جلسه 015 - دعای ندبه (مهدیه کرج)
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - دعای ندبه (مهدیه کرج)

دعای ندبه (مهدیه کرج)؛ جلسه 15 31/05/1404

سلام علیکم و رحمة الله.

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

مقدمه و عرض ارادت

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام و امام شهدا، و به محضر مقدس رسول الله و حضرت مجتبی سلام الله علیهما، صلوات بلند ختم بفرمایید.

آنچه که در وجود انسان باعث می‌شود انسان در برخورد با هر چیزی درست عمل بکند، معرفت است، نه علم. علم، آگاهی است که در ذهن انسان قرار می‌گیرد؛ اما همیشه منشأ اثر نیست. خیلی‌ها، خیلی چیزها می‌دانند و عمل هم نمی‌کنند. فقط کسانی اهل عمل هستند و درست عمل می‌کنند که آن علم در آن‌ها به معرفت تبدیل شده باشد؛ یعنی دانایی آن‌ها به دارایی تبدیل شده باشد. انسان‌ها بر اساس باورهایشان و دارایی‌هایشان عمل می‌کنند و درست هم عمل می‌کنند. اما چه بسا اطلاعات زیادی داشته باشند و این اطلاعات تبدیل به باور و معرفت و دارایی نشود؛ لذا منشأ اثر و عمل نیست. آن باور قلبی است که همه کاری می‌کند.

لذا تعریف ایمان که شرط انسانیت است، در قرآن [آمده است]: «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ». همه انسان‌ها سرمایه‌شان را دارند از دست می‌دهند؛ سرمایه انسانی‌شان را، ابدیتشان را. «اَلّذینَ آمَنُوا»؛ ایمان را آقا امام رضا علیه السلام فرمودند: «الْمَعْرِفَةُ بِالْقَلْبِ»؛ ایمان یک معرفتی است که با قلب انسان حاصل می‌شود. نه با ذهن انسان. ذهن ابزار است، مقدمه است. علم مقدمه [است]. امیرالمؤمنین فرمودند: «الْعِلْمُ أَوَّلُ دَلِیلٍ وَالْمَعْرِفَةُ آخِرٌ وَنِهَایَةٌ». علم راهنمایی اولیه است؛ اما معرفت غایت است. باید این است که انسان به معرفت برسد.

خیلی‌ها پای منبرها قلب‌های پاک دارند، دل‌های نورانی دارند. پای همان منبر هرچه می‌شنوند، می‌شوند. آنچه که از طریق گوش دریافت می‌شود، تبدیل به معرفت می‌شود. چه بسا خودِ گوینده که دارد این حرف‌ها را می‌زند، خودش حرف‌های خودش را باور نکند. لذا می‌بینید که خیلی وقت‌ها مردم از دانشمندان و خواص چی هستند؟ جلوتر هستند. خدا رحمت کند استاد ما را، حضرت آیت‌الله مجتهدی می‌فرمود: «روز عاشورا آخوندها و علما نیامدند کمک امام حسین، داش‌مشتی‌ها آمدند». داش‌مشتی با معرفت، چه آن مقداری که فهم داشت از امام، عشق امام، لزوم وفاداری به امام، پای امامش می‌ایستد. یک موقع می‌بینی یک عالم، یک دانشمند، همچین شجاعتی را، همچین عملی را ندارد.

پس آنچه که مهم است، معرفت است. در بین معرفت‌ها بارها گفتیم: مهم‌ترین معرفت که ریشه همه معرفت‌هاست، خودشناسی است. معرفت نفس. انسان اول باید به معرفت نفس برسد. و معرفت‌های دیگر مثل معرفت خدا و معرفت اهل بیت، ائمه دین و هر چیز دیگری، تابع معرفت نفس است. انسان‌ها به میزانی که معرفت نفس دارند، سایر معرفت‌هایشان نمره می‌گیرد، درجه پیدا می‌کند. اما اگر بدون معرفت نفس، انسان سراغ معرفت‌های دیگر برود، آن‌ها ماندگاری و اثر زیادی برای انسان ندارد. ممکن است انسان سال‌ها وقتش را بگذارد در امور مذهبی و دینی، طلبه بشود، نمی‌دانم مداح بشود، عالم بشود؛ ولی به اندازه آدمی که معرفت نفس دارد، یک آدم معمولی هم شاید نتواند کاری بکند.

پس آنی که مهم است، معرفت نفس است. در بین معرفت‌های دیگر، دو تا معرفت قبلاً معرفی کردیم که از همه این‌ها، بعد از معرفت الله، معرفت دین و معرفت اهل بیت از همه مهم‌تر است و آن معرفت زمان و معرفت دشمن است. انسان اگر معرفت زمان نداشته باشد، درک نکند در چه زمانی قرار دارد، تصمیم‌های زندگی اش غلط درمی‌آید، اشتباه درمی‌آید. یا اینکه دشمنش را خوب نشناسد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «کسی که می‌خواهد راه حق را طی بکند، بدون شناخت دشمن امکان ندارد بتواند مسیر حق را طی بکند؛ چون دشمن یعنی آفت یک مسیر، یعنی اونی که قرار است تو را تهدید کند و اجازه ندهد که تو بروی جلو». اگر ندانی این را، زحمت می‌کشی، می‌روی و دشمن همه را چه‌کار می‌کند؟ خنثی می‌کند و از بین می‌برد. شناخت آسیب‌ها، شناخت دشمن، شناخت آفت، از همه مهم‌تر است.

