أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره موضوع بسیار مهم استغفار بود که از مسائل بسیار کلیدی و دقیق در سیر و سلوک انسانی هست مسأله استغفار، استغفار یعنی اینکه انسان از خداوند طلب میکند به واسطه اشتباهات و خطاهایی که کرده از انسان روی برنگرداند و قهر نکند و او را مثل کسی که گناه نکرده ببیند این از تجلیات اسم شریف غفور و غفار هست. از مهربانیهای خاص خداست که مربوط به ساختار نظام خلقتی انسان و هدف خلقت انسان هست. @ یعنی ساختار خلقتی انسان و هدف خلقتی انسان به گونهای هست که استغفار و توبه جزء لوازمش هست وقتی میگوییم توبه یعنی بازگشت باید معنادار بشود.@ توبه یا بازگشت یعنی انسان از یک اشتباه به یک درست برگردد. یعنی ما با یک ریاضیات بسیار پیچیدهای سروکار داریم با یک نظام بسیار دقیقی سروکار داریم که گاهی وقتها انسان از این نظام تخلف میکند از یک مسیر که صراط مستقیم هست دور میشود و حالا دوباره باید به مسیر برگردد.@ یعنی یک شدنی در کار هست یک هدف در کار هست که این شدن و این هدف آنقدر اهمیت دارد که اگر انسان از آن فاصله گرفت باید بلافاصله خودش را به مسیر اصلی برگرداند. بنابراین اساساً استغفار برای شخص مؤمن و مسلمان هست کافر استغفار ندارد مگر اینکه خدا را بپذیرد دست از کفر بردارد.@ کفر یعنی پوشش، یعنی پوشش را بردارد. خدا که پوشیده نیست. کافر هست که روی خود حقیقی را میپوشاند حقایق را بر خودش و دیگران میپوشاند و عمداً هم این کار را میکند. لذا استغفار و توبه برای مسلمان هست که میخواهد مسیری را به صورت حقیقی طی کند.@ واقعاً هدفی از خلقت برای خودش سراغ دارد میخواهد به جایی برسد چیزی را کسب کند حالا ما این فرصت را برایش قرار میدهیم که جبران بکند. شما وقتی میخواهید به یک بچه مشق یاد بدهید اگر اسم غفور را نداشته باشید هیچ بچهای نمیتواند زبان یاد بگیرد ما با اسم غفور پدر و مادر و معلم و حتی اسم غفوری که خودمان داشتیم خواندن و نوشتن یاد گرفتیم.@ یعنی آن موقع که ما هیچی حالیمان نبود مدرسه میرفتیم و میگفتیم ما یک هدفی داریم به نام یادگیری سواد، حالا به نوشتن شروع میکنیم الف، ب، پ، ت، ث، این وسط ممکن است اشتباه بکنیم شخص قبول میکند که اشتباه کرده.@ حالا پاک میکند. مدادپاککن میگفتند. میگویند سالهای اول خودکار نیاورند برای اینکه نیاز به استغفار آنجا بیشتر هست. باید پاک بکنی توبه بشود. الف را اینطوری نوشتم ب را اینطوری نوشتم این را باید پاک کنم از اول مداد بیاور که این توبه امکانپذیر باشد.@ معلم تواب است قبول میکند که بچه اشتباه نوشته و میتواند اصلاح بکند. والدین که دیکته میگویند همینطور، مشق میگویند همینطور، خود شاگرد هم باید از این اسم برخوردار باشد. نه اینکه اگر یکدفعه اشتباه کرد، شروع کند به گریه کردن که من چرا اشتباه کردم.@ من یادم هست یک موقعی در دبستان بودیم. چند نفر بودند شاگرد زرنگ بودند یک روز در حیاط مدرسه دیدیم همه دور یک نفر جمع شدند. گفتیم حالا چه شده یکی از این بچهها گریه میکرد گفتیم حتماً به او خبر رسیده که مادرش مرده پدرش مرده. گفتیم چه شده؟ گفت من 5/19 شدم. یعنی این مغفرت ندارد. حتی خودش را هم ببخشد.@ یعنی برایش مهم است که 20 بشود. وقتی نمیتواند مغفرت داشته باشد خودش به این صورت آزار میبیند که من چرا 5/19 شدم. آدمهای سختگیر که به خودش و به دیگران سخت میگیرند، به راحتی توبه و معذرتخواهی دیگران را نمیپذیرند. از اسم غفور و غفار دور هستند و این باعث میشود هم به خودشان و به دیگران سخت بگیرند.@ کسی هم که اینطوری سخت میگیرد معمولاً نمیتواند رشد زیادی بکند حرکت موفقی نمیتواند داشته باشد. ولی پدر و مادر میگویند اشکال ندارد این را اشتباه نوشتی پاک کن دوباره تمرین کن. مثلاً جدول ضرب و مشقها را، من یادم هست در دوران راهنمایی چون شاگرد اول بودم یک کلمهای را اشتباه نوشته بودم.