زندگی زیبا، جلسه 13 13/06/1403
اعوذبالله من الشیطان الرحیم* بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی قوم الظلامین من الان الی قیام یوم الدین
سلام و صلوات و درود و رحمت و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام رضا و وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمائید.
ما بحث مان درباره رساله حقوق به خاطر بعضی از مناسبت ها به تاخیر افتاد. آخرین حقی که خواندیم حق شکم بود که بحث بسیار بسیار مهمی بود بحث شکم و به قول یکی از اولیا خدا فرمودند که اگر 124 هزار پیغمبر را جلوی نفس بکشید که دست از سر شما بردارد نفس این کار را نمی تواند بکند و برنمی دارد و شما را به هلاکت می اندازد مگر اینکه با گرسنگی تنبیه بشود. آرام بشود. این خیلی مهم است. الان دیگر نمی خواهیم راجع به این بحث صحبت کنیم.
حق بعدی حق عورت است که امام سجاد علیه السلام می فرماید: حق عورت این است که تو او را از حرام باز بداری. انسان در موطن های مختلف گرفتار لذات مختلف است. من یک توضیحی درباره نفس بدهم. نفس شخصیت هست. فردیت درش دارد. روح خدا وقتی که دمیده می شود، روح خدا در همه انسان ها یکسان می آید. اما آنچه تفاوتها را ایجاد میکند خصوصیت های فردی یک انسان است که به آن نفس می گویند وقتی که یک خانم یا آقا با هم ازدواج می کنند ترکیبی از پنج صفت کلی سلامت هوش عقل اخلاق و معنویت را به اشتراک می گذارند. زن و مرد در روی تخمک و اسپرم شان این پنج تا را دارند که نمره های مختلفی دارند. از نظر جسمی از نظر اخلاق و از نظر معنویت. بعد وقتی که لقاح پیدا می کند ترکیبی ایجاد می شود از جمع جبری نمره های مادر و پدر. این سلول تخم می شود که بعد تقسیم می شود و اندام زایی روش صروت می گیرد، وقتی که روح دمیده می شود روح به این مجموعه که مجموعه ویژه ای هست دمیده می شود. آن جمع جبری و آن ژن های مشترکی که حالا با هم یکی شدند در بچه، نفس بچه ایجادمی کند. یعنی آن شخصیت و منیت او را ایجاد می کند؛ اما انسان حامل روح خدا هم هست. اگر بخواهیم مثال بزنم که قبلا فکر میکنم یکبار برایتان مثال زدم. مثل خرید نت است. شما وقتی دستگاهت نتش تمام می شود، خرید که می کنی آن نتی که شما می گیرید و دریافت می کنید آن یک چیز بسیط است، هیچ نوع باری ندارد، یک ظرفیت است. این به تعداد گوشی ها رنگ آن گوشی را به خودش می گیرد. درواقع همان طور که گوشی هر کس شخصیت یک نفر را نشان می دهد، از روی گوشی یک آدم می شود تشخیص داد این چه جور آدمی است. نفس هم همین طور است. نفس انسان شخصیت یک انسان را نشان می دهد و حالا آن نتی که شما می خرید و روی دستگاه می ریزید، اگر دستگاهی که شما در هر مرحله از کمالات باشد، محتوای که کرد، آن نت می آید صرف همین می شود. خرج همین می شود. روح هم همین طور است. پس ما باید روح خدا که هستیم آن دمش الهی است که در ما ایجاد می شود. اما ما یک فردیت و شخصیت هم داریم به نام نفس، حالا این نفس بسته به این که پدر و مادر در جمادی گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلی چقدر نمره را به اشتراک گذاشتن، شخصیت این بچه ساخته می شود. این حالت اولیه است. حالا این بچه خودش انواع تغذیه ها را دارد. از طریق غذاها، دیدنی ها، شنیدنی ها خوردنی ها لمس کردنی ها، بوییدنی ها، بعد یواش یواش تشکیل خیال و فکر می دهد از طریق فکر و خیال و عملی که بعدا انجام می دهد، نفس این بچه شکل می گیرد. بعضی ها در کمالات جمادی بعضی ها در کمالات گیاهی مثل خورد و خوراک، مزه، طعم، شکم، این جور چیزها، لذات شکمی، نوشیدنی ها قوی می شوند. بعضی در پول دوستی، جمع کردن مال و این جور چیزها. بعضی ها در کمالات حیوانی مثل سکس، روابط جنسی، مقام خواهی، رقابت در کمالات گیاهی در این بخش ها قوی می شوند. البته بعضی ها در همه هم می توانند قوی باشند. بعضی ها در کمال فرشته ای قوی هستند. یعنی علاقمند به علم و دانش، درس، پژوهش، مطالعه تحقیق بعضی ها هم در کمالات فوق عقلی و معنوی قوی می شوند. شما همین الان که با علاقه می آیید در مجلس اهل بیت می نشینید، دربیرون از شهر کسانی هستند که حالشان از این مجالس به هم می خورد. هیچ نوع سنخیتی ندارد. حتی خدا را هم ممکن است قبول نداشته باشند. اهل بیت را قبول نداشته باشند. اینها درواقع استعدادهای فوق عقلانی خودشان را شکوفا نکردند یا پدر پدر و مادر کوتاهی کردند یا محیط کوتاهی کرده، بعدا هم خودشان در جریان قرار گرفتند همت نکردند که خودشان را درست کنند. حالا نفس اینها این جور ساخته شده است.
پس انسان ممکن است چون حبّ ذات دارد، عاشق خودش هست، خودش را هر جوری معنا بکند، لذات مربوط به آن خود هم دنبالش می گردد. یعنی اگر خود این جمادی باشد این شخص لذتش به جمع آوری پول، اشیا، تلفن اتومبیل خانه مسکن این کاره می شود. بعضی ها عشق شان به خودشان را از ناحیه لذات شکمی تامین می کنند یعنی چون عاشق خودش است گرفتار لذات شکمی و مزه است. لذا این دائما همه اش به فکر شیرین، شور، چرب، ترش مزه است. دائما از صبح که از خواب بلند می شود با خوردن سرکار دارد، با نوشیدنی های مختلف، یا خوراکی های مختلف. بشر در این جهت بی نهایت طلبی اش را خیلی جلو برده. شما نگاه کنید غیر از این همه نوشیدنی و خوراکهای طبیعی که خداوند خلق کرده، بشر برای خودش هزاران نوع خوراکی اختراع کرده. مثل بیسکویت ها، کیک ها، شکلات ها، لواشک، ترشیجات، خودش می نشیند برای بخش شکمی هزاران نوع خوراکی ایجاد می کند. چون لذتش در این است. در این بخش شکمی است. با این سرپاست. بعضی ها در لذات جنسی، قوی می شوند و تقوا را از دست می دهند. خداوند رابطه جنسی را برای انسان به چه منظور گذاشته؟ به این منظور گذاشته که روابط جنسی زن و مرد منجر به بقای نسل انسان شود و چون انسان ها معمولا تحت تاثیر شیطان و شیطان صفت ها، کمتر زیر بار مسئولیت های فرزند می روند، مسئولیت های مادری و پدری، خداوند این عمل را همراه با یک لذت مهمی گذاشته که البته آن هم دانش خاص خودش را می خواهد. خیلی ها عرضه ندارند از آن لذتی ببرند. بحثش بحث مهمی است و جایش نیست که اینجا توضیح بدهیم. مربوط به روابط زناشویی است. اصل روابط جنسی وضعش برای حفظ نسل انسان و تکثیر نسل انسان ها و درواقع تکثیر خود انسان است. انسانی که بچه می آورد نسل او تا قیامت ادامه دارد. دیگر یک فرد هم نیست. جدای از این عده ای این را وسیله ای برای زیاده خواهی و لذت جویی های نامشروع قرار می دهند و چون اسیر این بخش می شوند تن به ازدواج و فرزندآوری دیگر نمی دهد. برای همین در اسلام هر نوع روابط جنسی نامشروع و ناسالم که به غیر از اذن و اراده الهی است حرام است. مثل هم جنس بازی، یا روابط غیر شرعی بدون اذن الهی، زنا و چیزهایی از این قبیل. اینها باعث می شود که خانواده ارزشش از بین برود و متلاشی شود. شما در خانواده هایی که افراد روابط عاطفی شان را از طریق غیر مشروع تامین می کنند مثل با گربه با سگ، می بینید که علاقه ها در خانواده ها بسیار کم است. یعنی همان طور که شما در همین فیلم هایی که در ایران خودمان پخش می شود طرف سگ را جای بچه خودش می گیرد، جای شوهر می گیرد حتی. جای زنش می گیرد حتی و حیوانات از اعضای خانواده عزیزتر می شوند. این که در اسلام حد گذاشته