زندگی زیباست؛ جلسه شانزدهم 27/09/1402
بحث مان درباره حق شکم بود و حضرت بعد از این که پرهیزات و توضیحات دادند در مورد این موضوع، بعضی از قوانین را ذکر کردند. فرمودند که نتیجه پرخوری تنبلی و کسالت است، بعد می فرماید که تو را به خصوص سنگینی که می آورد، یعنی انسان وقتی از حد تعادل رعایت نمی کند بیش از حد تعادل غذا می خورد، بدن خود به خود احتیاج به خواب پیدا می کند سنگین می شود، عبادت نمی تواند بکند. کار ذهنی درسی نمی تواند انجام بدهد، بسیار بسیار این مسئله می تواند انسان را سنگین بکند. روایات هم در فرمایشات معصومین هم در فرمایشات عرفا، جدای از این که لقمه حلال و حرام باشد حالا انسان گیرم از همه لقمه های حرام پرهیز بکند. برای نورانی شدن و پرواز، سبک بودن شکم بسیار بسیار سفارش شده. روزه بسیار بسیار سفارش شده. حتی روزه باید با شرایطش آدم باید بگیرد. مشورت هم داشته باشد با طبیب خودش، ولی بسیار انسان را پاک و نورانی می کند، هم شما در ماه رمضان هم می بینید همین مقدار هم که انسان روزه می گیرد چقدر روحیه اش پاک و لطیف و ظریف می شود؛ یعنی آن حس های وحشیانه، تند، تندخویی، درندگی، افکار بد، افکار پلید، افکار ناامید کننده، اصلا دیگر سراغ انسان نمی آید، ماهیت روزه همین جوری است. نورانی کننده است. روزه یک جوری است که کافر هم اگر شخص کافر روزه بگیرد یا،شکمش را سبک نگه دارد به او هم عنایت می شود او هم از عنایت هایی برخوردار می شود. او هم از این نورانیت از یک صفا حتی شخص کافر هم برخوردار می شود. از بس مهم است این. یعنی سبک بودن شکم، کم غذایی، نه به معنایی که انسان آسیب به بدنش برسد، نه، کم خوری بکند. والا متنوع بخورد. چیزهای مقوی اش را بخورد. چیزهایی که سالم است را بخورد، اما سبک نگه دارد شکم را. این سبک نگه داشتن شکم باعث می شود که اثر وضعی دارد. هر کسی که این کار را انجام دهد به یک قدرت ذهنی فکری روحی، روانی معنوی می رسد. لذا در روایات خیلی سفارش کردند اگر کسی می خواهد به ملکوت راه پیدا کند، به خواب های خوب بیفتد، به ارتباط با غیب بیفتد، به ارتباط با آسمان بیفتد، شرط این است که شکم تان را از حلال پر نکنید. حرام که هیچ چیز. در ارتباط با حلال هم انسان سبک بگیرد شکم را. گاهی وقت ها گرسنگی هم به شکم بدهد. مثل روزه، بسیار بسیار در سازندگی روح و نورانیت انسان و پرواز انسان و قدرت روحی انسان تاثیرات شگفت انگیزی دارد. خیلی تاثیرات شگفت انگیز دارد. غیر از معصومین هم تقریباً می توانم بگویم همه بزرگان و عرفایی که راهنمایی کردند مخاطبین خودشان را برای سیر و سلوک معنوی، یکی از شرایط اصلی، گرسنگی و سبک بودن شکم است و سیری در همه مفاسد سنگینی ها تاثیر دارد. زیاد خوردن، پر خوری، سنگین خوردن، انسان را آزار می دهد. صدمه می زند به انسان.
ایشان فرمودند که نتیجه پرخوری تنبلی و کسالت است و تو را نگاه کنید چقدر قشنگ می فرماید و تو را «ومقطعة عن کل بر و کرم» تو را از هر خیر و ارزشی و نیکویی و انجام اعمال صالح باز می دارد. کرم که می گوید کرم یعنی در واقع بزرگی مثلا می گوییم؛ به عقیق به انگشتر به الماس به یاقوت زمرد می گویم احجار کریمه؛ یعنی سنگ های قیمتی، کرم و اصول الکرم، در زیارت جامعه کبیره خطاب می کنیم به معصومین شما اصول کرم هستید یعنی هر جا قیمتی بودن ارزش است اصول هر ارزشی اصل هر ارزشی شما هستید. حالا اینجا حضرت می فرماید: انسان را باز می دارد از کرم، یعنی چه؟ برای این که انسان بزرگ بشود. از اینکه انسان رشد بکند.
گاهی وقتها عرض کردم آدم هایی داریم که اصلا مردم آزار نیستند. متجاوز نیستند. آدم های خیلی خوبی اند. آدم های بسیار باارزشی اند و استعدادهای فوق العاده ای دارند؛ اما چون شکم پرور تربیت می شوند ،در اصالت شکم دیگر نمی توانند رشد کنند. از آن استعداد های شان استفاده کنند، بعد آسیب می بینند؛ یعنی یک عالم بی نهایت استعداد فدای شکم می شود و شکم پروری. لذا در حدیث معراج حتما این را بخوانید. حدیث معراج خیلی مهم است. چون خدا این فرمایشاتش را زمانی می گوید که پیامبر در معراج است و قرار است برگردد و یک سوغاتی خوب برای امتش ببرد از این مسافرتی که کرده. از این سفر آسمانی دارد می برد. حالا خدا می خواهد به پیغمبر یک چیزهایی را بگوید، یک سفارشی کند، در حدیث معراج، کلیدی ترین قوی ترین قواعد رشد و ترقی وجود دارد. خیلی خاص است. خیلی خاص است حدیث معراج. یکی از توصیههایی که خدا به پیغمبر می کند، این است که اسیر ترش و شیرین و مزه نشو، مزه تو را اسیر نکند و همه مان اینجوری گرفتاریم. واقعا گرفتار مزه هستیم. برای مان طعم و مزه خیلی مهم است. این باعث می شود ما خیلی از مصالح بدن را تامین نکنیم. الان مثلا شما نگاه کنید میوه که می آورند مثلا موز، سیب، پرتقال، نارنگی معمولا اولین چیزی که انتخاب می کنند چیست؟ نارنگی است. به نارنگی می گویند شهید اول. یعنی اول شهید می شود می خورنش، یا پرتقال خورده می شود، و موز و سیب می رود مرحله آخر. در واقع در بین همه اینها هیچ کدام از این ها مثل سیب نیست. اصلا ما میوه ای به عظمت سیب نداریم. میوه ای نداریم به اهمیت سیب قدرت سیب سازندگی سیب شفا دهندگی سیب. غربی ها در این تحقیقات که کردند بسیاری از سرطان ها با سیب درمان می شود. مشکلات پوستی، خیلی از مشکلات، مشکلات استخوانی، مشکلات درونی. ولی ما اصلا؛ آنها واجب می کنند به خودشان در روز حداقل یک عدد را بخورند؛ ولی الان وقتی می گذارند جلو افراد چون تنبلی و بی حوصلگی هم ما در خوراک داریم، از این طرف هم می خواهیم نفس چرانی بکنیم، می رویم سراغ آنها که خیلی ساده تر است، آنها را استفاده می کنیم. مثلا یکی حوصله کند انار را باز کند، بشکافد با حوصله بخورد، خیلی کم است .الان معمولاً سراغ انار نمی روند مگر اینکه یک مادری یک دوستی مادر مهربان بیایید مثلا این را دانه کند در کاسه بریزد، آن هم بقیه ناز می کنند خوردنش را. نمی دانم، الان اینجوری است آن جوری است. بهانه می گیرند، خیلی اگر آدم می خواهد پرواز کند باید زنجیر اسارت در مزه را باز کند از پای خودش، باید تحقیر شدن در مقابل مزه را خودش نبیند. لذا خداوند به پیغمبرش که عزیزترین کسش است می گوید مواظب باش، اسیر ترش و شور، اسیر ترش و شیرین نشوی. بعضی از چیزها ترش است. بعضی از چیزها شیرین است. برای بدن هر دو لازم است. خوشمزه هم است. خود خدا هم خوشمزه آفریده، به حرمت بنده اش به این خوشمزگی آفریده. دوستت دارد،می گوید برایت این همه میوه تدارک دیدم، هفت هزار نوع سیب آفریده خدا. خدا آفریده که انسان استفاده کند. حرام نیست. خیلی هم خوب است. اسارت بد است. اسارت در مزه بد است. می گوید آقا شما این دارو را بخوری سی روز بعد بیست روز بعد حالت خوب است. می گوید تلخ است نمی خورم. تلخ یکی از مزه های سازنده است خدا بعضی از چیزها را مخصوصا تلخ گذاشته، تند گذاشته. حتما لازم بوده که آن را بگذارد، با درجات مختلف لازم بوده تلخ باشد. چون برای تو آفریده، می فرماید: من هر چه خلق کردم برای تو خلق کردم. «هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا» هر چه که روی زمین است به افتخار توست. برای تو آفریده شده. بدون تو این آفرینش معنادار نیست، وقتی در طبیعت می روی به هر چیزی که نگاه می کنی، بگو خدا این را به عشق من آفریده. به خاطر من آفریده. برای من خلق کرده، فرشته ها این همه کار کردند تا یک سیب یک موز یک پرتقال ساخته بشود برای من. با این همه تنوع گیاه و میوه و سبزیجات و حبوبات و صیفی جات،اصلا نمی شود شمردش. خدا می گوید من این ها همه را برای شما آفریدم این ده ها نوع خرما و انواع و اقسام گل ها و گیاهان و ماهی ها را همه را به خاطر تو آفریدم.تک تکش را اول تو را دیدم بعد این را افریدم برای تو، پس آدمی که اهل معرفت است آدمی که اهل عقل است وقتی به یک چیزی برخورد می کند اول باید حواسش باشد که خدا این را به خاطر من آفریده فلفل دلمه ای سبز فلفل دلمه ای زرد،فلفل دلمه ای نارنجی فلفل دلمه ای قرمز،فلفل تند فلفل شیرین فلفل ریز،فلفل درشت و ده ها چیز دیگر. پس همه اش با تو تنظیم شده، پس اگر مثلاً این را گذاشت آنجا می گوید این را بخور. می گوید من میوه تابستانی گذاشتم تابستان این میوه ها بخور. در تابستان همه فقط یک چیز می خورند در تابستان هم پرتقال می خورد باز هم. یا مثلا یک میوه خاص فقط هندوانه می خورد، خدا می گوید باید بدنت همه آنها را تجربه کند. لازم است برای بدنت. نگو من از این خوشم نمی آید از آن خوشم نمی آید. می گوید این یک عدد را بخور یکبار بخور، چطور گل نرگس را پیامبر فرمود: هر روز اگر می توانید بو کنید. اگر نمی توانید هفته ای یکبار اگر نمی توانید. ماهی یکبار اگر نمی توانید سالی یکبار اگر نشد حداقل در عمرتان یکبار گل نرگس را بو کنید. بو خیلی مهم است ما اصلاً استفاده نمی کنیم، بوی میوه برای استشمام است. چطور آن حکیم بزرگ گفت من تا وقتی که این سیب در مقابل بینی ام است و دارم بو می کنم هرگز نمی میرم، اینقدر مهم است بوی سیب، بوی میوه ها، بوی پرتقال. ما فقط می خوریمش، از بویش لذت ببر. نگاه کن به رنگش از رنگش هم لذت ببر. از کنار رنگش نگذر. یک لحظه صبر کن یک چند دقیقه آرام باش اول خوب نگاهش کن. از جنبه بصری چشمت را پر کن از آن، وقتی بازش می کنی به یک موز به یک پرتقال زیبا، یک نارنگی به یک سیب به یک انار می رسی اول چشمت را پر کن با آن. خیالت را پر کن با آن، آخرین مرحله نوش جان کن. ما حواس مان نیست. پنجاه سال است یکبار به یک نارنگی نگاه نکردیم. به یک سیب خوب نگاه نکردیم. به زیبایی های یک سیب، به سطح فوقالعاده زیبای پرتقال. به یک موز بیرونش درونش اصلا فکر نمی کنیم. به یک توت فرنگی، نگاهش کن این را به خاطر تو طراحی کرده ام، فرشته های من نشسته اند بافتن این ها را برای تو. گل زدند بافتند گره به گره اتم به اتم برای تو، به خاطر تو. پس خوب نگاهش کن. اصلا خود آن نگاه کردن عشق می آورد. آدم وقتی که میوه ها را می بیند عاشق خدا می شود. عاشق فرشته ها می شود، سبزیجات گیاهان، گل ها، برگ ها ماهی ها، اصلا دلبری می کنند از انسان. بعد خدا می گوید این برای دنیایت است من این همه تنوع که اصلا هم نمی توانی شمارش کنی، چقدر خدا به قول استاد ما، چقدر خدا ناز این بنده را کشیده، چقدر این بنده اش را لوس کرده. چقدر این بنده اش را لوس کرده، بیشتر از بی نهایت بیشتر از پدر و مادر، ولی بخور استفاده کن. مفیدترین چیزها را ما تنبلی می کنیم. چون اسیر مزه هستیم، گرفتار مزه هستیم. این نمی گذارد ما پرواز کنیم. چون برای سلوک پیغمبر ضرر دارد. خداوند می فرماید مواظب باش دچار اسارت ترش و شیرین قرار نگیری. آزاد باش، انسان باید حواسش باشد زندانی نباید بشود اسیر نباید بشود مزه طعم آن را به اسارت نگیرد،اصلا تحقیر می شود وقتی که می گوید این را دوست ندارم آن را دوست ندارم هر چه هم می خورد چیزهای مضر می خواهد بخورد. حالا بعد می فرماید تو را از خیر و صلاح و نیک خویی و عمل صالح باز می دارد .از قیمتی شدن از کرم از بزرگ شدن باز می دارد. چنان چه نتیجه زیاده روی در نوشیدن مایعات نیز سخافت یعنی انسان تحقیر می شود. آدمی که زیاد نوشیدنی می خورد، اسراف می کند در خوردن انواع نوشیدنی ها، می فرماید که سخیف می شوی پست می شوی. اسارت مزه در آن را هم باید انسان مواظب باشد گرفتارش نشود،