@ بعد معلممان من را صدا کرد در جلسه امتحان وقتی برگه را دید گفت فلان کلمه را اِسپل کن. من اِسپل کردم درست بود. گفت پس چرا اینجا به جای L، D نوشتی؟ گفتم حتماً غفلتی بوده. نمره 20 به من داد.@ یعنی میدانست که من بلد هستم یعنی مغفرت تا این حد، چون میدانست که من میدانم گفت این حتماً اشتباهی ذهنش جای دیگر رفته L، را به جایش D زده. پس هر جا حساب کتاب و هدف وجود داشته باشد و شدن در کار باشد رشد و حرکت باشد استغفار لازم است.@ استغفار در واقع یک سیستم ترمیمی برای انسان هست و این سیستم را خداوند تبارک و تعالی گذاشته. کسی که عُرضه ندارد از این سیستم استفاده بکند خودش خودش را محروم میکند. اگر یادتان باشد جلسه گذشته این حدیث مهم را از خداوند تبارک و تعالی خواندیم که خداوند فرمود: (إنَّ اللهَ تَعالی یَغفِرُ لِلمُذنِبینَ إلاّ مَن لا یُریدُ أن لا یُغفَرُ لَه).@ خداوند همیشه گناهکاران را میبخشد مگر کسی که خودش نخواهد که بخشیده بشود. یعنی انسان گاهی وقتها آنقدر به خودش سخت میگیرد در اثر اینکه خدا و خودش را نمیشناسد با هدف خلقت آشنا نیست با شدن آشنا نیست با اهمیت شدن آشنا نیست گاهی وقتها آنقدر سخت میگیرد که همان اوائل راه ناامید میشود و راه را روی خودش میبندد.@ خدا میگوید من میبخشم این خودش را نمیبخشد وقتی خودش را نمیبخشد و نمیخواهد که بخشیده بشود. من هم نمیبخشم از حضرت سؤال کردند یعنی چی که این شخص نمیخواهد آمرزیده بشود؟@ فرمود: چون استغفار ندارد. نمیرود توبه بکند و این ناامیدی که زود سراغ انسان میاید خجالتهای حیوانی، حیاهای شیطانی که شیطان به انسان میگوید حیا کن تو اینقدر گناه کردی دیگر امکان بازگشت وجود ندارد. در حالی که اینطور نیست. انسان هزاران بار هم که گناه کرده باشد تا زنده است تا روی صراط هست تا حیات دارد امکان بازگشت هست.@ ولی شیطان آلودگیهای مکرری که اتفاق میافتد و شخص در صحنههای مختلف شکست میخورد را بهانه قرار میدهد و به شخص میگوید تو دست و پا چلفتی هستی، نمیتوانی حیا کن تو دیگر حرم و مسجد نرو.@ شخص به محض اینکه این ترفند را از طرف شیطان قبول کند؛ ترفند مقدس هم هست، این ترفند را از طرف شیطان قبول کند که من دیگر خوب نمیشوم، من دیگر خیلی شورش را در آوردم، من دیگر خیلی بد کردم، من دیگر درست نمیشوم، به محض اینکه این فریب را پذیرفت، از توبه متوقف میشود. دیگر استغفار هم نمیکند.@ وقتی استغفار نکرد حرکتش متوقف میشود و این یعنی سقوط، خیلی خطرناک است. لذا خداوند برای اینکه ما فریب شیطان را نخوریم فرمود(إنَّ اللهَ تَعالی یَغفِرُ لِلمُذنِبینَ إلاّ مَن لا یُریدُ أن لا یُغفَرُ لَه) مگر کسی که نخواهد آمرزیده بشود.@ شیطان هم در مقابل به خداوند میگوید: (وَ عِزَتِکَ لا أبرَحُ أغوی عِبادَکَ ما دامَت أرواحُهُم فی أجسادِهِم) تا وقتی زنده هستند من فریبشان میدهم. گمراهشان میکنم. خدا فرمود: خیالی نیست(وَ عِزَتی وَ جَلالی) تو به عزتم قسم میخوری من به عزت و جلال خودم قسم میخورم که من هم همیشه آنها را ببخشم تا وقتی که خودشان از من مغفرت را میخواهند. تا وقتی که میخواهند (أذالُ أغفِرُ لَهُم مَاستَغفِرُنی) تا زمانی که اینها از من استغفار کنند من هم میبخشم روی شیطان را کم میکند خداوند تبارک و تعالی. بهانه را از دست شیطان میگیرد که شیطان مبادا با حملههای سمت راستش ما را از گناه از توبه و از شدن و از بازسازی جبران بکند.@ چون وقتهای دنیا رحمی است. ما داریم بحث ریاضی میکنیم. بحث اینکه امشب یک حالی و یک صفایی بکنیم نیست. بحث کاملاً ریاضی است. وقتهای دنیا رحمی است. یعنی خاصیت سازندگی دارد. غیر از وقتهای دنیایی است وقتهای دنیا نسبت به آخرت رحمی هست.@ وقتهای رحم نسبت به دنیا سازندگی دارد. اگر برای جنین اشتباهاتی اتفاق بیفتد در رحم مادر ساخته میشود پزشکان الان ماه چندم بچه را در میاورند عمل جراحی میکنند دوباره به رحم برمیگردانند میگویند این خوب میشود ولی اگر تولد پیدا بکند مشکل پیدا میکند ما الان در رحم دنیا وقتمان غیر از وقت آخرتی است.