شده برای این است که آن روابط و مصالح طبیعی از بین نرود. لذا انسان باید همان طور که چشمش دست و پا و شکم را که خواندیم ازش استفاده درست بکند، و حق دارند اینها به گردن ما و روز قیامت شکایت می کنند اینها اگر انسان آلوده کرده باشد، عورت انسان هم حق دارد به گردن انسان و این حقش این است که به حرام آلوده اش نکند. وقتی به حرام آلوده اش بکنید او شاکی شما می شود. برای همین هم کسانی که به روابط نامشروع تن می دهند، به غلط هم تن می دهند، عذا بسیار دردناکی در آخرت و در دنیا خداوند قرار داده. شما بیماری های مقاربتی مثل سوزاک، سفلیس، ایذر که صدها میلیون انسان را به شکل دردناکی کشت و هنوز هم دارد می کشد بخاطر انحراف در روابط جنسی است. وقتی روابط جنسی ناسالم می آید عذاب جدید هم می آید. در روایت داریم خداوند هیچ بنده ای گناه جدیدی را انجام نمی دهد مگر اینکه عذاب جدیدی برایشان می آید. لذا شما اگر تاریخچه مرگ و میر انسان ها را در روابط جنسی را مطالعه کنید از جنگ های جهانی بیشتر کشته داده است. از جنگ های جهانی روابط جنسی غلط بیشتر آدم ها را نابود کرده. آن هم به طرز وحشتناکی این کار را می کند و به طرز دردناکی این عذاب هست. ضمن اینکه عذاب آخرت هم دردناکی برای شخص ذخیره می شود. شخصی که در محضر خداوند بی حیایی میکند، توبه نمی کند، این کار را ادامه می دهد و اسیر این لذت هست، این هم نکبت ها و عذاب دنیایی دارد و هم نکبت ها و عذاب آخرتی. لذا امام علیه السلام در این باره به ما رهنمود داده که ما باید عورتمان را از حرام حفظ بکنیم. من این بخش را برایتان بخوانم.
«و اما حق فرجک فحظه مما لایحفظ لک»؛ اما حق عورت عبارت است از حفظ عورت از آنچه که حرام است. برای توحلال نیست. این را باید انسان حفظ کند.
«و الاستعانه علیک» حالا باید چه جوری حفظش بکنیم؟ چون انسان در معرض این روابط ممکن است قرار بگیرد. فرهنگ خانواده ها، فرهنگ اجتماع، نوع تغذیه ممکن است به گونه ای باشند که افراد دائما در معرض تحریک باشند. مثل جوامعی که خانم ها حجاب را رعایت نمی کنند هم برای خودشان دردسر درست می کنند هم برای آقایان. خانواده ها متلاشی می شوند، و گرفتاری زیادی پیش می آید. دیدنی ها، شبکه های مجازی، ماهواره و مسائلی از این قبیل. رعایت نمی شود این دائما در تحریک قرار می گیرد. تنوع طلبی هایی که در این زمینه به وجود می آید. الان در یک مقاله ای من می خواندم در غرب بیش از دوازده هزار نوع تنوع ایجاد کردند. طریقه برای ارضاء روابط جنسی. این باعث می شود یدگر که انسان ها از طریق طبیعی هم نتوانند این کار را انجام بدهند. آلوده به روش های بسیار غلط، دردآور، و شکنجه آور دنیایی و آخرتی بشوند.
