«بسم الله الرحمن الرحیم»
بخش دوم عرایضم را دربارۀ شرح رساله امام سجاد علیه السلام دربارۀ حق چشم تقدیم محضر مبارکتان می کنم، این که حضرت فرمودند: حق چشم این است که آن را به حرام ندوزید. این اولین مرحله، بعد استثناهایی دارند که البته استثنا نمی شود گفت، بلکه منع کاربردها این است که به حرام دوخته نشود و موارد کاربرد را فرمودند: عبرت، بصیرت و علم که فعلاً می خواهیم راجع به منع کاربرد بگوییم، چون منع، مهم تر از کاربرد است، که ما باید یاد بگیریم به چه چیزهایی نگاه نکنیم، مثل هر چیز دیگری است که اول آسیب ها باید شناخته شوند، ما بیش از آن که بفهمیم چه چیزی باید بخوریم، باید یاد بگیریم چه چیزی نخوریم، بیشتر از این که یاد بگیریم به چه چیزهایی گوش کنیم، باید یاد بگیریم به چه چیزهایی گوش نکنیم، شناسایی آسیب ها مهم تر هستند، چون اگر بیایند عمر و وقت و بودجه و سلامتی ما را به خطر می اندازد، سعادت ما را به خطر می اندازد. برای همین هم علی علیه السلام فرمود: «اجتنابُ السَیئات اَولی مِن اَکتسابِ الحَسنات»؛ گناه نکردن بهتر از کسب ثواب است. پرهیز از گناه، پرهیز همیشه در همۀ ورودی ها واجب تر است، پرهیز از گناه بالاتر است از انجام کارهای خوب، این خیلی مهم است، ما یک کار خوبی می خواهیم انجام دهیم که ممکن است در آن کارِ خوب، گناه باشد، نباید آن کار را انجام داد، هر چند کار خوب و مقدسی هم باشد، اگر قرار باشد که ما در آن آلوده شویم نباید آن کار را انجام دهیم، از همین جا می رسیم به منع دیدنی ها، دیدنی ها گاهی وقت ها حرام است که آدم نباید به آن نگاه کند، مثلاً این که انسان نباید به نامحرم نگاه حرام داشته باشد، فیلم ها و عکس های حرام نبیند، موقعی هست که این حرام، اصلاً حرام نیست برای این شخص، با این سن و این موقعیت حرام است، مثل غذا که گفتیم برای خانم باردار ممکن است که خیلی چیزها حرام باشد که وقتی خانم باردار نیست برای او حرام نیست.
در آن جایی هم که انسان چیزهایی را که نگاه می کند و می داند که بر او اثر منفی دارد نباید نگاه کند، کسی فیلم نگاه می کند ممکن است که روی او تأثیر زیادی نداشته باشد، اما نگاه کردن همین فیلم برای بچه ای کوچک ممکن است حرام باشد، الان شما تلوزیون که نگاه می کنید، مثلاً زیر نویس می کند زیر چهارده سال ممنوع است. بچه ها نباید این فیلم ها را ببینند، اما بزرگترها وقتی نگاه می کنند ممکن است برای آن ها آسیبی نداشته باشد؛ بنابراین وقتی ما می گوییم که چشم پوشی کنید، حق چشم این است. یک موقع چیزی حرام است و به شما صد در صد آسیب می زند، انسان باید پرهیز کند، یک موقع هست که برای شما خوب نیست، این مهم است، مثلاً می گوید اگر کسی فلان رنگ را در خانه بپوشد من عصبی می شوم، مثلاً از همسرش خواهش می کند، می گوید وقتی در خانه هستی این رنگ را نپوش، اشکالی ندارد، خب آدم نسبت به بعضی از رنگ ها حساسیت دارد، کما این که شما غذا درست می کنید و آن را می خورید، اشکالی ندارد ولی در شرایط خاص آن غذا برای شما ضرر دارد، مثلاً خانم باردار است و اصلاً بوی غذا به او حالت تهوع می دهد، این یک حالت خاص است، یا نه الان سرما خورده است، الان این غذا برای او ضرر دارد، چون سرما خورده است، نباید این غذا را بخورد، مثلاً ترشی نخورد، سرخ کردنی نخورد، خوردن این ها می شود حرام. گاهی وقت ها طبع ها این گونه است، مثلاً می گوید این رنگ مرا عصبی می کند، این رنگ حال مرا خراب می کند، این رنگ ذهنم را آلوده می کند، نه خودش باید بپوشد و نه کسانی که اطراف او هستند، خواهش می کند که شما این رنگ ها را نپوشید، یا انسان از یک چیزی که خاص است خاطره خیلی بدی دارد، می گوید من هر وقت که این را نگاه می کنم برای من یک عالم افکار پریشان می آورد؛ بنابراین نباید به آن نگاه کند، مثلاً در محله ای که رفته اید و چیزی دیده اید، آن جا نروید. آن عکس را نگاه نکنید، آن کلیپ را نگاه نکنید، به آن حیوان نگاه نکنید، هر چیزی که می تواند برای شما خاطره انگیز باشد.