@ پنج دقیقه دنیا معادل میلیونها سال آخرت است. لذا چون ماهیتش سازندگی دارد. صیرورت در آن هست یک دروغ بزرگ هست که انسان فکر کند وقت تمام شد. دیگر نمیتوانم کاری انجام بدهم. نه ممکن است انسان بگوید من دیر جنبیدم وقت تمام شد نمیتوانم پروازهای بُرد بلند داشته باشم یا پروازهای حتی بُرد متوسط داشته باشم. اما حداقل کاری که میکنم میتوانم از ته جهنم خودم را به بهشت بکشانم.@ حداقل در افق پایین و سطح پایین میتوانم خودم را بکشانم یعنی آدم میتواند توبه بکند و خودش را نجات بدهد. بنابراین چون پنج دقیقه با پنج دقیقههای دیگر فرق دارد. ما یک عالم رحمهای زمانی و مکانی داریم. مثل شب جمعه با شبهای دیگر خیلی فرق میکند.@ روز جمعه با روزهای دیگر فرق میکند. ماهها با همدیگر فرق میکند. ساعتها با همدیگر فرق میکند. نوع سازندگیهایشان فرق میکند. ما در این سال شبهایی داریم که 900 سال عبادت میشود. یعنی قدرت سازندگیاش فوقالعاده است.@ بنابراین اصلاً نباید انسان یک موقعی گول بخورد و فکر بکند که در نظامی که امکان شدن وجود دارد، ناامید بشود. نمیشود سازندگی داشته باشد. شما نگاه کنید برادران یوسف(ع) با آن همه ظلمهایی که کردند دروغ گفتند اقدام به قتل کردند و ... تا آخرین دقائق روی باطل خودش وقتی لو رفتند یعنی خودشان توبه نکردند آخر لو رفتند.@ بعد دستشان را بالا بردند وقتی به یعقوب(ع) عرض کردند(يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا) ببخش برای ما طلب بخشش و استغفار کن از خداوند، فرمود(سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ) حتماً من برایتان این کار را میکنم ولی بعداً، بعداً یعنی چی؟@ یعنی این ظلمهایی که شما کردید من باید یک رحم زمانی مناسب پیدا کنم که در آن رحم زمانی این تحول را بتوانم انجام بدهم. یعنی بتوانم توبه را برای شما دریافت کنم که این را شب جمعه میگذارد که در روایت داریم حضرت یعقوب شب جمعه شروع میکند به استغفار برای بچههایش تا بتواند گذشته بچههایش را جبران بکند.@ پس این فوقالعاده مهم هست که ما درک درستی از مفهوم زمان، سازندگی و شدن داشته باشیم تا بتواند روی ما تأثیرگذار باشد و ما با زیرکی بتوانیم در زمانها و مکانهای مختلف از رحمهای زمانی، مکانی، حتی رحم استاد استفاده بکنیم. گاهی وقتها انسان از یک رحم نامناسب در استاد استفاده میکند. استاد به جای اینکه این را شکوفا بکند طرف را میپوکاند و له میکند و استعدادش را کور میکند. چون رحم خوبی نیست. استاد قدرتمند نیست. گاهی وقتها نه با یک استاد قدرتمندی انسان ارتباط برقرار میکند او میتواند اگر 20 سال 30 سال هم عقبگرد هست میتواند با قدرت بعضی از مشکلات را حل بکند. خرسنگها را بردارد نقاط اصلی را دست بگذارد به جای نقاط فرعی، و شخص را برایش این مسأله را حل بکند. @
پس انتخاب رحم مناسب زمانی، مکانی و استاد این خیلی مهم هست و در بحث استغفار مسأله کلیدی هست.@ بنابراین مسأله استغفار یک مسأله کاملاً ریاضی و دقیق و تخصصی هست. هیچ کدام از مسائل الهی و معارف نیست که تخصصی و ریاضی و دقیق نباشد. همه همینطور هستند. بعضیها از یک ریاضیات پیچیدهتری برخوردار هستند. بعضیها نه سادهتر هستند. ولی همهشان(كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) هر چیزی نزد خدا ریاضیات و قاعده و عدد و اندازه دارد.@ بارها گفتیم که خداوند یک مهندس هست تجلیاتش بدون استثناء همهاش تجلیات اندازهدار مقداردار و ریاضی هست: (إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) هیچ چیز را شما نمیتوانید رویش دست بگذارید مگر اینکه خزائن آن نزد ما هست.@ یعنی هر چیزی یک خزینه ندارد خزائن دارد. یک گُل را شما وقتی نگاه کنید در اردو تمرین دادیم بعضیها پنج تا، ده تا، بعضیها پانزده تا بعضیها بالاتر اسم در گل در آوردند. هر کدام این اسمها که شما درآوردید یک خزائن دارد این خزائن باید جمع بشوند تا مجموعاً یک گُل در بیاید.