زندگی زیبا، جلسه سی و یک 14/10/1404
سلام علیکم و رحمة الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
بحثمان درباره رساله حقوق آقا امام سجاد علیه السلام هست. امروز میخواهیم درباره حق معلم و استاد سخن بگوییم ترتیب بحثمان بعد از حق حاکم به اینجا رسید.
تاکید میکنم با توجه به حوادثی که دارد الان اتفاق می افتد در عالم و در کشور خودمان، عزیزان حتماً دو جلسه قبل را چند بار گوش بکنند و یکی از وظایفتان هم همین هست که هماونطور که در این حق یعنی حق معلم میخوانیم این هستش که آن آموزه را خوب یاد بگیرید و به دیگران یاد بدهید. دو جلسه قبل که حق حاکم بود مباحثی که مربوط به الان ماست خدمتتان مفصل عرض کرده بودیم و باید خوب آن را انشالله کامل بفهمیمش و به دیگران هم خوب یاد بدهیم. مسئله آموزش در اسلام یک مسئله بینهایت مهم است. همین که گفتم بینهایت. چون علم شروع شدن هست. همه شرها از نفهمی هست از جهالت. «الجهل اصل کل شر» جهل ریشه همه بدبختیهاست همه شرهاست. نادانی نفهمی ریشه همه سختی ها و گرفتاری ها و شرهاست. هرچی بدی هست ریشش به شر است. شرورهای عالم ظالمین طاغوتها مستکبرین کسانی هستند که از فهمیدن خودشان را محروم کردند و نخواستن بفهمند «و العلم اصل کل خیر» علم ریشه هر خیری هست دانش است. همانطور که قبلاً گفتیم غایت انسان علم نیست. علم ابزار هست، مقدمه است. آموزش مقدمه است اما اگر نباشد آن مرحله بعدی که ایمان هست و معرفت هست حاصل نمیشود. چون قیمت انسان همانطور که قرآن فرمود: ایمان است «والعصر ان الانسان لفی خسر» خیلی هشدار تند و کمرشکنی هست که خداوند میدهد همه انسانها اصل سرمایهشان دارند از دست میدهند «الا الذین آمنوا» اما برای مومن شدن انسان باید اول آگاه باشد که مومن بشود. همان که در هدف بعثت انبیا هم قرآن میفرماید که هدف بعثت انبیا چیه؟ «و یزکیه و یعلمهم الکتاب و الحکمه» پیامبر آمده که مردم را پاک بکند بعد کتاب و حکمت به آنها یاد بده اما به قول مرحوم علامه در تفسیر قیم المیزان مردم برای تزکیه هم اول احتیاج به آموزش دارند یعنی علم اولین شرط معرفت و تزکیه است. لذا علی علیه السلام فرمود: «العلم اول دلیل و المعرفة آخر النهایه» علم آگاهی اولیه است، آشنایی اولیه است لازم است/ راهنمای اولیه علم هست. ما باید بفهمیم حالا بعد مرحله بعد عمل هست و شدن هست و ایمان هست تا رسیدن به معرفت اما در درجه اول علم لازم است. انسان باید یاد بگیرد اول. لذا فرمود:
جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش
انسان باید یاد بگیرد. به همین جهت مرحوم فیض کاشانی در کتاب النکاح دقت کنید چقدر لطیف است که در کتاب ازدواج آورده این را این حدیث را که با آن همه تعریفی که از ازدواج کرده میفرماید یکی از آفات ازدواج چون ازدواج آفات هم دارد. درسته هرکس ازدواج کند نصف دینش را حفظ میکند به شرط اینکه بهش عمل کند به وظایفش که دارد نسبت به همسر و فرزندانش. چه زن و چه مرد اما آفاتی هم دارد. یکی از آفاتش همین است که به وظایفش عمل نکند؛ یعنی انسان وارد یه میدانی بشود که نمیخواهد نسبت به آن وظایف کاری انجام بدهد. فقط میخواهد زندار بشود شوهردار بشود بدون اینکه بخواهد مسئولیت زن دار بودن یا شوهردار بودن را بپذیرد. مسئولیت مادر بودن مسئولیت ۵ ژنهای پنجگانه فرزندش را «سلامت و زیبایی هوش عقل اخلاق و معنویت» فرزندش را بپذیرد. مسئولیت لقمه حلال مسئولیت تربیت مسئولیت معاشرت نیک مسئولیت تولید عشق مسئولیت مدیریت اقتصادی، مدیریت اخلاقی و عاطفی و معنوی همان قانون های سه گانه که در مهارتهای زندگی گفتیم. بعضی ها خیال ندارند وقتی ازدواج میکنند فقط یه جنس مخالف میخواهند ولی خیال ندارند که به وظایفشان درست عمل کنند. برای همین ما الان در کشورمان یه آمار خجالت آور و شرم آور بالای طلاق داریم. چرا؟ چون هیچ کدام از طرفین حاضر نیستند به وظایفشان درست عمل بکنند و بیشتر هم آقایان متاسفانه. به همین جهت مرحوم فیض در کتاب النکاح در بخش آفات ازدواج این حدیث را آورده که بسیار کمرشکن است فرمود: «لاقل الله سبحان احدا بذنب اعظم جهالت اهل و اولاده» هیچکس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند. مرد خانه غیر از اینکه موظف هست به تامین اقتصاد- قانون سه انگشت یادتان نرفته که توضیح دادیم دیگر که این کوچیک چیه؟- اقتصاد خانواده یعنی لقمه حلال و پاک دو) چی؟ عشق و عاطفه و اخلاق و سه) معنویات. لذا حضرت فرمود: هیچکس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند. مرد خانه و بعد زن خانواده هر دو موظفند همانطور که برای تامین مواد غذایی خوراک نمیدونم رختخواب یخچال فریزر تلویزیون تلاش میکنند، برای تامین حیات علمی اعضای خانواده هم تلاش بکند. زن باید عالمه باشد یاد بگیرد. مرد باید عالم باشد و بعد این در خانه باید فضای خانه فضای علمی باشد.
بچه ها امانتهای خداوند هستند. خلفای الهی با قیمت بینهایت و حیات بینهایت امانت خدا هستند ،امانت اهل بیت هستند که باید درست تربیت شود. ما باید حواسمان باشد که این بچهای که خدا به ما هدیه داده فرزند فاطمه زهراست و امانت اوست فرزند پیغمبره فرزند امیرالمومنین هست قبل از اینکه فرزند ما باشد. ما صاحب بدن فرزندانمان هستیم اما روح خودمان را مال خودمان نیست. از اهل بیت از محمد و آل محمد دمیده شده در ما روح فرزندمان هم همینطور ما روح بچه را بهش ندادیم. شخصیت بچه مال اهل بیت دمیده شده از روح خداست دمیده شده. حرمت آن روحی که بچه دارد را باید داشته باشیم. آن بچه ما نیست فقط فکر کنیم هرجوری دلمان خواست تربیتش کنیم هرجوری دلمان خواست شکل بهش بدهیم هرجوری دلمان خواست برایش آرمان و آینده ببندیم. طبق امیال خودمان برایشان برنامهریزی بکنیم. با ارزش های غلط خودمان. آن بچه امانت خداست خلیفه الله و امانت اهل بیته دست ماست. بچه یکی از چیزهایی که باید بفهمد در خانواده اینکه بفهمد ما پدر مادر زمینیش هستیم. اگر این را فهمید و فهمید خانواده آسمانی دارد اصلا. اصل و نسب آسمانی دارد بچه باید بفهمد که مال کره زمین نیست کار مال دنیا نیست.
اینکه ما در اصول عقایدمان معاد داریم معاد یعنی چی یعنی بازگشت یعنی ما اصلا مال اصفهان نیستیم مال ایران نیستیم مال آسیا نیستیم مال کره زمین نیستیم مال دنیا نیستیم. معاد یعنی من اصلا مال زمین مال اینجا نیستم. معاد یعنی برمیگردم خانه خودمان «انا لله و انا الیه راجعون» معاد یعنی اینکه تو یاد بگیری برمیگردی جایی که قبلا بودی. ما رفت نداریم. رفت مال کسانی که شروعشان از دنیاست ما چنین کسی را نداری.م ما بازگشت داریم یعنی قبلاً بیرون دنیا زندگی میکردیم با خانواده آسمانیمان یه مدتی آمدیم اینجا، از اینجا برمیگردیم خانه مان.