گاهی وقت ها افراد خیلی عقلشان زیاد است و می آید خیالشان را کنترل می کند؛ یعنی اینقدر عقل این ها زیاد است که خیالشان را کنترل می کند درست است که نگاه کردن یک چیز برای او خاطره بدی داشته باشد ولی او اینقدر عقلانیتش زیاد است که کاملاً عقل غلبه دارد بر خیال، وقتی که نگاه می کند دیگر آن خاطره وجود ندارد، می تواند خودش را کنترل کند، قوی هست و می تواند از خودش محافظت کند، خب این جا اشکالی ندارد، چون او عقلش زیاد است؛ پس وقتی می گوید که چشم را از دیدن حرام باز دارید؛ یعنی هر چیزی می تواند عموماً بر شما آسیب بزند و خصوصاً تنها به شما آسیب بزند، پس به آن نگاه نکنید. مثلاً نگاه کردن به مرده کراهت دارد، یک آدم بزرگ وقتی به یک مرده نگاه می کند از کنار آن رد می شود و می رود، اثر بدی روی او ندارد، ولی خانمی که باردار است یا بچه کوچک نباید نگاه کند، این حتماً باید منع بشود، این هم حرام هست و این بچه آسیب می بیند و او هم حریم دارد، او با این نگاه آسیب می بیند، پس به این توجه داشته باشیم.
حضرت علی علیه السلام و سایر معصومین هم در این خصوص فرمایشاتی در خصوص چشم و دیدنی ها و آثار آن دارند که آن ها را بررسی می کنیم. «العینُ رائد القلب»؛ چشم پیام آور است برای قلب، «رائد؛ یعنی قاصد»؛ یعنی وقتی یک چیزی را نگاه می کنید چشم یا پیام های خوب به قلب می آورد (قلب؛ یعنی همان جنینی که گفتیم)، قلب؛ یعنی همۀ شخصیت شما که با خودتان به نظام ابدی می برید؛ یعنی همۀ حیثیت یک انسان، همۀ دارایی یک انسان؛ قلب یا دل انسان است. بنابراین وقتی نگاه می کنیم یادمان باشد که به همین جا ختم نمی شود برای شما ممکن است پیام های خوب بیاورد، خیلی هم خوب است، پس به آن خوب نگاه کنید، اگر چیزی نگاه می کنید که برای شما پیام های زیبایی می آورد به آن نگاه کنید، حالا انشاءالله می رسیم به چیزهایی که نگاه کردن به آن ها برای ما واجب، مفید و لازم است، انسان به آن نگاه کند، باید نگاه کرد، از چشم باید استفاده های خوب کرد، خیلی چیزها هست که انسان از چشم استفاده می کند، هم مهربانی و هم شادی و آرامش می آورد، برای انسان رشد و تقویت می آورد، این ها خیلی خوب هستند، حالا راجع به این که به چه چیزهایی نگاه کنیم بعداً راجع به این سخن خواهیم گفت، اما الان حواستان باشد آن چه که نگاه می کنید، «رائد» است، یا در روایت داریم که «برید» است، به پستچیها می گفتند: بَرید؛ نامه رسان، پیام رسان است. پیام رسان؛ یعنی این که برای قلب شما پیام می آورد، پس اگر پیام بد برای شما بیاورد، پیام آسیب زننده، آزار دهنده به قلب شما بزند، مواظب باشید و چشمتان را کنترل کنید، مواظبت کنید از چشمتان و به هر چیزی نگاه نکنید، چون پیامی که می آورد، می تواند شما را غمگین کند، می تواند برای شما اضطراب، افسردگی و ترس بیاورد، می تواند شخصیت شما را کوچک کرده و شما را تحقیر کند، پس این طور نیست که شما آزاد باشید که هر کس، هر چیزی در گوشی شما فرستاد شما نگاه کنید.