می فرماید که حقش این است که حفظ بکنید. حالا چه جوری حفظش بکنید؟ حضرت چندتا راه پیشنهاد می دهد برای اینکه انسان گرفتار گناه نشود و خودش به این حرام مبتلا نکند. اولیش اینکه در بحث حق چشم گفتیم. اینکه چشمش را کنترل کند. چون در روایت داریم هیچ عضوی در بدن ناشکرتر از چشم وجود ندارد. شما هر چی بدهی باز بیشتر می خواهد. برای همین در روایت داریم چشم باید ادب کرد و باید کنترل کرد. باید با قوه قهریه با چشم برخورد کرد. نگذارید لوس بشود که هر چی دلش خواست ببیند. علاقه به نگاه هر کس یا هر چیزی فساد آور است برای انسان. چون همان جوری که در بحث چشم گفتیم، چشم درواقع برید قلب است؛ پیام آور برای قلب است که هر چی قلب بیند دل کند یاد. شما غذا هم خورده باشید سیر هم باشید، غذا خوردید بدنت نیازی ندارد الان سیر هستی. تلویزیون دارد نشان می دهد که الان یک غذای غیر از آن غذایی که شما خوردید، یک نوشیدنی غیر از آن نوشیدنی که شما خوردید، خیلی هم خیلی ساده، مثلا دارند یک نیمرو بخورم یا نان تازه. میگوید من هم هوس کردم که نیمرو بخورم. بروم دو تا تخم مرغ بخورم. درحالیکه بدن به این نیازی ندارد. ولی این جوری است. در هر لذتی همین جور است. بنابراین یکی از راه ها غض بصر است. یعنی انسان چشمش را کنترل کند. از حرام چشمش را بپوشاند تا هوس حرام به سراغش نیاید که بحثش را مفصل گفتیم. «فانه من اعور اعوان» این از بالاترین کمک هاست. حتی آنهایی که خطر آلودگی به حرام را ندارند، در مراتب اوج عرفانی ورود به عالم برزخ ورود به عالم بالا ارتباط با ملائکه الله، اوج های بالاتر، باز اساتید می گویند شما باید این چشمت را حفظ بکنی. حداقل کاری می کند این است که حواس پرتی برای آدم می آورد. کسی که می خواهد تلویزیون نگاه کند، اصلا موضوع بحث جنسی نیست، اینکه در آداب مطالعه گفتند کسی کنار پنجره نباید مطالعه کند. چون خود این چشم الکی هر چیزی را نگاه کنید. یک گربه را یک سگ یک کسی دارد رد می شود. یک اتومبیل ، هوا را، و خود این ضد تمرکز است ،تمرکز انسان را از بین می برد. بنابراین اساسا چشم حواس پرت کن است. حالا چه در جنبه های جنسی، چه نه، حتی در جنبه های علمی هم همین طور. آنهایی که می خواهند تمرکز علمی داشته باشند معمولا در خانه این کار را نمی کنند. کتابخانه می روند یا میز مطالعه شان جایی قرار می دهند که چیزی را نبینند، کاملا بتوانند فعالیت عقلی انجام بدهند. حتی شما اگر دقت کرده باشید انسانها می خواهند یک کار عقلی سنگین بکنند مثل یک محاسبه بکنند، حتی چشم هایشان را می بندند یا وقتی دارد فکر می کند چشمش را می بندد تا بتواند بهتر فکر بکند. چیزی را در آن لحظه نبیند که انرژی ازش بگیرد. می بندد یا در عبادت خیلی ها جایی را انتخاب می کنند که تاریک باشد. بتوانند با تمرکز بیشتری عبادت را انجام بدهند. معراج بروند. لذا حضرت می فرماید این از بالاترین یاری های انسان است که انسان بتواند چشمش را کنترل کند. از حرام . دیگر چی؟ روش دومی که حضرت یاد می دهد.
می فرماید: «و کثره ذکر الموت» اینکه انسان زیاد مرگ بکند. آنکه آلودگی های حرام دارد هر لحظه انسان ببیند چقدر جوان تر از خودش، برادرش، خواهرش، دوستانش، مردم شهرش، جوان تر از خودش از دنیا رفتند. اگر انسان با آلودگی روابط نامشروع از دنیا برود بسیار گرفتار خواهد شد. این عذاب طولانی و دردناکی را خواهد داشت. بسیار خطرناک. این خیلی خیلی مهم است.