به قدری مهم است که علی علیه السلام فرمودند: «اِجْتِنَابُ السَّیِّئَاتِ أَوْلَى مِنِ اکْتِسَابِ الْحَسَنَاتِ». آدم گناه‌شناس باشد و از آن پرهیز بکند، بهتر از این است که حسنات را بشناسد، اعمال خیر را و هی برود آن‌ها را انجام بدهد. سی سال، چهل سال اعمال خیر انجام بدهد، آسیب‌هایش را نمی‌شناسد و همان آسیب این را چه‌کار می‌کند؟ چهل سال عبادت را نابود می‌کند. چهل سال عبادت از بین می‌رود؛ چون انسان آسیب‌هایش را نمی‌شناسد. لذا اول جان، دفع شر موش کن، وانگهی در جمع گندم کوش کن. انسان اول این آسیب‌زدایی را بشناسد، نکند مثلاً بیست سال، سی سال، چهل سال، پنجاه سال زحمت بکشد و بعد هدر برود.

شما در سراسر زندگی پیامبر و اهل بیت می‌بینید یاران بسیار بزرگی داشتند، یاران بسیار برجسته، اصحاب بسیار برجسته‌ای داشتند؛ اما چون دشمن‌شناس نبودند، در نهایت نتوانستند همراهی کنند با معصوم؛ هم به خودشان ضربه زدند، هم به معصوم ضربه [زدند]. همه یاران امام حسن علیه السلام، نزدیکانش را، فرماندهانش را می‌خرند. یعنی که این آدم دشمن‌شناس نیست. امام تنهای تنها می‌ماند. اهل بیت برای همین کشته شدند همه‌شان؛ چون اصحابشان دشمن‌شناس نبودند. زمان‌شناسی هم بسیار بسیار مهم است.

برای شما عزیزان و سروران من که الحمدلله همه اهل معرفت هستید، همه عشق دارید، دل دارید، با این دلتان و معرفتتان صبح‌های جمعه می‌آیید دعای ندبه. یکی از چیزهایی که لازم است شناخته بشود، خود معرفت زمان است که دعای ندبه مسئولیت آن را به عهده گرفته است. دعای ندبه دعاخوان را در جریان زمان قرار می‌دهد، به شرطی که ما فقط عربی نخوانیم. اینکه مقام معظم رهبری و بزرگان فرمودند: دعاهایتان را فارسی بخوانید، برای این است که ما بفهمیم که چه داریم می‌گوییم. وقتی من عربی بخوانم، فضیلتی ندارد. ثواب دارد. من فقط عربی بنشینم بخوانم این را. خواندن وقتی فهم نباشد، ارزشی هم ندارد. علی علیه السلام فرمود: «لَا خَیْرَ فِی قِرَاءَةٍ لَا تَدَبُّرَ فِیهَا». در خواندنی که تدبر نیست، فهم نیست، خیری هم ندارد. پنجاه سال است هی بیایم صبح جمعه بنشینم اینجا دعای ندبه بخوانم، بدون اینکه بدانم چه دارم می‌گویم، چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ چون آنی که این دعا را تنظیم کرده، برای این تنظیم کرده که ما به یک [معرفت] برسیم. تا کمیل بخوانیم، قرآن بخوانیم بدون اینکه بفهمیم، زیارت اهل بیت یا زیارت عاشورا بخوانیم و ندانیم چه داریم می‌گوییم، آن معرفت حاصل نمی‌شود. مثل اینکه الان من امروز بیایم برای شما عربی سخنرانی کنم. خب بالاخره من و شما با هم انس داریم اینجا، یکی دو سال است با هم صفا می‌کنیم، می‌آییم، می‌رویم، گپ می‌زنیم، علاقه داریم به همدیگر. من حالا بیایم امروز بگویم که خب حالا آقایان، مگر شما دعای ندبه را عربی نخوانده‌اید ها! من هم بیایم برای شما عربی سخنرانی کنم؟ یا انگلیسی سخنرانی کنم؟ این خوب است؟ میگویید این آدم حالیش نمی‌شود. یک ساعت وقت ما را تلف کرد. آمد وقت ما را تلف کرد. صبح جمعه از همه چیزمان زدیم، آمدیم. آمده برای ما عربی حرف می‌زند یا انگلیسی حرف می‌زند. خب این چه فایده‌ای دارد؟ باید بدانیم که این دارد چه می‌گوید اصلاً. برای همین آمدیم نشستیم پای منبر دیگر که بفهمیم.

