زندگی زیبا 28/08/1401
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره زبان از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام را ادامه بدهیم. حضرت فرمود: زبانمان را جز در مواقع نیاز و منافع دین و دنیا به کار نیندازیم. آن را از سخنان بیهوده، زشت و بی ثمر که احتمال زیان دارد و سود چندانی ندارد باز دارید. از حرف های بیهوده، زشت و شوخی ها و حرف های بی ثمر که فایده ای هم ندارد باز بدارید. نگذارید این طور کلمات به دهانتان بیاید که حضرت می فرماید که زبانت را از سخنان که احتمال زیان دارد و سود هم ندارد باز بدار. زبان آشپزخانه است، مواد را تهیه کرده و به خیال می دهد. وقتی به خیال می دهد نفس انسان آن را می خورد. برای همین بعضی ها برای این که نفسشان سیر شود و لذت ببرد با یک نفر شروع به حرف زدن می کنند. دنبال یک نفر، دو نفر، چند نفر می گردند که یک سری حرف ها درباره موضوعی بزنند. همین طور مفصل دائم با هم حرف می زنند، حرف می زنند، حرف می زنند همدیگر را آتش زده و تحریک می کنند تا سخنان مختلفی از زبان بقیه بیرون بیاید. این سخن به قوه خیال و آشپزخانه نفس انسان می رود غذا پخته شده و به خورد انسان داده می شود. کلمات و الفاظ بار دارند. در بحث اسماءالله توضیح دادیم. می گوید این لفظ را در کاغذ بنویس، همراهت داشته باش. همراه داشتن لفظ اثر دارد. گاهی اوقات می گوید این را بگو، گفتنش است. به آن وجود کتبی می گویند. وجود کتبی یعنی اگر روی کاغذی، چیزی همراهت باشد، اثر دارد. بعد می گوید به زبان بیاور. بعد می گوید باید به گونه ای به زبان بیاوری که وقتی به زبان می آوری، خودت هم آن کلمات را بشنوی. در نماز هم چه موقعی که آهسته می خوانید و چه موقعی که بلند می خوانید، شرط این است که بشنوید، به گونه ای آرام نگویید که گوشتان نشنوند. می گوید بگو خودت بشنوی. «لا اله الا الله، سبحان الله و الحمدلله». گوش باید بشنود، چون
جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش
چه چیزی ورودی انسان و عامل فربهی است؟ زبان. زبان به گوش می دهد و گوش باعث چاقی و لاغری، سلامت و مریضی نفس انسان می شود.
می گوید حرف های خوب را بشنوید. حتی در نماز هم وقتی امام بلند می خواند؛ اما جمعیت زیاد است و صدا به شما نمی رسد، خودت حمد و سوره ات را بخوان تا بشنوی؛ چون صدای امام به تو نمی رسد. اگر نماز ظهر و عصر است که آرام می خواند، اگر آرام خواندن امام را می شنوی که هیچ، اگر نمی شنوی خودت ذکر را بگو که شنیده و خورده شود. لفظ کتبی، زبانی و حتی تصوری، تصدیقی و وجودی اش هم همین گونه است. ۵ مرحله دارد. در تمام این مراحل لفظ روی انسان اثر دارد و انسان را می سازد. برای انسان سازنده است. چه سازنده بد و چه خوب. این ها را در اسماءالله توضیح دادیم که ما با لفظ، ذکر و اسم ۵ مرحله ارتباط داریم: ارتباط لفظی، کتبی، شفاهی، تصوری، تصدیقی و وجودی.
گاهی شما فقط باید تصور کنی، به زبان می آوری می گویی: بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین، خودت هم نمی فهمی چه می گویی. در اینجا تصوری وجود ندارد فقط صوت است. گاهی کس دیگری می گوید و به گوش شما می خورد، یا سوره حمد را همراهتان دارید که آثاری دارد. گاهی نماز را می خوانی ولی خودت هم نمی فهمی چه می گویی. می گویی چند سال است دارم دعا می خوانم. می گوییم دعا و قرآن می خوانی می فهمی چه می خوانی؟ می گوید نه، من فقط یاد گرفتم عربی اش را می خوانم. این فقط در مرحله صوت است و به تصور نمی آید. تصور یعنی انسان بداند آن لفظ چیست و به ما چه می گوید. می گویی آهاااا این را می گوید. گاهی وقت ها وقتی می گویی این را می گوید قبولش هم داری. مثلا می گویی: سبحان الله، این دارد می گوید خدا منزه است ولی ممکن است انسان تصدیقش نکند و این لفظ را قبول نداشته باشد. برای اینکه تا وضع مالی اش خراب می شود، یک سرطان به زندگی اش می آید یا طلاقی اتفاق می افتد شروع می کند به خدا که چرا این کار را با من می کنی؟ چرا خدا این کار را با من کرده است؟ او از اول که سبحان الله می گفت تصور داشت، اما قبول و تصدیق نداشت. این را تصدیق نکرده بود و قبول نداشت خدا منزه است. چون قبول ندارد خدا منزه است سی سال هم که نماز می خواند جز بهره مبارکی در حد لفظ و گفتار، بهره دیگری نمی برد. در حد تصور، نورانی نمی شود. تصور می کند، تصورش هم نورانی است اما تصدیقش نمی کند که عقلش نورانی شود. یعنی بگوید خدا منزه و بی نیاز مطلق است. نیازی ندارد مرا سختی دهد و اذیت کند. اگر عالَم به گونه ای آفریده شده که من اذیت می شوم و سختی می کشم به این خاطر است که او رب و مربی است. یکی از کارهای مربی هم این است که باید دانشجو و دانش آموز خودش را تربیت و تغذیه کند. شما یک مربی سراغ دارید که به زیر مجموعه و مُتِربی های خودش تمرین سخت ندهد؟ مربی باید سخت بگیرد تا شخص قوی شود. مربی باید تمرین و دستورالعمل بدهد؛ چون می خواهد او را شبیه خودش کند. استاد در کلاس هایی مثل فوتبال، والیبال، کونگ فو، تکواندو، کشتی، وزنه برداری و خط سخت می گیرد تا مُتِربی شبیه خودش شود. ما آفریده شدیم تا شبیه اهل بیت و خلیفة الله شویم، تمرین لازم داریم. مربی باید تمرین بدهد. ولی ما چون سبحان الله را تصدیق نکردیم در حد لفظی می گوییم سبحان الله. والحمدلله هایمان هم دروغ است، در حد تصور است. الحمدلله یعنی همه ستایش ها برای خداست ولی وقتی از ما تعریف می کنند خیلی باد می کنیم، فکر می کنیم ما چیزی از خودمان داریم و به جای اینکه کارها را به خدا نسبت دهیم، به خودمان نسبت می دهیم. کسی که قائل به الحمدلله است محال است به کسی حسودی کند ولی ما الحمدلله را می گوییم و به همه هم حسودی می کنیم، پس در حد تصور است. اما گاهی شخص تصدیق هم می کند، باور دارد که واقعا خدا از عیب و ضعف و ظلم منزه است. لذا وقتی در حوادث و مشکلات زندگی گیر می کند، هیچ گاه رابطه اش با خدا خراب نمی شود. نمی گوید چون من طلاق گرفته ام دیگر نماز نمی خوانم و حوصله خدا را ندارم. پدرم مُرد دیگر از خدا بدم می آید. اصلاً با خدا و اهل بیت رابطه ای ندارم. این طور نیست که سر هر چیزی رابطه اش با خدا، خانواده آسمانی و معشوقش به هم بخورد. این طور نیست که سر هر چیزی رابطه اش با همسرش خراب شود؛ ولی با خدا و اهل بیت به هم می زند. برای اینکه در ذهنش اینکه خدا و اهل بیت در حد تصور هستند، اما تصدیق شد دیگر راحت است و بالاتر می رود، رابطه وجودی می شود. خدا و اهل بیت وجود آدم می شوند. مثل فرزند آدم که با او رابطه وجودی دارد، با آوردن نامش قند در دل آدم آب می شود. اگر دور باشد با آوردن نامش دل انسان پر می کشد. چون رابطه وجودی دارد. آن معشوق، محبوب و ذکر بخشی از وجود آدم می شود. کسانی که یک ذکر را می گویند و اثر دارد برای این است که آن ذکر را از مرحله لفظی، کتبی، شفاهی، تصوری و تصدیقی گذراندند و این ذکر را در مرحله وجودی دارند. لذا وقتی برای خودشان و دیگران دعا می کنند اثر دارد؛ چون حقیقتش را تحقق می دهند. ببینید چقدر لفظ اثر دارد. لذا حضرت می فرماید که الفاظ زشت، رکیک و بیهوده را نگویید؛ چون به بخش خیال شما همان آشپزخانه روح می رود، پخته می شود و روح آن را می خورد. وقتی می خوری جذب شده و شبیه به این الفاظ می شوی و این خیلی بد است. شخصیتت منفی، زشت، تند، ناآرام، عصبی و غمگین می شود و این ها اصلا به درد نمی خورد. یکی از چیزهایی که خیلی مهم است این است که انسان ورودی ها را کنترل کند. تا جایی که ممکن است الفاظ منفی را نگوید و نشنود. حضرت می فرماید این ها را به زبان نیاورید؛ چون به شما آسیب میرساند. بعد می فرماید: «زبان شاخص عقل و زیب و زینت عقل و نشانه نیک سیرتی است». شاخص عقل یعنی نشان می دهد عقل شخص چقدر است. عقل شخص را از نوع حرف زدن و کلماتی که به کار می برد می توان سنجید. می توان گفت شخص عاقلی است. ممکن است باهوش باشد؛ ولی عاقل نباشد. آدم باهوش ولی بی تربیت و بی ادب زیاد است، هوششان زیاد و عقلشان کم است. مثل خیلی ها که خوب درس می خوانند، هوششان زیاد است، دکتر، مهندس و عالِم می شوند، اما عقلانیت ندارند. کلمات و الفاظی که به کار می برند سخیف و ضعیف است. سستی در مایه شخصیت انسان و لایق شخصیت انسان نیست این آدم. ولی یک نفر می بینی ۵ کلاس سواد دارد؛ اما فوق العاده کلماتش زیباست، شخصیت و عقلانیت دارد. عقل یعنی تشخیص باید و نباید برخلاف هوش که تشخیص چیستی هاست که به آن عقل نظری می گویند. چیستی ها را می فهمد؛ اما چون شخصیت ندارد، حرف زدن و سخنانش بی ادبانه، تند، خشن، بی عاطفه، اضطراب آور و اختلاف انگیز است و این چیز خوبی نیست. حضرت می فرماید زینت فرد، شاخص عقل، قیمت و زیبایی هر کس زبان اوست. اگر کسی می خواهد مزین باشد باید خوش زبان باشد. همان طور که قرآن فرمود کلمات را انتخاب کند. می کند و زیباتر تلقی میشود. اما این فقط در ظاهر شخص است. اگر کسی می خواهد شخصیتش زیبا باشد نحوه حرف زدن و سخن گفتنش تاثیر دارد. بارها دیدیم که مادرشوهری عروس را دوست ندارد می گویند با او ازدواج نکن، اگر هم ازدواج کنی ما با او رابطه برقرار نمی کنیم، پسر عاشقش بوده و دوستش داشته و با او ازدواج کرده، خانواده همسر این دختر را بایکوت کردند و با او ارتباط