استغاثه؛ جلسه دوم 20/04/1404
سلام علیکم و رحمه الله/ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، هدیه محضر مقدس سیدالشهدا و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا علیهم السلام صلوات بلند بفرمایید.
خداوند تبارک و تعالی رفتارش با ما تابع هدف خلقت ماست. در واقع تابع نگاهی هست که به ما دارد «رب الدی اعطا کلشی خلقه ثم هدی» خداوند کارش این است که هر مخلوقی را بر اساس ساختار وجودیش به سمت هدف خلقتش هدایت می کند. چون ما روح خدا هستیم و برای خلافت الهی آفریده شدیم، رفتار خدا با ما تابع این نگاه است. کسانی که به معرفت نفس نمی رسند و خودشان را خانم و آقای مسلمان می دانند یا یک فرشته می دانند که در مقام عقلی هستند با خدا خیلی اختلاف نظر پیدا می کند یعنی خیلی جاها درگیر می شوند با خدا که خدای تو چرا با ما داری اینجوری رفتار می کنی. وقتی می گوید «چرا داری با ما اینجوری رفتار می کنی» آن مایی که اینها دارند با مایی که خدا از ما می شناسد، فرق می کند. خدا اصالت را در برخورد با ما من الهی ما می داند یعنی آنی که فرمود: «نفخت فیه من روحی» از روح خودم در تو دمیدم. ما چون خودمان را زمینی می بینیم اصالت را به این خانم و آقاه می دهیم. این که زن کسی شوهر کسی مادر کسی پدر کسی هست بچه کسی هست. این که یه جا رئیس هست یه جا دکتر مهندس هست و این معنای قلابی. بعد دعاهایی که می کنیم می گوییم خدایا تو این معنای قلابی ما را در نظر بگیر و حواست به این معنای قلابی ما باشد و اساسا ما خودمان رها کردیم من حقیقی خودمان. خدا هم اینجوری نیست. خدا هم عزیز است.
«عزیز» یعنی چی؟ یعنی نفوذناپذیر. تو نمی توانی با فهم غلط خودت و اصرار خودت او را به ستوه در بیاری. « یا من لایبرمه الحاح الملحین» اصرار و گریه و زاری دیگران در خدا اثری ندارد. وقتی که نفهمی دارن،د فهمشان از خودشان غلط هست، خدا اصلا توجهی به آن ندارد. خدا با آن منی کار دارد که از جنس خودش هست و جاودانه است و ابدی است. آن منی که برای خلافت الهی آفریده شده. آن منی که ظرفیت تربیت نامحدود دارد و آن منی که روح خداست و از خلیفه الله و نور محمد و آل محمد آفریده شده اللهم صل علی محمد آل محمد. بنابراین خیلی جاها که ما با غیب با ائمه با امام زمان دچار تعارض می شویم قهر می کنیم اصلا نماز را می گذاریم کنار، دین را می گذاریم کنار، امام زمان را کنار می گذاریم و خیلی چیزهای دیگر، مال این هست که بین من الهی ما با من زمینی ما تعارض ایجاد می شود. قرآن هی به ما می گوید: شما اصلا مال کره زمین نیستید. شما، شما یعنی آن من ، من اصلی و نزد خدا بودید و آمدید زمین. موقتا بچه زمین هم نیستید. یه زمانی هم برمی گردید «اناالله و انا الیه راجعون» ما خودمان را متولد زمین می دانیم. می گوییم من بچه قمم من بچه اصفهانم بچه شیرازم بچه ایرانم ایرانی ام مثلا افغانی ام. وقتی تو می گویی: من ایرانی هستم یا افغانی ام یا آمریکایی هستم اینها. این آن من زمینی تو داری می گویی یعنی در واقع نمی فهمی داری کی را می گویی، آن خود حقیقی نیست.
اگر این را فهمیدی به این معرفت نفس که تو کی هستی، آن موقع هست که تازه می توانی نماز بخوانی قرآن بخوانی زیارت عاشورا بخوانی. بیا جمکران نماز صاحب زمان بخوانی. چون با من اصلی ات داری این کار را انجام می دهی. زیارت عاشورا قرآن ادعیه بر اساس من پنجم ما و منطبق با زبان من پنجم ما طراحی شده؛ ولی وقتی که این من پنجم به بلوغ نرسیده، ما زبان قرآن و زیارت عاشورا و این چیزها را نمی فهمیم. فقط می خوانیم یا برای ثوابش یا برای حاجت های دنیایی. عربی هم می خوانیم که دیگر اصلا نمی فهمیم چی می گوییم؛ یعنی اصلا زیارتی اتفاق نمی افتد. ملاقاتی اتفاق نمی افتد. فقط قرائت یه متن عربی هست که نمی دانیم هم چی داریم می گوییم و بنابراین رشدی هم ایجاد نمی شود در ما.
