جلسه 011 - زندگی زیبا
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1402
ماه
3
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - زندگی زیبا

«بسم الله الرحمن الرحیم»

در بحث زندگی زیبا، متن جلسه ما رساله حقوق امام سجاد علیه السلام است، جلسه گذشته حق گوش را عرض کردیم، ان شاء الله این جلسه می خواهیم راجع به چشم سخن بگوییم، من اول متن را می خوانم، بعد برویم سراغ مسائلی که مربوط به چشم است، امام سجاد علیه السلام فرمودند: حق چشم این است که آن را به حرام ندوزید و جز آن جا که عبرتی در کار باشد، یا بصیرتی بیفزاید، یا علمی به دست آورد به کار نگیرید، زیرا چشم دریچه عبرت است، در این جا ما چند واژه داریم که باید تکلیف این ها را روشن کنیم، این که چشم را انسان بر چیزی که حرام است ندوزد، با چشم به امر حرام نگاه نکند، دوم این که کجاها می توانیم از چشم استفاده کنیم؟ آن جایی که عبرتی در کار باشد، مثل قبرهایی که نگاه می کنیم، جنازه ای می آورند، یا به آدم ها و صحنه هایی که از آن ها می توانیم یک عبرتی بگیریم یا بصیرتی بیفزاید که درباره این هم سخن خواهیم گفت، یا علمی به دست آورد، این که انسان چشمش را برای آموزش به کار بگیرد، بعد فرمودند: زیرا که چشم دریچه عبرت است.

اولین مورد این است که ما چشم را به کار نگیریم دربارۀ نگاه به حرام، حرام چیست؟ امام رضا علیه السلام فرمود: حرام؛ یعنی مضّر؛ یعنی اگر گفتند که نگاه به یک چیزی حرام است، یا خوردن آن حرام است، یا گوش کردن به آن حرام است، یا بوئیدن آن حرام است، یا لمس کردن آن حرام است، یا فکر کردن دربارۀ آن حرام است، یا خیال کردن آن حرام است؛ یعنی ضرر می زند، این ضرر می زند یعنی چه؟ اگر بخواهیم که این را یک توضیح جامع بدهیم، باید برگردیم به قاعده ای که چند بار از آن استفاده کردیم، این که انسان چند مرحله حیات دارد؟ یک مرحله قبل از دنیا که آمده است به زمین و آن روح خداست، هر انسانی روح خداست، قرآن فرمود: «نَفَختُ فیه مِن روحی» این جنس ما است، الان به شما بگویند که شما اهل کجا هستید؟ می گویید که ما اهل اصفهان هستیم، خب این را نمی شود کاری کرد، می گوید که من اهل اصفهان هستم، زاده این جا هستم، اصلیت من این جا هست، این مربوط به جنبه گیاهی ماست؛ یعنی ما از نظر بدنی در این شهر به دنیا آمدیم و والدین ما هم که منشأ بدنی ما هستند، آن ها هم اهل این شهر بودند، پس ما وقتی داریم درباره اهلیت صحبت می کنیم، داریم راجع به یک ساختار گیاهی مثل بدن سخن می گوییم، خب این مشخص است، یکی می گوید که من اهل اصفهان هستم، یکی می گوید که من اهل تبریز هستم، یکی می گوید که من اهل شیراز هستم، یکی می گوید که من ایرانی هستم، اما وقتی که ما دربارۀ انسان سخن می گوییم، انسان اهل کجاست؟ چون انسان که بدن نیست، گفتیم که انسان نه جماد است، نه گیاه است، نه حیوان است و نه فرشته است، توضیح مفصل داده ایم که انسان که هست، من به عنوان یک انسان اهل کجا هستم؟ یعنی ریشه من کجاست؟ من از کجا آمده ام، خداوند می فرماید: ریشه تو خودِ من هستم، من از روح خودم تو را آفریدم، پس جنس ما روح خداست، زادگاه و وطن ما، مبدأ ما خداوند تبارک و تعالی است، این را باید باور کنید، همان طور که باور می کنید که من اصفهانی هستم، کاریش هم نمی شود کرد، شما باید این را باور کنید که زادگاه و اصلتان، اگر از شما سؤال کردند که شما اصلتان از کجاست؟ باید بگویید که اصل من از خداست، ریشه من از خداست، از آن جا آمده ام، چون ما آمده ایم به دنیا، می گوییم به دنیا آمد، این روح است که اصل انسان است، والا اگر یک بچه ای مرده به دنیا بیاید، نمی گویند به دنیا آمد، می گویند سقط شد، تمام شد، به دنیا نیامده؛ وقتی روح دارد، این را که پدر و مادر به او ندادند، این روحی که شخص دارد و با آن زنده به دنیا می آید، روح دارد و می تواند خلیفه خدا و مظهر خدا شود و جاودانه است، عمر او جاودانه است، او همۀ انسان است، می گوییم به دنیا آمد، پس ما از جایی آمده ایم به دنیا، یک زمانی هم می گوییم از دنیا رفت، وقتی می گوییم از دنیا رفت، بدن که از دنیا نمی رود، بدن همین جا می ماند و می پوسد، پس چه کسی از دنیا می رود؟ باز این روح است که از دنیا می رود، بر می گردد به وطن خودش، به اصل خودش بر می گردد، از همان جایی که آمده است، دوباره به همان جا بر می گردد.

پس اولین مسئله این است که من بفهمم که آدم هستم، انسان هستم و روح خدا هستم، جنس خودم را اول بشناسم، صورت اولیه خودم، چهره خودم را بشناسم که من چه کسی هستم. ما نه زن هستیم، نه مرد هستیم، چون این جا که دیگر روح به بدنمان تعلق گرفت به یک بدن زنانه یا مردانه تعلق گرفته است، اگر روح ما به یک بدن زنانه تعلق می گرفت، ما الان زن بودیم، اگر روح به یک بدن مردانه تعلق بگیرد در مورد یک خانم، الان آن خانم آقا بود، پس ما زن و مرد هم نیستیم، زن و مرد جنبه حیوانی ما را دارد، جنبه جنسی است، پس ما نه زن هستیم و نه مرد، گیاه هم که نیستیم، انسان هستیم، جنسمان هم که مشخص است، این اولین مسئله است که انسان باید بفهمد که من انسان هستم، از جایی آمده ام، بعد هم از این جا می روم، حالا الان که به این جا آمده ام، روح من که از روح خداست، به یک سلسله آمادگی ها و داده ها تعلق گرفته است، این آمادگی ها و داده ها، چه چیزی بودند، نطفه ای بودند که پدر و مادر آن را ایجاد کردند، تشکیل شده از اسپرم پدر، تخمک مادر، در اسپرم پدر چه چیزهایی بود؟ یک سلسله فرمول ها و داده هایی در مورد سلامت و زیبایی من، هوش من، عقل من، اخلاق من و دین من، این پنج تا، مادر چه چیزهایی داده است؟ مادر هم یک سلسله داده، داده است، سلامت و زیبایی مادر، هوش مادر، عقل مادر، اخلاق مادر و دین مادر، این مجموعه یک توانایی شده است در یک نطفه، در یک جسم، در یک حالتی که در رحم مادر شروع به رشد می کند و حالت گیاهی دارد، فقط بدن است و این خصوصیات در او هست، به قول امروزی ها این ژن ها را دارد، یا این عِرق را دارد، این قابلیت ها را دارد، حالا این روح آمده به این تعلق گرفته است که به آن می گویند نفس، حالا می شود شخصیت، چون او قبلاً داده دارد، محیط هم اضافه می شود، پدر، مادر، محیط، محیط هم یک سلسله داده می گذارد روی این نطفه، مجموعاً این معجون سه وجهی: پدر، مادر، محیط، یک شخصیت می سازد، حالا این روح آمده است مهمان این شخص شده است، می شود نفس.

الان دیگر شده است نفس، دیگر یک آدم خاصی شده است، مثل نت است، وقتی شما نت را می خرید، الان مثلاً می رویم در یکی از این ابزارها و نت می خریم، دو گیگ، سه گیگ، ده گیگ می خرید، وقتی که نت می آید، هیچ چیز نیست، نت، یک فضای مجازی است؛ یعنی یک ظرفیت مجازی است، خالی است، یک قابلیت هایی دارد، وقتی که می آید در این گوشی، شخصیت پیدا می کند، گوشی هر کس شخصیت اوست، گوشی هر کس قیمت و شخصیت اوست، نشان می دهد قیمت و شخصیت هر آدمی را، یک سلسله داده دارد که ما خودمان به آن داده ایم، شخصیت خودمان است، حالا این نت که می آید و به این گوشی تعلق می گیرد، پس این یک شخص است، گوشی هر کس را که باز کنیم نماینده یک شخص است؛ پس الان نفس تشکیل شده است، این نفس در رحم مادر است، بسته به این که مادر چه چیزی بخورد، چه چیزی بشنود، چه چیزی خیال کند، چه چیزی را لمس کند، چه چیزی را بو کند، به چه چیزی فکر کند، اخلاق او چگونه باشد، افکار او چگونه باشد، عقائد او چگونه باشد و پدر و این که محیط چه چیزی به رحم مادر می دهد به این جنین، این جنین همینطور ساخته می شود، حالا وقتی به دنیا می آید، دنیا اقتضائات خاص خودش را دارد، دنیا طول موج دارد که چشم لازم دارد، فرکانس دارد، گوش لازم دارد، هوا دارد، دستگاه تنفس می خواهد، اشیاء دارد، ماده دارد، قوه لامسه لازم دارد، اشیاعی دارد که بو دارند مثل گل ها، غذاها، میوه ها که باید برای آن بینی بیاورند، چیزهایی هست که طعم دارد باید برای آن ذائقه بیاورید، این را باید از رحم مادر بیاورد که بتواند این جا سعادت مند باشد و یک زندگی خوب داشته باشد، این قانون دنیا است، دنیا بی نهایت قانون دارد، بی نهایت هم زیباتر، کامل تر، بزرگ تر، جذاب تر، شیرین تر و پیچیده تر از رحم مادر است، آن دوران رحمی و دوران جنینی تعیین کننده است که او این جا چگونه متولد می شود، یا سالم، یا سالم قوی، یا ضعیف، یا بیمار، یا ناقص، یا معلول، ما شش نوع تولد داریم، این شش تولد بسته به این است که پدر به او چه داده است، مادر به او چه داده است و محیط با او چه کار کرده است، با این جنین در رحم مادر، الان که بچه سالم به دنیا می آید، ما برای سالم تعریف داریم، ما می گوییم که بچه سالم به دنیا آمده است، الان یک کیلو و هفتصد گرم وزن دارد، اما سالم است الحمدلله، سه کیلو است، سالم است، چهار کیلو است، سالم است، ما به تعداد بچه های سالم تعریف داریم از سالم بودن؛ یعنی با شرایط زیستی دنیا تطبیق می کند، می گوییم که این بچه سالم است، حالا می تواند سالم نباشد، ضعیف باشد که مدتی برود در دستگاه بماند، یا مریض باشد، بسته به این که چه تعداد مریضی، چه نوع مریضی، با چه شدتی باید درمان را تحمل کند؟ یا خدایی نکرده ناقص است، مثلاً دست یا پا ندارد، گوش یا چشم ندارد، یا خدایی نکرده معلول است، یا با دو تا سر متولد شده است، یا با دم آمده است، یا با دست اضافه به دنیا آمده است، با صورت اضافه به دنیا آمده است، این بچه هایی که الان به دنیا می آیند، می بینید که یک صورت جلو دارد، یک صورت پشت دارد، خب این معلول است و آسیب دیده است، پس این داده های دوران رحمی و دوران جنینی تعیین کننده است که او چگونه متولد می شود، حالا ما بر اثر این که می خواهیم ببینیم که بچه چگونه به وجود می آید.

هر پدر و مادر که اقدام می کنند برای دوران بارداری که بچه دار شوند، بچه را اول چگونه دوست دارند؟ سالم و زیبا، باهوش، با عقل، با اخلاق، با روح، با معنویت، این گونه بچه را دوست دارند، پس پدر و مادر باید داده های آن را تنظیم کنند؛ یعنی باید قبل از انعقاد نطفه شرایط اسپرم و تخمک ها را تنظیم کنند، این که ما می گوییم که برنامه بگیرید قبل از بچه دار شدن، برای همین می گوییم که این فرم ها را پر کنید، پرسش نامه ها را پر کنید، بنویسید که خانمِ من می خواهد بار دار شود، می خواهیم که شرایط اسپرم و تخمکمان خوب باشد، قواعد آمیزش را یاد بگیریم، الان چند نفر می دانند که کدام شب آمیزش بچه را کور می کند؟ یا در چه حالت آمیزشی بچه کور می شود؟ خیلی ها نمی دانند، کدام زمان هست که اگر آمیزش صورت بگیرد بچه صرع می گیرد؟ خیلی ها این ها را نمی دانند و همینطور اقدام می کنند به بچه دار شدن، بچه بی گناه در اثر نفهمی پدر و مادر، بی توجهی پدر و مادر به دنیا می آید، اما صرع دارد، مدام غش می کند، یا کور می شود، یا لکنت زبان دارد، یا فلج است، یا کر است، یا کر و لال است، یا دائماً شب ادراری دارد، این ها همه از کوتاهی های پدر و مادر است، پس ما باید این ها را یاد بگیریم قبل از بچه دار شدن، این ها همه آموزش دارد. حالا این بچه الان متولد شده است، می خواهیم این بچه سلامت باشد، باید شرایط سلامت بچه را رعایت کنیم. لذا وقتی شما می خواهید یک چیزی را بخورید، مادر وقتی که باردار نیست، هر خوردنی حلال و درستی که می گذارند جلوی او، می تواند بخورد، به شرطی که برای بدن خودش ضرر نداشته باشد، پس اگر می گوییم که یک چیزی را نخورد، ضرر دارد برای بدن، اما وقتی که باردار می شود تعریف ها فرق دارد.

شما الان خوردنی ها را که می خواهید در نظر بگیرید، الان مادر باردار نیست، زعفران بخورد چه مشکلی پیش می آید؟ با نشاط و سر حال می شود، زعفران آثار زیادی دارد، ولی اگر بار دار باشد به خصوص دوران اول بارداری زعفران بخورد بچه سقط می شود، پس وقتی می گوییم که برای این مادر ضرر دارد؛ یعنی برای جنین ضرر دارد، مثلاً روی داروها نوشته است منع مصرف برای دوران بارداری؛ یعنی برای آن بچه ضرر دارد. شما یک بچه در رحم دارید که اگر این را بخورید به آن بچه آسیب می زنید، پس اگر دکتر می گوید حرام است نخورید، یا واجب است باید بخورید، پس وقتی که می گوید واجب است و مادر باید این را بخورد والا بچه او آسیب می بیند، یا نباید این را بخورد والا بچه آسیب می بیند؛ باید و نباید یعنی چه؟ واجب و حرام یعنی چه؟

یعنی این ساختار، یک ساختار ریاضی است، ساختار مهندسی است و برای او ضرر دارد و به او آسیب می رساند، می گوییم که حالا آسیب برساند چه اشکالی دارد؟ هر چه دلم بخواهد می خورم، سیگار می کشم، مواد مصرف می کنم، هر چه که بخواهم می بینم، هر چه که بخواهم می شنوم، هر خیالی که دلم بخواهد می کنم، خب شما اگر هر خیالی که بیاید در ذهنتان این بچه تشنج می کند، این بچه وقتی که به دنیا بیاد، شب ها دائماً اضطراب دارد، گریه می کند، بی خوابی دارد، چون مادر دائماً به او خوراک ترس آور داده است، فیلم های ترس آور و هیجان انگیز نگاه کرده است و دائماً به این بچه تشنج داده است، مادری که اینقدر بی مبالات است، جنایت کار و ظالم است.

نتیجه چیست؟ نتیجه این است که بچه بعد از تولد یا بیمار است، یا ضعیف است، یا ناقص و یا معلول است، چه کسی این کار را کرده است؟ یا پدر، یا مادر و یا محیط، مثلاً یک بمب اتمی در جایی زده اند و او استنشاق کرده است و این بچه ناقص شده است، خب پس حالا فهمیدیم که حلال و حرام یعنی چه، یعنی به آن موجود زنده صدمه و آسیب می زند، یا می گوید که بهتر است که نخورید، یا بهتر است که بخورید، واجب نیست ولی بهتر است که بخورید، بهتر است که بخورید می شود مستحب، بهتر است که نخورید یعنی مکروه، اگر بخورید یا نخورید فرقی نمی کند می شود مباح، پس ما این پنج تا را داریم برای مادری که باردار است، واجب، حرام، مستحب، مباح، مکروه، همین را شما در رابطه با یک گل هم دارید، در رابطه با یک انگشتر هم دارید. می گوید این انگشتر شما اگر مایع ظرفشویی به آن بخورد تیره می شود و خاصیت خودش را از دست می دهد، خب این را نباید استفاده کنیم، این طلایی که دست شما است، اینطور است، این ماشین ظرف شویی اینگونه است، یخچال این قوانین را دارد، تلوزیون هم همین احکام پنج گانه را دارد، پس چون قانون است و چون ساختار ریاضی و مهندسی وجود دارد، احکام پنج گانه به طور طبیعی برای هر شئ ای وجود دارد، فقط برای انسان نیست. حالا ما که خودمان می آییم به دنیا، دنیا می شود رحم ما، وقتی نوزاد در رحم مادر هست توسط جفت به رحم مادر وصل است، تمام تغذیه هایی که این جنین می کند از طریق جفت است، الان ما آمده ایم به این دنیا جفت ما چیست؟ روح ما به وسیله چه چیزی با این دنیا اتصال دارد؟ به وسیله بدن، ورودی ها چه چیزی است؟ خوردنی ها، شنیدنی ها، لمس کردنی ها، بوئیدنی ها، این ها ورودی های روح است. جنین چیست؟ روح است، جفتی که ارتباط دارد با دنیا و اثر گذار است، بدن است، بعد از چند وقت ما متولد می شویم به آخرت، مثل بچه ای که از رحم مادر وفات می کند و منتقل می شود به دنیا، وفات می کند؛ یعنی منتقل می شود و به دنیا تولد پیدا می کند، از رحم وفات پیدا می کند، به دنیا منتقل می شود، الان دیگر در رحم مادر نیست، می گوییم وفات کرد، از این جا منتقل شد، از رحم رفت و به دنیا آمد.

ما هم همین طور هستیم، روح ما مدتی در دنیا زندگی می کند، به وسیله جفت که بدن هست، با دنیا ارتباط دارد و در حال شکل گرفتن است با خوردنی ها، شنیدنی ها، دیدنی ها، لمس کردنی ها، بوئیدنی ها، با خیالات، افکار، عقاید، اخلاقیات، ما دائماً داریم شکل می گیریم، ولی بالاخره ما از این جا وفات پیدا می کنیم، الان سنگ قبرها را نگاه کنید روی آن نوشته اند تاریخ وفات، یا تاریخ شهادت که حالا شهادت داستان دیگری دارد، ولی وفات است و ما منتقل می شویم، بعد از این جا وفات پیدا می کنیم به برزخ تولد پیدا می کنیم، می گوییم که به برزخ آمد، برزخی ها که منتظر ما هستند، خانواده آسمانی ما، اهل بیت علیه السلام که منتظر ما هستند، حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید: بچه من به برزخ و به آخرت آمد؛ حالا این بچه شش نوع تولد به برزخ دارد، مثل همین شش نوع تولدی که به دنیا داشتیم، یا تولد ما به برزخ که عین دنیاست، چقدر دنیا بزرگ تر از رحم مادر است؟ برزخ هم همین مقدار بزرگ تر از رحم دنیا است، همین مقدار عالم برزخ زیباتر، کامل تر، پیشرفته تر، بزرگ تر، جذاب تر و کامل تر از رحم دنیا است، وقتی ما وارد برزخ می شویم یا ضعیف وارد می شویم که آن جا نمی توانیم برویم در بهشت، مدت ها ما را آن جا نگه می دارند تا تقویت شویم و آمادگی پیدا کنیم تا وارد بهشت شویم، یا سالم متولد می شویم و بلافاصله وارد بهشت می شویم و شروع به زندگی می کنیم، یا بیمار است که بستگی به این دارد که چه نوع بیماری دارد، آن جا باید درمان را تحمل کند، مثلاً حسود رفته است، یا بد اخلاق رفته است، بدبین رفته است، نا امید رفته است، ظالم رفته است، بستگی به این دارد که چه نوع بیماری داشته است، آن جا باید درمان شود و درمان های آن گاهی تا قیامت، گاهی به قول حضرت زهرا سلام الله علیها چند صد سال طول می کشد، تا او درمان شود و وارد بهشت شود، بستگی به این دارد که با چه آسیبی از این دنیا رفته است.

یک موقع هست که بچه به دنیا آمده است و زردی گرفته است، که زردی یک هفته ای خوب می شود، اما یک موقع هست که با استخوان شکسته به دنیا آمده است، خب این استخوان را اول باید جراحی کنند، گچ بگیرند، تا چند ماه طول می کشد که این استخوان جوش بخورد، یک دفعه می بینید که یک سال این بچه زجر می کشد تا پای او سلامت شود، انسان ها هم همینطور هستند وقتی وارد برزخ می شوند، بستگی به این دارد که چقدر گناه با خودش برده است، گناهان عملی، گناهان اخلاقی، یا عقیدتی، ما سه نوع آسیب داریم، آسیب های عملی، مثلاً نماز نخوانده است، روزه نگرفته است، غذای حرام خورده است، ظلم کرده، غیب کرده، حسادت کرده، تهمت زده، مال مردم را خورده، یا عصبی بوده، یا بد اخلاق بوده، پرخاشگر بوده، یا غم ها و غصه های بی خودی خورده است، قبلاً گفته ایم که غم و غصه های بی خودی حرام است، ظلم است که آدم بی خودی غصه بخورد. پیامبر صلی الله و علیه و آله فرمود: «مَن بَکی عَلی الدّنیا دَخلَ النّار»؛ کسی که برای دنیا غم و غصه بخورد وارد جهنم می شود. غصه بی خودی خورده است، حرص و جوش بی خودی خورده است، افکار منفی داشته است، یا به گذشته فکر کرده است، یا دلشوره های بی خودی آینده را داشته است، بی خودی برای هر چیزی غصه خورده است، این جنین که روح شماست آسیب می بیند، حالا یک کسی مادر احمقی هست می گوید این حرف ها یعنی چه؟ این ها خرافه است، حرام چیست؟ من هر چیزی که دلم بخواهد می خورم، خب آن بچه نتیجه اش آن می شود.

یک عمر این بچه جلوی پدر و مادر است، به خاطر همین بی مبالاتی ها، بی فکری ها، تنبلی ها، بی حوصلگی های پدر و مادر، یک عمر این بچه جلوی چشم شماست، این بچه زبان بسته چه کار کرده است که شما اینقدر به او ظلم کردید؟ خب حالا این دفعه بچه، خودِ شما هستید، این جنینی که می خواهد از دنیا وارد نظام برزخ شود، خودِ شما هستید، این بار دیگر داستان فرق می کند، این کودک خود شما هستید، کودک عزیز روان، خودِ شما هستید، وقتی وارد آن جا می شوید یا می روید به بهشت، یا باید معطل شوید که درمان شوید، تقویت شوید، یا بیماری دارید، که برای بیماری رنج درمان است، رنج درمان از یک سال، دو سال، صدسال، هزار سال، دو هزار سال دارد تا قیامت، گاهی اوقات پنجاه هزار سال قیامت هست، گاهی وقت ها صدها هزار سال بعد از قیامت هم هنوز درمان نشده است، اینقدر آسیب به خودش وارد کرده است، اینقدر سبک زندگی او فرق داشته است با آدم های سالم، به قدری در دنیا به خودش آسیب زده است وقتی وارد برزخ می شود، چون به بهشت که نمی تواند برود، چون نمی تواند از آن استفاده کند، نه این که او را به بهشت نمی برند، آن جا نمی تواند استفاده کند، ابزار ندارد که استفاده کند، همه هم وارد یک جا می شوند، ما فقط یک بهشت داریم، جهنم چیست؟ جهنم؛ یعنی عدم تطبیق با بهشت که خیلی هم آزار دهنده است، والا بچه های مریض کجا به دنیا می آیند؟ همان جا که بچه های سالم به دنیا می آیند، پس چرا یک کسی آن جا ناراحت است؟ چون با خودش چشم نیاورده است، بقیه چشم دارند و می بینند، او چشم ندارد، این می شود جهنم او، عذاب او همین هست که همان جایی که همه دارند می بینند و لذت می برند، او نابیناست. همان جایی که همه می شنوند، او نمی شنود، زجر می کشد. ما همه وارد بهشت می شویم، ولی عده ای ابزار استفاده از بهشت را نیاوردند و سالم نیستند، نمی توانند از بهشت استفاده کنند، بنابراین برای آن ها می شود جهنم.

یک فضاست، مثل فضای دریا، الان فضای دریا برای ماهی ها چطور است؟ مایه حیات است، برای ما چیست؟ خفه کننده است، اگر بخواهیم آن جا زندگی کنیم خفه می شویم، یک فضاست؛ برعکس برای ما الان این جا مایه حیات است، اما برای ماهی خفه کننده است، یک فضاست، همه یک جا می رویم ولی آن جهنم دریافت می کند و می سوزد چون با خودش ابزار نیاورده است، مثل این که ما با همین دستگاه تنفس برویم ارتفاع دو هزار متری در کوه، تنگی نفس می گیریم شاید خفه شویم، می گویند که آن جا باید با خودتان دستگاه اکسیژن ببرید، آن جا اکسیژن کم است، باید با خودتان دستگاهش را می بردید، عده ای هم ناقص متولد می شوند، مثل کافرها، منافق ها و مشرک ها که وقتی به آن جا می روند، چون اصلاً به آن جا اعتقادی نداشتند و خودشان را آماده نکردند، عقائد آن ها آسیب دیده است، آن ها اصلاً فکرشان خراب است، اصلاً خدا را قبول ندارند، قیامت را قبول ندارند، پیغمبر صلی الله و علیه و آله و قرآن را قبول ندارند، لذا اصلاً برای آن جا آماده نیستند، وقتی به آن جا می روند چون کافر هستند، کافر؛ یعنی پوشاننده است؛ یعنی خودشان را می پوشانند از هر خیری، وقتی به آن جا می روند، با یک پوششی می روند که اصلاً با هیچ جایی از بهشت نمی تواند ارتباط برقرار کنند، چون دائماً در پوشش خودشان عذاب می کشند.

کفار، منافقین، مشرکین همیشه در آن جا گرفتار می شوند، پس وقتی می گوییم حق چشم این است که آن را به حرام ندوزید؛ یعنی یک چیزهایی هست که اگر به آن ها نگاه کنید به روح شما آسیب می زند، اگر به آن مرتب خیره نگاه کنید. ما چند جور نگاه داریم، یک نگاه کوتاه است، یک نگاه بلند هست، یک نگاه پی در پی و همیشگی است، این دائماً به شما آسیب می زند و شکل شما را خراب می کند، مثل گوش است که در جلسه گذشته گفتیم. شما وقتی دائماً به یک چیزی نگاه می کنید، دائماً شکل شما را خراب می کند، حرام؛ یعنی حریم دار است، حرام؛ یعنی ضرر دارد، حریم دارید شما به حریمتان تجاوز نکنید، به حریم روحی خودتان، به کودک عزیز روانتان که جاودانه است و از جنس خدا و اهل بیت علیه السلام است تجاوز نکنید، یک چیزی به آن ندهید که آسیب ببیند. می گوید من دلم می خواهد ماهواره نگاه کنم، خدا رحمت کند یکی از اساتید و بزرگان را، می فرمودند: انسان اگر به بچه خودش سم بدهد و او را بکشد، گناهش کمتر از آن است که ماهواره بگیرد و در خانه بگذارد. می گوید دلم می خواهد ماهواره نگاه کنم، دلم می خواهد فیلم آن چنانی نگاه کنم، الان گوشی دست من است، نت هم که دارم، بروم هر چه که دوست دارم نگاه کنم، این کار بی ضرر نیست. مثل مادر بارداری که بگوید من هر چه که دلم بخواهد می خورم، بی ضرر نیست. او با این کار به جنین آسیب می زند. این طور نیست که شما هر چیزی که نگاه کردید مسئله ای نباشد. حرام؛ یعنی یک چیزی که وقتی من آن را نگاه می کنم، روح من را از آمادگی برای سعادت در دنیا و تولد به آخرت آسیب می زند. تولدِ با سعادت در دنیا چه چیزهایی بود؟ سه تا رکن داشت: 1. رحمانیت، عشق و مهربانی، 2. آرامش، 3. شادی. وقتی من هر چیزی را نگاه کنم، دیگر مهربان نمی شوم، یک عالم اضطراب و ترس و کینه در دلم می آید، چون بی خود یک چیزهایی نگاه کردم، نامهربان و مضطرب و کینه ای و ترسو مرا بار آورده است، مثل این که یک کسی فیلم سینمایی ترسناک نگاه کرده است، حالا از این به بعد هر شب خواب های بد می بیند، حالا هر شب که می خواهد بخوابد فکر می کند همان اتفاقی که در آن فیلم افتاده برای او هم اتفاق می افتد.

این روی جنینش هم تأثیر می گذارد، کینه ای می شود، بدبین می شود، یک فیلمی نگاه کرده است راجع به یک چیزی بعد دائماً از بقیه می ترسد، نسبت به همه بدبین است، او خودش به خودش شکل می دهد و به خودش آسیب می زند، پس هیچ دیدنی بی ضرر نیست، که بگوییم این بی ضرر است من نگاه کنم، نه بی ضرر نیست. آن دشمنی که نمی خواهد شما سعادت داشته باشید و برای شما ماهواره می فرستد برای مردم خودشان فیلم ماهواره ای را می فروشد، ولی برای شما مفت این را فرستاده است و می گوید که حالا نگاه کنید، شما فکر می کنید که این ها خیلی عاشق مردم ایران هستند، ماهواره رایگان می فرستند، فیلم رایگان می فرستند و پخش می کنند؟ نه می گوید که ما این ها را مفت می فرستیم این ها نگاه کنند که دیگر مردم سالمی نباشند، عشقشان به وطنشان، عشقشان به خودشان، عشق و عواطفشان به خودشان و به هم محله ای هایشان، به انسان ها، به کشور و وطنشان ضعیف شود، آرامش این ها را به هم می زنیم، شادی هایشان را خراب می کنیم، با این فیلم ها مگر این ها دیگر می توانند شاد باشند؟ این ها آدم هایی هستند که دائماً غمگین هستند، غصه می خورند، موسیقی های غمگین کننده، موزیک های شیطان پرستانه و وحشیانه، دیگر چه چیزی از این آدم می ماند، او دائماً از این خوراک می خورد، با این ماهواره و اینترنت، او دیگر نه مهربان، نه آرام و نه شاد است، برای همین آمار طلاق ما را این گونه می برند بالا، آمار بدجنسی ها را می برند بالا، آمار جنایت های ما را می برند بالا، سطح عصبانیت ها را زیاد می کنند که تا یک چیزی پیش آمد برای هم اسلحه بکشند و همدیگر را با چاقو بکشند، با فیلم های خشن یا فیلم های کاملاً سکسی و یا فیلم های ترسناک و خیالی، این آشغال ها را به خورد ما می دهند تا ما را هم مثل مردم خودشان کنند، الان در آمریکا و اروپا بالاترین تعداد قتل و خودکشی که آمار رسمی خودشان است، سازمان ملل را نگاه کنید، تعداد خودکشی ها آن جا از جنگ ها، مالاریا و ایدز بالاتر است، خب چرا اینقدر آمار آن جا بالا است؟ برای این که آشغال به خورد ملت خودشان می دهند، به اسم آزادی. بیشترین زندانی، بیشترین طلاق، بیشترین مصرف مواد ضد افسردگی، بیشترین مصرف مواد مخدر، بیشترین تعداد زندانی، بیشترین جنگ آن جا است، بیشترین فقیر، بیشترین تولد فرزندان نامشروع و بی صاحب، بیشترین سقط جنین، آمار رسمی شان را نگاه کنید، ما این ها را نمی گوییم، شما الان آمار رسمی سازمان ملل را بزنید مثلاً یونسکو بروید آمارشان را نگاه کنید، نگاه کنید خودشان گزارش می دهند، چرا؟ چون آشغال به خورد ملت خودشان می دهند، دانش آموز اسلحه می برد سر کلاس معلم و سایر دانش آموزان را می کشد، خب چرا این بچه اسلحه دارد؟ چرا اینقدر این بچه عصبانی است که می تواند معلم ها را بکشد؟ شما تصور کنید زحمت کشیده اید برای فرزندتان، همۀ عشق و امید شماست، او را بزرگ کردید، به مدرسه فرستاده اید، یک نفر بی خود و بی جهت او را کشته است، آمارشان را نگاه کنید، مصاحبه هایشان همه جا هست.

شما راحت می توانید مصاحبه هایشان را پیدا کنید، می گویند ما از خانه که بیرون می آییم امنیت نداریم، از خیابان که می خواهیم رد شویم امنیت نداریم؛ یعنی مطمئن نیستم که بچه ام را که به مدرسه می فرستم زنده بر می گردد، مطمئن نیستم که شوهرم که از خانه بیرون می رود زنده برگردد، ناموسم را بیرون می فرستم مطمئن نیستم زنده برگردد، آمار تجاوزهایشان را نگاه کنید، هر چند ثانیه یک تجاوز به زن می شود، آمار تجاوز به کودکانشان را نگاه کنید، سه چهارم قتل هایشان خانگی است؛ یعنی افراد در خانواده همدیگر را می کشند، تجاوز به دخترها و بچه ها بیشتر توسط پدر ها و برادرها انجام می شود؛ یعنی تجاوزهای خانگی است، از این جا برای ما مسیحیت تبلیغ می کنند، شما بروید آمار تجاوز کشیک ها به بچه ها را در بیاورید، در اینترنت جستجو کنید: آمار تجاوز کشیک ها به بچه ها، ببینید چند هزار کشیک الان اخراج شدند به خاطر تجاوز به بچه ها، می گویند: مسیحیت دین خوبی است، اگر دین خوبی است، بروید کسانی که دین مسیحیت را تبلیغ می کنند ببینید چه کار کردند، جنگ هایی که مسیحیان راه انداختند در دنیا، کلیسا راه انداختند را بروید ببینید، ما الان کلیسایی داریم که با افتخار این کلیسا را دارند که از جمجمه مسلمان ها آن را ساخته اند، بعد این جا به ما درس انسان دوستی یاد می دهند، پس وقتی حضرت می فرماید: حق چشم این است که به حرام نگاه نکنید، یعنی چه؟ یعنی هر چیزی که می تواند به شما که در رحم دنیا هستید آسیب بزند، این طور نیست که شما به هر چیزی نگاه کنید، شما الان به رنگ نامطلوب هم اگر نگاه کنید خوب نیست، یک مادر الان باردار است می گوید این لباس اگر شما را اذیت می کند این رنگ را نپوشید، آن رنگ برای شما حرام می شود، ولی در حالت عادی این رنگ برای شما حرام نیست، ولی شما الان این رنگ را بپوشید شما را عصبی می کند، خب این رنگ را نپوشید، به این رنگ ها نگاه نکنید.

رنگ که دیگر امر مباح است، زعفران چیز خوبی است، اما الان شما نمی توانید بخورید چون برای بچه ضرر دارد، پس وقتی می گوییم حرام، دقت کنید که حرام؛ یعنی چه؟ یعنی ضرر دارد. حالا شما ببینید بعضی از آدم ها لباسی می پوشند که خودشان عامل ضعیف متولد شدن دیگران می شوند، بعضی از خانم ها، ریخت و قیافه ای می آیند بیرون که خودشان عامل جهنم رفتن یک عده می شوند، حالا ببینید که عذاب خودشان چقدر است، می گوید آزادی است دلم می خواهد که اینطوری بیرون بیایم، شما دارید به بقیه صدمه می زنید، وجود این آدم یک عده زیادی را جهنمی می کند، مردهای بی حیا و بی غیرتی هستند که غیرت ناموسی ندارند، ناموسشان را طوری به خیابان می آورند که وقتی دیگران به این ها نگاه می کنند آسیب می بینند، گناه این که الان اینگونه آسیب می بیند و بعداً نمی تواند به سعادت و آرامش برسد، به محبت و شادی برسد، پای چه کسی است؟ می گوید دلم می خواهد. همین آدمی که الان می گوید دلم می خواهد اینطوری بگردم، شما توی هواپیما یک سیگار روشن کنید، می گویند آقا این جا سیگار کشیدن اشکال دارد، ضرر دارد. خب کار شما هم ضرر دارد، فقط سیگار نیست که ضرر دارد و در جمع نباید کشیده شود، این ها هم حرام است، این ها هم به جامعه آسیب می زند. می گوید که کرونا است، باید ماسک بزنید، می گوید دلم نمی خواهد ماسک بزنم، آزادی است، می گوید دل بخواهی نیست، اگر ماسک نزنید شما را در هواپیما راه نمی دهند، می گویند بدون ماسک نمی توانید وارد شوید، می گوید آزادی است دلم نمی خواهد ماسک بزنم، می گوید: نه، این مربوط به حقوق اجتماع است، امر فردی نیست، در خانه خودتان آزاد هستید که ماسک نزنید، اگر خواستید در خانه خودتان می توانید سیگار بکشید، وقتی آمدید در اجتماع، اجتماع حق مردم است، جای زندگی شما نیست، جای زندگی میلیون ها انسان است و شما نمی توانید فضای زندگی میلیون ها انسان را آلوده کنید، نمی توانید بگویید من آزادم؛ این جا آزادی معنا ندارد. می گوید آزادی است من دلم می خواهد بدون ماسک بیرون بیایم، دلم می خواهد سیگار بکشم، پای من بوی گند می دهد من دلم می خواهد همینطوری بروم در اتوبوس، در هواپیما، نمی شود.

شما وارد خانه هم که می شوید باید پای خودتان را بشویید، نمی توانید بگویید که من مرد خانه هستم هر کار که دلم بخواهد انجام می دهم، نه، نمی شود، این جا فضای خانواده است، شما باید پاها را بشویید، جورابتان را بشویید، آزادی یعنی چه؟ این حرف مزخرف و احمقانه ای است، ظاهرش خوب است: آزادی؛ اما باطنش این است که شما به میلیون ها انسان صدمه می زنید، می گوید: آقا ناموس خودم است، بدن خودم است، می گوید که خب ناموس خودتان را ببرید در یک فضای بسته، ناموستان را به هر کس که می خواهید بدهید، بروید هر چقدر که دلتان می خواهد بی ناموسی کنید. بدن خودتان است؟ بدنتان را ببرید در یک فضای بسته هر غلطی که دلتان می خواهد با این بدن بکنید، اما در فضای اجتماع نمی توانید این کار را انجام دهید، این فضا برای میلیون ها انسان است، حرمت دارد، شما حق ندارید هر طور که خواستید رفتار کنید، همه جای دنیا این پذیرفته است، شما الان بروید دانشگاه های آمریکا، دانشگاه های اروپا، پروتکل های آن را هم بگذارید همین الان می توانید ببینید، شما نمی توانید در دانشگاه هر طور بگردید، استاد، شاگرد، دانشجو، نمی توانند با هر لباسی وارد دانشگاه شوند، می گویند که این لباس ها برای محیط دانشگاه خوب نیست، بیرون از دانشگاه هر غلطی که خواستید انجام دهید، در محیط دانشگاه نمی توانید چنین لباسی بپوشید، چون آن جا یک فضای علمی است و همه می خواهند فقط درس بخوانند، حواس کسی نباید به غیر از درس باشد، این یک امر مشخص و روشن است، پس وقتی می گوییم حرام؛ خوردنی حرام، دیدنی حرام، لمس کردنی حرام، بوئیدنی حرام، لقمه حرام، صدای حرام، خیالات حرام، افکار حرام.

حرام؛ یعنی حریم دارند این ها، نمی شود بعضی از کارها را بی حریم انجام داد، به هر چیزی نمی توانید فکر کنید، هر خیالی را نمی توانید بکنید، این خیال شما را نابود می کند، این خیالات این قدر شما را آزار می دهد که شما را دچار وسواس فکری می کند و فردا به همه بدبین می شوید و به خاطر این بدبینی به دیگران ظلم می کنید و تجاوز می کنید، ببینید چقدر از زندگی ها به خاطر بدبینی های یک زن یا یک مرد متلاشی شده است و بچه ها این وسط قربانی شده اند، برای این که این خانم جلوی خیالاتش را نگرفته است، یا آن آقا جلوی خیالات و افکارش را نگرفته است، وسواس فکری و افکار پریشان دارد، این به سعادت و سلامت و عشق در زندگی لطمه می زند، مادری که خیال و افکار هرزه دارد، پدری که خیال و افکار هرزه دارد، بچه ها قربانی آن ها می شوند، خب تا الان تعریف کردیم اولین واژه را، پس حضرت فرمود: حق چشم آن است که آن را به حرام ندوزید، پس اول بفهمیم که معنی حرام چیست، تا بعد ان شاء الله برویم سراغ بقیه واژه ها. والحمدلله رب العالمین.