جلسه 002 - مبانی انسان‌شناسی و انقلاب اسلامی (تجمعات شبانه ۱۴۰۵)
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1405
ماه
3
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - مبانی انسان‌شناسی و انقلاب اسلامی (تجمعات شبانه ۱۴۰۵)

مبانی انسان شناسی و انقلاب اسلامی جلسه ۲

سلام علیکم و رحمةالله اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین و لعنة الله على اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس سیدالشهدا علیه السلام، همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا علیهم السلام، هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام، امام شهیدمان و امام الشهدا صلوات بلند ختم‌ بفرمایید.

قرار شد که یک بحث معرفتی در ارتباط با شرایط فعلی کشورمان عرض کنیم. خداوند تبارک و تعالی روح خودش را در ما دمیده است، جنس ما روح الله است، حقیقت ما روح الله است، این روح وقتی که یک نطفه از پدر و مادر در رحِم شکل می گیرد با ترکیب ۵ صفت سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت؛ این روی اسپرم مرد هست روی تخمک زن هم هست؛ وقتی که این ها با هم می آیند انعقاد نطفه می کنند یک معجون جدیدی شکل می گیرد، یک ترکیب ژنی جدیدی از یک پدر و مادر، با جمع جبری که معمولاً ۴۵ درصد پدر و ۵۵ درصد مادر است، یک معجون، معجون ژنی، سلولی درست می شود که این اندام زایی می کند که این تقسیمات میتوزی میوزی دارد، رشد می کند تا بدن چهار ماه کامل می شود بعد روح خدا، روح، به این تعلق می گیرد و از این جا به بعد دیگر به آن نفس می گویند. چون وقتی که روح از بالا می آید ظرفیت آن یک ظرفیت واحد است. همه انسان ها یک ظرفیت واحد دارند، اختلاف ها کجا پیش می آید؟ در این ترکیب نطفه ای که عرض کردم و محیط؛ اختلاف ها از این جا پیش می آید. ما آن بالا هیچ اختلافی نداریم مثل نت است که وقتی شما نت را می خرید نتی که شما خریداری می کنی توی گوشی می ریزی نتی که شما می خری با من می خرم با هزاران نفر آدم می خرند فرقی نمی کند. آن نت است، یک ظرفیتی دارد که در گوشی می آید. توی گوشی آمد نفس می شود، شخص می شود؛ و نت هر کسی به رنگ گوشی او درمی آید یعنی این نت کجا مصرف می شود بسته به این است که آن گوشی تعلق بگیرد. یکی می گذارد با آن کار ورزشی می کند، یکی کار مهندسی می کند، یکی کار پزشکی می کند، یک کسی سرگرمی نگاه می کند، یک کسی با آن فیلم می بیند، فرق نمی کند، دیگر آن جا می آید. از بالا که می آید یک ظرفیت است، پایین اینجا اختلاف وجود دارد. وقتی حضرت روح در انسان دمیده می شود همه با یک ظرفیت می آیند، گفتیم به آن روح می گویند انسان کامل یا مَثَل اعلی یا نور محمد و آل محمد؛ حتی اگر یک مادر ۵قلو هم باردار است این روح می آید به ۵ ترکیب تعلق می گیرد، یعنی از این به بعد ۵ تا نفس درست می شود، نفس یعنی چه؟ یعنی شخص، یعنی شخص. روح آن بالا که هست، آن حضرت روح یک شخص است، آن یک شخص کیست؟ نور اهل بیت با ظرفیت خلیفةاللهی؛ مَثَل اعلی اما وقتی که می آید به نطفه های مختلف تعلق می گیرد شخص می شود، آن ظرفیت به اضافه یک فرد می شود که نفس می شود. پس ما الان اینجا نفس داریم. یکی اش حسن است، یکی اش حسین است، یکی اش زهراست، یکی اش مریم است، یکی اش جعفر است، این ها با هم فرق می کند ولی همه یک جنس هستند. جنس همه کیست؟ روح الله است. این چیزی که روی زمین پیدا می شود، حقیقت های زمینی است، این ربطی به اصل شخصیت ما ندارد. همه ما یک وطن و یک خانواده بیشتر نداریم، وطنمان کجاست؟ وطن ما بالای جبروت است، بعد از خداست، بلافاصله بعد از خدا، قبل از فرشته ها، قبل از جبروت، قبل از ملکوت، قبل از ناسوت. خانه ما آن جاست، وطن ما آن جاست از آن جا آمدیم به یک بدن تعلق گرفتیم، حالا بدن ها فرق نمی کند، زنانه باشد مردانه باشد ، خنثی باشد، حقیقت و وطن ما آن جاست. خواهش می کنم به این خوب دقت کنید چون اگر شما این را متوجه نشوید تا آخر عمر وقت و استعدادهایتان را تلف می کنید. یعنی در مقدس ترین چهره و معنوی ترین چهره استعدادهایتان را تلف می کنید. اگر این که دارم می گویم را متوجه نشوید. خیلی دقت کنید بعد هم برويد چند بار صوت را گوش کنید تا این کاملاً برایتان شهود شود. حتی اگر دیدید مشکل هم دارید از من بپرسید، سوال کنید من راهنمایی کنم ولی باید این چیز برای شما کاملاً شهود شود نه این که از نظر ذهنی فهمیده شود هااااا، نه، قلبتان این را شهادت بدهد، شهادت بدهد، این خیلی مهم است. شما اگر توانستید این را شهادت بدهید دیگر "اشهد ان لااله الّا الله" کاملاً برایتان واضح می شود و شهادت های بعدی را هم می توانید شهادت بدهید. این دیگر راه شهود باز می شود. خوب دقت کنید. آن روح در رحِم مادرهای مختلف آمده است شخص های مختلف ایجاد کرده است، نفس های مختلف ایجاد کرده است ولی حقیقت ما چیست؟ روح الله است. برای همین در اصول دین ما چیست؟ بازگشت داریم. یعنی رفت را انجام دادیم برمی گردیم. مثل این که من از شما سوال کنم ●چه زمانی برمی گردید؟ ●چه زمانی به خانه می روید؟ کدامش درست است؟ چه زمانی برمی گردید دیگر. یعنی از یک مقصد به مبدا آمدید حالا برمی گردید درست است. لذا شما یک آیه، روایت ندارید که بگوید ما پیش خدا می رویم، آیه، روایت ها همه می گوید ما پیش خدا برمی گردیم. پس ما برای آن جا هستیم، خانه مان آن جاست، وطنمان آن جاست، جنسمان آن جاست، یک مدتی این جا آمدیم "فَلَکُم مُستَقَرٌ وَ مَتاعٌ اِلی حین" یک استقرار و بهره مندی موقت در این رحِم داری ، رحِم دنیا، انسان از رحِم مادر وارد رحِم دنیا می شود که رحِم در رحِم است، اینجا می آیید بعد هم می روی وارد رحِم بعدی که برزخ است می شوید بعد به قیامت می روید تازه از آن جا به بعد زندگی شروع می شود. این داستان زندگی انسان است. لذا ما سر جایمان، خانه مان برمی گردیم، برای این جا نیستیم، اگر این را فهمیدی دیگر نمی گویی من بچه ایران هستم، بچه عراق هستم، بچه اصفهان هستم، بچه تهران هستم، بچه کره زمین هستم، بچه آسیا هستم، همه این ها غلط است. راجع به آن منی که تو می گویی من بچه تهران هستم، بچه ایران هستم، این را داری راجع به این بدن حرف می زنی، راجع به این خانم و آقا که ما نیستیم. ما قبل از این که بیاییم نه خانم بودیم، نه آقا بودیم، ما روح الله هستیم که به این جا آمدیم و سر جای خودمان هم برمی گردیم. همین بدن و مشخصات و ترکیبش و همه را رها می کنیم می رویم. برمی گردیم می رویم. خب پس حالا الان ما این را فهمیدیم که چرا ما این را داریم. این، این روح خدا چه خاصیتی دارد؟ خوب دقت کنید، اگر این ذات را فهمیدید ، خیلی چیزهای دیگر را کامل می فهمید، اگر خوب درکش کنید از هزاران جلد مطالعه کتاب بی نیاز می شوید. ببینید خاصیت این روح چیست؟ این که در انسان از محدودیت ها ایجاد تنفر دائم می کند. یعنی انسان به هیچ وجه، به هیچ کمالی راضی نمی شود. انسان به هیچ وجه فرهنگ زمین را دوست ندارد، حتی ترامپ هم که هست دوست ندارد. امام خمینی سلام الله علیه فرمود رئیس‌جمهور آمریکا هم عاشق خداست، چرا؟ این که از محدودیت ایجاد تنفر می کند در واقع می گوید چون جنس من از روح بی نهایت است و خدا، خدا یعنی چه؟ خدا اویی که ما در فارسی می گوییم یا خیلی وقت ها می شناسیم خیلی با خدای حقیقی فرق دارد. لذا امام می گوید اکثر مردم خدایی را عبادت می کنند که وجود خارجی ندارد. الله یعنی هستی مطلق و بی نهایت، به هستی جاری در همه اشیا الله می گویند. در دعای کمیل چه می خوانید؟ "وَ بِاَسمائِکَ الَّتی مَلَاَت اَرکانَ کُلِّ شَیء" هر چیز که اسمش شی است خدا آن جا را پر کرده است. اسمائش آن جا را پر می کند پس الله یعنی چه؟ الله، یک کسی نیست که بگوید این جا کره زمین است بعد مثلاً ماه و خورشید و این ها، بعد مثلاً آسمان اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم می رویم آن طرف یک جایی یک کسی اسمش الله است آن جا ایستاده است خدایی دارد کار می کند. امیرالمؤمنین فرمود "الله داخِلٌ فِی الْاَشیا" همه جا هست. "بِکُلِّ شَیءٍ مُحیط" هر چیزی که اسمش شی است الله آن جا حضور دارد. با همه اسما و صفاتش حضور دارد، هیچ جا نیست که الله نباشد، الله هستی بی نهایت است، پس وقتی که می گوید من در روح خودم در شما دمیدم یعنی چه کسی؟ یعنی بی نهایت، بنابراین چون جنس تو بی نهایت است از محدودیت متنفر است، فقط عاشق کمالات بی نهایت و نامحدود هستیم که کمالات بی نهایت را هم فقط یک نفر دارد که الله است. بنابراین تو می گویی تو عاشق بی نهایت هستی. اینی که امام خمینی فرمود رئیس‌جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی چه؟ یعنی بی نهایت طلب است. ببین راضی نیست، هفت میلیارد دلار سرمایه اش است راضی نیست. حریص است، راضی نیست. چرا؟ چون روحش بی نهایت طلب است و جز با بی نهایت آرامش پیدا نمی کند. اگر اینی را که امشب گفتم خوب فهمیدید امشب خودت می توانی بگویی "اشهد ان لااله الّا بی نهایت" من شهادت می دهم معشوقی غیر از بی نهایت چیست؟ ندارم. حالا بی نهایت، در عربی به آن چه می گویند؟ الله، پس می گوییم "اشهد ان لااله الّا الله " درست شد؟ آهان. و این که چه؟ قلب فقط با یاد بی نهایت آرامش پیدا می کند. دل ها با یاد بی نهایت آرامش پیدا می کند. عربی اش را بگویید. "اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُ الْقُلوب" پس همه این آيات در قلب ما هست. تمام آیات قرآن این را دیگر در دروس تخصصی در کارگاه های تخصصی گفتیم. ما همه این ها را دانه دانه، سوره توحید، سوره های دیگر را از نفس درمی آوریم، همه این ها در نفس ما هست، کل قرآن در نفس ما هست. اگر انسان تمرین کند، خودشناسی کند همه آیات را در خودش می بیند. نه این که برود یاد بگیرد از بیرون یک کسی بیاید به او بفهماند نه، خودش شهادت بدهد، خودش می تواند ببیند. چگونگی عشق به بی نهایت را فهمیدیم، چرایی اش چیست؟ چرایی اش هم می گوید خب، من به شما دادم که "ما خَلَقْتُ الْجِنِ وَالْاِنسِ اِلّا لِیَعبُدون" من جن و انس را نیافریدم مگر برای چه؟ بلند بگویید. عبادت نه، چه؟ بندگی، آفرین، عبودیت. در تفاسیر یا ترجمه هایی که نوشته عبادت، غلط است. عبودیت، بندگی. خب حالا بندگی چیست؟ این را دیگر در جلسات پراکنده سخنرانی های این شب ها برایتان یک چیزهایی گفتم، تند می گویم رد می شویم. عبودیت یعنی چه؟ یعنی تو بی نهایت را اطاعت کنی. اگر بی نهایت را اطاعت کردی هر چه او بگوید بگویی چشم، چه اتفاقی می افتد؟ اسم جدید بی نهایت می آید روی تو عمل می کند. می آید روی تو عمل می کند تو چه می شوی؟ او رب می شود، تو چه می شوی؟ شاگرد؛ بنابراین هر چیز که رب می گوید تو گوش کنی آرام آرام آرام شبیه مربی ات می شوی. می روی می روی می روی می روی می روی تا کامل شبیه می شوی. به این خلیفةالله می گویند. پس وقتی خدا می گوید من می خواهم در زمین خلیفه بیافرینم  یعنی یک کسی مثل خودم. "رَبّی اَطِعْنی حَتّی اَجْعَلَکَ مَثَلی" بنده من، من را اطاعت کن تا من تو را مثل خودم قرار دهم. پس تو برای این آفریده شده ای. لذا آقا امام صادق فرمود "اَلعُبودیةُ جَوهَرَةٌ کُنهَهَ الرُّبوبیة" شاگردی کردن یک باطنی دارد که باطنش مربی شدن است. همه جا همین طور است دیگر. در گلدوزی، ورزش، تمام رشته های ورزشی، رشته های فنی حرفه ای هنری، شاگردی کردن آخر آدم را به چه می رساند؟ بله؟ مربی شدن دیگر. خدا هم می گوید من تو را آفریدم شاگردم باش، هر چه می گویم گوش کن مثل خودم، یک کسی مثل خودم می شوی. لذا وقتی شما به بهشت می روید دیگر آنجا در بهشت همین طوری نمی ایستی مثلاً خدایا فلان چیز را می خواهم، یا مثلاً به ملائکه بگویی الان من این را می خواهم؛ اصلاً این طوری نیست. امام باقر علیه السلام فرمود مومن در بهشت سفارش نمی دهد، خودش خلق می کند مثل خدا. یعنی تا اراده می کنی برایت خلق می شود، خودت به اذن الله خلق می کنی، خودت به اذن الله خلق می کنی، هر چیز دلت می خواهد. هر چیز دلت می خواهد محدودیت هم ندارد. گفتیم بهشت سه رکن دارد، زمان نامحدود، مکان نامحدود، امکانات نامحدود، بگویید. این می شود تو آن جایی که دلت بخواهد بی نهایت زمان داری، بی نهایت امکانات داری، بی نهایت هم فضا داری. فضایت هم محدود نیست. این خلیفةالله می شود. پس ما برای این آفریده شده ایم. یک کسی مثل بابا مامان هایمان، خانواده آسمانی مان که آن ها همه چه کسانی هستند؟ خلیفةالله؛ حالا اگر این را فهمیدی متوجه می شوی چرا در زیارت عاشورا می توانی این طوری به امام حسین بگویی، اگر نگویید شما نمی فهمید متن زیارت عاشورا چیست، فقط می خوانید ولی وقتی الان این را به تو توضیح دادم می فهمی چرا در زیارت عاشورا می گویید "اَسْئَلُهُ اَن یَجْعَلَنی فِی الدُّنْیا وَ" کجا؟ "وَالْآخرة" من از شما می خواهم که در دنیا و ابدیت کنار شما باشم. پس تو می توانی تا آن جا برسی. اگر این را فهمیدی حالا می توانی این را بفهمی چرا خدا می گوید به امام حسین بگو "اَسْئَلُهُ اَن یُبَلِغَنِی الْمَقامَ الْمَحمود لَکُم عِنْدَالله" من همان مقامی که شما پیش خدا دارید را می خواهم، کمتر نه، پایین تر نه. چون لیاقتت هم همین است، گفتم، خدا ميرزا اسماعیل را رحمت کند همیشه به ما می گفت که گفتند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا اما نگفتند هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید گذاشتند تا خودتان این را بفهمید. خودت این را بفهمی. پس تو می آیی در عزای امام حسین شرکت می کنی، مشکی می پوشی، گریه می کنی یادت باشد برای چه اینجا می آیی. برای چه هدفی اینجا هستی و از این امام حسین و از این مجلس باید چه استفاده ای ببری. نگویید ما استفاده مان این بود آن جا رفتیم یک ذره گریه کردیم، یک ذره خواندیم، یک ذره حال کردیم و آمدیم دیگر. ثوابی بود الحمدلله فیضی بردیم، نه. عزادار باید در عزاداری امام حسین چه را بخواهد؟ همین مقام را، یعنی باید وقتی که به هیئت می روی با عزاداری، مداحی، گریه، هیئت آشنا می شوی روز به روز شخصیتت به خانواده آسمانی ات، به اهل بیت نزدیک تر شود. لذا شهید مطهری رحمةالله علیه فرمود تا روح حسینی پیدا نکنید دریا دریا هم گریه کنید فایده ای ندارد. باید شبیه او شوید دیگر. مثل این که در یک باشگاه بروی اصلاً وسط کار نروی، در باشگاه ثبت نام نکنی همین طوری بروی فقط تماشاچی باشی. می گوید نه بابا، من برایت چهارده تا مربی گذاشتم، این ها مربی هایت هستند اگر می خواهی به این ها برسی باید شبیهشان شوی. شرط وصول به مقام مربی سنخیت است، انجام تمرینات است، همان کمال را دریافت کردن. پس وقتی به شاگردهای یک مربی نمره می دهند منظور از نمره چیست؟ این ده است، این دوازده است، این سیزده است، این چهارده است، این بیست، یعنی چه؟ اویی که بیست گرفته یعنی چه؟ یعنی به چه کسی شبیه تر است، به مربی، مثلاً در تکواندو، مثلاً کونگ فو، مثلاً رانندگی. پس حواسمان باشد ما وقتمان را تلف نکنیم. وقتی می آیی باید دقیقا همان روح و شخصیت را پیدا کنی و عمل کنی. ببینی این مربی شما چه طوری است. مربی می خواهد شما را کجا ببرد. حالا وقتی که هدف خلقت این شد انبیا می آیند که انسان ها را به این مقام برسانند. پس فلسفه دین چیست؟ فلسفه دین چیست؟ رساندن انسان ها به این مقام. در این باره در این هدف همیشه یک مشکل پیش می آید، طاغوت ها، ظلمه، منافقین، کفار، مشرکین نمی خواهند بگذارند انسان ها رشد کنند چون رشد حقیقی انسان ها مانع منافع نامشروع این طور آدم هاست یعنی کفار و منافقین و مشرکین و این هاست. لذا از اول همیشه یک درگیری بین حزب الله، انبیا و حزب الشیطان و طاغوت ها، همیشه ایجاد شده است و این به شکل یک جریان تاریخی از زمان خلقت، هابیل و قابیل شروع شد، شیطان و آدم، هابیل و قابیل، همین طور تا الان آمده است. ما همیشه این دو تا جبهه را داشتیم، ما همیشه این دو تا حزب را داشتیم، این تا این جا آمده است. آخرین پیغمبر یعنی خاتم الانبیاست و دینش هم آخرین دین است، کتابش هم آخرین کتاباست، یعنی چه؟ وقتی خدا می گوید او آخر انبیا است معنايش چیست؟ یعنی دیگر قرار نیست پیغمبری بیاید، قرار نیست کتابی بیاید، دین دیگری نمی آید. خب بشریت چه می شود؟ می گوید همین دین، همین دین برای کل بشریت کافی است. درست؟ لذا در فلسفه بعثت پیغمبر فرمود "اَرْسَلَ رَسولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَق لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِهِ" پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان غلبه کند. درست؟ دین پیامبر جهانی است. قرار است بر همه ادیان غلبه کند. به امام صادق گفتند که پس چرا نشد؟ فرمود این را مهدی ما انجام می دهد، او این کار را انجام می دهد. او این دین را بر کل جهان غلبه خواهد داد. مهدی را شیعه قبول دارد، سنی قبول دارد، حتی من در مکه با وهابی ها هم بحث کردم گفتند ما مهدی را قبول داریم، همین وهابی ها حتی پایان نامه های دانشجویی شان مهدویت بود، آن ها اصلاً شک ندارند. مسیحی ها قبولش دارند، یهودی ها قبولش دارند، زرتشتی ها قبولش دارند، من در کانال سخنرانی رئیس زرتشتی های ایران را گذاشتم، ایشان گفتند آن منجی ای که در اَوِستا هست، ببین کلام ایشان است، همان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه است. عجل الله اش را هم ایشان گفت، من نگفتم، برای ایشان است. حتی بودایی ها، هندوها همه قبول دارند. آقا امام زمان در بین تمام ادیان آسمانی و غیر آسمانی سیصد اسم دارد، اسم مشترک هم دارد، همه برای ایشان اسم مشترک گذاشتند یعنی ایشان یک اسم دارد که اگر من بیاورم همه بلند می شوید و صلوات می فرستید، درست است؟ همه ادیان ایشان را با این اسم صدا کردند. بنابراین ایشان یک شخصیت شناخته شده است، خصوصیاتش و خصوصیات ظهورش، شخصیتش در همه ادیان شناخته شده است، برایشان گنگ نیست، نه مسیحی ها، نه یهودی ها، همه می دانند که ایشان قرار است بیاید و این کار را می کند. خب ایشان الان سنی است یا شیعه؟ امام زمان سنی است یا شیعه؟ بله؟ پس دین آخرالزمان که قرار است بر کل جهان حاکم شود چیست؟ بله؟ تشیع است دیگر. پس یک قدرت شیعی قرار است کل زمین را اداره کند، یک قدرت شیعی قرار است بیاید بر کل کره زمین غلبه کند. حالا این چه طوری غلبه می کند؟ در حالی که می گویند زمین پر از ظلم و جور می شود دیگر. ایشان می آید این کار را انجام می دهد و ایشان می آید زمین را احیا می کند. "حَتّی تُسکِنَهُ" چه؟ بگویید. "اَرضَکَ طَوعاً" رمز دعای فرج، دعای سلامتی آقا همین دو تا کلمه است، یعنی این را نفهمی همین طوری دعا می خوانی ثواب هم می بری ولی نمی توانی حرکت کنی، فلج هستی کما این که ایشان هزار و صد و نود و دو سال بین شیعیانش، بین شیعیان فلج، بین شيعيان بی غیرت، بین شیعیانی که خودش فرمود "لَقَد آذانا جُهَلاءُ شیعة وَ حُمَقائُهُم" شیعیان احمق و جاهل خیلی ما را اذیت کردند. آن شیعیان عالم و جاهد و مبارز و اهل معرفت را نمی گوید هاااااا، کدام ها را می گوید؟ آن جاهل ها را می گوید. ایشان هزار و صد و نود و دو سال است دارد وسط این احمق ها و این جاهل ها خون دل می خورد، آواره است، آواره. تعبیری که علی علیه‌السلام دارد، آواره طرد شده تنها و یگانه. هیچ کس دلش برایش تنگ نمی شود، هیچ کس نمی خواهد کاری کند که بیاید، هیچ کس در زندگی اش راهی برای ایشان باز نمی کند، یعنی حضرت در ابعاد وجودی جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی نقشی ندارد. نه در پولمان، نه در وقتمان، نه در آبرویمان، نه در علممان، نه در قلبمان، و این آوارگی همین طوری هست، پس این آوارگی چه زمانی تمام می شود؟ قرار است چه زمانی تمام شود؟ قرآن حدود ده آیه درباره آینده و آینده سازان آورده است. می گوید ما در زبور بعد از تورات این را گفتیم، من دارم تند تند می گویم چون قبلاً این ها را برایتان در سخنرانی های پراکنده گفتم، گفتیم قرار است یک بندگان صلاحیت داری بیایند که این ها زمین را به ارث می برند، "لَقَد کَتَبنا فِی الزَبورِ مِن بَعدِ الذِکرِ اَنَّ الْاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحون" یک بندگان صلاحیت داری، آن ها این صلاحیت را دارند، زمین قرار است برای چه کسی باشد؟ دین پیغمبر و "تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً" "طَوعاً" هم هست هااااا، دقت کنید، اگر این را نفهمی با چهار تا حادثه ای که مثلاً الان اتفاق می افتد ناامید می شوی. یعنی متوجه نمی شوی که تو در خیابان داری "طَوعاً" را تحقق می دهی. اصلاً آمدن تو در خیابان برای "طَوعاً" است نه برای این که حالا نمی دانم نفت چه می شود، تنگه هرمز چه شد، اورانیوم چه می شود، انرژی هسته‌ای چه می شود؟ حواست باشد تو همه کاری که داری می کنی داری در زمین با آنان در خیابان، آن "طَوعاً" را تحقق می دهی که حالا ان شاالله فردا شب چگونگی اش را توضیح خواهم داد. "طَوعاً" یعنی زمین این آقا را بخواهد. اگر قرار است زمین این آقا را بخواهد باید چه شود؟ چه اتفاقی بیفتد؟ باید او را بشناسد دیگر. اول باید او را بشناسد، عاشقش شود و او را بخواهد. "طَوعاً" یعنی او را با اختیار بخواهد‌. پس وظیفه من و شما چیست؟ این که این زمینه را فراهم کنیم. این دیگر اوج دین داری است، چرا؟ چون شما دارید کل کره زمین را هدف رسالت پیغمبر را تعمیم می دهید، تامین می کنید، لذا شما تا آخرت در تمام خیراتی که دین پیغمبر دارد سهیم می شوید. دقت کنید، این ثواب یک ثواب معمولی نیست، یک ثواب بی نهایت است یعنی شما تا قیامت و بعد قیامت سهام دارید، همین طوری برایتان می آید، تمام شدنی هم نیست، چرا؟ چون داری آخرین دین را برای خلیفه شدن انسان ها تحقق می دهید، به شرطی که وسط کار باشید، الکی شعار ندهید بعد هم وسط گود نیایید، باشید. بدانید دارید چه کار می کنید چون حضرت فرمود خداوند هیچ عمل را از هیچ کس بدون معرفت قبول نمی کند، این آن معرفت است که من این را میفهمم. پس ما داریم در خیابان چه چیزی را تحقق می دهیم. "اَرضَکَ طَوعاً" برای این آمدیم. لذا پیغمبر چه می گوید؟ اگر این را بفهمید آرام آرام متوجه می شوید که روح حسینی یعنی چه؟ پیغمبر فرمود "اَفْضَلُ الْاَعْمال اِنْتِظارُ الْفَرَج" "اَفْضَلُ جَهادُ اُمَّتی اِنْتِظارُ الْفَرَج" "اَفْضَلُ الْعِبادَة اِنْتِظارُ الْفَرَج" بالاترین اعمال، بالاترین اعمال و بالاترین عبادت در دین من مقدمه‌ سازی فرج، "انتظار الْفرج" است، انتظار یعنی ساختن دیگر، زمینه سازی، اختیاراً، اختیار. کَرهاً نیست یعنی از روی کراهت نیست، خودش با اختیار یک چیزی را بخواهد. پیغمبر فرمود بالاترین عمل، بالاترین عبادت، بالاترین جهاد مقدمه سازی برای آن آقاست، آن آقا بیاید کار من را تمام کند، رسالت من را تحقق دهد، زمین را آماده کند. آیا این عمل، این جهاد، این عبادت برای خود پیغمبر هم هست یا نه؟ اصلاً همه عشق و تلاش پیغمبر این بوده که بتواند خودش را به مهدی برساند. دینش باید آن جا تحقق پیدا کند دیگر. امیرالمؤمنین هم تمام عبادت و عمل و جهادش برای این بوده که زمینه را برای مهدی فراهم کند. حضرت مجتبی در تمام تصمیم گیری هایش این را در نظر گرفته است. آقا امام حسین حرکتی که از مدینه تا کربلا کرد برای مهدی بود و آقا امام سجاد، همین ها هم آمدند و یک انسانِ مقام معظم رهبری چه فرمود؟ انسان دویست و پنجاه ساله. یک انسان در طول دویست و پنجاه سال شکل های مختلفی و تاکتيک های مختلفی را از حرکت به سمت یک راهبرد یا به قول امروزی ها استراتژی، ظهور دادند. یک بار جنگ، یک بار صلح، فرقی نمی کند، چه صلحش چه جنگش حرکت به سمت ظهور است. برای همین شما اگر دقت کرده باشید در زیارت نامه ها، اسم امام حسن و امام حسین را جدا نمی آورند. "یا سِبطَی نَبیّ الرَّحمة" چرا نمی آورند؟ خب این چهارده تا را که تک تکشان را می گویند. به امام حسن، امام حسین که می رسد چه می گوید؟ "اَلسَّلامُ عَلَیکُما یا سِبطَی نَبیّ الرَّحمة وَ سَیِدَ .‌.." چرا؟ چون دارد می گوید تو باید این را بفهمی که "اَلخَسَنُ وَالْحُسَینَ اِمامان قاماً اَو قُعوداً" امام حسن و امام حسین دوتایی شان یک نفر هستند چه بخواهند قیام کنند چه بخواهند چه؟ صلح کنند، بنشینند. در هر دو صورت حرکت به سمت ظهور است. یک موقعی حرکت به سمت ظهور به صلح امام حسن است که امام حسین هم خودش ده سال این صلح را رعایت کرد، احترام گذاشت؛ یک موقع است به جهاد است خب حالا باید دست به شمشیر شود. پس شکل ها و تاکتیک ها و روش ها در حرکت به سمت ظهور تغییر می کند. انسان دویست و پنجاه ساله یعنی پیغمبر یک روش داشت، امیرالمؤمنین فرق کرد، حضرت زهرا یک طور داشت، امام حسن یک طور، امام حسین یک طور، امام سجاد یک طور، همه این ها، تا به امام زمان رسید، امام زمان هم همه زمان ها یک طور نیست، روش هایش فرق می کند، حالا می گوید یک آدم هایی قرار است بیایند این کار را انجام دهند، این آدم هایی که قرار است در آینده بیایند زمین را به ارث ببرند، فرج است دیگر، این ها می خواهند، همه قشنگی همین فرج است، تو اگر این را نفهمی دیگر فکر می کنی مثلاً امام حسین آن جا عاشورا چرا این طوری کرد؟ حضرت زینب چرا این طوری کرد؟ چرا این طوری تصمیم گرفت، چرا؟ و تو اگر این را نفهمی دیگر مثل اکثر بودجه های ما، امکانات ما، الان دارد اربعین می شود، صدی نود و نه بودجه ها و انرژی های اربعین در حسین سال ۶۱ می ماند. یعنی اصلاً به امام زمان نمی رسد. چرا؟ چون آن هایی که دارند در حوزه حسین و عاشورا، عزاداری و کربلا کار فرهنگی انجام می دهند با حسین سال ۶۱ انس دارند، اصلاً با منجی آشنا نیستند، یعنی عرضه هم ندارند آن را با این به کار بگیرند‌. بودجه ها، امکانات و وقت می رود، خیلی هم ارزش دارد، خیلی هم ثواب دارد، اثر هم دارد، واجب هم هست، اصلاً در آن شکی نیست، مقدس است اما به راحتی چیزی گیر امام زمان نمی آید. اگر تو آن را نفهمی نمی دانی که چرا خدا در زیارت عاشورا می گوید تو زمانی حسینی هستی که مهدوی باشی. "اَسئَلُهُ اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنصور" چرا؟ چرا قرن ها قبل از این که امام زمان به دنیا بیاید خدا این را در زیارت عاشورا آورده است؟ چون زیارت عاشورا حدیث قدسی است دیگر، خدا تنظیمش کرده است. می گوید تو به امام حسین بگو من می خواهم انتقام تو را همراه امام معصوم بگیرم. پس تو اگر واقعاً عزاداری، غیرت داری، واقعاً می خواهی، اگر روح انتقام نداری که اصلاً غیرت نداری، رابطه ات با امام حسین انگلی است یعنی آمدی یک چیزی بگیری، شفایی، پولی، ازدواجی، شوهری، زنی، چک برگشتی، از این حرف ها، ثوابی ببری. این به درد نمی خورد، اگر روح انتقام از بابایت که امام حسین است را نداری پس اصلاً غیرتی وجود ندارد. اگر می خواهی انتقام بگیری می گوید انتقامش با امام منصور است هاااااا "مَعَ اِمامٍ مَنصور" و تو زیارت عاشورا را نمی فهمی اگر این حقیقت را نفهمی. اصلاً نمی فهمی چرا می گویی "اَسئَلُهُ اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری" ما در زیارت عاشورا دو تا انتقام داریم، دو تا انتقام داریم، "ثارِک" و "ثاری" بقیه قرائت ها هم غلط است، "ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنصور" "ثاری مَعَ اِمامٍ هُدی" خدا می گوید وقتی تو عرضه نداری، همت انتقام نداری، بی غیرت هستی، اگر می خواهی انتقام انتقام، آن هم برای خون ولی الله "یا ثارَالله وَابنَ ثارِه وَالوِترَ المَوتور" انتقامش هم گرفته نشده است. بعضی ها می پرسند مختار رفته خون گرفته، مختار برای این نفس امام حسین، این بدن امام حسین رفته انتقام گرفته است نه برای خود امام حسین. وقتی امام حسین در جامعه نیست فاجعه است یعنی متخصص معصوم نیست یعنی جامعه مربی ندارد، جامعه یتیم است. الان یک پزشک در بیمارستان از دنیا می رود، الان جایش را چه کسی می گیرد؟ بگوییم نه، عیبی ندارد، همان نیروی خدماتی شان لباس پزشک را بپوشد، همان بیاید. می شود؟ بله؟ نه. جای پزشک را چه کسی می گیرد؟ یک پزشک؛ برای همین انتقام امام حسین جز با آمدن مهدی امکان پذیر نیست، انتقام هیچ امامی؛ بنابراین شما می گویید "اَسئَلُهُ" باید حواست به دو تا انتقام باشد. یک: انتقام تو به عنوان خلیفةالله دو: انتقام من به عنوان فرزند تو مصیبت امام حسین با مصیبت من فرق می کند. مصیبت امام حسین چیست؟ این که او نمی تواند بالای سر هشت میلیارد بچه اش باشد، بچه هایش را نجات دهد و تک تکشان را خلیفه کند. امام است دیگر، می خواهد همه به مقام خودش برسند. نمی خواهد بچه هایش پایین تر از خودش باشند. خیلی فاجعه است یک پدر ببیند بچه هایش نمی توانند مثل خودش رشد کنند. الان شما، خیلی از پدر و مادرها، مدرسه ها را ببندند، آموزش و پرورش را ببندند، تحمل می کنید؟ نه. می گویید شده بروم برایش مربی خصوصی بگیرم نمی گذارم بچه ام بی سواد باشد. اصلاً او را به خارج می فرستم. درست است؟ انتقام امام حسین آن است، فاجعه ای که به آن مصیبت اعظم می گوییم، من در عزادار حقیقی این ها را توضیح داوم، دیگر این جا توضیح نمی دهم، کتابش هست، خودتان بگیرید مطالعه کنید. انتقام امام حسین این است که او نمی تواند خلافت کند، حاکمیتش، انتقام من چیست؟ این که من بی مربی می مانم. وقتی من به امام اتصال ندارم رشد خلیفه ای ندارم. ثواب می برم هااااا، ممکن است بهشت هم بروم ولی نمی توانم نزدیک امام حسین شوم. رشد خلیفه ای ندارم، نمی توانم خلیفه شوم. تو داری در زیارت عاشورا می گویی "اَن یَجعَلَنی مَعَکُم" می خواهم این طوری با تو باشم، کنارت. می خواهم این طوری با تو باشم. پس ما باید این را بفهمیم. لذا اگر بحث انتظار فرج، زمینه سازی برای ظهور نباشد تو اصلاً حسینی نیستی. تو به میزانی حسینی هستی که مهدوی باشی. متن زیارت عاشورا دارد به تو می گوید دیگر.  انتقام "مَعَ اِمامٍ مَنصور" "مَعَ اِمامٍ هُدی". قرآن می گوید قرار است یک عده آدم در آینده بیایند این کار را انجام دهند. حالا توضیح روش عملی این ها،چون باید روش علمی اش را بگوییم، ان شاالله جلسه بعد روش عملی اش را توضیح دهیم و این که این الان چه طور به ماموریت من و شما، به خیابان آمدن من و شما ربط دارد، اینش را ان شاالله فردا توضیح خواهم داد. آیه، ببینید این آیه خیلی جالب است، آیه ۱۰۵ انبیاست. شیعه، سنی، مسیحی، یهودی و ادیان دیگر این آیه را دارند، جالب است هاااااا. یعنی فقط در قرآن نیست. می گوید "وَ لَقَد کَتَبنا فِی الزَبور بَعدَ الذِکرِ" ما در زبور بعد از تورات هم آوردیم این هم در تورات هست، هم در زبور هست، در همه کتاب ها هست، که قرار است یک عده ای بیایند، همه این هایی هم که در کتاب هایشان هست می دانند، شیعه و سنی هم نقل کردند، آن هایی که قرار است بیایند این کار را روی زمین انجام دهند ایرانی ها هستند. این را خیلی صریح گفتند، خیلی صریح؛ آن خاخام صهیونیست چه می گوید؟ می گوید نتانیاهوی احمق مگر نمی دانی دو هزار و هشتصد سال پیش در کتاب هایمان آمده که ایرانی ها این کار را خواهند کرد. خیلی جالب است، خودشان هم این را می دانند. من اعتراف ده ها شخصیت صهیونیست را در کانال جهان خبر گذاشتم، خودتان برويد اعترافاتشان را ببینید. خیلی صریح دارند می گویند ما می دانیم ایرانی ها قرار است بیایند این کار را بکنند که ان شاالله فردا شب توضیح خواهم داد. همه با هم زمزمه کنیم‌. "السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک علیک منّی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی الیل و النهار و لا جعل الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین "