جلسه 001 - مبانی انسان‌شناسی و انقلاب اسلامی (تجمعات شبانه ۱۴۰۵)
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - مبانی انسان‌شناسی و انقلاب اسلامی (تجمعات شبانه ۱۴۰۵)

مبانی انسان شناسی و انقلاب اسلامی جلسه ۱

سلام علیکم و رحمةالله اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین و لعنة الله على اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام حسین علیه السلام، شهدای کربلا، بازماندگان عاشورا علیهم السلام، هدیه به محضر مقدس منتقم خون همه انبیا، اهل بیت،  آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام، امام شهیدمان و امام الشهدا صلوات بلند ختم‌ بفرمایید.

چون قرار است این چهار پنج شب خدمتتان باشیم من می خواهم یک دوره فشرده انسان شناسی و تاریخی و سياسى اسلام و انقلاب اسلامی را خدمتتان عرض کنم. فقط خواهش می کنم غیبت نکنید، مرتب باشید و در این بحث حوصله کنید چون خیلی از سوال های شما پاسخ داده می شود و شما از مطالعه خیلی خیلی زیاد، کتاب های زیاد بی نیاز می شوید، اگر خوب دقت کنید که من چه چیزی خدمت شریف شما عرض می کنم. در بحث هایمان به شکل پراکنده در این شب ها چیزهایی را گفتیم، بعضی‌هایتان بودید، بعضی‌هایتان نبودید، یک قسمت هایی از آن هم تکرار است؛ تکرار هم لازم است. ما اصلاً چیز تکراری نداریم. مثل چای می ماند، مثل غذا است، مثل معاشرت با دیگران است، ما اصلاً چیزی به اسم تکرار نداریم. به قول علی علیه‌السلام درس یکبار، تکرارش هزار بار. "فَذَکِّر فَاِنَّ ذِکرا تَنفَعُ الْمومِنین" لذا اگر بعضی از مباحث را قبلاً شنیدید حوصله کنید تا ان شاالله میوه‌های جدیدی را از آن مباحث تکراری به دست آورید. قبلاً خدمتتان گفتم که ما، همه ساختارهای خلقت ساختارهای ریاضی است. ما از "هو" که بگذریم که ذات غیب الغیوبی خداوند تبارک و تعالی است، هیچ کس به آنجا راه ندارد، حتی انبیا و اولیا هم در آن ذات راه ندارند. بی نهایت هر چه که می خواهد باشد، مطلق یا بی نهایت، اگر بخواهد قابل ارتباط و شناخت شود بايد ظهور داشته باشد. مثلاً شما می گویید انرژی، شما از یک فیزیکدان سوال کنید تا به حال انرژی را دیده یا ندیده است؟ ندیده، هیچ کس تا به حال انرژی را ندیده است ولی همه اندازه گیری اش می کنند، دستگاه می سازند، واحد انرژی داریم، انواع انرژی داریم. انرژی یا نیرو اگر ظهور نکند نه قابل شناخت است و نه قابل ارتباط. صوت، اگر در قالب ریاضی قرار نگیرد قابل تشخیص و ارتباط نیست، مثلاً من الآن بیایم سخنرانی کنم از اول همین طوری به شما بگویم آآآآآآآآآ آآآآآآآآآآآآآآآ هیچی، صوت است دیگر، به درد نمی خورد، وقتی این را در قالب واژه ها می آورم، در قالب کلمات که شما می شناسید، وقتی شما چیزهای این طوری را شناسایی می کنید آن وقت تازه تشخیص می دهید که این صوت چه هست. پس فرق نمی کند صوت باشد، انرژی باشد، هر چیز که باشد، خدا باشد، وقتی بی نهایت و مطلق است بدون جلوه قابل ارتباط و شناخت نیست. این دو تا کلمه یادتان نرود هااااا. چه؟ ارتباط و شناخت، شما نه می توانید بشناسید و نه می توانید ارتباط برقرار کنید. بنابراین آن " هو" برای این که برای انسان که حالا چرا انسان، جلوه داشته باشد و بخواهد شناخته شود بايد ظهور پیدا کند. به ظهور آن " هو" الله می گویند. شما در الله می بینید اسم دارد، صفت دارد، عدد دارد؛ مثلاً امام صادق فرمود اسماء خدا هفتاد و سه تا هستند، یکی اش در اختیار خود خداوند است، یعنی همه اش در اختیار خداست، ولی ما اهل بیت هفتاد و دوتایش را هم داریم. یکی اش مخصوص خود خداست که کسی آن جا راه ندارد. به آن اسم مُستَاثَر می گویند. حاملین عرش هشت تا هستند، درهای جهنم هفت تاست، درهای بهشت ۸ تاست، مامورهای جهنم نوزده تا هستند، ما یک عالم عدد داریم. این اعداد تا این جا، روی زمین برسد می شود آب  H2O ، همه اش عدد است، یعنی نظام خلقت، از الله بیایی تا به جبروت برسی، از جبروت به ملکوت برسی، از ملکوت به ناسوت برسی، همه دنیا عدد است. همه اش مقدار است. "کُلُ شَیءٍ عِندَهُ بِمِقدار" همه چیز پیش خدا مقدار دارد. همه چیز. و هر چیزی پیش خدا عدد دارد. ساختار خلقت از الله تا ماده، عدد است. "اَحصی کُلَّ شَیءٍعَدَداً" دیگر استثنا هم ندارد، همه چیز. همه چیز عدد دارد. بعد این نظام خلقت که از الله تا ماده می آید، برای انسان هم در نظام فیزیک، هم در نظام متافیزیک همه اش ریاضی است. یعنی وقتی که شما این آب را می بینید آب یک جذری از آب ملکوت است. در بهشت یک چیزی به نام آب داریم، آب آن جاست، ما نمی دانیم آن آب چیست ولی وقتی که روی کره زمین می آید می رسد این می شود. "اِن مِنْ شَیْءٍ اِلّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِلَهُ اِلّا بِقَدَرٍ مَعْلوم" هیچ چیز نیست مگر این که خزائن آن چیز در نزد ماست، چون هر چیزی خزینه دارد، اگر وقت کردم راجع به این هم صحبت کنم، هر چیزی خزینه دارد، منبع دارد، یک منبع هم ندارد، چند منبع دارد، می گوید خزائنش دست ماست و ما نازلش نمی کنیم مگر به تعداد مشخص. "بِقَدَرٍ مَعلوم" پس تمام این نظام خلقت، نظام کیهانی که شما می بینید نازل شده از یک عالم دیگر است، همه چیزش هم ریاضی نازل شده است، همه چیزش. هفت آسمان، ستاره ها، کیهان، کهکشان، همه چیز. این، دائماً این ساختار، ساختار عدد و ریاضیات و مقدار است یعنی هر چیزی قَدَر دارد. خواهش می کنم به این خوب دقت کنید. هر چیزی قَدَر و اندازه دارد. هر چیزی می تواند مادی باشد، می تواند چه باشد؟ بله؟ غیرمادی باشد، فرق نمی کند، همه چیز اندازه دارد، ساختار ریاضی، اندازه و مقدار دارد. اگر انسان به قَدَرها پی ببرد قضاها دستش است. تو هر قضایی را می خواهی باید قَدَرش را ایجاد کنی. عارفان، علما، بزرگان، اولیای خدا، علما چون قَدَرها را می شناسند قضاها هم در دستشان است. مثلاً یک نفر سرطان می گیرد، من خودم که سرطان گرفتم، دکتر به من گفت برو وصیت کن، خوش آمدی. وقتی دکتر گفت من یک ثانیه هم اضطراب و ناراحتی نداشتم. آرامش قضاست، قَدَرش را داشته باشی همیشه آرام هستی ولو به تو می گویند فردا می میری. یک تمرین است، شما قَدَر را که دست گرفتی قضا را هم داری. شما در زندگی چه دوست داری؟ آرامش دیگر. شاخصه های سعادت که یادتان نرفته است که؟ این شب ها با هم تکرار کردیم، همه تان هم فریاد زدید چه چیزهایی بود؟ بگویید ببینم؟ رحمانیت و رحمیت، این بزرگه وسط چه؟ آرامش و شادی این در قرآن علامت سعادت یک انسان است. اگر می خواهید ببینید یک نفر مذهبی است، الان شما به هیئت آمدید دیگر، درست است؟ من آخوند هستم، حسین آقا مداح است، شما دارید عزاداری می کنید، یک کسی استاد است، یک کسی مفسر است، یک کسی فقیه است، قرآن می گوید این ها اگر قرار باشد اثر داشته باشد، این ها یا برایتان ضرر دارد، قرآن خواندنتان و مداحی تان و خدا ميرزا را رحمت کند، می گفت بعضی از این مداح ها به جهنم می روند به خاطر این که نباید بعضی چیزها را می خواندند و خواندند، اهل بیت و مستمعین را آزار دادند. چقدر علما به جهنم می روند. اگر یک کسی قرار است به بهشت برود، این درس، آخوند بودن، هیئتی بودن، حجاب داشتن، نماز خواندن، حوزه رفتن، کربلا مکّه مدینه، قرآن، حافظ قرآن بخواهد اثر داشته باشد اثرش چه باید باشد؟ خروجی اش باید چه باشد؟ این ها ابزار است، ابزارهای واجب و مقدس است، الان این جا برای من آب گرم گذاشته اند، برای چه؟ ابزار است دیگر، صدایم را نرم می کند، اگر آب یخ بگذارند چه می شود؟ به سرفه کردن می افتم. پس هر قَدَری یک قضا دارد. نماز و روزه و این ها هر چه گفتند برای این است که به این سه تا برسی، بگویید. رحمانیت و رحمیت، آرامش، شادی. اگر این ها را ندارید مسیر تربیت دینی و تغذیه دینی تان فاسد است، دیگر به درد نمی خورد. نمازهایتان کار نمی کند، خداهایتان قلابی می شود، روزه هایتان قلابی می شود، حجتان قلابی می شود، اثر نگذاشته است دیگر. نه تو مهربان تر شده ای، نه آرام تر و نه شاد تر. ببین قَدَرها را می خواهم بگویم هر چیزی قَدَر و قضا دارد یعنی این. پس قضای دین داری این است که تو باید رحمان و رحیم، آرام و شاد شوی، این سه تا. اگر نیستی باید بروی روش هایت را اصلاح کنی که من باید چه روشی بروم که اگر نماز خواندم شاد شوم. نماز می خوانم همیشه هم اضطراب دارم. قرص اعصاب می خورم، دعوا هم دارم، طلاقمان هم که الی ماشالله زیاد، اختلافات خانوادگی و اختلاس و دزدی و پرونده های قضایی و این ها. خب این ها اصلاً جامعه اسلامی نیست، این جامعه مسلمانی است. یعنی مسلمان ها یک جایی جمع شدند دارند با هم زندگی می کنند. جامعه اسلامی که این چیزها را ندارد که، در جامعه اسلامی اصلاً این طور چیزها نیست. جامعه اسلامی جامعه ای است که همه عاشق همدیگر هستند، مثل اربعین، اربعین رفتید دیگر، ان شاالله ماه آینده می روید، آن جا همه عاشق هم هستند، همه عاشق خدمت به هم هستند، دعوا نیست، درگیری نیست، مسیحی می آید، سیک می آید، بودایی می آید، هندو می آید، کلیمی می آید ولی هیچ کس با هیچ کس مشکل ندارد. هیچ کس با هیچ کس مسئله ندارد. همه عاشق هم هستند. آن فرهنگ باید همه جا در زندگی ما باشد. پس قَدَر قضاها را دقت کنید. همه چیز این ساختار را دارد. لذا شما وقتی در دین هم می آیید می بینید در دین هم همه چیز عدد است. دو رکعت، سه رکعت، چهار رکعت، خمس، زکات، روزه، حج، جهاد، حدود، دیات، همه اش عدد است. همه اش مقدار است. همه اش به تو قَدَر می دهد. می گوید آقا اگر این قَدَر آن گاه آن قضا. دقت کردید؟ منطق ریاضی دارد. آن هایی که منطق خواندند یا منطق ریاضی خواندند، دو تا هیدروژن، یک اکسیژن آن گاه آب. می شود آب. تمام شد دیگر. این قضایی که الان جلوی من است، قضا یعنی نتیجه، دو تا هیدروژن یک اکسیژن است دیگر. کنار هم رفتند مولکول های آب شدند. حالا زیاد هم شدند، یک لیوان شده است. شما تا این را ندانید اصلاً نمی دانید چرا امام حسین قیام کرد؟  اصلاً حرکت های امام حسین صحنه به صحنه چیست؟ چرا علی اصغر را برمی دارد روی دستش می گذارد می گوید، می داند به او آب هم نمی دهند، می داند هم که او را می زنند، چرا این کار را می کند؟اصلاً چرا آمده است؟ چرا زن و بچه را آورده است؟ عبدالله چرا آن صحنه را به وجود می آورد؟ عبدالله بچه است، دارند امام حسین را سر می بُرند و صحنه آخر است؛ و آن ها چرا مثلاً این کارها را با امام حسین و خاندانش کردند؟ شما تا این فهم درست قضا و قَدَری ندارید فقط من، حسین آقا، مداح های دیگر فقط برای شما تاریخ می گوییم. می گوییم این طوری شد. ما هم گریه می کنیم، اشک می ریزیم که آن هم یک قرب فوق العاده الهی دارد و آثار سازنده بی نهایتی دارد، سر جای خودش؛ ولی این معرفت خیلی مهم است چون حضرت فرمود خداوند هیچ عملی را از کسی نمی پذیرد مگر به معرفت. هر چقدر معرفت یک نفر بالاتر باشد "اَفضَلُکُم ایماناً اَفضَلُکُم مَعرِفَةً" با ایمان ترین شما چه کسی است؟ اویی که معرفتش بیشتر باشد. یک کسی سینه می زد، دو نفر هستند، سینه می زنند، دو تا مداح هستند دارند مطلب می گویند، یک چیز هم می خوانند، اما این یک دانه مداح به آسمان هفتم و بهشت و آن طرف بهشت می رود ، یکی شان نه، مثلاً فقط تا بهشت می تواند برود، این جا چه چیزشان فرق دارد؟ معرفت هر چقدر معرفت عمیق تر باشد سرعت و قدرت زیادتر می شود. وقتی شما این را نمی دانی، مثلاً حالا رهبر شهید ما، چند تا قضا را گفته است، همین امام شهید ما که ما برایش عزاداریم، می گوییم می خواهیم انتقامش را بگیریم چند تا قضا را گفته است، بالاخره نائب امام زمان است، ولی الله است، با غیب ارتباط دارد، برای تغییر مسیر تاریخ منتخب خدا و اهل بیت است، این ها بیخود انتخاب نمی شوند که، انتخاب دست مردم نیست، ایشان چند تا نکته به ما گفته است، یکی این که فرمود خداوند برای این ملت شکست قرار نداده است. از کجا دارد این را می گوید؟ البته من در این چند شب قَدَرهایش را برایتان گفته ام دیگر. چرا این ملت شکست ناپذیرند؟ قطعاً پیروزند؟ فرمود شک نکنید که پیروزید. خب من الان دارم این را از ایشان می شنوم. فرمود الان دوران ناامیدی نیست دوران شوق است. اصلاً دوران شور و شوق و شادی است. در کشتار، اماممان را هم کشتند، وسط جنگ هستیم، دوران شوق. خودش هم همین طوری بود، آقا خودش هم خیلی در شوق بود. وقتی یک کسی رفت، الان ما می بینیم نه، خیلی از عزیزان مثلاً حالا یک تفاهم سیاسی شده، دو نفر یک تفاهمی امضا کردند، خیلی آبکی تر، خیلی به درد نخور تر از برجام است، هیچ فایده ای هم ندارد، هیچ خاصیتی هم ندارد، زود هم شکسته می شود ولی ما بعضی‌ها را می بینیم که اِ؟ یکدفعه ناامید می شوند، اضطراب آن ها را می گیرد -انقلاب از دست رفت، زحماتمان ؟ پس ما برای چه صد شب بیرون آمدیم؟ اصلاً متوجه نمی شود که اصلاً داستان این نیست. امام تو دارد به تو می گوید که تو وسط بیا، بیا در گود بایست، نتیجه دست خداست، مطمئن باش پیروز هستی. انتهای قضیه را نگاه کن خیالت راحت باشد. من، منِ شجاعی نه، ایشان، ولی الله، نائب امام زمان به ما چه می گوید؟ می گوید من به شما اطمینان می دهم که شما شکست آمریکا و نابودی اسرائیل را خواهید دید. خب من الان خیالم راحت است دیگر. این اتفاق را قطعاً می بینید دیگر، -من به شما اطمینان می دهم شما پیروزی نهایی را می بینید. -من می دانم که خدا اراده کرده خبر از اراده خدا کار امثال من نیست، کسی می تواند بگوید خدا را می دانم اراده کرده شوخی نیست،  اراده در عرش صورت می گیرد، اراده این جا نیست که، یکی از اسم های خدا مرید است، مشیت و اراده آن بالای بالاست. آن بالای بالاست. چه کسی می داند مشیت چیست، اراده چیست؟ او دارد خبر می دهد. چه می گوید؟ می گوید من می دانم که خدا اراده کرده که این ملت را به متعالی ترین درجات پیشرفت برساند، چهل و هفت سال هم داریم با چشم خودمان می بینیم هاااا ولی باز دائم ترس به سراغ ما می آید، اضطراب به سراغ ما می آید، یک برجام می شود یکدفعه همه به هم می ریرند، قاطی می کنند، بعضی‌ها می گویند نتیجه زحمات چه شد؟ داری نتیجه زحمات را می گیری دیگر، نتیجه زحمات همین است، همین که وسط خیابان هستی وسط میدان هستی داری نتیجه هم می گیری. این وسط چرا مثلاً یک اتفاقات این طوری می افتد؟ این ها را که به ما از اول خبر دادند. پیغمبر به ما گفته شما تا به ظهور برسید فتنه دارید و فتنه هم برای شما ضروری است. برایتان ضروری است، نداشته باشید آسیب می بینید. اگر می خواهید سالم باشید "تَمَنَوالْفِتنه" آرزوی فتنه کنید. نه این که بدتان بیاید، خوشتان بیاید که دارد فتنه می شود. کودتاگرها دارند کار می کنند، منافق ها دارند کار می کنند، اهل فتنه دارند کار می کنند، دی ماه آینده فتنه داریم، دی ماه گذشته داشتیم، دارند برایش برنامه ریزی می کنند. این یعنی این که جامعه دارد به سمت یک سلامت و یک قدرت بزرگ تر می رود، فتنه مثل استفراغ است که حال به هم زن است ، به هم می زند، مثل مثلاً این تفاهم مزخرفی که شما دیدید، مبنایدرست و حسابی هم ندارد ولی حال به هم زن هم هست ولی این استفراغ لازم است، استفراغ لازمی است. آدم استفراغ می کند حالش چه می شود؟ بعدش خوب می شود دیگر. عفونت ها، چرک ها، این ها. جامعه باید دائماً استفراغ کند، عوضی ها، کودتاگرها، منافق ها، اهل فتنه، به درد نخورها در دستگاه امام زمان راهی ندارند. این سنت خداست ، حالا که این قَدَر را فهمیدی دیگر خودت راحت هستی، مثل رهبرت آرام هستی. رهبر چه گفت؟ گفت من آرام هستم، شما هم آرام باشید.این حوادثی که شما دارید می بینید نتیجه طبیعی حرکت به سمت قله است. آرام باشید. نتیجه طبیعی است. فرمود اگر شما صد بار مشکلات دیدید ناامید، بله؟ نشوید، دوران ناامیدی گذشته، دوران چیست؟ شوق؛ ولی وقتی من قَدَرها و قضاها را نمی فهمم تمام حرف های امام و رهبرم برایم معنا ندارد. دوباره حالا مثلاً یک چهار تا آدم عوضی پیدا شوند، چهار تا منافق پیدا شوند، چهار جا شلوغ کنند، مثلاً چهار جا فتنه ای شود، چند نفر کشته شوند، رهبر کشته شود، فرمانده ها را بزنند، یکدفعه می بینی در تمام وجود او ناامیدی و ضعف به سراغ او می آید. -وای، زدند، دیدی؟ حاج قاسم را زدند، حاجی زاده را زدند، آقا را زدند، چی شد؟ خدا می گوید بابا، بفهم، آقا را زدند من یک جدیدتر را به شما دادم، چه بسا قوی تر. من به عنوان یک آخوند آن موقع هایی که مثلاً اسم ایشان کنار اسم آقا می آمد، خیلی از بزرگان آن موقع ها همین طوری بودند، خود آقا هم این را قبول داشت که ایشان از آقا در بعضی از ، نه در همه مسائل،  اصلاً در بعضی از مسائل قوی تر است. همه هم می گفتند. اصلاً آقا ایشان را به عنوان یک مرجع اظهار نظر می شناخت، رهبر عزیزمان. -آقا، ابَر قدرتتان کردم، دشمن هایتان را پایتان به ذلت انداختم، حالا بله، شهید هم دارید، گرانی هم هست، فتنه هم هست، چیزهای دیگر هم هست، از خط تعادل، از خط ادب، از خط اخلاق نباید خارج شوید. من دیشب دیدم یک جایی در یک شهری دیگر، یک جایی رفته بودم، دیدم بعضی ها فحاشی کردند، البته من آن موقع آن جا نبودم، شنیدم که این ها فحاشی کردند ، فیلمش را دیدم، فحشای بد، حرف های زشت. بابا امیرالمؤمنین می گوید شما به معاویه فحش ندهید، به اصحاب معاویه، به سربازهای معاویه، فرق ما با آن ها چیست؟ اصلاً فحش گناه کبیره است. فحش کاری را حل نمی کند که، اگر قرار است ما قضاوتی هم بکنیم قضاوتمان باید ساختاردار باشد، قضاوت کنیم. اگر گفتیم کودتاگر است، با ساختار کودتا می گوییم او کودتاگر است، این منافق است چون علامت دارد. حالا من ان شاالله می خواهم راجع به علائم منافقین این چند شب به شدت توضیح دهم که این ها چه علائمی دارند ما با ساختارهایشان آشنا شویم. آقا بشناسیم مثلاً این گروه، این تیپ، این جناح شخصیتاً منافق است، نمی تواند طور دیگری باشد ولی سرباز امام حسین آرام است، امام حسین آرام است. زینب سلام الله علیها چه فرمود؟ "ما رَاَیتُ اِلّا جَمیلاً" اصلاً، اصل در کربلا شادی است. "کُلَّ ما اِشدَّدَ عَلَیهِ الْاَمر اِحمَرَ لَونَهُ" هر چقدر کار سخت تر می شد شادتر می شد. همه شوخی می کردند. یعنی شما نگاه کنید این یک شب و یک روز همه اوج شادی شان بود. چه کسانی این را می فهمند؟ همین عزیزانی که هم سن و سال های ما بودند جبهه بودند می فهمند ما چه می گوییم‌.  بیشترین لطیفه، خنده ما در هشت سال دفاع مقدس تولید شده است. چرا؟ چون گفتم خصوصیت ها چیست؟ رحمانیت و رحمیت، آرامش، شادی. لذا وقتی تو وسط جنگ هستی، وسط جهاد هستی، دارند می کُشند،شاد هستی، شاد هستی. عزای طبیعی داری که بچه ات است، دوستت است، رفیقت است رهبرت است، کشته شده گریه می کنی اما در آن گریه شاد هستی . الان خداوکیلی سوال من از شما این است، الان عزیزان مداح شروع به خواندن می کنند، اگر گریه تان بگیرد خوشحال می شوید یا نگیرد؟ بله؟ وقتی گریه می کنی شاد هستی، این شادیِ استثنایی است. ما در بحث غم داریم، غم کلاً آدم را به جهنم می برد، غم مساوی با جهنم است، غیر از هفت نوع غم، در کارگاه غم گفتم، غم های انسانی که رشد دهنده است شادی می آورد، اصلاً در باطن غم شادی است، مثل همین، شما مشکی پوشیدید، پرچم زدید، سیاه کردید، اما این جا بزم شماست، این جا سماع شماست، برای همین شما بچه ها را، خانواده ها را که می بینید عاشورا تاسوعا یک بَهجَت دارند، بهجت الهی است. در نوروز این طوری نیست، در عیدهای دیگر این طوری نیست ولی در محرم و صفر در کربلا در اربعین همه شاد هستند، بهجت دارند. اگر قَدَرها و قضاها شناخته نشود شما نمی توانید بگویید که چرا رهبر ما دارد به ما می گوید که اگر مقاومت کنید، میدان را رها نکنید، مقاومت، وسط صحنه باشید، درست هم باشید، به قله خواهید رسید، ایشان قله را چه معنا کرد؟ فرمود به آن چه که از زمان رسول الله تا الان تحقق پیدا نکرده است؛ و آن چیست؟ حاکمیت دین خدا بر جهان. بنابراین شما باید فهمتان مثل امامتان باشد. لذا حضرت، آقا امیرالمؤمنین چه فرمود؟ چرا تعداد لشکریان امیرالمؤمنین در مقابل لشکر معاویه کم بودند، ریزش داشتند؟ هان؟ چرا لشکر ائمه نوعاً کم بودند یا اگر زیاد بودند ریزش می کردند؟ اگر چند هزار نفر با امام حسین از مدینه راه می افتادند هفتاد و دو نفرشان به کربلا می رسید؟ چون این رسیدن به انتها و آن مقام امام که تو می گویی "اَسئَلُهُ اَن یُبَلِغَنِی المَقامَ الْمَحمود" همه که نمی رسند. خدا می گوید همه تان بخواهید، دعا کنید، برسید، من برای همه تان راه گذاشتم تا امام حسین بیایید، تا امام حسین. شما به امام حسین می گویید خدایا من از خدا می خواهم همان مقامی که پیش خدا داری به من بدهد، کمتر هم نه. گفتم خدا ميرزا را رحمت کند، همیشه ميرزا اسماعیل رحمت الله تعالی علیه به ما می گفت، می گفت گفتند کل یومٍ عاشورا، کل ارضٍ کربلا اما نگفتند هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید گذاشتند تا خودتان بفهمید، بفهمید یک حسین بن علی هستی، قَدرَت دستت بیاید، قیمت دستت بیاید. این قیمت مفتی نیست که یک کسی به این مقام برسد. چه چیزی لازم دارد؟ "لایَحمِلُ هذَا العَلَم" آقا امیرالمؤمنین فرمود، فرمود هیچ کس نمی تواند این عَلَم را حمل کند، تحمل کند، مگر اهل صبر و بصیرت. باید بصیرت داشته باشید. وقتی یکبار امامت دارد با تو حرف می زند دیگر شک نکن. -آقا من دارم به تو اطمینان می دهم تو به قله می رسی، برو، فقط وسط میدان باش، برو، می رسی. پیروز می شوی، دیگر با بقیه اش کار نداشته باش. -نه، به نظر من ما الان دیگر نابود می شویم. اسرائیل و آمریکا همه مان را، چهل و هفت سال است آن ها وسط هستند از این گنده تر ها هم بودند اصلاً همه رفتند. موقعی که شوروی با تمام تجهیزاتش بود، آمریکا بود، تمام کشورهای دنیا بودند، به قول این رسانه ای فرانسوی، تحلیگر فرانسوی کره زمین، من می گویم کره زمین، او می گفت سیاره زمین همه به ایران حمله کردند و ایران تنهای تنها سیاره زمین را شکست داد. ما معجزاتی بالاتر از این صد روز که دیدیم تا الان داشتیم. چهل و هفت سال است داریم معجزه می بینیم، پس چه طور دارد اتفاق می افتد؟ یک دانه اش را یک تحلیگر نمی تواند تحلیل کند. شما به هر استاد دانشگاه، قوی ترین اساتید دانشگاه در علوم سیاسی، اجتماعی، روان شناسی بياوريد نمی توانند انقلاب اسلامی را بفهمند و لحظه به لحظه اش را نمی توانند تحلیل کنند. برای همین هم همیشه تحلیل هایشان آبکی درمی آید‌. چه می گویند؟ و همان تحلیل های آبکی را در فضای مجازی به خورد مردم می دهند، مردم هم آن را باور می کنند، می ترسند، می گویند اِ اِ اِ اِ. این را باور می کنند. چون او نمی فهمد چه می گوید؟ ترامپ می گوید بنشینید الان این کار را انجام دهیم سنتکام بیاید، موساد بیاید، انگلیس و همه بیایند، ما هم بیاییم، ناتو بیاید، ایران را چند روزه می زنیم؟ چند روزه ایران را نابود می کنیم؟ چهار روز؛ رهبرشان را می زنیم، بعد نیروی زمینی را از بیرون از کردستان حمله می کنند، جای دیگر هم ورود می کنند، بعد هم کجاها را بمباران می کنیم، فرمانده ها را می زنیم، تمام است دیگر. چند روز حساب کرده بودند؟ چهار روز، الان نزدیک به صد و ده شب است مردم بیرون هستند و پیروز بیرون هستند. پیروز بیرون هستند؛ پس این تحلیل بزرگ ترین تحلیلگر های دنیا چه ارزشی دارد؟ کجا رفت؟ هیچ چیز. هیچ چیز. اهل بصیرت یعنی تو بفهمی آن آدمی که دارد با تو حرف می زند دو دو تا چهار تای دنیایی ندارد، آن آدمی که دارد با تو حرف می زند دارد با تو غیب حرف می زند و قَدَرها را می شناسد و قضاها را هم می شناسد، چیزی که دست بقیه نیست، این فقط در دست رهبر توست، در دست ولی فقیه است که به قول علامه حسن زاده رحمةالله علیه گوشش به دهان چه کسی است؟ گوشش به دهان امام زمان است. این را بگویم دیگر تمام کنم به عشق و حالمان برسیم، وقتی می گوید انقلاب اسلامی، ببینید این را خوب دقت کنید، از قَدَرهایی است که فهمش، من این شب ها، شب هایی که خدمت شما آمدم، سی چهل شبی که سعادت شد آمدم سخنرانی کردم،سعی کردم، همه را پراکنده برایتان گفتم، می خواهم سوال کنم حواستان باشد، ایشان می فرمایند که انقلاب ما یک باطنی دارد، ذاتی دارد، کلمه باطن را من می گویم، ایشان چه می گوید؟ ذات. می خواهم فرمایش ایشان دقیق باشد. ذاتی دارد که حتی اگر با آن مخالفت کنی و دشمنی کنی به آن کمک می کنی. دوستان به آن کمک می کنند، دشمنان هم به آن کمک می کنند. با آن مهربان باشی رشد می کند بالا می آید، انقلاب اسلامی را بزنی هم رشد می کند بالا می آید، این چهل و هفت سال این طوری بوده یا نبوده است؟ بله؟ الان آمریکا نتانیاهو بعضی از رفقا به ما می گفتند دعا کنیم این نتانیاهو بمیرد، ان شاالله خدا تکه تکه اش کند، ترامپ، گفتم بابا، خدا نکند، ما این دو تا احمق را لازم داشتیم برای این که جهان و ظهور ده ها سال جلو بیفتد؛ برایتان ثابتش هم خواهم کرد. دو تا احمق لازم داشتیم. همیشه این رفقا به من می گفتند آقای شجاعی، شما همیشه می گویی ظهور نزدیک است، داستان این طوری می شود، این طوری می شود پس چرا؟ گفتم نگران نباشید، ما منتظر هستیم. همیشه هم دوستان می دانستند. گفتم ما منتظر حماقت و چند تا احمق لازم داریم. الان این ها این کار را کردند در دنیا مسخره شدند، گفتند شما رفتید این کشور را نابود کنید که نتوانستید. تنگه ای که باز بود، باز بود را بستید. بعد آبرویت هم که رفت. این ها تمام لبه تکنولوژی ات را زدند، دیگر چیزی هم نداری عرضه کنی، ناو داشتی زدند، دیگر بالاتر از اف ۳۵ هم که نداشتی، آن را هم زدند، آبرویت را هم بردند، پایگاه هایت را هم زدند، هِیمَنه ات را در دنیا داغون کردند، دیگر هیچ کس برایت تره هم خرد نمی کند، چنان کردند که حتی نزدیک ترین یارانت هم نیامدند کمک کنند. در این چند شب چی کار کردند! یک ذاتی دارد که وقتی با آن مخالفت می کنی قوی اش می کنی، وقتی توطئه گرها می روند توطئه می کنند، هر وقت توطئه گرها دارند نقشه می ریزند، منافقین، کودتاگرها هر کس دارد نقشه می ریزد که این کشور را نابود کند، -بریم برجام درست کنیم، بریم فلان کار را بکنیم، اغتشاشات درست کنیم، آن لحظه ای که دارد این کارها را می کند در نهایت، آخر به نفع چه کسی درمی آید؟ به نفع آن ذات درمی آید. آن ذات چیست؟ معرفی کردم، چه کسی می گوید؟ همه یادتان رفته است! سخنرانی می آیید جا می گذارید به خانه می روید، راحت می خوابید؟ آن ذات عبارت است از بقیة الله الاعظم سلام الله علیه. ولایت ذاتی است که وقتی آن را می زنی قدرت می گیرد. وقتی آن را نمی زنی هم قدرت می گیرد. هیچ کس نمی تواند حریف آن شود. آیه اش را بخوانيد ببینم، یادتان می آید؟ همین یک هفته پیش برایتان خواندم. "وَ مَن یَتَوَلَ الله وَ رَسولَهُ وَالَّذینَ آمَنوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الْغالِبون" اگر ولایت الله و اهل بیت را پذیرفتی حزب الله هستی، در ذات حزب الله هم اصلاً شکست ندارد. محال است شکستش بدهی. این که همه را، غربی ها را، شرقی ها، روس ها، چینی ها را دیوانه کرده که میگویند بابا، این ها چه کسانی هستند؟ این ها چه طوری است؟ دست خالی یک انقلاب کردند پیروز شدند، تمام ما سر این ها ریختیم، تمام دنیا سرشان ریختیم، با همه تکنولوژی و سلاح مان و این ها، گران ترین هواپیما را با ارزان ترین پهباد، آبروریزی است دیگر، خیلی بد است، حالا یک سجیلی می زدند،یک  قادری می زدند، یک چیزی روی این هواپیما می زدند نصف شود. نه، ارزان ترین پهباد می رود، که از این پیشرفته تر در دنیا نیست، آواکس را می زند نصف می کند. اف ۵ از دور خارج شده که برای سال ۱۹۷۰ است، الان هیچ کشوری در دنیا اف ۵ را به عنوان اسلحه استفاده نمی کند، چرا آمریکا به عنوان آموزش استفاده می کند اما کسی به عنوان هواپیمای نظامی جنگی استفاده نمی کند. ایران همین یک دانه را بلند می کند آن جا می بَرَد پایگاه شان را می زند سالم هم برمی گردد، آبروریزی این طوری می شود هااااااا. اگر مثلاً اف ۱۴ داشتیم، سوخو ۵۷ داشتیم، سوخو ۳۵ داشتیم می رفتیم می زدیم می گفتند خب حالا با این آمده است. نه، با اف ۵ می رویم می زنیم. یاد این لحظه در جبهه افتادم یکی از فرماندهان می گفت عراقی ها داشتند به ما نزدیک می شدند اسلحه هم نداشتم، گفتم خدایا چه کار کنم؟ این ها الان دارند به مقر ما می آیند. گفت نمی دانستم چه کار کنم؟ گفت همین طوری چشمم به یک آفتابه خورد، آفتابه را برداشتم جلوی عراقی ها گرفتم، عراقی ها هم همه اسلحه هایشان را انداختند، دست هایشان را بالا بردند. خدا نمرود را با یک پشه نابود می کند، امپراطوری اش با یک ابراهیم، یک نفره نابود می شود. با یک موسی و هارون می رود تمام بساط فرعون را جمع می کند. شما که دیگر الحمدلله یک امت مبعوث هستید، اگر این را نفهمی می آیی صد شب به خیابان هم می آیی زحمت هم می کشی، زحماتت را به خاطر این که بصیرت نداری هدر می دهی. این را باید خیلی حواسمان باشد که آقا، آن کسی که دارد با ما حرف می زند  دارد با من از قَدَرها و قضاها می گوید، من هم اطمینان کنم خیالم راحت باشد که بسیار بسیار مهم است. خب چون بنای من به کوتاه صحبت کردن است، ان شاالله ادامه بحث برای جلسه آينده بماند.

والحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین