش را ببخشد.@ کوتاهیها، احکام یاد نگرفتی کوتاهی کردی معصیت است نرفتی احکامت را یاد بگیری. عقائدت را کوتاهی کردی نرفتی یاد بگیری به شک به تردید افتادی بعد از چند سال. یک سال دو سال پنج سال ده سال تزلزل داری این واجب الهی بوده باید یاد میگرفتی یا نه؟ بله. اخلاقیات واجب بوده انسان یاد بگیرد یا نه؟ بله واجب بوده انسان برود اخلاقیات یاد بگیرد.@ انسان وقتی کوتاهی میکند در اینها، میافتد به تنبلی میافتد، به بیحوصلگی هیچ گناهی بزرگتر از تنبلی و بیحوصلگی ما نداریم. مادر تمام گناهان تنبلی و بیحوصلگی است. (فَاِنَّهُما مِفتاحُ کُلِّ شَرٍّ فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) کلید هر بدی در دنیا و آخرت است.@ هیچ گناهی مثل تنبلی نیست. هیچ گناهی مثل بیحوصلگی نیست. خود گناه تنبلی و بیحوصلگی ناشی از یک سلسله گرفتاریها و گناهانی هست که خدا انسان را دچار میکند. گناه بیحوصلگی و گناه تنبلی برای انسان یک عذاب است.@ یعنی انسان یک کارهایی با خودش کرده که الان افتاده به تنبلی افتاده به بیحوصلگی افتاده به اینکه جذب ندارد قلبش دائماً دفع میکند حالات اینطوری را، یک کاری با خودش کرده که این شده بیخود که انسان تنبل و بیحوصله نمیشود.@ تنبلی و بیحوصلگی در بدن چطوری هست. میگویی مریض نیستم. امّا یک ذره کسل هستم. حسش را ندارم. این مریضی است. تنبلی و بیحوصلگی اینطوری است که روح انگیزههایش را از دست میدهد. بینشها و بصیرتهایش را از دست میدهد. قدرت نشاط انرژیش را از دست میدهد .برای آن چیزی که باید انجام بدهد حس ندارد .ولی برای چیزهایی که لازم نیست انجام بدهد حس دارد.@ من یک مثال بزنم. خیلی این حساس است. الان جایش هم نیست. باز سوءتفاهم نشود. ببینید گاهی وقتها یک سلسله عبادتها هست اصلاً برای ما واجب نیست. اصلاً برای ما لازم نیست. ما علاقه داریم اینها را انجام بدهیم. اصلاً برای من کمالی هم نمیاورد این عبادت.@ ولی در نقطه مقابل یک سلسله عبادتها لازم است برای من لازم است. برای من کمال هم میاورد. دقیقاً حس همانها را ندارم. حس چیزهایی را دارم که برای من کمال نمیاورد. قدرت نمیاورد. رشد نمیاورد. وقتم را در آنها تلف میکنم. تنبلی بیحوصلگی خیلی خطرناک است.@ (اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلِ وَ الزَجَر) چقدر ما دعا داریم. اهل بیت میگویند خدایا ما پناه میبریم به تو از اینکه دچار تنبلی و بیحوصلگی بشویم. این گناه کم نیست. چرا ما تنبل هستیم؟ چرا بیحوصله میشویم؟ استغفار برای همه اینها لازم است. برای تنبلیها برای بیحوصلگیها اصلاً برای رفع اینها لازم است استغفار، کوتاهیهایی که ما در انجام اعمال میکنیم، اینها همه معصیت است.@ یک روز بحث داشتیم در کلاس خانواده آسمانی؛ اینکه انسان خیلی وقتها با دارایی خودش کار میکند، نه با وسع خودش. این خودش یک جنایت بزرگ است. میگوید آقا من نمیتوانم. وسع تو بیشتر از این هست. الان شما توانستید تا این ساعت بیدار بمانید پس وسع داشتید. میشود انسان بیدار بماند هفتهای یک بار را میتواند بیدار بماند.@ حالا نمیگوییم هر شب ولی میشود هفتهای یک بار را بیدار بماند الان چند ساعت است که شما بیدار هستید خیلی است 4 ـ 5 ساعت است برای یک نماز شب چقدر وقت میخواهد یک ربع بیست دقیقه نیم ساعت حالا اگر کسی بگوید من نمیتوانم بخوانم راست میگوید؟ وسع خودش را اصلاً در نظر نمیگیرد.@ یک کسی بگوید من وسع ندارم قرآن بخوانم 50 آیه در روز دارد دروغ میگوید والله بالله تالله در این سحر دروغ است. اگر کسی بگوید من 50 آیه در روز نمیرسم بخوانم این دروغ است. محال است شما نمیتوانید یک کسی را پیدا بکنید بگوید من نمیتوانم 50 آیه در روز بخوانم. این حتماً یک جنایتی با خودش کرده. این تقصیر دارد. حتماً با خودش یک جنایتی کرده.@ من دعا نمیتوانم بخوانم. توسلی به امام زمان نمیتوانم داشته باشم. دعای روز نمیرسم بخوانم. زیارت روز نمیرسم بخوانم 100 مرتبه استغفار حداقل نمیتوانم بنشینم. بگویم اینها همه تقصیر است. اینها خودش گناه است. معصیت است. دروغگویی است.@ خیلی زیبا مقام معظم رهبری میگوید میگوید شما در طول روز از صبح که از خواب بلند میشوید تا غروب ببینید در ایستگاهها در محل کار در اداره ببینید چند تا یک ربع بیست دقیقه معطل میشوید چند تا یک ربع بیست دقیقهها ما الان معطل شدیم. نیم ساعت یک ربع بیست دقیقه یک ساعت چقدر معطل میشویم. نرسیدم این قدر معطلی شدم.@ آنوقت وقتی که نوبت قرآنش میرسد نوبت دعایش میرسد نوبت نمازش میرسد نوبت تعقیبات میرسد میگوییم نمیرسیم. من یک ربع بنشینم تعقیبات بخوانم. ده دقیقه تعقیبات بخوانم. واقعاً دروغ است. آقا من کارم فوری است. من اینقدر زندگیم پیچیده است، اینقدر سرم شلوغ است، اینقدر برنامهام پیچیده است، گرفتارم، نمیتوانم ده دقیقه یک ربع بیست دقیقه قرآن بخوانم. نماز بخوانم. اینها همه دروغگویی است.@ چطور از صبح تا شب بیست دقیقه نیم ساعت یک ربع در خیابان ایستگاه اینطرف آنطرف میایستاد. مثلاً طرف میاید خانه با یک کسی دنگش میگیرد حرف بزند. یک ربع سرپا ایستاده دارد حرف میزند نیم ساعت شهوت کلام دارد مینشیند حرف میزند یک ساعت دیرتر میاید خانه میبینی دارد با یک کسی حرف میزند.@ چطور الان وقت شد بنا نبود که حرف بزنی میگوید خوردیم به هم یک دفعه ایستادیم با همدیگر یک ساعت حرف زدیم چطوری وقت باز شد خانمش به او میگوید برو این کار را انجام بده میگوید نمیرسم کار دارم الان من کار دارم خودت زحمتش را بکش.@ بعد همان لحظه یک دفعه میرود در یک کانال میبیند تلویزیون دارد یک فیلمی را نشان میدهد میبینی ایستاده 40 دقیقه دارد نگاه میکند. پس چی شد تو که گفتی من کار دارم نمیرسم. الان 40 دقیقه ایستادی چشمت به صفحه تلویزیون است. چطور شد یک دفعه وقتدار شدی.@ امتحان رفت کنار. کنکور رفت کنار کارها رفت کنار کارهای اداری کنار رفت برنامهها کنار رفت چطور شد تو وقت پیدا کردی؟ ما اصلاً با وسعمان کار نمیکنیم. یکی از بزرگترین گناهانی که ما داریم این هست که ما اصلاً تلاش نداریم وسع نداریم همینطوری میگوییم من همین هستم ول کردیم خودمان را من همین هستم.@ این سؤالات را قیامت از ما میکنند میگویند چرا؟ میگوییم ما وقت نداشتیم مینشینند محاسبه میکنند ببینی چطور وقت نداشتی بیا ببین برایت چقدر برایت میشمارند. چون در حدیث داریم حدیث معتبر هم هست که در قیامت ساعت به ساعت حساب میکنند. پنجاه هزار سال است. حوصله دارند.@ بایست از روز اول شروع کنیم با همدیگر ساعت اول ساعت دوم پنجاه هزار سال است. فرصت محاسبه دارند. من به تو میگویم که تو داری اشتباه میکنی. وقتهایت را بیخود تلف میکنی. ببین چقدر اینجاها تلف کردی. چطور برای این چیزها وقت داشتی. برای این برنامهها چطور وقت داشتی نشستی نگاه کردی. این روزنامهها این مجلات.@ یک لطیفه برایتان بگویم لطیفه واقعی است خدمت علامه رسیده بودیم منزلشان علامه حسنزاده رفتم. یک غروبی ایشان را ملاقات بکنم. بعد همزمانی که من وارد شدم بعد در زدند برای ایشان هم یک چند تا مجله از همین سازمانها و نهادها آوردند.@ این مجلات و روزنامهها را دستشان گرفت میگفت. آقا اینها چقدر فاضل هستند. چقدر میتوانند بنویسند از این شر و ورها و مزخرفات میگفت من شب تا صبح بیدار میمانیم که یک کتاب بنویسیم پنج خط بیشتر نمیتوانیم بنویسیم. اینها چقدر فاضل هستند که هر روز میتوانند اینقدر پرت و پلا بنویسند در این مجلات و مقالات و روزنامهها.@ من خودم خدا شاهد است الان این کتاب جلد دو را دارم مینویسم انسانشناسی یک کتاب بسیار سنگین و ریاضی هست این کتاب، برای همه ادیان هم نوشتم یعنی اگر کسی دین هم نداشته باشد بخواند میفهمد یک کاری کردیم که احتیاج به دیندار ندارد فقط یک کسی بخواند شعور داشته باشد بخواند آیه و روایات ندارد هیچی همینطوری بخواند.@ خدا شاهد است من شب تا صبح بیدار میمانم 12 شب اذان صبح من بلند میشدم، پنج خط نوشتم ده خط نوشتم یک صفحه نوشتم. اینقدر از آدم کار میبرد. بعد یک کسی میگوید من وقت ندارم روزنامه داری میخوانی مجله داری میخوانی کتاب داری میخوانی فیلم داری نگاه میکنی فیلم نقد میزنی هزار و یک جور مزخرفاتی که خدا به تو واجب نکرده، دین به تو واجب نکرده، وقت داری.@ وقتی به واجبات میرسد میگوید من وقت ندارم. اینها معصیت نیست. اینها استغفار ندارد؟ اینها استغفار دارد. پر از دروغگویی، پر از بیرغبتی، پر از کلک زدن، پر از خودمان را سر کار گذاشتن، به خودمان دروغ گفتن، بیحیایی نفس، اینها بیحیای است. بیحیایی گناه دارد.@ آدم نسبت به خودش بیحیایی بکند از خودش خجالت نکشد همین یک کلمه بگوید من خودم شبانهروز دارم چکار میکنم من وقتم را دارم چطوری میگذرانم اموراتم چطوری دارد میگذرد آدم یک ذره خودش بترسد یک ذره حیا بکند بعد میبینی نه ادامه هم دارد میدهد همینطوری با همین برنامههای بیخاصیت مطالعات بیخاصیت جلسات بیخاصیت ولی وقتی میرسد نوبت کودک عزیز روان میرسد به جاودانگی به ابدیت وقت ندارد.