اگر کسی فهمید آدم هست روح خداست انسان هست و این در قلب او باور شد و انسان به بلوغ رسید بلوغ انسانی، با بلوغ انسانیش با خانواده آسمانیش با اهل بیت با خدا رو به رو بشود، با خدا هم زبون می شود دیگر؛ یعنی قرآن را می فهمد، زیارت عاشورا را می فهمد زیارت امام زمان را می فهمد دعاها را می فهمد یعنی به یقین می فهمد می بیند.
یکی از زیارت های بی نهایت مهمی که در واقع منشور زندگی یک انسان حقیقی زیارت عاشوراست. من امروز بحث استغاثه را بر مبنای زیارت عاشورا تقدیم می کنم به شما.
در زیارت عاشورا اول زیارت عاشورا از یک خون صحبت می کند: «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره» این خون چیه؟ این خون، خون چهار لیتری قرمز رنگ نیست. چون می گوید خون خدا. خطاب می کنی شما به معصوم می گویی: خون خدا که «و الوتر الموتور» انتقامش گرفته نشد؛ یعنی صحبت از یه مصیبتی هست. یه خونی ریخته شده و انتقامش هم گرفته نشد. این خون خون خداست؛ یعنی چی؟ خودش در جلوتر توضیح می دهد. امام حسین به عنوان یک متخصص معصوم جلسه قبل هم این را گفتیم انسان در تعریفش متخصص معصوم گنجانده شده. انسان بدون متخصص معصوم انسان نیست. حیات انسانی ندارد یا می آید در بخش های فرشته ای یا در بخش های حیوانی یا در بخش های گیاهی یا در بخش های جمادی یا به قول قرآن «اشد قسوه» از جمادات هم پایین تر می رود اما آن کسی که خودش را انسان می بیند و می داند، می فهمد که من در تعریف من فصل انسان امامت است. فصل انسان ولایت است یعنی متخصص معصوم.
اگر انسان با متخصص معصوم، خلیفه الله چون خلیفه اللهی آفریده شدیم، اگر با مربی خودمان ارتباط داشته باشیم، در باشگاه خدا پذیرفته شدیم و بنابراین زیر نظر یک خلیفه الله حرکت به سمت مقام خلافت الهی می کنیم؛ یعنی همان مقامی که خلیفه الله دارد. برای همین هم شما در زیارت عاشورا که با بخش پنجم طراحی شده می گوید «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» آن مقامی که شما پیش خدا دارید را من می خواهم. یه من هم درجه شمایم، با شما و این کار این حرف حرف انسان هست. حرف انسان هست. حیوان اینجوری نمی گوید. حیوان می گوید من همین بروم به بهشت کافی هست. من بروم در بهشت بس است. انسان اینجوری نمی گوید. انسان می گوید نه. من هم درجه شما باید باشم. این آن چیزی هست که من برایش آفریده شدم. مقام خلافت الهی. لذا امام حسین خودش یک خون است شخصیتا. شخصا نه. شخصیتا یک خون در رگ های جامعه انسانی است که اگر بالا سر انسان ها بود حاکم بر انسان ها بود، خون عامل حیات است. انسان ها حیات انسانی دارند و اگر این خون از جامعه رفت ، دیگر جامعه حیات انسانی ندارد. لذا در سوره انفال آیه بیست و چهار می فرماید: «یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و الرسول اذا دعائکم» ما اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت می کنند به چیزی که آن چیز به شما حیات می دهد؛ یعنی اگر شما اهل اجابت خدا و اهل بیت نباشید، به حیات نمی رسید. ببین می گوید آن چیز به شما حیات می دهد. پس شما فقط در اثر اطاعت خدا و اهل بیت به حیات می رسید. آن حیات چیه؟ حیات بخش پنجم، حیات انسانی که در آن حیاط شما روز به روز به اصل خودتان و خانواده آسمانی تان و اهل بیت و مربی اصلیتان خداوند تبارک و تعالی شبیه تر می شوید. این فقط با معصوم اتفاق بیفتد. برای همین وقتی که این خون را مطرح می کند در زیارت عاشورا، صحبت از یک مصیبت بی نظیری می کند. «عظمت مصیبتک علی جمیع اهل الاسلام» «عظمت مصیبتک فی السماوات علی جمیع اهل السماوات» یه مصیبتی که بر همه اهل اسلام و بر همه آسمان ها سنگین است این مصیبت. خب آن مصیبت چیه؟ اینکه این خون نباشد بالای سر جامعه. پس می گوییم چی «فلعن الله امه دفعتکم ان مقامکم و عضالت کمم ان مراتبکم لطی ربکم الله فیها» خب این حدیث قدسی است دیگر زیارت عاشورا. خدا لعنت کند امتی را که «دفعتکم عن مقامکم» شما را از آن مقام حاکمیت بر انسان ها، مربیگری انسان ها و هدایت انسان ها کنار زدند. از آن رتبه شما را کنار زدند. این بزرگ ترین مصیبتی است که در تاریخ انسانی اتفاق افتاد. محرومیت انسان از خلیفه الله.