@ میفرماید هر چیزی که شما میبینید اصلش، ریشهاش آن معادنش نزد ما هست و ما هیچ چیز را نازل نمیکنیم مگر به اندازه معین و مشخص، یعنی آنچه که به زمین و طبیعت و به دنیا میرسد یک عالم صددرصد ریاضی هست که با اندازههای دقیق ریاضی همه چیز نازل شده هست.@ میزان آهن، سرب، اورانیوم، مس، آب، خاکش همه چیزش دائماً در حال محاسبه هست. یعنی فرشتههای عالم یک ثانیه بیکار نیستند خود خدا هم همینطور هست بیکار نیست(كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) هر لحظه خدا دارد اندازههای دقیق ریاضی را در این عالم متحول میکند و تغییر میدهد تا این نظام پابرجا بماند.@ و حرکت ابرها، باران، برف، گِل، آتشفشان، خاک، درختان، کود، نفت، آبها، ماهیها، جانداران، بیجانها، گیاهان، دانهها میلیاردها میلیارد محاسبات دقیق دارد یکدفعه در یک ثانیه انجام میشود و اینها معادن دارد. محاسبهگر دارد. نویسنده دارد و عامل و فرشته دارد تا این عالم به این عظمت بتواند دقیق اداره بشود.@ فرمایش بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست. میفرماید(ما کانَ لَهُ لِیَفتَحَ عَلی عَبدٍ بابَ الشُّکر وَ یُغلِقَ عَنهُ بابَ الزِّیادَۀ) امکان ندارد خداوند به کسی توفیق شکر را بدهد در شکر را باز کند به او اجازه بدهد بگوید الحمد لله شکراً لله. مگر اینکه اگر به او اذن داد که شکر بگوید حتماً زیاده هم به او خواهد داد. @
لذا یکی از جمله کسانی که مزید نعمت را میخواهند. غر زدن نق زدن ما بدبختیم ما بیچارهایم ما نداریم چرا همهاش کارمان گره میخورد و شاکی بودن از روزگار، شاکی بودن از خدا، این دارد در را روی خودش میبندد.@ یک کسی میبینی نه همان که خدا به او میدهد شاکر است. راضی است. میگوید خدایا شکر الحمد لله، دستت درد نکند نه با خدا درگیر میشود نه با عالم درگیر میشود. نه با کسی درگیر میشود. نه بداخلاقی میکند که علامت ناشکری هست. اخلاق را زیر پا بگذارد. این شکر میگوید و خداوند زیادش میکند. آدم مهارت زیاد کردن نعمت را باید بلد باشد. راهش این نیست که به قول حافظ(ره):@
درست از نقطهای که فکرش را نمیکنی باید همیشه وارد بشوی. از نقطه عادی نه، همیشه اگر کسی میخواهد توفیق پیدا بکند پرواز بکند، راه را باز بکند درست از آن فکری که خلاف عادت طبیعی است، باید عمل بکند.@ پس راه اینکه من نعمت را باز کنم نق زدن، غر زدن، اخم کردن، داد زدن، افسردگی، پژمردگی، خورد کردن اعصاب اطرافیان نیست راهش این هست که هر چه فشار بیاید تو برعکس انبساطت را بیشتر بکنی لبخندت را بیشتر بکنی تا باب باز شود(لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ) اگر واقعاً شکر بکنید ما هم زیاد میکنیم.@ این خیلی مهم است(لَأَزِيدَنَّكُمْ) لام تأکید که آمده، نون تأکید پشتش دوتا آمده، یعنی حتماً حتماً افزایش میدهیم اضافه میکنیم، اما چه چیزی را افزایش میدهیم و اضافه میکنیم؟ فقط نعمت را نه، امیدوارم بفهمند بعضی از ظریفهایی که در جلسه هستند نمیگوید فقط نعمتتان را افزایش میدهیم. میگوید(لَأَزِيدَنَّكُمْ) خودتان را زیاد میکنیم این یعنی چی؟@ چه اتفاقی برای انسان میافتد؟ میگوید تو زیاد میشوی. خودت بزرگ میشوی و انبساط پیدا میکنی. نعمت هم الحمد لله البته افزایش پیدا میکند اما مهمتر از نعمتی که باید افزایش پیدا بکند چه چیزی افزایش پیدا میکند؟ انسان با هر شکری بزرگ میشود با هر شکری به اسم شاکر به اسم شکور نزدیک میشود.@ (إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ) خداوند بسیار شاکر است. کسی که یاد میگیرد شکر بکند از همسرش تشکر میکند به خاطر هر حرکتی که همسرش انجام میدهد از فرزندانش تشکر میکند از کارمند و کارگرش تشکر میکند نمیگوید وظیفهاش است دارد حقوق میدهد ولی تشکر میکند از رفتگر محله تشکر میکند.