برای همین می فرماید: زیاد یاد مرگ کنید. همین که زیاد یاد مرگ می کند قلب انسان متنفر می شود از گناه، از معصیت. مضافا اینکه یاد آخرت فقط ترس نیست. شوق بهشت است. شوق ملاقات با خانواده آسمانی است که بعضیها من یادم است یکی از دوستانمان از شاگردانمان سرطان گرفته بود. برادرش با من تماس گرفت و گفتش بیمارستان بردنش و سرطانش بد است. خیلی خطرناک است. شما زنگ بزنید به او دلداری بدهید. من گفتم: اینکه من می شناسمش با سرطان، غصه و غم و اضطراب نمیافتد. میشناختمش. ولی با این حال زنگ زدم چون ایشان خواسته بود گفتم اقلا حرمت حرف برادرش را رعایت کرده باشیم و خیالش از ما خواسته. زنگ زدم با او صحبت کردم. خدا رحمتش کند. گفتم چه خبر. گفت: خوب خوبم. خانواده ام خیلی ترس دارند. اگر بمیرم چه اتفاقی می افتد. من که بمیرم پیش رسول خدا می روم، پیش فاطمه زهرا می روم، انقدر خوشحالم که نگو. انقدر اشتیاق دارم که زودتر بروم پیش رسول خدا، پیش مادرم فاطمه زهرا، پیش اهل بیت که حد ندارد، ولی اینها خیلی ترس برشان داشته. فکر می کنند اگر بمیرم چی می شود. وقتی می گوید زیاد یاد مرگ کنید، آدمی که برای ملاقاتش با اهل بیت و خانواده آسمانی اش حرمت قائل است، این هرگز قبول نمی کند با گناه و معصیت بمیرد. بدون اینکه توبه از گناهانش نکرده باشد بمیرد. اصلا شرمش می آید که با مادرش فاطمه زهرا با باباش امیرالمؤمنین با امام زمان با اهل بیت با فرشتههای الهی و از همه اینها بالاتر شرمش می آید با خدا روبرو بشود و آنجا آلوده برود. چون اولین ملاقات انسان بعد از وفات با شخص خداوند است. قبل از اینکه بخواهد بیاد به حساب و کتاب، یک ملاقات حضوری باشکوه و در عین حال بسیار ترسناک انسان دارد. باشکوه برای آنهایی که سالم و در اوج مهربانی از دنیا رفتند، وحشتناک برای آنهایی که در معصیت خدا به ملاقات خدا می روند. در کار معصیت خدا مرده، قلبش گرفته، سکته کرده، تصادف کرده، مرده، و حالا یک دفعه پیش خدا حاضرش کردند با یک حال بسیار وحشتناک، برای همین ذکر موت از هر دو صورت سازنده است. چه اشتیاق به ملاقات با خدا، چه اشتیاق به بهشت، چه اشتیاق به اولیای الهی. این باعث می شود که اگر انسان این یقین را در دل خودش زیاد بکند، هیچ وقت رغبت به حرام پیدا نکند، هیچ وقت هوس حرام نکند. خداوند در قرآن می فرماید: «ان اخلصناهم بذکر الدار» ما حتی انبیا را هم خالصشان کردیم، با یاد آخرت خالصشان کردیم، با یاد ابدیت، و آخرت و بهشت اینها با یاد خدا خالص شدند. یعنی اینها حتی به حلال هم خیلی آلوده نبودند. اینها حلال هم چه برسد به آلوده به حرام. حرام هرگز ، حلال هم در اینها هرگز وسوسه ایجاد نمی کرد، که بخواهند زیاد روی کنند در حلالش. بنابراین این ذکر موت خیلی کمک می کند. اینکه امام علیه السلام فرمود به یکی از چیزهایی که می تواند کمک کند یاد مرگ است. بعد می فرماید که «و تعدد نفسک بالله و تخفیف له» این که بترسانی از خود خدا یعنی ملاقات با خدا، و عذاب خدا. انسانی که یاد عذاب خدا می افتد حرام مرتکب نمی شود. من خیلی وقتها افرادی را دیدم که اهل نماز حجاب این جور چیزها نیستند ولی در مشاوره ها وقتی به یک بن بستی رسیدند، چون می دانند اگر خودکشی کنند عذاب جهنم دارد. عذابش هم دائمی است، همه شان می گفتند ما خیلی می ترسیدیم. اگر از خدا نمی ترسیدیم خودکشی کرده بودیم. آن ترس خیلی ارزش دارد . این ترس خیلی ارزش دارد که انسان خودش را به عذاب ابدی دچار نکند. در بعضی از روایات برای روابط نامشروع مثل خودکشی تهدید به عذاب ابدی کردند. خیلی مهم است. برای هرزگیهای جنسی تهدید به عذاب ابدی شده. برای همین هم حضرت می فرماید شخص خودش را از خدا و از عذاب خدا بترساند. این را. بعد می فرماید.