در دعای ندبه، ثواب اینکه شما بنشینید، یک دور، دو دور، سه دور دعای ندبه را فارسی بفهمیدش که چه دارد می‌گوید، از اینکه پنجاه سال بیایید عربی بخوانید، بیشتر است. در دعای ندبه، مسیری را که شروع می‌کند، مسیر خلقت انسان را اول ترسیم می‌کند. بعد جریان یک جریان تاریخی را برای ما بیان می‌کند که اگر ما نفهمیم، فهم زمان نداشته باشیم، هزار سال ما دعای ندبه می خوانیم و امام زمان وسط ما غریب است، آواره، تنها، طردشده، مضطر است. شما پنج هزار سال دیگر هم دعای ندبه بخوانید، [اگر نفهمید] چه می‌خواهد بگوید و چه مسئولیتی را گردن ما می‌اندازد، امام زمان همچنان آواره خواهد بود. ولی یک انسان یک بار دعای ندبه را بفهمدش، آن است که می‌تواند یاری بکند امام زمانش را و او را از غربت نجات بدهد، از آوارگی نجات بدهد. همان‌طور که گفتم، همیشه کسانی منشأ اثر هستند که چی داشته باشند؟ معرفت داشته باشند.

خب زیارت دعای ندبه ما را در یک جریان تاریخی از اول می‌گذارد. یعنی میاد داستان خلقت انسان را مطرح می‌کند. بعد داستان حضرت آدم علیه السلام را مطرح می‌کند به عنوان پدر ما، یکی از بزرگ‌ترین انبیای الهی که کمتر پیغمبری به مقام او می‌رسد. در علم و معرفت حضرت آدم علیه السلام. (به محضر مقدس ایشان و مادرمان حضرت حوا سلام الله علیهما، همه صلوات بلند ختم بفرمایید) «اللهم صل علی محمد و آل محمد».

چرا ما را از اینجا می‌آورد؟ داستان را از آدم شروع می‌کند؟ بعد می‌آید سراغ داستان نوح علیه السلام که شما باید در جریان مسائلی که برای نوح اتفاق افتاده، قرار بگیرید. بعد می‌آورد سراغ حضرت ابراهیم علیه السلام ما را. و بعد هم سراغ حضرت موسی علیه السلام. وقایع موسی که بخش مهم آیات قرآن و داستان حضرت موسی است دیگر. شما در اکثر ادعیه و زیارات ما، داستان حضرت موسی علیه السلام، داستان شاخصی است خیلی مهم است.

به دلیل اینکه پر از فرمول و قواعد زمان‌شناسی و دشمن‌شناسی است و دشمن اصلی انسانیت و اهل بیت هم بنی اسرائیل هستند دیگر. تا ظهور امام زمان، مسئله جهان، مسئله چیست؟ مسئله بنی اسرائیل، فساد بنی اسرائیل است. و امام زمان هم با ظهورش درگیر است با بنی اسرائیل. یاران امام زمان در آخرالزمان جنگ دارند با کیا؟ با بنی اسرائیل. برای همین، داستان حضرت موسی علیه السلام، شناخت شخصیت‌هایی که اطراف ایشان بودند، دشمنان ایشان، بسیار بسیار مهم است. بعد هم سراغ داستان کی می رویم؟ سراغ داستان عیسی علیه السلام که این هم بسیار مهم است؛ چون الان پشتیبان اصلی بنی اسرائیل و پشتیبان اصلی یهودی‌ها کیان در دنیا؟ مسیحی‌ها هستند. شما ایوانجلیست‌ها را دارید، نومحافظه‌کاران آمریکا را دارید که این‌ها مسیحی هستند؛ ولی بهشان می‌گویند مسیحیت صهیونیست. یعنی مسیحی‌هایی که اعتقاد دارند که ما باید برای رستگاری و ظهور مسیح به اسرائیل چه‌کار کنیم؟ کمک بکنیم. اعتقادشان این است که باید به این‌ها کمک بکنیم. کمک بکنیم اسرائیلی‌ها بتوانند مسلمان‌ها را نابود کنند، معبد سوم خودشان را در اورشلیم یا قدس بسازند تا کمک بشود به ظهور مسیح. دیدید که نماینده بسیار بسیار برجسته و مهم مجلس آمریکا هفته گذشته گفت که: «رفتار خدا با ما تابع رفتار ما با اسرائیل است. اگر ما با اسرائیل بد رفتار کنیم، به ما غضب خواهد کرد و اگر ما به اسرائیل کمک کنیم، خدا به ما کمک می کند». این اعتقاد حزب حاکم آمریکا است. کسانی که قدرت، ثروت، اسلحه دست آن‌هاست، این اعتقادشان است. پس جریان ایوانجلیست‌ها، جریان مسیحیت تبشیری است، جریان نومحافظه‌کارها در آمریکا که الان ترامپ هم پشتیبان آن‌هاست، قبلاً بوش بود، و جان بولتون و شخصیت‌های بزرگی را در سال‌ها ما دیدیم در شخصیت‌های آمریکایی به عنوان رئیس‌جمهور آمدند، این‌ها همه تابع این جریان هستند و بنده این جریان هستند که ما باید برای ظهور مسیح، اسرائیل را کمک کنیم و مسلمان‌ها را نابود بکنیم. این اعتقاد آن‌هاست.

بنابراین فهم این زیارت و دعای ندبه ما را تو جریان این حوادث قرار می‌دهد و بعد ما را می‌آورد از نظر سیر تاریخی تا قتل انبیا. یعنی همین‌جوری می‌آورد که انبیای قبلی هم چه‌جوری شد داستانشان تا می‌رساند به چه؟ به پیامبر اسلام، به ظهور پیامبر اسلام و تو را در یک سیر تاریخی دقیق قرار می‌دهد.

متأسفانه چون دشمن همیشه تاریخ را نوشته و ما در مدارسمان، الان هم در دانشگاه‌ها، در رشته‌هایمان، تاریخی را که دشمن نوشته می‌خوانیم؛ تاریخ را به جایی که ما از خدا، حضرت آدم علیه السلام و انبیا شروع کنیم، تو کتاب‌های تاریخی ما بیشتر سرنوشت کیا است؟ آدم‌های عوضی، پادشاه‌ها و حکومت‌ها و نمی‌دانم دولت‌ها و سلسله‌ها. این‌ها را ما می‌خوانیم. و این وسط، کی گم است؟ تمام سلسله انبیا و پیروانشان در تاریخ گم‌اند. کسی هیچ‌کس راجع به این‌ها چیزی یاد نمی‌گیرد. فلان شاه کی شاه شد؟ نمی‌دانم کی ازدواج کرد؟ با کی ازدواج کرد؟ چند تا زن داشت؟ بچه‌اش کی بود؟ با کی دشمن شد؟ چه‌جوری کشته شد؟ نمی‌دانم بعد پادشاه بعدی چه شد؟ تاریخ اینجوری شده است ، یک مشت مزخرف از خر و خرس‌ها، آدم‌های جنایتکار، شهوتران، کسانی که شهوت‌های مختلف مقام و ریاست و ثروت و قدرت داشتند، این ها را می خوانیم در تاریخ. در حالی که خدا می‌گوید نه، تاریخ مال کیست؟ تاریخ مال فطرت‌گراهاست. تاریخ مال بندگان من است. تاریخ انبیا را شما باید بلد باشید، تاریخ اولیای خدا را باید بلد باشید. و لذا جریان تاریخی که در دعای ندبه مطرح می‌شود، جریان فوق‌العاده تخصصی است و می‌آید ما را از اول تاریخ درست هدایت می‌کند. درست هدایت می‌کند که ما بفهمیم که ما کجای ماجرا هستیم و چه رسالتی را در مسائل تاریخی ما به عهده داریم.

خب، بعد داستان را می‌آورد سراغ پیغمبر. داستان پیغمبر چه بوده که ما باید به این‌ها توجه کنیم؟ اگر قرار است وقت مطالعاتی بگذاریم، به بینش و بصیرت تاریخی و سیاسی‌مان را اضافه کنیم، باید تاریخ اسلام را بلد باشیم که چه اتفاقی افتاده آنجا برای پیغمبر، آخرین پیغمبر قدرتمند الهی، خاتم النبیین. چه‌جوری می‌شود که مثلاً دو ماه قبل از رحلتش بیاید با صد و بیست هزار نفر بیعت بگیرد برای امیرالمؤمنین علیه السلام، دو ماه بعد همه بزنند زیرش، بریزند [سر] همان امیرالمؤمنین و طناب بیندازند گردنش، دختر پیغمبر را هم بکشند؟ این وای عبرت است که ماجرا چیست؟ که صد و بیست هزار نفر،حالا پیغمبر که دفعه اولش نبود که برای امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت گرفت. پیامبر، روز اولی که دعوتش را علنی کرد، مسئله جانشین خودش را هم مطرح کرد. همان روز اول، دوم نه. اولین روزی که آمد گفت: «من پیغمبرم، گفت این هم جانشینم است». خوب دقت کنید. در طول این بیست و سه سال همیشه این را گفته، از همه بیعت گرفته، به خصوص آن‌هایی که بیشترین پیمان‌شکنی را داشتند، خصوصی ازشان بارها پیامبر بیعت گرفته . چه‌جوری می‌شود که یک امت، همین‌جور که الان خواندیم: «مُجْتَمِعُتونَ عَلَى قَطِیعَةِ رَحِمٍ»؛ در ندبه می خوانیم دیگر ، جامعه جمع می‌شوند که قطع رحم کنند، جمع می‌شوند که رحم پیامبر را نابود بکنند؟ دختری را که پیامبر، شیعه و سنی نقل کردند: «إِنَّ اللَّهَ یَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا»؛ خدا غضب می‌کند به غضب فاطمه و راضی است به رضایش. می‌کشندش! چه‌جوری می‌شود یک امت این‌جوری کند؟ بعد بقیه بچه‌های پیغمبر که این همه سفارش شده [اند]: «الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ». این را شیعه و سنی نقل کردند دیگر. سنی هم این را دارند: «حسن و حسین، سرور جوانان بهشت‌اند». خب شما که این را می‌دانستید، خودتان هم نقل کردید، چه‌کاری بود با حضرت مجتبی علیه السلام کردید؟ از زن پیغمبر بگیر تا اصحاب پیغمبر، آن هم نزدیک‌ترین کسان به پیغمبر دارند این جنایت‌ها را می‌کنند. آن کاری هم که با امام حسین کردید .شما چه‌جور مسلمانی بودید؟ و بعد بقیه. امام سجاد علیه السلام فرمود: «اگر پیامبر و قرآن به جای این همه سفارش در مورد ما، سفارش کرده بودند که با ما دشمنی بکنند، [باز هم] بیشتر از این جنایت‌هایی که کردند، نمی‌توانستند بکنند». چه‌جوری می‌شود آدم، پیغمبر بهش سفارش کند، بع پیغمبر که [می‌گوید]: «چشم، چشم، چشم، قول می‌دهم، باشد». تا پیغمبر به رحمت خدا می‌رود، دقیقاً عکسش عمل می‌کند.