هر چیزی ارزش دیدن ندارد، این که بگویید: حالا ببینم که چیست، نمی شود، مگر هر آشغالی که گذاشتند جلوی آدم، آدم می خورد؟ الان آشغال هم نه، غذای طیب و طاهر و حلال می گذارند جلوی آدم خوشمزه هم هست می گوید که من به بادمجان حساسیت دارم، نمی خورم، کیوی خیلی میوه خوبی است، سرشار از ویتامین c هست، اما من به این حساسیت دارم، نمی خورم. قرآن می فرماید: «فَلینذر الانسان الا طَعام»؛ انسان باید به غذای خودش توجه داشته باشد. زمانی غذای جسم است و زمانی غذای روح است؛ پس غذای روح متفاوت است، یک موقعی لمس کردنی است، یک موقع بوئیدنی است، یک موقع نگاه کردنی است، یک موقعی چشیدنی است، یک موقعی خوردنی است، یک موقعی شنیدنی است، پس باید حواستان باشد که شما حق ندارید هر چیزی را بخورید، چون نظم برقرار است، شما حساس ترین موجود روی کرۀ زمین هستید، از دقیق ترین رایانه های جهان شما دقیق تر هستید، از لطیف ترین موجودات جهان شما لطیف تر هستید، اینقدر لطیف هستید که گاهی اوقات ممکن است که یک رنگ روی شما تأثیر بگذارد. قرآن می فرماید: «صفراءُ فاقعُ لَو نُها تَسُرُّ الناظرین»؛ زردی که هر زردی هم نه، زردی که وقتی به آن نگاه می کنید شما را شاد می کند، رنگ زرد، رنگ شادی است. می گوید من با رنگ زرد شاد می شوم، خب اثر مطلوب می گذارد روی انسان، ولی وقتی یک نامحرمی جلوی یک نامحرم دیگر، یک خانمی جلوی نامحرم این رنگ را بپوشد و توجه را جلب کند، این جا دچار حرام می شود، رنگی هست که شهرت و آلودگی چشمی می آورد، یک وقتی هست که من خودم می خواهم از این رنگ استفاده کنم، هیچ اشکالی ندارد، روح ما حساس ترین مخلوق خداست، حساس تر از این دیگر آفریده نشده است.
«العینُ جاسوس القلب»؛ چشم، جاسوس دل شماست؛ یعنی حواستان نیست، نگاه می کنید یواشکی برای شما پیام می آورد و یک موقع هم به شما آسیب می زند، جاسوس قلب است، جاسوس از اسمش معلوم است، پس اینطور نیست که به هر چیزی نگاه کنید و بگویید حالا نگاه کنم، یک موقع هست که آدم به یک چیزی نگاه می کند تا چند ساعت تاریک و افسرده می شود، گاهی وقت ها تا چند روز، گاهی اوقات تا چند ماه، گاهی وقت ها تا چند سال یک نگاه، قلب را بیمار می کند، مثل یک خوراکی است، مگر چقدر طول می کشد خوردن یک نوشیدنی یا یک خوراکی، سم است، الان می خورید، یک دقیقه انسان را می کشد، کلاً در بدن اختلال ایجاد می کند، بله خوردن آن چند ثانیه است، ولی آسیب آن خیلی طولانی است. شخصی می گفت: تشنه بودم حواسم نبود صندوق عقب ماشین را باز کردم، فکر کردم یک بطری آب جو است، سرکشیدم دیدم بنزین است، بله حواست نبود بنزین خوردی ولی وقتی که به معده و روده برسد خیلی کارها می کند، یا یک لحظه حواست نبود در چشمت ریختی، یا اصلاً فکر کردی که آب است، اما اسید خوردی، شما را در جا می کشد. گاهی وقت ها یک دیدنی می تواند انسان را نابود کند. من کسانی را می شناسم که یک چیزی دیدند و دیوانه شدند و تا آخر عمر در تیمارستان بستری شدند، تا آخر عمر روانی شده است.