آخرین نکته «و بالله عصمه و تائید» آخرین نکته این هست که انسان از خدا کمک بگیرد. این ذکر «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم» این استعانت از خداوند، خدایا کمکم کن که آلوده نشوم. «اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بالفضلک عمن سواک» خدا آیت الله بهجت را رحمت کند همیشه این را می گفت. می گفت بگویید همیشه. آنهایی که نیاز دارند حلال، مثلا نیاز حلال مالی دارد. الان وضع مالی اش خوب نیست به رباخواری و نزول نیفتند، به کار حرام، قاچاق و گران فروشی و این جور چیزها، حلال چه بخش غذا، چه بخش مسائل مالی چه بخش مسائل جنسی، این دعا خیلی مهم است. ایشان می فرمود: کسی صبح ها این را صدمرتبه بگوید خدا بی نیازش می کند. «اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بالفضلک عمن سواک» خدایا من را بی نیاز کن با حلالت از حرام و به فضلت از غیر خودت بی نیاز کن. اینکه انسان تنفر داشته باشد از غضب الهی از حرام، باید از خدا کمک بگیرد. دعا بسیار مهم است. بعضی ها هستند که ممکن است من دیدم. من با چشم خودم دیدم که یک شخص مهمی یک نفر را که آلودگی جنسی داشت تحقیر کرد. خیلی تحقیرش کرد که این آلودگی جنسی دارد. سرزنشش زیاد کرد و این چند سال بعد خودش مبتلا به آن آلودگی شد. همان شخص خودش مبتلا آلوده شد.
در روایت داریم انسان کسی را سرزنش نمی کند مگر اینکه قبل از مردن خودش مبتلا می شود به کاری که در آن کار دیگران را سرزنش کرده. بنابراین در روایت داریم شما اگر می خواهید به کسی تذکر بدهید یک جوری تذکر بدهید که شخص توبه کند و رهایش کنید دیگر. روی مخش نروید و اعصابش را خرد نکنید. تکرار نکنید. به یادش نیاورید یا وانمود نکنید که یادتان هست. این خیلی بد است که اگر انسان یکی را دائما عذابش کند و تحقیرش بکند.
لذا در قرآن می فرماید: «قل ما یعبا دعاوکم لولا» بگو اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما اصلا توجهی نمی کند. در روایت داریم دعا «مق العباده». چون انسان از خودش هیچی ندارد. ما نه وجودمان از خودمان است، نه قوایمان مال خودمان است. اگر کسی بگوید من به دعا احتیاج ندارم یک دروغ است. مثل یک بچه نوزادی که بگوید من مادر نمی خواهم. دقیقا این احمقانه است که یک بچه نوزاد من مراقبت نمی خواهم مادر نمی خواهم. کسی را لازم ندارم. این سراسر وجود این نوزاد دارد فریاد می زند در همه ابعاد وجودش محتاج مراقبت است و حتی یک کاریش هم نمی تواند انجام بدهد. حتی یک کار. ما اگر بزرگ هستیم همین هم هستیم. این توهم که من حالا بزرگ شدم، دست به جیب شدم، خودم سر پای خودم هستم، این فقط یک توهم است. شما وقتی می خواهید سر نماز نماز بخوانید میگویید: بحول الله و قوته اقوم و اقعد» من به حول و قوه الهی می ایستم و می نشینم. استاد ما می فرمود: یک جوانی آمد سر نماز به من گفت: این چه حرفیه سر نماز «بحول الله و قوته اقوم و اقعد». ما خودمان بلند می شویم و خودمان می نشینیم. دیگر حول و قوه الهی یعنی چی. گفت: فرداش این فلج شد. فرداش فلج شد. گفتم یعنی این. ما فکر می کنیم که الان با قوه بدنی مان این کار را می کنیم. در حالیکه رابطه ما با خدا رابطه دائم است. یکی از اسم های خدا دائم است. خداوند دائما در ما قدرت ایجاد می کند. ما ماشین کوکی نیستیم که خداوند کوکمان کند و بگویید حالا راه بیفتید بروید. برای