ما بچههایمان یاد بدهیم که فرزندان کره زمین نیستند فرزندان دنیا نیستند. مال اصفهان و نمیدونم ایران و اینها نیستند. جسمشان مال اینجاست. نگاهشان اصفهانی و ایرانی و کره زمینی نباشد و یاد بگیرند که خانواده دارند. اصل و نسب دارن.د ما باید هادی آنها هادی مردم کلاً به سوی خانواده خودشان باشیم. اصل و نسب خودشان ریشه خودشان مملکت خودشان و پدر مادر باید بچه ها را درست مدیریت بکنن.د هدایت بکنند تا خانواده اصلیشان. این وظیفه پدر مادر است. لذا پیامبر فرمود: هیچکس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت فرزندانش و خانوادهاش ملاقات میکند. مرد اجازه ندهد خانمش بچههاش یاد بگیرند دین را بفهمند. حقیقت انسان و معرفت نفس بفهمند. حقیقت خودشان را بفهمند. معارف الهی را بفهمند زن اجازه ندهد یا چیزهای غیر ضروری یا مضر را انتخاب کنند برای یادگیری بچه یا چیزهای بی موقع را انتخاب کنند که ذهنش آلوده بشود. نه. اولین چیزهایی که بچهها باید کاملاً باهاش آشنا بشوند و تربیت بشوند بر اساسش بر این باور؛ اینکه مال کره زمین نیستند انسانند خانم و آقا نیستند فرشته نیستند زن و مرد نیستند دکتر مهندس نیستند. نمیدونم این ارزشهای اینجوری مال بخش زمینی شان هست. یاد بگیرند که انسانن روح خدا هستند با ظرفیت روح خدا یعنی خلیفه اللهی. با ظرفیت مقام خلیفه که شما زیارت عاشورا- بچه زیاد عاشورا اگر از شما سوال کرد بابا مامان ما چرا در زیارت عاشورا میگویم: از خدا میخواهی ما را به همان مقامی که شما پیش خدا دارید برساند، چه جوری ما میتوانیم به آن مقام برسیم؟ باید بهش بگویی که اصلا تو با همان ظرفیت آمدی به این دنیا. تو اصلت همین است. حقیقتت این است. ریشت همین است. جنست همین است. خب چه توقعی هست. یه دانه سیب می شود سیب یه دانه پرتقال می شود پرتقال. تو روح خدا هستی میشوی خلیفه. نه اینکه یه روح خدا را ما بیاوریم بکنیمش دکتر مهندس مثلا. یه روح خدا را بیای بکنیم فوتبالیست. بکنیم تاجر ، بکنیم مثلا مدیرکل یه جا، نمیدونم رئیس جمهور یه جا وزیر یه جا. این اصلاً حقش حیات انسانی است. حیات آدمی هست. لذا وظیفه علم آموزی بسیار بسیار مهم است.
در درجه اول پدر مادر ما باید این زمینه را برای بچههایشان فراهم کند اگر خودشان هم نمیتوانند فراهم کنند اساتید علما معلمان خوب که این حق عظیم گردن ما دارند. چون معلمان هستند که اساتید هستند که حقایق را آنگونه که هستند به ما آموزش میدهند و ما با فرمول های حقیقی عالم آشنا میشویم. برای همین مثل علم آموزی یه امر واجب است. «طلب العلم فریضه علی کل مسلم» طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. واجب است. گفتند آقا این علمی که واجبه میگوید واجبه چیه؟ فرمود: احکامشان اول عقایدشان اخلاقیاتشان بعد احکامشان. حالا ما برعکس عمل میکنیم متاسفانه. در آموزش دین اول بچههای ما میگویند نماز بخواند حجاب داشته باشد نمیدونم روزه بگیر ولی نمیفهمد که اصلا برای چی باید این کار را بکند. یعنی اول باید معارفش را یاد بگیرد عقایدش را یاد بگیرد و در رأس عقاید چه چیزی هست که باید یاد بگیرد چیه در عقاید؟ خودشناسی اول خودش قبل از خداشناسی معرفت نفس قبل از معرفت رب. معرفت نفس مقدم بر همه معارف است. اینکه بفهمد کیه! این را باید بهش بفهماند که الان ما کتاب تولید کردیم ۱۴ جلد برای بچههای قبل از بچه های ۱۱ سال یا برای اساتیدشان خانواده ها کتاب تولید کردیم که چه جوری یاد بدهیم این را به بچه هایمان. برای همین است که ما باید این واجبات را یاد بدهیم. اگر یاد ندهیم فردای قیامت خدا یقه ما را خواهد گرفت. چرا به اینها یاد ندادی چرا این را کوچیک نگه داشتی چرا اینها را حقیر نگه داشتید. اینکه بروند دانشگاه دکتر مهندس بشون.