@ حتی با پول هم که شده نمیگوید شهرداری پولش را میدهد نه یک موقعی دست در جیبش میکند برود کنار اینها قرار بگیرد یک سلام و علیکی میکند تشکر میکند یک پولی هم به اینها میده.د این روحیه شکر انسان بودن افراد را قدر بداند.@ گاهی وقتها من خیلی میپسندم بعضیها این کار را میکنند. بعضیها از اینکه فلان کس کنارشان هست تشکر میکنند. میگویند بودن تو کنار من و کنار ما به ما آرامش میدهد. از اینکه هستی متشکرم. از اینکه کنارم هستی تشکر میکنم. از اینکه با ما هستی در جمع ما هستی تشکر میکنم. از اینکه تشریف آوردید تشکر میکنم.@ این خیلی مهم است که انسان روحیه شکر داشته باشد. شکر قبل از اینکه فیضش به طرف دریافتکننده برسد به شاکر میرسد. (إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ) یعنی خداوند برای کوچکترین کار شما از شما شکر و تشکر میکند و چیزی از خدا کم نمیشود.@ و به ما یاد میدهد که شما هم همیشه سعی بکنید که برای کوچکترین کارهایی که دیگران انجام میدهند ارزش قائل باشید و تشکر بکنید از تکتک افرادی که نقشی دارند و کار مثبتی را دارند انجام میدهند. اینکه نه کارمندم لوس میشود یا زیردستم پررو میشود یا اگر از بچه تشکر کنم بچه وظیفهاش هست باید برود فلان کار را انجام بدهد.@ کارگر گرفتی آخر وقت به او پول میدهی ولی حتماً از او تشکر کن به خاطر زحماتی که در خانه شما کشیده و هر چیز دیگری هر کس دارد هر کاری میکند حتی لازم نیست مسلمان باشد لازم نیست مؤمن باشد از اتومبیل پیاده میشوی حتماً از راننده تشکر کن.@ از راننده قطار تشکر کن از مأمورهای قطار تشکر کن از هواپیما میخواهی بیرون بیایی حتماً از خلبان، مهماندارها تشکر کن. روح شکر خیلی مهم است، چه اتفاقی میافتد؟ جدای از زیباییهایی که خلق میکند روح شکر خود انسان را بزرگ میکند و به حق تعالی نزدیک میکند.@ چون اسم شاکر و شکور را در انسان قوی میکند و همین نبودن اسم شاکر و شکور هست که بسیاری از طلاقها، درگیریها، اختلافات، بچهها کور هستند پدر و مادرشان را نمیبینند و شکر نمیکنند وجود پدر و مادر و نعمتها و زحماتی که پدر و مادر کشیدند طلبکار میشوند بعد عاق میشوند.@ مرد وجود زنش را کور هست نمیتواند ببیند از جهات مختلف ناسپاس میشود. زن همسرش را خوب نمیتواند ببیند خواص وجودی همسرش را نمیتواند ببیند. به جای اینکه از بودن این مرد ولو دست و پا شکسته هم تشکر بکند، هی غر و نق دارد و کفر میورزد و این کفر ورزیدن باعث میشود خودش هم محروم بشود و مشمول عذاب و محرومیت بشود.@ بنابراین اگر به یک نفر نعمت شکر را خداوند داد، حتماً نعمت زیادی را هم میدهد. پس حالا اگر من میتوانم خودم آگاهانه شکر کنم و از روی معرفت شکر کنم. باید منتظر زیادی هم باشم. چون قضا و قدر است. قضا و قدر فقط این نیست که اگر من این آب را بخورم بله این هم قضا و قدر است.@ اگر این آب را من بخورم تشنگیام برطرف میشود. اگر یکجا بریزم خیس میشود. اگر این لامپ روشن بشود اینجا هم روشن میشود. این همهاش قضا و قدر نیست. ما در نظام خیالی، وهمی، عقلانی و نظام فوق عقلانی هم پر از علت و معلول و روابط قضا و قدر و ریاضیات داریم در نظام فوق عقلانی میگوید شما وقتی تشکر میکنید امکان ندارد که شکر اثرش زیاده و زیادی نباشد حتماً هست.@ (وَ لا لِیَفتَحَ عَلی عَبدٍ بابَ الدُّعا وَ یُغلِقَ عَنهُ بابَ الإجابَه) امکان ندارد خداوند تبارک و تعالی باب دعا را روی کسی باز کند و اجابت نکند همانطور که جلسه گذشته ماه گذشته عرض کردم محال هست دست انسان بالا برود و خالی برگردد یا با اجابت برمیگردد یا با چیزی بهتر از اجابت به جای آن برمیگردد در دنیا.@ ممکن است شما یک چیزی را بخواهید خدا به شما ندهد صلاح نداند بالأخره خدا ما را بیشتر از خودمان دوست دارد ولی میگوید یک چیز بهتر جایش به شما میدهم در دنیا، یک موقع هم میگوید حالا که دستت را بلند کردی حیف است همه را برای آخرت میگذارم.