«القلبُ مُصحَفُ البَصَر»؛ قلب شما؛ یعنی همۀ شخصیت شما، کتاب چشم شماست؛ یعنی دیدنی ها روی آن می نویسند و دیگر پاک هم نمی شوند، شما هر چیزی را که می بینید نوشته می شود روی قلبتان، حالا دیگر شما را دائماً آزار می دهد، دائماً در شما انواع و اقسام افکار مزاحم ایجاد می کند، دیگر کنترل فکر ندارید، حالا می خواهید درس بخوانید، نمی توانید از ذهنتان محافظت کنید، می خواهید بخوابید، می بینید که مدام در خواب شما می آید، یا قبل از خواب چند ساعت شما را اذیت می کند، بیدار می شوید همینطور، چون یک چیزی نوشته اید که پاک نمی شود، پس چشم، روی قلب می نویسد، باید ببینید که چه می نویسد. به چشمتان دستور بدهید که چیزهای خوب روی قلبتان بنویسد. مدیریت کنید که چیزهای خوب روی قلبتان بنویسد، چون پاک نمی شود، شما به سنگ قبرها دقت کنید: «النقشُ فی الحَجر»؛ کندن روی سنگ، برای چه روی سنگ را می کنند؟ برای این که پاک نشود، گذر زمان آن را پاک نکند.
به خصوص بچه ها، همینطور موبایل را می دهید به دست این بچه، این بچۀ پاک و معصوم یک دفعه در نُه سالگی بلوغ زود رس گرفته است، حالا این دختر بچه یک دفعه هرمونهایش به هم می ریزد، ابروهای آن شروع به ریختن می کند، موهایش شروع به ریختن می کند، عادت ماهانه انش او را کلافه می کند، این بچه فقط نُه ساله است، تمام هرمونهای این بچه در اثر دیدن فیلم ها و عکس هایی که نباید می دید به هم ریخته و تمام سلامتش به هم می ریزد، چون پدر و مادر بی فکر یک مبایل دست او دادند و گفتند برو بنشین یک گوشه هر چه که خواستی نگاه کن. حالا ما سیم کارت هایی داریم مخصوص کودکان، آن سیم کارت را بگیر و از آن برای فرزندت استفاده کن، نوع بازی هایش هم مشخص است؛ هر چیزی را به دست بچه ندهید، وقتی می گویید برو بنشین نگاه کن، اگر نگاه کند که می بینید یک دفعه بچه از دست رفت، بچه ای که می توانست یک دانشمند شود، حالا در سن هشت سالگی، نُه سالگی، ده سالگی یک چیزهایی دیده است که تمام شخصیت او، جسم و روح و هرمون های او را نابود کرده است، الان یک مادری چند وقت پیش می گفت که بچه من از چهار سالگی دچار خودارزایی است. این بچه چه چیزی دیده است که از چهار سالگی خود ارزایی می کند؟ این بچه ای که الان پانزده ساله است و از چهار سالگی خود ارزایی کرده است، بروید از پزشکان بپرسید که خود ارزایی چه کار می کند با بچه، الان او بچه سالمی است؟ او دیگر نه می تواند زن خوبی باشد برای شوهرش، نه می تواند شوهر خوبی باشد برای زنش، چرا؟ چون پدر و مادر، بی فکری کردند این بچه در چهار سالگی به سمت چیزهای ناجور رفته است، پس مواظب باشیم که برای خودمان و خانواده مان شرایطی فراهم نکنیم که روی قلبشان چیزی نوشته شود که بعداً پاک نشود، یک صحنه ای را ایجاد نکنیم که فرزندمان ببیند و بعد تا سی سال درگیر آن شود. این غذای بچه است، مگر شما هر غذایی به فرزندتان می دهید؟ این چیزها برای بچه ضرر دارد، پس هر چیزی را هم نباید بشنود و هر چیزی را هم نباید ببیند، وقتی شما به خاطر هوس بازی های خودتان بچه را آزاد می گذارید، جنایت می کنید در حق این بچه ها، حالا دنیای آن ها یک چیز است و ابدیتشان هم چیز دیگری.