د چرا بیشترین همت تان این بود که این فقط درس بخواند نمیدونم زبان هست که اصلا ضرورت ندارد خیلی هم مضرات دارد بی موقع یاد گرفتنش این را یاد بگیرید. فقط دکتر و مهندس شوند. رشته های به درد نخور رشته های که خیلی هاش اصلا استفاده نمیکند ازش. پزتون به این بود که این فقط قبول شده دانشگاه نمیدونم فلان رشته برود مثلاً تا کجا. بچه اینها را یاد بگیرد. این آدم هست. انسان هست. خلیفه الله بچه اهل بیت است، روح خداست. این یه عروسک نیست که تو بیارش در خانه بهش بگویی نمیدونم صداش بکند من به تو بگوید مامان بابا که یه انسان هست امانت هست. لذا امام صادق علیه السلام فرمود: «لست احب عن اره شاب منکم» من دوست ندارم یه جوانی از شما را ببینم مگر اینکه در یکی از این دو حالت باشد: «اما عالما او متعلما» یا عالم باشد یا متعلق باشد. دارد یاد بگیرد. فهمیده باشد در حال فهمیدن باشد «فان لم یفعل فرته» اگر انجام ندهد این کار را کوتاهی کرده «و ان فرط ضیع» اگر کوتاهی بکند خودش را ضایع کرده استعدادش را ضایع کرده تباه کرده «و ان ضی اسن» اگر خب آدم وقتی که خودش را خسران داشته باشد. قرآن میفرماید 19خاسر کسی هستش که.... نه پول و ماشینش را ببرند. نه در خودش در حقیقت جاودانش دچار خسارت بشود. خوب تربیت نشود. مثل یه بچه که در رحم مادر است خسران چیه؟ اینکه موقع تولد آماده تولد نباشد. چیزهایی که لازمه با خودش نیاورده باشد. می شود خسارت دیگر. چه خسارتی از این بالاتر. لذا میفرماید اگر ضایع بکند، استعدادش را ضایع بکند «اثم» میفتد به گناه کردن. چون نمیفهمد کیه. تصمیماش رفتارهایش عقایدش اخلاقیاتش خراب می شود «و ان اثم سکن النار» اگر گناه بکند «والذی بععث محمدا بالحق صلی الله علیه و سلم» قسم به کسی که پیامبر را به حق فرستاده داخل جهنم می شود. اصلا جهنم جای جاهلهاست. آدمهای جاهل میروند جهنم. جهنم جای آدم نفهم است. پیامبر فرمود: «لکل شیء طریق و طریق الجنة العلم» برای هر چیزی راهی هست و راه بهشت علم است. اول فهمیدند اول عالم بودن، بفهمند.
لذا فرمود: «لو عطیته من شباب شیعه لایتتفقه فی الدین» در یک جای دیگر دارد «لو اعجلته» در جای دیگر دارد «لو ضربته ضربه» یه جوانی از جوانهای شیعه را ببینم که دینش را یاد نمیگیرد، معارفش را یاد نمیگیرد، ادبش میکند. در جای فرمود: تنبیه اش میکند در جایی با شمشیر میزنم. خاصیت ندارد این آدم. میگوید ای کاش مردم با فرو رفتن در گردابها -گرداب سخته دیگر- با سختیها میرفتند داخل آن «حتی یتفقه فی الحلال و الحرام» تا اینکه در دینشان آگاهی پیدا کنند. در حلال و حرامشان آگاهی پیدا کنند. اگر این نباشد جامعه انسانی به وجود نمی آید. جامعه اسلامی هم به وجود نمی آید. جامعه اسلامی اینجوری نیست که بگوییم خانمی هستند که حجاب دارند نماز میخوانند آقایان هم ریش دارند انگشتر دارند نمیدونم می آیند نماز می آیند مسجد میروند هیئت. جامعه دینی یعنی یه جامعه ای که توش آگاهی وجود دارد. افراد فهم سه گانه دارند: من کیم، از کجا آمدم، کجا هستم و به کجا میرم و چه وظایفی به عهده دارم در هر مرحله. لذا پیامبر فرمود: «خیر الدنیا والاخره مع العلم»«بالعلم عبد الله» خدا با علم عبادت می شود و بندگی می شود. بندگی تخصص است دیگر. من بدونم مولایم ربم مربیم چی میخواهد از من. برای شوهرداری برای زن داری برای انتخاب همسر انتخاب شغل انتخاب رشته تربیت فرزند، ارتباط با اشیا لقمه حلال حرام غذا نمیدونم روابط اجتماعی روابط سیاسی بدونم وظیفه ام چیه. می شود عبودیت، بندگی.