کی می تواند عمق این مصیبت را بفهمد؟ آن کسی که بفهمد انسان هست. اگر تو فهمیدی انسانی و باور کردی که روح خدا هستی، خانم آقا نیستی، زن و مرد نیستی، دکتر مهندس نیستی، عالم نیستی، اگر این را فهمیدی متوجه می شوی که الان دچار چه مصیبتی هستیم ما. آن مصیبت چیه؟ مصیبت اعظمی است که حذف معصوم از مقام هدایت جامعه است. لذا خدا می گوید این را همه تان به زبان بیاورید «فلعن الله امه دفعت ان مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی ربکم الله» بالاتر از این دیگر ما نداریم درد جامعه. فاجعه ای بالاتر از این برای ما وجود ندارد. اگر فردا بگویند دولت دانشگاه ها را تعطیل کرده یا مدارس را تعطیل کرده، انقلاب می شود در این کشور. مردم می ریزند می گویند برای چی دانشگاه تعطیل شده مدارس تعطیل شده. بچه های ما باید درس بخوانند.
مربی اصلی انسانیت از جامعه حذف شده؛ یعنی آنی که می تواند به آدم ها انسانیت یاد بده تا خلیفه الله بشوند تا به مقام محمود برسند، نیست الان و هشت میلیارد انسان آه آک می میرند .دست نخورده شکوفا نشده رشد نکرده می میرند. چه فاجعه ای از این بالاتر ما داریم! انسان هایی که هر کدامشان می توانستند مقام محمود برسند به خلافت الهی برسند که حتی یه دونه هم نمی رسد از این هشت میلیارد. دیگر از این فاجعه بالاتر در جهان هست؟ لذا خدا معرفی می کند این را به ما. می گوید این این را لعنت کنید کسانی که نگذاشتن جامعه ی بشری انسان هاش به خلافت الهی برسند. از این بالاتر محال است یعنی هیچ مصیبتی در تاریخ بشر از این بالاتر نیست. برای همین خداوند یه مقدار که می روید جلوتر، شما را به خودتان معرفی می کند. می گوید تو به عنوان فرزند حسین، فرزند حقیقیش که روح تو از آن آفریده شده ،ما روحمان را که پدر و مادر به ما ندادند که. ما همه مان روح خداییم. پدر و مادر این روح را به ما ندادند. الان ما به عنوان روح خدا از کجا آمدیم؟ مال دنیا هم که نیستیم مال زمین هم که نیستیم. قرآن فرمود: من در شمااز روح خودم در شما دمیدم. این روح الله همان سیدالشهداست، همان محمد و آل محمد علیهم السلام است. خدا می فرماید که تو فرزند همین حسینی. اگر به این معرفت نرسی، دیگر تو بین تو و حسین آن قرابت ایجاد نمی شود. تو دیگر به عنوان یه زن و مرد مسلمان زندگی می کنی نه یه انسان مسلمان و یه مومن. می گوید چون تو فرزند امام حسینی و ولیّ دم او هستی، این را از خدا بخواه نصیبت بکند. عمق مصیبت را اول بفهم که چه مصیبتی بالا سرت هست. تو به عنوان فرزند حسین که لیاقت داری هم درجه امام حسین باشی به مقام محمود برسی، الان نمی توانی برسی. چون حسین بالا سرت نیست. پس برو دنبال این فاجعه و این را برطرفش کن. به عنوان فرزند امام حسین و ولیّ دم او انتقام امام حسین بر تو واجب هست. انسان تا نفهمد انسان هست، نمی تواند زیارت عاشورا را راست بخواند، یعنی همان طور که در زیارت عاشورا دارد قدم صدق ندارد حرف راست نمی زند فقط می گوید اینها چون تو عربی آمده گفتن بخوانید ما داریم می خوانیم؛ ولی حرف ما نیست این. زیارت عاشورا زمانی حرف تو می شود که تو قدم صدق داشته باشی؛ یعنی بفهمی انسانی، بفهمی چه فاجعه ای دارد تو را نابود می کند و تو به عنوان خلیفه الله، خلیفه الله تربیت نمی شوی و می میری و تو و هشت میلیارد از خواهر و برادراهایت همه تان دارید همینجور می شوید.