و باز من تاکید می کنم اینکه آدم بخورد و لذت ببرد خیلی خوب است و لازم و واجب است؛ اما اسارت خوب نیست. وقتی خدا می فرماید که این را برای تو خلق کردم. مثل هدیه ای است که یک نفر به یک عزیزی می دهد. مثلا یک نفر می آید یک گلی می دهد به یک کسی که دوستش دارد. آدم وقتی گل را نگاه می کند، جز محبت کسی که آن را به او هدیه داده در دلش چیزی اضافه نمی شود. یک لباس به او داده. یک موقع است یک خانمی می آید به همسرش یا خواهری می آید به برادرش یک بافتنی هدیه می دهد. رفته بافتنی را از بازار خریده، خیلی ارزش دارد، پول داده، هزینه داده یک بافتنی خریده یک شالی یک کلاهی،یک بلوزی می گوید این برای شماست. آدم خوب لذت می برد هر وقت کلاه را سرش می گذارد هر وقت شال را گردنش می اندازد، هر وقت این پیراهن را می پوشد، یاد آن کسی که این لطف را در حقش کرده می افتد و هدایای دیگر یک کتاب یا هر چیز، اما یک موقع است یک خانم می آید من این را خودم بافتم. خودم بافتم خیلی داستانش فرق می کند، خودم بافتم؛ یعنی نشستم هر گره را به یاد تو زدم. هر گره را به خاطر تو زدم. دیگر خیلی در این محبت بیشتر است. خدا می گوید مثل حیوانات گاز نزن که همین جوری بخوری. من یک موز را فکر کن فرشته ها چقدر کار کردند یک موز را برای تو ایجاد کردند. یک گندم، یک جو یک نانی که دستت می رسد. آدم همانطور که هدیه محبوبش را با یاد محبوبش استفاده می کند، اگر دارد یک چای می خورد یک قهوه می خورد یک شربت می خورد یک غذا می خورد با طعم خدا بخورد. خیلی تغییر میکند آدم یک پرتقال را با طعم خدا بخورد. یک وقتی که این را در دهنش می گذارد خدا را در وجودش می دهد، یک ذره نگاهش می کند می گوید که چه کسی این کار را برای من کرده. چه کسی این طعم و مزه را به این داده. هر چیزی را نگاه می کنی بچه ات را نگاه می کنی. پدرت را نگاه می کنی مادرت را نگاه می کنی، امنیتی که داری، آبی که از گلویت پایین می رود، غذایی که داری می خوری، همه را با طعم خدا. دائما الله جلو چشمت باشد. این خداست که دارد این را به خورد من می دهد. دارد در دهن من می گذارد. این ولی نعمتت را فراموش نکن، تمرین کنید این را حتما. اینکه می گویم فقط نشنوید و بروید. تمرین کنید یقه خودتان را بگیرید. بگویید من امشب رفتم خانه قرمه سبزی را با طعم خدا بخورم، لقمه به لقمه این سیب را این انگور را. این خرما را این پرتقال را. این نان را از همه از همه بالاتر،در روایت هم داریم آب آب آب را همه چیزش سحر دارد این آب. رنگش، اثرش زیبایی اش، لطافت اش، حیات بخشی اش، نشاط اش، آثارش بی نظیر است آب. تا حالا ننشسته ایم از آب لذت ببریم. مرحوم شیخ صدوق در عقاب الاعمال یکی از گناهانی که می شمرد می گوید کسی که از آب لذت نمی برد. آب چیز بزرگی است خدا در اختیار تو گذاشته. یک موقع هم آدم محروم میشود دیگر نمی تواند آب بخورد. حسرت پیدا می کند یک قطره آب بخورد. نمی تواند، آب را می خوری با طعم خدا غذا می خوری. نعمتی را استفاده می کنی، بسم الله الرحمن الرحیم با طعم خدا بخو.ر ببین وقتی می خوری آن غذا برایت نورانیت می آورد. آن غذا برایت کرامت می آورد. بزرگی می آورد. قدرت می آورد. با آن نیرو پیدا می کنی. خدایا من این را از دست تو می خورم. لذا حضرت می فرماید اگر سنگین کنی زیاده روی کنی اسراف بکنی، از همه اینها باز می مانی.