ما چیزی است که الان هم داریم می‌بینیم. [مثلاً] شخصیت‌های بزرگ انقلاب، کسانی بودند که به قول خودشان می‌رفتند پیش امام، به امام می‌گفتند: «چشم». بعد خلافش عمل می‌کردند. خودشان اعتراف کردند به بقیه یارانشان و هم‌حزبی‌هایشان می‌گویند: «هر چی آقا گفت شما بروید پیش آقا، مقام معظم رهبری، بگویید چشم مقام معظم رهبری ولی کار خودتان را بکنید. ما خودمان هم همین کار را می‌کردیم». اگر شما آن را نفهمید، این را هم دیگر نمی‌فهمد انسان که داستان تاریخ و زمان چیست که یک نفر بیشترین ادعای دین‌داری، انقلابی بودن، [و] خط امامی بودن را می‌کند و بعد دقیقاً خلافش عمل می‌کند. اگر آن تاریخ را ما نفهمیم، این را نمی‌فهمیم اینجا. حالا این تاریخ آمده ما را رسانده به کجا؟ رسانده به اینجایی که آقا این‌ها، امت به علت بی‌معرفتی و نفهمی‌شان و طاغوت‌ها، «مُجْتَمِعُتونَ عَلَى قَطِیعَةِ رَحِمٍ»، جمع شدند، بساط اهل بیت را جمع کردند. آن بلایی که سر حضرت زهرا سلام الله علیها آوردند، بعد امیرالمؤمنین علیه السلام، بعد حضرت مجتبی علیه السلام، بعد سیدالشهدا علیه السلام، بعد امام سجاد علیه السلام تا رسید به امام زمان. این تاریخ بشریت است یعنی انسان‌هایی که تنها آن‌ها هستند که تخصص‌های لازم را برای هدایت بشریت و رساندن میلیاردها انسان به سعادت دنیایی و آخرتی دارند، این‌ها از دور خارج کردند و دنیا افتاد دست یک مشت نفهم، جاهل و احمق که فقط شهوت مقام، شهوت انواع شهوت‌های دنیایی داشتند. مردم هم تابع این‌ها شدند. مردم هم به دولت و حکومت‌های این‌ها رأی دادند، پای این‌ها ایستادند. به جای اینکه پای اهل بیت بایستند، ایستادند پای این‌ها و تاریخ همین‌جوری ادامه پیدا کرد. یعنی یکی‌شان که آخری که آخرین حجت است، یک ذره فکر کنید دارم چه می‌گویم ها! تولدش در ترس است. پنج سال زندگی‌اش در ترس است. مخفی نگه‌اش داشتند که نکشندش. بابایش را در بیست و هشت سالگی، بیست و نه سالگی به شهادت رساندند. خودش فرار کرده اصلاً. شصت و نه سال است. این واقعیت‌ها است: یک حقیقت خلیفة الله، شصت و نه سال فراری، پنهان زندگی می‌کند که نکند خود مسلمان‌ها بکشندش. دقت کنید. نه کافر و دشمنان مسیحی‌ها و یهودی‌ها و این‌ها نه، اصلاً همان یهودی‌ها این‌ها را شکل می‌دادند، مدیریت می‌کردند. پیامبر را هم یهودی‌ها به شهادت می‌رسانند. حادثه مدیریت قتل ائمه را این‌ها پشت صحنه اش، اکثرش مال بنی اسرائیل است. اکثر مدیریت‌ها مال بنی اسرائیل بوده. مسلمان‌ها اجرا می‌کردند همیشه، مثل الان، مثل الان.