اگر کسی این را فهمید، آن موقع هستش که مقوله انتقام را روزی خودش می داند. روزی تا تو نفهمی انسانی، نمی فهمی چرا انتقام روزی هست. ما وقتی ما می گویند روزی، می گوییم مثلا خونه پول ماشین همسر فرزند مدرک تحصیلی اینها را روزی می دانیم. آدم اینجوری نیست . آدم چی را روزی می داند؟ خدا می گوید اگر تو آدمی، انتقام را روزی بدان. «اسئله ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور» این فیلم بازی کردن هم ندارد؛ یعنی اینجوری نیست که من الان بگویم شما هم بگویید مثلا بگویی حالا ما راستش را گفتیم. این باید احساس قلبی خودت باشد این روزی؛ یعنی همان طور که اگر یه ماشین گیرت می آید، همسر گیرت می آید خوشحال می شوی، خانه گیرت می آید خوشحال می شوی، تلاش می کنی سال های سال که به یه خانه برسی، به همسر برسی، به یه مدرک تحصیلی برسی، وقتی رسیدی احساس ملکیت و روزی می کنی؛ در باطن تو انتقام روزی باشد. مثل یه کسی که الان ناموسش را بردن کشتن دزدیدن، بچه اش را بردن کشتنش حالا، پدرش مادرش همسرش و دنبال قاتل می گردد. تلاش می کند قاتل را بگیرد به سزای اعمالش برساند یا نه. بچه اش را گروگان گرفتند، تلاش می کند که برود بچه اش را آزاد کند. وقتی بچه اش را آزاد کرد احساس روزی می کند که من رزقم برگشت. نعمتم برگشت. لذا خدا از تو به عنوان یک آدم می خواهد که این را روزی خودت بدانی و حالا صادقانه به امام حسین حرف بزنی. برای همین هم در زیارت عاشورا دو بار به خود می گوییم چی؟ «ان یثبت لی قدم صدق» و در سجده زیارت عاشورا می گوییم «و ثبت لی قدم صدق» راست بگویم من ، دروغ نگویم به شما. جیگر می خواهد یه کسی راست بگوید به امام حسین، بایستد بگوید آقا حسین من از خدا می خواهم «و اسئل الله ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور» انتقامت را بگیرم. این روزی ام باشد. اگر کسی بتواند زیارت عاشورا را یک بار از اول تا آخر با زبان خودش یعنی با زبان بخش انسانی بخواند، یه بار، لازم نیست چهل سال بخواند، اگر کسی یه بار توانست زیارت عاشورا را از اول تا آخر راست بگوید، قطعا به مقام محمود می رسد؛ یعنی این حرف ها که دارد می زند را بگوید امام حسینم بگوید این پسرم دارد راست می گوید این دخترم دارد راست می گوید این دنبال روزی اش است، این آمده از من دعا می کند روزی می خواهد. روزی اش هم چیه؟ این هستش که انتقام من را بگیرد. یه انتقام دیگر هم وجود دارد که تو تا نفهمی کی هستی، آن هم نمی فهمیش.