« چنان چه زیاده روی در نوشیدن مایعات نیز سخافت و جهالت و بی عقلی خواهد بود.» دقت کنید «مسخفة و مجهلة و مذهبة للمروة» زیاده روی در نوشیدنی انسان را بی اخلاق و بی مروت می کند،تاثیر دارد در اخلاق انسان،غذاست نوشیدنی است. زیاده روی اش اخلاقت را می گیرد، مروتت را می گیرد. یکی از اولیا خدا می گفت من خیلی راحت هر وقت دلم می خواست ائمه را می دیدم. یکبار دیدم اصلا نمی توانم ببینم اینها را، نمی توانم ببینمش. خیلی غصه خوردم و ناراحت شدم تا بالاخره یکبار دیدم. سوال کردم چرا من یک مدت کور شدم از دیدن شما. فرمود آن روز سرسفره که داشتید نان می خوردید نصف نان هم بس بود؛ اما تو همه نان را خوردی، این کور می کند آدم را. سنگین می کند آدم را. جلو دیدن های خوب، فهمیدن های خوب، ادراکات علمی، آنها که می خواهند اختراع بکنند اکتشاف بکنند کارهای علمی بکنند، تدریس بکنند نوآوری داشته باشند، آنها که می خواهند کارهای هنری بکنند در کار هنری موفق شوند، احتیاج به الهام از بالا دارند. احتیاج به الهام از غیب دارند. ولی وقتی شکمش سیر است و زیاده روی کرده در غذا راه بسته می شود. زور میزنی قشنگ راحت یک موقع بیست بیت شعر می گویی ولی یک موقع می بینی اصلا شعر نمی آید. نمی توانی شعر بگویی. می خواهی یک نقاشی خوب بکنی، یک خط قشنگ بنویسی می بینی که خط خراب می شود. می خواهی یک کار هنری خوب بکنی آن چیزی که می خواهی در نمی آید. انسان احتیاج دارد که از بالا دریافت داشته باشد. نیاز دارد دائما دریافت داشته باشد. سنگینی جسم روح را کور می کند. زیاده روی روح را کور می کند. باید بچسبی به طبیعت فطرتت کور می شود. یادتان نرود. بین این دو نسبت عکس وجود دارد.وقتی که طبیعت را چاق و چله می کنی فطرتت ضعیف می شود و بالعکس وقتی طبیعت را کنترل می کنی، مدیریت می کنی، فطرتت پرواز می کند، می تواند پرواز بکند. پس علت زمین گیر شدن ما خیلی هایش همین است که ما حق شکم را رعایت نمی کنیم. ادب غذا را رعایت نمی کنیم. چطور در روایت داریم به کسی که بسم الله الرحمن الرحیم نمی گوید، فرشته ها می گویند حالا به تعبیر خودمان کوفتت بشود. کوفتت بشود فرشته ها با تندی به آدم نهیب می زنند. لذا حضرت می گوید آدم خیلی وقت ها غذا می خورد شکم درد می گیرد. معده درد می گیرد برای این که بسم الله نمی گوید. الحمدلله نمی گوید. بعد از خوردن هم شکرخدا را به جا نمی آورد. نه حواسش است از دست چه کسی می خورد و نه حواسش است تشکر بکند. فرشته ها می گوید کوفتت بشود اینکه داری می خوری. کوفت آدم هم می شود. آدم معده درد می گیرد شکم درد می گیرد انواع و اقسام دردها می آید سراغ آدم . پس خوب است که انسان این ادب ها را رعایت بکند.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.