به‌قدری این جامعه فلج است در فهم امامش و لزوم یاری امامش که دیگر اصلاً خداوند می‌گوید: «معلوم نیست این‌ها کی می‌خواهند بیدار بشوند». «برو حالت را پنهان کن». تا کی؟ تا کی پنهان بشود؟ یعنی منجی عالم باید تا کی غایب باشد؟ غریب باشد؟ مظلوم؟ آواره باشد؟ تا زمانی که مردم بفهمند آدم‌اند، بفهمند خلیفه لازم دارند، بفهمند: «بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی‌شود». خدا می گوید: شما نفهمید من زوری که نمی‌توانم امام را بیاورم به شما تحمیل کنم. که، بیاورم هم شما قبول نمی‌کنید. شما خودتان امام را حاکم خودتان کنید، اطاعتش کنید. شرط امام همین است دیگر. به حضرت زهرا سلام الله علیها گفتند: «چرا امیرالمؤمنین دست به شمشیر نشد بعد از پیغمبر؟ می‌توانست دست به شمشیر بشود، این چهار تا اراذل و اوباش را نابود بکند». فرمود: «چه فایده‌ای دارد؟ مردم نمی‌خواهند». فرمود: مگر نشنیده اید که پیغمبر فرمود: «امام مثل کعبه است که مردم باید به سراغش بروند، [او] سراغ مردم نمی‌رود». شما مگر الان در خانه‌تان روزها دکترها در می‌زنند، به زور می‌آیند بگویند بیایید با شما درمان کنیم؟ نه. دکترها می‌روند سر جایشان می‌نشینند، بیمارستان سر جایش است. شما می‌روید مراجعه می‌کنید: «آقا من مریضم». امام با پیغمبر شأنش فرق دارد. پیغمبر شأنش ناز کشیدن و تبلیغ [است]؛ اما امام شأنش ناز کشیدن نیست. چون باید اطاعت بشود. تو باید بروی بگویی من مطیع تو هستم، بیا. لذا امیرالمؤمنین وقتی که خلافت را پذیرفت، گفت: «چون مردم اجبار کردند من را، آن‌قدر در خانه من که ترسیدم حسنین زیر دست و پا له بشوند، والا نمی‌پذیرفتم». اگر مردم نمی‌خواستند. آن موقع که نخواستند، ول کردم، بیست و پنج سال رفتند. آن موقع که خواستند، آمدم.

خب هزار و صد و نود و دو سال این آواره است این آقا. دقت کنید ما تو چه زمانی قرار گرفتیم؟ هزار و صد و نود و دو سال. ما اگر فهم زمان نداشته باشیم، یک جاهایی یک مشت خر و خرس مثل صدر اسلام گولمان می‌زنند. دوباره مسیر تاریخ چه می‌شود؟ عوض می‌شود. کما اینکه مقام معظم رهبری در وفات امام صادق گفت «تا حالا چند بار خدا اراده کرده که منجی را برساند و مردم به خاطر نفهمی‌هایشان کار را خراب کردند». غر زدن‌ها و نق زدن‌ها و دهن‌لقی‌ها و تحلیل‌های غلط، کار را خراب کردند. تا آمده به پیروزی برسد، دوباره چهار تا شیطان قرآن را تو نیزه کردند، یک عده را گول زدند، مردم فریب می‌خورند. اگر انسان آگاه نباشد، زمان‌شناس و دشمن‌شناس نباشد، همین فجایعی که تا حالا اتفاق افتاده، باز هم ظهور عقب می‌افتد. این بصیرت مردم خیلی مهم است.

شما ببینید در کشوری، یک دولتی می‌آید به تعبیر رهبری، خائن. ده سال یک کشور را به تعطیلی می‌کشاند. انواع خسارت‌های مادی و معنوی به کشور تحمیل می‌کند. یک عالم امتیاز به دشمن می‌دهد. آب و برق و گاز مردم را به قحطی می‌رساند. بعدش یک دولتی می‌آید که سر و سامان می‌دهد این را. در سه سال، دو سال و نیم، سه سال، همه چیز را برمی‌گرداند. هشت هزار کارخانه تعطیل شده را، یعنی میلیون‌ها فرصت شغلی را برمی‌گرداند. بدون باج دادن به دشمن و مذاکره با دشمن، اوضاع را خوب می‌کند. به جای تکیه به دشمن، به دوستان خودش تکیه می‌کند و اوضاع را خوب می‌کند. نه قطعی آب داری، نه قطعی برق داری، نه قطعی گاز داری. کار رونق می‌افتد یک مشت قدرت‌طلب تحمل ندارند. با یک توطئه‌ای او را می‌کشندش. با همکاری داخلی و خارجی خلاصه ایشان را از دور خارج می‌کنند. یک دولتی می‌آید که ادعا می‌کند: «من هیچ کاری بلد نیستم، نمی‌توانم، نمی‌شود بلد هم نیستیم». کس دیگری هم می‌آید می‌گوید: «من می‌توانم همین مسیر را ادامه بدهم، انجام بدهم، درست می‌شود». و مردم به کی رأی می دهند؟ به آنی که می‌گوید: «نمی‌شود، نمی‌توانم، نمی‌خواهم» دقت کنید نقش مردم چقدر مهم است! و بعد می‌آید سرمان طوری که زمستانمان هم ما برق نداریم، چه برسد تابستان. قیمت‌هایتان چند برابر می‌شود همه چیز. این را کی می‌آورد رأی می دهد، کی این را حاکم می‌کند؟ مردم. مردمی که بصیرت ندارند.