اینجا مرحله اول انتقام امام حسین بود. «اسئله ان یرزقنی طلب ثارک» انتقام تو، تو وقتی نمی فهمی کی هستی، نسبتت با امام حسین را متوجه نمی شوی و متوجه نمی شوی که مصیبتی الان جامعه بشری دارد، مفهوم انتقام برای.ت جا نیست فکر می کنی مفهوم انتقام یعنی اینکه من بروم انتقام آن کتک خوردن ها و خون امام حسین را ریختن، آن چهار لیتر خونی که در بدن حضرت بوده آن را بگیرم. در حالی که خب آن را مختار گرفته؛ ولی قرآن می گوید انتقام گرفته نشده. زیارت عاشورا می گوید: انتقام گرفته نشده «و الوتر الموتور» سر جاش هست. آن خون هنوز در جامعه نیست. آن خون ریخته شده. وقتی این را فهمیدی تو می خواهی اینجا انتقام امام حسین را بگیری. خب انتقام امام حسین چه جوری گرفته می شود؟ اگر فهمیدی مفهوم انتقام را، انتقام امام حسین چه جوری گرفته می شود؟ اینکه امام حسین برگرده بیاد سر ریاستش، فرمانروایی اش بر عالم.
خب این چه جوری امکان پذیر هست؟ می گوید تو باید حسین زمان خودت را بیاری حاکم بکنی. امام زمان ظهور کند دو تا اتفاق مهم می افتد: یک) اینکه حسین زمان تو و امام زمان تو وقتی ظهور می کند انتقام گرفته می شود. چون متخصص معصوم می آید سر وقت جامعه، به فرمانروایی می رسد و جامعه تازه تعادل انسانی پیدا می کند. تازه هر کس سر جای خودش هست اینجا. ما دانشگاه برقرار می شود، امام باشگاهش را می زند و حالا انسان تربیت می کند و خلیفه تربیت می کند. چون الان کسی نیست بالا سر ما ما همه یتیم ایم و شکوفا نشده داریم تلف می شویم، می میریم. پس اتفاق اول این هست که خلیفه الله می آید. اتفاق دوم این هست که امام زمان، خود شخص امام حسین را هم با خودش زنده می آورد روی زمین برای ما. این هم اتفاق دوم هست. لذا آقا امام حسین فرمود: وقتی مهدی بیاد اولین کسی که قبرش را می شکافد می آید به زمین کمک حضرت منم کمک مهدی منم؛ یعنی دو تا خلیفه میان بالا سر ما. چه شود. این آن انتقام گرفته می شود؛ ولی زیارت عاشورا صحبت از یه انتقام دیگر هم می کند. تو باید بگویی «اسئله ان یرزقنی طلب ثاری» قرائت های دیگر درست نیست هیچ کدام. بقیه را من دیدم خیلی ها غلط هم نوشتند هم غلط می خوانند. «اسئله ان یرزقنی طلب ثاری» انتقام خودم را هم بگیرم. خب انتقام خودت چیه؟ الان مصیبتی که تو داری چیه؟ می گوید مصیبتی که من دارم کمرشکن هست. انتقام من این هست که من به عنوان یک انسان مربی بالا سرم نیست. پدرم نیست. یتیمم. نه امامم بالا سرم هست؛ یعنی هر دو جنایت سر من حقیقی و حقوقی آمده. من از نظر حقیقی، ولیّ، خلیفه الله بالا سرم نیست. استعداده ای بی نهایت هم دارد تلف می شود .از نظر حقوقی عذر می خوام امام بالا سرم نیست ولیّ بالا سرم نیست خلیفه بالا سرم نیست دارم تلف می شوم و از نظر حقیقی بابام هم بالا سرم نیست. من از خانواده آسمانی ام دور افتاده ام. این هم یه مصیبت خیلی بزرگی هست. بالا سر نیست. ما با خانواده مان تربیت نمی شویم رشد نمی کنیم. لذا می گوید تو خودت هم مثل امام حسین مصیبت زده هستی. ببین خدا منطقش چه جوریه. وقتی دارد با ما حرف می زند. شما تا خودشناسی نداشته باشی نمی توانی نه قرآن بفهمی نه دعاها و نه نماز و نه زیارت را هیچی. فقط ما همینجوری یه سری جملات عربی به عنوان یه خانم و آقا می آیم جمکران یا به عنوان یه خانم آقا مثلا نماز می خوانیم. یه سلسله جملات عربی می گوییم و تمامش می کنیم بلند می شویم دنبال کار زندگی مان. نمی فهمیم اصلا چه اتفاقی دارد می افتد و این جملات یعنی چی. تو تا متوجه نشوی کی هستی و معرفت به نفس پیدا نکنی این مصیبت را خواهید داشت. ببین خدا دارد با چه چشمی تو را نگاه می کند که می گوید تو به امام حسین بگو که انتقام خودتم باید بگیری و این مقامت هست روزیت هست. ما این روزی بالاتر از این داریم یا نداریم؟ خدا دست گذاشت روی بالاترین روزی که یه جامعه بشری می تواند داشته باشد. ما هیچ روزی در بین روزی های یک انسان، نه یک خانم و آقا. خانم روزی اش شوهرش هست، آقا روزیش زنش هست، بچه هایش هستند. این چیزهای دنیایی هست. انسان روزیش چیه؟ روزیش این هستش که خلیفه الله بالا سرش باشد در باشگاه خلیفه الله تا مقام محمود برود، تا خلافت الهی. این روزی من هست.