زنده بودن و قوت ما توجه دائم الهی لازم است و دائما داریم در اوج فقر و بی نیازی، از خدا قوت می گیریم برای همین کار. شما دیدید یک موقعی یک چیز خیلی خیلی مهم که همیشه بلد هستید، یادتان می رود. استادمان می گفت من یک موقعی رفته بودم یک جایی که ثبت نام کنم. گفتند اسمت چی هست، گفت هر چی فکر کردم اسمم یادم نیامد. اسم خودم یادم نیامد. شما یک چیز طبیعی طبیعی یادتان نمی آید. یک چیز بدیهی یادتان نمی آید، می گویید: اِ چرا من! بعضی ها اسم بچه شان، اسم خودشان، یادشان می رود. خدا باید دائما به ما عنایت بکند تا ما بتوانیم کاری کنیم و بنابراین ما فقر مطلق و دائم به خدا هستیم. «انتم الفقراء الی الله» برای همیشه. چه در دنیا چه در آخرت. یعنی او باید به ما قدرت بدهد. لذا فرمود: «قل ما یعبا ربی لولا دعاوکم» اگر شما اهل استغاثه و دعا، نباشید خدا به شما هیچ محلی نمی گذارد. خدا شاهد است من بارها شنیدم از آدم ها پولدار و ورشکستگی های زیاد که می گوید آقا من درآمدم خیلی خوب است، اما همیشه اواخر برج یک قرون هم در جیبم نیست. نمی دانم چرا نمی توانم! چه جوری می شود این اموال من. خدا نکنه یک کسی به او بگوید من به تو کاری ندارم یا یک کسی به خدا بگوید: ولم کن. خدا هم ول می کند. آن وقت ببین این چقدر بیچاره می شود. پس یک موقعی یک کسی نگوید: من آدم با تقوایی هستم، من عالم هستم، من استادم، می توانم حتما آلودگی جنسی خودم را هم بگیرم. من حتما آلوده نمی شوم. آن برای آدم های گنهکار، ضعیف و جاهل است و من این جوری نمی شوم. نه. اصلا چنین خبری نیست. انسان باید اعتصام به قدرت الهی داشته باشد.
«ولله عصمه تایید»؛ هم نگه داری از گناه و هم موفقیت برای غلبه بر گناه را باید خدا به انسان بدهد لذا نگاه کنید مناجات شعبانیه را که همه ائمه می خواندند. در این مناجات « الهی لیس... الا فی وقت محبت» خدایا من توانی ندارم که گناه کنم مگر اینکه تو مرابه محبت خودت کمکم کنی، بیدارم بکنی. اگر کسی بگوید نه من گناه نمی کنم، من غیبت نمی کنم، من آلودگی ندارم، من همان که می گوید این کار را نمی کنم، می توانم نکنم، همان را انجام می دهد. خودش هم باورش نمی شود این کار را انجام داد. خودش هم باورش نمی شود این کار را انجام داد. اینهایی که قتل مرتکب می شوند یا گناهان فاحش مرتکب می شوند، در عمرشان فکر نمی کردند که بتوانند یک مورچه را بکشند. ولی می بینی آدم کشتند. شوهرش را کشته، زنش را کشته، بچه اش را کشته، پدر و مادرش را کشته، دوستانش را کشته. بنابراین حضرت بعد از این همه راهکار که می دهد که چشمت را کنترل کن، یاد مرگ بیفت، خودت را از عذاب الهی بترسان، از خدا بترس. آخرش می گوید چی؟
می فرماید: «و لله عصمه و تائید» انسان باید گریه کند به خدا و به خدا بگوید: خدایا من عرضه ندارم که گناه نکنم، التماس بکند، توسل کند به خدا و اولیا خدا، از آنها کمک بگیرد. کسای که در زندگی شان دعا، ذکر، و توسل نیست مشکلاتشان سالها طول می کشد. بعضی ها تا آخر عمر ادامه دارد. به همین جهت در روایت داریم اگر دچار مشکلی شدی ولی به شما الهام نشد که دعا بکنید، مطمئن باشید آن مصیبت حالا حالاها طول می کشد. اما آدم هایی تا گرفتار یک مشکل می شوند زود یاد ذکر و توسل و دعا می افتند زود هم مشکلشان جمع می شود و از بین می برود.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.