نداشتند و تحریمش کردند. اما این دختر به قدری خوش کلام، زیبا کلام و مهربان بوده در یک سال همه را عاشق خودش کرده است. یا بالعکس پسرانی را دیدم که به خواستگاری می روند، خانواده به احترام دخترشان که او را می خواهد قبول کردند ولی هیچ کس نمی خواهد با این داماد راه بیاید. به او بددهانی، مسخره و توهین هم کردند و متلک هم انداختند اما او به قدری با خانواده همسر قشنگ و زیبا صحبت می کند همه عاشق، شیفته و اسیرش می شوند. معجزه زبان این است. لذا حضرت می فرماید شاخص شخصیت و عقلانیت یک نفر زبانش است. بعد حضرت می فرماید: "و لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم" بحث زبان تمام شد، یکی دو تا از احادیثش مانده برایتان بخوانم و بحثم را خاتمه بدهم. همین مسئله زبان که حضرت می فرماید شاخص است امام علی علیه السلام می فرماید: "تَکَلَموا تُعْرَفوا فَاِنَّ المَرءِ مَخْفوءُتَحْتَ لِسانِه"
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد حضرت می فرماید: سخن بگویید تا شناخته شوید. تا صحبت شما را نشنوند، شما را نمی شناسند. خیلی مهم است که سخن شما شنیده شود. سخنتان را بگویید؛ اما می گوید وقتی بگویید باطنتان بالا می آید. حدیث می فرماید با سخن، چی شناخته می شود؟ "اَلاِنْسانُ لُبُهُ لِسانُهُ" باطن انسان زبانش است. بنابراین وقتی می گوید "تَکَلَموا تُعْرَفوا" دو تا کلمه است ولی پشتش بی نهایت حرف دارد. این معجزه معصوم است که می تواند حقایق مهم عالم انسانی را در یک یا دو کلمه بیان کند. حرف بزنید شناخته می شوید. چه چیز شما شناخته می شود؟ باطن و شخصیت شما شناخته می شود. می گوید من اول فکر کردم این دختر، دختر خیلی خوبی است، ولی وقتی حرف زد دیدم جنسش چقدر بد است. فکر کردم پسر خوبی است اما وقتی یک ساعت با او حرف زدم دیدم که اندیشه اش فاسد است، بدجنس است، مشکل روانی دارد و یک عالم عقده در وجودش است.
حضرت علی می فرماید هر چیز را پنهان کنید، در الفاظت نمی توانی پنهان کنی. " مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ" وقتی مشغول صحبت هستی در لغزش های زبانی شخصیت و باطنت در می آید و باطن بیرون می ریزد. بعضی ها خیلی زیرک هستند، خودداری می کنند، حضرت علی می فرماید: اگر آن ها را عصبانی کنی "لا یُعْرَفُ الرَای اِلّا عِنْدَ الْغَضَب" عصبی که می شوند همه حرف هایشان را بیرون می ریزند. در عصبانیت می توانید بفهمید که او کیست و باطن شخصیتش چیست. الان پنهان می کند؛ ولی وقتی خشمگین می شود همه حرف هایش را به تو می زند. آن جا می توانی بفهمی کی هست. حضرت می فرماید برای این که باطن یک نفر معلوم شود، سه بار دوستت را عصبانی کن، اگر حرف بد نزد و به تو خشمگین نشد دوست خوب و با ارزشی است. اگر با وجودی که عصبانی اش کردی، هیچ حرف زشتی بیرون نریخت، هیچ عقده و کینه و تحقیری نداشت، این از آن دوستان خوب، ماندگار و به درد بُخور است. فرمود: "تَکَلَموا تُعْرَفوا فَاِنَّ المَرءِ مَخْفوءُتَحْتَ لِسانِه"؛ انسان در زیر زبان خودش پنهان است. زبان چهره انسان است. "الظاهِرُ عِنْوانُ الْباطِن"، چهره انسان است و باطن را نشان می دهد.