دو) این شخص بالا سرم باشد. اگر نباشد این دو تا روزی نباشند، ما رشدی نمی کنیم. برای همین در هر دوش شما روزی می دانی این را. شما تا نفهمی آدمی، روزی انسانی را معنی اش را نمی فهمی .رزق را معنی اش را نمی فهمی. روزی را یا در جمادات می دانی یا در کمالات گیاهی می دانی یا در کمالات حیوانی می دانیم یا نهایتا یه چهار تا کلاس درس بخوانیم. این را می گوییم روزی و همین جوری هم می میریم و این وحشتناک ترین مردن هست، وحشتناک ترین زندگی هست و وحشتناک ترین مردن هست. خب دو تا روزی چه جوری به دست می آید؟ خود خدا در زیارت عاشورا که حدیث قدسی است توجه بکنیم که زیارت عاشورا حدیث قدسی است، خدا تنظیم کرده یک. دو) زیاد عاشورا قبل از اینکه عاشورایی اتفاق بیفتد ائمه ای به دنیا بیایند، امام زمانی باشد تنظیم شده. پس زیارت عاشورا در واقع یک زیارت و یک متن استراتژی است، یک متن راهبردی هست برای حیات بشریت. که انشالله اگر عمری بود راجعش بعدا توضیح خواهم داد. در واقع زیارت عاشورا دارد دستت را از حسینی که قراره بعد شهید بشود، می گذارد در دست امامی که قراره بعد بیاید انتقام حسین را بگیرد و جهان را نجات بدهد. ببین دو تا جهش به سمت آینده دارد در زیارت عاشورا.
بله الان از زمانی که عاشورا گذشتیم برای ما سال شصت و یک گذشته است ولی آن موقع زیارت عاشورا آمده هر دو واقعه چی بوده؟ آینده بوده. دو تا واقعه که به آینده است. بحث آینده و فهم آینده همان طور که جلسه قبل توضیح دادم، مقام معظم رهبری چی فرمودند در تعریف دین؟ فرمود: دین یعنی فهم امیدوارانه آینده و ساخت آینده. تو میزانی دین داری که آینده را امید داری، عاشقشی دلتنگش هستی و می سازیش. نه چقدر نماز می خوانی چقدر روزه می گیری چقدر حجاب داری چقدر ریش داری چقدر نمی دونم حج رفتی چقدر دعا می خوانی نه. وقتی تو اتصال به آینده نداری بریدی. زیارت عاشورا میاد دست تو را از حسین سال شصت و یک می گیرد، چون زیارت عاشورا بعد از واقعه کربلا در اختیار بقیه انسان ها قرار گرفته، در اختیار ائمه بوده. امام باقر علیه السلام زیارت عاشورا علنی اش می کند دیگر. پس آنی که زیارت عاشورا تو دستش رسیده از مردم، دارد با حسین سال شصت و یک حرکت می کند به سمت حسین آینده؛ یعنی مهدی موعود. ببین خدا دست تو را از امام حسین می گیرد، می گوید تو به میزانی عزادار حقیقی هستی و به میزان صادقی در گریه ات برای امام حسین و عزاداری برای امام حسین که اهل این دو تا انتقام باشی. والا گریه می کنی، گریه عاطفی هست دیگر، حیوانات هم این گریه را دارند غیر مسلمان ها هم این گریه را دارند، مسیحیان می نشینند برای امام حسین گریه می کنند. هندوان می نشینند گریه می کنند. یهودها هم گریه می کنند. آنجایی این گریه صدق دارد که تو به امام زمانت وصل بشوی به آینده وصل می شوی. همان تعریفی که رهبر عزیزمان، نائب امام زمان از دین دارد می کند. دین یعنی فهم امیدوارانه آینده و ساخت آینده. پس تو اگر اتصال به آینده نداشته باشی و آینده ساز نباشی، دیندار نیستی دیگر. دیندار نیستی. چون این فهم در جامعه نیست از دین، لذا چیزی به اسم استغاثه مثلا شما بگو دعا توسل می خواهیم بخوانیم مسجد جمکران پر هست، بگو دعای کمیل می خواهیم بخوانیم، می گوییم برای امام حسین می خواهیم عزاداری بکنیم هر چی مال گذشته است این مساجد هیئت ها سازمان ها همه پر می شود اما آنجایی که تو می گویی برای