@ به هیچ عنوان امکان ندارد انسان دستش را به سمت کریم ببرد و باخت داشته باشد. لذا سرمایه یک انسان در آخرت چیست با توجه به توضیحی که دادم؟ یکی از سرمایههای مهم آخرتی انسان دستهایی هست که بالا رفت ولی در دنیا خالی برگشت اینها همهاش میشود امتیازاتی که ما از خدا طلبکار میشویم.@ یعنی خدا خودش را طلبکار میکند میگوید این بنده من صد بار دستش را بالا برد ما چهار بارش را اجابت کردیم و حالا برایش ذخیره کردم. 96 بارش را حالا میخواهم برایش تلافی کنم. لذا اینطوری نیست که وقتی دست بالا رفت باخت باشد.@ در روایت داریم زیرکترین آدمها بزرگترین آدمها کثرت دعایشان از همه بیشتر هست. زیاد دعا میکنند به هر بهانهای دستش را بالا میبرد. چون کریم بینهایت است. ما خیلی ساده هستیم که میگوییم من که حالا پول جیبم هست بروم به خدا بگویم خدایا به من نان بده پول جیبم هست میروم نان میخرم.@ بلیط هواپیما میخرم، خانه میخرم، اتومبیل میخرم، انبیاء همه چیز داشتند این کار هم نمیکردن.د انبیاء خیلی زیرک بودند. اصلاً نه خودشان را دیدند نه پول در جیبشان را، خدایا این علف شتر من را برسان. علف گوسفند من را بده موسی(ع) را نگاه کنید چقدر ادب دارد چقدر زیرک است(رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ).@ میتوانست بگوید خدایا گرسنهام است نانی برسان، میگوید خدایا هر چه خیر بفرستی من میخواهم جا دارم خیلی زیرک بودند. نه اینکه خودم بلد هستم. خودم میتوانم امکانات هست خودم، آنها اینطور نبودند آنها فوقالعاده زیرک بودند نه خودشان را میدیدند نه امکاناتشان را، میخواستند جنگ بروند.@ (رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ) خدایا کمک کن چه آن موقع که لشکرشان بیشتر از دشمن بود. چه آن موقع که کمتر از دشمن بود اصلاً به لشکر نگاه نمیکردند. به اینکه ما چند نفر هستیم آنها چند نفر نگاه نمیکردند. تا شما خدا را فراموش میکنید میگویید ما چند نفریم، میخوری.@ لذا در جنگها، پیامبر در همه جنگها که کمبود داشت پیروز شد. این جنگهایی که بیشتر بود شکست خورد(وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ) سربازها به پیغمبر گفتند ما آن موقع که یک دهم دشمن بودیم آنها را تارومار میکردیم حالا که بیشتر هستیم. قرآن میگوید شما به عُجب آمدید. تعدادتان مؤثر است یا خدا مؤثر است.@ (لا مُؤثِرَ فِی الوُجُود إلاّ الله) تعداد چکار میکند شکست خوردند. ابرقدرتها چرا همیشه اکثر قریب به اتفاق موارد یعنی همیشه شکست میخورند(وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ) برای اینکه آنها اسباب و عللهای مادی را میبینند و اگر مسلمانها حواسشان به خدا باشد.@ خدا رحمت کند شهید همت را یک عملیاتی آمد. گفت بچهها توسلتان و دعایتان را زیاد کنید. یک جایی مثل فکه بود. یادم هست والفجر مقدماتی و والفجر یک فکه خیلی کار گره خورد آخر هم ما شکست خوردیم. ایشان وقتی برگشتیم. میگفتند ما خوب با اخلاص دعا نکردیم.@ گفتیم: این عملیات هم مثل بقیه میرویم عراقیها را تارومار میکنیم به همدیگر میپیچانیم. همچین اتفاقی هم نیافتاد. خدا وهمی نیست که میبریم یا میبازیم دنبال این نیست. خدا دنبال این هست که هر کدام از ما شبیه خودش بشویم. مربی برایش مهم نیست که شاگرد الان دارد در دل او مشت میزند دردش میاید یا نه. میگوید این باید قوی بشود.@ درد میکشد، آخ میکشد، حالش خراب میشود، باید بشود، بدو، فقط مهم است که این بشود. لذا خدا کاری ندارد که شکست خوردی. پیروز شدی. اصلاً این چیزها برای خدا ارزشی ندارد باید ساخته بشوی. بروی یاد بگیری توحید را، یاد بگیری که(لا مُؤثِرَ فِی الوُجُود إلاّ الله لا حول و لا قوۀ إلا بالله).@ لذا زیرکها دعا میکنند. نه من از عهده کار برمیایم خودم میتوانم این کار را بکنم هوشم زیاد است میروم قبول میشوم. چقدر زرنگها در کوزه هستند. داریم که از این تنبلها عبرت بگیرید. داریم آدمهایی را که از پشت کجا آمده، امکانات ضعیف، سرعت کم، بعد میاید جلو میرود به یک جاهایی میرسد آنهایی که پرمدعا هستند خیلی من من میکنند.