"لِسانُکَ تَرْجُمانُ عَقْلِک"چقدر این فرمایشات زیباست. آدم کِیف می کند امامی دارد که در هزاران رشته تخصصی به شما اطلاع می دهد. زبانت ترجمان خرد توست. حد و اندازه عقل تو را به طرف مقابل می فهماند. این را خوب است حفظ کنید که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "بَلاءُ الْاِنسان مِنَ لِسان" گرفتاری آدم ها از زبانشان است. بلا معنای امتحان هم می دهد. یک موقع انسان در یک کلام امتحان می شود، کسی را سرزنش می کند و می گوید چرا این کار را کردی؟ خجالت نکشیدی این کار را کردی، از تو بعید است؛ یعنی یک نفر را به خاطر لغزش هایش سرزنش می کند حالا خدا از خودش شروع می کند و گرفتار می شود. خدا شروع به امتحان گرفتن از او می کند.
من یادم است زمانی اواخر سال ۷۹ سخنرانی می کردم کلامی از دهانم در رفت، داشتم در مورد بلا و امتحان صحبت می کردم از دهانم در رفت گفتم خدا ممکن است یک موقع یک سرطان هم به آدم بدهد، باید شاکر خدا باشد و صبر کند. تا این را گفتم، از دهانم بیرون آمد، نشسته بودم، دیدم کسی در گوشم گفت بهت دادیم. گفتم چی را دادید؟ یکدفعه چند روز بعد کله پا شدم، خودم به شدت و به سختی سرطان گرفتم. این است، می فرماید: "بَلاءُ الْاِنسان مِنَ لِسان" امتحان و گرفتاری انسان از زبانش است. آدم نباید کسی را سرزنش کند، نباید گنده گویی کند، بیهوده از کسی انتقاد نکنید، آن ها را زیر سوال نبرید، اگر کسی لغزش و گناهی کرده و دچار فحشا و منکراتی شده و گرفتاری ای هست، نباید شخصیتش را لِه و خرد کنیم. از همسر و بچه دائم ایراد نگیریم و دائم نگوییم؛ چون محال است خدا از تو امتحان نگیرد و تو را مبتلا نکند. محال است. مواظب زبانت باش. در خیلی از گرفتاری هایمان باید به گذشته برگردیم و ببینیم در این گرفتاری کسی را تمسخر و سرزنش نکرده باشیم، به کسی گیر نداده باشیم و عیب دیگران را نگفته باشیم. گفتی، به زبان آوردی حالا خدا به سر خودت هم می آورد. "مَنْ حَفِظَ لِسانَه سَتَرَ الله عَورَتَه" هر کس زبانش را حفظ کند خدا عیبش را می پوشاند. خداوند عیب هایش را می پوشاند، کسانی که پُر حرفی دارند و زیاد حرف می زنند آبرویشان هم زود می رود؛ ولی حضرت می فرماید کسی که زبانش را حفظ می کند خداوند تبارک و تعالی شخصیت و آبرویش را هم حفظ می کند. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: "ضَرْبُ لِسانِ اَشَّدُ مِنْ ضَرْبِ سَنان" ضربت زبان دردناک تر و شدیدتر از ضربت نیزه است. گاهی شما می گویید من به طرف مقابل نه توهین کردم، نه او را زدم، نه دست رویش بلند کردم، برای چه همسر من از من شکایت کرده و می خواهد طلاق بگیرد؟ برای چه شوهرم مرا نمی خواهد مگر چه کارش کردم؟ او فکر می کند چی کار کردن، فقط این مسائل است. شما اگر کتکش بزنی بهتر از این است که با زبانت تحقیر و اذیتش کنی، شخصیتش را خرد کنی، این از اینکه کتک بخورد بدتر است، این بدتر است. تو با زبان او را نابود می کنی؛ لذا حضرت می فرماید: "ضَرْبُ لِسانِ اَشَّدُ مِنْ ضَرْبِ سَنان" ضرب زبان شدیدتر از ضرب نیزه است. تو این قدر با زبانت او را تحقیرش کردی که حالش از تو به هم می خورد، نمی تواند تو را تحمل و با تو زندگی کند. نمیتواند دوستت داشته باشد، دئماً لِه و تحقیر شده است، از بس که از او ایراد گرفتی یا سوال کردی. یکی از جنایت های زبان سوال های بیجا و متجاوزانه است. کجا رفتی؟ با کی بودی؟ این که الان تلفن زد کی بود؟ چی کارَت داشت؟ نه مرد از زن سوال کند و نه زن از مرد، این کار غلطی است. سوال هایی که در آن فضولی است.
در مورد بچه ها هم همین طور، انسان نباید دائم متجاوز باشد و با زبانش حالا ما انواع تجاوزها را در شرح زیارت عاشورا توضیح دادیم. تجاوز چشمی داریم، بعضی ها به خودشان اجازه می دهند موبایل یک نفر را کنترل می کنند. کسی در موبایل چیزی می خواند نگاه می کنند چی دارد می خواند، به چی نگاه می کند، چه عکسی در آن دارد. شما حق ندارید بی اجازه به موبایل کسی نگاه کنید. کنترل کار غلطی است، تجاوز کار خوبی نیست. دائماً کیف بچه ات را نگاه کنی و بگردی. یک موقع یک خطر جدیِ حقیقی اتفاق افتاده، این خطرِ جدی حقیقی باعث می شود تا بچه ات را مقداری کنترل کنی. احتمال عاقلانه دادی مثلاً مواد مضری در کیفش است. آن یک بحث دیگر است؛ ولی همین جوری آدم نباید به حریم دیگران تجاوز کند، فضولی کند و از دیگران سوال کند. کی بود؟ خانه کی رفتی؟ آنجایی که مهمانی رفتی چه کسانی بودند؟ خانه مادر یا خواهرت رفتی چه کسانی بودند؟ شام چه خوردی؟ فلانی هم آمده بود؟ او چه گفت؟ راجع به فلان چیز، فلان چیز را نگفت؟ بابا این حرف ها چیست که شما می زنید؟ این سوال ها چیست که می کنید؟ یکسره سوال، این ها همه اش تجاوز است. کارهای قشنگی نیست و انسان ها نباید به هیچ وجه فضولی و تجاوز کنند و نیش بزنند. این سوال های متجاوزانه باعث تنفر در انسان می شود. بگذارید مردم در کنار شما راحت و آرام باشند. با این زبان و اژدها به جان همسرتان نیفتید و دائماً آتشش بزنید، گازش بگیرید و نیشش بزنید. به جان زن و بچه بیفتید و آن ها را اذیت کنید.
امام علی (علیه السلام) فرمود: "اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَقَرَ"؛ زبان درنده ای است که اگر رهایش کنید گاز می گیرد. آدم ها را می دَرَد، مواظب باشیم باطنمان خراب نشود.
آخرین روایت از وجود مقدس امام باقر (علیه السلام) است که فرمودند: "اِنَّ هَذا لِسان مِفتاحُ کُلَّ خَیرٍ وَ شَرٍّ فَیَنْبَقی لِلْمومِنِ اَنْ یَخْتِمَ عَلی لِسانِه کَما یَخْتِمَ عَلی ذَهَبِه وَ فِضَّةِ"؛ این زبان کلید هر خیر و شری است، پس برای شخص مومن شایسته است زبان خودش را کنترل و محافظت کند و نگه دارد همان طور که کیسه طلا و نقره خودش را مُهر می زند مومن در لسان قرآن به انسان حقیقی گفته می شود، فقط مومن ها هستند که انسان حقیقی هستند. "وَالْعَصْرِ"، همه انسان ها در حال خُسران هستند، استثنائاً "إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ " فقط مومنین هستند که دچار خسران نمی شوند و سرمایه جاودانه و ابدی شان را از دست نمیدهند. چطور کیسه طلا و نقره را قفل می زنند، در جواهرات آن باز نیست، می فرماید چون زبان کلید هر خیر و شری است به آن قفل بزن. اجازه نداشته باشد هر وقت و هر چه بخواهی به زبان بیاوری. یک جمله خیلی مهم این است که اگر حرف، نقره باشد سکوت طلاست. سکوت خیلی مهم است.
در این جلسه خلاصه ای از آن چه لازم بود خدمتتان عرض کنم عرض کردم.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.