آینده می خواهیم یه کاری کنیم چون آن معرفت نسبت به خود وجود ندارد، هنوز چیزی به اسم استغاثه فهمیده نمی شود. ارزش استغاثه فوق العاده مهم تر از هر، مهم تر از دعای ندبه. ندبه خودش استغاثه است. مهم تر از هر توسلی مهم تر از هر چیز. توسل استغاثه ندبه اینها همه وسیله ایست برای اینکه ما برسیم به این مسئله؛ ولی چون هنوز آن فهم مهدوی و فهم انسانی نیست، هنوز جایگاهش جا نیفتاده، برای همین هم جلسه قبل هم گفتم کسانی که در استغاثه شرکت می کنند مثل همه روند تاریخ، میوه ها همیشه کمتر از شاخه و ساقه و برگ هست. آن هایی که می رسانند خودشان را به استغاثه خیلی مقام بزرگی دارند. آن که گریه می کند برای امام، استغاثه دارد برای امام، مقام بالایی دارد. چون این دارد به دو تا انتقام فکر می کند و برایش از خدا نیرو دارد طلب می کند.
استغاثه یعنی خدایا کمکم کن که من بتوانم این دوتا انتقام را انجام بدهم. تو ولیّ دمی. یک) این را باید بفهمی. دو) دو تا انتقام باید بگیری ولی هر دو انتقام زمانی عملی می شود که امام منصور و امام الهدی ظهور بکند. پس این دوباره برمی گردیم به همان تعریفی که رهبر عزیزمان این تعریف بی نظیر را از دین می کند. وقتی که تو خب الان ما اگر بخواهیم آک بمیریم که خیلی فاجعه است. زیارت عاشورا می آید یه راه نجات برای ما می گذارد. می گوید درسته که خلیفه الله بالا سر تو نیست اما تو اگر اتصال به آینده داشته باشی، در راه او قدم برداری، برای برطرف کردن موانع ظهور او گام برداری، آینده ساز باشی (که حالا کیفیتش را انشالله اگر عمری بود هفته آینده توضیح می دهم آینده ساز بودن یعنی چی) اگر آینده ساز باشی دیگر حالا امام زمان بالا سرت هم نیست، خداوند این رشد را برای تو ایجاد می کند. این رشد چه جوری حاصل می شود؟ خوب دقت کنید. اول خدا حرف از انتقام می زند ولی در هر انتقام تو را از مرحله انتقام به مرحله انتظار می رساند. دقت کردید چقدر ظریف است این. اول
می گوید: «اسئله ان یرزقنی یرزقنی ثارک» اما از مقام انتقام می آوردت بالا، «مع امام من منصور». پس تو باید بروی در جریان، رحم انتظار قرار بگیری. منتظر بشوی. در انتقام خودت هم باز همینطوره. «اسئله ان یرزقنی طلب ثاری» این انتقام است اما «مع امام هدی» می شود انتظار. وقتی رسیدی به انتظار، به باطن دین راه پیدا می کنی. باز با همان تعریفی که آقا فرمود. این تعریفی که آقا فرمود، تعریف رسول خداست و تعریف قرآن است. پیامبر فرمود: «افضل الاعمال» بگویید «انتظار الفرج» «افضل العباد انتظار الفرج» «افضل الجهاد امتی انتظار الفرج» پس تو نسبت به میزانی که انتظار فرج داری، منتظر هستی؛ یعنی سازنده آینده. منتظر سازنده است دیگر. الان این عزیزانی که زحمت کشیدند این را برای ما ، جریان را فراهم کردن و استغاثه را، فرش ها را انداختن این میزها، اینها که اینجا نبوده که اینجا، بعد از مراسم جمعشان می کنند، آمدن خودشان زودتر دعا را برقرار کردن، بلندگو آوردن، شرایط را فراهم کرد. انتظار یعنی بیا شرایط را فراهم بکن. برای همین هم تو باید از مقام منتظر یعنی آن جایی که اتصال با روح حسینی داری، با محرم و صفر، اربعین، بری در جریان و رحم وجودی انتظار قرار بگیری. فهم این خیلی مهم است. فهم این خیلی مهم است که شما هر چی در کربلا عاشورا نجف سامرا کاظمین در اربعین بکاری، میوه اش در جمکران باید دستت بیاد، درو بشود یعنی امام زمان.