ما اگر زمان را نشناسیم، بودن امام کمکی بهمان نمی‌کند. امام زمان همیشه بوده. امیرالمؤمنین بود، خب مردم استفاده نکردند. امام حسن علیه السلام بود، امام حسین علیه السلام بود، ائمه بودند، مردم نبودند. یار نبود، مردم نبود، مطیع نبود. آن‌ها هم کشته شدند. امام امت باشد، رهبری باشد، وقتی که مردم فهمش را نداشته باشند، بصیرت کافی نداشته باشند، وجود این‌ها مشکل را حل نمی‌کند. ما از این قوی‌تر، از اینها قوی‌تر داشتیم: امیرالمؤمنین. از این‌ها بی‌نهایت قوی‌تر داشتیم: حضرت مجتبی علیه السلام، سیدالشهدا علیه السلام، ائمه. مگر حل شد؟ از این‌ها قوی‌تر داریم: امام زمان. خب پس کو؟ خب آنی که عامل اصلاح جامعه است، بصیرت مردم است، هوشیاری مردم، دشمن‌شناسی مردم است. فهم مردم است که تمام توطئه‌های دشمن را خنثی می‌کند و باعث می‌شود یک امام.

ببینید، امثال امام امت، مقام معظم رهبری، اصلاً در حد ائمه نیستند. هیچ‌کس در حد ائمه نیست. آنجایی که مردم پای امام امت و رهبری می‌ایستند، معجزه می‌کنند و آنجایی که پای هزاران برابر قوی‌تر از امامین انقلاب نمی‌ایستند، جامعه شکست می‌خورد و دین خانه‌نشین می‌شود. یعنی یک عالم که شاگرد این‌هاست، وقتی مردم فهم دارند، آن توفیقات را به دست می‌آورد؛ ولی خود آن‌ها وقتی مردم فهم نداشته باشند، خانه‌نشین می‌شوند. این دشمن‌شناسی و زمان‌شناسی بسیار مهم است.

دعای ندبه دارد می‌گوید: تو حواست هست که می‌نشینی چه داری می‌خوانی؟ تو یک بار رسالت تاریخی از زمان حضرت آدم علیه السلام تا الان را روی دوشت هست. تو هم فرزندان همان‌ها هستی دیگر.

ما کی هستیم؟ جنس ما چیست؟ ما روح خداییم. خداوند ما را از همان روحی که در ائمه قرار داد، آنها همان روحی هستند که حقیقت انسان را ساختند. مگر نمی‌گوید: «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»؟ روح الله گفتیم یعنی نور محمد و آل محمد. «اللهم صل علی محمد و آل محمد». جنس ما جنس اهل بیت است. ما که بچه کره زمین نیستیم که. ما نه فرشته‌ایم، نه زنیم، نه مردیم، نه حیوانیم، نه خانمیم، نه آقاییم. ما روح خدا هستیم، نور خداییم. همه‌مان همینیم، همه‌مان همینیم. بچه‌های این خاندانیم، فرزندان این خاندانیم. اگر شما به امام می‌گویی: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ»، «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ»، «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ»، «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُوسَى کَلِیمِ اللَّهِ»، «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِیسَى رُوحِ اللَّهِ»، خودت هم همان هستی. تو هم وارث آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی هستی. ما هم همان وراثت را داریم چون بچه‌های این‌هاییم، قرار است با این‌ها محشور شویم. مگر شما در زیارت عاشورا نمی‌گویید: «من همان مقامی را که شما پیش خدا دارید، می‌خواهم»؟ «أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَاللَّهِ». خب اگر تو همان مقام را می‌خواهی. تو هم مثل این‌ها وارث همه انبیای گذشته هستی. مسئولیت این تاریخ گردن تو است.

هر یک فرد باید این بار تاریخی را، این مسئولیت تاریخی را احساس بکند که من به تنهایی، به تنهایی، من کاری با بقیه ندارم. قرآن می‌گوید: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى». اصلاً شما کاری با اجتماع نداشته باشید، به تنهایی، یک نفره، دو نفره مسئولیت دارید هر کدام تان. بار کل تاریخ روی دوش تک‌تک ماهاست. بار همه مستضعفان، مظلومان، انبیا، صدیقین، شهدا، صالحین، اهل بیت. بار شهادت سیزده تا معصوم و هزاران امامزاده، اولیای خدا و دوستان اهل بیت. بار غربت امام، هزار و صد و نود سال آوارگی امام زمان روی دوش تک‌تک ماهاست.