@ شما نگاه کنید ما چقدر بعد از نمازهایمان تعقیبات میخوانیم حالا کار به نماز جماعتها و جلسات عمومی ندارم در خصوصیهایمان میگویم. میبینی حال اذان ندارم حال اقامه نداریم حال تعقیبات نداریم. حال قرآن خواندن نداریم .حال تفسیر نداریم. ببینیم با خودمان چکار کردیم که اینطوری شدیم؟ اینها استغفار میخواهد.@ (اَللّهُمَّ اِغفِر لیَ الذُنُوبَ الَّتی تُنزِلُ النِقَم) گناهانی که بدبختی میاورد گناهانی که نمیگذارد دعا اجابت بشود گناهانی که نعمتها را از ما میگیرد. ما مملو از این آلودگیها و گناهان هستیم. این خودشیفتگی این خود متشکر بودن.@ اینکه فکر بکنیم بقیه آلوده هستند ما هیچ مشکلی نداریم. آلودگیها را هم فقط همین آلودگیهای ظاهری ببینیم. بگوییم آلودگیها این دخترهای بیحجاب هستند این پسرهای آنطوری لباس میپوشند هستند اینهایی که حیا و حجاب ندارند موسیقی حرام گوش میکنند. میزنند و میرقصند. وقتی میگوییم آلودگی همینها در ذهنمان میاید.@ آلودگی ما خیلی وحشتناکتر است از آلودگی آنها. فحشاهای باطنی ما خیلی بیشتر از فحشای ظاهری مردم دیگر است. به آنها برو بگو فقط برای تو دعا بکنند. خیلی از گرفتاریهایی که بنده و امثال بنده داریم آنها اصلاً ندارند بندگان خدا. خیلی از گناهانی که ما داریم میکنیم اصلاً در مخیلهشان نمیاید از این گناهان بکنند.@ اصلاً به کلاس آنها نمیخورد این گناهان و جهنمهای ما، آنها جهنمهایشان خیلی باشد همین جهنمهای اعمال و ظواهر باشد. ما جهنمهایمان خیلی باطنی و خطرناک و ماندگارتر است. آدم یک ذره بنشیند کلاه خودش را قاضی بکند. یک ذره بنشیند فکر بکند.@ امشب در خانواده آسمان چه خواندیم(اِجعَل هَمِّکَ لِآخِرَتِک وَ حُزنِکَ عَلی نَفسِک) برای خودت غصه بخور امشب یک عزیزی آمد گفت من در اجتماع چکار کنم میروم این همه فساد را میبینم تکلیف من چیست گفتم تکلیفت این هست که بیشتر به خودت برسی هر چیزی که بیرون خطرناکتر است.@ من یک قاعده به شما بگویم این قاعده خیلی مهم است. میزان تأثیرگذاری یک فرد در بیرون از وجود خودش تابع میزان کاری هست که در نفس خودش انجام داده. ما چقدر آدم داریم میخواهند کارهای بزرگ انجام بدهد مصلح هستند بیشتر برنامههای جهانی و بینالمللی دارند.@ ولی در حیطه درونی خودشان اصلاً آدمهای بدبخت و شکستخوردهای هستند آدمهای عقبافتادهای هستند اصلاً هیچی ندارد در نظام درونی خودش بعد برای دنیا برنامه میریزد اصلاً موفقیت نمیاورد اصلاً امکان ندارد خدا بگذارد یک نفر اینطوری موفقیت بیاورد.@ میزان موفقیت حقیقی در بیرون از نفس تابع میزان موفقیت در درون نفس است. میزان تأثیرگذاری در افراد تابع میزان تأثیری است که خودت از آسمان پذیرفتی. اگر خیلی جاها کار ما گره میخورد جلو نمیرود پیش نمیرود برای این هست که ما درون خودمان شکست خوردیم.