حالا الان بچه متوجه نیست که شما دارید چه جنایتی سر آن در می آورید، در آخرت که می فهمد، قرآن می فرماید: «بچه ها پدر و مادرهایشان را لعنت می کنند»، یقه پدر و مادرشان را می گیرند. «یَومَ یَفرُّ المرءُ اخیهِ وَ اَمهِّ وَ اَبیه و صاحِبته وَ بَنیه»؛ قیامت، روزی است که انسان از برادر، مادر، پدر، همسر و فرزندش فرار می کند؛ می فهمد که چه جنایتی در حق این ها کرده است. یک نفر بی غیرتی کرده و همسرش را به فنا داده است، دخترها و پسرهایش را به فنا داده است، زنی بی حیایی کرده است و شوهر و بچه ها و خانواده اش را به فنا داده است، همین الان هم ظهور دارد و ظاهر می شود، این همه ظلم، خیانت، مقایسه، این همه آمار طلاق، این همه تجاوز و بیماری های روحی و روانی، به این خاطر است که فضای اجتماع آلوده بوده است، اولین اثر بی حجابی، عدم کنترل در روابط زن و مرد، دیدنی ها و شنیدنی های آزاد، اولین اثرش این است که خود خانم ها بیشتر از هر کس دیگری قربانی می شوند، بچه ها قربانی می شوند. «العُیونُ مَصائد الشَیطان»؛ چشم ها دام های شیطان هستند؛ البته چشم می تواند دام باشد، انسان را شکار خدا کند، آدم گاهی وقت ها با چشم، خدا را شکار می کند، گاهی وقت ها بهشت را شکار می کند، گاهی وقت ها خانواده آسمانی را شکار می کند، گاهی وقت ها ملائکه، انبیاء، صدیقین، شهدا را شکار می کند با چشم هایش، پس این چطور می شود؟ گاهی وقت ها دام شیطان است، گاهی وقت ها دام خداست، دام فرشته هاست، دام اولیاء خداست. می گوید الان احساس گناه دارید و ناراحت هستید؟ سنگین هستید؟ از چشم هایتان کمک بگیرید برای این که گناهانتان آمرزیده شود، باید چه کار کنم و از چشم هایم چطور کمک بگیرم؟
می گوید بروید به خانه یک نگاه مهربان به پدر و مادرتان بیاندازید، گناهانتان آمرزیده می شود، همین فقط بایستید و پدر و مادرت را نگاه کنید، ولی خوب نگاه کنید، این کار تمام آتش ها را خاموش می کند و گناهان انسان می ریزد، وقتی رفتید به خانه به همسرتان نگاه کنید، با مهربانی و با عشق به همسرتان نگاه کنید، ببینید خدا چقدر مهربان است، وقتی شما گناه کردید و سنگین هستید، می فرماید از چشمتان کمک بگیرید، حالا نمی خواهد خیلی کار سنگینی انجام دهید برای آمرزشتان، می فرماید از چشمتان کمک بگیرید، محیط خانه را زیبا کنید، به همسرتان طوری نگاه کنید که او لذت ببرد، به شوهرتان، به خانمتان، به فرزندانتان، فرزندان کوچکتان را خوب نگاه کنید که آن ها لذت ببرند که پدر و مادر این گونه به آن ها نگاه می کند، چشم شکارچی خوبی است، گناهانتان می ریزد، این هم یک استفاده از چشم است، حالا می رسیم برای استفاده از چشم، الان گناه کرده اید، از بدنتان استفاده کنید، با همین دستتان مگر گناه نکردید؟ می فرماید: بروید دستتان را پاک کنید، می پرسد چگونه؟ می فرماید بروید به خانه، دستتان را بیاندازید در دست همسرتان، وقتی دست همسرتان را پنجه در پنجه نگه دارید، خداوند همینطوری گناهانتان را می ریزد، وقتی در ماشین نشسته اید بی کار نباشید، الان لازم نیست که در ترافیک دو تا دستتان به فرمان و دنده باشد، دنده هم اتوماتیک است، یک دستتان هم آزاد است، می فرماید دست پدرتان را بگیرد وقتی کنار شما نشسته است، دست مادرتان را بگیرید و در دستتان نگه دارید، دست فرزندتان را بگیرد و با مهربانی دستش را در دستتان بفشارید، دست همسرتان را بگیرید، وقتی کنار هم هستید بی کار ننشینید، دست همدیگر را بگیرید گناهانتان آمرزیده می شود. فرمود: «از لای انگشتان شما گناهانتان ریخته می شود»؛ می گوید من با دستم گناه کردم، خب با همان دست، دستان پدر و مادرتان را بگیرید و لمس کنید، با این دست خیلی کار می توانید انجام دهید، وجودتان پاک می شود، از دستتان استفاده کنید.
از چشم خیلی استفاده ها می شود کرد، استفاده های خوب. والحمدلله رب العالمین.