شرکت در دعای ندبه یعنی «آقا من با تو هم‌پیمانم، من با تو هم‌عهدم، من آمده‌ام بگویم که من با توام». اگر کسی آمد این را گفت، هم‌درجه امام است. دقت کنید، هم‌درجه امام است پیش خدا. تو باید به امام بگویی: من هم‌عهد توام، من هم با تو هستم، معیت با تو دارم. این فهم بسیار مهم است. آقا من این بار رسالت را احساس می‌کنم، درکش می‌کنم، پایش می‌ایستم. نه که بیایم بروم دعای ندبه شرکت کنم، دعای نمی‌دانم کمیل شرکت کنم، دعاها شرکت کنم، آخر بروم به یک کسی رأی بدهم که ظهور را به تأخیر بیندازد. خب این یعنی خلاف تمام تعهداتت است. امام فرمود: «مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت [مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف] نباشند، همه‌شان خائن و خطرسازند، حتی اگر خدمت کنند». ما یک بار روی دوشمان است، باید این ظهور را تحقق بدهیم. مسئولی که به فکر امام زمانش نیست، مهدوی فکر نمی‌کند، تمدنی فکر نمی‌کند و احساس نمی‌کند این مدیریتی که الان دارد برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان باید ازش استفاده بکند، این حتی اگر خدمت بکند، خائن است. خائن به امام زمان، خائن به تمام تاریخ، به میلیاردها انسان از اول تاریخ تا الان، به هشت میلیارد آدم که روی کره زمین الان هستند. دعای ندبه می‌خواهد این را به ما بگوید که تو این مسئولیت تاریخی را داری. تا می‌رساند به امام زمان «فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِیَ مَنْ سُبِیَ». بعد می‌گوید: «عَلَى الْعَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ». برای این بزرگان انسان باید «فلیندب النادبون» باید ضجه زد، باید گریه کرد، باید ناله کرد که این‌ها چه شدند؟ برای این که الان آواره است، باید ضجه زد، فریاد زد، ناله زد. ضجه و ناله و فریاد به تنهایی که کافی نیست، باید کاری کرد.

خب، حالا برای اولین بار در دنیا ملتی برخلاف ملت‌های کل تاریخ پیدا شدند: ملت ایران که با همه ملت‌های کل تاریخ فرق می‌کردند. یک ملتی به وجود آمده که درست برخلاف تمام آدم‌های کل تاریخ عمل کرده این ملت. وفادار، باحال، با معرفت، پای کار معصوم ایستاده. برای اولین بار هم است از زمان حضرت آدم ما نداشتیم یک ملتی این‌جوری پای معصوم بایستد. نداشتیم. حالا خود این ملت یک جریانی را در دنیا ایجاد کرده، یک روندی را، یک معجزه‌ای را ایجاد کرده که دنیا را برده تا کجا برده عالم را؟ امامش فرمود: «تا نزدیک قله».

اگر ما سرد بشویم، غفلت بکنیم، سقوط می‌کنیم از آن بالا، نزدیک قله‌ایم؛ یعنی کاری که این ملت در چهل سال کرد، 46 سال، تمام تاریخ بشریت در طول هزاران سال نتوانستند بکنند. یعنی ملت چهل و شش سال معادل هزاران سال تاریخ، تاریخ را به جلو برد. در چهل و شش سال. چنین ملتی بی‌نظیر که امام فرمود: «از مردم حجاز در عهد رسول الله و از ملت عراق در عهد امیرالمؤمنین علیه السلام بالاتر است این ملت». ملت بی‌نظیری هستند. گفتم قرآن بیش از ده آیه در عظمت مردم ایران، در توصیف این ملت گذاشته. بعضی‌ها تعجب می‌کنند که مگر می‌شود راجع به ایرانی‌ها گفته شده؟ بابا آرهملت بی‌نظیری هستند. مردم بی‌نظیری هستند که خدا این‌جوری این‌ها را ستایش کرده، اهل بیت این‌ها را این‌جوری ستایش کرده. حالا این ملت تاریخ را یک دفعه جهش ایجاد کرده در تاریخ، تاریخ آورده تا لب پیروزی، تا ظهور منجی.

این آن چیزی است که ما باید خیلی حواسمان باشد: دشمن‌شناسی و زمان‌شناسی. اگر در این لحظات بسیار بی‌نظیر، حساس و تاریخی ما [آگاه] نباشیم، از آن بالا دوباره سر خوردیم، آمدیم پایین. آمدیم ته دره دوباره به این راحتی قابل جبران نیست که انشالله اگر عمری بود، یک مقدار دقیق‌تر، کامل‌تر ان‌شاءالله، کاری که این ملت کرد را باید ما بفهمیم، توضیح بدهیم که چه‌کار کردیم این ملت و چه کاری را انجام داد تا بتوانیم سرنخ کامل و محکم تو دستمان باشد، از دست ندهیم.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

از نفس پاک شما عزیزان استفاده بکنیم. پنج مرتبه آیه «أَمَّنْ یُجِیبُ» را همه با هم بخوانیم.

برای تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

برای سلامتی و توفیق امام و رهبرمان.

برای نابودی استکبار جهانی، صهیونیسم جهانی، به خصوص منافقین داخلی که هرچه موفقیت استکبار و صهیونیست دارد، به خاطر وجود این منافقین است در داخل.

و برای شادی همه اموات، اموات این جمع، به خصوص برای [شفای] همه بیماران، بیماران این جمع، به خصوص برای پیروزی رزمندگان اسلام در همه عالم، برای نابودی دشمنانش، برای آزادی اسرا، برای برطرف شدن حوائج، و اجابت دعاها، پنج مرتبه آیه شریفه را همه با هم [بخوانیم]:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ.

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

به محضر مقدس شما، سلامتی شما، تعجیل در فرجشان، خشنودی‌شان، خشنودی‌شان از همه [ما]. ان‌شاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم. ان‌شاءالله همه ما از فرزندان وفادار [ایشان باشیم].