جمکران یعنی آنجایی که تمام مصائب، تمام حرم ها به آنجا ختم است. امام رضا، این سیزده معصوم حرم هایشان میاد در جمکران، میاد در قم. برای همین هم شما وقتی که می خواهی زیارت حضرت معصومه را بخوانی باید اول چیکار کنی؟ بعد از اینکه با خدا حرف زدی، با انبیا اولوالعزم باید با چهارده معصوم حرف بزنی، بعد تازه میری سراغ حضرت معصومه. اینها اگر ما نفهمیم، دینداری با معرفتی نداریم. برای همین علی علیه السلام فرمود: کسی که منتظر بشود، با من و هم درجه من است. این یعنی چی؟ با من و هم درجه من هست یعنی رسیده مقام محمود. با من و هم درجه من هست دیگر.
منتظر یعنی یه کسی که تمام پنج بخش وجودیش یعنی بخش جمادی پولش؛ بخش گیاهی وقتش؛ بخش حیوانی آبروش؛ بخش علمیش تخصصش؛ بخش فرشته علم و تخصصش و در بخش فوق عقلی و انسانی قلبش درگیر مسئله امام زمان باشد و واقعا تلاش بکند برای این کار. پس اگر ما اهل انتقام نباشیم یعنی عزاداری ذلیلانه می کنیم، دائما میایم هزار الان صد هزار و صد و نود سال ماهی گریه می کنیم فقط. اهل انتقام نیستیم که بریم بیاریم امام زمان را. هی گریه می کنیم حسین را زدن کشتن، رقیه اینجوری علی اکبر اینجوری. قرآن می گوید نه این عزاداری ذلیلانه را نکن. تو باید انتقام بگیری. وقتی داری گریه می کنی گریه به مصیبت عظیم است یعنی شهادت یعنی اسارت یعنی قطع دست و پا یعنی گلوی علی اصغر یعنی اسارت. اینها همه تن دادن به یه مصیبت عظیم که یه مصیبت اعظم اتفاق نیفتد؛ یعنی آن مصیبت. آن مصیبت اعظم چی بود؟ حذف متخصص معصوم و محرومیت انسان ها از متخصص معصوم. اگر این را فهمیدیم آن موقع هست که تازه می دانیم که مصیبتی که بشر دارد می کشد چیه و استغاثه چرا واجب است.
استغاثه نیمی از انتقام است. نیمی از انتقام عملیات زمینه سازی برای ظهور حضرت است. نیمیش تضرع است. «الدعا نصف العباده» دعا نصف بندگی است. تضرع حقیقت بسیار مهم است. استغاثه بسیار مهم است. پنجاه درصد زمینه سازی برای ظهور گریه است تضرع است استغاثه است. فریاد است. پنجاه درصدش خارج از فضای دعا و استغاثه تو عملیاتی باید بشوی برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت که حالا این چه جوری باید بشود، انشا الله در استغاثه بعدی که اگر سعادتی بود توضیح خواهم داد.
« السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت ب علیکم سلام الله ابد و بقی الیل وار ولاجعله الله آخر العهد منی زیار همه با هم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین یه بار دیگر همه بلند السلام علی