@ خیلیهایشان در کوزه هستند. برای آن کسی که عقب است و ضعیف است، یک چیزی دارد که این زرنگ و جلو ندارد. آن دعا، التماس، توسل، توکل، خدا است. به موسی میگویند: تو چطوری میخواهی با این فرعون درگیر بشوی؟ میگوید(إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ) خدا با من است.@ اگر کسی گفت در کنار مشکلات خدا با من هست بس است. خدا میگوید من کنارش هستم. بنابراین فرمود هر کس هر طوری به من نگاه کند من هم همانطوری در زندگی با او رفتار میکنم. در کارهای فردی، اجتماعی یک کسی بگوید من میتوانم به حول و قوه الهی، به لطف آقا امام زمان، من بیکس نیستم. بیکار نیستم. بیپشت و پناه نیستم.@ تا اینها را میگویی آنها هم هستند ولی وقتی اینها را فراموش کردی بگویی نمیتوانم، نمیشود، شکست میخوریم، ما زور نداریم ما جان نداریم ما بودجه نداریم ما امکانات نداریم. آخه چطوری؟ یعنی قدرتها را فراموش کردی خدا هم ولت میکند یا برعکس نه میتوانیم خودمان از پسش برمیاییم دعا دیگر چیست خودمان انجام میدهیم جلو میرویم.@ گفت: ملا کجا میروی؟ گفت دارم میروم الاغ را بفروشم، گفت بگو انشاء الله، گفت انشاء الله ندارد میروم بفروشم دیگر، خر را دزدیدند، برگشت گفتند چه شد؟ گفت انشاء الله بردنش، انشاء الله دیگر اینجا به درد نمیخورد. کاربرد ندارد.@ آن موقع باید میگفتی که به درد میخورد حالا که بردن انشاء الله ندارد بعضیها نان خوشنیتشان را خوب میخورند. نان خوشفکریشان را خوب میخورند. نان زیرکیشان، نان معرفتشان، نان دقت در محاسبات ریاضی را خوب میخورند.@ مثلاً فرض بفرمایید یک کسی زباله جمع میکند. یک کسی زباله جمع میکند مهندس بازیافت است. رفته درس خوانده این زباله را تبدیل به چی می کند؟ تبدیل به ثروت میکند. نان چه را میخورد؟ نان اینکه از آشغال بردن نترسد. گفت بنشینیم روی آشغال کار کنیم شاید یک کاری بشود از این آشغالها کرد و شد. روی بول و غائط حیوانات و انسانها کار کردند. شد.@ روی زباله کار کردند شد، از زباله انرژی میگیریم. از زباله برق میگیریم، بله میشود. به خصوص آنهایی که با علم الأسماء سروکار دارند، میدانند اصلاً در بین اسماء الهی ما بنبست نداریم. این به آن، آن به این میزند و میشود. ولی کسی که قوانین و فرمولها را نمیشناسد، همهاش بنبست است.@ مگر میشود زباله را کاری کرد. از زباله خیلی چیزها میشود درست کرد. من در شهر چندیگر که رفته بودم برای اساتید دانشگاه در هند نزدیک دهلی بود، آنجا یک جلسهای داشتیم. دو روز باید برای این اساتید یک دورهای را برقرار میکردیم. این دوره را که برقرار کردیم اساتید میخواستند به ما جایزه بدهند خیلی از بحثها خوششان آمد.@ گفتند میخواهیم شما را یک پارک ببریم. رفتیم دیدیم باید در صف بایستیم. گفتیم اینجا چیست؟ گفتند: این پارک از همه جا دنیا بازدید میایند، گفتیم این چیه؟ گفتند این پارک از اول تا آخر همهاش با زباله ساخته شده یعنی هیچ چیز نو در آن نیست.@ به قدری زیبا، قشنگ، جذاب، مهندس آنجا گفته خانوادهها حق ندارند هیچ کدام زبالههایشان را دور بریزند. هر کس هر چه زباله دارد بیاید فلان جا بریزد تحویل من بدهد. این از همین زبالهها یکی از زیباترین پارکهای دنیا را ساخته. فقط آدم باید برود ببیند که این پارک چقدر قشنگ است. خیلی کارها میشود کرد.@ بعضیها اینقدر زیرک هستند که با اسم مبدل گناهانشان را تبدیل به قرب میکنند. یک آدم چقدر زیرک است. 20 سال 30 سال گناه داشته گفته حالا بروم توبه کنم که نمیخواهم دور بریزم مثل کسی که حمام میرود و چرک میکند، میگوید این چرکها حیف است شاید بشود کاری کرد.@ میگوید این گناهان را هم دور نمیریزیم بالأخره میشود کاری کرد. اگر این خداست که من میشناسم این یک اسمهایی دارد که من به گناهان بزنم یک چیزیهایی از این گناهان در میاید: (فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) خدا دارد عدد میدهد رمز میدهد حواست باشد. وقتی سیئه را بشود به حسنه تبدیل کرد، هیچ چیز غیر قابل تبدیل به چیز دیگر نمیشود.@ بیا در نظام فیزیک آنهایی که میخواهند فیزیک بخوانند. بیا در نظام شیمی اگر در فوق ماده بشود یک همچین کاری کرد گناه را به حسنه تبدیل کرد. در نظام فیزیکی یک نفر اگر بفهمد که چکار میشود کرد اصلاً دیگر علم فیزیک و شیمی بنبست ندارد. فقط باید دانشمندش هوشیار باشد چطوری میشود از چه به چه برسی. اسم مبدل را باید بلد باشی.@ اصلاً برای یک مدیر برای یک کسی که میخواهد خودش را اداره بکند خانواده را اداره کند اصلاً چیزی به عنوان بنبست وجود ندارد. میشود کینهها را به محبت تبدیل کرد؟ بله، میشود تنفر را به دوستی تبدیل کرد؟ بله، میشود از سه بار طلاق گرفتن یک زندگی خوب ساخت؟@ بله، میشود از چند بار چاقو کشیدن سر همدیگر بدن همدیگر را لتوپار کردن یک عشق درست کرد؟ بله میشود، میشود از دعواها و فحشهایی که به هم دادیم یک چیز خوبی در بیاید؟ بله میشود، باید بلد باشی. لذا میفرماید اصلاً امکان ندارد خداوند در دعا را باز کند اجابت در آن نباشد. امکان ندارد.@ پس همیشه تو در دعا چیزی دریافت میکنی. لذا زیرکترین آدمها کسانی هستند که سجده زیاد دارند تسبیح زیاد دارند خلوت زیاد دارند دست به دعا زیاد میبرند درخواست بیشتر دارند. اینها خیلی زیرک هستند.@ چون هر بار که دست را بالا میبرد میگوید یا الله خدا را بدهکار میکند خدا هم خیلی خوشش میاید یک نفر اینطوری بگوید ناراحت نمیشود از اینکه بدهکار بشود. خیلی خوشش میاید دوست دارد. ولی درست در نقطه مقابل آنقدر بدش میاید از آدمهایی که ریاضیات عالم را خبر ندارند.@ بنده وجودش را من دارم افاضه میکنم قدرتش را من دادم چشم، دست، پا، گوش، اراده را من خودم دادم فکر میکند خودش میتواند یک کاری انجام بدهد فکر میکند ماشین کوکی است کوکش کردند راه میرود تو آن به آن فیضت را از خدا میگیری. لحظه به لحظه داری از خدا حیات میگیری. تنفس میگیری. ذکر میگیری.@ یک لحظه اراده بکند. همین چند وقت پیش بود یک اجلاس بینالمللی ما شرکت کرده بودیم از کشورهای مختلف آمده بودند یک آقایی آمده بود کنار ما نشسته بود. از آدمهای خوبی بود مرد مهمی بود. قاری قرآن خواند همه هم خیلی کیف کردند.@ جلسه شروع شد بعد گفتند تنفس، این آقا در قرائت قرآن مرده بود. آمدند جنازه را برداشتند بردند. آن به آن دارد لحظه به لحظه وجود میدهد. بعد یک کسی بگوید من خودم، من خودم میتوانم، ولی یک کسی که میفهمد آن به آن دارد میگیرد، خدا خیلی دوستش دارد.@ درست کسانی که تکبر دارند از عبادت (إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي) آنهایی که تکبر دارند، از عبادت من، به زودی آنها را داخل جهنم میکنیم با خواری با خفت، تکبر خوب نیست. از دست بلند کردن از گریه کردن از التماس کردن.@ ببینید امام سجاد(ع) چطوری دعا میکند. چطوری درخواست دارد(وَ لا لِیَفتَحَ لِعَبدٍ بابَ التُوبَه وَ یُغلِقُ عَنهُ بابَ المَغفِرَۀ) میفرماید امکان ندارد خداوند با استغفار باب توبه را باز کند. @
من الان زنده هستم پس میتوانم توبه کنم الان حیات دارم چند ساعت میتوانم باشم خیلی کارها میشود کرد. اگر زبانت را به استغفار باز کرد حتماً جبران هم میکند. حتماً توبه را میپذیرد. مغفرت را هم برایت دارد. این رمزها و این ریاضیات و این نظام علی و معلولی و نظام قضا و قدر را نباید غفلت بکنیم. اینها فرمولهای عالم است. این هم یک فرمولهایی هست مثل فرمولهای فیزیک و شیمی نیست که کاربرد دنیایی داشته باشد.@ فرمولهایی هست که تا جاودانگی به کار ما میاید. حضرت دارد فرمول میدهد. ریاضیات خلقت را دارد برای ما تشریح میکند. پس اگر توبه دادند مغفرت هم حتماً هست میتوانید از آن استفاده بکنید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@