@ من هیئت بزنم من بسیج بزنم من سازمان بزنم من مؤسسه تأسیس بکنم من اینکار را بکنم حالا رفتی کردی الان مگر نمیخواهی تأثیرگذاری بکنی مقام معظم رهبری میگوید کار فرهنگی زیاد میشود ولی تأثیرگذار نیست. برای چی تأثیرگذار نیست کسانی که کار فرهنگی میکنند این همه کار فرهنگی میلیاردی خرج میشود برای کار فرهنگی در این کشور چرا تأثیر ندارد؟@ برای اینکه اویی که دارد مردم را خطاب میکند، کار فرهنگی میخواهد بکند اویی که دارد این فکر را تولید میکند این فرهنگ را این کار را میخواهد تولید بکند خودش در نظام خودش شکستخورده است. فقط برای مردم میخواهد حرف بزند اصلاً اثر ندارد. جزء نوامیس الهی است که خدا نمیگذارد کار اثر پیدا بکند. امکان ندارد.@ میزان موفقیت خارجی یک آدم بسته به این است که این در نظام درونی خودش چقدر موفق است. این یادتان نرود. هی ما شهوت داشته باشیم این کار را بکنیم آن کار را بکنیم آنوقت از خودمان غفلت بکنیم. این بیحیایی میشود. دروغگویی میشود که ما خیلی به آن دچار هستیم. من خودم اینقدر گرفتاری زیاد دارم که نگو.@ (اِجعَل حُزنَکَ عَلی نَفسِک) گریههایت را بگذار برای خودت، غصههایت را بگذار برای خودت، گفتیم اگر یک کسی برای خودش غصه بخورد زندگیش با شادی میگذرد. هر چقدر شما غصههایتان برای خود حقیقیتان باشد در زندگی طبیعیتان شادتر و آرامتر هستید. اینها غصه دارد.@ یعنی ما نباید بنشینیم غصه بخوریم که الان من گناه جوارحی دارم گناه جوانحی دارم قلبی دارم. خیالات و افکار منفی زیاد دارم. پریشانی زیاد دارم پوچی زیاد دارم بیحوصلگی زیاد دارم تنبلی زیاد دارم اینها همه فحشاست. تمام اینها فحشا است.@ ما فقط فحشا را چسبیدیم به یک کسی که برود زنا انجام بدهد. میگوییم این فاحشه است. بدترین آدمهای جامعه هم همینها هستند. ما هم که سالم و پاک و اولیاء الهی هستیم. ما غرق در فحشا هستیم. فحشای باطنی خیلی خطرناکتر و زشتتر از فحشاهای ظاهری است.@ لذا سیدالشهدا فرمود: خوش به حال کسی که آنقدر به عیبهای خودش مشغول است که از عیبهای دیگران غافل است. این دیگر هی با زنش کلکل نمیکند. در خانه با شوهرش کلکل نمیکند. با برادرش کلکل نمیکند. ایرادهای دیگران را نمیبیند. اصلاً از دیگران ایراد نمیبیند. اینقدر درگیر خودش هست. فقط خوبیهای بقیه را میبیند.@ اصلاً منفی از کسی نمیبیند که بخواهد نگه بدارد و اذیت بکند یا بخواهد درگیر بشود. درگیر خودش است. اینقدر گرفتار هست. لذا راحت میتواند با همه زندگی بکند. @
پس وقت سخن از استغفار میشود میگوییم استغفار لازم است. آن پیغمبری که میگوید 70 مرتبه یا 100 مرتبه در بعضی از روایات چه چیزی میدیده که اینطوری استغفار میکرده و ما چرا نمیبینیم و استغفار نمیکنیم؟ چون اصلاً گناه را نمیشناسیم ما نمیدانیم آلودگی چیست ما اصلاً نمیدانیم باید کجا برویم ما با بهداشت خیلی آشنایی نداریم انگار تمیزی را نمیشناسیم یعنی چی، عادت کردیم به این گناهان داریم با آنها زندگی میکنیم.@ من یادم هست یک موقعی رفته بودیم محرومترین منطقه ایران رفته بودیم. آنجا بعد مهمان شدیم. دیدیم با ماشین یک چند نفری آمدند، عجیب غریب در کپر در بیابان، بعد برای ما چایی آوردند. چاییشان هم از همان روی زمین که باران آمده بود گِل پر میکردند دَم میکردند میدادند میخوردیم. آب خوردنش هم همین بود. همین گِلها بود.@ با یکی از رفقا نشستیم چند نفر چایی گذاشتند این دوست ما سختش بود. گفتم: بخور. هیچی نگو. اوج پذیراییشان همین چایی گِل است. ما چایی شفاف خودمان را در نظر بگیریم یک مشت خاک در آن بریزیم به جای شکر هم بزنیم بکشیم بالا.@ بعد من رفتم بیرون در ماشین آبی که از شهر آورده بودیم یکیشان تشنه بود. گفتم به او آب بدهم. این آب ما را که دید آب زلال و شفاف را که دید، نمیتوانست بخورد. چون آنجا در بیابان گرد و خاک بود چند تا دانه گرد روی این آب نشست. به من گفت این آبتان کثیف است. آب را هی تکان داد تا این گرد بیاید بیفتد. بعد آن را خورد خودش به ما چایی گِل داده بود.@ ما الان اینطوری هستیم. وقتی به ما میگویند تمیزی، پاکی، سلامت، اصلاً مفهومش خیلی قلب سلیم، مفهومش برایمان واضح نیست که چیست. این چیزها را هم اصلاً گناه نمیدانیم. شب و روز پر میخوریم از این گناهان. یکسره داریم جذب میکنیم.@ بعد به خودمان هم نگاه نمیکنیم. دائماً فکر میکنیم چه کسی کجایش کج است. چه کسی مشکل دارد. همهاش با بقیه داریم ور میرویم با عیبهای دیگران کار داریم. اصلاً حواسمان نیست که مشکلات خودمان چقدر است اینها مصیبت است. آدم باید بنشیند برای خودش غصه بخورد.@ وقتی هم انسان غصه خودش را میخورد دیگر حالا اگر دور و بریها هم یک ذره سیاه بودند و کثیف بودند و آلوده بودند و آنها هم لکه داشتند، خیلی با لکههای آنها کاری ندارد. درگیر لکههای خودش است. چون اگر اینها پاک نشود، آن طرف برود، خیلی گرفتاری دارد.@ لذا شما هر جا میبینید اختلاف ایجاد میشود پچپچ زیاد میشود افراد به جان هم میپرند هی از همدیگر ایراد میگیرند اینها غفلت است آدمهایی که مشغول خودشان هستند زیاد در هیچ جا با کسی درگیر نمیشوند اصلاً با کسی خیلی اختلاف ندارند راحت بقیه را تحمل میکنند. اینها چیزهایی هست که ما باید برایش استغفار بکنیم اینها کم هم نیست.@ واقعاً باید یک وقتی بگذارد برای استحمام در این قضایا یک جایی بنشیند فکر بکند یک موعظهای بشنود، بالاخره یک خلوتی انسان نیاز دارد. چه موقع ما میخواهیم اینها را ما بکَنیم. چه موقع میخواهیم تمیز بشویم. پس کو پس چه موقع وقتش هست.@
خدایا به حق محمد و آل محمد ما را به عیوب خودمان آگاه کن خدایا به حق محمد و آل محمد به ما بصیرت عنایت بفرما به حق محمد و آل محمد توفیق استغفار عنایت بفرما به حق محمد و آل محمد پاکمان کن به حق محمد و آل محمد ما را به خودمان مشغول کن خدایا به حق محمد و آل محمد به ما حیای درونی حیای از خودمان عنایت بفرما به حق محمد و آل محمد ما را در نظام درونیمان بر همه این مشکلات غلبه بده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@