گفتیم ما هدف از خلقت مان چیه؟ عبودیت هست. یعنی بندگی خدا. بندگی خدا گفتیم یعنی چی؟ یعنی او رب و مربی است. ما شاگرداهایش هستیم. شاگردی مربی دارد و شاگردی اطلاعات لازم دارد. من چه جوری این مورد مربی را اطاعت بکنم؟ آموزههایش را باید بفهمم تا شبیه اش بشوم؟ خلیفه الله بشوم؟ مگر قرار نیست ما با محمد و آل محمد محشور شویم! بنابراین باید حتماً بدانیم که اینها چی می گویند که ما بتوانیم شبیه شان بشویم دیگر. ما باید بدانیم چه جوری در هر در لباس پوشیدن چه جوری باید این را رعایت بکنیم، در حجاب در حیاط در روابط زن و مرد، در مسائل اقتصادی در مسائل سیاسی، در مسائل خانوادگی، در تربیت من الان باید چیکار کنم، وظیفهم چیه، وقتی این را فهمیدم یواش یواش شبیه مربی می شوم. ولی وقتی که اصلا نمیدونم مربی چی گفته، چی میگوید، چی میخواهد، من چه جوری میتوانم شبیه مربی بشوم. امکان ندارد. لذا علم خیلی مهم است. آموزش فوق العاده مهم است. مطالعه کردن، کلاس رفتن استاد دیدن، آموزش، آموزش آموزش. این خیلی مهم است. بدون این انسان دیگر به کمالات بالاتر راه پیدا نمیکند.
خب با توجه به این اهمیتی که گفتم هر چند وقتمان هم تقریباً تمام هست، ساعت بعد انشالله توضیح خواهم داد، یک فرمایش امام در حق معلم و استاد حضرت فرمایشی دارد که یه قسمتش را برایتان در این سه چهار دقیقه بخوانم. یک صلوات ختم بفرمایید.
«و اما حق سائک بالعلم فتعظیم له و توقیر لمجلسه و حسن استماع الیک» مرحله به مرحله دارد توضیح میدهد. میگوید حق استاد و معلم چیه؟ اونی که ازش درس یاد میگیری حق چیه؟ اولین چیزی که میفرماید، میفرماید که «فتعظیم له» استاد تعظیم بکن؛ یعنی بزرگداشت. او را بزرگ ببینی و رفتارت هم باهاش با تعظیم همراه باشد .«قم عن مجلسک لمعلمک و ابیک و ان کنت امیر» تو الان شاهی. شاه. پدرت آمد داخل باید بلند شوی. نگویی من شاهم، لم بدهی آنجا بابات بیاد آنجا. پدرت، مادر که دیگر مقامش خیلی بالاتره. مادر مسلم هست، آن چند برابر پدر حقش هست، پدر که حقش کمتره، آمد در خانه وارد شد، باید بلند شوی از جات، نه اینکه لم بدهی. ما الان بچهها خوابیدن. پدر می رود به آنها سلام میکند؛ مثلاً آن دارد با بازی میکند؛ مثلاً سلام دوباره ادامه میدهد اصلاً انگار نه انگار بابا آمده در خانه. مادر آمده در خانه. بچهها بیادب گستاخ بار می آیند. فرزند سالاریه. یه چیزی که باید بچهها یاد بگیرد که پدر آمد همان طور که وقتی معلم وارد شد، «عن مجلسک معلمک و ابیک» برای معلمت و پدرت «و ان کنت امیرا» حتی اگر پادشاهی از جات بلند شو. معلم وارد شد بایست. این حق تعظیم است. البته این فقط مرحله اول است. تعظیم یعنی معلمت را در همه حال در همه شرایط آن تعظیم و تواضع و ادب و در مقابلش داشته باش. چون حقش حقش حیات جاودانه است. از حق پدرو مادر هم بالاتره، پدر مادر حق حیات دنیایی دارند؛ اما استاد و معلم حق جاودانه گردن ما دارند. این اولین وظیفه ات است نسبت به معلم «و تعظیم له» یعنی همیشه این کار را باید بکنی. هر وقت برخورد میکنیم این تعظیم را داشته باشیم.
خدا رحمت کند- برای شادی روح هدیه به روح پرفتوح معلمان بشریت، پیامبر و آلش، اصحابش، علما مراجع بزرگانی که قرنها با دادن بالاترین شهید، بیشترین کشته و بیشترین فشار ،تحمل بیشترین فشار، دین را تا الان دست ما رساندند. خیلی ما مدیون این مجموعه هستیم تا قیامت. انبیا اولیا زحمت کشیدن تا الان برای ما تا ما الان آگاهی هایی از حقایق انسانی و دین دست پیدا نیم. هدیه محضر همه شان صلوات بلند ختم بفرمایید.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.